عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی
محتویات
مقاله
این نَصّ فرمایش خود امام علیه السلام است که هنگام خروج از مدینه به محمد بن حنفیه این وصیتنامه را نوشتند:
«هذا ما اوصی به الحسین بن علی اخاه محمدا المعروف بابن الحنفیة،.. انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انّما خرجت لطلب الاصلاح فی اُمّة جدی، ارید ان آمُرَ بالمعروف و اَنهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب علیه السلام »[۱]
در اینجا دیگر مسئله بیعت و دعوت اهل کوفه وجود ندارد؛ یعنی اگر از من بیعت هم نخواهند، ساکت نخواهم نشست. بنابراین، این عامل را امام حسین علیه السلام یک اصل مستقل و یک عامل اساسی ذکر کرده است.
ارزیابی عوامل یاد شده
در میان عوامل مزبور، دعوت مردم کوفه، ارزش بسیار ساده و عادی دارد. احتمال موفقیت آن حدود پنجاه درصد و یا کمتر است، که اگر شمار لشکر دشمن بیشتر باشد احتمال موفقیت کمتر خواهد بود.
و اما بیعت، ارزش آن نسبت به دعوت بیشتر است، چون نصرت و یاری مردم در کار نبود و ایشان از پذیرش بیعت امتناع فرمود. از این نظر که امام در چنین حالتی به تنهایی و بشخصه در مقابل تقاضای نامشروع یک قدرت بسیار جبار ایستاده است، بدون انصار و اعوان، و مقاومت هم صددرصد خطرناک است، دارای ارزش است.
اما امر به معروف و نهی از منکر، ارزش بسیار بالایی دارد؛ زیرا نه متکی به دعوت است و نه تقاضای بیعت.
اگر فقط عامل اول مؤثر بود، چنانچه امام را دعوت نمیکردند امام قیام نمیکرد. اگر عامل دوم فقط مؤثر بود، چنانچه حکومت بیعت نمیخواست، امام قیام نمیکرد، اما به موجب عامل سوم، امام حسین علیه السلام یک فرد معترض، منتقد، مثبت، انقلابی و قیام کننده است.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
از آنجا که این عامل ارزش نهضت امام حسین علیه السلام را بسیار بالا میبرد، باید این اصل مهم را بشناسیم که چگونه این اصل آن قدر اهمیت دارد که شخصیتی مثل امام حسین علیه السلام را وادار میکند تا جانش را فدا کند. حسین بن علی علیهماالسلام در راه امر به معروف و نهی از منکر، یعنی در راه اساسیترین اصلی که ضامن بقای اجتماع اسلامی است، کشته شد؛ اصلی که اگر نباشد جامعه متلاشی شده، از میان میرود. آیات قرآن در این زمینه زیاد است و از جوامع گذشته که یاد میکند، میگوید اینها متلاشی و هلاک شدند؛ زیرا در آنها نیروی اصلاح و امر به معروف و نهی از منکر نبود. اما برخی از شرایط آن:
یکی این است که آمر به معروف و ناهی از منکر (یعنی مصلح جامعه بشری) اول باید خود صالح باشد تا بتواند اصلاح کند: «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعونَ الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهونَ عن المنکر»(توبه / ۱۱۲).
آمر به معروف و ناهی از منکر یعنی مصلح. مگر ناصالح میتواند مصلح باشد؟ آنان که اول خود را اصلاح کرده و تربیت و تأدیب نموده اند میتوانند مصلح باشند. علی علیه السلام میفرمایند:
«مَنْ نصب نفسه للنّاس اِماما فَعَلیه اَنْ یَبْدأَ بتعلیم نَفْسِه قَبْلَ تعلیم غیره وَ مُعَلِّم نَفْسِهِ و مؤدّبها اَحقُّ بالاجلال مِنْ مُعَلّم الناسِ و مؤدّبهم»[۲].
اگر آمرین به معروف و ناهین از منکر خود آلوده باشند، به جایی نخواهند رسید.
علی علیه السلام میفرماید:
«لَعَن اللّه ُ الآمرین بالمعروف التارکین له و الناهین عن المنکر العاملین به»[۳].
دوم رشد، آگاهی و بصیرت است. باید معروف و منکر را بشناسیم، چگونگی امر و نهی را بدانیم. ائمه فرمودهاند؛ بهتر است جاهل، امر به معروف و نهی از منکر نکند؛ زیرا: «... ما یفسده اکثر ممّا یصلحه»[۴]. وظیفه جاهل ابتدا تحقیق و کاوش کردن است تا روشن بین بشوند و لذا یکی از ارزشهای نهضت حسینی روشن بینی است.
مراتب و مراحل امر به معروف و نهی از منکر
الف) هجر و اعراض، به شرطی که اثر مثبت داشته باشد.
ب) زبانی. پند، نصیحت و ارشاد، چون گاه به خاطر جهل و نادانی و تبلیغات نادرست مرتکب منکری میشود و نیاز به راهنما و مربی برای آگاه سازی دارد.
ج) مرحله عمل. البته عملها هم مختلف است. علی علیه السلام در مورد پیامبر میفرمایند: «طبیبٌ دَوّارٌ بطبّه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه»[۵].
او طبیب بود. نهی از منکر هم شبیه به طبابت است؛ هم مرهم مینهند و هم جراحی میکنند. عمل پیامبر اول لطف و مهربانی بود، و اگر مهربانی سودی نداشت جراحی میکرد. همان گونه که امر به معروف و نهی از منکر ارزش نهضت امام حسین علیه السلام را بالا برد، نهضت امام حسین علیه السلام هم ارزش امر به معروف و نهی از منکر را در جهان اسلام بالا برد. امام حسین علیه السلام ثابت کرد که به خاطر امر به معروف و نهی از منکر میتوان جان و مال و عزیزان را داد. امر به معروف و نهی از منکر مشروط به عدم مفسده است نه ضرر شخصی و امام حسین علیه السلام به این اصل عمل کرد. فرمایشات آن حضرت در این باره بسیار واضح و روشن است[۶].
هنگامی که اوضاع صددرصد مأیوس کننده است، در مرز عراق در مقابل لشکر حرّ میفرماید:
«ایّها الناس من رأی سلطانا جائرا مستحلاً لحرام اللّه ناکثا لعهد اللّه مستأثرا لفیء اللّه ، متعدّیا لحدود اللّه فلم یُغیّر علیه بقولٍ و لا فعلٍ، کان حقّا علی اللّه ان یدخله مدخله. الا و اِنّ هولاء القوم قد احلّوا حرام اللّه و حرّموا حلاله و استأثروا فیءاللّه».
بنابراین هر کس در این شرایط ساکت بماند مانند آنهاست، آن گاه ایشان فرمان الهی را بر خود تطبیق داده و میفرماید:«و انا احقّ من غیره»[۷].
در نهضت حسینی عملاً امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفته است. وجود مقدس امام حسین علیهالسلام در این نهضت عملاً یک آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از او بیشتر بعد از شهادتش، اهل بیت بزرگوار آن حضرت بعد از عاشورا به عنوان یک گروه امر به معروف و نهی از منکر شروع به فعالیت کرده و آنها دنبال هدف حسین علیه السلام بودند...»[۸]







