فرهنگ مصادیق:احادیث درباره سلام کردن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احادیث دربارهٔ سلام کردن

احادیث دربارهٔ سلام کردن

در روایت است که بعضی از مومنین آرزو داشتند که به پیغمبر (ص) ابتداء به سلام کنند پشت دیوار در راه پیغمبر (ص) پنهان می‌شدند تا به آن حضرت سلام کنند اما آن حضرت پیش از ملاقات صدا می‌زد ای فلانکس که پشت دیوار هستی سلام علیکم ؛ ابتدا به سلام نود حسنه و پاسخش ده حسنه دارد ، لذا سبقت به سلام مستحب است رسول خدا (ص) وقتی وارد مسجد می‌شد یا وقتی می‌خواست خطبه بخواند سلام می‌کرد حتی به بچه‌ها و سفارش هم شده که سنت پیغمبر (ص) را احیاء کنید و ابتداء به سلام را ترک ننمائید. [۱]
حضرت محمد (ص): سلام کردن به میل و دلخواه ( مستحب ) است و جوابش واجب. [۲]
حضرت محمد (ص): پیش از سخن گفتن گفتار خود را با سلام کردن شروع کنید پس هر که پیش از سلام کردن شروع به سخن نمود پاسخش را ندهید. [۳]
حضرت محمد (ص): سلام اسمی از اسماء خدا است پس آنرا میان خودتان فاش و آشکار کنید ، مرد مسلمانی به قومی عبور نموده و بر آنها سلام می‌کند اگر جواب سلامش را ندهند کسی که از آنها بهتر و پاکتر است جوابش دهد. [۴]
حضرت محمد (ص): بخیل‌ترین مردم کسی است که از سلام کردن بخل ورزد. [۵]
حضرت محمد (ص): چون یکی از شما از مجلس برخیزد باید با سلام از اهل مجلس تودیع نماید. [۶]
حضرت محمد (ص): از موجبات آمرزش ادای سلام و نیکی گفتار است. [۷]
حضرت محمد (ص): هرگاه همدیگر را ملاقات کردید با سلام و مصاحفه ملاقات کنید و چون از همدیگر جدا شدید با طلب آمرزش از هم جدا شوید. [۸]
حضرت محمد (ص): نزدیک‌ترین مردم به خدا و پیغمبرش کسی است که با سلام کردن شروع به سخن کند. [۹]
حضرت محمد (ص): چون یکی از شما برادرش را ملاقات کند باید به او سلام کند و با او مصاحفه نماید { دست بدهد } زیرا خداوند عزوجل با این عمل فرشتگان را گرامی داشته است پس شما هم کار فرشتگان را بکنید؛ ( به آنها تشبه پیدا کنید ). [۱۰]
مردی با حسین بن علی علیهما السّلام برخورد و در اولین کلام از حضرت احوالپرسی کرد و از خداوند برای آن جناب عافیت خواست؛ آن حضرت در جواب فرمود: سلام قبل از سخن گفتن است خدایت عافیت دهد؛ بعد فرمود به کسی اجازه سخن ندهید تا سلام کند.[۱۱]
امام صادق علیه السّلام از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که می‌فرمود: پنج چیز است که تا لحظهٔ مرگ آنها را ترک نمی‌کنم، یکی از آنها سلام گفتن به کودکان است؛ در انجام این اعمال مراقبت دارم تا بعد از من به صورت سنتی بین مسلمین بماند و عمل کنند. [۱۲]
سلام به کودک دو اثر روانی دارد: برای سلام کننده باعث تقویت خوی پسندیده تواضع و فروتنی است، و برای کودک وسیله احیاء شخصیت و ایجاد استقلال است. طفلی که بزرگسالان به او سلام کنند و بدین وسیله از وی احترام نمایند، لیاقت و شایستگی خود را باور می‌کند و از کودکی معتقد می‌شود که جامعه او را انسان می‌شناسد و مردم به او اهمیت می‌دهند.
انس بن مالک می‌گوید: رسول اکرم (ص) در رهگذری با چند کودک خردسال برخورد نمود، به آنها سلام کرد و طعامشان می‌داد. [۱۳]
از صفات پسندیده پیغمبر اسلام این بود که به تمام مردم از کوچک و بزرگ سلام می‌کرد. [۱۴]
علی علیه السّلام فرموده: هر تازه واردی در محیط نامأنوس ، حیرت زده می‌شود ، برای آرامش خاطر، سخن خود را به سلام آغاز کنید. [۱۵]
ثواب سلام بر برادر مؤمن برای خدا: از جابر جعفی روایت شده که امام باقر علیه السّلام فرمود: همانا فرشته‌ای از فرشتگان حقّ بر مردی که بر در خانه‌ای ایستاده بود گذر کرد و از او پرسید ای بنده خدا برای چه و چرا اینجا ایستاده‌ای ؟ مرد گفت: آمده‌ام به سلام دوست مؤمنم فرشته پرسید آیا میان تو و او خویشی است و او از بستگان تو است یا اینکه حاجتی بدو داری؟ آن مرد گفت: نه خویشی با وی دارم و نه حاجتی بدو، و جز برادری و اخوّت اسلامی و احترام او چیزی مرا بدینجا نکشانیده و این کار را تنها برای خشنودی خدا بر خود لازم دانستم، فرشته گفت: بدان که من از جانب خدا بسوی تو مأمورم او تو را سلام می‌رساند و می‌فرماید بنده من مرا در نظر داشتی و برای من این عمل را انجام دادی لذا بهشت را بر تو ارزانی داشتم، و از غضب خویش تو را رهانیدم و از آتش دوزخ پناهت دادم. [۱۶]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرمود: سلام کردن مستحب است و رد (یعنی جواب) آن واجب است‏. [۱۷]
رسول خدا (ص) فرمود: هر که پیش از سلام کردن آغاز به سخن کند پاسخش را نگوئید ، و فرمود: پیش از سخن گفتن به سلام کردن آغاز گفتار کنید، و هر که پیش از سلام کردن آغاز سخن کرد پاسخش ندهید. [۱۸]
رسول خدا (ص) فرمود: نزدیکترین مردم به خدا و رسولش کسی است که به سلام آغاز گفتار کند. [۱۹]
حضرت باقر علیه السلام فرمود: سلمان رحمة اللَّه همیشه می‌گفت: سلام خدا را آشکار کنید زیرا سلام خدا به ستمکاران نمی‌رسد.
