عوامل و موانع مؤثر بر تأثیرگذاری دروس معارف اسلامی(۱۱)
نویسنده: اکبر فرحزادی
اشاره
در شمارههای گذشته با ۲۱ مورد از عوامل و موانع مؤثر بر تأثیرگذاری دروس معارف اسلامی آشنا شدیم. در این شماره با یک عامل دیگر که از اهمیت بسزایی برخوردار است آشنا خواهیم شد.
معارف22 ـ فریضة امر به معروف و نهی از منکر یکی از پدیدههای پیش روی اساتید محترم معارف، مواجهه با ناهنجاریها، ناآرامیها و منکرات احتمالی از سوی متعلمین و مخاطبین است. بدیهی است هر استادی در طول تدریس خود با مواردی اینچنین مواجه بوده، مواردی که برخورد با آنها ظرافتها و آگاهیهای خاص خود را میطلبد.
بی تردید برخورد صحیح و آگاهانه با این موارد، خود هنری لازم و مهم است که بدون آن، استاد به مثابة «رزمندهای فاقد سلاح و یاحتی فاقد زره!» است.
متأسفانه گاه شنیده میشود که استادان محترم در مواجهه با این موارد به علت فقدان تخصصهای مذکور، گرفتار افراطها و تفریطهایی میشوند که گاه خسارتهای جبران ناپذیری از خود برجای میگذارد.
اگرچه فریضة امر به معروف و نهی از منکر، از مترقیترین و ضروریترین آموزههای اسلام است، اما به همان میزان از حساسیتهای فراوانی نیز برخوردار است. از آنجا که هدف از انجام این فریضه، معنوی سازی محیط و نیز تربیت انسان است. (حال از طریق هدایت مستقیم یا غیر مستقیم ـ از طریق زمینه سازی و فراهم ساختن بسترهای لازم اجتماعی برای شکوفایی او ـ با از«بین بردن موانع» و نیز «ایجاد عوامل مؤثر») باید هنگام ادای این تکلیف به نکات فراوانی توجه داشت که در ذیل به برخی از این نکات اشاره میشود:
الف
جوانِ خاطی لزوماً از روی عناد و بغض مرتکب خطا نمیشود، چه بسا جهالت، غفلت، فشارهای اقتصادی، روانی، جنسی و... موجود در زندگی از عوامل مؤثر بر او و موجب بروز این رفتارها از سوی او باشد. از این رو توجه به این نکته بسیار ضروری است و بی توجهی به آن موجب بروز خسارتهای روحی، ایمانی و... فراوانی در متعلم خواهد شد. برای رفع این معضل پی شنهاد میشود:
۱ـ ضروری است آمر به معروف و ناهی از منکر «نگاه» خود را اصلاح نماید؛ به این معنا که شخص خاطی را مانند عزیزترین کسانِ خود ـ مثلاً فرزند ـ دانسته و نگاه مهربانانة خود به فرزند خاطی خویش را به اینجا نیز تسرّی داده و هنگام جلوگیری از منکر دائماً به این نکته توجه نماید.
۲ـ دائماً به خود متذکر شده و القا نماید که «قصد، اصلاح است نه تخریب»، «او مانند فرزند خودم میباشد»، «او بندهای از بندگان خداست که گرفتار خطا شده و این اتفاق برای هر کسی ممکن است رخ بدهد»، «خداوند، خودش نیز بندگان خطاکارش را در بسیاری از موارد میبخشد و بر آنها سخت نمیگیرد»، «من نیز گاه مرتکب خطاهایی میشوم پس نباید انتظار داشت که دیگران هیچ خطایی نکنند»، «شاید من نیز در سنین جوانی از این خطاها کرده باشم»، «هدف او از این ناآرامیها و شلوغ کاریها در سرکلاس آزار و اذیت نیست، بلکه صرفاً میخواهد خوش باشد و یا در مقابل دیگران ابراز وجود کند» و...
