فرهنگ مصادیق:اختلاط زن و مرد در چه شرايطي بدون اشكال است؟
محتویات
پرسش
۱- لطفا بفرمایید اختلاط زن و مرد اگر با رعایت حجاب و حیا باشد اشکال شرعی دارد یا خیر؟ و اگر اشکال شرعی ندارد آیا در صورتی که منافع اجتماعی در برداشته باشد مثلا در یک محیط کاری تخصصی و مفید مثل دانشگاه باشد آیا ترک اختلاط باز هم به عنوان یک امر استحبابی و اخلاقی توصیه میشود یا خیر؟
۲- آیا اشکال دارد زن در ارتباط با نامحرمی که غریبه نیست و نظر سوء ندارد لبخند کم رنگی بر لب داشته باشد، در عین اینکه حجاب و حیای درونی دارد؟
با تشکر فراوان
پاسخ
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
روابط زن و مرد یکی از مسائلی است که شناخت صحیح احکام و آداب اسلامی در این زمینه و عمل به آنها ضامن سلامت فرد و جامعه است. از جمله مسائل مورد بحث در جامعه کنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.
باید به این حقیقت گردن نهاد که آدمی در دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهیترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه میتوان حد و مرز آن را تعیین کرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.
بی شک، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمانهایی است که با خدا بستهایم؛ متعهد شدهایم که فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نکنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛[۱] به عهدی که با خدا بستید، وفا کنید. «إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا؛[۲] همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
قبل از بیان محدوده و احکام اختلاط و ارائه راهکارهای عملی برای آن، باید به این نکته توجه کرد که در جامعه، ارتباط زن و مرد به شکل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است.
مطالبی را در قالب نکات خدمتتان عرضه میداریم:
انفکاک یا اختلاط؟ کدامیک؟
انفکاک از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است که در او طمع میکنند؛ چنانکه خداوند در بیان حکمت حکم حجاب میفرماید: «ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ»[۳] تأکید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او دربارهٔ حفظ ورع و تقواست: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ...؛[۴] هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ[۵] وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ»[۶] دلالت میکنند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهای غیر ضروری در محیطهای اجتماعی را رعایت کنند، به تقوا و پاکی نزدیکتر است.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیطهای زنانه از نظر اسلام، تا حدی است که رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه (ص) أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»[۷].
بایدها و نبایدهای اخلاقی حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت با مردان
اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه مینماید. دربارهٔ حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد میشود، اجتناب کرد.
در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شکل میگیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد. طبیعی است که اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس(زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمیافتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یکدیگر نیز، نمیتوان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت میگیرد.
نظر اسلام: ارتباط در حد اعتدال
از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعهای که معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشکیل میدهد، چارهای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعهای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.
برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم که به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان میدهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد که سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد میشود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساختهای فکری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یک شخصیت ارجمند، پاک، با کرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساختهای رفتاری اش که وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حرکات نمایان میکند، حرمت و کرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است که زن میتواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار کند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و کرامتش افزوده میشود.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونهای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیتهای اجتماعی میشود و در کنار عوامل دیگر، در کاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جوییهای نامحدود و آزاد محسوب میشود. معاشرتهای آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در میآورد که باید آن را با توصیههای اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفاوت جامعهای که روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود میکند، با اجتماعی که روابط آزاد در آن مجاز است، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه میدهد و آنها را ملزم میسازد که به یکدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان میدهد.[۸]
لبخند زدن هنگام صحبت با نامحرم
از دیدگاه مراجع معظم تقلید لبخند زدن و شوخی کردن با نامحرم اگر با قصد لذت جنسی و یا خوف فتنه و ترس افتادن به گناه در آن باشد جایز نبوده و اشکال دارد. به خاطر جذابیتی که زن و مرد به همدیگر دارند، احتیاط در ترک هم? این أمور است. انسان عاقل از رهزنها به دور است.
حاصل سخن اینکه:
اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهی کردهاند اینطور نیست که این نهی کلی و مطلق باشد. بلکه سیره عملی آنها به این امر مطلق، تخصیص میزند و نشان میدهد که منظور ائمه این نیست که زنان مطلقا نباید در امور اجتماعی مشارکت داشته باشند. بلکه منظور آنها این است که زنان اولا، بدون دلیل موجّه نباید در میان مردان و مقابل چشم آنها قرار گیرند. ثانیا، در صورت لزوم باید حضورشان در حد نیاز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نیست چه این که مفسدههای زیادی میتواند داشته باشد. نکته دیگری که باید به آن توجه نمود این است که اجتماعی بودن زنان و داشتن جایگاه اجتماعی مستلزم حضور بی رویه و بدون دلیل در میان مردان نیست.
- منابع کمکی جهت مطالعه بیشتر:
۱- احکام روابط زن و مرد، سید مسعود معصومی؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
۲- جوانان و روابط، ابوالقاسم مقیمی حاجی؛ ناشر: مرکز مطالعات پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه قم.
۳- جوانان و روابط (پاسخ به پرسشهای پیرامون روابط دختر و پسر)؛ مقیم؛ نشر: مرکز مطالعات حوزه.
4- http://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6912&...
5- http://www.hawzah.net/FA/articleview.html?ArticleID=65772