توضیح‏- فیض (ره) گوید: آشکارا کردن سلام به اینست که به هر کس برخورد کردید سلام کنید هر که خواهد باشد، و معنای گفته سلمان اینست که به هر که برخورد کردید سلام کنید (و فکر نکنید که ممکن است برخی از مردم شایسته سلام نباشند) زیرا اگر سزاوار سلام نباشد مانند اینکه از ستمکاران باشد سلام خدا به او نرسد. [۲۰]
حضرت باقر علیه السلام فرمود: بدرستی که خدای عزوجل دوست دارد آشکار کردن سلام را. [۲۱]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: بخیل کسی است که از سلام کردن بخل کند. [۲۲]
ابن قداح گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر گاه یکی از شماها سلام کند باید بلند سلام کند و نگوید: من سلام کردم و جواب مرا ندادند، زیرا شاید سلام کرده و آنها نشنیده‌اند، چون یکی از شماها جواب سلام گوید: باید بلند جواب دهد و مسلمانی نگوید: که من سلام کردم و به من جواب ندادند، سپس فرمود: علی علیه السلام همیشه می‌فرمود: خشم نکنید و کسی را هم به خشم نیاورید، سلام را آشکار گوئید و گفتارتان را خوش کنید، در شب نماز بخوانید آنگاهی که مردم در خوابند (مقصود نماز شب است) تا به سلامتی به بهشت روید، سپس این گفتار خدای عزوجل را برای مردم خواند: «السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ »[۲۳](یعنی خدائی که سالم از هر گونه عیب و نقصی است و امان دهنده و نگهبان است، و منظور امام از استشهاد باین آیه اینست که سلام یکی از نامهای خدا است). [۲۴]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: آنکه آغاز به سلام کند بخدا و رسولش نزدیک‌تر است. [۲۵]
حسن بن منظر گوید: شنیدم حضرت صادق می‌فرمود: هر کس (را) بگوید: «السلام علیکم» ده حسنه است، و هر که (را) بگوید: «السلام علیکم و رحمة اللَّه» بیست حسنه است، و هر که (را) بگوید: «السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته»سی حسنه است. [۲۶]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: سه کس هستند که گرچه یک نفر باشند ولی در باره آنها به صیغه جمع (مانند صیغه شما در فارسی) جواب داده شود یکی در جایی که کسی عطسه زند که به او گفته شود:«یرحمکم اللَّه»(یعنی خدا به شما رحمت فرستد که در اینجا) اگر چه کسی دیگر با او نباشد (به صیغه جمع گفته شود) و دیگر مردی که به مرد دیگری سلام کند که می‌گوید:«السلام علیکم»(یعنی درود بر شما) و دیگر مردی که برای مرد دیگری دعا کند که می‌گوید:«عافاکم اللَّه»(یعنی خداوند شما را عافیت بخشد) که اگر چه یکی است ولی دیگری با او هست (مقصود از آن دیگر فرشته‌های نویسنده و نگهبانان و دیگر از ایشان که با انسان هستند می‌باشد چنانچه فیض و مجلسی رحمهم اللَّه فرموده‌اند). [۲۷]
حضرت صادق علیه السلام می‌فرمود: سه کس سلام نکنند: کسی که همراه جنازه رود، و کسی که به نماز جمعه می‌رود، و در حمام. شرح‏: - فیض (ره) گوید: زیرا که این اشخاص خاطرشان مشغول و به خود سرگرم هستند پس باکی بر آنها نیست اگر سلام نکنند. [۲۸]
حضرت صادق (ع) علیه السلام فرمود: از فروتنی و تواضع این است که به هر که برخورد کردی سلام کنی. [۲۹]
حضرت باقر علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام به مردمی گذر کرد و بر آنها سلام کرد آنها در جواب گفتند:«علیک السلام و رحمة اللَّه و برکاته و مغفرته و رضوانه» پس امیرالمؤمنین علیه السلام بدانها فرمود: در باره ما از آنچه فرشتگان به پدرمان ابراهیم علیه السلام گفتند نگذرید، آنها گفتند:«رحمة اللَّه و برکاته علیکم أهل البیت» [۳۰]
امام صادق علیه السلام فرمود: تکمیل تحیت (سلام گفتن و خوش آمد) برای شخصی که به سفر نرفته مصافحه (و دست دادن به او) است، و تکمیل آن در باره آنکه از سفر آمده معانقه (و در آغوش گرفتن و دست به گردن همدیگر انداختن) است. [۳۱]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: کوچک بر بزرگ سلام کند، و رهگذر بر نشسته، و گروه اندک بر گروه بسیار سلام کنند. [۳۲]
حضرت صادق (ع)علیه السّلام: کمترها به بیشتران سلام کنند، و سواره به پیاده، و استر سوارها به الاغ سوارها، و اسب سواران به استر سواران سلام کنند. [۳۳]
حضرت صادق (ع) می‌فرمود: سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته سلام کنند، و چون گروهی به گروه دیگر برخورند آنان که کمترند به بیشتران سلام کنند، و چون یک نفر به گروهی برخورد آن یک به آن گروه سلام کند. [۳۴]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: سواره بر پیاده و ایستاده بر نشسته سلام کند. [۳۵]
حضرت صادق علیه السلام فرموده: هر گاه مردمی در انجمنی باشند و مردم دیگری وارد شوند آنها که تازه وارد شده‌اند باید سلام کنند. [۳۶]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر گاه گروهی به جمعی بگذرند کافی است که یکی از آنها سلام کند، و چون بر جمعی سلام کردند کافی است که یکی از ایشان جواب دهد. [۳۷]
عبد الرحمن بن حجاج گوید: که (امام علیه السّلام) فرمود: چون یک تن از میان گروهی سلام کرد از دیگران کافی است. [۳۸]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون یکی از میان مردمی سلام کرد از آنها کافی است، و چون یکی از آنها جواب داد از آنها بس است. [۳۹]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: که رسول خدا (ص) به زنها سلام می‌کرد و آنها نیز جواب می‌دادند، و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز سلام می‌کرد و خوش نداشت که به جوانهای از زنها سلام کند، و می‌فرمود: می‌ترسم آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجری که می‌جویم (گناه) بمن رسد. [۴۰]
حضرت باقر علیه السلام فرمود: مردی یهودی وارد شد بر رسول خدا (ص) و عایشه هم در حضور آن حضرت صلی اللَّه علیه و آله بود و گفت:«السام علیکم» (یعنی مرگ بر شما، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در پاسخ فرمود:«علیکم» (یعنی بر شما) سپس دیگری (از یهود) آمد و مانند همان گفت و رسول خدا (ص) نیز مانند رفیقش به او پاسخ داد، پس سومی وارد شد و مانند آن گفت و رسول خدا (ص) همان طور که بدو نفر رفقایش جواب داده بود جواب او را گفت، پس عایشه خشمگین شد و گفت:«سام»و خشم و لعنت بر شما باد ای گروه یهود و ای برادران میمونها و خوکها، پس رسول خدا (ص) به عایشه فرمود:
ای عایشه اگر فحش به صورتی مجسم می‌شد هر آینه بد صورتی داشت، نرمش و مدارا بر هیچ چیز نهاده نشده جز اینکه آن چیز را آراسته است، و از هیچ چیز برداشته نشده جز اینکه آن را زشت ساخته عرضکرد: ای رسول خدا آیا نشنیدی که اینها گفتند:«السام علیکم»؟ فرمود: چرا، مگر تو نشنیدی آنچه من پاسخشان را دادم و گفتم:
«علیکم»؟ پس هر گاه مسلمانی به شما سلام کرد به او بگوئید:«سلام علیکم»و هر گاه کافری بر شما سلام کرد در پاسخش بگوئید:«علیک» [۴۱]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده: به أهل کتاب آغاز به سلام نکنید، و هر گاه به شما سلام کردند شما در جواب بگوئید:
«و علیکم» [۴۲]
محمد بن مسلم از حضرت صادق علیه السلام حدیث کند که فرمود: هر گاه یهودی و نصرانی و مشرک بر تو سلام کردند بگو: «علیک» [۴۳]
جابر از حضرت باقر علیه السلام حدیث کند که فرمود: ابوجهل بن هشام با گروهی از قریش نزد ابوطالب رفتند و گفتند: این برادرزاده ات ما را آزار دهد و معبودهای ما را هم بیازارد او را بخواه و دستورش بده از نکوهش معبودان ما خودداری کند تا ما هم از نکوهش معبود او خودداری کنیم، فرمود:پس ابوطالب نزد رسول خدا (ص) فرستاد و او را فرا خواند، همین که رسول خدا (ص) وارد شد در خانه جز مشرک کسی ندید پس فرمود:السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی‏(یعنی سلام بر هر کسی که پیروی از حق کند) و نشست، ابو طالب، از آنچه مشرکین گفته بودند آگاهش ساخت، حضرت فرمود: آیا بجای این پیشنهاد کلمه‌ای نخواهند که بدان وسیله بر عرب آقائی کنند و بر گردن همه آنها سوار شوند؟ (کنایه از این است که همه را زیر فرمان خویش در آورند) ابوجهل گفت: چرا آن کلمه چیست؟ فرمود: بگوئید:«لا اله الا اللَّه‏» (همین که این کلام را شنیدند) انگشت‌های خود را در گوش نهاده و پا به فرار گذاردند و می‌گفتند: «ما در ملت پسین این را نشنیده‌ایم و این نیست جز آورده تازه و نوین» پس خدای تعالی در باره گفتار ایشان از اول سوره: ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ تا آیه (۸) (یعنی تا آخر آیه): إِلَّا اخْتِلَاقٌ نازل فرمود. [۴۴]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: در جواب سلام یهودی و نصرانی میگوئی:«سلام».شرح‏- مجلسی (ره) گوید: یعنی بر ما یا بر مستحقش یا بر کسی که پیروی از حق کند. [۴۵]
