فرهنگ مصادیق:آیا خمس تنها به غنائم جنگی تعلّق دارد؟
محتویات
مقدمه
خمس بنا به گفته خداوند بزرگ در قرآن، تنها به غنایم جنگی تعلق دارد (همان گونه که اهل سنت به آن عمل میکنند) چرا شیعیان به چیزهای دیگر سرایت میدهند و خمس در آن موارد را نیز واجب میدانند ؟
پاسخ: در پاسخ به این پرسش سخن را از آیه خمس در قرآن آغاز مینماییم:
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[۱]
«و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده ايد و خدا بر هر چيزى تواناست»
خداوند بزرگ در این آیه مسلمانان را به پرداخت خمس در غنایم امر فرموده است. این جا پرسشی مطرح است و آن این است که آیا غنایم مختص به غنایم جنگی است، یا این که غنایم جنگی نوعی از غنایم است و به جز غنایم جنگی هر گونه در آمد را شامل میشود ؟
حال اگر گفته شود که آیه مذکور تنها حکم غنایم جنگی را بیان داشته است در این صورت برای وجوب خمس در سایر موارد بایداز سنت و روایات صحیح و معتبر اسلامی استفاده نمود چرا که هیچ منعی وجود ندارد که قسمتی از احکام را قرآن بیان کند و قسمت دیگر را سنت و روایات معتبر اسلامی بیان نماید.
کوتاه سخن این که: اگر گفتیم: این آیه تنها حکم خمس غنیمت جنگی را بیان داشته است، در این صورت وجوب خمس در دیگر موارد را باید از طریق روایات معتبر اسلامی بهره جست.
ولی اگر پذیرفتیم که واژه «غنیمت» شامل غنیمت جنگی و دیگر درآمدها و بهرههای مادی میشود ،در این صورت میگوییم: از خود آیه مذکور وجوب خمس در دیگر موارد را نیز استفاده میکنیم.
درباره این پرسش که آیا غنیمت چه معنایی دارد، منحصر به غنیمت جنگی است و یا هر گونه در آمد و بهره مادی را شامل میشود، باید به سراغ اهل لغت برویم و ببینیم که آنان در معنای واژه «غنیمت» چه مطالبی گفتهاند.
در کتابهای لغت غنیمت در اصل به معنای فایده و بهره است که بدون تلاش و کوشش عادی آن را به دست آورده باشد که غنیمت جنگی یکی از آن موارد است.
نظر مفسران
بسیاری از مفسران قرآن که در زمینه ایجاد آیه به بحث پرداختهاند با صراحت تمام اعتراف نمودند که غنیمت در اصل معنای وسیعی دارد که هم شامل غنیمت جنگی میشود و هم شامل دیگر بهرهها و غنیمتهای مادی.
«قرطبی» مفسر معروف اهل تسنن در تفسیر خود، ذیل این آیه چنین مینویسد: «غنیمت در لغت خیری است که فرد یا جماعتی با کوشش به دست میآورند. و بدان که اتفاق (علمای اهل سنت) بر این است که مراد و از غنیمت در آیه (اعلموا انما غنمتم...) اموالی است که با قهر و غلبه در جنگ به مردم میرسد، ولی باید توجه داشت که این قید همان طور که گفتیم در معنای لغوی آن وجود ندارد، ولی در عرف شرع، این قید وارد شده است.[۲]
«فخر رازی» در تفسیر خود مینویسد: «الغنم الفوز بالشی[۳]، غنیمت آن است که انسان به چیزی دست یابد.» و سپس مینویسد: «معنای شرعی غنیمت (به عقیده فقهای اهل سنت) همان غنائم جنگی است.»
رشید رضا در تفسیر «المنار» غنیمت را اعم از غنایم جنگی ذکر کرده است.
