فرهنگ مصادیق:اخلاص- ویکی اهل البیت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
اخلاص- ویکی اهل البیت

مقدمه

از نظر قرآن، شخصیت واقعی ما همان روح ماست؛ روح ما با هر عمل اختیاری، از قوّه بسوی فعلیت گام برمی‌دارد و خاصیتی متناسب با هدف خود کسب می‌کند؛ این آثار و ملکات جزء شخصیت ما می‌شود و ما را به عالمی متناسب خود از عوالم وجود می‌برد. از طرفی اسلام عمل با روح می‌خواهد نه عمل بی‌روح و روح و جان عمل، نیت است.
تأثیر نیّت تا آن حدّ است که انسان به صرف هواداری از گروهی در ثواب و عقاب با آنها شریک می‌شود[۱]و همان طوری که تن آدمی شریف است به جان آدمیت، شرافت عمل آدمی نیز بستگی به جان آن دارد که اخلاص است.[۲]

تعریف اخلاص

تعریف لغوی

اخلاص در لغت ویژه کردن را گویند؛ یعنی پاک کردن چیزی از هر چیزی که غیر آن باشد و با آن درآمیخته باشد.[۳]

تعریف اصطلاحی

در بیان اندیشمندان اسلامی عبارت است از پاک و خالص ساختن قصد و نیت از غیرخدا، به عبارت دیگر «حقیقت اخلاص آن است که نیت انسان از هر گونه شرک خفی و جلی پاک باشد».[۴] پس هر کسی که طاعتی را بجا آورد و قصد قربت داشته باشد ولی با آن غرضی دنیوی بیامیزد عملش خالص نمی‌باشد، مثلاً برای رسیدن به سلامتی بدن و پالایش آن از چربی‌های اضافی روزه بگیرد و هدف اصلی و محرک واقعی او برای روزه گرفتن چنین قصدی باشد و...[۵]

اسباب و عوامل اخلاص

در آموزه‌های دینی ما عواملی برای کسب این فضیلت ارزشمند بیان شده است که به مواردی از آنها اشاره می‌شود:
۱. یقین منشأ اخلاص است.[۶]
۲. اخلاص عمل از یقین قوی و نیک اندیشی سرچشمه می‌گیرد.[۷]
۳. اخلاص میوه علم و معرفت است.[۸]
۴. سرآغاز اخلاص ناامیدی از ماسوی اللّه است.[۹]
۵. آرزوهایت را کم کن تا اعمالت خالص شود.[۱۰]
۶. اخلاص میوه عبادت است.[۱۱]
نتیجه آن که اخلاص محصول یقین، قدرت ایمان، علم، قطع امید از مردم، کم کردن آرزوها و عبادت پروردگار است[۱۲]

دفع یک شبهه

این که گفته می‌شود کار برای خدا یعنی کار برای خلق، راه خدا و خلق یکی است و برای خدا یعنی برای خلق و گرنه کار برای خدا منهای خلق، آخوند بازی و صوفیگری است، سخن نادرستی است.
از نظر اسلام راه، راه خداست و بس و مقصد خداست نه چیز دیگر، اما راه خدا از میان خلق می‌گذرد. کار برای خود کردن نفس پرستی است، کار برای خلق کردن بت‌پرستی است، کار برای خدا و برای خلق کردن هم شرک و دوگانه پرستی است بلکه کار خود و کار خلق برای خدا کردن توحید و خداپرستی است و راه صحیح و صراط مستقیم در اسلام آن است که کارها به نام خدا آغاز شود.[۱۳]

نشانه‌های اخلاص

این نشانه‌ها بصورت اختصار مطرح می‌شود:
۱. کسی که دلش پاک، اعضاء و جوارحش سالم، خیرش زیاد و شرش مأمون است (یعنی مردم از خیرش بهره‌مند و از شرش در امانند).[۱۴]
۲. یکسان بودن ظاهر و باطن و کردار و گفتارش[۱۵]
۳. کمال اخلاص دوری از گناهان است.[۱۶]
۴. زهد[۱۷]
۵. ناامیدی از غیرخدا و از چیزی غیر از گناهش نترسیدن.[۱۸]
۶. از غیر خدا در مورد اعمالش انتظار تعریف نداشتن.[۱۹]

