عباد الرحمن : شماره دوم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
ماهنامه عبادالرحمن - شماره دوم
مشخصات نشریه
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
صاحب امتیاز و مدیر مسئول حجه الاسلام مسعود راعی دهقی
سر دبیر روح الله عباسیان جزی
هیئت تحریریه جامعه عبادالحرمن
محل انتشارات

اصفهان، چهار راه هشت بهشت، ابتدای خیابان هشت بهشت غربی، ساختمان فردوس، طبقه 4

پست الکترونیک: ebadorrahman.mag@chmail.com شماره تماس: 031-32645040 شماره پیامک: 09366749829
چاپ
نشر گستر پیروز

محتویات

مباحث و مطالب مهم روز

حمله اراذل و اوباش به جانباز آمر به معروف و نهی از منکر در زاهدان

چندی پیش در خیابان رسالت زاهدان چند اوباش موجب سلب آسایشی یکی از شهروندان شدند که غلامرضا کفاش جانباز دوران دقاع مقدس با هدف حفظ حرمت و حقوق شهروندی در ایام ماه مبارک رمضان اقدام به تذکر لسانی و نهی از منکر کرده که با برخورد شدید آنها مواجه شد.

غلامرضا کفاش در این خصوص گفت: بنده بعد از افطار راهی منزل پدر شدم که در این بین شاهد مزاحمت عده ای جوان برای خانم جوانی شدم، نتوانستم در این خصوصی بی توجه باشم و با زبانی نرم اقدام به تذکر لسانی به این جوانان کردم اما آنها با فحاشی به بنده حمله ور شدند و من را مورد ضرب وشتم قرار دادند و بعد هم متواری شدند.

وی ادامه داد: در حالی که گمان می کردیم ماجرا ختم به خیر شده است . اراذل و اوباش ساعتی بعد و دوباره به بنده حمله ور شدند، در این بین پدر مسن بنده نیز به آنها تذکر دادند که اوباش به وی نیز حمله کردند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند. کفاش با تشریح وضعیت جسمانی پدر خود گفت: براثر شدت صدمات وارده، پدر بنده اکنون در کما به سر می برند. و علائم حیاتی وی به هیج عنوان مطلوب نیست.

این جانباز ادامه داد: با مراجعه به مراجع قضایی و انتظامی این موضوع را پی گیری کردم اما تاکنون هیج نتیجه ای در این خصوص حاصل نشده است. با توجه به وجود قانون صریح در خصوص حمآیت از آمران به معروف و همچنین ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به نظر می رسد باید دستگاه های ذی رابط با جدیت ماجرای ضرب وشتم غلامرضا کفاش و پدر وی، توسط اراذل و اوباش را تا حصول نتیجه پی گیری کنند.

ابلاغ احکام معاونان ستاد امر به معروف او نهی از منکر از سوی آیت الله جنتی

در جلسه شورای معاونین ستاد اسر به معروف و نهی از منکر احکام ابلاغی معاونت های ستاد از سوی آیت الله جنتی توسط دبیر محترم ستاد به ایشان اهدا شد. به موجب این احکام جناب آقای هاشمیان به سمت معاونت امر به معروف و نهی از منکر دولت به مردم جناب آقای سید مهدی امینی به عنوان معاونت امر به معروف و نهی از منکر مردم به دولت و مردم، جناب آقای صنایع به عنوان معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع و جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر توانایی به عنوان مدیر کل نظارت و بازرسی استاد منصوب شدند.

پیام تقدیر رهبر انقلاب از بانو سما بابایی

به مناسبت پرهیز از قرائت قرآن در حضور نا محرمان در مسابقات بین المللی اردن

بسمه تعالی قالی الله تعالی «اللذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل علیهم الملائکه الا تخافوا ولاتحزنوا و ابشروا بالجنة التی کنتم توعدون»

سرکار خانم سما بابایی زید عزها

سلام علیکم

عملی شایسته جنابعالی در کشور اردن و رعآیت ظرایف احکام دینی در پرهیز از استماع صوت شما توسط نامحرم موجب خوشحالی اینجانب گردید. در دنیای امروزی که بسیاری از زنان و بانوان مسلمان متأسفانه حتی از رعآیت برخی کلیات و اولیات احکام دینی هم پرهیز دارند و بعضا حتی رعآیت کنندگان آن را هم به تمسخر می گیرند و نوع عملی شما در کشوری با جمعیت اکثرا اهل سنت موجب امیدواری می باشد. و یقینا مؤید من عندالله می باشد. شکی نیست که عملی شما در آسمآنها موجب تشویق ملائکه می باشد چرا که قرآن می فرماید؟ « و العمل الصالح یرفعه» و عملی شما در نزد باری تعالی ذخیره خواهد شد و در قیامت به بهترین وجه پاداشی داده خواهد شد و در مقابلی انتقادهای افرادی که با برخی مصلحت اندیشیهای ظاهری در صدد تقبیح عملی شما هستند مقاوم و صبور باشید.

و العاقبهٔ لاهل التقوی والیقیین،

برخورد پلیس با مانتوهای قاچاق پشت نوشته

سخنگوی نیروی انتظامی از برخورد پلیسی با ورود قاچاق مانتوهای پشت نوشته به کشور خبر داد.

سردار منتظر المهدی گفت: یقینا بخش زیادی از این مانتوها از مبادی رسمی وارد کشور نمی شود و در اصلی قاچاقی است. وی افزود: مطمئنا پلیس در مرتبه نخست به عنوان قاچاق کالا با این پدیده که در بردارنده جملات سخیف و به دور از فرهنگ ایرانی-اسلامی است؛ برخورد خواهد کرد. سردار منتظر المهدی گفت: نیروی انتظامی به سبب وظیفه ذاتی و قانونی خود در بخش نامه ای به اتحادیه های مربوط استخراج معانی و مفاهیم نوشته شده روی این مانتوها را خواستار شد. وی افزود: مقرر شد آنها هم با اعلام این موضوع به تولیدکنندگان وعرضه کنندگان پوشاک از این روند جلوگیری و مشکل را حل کنند.