ب
نباید فراموش کرد که در ادای فریضة نهی از منکر هدف، «تشفّی و خنک نمودن دل» نیست؛ هدف، «انتقام گرفتن و مجازات» نیست؛ هدف، «حال گیری و ضایع ساختن» نیست؛ هدف «نشان دادن توان و برتری خود» نیست؛ بلکه هدف، نجات یک انسان و یاری رساندن به نبی اکرم(ص) در «دستگیری و هدایت امّت» است؛ خداوند در رابطه با عمق و عظمت عطش پیامبر اسلام(ص) برای هدایت امت میفرماید: «عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»[۱] هر رنج که شما میبرید برای پیامبر گران میآید و سخت هواخواه شماست و به مؤمنان رئوف و مهربان است. به هر حال هدف، نجات انسانی است که به خاطر او همة انبیا و اوصیا (ع) از راحتی خود گذشتند.
ج
اینکه در سیاق آیات و روایات «نهی از منکر» پس از «امر به معروف» قرار گرفته شاید گویای این نکته باشد که تا روشنگری در زمینه «معروف» به نحو شایسته صورت نگرفته، نوبت به «نهی از منکر» نمیرسد و شاید گویای این نکته باشد که گاه، «معرفی صحیح معروف» و سپس، «امر به آن» خود موجب «رفع منکرات» گشته و نوبت به نهی از منکر نمیرسد.
چنانکه ذکر شد، بسیاری از منکرات و خطاها ناشی از انواع جهالت است و «جهالت» به منزلة «علت» و «منکر» به منزلة «معلول» آن است. از این رو اگر علت مرتفع گردد، بی تردید معلول نیز مرتفع خواهد شد.
البته این نکته در خصوص منکراتی است که جهالت، علت بروز آنهاست وگرنه در مورد دیگر منکرات به تناسب نوع علتهای آنها باید نسبت به معدوم نمودن علت آنها اقدام نمود.
با توجه به مطالب مذکور پیشنهاد میشود:
استادان محترم پیش از هرگونه تذکر و نهی مستقیم، نسبت به روشنگری و آگاه ساختن فراگیران نسبت به زوایای پنهان و آثار مخرب منکرات، اقدام نمایند و فریضة نهی از منکر را در ضمن یک «فرایند تدریجی» و با «سعه صدر» پی گیری نمایند.
البته در خصوص خطاهای دفعی که گاه از سوی دانشجویی رخ میدهد، روشهای برخورد متفاوت بوده و اقدامات دیگری را میطلبد که انشاء الله به آن پرداخته خواهد شد.
د
نباید فراموش شود که روشهای نهی از منکر به تناسب تنوع مخاطبان و... متغیر است و غیر از موارد خاص، نمیتوان نسخة واحدی برای تمامی انسانها معرفی نمود. از آنجا که «علتهای بروز منکرات» مختلف است روشهای برخورد با آنها نیز متفاوت است. از این رو باید با بهره گیری از روایات و نیز تجربیات دیگران در خصوص موارد پیش آمده، بهترین روش را برگزید. چنانکه نبی مکرم اسلام(ص) فرمود: «مَن عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلمٍ کانَ ما یُفسِدُ اَکثَرَ مما یُصلِحُ[۲]؛ هرکه ناآگاهانه اقدام به عملی نماید آنچه را ضایع ساخته و تباه میسازد بیشتر از آن چیزی است که اصلاح نموده و آباد میسازد».
به همین دلیل سفارش میشود هنگام مواجهه با خطای دانشجو و پیش از هرگونه اقدام، روش مورد نظر خویش را کاملاً کالبدشکافی نموده و جوانب آن را بررسی نمایی م و در صورتی که احساس نمودیم روش برخورد با مشکل موجود را کاملاً نمیدانیم، «عطایش را به لقایش بخشیده» و از هرگونه اقدام خودداری نماییم؛ زی را از آنجا که یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر آشنایی با روشهای صحیح مواجه با آن است، در این صورت تارک این فریضه محسوب نمیشویم و تنها وظیفهای که بر گردن داریم، افزایش آگاهیهای خود برای آینده خواهد بود. گاه اقدام نکردن بهتر، پرفایده تر و کم خسارت تر از اقدام نمودن است.