عبد الرحمن بن حجاج گوید: به حضرت کاظم علیه السلام عرض کردم: بفرمائید که اگر من نیازمند یک طبیب نصرانی شدم می‌توانم بر او سلام کنم و در حقش دعا کنم؟ فرمود: آری دعای تو به او سودی نبخشد. [۴۶]
ابو بصیر گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند: از اینکه (اگر) مردی نیازی به گبر یا یهودی یا نصرانی داشت، یا اینکه یکی از آنها برای او کار می‌کند یا دهقان و از بزرگان سرزمین اوست، و این مرد در حاجت مهمی به او نامه می‌نویسد آیا در آغاز نامه نام آن مرد کافر را بنویسد، و در نامه سلام به او بنویسد؟ و البته این کار را هم فقط به خاطر گذشتن کارش می‌کند؟ فرمود: اما اینکه نام او را در آغاز نامه بنویسی پس نکن (اجازه نمی‌دهم) ولی در نامه ات سلام برای او بنویس زیرا رسول خدا (ص) نیز بسا که برای کسری (پادشاه ایران) و قیصر (سلطان روم) نامه می‌نوشت. [۴۷]
أبوالصّباح گوید: از امام باقر علیه السلام در باره فرموده خداوند: فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ (و هنگامی که داخل خانه‌ها گشتید بر خویشتن سلام نمائید- نور ؛ ۶۱) پرسیدم ، فرمود: منظور این است که وقتی کسی وارد منزل خویشتن شود و سلام کند، (پاسخ) آن سلام را بر خود او برگردانند و این سلام بر نفس خودتان مس باشد. [۴۸]
عبد الرّحمن بن أبی عبد اللَّه گوید: امام صادق علیه السّلام در باره تفسیر فرموده خداوند: لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا(مبادا جز به خانه‌های خودتان بدون اجازه داخل خانه هائی شوید که با صاحبش اُنس ندارید، تا اجازه بگیرید و چون رخصت یافتید داخل شوید بر اهل آن خانه‌ها سلام کنید- نور ؛ ۲۷) فرمود: منظور کندن کفش، و سلام کردن است. [۴۹]
عبد اللَّه هاشمی گوید: از حضرت صادق علیه السّلام در باره معنی سلام در نماز، پرسیدم فرمود: سلام نشانه امنیّت، و حلال گردیدن آنچه که در حال نماز حرام بود، می‌باشد، عرض کردم: فدایت شوم این چگونه است ؟ فرمود: مردم در گذشته عادتشان بر این بود که اگر تازه واردی بر ایشان سلام می‌داد خود را از گزند او آسوده می‌دانستند، و چون ایشان پاسخ سلام وی را می‌دادند، او نیز از زیان ایشان خود را آسوده می‌دانست، اگر سلام نمی‌کرد از او ایمن نبودند، و اگر ایشان نیز پاسخ سلام کننده را نمی‌دادند، او امنیّت نداشت، و این خوئی بود درعرب، پس سلام دادن نشانه بیرون آمدن از حال نماز و حلال گشتن سخن و ایمنی از انجام عملی است که نماز را باطل کند، و سلام نامی از أسماء خدای عزّوجلّ است و آن از نمازگزار بر دو فرشته خدا که موکّل اویند است. [۵۰]
أبی ظبیان از ابن عبّاس نقل کرده که گفت: مقصود از دارالسّلام بهشت است، و اهل آن از هر جهت سالم هستند، یعنی از تمامی آسیبها، ناخوشیها، بیماریها، و رنجها به دور و سلامت هستند، از ضعف پیری و مرگ و دگرگونی احوال که به زیان ایشان باشد، آسوده‌اند، و آنان بزرگوارانی هستند که هرگز به خواری دچار نگردند، بی نیازانی که هرگز تهیدست و نیازمند نگردند، و خوشبختانی هستند که به نکبت و بدبختی دچار نمی‌شوند، و مسرورانی که به اندوه و غمّ مبتلا نگردند، و ایشان زندگانی هستند که هرگز مرگ به سراغشان نرود، و در کاخهایی از درّ و مرجان که درهایش به جاده‌های عرش گشوده می‌گردد مأوای دارند، در حالی که فرشتگان برای (تهنیت) آنان از هر در وارد شوند و (گویند) سلام و تحیّت بر شما باد که (در اطاعت خدا) بردباری پیشه نمودید و سرانجام خوب منزلگاهی یافتید- رعد ۱۳: ۲۳) علاء بن عبد الکریم گوید: شنیدم امام باقر علیه السّلام در تفسیر قول خدای عزّ و جلّ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ (و پروردگار است که (مردم را) به سوی سرای صلح دعوت می‌کند- یونس ۲۵) فرمود: «سلام» خداوند است و سرایش را که برای اولیاء خویش آفریده بهشت می‌باشد.[۵۱]
امام صادق علیه السلام فرمود: از تواضع است که در نشستن به پائین مجلس راضی باشی و به هر که برخوری سلام کنی و مجادله را ترک کنی، اگر چه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشی که ترا به تقوی بستایند. [۵۲]
امیرالمؤمنین صلوات اللَّه علیه فرمود: با ارحام خود بپیوندید اگر چه با سلام کردن باشد، که خدای تبارک و تعالی فرماید: وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا

، از خدائی که به نام وی درخواست کنید و نیز از بریدن خویشاوندیها پروا کنید که خدا مراقب شماست، سوره نساء آیه ۱»  [۵۳]

امام صادق علیه السّلام فرمود: برخی از حقوق مسلمان بر برادرش اینست که چون او را دید سلامش کند و چون بیمار شود عیادتش نماید و چون غائب شود خیر خواهیش کند و چون عطسه کند دعایش کند (یرحمک اللَّه گوید) و چون بمیرد تشییعش کند. [۵۴]
ابوعبیده گوید: من همکجاوه امام باقر علیه السّلام بودم و اول من سوار می‌شدم و سپس آن حضرت، چون قرار می‌گرفتیم حضرت به من سلام می‌کرد و مانند مردیکه رفیقش را بتازگی ندیده احوال پرسی و مصافحه می‌فرمود و هنگام پیاده شدن او پیش از من پیاده می‌شد، چون بر زمین قرار می‌گرفتیم سلام می‌کرد و مانند کسی که رفیقش را بتازگی ندیده احوال پرسی می‌نمود.من گفتم یا ابن رسول اللَّه شما کاری می‌کنی که هیچ کس از مردم نزد ما نمی‌کند و اگر یک بار هم بکند زیاد است؟ فرمود: مگر ثواب مصافحه را نمیدانی؟ دو مؤمن بهم بر می‌خورند و یکی به دیگری دست می‌دهد، پس همواره گناهان آن دو می‌ریزد، چنان که برگ از درخت می‌ریزد، و خدا به آنها توجه می‌فرماید تا از یک دیگر جدا شوند. [۵۵]
امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چون یکی از شما برادرش را ملاقات کند باید به او سلام کند و دست بدهد، زیرا خدای عزوجل فرشتگان را بدین عمل گرامی داشته ، پس شما هم کار فرشته را بکنید. [۵۶]
رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: چون به یکدیگر برخوردید با سلام کردن و مصافحه برخورید ، و چون از یک دیگر جدا شوید با آمرزش خواهی جدا شوید. [۵۷]
در کتاب شریف مکارم اخلاق جلد ۱ صفحه ۲۳ در قسمت حالات حضرت رسول (ص) آمده است که ایشان همواره ابتدا به سلام می‌کردند.
انس گوید: پیغمبر (ص) به کودکانی گذشت و به ایشان سلام کرد ، و به آنها خوراکی پخش کرد، از اسماء بنت یزید: پیغمبر (ص) به جمعی از زنان گذشت و به ایشان سلام کرد. [۵۸]
در این قسمت روایاتی را که نهی از سلام کردن به افرادی را دارد می‌آوریم و توضیح کلی این روایات از زبان علامه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه )
در بعضی از اخبار وارد شده است که چند کسند که بر ایشان سلام نمی‌باید کرد: جهود و گبر و ترسا و بت پرست و کسیکه در بیت الخلاء باشد و کسی که بر سر خوان شراب نشسته باشد و بر شاعریکه به زنان محصنه عفیفه فحش گوید و بر جماعتیکه خوش طبعی ایشان دشنام مادر است و بر کسیکه نرد یا شطرنج یا سایر انواع قمار بازی کند و بر کسی که عود یا طنبور نوازد و مردیکه با او عمل لواطه می‌کنند و کسیکه در اثنای نماز باشد و کسیکه سود خورد و فاسقی که علانیه فسق کند و پروا نکند و در روایت صحیح وارد شده است که سلام کردن بر کسیکه شطرنج بازی کند گناه کبیره است و همچنین نهی وارد شده است از سلام کردن بر کسیکه شراب خورد و دور نیست که اکثر اینها محمول باشد بر آنکه سلام کردن بر اینها فضیلت بسیار ندارد یا برای آنکه از روی مهربانی و محبت و راضی بودن به گناه ایشان سلام بر ایشان نباید کرد زیرا که اخبار بسیار وارده شده است که بر همه کس سلام کردن خوب است. [۵۹]
امام باقر علیه السّلام فرمود: سلام نکنید بر یهودی و نه بر نصرانی و نه بر آتش پرست و نه بر بت پرستان و نه بر سر سفره شراب نشینان و نه بر شطرنج باز و نردباز و نه بر کسی که با او عمل لواط انجام می‌دهند و نه بر شاعری که زنهای پاکدامن را متهم می‌سازند و نه بر نمازگزار و این بخاطر آن است که نمی‌تواند پاسخ سلام را بگوید زیرا سلام دادن از سلام دهنده مستحب است و پاسخش بر نماز گذار واجب و سلام نکنید به رباخوار و نه بر کسی که بر قضای حاجت نشسته و به بر آنکه در حمام است و نه بر کسی که آشکارا گناه می‌کند.[۶۰]
امیرالمؤمنین (ع) فرمود ، رسول خدا قدغن فرمود که بر چهار کس سلام نشود: بر میخواره در حال مستی و بر مجسمه ساز و بر آنکه نرد می‌بازد و بر آنکه به بازی (چهارده) مشغول است و من برای شما پنجمین کس را می‌افزایم شما را نهی می‌کنم از سلام کردن بر شطرنج بازان.[۶۱]
اصبغ بن نباتة گوید: شنیدم از امیرالمؤمنین که می‌فرمود: شش کس را نشاید سلام داد و شش کس را نشاید که امام جماعت گردند و شش عمل در این امت از اخلاق قوم لوط است اما آنان که سلام بر آنان نشاند.
۱- یهودی و نصاری.
۲- نرد و شطرنج بازان.
۳- میگساران.
۴- تار و تنبور زنان.
۵- کسانی که شوخیه اشان فحش بر مادر یک دیگر است.
