فرهنگ مصادیق:ارتداد در قرآن
نویسنده: مرتضی رحیمی
محتویات
مقدمه
«ارتداد» در لغت به معنی بازگشت و رجوع چیزی به غیر خود است و گاهی به معنی صیرورت یعنی شدن است. در اصطلاح ارتداد یعنی حالت جدید اعتقادی که در مسلمانی با انکار یکی از اصول سه گانه دین یا نفی اصلی از اصول ضروری دین رخ دهد به طوری که موجب انکار اصول سه گانه دین شود. رخ میدهد در مفهوم قرآنی، ارتداد در صورتهایی همچون بازگشت از ایمان به کفر، برگشت از دین به کفر و نیز بازگشت به گذشته به کار رفته است.
در مورد شرطهای لازم برای تحقق ارتداد، در آیات ویژه ارتداد به شرط اختیار اشاره شده است. همچنین در قرآن آثار سویی برای ارتداد بیان شده است، از جمله حبط اعمال و زیان در آخرت؛ غضب و خشم و عذاب خداوند؛ زینت یافتن اعمال زشت فرد مرتد به دست شیطان؛ عدم نصرت خداوند در هدایت مرتد؛ و نیز توجه لعنت خدا و ملائکه و همه مردم به مرتد. برای هر یک از این آثار سوء نمونههایی در قرآن به چشم میخورد. از جمله مواردی که قرآن کریم در خصوص مرتد از آن سخن به میان آورده، مساله توبه مرتد است. به موجب برخی از آیات مربوط به این موضوع، توبه مرتد به طور مطلق پذیرفته میشود چه مرتد ملی و چه مرتد فطری، چه زن و چه مرد. به موجب برخی از این آیات توبه مرتد در صورت تکرار پذیرفته نمیشود. در مقابل، روایاتی پذیرش توبه مرد مرتد فطری را رد میکنند که باید بین این آیات و آن روایات را به شکلی جمع نمود.
در مورد حکم فقهی ارتداد، از میان مجازاتهای بیان شده برای مرتد، در قرآن به مساله پذیرش یا عدم پذیرش توبه مرتد و مجازات از بین رفتن پیوند زناشویی و ممنوعیت ازدواج اشاره شده است.
در فقه اهل سنت و بنا به رای برخی فقهای شیعه، منافق و زندیق حکم مرتد را دارد. در قرآن آیاتی در خصوص ارتداد وجود دارد که در آنها از منافقان سخن به میان آمده و اختلاف نظری که در تعابیر مربوط به منافق وجود دارد موجب اختلاف نظر در حکم فقهی منافق و زندیق شده است. از سویی مشرکان و اهل کتاب برای سوق دادن مسلمانان به سوی ارتداد تلاشهایی کردهاند و مسلمانان به واسطه ثبات در ایمان در برابر آنها پایداری کرده و نقشه آنها را نقش بر آب نمودهاند.
مفهوم ارتداد
معنای لغوی ارتداد در بسیاری از آیات به چشم میخورد از جمله آیه «لَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» (مائده / ۲۱) یعنی به پشت سر خود بازنگردید (عقب نشینی نکنید) که زیانکار خواهید بود. و نیز آیه «قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا» کهف/۶۴ یعنی موسی گفت: این همان است که ما میخواستیم و آنها از همان راه بازگشتند در حالی که پی جویی میکردند. در برخی از آیات قرآن این مفهوم در فعل ثلاثی مجرد «رد» [۱] این ریشه یافت میشود مثل «إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ » آل (عمران/ ۱۴۹) یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر از کسانی که کافر شدهاند اطاعت کنید شما را به عقب باز میگردانند. البته در این آیه معنی یاد شده به صورت متعدی به کار رفته است. برخی اوقات ارتداد به معنی لغوی شدن (صیرورت) به کار رفته است، مثل «فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا» (یوسف /۹۶) یعنی هنگامی که بشارت دهنده آمد آن (پیراهن) را بر صورت او (یعقوب) افکند ناگهان بینا شد.
در این معنی فعل ارتد به معنی صار به کار رفته و ملحق به افعال ناقصه است.
«ارتداد» در اصطلاح یعنی «حالت جدید اعتقادی و تحول عقیدتی است که با انکار یکی از اصول سه گانه دین اسلام «توحید، نبوت، معاد) و یا نفی اصلی از اصول ضروری دین که انکار آن به انکار اصول سه گانه منتهی شود به شخص مسلمان رخ میدهد. [۲]
مفهوم اصطلاحی ارتداد به صور گوناگونی در قرآن تکرار شده. گاهی از ارتداد به بازگشت از ایمان به کفر تعبیر شده مثل «إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ » آل عمران /۱۰۰ و نیز «كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ » (آل عمران /۸۶ و نیز «أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ» (آل عمران / 106)
با توجه به این که در بسیاری از آیات قرآن متعلق ایمان توحید و نبوت و معاد بیان شده چگونگی تعریف اصطلاحی ارتداد توسط این آیات روشن میشود مثل آیه «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ» (البقره /۲۸۵) یعنی پیامبر به آنچه از پروردگارش به او نازل شده ایمان دارد و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران وی ایمان دارند. و نیز آیه «وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» (نساء / ۱۳۶) از این دو آیه و آیات مشابه آنها استفاده میشود که متعلق ایمان همان توحید و نبوت و معاد است. کتب و رسل در اصل نبوت میگنجند و ملائکه نیز به لحاظ آن که واسطه در وحی و نزول کتاب بر پیامبران میباشند متعلق ایمان هستند. [۳] این مدعا توسط بسیاری احادیث نیز تایید میگردد، مثل سخن پیامبر صلی الله علیه وآله که فرمودهاند: «الایمان ان تؤمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر» [۴] یعنی ایمان آن است که به خدا و ملائکه وی و کتابها و رسولانش و روز قیامت ایمان بیاوری.
در پارهای از آیات از ارتداد به برگشت از دین به سوی کفر تعبیر شده که همان مفهوم اصطلاحی ارتداد را به صورتی دیگر بیان میکند. از جمله آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» (مائده / ۵۴) یعنی ای گروهی که ایمان آوردهاید هر که از شما از دین خود مرتد شود بزودی خدا قومی که (بسیار) دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند به نصرت اسلام در راه خدا جهاد میکنند و در راه دین از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند.