امام علی (ع) میفرماید: «تَلافی کَ ما فَرَطَ مِن صَمتِکَ ایسَرُ مِن اِدراکِکَ ما فاتَ مِن مَنطِقِکَ؛[۳] جبران آنچه را که در اثر سکوت از دست دادهای؛ آسان تر از تحصی ل آن چی زی است که به خاطر سخن گفتن از دست دادهای.»
ژان ژاک روسو نی ز در اهمیت مطلب قبل میگوی د: «اگر میتوانستی م هی چ اقدامی نکنی م چقدر به تربی ت فرزندانمان کمک میکردی م!»[۴]
هـ
از آنجا که بیشترین خطاهای متعلمین مربوط به زمانی است که در کلاس درس قرار دارند و نیز با توجه به اینکه یکی از مهمترین شرایط نهی از منکر، این است که آبرو و شخصیت افراد کاملاً حفظ شود و همچنین از آن جهت که بنابر روایات، تذکر به فرد در میان جمع، به جای سازندگی دارای آثار تخریبی است. پیشنهاد میشود: کلیه تذکرات در سرکلاس به شکل عمومی ارائه شود.
و
به لحاظ روانی، ثابت شده است که اگر انسان تمام آنچه را که در اختیار دارد، در معرض قرار دهد و همة توان خود را معرفی کند؛ در واقع خود را خلع سلاح نموده است و به مخاطب اجازه داده تا با شناخت دقی ق توان و مقدورات او، خود را برای اقدامات بعدی ـ و از نوع دیگر ـ آماده سازد، ولی در صورت مبهم گذاشتن توان و استعدادهای خویش، مخاطب را در هراس و اضطراب قرار داده و فرصت هرگونه اقدام دیگری را از او سلب میکند.
نمونة بارز این امر در مسایل مربوط به امور نظامی کشورهاست که بر اساس آن هر کشوری سعی دارد پیشرفتهای نظامی و گاه صنعتی خویش را محرمانه فرض نموده و از ارائه اطلاعات کامل در این خصوص اجتناب ورزد و تنها در صورت لزوم و به منظور پیش گیری، بخشی از این توانمندیها را عرضه نماید.
تطبیق این مطلب با بحث مورد نظر ما این است: یک استاد آگاه نباید تمامی ترفندها و روشهای برخوردی خود با متخلفین را بروز داده و معرفی نماید، بلکه باید به گونهای رفتار کند که مخاطب گمان برد او از توان بالایی برای مواجهه با متخلف برخوردار است.
ز
درصورت لزوم، برای تنّبه خاطی بهترین روش آن است که به او گفته شود: «بعد از کلاس بمانید با شما کار دارم» و یا «در ساعت فلان به دفتر اساتید بیایید تا...» و بدین گونه هم اضطرابی در دل او انداخته و هم دیگران را در حالت بی اطلاعی از «نوع برخورد» با او قرار دهیم و هنگامی که او مراجعه نمود، ابتدا به شکل کاملاً صمیمانه ـ در عین صلابت ـ او را به اصلاح خویش دعوت نموده و در ضمن ابراز محبت، به او بفهمانیم که «برخورد با او امری ساده و امکان پذیر است و در این گیر و دار تنها کسی که ضرر میکند اوست و بقیّه فقط سود! میبرند پس عاقلانه نیست که او خود را فدای لذت جویی و خوشی دیگران نماید».
البته این بیشتر در مورد دانشجویی است که با رفتارهای شلوغ و ناآرام خود قصد شاد کردن دیگران در کلاس و یا مطرح ساختن خود را داشته است، اما در مورد دانشجویان دیگر که خطاهای دیگری مرتکب میشوند نیز به حسب مورد و نوع خطا و منکر، برخوردها باید تعریف شده و از قبل مهیا گردند.
