فرهنگ مصادیق:احکام عاریه - پرتال انهار

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام عاریه - پرتال انهار

(مسأله ۲۳۴۴) عاریه آن است که انسان مال خود را به دیگری بدهد۱ که از آن استفاده کند و در عوض، چیزی هم از او نگیرد.
۱- وحید: که بدون عوض از آن استفاده کند.
بهجت: مسأله ۱۸۵۹- در عاریه استفاده‌هایی جایز است که عادتاً و به حسب زمان و مکان مناسب آن چیز باشد و استفاده‌هایی غیر از منافع ظاهره آن جایز نیست، مگر اینکه بداند یا قرینه باشد که می‌تواند از همه منافع آن استفاده کند و اگر چیزی بود که منافع متعدّدی داشت و قرینه‌ای هم بر منع بعضی از منافع وجود نداشت، استفاده از تمام منافع آن جایز است.
بهجت: مسأله ۱۸۶۰- اگر از مقداری که در عاریه معیّن شده تعدّی و تجاوز نماید، مثلاً زیادتر از مقداری که مجاز بوده بر حیوان عاریه‌ای حمل کرد یا سوار بر آن شد، یا زمین را زیادتر از مقداری که اجازه داشت، زراعت کرد، پس اجرت استفاده‌های زیادتر از آن مقدار را ضامن است، و اگر آن را برای استفاده معیّنی عاریه کرده ولی استفاده دیگری از آن نموده، پس اجرت تمام آن را ضامن است، و اگر آن مال تلف شود عین آن را هم ضامن است.
(مسأله ۲۳۴۵) لازم نیست در عاریه صیغه بخوانند و اگر مثلاً لباس را به قصد عاریه به کسی بدهد و او به همین قصد بگیرد عاریه صحیح است.
مکارم: مسأله- «عاریه» را به دو صورت می‌توان انجام داد: نخست این که برای آن صیغه فارسی یا عربی بخواند، مثلاً بگوید: «من این مال را به تو عاریه می‌دهم» او هم قبول کند. دیگر این که بدون خواندن صیغه، مال مورد نظر را به قصد عاریه در اختیار دیگری بگذارد، او هم به آن قصد بگیرد.
(مسأله ۲۳۴۶) عاریه دادن چیز غصبی و چیزی که مال انسان است ولی منفعت آن را به دیگری واگذار کرده۱ مثلاً آن را اجاره دهد، در صورتی صحیح است۲ که مالک چیز غصبی یا کسی که آن چیز را اجاره کرده۳ بگوید به عاریه دادن راضی هستم4.
این مسأله در رساله آیات عظام: سبحانی و مظاهری نیست.
۱- مکارم: صحیح نیست، مگر این که صاحب حقّ راضی شود و اجازه دهد.
۲- فاضل: در صورتی جایز است...
۳- خوئی، تبریزی، سیستانی: به عاریه دادن راضی باشد.
زنجانی: عاریه دادن را اجازه دهد.
۴- فاضل: یا از قرائن، رضایت او معلوم باشد.
وحید: مسأله- عاریه دادن چیز غصبی و چیزی که مال انسان است ولی منفعت آن متعلّق حقّ یا ملک دیگری است ـ مثل آن که آن را اجاره داده باشد ـ در صورتی صحیح است که مالک چیز غصبی یا کسی که منفعت ملک یا متعلّق حقّ اوست به عاریه دادن راضی باشد.
(مسأله ۲۳۴۷) چیزی را که منفعتش مال انسان است مثلاً آن را اجاره کرده۱ می‌تواند عاریه بدهد۲. ولی اگر در اجاره شرط کرده باشند۳ که خودش از آن استفاده کند، نمی‌تواند آن را به دیگری عاریه دهد.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- مکارم: می‌توان عاریه داد به شرط این که حقّ واگذاری به دیگری داشته باشد.
۲- سیستانی: مگر اینکه شرط شده باشد درعقد اجاره که خودش استفاده کند، و در صورت اوّل بنابراحتیاط واجب نمی‌تواند آن را بدون اذن مالکش به کسی که آن را عاریه کرده است تحویل دهد.