ایشان بعد از ذکر این معنا مینویسد که معنای آیه که اعم و وسیعتر از غنایم جنگی و غیر آن است به خاطر قید شرعی مقید به غنائم جنگی شد.[۴]
آلوسی در تفسیر «روح المعانی» نیز به مانند دیگران مینویسد که غنیمت در اصل به معنای هر گونه سود و منفعت است.[۵]
طبرسی در تفسیر مجمع البیان مینویسد:
«علمای شیعه معتقدند که خمس در هر گونه فایدهای که برای انسان فراهم میگردد، واجب است اعم از این که از طریق کسب و تجارت باشد، یا از طریق گنج و معدن و یا آن که از راه غواصی از دریا خارج کنند ،و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است، و میتوان از آیه بر این مدعی استدلال کرد، زیرا در «عرف لغت» به تمام اینها غنیمت گفته میشود.»[۶]
در تفسیر المیزان نیز با استناد به سخنان علمای لغت تصریح شده است که غنیمت به معنای هر گونه فایدهای است که از طریق تجارت یا کسب و کار و یا جنگ به دست انسان میافتد و مورد نزول آیه گرچه غنائم جنگی است ولی میدانیم که هیچ گاه مورد نزول، عمومیت مفهوم آیه را تخصیص نمیزند.[۷]
طریحی در «مجمع البحرین» درباره غنیمت ضمن ذکر آیه (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ)[۸] مینویسد: غنیمت در اصل همان فایده کسب شده است ولکن اصطلاحاً به معنای غنیمت جنگی به کار میرود حال چیزی که از کافر گرفته میشود اگر بدون جنگ باشد اصطلاحاً آن را فیء و اگر با جنگ باشد، غنیمت اطلاق میکنند.[۹]
واژه غنیمت در روایات اسلامی
اینک برای تأیید این گفتار نگاهی داریم به استعمال واژه غنیمت در روایات اسلامی.
در نهج البلاغه موارد زیادی، واژه غنیمت به همین معنای مذکور آمده است.
در یک جا آمده است:«اغتنم المهل» فرصتها و مهلتها را غنیمت بشمارید.[۱۰]
در مورد دیگر میفرماید: «من اخذها لحق و غنم» آن کس که به آیین خدا عمل کند، به سر منزل مقصود میرسد و بهره میبرد.[۱۱]
و در عهدنامه مالک اشتر میفرماید: «و لا تکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم» در برابر مردم هم چون حیوان درندهای مباش که خوردن آنان را غنیمت و در آمدی برای خود فرض کنی.»[۱۲]
و در نامهای به فرزند برومندش امام حسن (ع) مینویسد: «و اغتنم من استقر ضک فی حال غناک، هر کس که در حال بی نیازی و توانمندی تو، از تو قرضی بخواهد (به او قرض بده) و این را به غنیمت بشمار»[۱۳]
و در کلمات قصار میفرماید: «ان الله جعل الطاعه غنیمه الاکیاس» همانا خداوند اطاعت را غنیمت و بهره هوشمندان قرار داده است.[۱۴]
از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است که فرمود: «غنیمه مجالس الذکر الجنه» بهره مجالس یاد خدا خدا بهشت است.[۱۵]
و نیز از ان حضرت در وصف ماه رمضان آمده است: «هو غنم للمومن» ماه رمضان بهره مؤمن است.[۱۶]
در همه این موارد واژه غنیمت در معنای بهره و فایده به کار برده شده است، (نه غنیمت جنگی) افزون بر این اهل بیت پیامبر اکرم (ص) که بعد از پیامبر (ص) مفسر واقعی قرآنند، در فهم معنای آیه میفرمایند که غنیمت د راین آیه مذکور اعم از غنیمت جنگی است.[۱۷]
نتیجه بحث
از مجموع آن چه گفته شد چنین نتیجه میگیریم که: غنیمت معنای وسیعی دارد و هر گونه درآمد و سود و منفعتی را شامل میشود زیرا معنای لغوی این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنی بر تخصیص آن در دست نیست. بلکه اگر در آیه میآمد که «واعلموا انما غنمتم فی الحرب» در این صورت تنها غنیمت جنگی را شامل میشود ولیکن د رآیه قید «فی الحرب» وجود نداد.
تنها چیزی که جمعی از مفسران اهل سنت روی آن تکیه کردهاند، این است که آیات قبل و بعد در زمینه جهاد نازل شده است و همین موضوع قرینه میشود که آیات غنیمت نیز مربوط به غنیمت جنگی است.
در حالی که میدانیم شأن نزول و سیاق عمومیت آیه را تخصیص نمیزند.
و به عبارت روشن تر میگوییم: هیچ مانعی ندارد که مفهوم آیه یک معنای کلی و عمومی باشد و در عین حال مورد نزول آیه غنایم جنگی (که یکی از موارد این حکم کلی است) بوده باشد. این گونه احکام در قرآن و سنت فراوان است که حکم کلی باشد و مصداق آن جزئی.
مثلاً در آیه هفتم از سوره حشر آمده است: مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[۱۸]
هر چه پیامبر برای شما میآورد بگیرید و هرچه از آن نهی میکند خودداری کنید.