ی ادآور میشود: «محبت ورزی» در همه حال، اولین اقدام خواهد بود؛ زی را چنانچه در احادیث نیز آمده است: «الانسانُ عَبیدُ الاحسانِ» و «بِالاِحسانِ تَملِکُ القُلوبَ».[۵]
فراموش نشود: چنانکه ذکر شد در نهی از منکر، قصد «سازندگی و هدایت» است نه «تخریب و انتقام» و در هر صورت، برخورد صریح و مستقیم، خصوصاً در کلاس به هیچ وجه سفارش نمیشود و از آنجا که تبعات آن قابل پیش بینی نیست اجتناب از آن جداً توصیه میشود. یادآور میشود: «گاه یک برخورد کوچک میتواند به منزلة «جرقهای در انبار بنزین» باشدکه بروز بحرانهای کوچک و بزرگ ناخواسته را در پی داشته باشد».
ح
نکتة دیگری که در خصوص نهی از منکر توجه به آن ضروری است این است که در مواجهه با مخاطبینی که «روحیه تعبّد و سرسپردگی در برابر آموزههای دین» در آنها قوی نیست و بیشتر در پی استدلالهای عقل پسند میباشند، صرفاً بیان چند آموزة دینی کافی نبوده و پیش از آن باید از استدلالهای قوی، متنوع، ملموس و عینی و نیز غیرقابل انکار بهره گیری نمود. برای مثال، در خصوص حجاب و معضل بدحجابی و یا روابط آزاد و بی قید با جنس مخالف، ذکر آثار مخرّب و مفاسد فردی و اجتماعی این پدیدهها خصوصاً اگر قرین با آمار و ارقام دقیق باشد؛ بسیار کارآتر و تأثیرگذارتر از بیان چند جملة تکراری ـ و البته زیبا ـ است.
ط
نکتة دیگر آنکه «تذکر فردی» به دانشجوی خاطی مبنی بر رعایت پوشش و درست کردن روسری و... اگرچه در موارد دیگر ـ غیر از محیط کلاس ـ میتواند تذکری مفید باشد؛ خصوصاً اگر این تذکر از سوی افراد مختلف و آحاد مؤمنین تکرار شود، ولی در محیط کلاس قطعاً فایده بخش نخواهد بود؛ زیرا «اصلاح موقت و آنی» یک اشتباه تنها به منزلة «مُسکّنی» کم اثر خواهد بود و «درمان اصلی» را در پی نخواهد داشت؛ اما «اصلاح ریشهای و پایدار» یک معضل از طریق «روشن گری و معرفت افزایی» بسیار مهم و تأثیرگذار خواهد بود.
البته این سخن به آن معنی نیست که تا زمان حصول معرفتهای لازم، هیچگونه اقدام فعلی و موقت نیز نکنیم، بلکه غرض آن است که در ضمن این اقدامات موقت باید تمام توجه خود را به «سازندگی پایدار و ریشهای» معطوف بداریم و البته این اقدامات موقت نیز خود، از آداب و روشهای ویژهای برخوردار است که در صورت عدم آگاهی نباید به آن مبادرت ورزید.
یادآور میشود: یکی از آفات تذکرات مستقیم و فردی، خصوصاً در میان جمع، رانده شدن دانشجوی خاطی و بلکه دانشجویان دیگر از استاد خویش است.
ایجاد «بدبینی» و «نگاه منفی» نسبت به استاد، نتیجة اقدامات مذکور است و بی تردید از آنجا که برای «پاشیدن بذر» وجود «زمین مناسب» ضروری است، برای تأثیرگذاشتن کلام منطقی و نافذ نیز وجود «زمینة مناسب» که همان «آمادگی دانشجو برای استماع سخنان استاد» و «پذی رش او از سوی دانشجوی ان» است، ضروری خواهد بود.
ادامه دارد...