در مفهوم اصطلاحی ارتداد گفته شده است که چنانچه انکار ضروریات مذهب از اصول و ارکان مذهب شیعه باشد فقط موجب خروج از مذهب شیعه است نه دین اسلام و برخی از فقهاء همچون صاحب جواهر تفصیل قائل شدهاند بین این که اگر کسی شیعه باشد و ضروری مذهب شیعه، مثل امامت را منکر شود انکارش موجب خروج از دین اسلام است و اگر غیر شیعه ضروری مذهب شیعه را انکار نماید در این صورت ارتدادی صورت نگرفته و چنین فردی را مرتد نمیگویند. [۵]
برخی از دانشمندان شیعه همچون فاضل مقداد [۶] معتقد هستند که به موجب آیه یاد شده (مائده / ۵۴) انکار نص در مورد حقانیت علی علیه السلام موجب ارتداد است به دلیل آن که ضمن آیه، پنج مورد از خصوصیات و اوصاف علی علیه السلام بیان شده که عبارتند از:
۱ - یحبهم و یحبونه، خدا آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند این جمله قرآن همانند سخن پیامبر صلی الله علیه وآله است که در روز جنگ خیبر دربارهٔ علی علیه السلام فرمودهاند:
«لاعطین الرایة غدا رجلا و یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله.» [۷]
(۲) اذلة علی المؤمنین: نسبت به مؤمنین سرافکنده و فروتن هستند.
(۳) اعزة علی الکافرین: به کافران سرافراز و مقتدرند.
(۴) یجاهدون فی سبیل الله: در راه خدا جهاد کنند.
(۵) ولایخافون لومة لائم: از نکوهش و ملامت ملامت کنندهای هراسی ندارند.
به همین دلیل پس از این آیه، «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (مائده /۵۵) که بی تردید در شان علی علیه السلام نازل شده قرار دارد.
در بسیاری از روایات آمده است که آیه ۵۴ سوره مائده در مورد علی علیه السلام در فتح خیبر یا مبارزه با ناکثین و قاسطین و مارقین نازل شده و در روایتی آمده هنگامی که دربارهٔ این آیه از پیامبر صلی الله علیه وآله سؤال شد پیامبر صلی الله علیه وآله دست خود را بر شانه سلمان زد و فرمود:
«این و یاران او و هموطنان او» یعنی پیامبر صلی الله علیه وآله ایرانیان را به عنوان یاوران اسلام معرفی فرمودند و کوشش ایرانیان را برای پیشرفت اسلام پیشگویی نمودند. سپس پیامبرصلی الله علیه وآله فرمودند: «لوکان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء فارس » در روایات دیگری گفته شده است که این جملات دربارهٔ یاران حضرت مهدی (عج) نازل شده، که با قدرت تمام در برابر مرتدین از دین حق میایستند و جهان را پر از عدل و داد میکنند. [۸] این روایات با هم تضادی ندارند و به نظر درست تر، آیه اعم از موارد ذکر شده در روایات و غیر آن است و خطاب آن به همه مؤمنان به پیامبر است و اعلامی است از جانب خداوند در خصوص برخی افراد که پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله مرتد میشوند و از آنجا که ارتداد به معنی بریدن از اسلام است آیه شامل اهل بصره و غیر آنها میشود. [۹]
در برخی از آیات قرآن دربارهٔ مفهوم ارتداد به بازگشت به عقب یعنی اتخاذ روش جاهلیت تعبیر شده مثل «ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سول لهم » (محمد /۲۵) یعنی کسانی که بعد از روشن شدن حق بازگشتند و پشت کردند، شیطان اعمال زشت ایشان را در نظرشان زینت داده ... بدیهی است که این تعبیر دربارهٔ مفهوم ارتداد با تعابیری که قبلا بیان شده تفاوتی ندارد؛ چون بازگشت به عقب یعنی بازگشت به جاهلیت و کفر و از سویی در روایت آمده که «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة.» [۱۰]
شرایط ارتداد
همان گونه که در کتب فقهی بیان شده ارتداد با شرطهای خاصی همچون بلوغ، کمال عقل، اختیار، علم مرتد به مدلول لفظ و قصد داشتن به مدلول لفظی که به کار میرود بیان شده است. تعدادی ار این شرطها را برخی از مذاهب فقهی اسلامی مردود دانستهاند. از میان شروط یاد شده برای تحقق ارتداد، در میان آیات ارتداد به شرط اختیار تصریح شده که در آیه ۱۰۶ سوره نحل مشاهده میشود. فقها برای لزوم این شرط به آیه یاد شده استناد نمودهاند. مفهوم این شرط آن است که اگر فردی از روی اجبار و اکراه از اصول دین و یا ضروریات آن تبری جوید مرتد تلقی نمیشود. به دلیل آیه «مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» (نحل / ۱۰۶) یعنی کسانی که بعد از ایمان کافر شوند بجز آنها که تحت فشار واقع شدهاند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است آری آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشودهاند غضب خدا بر آنهاست و عذاب عظیمی در انتظارشان است.
به نظر برخی از مفسران شان نزول این آیه برخی از مسلمین هستند که در دست مشرکان گرفتار بودند و از سوی مشرکان مجبور به ترک اسلام و اظهار سخنان کفر و شرک شده بودند (از جمله عمار و پدرش یاسر و مادرش سمیه) میباشند. به موجب این شان نزول عمار زیر فشار مشرکان از اسلام بیزاری میجوید و مسلمین پس از اطلاع از کار عمار حکم به کفر عمار میکنند و پیامبر صلی الله علیه وآله دربارهٔ عمار میفرمایند: «عمار از فرق سر تا پا مملو از ایمان است و ایمان با گوشت و خون وی آمیخته. پس از چندی عمار گریه کنان نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله میآید و اظهار ندامت میکند و پیامبر صلی الله علیه وآله با دست مبارکشان اشکهای عمار را پاک میکنند و به عمار میفرمایند: «اگر باز تو را تحت فشار قرار دادند آنچه میخواهند بگو» و در این هنگام این آیه نازل میشود. [۱۱]
در این آیه مرتدان به دو دسته تقسیم شدهاند: [۱۲]
(۱) آنهایی که در دست دشمنان گرفتار شده و زیر فشار و شکنجه از اسلام بیزاری جویند ولی قلبشان از ایمان مالامال باشد مورد عفو واقع خواهند شد. این کار را تقیه گویند که در روایات معصومین علیهم السلام به آن تشویق شده.
(۲) افرادی که دل خود را به روی کفر و بی ایمانی میگشایند و عقیده خود را کنار میگذارند گرفتار غضب خدا و عذاب عظیم وی میشوند.