سردار منتظر المهدی با اشاره به اینکه این موضوع جنبه اجتماعی و فرهنگی دارد، گفت: استفاده کنندگان این نوع لباس ها از معانی و مفاهیم مطالب نقش بسته روی آنها بی خیر هستند

اجرای طرح قاضی بسیار در آبیک

سید آیت الله بنی هاشمی رئیس دادگستری شهرستان آبیک اظهار کرد: طرح قاضی سیار با همکاری دادگستری، سپاه ناحیه امام صادق (ع) و نیروی انتظامی در قالب تذکر لسانی و مقابله با بی حجابی در شهرستان آبیک اجرا می شود. وی افزود: این طرح هفته ای دو روز با گشت زنی قاضی تعیین شده دادگستری شهرستان آبیک به همراه نیروی انتظامی و سپاه در این شهرستان اجرا می شود.

رئیس دادگستری شهرستان آبیک، ادامه داد: در صورتی که تذکر لسانی مسوولان به افراد بی حجاب مؤثر واقع شده و به تذکر تمکین کنند، مشکلی وجود ندارد. ولی در صورت سرپیچی و عدم رعآیت حجاب اقدام لازم از سوی قاضی سیار دادگستری صورت می گیرد.

بنی هاشمی با اشاره به نشست با دانش اموزان دختر مدارس شهرستان آبیک، در زمینه تبیین مسائل حقوقی تصریح کرد: یکی از گلایه های دانش آموزان ایجاد مزاحمت از سوی پسران در جلوی در سپاه مدارس بود کرد می طلبد تدابیر لازم برای رفع این مشکل اندیشیده شود.

وی بر گشت های محسوس از سوی نیروی انتظامی در شهرک بعثت تأکید کرد و گفت:افراد بزهکار در صورت عدم مشاهده گشت های محسوس به جرایم خود دامن می زنند به همین دلیل مرجعی که گزارشی می دهد دستش باز بوده و احتمال ارائه گزارش غیرواقعی وجود دارد که اثبات آن سخت می شود. امام جمعه شهر آبیک، نیز در این جلسه گفت: مسؤولان باید از تظاهر برخی از افراد به روزه خواری در ملا عام طی ماه مبارک رمضان جلوگیری کنتد تا حرمت ماه مبارک رمضان شکسته نشود. حجت الاسلام سید ابوترابی موسوی بر پررنگ تر بودن گشت های نیروی انتظام در شهرک بعثت تأکید کرد و افزود: نیروی انتظامی باید به گونه ای عمل کند که مردم بدانند آنها دلسوز و خیرخواه هستند یعنی برخوردشان مانند برخورد طبیب با بیمار باشد. ولی متخلفان به دستگاه قضایی معرفی شوند.

بی توجهی به کشتار مردم کشمیر نمود انحراف از آرمان های انقلاب است

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در مورد اتفاقات اخیر کشمیر بیانیه ای صادر و طی آن تاسف عمیق خود را از کشتار مسلمانان اعلام کرد که به شرح زیر می باشد.

خبر تبدیل شدن دیگر باره کشمیر عزیز به صحنه قتل و کشتار جمعی از شهروندان بیگناه که بی هیج دلیلی توسط نیروهای هندی صورت می گیرد، تاسف دردآوری را در عمق جان مسلمانان جهان شده است. با همه این اوصافه، مردم مظلوم کشمیر مجدانه خواستار تغییر روند فعلی و بدان معترض هستند، حال آنکه دولت هند نه تنها در صدد تغییر رفتار نیست، بلکه سالانه برخوردهای نفرت انگیز و خشونت بی حد و حصری را در قبال مسلمانان کشمیر روا می دارد و اخبار قتل، آدم ربایی، شکنجه که در پی فشارهای پلیس و قوانین ظالمانه منع رفت وآمد صورت پذیرفته، در خفقان رسانه ای و رسوب صدای مستضعفین کشمیری، به ماجرایی تکراری برای آزادی خواهان جهان شده است.

دانشجویان ایرانی ضمن محکومیت خشونت های دولت هند در قبال مردم کشمیر، خواهان اقداماتی جدی از سوی نهادهای بین المللی و کشورهای اسلامی و همه آزادگان جهان به منظور پایان به این روند ظالمانه هستند.

در بخش دیگری از بیانیه آمده است: کشمیر، نهالی از شجره طیبه انقلاب و ثمره نگاه عدالت پرور امام خمینی است و بی تفاوتی نسبت به آنچه در کشمیر می گذرد، نمود دیگری از انحراف از آرمان های انقلابی است. ما دانشجویان ایرانی ضمن اعلام حمآیت از حرکت مردم کشمیر در راستایی استیفای حقوقی اولیه انسانی خویش، بر لزوم هم صدایی مسلمانان جهان در محکومیت این جنآیت ها تاکید کرده و مستضعفین جهانی را به اتحاد در برابر هرگونه رفتار استکباری جنآیتکاران حرفه ای دعوت می کنیم.

امید که با شکل گیری بسیج جهانی مستضعفین، دیگر شاهد چنین اعمالی در قبال فرزندان معنوی رسول الله نباشیم.

حضور این قرار دار برخی نهادها تشریفاتی است

نماینده ولی فقیه در استان فارسی با تاکید بر اینکه حقوق هرکس باید با موقعیت کاری اشرای تناسبی داشته باشد گفت: فردی در کشور ما شایسته در آمدهای چند ده میلیونی نیست و حضور چنین افرادی در نهادها تشریفاتی است و از اسم و رانتشان استفاده می شود.

آیت الله اسدالله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان فارسی و امام جمعه شیراز در گفتوگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارسی، با اشاره به حقوقی چند ده میلیونی برخی مدیران دولتی اظهار داشت: این مسائل تبعیض های ناروایی بر جامعه است و هرکس باید حقوق متعادل داشته باشد که با شان و موقعیت کاری اش تناسب داشته باشد.