این آیه شریفه یک حکم کلی درباره لزوم پیروی از فرمانهای پیامبر (ص) را بیان میکند در حالی که مورد نزول آن اموالی است که از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان میافتد (و اصطلاحاًُ به آن فیء گفته میشود).
کوتاه سخن این که غنیمت د رمعنای لغوی و حقیقی خود اعم از غنایم جنگی است. گرچه مورد آیه مربوط به غنیمت درجنگ بدر است.
ولی مورد مخصص نیست اگر قایل به تخصیص مورد بشویم باید معنای آیه را در غنیمت جنگی در جنگ بدر منحصر کنیم. در حالی که این را هیچ یک از علما و مفسران نگفتهاند.[۱۹]
موارد وجوب خمس در نزد شیعه
شیعه به پیروی از رهنمودهای پیشوایان اسلام، پیامبر (ص) و عترت آن حضرت افزون بر غنیمت جنگی رد مواردی چند به وجوب خمس قایل است.
مانند «معادن، گنج، غوص» و ارباح مکاسب مازاد بر موونه سال.
موارد وجوب خمس در نزد اهل سنت
اهل سنت نیز به مانند شیعه در غیر از غنیمت جنگی، درمواردی چند به وجوب خمس مال معتقدند. لیکن در این مسئله در میان مذاهب چهارگانه اهل سنت، حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی تفاوت نظر وجود دارد. که اینک به طور فشرده آن را ذکر میکنیم.
در کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعه» د راین باره آمده است: د رمذهب ابوحنیفه، به جز غنیمت جنگی د رمعدن و رکاز نیز خمس واجب است.
حنیفه میگویند که معدن و رکاز به یک معنا است. رکاز در شرع اسلام مالی است که د رزیر زمین یافت شود خواه به صورت معدنی که خداوند این گونه آفریده و دست بشر در آن دخالتی نداشته است و یا این که به صورت گنجی باشد که کفار آن را دفن کرده باشند... معادن سه قسم است، در یک قسم خمس واجب است و نیز در گنج هم خمس واجب است و مصرفش هم مصرف خمس غنیمت است، که در آیه غنیمت بیان گردید.
مالکیه معتقدند که در گنج و معدن طلا و نقره، خمس واجب است و مصرف این خمس هم مانند مصرف خمس غنایم جنگی است.
حنابله میگویند که در رکاز یا گنج خمس واجب است.
شافعیه هم به وجوب خمس در رکاز (یا دفین الجاهلیه) معتقدند.[۲۰]
ابن قدامه نیز در مغنی نقل میکند که ابوحنیفه حکم داده است که در معادن خمس واجب است.[۲۱]
ابو یوسف قاضی در کتاب الخراج مینویسد:
آن چه که از معدن نصیب آدمی میشود، کم یا زیاد در آن خمس واجب است.
و نیز مینویسد: اگر کسی گنجی پیدا کرد خواه طلا باشد یا نقره و یا چیزهای دیگر در این هم خمس واجب است.
چهار پنج آن مال یابنده است و یک پنجم آن را به عنوان خمس باید رد کند و این به منزله غنیمت است.
و نیز مینویسد: د رآن چه که از دریا خارج میشود (به عنوان غواصی) در این هم خمس واجب است.
برخی از روایات خمس در منابع اهل سنت
در میان روایات خمس د رمنابع اهل سنت نمونههای متعددی وجود دارد که به مقتضای آن در مواردی به جز مورد غنیمت جنگی نیز خمس واجب است اینک به برخی از این روایات متذکر میشویم:
در مسند احمد بن حنبل از انس بن مالک نقل شده است که گفت:
«خرجنا مع رسول الله (ص) الی خیبر فدخل صاحب لنا الی خربه یقضی حاجته فتناول لبنه لیستطیب بها فانهارت علیه تبرا فاخذها فاتی بها النبی (ص) فاخبره بذلک قال زنها فوزنها فاذا مأتا درهم فقال النبی (ص) هذا رکاز و فیه الخمس»
ما با رسول خدا (ص) به سوی خیبر حرکت کردیم یکی از همراهان ما برای رفع حاجت به خرابهای رفت و برای طهارت یک خشتی برداشت و دید که زیر آن گنجی از طلا است، آن را برداشت و آورد نزد رسول خدا (ص) به دستور آن حضرت وزن شد و معلوم شد که حدود دویست درهم است، حضرت فرمود: این رکاز است و در آن خمس واجب است.[۲۲]
در سنن بیهقی از ابوهریره نقل شده است که پیامبر (ص) فرمود:
و فی الرکاز الخمس قیل و ما الرکاز یا رسول الله ؟ قال الذهب و الفضه الذی خلقه الله فی الارض یوم خلقت.