اراکی: در صورتی که بخواهد عاریه بدهد، بنابراحتیاط واجب باید ازمالک آن اجازه بگیرد...
زنجانی: می‌تواند آن را به کسی که مورد اعتماد است و عاریه دادن به وی برای مال خطر نداشته باشد عاریه بدهد...
وحید: می‌تواند به کسی که بر آن مال مورد اطمینان است ، یا به اذن مالک عاریه بدهد ...
مظاهری: ولی اگر آن چیز تلف شود ضامن است مگر اینکه شرط کرده باشند که بتواند آن را به دیگری بدهد.
۳- فاضل: یا عرف، از اجاره این معنی را بفهمد...
(مسأله ۲۳۴۸) اگر دیوانه و بچه مال خود را عاریه بدهند صحیح نیست، امّا اگر ولیّ بچه مصلحت بداند که مال او را عاریه دهد۱ و بچه آن مال را به دستور ولیّ به عاریه کننده برساند اشکال ندارد.
۱- نوری: و نیز بچه با اذن ولیّ، عاریه دهد، اشکال ندارد.
گلپایگانی، صافی: مسأله- اگر دیوانه و بچه و سفیه و مفلّس مال خود را عاریه بدهند صحیح نیست، امّا اگر ولیّ مصلحت بداند مال کسی را که بر او ولایت دارد عاریه دهد اشکال ندارد. و همچنین اگر مفلس با اذن غرماء (طلبکاران) عاریه دهد.
خوئی، تبریزی: و همچنین است اگر خود بچه با اجازه ولیّ، مال خود را عاریه دهد.
مظاهری: [پایان مسأله].
سیستانی: و همچنین واسطه شدن بچه در رسانیدن مال به کسی که عاریه می‌کند بی اشکال است.
فاضل: چنانچه این کار مصلحت آنها باشد اشکال ندارد و همچنین جایز است خود بچه با اجازه ولیّ مال خود را در موردی که مصلحت او باشد عاریه دهد و نیز مفلّس با اذن غرماء (طلبکاران) می‌تواند مالش را عاریه بدهد.
وحید: مسأله- اگر دیوانه و بچّه مال خودرا عاریه بدهند صحیح نیست ، و همچنین عاریه دادن سفیه و مفلس مال خودرا صحیح نیست ، مگر با اذن یا اجازه ولیّ سفیه و طلبکاران مفلس ، و اگر ولیّ مصلحت بداند مال کسی را که بر او ولایت دارد عاریه دهد ، اشکال ندارد.
مکارم: مسأله- دیوانه و بچه نابالغ نمی‌توانند مال خود را عاریه دهند امّا اگر ولیّ اجازه دهد و این کار به نفع آنها باشد مانعی ندارد.
زنجانی: مسأله- اگر دیوانه و بچه و مفلس و سفیه مال خود را عاریه بدهند صحیح نیست همچنین اگر کسی عاریه دهنده را مجبور کرده باشد، عاریه باطل است، مگر بعداً آن را اجازه دهد؛ امّا اگر ولیّ دیوانه یا بچه یا سفیه مصلحت بداند، می‌تواند مال آنها را عاریه دهد و نیز اگر بچه ممیّز یا شخص سفیه با اذن یا اجازه ولیّ یا شخص مفلس با اذن اجازه طلبکاران مال خود را عاریه بدهند صحیح می‌باشد.
(مسأله ۲۳۴۹) اگر در نگهداری چیزی که عاریه کرده کوتاهی نکند و در استفاده از آن هم زیاده روی ننماید۱ و اتّفاقاً آن چیز تلف شود ضامن نیست، ولی چنانچه شرط کنند که اگر تلف شود عاریه کننده ضامن باشد، یا چیزی را که عاریه کرده طلا و نقره باشد، باید۲ عوض آن را بدهد.
۱- سیستانی: در آن تصرّف غیر مجاز هم ننماید...
۲- بهجت: بنابر أظهر ...
مکارم: مسأله- هرگاه چیزی را که به عاریت گرفته تلف شود ضامن نیست، مگر این که در حفظ آن کوتاهی کرده باشد، همچنین اگر عاریه دهنده شرط ضمان کرده باشد، یا چیزی را که عاریه کرده طلا و نقره یا زینت آلات ساخته شده از آنها باشد، در این دو صورت نیز اگر تلف شود باید عوض آن را بدهد.