وی با بیان اینکه در جامعه ما کاری شایسته حقوق های ۸۵ میلیونی وجود ندارد، گفت: فردی در کشورماشایسته چنین درآمدی نیست و معمولا حضور چنین افرادی در نهادها تشریفاتی است و از اسم رانت و موقعیتشان استفاده می شود. نماینده ولی فقیه در استان فارسی، با انتقاد از بروکراسی اداری حاکم بر کشور، خاطرنشان کرد: یکی از اقسام بروکراسی اداری این است که مافوق بدون توجه و با اعتماد کامل به مدیران میانی در سلسله مراتب با همه نامه ها را است. او به مرحله اجرا درمی آورد.

وی در همین راستا افزود: بالاترین شخصی تشکیلات که معمولا وزیر است، توجهی به امضاهای خود ندارد و بتا براین افرادی با استفاده از این موقعیت، فرصت دریافت حقوق های بالایی از سوی مدیران خود را پیدا می کنند.

آیت الله ایمانی با انتقاد از نهادهای نظارتی در وقوع چنین مسائلی تصرح کرد: حالی که مسئله عیان شده و همه از این تبعیض اطلاع دارند، باید برخورد جدی با چنین افراد تبعیض هایی صورت گیرد. وی در پایان تأکید کرد. اگر دادگاه های قضایی ضرورت بازگشت این مبالغ را احساس کنند، لازم است که این پول ها به بیت المال بازگردد.

انتقاد آیت الله سبحانی از سنگ گردانی در پارک ها(مدظله)

آیت الله سبحانی در دیدار با مدیر مرکز فعالیت های دینی شهرداری تهران گفت: یکی از مواردی که شهرداری تهران در مدیریت پآیتخت باید به آن توجه کند، لزوم توجه به مراکز تفریحی در شهر به خصوصی پارک هاست: در پارک ها باید مردم به راحتی بتوانند استراحت کنند و از کنند که قشر متدین از این فضا محروم شود. این مرجع تقلید بیان کرد؛ برخی اوقات در برخی از مناطق تهران شاهد وقایعی هستیم که زیبنده یک جامعه متدین نیست از جمله سگ بازی پسران و دختران که اصلا این کار در شان جامعه ما نیست. به همین خاطر باید هم با ملایمت و هم بانظارت و برخوردهای جدی در خصوصی این گونه تخلفات و برخی امور ناپسند دیگر این محیط ها را از آلودگی پاک کرد.

وی تصریح کرد: قطعا مسئولان مادوست ندارند که چنین مکان هایی برای چنین فعالیت هایی ایجاد شود و به همین خاطر باید مناطق شمالی تهران به خصوصی تحت مراقبت بیشتری از نظر اجتماعی قرار بگیرد و این نظارت ها باید انجام دهد.

آیت الله سبحانی گفت: اینها، مسایلی است که جوانان از ماهواره ها راد گرفته اند. آن زمانی کند. می گوییم ماهواره ها دشمن ما هستند به همین خاطر است که مروج این گونه زشتی ها در جامعه هستند.

وی خاطرنشان کرد: نظارت وامر به معروف و نهی از منکر از مهمترین وظایف همه مسئولان و مردم است که در ساختن یک شهر ویکا کشور پاکا و منزه و دین مدار ضروری است؛ حفظ دین سخت است و نیازمند کار مستمر و مداوم؛ به همین خاطر است که هیج کلام از مردم و مسئولانی نباید در این زمینه کوتاهی کنند.

انتقاد از کف زدن نمایندگان در مجلس

در ابتدای جلسه علنی مجلس اسدالله عباسی نماینده مردم رودسر با اعلام تذکر آیین نامه ای گفت: در پایان جلسه علنی روز گذشته برخی نمایندگان در تذکرات خود عملکرد شعب را زیر سئوال بردند و تعدادی از نمایندگان نیز در واکنش به این تذکرات در صحن علنی مجلس گفت زدند. وی با تاکید بر لزوم حفظشان و جایگاه مجلس گفت: اینجا مجلسی است، سالن اجتماعات نیست، دوستان اشتباه نگیرند که بعد از تذکر کف می زنند.

در ادامه علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: باید چارچوب های رفتاری مجلس مطابق آیین نامه رعایت شود.

وی ادامه داد: طبق آیین نامه روستای شعب باید تصمیم بگیرند که نمایندگان در چه کمیسیون های عضو شوند.

سریال تلخ حمله به امران به معروف، باز هم قربانی گرفت

محسن فراهانی، روحانی امر به معروف در این رابطه اظهار کرد: یک خانه به همراه سه مرد جوان در کوچه های شهرک جانبازان قائمیه در حال انجام حرکاتی زننده بودند. من به داروخانه رفته و برای فرزند شربت گرفته و برگشتم، با این حال دیدم این افراد همچنان در حال تکرار کارهای خود هستند.

وی افزود: من سمت آنها رفتم و نسبیت آنها را پرسیدم اما آنها جوابی نداشتند. در ادامه به آنها گفتم حتی اگر شما زن و شوهر هم باشید خیابان جای این کارها نیست که با گفتن این جمله آن خانم فرار کرد و یکی از آن سه نفر به یک باره با مشت به گیج گاه من زد.

فراهانی تصریح کرد: پیشانی، سمت چپ و راست گردن روی گونه ها وچشمان من در این درگیری آسیب دید و در آن میان تنها کاری که من انجام دادم بستن گاردم بود تا با چاقو به من ضربه نزنند.

این روحانی جوان تصریح کرد: آنها سه فرد جوان بودند که در هنگام درگیری دو نفر از آنها به عقب رفتند و یک نفرشان مرا مورد ضرب وشتم قرارداد که پس از تحقیقات ما مشخص شده این فرد شخصی با نام «م.ا» و از بوکسورهای این منطقه بوده است که اتفاقا در ماه های اخیر بنرهای مربوط به او نیز در قائمیه نصب شده است.

وی خاطرنشان کرد. این آقا چون بوکسور بوده و فکر می کرده زورش زیاد است به راحتی یک روحانی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. گله من این است که حتما باید برای من هم اتفاقی مثل شهید خلیلی یا دو فقره دیگری که چشمشان تخلیه شد بیفتد تا مسئولان پیگیر چنین اموری شوند.

