فرهنگ مصادیق:آداب تلاوت قرآن - دانشنامه اسلامی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
آداب تلاوت قرآن - دانشنامه اسلامی

مقدمه

در شریعت اسلام معمولا برای هر عملی آدابی بیان شده است تا با رعایت آنها مقصود و هدف از آن عمل بهتر تحقق یابد. تلاوت قرآن یکی از مواردی است که در قرآن و روایات برای آن آداب ویژه ای طرح شده است. آداب تلاوت قرآن را به صورت کلی می توان به آداب ظاهری و آداب باطنی تلاوت قرآن تقسیم نمود.

آداب ظاهری تلاوت قرآن

مسواک زدن پیامبر صلی الله علیه و آله بر آن دستور داده است؛[۱]
وضو و طهارت داشتن هنگام تلاوت قرآن؛[۲]
ج) پناه بردن به خداوند پیش از قرائت قرآن: قرآن کریم می فرماید: «وقتی قرآن می خوانی، از (شر) شیطان رانده شده به خداوند پناه ببر». (سوره نحل، 98)

د) قرائت از روی قرآن: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «قرائت قرآن از روی مصحف بهترین اعمال امت من است».[۳]
قرائت قرآن با صدای خوش: خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله فرمود: «هر چیزی زیوری دارد و زیور قرآن، صوت نیکو است».[۴]
تلاوت قرآن همراه با ترتیل؛ قرآن می فرماید: «وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا»؛ (سوره مزمل، ۴) قرآن را با دقت و تأنی بخوان.

آداب باطنی تلاوت قرآن

یادآوری عظمت کلام الهی

تذکر عظمت کلام و علو مرتبه آن و یادآوردن فضل و لطف الهی بر خلق که چنین کلامی را از عرش جلال، امر به نزول اجلال فرموده و آن را به فهم بندگان خود نزدیک ساخته و کلام خود را لباس حروف پوشانیده تا مخلوقان را طاقت شنیدن آن ها باشد.
اگر خداوند حقیقت جمال کمال کلام خود را به لباس حروف نمی پوشاند، نه عرش را توانایی شنیدن آن بود و نه ما تحت الثری؛ بلکه اجزایشان متلاشی می شد: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ»؛ اگر ما این قرآن را بر کوهی فرومی فرستادیم می دیدی آن را که ذلیل می شد و از هم شکافته می گردید. (سوره حشر/21)

یادآوری عظمت صاحب کلام

در وقت قرآن خواندن، متذکر تعظیم صاحب کلام گردد و یادآورد که آنچه می خواند کلام بشر نیست؛ بلکه کلام خداوند علام و خالق شمس و قمر است و بداند که در خواندن کلام او نهایت خطر است و همچنان که سزاوار نیست که بی طهارت دست بر جلد و ورق و کلمات آن مالند، همچنین بر زبان های ناپاک که به کلمات ناشایست متکلم می گردند، سزاوار نیست که آن را بخوانند و دل های آلوده به رذایل اخلاق را نشاید که به حول معانی آن بگردند.
باید در آن وقت، متذکر تعظیم کلام و متکلم باشد و اگر به جهت غفلت دل به تعظیم متکلم مستحضر نباشد، ساعتی قبل از تلاوت، در صفات و افعال الهی تفکر نماید و مستحضر گردد که این کلام کسی است که از ثرا تا به ثریا در قبضه قدرت او مسخر و اسیرند. برخی غریق فضل و رحمت او و بعضی گرفتار سخط و سطوت اویند و جمیع این ها را هیچ قدر نیست در نزد آن چه محسوس نیست از عوالم مجردات چون در این گونه تفکر کند، قلب او مستغرق عظمت الهی می گردد.

اندوه در هنگام تلاوت

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به راستی قرآن همراه با حزن نازل شده است؛ بنابراین هنگامی که قرآن می خوانید گریه کنید و اگر گریه نکردید، حالت گریه به خود بگیرید».[۵]

حضور قلب

یعنی افکار دنیوی و وساوس باطل را در وقت تلاوت قرآن ترک کند و اندیشه اش متمرکز در کلام الهی باشد.

تدبر در معانی

تدبر در معانی قرآن آن امری غیر از حضور قلب است. خدای تعالی می فرماید: «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا »؛ آیا تفکر و تدبر در معانی قرآن نمی کنند یا بر دل های ایشان قفلها زده اند؟! (سوره محمد/24)
و اگر نتواند تدبر کند، مگر این که آیه را مکرر کند، سزاوار است تکرار کند. به این سبب بسیار بوده است که اکابر دین آیات را تکرار می کرده اند. بسا بوده که در یک آیه، مدتی توقف می کرده اند.[۶]