(مسأله ۲۳۵۰) اگرطلا و نقره را عاریه نماید و شرط کند که اگر تلف شود ضامن نباشد۱، چنانچه تلف شود ضامن نیست.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- گلپایگانی، صافی: صحّت آن شرط اشکال است، ولی شرط سقوط یا اسقاط ما فی الذمّه مانعی ندارد.
مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 2349.
فاضل: مسأله- اگر طلا و نقره را عاریه نماید و اتفاقا بدون افراط و تفریط از بین برود ضامن است هر چند شرط هم نکرده باشند بلی اگر ضمن عاریه کردن طلا و نقره شرط کند که اگر از بین رفت ضامن نباشد و اتفاقا تلف شود ضامن نیست..
(مسأله ۲۳۵۱) اگر عاریه دهنده بمیرد عاریه گیرنده باید چیزی را که عاریه کرده به ورثه او بدهد.
وحید: مسأله- اگر عاریه دهنده بمیرد ، عاریه گیرنده وظیفه اش همان است که در مسأله «۲۳۳۹» گذشت.
مکارم: مسأله- هرگاه عاریه دهنده بمیرد، باید چیزی را که عاریه شده به ورثه او بدهند و اگر عاریه دهنده دیوانه شود، باید آن را به ولیّ او داد.
سیستانی: مسأله- اگر عاریه دهنده بمیرد، عاریه گیرنده باید به همان ترتیبی که در مسأله [۲۳۴۰] در صورت فوت صاحب مال در مورد ودیعه گذشت، عمل نماید.
زنجانی: مسأله- اگر عاریه دهنده بمیرد، چنانچه درباره عاریه وصیتی کرده و برای آن وصیّ تعیین کرده باشد، عاریه گیرنده باید چیزی را که عاریه کرده به وصیّ او بدهد و اگر وصیّتی نکرده یا برای آن وصیّ تعیین نکرده باشد، باید آن را به ورثه یا ولیّ یا وکیل آنها بدهد.
(مسأله ۲۳۵۲) اگر عاریه دهنده طوری شود که شرعاً نتواند در مال خود تصرّف کند مثلاً دیوانه شود۱، عاریه کننده باید مالی را که عاریه کرده به ولیّ او بدهد.
۱- سیستانی: مثلاً دیوانه یا بیهوش شود، گیرنده باید به همان ترتیبی که در مسأله [۲۳۳۸] در مورد ودیعه در نظیر این صورت گذشت، عمل نماید.
وحید: وظیفه عاریه کننده همان است که در مسأله[۲۳۴۰ ] گذشت.
مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 2351.
(مسأله ۲۳۵۳) کسی که چیزی عاریه داده۱ هر وقت بخواهد می‌تواند آن را پس بگیرد۲ و کسی هم که عاریه کرده هر وقت بخواهد می‌تواند آن را پس دهد3.
۱-زنجانی:عاریه عقدی غیر لازم است بنابراین کسی که چیزی را عاریه داده...
۲-سیستانی: می‌تواند عاریه را بهم بزند...
۳- سیستانی: می‌تواند آن را به هم بزند.
زنجانی: مگر شرط شود که عاریه دهنده یا عاریه گیرنده یا هر دو، حقّ به هم زدن معامله را نداشته باشند که باید بر طبق شرط عمل شود.
فاضل: و در صورت اوّل، اگر پس گرفتن، عرفاً موجب خسارت عاریه گیرنده شود، بنابر احتیاط واجب باید مهلت بدهد.
وحید:مساله- عاریه عقد جایز است ، و عاریه دهنده و کسی که عاریه کرده می‌توانند هر وقت بخواهند عاریه را به هم بزنند ، بنابراین عاریه دهنده می‌تواند آنچه را که عاریه داده پس بگیرد ، مگر در موردی که زمینی را برای دفن میت عاریه داده باشد که بعد از دفن نمی‌تواند زمین را به نبش قبر میت پس بگیرد.