هشدار پلیس نسبت به برنامه های مختلط در تالارها و رستوران ها

فرمانده نیروی انتظامی کشور در پاسخ به سوالی در خصوص برگزاری میهمانی های مختلط و برخورد پلیس با برگزاری مجالس در رستوران ها و تالارهای شمال شهر اظهار کرد: طبق مصوبات قانونی، برگزاری هرگونه مراسم در سالن ها، تالارها و رستوران ها نیازمند اخذ مجوز لازم از پلیس اماکن ناجا است و طبعا باید موازین قانونی و شرعی در این مراسم رعآیت شود و در غیر این صورت پلیس براساس وظیفه ذاتی و قانونی خود با هرگونه اقدام خلاف قانون و مزاحمت برای مردم، برخورد لازم و قانونی را انجام خواهد داد.

سردار اشتری از خانواده ها خواست تا پیش از حضور فرزندانشان در میهمانی ها، حتما در خصوص ساحل برگزاری جشن و شرکت کنندگان در این مجالس، اطلاعات کافی و لازم را کسب کنند.

آیت الله موحدی کرمانی: بودجه هست و لی دزد هم فراوان است

آیا مسئولان مربوطه خواب بودند که این همه غارت و دزدی انجام شد؟

آیت الله موحدی کرمانی با اشاره به فیش های حقوقی نجومی برخی مدیران دولتی اظهار داشت: مردم و مسئولان باید بدانند ثروتی که به عنوان بیت المال در کشور ما وجود دارد مانند خونی است که در بدن جریان دارد، این خون باید به تمام اعضا برسد، اگر به تمام اعضا نرسد، آن عضو فلج می شود و چه بسا منجر به مرگ انسان می شود یا انسان را ناقصی و علیل می کند.

وی افزود: قرآن در مورد بیت المال می فرماید «اگر در بین شما سفیهی بود که مالک بود و مالی و ثروت داشت، اما به خاطر سفیه بودن امکان استفاده درست از آن ثروت را نداشت، نباید پول را به دست او بدهید، او را با پولش اداره کنید». آیت الله موحدی کرمانی با بیان اینکه زمانی می توانیم روی پای خودمان بایستیم که اقتصاد سالم داشته باشیم، گفت: زمانی اقتصاد مملکت سالم می شود که سرمایه ها، درست استفاده شود.

وی با بیان اینکه برخی تصور می کنند بیت المال صاحب ندارد و هرچه بتوانند به هر عنوانی از بیت المالی برداشت کنند، زرنگی محسوب می شود، تأکید کرد: اشتباه می کنید، حتی یک ریال بیت المال هم صاحب دارد و صاحب این ریال ها و تومان ها و میلیون ها، ۸۰ میلیون ایرانی هستند.

امام جمعه موقت تهران در بخشی دیگری از سخنانش تأکید کرد: غارتگر بیت المال بداند او یک «دزد» است، غارتگر بیت المال واقعاً یک دزد است و با دزدی، اموالی ۸۰ میلیون ایرانی را به غارت میبرد. حکومت امیرالمؤمنین(ع) ساقط نشد مگر به واسطه همین غارت گران.

وی ادامه داد: امیرالمؤمنین خواست مقابل غارتگران بیت المال که عادت به غارتگری داشتند، بایستد، اما آنان جنگ جمللی را به راه انداختند و با حضرت امیر(ع) جنگیدند، مسئله سادهای نیست، ممکن است این غارتگری به سقوط یک حکومت بیانجامد، در کربلا بسیاری از افرادی که جنآیت می کردند به واسطه این بود که میخواستند به پولی برسند. آیت الله موحدی کرمانی بر همین اساس تصریح کرد: گزارشی از منبع موثق به دست ما رسیده که ۹۵۰ نفر در این کشور غارتگری کردند، این رقم کمی نیست، ۹۵۰ مدیر حقوقی بین ۱۵ تا ۵۰ میلیون تومان دریافت می کنند، این افراد مدیران بخشی های بانکی، بیمه ای و شرکت های دولتی بوده اند که رقم بالاتر از ۵۰ میلیون تومان را هم شنیده ایم که عدهای از آنان دریافت کرده اند، حتی برخی مدیران رقم بیش از ۲۰۰ میلیون تومان حقوقی دریافت کرده اند، این افراد چه کسانی هستند که مثل زالو به این نظام چسبیده اند و خون ملت را می مکند و اجازه نمی دهند خون به مظلومان و محرومان مملکت برسد. وی گفت: می گویند بودجه نیست، نه، بودجه هست ولی در کنار بودجه های کلان، دزد فراوان هم هست، آیا مسئولان مربوطه خواب بودند؟ این همه غارت و دزدی انجام شد اما مسئولان خواب بودند؟ ۹۵۰ مدیر حقوقی ۱۵ میلیون تا ۵۰ میلیون تومان دریافت کردند، اما مسئولان خواب بودند؟ اگر بیدار بودند آیا نمی شد جلوی این غارت گری و دزدی ها را گرفت؟ یک لایحه یا یک طرح ارائه می کردند تا جلوی این غارتگری ها با وضع مقررات و قوانین سخت گرفته می شد. امام جمعه موقت تهران در ادامه تأکید کرد: بازرسی کلی کشور زمانی که حقوقی های این چنینی به برخی مدیران دولتی پرداخت می شد، کجا بودند؟ مسئولان دیوان محاسبات در این شرایط کجا بودند؟ باید بازرسان زیادی در کشور وجود داشته باشد تا ببینند در مملکت چه میگذرد و چه اتفاقی می افتد. چرا مسئولان ما بازرسان سری ندارد؟