تذکر لازم

در اینجا یادآوری یک نکته ضرورت دارد و آن این که خوشحالی از تعریف و تمجید مردم در صورتی به حساب ریا گذاشته می‌شود که محرک اصلی در انجام کار، ستایش مردم باشد.
اما اگر هدف از انجام کار خیر، تنها رضای خدا و امتثال امر او باشد ولی با دیدن مردم و ستایش آنان قهرا خوشحال شود این دلیل بر ریا کاری او نیست. زیرا طبیعی است که انسان موفقیت و خوشنامی را دوست می‌دارد و از بدنامی گریزان است.
حضرت إبراهیم نیز از خدا می‌خواهد: «خدایا نامم را بر زبان آیندگان نیکو و سخنم را دلپذیر گردان».[۲۰]

وسوسه ریا

با این که در مسئله اخلاص در عبادت و دوری از ریا باید کمال مراقبت را مبذول داشت اما گاهی از اوقات این مراقبت از حدّ عادی بیرون می‌رود و به صورت وسوسه درمی‌آید و بخصوص آنها که در آغاز راه هستند بیشتر دچار این گونه وسوسه‌ها می‌شوند. در اینجا وظیفه آن است که به وسوسه اعتنا نکنیم و همین که از خطور این گونه تصورات و اوهام ناراحت هستیم دلیل بر آن است که ریایی در کار نیست و این شیطان است که می‌خواهد ما را از راه بازدارد.
از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نقل شده است: «اگر کسی در نماز باشد و شیطان او را به ریاکاری وسوسه و متهم کند تا وقت باقی است هر چه می‌خواهد نمازش را طولانی کند و نیز اگر مشغول یک کار اخروی است باز هم به وسوسه شیطان اعتنا نکند و به کار خود ادامه بدهد اما اگر کاری که در دست دارد مربوط به دنیا است[۲۱] بی‌درنگ آن را رها کند».[۲۲]

اخلاص در منظر قرآن و سنت

کسی که کاری را هم برای خدا و هم برای غیرخدا انجام دهد، خدا آن کار را نمی‌پذیرد؛ زیرا دین کمّاً و کیفاً مخصوص خداست. قرآن کریم در کیفیت عمل می‌فرماید: «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ»[۲۳]
فقط به نام و یاد خدا باید این مجموعه را فهمید و به آن عمل کرد و آن را به دیگران آموخت. بنابراین تنها کسانی متدین واقعی و دیندارند که مخلص باشند. از این رو خدای سبحان می‌فرماید: «و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييده‏ اند دين [خود] را براى او خالص گردانند»[۲۴]
یعنی فهمشان و عملشان برای خدا باشد و محصول اخلاص نیز لقای بهشت است.[۲۵]
در روایات نیز در مورد این مسأله مطالب فراوانی عرضه شده است. از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روایت متواتر میان شیعه و سنّی رسیده است که: «همانا کارها وابسته به نیت‌ها است».[۲۶]
در حدیثی به این شکل روایت شده است که: «همانا اعمال وابسته به نیت است؛ برای انسان همان است که قصد کرده و هدف قرار داده است. هر کس به خاطر خدا و رسول هجرت کرده است هجرتش به سوی خدا و رسول است و هر کس به خاطر زنی که با او ازدواج کند و یا به خاطر ثروتی که به چنگ آورد، هجرت کرده است. هجرتش به سوی همان خواهد بود».[۲۷]

