فرهنگ مصادیق:احکام اجاره

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام اجاره

محتویات

آیت الله العظمی خامنه‌ای (قدس سره)

سؤال ۱۶۸۴: شخصی خانه خود را در برابر گرفتن وام نزد بانک گرو گذاشت، سپس قبل از پرداخت بدهی خود فوت کرد و ورثه صغیر او نتوانستند همه قرض را بپردازند، در نتیجه بانک اقدام به توقیف و مصادره خانه مزبور نمود باآنکه قیمت آن چندین برابر مبلغ بدهی بود، این مقدار زیادی چه حکمی دارد؟ نسبت به ورثه صغیر و حق آنان حکم چیست؟
پاسخ: در مواردی که جایز است مُرتهن عین مرهونه را برای استیفاء دین از آن بفروشد، واجب است آن را به بالاترین قیمت ممکن بفروشد و او در صورتی که آن را به قیمتی بیش از مقدار طلب مُرتهن بفروشد، باید بعد از استیفاء حق خود، باقی‌مانده آن را به مالک شرعی آن برگرداند، بنا بر این مقدار زیادی در فرض سؤال به ورثه می‌رسد.
سؤال ۱۶۸۵: آیا جایز است مکلّف مبلغ معیّنی را تا مدّتی از شخصی قرض کند و ملک خود را به خاطر قرض، نزد او گرو بگذارد و سپس همان خانه را از مُرتهن به مبلغ معیّن و برای مدّت مشخصی اجاره کند؟
پاسخ: علاوه بر اشکالی که در اجاره کردن ملک توسط مالک آن وجود دارد، این قبیل معاملات، حیله برای دستیابی به قرض ربوی بوده و شرعاً حرام و باطل هستند.
سؤال ۱۶۸۶: شخصی قطعه زمین خود را نزد فرد دیگری در برابر بدهیش به او، گرو گذاشته است. بیشتر از چهل سال است که از این جریان گذشته تا اینکه راهن و مُرتهن هر دو فوت کردند، ورثه راهن بعد از فوت او چندین بار از ورثه مُرتهن زمین را مطالبه نمودند، ولی آنان با ردّ تقاضای ورثه راهن مدّعی شدند که زمین را از پدرشان به ارث برده‌اند، آیا جایز است ورثه راهن زمین را از آنان پس بگیرند؟
پاسخ: اگر ثابت شود که مُرتهن مجاز بوده که برای استیفاء طلب خود زمین را تملک کند و قیمت آن هم به مقدار قرض و یا کمتر از آن باشد و زمین نیز تا زمانی که فوت کرده تحت تصرّف او بوده، ظاهراً ملک اوست و با فوت او جزء ترکه وی بوده و ارث ورثه او محسوب می‌شود، و الا زمین به عنوان ارث به ورثه راهن می‌رسد و می‌توانند آن را از آنان مطالبه کنند، و ورثه هم باید بدهی راهن را از ترکه او به ورثه مُرتهن بپردازند.
سؤال ۱۶۸۷: آیا جایز است کسی که خانه‌ای را اجاره کرده آن را بابت دین خود به فرد دیگری رهن بدهد یا آنکه در صحّت رهن شرط است که عین مرهونه، ملک راهن باشد؟
پاسخ: با اذن و اجازه صاحب خانه، اشکال ندارد.
سؤال ۱۶۸۸: خانه‌ای را به شخصی در برابر طلبی که از من داشت به مدّت یک سال رهن دادم و قراردادی در این زمینه نوشتیم ولی خارج از عقد به او وعده دادم که خانه به مدّت سه سال در اختیار او باشد، آیا در خصوص مدّت رهن، آنچه در قرارداد نوشته شده اعتبار دارد یا وعده‌ای که طبق تعارفات معمول به او دادم؟ و بر فرض بطلان رهن، راهن و مُرتهن چه تکلیفی دارند؟
پاسخ: در خصوص مدّت رهن، نوشته یا وعده و مانند آن ملاک نیست بلکه معیار اصل عقد قرض است، در نتیجه اگر مشروط به مدّت معیّنی باشد، با حلول موعد آن منحل می‌شود، و الا به‌صورت رهن باقی می‌ماند تا آنکه با پرداخت قرض یا چشم پوشی طلبکار از طلب خود، از رهن آزاد شود و در صورتی که آن خانه از رهن آزاد شود، یا معلوم گردد که عقد رهن از اصل باطل بوده، راهن می‌تواند مال مرهونه را از مُرتهن طلب کند و او حق ندارد از برگرداندن آن خودداری نماید و آثار رهن صحیح را بر آن مترتب کند.
سؤال ۱۶۸۹: پدرم در حدود دو سال پیش یا بیشتر، تعدادی سکّه طلا را به شخصی در برابر بدهی که به او داشت به وی رهن داد و چند روز قبل از وفاتش به مُرتهن اجازه داد که آنها را بفروشد، ولی او را از این مطلب آگاه نکرد. سپس من بعد از فوت پدرم، مبلغ مذکور را قرض کرده و به مُرتهن دادم ولی قصدم پرداخت دین پدرم و بری الذمّه کردن او نبود بلکه می‌خواستم عین مرهونه را از او بگیرم و نزد شخص دیگری به رهن بگذارم، امّا مُرتهن، تحویل آن را منوط به توافق ورثه نمود که بعضی از آنان اجازه این کار را ندادند و در نتیجه برای گرفتن آن به مُرتهن مراجعه کردم ولی او با این ادعا که آن را در برابر طلب خود برداشته است، از تحویل آن خودداری نمود. این مسأله از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ آیا جایز است مُرتهن بعد از دریافت طلب خود از تحویل مال مرهونه خودداری کند؟ و با توجه به اینکه من مسئول پرداخت دین نبوده‌ام و آنچه را هم که به او داده‌ام به عنوان پرداخت بدهی پدرم نبوده، آیا حق دارد آن مبلغ را در برابر طلب خود اخذ کند و برنگرداند؟ و آیا می‌تواند برگرداندن عین مرهونه را منوط به موافقت سایر ورثه نماید؟
پاسخ: اگر پرداخت آن مبلغ به مُرتهن به قصد ادای دین میّت باشد، ذمّه او برئ شده و رهن آزاد و عین مرهونه نزد مُرتهن تبدیل به امانت می‌شود. ولی چون متعلّق به همه ورثه است، نباید آن را بدون موافقت دیگران به بعضی از آنان بدهد و اگر احراز نشود که پرداخت مبلغ مزبور به قصد ادای بدهی میّت است، خصوصاً با اقرار مُرتهن به آن، نمی‌تواند آن را در برابر طلبش برای خود بردارد بلکه واجب است آن را به کسی که به او پرداخت کرده، برگرداند به‌خصوص اگر آن را مطالبه کند و سکّه‌های طلا هم به عنوان رهن نزد او باقی می‌مانند تا ورثه بدهی میّت را بپردازند و رهن را آزاد کنند و یا به مُرتهن اجازه دهند که آن را بفروشد و طلب خود را از آن بردارد.
سؤال ۱۶۹۰: آیا راهن می‌تواند مالی را که به رهن گذاشته، قبل از آزاد شدن از رهن، نزد شخص دیگری در قبال بدهی خود به رهن بگذارد؟
پاسخ: تا زمانی که رهن قبلی آزاد نشده، رهن دوّم از طرف راهن بدون اجازه مُرتهن اوّل، حکم فضولی را دارد و متوقف بر اجازه اوست.
سؤال ۱۶۹۱: شخصی زمین خود را نزد فرد دیگری به رهن گذاشته تا مبلغ معیّنی را از او قرض بگیرد، ولی مُرتهن عذر آورده که مبلغ مذکور را ندارد و به جای آن ده رأس گوسفند به صاحب زمین داده است و اکنون دو طرف قصد دارند رهن را آزاد کنند و هر یک از راهن و مُرتهن مال خود را بردارند، ولی مُرتهن اصرار دارد که عین ده رأس گوسفند به او برگردانده شود، آیا شرعاً چنین حقّی را دارد؟
پاسخ: رهن باید در برابر دین ثابت و محقّق باشد نه دین و قرضی که بعداً محقق می‌شود و در فرض سؤال زمین و گوسفندان باید به مالک آنها برگردانده شوند.

آیت الله العظمی سیستانی (مــدظله)

سؤال: گرفتن اجاره و رهن برای منازل آیا شرعا جایز است ؟
پاسخ: جایز است و تصرف در عین مرهونه بدون اذن رهن جایز نیست.
سؤال: اگر منزلی را رهن کنیم و در آن ساکن شویم چه حکمی دارد ؟
پاسخ: اگر رهن قرض بدون اجاره باشد سکنای آن خانه ربا و حرام است. و همچنین اگر قرض بشرط باشد و اگر اجاره بشرط قرض باشد باحتیاط واجب جایز نیست.
سؤال: اگر مغازه مرهونه در قبال پولی که به او داده شده بخود صاحب مغازه یعنی راهن اجاره داده شود صحیح است یا خیر
پاسخ: منافع مغازه ملک او است و او می‌تواند بدون اجرت از آن استفاده کند ، و اجاره دادن آن باطل است چون مالک نیست.
سؤال: اگر ملکی رهن واقع شود و شرط شود که راهن در این مدت هیچگونه حق تصرف در آنرا ندارد چنانچه آنرا معامله کند عقد صحیح است یا خیر ؟
پاسخ: اگر مرتهن آن وارد کند باطل است و اگر اجازه دهد صحیح است.
سؤال: آیا مرتهن می‌تواند عین مرهونه را به راهن اجاره دهد ؟
پاسخ: مرتهن مالک نیست که اجاره دهد بلکه عین مالک راهن است و منافعش در اختیار او است و می‌تواند در آن تصرف کند به نحوی که با حق رهانت منافات نداشته باشد.
سؤال: آیا آنچه که بین مردم متداول است که بعنوان رهن منزل مبلغ کلانی پیش پرداخت می‌کنند ودیگر از اجاره ماهانه معاف هستند ودر پایان انقضاء اجاره مبلغ را پس می‌گیرند آیا شرعیت دارد ؟
پاسخ: این کار حرام است وسکنای در آن منزل سود پول است وجایز نیست.
سؤال: رهن کامل دادن منزل بدون اخذ اجاره فقط در مقابل وجه نقد پیش؟
پاسخ: اگر قرض به شرط سکنی باشد حرام است.
سؤال: چگونه می‌شود به رهن خانه خمس تعلق نگیرد؟
پاسخ: اگر رهن خانه از پولی باشد که اگر صرف در مؤونه نشود باید خمس آن را داد راه فرار و چاره‌ای که خمس ندهید وجود ندارد.
سؤال: آیا خانه رهن تنها دادن یعنی بدون دریافت هیچگونه اجاره ایراد دارد؟
پاسخ: اگر حقیقت رهن باشد اشکال ندارد یعنی مبلغی را به شخصی قرض بدهد و طرف هم خانه خود را به عنوان رهن در اختیار او بگذارد و به او اجازه استفاده از خانه را بدهد

فتاوای آیت الله العظمی سبحانی (مدظله)

رهن همراه اجاره

سؤال: رهن همراه اجاره در چه صورتی جایز است؟
جواب: بسمه تعالی: صورت جایز آن این است که خانه را به مبلغ کمتر اجاره بدهد، مشروط بر این که مستأجر مبلغی را به او (موجر) قرض بدهد. والله العالم

اجاره ۹۹ ساله

سؤال: آیا طرح مسکن۹۹ساله که زمین از طرف دولت اجاره داده می‌شود و ساخت از طرف گیرنده اجرا می‌شود از لحاظ شرعی صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: اجاره ۹۹ساله زمینی که دولت مالک است، برای ساختمان اشکال ندارد، زیرا مدت اجاره روشن و وجه اجاره معلوم است. والله العالم

تعمیرات منزل اجاره‌ای

سؤال: منزلی را اجاره نموده‌ام که نیاز به تعمیرات ضروری دارد، چنانچه موجر، تعمیرات را انجام ندهد یا توانایی آن را نداشته باشد مستأجر حق فسخ اجاره را دارد؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه بهره گیری معتدّ به از خانه در گرو تعمیرات لازم است موجر باید خانه را تعمیر کند و در صورت انجام ندادن، مستأجر حق فسخ دارد. والله العالم

تعمیرات منزل اجاره برای انتفاع بهتر

سؤال: هرگاه برای انتفاع بهتر، برخی تعمیرات لازم باشد مثل نصب چراغ گازسوز در خانه، آیا فراهم کردن آن بر موجر لازم است؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه جزء تزئینات یا استفاده بهتر به شمار رود، نه انتقاع لازم، بر موجر تکلیفی نیست. والله العالم

تخلیه منزل اجاره‌ای برای تعمیرات ضروری

سؤال: در صورتی که برای تعمیر ضروری منزل، تخلیه موقت لازم باشد آیا مستأجر می‌تواند از تخلیه کردن امتناع نماید؟
جواب: بسمه تعالی: در صورتی که تعمیر خانه در حالت سکونت امکان پذیر نباشد تخلیه لازم است و در صورت تخلیه اجاره پرداخت نمی‌شود. والله العالم