وی اضافه کرد: مقام معظم رهبری فرمودند «دریافت های نامشروع باید به بیت المال برگردانده شود»، افرادی که مرتکب تخلف، باید مجازات شوند، افرادی که از قانون سوءاستفاده کرده اند باید مجازات شوند، این مدیران باید برکنار شوند، پدیده دریافت های نامشروع نتیجه ترویج اشرافی گری، تجمل و اسراف در جامعه است، برداشت نامشروع از بیت المال خیانت به آرمان های انقلاب است، در گذشته کوتاهی ها و غفلت هایی شده که باید جبران شود، این گونه نباید سروصدا به پا شود، اما بعداً موضوع به فراموشی سپرده شود، همین جا به دولت مردان عرضی می کنم که مردم منتظر هستند ببینند شما مسئولان چه اقدامی انجام می دهید، درست است که دستوراتی از سوی مسئولان مربوطه در این زمینه داده شده، اما مردم منتظر عملی هستند، مردم می خواهند ببینند با ۹۵۰ مدیری که حقوقی های بالا دریافت کردند، چه برخوردی انجام می شود، آیا پول هایی که آنها خورده اند به بیت المالی بازگردانده می شود یا نه؟

آیت الله موحدی کرمانی تأکید کرد: مردم می خواهند بدانند خائنین به بیت المال به طور کاملی از هر مسئول تی کنار زده می شوند یا نه؟ انسان خائن لیاقت مدیریت و داشتن مسئول ت در حکومت اسلامی را ندارد. قرآن برای استفاده از بیت المال معیارهایی را تعیین کرده است.

وی همچنین گفت: قرآن تأکید دارد به اندازهای که برای مردم کار می کنید، از بیت المال حقوقی بردارید، آقایی که عضو هیأت مدیره هستی، چه هنری انجام دادی که ۵۰ میلیون تومانی هر ماه از بیت المال حقوقی دریافت می کردی؟! هنرت چه بوده است و چه خدمتی انجام داده اید؟ به اندازهای که خدمت انجام دادهاید، حقوق دریافت می کردید، بیشتر از آن حرام است. فکر نمی کنید قیامتی هم وجود دارد، در قیامت جواب خدا را چه خواهید داد؟ ان شاءالله در همین دنیا هم رسوا خواهید شد.

امام جمعه موقت تهران در ادامه سخنانش یادآور شد: انتظارمان از دولت و مسئولان مربوطه این است که نتیجه عملی بخش نامه های صادرشده در رابطه با برخورد با دریافت کنندگان حقوق های نجومی را کاملاً مشخصی و اعلام کنند دقیقاً چه رقمی از بیت المال دزدیده شده و به غارت رفته است، باید مشخص شود که آیا این رقمها به بیت المالی بازگردانده شده یا نه؟ مردم ناراحتند و حقی هم دارند ناراحت باشند، همه ما از این شرایط ناراحت هستیم، عجیب این است که گاهی گفته می شود همه مدیران این گونه نیستند، واقعاً خنده آور است، می خواستید همه مدیران این گونه باشند؟! ۹۵۰ مدیر دولتی که حقوقی کلان دریافت می کنند، تعداد کمی است؟!

سردار نقلی: برداشت های نجومی مصداق اختلاف است

سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، نسبت به موضوع پرداخت های نجومی از حساب بیت المالی موضع گیری کرد و گفت: آنچه تحت عنوان حقوق های نجومی این روزها در رسانهها مطرح شده یک اصطلاح غلط است که باید اصلاح شود. کاربرد واژه حقوق برای این اقدام غلط است این برداشتها غیرقانونی است و مصداق اختلاسی است. متاسفانه هنوز بعضی ها در مورد ضرورت یا عدم ضرورت بازگشت این ارقام به بیت المالی صحبت می کنند درحالی که صرف بازگرداندن این پولها به بیت المالی هم کافی نیست. بلکه اقدام کنندگان باید به اتهام اختلاسی محاکمه و جریمه های آن را بپردازند و مجازات هم بشوند. رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به فرضیه برخی از افراد که قوانین ضعیف، دلیل پرداخت های نجومی است، گفت: گیرم قانون ضعف داشته باشد شرافت انسانی کجا رفته؟

انقلابی بودن پیشکش، ایمان و تقوای معمولی کجا رفته؟ آن مدیری که به خود اجازه می دهد ارقام کلان از بیت المالی را به نفع خود بردارد، خانه و ویلای آن چنانی بسازد، ماشین آنچنانی سوار شود، سفرهای خارجی برود در حالی که نیروهای قراردادی سازمانش کمتر از یک میلیون تومان می گیرند اینها نشانه بی تقوایی و بی ایمانی است.

نقدی به دقت در فرایند گزینشی و انتخاب مدیران تراز بالا اشاره کرد و اظهار داشت: اولین مقصر آن هایی هستند که در گزینش مدیران؛ معیارهای انقلاب و اسلام را رعایت نمی کنند و هر کسی را به مسئول ت های مهم منصوب می کنند، گزینش مدیر آن هم در ترازهای بالا باید به گونه ای باشد که حتی اگر قانون اجازه چنین برداشت هایی را بدهد مدیر منتخب باید آن قدر وجدان داشته باشد که خودش چنین برداشت هایی را نکند.

وی در ادامه افزود: اولین مقصر آنهایی هستند که تلاش می کنند معیارهای انقلابی ضعیف شود، مقصر آنهایی هستند که از کشور ارزش زدایی می کنند و به جای مدیران انقلابی و حزب اللهی افرادی را در سمت های کلیدی نصب کرده اند که نصف اعضای خانواده شان خارج است و تعهدی به مملکت ندارد. رئیس سازمان بسیج مستضعفین به بیان سخنان حکیمانه امام خمینی (ره) درباره معیار انتخاب مدیران پرداخت و گفت: امام راحلی (ره) فرمودند که مسئولان باید از طبقه متوسط و مادون متوسط باشند وقتی از معیارهای انقلاب اسلامی و ارزش های دینی فاصله می گیریم و مسئولانی را منصوب می کنیم که صدها میلیارد ثروت دارند باید هم منتظر چنین عواقب سویی باشیم.

