عدم مفسده ادله حرمت بدعت و لزوم مقابله با آن حتی مع الضرر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
عدم مفسده ادله حرمت بدعت و لزوم مقابله با آن حتی مع الضرر

لزوم نهی از بدعت حتی با ضرر

ادامه بیان ادله ی حرمت بدعت و لزوم جلوگیری از بدعت حتی مع الضرر:

5. مرحوم کلینی (ره) عن ابی علی اشعری عن محمد بن عبدالجبار عن عبدالرحمن ابی نجران عن عمربن یزید عن ای عبدالله (ع) قال: «لاتصحبوا اهل البدع ولاتجالسوه فتصیروا عند الناس کواحد منهم قال رسول الله (ص) المرء علی دین خلیله و قرینه[۱] «حضرت فرمودند رفاقت بابدعت گذاران نداشته باشید و با آنان نشست و برخواست نکنید که در پیش مردم یکی از انها بشمار میآیید و سول خدا فرموده انسان به دین رفیق وهمراهش است.

«من قعد عند سباب لاولیاء الله فقد عصی الله[۲] «هرکسی که بنشیند نزد کسی که به اولیاء اهانت می کند این شخص معصیت کار است، اولیاء الله مصداق اعلی او انبیاء وائمه است ولی منحصر نیست وشامل فقها واصحاب ائمه ومومنین می شود.

عن ابی حمزه ثمالی عن امام السجاد فی حدیث طویل: «ایاکم وصحبه العاصین ومعونه الظالمین ومجاوره الفاسقین احذروا فتنتهم وتباعدوا من ساحتهم [۳] «ازمصاحبت و رفاقت با گناه کاران و کمک ظالمام وهمسایگی فاسقان بترسید و بپرهیزید.

امام أَنْصادقیَجْلِسلَا(عیَنْب): لِلْمُؤْمِنِ «غِی مَجْلِساً یُعْصَیلَا اللﱠهُیَقْدِرُفِیهِعَلَیوَ تَغْیِیرِهِ [۴]

در وسائل الشیعه جلد 6 ص 508 باب وجوب برائت از اهل بدعت قال امام صادق قال رسول الله (ص): اذا رایتم اهل الریب و البدع من بعدی فاظهر البرائه منهم واکثروا من سبهم والقول فیهم والوقیعه وباهتوهم کی لا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام ویحذرهم الناس ولایتعلمون من بدعهم یکتب الله وکم بذلک الحسنات ویرفع لکم به الدرجات فی الآخره[۵] «وقتی بدعت گذاران بعد از من دیدید نسبت به آنها اظهار برائت کنید و سبشان کنید ومفتضحشان کنید و آنها را متهم کنید تا موجب نشود فساد ایجاد کنند و مردم را از آنها بترسانید و چیزی از بدعت آنها یاد نگیرید اگر اینکار را کردید خداوند برای شما حسنات مینویسد و درجات شمابیشتر می شود در اخرت.

ذَا بِدْعَهٍ 10 فَعَظﱠمَهُ.« فَإِنﱠمَا سَعَی هَدْمِفِیالْإِسْلَامِ[۶] «اگرکسی پیش بدعت گذار برود و او را احترام کند تلاش کرده در هدم و نابودی اسلام.

.11 امام صادق می فرمایند آیه نازل شدالﱠذِین «الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ[۷] «قال وانما قیل لهم وا وَ لَکِنْ کَانَ هَوَاهُمْ مَعَ الﱠذِینَقَاتِلِینَتَلُوالِمُتَابَعَهِفَسَمﱠاهُمُهَوَاهُمْاللﱠه وَ رِضَاهُمْ بِذَلِکَ الْفِعْلِ[۸]گفتن از انها تبری بجویید واگر تبری نجستند مثل آنان اند.

علما در شرط چهارم اکثرا شرط را فقط بیان کرده اند و توضیح نداده اند الا یکی دونفر که ما بیان می کنیم: این علماء می فرمایند منکری که در جامعه پیدا می شود یا معروفی که ترک می شود دونوع اند

گاهی معروفی است که یک فرد اورا ترک کرده است ومنکری است که یک فرد اورا انججام میدهد و خلاصه مربوط به فرد است، مثلا شخصی نماز نمی خواند یا شخصی شراب میخورد در این فروض امن من الضرر وامن من المفسده شرط است، یعنی آمر و ناهی باید محاسبه کنند اگر امر و نهی کنند موجب ضرر شود امر و نهی ساقط است.

گاهی منکر یا ترک معروف یک جریان است علیه ارزش های دینی وغرضش آن است که اسلام را درجامعه سبک بکند و در حقیقت هدم اسلام است مثل بدعت ها، تحت تاثیر فرهنگ غرب بدحجابی و بی حجابی جریانی است علیه ارزش های دینی، در این فرض چون مفسده، مفسده ی اجتماعی است ووقتی بنا باشد این روابط درست بشود ومصلحت اجتماعی ودینی است اینجا در تعارض مصلحت یا مفسده ی شخصی با مصلحت یا مفسده ی اجتماعی و دینی، مصلحت دینی مقدم است مثل آنچه که امام حسین انجام دادند مثل اینکه بقاء اسلام مرهون امام حسین (ع) است.

پس جایی که امام صادق (ع) فرمودند امر و نهی واجب است زمانی که ازخوف ضرر ایمین باشدجایی است مه ضرر شخصی باشداما آنایی که امام حسین (ع) با علمای اصحاب وتابعین صحبت می کند و می فرماید خداوند یهود و نصرا را توبیخ می کند، می فرماید: لولا ینهاهم الربایون والاحبار من قولهم الاثم واکلهم السحت[۹] اینها مربوط به مصالح اجتماعی است یعنی حرکتی است که میخواهد همه چیز را ازبین ببرد در اینجا امر و نهی مقید به امن از ضرر نیست و باید اهم و مهم کرد و اهم حفظ اسلام است وباید مقدم بشود.

پانویس

  1. الکافی (ط - دار الحدیث)، ج 4، ص: 122
  2. وسائل الشیعه ؛ ج 16 ؛ ص 260
  3. الکافی (ط - دارالحدیث) ؛ ج 15 ؛ ص 54
  4. وسائل الشیعه ؛ ج 16 ؛ ص 260
  5. وسائل الشیعه جلد 6 ص 508
  6. وسائل الشیعه ؛ ج 16 ؛ ص 267
  7. سوره آل عمران آیه 183
  8. وسائل الشیعه ؛ ج 16 ؛ ص 268
  9. سوره 5, آیه 63
بازگشت به دروس خارج