هزینه متعارف ماشین اجاره‌ای

سؤال: ماشین را از آژانس اجاره نمودم که راننده آن خودم می‌باشم آیا هزینه بنزین و سرویس متعارف برعهده من می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه از آژانس برای مدت کوتاهی اجاره کند ظاهر عرف این است که هزینه‌ها برعهده آژانس است و در مدت طولانی برعهده راننده است. والله العالم

اجاره با ضمیمه در صورت نبودن قدرت بر تسلیم عین مستأجره

سؤال: اگر مالک، قدرت بر تسلیم عین مستأجره نداشته باشد، آیا اجاره با ضمیمه صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: در صحت اجاره، یکی از دو مطلب زیر شرط است:
مالک، قدرت بر تسلیم داشته باشد;
ب. مستأجر توانایی استیفا داشته باشد.
در غیر این دو صورت، اجاره با ضمیمه صحیح نیست و فقط در مواردی بیع «عبد آبق» و یا «بعیر شارد»، ضَمِّ ضمیمه، مجوّز بیع است. والله العالم

ضمانت بازگرداندن عین مستأجره توسط مستأجر

سؤال: آیا ضمانت شخص ثالثی نسبت به بازگرداندان عین مستأجره به موجر پس از تمام شدن مدت اجاره صحیح است و در صورت صحت، آیا ضمان اصطلاحی است؟
جواب: بسمه تعالی: اشکال ندارد و این ضمان همانند ضمان درک که فردی ضامن می‌شود، اگر عین مستحق للغیر درآمد او ضامن باشد. والله العالم

نحوه صحیح اجاره منزل و مغازه

سؤال: اجارهٔ منزل و مغازه به کدام یک از این روش‌ها صحیح است: ۱. اجاره به مبلغ معین ماهیانه بدون رهن; ۲. رهن با مبلغ معین بدون اجاره; ۳. رهن همراه با مبلغ معین به عنوان اجاره
جواب: بسمه تعالی: باید توجه نمود: چیزی که نزد دیگری رهن است، گیرنده رهن نمی‌تواند در آن تصرف کند، و چون در این موارد هدف سکونت در خانه است باید نحوه معامله عوض گردد، و لذا روش اول اشکال ندارد.
روش دوم باطل است، مگر این که به صورت بیع الشرط باشد; به این معنی که خانه را در مقابل مبلغی بفروشد، به شرط این که اگر سر مدت، ثمن را برگرداند معامله را فسخ کند.در این صورت مبلغ در کار نخواهد بود.
روش سوم به این صورت بی اشکال است که بگوید: «خانه را به مبلغ پنجاه هزار تومان اجاره می‌دهم، به شرط این که دومیلیون تومان قرض الحسنه به من بدهید». والله العالم

اجاره با ضمیمه در صورت نبودن قدرت بر تسلیم عین مستأجره

سؤال: اگر مالک، قدرت بر تسلیم عین مستأجره نداشته باشد، آیا اجاره با ضمیمه صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: در صحت اجاره، یکی از دو مطلب زیر شرط است
مالک، قدرت بر تسلیم داشته باشد
ب. مستأجر توانایی استیفا داشته باشد
در غیر این دو صورت، اجاره با ضمیمه صحیح نیست و فقط در مواردی بیع «عبد آبق» و یا «بعیر شارد»، ضَمِّ ضمیمه، مجوّز بیع است. والله العالم

ضمانت بازگرداندن عین مستأجره توسط مستأجر

سؤال: آیا ضمانت شخص ثالثی نسبت به بازگرداندان عین مستأجره به موجر پس از تمام شدن مدت اجاره صحیح است و در صورت صحت، آیا ضمان اصطلاحی است؟
جواب: بسمه تعالی: اشکال ندارد و این ضمان همانند ضمان درک که فردی ضامن می‌شود، اگر عین مستحق للغیر درآمد او ضامن باشد. والله العالم

فوت مستأجر در اثناء اجاره

سؤال: اگر مستأجری چند ماه پس از اجاره، از دنیا برود، آیا اجاره بهای ماه‌هایی که انتفاع نبرده است حال می‌گردد و باید اجارهٔ تمام مدت رابپردازد؟
جواب: بسمه تعالی: با موت مستأجر، اجاره بهای مدتی که هنوز استفاده نکرده است حال نمی‌شود. موت اشخاص، دیون مستقر را حال می‌سازد، نه دیون غیر مستقر را; مانند وجه اجاره. از این رو، اگر مورد اجاره به وسیلهٔ زلزله ویران شود، مالک حق گرفتن بهای اجاره را ندارد، بنابراین اگر مستأجر بمیرد اجاره در مدت باقیمانده، باطل می‌شود. والله العالم

خسارت وارده به همسایه در خانه اجاره‌ای

سؤال: مستأجر خانه متوجه ترکیدن لولهٔ آب که داخل دیوار بوده، نشده و به همسایه ضرر و خسارت وارد شده است، البته کوتاهی نکرده است. آیا خسارت به عهدهٔ صاحب خانه است یا مستأجر؟
جواب: بسمه تعالی: جبران ضرر به عهدهٔ صاحب خانه است. والله العالم

اجاره دادن سالن برای مراسم عروسی

سؤال: سالنی را برای اجرای مراسم عروسی اجاره می‌دهیم و می‌دانیم که اغلب این مراسم با موسیقی حرام و رقص همراه است. آیا اجاره، صحیح و اخذ وجه، حلال است؟
جواب: بسمه تعالی: اگر مورد اجاره برگزاری مراسم است، نه مراسم توأم با رقص و موسیقی، اجاره صحیح است و به عبارت دیگر مورد اجاره، امر حلال است، ولی مستأجر کار حرام نیز انجام می‌دهد. والله العالم

خواندن نماز درمنزلی که اجاره آن داده نشده است

سؤال: منزلی اجاره کردم، لکن چند ماه، مبلغ اجاره را پرداخت نکردم. آیا نماز در این منزل باطل است؟
جواب: بسمه تعالی: در فرض سؤال، هرگاه مستأجر تمکن از پرداخت وجه اجاره داشته و بدون عذر تأخیر انداخته است و مدت تأخیر به اندازه‌ای است که نوعاً مورد مسامحه واقع نمی‌شود، موجر حق فسخ دارد و پس از فسخ، نماز در آنجا باطل است. والله العالم

بطلان عقد اجاره و تبدیل به اجرت المثل

سؤال: هرگاه خانه‌ای را به مبلغ ماهیانه صدهزار تومان اجاره دهند و شخصی ضامن اجاره بها شود، ولی بر اثر بطلان عقد به اجرت المثل به مبلغ صد و پنجاه هزار تومان تبدیل شود، آیا ضامن، مسؤول پرداخت اجرت المثل می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه اجرت المثل بیش از تعهد او نباشد، ضامن باید بپردازد. والله العالم

رفت و آمد شوهر به خانه اجاره‌ای زن خود

سؤال: زنی خانه‌ای را اجاره کرده که مجردی زندگی کند. اگر ازدواج کند و شوهرش بدون اطلاع صاحب خانه به این منزل رفت و آمد نماید، آیا جایز است؟
جواب: بسمه تعالی: اگر صاحب خانه شرط کرده که مجرد زندگی کند، طبعاً رفت و آمد مرد بر خلاف شرط است، ولی اگر در حال مجرد بودن اجاره کرده، نه این که مجرد بودن شرط باشد، در این صورت جایز است. والله العالم

قانون ۱۳۵۶ مربوط به روابط مؤجر و مستأجر

سؤال: در سال ۱۳۵۶قانونی به نفع مستأجر وضع شد که مستأجر می‌توانست پس از انقضای مدت اجاره، بدون توافق و رضایت طرف دیگر درخواست تجدید اجاره نامهٔ محل تجاری نماید، البته با در نظر گرفتن اجاره بهای سابق و کنونی و تعدیل آن. آیا این مطلب با موازین شرع منطبق می‌باشد و می‌توان اجرا نمود؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه موجر با آگاهی کامل از قانون، محل را اجاره داده باشد معنای آن این است که این قانون را پذیرفته است و در حقیقت عمل به قانون، شرط اجاره است، بالأخص اگر مستأجر به مالک سرقفلی داده باشد که مفاد آن استحقاق تجدید اجاره به قیمت روز است، ولی اگر اجاره بدون اطلاع موجر از قانون و قبل از تصویب آن باشد، باید رضایت مالک را جلب کند. والله العالم

اجاره دادن مال مشاع توسط یکی از شرکا

سؤال: اگر یکی از شرکاء مال مشاعی را اجاره دهد، لکن شریک وی موافقت نکند; وظیفه چیست؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه کسی سهم مشاع خود را اجاره بدهد و شریک او موافقت کند، اشکال ندارد. در غیر این صورت باید به نحوهٔ استیفای منفعت به توافق برسند. والله العالم

تغییر شغل در مغازهٔ اجاره‌ای

سؤال: اگر مغازه‌ای را برای فروش لوازم منزل اجاره کنند، آیا تغییر شغل جایز است؟
جواب: بسمه تعالی: اگر در اجاره قید شده باشد که حتماً لوازم منزل بفروشد، باید بر طبق شرط عمل کند. والله العالم

اجاره دادن منزل توسط مستأجر

سؤال: آیا می‌شود خانه‌ای را که به مبلغی اجاره کرده به مبلغ بیشتر اجاره بدهد؟
جواب: بسمه تعالی: کسی اگر عینی اجاره کرد نمی‌تواند آن را به بیشتر از آنکه اجاره کرده است به دیگری واگذار کند مگر این که در عین، کمالی را ایجاد کرده باشد در این صورت اجاره به قیمت بیشتر اشکال ندارد. والله العالم

سرقفلی

سؤال: آیا سرقفلی قائم به ملک است یا قائم به شخص و به عبارت دیگر آیا سرقفلی راجع به عین اموال است یا خیر؟
جواب: بسمه تعالی: در جایی که اخذ سرقفلی صحیح باشد حق مستأجر است که قائم به عین است. والله العالم

ادعای مستأجر بر وقفیت زمین اجاره‌ای

سؤال: مرحوم پدرم چهل سال قبل زمینی را خریداری نموده وچند سال است که زمین را به فردی اجاره داده‌ام، اکنون که زمان تحویل این زمین می‌باشد، مستأجر مدعی است که زمین وقف افراد مذکور بوده، آیا قول وی پذیرفته می‌شود؟
جواب: بسمه تعالی: در فرض سؤال قول مستأجر مسموع نیست مگر این که دو شاهد در محکمه شرع بر وقف بودن زمین گواهی دهند. والله العالم

اجاره دادن آپارتمان توسط غیر مالک

سؤال: آپارتمانی را اجاره نمودم و لکن دادگاه موجر را محکوم به خلع ید از ملک نموده، اگر اینجانب مال الاجاره را طبق قرارداد به هر کدام که مستحق قانونی باشد پرداخت نمایم آیا مالک پیشین می‌تواند مرا مجبور به تخلیه نماید؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه مراد از خلع ید این است که او به عنوان مالک شناخته نشده و دیگری مالک خانه است در این صورت باید وجه اجاره را فقط به شخص دوم بپردازید. والله العالم

انکار اجاره از طرف مالک بعد از انجام کار اصلاحات روی زمین

سؤال: زمین بایری را از شخصی اجاره کردم. زمین را اصلاح و دیوارکشی و درخت کاری نموده و تمام امکانات را تهیّه کردم. اکنون مالک، منکر اجاره شده است. وظیفهٔ من چیست؟
جواب: بسمـه تعـالی: کسـی کـه مـدعی اجـارهٔ زمینـی است کـه روی آن کـار کـرده، بایـد بیّنـه و یا قرائنـی که قـاضی را قـانع کنـد، اقـامه نمـاید. در غیـر این صـورت، قـول مالک مقـدم است. اگـر مالک می دانـد اجـاره انجـام گـرفته اسـت؛ هـر چنـد طـرف مقـابل مدرکی ندارد، باید تن به حکم الهی بدهد و از این که او مدرکی ندارد، سوء استفاده نکند. والله العالم

پایان مدت اجاره و عدم تخلیه

سؤال: اگر مکانی که مدت اجاره آن تمام شده، تخلیه نشود چه مبلغی باید به مالک پرداخت شود؟
جواب: بسمه تعالی: ملاک اجرت المثل هر ماه و سال است. والله العالم

حق کسب و پیشه و سرقفلی

سؤال: حق مغازه‌ای را در سال ۱۳۵۸ به مدت ۱۰ سال به شخصی اجاره دادم وی پس از پایان مدت اجاره از تخلیه دکان خودداری کرد و درخواست حق کسب و پیشه نمود آیا درخواست وی شرعاً جایز است؟
جواب: بسمه تعالی: اگر در مدت اجاره بر اثر فعالیت او، مغازه مرکزیت پیدا کرده که برای مالک سودی خواهد داشت با پرداخت چیزی مصالحه شود. والله العالم کسب و پیشه و سرقفلی