وی افزود: جرم و گناه کسانی که این پول های کلان را گرفته اند فقط سوء استفاده مالی و برداشت از بیت المالی نیست بلکه گناه بزرگتر آنها این است که با این کارها آبروی کشور و آبروی اکثریت مدیران خدمت گزار کشور را خدشه دار کرده اند و این لطمه کوچکی نیست. هم برای اینکه خودشان را تبرئه کنند می گویند فقط هجده الی بیست میلیون تومان حقوق می گیریم، مگر هجده الی بیست میلیون تومان کم است؟ برابر فرمول قانون نظام هماهنگ پرداخت، خیلی به ندرت حقوق یک نفر می تواند به ده وی ادامه داد: در کشوری که رهبرشی روی زیلو می نشیند و وسایل خانه ساده و بی آلایشی او همان وسایل چهل - پنجاه سال پیش است، چه حجتی داریم این طور عمل کنیم تا آبروی کشور خدشه دار شود و زمینه دلسردی بعضی از مردم شود. جانشین فرمانده کل سپاه در امر بسیج خاطرنشان کرد: هر چند مردم بحمدالله هوشیارند و خائن و خادم را می شناسند، به هر حال روی بعضی مردم تاثیر منفی می گذارد و آنها را از ادامه راه دلسرد می کند برای بعضی این تصور را به وجود می آورد که همه مدیران اینگونه اند در حالی که بعضی از آنها زندگی شان را با سختی می گذرانند. ما از دستگاه قضایی انتظار برخورد خیلی قاطع تری داریم.


حجت الاسلام والمسلمین سید احمد زرگر در جلسه تشریح قانون حمآیت از آمران به معروف و ناهیان از منکر با تاکید بر این که «پرداختن به این فریضه الهی وظیفه همه مسئول ن نظام جمهوری اسلامی ایران است» گفت: با تدبر در آیات قرآن کریم می توان استنباط کرد که در قریب به ۹۸ درصد آیات بر لزوم پیشگیری تاکید شده است. وی افزود: عمل صالح امر به معروف و نهی از منکر در سایه ایمان محکم به خداوند و استقامت در این راه نمود پیدا می کند. دبیرستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور ادامه داد؛ در صورتی که جامعه در راستای دستیابی به ایمان راسخ گام بردارد و فرامین الهی به نحوی در جامعه نهادینه شود که مردم یقین پیدا کنند حرام برای آنها صد درصد مضر است، پرداختن به فریضه امر به معروف و ننهی از منکر راحت تر شده و چه بسا هر فردی منتشر کننده این مهم باشد. زرگر نهادینه شدن و رسیدن به این یقین را وظیفه همه افراد به ویژه نخبگان و حوزویان دانست و بیان کرد: اگر بخواهیم عملی صالح، ایمان و استقامت در جامعه نمود پیدا کند و به تبع آن جامعه ای سالم داشته باشیم باید به فریضه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک امر پیشگیرانه نگاه شود.

دبیرستاد امر به معروف و نهی از منکر ادامه داد: براساس سفارش و تاکید مقام معظم رهبری بر لزوم بهره گیری از مردم در راستای اشاعه امر به معروف و نهی از منکر، نقشی مردم دراین رابطه در این قانون دیده شده است.

زرگر افزود: برای آوردن مردم به این صحنه، سه برنامه اساسی را مد نظر قرار داده ایم که از ائمه جمعه درخواست داریم در خصوص اجرای درست و موثر این سه برنامه همه تلاشی خود را به کار گیرند.

این مسئول افزود: این سه برنامه با محوریت آموزشی و پرورش به نام «یادآوران»، یک حرکت مردمی با نام «طلایه داران» و برنامه سوم به «نام یاران معروف » است.

وی با این توضیح که «انفرادی عمل کردن در حوزه امر به معروف و نهای از منکر جوابگو نیست و به همین دلیل گروههای ۱۰ نفره مردمی برای این منظور در نظر گرفته شده است» گفت: این گروه ها ساماندهی می شوند و برای این ساماندهی چهار دستورالعمل در نظر گرفته شده است. زرگر با بیان این که «پنج گروه ۵۰ نفری عنوان یک ناحیه تلقی می شوند» گفت: مساله مهم این است که ما از این گروه ها باید گروههای تخصصی به وجود آوریم به این معنا که قشر معالم یا دکتر و یا هر قشر دیگری در گروه ها حضور داشته باشند و به صنف خود بر اساسی آموزشی هایی که میبینند ارائه خدمت کنند که این قتلها موثرتر واقع می شود.

آیت اللّه نوری همدانی: سود بانک در برابر سرمایه مردم مانع گسترش تولید کشور است

آیت الله العظمی حسین نوری همدانی در دیدار رئیس شورای هماهنگی بانکهای کشور با اشاره به دستورات اسلام در نظام اقتصادی، فرهنگی و... خاطرنشان کرد: خداوند انسآنها را متفاوت آفریده، در عرصه اقتصادی همین تفاوتها است که برخی ثروتمند می شوند و برخی نمی توانند ثروتمند شوند و قدرت و توان کار دارند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه اسلام راکد گذاشتن ثروت را حرام کرده است گفت: پول در جامعه باید مثل گردش خون در بدن باشد.

وی خاطرنشان کرد:عده ای در جامعه قدرت کار دارند ولی سرمایه ندارند و اسلام میگوید ثروتمندان باید به این افراد کمک کنند و راه آن را مضاربه، مشارکت و جعاله عنوان کرده است. آیت الله نوری همدانی با تاکید بر اینکه کسی که قرضی بدهد و سود بگیرد عمل حرام مرتکب شده و این کار ربا است گفت: قرآن هفت مرتبه ربا را حرام عنوان کرده است.

وی با تاکید بر اینکه از نظر اسلام ربا در هر جنبهای گناه بزرگ و موجب سقوط و انحطاط است، افزود: بانکها از ربا باید به شدت احتراز کنند با وجود این غربی ها بانک ها را براساسی ربا ایجاد کرده اند و قرضی میدهند و سود می گیرند.