توجه به حقیقت معنا

قاری قرآن تنها به تدبر در فهم معنی ظاهر اکتفا نکند؛ بلکه سعی کند تا حقیقت معنی بر او روشن شود. پس چون به آیه ای رسد که مشتمل بر صفات الهی است، مثل: «وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » یعنی: او شنوا و بیناست. سوره شوری/۱۱ یا مثل: «هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ »؛ اوست خدای یکتایی که غیر او خدایی نیست سلطان مقتدر عالم، پاک از هر نقص و آلایش، منزه از هر عیب و ناشایست، ایمنیبخش، نگهبان جهان و جهانیان، غالب و قاهر با جبروت و بزرگوار منزه و پاک از هر چه بر او شریک پندارند. سوره حشر/۲۳. در معانی این اسماء و صفات نیکو تأمل کند تا شاید که اسرار آن ها بر او منکشف گردد.
و چون به آیاتی رسد که ذکر افعال الهی در آن ها شده مانند خلقت آسمان ها، زمین ها، ملائکه، ستارگان، کوه ها، حیوانات، نباتات، ابر، باد، باران و غیر این ها، پس عظمت و جلال الهی را یادآورد و در هر فعلی، فاعل آن را ملاحظه کند.
و چون به آیه ای رسد که مشتمل بر وصف بهشت یا دوزخ یا غیر این ها از احوال آخرت است، متذکر این گردد که آنچه در این عالم است از نعمت ها و بلاها در پیش نعمت و بلای آخرت قدر محسوسی ندارد. پس از آن، به عظمت خدا پی برد و در دل از غیر او منقطع شود تا خداوند او را از عقوبات آن عالم نجات بخشد و به نعیم و لذات آن برساند.
و چون به احوال انبیاء و آن چه برایشان وارد شده از ایذای امت و قتل و ضرب ایشان رسد، متذکر بی نیازی و استغنای الهی گردد و رهنمون به این نکته گردد که اگر همه ایشان با امت هایشان هلاک می شدند، به قدر ذره ای در ملک او اثری ظاهر نمی شد و چون به آیه ای رسد که بیان نصرت و یاری اهل حق در آن است، متذکر قدرت الهی و علو حق او گردد و همچنین در جمیع آیات وعده و وعید و امر و نهی.[۷]

رفع موانع فهم قرآن

تلاوتکننده قرآن خود را از آن چه مانع فهم معانی قرآن است، نگاه دارد و آن موانع چند امر است که به چند نمونه اشاره می شود: یکی جمود بر تفسیر ظاهر قرآن است. دیگری صرف همت و ذهن و فهم خود در تحقیق حروف و مخارج آن و سایر اموری که متداول میان قاریان است؛ زیرا همه تأمل را مقصور بر این کردن، مانع از فهمیدن معانی آن است. مانع سوم، اصرار بر گناهان ظاهری و باطنی و پیروی از شهوات است که باعث تاریکی دل و محرومی از کشف اسرار حقایق و تابیدن انوار معارف حقه است.[۸]

توجه به خطاب خداوند

قاری هر خطابی که در قرآن ملاحظه کند، باید چنان تصور کند که مقصود از آن خطاب اوست و هر قصه از قصص انبیاء را مشاهده نماید، جزم کند که مقصود از آن، عبرت گرفتن اوست. نه محض قصهخوانی و حکایات؛ زیرا که جمیع قرآن، هدایت و ارشاد و رحمت و شفا و موعظه و نور و راهنمایی عالمیان است.

تأثیرپذیری دل

یکی دیگر از آداب باطنی آن است که دل خواننده قرآن متأثر شود به آثار آیات مختلفه پس در هنگام تلاوت قرآن، به حسب هر آیه حالات متفاوت برای او حاصل می شود؛ خوف، حزن، شادی، بهجت، بیم، امید، دلتنگی و گشادگی.
چون به آیه ای رسد که مشتمل بر تهدید و وعید است، دل او مضطرب و از خوف مرتعش شود و صیحه زند که گویا از شدت بیم، قالب تهی می کند. یا چون به آیه ای رسد که دلالت بر وسعت رحمت و وعده مغفرت کند، شاد و فرحناک گردد و هرگاه به وصف بهشت رسد، اثر شوق به آن در دل او ظاهر شود و چون به شرح دوزخ رسد، علامات خوف در او پیدا گردد و چون به ذکر صفات جلال و جمال و اسمای خداوند متعال رسد، فروتنی کند و به یاد عظمت و کبریای او افتد و امثال این ها.
مقصود کلی از تلاوت قرآن، حصول همین حالات است که در دل پدید آید و عمل به آن لازم است و الا فقط جنبانیدن زبان، امر سهلی است.[۹]