به نظر مرحوم فاضل مقداد [۱۳] یکی از نکات متضاد از این آیه آن است که بیزاری جستن از ائمه علیهم السلام حرام وتقیه در آن مباح است ولی اگر فردی که به زور وادار به برائت جستن از ائمه علیهم السلام شده سختی و فشار وارده را تحمل نماید و صبر کند و از ائمه علیهم السلام بیزاری و برائت نجوید بهتر است. دلیل بهتر بودن عدم تبری و بیزاری جستن از ائمه علیهم السلام در چنین حالتی سخن علی علیه السلام است که فرمودهاند: «اما السب فسبونی فان لی زکاة و لکم نجاة و اما البرائة فلا تتبروا منی فانی ولدت علی الفطرة و سبقت الی الایمان و الهجرة.» [۱۴]
آثار ارتداد
در قرآن مجید برای ارتداد آثار سوئی بیان شده است از جمله حبط (بر باد رفتن) اعمال و زیان در آخرت. به عبارت بهتر در اصطلاح علم کلام، ارتداد از میان رفتن ثواب اعمال پیشین است بر اثر گناهان بعدی چنانچه در آیه ۵ سوره مائده آمده: «ومن یکفر بالایمان فقد حبط عمله و هو فی الآخرة من الخاسرین » [۱۵] یعنی اگر به حکم نازل شده از سوی خداوند (در خصوص حلیت طعام اهل کتاب و زنان آنها بر شما) معترض باشید و آن را انکار کنید اعمال خوبتان بر باد خواهد رفت و در آخرت زیانکار خواهید بود.
همچنین در آیه ۲۱۷ سوره بقره گفته شده که اعمال مرتدانی که با حال کفر میمیرند در دنیا و آخرت حبط میشود. آیه به این صورت است «ومن یرتدد منکم عن دینه فیمت و هو کافر حبطت اعمالهم فی الدنیا والآخرة واولئک اصحاب النار هم فیها خالدون » یعنی کسی که از آیین خود برگردد و در حال کفر بمیرد تمام اعمال نیک (گذشته) وی در دنیا و آخرت بر باد میرود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.
از جمله آثار سوء ارتداد که در قرآن به آن اشاره شده غضب و خشم و عذاب دردناک خداوند است چون فرد مرتد غضب و عذاب خداوند را برای خود تدارک میبیند چنانچه در پایان آیه ۱۰۶ سوره نحل آمده: «ولکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله » همان گونه که گذشت به موجب این آیه مرتدان به دو دسته تقسیم میشوند و مرتدانی که با میل و رغبت عقیده خود را کنار میگذارند گرفتار غضب خداوند و عذاب عظیم وی میشوند. این معنی در آیه «فاما الذین اسودت وجوههم اکفرتم بعد ایمانکم فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون » آل عمران /۱۰۶ نیز به چشم میخورد، زیرا به موجب این آیه، به آنان که پس از ایمان کافر و مرتد شدند گفته میشود که به دلیل کفرتان بچشید عذاب خداوند را. و از سویی این آیه دربارهٔ ارتداد سخن میگوید؛ چه آن که مرحوم علامه طباطبایی [۱۶] در ذیل تفسیر این آیه به نقل از انس بن مالک از ابوهریره، از پیامبر صلی الله علیه وآله روایت نمودهاند که «یرد علی یوم القیامة رهط من اصحابی او قال من امتی فیحلؤن علی الحوض فاقول: یا رب اصحابی فیقول لاعلم بما احدثوا بعدک ارتدوا علی اعقابهم القهقری فیحلؤن.
از جمله آثار سوء دیگر ارتداد آن است که اعمال زشت افراد مرتد توسط شیطان برایشان زینت داده میشود و آنها توسط شیطان فریفته میشوند چنانچه خداوند فرموده: «ان الذین ارتدوا علی ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدی الشیطان سول لهم » محمد /۲۵ یعنی کسانی که بعد از روشن شدن حق بازگشتند و پشت کردند، شیطان اعمال زشت ایشان را در نظرشان زینت داده و آنها را به آرزوهای دور و دراز فریفته است.
اثر سوء دیگر ارتداد که در قرآن به آن اشاره شده کمک نکردن خداوند به هدایت افراد مرتد است چنانچه فرموده است: «كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ» آل عمران / ۸۶ یعنی چگونه خداوند هدایت میکند قومی را که پس از ایمان آوردن خویش کفر ورزیدند و گواهی دادند که پیامبرصلی الله علیه وآله حق است اینان در بازگشت از اسلام ظالم و ستمکار هستند و خداوند هرگز ستمگران را هدایت نمیکند. استفهامی که به وسیله کیف انجام شده افاده استبعاد و انکار میکند، یعنی هدایت مرتدان را محال و غیر ممکن مینمایاند. وجود صفت ارتداد در افراد مرتد سبب آن است که خداوند ایشان را هدایت نکند. این که در آیه گفته شده که خداوند مرتدان را هدایت نمیکند منافات ندارد با این که اگر توبه کنند و از ارتداد خویش بازگردند خدا ایشان را هدایت نماید. [۱۷]
اثر سوء دیگر ارتداد که در قرآن به آن تصریح شده توجه لعنت خدا و ملائکه و همه مردم به مرتدان است، چنانچه خداوند فرموده: «أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ × خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ × إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا» آل عمران /۸۷-۸۹ یعنی کیفر مرتدان آن است که لعنت خداوند و ملائکه و همه مردم شامل ایشان میشود و آنها همواره در این لعن میمانند و مجازاتشان تخفیف نمییابد و به آنها مهلت داده نمیشود مگر کسانی که پس از آن توبه کنند.
اولئک در آغاز آیه اشاره دارد به «قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ...» که در آیه قبل (آل عمران / ۸۶) به آن اشاره شد.
لعنت خداوند به معنی آن است که خداوند ایشان را از رحمت و سعادت دور میسازد و لعنت مردم و لعنت ملائکه بر چنین افرادی به معنی آن است که آنها از خداوند درخواست میکنند که خداوند مرتدان را از رحمت و سعادت دور میسازد. [۱۸]
توبه مرتد
به نظر اکثریت فقهای شیعه مرتد دو نوع است: ملی و فطری البته برخی دانشمندان شیعه همچون اسکافی و ابن جنید [۱۹] و نیز دانشمندان اهل تسنن تقسیم مرتد به دو نوع ملی و فطری را قبول ندارند و معتقدند که همه انواع ارتداد، چه در مورد زن و چه در مورد مرد حکم یکسانی دارد. از آیات قرآن در مورد ارتداد نگرش اول استفاده میشود، یعنی بر اساس آیات قرآنی تفاوتی بین زن و مرد مرتد و بین مرتد ملی و فطری وجود ندارد اما روایات شیعی مرتد ملی و فطری را متفاوت میدانند. لذا اکثریت فقها به استناد این روایات مرتد را به دو نوع ملی و فطری تقسیم نمودهاند.