۶- شاعران و اما آنان که امامت جماعت را نشایند زنا زاده و مرتد و عربی که پس از هجرت به شهر اسلام دوباره بیابان نشین گردد و میخواره و کسی که حد شرعی بر او جاری شده باشد و کسی که ختنه نشده باشد.
و اما کارهائی که از اخلاق قوم لوط است بازی جلاهق و سنگریزه بانگشتان پرتاب نمودن و علک جویدن و از روی تکبر دامن بر زمین کشیدن و بند قبا و دکمه پیراهن باز گذاشتن. (شرح:)۱- جلاهق یک نوع بازی است که گلوله از گل و مانند آن بسازند و بر یک دیگر پرتاب کنند ۲- هر چیزی که جویده شود و از هم نپاشد آن را علک گویند مانند سقز و مصطکی و کندر و آدامس. [۶۲]
رسول خدا (ص) فرمود: هر که پیش از سلام دادن شروع به سخن کند پاسخش ندهید و فرمود: هیچ کس را تا سلام نداده به خوردن غذا دعوت مکن. [۶۳]
امام صادق (ع) فرمود: بر سه کس نباید سلام کرد آن را که به دنبال جنازه است و آن را که به نماز جمعه می‌رود و آن را که در حمام است.[۶۴]
در کتاب حلیة المتقین علامه مجلسی ره فرموده‌اند: مورد آخر را حمل کرده‌اند بر صورتیکه لنگ نبسته باشد.
خصال: بسندش تا امام صادق (ع) که بر سه کس سلام نشود: آنکه با جنازه رود و آنکه بجمعه رود و آنکه در حمام است. [۶۵]
همان: بسندش تا رسول خدا (ص) که نهی کرد از سلام بر چهار تا بر کسی که در حال مستی است، و بر مجسمه ساز، و بر نردباز و بر آنکه با اربعة عشر بازی کند- و علی (ع) افزود: و بر شطرنج باز (به اربعه عشر بازی کودکانست و گاهی با آن قمار کنند بر صفحه‌ای چون روی زمین جدولی نقش کنند و بر تقاطع خطوط ریگی نهند و بسا که هشت خط باشد و شش ریگ که هر طرفی سه ریگ دارد بنام سه در و سه پر و گاهی ۱۶ خط کشند با ۱۴ ریگ که هر طرف را هفت ریگ باشد ... از پاورقی ص ۸). [۶۶]
همان: بسندش تا امام صادق (ع) از پدرانش که بر شش کس سلام نشود: یهودی،گبر، ترسا، مردیکه بر سر خلاء است و یا بر سر سفره میخواری، و بر شاعری که زنان پارسا را به زنا متهم کند، و بر آنان که بدشنام بر مادران خوش باشند. [۶۷]
همان: بسندش تا علی (ع) که شش کسند که سلام بر آنها نشاید: یهود، ترسا، و نرد و شطرنج باز، و میخواران و تار و طنبورزنان و آنان که بدشنام بر مادران خوشند، و شاعران.سرائر: مانندش را آورده. [۶۸]
بسندش از امام باقر (ع) که نهی کرده از سلام بر آنچه در دو حدیث گذشته آمده (و بر آنها افزوده بت پرستان و مخنث را و آنکه در نماز است برای اینکه نتواند جواب گفت زیرا سلام ابتدائی مستحب است و جوابش واجب است و بر رباخوار و متجاهر بفسق. [۶۹]
فقه الرضا: سلام مکن به میخوار اگر بر او گذشتی و اگرت سلام کرد جوابش بده بشب بخیر و صبح بخیر و سلام بر شطرنج باز کفر است. [۷۰]
سرائر: بسندی از امام ششم (ع) که فرمود: سلام بر شطرنج باز گناه است و کبیره هلاکت بار، و شطرنج باز و تماشاگر او و سلام بر او در حال بازی گناه برابر دارند- (۴) گویم: تمام حدیث در باب قمار است. [۷۱]
تا علی (ع) که می‌فرمود: ششند که نشاید بدانها سلام کرد و ششند که نشاید امام شوند و شش کار در این امت از اخلاق قوم لوطند، اما شش اول: یهود و ترسا، و نرد و شطرنج باز، و میخوار، و تار و طنبورنواز، و آنان که به دشنام بر مادرها خوشند، و شاعران و اما آن شش دوم مردم: زنازاده، و مرتد، و بیابان‌نشینی پس از هجرت، و میخوار، و آنکه حد شرعی خورده، و دول نبریده، و آن شش که از اخلاق قوم لوطند تلنگر زنی، و سنگ پرانی و جویدن کالوک، و دامن کشانی از روی تکبر، و باز گذاشتن از ار از روی قباء و پیراهن.سرائر: بسندی مانندش را آورده ولی قباء و پیراهن در آن نیست. [۷۲]
خصال: تا امیر مؤمنان (ع) که پیغمبر (ص) نهی کرد از سلام بر چهار تا: بر مست تا در مستی است، و بر کسی که مجسمه سازد، و بر کسی که نرد بازد و بر کسی که با اربعه عشر بازی کند و من پنجمی براتان افزایم و شما را نهی کنم از سلام بر شطرنج باز. [۷۳]
همان: بسندش تا رسول خدا (ص) که فرمود: به اهل کتاب سلام نکنید و اگر به شما سلام کردند بگوئید: علیکم. [۷۴]
در حدیث معتبر نقل شده است که پیغمبر اکرم (ص) اصحاب خود را به هفت خصلت امر فرمود که یکی از آنها به هرکس سلام کردن است. [۷۵]
از حضرت صادق (ع) از جمله تواضع و شکستگی آن است که با هرکه برخوری سلام بکنی. [۷۶]
حضرت رسول (ص) فرمودند: بخیل‌ترین مردم کسی است که به سلام کردن بخل کند. [۷۷]
حضرت رسول (ص): هرکه به ده نفر از مسلمانان برخورد و برایشان سلام کند ثواب یک بنده آزاد کردن در نامه عملش نوشته شود. [۷۸]
حضرت صادق (ع): هر مومنی که به جماعتی از مومنان سلام کند ملائکه در جواب سلام او می‌گویند سلام علیک و رحمة الله و برکاتة ابداً. [۷۹]
حضرت صادق (ع): چون کسی جواب سلام گوید بلند گوید که آن سلام کننده نگوید که سلام کردم و جواب سلام من نگفتند. [۸۰]
حضرت صادق (ع): هرکه السلام علیکم بگوید ده حسنه برای او باشد و اگر سلام علیکم و رحمة الله و برکاته بگوید سی حسنه برای او باشد و در حدیث دیگری فرمود که سه کسند که بصغه جمع با ایشان سخن می‌باید گفت هر چند تنها باشند: کسیکه عطسه کند می گوئی یرحمکم الله هر چند دیگری با او نباشد و کسیکه سلام بر کسی کند می‌گوید السلام علیکم و کسی که کسی را دعا کند می‌گوید عافاکم الله هرچند یکی باشد زیرا که با اینها ملائکه می‌باشند و در قصد مومنان را هم داخل می‌تواند کرد. [۸۱]
حضرت امیرالمومنین (ع) کسی که داخل خانه شود بر اهل خانه سلام کند و اگر اهل نداشته باشد و خانه خالی باشد بگوید السلام علینا من ربنا. [۸۲]
حضرت محمد (ص): کسیکه داخل خانه خود شود سلام بکند که سبب برکت می‌شود و ملائکه اُنس می‌گیرند در آن خانه. [۸۳]
بدانکه از جمله سلامها سلام رخصت است که چون خواهند که داخل خانه کسی شوند پیشتر سنت است که در بیرون خانه سه مرتبه سلام کنند اگر جواب سلام بشنوند داخل شوند و اگر نه بر گردند و جواب این سلام واجب نیست و از حضرت صادق (ع) منقول است که رخصت طلبیدن سه مرتبه است در اولی مرتبه می‌شنوند و در مرتبه دوم حذر می‌کنند و در مرتبه سوم اگر خواهند رخصت می‌دهند و اگر نمی‌خواهند ساکت می‌شوند که او برگردد و حق تعالی فرموده است که داخل مشوید در خانه غیر خانه‌های خود تا استیناس بکنید و سلام بر اهلش بکنید و حضرت صادق (ع) فرمود استیناس کفش بر زمین زدن و سلام کردن است که ایشان خبر دار شوند. [۸۴]
حضرت رسول (ص): از علامت تواضع و فروتنی آن است که آدمی به هرکه رسد سلام کند. [۸۵]
در باب مکارم پیغمبر (ص) به سند بسیاری گذشت که فرموده: پنج کار را تا بمیرم وانگذارم: خوراک بر روی زمین پست با بنده‌ها، سوارشدنم بر الاغی که جل بر او است و بدست خود گوسفند را دوشیدن، و جامه پشمینه پوشیدن، و سلام کردن به کودکان، تا روشی شود پس از من. [۸۶]
اختصاص: به سندش تا رسول خدا (ص) که مسلمان را بر مسلمان شش حق است: سلام در برخورد با او، و عافیت گفتن نزد عطسه او، و عیادت در بیماری او، و پذیرش دعوت او، و حضور در وفات او، و دوست دارد برایش هر چه برای خودش دوست دارد و در پشت سر خیرخواه او باشد. [۸۷]
از عبدالعظیم حسنی رضی ا... عنه روایت شده که حضرت رضا (ع) فرمود: ای عبدالعظیم سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو راهی برای شیطان در خود باز نگذارند و او را به خود راه ندهند و به دوستان من امر کن که در سخن راستگو باشند و اداء امانت کنند و سکوت نمایند و جدال بی مورد و بی جهت را ترک گویند و به یکدیگر رو آورند و به دیدار یکدیگر بروند زیرا این کار وسیله تقرب و نزدیک شدن به من است و خود را به طعن زدن بر یکدیگر و تولید اختلاف مشغول نکنند ، زیرا من سوگند یاد کرده و بر خود لازم نموده‌ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستان مرا خشمناک سازد از خدا بخواهم او را در دنیا به سخت‌ترین عذابها معذب گرداند و در آخرت از زیانکاران باشد. [۸۸]
امالی صدوق: به سندش تا رسول خدا (ص) که مسلمان را بر مسلمان شش خصلت خوب است: سلام در برخورد با او، پذیرش از دعوت او، عافیت باش گفتن در عطسه او، و عیادت در بیماریش، و حضور بر سر مرده اش، و اینکه بخواهد برایش هر چه برای خود می‌خواهد. [۸۹]
کافی: به سندش تا امام ششم (ع) فرمود: از حق مسلمان بر برادر مسلمانش اینکه چون به او برخورد سلامش کند و او را در بیماریش عیادت کند، و در غیبت او خیرخواه او باشد و چون عطسه زند به او عافیت باش گوید ، و بپذیرد از او چون دعوتش کند، و بدنبال جنازه اش باشد چون بمیرد.