بهجت: مسأله ۱۸۷۰- اگر زمینی را برای دفن میّت مسلمان یا کسی که در حکم مسلمان است عاریه داد و بعد از دفن از عاریه برگشت، نمی‌تواند عاریه گیرنده را وادار به نبش قبر نماید، مگر آنکه بدن میّت از بین رفته باشد.
(مسأله ۲۳۵۴) اگر ظرف طلا و نقره را برای زینت اطاق عاریه بدهند اشکال ندارد، ولی اگر برای استفاده حرام بدهند باطل است.
این مساله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
اراکی، گلپایگانی، نوری: مسأله- عاریه دادن چیزی که استفاده حلال ندارد مثل ظرف طلا و نقره باطل است.
خوئی: مسأله- عاریه دادن چیزی که استفاده حلال ندارد مثل آلات لهو و قمار. یا ظرف طلا و نقره به جهت استعمال باطل است*. و امّا عاریه دادن به جهت زینت نمودن جایز است اگر چه احتیاط در ترک است.
زنجانی: و همچنین عاریه دادن چیزی که هم استفاده حلال و هم استفاده حرام دارد برای استفاده حرام باطل است.
سیستانی: یا ظرف طلا و نقره به جهت استعمال در خوردن و آشامیدن - بلکه در مطلق استعمالات بنابر احتیاط لازم- باطل است و امّا عاریه دادن به جهت زینت نمودن جایز است.
تبریزی: باطل است و امّا عاریه دادن چیزی که منفعت حلال دارد مثل عاریه دادن ظرف طلا و نقره به جهت زینت نمودن جایز است.
وحید: باطل است ، و همچنین است عاریه دادن ظرف طلا و نقره به جهت خوردن و آشامیدن بلکه بنابر احتیاط واجب برای سایر استعمالات هر چند زینت نمودن باشد.
صافی: [پایان مساله] مکارم: مسأله- جایز نیست چیزی که فایده حلال و حرام (هر دو) دارد، به قصد فایده حرام عاریه بدهند.
فاضل:مسأله- عاریه دادن چیزی برای استفاده حرام از آن جایز نیست، بنابراین عاریه دادن انگشتری طلای مردانه به مرد جایز نیست. بلی، اگر همین انگشتر را برای کاری غیر از زینت کردن مرد بگیرد، مانعی ندارد.
(مسأله ۲۳۵۵) عاریه دادن گوسفند برای استفاده از شیر و پشم آن۱ و عاریه دادن حیوان نر برای کشیدن بر ماده صحیح است2.
این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- مکارم: و عاریه دادن حیوانات دیگر برای منافع مشروع آنها صحیح است.
۲- گلپایگانی، صافی، فاضل: برای آبستن کردن حیوان مادّه صحیح است (فاضل: و نیز عاریه دادن حیوانات دیگر برای منافع مشروع آنها اشکال ندارد).
بهجت، سیستانی: برای جفت گیری صحیح است.
(مسأله ۲۳۵۶) اگر چیزی را که عاریه کرده به مالک، یا وکیل یا ولیّ او۱ بدهد و بعد آن چیز تلف شود، عاریه کننده ضامن نیست۲ و در غیر این صورت ضامن است اگر چه مثلاً آن را به جایی ببرد۳ که صاحبش معمولاً به آنجا می‌برده مثلاً اسب را در اصطبلی که صاحبش برای آن درست کرده ببندد.
این مسأله در رساله آیات عظام: مکارم و سبحانی نیست.
۱- بهجت: به مالک یا ولیّ او...
۲- خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی، سیستانی، نوری، زنجانی: ولی اگر بدون اجازه صاحب مال، یا وکیل، یا ولیّ او آن را به جایی ببرد (خوئی، سیستانی: اگر چه جایی باشد) که صاحبش معمولاً به آنجا می‌برده مثلاً اسب را در اصطبلی که صاحبش برای آن درست کرده ببندد و بعد تلف شود، یا کسی آن را تلف کند ضامن است.
وحید: ولی اگر بدون ا جازه صاحب مال یا وکیل یا ولیّ او آن را به جایی ببرد ، اگرچه جایی باشد که صاحبش معمولا به آن جا می‌برده ـ مثل آن که اسب را در اصطبلی که صاحبش برای آن درست کرده ببندد ـ ضامن است ، و در صورت تلف باید عوض آن را بدهد.