در تعریف مرتد فطری سه نظر و سه تعریف بیان شده است: [۲۰]
(۱) مرتد فطری کسی است که در هنگام انعقاد نطفه اش پدر و مادرش یا یکی از آن دو مسلمان باشند و در هنگام بلوغ از اسلام خارج شود چه در هنگام بلوغ اظهار اسلام کرده باشد و چه نکرده باشد.
(۲) مرتد فطری کسی را گویند که در هنگام انعقاد نطفه اش پدر و مادرش یا یکی از آن دو مسلمان باشند و در هنگام بلوغ اظهار اسلام کند و پس از آن از اسلام خارج شود.
(۳) مرتد فطری کسی است که در هنگام تولدش یکی از پدر و مادرش یا هر دوی آنها مسلمان باشند و در هنگام بلوغ اظهار اسلام کند و بعد آن را رها نماید.
امام خمینی (ره) - از میان سه تعریف فوق تعریف دوم را قبول دارند. [۲۱]
در مقابل سه تعریف فوق سه تعریف و سه نظر برای تفسیر و تعریف مرتد ملی وجود دارد. از نظر فقه شیعه زن مرتد توبه اش پذیرفته میشود خواه مرتد ملی باشد و خواه مرتد فطری و مردی که مرتد ملی است توبه اش پذیرفته میشود ولی توبه مردی که مرتد فطری است پذیرفته نمیشود با وجود این بسیاری از فقهای شیعه همچون ابن جنید و اسکافی و صاحب مسالک و صاحب عروه و صاحب جواهر و ... قائل به پذیرش توبه مرتد فطری مرد هستند.
برخی از فقهای شیعه همچون صاحب عروه گفتهاند: «اقوی قبول توبه مرتد فطری در همه چیز مگر وجوب قتل او و خروج زوجه او از زوجیت و عده وفات نگه داشتن و انتقال مال سابق او (سابق بر ارتداد) به وارث. توبه در این امور اثری نخواهد گذاشت بنابراین بعد از توبه پاک میشود و عبادات او صحیح است. [۲۲]
پس از این مقدمه گفته میشود که آیات زیادی در خصوص توبه مرتد سخن میگویند.
از برخی از این آیات پذیرش توبه مرتد به صورت مطلق استفاده میشود چه ملی باشد و چه فطری و چه مرد باشد و چه زن، از جمله آیات زیر:
«كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ... أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ * خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ * إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ» آل عمران / ۸۶ تا 90
از آیات فوق موارد زیر استفاده میشود: [۲۳]
(۱) ارتداد و کفر گناهی است که مرتکب آن را برای همیشه در دوزخ میاندازد لذا ارتداد و کفر از بدترین گناهان کبیره هستند.
(۲) چنانچه کفر مرتد زیاد شود و فرد مرتد با ایمان، عناد داشته باشد توبه اش پذیرفته نمیشود ولی اگر برای وی حق آشکار شده باشد و از وی خواسته شود که توبه کند اما با حالت کفر بمیرد آمرزیده نمیشود و چنانچه توبه کند و بدون عناد خود را اصلاح کند، مثل آن که ارتداد وی به دلیل شبههای باشد که برایش حاصل شده و پس از آن که پاسخ شبهه وی داده شد توبه کند یا از او خواسته شود که توبه کند، چنانچه توبه کند و شبهه اش همچنان باقی باشد توبه اش پذیرفته میشود چون خداوند آمرزنده و مهربان است.
شان نزول [۲۴] بیان شده برای این آیات، نشان دهنده پذیرش توبه برخی از مرتدان است. به این صورت که: یکی از انصار به نام حارث بن سوید، شخصی به نام محذربن زیاد را میکشد و از ترس مجازات از اسلام برمی گردد و به مکه میگریزد، پس از ورود به مکه از کار خود پشیمان میشود و یک نفر از خویشاوندانش را به مدینه میفرستد تا از پیامبر صلی الله علیه وآله سؤال کند که آیا امکان بازگشت وی به اسلام وجود دارد یا نه. این آیات در این باره نازل میشود و لذا حارث خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله میرسد و مجددا مسلمان میشود و تا آخر عمر به اسلام وفادار میماند ولی یازده نفر از پیروانش که از اسلام خارج شده بودند به کفر خود باقی میمانند، آخرین آیه، که دربارهٔ عدم پذیرش توبه مرتدان سخن میگوید، در خصوص این یازده نفر است.
در تفسیر نمونه [۲۵] بر اساس شان نزول یاد شده چندین احتمال بیان شده:
(۱) ایشان با اختیار خود مسلمان نمیشوند و توبه نمیکنند مگر هنگامی که پیروزی مسلمانان را ببینند ظاهرا پشیمان شده و اظهار توبه کنند لذا چون توبه ایشان ظاهری است پذیرفته نمیشود.
(۲) این گونه افراد وقتی که مرگشان فرا رسد و مرگ را ببینند توبه میکنند لذا توبه آنها پذیرفته نیست، چه آن که در هنگام مرگ وقت توبه پایان یافته. [۲۶]
(۳) توبه از گناهان معمولی در حال کفر پذیرفته نیست، یعنی اگر کسی بر کفر مصر باشد اما از گناهی مانند ظلم و غیبت و مانند آنها توبه کند توبه اش بی فایده است چون با وجود آلودگیهای عمقی شستن آلودگیهای سطحی روح و جان مفید نیست.
از جمله آیاتی که دربارهٔ توبه مرتد سخن میگوید و از آن پذیرش توبه مرتد استفاده میشود آیه ۳۸ سوره انفال است: «قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ» یعنی ای رسول ما کافران را بگو که اگر از کفر خود دست کشیده و به راه ایمان باز آیید هر چه از پیش کردهاید آمرزیده شود و اگر به کفر و عصیان رو آورید سنت الهی در گذشته است.
از این آیه استفاده میشود که: [۲۷]
(۱) اگر کفار مسلمان شوند گناهان قبلی ایشان که حقوق الله است (انجام معاصی و ترک واجبات) بخشوده و آمرزیده شود و این مساله دال بر آن است که کفار در حال کفر مکلف به انجام واجبات و ترک معاصی هستند.
(۲) هر گاه کفار پس از مسلمان شدن مرتد شوند عذاب خدا شامل حال آنها خواهد شد روش خداوند دربارهٔ امتهای پیشین نیز این گونه بوده.