بیان (شرحی از کتب لغت در معنی تسمیت عطسه کننده آورده که در ضمن تفسیر بدعای خیر شده و بتفسیر از نهایه دعا برای اینکه ژست خوبی یابد چون عطسه ژست او را زشت کرده و بقولی دعا برای پایداری بطاعت خداست و تفسیر آن به (عافیت باشد) شامل همه این معانی می‌شود مترجم). (۲) و پذیرش دعوت: در دعوت مهمانی یا هر چه چنانچه پیغمبر (ص) فرمود: اگر به پاچه‌ای دعوت شوم بپذیرم، یا مقصود اینست که چون او بخواند پاسخ دهد. [۹۰]
بسندش تا امام باقر (ع) که یکی از فرشته‌ها بدر خانه‌ای گذر کرد که مردی در آن ایستاده بود و به او گفت ای بنده خدا چه تو را بر در این خانه واداشته؟ فرمود: در پاسخ گفت: برادری در آن دارم که می‌خواهم به او سلام دهم، آن فرشته گفت: خویشاوند نزدیک تو است یا حاجتی به او داری؟ گفت: نه این و نه آن جز برادری در مسلمانی و احترام آن که از او وارسی کنم و بر او سلام دهم در راه خدا پروردگار جهانیان پس فرشته گفت: راستش من فرستاده خدایم بسوی تو و او است که بتو سلام می‌رساند و می‌فرماید: همانا مرا خواستی و از من وارسیدی و من بهشت را بر تو واجب می‌دارم و از خشمم تو را معاف کردم و از دوزخ تو را پناه دادم. [۹۱]
معانی الاخبار: بسندش تا امام صادق از پدرانش (ع) که از تواضع است که کسی به فرود مجلس خوش باشد، و به هر که برخورد سلام کند و ستیزه نکند در گفتگو و گرچه بحق گوید، و نخواهد که او را به تقوی بستایند. [۹۲]
الدره الباهره: امام صادق (ع) فرمود: تواضع اینست که در مجلس پائین تر از مقام بنشینی، و به هر که رسیدی سلام کنی، و ستیزه در گفتار را وانهی گرچه بر حق باشی، و سره خوبی تواضع است. [۹۳]
قرب الاسناد: بسندش تا رسول خدا که فرمانشان داد به هفت: عیادت بیماران، و تشییع جنازه مردگان و انجام سوگندان، و خیر باش عطسه زنان و یاری ستمدیدگان، و فاش گفتن سلام، و پذیرش دعوت گویم . [۹۴]
رسول خدا (ص): در بهشت غرفه‌هایی است که از بیرونش درونش پیداست و از درونش هم بیرونش پیداست که از امتم در آنها نشیند هر که شیرین گوید، و اطعام کند و فاش سلام کند و در شب که مردم خوابند نماز کند، سپس فرمود: فاش کردن سلام اینکه دریغش ندارد بر هیچ مسلمانی. [۹۵]
تفسیر قمی: در تفسیر (آیه ۶۱ النور) چون در خانه‌ها در آئید سلام دهید بر خود امام پنجم (ع) فرمود: چون کسی از شماها به خانه در آید اگر در آن کسی باشد بر آنها درود گوید و گر نه بگوید: درود بر ما از پروردگار ما، و خدا فرماید: تحیتی از خدا با برکت و خوب گویم: و در روایتی است که گفته شده چون کسی در خانه‌ای در آید و کسی نباشد گوید:درود بر شما و رحمت خدا، بقصد دو فرشته که گواه بر او و همراه اویند. [۹۶]
خصال: بسندش تا امام ششم (ع) فرمود: از تواضع است که سلام کنی به هر که بر خوری. [۹۷]
مجالس مفید: از پیغمبر (ص) که به انس فرمود: سلام کن به هر که بر خوری تا خدا بیفزاید بر حسناتت، و سلام کن در خانه خودت تا خدا افزاید در برکت تو. [۹۸]
خصال: بسندش تا رسول خدا (ص) که فرمود: هر که سخن گوید بی سلام به او پاسخ ندهید، و فرمود: کسی را بر خوراکت دعوت نکن تا سلام کند.[۹۹]
همان: بسندش تا رسول خدا (ص) که بهتر شما آنکه خوراک دهد، و فاش سلام کند و شب که مردم خوابند نماز کند. [۱۰۰]
خصال: بسندش تا انس که یک روز رسول خدا (ص) فرمود: ای انس وضو را کامل کن تا چون ابر بر صراط گذر کنی سلام را فاش کن تا خیر خانه ات فزون شود، بسیار صدقه نهانی بده که خشم خدا عزوجل را خاموش کند. [۱۰۱]
همان: بسندش تا امام ششم (ع) فرمود: چه کسی تعهد کند برایم چهار را در برابر چهار خانه در بهشت: آنکه انفاق کند بی ترس از فقر، و انصاف دهد به مردم از طرف خودش و سلام را در جهان فاش سازد، و مجادله را وانهد و گرچه حق با او باشد. [۱۰۲]
همان: در اربعمائه که امیر مؤمنان فرمود: چون کسی از شما بخانه خود در آید به خاندانش سلام دهد ، گوید: درود بر شما و اگر ندارد باید بگوید: درود بر ما از پروردگار ما، و فرمود (ع) چون برادرت بتو گوید: تحیت خدا تو را باد به سلام تو بگو: تحیت خدا تو را باد بسلام و تو را برد بدار مقام. [۱۰۳]
امالی طوسی: بسندش تا رسول خدا (ص) که وامانده تر مردم آنکه از دعاء واماند و بخیل ترشان آنکه از سلام بخل کند. [۱۰۴]
همان: از رسول خدا که هر که بده مسلمان برخورد و بدانها سلام کند خدا ثواب آزاد کردن بنده‌ای بر او نویسد.[۱۰۵]
همان: بسندش تا رسول خدا (ص) که فرمود: چون بهم برخورید با سلام و مصافحه باشد و چون از هم جدا شوید با استغفار باشد. [۱۰۶]
همان: در سندی از سلمان که به جابر و اشعث گفت: چه بهتر است از سلام که خوشامد اهل بهشت است. [۱۰۷]
همان: بسندی تا پیغمبر (ص) که فرمود: که مسلمان بر برادر مسلمان خود شش نیکی دارد: سلامش دهد خوش برخورد، عیادتش کند چون بیمار شود و بخیرش گوید چون عطسه زند، و بر سر جنازه اش آید چون بمیرد، و پذیرایش گردد چون دعوتش کند، و بخواهد براش آنچه برای خود خواهد، و نخواهد براش آنچه برای خود نخواهد.[۱۰۸]
معانی الاخبار: بسندش تا ابی صباح گفت: از امام پنجم از تفسیر آیه ۶۱ سوره النور: چون بخانه‌هاتان در آئید بر خود سلام کنید- تا آخر پرسیدم فرمود: آن سلام بر خاندانست که جوابش دهند و سلام بر خودش باشد. [۱۰۹]
همان: بسندش تا امام ششم (ع) که فرمود: بخیل آنکه از سلام مضایقه کند. [۱۱۰]
کشف الغمه: بسندی تا اسحاق بن عمار که نزد امام ششم (ع) رفتم و در مسجد کوفه به یاران خود سلام نمی‌کردم طبق تقیه که بر ما سخت بود و آن حضرت بمن فرمود: ای اسحق این جفاگری را به برادرانت از کی پدید آوردی که بدانها گذری و سلام ندهی؟ گفتم برای تقیه که دچارم فرمود: سلام نکردن تقیه نیست، تقیه فاش کردن رازها است راستش چون مؤمن بمؤمنان گذرد و بر آنها سلام کند فرشته‌ها به او جواب دهند سلام بر تو با رحمت و برکت خدا همیشه. [۱۱۱]
معانی الاخبار: به سندش تا امام ششم (ع) از پدرانش که فرمود: از تواضع است که کسی پسند در پائین مجلس نشیند و به هر که رسد سلام کند و جدال را وانهد گرچه حق گوید و نخواهد که او را به تقوی بستایند. [۱۱۲]
تفسیر قمی: که چون یاران رسول خدا نزدش می‌آمدند به او می‌گفتند صبح خوشت یا شبت خوش و این درود جاهلیت بود و خدا (در سوره المجادله آیه ۹) فرو فرستاد و چون نزدت آیند درودی بتو گویند که خدا بتو نگفته و رسول خدا (ص) به آنها فرمود: خدا عوضی بهتر بما داده که درود اهل بهشت است و آن السلام علیکم است. [۱۱۳]
علل: بسندش تا وهب که چون خدا فرشته‌ها را به سجده بر آدم واداشت و ابلیس سجده نکرد پروردگار عزوجل به او فرمود: از آن در آ که تو رانده‌ای و بر تو است لعنتم تا روز جزا، و به آدم فرمود: برو نزد این گروه فرشته‌ها و به آنها بگو السلام علیکم و رحمه الله و برکاته و چون بازگشت نزد پروردگارش خدا تبارک و تعالی باو فرمود: اینست خوشامدگوئی تو و فرزندانت پس از تو در میان خودشان تا روز قیامت. [۱۱۴]
معانی الاخبار: بسندش تا رسول خدا (ص) که غرار در نماز و سلام نیست و غرار در سلام اینست که در جواب سلام علیک گوید و علیک و نگوید علیکم السلام و بد است تجاوز از حد در جواب چنانچه کمبود بد است برای اینکه امام صادق (ع) بمردی سلام کرد و آن مرد در جواب گفت: و علیکم السلام و رحمه الله و برکاته و مغفرته و رضوانه آن حضرت فرمود: در جواب از گفته فرشته‌ها به پدر ما ابراهیم در نگذرید که گفتند رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.{ هود ۷۳ }[۱۱۵]
خصال بسندش تا امام ششم (ع) که به سه کس با لفظ جمع دعاء شود گرچه تنها باشند: مردیکه عطسه زند به او گویند:
یرحمکم الله‏، و مردیکه سلام کند و جواب دهد السلام علیکم‏ ، و مردیکه بمردی دعاء کند گوید:عافاکم الله‏.[۱۱۶]
مکارم: ساباطی از امام ششم (ع) پرسید زنها که به مجلس مردها در آیند چه گویند فرمود: زن گوید: علیکم السلام و مرد گوید: السلام علیکم. [۱۱۷]
علل: بسندی تا رسول خدا (ص) که چون یکی از شما به خانه اش در آید سلام گوید که برکت فرود آید و فرشته‌ها همدم شوند.[۱۱۸]
امالی طوسی: بسندش تا رسول خدا (ص) که فرمود: سواره بر پیاده سلام کند، و یکی که از میان جمعی سلام کند از طرف همه کافی است.[۱۱۹]
تفسیر قمی و چون خوشامدی گفته شدید بهترش را پاسخ گوئید یا همان را رد کنید که خدا بر هر چه حسابگر است فرمود: سلام باشد یا هر نیکی دیگر. [۱۲۰]