اجاره به شرط نداشتن حق ریشه

سؤال: زمینی را جهت کشاورزی اجاره داده شده و در ضمن اجاره قید شد که مستأجر حق ریشه ندارد ولی پس از مدت اجاره مستأجر می‌گوید درختانی را برای خود کاشته است اکنون وظیفه چیست؟
جواب: بسمه تعالی: در فرض سؤال کاشتن هر نوع درخت برای خودش بدون اذن صاحب مالک جایز نبوده و در فرض کاشتن، باقی گذاردن آن بدون رضایت مالک جایز نیست. والله العالم

شرط زیاده در صورت عدم تخلیه

سؤال: شخصی مکانی را اجاره نموده است موجر(صاحب ملک) شرط نمود در صورت تأخیر در تخلیه، چهل درصد اضافه بر اجاره دریافت نماید آیااین شرط صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه مدت اجاره دوم مشخص باشد پذیرش این شرط چون با توافق طرفین و آگاهی بوده است اشکال ندارد، و اگر مدت اجاره ذکر نشده، اجاره دوم باطل و برای مدت پس از پایان اجاره باید اجرت المثل بپردازد. والله العالم

تعمیر منزل اجاره‌ای بدون اذن موجر

سؤال: اگر مستأجر به مالک خانه دسترسی نداشته باشد و برای ممانعت از خراب شدن خانه، بدون اذن موجر اقدام به تعمیر پشت بام خانه نماید هزینه تعمیرات بر عهده کیست؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه تعمیر ضروری بوده و بدون تعمیر استفاده از خانه امکان پذیر نبود و مطابق اصول لازم، تعمیر شده است هزینه بر عهده مالک است و می‌تواند از اجاره کسر کند. والله العالم

حقیقت اجاره چیست ؟

سؤال: آیا اجیر کردن اشخاص از باب تعهد به انجام کار است یا تملیک عمل؟
جواب: بسمه تعالی: نظر ما در اجاره اعیان بر خلاف مشهور است، ما معتقدیم اجاره اعیان تسلیط طرفین بر عین است تا از آن بهره بگیرد و لذا در صیغه اجاره می گوئیم «آجرتک الدار» و نمی گوئیم «آجرتک منفعه الدار» از این بیان روشن می‌شود که اجاره اجیر نیز به معنی اختیار گرفتن اجیر برای بهره گیری در کار مورد نظر است، بنابراین نظر ما با هر دو نظر فرق می‌کند، البته این نظر در اجیر خاص روشن است. والله العالم

اجاره به شرط عدم اجاره به دیگری

سؤال: منزل را اجاره کرده و شرط شده که به دیگری اجاره ندهد اگر تخلف شرط نماید ولی موجر مخالفتی ننماید سپس ملک را به دیگری بفروشد آیا مالک جدید می‌تواند به جهت تخلف، اجاره را فسخ نماید؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه سکوت مالک به معنای امضای اجاره به دیگری باشد مالک دوم از وضعیت آگاه باشد حق فسخ ندارد. والله العالم

امتناع از تخلیه به علّت رد نکردن ودیعه

سؤال: اگر مالک منزل خود را به مستأجر به مدت یک سال اجاره دهد و مستأجر با اجازه مالک، منزل را به دیگری با اخذ ودیعه و وجه کمتر اجاره دهد ولکن مستأجر اول پس از پایان مدت اجاره به علت عدم توان یا علت دیگر، ودیعه را به مستأجر دوم پرداخت نکند آیا مستأجر دوم می‌تواند به علت رد نکردن ودیعه از تخلیه منزل خودداری کند؟
جواب: بسمه تعالی: مستأجر دوم باید خانه را تخلیه کند و برای اخذ رهن خود به مستأجر اول مراجعه کند، اگر پرداخت نکرد با مدارکی که دارد به دادگاه شکایت کند. والله العالم

تمام شدن اجاره و درخواست مبلغی جهت تخلیه

سؤال: به مدت چند سال انباری را اجاره نموده و اکنون مدت اجاره تمام شده، آیا می‌توان بر طبق قانون شرع، پولی بابت تخلیه کردن از مالک اخذ کرد؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه مدت اجاره تمام شده است و مستأجر سرقفلی نپرداخته باید ملک را بلاعوض تخلیه کند ولی اگر تخلیه فوری امکان پذیر نیست و باعث ضرر است مالک مهلت بدهد تا تخلیه امکان پذیر باشد و در این مدت باید وجه الاجاره را پرداخت کند. والله العالم
=== عدم قدرت بر پرداخت اجاره ===سؤال: منزلی را اجاره کردم اکنون چند ماه نتوانستم اجاره را بپردازم آیا سکونت در این منزل و انجام کارهای عبادی صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: جریان را با صاحبخانه در میان بگذارید به حکم اینکه ناتوانید اجازه بدهد. والله العالم

اجاره دادن طلا

سؤال: اینجانب شغل طلافروشی دارم مقداری طلا را اجاره نموده و هر ماه مبلغی را طبق قرارداد اجاره می‌پردازم و پس از پایان مدت اجاره و به همان مقدار طلای اجاره شده باز پرداخت می‌نمایم آیا این قرارداد صحیح است؟
جواب: بسمه تعالی: از آنجا که از عین طلا با ساختن زینت آلات استفاده می‌شود نمی‌تواند مورد اجاره باشد طبعاً قرض است و افزایش (وجه اجاره) ربا خواهد بود. والله العالم

اجاره و وام

سؤال: شخصی به احمد پیشنهاد می‌کند اگر خانه خود را یکسال و یا دو سال و یا... در اختیار من قرار دهی من هم مبلغ سه میلیون تومان را به عنوان وام بلاعوض در اختیار تو می‌گذارم و در هنگام پایان مدت من خانه و تو مبلغ یاد شده را از همدیگر پس می‌گیریم به نظر حضرت عالی چطور است؟
جواب: بسمه تعالی:به دو صورت امکان دارد ۱. خانه را به عنوان بیع شرط به طرف بفروشد در مقابل مبلغی که می‌گیرد ولی مشروط بر این که پس از دو سال حق فسخ داشته باشد.۲. خانه در مقابل آن مبلغ رهن باشد و مالک بدون این که شرطی در کار باشد اخلاقاً اجازه دهد صاحب مبلغ در آن خانه بنشیند ولی طریق اول بهتر است.والله العالم

اجاره دادن به مبلغ بالاتر توسط مستأجر

سؤال: شخصی خانه‌ای را از آقای فلانی اجاره کرده به مبلغ ماهانه ۱۰۰ هزار تومان، اکنون می‌خواهد همه آن را و یا قسمتی از آن منزل را به افزونتر از قیمت مذکور به شخص دیگری اجاره بدهد به نظر حضرت عالی شرعاً چطور است؟
جواب: بسمه تعالی:نمی‌تواند خانه‌ای را که به مبلغی اجاره کرده به بیشتر اجاره بدهد مگر این که در آن خانه کارهایی انجام دهد که سبب افزایش قیمت خانه باشد و مسأله منصوص است.والله العالم

شرط قرض در ضمن اجاره

سؤال: اینجانب مستأجرم و مبالغی را در اختیار صاحبخانه می‌گذارم متقابلاً او نیز خانه خود را در اختیار بنده قرار می‌دهد و احیاناً اضافه بر آن، ماهانه بسیار ناچیزی دریافت می‌کند شرعاً چه حکمی دارد؟
جواب: بسمه تعالی:اگر خانه را به مبلغ مزبور اجاره دهد به شرط این که مبلغی را به او تا مدت معین وام دهد اشکال ندارد یعنی شرط قرض در ضمن عقد اجاره باشد نه بالعکس.والله العالم

ترک منزل استیجاری توسط مستأجر

سؤال: موجر خانه‌ای را به مدت یک سال به شخصی اجاره داده او بعد از چند ماهی محل را پیش از موعدی که اجاره بر آن مبتنی بود ترک کرد و محل دیگری را اجاره نمود آیا موجر می‌تواند حق الاجاره بقیّه ماه‌ها را که در آغاز اجاره لحاظ گردیده بود از او مطالبه نماید؟
جواب: بسمه تعالی: می‌تواند وجه اجاره باقیمانده را مطالبه کند.والله العالم

اجاره زمین به مدت ۲ سال و محصول سال سوّم

سؤال: زمینی به مدت ۲ سال جهت کشاورزی اجاره داده شده است در سال دوم هنگام برداشت محصول، مقداری از تخمهای آن محصول بر زمین ریخته شده و در اثر بارندگی تخمها رشد نموده است مالک این محصول چه کسی است؟
جواب: بسمه تعالی: محصول مربوط به صاحب تخم است حتی در سال سوم، ولی اگر بخواهد در زمین بماند باید رضایت صاحب ملک را جلب کند ولو با اجاره مجدد یا پرداخت اجره المثل، و در غیر این صورت مالک می‌تواند آنها را بکند. والله العالم

تصرف در رهن

سؤال: شخصی در قبال دریافت مبلغ معیّنی، زمین خود را در اختیار شخص دیگر قرار می‌دهد تا پس از پرداخت مبلغ مأخوذ، زمین را به صاحبش بازگرداند وی تا زمان دریافت پول در زمین کشاورزی کرده است، سود به دست آمده متعلق به کیست؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه زمین رهن بوده، حق تصرف در آن ندارد و در صورت تصرف باید اجرت زمین به مالک آن پرداخت شود و اما اگر زمین را به صورت بیع شرط فروخته است که هر موقع مبلغ را سرِ مدت پس داد بیع را فسخ کند در این صورت در آمد مال خریدار است. والله العالم

فسخ معامله و عدم اطلاع عامل

سؤال: هرگاه جاعل، عقد جعاله را فسخ کند ولی عامل مطلع نشود و عمل را انجام دهد آیا عامل مستحق اجرت می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: تا اخطار جاعل به عامل نرسیده عمل او محترم است. والله العالم

فسخ جعاله توسط عامل و پذیرش مجدّد

سؤال: هرگاه جاعل، جعاله را فسخ کند و عامل کارهای مقدماتی را انجام داده باشد آیا مستحق اجرت المثل است ؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه جاعل از آن مقدمات منتفع می‌باشد به نحوی که عامل دوم بتواند از آن مقدمات به نتیجه مورد نظر جاعل برسد، مستحق اجرت می‌باشد. والله العالم

کم کردن اجرت بدون اطلاع عامل

سؤال: هرگاه جاعل از اجرتی که اعلان کرده بود به اجرت کمتر عدول کند و عامل اطلاع نداشته باشد مستحق چه مقدار اجرت می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: تا گزارش به عامل نرسد کاهش در اجرت جائز نیست. والله العالم

فسخ جعاله و انجام کارهای مقدماتی از سوی عامل

سؤال: هرگاه جاعل، جعاله را فسخ کند و عامل کارهای مقدماتی را انجام داده باشد آیا مستحق اجرت المثل است ؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه جاعل از آن مقدمات منتفع می‌باشد به نحوی که عامل دوم بتواند از آن مقدمات به نتیجه مورد نظر جاعل برسد، مستحق اجرت می‌باشد. والله العالم

نگهداری نتیجه عمل برای اخذ اجرت

سؤال: آیا عامل در جعاله می‌تواند برای به دست آوردن اجرت خود نتیجه عمل را نگه دارد تا پس از گرفتن اجرت آن را تسلیم کند؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه احتمال تخلف می‌دهد می‌تواند با اعلان نگه دارد. والله العالم

تلف شدن مال پیدا شده

سؤال: اگر عامل مال گمشده را پیدا کند ولی بر اثر افراط و تفریط تلف شود و عامل بدل را رد کند آیا مستحق اجرت می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: در فرض سؤال پس از پرداخت مثل و یا قیمت، اقل الأمرین از اجرت المثل و اجرت المسمی احتیاطاً پرداخته شود و به این سؤال قبلاً نیز پاسخ داده شد. والله العالم

پیدا کردن مال گمشده بدون اطلاع از جعاله

سؤال: هرگاه عامل پیش از اطلاع از قراردادی که جاعل تعیین کرده، آن کار را انجام دهد مستحق اجرت می‌باشد؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه عمل پس از انشاء جعاله انجام بگیرد و جاعل از آن عمل منتفع گردد و عامل قصد مجانی نداشته باشد مستحق حق جعل است مگر اینکه قبل از انشاء انجام دهد یا عامل قصد تبرع داشته باشد در آن صورت مستحق نیست. والله العالم

انجام کار جعاله توسط چند نفر

سؤال: در موارد جعاله به شکل اعلان عمومی مثل اینکه بگوید هر کس برای من فلان کتاب را خریداری کند به او پاداش می‌دهم اگر افراد متعدد بدون آگاهی از انجام آن کار توسط دیگران آن کار را انجام دهند همه مستحق اجرت می‌باشند؟
جواب: بسمه تعالی: هرگاه کارها در طول هم باشند نخستین فرد مستحق جعل است و اگر در عرض هم باشند، مصالحه کنند یا قرعه بکشند. والله العالم

استحقاق اجرت در جعاله خاصّ توسط شخص ثالث

سؤال: در جعاله خاص اگر از قرائن معلوم شود طرف مقابل، خصوصیت نداشته و منظور جاعل، رسیدن به نتیجه است آیا انجام آن توسط شخص ثالث موجب استحقاق اجرت معیّن می‌شود؟
جواب: بسمه تعالی: در صورتی که عامل قصد تبرع نداشته باشد مستحق اجرت المثل خواهد بود. والله العالم

آیت الله العظمی وحید خراسانی (مدظله)

صیغه اجاره

سوال ۳۰۷: آیا در احکام مربوط به عقد اجاره حتماً باید صیغه اجاره خوانده شود؟
پاسخ: در صحت عقد اجاره و مترتب شدن احکام مربوط به آن، خواندن صیغه عربی یا فارسی لازم نیست، بلکه اگر مالک به قصد اینکه ملک خود را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار کند، و او هم به قصد اجاره کردن بگیرد اجاره صحیح است، و همچنین اگر انسان بدون خواندن صیغه بخواهد برای انجام عملی اجیر شود همین که مشغول آن عمل شد، اجاره صحیح است.