دلیل آن که فقط حق الله آنها بخشیده میشود آن است که بر عدم سقوط حق الناس دلیل خاص داریم لذا عام آیه با مخصص منفصل تخصیص یافته است. [۲۸]
از جمله آیاتی که به توبه مرتد اشاره دارد آیه ۱۳۷ سوره نساء است: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا» یعنی آنان که ایمان آوردند سپس کافر شدند باز هم ایمان آوردند و دگر بار کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید و نه آنها را به راه راست هدایت میکند.
در تفسیر نمونه [۲۹] آمده که این آیه هیچ گونه دلالتی بر عدم قبول توبه این گونه افراد ندارد بلکه دربارهٔ افرادی سخن میگوید که در حال شدت کفر میمیرند این گونه افراد نه شایسته آمرزش هستند و نه هدایت، مگر این که در کار خود تجدید نظر کنند.
به نظر مرحوم علامه طباطبایی [۳۰] چون ایمان در دل این گونه افراد مستقر نشده و امر خدا را بازیچه قرار میدهند امید آن نیست که توبه کنند و هر که چنین باشد ایمانش جدی نیست که ازوی پذیرفته شود هر چند که اگر به طور جدی ایمان میآوردند مغفرت و هدایت شامل حال ایشان میشد چون خداوند پذیرش توبه حقیقی افراد را وعده داده است. برخی معتقدند که آیه دلالت دارد بر این که ازدیاد کفر بعد از ایمان در هنگامی که مسبوق به کفر است انسان را به حدی میرساند که راه را نمییابد و مورد آمرزش خدا واقع نمیشود هر چند که امکان دارد پس از توبه و ایمان آوردن و انجام عمل صالح آمرزیده شود اما بعد از ازدیاد کفر و تکرار آن گویا فرد مرتد استهزا و مسخره میکند لذا آمرزیده نمیشود. [۳۱]
این آیه دال بر آن است که توبه مرتد، چه ملی و چه فطری در صورت ازدیاد و تکرار کفر و ارتداد پذیرفته نیست.
از جمله آیات مرتبط به توبه مرتد آیه ۷۴ سوره توبه است: «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ.. . فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ» یعنی به خدا سوگند میخورند که (سخنان زننده در غیاب پیامبر صلی الله علیه وآله) نگفتهاند. در حالی که قطعا سخنان کفر آمیز گفتهاند و پس از اسلام کافر شدهاند... اگر توبه کنند برای آنها بهتر است.
آیه بالصراحه دال بر پذیرش توبه مرتد است. [۳۲]
با وجود آن که این آیه و برخی از آیات دیگر دال بر پذیرش توبه مرد مرتد فطری هستند از برخی روایات عدم پذیرش توبه مرد مرتد فطری استفاده میشود. تخصیص این آیات توسط روایات یاد شده مشکل است لذا بهتر است که بین روایات و آیات به این صورت جمع شود که اگر مرتد فطری در زمان ارتدادش کشته شود، به این دلیل که ارتدادش برای حاکم شرع ثابت نشده یا آن که ارتدادش برای حاکم شرع ثابت شده ولی حاکم شرع برای اجرای حد مبسوط الید نیست، ولی توبه اش پذیرفته میشود. مقتضای سیاست حکومت اسلامی و مذاق معنوی اسلام نیز این نظر را تایید میکند و از سویی این نظر با آخر آیه ۳۴ سوره مائده، مربوط به حکم محارب، تایید میگردد:[۳۳] «إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» یعنی مگر آنان که پیش از آن که بر آنها دست یابید توبه کنند پس بدانید که خدا بخشنده و مهربان است.
با توجه به آنچه از آیات گذشت حق پذیرش توبه مرتد فطری است مگر آن که مرتد ارتداد و کفرش را تکرار کند و به این صورت عملا استهزاء کند. پذیرش توبه مرتد از سویی با عموم آیاتی که دال بر پذیرش توبه گناهکاران هستند سازگار است و از طرفی در صورتی که توبه مرتد پذیرفته نشود یا تکلیف مالایطاق است که با عدالت خداوند سازگار نیست یاء؛"ظظ آن که موجب سقوط تکلیف از فرد عاقل بالغ است که این هم نادرست است و از سویی برخی از فقها معتقدند که مرتد باید قضای نمازهای زمان ارتداد را به جا آورد. این فتوا در فرض قبول توبه مرتد حتی فطری، معقول مینماید.
حکم فقهی ارتداد در قرآن
در فقه اسلامی برای مرتد مجازاتهایی از قبیل اعدام، زندان ابد، محرومیت از ارث، تقسیم اموال، عدم پذیرش توبه، از بین رفتن پیوند زناشویی و ممنوعیت ازدواج و غیره بیان شده است. از میان مجازاتهای یاد شده در کتابهای آیات الاحکام و تفاسیر به مجازات از بین رفتن پیوند زناشویی و ممنوعیت ازدواج و عدم پذیرش توبه مرتد در صورت ازدیاد و تکرار ارتداد اشاره شده است. در این خصوص به برخی از آیات برای استخراج حکمهای یاد شده استناد شده است.
در مورد مجازات از بین رفتن پیوند زناشویی و ممنوعیت ازدواج، به دو آیه زیر استناد شده:
۱ - «لَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنْفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنْفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ» ممتحنه / ۱۰ یعنی هرگز متوسل به حفاظت کافران نشوید و شما (اگر زنانتان از اسلام به کفر باز گشتند) از کفار مهر و نفقه مطالبه کنید آنها هم مهر و نفقه طلب میکنند این حکم خداست میان شما بندگان.
به موجب این آیه هر گاه یکی از زن و شوهر که مسلمان هستند کافر یا مرتد شوند رابطه نکاح بین آنها قطع میشود چون ارتداد عبارت است از بازگشت از اسلام به کفر و فرقی میان مرد و زن نیست. [۳۴]
در فقه گفته شده چنانچه ارتداد زن یا مرد قبل از دخول باشد، ازدواج فورا به هم میخورد و در صورتی که ارتداد پس از دخول صورت گیرد، فسخ و انحلال ازدواج متوقف بر انقضای عده خواهد بود. چنانچه عده سپری شود و مرتد توبه نکند پس از انقضای عده، بدون خواندن صیغه طلاق جدایی صورت میگیرد. [۳۵]
عصم جمع عصمت در اصل به معنی منع است و در این جا به معنی نکاح و زوجیت است البته برخی گفتهاند که منظور نکاح دایم است نه نکاح موقت و تعبیر به عصمت نیز به مناسبت با ازدواج دایم است چون زن را از ازدواج با دیگری برای همیشه منع میکند. و کوافر جمع کافره یعنی زن کافر است. در آخرین حکم که در آیه ذکر شده سخن از مهر زنانی است که از اسلام خارج شده و کافر شوند و دربارهٔ آنها میفرماید:
هر گاه کسی از زنان شما از اسلام جدا گشت شما حق دارید مهری را که پرداختهاید مطالبه کنید.[۳۶]
در این که آیا حکم یاد شده مخصوص زنان مشرک است و یا زنان اهل کتاب را نیز شامل میشود، در میان فقها اختلاف است ولی ظاهر آیه مطلق است و همه زنان کافر را شامل میشود. هر چند شان نزول آیه دربارهٔ یکی از مواد عهدنامه صلح حدیبیه است که به موجب آن هر که از اهل مکه به مسلمانان بپیوندد مسلمانان باید وی را بازگردانند و اگر کسی از مسلمانان اسلام را رها کند و به مکه بازگردد مشرکان میتوانند وی را بازنگردانند. به موجب این شان نزول زنی بنام «سبیعه » مسلمان میشود و در سرزمین حدیبیه به مسلمانان میپیوندد همسرش به موجب عهد نامه صلح حدیبیه تقاضای بازگرداندن وی را از پیامبرصلی الله علیه وآله مینماید. این شان نزول موجب تخصیص آیه نمیشود. [۳۷]
۲ - «لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء / ۱۴۱) یعنی خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راه تسلطی قرار نداده است.