قرب الاسناد: به سندی از امام پنجم (ع) که فرمود: چون به مسجد در آئی و مردم در نمازند به آنها سلام مکن و بر پیغمبر سلام بگو و بنمازت رو کن و چون بر مردمی درآئی که در گفتگویند بر آنها سلام کن. [۱۲۱]
همان: بسندی تا امام باقر (ع) که علی (ع) بد می‌داشت رد سلام را در حال خطبه خواندن امام (در نماز جمعه).[۱۲۲]
همان: بسندی از سعدان بن مسلم که در اتاق میانی حمام بودم و امام کاظم (ع) در نوره وارد شد و گفت: السلام علیکم و من جواب دادم و عقب رفتم و آن حضرت بدان اتاق که حوض داشت وارد شد و من غسل کردم و بیرون شدم. [۱۲۳]
قرب الاسناد: بسندش تا پیغمبر (ص) فرمود چون کسی که از مجلس خود بپاخیزد که برود به برادرانش سلام وداع کند تا اگر در کار خوبی اندر شوند شریکشان باشد و اگر در بدی و باطلی بر خودشان باشد نه او. [۱۲۴]
امالی صدوق: بسندش تا رسول خدا (ص) فرمود: پنجند که تا مردن از دست ننهم همخوری با بنده‌ها بر روی زمین و سوار شدن بر الاغ پالان شده، و دوشیدن بز با دستم، و پوشیدن پشمینه، و سلام بر کودکان تا سنت گردند پس از من- [۱۲۵]
روضه الواعظین: گفتند: چون کسی بر فرمانبر پرهیزکاری سلام کند یعنی خدایت گرامی داردت و بر فرمانبری پایدارت کند، و چون بر گنهکار باشد یعنی خدا بر تو آگاه است. [۱۲۶]
و رسول خدا (ص) فرمود: سلام نام خداست آن را فاش گوئید میان خود، راستش چون مسلمانی بر مردمی گذرد و بر آنها سلام دهد اگر جوابش ندهند کسی که بهتر و خوبتر است از آنها جوابش دهد. [۱۲۷]
و روایت است که یهود آمدند نزد پیغمبر (ص) و گفتند سام بر تو و سام بزبان آنها مرگ است و رسول خدا (ص) فرمود بر شما باد و خدای تعالی (آیه ۸ سوره المجادله) را نازل کرد:چونت آیند درودت گویند بدان چه خدا بدان درودت نگوید. تا آخر.[۱۲۸]
محاسن: و صله رحم کنید، و نماز بخوانید با اینکه مردم در خوابند، و اطعام کنید، و خوش گوئید تا بسلامت به بهشت روید.[۱۲۹]
همان: بسندش تا امام پنجم که راستش خدا دوست دارد اطعام طعام و افشاء سلام را.[۱۳۰]
تفسیر عیاشی (مضمون آن با اندک اختلافی از امام صادق (ع) گذشت گفتند) و حسن بن محمد مانندش را روایت کرده جز اینکه گفته: فرشته‌ها به پدر ما گفتند.[۱۳۱]
سرائر: بسندی تا امام ششم (ع) فرمود: چون یهودی و ترسا و بت پرست به تو سلام کردند بگو علیک.[۱۳۲]
جامع الاخبار: امام ششم (ع) فرمود: آنکه اول سلام کند اولی است بخدا و رسولش. [۱۳۳]
از علی (ع) که سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه از آن سلام کن و یکی از آن جوابگو است. [۱۳۴]
امام ششم (ع) فرمود: از تواضع است که به هر که بر خوری سلام کنی. [۱۳۵]
امام ششم (ع) فرمود: هر که گفت:سلام علیکم و رحمه الله آن بیست حسنه است. [۱۳۶]
رسول خدا (ص) فرمود: چون کسی از مجلس بپا خیزد سلام وداع بدانها گوید و فرمود سلام را فاش کنید تا سالم مانید و فرمود: از اسباب آمرزش سلام گفتن و خوب گفتن است. [۱۳۷]
از امام صادق (ع) که چون بمنزلت در آئی بگو بسم الله و بالله و بر خاندانت سلام کن و اگر کسی در آن نیست بگو: بسم الله و سلام بر رسول خدا (ص) و خاندانش و سلام بر ما و بندگان خوبش، چون چنین گوئی شیطان از خانه ات گریزد و از آن حضرت که فرمود: مرد سلام کند چون به خانواده اش وارد شود و در ورود کفش بزمین زند سرفه کند تا ورود خود را به آنها اعلام کند که چیزی در آنها نبیند. [۱۳۸]
امام صادق (ع) فرمود: سلام خوش باش ملت ما و امان ذمه ماست، و فرمود: سلام بر سواره است برای پیاده و بر ایستاده است برای نشسته، (۱۸) و فرمود: سلام پیش از گفتار است. [۱۳۹]
نوادر راوندی: بسندی تا پیغمبر (ص) که فرمود: بخیل تر مردم آنکه از سلام دریغ کند، و بخشنده تر مردم که در راه خدا جان و مال نثار کند. و بهمین سند است که رسول خدا (ص) فرمود: مردم خیبر می‌خواهند شما را دیدار کنند بدانها سلام نکنید، گفتند: یا رسول الله اگر بما سلام گفتند چه جواب گوئیم؟ فرمود:
بگوئید: و علیکم. [۱۴۰]
عده الداعی: از پیغمبر (ص) که فرمود: بخیل تر مردم آنکه از سلام دریغ کند، و فرمود: بخیل تر مردم آنکه به مسلمانی گذرد و بر او سلام نکند.[۱۴۱]
کتاب الامامه و التبصره: بسندش تا رسول خدا (ص) که سواره سزاوارتر است به سلام کردن. [۱۴۲]
کتاب الغایات: رسول خدا (ص) فرمود: به شما خبر ندهم از بهترین اخلاق اهل دنیا و دیگر سرا گفتند: چرا یا رسول الله فرمود: فاش کردن سلام در همه جهان. و بسندی تا رسول خدا (ص) که اولای مردم بخدا و رسولش آنکه آغاز بسلام کند. و از آنست از علی (ع) که بهتر حسنه عیادت بیمار است و دعاء کردن در جواب عطسه.[۱۴۳]
المجازات النبویه: پیغمبر (ص) به مردی که نزدش آمد و گفت: سلام بر تو ای پیغمبر خدا فرمود: و بر تو باد رحمت خدا، و آنگاه دیگری آمد و گفت: سلام بر تو ای پیغمبر خدا و رحمت خدا و آن حضرت جواب داد و بر تو باد رحمت و برکات خدا و آنگاه دیگری آمد و گفت:سلام بر تو ای پیغمبر خدا و رحمت خدا و آن حضرت جواب داد و بر تو باد رحمت و برکات خدا و آنگاه دیگری آمد و گفت: سلام بر تو ای پیغمبر خدا و رحمت و برکاتش و آن حضرت جواب گفت: و بر تو، به آن حضرت گفته شد چرا به او جوابی ندادی که بدو تای پیش دادی؟ فرمود: او نه صیغه سلام را بر آورد، و جای افزودن نماند (در اینجا بیانی ادبی از کتاب نامبرده آورده که ترجمه اش سود عمومی ندارد).[۱۴۴]
معانی الاخبار: بسندش تا عبد الرحمن که از امام ششم پرسیدم از قول خدا عزوجل آیه ۲۶ النور که به خانه‌ای نروید تا انس گیرید و سلام کنید بر اهلش فرمود: انس گرفتن به پا کوفتن و سلام کردنست.تفسیر قمی: مانندش را آورده. [۱۴۵]
و علی بن ابراهیم در تفسیر آیه ۶۱ النور گفته: سلام بر اهل خانه است و جواب آنها به تو که در حکم سلام بر خود است سپس رخصت داده که فرموده: باکی بر شما نیست که در آئید در خانه‌ای که ساکنی ندارد و در آن کالائی دارید امام صادق (ع) فرمود: مقصود حمامها و کاروانسراها و آسیاها است که بی اجازه در آئی. [۱۴۶]
کنز کراچکی: بسندش تا علی (ع) که وارد شدم به یکی از خانه‌های پیغمبر (ص) و اجازه ورود خواستم و اجازه‌ام داد و در آمدم و بمن فرمود: ای علی ندانی که خانه من خانه خود تو است پس چرا از من اجازه خواهی؟ گفتم یا رسول الله خواستم چنین کنم فرمود: ای علی خواستی آنچه را خدا خواسته و آداب خوب خدائی را انجام دادی.[۱۴۷]
امالی طوسی: تا رسول خدا (ص) که چون به هم برخورید با سلام و مصافحه باشد و چون جدا شوید با استغفار. [۱۴۸]
کافی: بسندش تا ابی عبیده که من هم کجاوه امام پنجم (ع) بودم و اول سوار می‌شدم و سپس آن حضرت سوار می‌شد و چون برابر هم می‌شدیم سلام می‌کرد و چون کسی که از او دور بوده احوالپرسی می‌کرد و دست می‌داد، و گوید: چون پائین می‌آمد پیش از من بود، و چون روی زمین برابر می‌شدیم باز سلام بود و احوالپرسی از کسی که دور بوده، گفتم: ای زاده رسول کاری می‌کنی که دیگران ما نکنند، و اگر یک بار هم بکنند بسیار است؟ فرمود: ندانی چه باشد در مصافحه دو مؤمن؟ چون دو مؤمن بهم برخورند یکی بدیگری دست دهد پیوسته گناهان بریزند از هر دو چنانی که برگ از درخت و خدا به هر دو نظر دارد تا از هم جدا شوند. بیان: (پس از شرح لفظ گوید): دلالت دارد، بر استحباب اقدام هم کجاوه به پیش سوار شدن در آغاز و پیش فرو شدن در پایان و گویا برای آسان کردن کار است بر دیگری در هر دو جا چون کجاوه برای او پائین می‌کشد.(پس از توضیح عبارت گوید) اگر طرف معصوم باشد برای او رفع درجه باشد یا ریختن گناهان شیعه آنها به برکت آنان چنانچه از پیغمبر (ص) رسیده خدای گناهان شیعه علی را (ع) بر من بار کند و برای من بیامرزد، یا ترک اولی و مباح از معصوم فرو ریزد و بجای آن حسنه ثبت شود و این بمعنی یکم برگردد، و نظر خدا به آنها کنایه از شمول رحمت او است. [۱۴۹]
کافی: بسندش تا رسول خدا (ص) که هر که به برادر خود برخورد به او سلام دهد و به او دست دهد زیرا خدا عزوجل فرشته‌ها را بدان گرامی داشته، شما هم کار فرشته‌ها را بکنید. توضیح: یعنی فرشته‌ها هم چون بهم برخورند سلام دهند و مصافحه کنند یا اینکه این عمل مؤمنان گرامی داشت آنها باشد و یکمی روشنتر است. [۱۵۰]
کافی: تا رسول خدا (ص) که فرمود: چون بهم برخورید با سلام و مصافحه باشد و چون جدا شوید با استغفار باشد. بیان: یعنی بگوید: خدایت بیامرزد مثلا. [۱۵۱]