۳- اراکی: اگر چه بدون اطّلاع او به جایی ببرد...
فاضل: مسأله- اگر چیزی را که عاریه کرده به مالک یا به ولیّ یا به وکیلی که در مطلق کارها وکالت داشته باشد و یا به وکیلی که در خصوص عاریه وکالت دارد بدهد و بعد آن چیز تلف شود، عاریه کننده ضامن نیست، ولی اگر بدون اجازه صاحب مال یا وکیل یا ولیّ او آن را به جایی ببرد اگر چه جایی باشد که صاحبش معمولاً به آنجا می‌برده، مثلاً اتومبیل را در پارکینگی پارک کند که معمولاً صاحبش در آنجا پارک می‌کرده و بعد تلف شود یا کسی آن را تلف کند یا به سرقت برود، ضامن است.
مظاهری: مسأله- اگر چیزی را که عاریه کرده به مالک ندهد امّا آن را به جایی ببرد که صاحبش معمولاً به آنجا می‌برده، مثلاً اتومبیل را در گاراژی که صاحبش برای آن درست کرده ببرد، اگر تلف شود، گرچه عاریه را رد نکرده است، امّا ضامن هم نیست.
(مسأله ۲۳۵۷) اگر چیز نجس را برای استعمال خوردن و آشامیدن عاریه بدهد، باید نجس بودن آن را به کسی که عاریه می‌کند بگوید.
این مسأله در رساله آیات عظام: بهجت و سبحانی نیست.
گلپایگانی، نوری: مسأله- اگر چیز نجس را برای کاری که شرط آن پاکی است عاریه بدهد مثلاً لباس را عاریه دهد که با آن نماز بخوانند (گلپایگانی: بنابر احتیاط واجب) باید نجس بودن آن را به کسی که عاریه می‌کند بگوید.
خوئی، فاضل، تبریزی: مسأله- اگر چیز نجس را برای کاری که شرط آن پاکی است عاریه دهد، مثلاً ظرف نجس را عاریه دهد که در آن غذا بخورند، باید نجس بودن آن را به کسی که عاریه می‌کند بگوید. و امّا اگر لباس نجس را برای نماز خواندن عاریه دهد لازم نیست نجس بودنش را اطلاع دهد..
صافی: اگر لباس نجس را عاریه دهد، لازم نیست نجس بودن آن را بگوید، هر چند بداند عاریه گیرنده با آن نماز می‌خواند.
زنجانی: مگر عاریه کننده نجس بودن آن را قبلاً می‌دانسته و فعلاً فراموش کرده، که باید عاریه دهنده نجس بودن آن را به وی گوشزد کند.
وحید: مگر در صورتی که عاریه کننده بخواهد با لباس پاک واقعی نماز بخواند ، که احتیاط واجب آن است که نجس بودنش را به او اطّلاع دهد.
سیستانی: مسأله- اگر چیز نجس را عاریه دهد، باید در صورتی که در مسأله [۲۰۵۷] گذشت نجس بودن آن را به کسی که عاریه می‌کند بگوید.
مکارم: مسأله- هرگاه ظرف نجسی را برای استعمال خوردن و آشامیدن عاریه دهد، احتیاط واجب آن است که نجس بودن آن را به کسی که عاریه می‌دهد بگوید، همچنین اگر لباسی را برای نماز عاریه دهد.
(مسأله ۲۳۵۸) چیزی را که عاریه کرده بدون اجازه صاحب آن نمی‌تواند به دیگری اجاره، یا عاریه دهد.
این مسأله در رساله آیات عظام: مکارم و سبحانی نیست.
(مسأله ۲۳۵۹) اگر چیزی را که عاریه کرده با اجازه صاحب آن۱ به دیگری عاریه دهد، چنانچه کسی که اوّل آن چیز را عاریه کرده بمیرد یا دیوانه شود۲، عاریه دومی باطل نمی‌شود.
این مسأله درر ساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- اراکی: و از طرف او...