از آنجا که کلمه سبیلا نکره است که در کلام منفی واقع شده و نکره در سیاق نفی افاده عموم میکند بسیاری از فقها در مسائل مختلف حقوقی و حکمی برای عدم تسلط کفار بر مؤمنان به این آیه استدلال نمودهاند.
بدیهی است که برای انحلال ازدواج میان مسلمان و مرتد و کافر میتوان به عموم این آیه استناد نمود، چه آن که یکی از راههای تسلط کافر بر مسلمان ازدواج است که عمومیت آیه آن را نفی میکند.
از جمله حکم فقهی ویژه ارتداد که در قرآن بیان شده عدم پذیرش توبه مرتد در صورت ازدیاد و تکرار ارتداد وی است. محقق حلی دربارهٔ این حکم فقهی میگوید: «هر گاه ارتداد تکرار شود، شیخ گفته: در بار چهارم فرد مرتد کشته میشود و اصحاب ما روایت نمودهاند قولی را، که به موجب آن فرد مرتد در بار سوم کشته میشود.» [۳۸]
همان گونه که گذشت آیه ۹۰ سوره آل عمران یعنی «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ» به این حکم فقهی اشاره دارد.
منافقان و ارتداد
در فقه اهل سنت گفته شده که زندیق (یعنی کسی که اسلام را ظاهر کند و کفر را پنهان سازد) حکم مرتد را دارد و یکی از افرادی است که مجازاتی شدیدتر از مجازات مرتد را دارد مگر آن که به زندیق بودن خود اعتراف کند و پیش از آن که از وی درخواست توبه شود توبه کند و از سویی مالکیه و حنابله معتقدند که زندیق همان کسانی هستند که در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله منافق نامیده میشدند. این گونه افراد باید کشته شوند هر چند که توبه کنند و در صورتی که توبه کنند کشته شدن آنها به خاطر خداست نه کفر. [۳۹] برخی از فقهای شیعه نیز توبه زندیق را قبول نمیکنند.
از سویی در تفسیر برخی از آیات در خصوص ارتداد، از منافقان سخن گفته شده، از جمله آیه ۲۵ سوره محمد: «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ» قبلا از این آیه سخن به میان آمد. [۴۰]
در تفسیر نمونه گفته شده که قراین موجود در آیات قبل و بعد نشان میدهد که آیه از منافقان سخن میگوید که دلایل حقانیت پیامبر صلی الله علیه وآله را دیدند ولی به خاطر هواپرستی به آن پشت کردند. [۴۱]
در تفسیر مجمع البیان طبرسی ذیل تفسیر آیه یاد شده گفته شده: «از ابن عباس و ضحاک و سدی روایت شده که منافقان نزد پیامبر صلی الله علیه وآله اظهار ایمان میکردند ولی هنگامی که نزد خود جمع میشدند کفر خویش را اظهار میداشتند و این همانی است که در آیه از آن با (ارتدوا) یاد شده است. این آیه دال بر آن نیست که مؤمن هم گاهی کافر میشود چون مانعی نیست که منظور از بازگشت در باطن از ایمان باشد پس از آن که دلیل و برهان بر صحت ایمانش اقامه شده و آن را اظهار نموده است.» [۴۲]
از جمله آیات راجع به ارتداد که در آن از منافقان سخن گفته شده آیه ۷۴ سوره توبه است: «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ... فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَهُمْ» قبلا در قسمت توبه مرتد از این آیه سخن به میان آمد.
یکی از شان نزولهایی که دربارهٔ این آیه بیان شده این است که برخی از منافقان مطالب زنندهای دربارهٔ اسلام و پیامبر صلی الله علیه وآله گفته بودند و پس از فاش شدن اسرارشان سوگند دروغ یاد کردند که چیزی نگفتهاند. یکی از ایشان توبه میکند که پیامبرصلی الله علیه وآله توبه وی را میپذیرد.
از جمله آیاتی که دربارهٔ ارتداد سخن گفته و در آن به منافقان اشاره شده آیه ۸۹ سوره نساء است: «وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ » یعنی آنها دوست دارند که شما هم مانند آنها کافر شوید و مساوی یکدیگر گردید نبابراین از آنها دوست انتخاب نکنید مگر این که در راه خدا مهاجرت کنند. ولی آنها که از هجرت سرباز زنند (و به اقدام علیه شما ادامه دهند) آنها را هر جا بیابید اسیر کنید یا به قتل برسانید.
به دنبال آیه قبل که دربارهٔ عدهای از منافقان سخن میگوید خداوند میفرماید که آنها نه تنها خودشان کافرند بلکه دوست میدارند که شما هم مانند آنها کافر شوید و مساوی یکدیگر شوید.[۴۳]
سیره پیامبر صلی الله علیه وآله دربارهٔ منافقان مدینه و مانند آن و منافقان مکه متفاوت بوده، زیرا منافقان مدینه به ظواهر اسلام عمل میکردند و مبارزه صریحی با اسلام و مسلمین نداشتند لذا پیامبر هیچ گاه دستور قتل ایشان را صادر نکرده تا مبادا دشمنان وی را متهم به قتل یارانش کنند و یا برخی با سوء استفاده از این مساله با مخالفان خود به عنوان منافق در آویزند و آنها را به قتل برسانند. ولی کسانی که مثل منافقان مکه همکاری آشکاری با دشمنان اسلام داشتند مشمول این حکم نبودند لذا در آیه به قتل آنها دستور داده شده. [۴۴]
از سویی به اعتباری دیگر منافقان دو دسته دانسته شدهاند: برخی از منافقان از اول ایمانشان ظاهری بوده و برخی دیگر در آغاز ایمان حقیقی داشتهاند سپس راه ارتداد و نفاق را پیش گرفتهاند. [۴۵]
شاید اختلاف در تعابیری که در خصوص منافقان به چشم میخورد موجب اختلاف نظر دربارهٔ حکم فقهی ایشان شده و برخی از اهل تسنن و شیعه حکم به ارتداد منافق نمودهاند.