خصال: در اربعمائه امیر مؤمنان فرمود: چو یکی از شما بمنزلش در آید باید سلام کند به اهل خود، می‌گوید:السلام علیکم‏، و اگر اهلی ندارد باید بگوید:
السلام علینا من ربنا و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را بخواند. چون که وارد خانه اش شود زیرا که فقر را ببرد. و فرمود: چون از خانه اش بدر آید آیه‌های آخر آل عمران را بخواند (گویا مقصود آیه آمَنَ الرَّسُولُ تا آخر سوره است). با آیه الکرسی و سوره إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ و سوره حمد که مایه برآورده شدن حاجات دنیا و آخرتست. [۱۵۲]
فقه الرضا: چون خواستی از منزلت بدر شوی بگو:بسم الله و لا حول و لا قوه الا بالله‏ توکل بر خدا زیرا چون آن را بگوئی فرشته‌ای در گفت بسم الله ندا کند: ای بنده رهیاب شدی و در گفت لا حول و لا قوه الا بالله گوید، محفوظ شدی، و در گفت توکل بر خدا گوید کفایت شدی و شیطان می‌گوید: مرا چه باشد با بنده‌ای که هدایت شده و محفوظ شده و کفایت شده، و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ را یک بار در سمت راستت بخوان و یک بار در چپ و یک بار از پشت سرت و یک بار پیش رویت و یک بار از بالای سر و یک بار از زیر پا که تو آن روز در امان خدائی، و چون به منزل درآئی بر اهل خود سلام کن و اگر کسی در آن نباشد بگو:بسم الله و بالله و السلام علی رسول الله و السلام علینا و علی عباد الله الصالحین.و در همه کارت رعایت تقوی کن، و خوشخو باش، و با خرد و کلان خوشرفتار باش و در برابر علماء و دینداران تواضع کن، و با زیردستان نرمش کن، و از برادران وارسی کن و در انجام نیازشان شتاب کن و بپرهیز از غیبت و سخن چینی و بدرفتاری با عیالت، و خوش همسایه باش که خدا در باره همسایه از تو بازپرسی کند و روایت است از رسول خدا (ص) که خدا تبارک و تعالی در باره همسایه بمن تا آنجا سفارش کرد که گمان بردم از من ارث برد و بالله التوفیق. [۱۵۳]
مصباح الشریعه: امام صادق (ع) فرمود: از منزل که بیرون روی چنان باش که بدان باز نگردی و بیرون مرو جز برای طاعت یا امر دین، و با وقار باش و یاد آور خدا در نهان و عیان.یکی از صحابه از خانه دار ابی ذر از وی پرسید و پاسخ داد بیرون رفته گفت برمیگردد؟ گفت کی برگردد کسی که جانش بدست دیگری است و سود و زیان خود را بدست ندارد.و هر جا رفتی از حال خلق خدا نیک یا بدکار عبرت دار و از خدا بخواه که تو را از بندگان خاصش سازد و از صالحانت نماید، و بگذشته آنان رساند، و در گروهشان محشورت کند، و خدا را سپاس کن و شاکر او باش که از شهواتت نگاه داشته، و از کارهای زشت مجرمانت دور ساخته، و از شهوتها و هر جا که بر تو غدقن شده چشم بپوش، و آرام راه برو و در هر گام خدا را بپا که گویا از صراط گذرائی، و بهر سو ننگر و بکسی که باید سلام بلند کن چه آغازگر باشی و چه جواب‌گو، و هر کس در حقی از تو یاری خواست یاریش کن و به گم شده راه نشان بده، و از نادانها رو برگردان، و چون برگشتی بمنزلت چون مرده گور باش که همی جز برحمت خدا تعالی و عفو او ندارد. [۱۵۴]
مکارم الاخلاق: (برای خروج از خانه همان ذکر را دارد و بخواندن قُلْ هُوَ اللَّهُ خواندن حمد و معوّذتین و آیه الکرسی را از شش افزوده و گفته: چون خواهد بخانه برگردد هنگام دخول گوید: بسم الله و بالله گواهم که شایسته پرستشی جز خدا نیست یکتا است و شریک ندارد و گواهم که محمد بنده و فرستاده او است، و اگر در خانه اهلی است باو سلام کند و اگر کسی نیست باید پس از شهادتین بگوید: السلام علی محمد بن عبد الله خاتم النبیین السلام علی الائمه الهادین المهدیین السلام علی عباد الله الصالحین. [۱۵۵]
خصال: در اربعمائه که امیر المؤمنین (ع) فرمود: چون کسی از شما بمنزلش در آید بر اهلش سلام کند و اگر اهلی نباشد بگوید: السلام علینا من ربنا و در وقت درون رفتن بدان قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بخواند که فقر را ببرد. [۱۵۶]
قرب الاسناد: تا رسول خدا (ص) که فرمان داد آنها را به هفت و بازداشت از هفت، فرماندادشان: به عیادت بیماران، و تشییع جنازه‌ها، و انجام سوگند، و خبر باش عطسه زنها، و یاری ستمدیده و فاش کردن سلام، و پذیرش دعوت، و بازداشتشان از بدست کردن انگشتر طلا، و نوشیدن در ظرف طلا و نقره، و از زینهای سرخ، و از جامه ابریشم و دیبا و حریر و سرخ زننده. [۱۵۷]
علل الشرائع: تا رسول خدا (ص) که در گفتاری بسیار فرمود: دستمال گوشت را در اتاق جا ندهید که خوابگاه شیطانست و خاکروبه را پشت در جا ندهید که جایگاه شیطان است، و چون جامه از تن در آورید نام خدا برید تا پری آن را نپوشد و اگر نام خدا بر آن نبرید تا صبح پری آن را بپوشد، و دنبال شکار نروید که در خطر باشید، و چون کسی بدر اتاقش رسد سلام کند که شیطان گریزد، و چون یکی به خانه اش درآید سلام کند که برکت آورد، و فرشته‌ها همدمش شوند، و سه تا بر یک پاکش پشت هم سوار نشوند که یکی از آنها ملعونست و او است که پیش سوار است و راه را سکه ننماید که سکه خاص کوچه‌های بهشت است، و نام فرزندتان را حکم و أبو الحکم ننهید که حکم نام خاص خدا است و لفظ اخری را جز بخوبی نبرید که خدا همان اخری است، و انگور را کرم ننامید که مؤمن همان کرم است، و بپرهیزید از مسافرت پس از خوابکی زیرا خدا را جانورانیست که آنها را پراکنده کند تا هر چه خواهند بکنند که فرمان دارند، و چون عوعو سگ و عرعر خر شنوید بخدا پناه برید از شیطان رجیم زیرا آنان بینند آنچه شما نبینید، و انجام دهید هر چه را فرمان دارید، و چه خوب بازیست چرخ‌ریس برای زن شایسته و خوب. [۱۵۸]

پانویس

  1. تفسیر سوره حمد { از تالیفات حضرت آیت الله دستغیب (ره) } صفحه 138.
  2. اصول کافی جلد ۴ باب التسلیم حدیث 1.
  3. اصول کافی جلد ۴ باب التسلیم حدیث 2.
  4. روضة الواعظین صفحه 459.
  5. روضة الواعظین صفحه 459.
  6. جامع الاخبار صفحه 104.
  7. جامع الاخبار صفحه 104.
  8. طرائف الحکم جلد ۱ صفحه ۲۱۷ نقل از وسائل الشیعه.
  9. اصول کافی جلد ۴ باب التسلیم حدیث 3.
  10. اصول کافی جلد ۳ باب المصافحه حدیث 10.
  11. مستدرک جلد ۲ صفحه 68.
  12. وسائل جلد ۳ صفحه 209.
  13. مستدرک جلد ۲ صفحه 69.
  14. مستدرک جلد ۲ صفحه 69.
  15. غرر الحکم، صفحه 579.
  16. ثواب الاعمال-ترجمه غفاری صفحه 380.
  17. اصول کافی ترجمه مصطفوی جلد ۴ صفحه 459.
  18. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 459.
  19. اصول کافی ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 459.
  20. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 459.
  21. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 460.
  22. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 460.
  23. سوره حشر آیه ۲۳.
  24. اصول کافی ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 460.
  25. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 460.
  26. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 460.
  27. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 461.
  28. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 461.
  29. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 461.
  30. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 461.
  31. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‏۴، ص: 462.
  32. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 462.
  33. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 462.
  34. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 463.
  35. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 463.
  36. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 463.
  37. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 463.
  38. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 463.
  39. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 464.
  40. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه ۴۶۴ ، حلیة المتقین صفحه ۲۳۸ { علامه مجلسی (ره) در شرح فرموده مولا علی (ع) { می‌ترسم آوازش مرا خوش آید، و زیادتر از آن اجری که می‌جویم (گناه) بمن رسد } فرموده‌اند: امثال اینها را برای تعلیم دیگران می‌فرموده‌اند و خود از امثال اینها معصوم و منزه بوده‌اند }.