این مرجع تقلید اضافه کرد: در اسلام کسی که قرضی می دهد اجازه گرفتن بیشتر از آن را ندارد اما این امر به ندرت از غرب به کشور ما هم وارد شده، ضرر این کار این است که اسلام می خواهد پولی در برابر کار باشد نه در برابر پول و پول باید در صنعت و تولید و زراعت به کار گرفته شود و اشتغالی و عمران و آبادی ایجاد شود که ربا از آن جلوگیری می کند.

وی با تاکید بر اینکه اسلام سودی که بانک به پول مردم می دهد قبول ندارد، افزود: اینکه کسی ۱۰۰ میلیون تومان در بانک بگذارد و بانک ماهیانه به پول او سود بدهد صحیح نیست و مانع گسترش تولید است. آیت الله نوری همدانی با تاکید بر اینکه بانک ها نباید به دنبال تجارت باشند و پول های مردم را در ایجاد کار و صنعت صرفا کنند، خاطرنشان کرد: بانکاها باید بدون ربا و بدون اخذ جریمه در قبال دیرکرد و در نهآیت اسلامی شوند.

این مرجع تقلید گفت: بانک باید پول را از مردم بگیرد و به کسانی بدهد که قدرت کار دارند اما سرمایه ندارند، سرمایه داران هم پول خود را در راه تجارت صنعت و اشتغالی به کار بگیرند چراکه راه شکل گیری اقتصاد مقاومتی همین امر است. وی با بیان اینکه بانک ها با دادن سود پول مردم را جمع می کنند، افزود: در کشور ما زمینی و امکانانت زیاد داریم و باید از آنها در راستای رشد و توسعه کشور استفاده کنیم.

آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه مسؤولان باید به داد. مردم برسند چراکه دیرکرد و سود برای جامعه مخرب و حرام است، گفت: اگر میخواهید به مردم خدمت کنید. ربا را از بانک ها حذف کنید. وی لزوم تحقق عملی بانک بدون ربا در کشور را مورد توجه قرار داد و افزود: بانک بدون ربا فقط در عناوین نباشد چرا که برخی بانک ها اسامی فعالیتهای خود را تغییر میدهند و تفاوتی نمی کند همه اینهار با است. این مرجع تقلید در پایان سخنان خود گفت: اگر ما برای پول براساسی زمان نرخی معین کنیم ربا است و دیرکردوام همین است و بسیاری از مردم با دادن این دیرکردها دچار مشکل شده اند.

آیت الله مکارم شیرازی: کسی که دین و ایمان داشته باشد سراغ مواد مخدر نمی رود

آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در دیدار دبیران شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه مواد مخدر از چند جهت قابل مطالعه است، گفت: مواد مخدر از یک جهت به عنوان منبع درآمدی برای سوداگران مرگ است که نمی توانند از آن چشم پوشی کنند و بسیاری از رؤسای کشورها نیز با سوداگران مواد مخدر هم دست هستند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه مواد مخدر جنبه سیاسی نیز پیدا کرده است، ادامه داد: مواد مخدر به ابزاری در دست استکبار بدل شده که از طریق آنها قیامهای مردمی ضد خود را سرکوب کنند.

این استاد حوزه علمیه به جایگاه ایران در جهان و دشمنی غرب با آن اشاره و ابراز داشت: استکبار سعی دارد. از تمامی راه ها وارد شده و جمهوری اسلامی را تضعیف کند زیرا می داند که با آلوده کردن جوانان به مواد مخدر، جوانان جان بر کفی که در خط مقدم جبهه حضور می یافتند به موجوداتی بی خاصیت و خطرناک تبدیل می شوند.

وی در ادامه بر لزوم توجه جدی به امر مبارزه با مواد مخدر تأکید کرد و گفت: متأسفانه هر میزان که مادر برنامه های خود پیش میرویم باز هم سوداگران مواد مخدر چند قدم تری دنبال کرد.

این مرجع تقلید به عدم همکاری کشورهای جهان با ایران در امر مبارزه با مواد مخدر اشاره و بیان کرد: در اخبار آمده بود که ۴۰ درصد از کشفیات مواد مخدر دنیا در ایران است و این در حالی است که به دلیل سود سرشاری که سران برخی از دنیا از قاچاق مواد مخدر میبرند. در این زمینه مبارزه با مواد مخدر به ایران کمکی نمی کنند.

وی مصرف مواد مخدر را از لحاظ شرعی حرام اعلام و ابراز داشت: کسی که دین وایمان داشته باشد. سراغ این کار نمیرود و از نظر عرفی نیز افراد آلوده نه دنیا وآخرت خود را خراب کردهاند. وی کاشت، برداشت و استعمال مواد مخدر و تولید و توزیع آن را جزو مواردی اعلام کرد که از لحاظ شرعی حرام است. آیت الله مکارم شیرازی بر لزوم اجرای برنامههای فرهنگی و اثر بخشی آنها تأکید و عنوان داشت: کارهای فرهنگی که در صداوسیما انجام می شود خوب اما کافی نیست و باید سعی شود تا اقدامات فرهنگی افزایشی داشته و با ارائه برنامههای آموزشی افراد به سمت مواد مخدر نروند.

لزوم تشکیل وزارتخانه ای برای احیای امر به معروف او نهی از منکر

رییس حوزه علمیه اصفهان گفت: قرآن به طور جدی از ما می خواهد دستگاه خاصی در کشور عهدهدار اجرای امر به معروف و نهی از منکر باشد، این یک اشکال بزرگ در جمهوری اسلامی ایران است که وزارتخانه ای برای احیای حضرت آیت الله حسین مظاهری در سلسله جلسات تفسیر قرآن که هر روز صبح در مسجد امیرالمؤمنین(ع) جی برگزار می شود، گفت: چیزی که باید بدانیم این است که شیعه واقعی همان طور که وظیفه دارد حج برود، نماز بخواند، روزه بگیرد، موظف است امر به معروف و نهی از منکر را نیز به جا آورد، آن ملتی که افراد آن امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، نمی تواند در زمره انسان های خیر البریه قرار گیرند.