آفات اخلاص

آفاتی که اخلاص را تیره و آشفته می‌سازد در آشکار و پنهان بودن درجاتی دارد که واضحتر از همه ریای ظاهر است.
سپس نیکو بجا آوردن عبادت و سعی در خشوع در عبادت در میان مردم و آشکارا نه در خلوت، به قصد اینکه تو مرجع مردمی و آنچه از تو مشاهده می‌کنند فرا می‌گیرند.
و پس از آن، عمل را در خلوت خوب انجام دادن به قصد آنکه خلوت و آشکارای او یکسان باشد و این نوعی ریای پیچیده و پوشیده است. زیرا چنین شخصی عبادت خود را در خلوت نیکو می‌کند تا در ملأ و آشکارا نیز همین گونه عمل نماید، پس فرقی بین دو نوع عبادت او (در خلوت و در جلوت) در این که به مردم توجه و التفات دارد نیست.
ریای پنهان‌تر این است که وقتی انسان در حضور مردم در عبادت است شیطان که از بکاربردن حیله‌های قبلی ناامید است به وی گوید: «تو در پیشگاه خدای سبحان ایستاده‌ای، در جلال و عظمت او بیندیش و شرم کن از این که او به دل تو می‌نگرد و قلب تو از او غافل است» آنگاه حالت حضور قلب و خشوع جوارح به خود می‌گیرد و این پنهان‌ترین نیرنگ شیطان است و اگر این اندیشه ناشی از اخلاص بود در خلوت از او جدا نمی‌شد و تنها در حالت حضور غیر، به ذهنش خطور نمی‌کرد.
آن را روا بود که زند لاف مهر دوست کز دل به در کند همه مهری و کینه‌ای [۲۸]

مراتب اخلاص

این مراتب فهرست‌وار به صورت ذیل می‌باشد:
مرتبه اول: پاکسازی عمل است -چه عمل قلبی یا عمل ظاهری - از شبهه رضای مخلوق و جلب قلوب آنها، چه برای خوش‌آمد گویی آنها یا برای جلب منفعت یا برای غیر آن.
مرتبه دوم: پاکسازی عمل است از بدست آوردن منافع دنیایی هر چند که انگیزه و مشوق آن عنایت الهی باشد تا به این واسطه عنایت فرماید. مثل خواندن نماز شب برای توسعه روزی و بجا آوردن نماز اوّل ماه (مثلا) برای سلامت از آفات آن ماه و دیگر مقاصد دنیوی...
مرتبه سوم: پاکسازی عمل است از اینکه بخاطر بهشت های جسمانی و حورالعین و قصرها و امثال آن از لذات جسمانی، اعمال عبادی خویش را انجام دهد.
مرتبه چهارم: آن است که عمل را تصفیه کند از ترس عقاب و عذابهای جسمانی که وعده داده شده است. البته در نظر اهل معرفت فرق نمی‌کند که انسان عملی را از ترس حدود و تعزیرات دنیایی یا ترس عذاب آخرتی یا برای رسیدن به زنهای دنیائی یا بدست آوردن زنهای بهشتی انجام دهد. زیرا هیچ یک برای خدا نیست؛ ناگفته نماند مطابق قواعد فقهیه عمل با این نیات از مرحله بطلان صوری خارج می‌شود ولی در بازار اهل معرفت این متاع ارزشی ندارد.
مرتبه پنجم: پاکسازی عمل است از رسیدن به لذات روحی همیشگی و خود را در جرگه ملائکه وارد کردن، این درجه نیز گرچه درجه بزرگ و مقصد عالی و مهمی است، ولی از منظر عارفان واقعی این مرتبه نیز دارای نقصان بوده و سالک آن نیز در زمره کاسبین به شمار می‌رود.
مرتبه ششم: پاکسازی آن است از ترس عدم دستیابی به این لذات و محروم شدن از این سعادت‌ها.
مرتبه هفتم: پاکسازی عمل است از این که بخاطر بهشت لقاء الهی عمل کند و این مرتبه از مهمترین اهداف اهل معرفت و سالکان کوی دوست است.
و نوع مردم از دستیابی به آن ناتوانند و کمتر کسی از اهل معرفت به این سعادت می‌رسند، البته این مرتبه درجه نهایی عروج آنان نیست، بلکه از مقامات معمولی آنها بشمار می‌رود.
و پس از این مرتبه، مراتب دیگری است که از حدود خلوص خارج بوده، بیان آن مراتب از حوصله اینجا خارج است.[۲۹]