تلاش مشرکان و اهل کتاب جهت سوق دادن مسلمین به سوی ارتداد
در برخی از آیات قرآن تصریح شده که مشرکان یا اهل کتاب میکوشیدند که مسلمانان را به سوی ارتداد بکشانند و آنها را نسبت به دینشان بدبین کنند، از جمله خداوند فرموده: «قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ» انعام / ۷۱ یعنی ای پیامبر بگو آیا چیزی غیر از خدا بخوانیم که نه سودی به حال ما دارد و نه زیانی، و بازگشت به عقب کنیم بعد از آن که خداوند ما را هدایت کرده همانند کسی که بر اثر وسوسههای شیاطین راه را گم کرده و سرگردان مانده در حالی که یارانی دارد که او را به سوی هدایت دعوت میکنند که به سوی ما بیا.
این آیه در برابر اصرار مشرکان که مسلمانان را به سوی بت پرستی و کفر میخواندند نازل شده و میفرماید اگر ما به سوی بت پرستی باز گردیم و پس از هدایت الهی در راه شرک گام نهیم بازگشت به عقب کردهایم. چون افراد به سرگردانی مقداری راه میروند و سپس باز میگردند افرادی که از ایمان به سوی شرک بازگشتهاند به هواپرستان سرگردان تشبیه شدهاند که برنامه هایشان را از شیطان الهام میگیرند. [۴۶]
در جوامع الجامع [۴۷] در تفسیر «نرد علی اعقابنا» گفته شده: «راجعین عن دیننا الذی خیر الادیان » بعد اذ هدینا الله یعنی بعد از آن که خدا ما را هدایت نمود از دینمان که بهترین ادیان است برگردیم.
این آیه نشان دهنده آن است که مشرکان تلاش میکردند مسلمانان را به سوی کفر و ارتداد و کنار گذاشتن دین اسلام سوق دهند.
از جمله آیاتی که به تلاش اهل کتاب جهت سوق دادن مسلمانان به سوی ارتداد اشاره دارد آیه ۱۰۹ سوره بقره آمده: «وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ» یعنی بسیاری از اهل کتاب از روی حسد که در وجود آنها ریشه دوانده دوست میداشتند شما را بعد از ایمان و اسلام به حال سابق برگردانند با این که حق برای آنها کاملا روشن شده است شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید تا خداوند فرمان خودش (جهاد) را بفرستد. از لغت ود که متضمن معنی دوستی با دلبستگی است فهمیده میشود که اهل کتاب میکوشیدهاند تا راههایی برای برگرداندن مؤمنان از ایمان بیابند و از «لو» که امتناع را میرساند و از ایمان مضاف به «کم » (ایمانکم) که ثبات ایمان را میرساند فهمیده میشود که با ثبات ایمان کوشش اهل کتاب برای برگرداندن مؤمنان از ایمان به کفر اثری ندارد. [۴۸]
در برابر نقشه اهل کتاب جهت مرتد کردن مسلمانان، قرآن میفرماید، مسلمانان باید عفو و گذشت کنند و به انجام وظایف و کارهای خویش مشغول باشند و از دستورات پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله پیروی کنند و نقشههای اهل کتاب را نادیده بگیرند تا مسلمانان قدرت بیشتری پیدا کنند و دستور جهاد صادر شود. [۴۹]
از جمله آیاتی که به تلاش اهل کتاب جهت مرتد کردن مسلمانان اشاره میکند آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ» (آل عمران / ۱۰۰) است یعنی ای کسانی که به اسلام گرویدهاید (ایمان آوردهاید) اگر پیروی بسیاری از اهل کتاب را کنید شما را بعد از ایمان به کفر برمی گردانند.
در شان نزول این آیه گفته شده: [۵۰] یکی از یهودیان بنام «شامس بن قیس » که در کفر و عناد بی نظیر بود روزی از کنار مجمع مسلمانان میگذشت و دید جمعی از طایفه اوس و خزرج که سالها جنگهای شدیدی داشتند در صلح و صفا با هم نشسته و مجلس انسی به وجود آوردهاند. وی از دیدن این صحنه ناراحت میشود و با خود میگوید که اگر وضع به همین منوال پیش برود یهود در خطر خواهد بود. لذا به یکی از جوانان یهودی دستور میدهد که به جمع مسلمین بپیوندد و حوادث خونین «بغات » (جنگ خونین و طولانی بین اوس و خزرج) را به یاد آنها بیاورد این توطئه مؤثر واقع میشود و اختلافات گذشته تجدید میگردد. پیامبر صلی الله علیه وآله مطلع میشود و با جمعی از مهاجران به سراغ آنها میآیند و آنها را پند و اندرز میدهد. جمعیت با شنیدن سخنان پیامبر صلی الله علیه وآله سلاحها را بر زمین میگذارند دست در گردن هم میافکنند و به شدت گریه میکنند و دوباره صلح و صفا برقرار میشود. در این هنگام آیات ۹۹ تا ۱۰۱ سوره آل عمران نازل میشود. در دو آیه اول یهود نکوهش میشوند و در دو آیه بعد به مسلمانان هشدار داده میشود که مواظب این توطئهها باشند.
منظور از بازگشت به کفر که در آیه به آن اشاره شده «کفر حقیقی و بیگانگی » مطلق از اسلام است و ممکن است که منظور از کفر همان عدوات و دشمنیهای دوران جاهلیت باشد که خود یکی از شعبههای کفر به شمار میرود. [۵۱]
خداوند در آیه بعد به صورت تعجب از مؤمنان سؤال میکند چگونه ممکن است شما راه کفر در پیش گیرید در حالی که هم پیامبرصلی الله علیه وآله در میان شماست و هم آیات الهی مرتبا بر شما خوانده میشود.