اجیر شدن بچه صغیر

سوال ۳۰۸: بچه یتیمی در کارگاه کار می‌کند، آیا اجیر نمودن او اشکال دارد؟
پاسخ: اگر بچه صغیر ولیّ داشته باشد اجیر کردن او با اجازه ولی مانعی ندارد، اما بچه صغیری را که ولی ندارد، بدون اجازه فقیه عادل نمی‌شود اجیرکرد، و کسی که به فقیه عادل دسترسی ندارد می‌تواند از چند نفر مؤمن عادل اجازه بگیرد و او را اجیر نماید، و در صورت نبودن چند نفر از یک نفر هم کفایت می‌کند.

اجازه چیزی که معین نشده

سوال ۳۰۹: اگر در هنگام قرار اجاره منزل، یکی از دو طبقه را به مبلغی معین اجاره دهند و معین نکرده باشند که طبقه اول را اجاره می‌دهند یا طبقه دوم را، آیا انتخاب مورد اجاره با شخص اجاره دهنده است (موجر) یا با مستأجر؟
پاسخ: در فرض مذکور که طبقه مورد اجاره را معین نکرده‌اند، اجاره مذکور باطل است.

اجاره به جهت کار حرام

سوال ۳۱۰: اگر منزل یا مغازه را به جهت کار حرامی مثل خرید و فروش آلات مختص به لهو مثل گیتار و پیانو و مانند اینها اجاره بدهد آیا صحیح می‌باشد؟
پاسخ: اگر برای کارهای حرام اجاره بدهد عقد اجاره باطل می‌باشد، اما اگر شخص اجاره دهنده خانه یا مغازه را برای این کارهای حرام اجاره نداده، و با شخص مستأجر در این موارد توافق نکرده باشد در این صورت حتی اگر بداند که مستأجر در خانه یا مغازه او این کارهای حرام را انجام می‌دهد، عقد اجاره صحیح می‌باشد.

اجاره به مدت دلخواه

سوال ۳۱۱: در قرارداد اجاره مغازه یا منزل، شخص اجاره دهنده (موجر) و مستأجر باهم قرار گذاشته‌اند که تا هر وقت مستأجر خواست آن را در هر ماه یا در هر سال به مقدار معینی اجاره نماید، آیا این اجاره صحیح است؟
پاسخ: اگر مدت اجاره را معلوم نکند و بگوید تا هروقت در خانه نشستی اجاره آن، ماهی یا سالی فلان مقدار است، اجاره صحیح نیست. و اگر در اجاره قرار بگذارند که مثلا شبی پنج هزار تومان بدهند (چنانکه در مورد مسافرین و زوّار متعارف است) چون مدت اجاره را معلوم نکرده‌اند اجاره نسبت به غیر از شب اول صحیح نیست و صاحب‌خانه بعد از شب اول هر وقت بخواهد می‌تواند آنها را بیرون کند، ولی بعد از شب اوّل با رضایت صاحب‌خانه استفاده از منزل اشکال ندارد.

عمل اجیر بر خلاف قرار با اجاره دهنده

سوال ۳۱۲: اگر شخص اجاره دهنده با اجیر قرار ببندد که عمل مخصوصی را با وصف معینی و یا در زمان و مکان مشخصی یا با وسیله معینی انجام دهد، ولی شخص اجیر عمل مذکور را به این صورت انجام ندهد آیا اجاره صحیح است؟
پاسخ: در صورتی‌که شخص اجیر بر خلاف این قیود ذکر شده عمل نماید مستحقّ هیچ اجرتی نخواهد بود، مثلاً اگر رنگرز قرار بگذارد که پارچه را با نیل رنگ کند، چنانچه با چیز دیگری رنگ نماید حق ندارد چیزی بگیرد.

اجاره

سوال ۳۱۳: آیا عمل به عقد اجاره لازم بوده یا اینکه هریک از طرفین می‌توانند یک‌طرفه آن را باطل کنند؟
پاسخ: عقد اجاره از عقود لازمه بوده، به این معنی که هیچ‌یک از طرفین نمی‌توانند آن را فسخ کنند مگر اینکه فسخ با رضایت هردو صورت بگیرد، یا اینکه شخص فسخ کننده خیار فسخ داشته باشد و این حکم در مورد اجاره معاطاتی (که بدون خواندن صیغه اجاره برای انجام عمل اجیر شده و مشغول به کار شود یا بدون خواندن صیغه اجاره به قصد اجاره منزل را به مستأجر واگذار نموده و او هم به قصد اجاره، منزل را تحویل بگیرد) هم جاری است.

فروختن منزل قبل از تمام شدن وقت اجاره

سوال ۳۱۴: اگر مالک منزل، خانه‌اش را اجاره داده باشد آیا قبل از اینکه زمان اجاره تمام شود، می‌تواند خانه‌اش را بفروشد؟ و در صورت فروختن منزل آیا اجاره به هم می‌خورد؟
پاسخ: مالک خانه می‌تواند قبل از تمام شدن مدت اجاره آن خانه را بفروشد و در این صورت عقد اجاره به هم نمی‌خورد بلکه خانه ملک خریدار شده ولی تا پایان مدت اجاره، خریدار منزل نسبت به منافع منزل حقی ندارد.

مرگ مستأجر یا اجاره دهنده و باقی ماندن اجاره

سوال ۳۱۵: اگر مستأجر یا شخص اجاره دهنده (موجر) از دنیا برود آیا اجاره هنوز به قوّت خود باقی است؟
پاسخ: اجاره با مرگ مستأجر یا موجر (شخص اجاره دهنده) باطل نمی‌شود حتی اگر مستأجر خانه‌ای را اجاره نماید تا خودش در آن زندگی کند و بمیرد بازهم باطل نمی‌شود.

استفاده نکردن مستأجر از مورد اجاره

سوال ۳۱۶: اگر مستأجر منزل یا ماشین را اجاره کند ولی از آن استفاده نکند بازهم باید اجاره‌اش را بدهد؟
پاسخ: اگر مستأجر چیزی را از موجر (اجاره دهنده) اجاره کرد چه آن را قبض کرده و گرفته باشد و چه آن را قبض نکرده باشد به هرحال باید اجاره آن را بدهد.

اجرت کارگر هنگام استفاده نکردن صاحب کار از او

سوال ۳۱۷: اگر شخص صاحب کار کسی را برای انجام کاری در مدت معینی اجیر کند و شخص کارگر هم در زمان معین شده برای انجام کار آمده ولی صاحب کار در آن موقع از انجام شدن کار امتناع کند یا اینکه مصالح و ابزار کار را در آن موقع مهیّا نکرده باشد آیا باید اجرت را به شخص کارگر بپردازد یا خیر؟
پاسخ: در فرض مذکور صاحب کار باید اجرت را بر طبق قرارداد به شخص کارگر بپردازد.

ضامن بودن مستأجر نسبت به عین مستأجره

سوال ۳۱۸: اگر چیزی را که اجاره داده‌اند (مثل ماشین یا منزل) به مستأجر داده شده و در دست او تلف شود، آیا مستأجر ضامن قیمت آن چیز می‌باشد؟
پاسخ: عین مستأجره (چیزی را که اجاره کرده‌اند) امانتی در دست مستأجر می‌باشد، لذا اگر از بین برود یا معیوب شود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده و در استفاده بردن از آن هم زیاده روی نکرده باشد ضامن نمی‌باشد. مثلا اگر پارچه‌ای را که به خیاط داده از بین برود در صورتی‌که خیاط زیاده روی نکرده و در نگهداری آن هم کوتاهی نکرده باشد ضامن نیست. اما اگر در نگهداری از آن کوتاهی کند یا در استفاده از آن زیاده روی کرده باشد ضامن است و همچنین اگر شخص صنعتگر چیزی را که گرفته ضایع کند ضامن است. و همچنین اگر قصاب سرحیوانی را ببرد و آن را حرام کند (چه مزد گرفته باشد یا مجانی سر بریده باشد) باید قیمت آن را به صاحبش بدهد.

گرفتن اجرت در مسائل دینی

سوال ۳۱۹: آیا انسان می‌تواند برای مسائل دینی مثل روضه‌خوانی یا تعلیم واجبات شرعی یا انجام تکالیف دینی اجرت بگیرد؟
پاسخ: گرفتن اجرت بر روضه‌خوانی اهل بیت (ع) یا بیان فضائل ایشان یا مجالس وعظ که فائده‌های دینی و دنیایی دارد جایز است، و همچنین گرفتن اجرت برای عباداتی که نائب گرفتن در آنها شرعی می‌باشد جایز است، اما گرفتن اجرت در قبال عباداتی که نمی‌توان برای آنها نایب گرفت مثل نماز و روزه برای کسی که زنده است جایز نمی‌باشد بلکه بنابر احتیاط واجب بر تعلیم حلال و حرام و واجباتی که مثل نماز وروزه محل ابتلا مردم می‌باشند جایز نمی‌باشد ولی اگر مورد ابتلا مردم نباشد گرفتن اجرت در قبال تعلیم آنها جایز است.

شرط ضمان در عقد اجاره

سوال ۴۵۵: آیا اشتراط ضمان در اجاره صحیح است؟
پاسخ: اشتراط ضمان به معنای اداء قیمت عین مستأجره یا اداء ارش عیب عین مستأجره صحیح است.[۱][۲]

اجاره دادن سکه طلا

سوال ۵۰۶: حکم اجاره دادن سکه طلا (مثل سکه بهار آزادی) و گرفتن مبلغ ماهیانه بابت اجاره آنها چیست؟
پاسخ: اجاره معاوضه‌ای است بر منفعت مال( نه بر خود مال) بنابراین اجاره دادن سکّه طلا، به طلا ساز و طلا فروش به این معنی که بعد از یک سال سکه‌های دیگری غیر از سکّه‌های اجاره داده شده تحویل دهد باطل است.[۳] [۴]

کار کردن در کارخانه آبجوسازی

سوال ۵۳۰: من در کشور کانادا در یک کارخانه آبجوسازی کار می‌کنم، پولی را که می‌گیرم آیا از دیدگاه اسلام اشکال دارد؟
پاسخ: عمل و پولی که در مقابل این عمل اخذ می‌شود حرام می‌باشد.[۵] [۶]

اجاره و رهن خانه (مرجع تقلید آیهالله فاضل لنکرانی)

سوال باسلام در منزلی بصورت رهن خالی زندگی می‌کنیم وکرایه نمی‌دهیم صاحب منزل ما این شرایط را خواسته بودند حالا شنیدیم که می‌گویند از نظر شرعی اشکال دارد حالا چکار کنیم؟
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(قدّس سرّه)
جواب اگر (هنگام اجاره خانه) در ضمن اجاره شرط شود که مبلغی به صاحب خانه قرض یا ودیعه داده شود، اشکال ندارد هرچند وجه اجاره از این جهت کم شود. ولی اگر پول را قرض دهد به شرطی که مقدار اجاره را کم کند یعنی شرط اجاره کمتر در ضمن قرض باشد، ربا و باطل است [۷]. یاحقّ.