فواید اخلاص

برای عمل مخلصانه آثار زیادی بیان شده است که به چند مورد اشاره می‌شود:
۱. بصیرت و نورانیت دل.[۳۰]
۲. خضوع تمام ما سوی اللّه در برابر انسان مخلص.[۳۱]
۳. کفایت امر و درمانده نشدن در کارها[۳۲]
۴. سعادت و کامیابی.[۳۳]
۵. کمال عبادت.[۳۴]
یعنی اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه اخلاص عنوان عبادت پیدا می‌کند و کامل می‌شود. البته آثار و فواید دیگری نیز بر اخلاص مترتب است که به این مقدار بسنده می‌شود.[۳۵]

خلاصه

از مباحثی که گذشت به این نتیجه می‌رسیم که اساس و شالوده و زیربنای سعادت انسان بندگی مخلصانه اوست و اگر کسی عملی را انجام دهد که بوی ریا و تظاهر از آن به مشام برسد، ذره‌ای اثر ندارد و در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نمی‌شود و روز قیامت با دست تهی وارد صحرای محشر می‌گردد، چون در دنیا برای خدا کاری انجام نداده است که در سرای دیگر اجر و پاداش آن را از خداوند بخواهد.

منبع

سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی) اخلاص،اصغر صفرزاده، ، تاریخ بازیابی: ۲۱ شهریور 1391.