مرحوم آیت الله طالقانی در ذیل تفسیر این آیه گفتهاند: «نهضت اسلامی از سالهای نخست که در مدینه پا میگرفت در معرض خطر ارتداد بود چه آن که فرقهای از اهل کتاب به هر وسیله میکوشیدند که نو مسلمانان را به دنبال خود به ارتداد بکشند. برانگیختن کینههای جاهلیت در بین مهاجرین و اوس و خزرج نمونهای از همین نقشه ارتدادی شان بود.» [۵۲]
از دیگر آیاتی که به تلاش کفار جهت مرتد کردن مسلمانان اشاره میکند آیه ۱۴۹ سوره آل عمران است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» یعنی ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر از کسانی که کافر شدهاند اطاعت کنید شما را به عقب باز میگردانند که در این صورت سرانجام زیانکار خواهید شد.
از این آیه استفاده میشود که پس از پایان جنگ احد که مسلمانان زخم خورده و کشته داده بودند و به خانه هایشان بر میگشتند عدهای از دشمنان اسلام در لباس خیر خواهی و دلسوزی بین مسلمین تفرقه میانداختند و با وضع نامساعد روحی مسلمانان سعی میکردند که آنها را نسبت به اسلام بدبین کنند و آماده پذیرش عقاید و پیشنهادهایی در مورد سازش با مشرکان و اهل کتاب کنند. آیه در پیروی از کفار به مسلمانان هشدار میدهد و میفرماید که اگر از آنها پیروی کنید آنها شما را به عقب بر میگردانند و شما را به سوی کفر و فساد میکشانند و بعد میفرماید خدا پشتیبان و رپرست شماست و او از بهترین یاوران است.
پانویس
- ↑ لسان العرب ذیل کلمه «ردد
- ↑ عمید زنجانی، فقه سیاسی اسلام، 3/319 به نقل از تذکرة الفقهاء 1/457 و جواهر 21/343
- ↑ مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، /177
- ↑ الجامع الصحیح، مسلم بن الحجاج بن مسلم، مصر، مطبعه محمدعلی صحیح 1334 ه 1/24
- ↑ مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام، دکتر علیرضا فیض /417 به نقل از جواهر 41/602
- ↑ کنز العرفان، فاضل مقداد 1/390 و 391
- ↑ همان ماخذ به نقل از صحیح بخاری 2/299 و 3/51 و سیره ابن هشام 2/324
- ↑ تفسیر نمونه ،4/ ذیل تفسیر آیه 54 سوره مائده
- ↑ همان ماخذ و کنزالعرفان، فاضل مقداد 1/391
- ↑ کنزالعمال ج 6/65 و مسند احمدبن حنبل 4/96 و محاسن برقی /156
- ↑ تفسیر نمونه 11/ ذیل تفسیر آیه 106 سوره نحل
- ↑ تفسیر نمونه 11/ ذیل تفسیر آیه 106 سوره نحل
- ↑ کنزالعرفان 1/393
- ↑ همان ماخذ به نقل از نهج البلاغه عبده 1/114 و نیز نهج البلاغه دکتر شهیدی خطبه 75، یعنی همانا پس از مرگ من مردی بر شما چیره شود... او شما را فرمان دهد که مراد شنام گویید و از من بیزاری جویید اما مرا دشنام دهید چون برای من زکات است و برای شما نجات اما بیزاری که من بر فطرت مسلمانی زادهام و در ایمان و هجرت از همه پیش افتادم
- ↑ در مقابل احباط تکفیر وجود دارد که عبارت است از کیفر گناهان پیشین بر اثر اعمال نیک از میان برود در این که کفر و ارتداد باعث حبط میشود تردیدی وجود ندارد. که این آیه آن را تایید میکند چون گناه کفر به قدری زیاد است که بر ثوابهای پیشین فایق میآید ولی در این که افراد با ایمان هم که گناه کردهاند و هم اطاعت خدا را نمودهاند و بدون توبه از دنیا رفتهاند اعمال بدشان پاداش اعمال نیک را از بین میبرد یا نه بین متکلمان اختلاف است. (ن. ک: تفسیر نمونه 2/ ذیل تفسیر آیه 217 بقره
- ↑ تفسیر المیزان 3/380
- ↑ همان ماخذ 3/340
- ↑ همان ماخذ 1/ ذیل تفسیر آیه «أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (بقره /159
- ↑ فقه القرآن، یزدی 2/166
- ↑ جواهر الکلام، نجفی 41/604
- ↑ تحریر الوسیله 2/366
- ↑ دکتر فیض، مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام ،419 به نقل از حاشیه سید بر جامع عباسی /285
- ↑ فقه القرآن 2/166
- ↑ تفسیر نمونه 2/ ذیل تفسیر آیات 86 - 90 سوره آل عمران البته شان نزول دیگری نیز برای آیات یاد شده بیان شده، که طبق آن، آیات دربارهٔ برخی از اهل کتاب نازل شده که پیش از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله مردم را به ظهورش بشارت میدادند ولی پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله کافر شدند و رو در روی مسلمانان ایستادند
- ↑ همان ماخذ 2/ ذیل تفسیر آیات یاد شده
- ↑ اشاره دارد به آیه «وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ...» (نساء /18
- ↑ کنزالعرفان، فاضل مقداد 1/404
- ↑ همان ماخذ
- ↑ تفسیر نمونه 4/ ذیل تفسیر آیه 137 سوره نساء
- ↑ تفسیر المیزان 5/113
- ↑ یزدی، فقه القرآن 2/168
- ↑ یزدی، فقه القرآن 2/168
- ↑ همان ماخذ
- ↑ خزائلی، احکام القرآن /103
- ↑ آیتی و امینی، تحریر الروضة فی شرح اللمعة /367
- ↑ تفسیر نمونه 24/40
- ↑ تفسیر نمونه 24/40
- ↑ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام مع تعلیقات السید صادق الشیرازی 2/963
- ↑ غروی، محمد، کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة و مذهب اهل البیت 5/645
- ↑ مبسوط شیخ طوسی 7/282 و جواهر الکلام 41/631
- ↑ تفسیر نمونه 21/ ذیل تفسیر آیه 25 سوره محمد
- ↑ ترجمه تفسیر مجمع البیان 23/77
- ↑ تفسیر نمونه 4/51 چاپ هفتم
- ↑ همان ماخذ
- ↑ همان ماخذ 24/152
- ↑ همان ماخذ 5/ ذیل تفسیر آیه 71 سوره انعام
- ↑ تفسیر جوامع الجامع 1/387
- ↑ طالقانی، تفسیر پرتوی از قرآن 1/260
- ↑ تفسیر نمونه 1/ ذیل تفسیر آیه 109 سوره بقره
- ↑ همان ماخذ 3/ ذیل تفسیر آیه 100 سوره آل عمران
- ↑ همان ماخذ
- ↑ تفسیر پرتوی از قرآن 3/251