رهن و اجاره

سؤال: اگر خانه را صاحب خانه به مسی رهن و اجاره داد مثلا یک میلیون تومان از شخصی گرفت و خانه خود را به او داد که یک سال از آن استفاده کند و ماهی دو هزار تومان اجاره بپردازد آیا شرعا صحیح است یا نه و خواهشمندیم با مثال بیان فرمایید که انسان به چه نحوی خانه خود را رهن دهد که اشکال شرعی نداشته باشد؟
جواب: این عمل شرعا رهن محسوب نمی‌شود و طریقه صحیحه این است که صاحب خانه خانه را اجاره دهد به همان مبلغ کمی که خودشان تعیین می‌کنند ولکن در ضمن اجاره که باید مدت ان هم کاملا معلوم باشد با مستاجر شرط کند که مثلا مبلغ یک میلیون تومان هم به او قرض بدهد.
سؤال: در معامله امروزی که اکثر صاحبخانه‌ها مبلغ زیادی پول می‌خواهند تا فرضا دو اطاق در اختیار مستاجر قرار دهد مثلا در ازای ۲ اطاق ۱۵۰۰ تومان کرایه و ۱۰۰۰۰ تومان پول نقد است صاحب منزل می‌گوید اگر شما فلان مبلغ را بدهید بنده د. اطاق را مثلا به هزار و سیصد تومان در اختیار شما قرار می‌دهم. بفرمایید این موضوع چه صورتی دارد کم شدن پول نقد جهت کرایه چگونه است؟
جواب: به صورت مذکور در سوال صحیح نیست بلی چنانچه این شرط از طرف موجر در ضمن عقد اجاره بشود به این معنی که موجر بگوید می‌دهم دو اطاق را مثلا به فلان مبلغ به شرط انکخ فلان مبلغ هم به من قرض الحسن بدهی و مستاجر هم قبول اشکال ندارد.
سؤال: اگر بنده یک درب اتاق با آشپزخانه‌ام را اجاره بدهم به این شرط که مبلغ دویست هزار تومان پول از موجر بگیرم تا اتمام قرارداد اجاره، وقتی خانه‌ام را تخلیه کرد مبلغ فوق را به او پس بدهم این شرط از نظر اسلامک چه صورتیدارد که در ازای آن اجاره دریافت نمی‌کنم؟
جواب: اجاره دادن بنحو مذکور در سوال صحیح نیست و راه صحیح این است که مال الاجاره کمی مثلا صدتومان در هر ماه قرار داده شود البته با تعیین مدت اجاره سپس موجر به مستاجر بگوید این مکان را به شما اجاره می‌دهم در مدت مثلا یکسال از قرار ماهی صدتومان و در ضمن اجاره شرط می‌کنم که دویست هزار تومان هم به من قرض الحسنه بدهی و مستاجر قبول کند.
سؤال: مسإله رهن یا رهن و اجاره که بین مردم و دلالها معمول است و پولشان را به صاحب خانه یا صاحب مغازه می‌دهند و در ان ساکن می‌شوند بی مال الاجاره یا اجارهمختصر راه صحیح و فرار از ربا دارد یا خیر؟
جواب: راه صحیح آن این است که موجر به مستاجر منزل خود را به مدت معین و مال الاجاره معین اجاره دهد و شرط کند که مستاجر فلان مبلغ را قرض الحسنه به او بدهد و مستاجر هم قبول کند اشکال ندارد.
سؤال: رهن کردن خانه بدون اجاره و یا با اجاره چه حکمی دارد؟
جواب: اگر خانه را اجاره کند به مبلغی معین و در ضمن عقد اجاره شرط کند که مستاجر مبلغی مثلا صد هزار تومان به موجر قرض الحسنه بپردازد اشکال ندارد ولی اگر قرض به شرط اجاره باشد باطل است

احکام اجاره

(مسأله ۲۱۷۳) اجاره دهنده و کسی که چیزی را اجاره می‌کند باید مکلف و عاقل باشند۱ و به اختیار خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید در مال خود تصرف داشته باشند۲، پس سفیهی که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند۳ چنانچه حاکم شرع او را از تصرّف در در اموالش جلوگیری کرده باشد۴ اگر چیزی را اجاره کند، یا اجاره دهد، صحیح نیست.
۱- اراکی، سیستانی: باید بالغ و عاقل باشند...
۲- مظاهری: [پایان مسأله].
خوئی، تبریزی، بهجت: پس سفیه چون حقّ ندارد در مال خود تصرف نماید اگر چیزی را اجاره کند یا اجاره دهد، صحیح نیست. (بهجت: ولی بنابر أظهر اگر طفل ممیّز با اجازه ولیّ چیزی را اجاره دهد صحیح است و همچنین است اگربعد از بلوغ به اجاره سابقش رضایت دهد، ولی در مجنون اگر چه ولیّ هم اجازه دهد، اجاره او صحیح نیست).
سیستانی: پس سفیه چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف نماید، نمی‌تواند چیزی را اجاره کند، یا اجاره دهد؛ و همچنین مفلس نمی‌تواند چیزی از اموالی را که حقّ تصرّف در آنها را ندارد، اجاره بدهد یا با آن چیزی را اجاره کند ولی می‌تواند خودش را اجاره دهد.
۳- گلپایگانی، صافی: چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف نماید و کسی که از تصرّف در مالش به حکم حاکم شرع ممنوع شده اگر چیزی را به اموالی که از تصرّف در آنها ممنوع شده اجاره کند یا آن اموال را اجاره دهد صحیح نیست.
فاضل: چون حقّ ندارد در مال خود تصرّف کند، اگر چیزی را اجاره کند یا اجاره دهد صحیح نیست مگر این که ولیّ او اجازه دهد بلکه بدون اجازه او نمی‌تواند اجیر کسی شود.
سبحانی: اگر چیزی را اجاره کند; یا اجاره دهد صحیح نیست مگر این که ولیّ آن را امضا کند.
۴- نوری: یا در حال بلوغ سفیه باشد...


زنجانی: مسأله- «اجاره» بر دو قسم است قسم اول: قرادادی که انسان منفعت مالی را در مقابل عوضی به ملکیت دیگری در می‌آورد به کسی که منفعت مال را به ملکیت دیگری در می‌آورد موجر(اجاره دهنده) و به کسی که منفعت مال به ملکیت وی در می‌آید مستأجر (اجاره کننده) می‌گویند.
قسم دوم: قراردادی که با آن کار یا منفعت انسانی در مقابل عوضی به ملکیت دیگری در می‌آید. کسی که کار یا منفعت او به ملکیت دیگری درآمده «اجیر» و کسی که عمل یا منفعت دیگری را مالک می‌گردد «مستأجر» خوانده می‌شود. در مسأله [۲۱۳۸] و [۲۲۱۸] فرق بین اجاره و جعاله توضیح داده شده است.
موجر و اجیر و مستأجر باید هفت شرط را دارا باشد:
۱و۲-عاقل وممیز باشد بنابراین اجاره دیوانه وشخص غیرممیز اساسا باطل است
۳-قصدجدی اجاره را داشته باشند؛ پس اگر -مثلا - به شوخی بگوید: این خانه را اجاره دادم به طور کلی باطل است.
۴- با اختیار به این کار اقدام کنند؛ و اگر کسی را به اجاره مجبور کنند و در این کار اختیار نداشته باشد اجاره باطل است مگر آنکه بعد از اجاره به آن رضایت دهد.(یعنی راضی باشد و رضایت خود را ابراز نماید)
۵و ۶- آنکه بالغ و رشید باشند. بنابراین اجاره ممیز نابالغ و ممیز غیر رشید (یعنی سفیه و کسی که توانایی شناخت او از ارزش اموال از متعارف مردم کمتر است) در مال خود و همچنین اجیر شدن آنها در صورتی که مستقل در معامله باشند نافذ نیست ولی چنانچه ولی شرعی انها یا خود آنها بعد از بلوغ و رشد به آن رضایت دهند صحیح می‌باشد اما اگر اجاره با ولی آنها باشد و نابالغ و سفیه تنها اجاره کننده صیغه اجاره باشند اجاره صحیح است. و همچنین ممیز نابالغ و ممیز غیر رشید می‌توانند در مال غیر خودشان با اجازه مالک آن یا ولیّش اجاره منعقد کنند.
۷- موجر و مستأجر باید از نظر شرعی بتوانند منافع یا عمل مورد اجاره را به ملکیت دیگری درآورند. مثلا منفعت ان مال ؛ مال موجر باشد یا اجاره دهنده ولّی مالک منفعت یا وکیل او باشد بنابراین اگر کسی که صاحب اختیار مال نیست آن را اجاره دهد در صورتی صحیح است که کسی که رضایت او معتبر است به اجاره رضایت دهد و همچنین مفلس (که تعریف آن در مسأله [۲۲۵۴] خواهد آمد) نمی‌تواند مالی را که حق استفاده از منافع آن را ندارد اجاره دهد مگر آنکه طلبکاران قبل از اجاره یا بعد از آن به آن رضایت دهد. ولی اجیر شدن مفلس مانعی ندارد.
وحید: مسأله- اجاره دهنده و کسی که چیزی را اجاره می‌کند باید عاقل و بالغ باشند ، و باید بر اجاره به ناحقّ اکراه نشده باشند ، و اگر اکراه شدند و بعد به اجاره راضی شدند ، اجاره نافذ است ، و در مال خود حقّ تصرّف داشته باشند ، پس اجاره دادن و اجاره کردن سفیه و مفلسی که به حکم حاکم شرع ممنوع از تصرّف در مال خود باشد نافذ نیست ، مگر به اذن و اجازه ولیّ یا طلبکاران ، ولی اجاره مفلس خودش را برای کاری یا خدمتی نافذ است و محتاج به اجازه نیست.
مکارم: مسأله- واگذار کردن منافع ملک یا منافع شخص خود را بر دیگری اجاره گویند و اجاره دهنده و اجاره کننده باید بالغ و عاقل باشند و با قصد و اراده خودشان اجاره را انجام دهند و نیز باید حقّ تصرّف در اموال خود را داشته باشند، بنابراین سفیهی که توانایی بر اداره صحیح اموال خود ندارد و آن را بیهوده مصرف می‌کند اجاره اش باطل است.
(مسأله ۲۱۷۴) انسان می‌تواند از طرف دیگری وکیل شود و مال او را اجاره دهد1.
این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.
۱- خوئی، فاضل، سیستانی، وحید: یا مالی را برای او اجاره کند.
زنجانی: یا مالی را برای او اجاره کند یا او را اجیر دیگری بنماید یا برای او اجاره بگیرد.
(مسأله ۲۱۷۵) اگر ولیّ، یا قیّم بچه مال او را۱ اجاره دهد، یا خود او را اجیر دیگری نماید اشکال ندارد. و اگر۲ مدتی از زمان بالغ شدن او را، جزء مدّت اجاره قرار دهد، بعد از آن که بچه بالغ شد، می‌تواند بقیه اجاره را به هم بزند۳، ولی هرگاه طوری بوده که اگر مقداری از زمان بالغ بودن۴ بچه را جزء مدت اجاره نمی‌کرد، بر خلاف مصلحت بچه بود، نمی‌تواند اجاره را به هم بزند5.
۱- گلپایگانی، صافی: با رعایت مصلحت او...
۲- فاضل: ولی اگر...
۳- سیستانی: هر چند طوری بوده که اگر مقداری از زمان بالغ بودن بچه را جزء مدّت اجاره نمی‌کرد، بر خلاف مصلحت بچه بود، بلی اگر بر خلاف مصلحت ملزمه شرعیه بود، یعنی مصلحتی که می‌دانیم شارع مقدس راضی به ترک آن نیست، در این صورت اگر اجاره با اذن حاکم شرع واقع شده باشد، بچه نمی‌تواند بعد از بلوغ اجاره را به هم بزند.
گلپایگانی: نمی‌تواند بقیه اجاره را به هم بزند و اگر پدر یا جدّ پدری مال صغیر را اجاره دهند مفسده نداشتن عمل آنها برای صغیر کافی در صحّت اجاره است و رعایت مصلحت لازم نیست.
صافی: نسبت به اجاره اموالش نمی‌تواند بقیه اجاره را به هم بزند و نسبت به خودش نفوذ اجازه ولیّ محلّ اشکال است مگر مصلحتی که استیفاء آن لازم باشد مثل حفظ حیات صغیر در آن ملاحظه شده باشد.
فاضل: نمی‌تواند بقیّه اجاره را نسبت به مال به هم بزند، ولی نسبت به اجاره خودش بعد از آن که بالغ شد، بدون اجازه او صحّت اجاره اشکال دارد...
وحید: ولی اگر اجاره تا زمان بعد از بلوغ به جهت مصلحتی بوده که شرعاً مراعات آن واجب است ، اجاره نسبت به بعد از بلوغ نافذ ، و احتیاط واجب آن است که به اذن حاکم شرع باشد.
مظاهری: اگر مدّتی از زمان رشید شدن او را جزو مدّت اجاره قرار دهد، بعد از آنکه بچّه رشید شد می‌تواند بقیّه اجاره را به هم بزند،...
۴- مظاهری: از زمان رشید بودن...
۵- خوئی، تبریزی: نمی‌تواند اجاره مال خود را به هم بزند ولی نفوذ اجاره خود بچه بعد از بلوغش محلّ اشکال است.
فاضل: برخلاف مصلحت لازم الرعایه بچه بود، اجاره صحیح است و بچه که بالغ شده، نمی‌تواند اجاره را به هم بزند.
زنجانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2176.


مکارم: مسأله- ولیّ یا قیّم صغیر می توند مال او را اجاره دهد به شرط این که مصلحت او رعایت شود و احتیاط این است که زمان بعد از بلوغ او را در اجاره داخل نکند مگر این که بدون آن، مصلحت صغیر حاصل نشود.
بهجت: مسأله- ولیّ یا قیّم یا وصیّ می‌تواند مال طفل را اجاره دهد، و یا خود آن طفل را اجیر دیگری نماید، امّا وقتی که علم به بلوغ همراه با رشد او پیدا شد، ولایت او ساقط است و ادامه آن اجاره بستگی به اجازه خودش دارد.
(مسأله ۲۱۷۶) بچه صغیری را۱ که ولیّ ندارد، بدون اجازه مجتهد۲ نمی‌شود اجیر کرد و کسی که به مجتهد۳ دسترسی ندارد، می‌تواند از یک نفر مؤمن۴ که عادل باشد، اجازه بگیرد و او را اجیر نماید۵. به شرط آن که اجیر گرفتن بچه نابالغ به مصلحت او، بلکه بنابر احتیاط واجب ترک آن دارای مفسده برای بچه نابالغ باشد.
این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست.
۱- مظاهری: بچه‌ای را...
۲ و ۳- فاضل: مجتهد جامع الشرائط...
۴- گلپایگانی، خوئی، تبریزی، صافی: از چند نفر مؤمن...
۵- خوئی، گلپایگانی، صافی، تبریزی، سیستانی،نوری،سبحانی ، مظاهری: [پایان مسأله]
فاضل: البتّه اگر اجیر کردن وی، به مصلحت او باشد.