پانویس

  1. امیرالمؤمنین علیه السلام: «الرّاضی بفعل قوم کالدّاخل فیه معهم» شیخ حر عاملی؛ وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام قم، 1409 هجری قمری، ج16، ص142، باب5، ح21188
  2. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج‏1، ص296 و 300
  3. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القران الکریم، مؤسسه الطباعه والنشر وزارت فرهنگ و ارشاد، چاپ اول، 1371 ش، ج3 ص102؛ خواجه نصیر طوسی‏؛ أوصاف الأشراف،‏ چاپ: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‏، چاپ: سوم،‏ 1373 ش، ج1، ص21؛ طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین، تحقیق سید احمد حسینی، المکتبه المرتضویه واژه «خلص»، ج4، ص168
  4. فیض کاشانی،‏ ملا محسن؛ المحجة البیضاء، تصحیح و تعلیق، علی اکبر غفاری، چاپ: دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ: چهارم‏، 1417ق، جلد 8، صفحه 128 (باتلخیص
  5. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ: چهارم‏، 1377 ش، ج3، ص530
  6. سبب الإخلاص الیقین
  7. إخلاص العمل من قوّة الیقین و صلاح النّیّة. غررالحکم، جلد 1، صفحه 361، (شماره 55
  8. ثمرة العلم إخلاص العمل
  9. أوّل الإخلاص الیأس ممّا فی أیدی النّاس
  10. امیرالمؤمنین علیه السلام: «قلّل الآمال تخلص لک الأعمال.» عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ غررالحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش، ج1، ص155، ح 2906
  11. الاخلاص ثمرة العبادة. غررالحکم، جلد1، صفحه 17 (شماره 444
  12. آیت الله مهدوی کنی؛‏ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی‏، چاپ: دفتر نشر فرهنگ اسلامی،‏ چاپ: هفتم،‏ 1376ش، ص: 427 و 428
  13. مطهری، مرتضی؛مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چاپ هشتم، 1378ش، ج‏2، ص135
  14. حسن بن شعبه حرانی؛ تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1404 ق، ص21
  15. سید رضی؛ نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، نشر دارالأسوه للطباعة والنشر، چاپ اول، 1415ق، نامه 26، ص522
  16. امام علی علیه السلام فرمود: تمام الإخلاص تجنّب المعاصی. علامه مجلسی؛ بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق، ج74، ص215
  17. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «زهد شیوه مخلصان است». آیت الله مهدوی کنی؛‏ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی‏، چاپ: دفتر نشر فرهنگ اسلامی،‏ چاپ: ششم، ‏1375ش، ص420
  18. همان، ص421
  19. کلینی، یعقوب؛ اصول کافی، تحقیق علی اکبر غفاری، نشردارالکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1375ش، ج2، ص16، ح4
  20. وَ اجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ». سوره شعراء؛ آیه 84
  21. مثلاً در حال ورزش کردن است که شیطان او را تشویق به ریاکاری کرد زود آن کار را ترک نماید
  22. شیخ حر عاملی؛ وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم، 1409 هجری قمری، ج5، ص479، ح7112
  23. سوره زمر؛ آیه 3 «آگاه باشيد آيين پاك از آن خداست
  24. سوره البینه:5
  25. جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، مرکز نشر اسراء، چاپ هفتم، 1387 ش، ص 253
  26. «انّما الاعمال بالنّیّات»، تهذیب الأحکام، شیخ طوسی، دارالکتب الإسلامیه تهران، 1365ش، ج4، 186، باب44، ح2.
  27. مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار انتشارات صدرا، ج‏1، ص300؛ بحارالانوار، جلد 67، صفحه 211 ـ در پاورقی‌های بحارالانوار آمده که این حدیث، مورد اتفاق همه علمای اسلام است. سپس به کلام بخاری در صحیحش در کتاب الایمان، صفحه 23 اشاره می‌کند
  28. مجتبوی‏، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامی،‏ انتشارات حکمت، چاپ: چهارم‏، 1377 ش، ج3 ص537 و 538؛ نراقی‏، ملا احمد؛ معراج السعادة، انتشارات هجرت، چاپ پنجم‏‏، 1377 ش، ص631و632.
  29. امام خمینی، روح الله؛ آداب الصلاة، مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ هفتم‏، 1378 ش صص:164ـ166
  30. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هیچ بنده‌ای چهل روز متوالی قدم در وادی اخلاص ننهاد جز آن که چشمه‌های حکمت و معرفت از قلبش بر زبان او جاری می‌شود.» عیون اخبارالرضا، جلد 2، صفحه 69؛ علامه مجلسی؛ بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق‏، جلد 67، صفحه 242
  31. امام صادق علیه السلام: «بی‌تردید، هر چیز در برابر مؤمن خاشع و خاضع است و همه چیز از او پروا دارند. چنانچه بنده مخلص باشد خداوند ترس او را در دل همه چیز حتی حشرات زمین و پرندگان آسمان قرار می‌دهد». علامه مجلسی؛ بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404 ق‏، ج67، ص248، باب54، ح21
  32. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند عزّوجلّ فرمود: اگر بنده خود را دوستدار اخلاص و خداجوی بیابم اداره امور او را شخصاً به عهده می‌گیرم (و کار او را به دیگران واگذار نمی‌کنم‏).» محدث نوری؛ مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 ق، ج4، ص482، باب23؛ علامه مجلسی؛ بحارالأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، 1404ق‏، ج82، ص136، باب27.
  33. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «اعمال خود را خالص کنید تا سعادتمند شوید» عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی؛ غررالحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1366 ش، ص155، ح2895.
  34. حضرت جوادالائمه علیه السلام فرمود: «برترین عبادتها اخلاص است» ورام بن ابی فراس؛ مجموعة ورام، 2 جلد در یک مجلد، انتشارات مکتبة الفقیه قم، ج2، ص109
  35. . آیت الله مهدوی کنی؛‏ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی‏، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی،‏ چاپ: هفتم، ‏1376 ش ص428ـ430؛ گیلانی‏، عبدالرزاق؛ شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، تصحیح رضا مرندی، انتشارات پیام حق‏، چاپ: اول‏، 1377 ش، ص 469ـ475
منبع:سایت دانشنامه اسلامی - تاریخ برداشت:1395/02/24