  41. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 464.
  42. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 465.
  43. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 465.
  44. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 466.
  45. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۴ صفحه 466.
  46. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 466.
  47. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۴ صفحه 468.
  48. معانی الأخبار-ترجمه محمدی، ج‌لد ۱ صفحه 365.
  49. معانی الأخبار-ترجمه محمدی، جلد ۱ صفحه 366.
  50. معانی الأخبار-ترجمه محمدی، جلد ۱ صفحه 388.
  51. معانی الأخبار-ترجمه محمدی، ج‌لد صفحه 389.
  52. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۳ صفحه 186.
  53. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، جلد ۳ صفحه 226.
  54. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۳ صفحه 248.
  55. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۳ صفحه 259.
  56. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۳ صفحه 261.
  57. اصول کافی-ترجمه مصطفوی، ج‌لد ۳ صفحه ۲۶۲ ، حلیة المتقین صفحه 237.
  58. مکارم اخلاق جلد ۱ صفحه 31.
  59. حلیة المتقین صفحه ۲۳۷ الی 238.
  60. خصال-ترجمه فهری، ج‌لد ۲ صفحه 571.
  61. خصال-ترجمه فهری، ج‌لد ۱ صفحه 261.
  62. خصال-ترجمه فهری، جلد ‏۱، صفحه 368.
  63. خصال-ترجمه فهری، جلد ‏۱، صفحه ۲۳ ، حلیة المتقین صفحه 236.
  64. خصال-ترجمه فهری، جلد ‏۱، صفحه ۱۰۴ ، حلیة المتقین صفحهٔ ۲۳۷.
  65. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  66. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8 .
  67. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  68. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  69. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  70. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  71. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  72. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 219.
  73. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 231.
  74. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  75. حلیة المتقین صفحه 236.
  76. حلیة المتقین صفحه 236.
  77. حلیة المتقین صفحه 236.
  78. حلیة المتقین صفحه 236.
  79. حلیة المتقین صفحه 237.
  80. حلیة المتقین صفحه 237.
  81. حلیة المتقین صفحه 237.
  82. حلیة المتقین صفحه 237.
  83. حلیة المتقین صفحه 237.
  84. حلیة المتقین صفحه ۲۳۸ الی 239.
  85. حلیة المتقین صفحه 242.
  86. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۱ صفحه 88.
  87. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۱ صفحه 148.
  88. انوارالبهیه ( شیخ عباس قمی ره ) صفحه 238.
  89. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۱ صفحه 151.
  90. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۱ صفحه 159.
  91. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۱ صفحه 227.
  92. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۲ صفحه 80.
  93. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۲ صفحه 83.
  94. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  95. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  96. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  97. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  98. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  99. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 5.
  100. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  101. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  102. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  103. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  104. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  105. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  106. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  107. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  108. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 6.
  109. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  110. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  111. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  112. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  113. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  114. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  115. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 7.
  116. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  117. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  118. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  119. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  120. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  121. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  122. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  123. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 8.
  124. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  125. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  126. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  127. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  128. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  129. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 9.
  130. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  131. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  132. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  133. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  134. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  135. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  136. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  137. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  138. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  139. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  140. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  141. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  142. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  143. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  144. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 10.
  145. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 12.
  146. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 12.
  147. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 12.
  148. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 17.
  149. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 18.
  150. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 20.
  151. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 20.
  152. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 105.
  153. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 106.
  154. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 106.
  155. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 107.
  156. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 108.
  157. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 218.
  158. بحارالانوار جلد ۱۶ جلد ۳ صفحه 231.
منبع: پایگاه اینترنتی احادیث - تاریخ برداشت: 95/03/19
بازگشت به جواب سلام