مکارم: مسأله- درصورتی که [بچه] ولیّ و قیّم ندارد باید از حاکم شرع اجازه گرفت و هرگاه دسترسی به مجتهد عادل و نماینده او نباشد از یک نفر مؤمن عادل که مصلحت صغیر را مراعات کند می‌توان اجازه گرفت.
زنجانی: مسأله- اگر ولی بچه مال اور ا اجاره دهد یا چیزی را برای او اجاره کند یا خود او را اجیر دیگری نماید یا برای او اجیر بگیرد اشکال ندارد البته اگر ولی بچه ، پدر یا جد پدری وی باشد در صورتی می‌تواند برای بچه عقد اجاره منعقد کند که این اجاره مفسده‌ای برای بچه نداشته باشد و در سایر اولیاء همچون حاکم شرع و وصی و قیم کودکان در صورتی اجاره آنها برای کودک صحیح است که این اجاره برای کودک مصلحت داشته باشد و اگر شرط مفسده نداشتن یا مصلحت داشتن رعایت شود کودک پس از بلوغ نیز نمی‌تواند اجاره را به هم بزند.
بچه صغیری را که ولی خاص ندارد بدون اجازه مجتهد جامع الشرایط یا نماینده او نمی‌شود اجیر کرد یا برای او اجیر گرفت یا مال او را اجاره داد یا مالی را برای او اجاره کرد و کسی که به مجتهد جامع الشرایط و نماینده او دسترسی ندارد می‌تواند از یک نفر شیعه اثنی عشری عادل اجازه بگیرد و اقدام به اجاره کند و این کار اگر توسط ولی عرفی کودک -مثلا مادر او- انجام شود با رعایت مصلحت جایز است و غیر انها بنابراحتیاط تنها در صورت ضرورت اقدام به این کار کنند.
وحید: مسأله- بچّه صغیری را که ولیّ ندارد ، بدون اجازه فقیه عادل نمی‌شود اجیر کرد ، و کسی که به فقیه عادل دسترسی ندارد ، می‌تواند از چند نفر مؤمن عادل اجازه بگیرد و او را اجیر نماید ، و در صورت نبودن چند نفر از یک نفر هم کفایت می‌کند.
(مسأله ۲۱۷۷) اجاره دهنده و مستأجر لازم نیست صیغه عربی بخوانند بلکه اگر مالک به کسی بگوید ملک خود را به تو اجاره دادم و او بگوید قبول کردم، اجاره صحیح است. و نیز اگر۱ حرفی نزنند و مالک به قصد این که ملک را اجاره دهد، آن را به مستأجر واگذار کند و او هم به قصد اجاره کردن بگیرد، اجاره صحیح می‌باشد.
۱- سیستانی: بلکه اگر...


مکارم: مسأله- در اجاره می‌توان با زبان عربی یا فارسی یا هر زبان دیگر صیغه خواند (مثلاً مالک به شخصی بگوید فلان ملک خودم را به فلان مبلغ در فلان مدّت به تو اجاره دادم، او هم بگوید: قبول کردم) و نیز کافی است که ملک خود را به قصد اجاره در اختیار مستأجر بگذارد و او هم تحویل بگیرد.
زنجانی: مسأله- برای انعقاد اجاره اجاره دهنده و مستأجر باید قرارداد اجاره ببندند و لازم نیست صیغه عربی بخوانند بلکه اگر مالک به کسی بگوید: «این ملک را به یکصد هزار تومان به مدت یک ماه به تو اجاره دادم» و او بگوید:«قبول کردم» اجاره صحیح است بلکه اگر حرفی نزند و مالک به قصد اجاره دادن در مدت مشخص به مبلغ معین آن ملک را در اختیار مستأجر بگذارد و او هم به قصد اجاره کردن بگیرد اجاره صحیح می‌باشد.
مظاهری: مسأله- لازم نیست صیغه اجاره به عربی خوانده شود بلکه با هر لفظی یا کاری که بفهماند اجاره نموده‌اند صحیح است.
(مسأله ۲۱۷۸) اگر انسان بدون صیغه خواندن بخواهد برای انجام عملی اجیر شود، همین که با رضایت طرف معامله، مشغول آن شد اجاره صحیح است1.

۱- گلپایگانی: همین که مشغول آن عمل شد اجاره نسبت به آنچه عمل شده صحیح است و قبل از تمام شدن عمل بیش از مال الاجاره مقداری که عمل کرده نمی‌تواند مطالبه کند بلکه مالک شدن او هم نسبت به زاید، محلّ تأمّل است.
خوئی، تبریزی، سیستانی، بهجت، صافی، وحید: همین که مشغول آن عمل شد اجاره صحیح است (بهجت: یعنی کار او دلالت بر قبول دارد).
مکارم: همین که با درخواست طرف معامله مشغول کار شود اجاره صحیح است.
فاضل: همین که عنوان اجاره مشغول آن عمل شود یا خود را در اختیار مؤجر قرار دهد اجاره صحیح است.
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2177.


زنجانی: مسأله- اگر انسان بخواهد برای انجام کاری اجیر شود لازم نیست صیغه بخواند بلکه می‌تواند با انجام کاری قرارداد اجاره ببندد مثلا همین که با توافق طرف معامله به قصد اجاره مشغول آن عمل شد اجاره منعقد می‌شود.
(مسأله ۲۱۷۹) کسی که نمی‌تواند حرف بزند، اگر با اشاره بفهماند که ملک را اجاره داده۱ یا اجاره کرده، صحیح است.
۱- مکارم: ملک خود را برای مدّت معین به مبلغ معین اجاره داده...
مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله 2177.


زنجانی: مسأله - اشاره کردن یا نوشتن و هر چیزی که دلالت بر اجاره می‌کند همچون صیغه خواندن است و با انها نیز می‌توان قراداد اجاره بست.
(مسأله ۲۱۸۰) اگر خانه یا دکان یا اطاقی را۱ اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که فقط خود او از آنها استفاده نماید۲، مستأجر نمی‌تواند آن را به دیگری اجاره دهد و اگر شرط نکند۳، می‌تواند آن را به دیگری اجاره دهد۴. ولی اگر بخواهد به زیادتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد، باید در آن، کاری مانند تعمیر و سفیدکاری انجام داده باشد۵، یا به غیر جنسی را که اجاره کرده آن را اجاره دهد۶ مثلاً اگر باپول اجاره کرده، به گندم یا چیز دیگر اجاره دهد7.
۱- سیستانی: اگر خانه یا دکان یا هر چیز دیگری را...
مظاهری: اگر چیزی را...
۲- فاضل: یا اجاره منصرف به این معنی باشد...
۳- فاضل: و منصرف به این معنی هم نباشد...
خوئی، تبریزی، سیستانی: مستأجر نمی‌تواند آن را به دیگری جهت استفاده از آنها اجاره دهد مگر آن که اجاره طوری باشد که استفاده مخصوص خودش باشد، مثل این که زنی منزل یا اطاقی را اجاره کند و بعداً شوهر کرده و اطاق یا منزل را جهت سکنای خودش (سیستانی: به شوهرش) اجاره دهد و اگر مالک شرط نکند...
سبحانی: و ظاهر کار هم این نباشد که او شخصاً استفاده کند...
۴- بهجت: اگر چه به خود اجاره دهنده باشد، و اگر استفاده بردن از آن مال احتیاج به تحویل عین مال دارد، بنابرأظهر تحویل آن هم جایز است...
سیستانی: البتّه در تحویل دادن ملک به مستأجر دوم باید بنابر احتیاط ازمالک اجازه بگیرد ولی اگر بخواهد بیشتر از آنچه آن را اجاره کرده است -هرچند از جنس دیگر- اجاره دهد، در صورتی که خانه یا دکان یا کشتی باشد، باید در آن کاری مانند تعمیر و سفیدکاری انجام داده باشد، یا برای نگهداری آن خسارتی متحمل شده باشد.
۵- سبحانی ، مظاهری: [پایان مسأله].
نوری: خواه به غیر جنسی که اجاره کرده آن را اجاره دهد یا به همان جنس.
۶- گلپایگانی، صافی: بنابراحتیاط لازم باید در آن کار، کاری مانند تعمیر و سفید کاری انجام داده باشد، خواه به غیر جنسی که اجاره کرده آن را اجاره دهد یا به همان جنس.
۷- خوئی، تبریزی: و بنابراحتیاط وجوبی، اجاره کشتی حکم خانه را دارد.
بهجت: و در غیر این دو صورت، بنابرأظهر اجاره به مقدار زیادتر جایز نیست.


وحید: مسأله- اگر ملکی را اجاره کند و صاحب ملک با او شرط کند که منفعت برای خودش باشد و به غیر منتقل نکند ، مستأجر نمی‌تواند آن را به دیگری اجاره دهد ، و اگر شرط کند که منفعت را خودش استیفا کند ، می‌تواند به دیگری اجاره دهد در صورتی که خودش آن منفعت را استیفا نماید.
مثل این که مستأجر منزلی را که اجاره کرده ، به کسی اجاره دهد که آن کس به شرط و مانند آن متعهّد شده برای او مسکنی تهیه نماید ، و آن شخص متعهّد مستأجر را در همان منزل سکنی دهد ، و یا این که زنی خانه‌ای اجاره کند و بعد به شوهرش اجاره دهد ، و شوهر آن زن را در آن خانه سکنی دهد.
و در صورتی که مستأجر می‌تواند آن را به دیگری اجاره بدهد ، اگر بخواهد خانه یا دکّان یا کشتی ـ و همچنین بنابر احتیاط واجب اطاق یا آسیاب را به زیادتر از مقداری که آن را اجاره کرده اجاره دهد ، باید در آن کاری مانند تعمیر و سفید کاری انجام داده باشد ، یا به غیر جنسی که اجاره کرده آن را اجاره دهد ، مثلا اگر با پول اجاره کرده به گندم یا چیز دیگر اجاره دهد.
مکارم، سبحانی: مسأله- خانه یا دکان یا چیز دیگری را که اجاره کرده نمی‌تواند به دیگری اجاره دهد، مگر این که (سبحانی: موقع اجاره کردن) چنین حقّی به مستأجر داده شده باشد، کسی که خانه یا مغازه یا اطاقی را اجاره کرده و حقّ دارد به دیگری واگذار کند نمی‌تواند به زیادتر از آن مبلغ اجاره دهد مگر این که کاری (مانند تعمیر و سفید کردن یا گذاردن قفسه و فرش) در آن انجام داده باشد تا مقدار اضافی در برابر آن قرار گیرد.
زنجانی: مسأله- کسی که مالی را اجاره کرده اگر مالک با او شرط کرده باشد که ان را به دیگری اجاره ندهد نمی‌تواند آن را اجاره دهد (تذکر این نکته مناسب است که برای شرط کردن لازم نیست طرفین اجاره شرط را در قرارداد ذکر کنند بلکه همین که اجاره براساس آن منعقد گردد به نحوی که اجاره کردن مستأجر خلاف قرارداد به حساب آید مستأجر حق اجاره دادن ندارد.) و اگر اجاره دهنده شرط نکرده باشد مستأجر می‌تواند آنرا به دیگری اجاره بدهد و مورد اجاره را در اختیار او بگذارد البته در معمول موارد نمی‌تواند به بیشتر از مقداری که اجاره کرده اجاره بدهد. به تفصیلی که در مسائل آینده گفته خواهد شد.
اگر بخواهد چیزی را که اجاره کرده به همان جنس مال الاجاره ولی زیادتر از مقداری که اجاره کرده است به دیگری اجاره دهد باید در آن اصلاحاتی که موجب زیادی رغبت اجاره کنندگان می‌شود انجام داده باشد بلکه به احتیاط واجب اگر به غیر جنسی هم که اجاره کرده آن را اجاره دهد مثلا اگر با پول اجاره کرده به گندم یا چیز دیگر اجاره دهد. چنانچه ارزش آن بیشتر باشد اشکال دارد و در این مسأله فرقی نیست که مورد اجاره خانه یا اتاق یا دکان یا کشتی یا آسیاب باشد یا غیر این‌ها مثل زمین و نیز فرقی نیست که تمام مورد اجاره را با یک قرارداد اجاره دهد. یا هر قسمتی از آن را با قرارداد جداگانه به یک شخص یا به اشخاص مختلف اجاره دهد.