رشد و تعالی روحی

از آداب تلاوت آن است که در تلاوت قرآن، حال او در ترقی باشد؛ زیرا درجات تلاوتکنندگان که از غافلین نیستند و از مرتبه غفلت بیرون آمده اند، سه گونه است:
مرتبه اول: که پست تر است، آن است که خود را چنان تصور کند که در حضور پروردگار ایستاده و قرآن می خواند و خدای تعالی به او نظر می کند و کلام او را می شنود و در این وقت، حال او تملق و سؤال و تضرع و ابتهال است.
مرتبه دوم: چنان در قلب خود مشاهده نماید که گویا خداوند عظیم به لطف و کرم خود به او خطاب می کند و سخن می گوید و امر و نهی می کند و مقام او در این وقت، مقام هیبت و حیا و گوش دادن و شنیدن است.
مرتبه سوم: مطلقاً ملتفت خود و تلاوت خود نباشد؛ بلکه همه همت او مقصور بر صاحب کلام باشد و فکر او منحصر در او باشد؛ به نحوی که گویا مستغرق مشاهده جمال او است و او را پروای غیر او نیست. و این درجه «مقربین» و «صدیقین» است. و پیش از این دو درجه، درجه «اصحاب یمین» است و غیر اینها درجات غافلین است.
حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و روحیفداه اشاره به مرتبه سیم فرموده است: الذی تجلی لعباده فی کتابه بل فی کل شئ و اراهم نفسه فی خطابه بل فی کل نور و فیء؛ برای بندگان خود در کتاب خود تجلی کرد؛ بلکه در هر چیزی، و نمود خود را به ایشان در خطاب خود؛ بلکه در هر نور و سایه.[۱۰]
مروی است که: به حضرت امام صادق علیهالسلام در نماز حالتی روی داد که بیهوش بر زمین افتاد، و چون به هوش آمد، از سبب آن پرسیدند. فرمود: آیه را مکرر کردم بر دل خود تا گویا آن را از صاحب کلام شنیدم و چشمم را طاقت معاینه قدرت او نماند».[۱۱]

خود را از گناهکاران بشمارد

از حول و قوه خود بری شود و چشم رضا و خوبی خود را نبیند. پس هرگاه به آیه ای رسد که مشتمل بر وعد و مدح نیکان باشد، خود را از زمره ایشان نبیند و از اهل آن وعده نشمارد؛ بلکه اهل صدق و یقین را از اهل آن وعده شمارد و شوق نماید که خدا او را به ایشان محلق سازد. چون به آیه ای رسد که مشتمل بر مذمت گناهکاران و مقصرین باشد، خود را به نظر درآورد و چنان تصور نماید که خود مخاطب به این آیه است.
حضرت امیرالمومنین علیهالسلام به این نکته اشاره فرموده است که در وصف متقین می فرماید که: «چون به آیه ای رسیدند که مشتمل است بر تهدید و تخویف، گوش های دل خود را بر آن می دارند و چنان پندارند که صدای فریاد غریدن جهنم به گوش های ایشان می رسد».[۱۲]

تلاوت با حالت خشوع

قرآن می فرماید: «آیا وقت آن نرسیده است که دل های مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده، خاشع گردد؟». (سوره حدید، 16)
و از حضرت امام صادق علیهالسلام مروی است که: «قاری قرآن، محتاج به سه چیز است: دلی خاشع، و بدنی فارغ و مکانی خلوت؛ زیرا هرگاه دل او خاشع باشد شیطان از او می گریزد. چون بدن او از مشاغل فارغ باشد، دل او متوجه قرآن خواندن می شود و عارضه ای عارضش نمی شود که او را از نور قرآن و فواید آن محروم سازد. چون در مکان خلوتی باشد و از خلق کناره گرفته باشد، باطن او با خدا انس می گیرد و حلاوت خطاب های الهی را که با بندگان صالح خود کرده، می یابد و لطف او را به ایشان می داند و چون از این مشرب جامی نوشید. هیچ حالی را بر این اختیار نمی کند و هیچ وقتی را از این خوشتر نمی دارد؛ زیرا در آن وقت بی واسطه در مناجات با پروردگار است».[۱۳]

پانویس

  1. بحارالانوار، ج 89، ص 213.
  2. ر.ک: بحارالانوار، ج 89، ص 210، حدیث 2.
  3. بحارالانوار، ج 89، ص 202.
  4. کافی، ج 2، ص 615.
  5. جامع الاخبار، ص 57. بحارالانوار، ج92، ص210 و 216.
  6. جامع السعادات، ج 3، ص 372 و 372
  7. جامع السعادات، ج 3، ص 372 و 373
  8. جامع السعادات، ج 3، ص 374.
  9. جامع السعادات، ج 3، ص 375.
  10. جامع السعادات، ج 3، ص 377.
  11. محجه البیضاء، ج 2، ص 248؛ احیاء العلوم، ج 1، ص 259.
  12. نهجالبلاغه فیضالاسلام، خطبه 184، ص 613.
  13. مصباح الشریعه، باب 14، ص 97-100.
منبع: دانشنامه اسلامی - تاریخ برداشت : ۹۵/۳/۳۱
بازگشت به تلاوت قرآن