در رکاز خمس واجب است پرسیده شد یا رسول الله رکاز چیست ؟
فرمود: معادن طلا و نقره است که خداوند در زمین از روز نخست آفریده است.[۲۳]
در سنن ابن ماجه از ابن عباس:
قضی رسول الله (ص) فی الرکاز الخمس.
پیامبر (ص) در رکاز حکم کرد که باید خمس آن پرداخت شود.[۲۴]
د رمسنداحمد آمده است:
ان رجلا من مزینه سأل رسول الله مسائل جاء فیها: فالکنز نجده فی الخرب و الآرام ؟ فقال رسول الله (ص): فیه و فی الرکاز الخمس.
مردی از مزینه به نزد رسول خدا (ص) رسید و مسایلی چند از آن حضرت پرسید، پیامبر فرمود در این و در رکاز خمس واجب است.[۲۵]
در سنن بیهقی آمده است که در زمان علی (ع)شخصی گنجینهای پیدا کرد و خدمت امام (ع) آمد و حضرت فرمود: چهار پنجم آن مال تو است و یک پنجم آن مال ماست.[۲۶]
د رعقد الفرید آمده است که رسول خدا (ص) به وائل بن حجر نوشت:
و فی السیوب الخمس، در سیوب خمس واجب است ،[۲۷]
در معنای سیوب آمده است:
سیوب جمع سیب به معنای مالی که در دوره جاهلیت در زیر زمین دفن شده است. و نیز به معنای معدن است.
با توجه به آن چه که ذکر شد میگوییم: ـ معنای واژه غنیمت د رآیه چهل و یکم از سوره انفال منحصر به غنیمت جنگی نیست. اگر چه مورد نزول این آیه در باره غنیمت جنگی است. لیکن نمیتوان این حکم را به مورد نزول منحصر کرد. همان گونه که نمیتوان به غنیمت در جنگ بدر منحصر نمود. یعنی اگر به مورد نزول منحصر کنیم باید به غنیمت جنگی بدر منحصر نماییم که به عقیده تمامی علمای اسلام ،این معنا نادرست است.
امامان اهل سنت و جماعت خمس را در غیر از مورد غنیمت جنگی مثل خمس در معدن، رکاز، گنج و... به مانند شیعیان نیز فتوا دادهاند و آنان نیز همانند شیعیان وجوب خمس را به غنیمت جنگی منحصر نمیدانند که اقوال و مدارک این سخن گذشت. بنابراین شیعه و سنی به اتفاق میگویند که وجوب خمس تنها در مورد غنیمت جنگی نیست.
پانویس
- ↑ انفال، 41
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۴ ص 284
- ↑ تفسیر فخر رازی، ج ۱۵، ص 164
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱۰، ص 3
- ↑ تفسیر روح المعانی، ج ۱۰، ص 2
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص ۵۴۴543
- ↑ تفسیر المیزان، ج ۹، ص 99
- ↑ انفال، 41
- ↑ مجمع البحرین، ماده غنم، ج ۳، ص 333
- ↑ صبحی صالح، نهج البلاغه، ج ۷۶، ص 103
- ↑ همان، خ ۱۲۰، ص 176
- ↑ همان، نامه ۵۳، ص 427
- ↑ همان، نامه ۳۱، ص 398
- ↑ همان، کلمات قصار الحکم، ش ۳۳۱، ص 533
- ↑ مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص 177
- ↑ همان، ص 330
- ↑ وسایل الشیعه، ج ۸ کتاب الخمس، ابواب انفال، ب ۴ خ ۸، ص ۳۸۰ و 381
- ↑ سوره حشر؛ آیه 7
- ↑ اقتباس از تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۱۷۵ به بعد
- ↑ عبدالرحمان جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۱، ص ۶۱۲ تا 615
- ↑ ابن قدامه، مغنی، ج ۲، ص 580
- ↑ ابویوسف قاضی، الخراج، ص ۸۳، معالم المدرستین ،ج ۲، ص 118
- ↑ مسند احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۱۲۸، سنن بیهقی، ج ۴، ص 155
- ↑ سنن بیهقی، ج ۴، ص 152
- ↑ سنن ابن ماجد، ص ۸۹۳، مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص 314
- ↑ مسند احمد بن حنبل، ج ۲ ،۱۸۶، سنن ترمذی، ج ۱، ص 219
- ↑ سنن بیهقی، ج ۴، ص۱۵۶ و 157