مسائل اختصاصی

سبحانی: مسأله ۱۸۰۳- خانه یا دکان یا چیز دیگری را که اجاره کرده نمی‌تواند به دیگری اجاره دهد مگر اینکه موقع اجاره کردن چنین حقی به مستأجر داده شود.
سبحانی ۱۸۰۴- کسی که خانه یا مغازه یا اتاقی را اجاره کرده و حق دارد به دیگری واگذار کند نمی‌تواند به زیادتر از آن مبلغ اجاره دهد مگر این که کاری (مانند تعمیر و سفید کردن یا گذاردن قفسه و فرش) در آن انجام داده باشد تا مقدار اضافی در برابر آن قرار گیرد.
(مسأله ۲۱۸۱) اگر اجیر با انسان شرط کند که فقط برای خود انسان کار کند۱، نمی‌شود او را به دیگری اجاره داد۲، و اگر شرط نکند۳، چنانچه او را به چیزی که اجرت او قرارداده اجاره دهد، باید زیادترنگیرد۴، و اگر به چیز دیگری اجاره دهد، می‌تواند زیادتر بگیرد5.
این مسأله در رساله آیت الله اراکی نیست.
۱- فاضل: یا اجاره منصرف به این معنی باشد...
۲- خوئی، تبریزی، سیستانی: مگر به نحوی که در مسأله قبلی گذشت...
مظاهری: واگر شرط نکند می‌تواند او را به همان مقداری که اجاره کرده است، به دیگری اجاره دهد.
۳- گلپایگانی، صافی، نوری: (گلپایگانی، صافی: بنابر احتیاط لازم) باید به زیادتر از آنچه که او را اجاره کرده اجاره ندهد خواه به همان جنس اجاره دهد یا به غیر جنسی که اجاره کرده است.
سیستانی: می‌تواند او را به دیگری اجاره دهد، ولی چیزی که بابت اجاره از او می‌گیرد، باید در قیمت بیشتر از اجرتی که برای اجیر قرارداده است نباشد و همچنین است اگر خودش اجیر کسی شود و برای انجام آن عمل، شخص دیگری را به کمتر اجاره نماید، ولی اگر مقداری از آن عمل را خودش انجام داده باشد، می‌تواند دیگری را به کمتراجاره نماید.
۴- فاضل: نباید زیادتر بگیرد...
۵- خوئی، تبریزی: و همچنین است اگر خودش اجیر کسی شود و برای انجام آن عمل شخص دیگری را به کمتر اجاره نماید، ولی اگر مقداری از آن عمل را خودش انجام داده باشد می‌تواند دیگری را به کمتر اجاره نماید.
بهجت: و اگر خودش اجیر کسی شود و هنگام قرارداد شرط نکرده باشند که خود او شخصاً کار را انجام دهد، بنابر أظهر نمی‌تواند شخص دیگری را به مزد کمتر اجیر نماید، ولی اگر مقداری از آن کار را انجام داده باشد، می‌تواند در باقیمانده کار، دیگری را به مزد کمتری اجیر نماید.


وحید: مسأله- اگر اجیر با انسان شرط کند کاری که برای آن اجیر شده برای خود انسان باشد و به دیگری منتقل نکند ، نمی‌شود او را به دیگری اجاره داد ، و اگر شرط کند که عمل را خودش استیفا کند ـ به نحوی که در مسأله قبل گذشت ـ می‌شود او را به دیگری اجاره داد ، و در صورتی که می‌تواند به دیگری اجاره دهد ، چنانچه او را به چیزی که اجرت او قرار داده اجاره دهد ، نمی‌تواند زیادتر بگیرد ، و اگر به چیز دیگری اجاره دهد ، می‌تواند زیادتر بگیرد.
و اگر خودش اجیر کسی شود جایز نیست برای انجام آن عمل شخص دیگری را به کمتر اجاره نماید ، ولی اگر مقداری از آن عمل را خودش انجام داده باشد ، می‌تواند دیگری را به کمتر اجاره نماید.
مکارم: مسأله- هرگاه کارگر یا کارمندی خود را در استخدام و اجاره دیگری قرار دهد نمی‌تواند او را به استخدام و اجاره دیگری در آورد، مگر این که ظاهر کلام یا عملش این باشد که مستأجر از این جهت آزاد است، در این صورت چنانچه او را به زیادتر از آن مبلغ واگذار کند اشکال دارد ولی در غیر خانه و مغازه و اجیر اشکال ندارد.
زنجانی: مسأله- اگر اجیر با مستأجر شرط کنند که تنها اجیر او باشد مستأجر نمی‌تواند او را به دیگری اجاره دهد و اگر شرط نکند می‌تواند. ولی اگر مال الاجاره دوم از همان جنس مال الاجاره اول باشد نباید زیادتر بگیرد بلکه بنابراحتیاط واجب اگر به چیز دیگری هم اجاره دهد نباید ارزش بیشتر داشته باشد. همچنین است کسی که انجام عملی مانند دوختن یک لباس را برای دیگری تعهد کرده است در صورتی که از نظر اجاره کننده خصوصیتی در کار این اجیر نباشد می‌تواند دیگری را برای انجام این کار اجیر کند ولی نمی‌تواند او را به کمتر اجاره نماید ولی اگر مقداری از آن عمل را خودش انجام داده باشد می‌تواند برای اتمام کار دیگری را به کمتر اجاره نماید و اگر اجاره کننده به جهت امتیازی که در دوختن این خیاط معتقد بوده پارچه را نزد او آورده ، خیاط نمی‌تواند کار را به دیگری واگذار کند.
سبحانی: مسأله- هر گاه کارگر یا کارمندی خود را استخدام و اجاره شخصی قرار دهد آن شخص نمی‌تواند اورا به استخدام و اجاره دیگری درآورد، مگر این که ظاهر کلام یا عملش این باشد که مستأجر از این جهت آزاد است، در این صورت نباید او را به زیادتر از آن مبلغ واگذار کند.
(مسأله ۲۱۸۲) اگر غیر خانه و دکان و اطاق۱ و اجیر۲ چیز دیگر مثلاً زمین را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید، اگر چه بیشتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد، اشکال ندارد3.
این مسأله در رساله آیات عظام: اراکی، سبحانی و مظاهری نیست.
۱- خوئی: و کشتی...
۲- سیستانی: اگر غیر خانه و دکان و کشتی...
۳- سیستانی: اگر بیشتر از مقداری که با آن اجاره کرده است اجاره دهد، صحّت اجاره محلّ اشکال است.
مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 2181.
زنجانی: رجوع کنید به ذیل مسأله 2180.


گلپایگانی، صافی: مسأله- احتیاط لازم اجاره ندادن زمین و کشتی و آسیا است به زیادتر از آنچه اجاره کرده ولی در غیر این سه چیز و غیر خانه و دکان و اجیر اگر چیز دیگر را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش استفاده نماید، می‌تواند به بیشتر از مقداری که اجاره کرده اجاره دهد.
فاضل: مسأله- اگر شخصی غیر از خانه، مغازه و اطاق، چیز دیگری را از فردی اجاره نماید، مثل این که زمین را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که فقط خودش از آن استفاده نماید، در این صورت «مستأجر» می‌تواند مورد اجاره را به هر قیمتی که بخواهد به دیگری اجاره دهد، هر چند قیمت این اجاره از قیمت اجاره شده قبلی بیشتر باشد، و احتیاط واجب در آسیاب و کشتی هم این است که گرانتر از آنچه اجاره کرده، به دیگری اجاره ندهد.
بهجت: مسأله- اگر مورد اجاره چیزی غیر از خانه، دکان و اجیر باشد مثلاً زمین باشد و مالک شرط استفاده از آن را منحصر به او نکرده باشد مستأجر می‌تواند آن را اجاره دهد هر چند به بیشتر از مقداری که اجاره کرده است.
وحید: مسأله- ـ اگر غیر خانه و دکّان و کشتی و اجیر ـ و همچنین بنابر احتیاط واجب اطاق و آسیاب ـ چیز دیگری را اجاره کند و مالک با او شرط نکند که به غیر اجاره ندهد ، اگر چه به بیشتر از مقداری که اجاره کرده آن را اجاره دهد اشکال ندارد.
(مسأله ۲۱۸۳) اگر خانه یا دکانی را مثلاً یک ساله به صد تومان اجاره کند و از نصف آن، خودش استفاده نماید۱، می‌تواند۲ نصف دیگر آن را به صد تومان۳ اجاره دهد، ولی اگر بخواهد نصف آن را زیادتر از مقداری که اجاره کرده مثلاً به صد و بیست تومان اجاره دهد، باید در آن، کاری مانند تعمیر انجام داده باشد۴ یا به غیر جنسی که اجاره کرده اجاره دهد.
این مسأله در رساله آیات عظام اراکی و مکارم ومظاهری نیست.
۱- سبحانی: باید نصف دیگر آن را به کمتر از صد هزار تومان اجاره دهد ولی اگر بخواهد نصف آن را به صد هزار تومان یا بیشتر اجاره دهد، بایددر آن کاری مانند تعمیر انجام داده باشد یا به غیر جنسی که اجاره کرده اجاره دهد.
۲- بهجت: بنابر أظهر...
۳- فاضل: یا کمتر...
۴- خوئی، گلپایگانی، تبریزی، سیستانی، صافی، نوری: [پایان مسأله]


زنجانی: مسأله- اگر چیزی مثلا خانه‌ای را یک ساله ه یک میلیون تومان اجاره کند و از قسمتی از آن یا تمام ان چیز در مقداری از مدت اجاره خودش استفاده کند می‌تواند باقیمانده ان را به همان قیمت یا کمتر اجاره دهد ولی اگر بخواهد به بیش از یک میلیون تومان اجاره دهد باید در آن اصلاحاتی انجام داده باشد و بنابراحتیاط واجب اگر به غیر جنسی هم که اجاره کرده اجاره دهد نباید ارزش آن بیشتر باشد. و در این مسأله فرقی بین خانه و دکان و اطاق و غیر آنها نیست. البته اجاره مرتع از قانون فوق مستثنی است. و کسی که چراگاهی را اجاره کرده چنانچه قسمتی از آن یا تمام آن را در مقداری از مدت به کسی اجاره دهد تنها می‌تواند آن را به کمتر از تمام مبلغی که مرتع را اجاره کرده اجاره دهد و اجاره دادن به مقدار مساوی هم اشکال دارد

مسأله اختصاصی

بهجت: مسأله ۱۷۲۸- در تمام مواردی که مستأجر می‌تواند مورد اجاره را به دیگری اجاره دهد مقدار استفاده مجاز در اجاره دوم نباید با اجاره اوّل مخالف باشد، مثلاً مرکب سواری را که برای سواری یک نفر اجاره کرده نمی‌تواند برای سواری دو نفر اجاره دهد.

مسائل متفرقه اجاره

آسیب رساندن به هتلهای کشورهای خارجی

سؤال: اگر در کشوری غریب شک کنیم که در هتل ما به چیزی مثل شیشه آسیب رسانده‌ایم و از آن کشور باز گشته‌ایم تکلیف ما چیست؟
پاسخ: در صورتی که یقین ندارید چیزی بر شما نیست.

جواز تصرفات معمول ومتعارف در ملک استیجاری

سؤال: با عرض سلام
بنده خانه‌ای را به صورت رهن کامل اجاره نموده‌ام. آیا زدن میخ در خانه نیاز به مجوز صاحبخانه دارد؟ و آیا خانه در حکم امانت محسوب می‌شود؟
پاسخ: اولا: رهن کامل بدون اجاره صحیح نیست بلکه هرگاه رهن و اجاره به صورت زیر باشد، صحیح است
مالک ملک خود را به مبلغ کمی اجاره دهد، و در ضمن عقد اجاره شرط کند که مستأجر فلان مبلغ را به او وام دهد، و ملک مورد اجاره در مقابل آن وام رهن باشد.
ثانیا: تصرفات جزیی که معمول و متعارف است نیازی به اجازه صاحبخانه ندارد.

اختلاف محقق و کارفرما در کارهای پژوهشی

سؤال: هرگاه شخصی با دیگری قرار دادی شفاهی به شرح زیر منعقد سازد:
«این تحقیق را انجام بده، ساعتی ۱۵۰ تومان می‌پردازم، و منظور از تحقیق، بازنویسی مطالب، دسته بندی، طبقه بندی جدید، با تکمیل و اصلاحات می‌باشد.»
پاسخ: طرفین می‌پذیرند که جهت رفع ابهامات، مرتّب جلسه بگذارند. محقّق پس از چند ماه کار، لیست کاری بیش از هزار ساعت ارائه می‌دهد، در حالی که سفارش دهنده کار مدّعی است، کار آن طور که او خواسته صورت نگرفته، و قرار داد به صورت کامل اجرا نشده است. لطفاً بفرمایید:
۱ـ کار فرما چقدر بدهکار است؟
۲ـ حقوق معنوی کار در قرارداد ذکر نشده است. آیا نام محقّق به عنوان همکار باید همراه با نام صاحب اثر نوشته شود؟
پاسخ: در صورتی که برخلاف شرایط تصریح شده در عقد، یا مبنیٌ علیه العقد، عمل شده باشد، اجره المثل به او تعلّق می‌گیرد; مشروط بر این که بیش از اجره المسمّی نباشد. ولی اگر در مقدار ساعات اختلاف دارند، اجیر باید با دلیل شرعی، مقدار ساعت را ثابت کند. مگر آن که طبق قرارداد، تعیین مقدار به او واگذار شده باشد.
اگر قراردادی برای نوشتن نام محقّق نباشد، و عرف و عادت نیز صاحب اثر را ملزم به این کار نکند (که به صورت شرط مبنی علیه العقد در آید،) نوشتن نام محقّق لازم نیست.