۲- مکارم: و صاحب اصلی زنده باشد...
(مسأله ۲۳۶۰) اگر بداند مالی را که عاریه کرده غصبی است، باید آن را به صاحبش۱ برساند و نمی‌تواند به عاریه دهنده بدهد.
این مسأله درر ساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- زنجانی: یا ولیّ یا وکیل صاحبش...
مکارم: مسأله- هر گاه بعداً معلوم شود چیزی را که عاریه کرده غصبی است باید آن را به صاحبش برساند و اگر صاحبش را نمی‌شناسد مطابق دستور مجهول المالک عمل کند و در هر حال نمی‌تواند آن را به عاریه دهنده باز گرداند.
(مسأله ۲۳۶۱) اگر مالی را که می‌داند غصبی است عاریه کند و از آن استفاده‌ای ببرد و در دست او از بین برود، مالک می‌تواند عوض مال را از او یا از کسی که مال را غصب کرده مطالبه کند۱، و نیز عوض استفاده‌هایی را که عاریه گیرنده برده می‌تواند از او مطالبه نماید و یا از غاصب بگیرد۲. و اگر عوض مال یا استفاده آن را از عاریه کننده بگیرد، او نمی‌تواند چیزی را که به مالک می‌دهد از عاریه دهنده مطالبه نماید.
این مسأله درر ساله آیت الله سبحانی نیست.
۱- اراکی، گلپایگانی، خوئی، فاضل، سیستانی، تبریزی، صافی، نوری، زنجانی، وحید: مالک می‌تواند عوض مال و عوض استفاده‌ای را که عاریه کننده برده از او یا از کسی که مال را غصب کرده مطالبه کند و اگر (اراکی، نوری: عوض مال یا استفاده آن را) از عاریه کننده بگیرد، او نمی‌تواند چیزی را که به مالک می‌دهد از عاریه دهنده مطالبه نماید (زنجانی: و اگر عاریه کننده از مال استفاده نکند، ولی در صورتی که غاصب مال را غصب نمی‌کرد، مورد استفاده مالک قرار می‌گرفت مالک می‌تواند عوض این استفاده را از عاریه کننده یا از کسی که مال را غصب کرده بگیرد).
۲- بهجت: و اگر مالک چیزی از غاصب گرفت، غاصب می‌تواند عوض آن را از عاریه گیرنده بگیرد.
مکارم: مسأله- اگر مال غصبی را با اطلاع از غصب بودن عاریه کند و در دست او از بین برود، مالک می‌تواند عوض مال را از او بگیرد و اگر به او دسترسی پیدا نکند از کسی که مال را غصب کرده مطالبه کند و همچنین عوض استفاده‌هایی را که عاریه کننده برده باید بدهد.
(مسأله ۲۳۶۲) اگر نداند مالی را که عاریه کرده غصبی است و در دست او از بین برود، چنانچه صاحب مال عوض آن را از او بگیرد، او هم می‌تواند آنچه را به صاحب مال داده از عاریه دهنده مطالبه نماید، ولی اگر چیزی را که عاریه کرده طلا و نقره باشد، یا عاریه دهنده با او شرط کرده باشد که اگر آن چیز از بین برود عوضش را بدهد، نمی‌تواند چیزی را۱ که به صاحب مال می‌دهد، از عاریه دهنده مطالبه نماید2.
این مسأله در رساله آیات عظام: مظاهری و سبحانی نیست.
۱- خوئی، تبریزی، سیستانی: نمی‌تواند عوض آن را...
۲- سیستانی: ولی اگر مالک از او در مقابل استفاده او از این مال، چیزی بگیرد، می‌تواند از عاریه دهنده مطالبه نماید.
مکارم: مسأله- در صورتی که نمی‌دانسته است آن مال غصبی است اگر مالک خسارت مال یا منافع آن را بگیرد او می‌تواند آنچه را به مالک داده از عاریه دهنده غاصب بگیرد، البتّه این در صورتی است که عاریه دهنده شرط ضمان نکرده باشد و چیز عاریت شده از جنس طلا و نقره نباشد.


منبع: پرتال انهار - تاریخ برداشت: 95/09/28
بازگشت به خیانت در عاریه