ادعای مستاجر بر ملک موجر

سؤال: شانزده سال پیش یک باب مغازه به شخصی اجاره داده شده، و هر
پاسخ: سال پس از انقضای مدّت، اجاره تجدید گشته است. سه سال پیش صاحب ملک فوت کرد. و صاحب فعلی ملک سه نفر می‌باشند، و ۳۱ آن حقّ خود مرحومه می‌باشد. بعد از فوت مرحومه، وصیّ و ورثه ایشان اجاره مغازه را تجدید کرده‌اند. ولی در حال حاضر، ورثه در خواست تخلیه مغازه را دارند. مستأجر می‌گوید: «من مغازه را خالی می‌کنم، ولی ممکن است به فرزندانم حقّی تعلّق بگیرد، که اگر به مالک ببخشم مسؤول باشم». لطفاً به دو سؤال زیر پاسخ فرمایید:
الف) آیااین ادّعا صحّت دارد؟
ب) در صورتی که ایشان حقّی داشته باشند و از آن بگذرند، آیا فرزندانش می‌توانند ادّعایی کنند؟
الف) در صورتی که مستأجر سرقفلی نپرداخته حقّی ندارد، و پس از پایان مدّت اجاره باید ملک را تخلیه کند. ولی بهتر آن است که نسبت به چیزی که در عرف حق کسب و پیشه شمرده می‌شود با یکدیگر مصالحه کنند.
ب) اگر حقّی داشته باشد و گذشت کند، فرزندان او نمی‌توانند ادّعایی کنند.

احکام اجرت برای نجات غریق

سؤال: در خصوص موادّ ۱۷۴ و ۱۸۱ قانون دریایی جمهوری اسلامی ایران سؤالاتی مطرح است، لطفاً پاسخ بفرمایید. در مادّه ۱۷۴ می‌خوانیم: «به هر نوع کمک و نجات که دارای نتیجه مفیدی باشد، اجرت عادلانه تعلّق خواهد گرفت، ولی اگر عمل کمک یا نجات نتیجه مفیدی نداشته باشد، هیچ گونه اجرتی به آن تعلّق نخواهد گرفت، و در هیچ مورد مبلغ پرداختی بیش از ارزش نجات یافته نخواهد بود.»
و در مادّه ۱۸۱ آمده است: «اشخاصی که جان آنها نجات یافته، ملزم به پرداخت هیچ گونه اجرتی نخواهند بود. نجات دهندگانی که در عملیّات کمک یا نجات مربوط به یک حادثه، خدماتی برای نجات اشخاص انجام داده‌اند، مستحقّ دریافت سهم متناسبی از اجرت پرداختی به نجات دهندگان کشتی و بار و سایر متعلّقات آن هستند.»
این دو مادّه در قالب چه نوع عقدی از عقود اسلامی می‌گنجد؟ و کدام یک از قواعد فقهیّه را در بر می‌گیرد؟
پاسخ: در مورد مادّه اوّل تنها در موردی می‌توانند مطالبه اجره المثل کنند که در خواستی از سوی صاحبان کالا، یا صاحبان کشتی، صورت گرفته باشد. یا توافق و قرارداد کلّی بین صاحبان کشتی‌ها و نجات غریق وجود داشته باشد. و در فرض درخواست از نجات غریق، می‌تواند اجره المثل خود را بگیرد; هر چند اجره المثل او بیش از قیمت کالا باشد، و این داخل در عقد اجاره، یا جعاله است. و در مورد مادّه دوّم، در برابر نجات انسان‌ها اجرتی لازم نیست، چون واجب است. مگر این که دولت گروهی را استخدام کرده باشد که به طور مرتّب مراقب این امر باشند، که در این صورت حق دارند حقوقشان را بگیرند، ولی قرار دادن سهمی از اجره المثل نجات کشتی و کالا برای نجات دهنده انسانها وجه شرعی ندارد. مگر این که توافق و قرار داد کلّی با صاحبان کشتی‌ها و سایر دست اندرکاران صورت گرفته باشد. در مجموع تطبیق این دو مادّه بر موازین فقهی مشکلات متعدّدی دارد.

اجاره ملک مشاع

سؤال: آیا مالکین مشاع یک باب خانه، که دارای دو طبقه مجزّاست، و هر طبقه در تصرّف یک شریک می‌باشد، می‌توانند سهم خود را (که در آن زندگی نمی‌کنند،) به غیر شریک خود اجاره دهند؟ اگر یکی از شرکا مانع از اجاره دادن سهم شریک خود شود، ضرر و زیان آن متوجّه کیست؟
پاسخ: هر یک از دو شریک می‌تواند سهم خود را به دیگری اجاره دهد، و شریک دیگر حقّ ممانعت ندارد، وگرنه ضامن است. مگر این که سبب ضرر و زیانی برطرف مقابل شود.

ثواب برای اعمال اجیر

سؤال: آیا خداوند به کسانی که جهت انجام عبادات و کارهای دیگر مثل ساختن مسجد و حسینیّه اجیر می‌شوند و اجرت می‌گیرند، ثواب می‌دهد؟
پاسخ: چنانچه قصد اجیر انجام آن عمل برای نجات بندگان از دین و ادای مسؤولیت بوده باشد ثواب دارد.

احداث مغازه در زمین امامزاده و اجاره آن

سؤال: دو نفر از مؤمنین که کارهای روزمرّه و متداول مسجد و امامزاده اسماعیل جهرم را سر و سامان می‌دهند با پول خود اقدام به ساختن دو باب مغازه در گوشه‌ای از قبرستان متروکه امامزاده کرده‌اند، آن گاه آن دو مغازه را به عنوان اجاره به مدّت بیست سال در اختیار هیأت مدیره شرکت تعاونی محل قرار داده‌اند و مال الاجاره آن را برای مصارف مسجد و امامزاده در نظر گرفته‌اند اکنون با توجّه به این که مسجد و امامزاده متولّی شرعی ندارد و وقف نامه‌ای هم موجود نیست به پرسشهای زیر پاسخ دهید:
الف) آیا ساختن مغازه و به خصوص اجاره آن نیاز به اذن فقیه جامع الشرایط داشته است؟
ب) آیا اجاره انجام گرفته شرعاً معتبر است؟
ج) در صورت بطلان اجاره آیا تخلیّه آن مغازه توسط متصدّیان شرکت تعاونی و واگذاری آن به هیأت امنای مسجد جهت استفاده کارهای لازم از قبیل انبار، دفتر واجب است؟
د) آیا برای تخلیه آنها، متصدّیان شرکت تعاونی حقّ دریافت وجوهی اعمّ از مقدار پرداخت شده و یا اضافه بر آن و یا مبالغی که جهت گرفتن امتیاز آب و برق و یا تعمیر مصرف کرده‌اند را دارند؟
پاسخ: الف) البتّه نیاز به اذن دارد و چنانچه زمین مزبور متروکه بوده، آن ساختمان را فعلا اجازه می‌دهیم و اجاره دادن در صورتی مجاز است که ساختمان مزبور مورد احتیاج برای کارهای مسجد و امامزاده نباشد و مال الاجاره برای امامزاده و مسجد مصرف شود.
ب) اگر اجاره عادلانه باشد و محلّ مزبور مورد نیاز مسجد و امامزاده نباشد صحیح است.
ج) از جواب بالا معلوم شد.
د) آنها فقط می‌توانند هزینه‌هایی را که در آن جا داشته‌اند بگیرند نه بیشتر.

جبران خسارت وارد بر خانهٔ اجاره‌ای

سؤال: ما در خارج از کشور هستیم. من قوانین اجاره این جا را نمی‌دانم. در خانه‌ای که اجاره کردیم، صدمات جزئی ولی متعددی وارد شده. مثلا دوش حمام خراش کوچکی برداشته است. آیا باید موقع تحویل تک تک این‌ها را به صاحب خانه نشان دهیم؟
پاسخ: در صورتی که در نگهداری مورد اجاره کوتاهی کرده‌اید باید به اطلاع صاحب خانه برسانید و رضایت ایشان را کسب نمایید.

سرقفلی

حدود اختیارات مالک در سرقفلی

سؤال: شخصی یک باب مغازه در سال ۱۳۶۰ (هـ.ش) به مبلغ معلومی طبق قرارداد منعقده فیمابین مالکین و خریدار به سرقفلی خریده و مبلغ قرارداد آن روز را پرداخت نموده است. در پایین قرارداد عبارت ذیل آمده است «مورد معامله سرقفلی و حقّ اولویّت و انتقال به دیگری است ولی باید در موقع فروش رضایت مالکین اصلی را طبق قانون سرقفلی از سود مورد معامله جلب نماید و در ضمن اجاره از زمان تحریر لغایت دو سال تمام به مبلغ ماهیانه یکصد تومان منظور و مقرر گردید» با توجّه به شرایط ذکر شده فوق:
الف) آیا مالکین یا مالک از نظر شرعی می‌تواند بدون رسیدن به توافق با صاحب سرقفلی مبلغ مال الاجاره را هر سال افزایش دهد؟
ب) در صورت افزایش فرق بین سرقفلی و اجاره چه خواهد بود؟
پاسخ: الف) درمواردی که سرقفلی گرفته شده ومدتی برای اجاره تعیین گردیده بعد از گذشتن مدّت، مالک می‌تواند در مال الاجاره تجدید نظر کند ولی بیش از عرف بازار نسبت به این گونه اموال نمی‌تواند از مستأجر بگیرد.
ب) فایده سرقفلی این است که در عرف بازار مال الاجاره کمتری به آن تعلق می‌گیرد و حق اولوّیت برای تجدید اجاره همواره وجود دارد.

مطالبات جریمه از ملکی که به صورت سرقفلی بوده

سؤال: سالها قبل، اشخاصی سرقفلی مغازه‌هایی را با رؤیت تمام خصوصیّات موجود از جمله وجود بالکن (نیم طبقه) در قسمتی از مغازه، از مالک خریداری کرده‌اند و معامله شرعاً و قانوناً محقق شده است. پس از گذشت بیش از بیست سال شهرداری به خاطر وجود بالکن (نیم طبقه) مبلغی مطالبه می‌کند.
الف) آیا این مبلغ را مستأجرین باید پرداخت کنند یا به عهده مالک است (در توضیح عرض می‌شود که عندالمعامله اگر بالکن نیمه طبقه نبود مشتری یا خریداری نمی‌کرد یا ثمن معامله تفاوت می‌کرد).
ب) اگر مغازه موقع معامله بالکن نداشته و بعداً مستأجر با اذن مالک بالکن ساخته است در این صورت پرداخت مطالبات شهرداری به عهده کیست (مالک یا مستأجر)؟
پاسخ: الف) چنانچه مالک تعهّدی در برابر این گونه امور از اوّل داشته و یا عرف و عادت بازار نیز تعهّدی بر عهده مالک می‌گذارد ملزم به این امر است در غیر این دو صورت الزامی بر او نیست.
ب) در این صورت بر عهده مستأجر است.

مشروعیت سرقفلی

سؤال: چند نوع سرقفلی وجود دارد و کدام نوع آن مشروع است؟ طریقه انتقال و قیمت گذاری آن چگونه است؟
پاسخ: سرقفلی‌های معمولی که برای مغازه‌ها و اماکن دیگر قرار می‌دهند و توافق با مالک می‌شود مشروعیت دارد.و طریق انتقال آن با موافقت مالک معمولا صورت می‌گیرد و قیمت گذاری بر اساس تراضی طرفین و گاه رجوع به کارشناس تعیین می‌شود.

عمل به مفاد اجاره نامه در سرقفلی

سؤال: سهم خودم را از مالکیت و سرقفلی یک فروشگاه برای مدت یک سال به شریکم اجاره دادم. در بند اول اجاره نامه ذکر شده که در پایان مدت اجاره سهم مرا به قیمت روز بخرند، حال بعد از پایان مدت اجاره تاکنون بیش از هفده ماه گذشته، نه اجاره نامه تمدید شده نه اجاره‌ای پرداخت نموده و نه به قولش در اجاره نامه که خرید سهم من بوده عمل می‌کند و اکنون می‌خواهد با آن اجاره نامه جواز کسب دائم بگیرد. حکم چیست؟
پاسخ: در صورتیکه خریدن آن ملک در پایان مدت اجاره به صورت شرط ضمن العقد ذکر شده واجب است به آن عمل شود و اگر تنها قول جداگانه‌ای بوده عمل کردن به آن واجب نیست و در هر حال نمی‌تواند بر اساس اجاره نامه پایان یافته، جواز کسب بگیرد.

پانویس

  1. استفتاء/10561.
  2. منهاج 3/ م 418.
  3. استفتاء/10646.
  4. منهاج 3/ قبل م 371.
  5. منهاج 3/ قبل م 375 الخامس.
  6. استفتاء/1781.
  7. جامع المسائل ج 1 ص 277 س 1107.
منبع: پورتال انهار - تاریخ برداشت: 94/11/27