وی در تفسیر آیات سوره عصر افزود: آیات اول و دوم سوره الانشان لفی خشر»، زندگی افراد عادی و آیه سوم که می فرماید. «الا الذین آمنوا و عملوا الضالخات وتواضؤا بالحق وتواضؤا بالضربر» زندگی یک مؤمن واقعی را ترسیم می کند.

حضرت آیت الله مظاهری با توجه به آیه سوم سوره عصر، اذعان کرد: ایمان کامل یعنی انسان افزون بر قبول اعتقادات شیعه به وظایف مذهب تشیع عمل کند و همچنین امر به معارف و ناهی از منکرات دین باشد. رئیس حوزه علمیه اصفهان توضیح داد:همراهی ایمان و عملی صالح در آیات قرآن بسیار مشاهده می شود و امر به معروف و نهی از منکر نیز در ضمن این آیات وجود دارد ولی چیزی که سوره عصر را منحصر به فرد کرده، اشاره مستقیم آیه سوم این سوره به مسأله مهم امر به معروف و نهی از منکر در کنار ایمان و عملی صالح است. حضرت آیت الله مظاهری در تبیین مراتب امر به معروف و نهی از منکر تشریح کرد: امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد، یعنی عموم مردم وظیفه دارند با تذکر دادن، یکدیگر را به دین هدآیت کنند و برخورد با متخلفان تنها در حیطه وظایف دولت است. این مرجع تقلید با انتقاد از نبود یک وزارتخانه اختصاصی برای احیای امر به معروف و نهی از منکر در کشور جمهوری اسلامی ایران، افزود: قرآن در آیه صد و چهارم سوره ال عمران که می فرماید. «ولتکن منکم امه تدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛ اولئک هم المفلحون» به طور جدی از ما می خواهد دستگاه خاصی در کشور عهده دار اجرای امر به معروف و نهی از منکر باشد، این یک اشکال بزرگ در جمهوری اسلامی ایران است که وزارتخانه ای برای احیای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ندارد، البته این را هم بگویم خود مردم هم از دادن تذکر به یکدیگر طفره می روند.

وی ابراز کرد: این سعودی های احمق یک دستگاه خاصی جهت اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه راه اندازی کرده اند، اعضای این دستگاه نمی گذارند کسی به مقدستشان توهین کند، مثلاً اگر ببینند کسی با برای نماز خواندن از شهر استفاده می کند، با آن به طور جدی برخورد می کنند.

حضرت آیت الله مظاهری به بدترین منکرات اشاره کرد و گفت: بدترین منکرات بدحجابی زنان و مردان است، بارها دشمنان اقرار کرده اند که نتوانستیم راه نفوذی در جمهوری اسلامی ایران پیدا کنیم، ولی با ترویج بدحجابی در بین ملت ایران، در حال تسلط پیدا کردن بر نفوسی مردم هستیم.

آیت الله سبحانی: پدیده زشت اعتید، عقل و غیرت را از بین می برد

حضرت آیت الله جعفر سبحانی در دیدار قائم مقام و جمعی از مدیران ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور با بیان این که مبارزه با مواد مخدر بهترین مصداق برای نهی از منکر است، گفت: دو نوع منکر وجود دارد، یک نوع منکر به مالی انسان ضرر می زند و نوعی دیگر منکر، عقلی انسان را از بین می برد. وی افزود: در سال ۱۳۳۹ شمسی محضر مرحوم آیت الله بروجردی بودم یک نفر از پزشکان تهران که رییس بیمارستان های روانی بود همراه یک پزشک سوئدی خدمت ایشان رسیدند و سوالاتی را از ایشان در زمینه مواد الکلی پرسیدند، آیت الله بروجردی فرمودند که کرامت و عزت انسان با عقل بوده و الکلی دشمن عقل است؛ اگر هم بگویند یک قطره برای عقلی ضرر ندارد باید گفت که انسان زیاده طلب است و از یک قطره به مراحلی بالاتر می رسد.

استاد برجسته درسی خارج حوزه علمیه قم با بیان این که مواد مخدر همانند مواد الکلی است، اظهار داشت: این مواد ضرر به عقلی و اعصاب جامعه می زند، در یک جامعه که عقل افول کند، جوان گوشه گیر شود و مشغول توهمات باشد این کشور نمی تواند خود را اداره کند و حتما مستعمره دیگران می شود. وی ادامه داد: این که ۱۰ میلیون قاچاقچی مواد مخدر وجود دارد افزون بر مساله اقتصادی پشت پرده سیاسی نیز دارد، زمانی که طالبان در افغانستان حضور داشت مواد مخدرش این اندازه نبود اما حالی که این ها آمده اند طبق آماری که مطرح می شود چند برابر شده است؛ می گویند کشور اسلامی هستیم اما این اندازه موادر مخدر تولید می شود و اکثر دنیا در اینجا اداره می شود.

این مرجع تقلید با اشاره به روآیتی از امام صادق (ع) در زمینه امر به معروف و نهی از منکر ابراز داشت: حضرت می فرمایند که امر به معروف ونهی از منکر دو گونه است، کار زبانی و قلبی برای فرد است که اگر کسی بی نماز است. باید او را امر به معروف کرد اما کارهای بزرگ کسانی می خواهد که دارای قوت و قدرت باشند؛ کار ستاد مبارزه با مواد وی عنوان کرد: پدیده زشت اعتیاد عقلی و درک را می کشد، غیرت و حماسه را از بین می برد و بشر را به موجودی گوشه گیر تبدیل می کند که از چیزی خبر نداشته باشد و مشغول اوهام خود شود؛ وزارت آموزش و پرورش نیز در راستای مبارزه با این مسأله باید همکاری و تلاش کند.

حضرت آیت الله سبحانی خاطرنشان کرد: قاچاقچیان که وارد مملکت می شوند از افراد ناآگاه بهتر استفاده می کنند، دانش آموز فردی نااگاه است و آینده را به خوبی نمی بیند، در مدارسی باید قویا افرادی گمارده شوند که مراقب باشند. اگر آلودگی در گوشهای پیدا شد به سرعت معالجه کنند.

وی اضافه کرد: اگر گوشه ای آلوده شود بی اعتنایی صورت گیرد همه جا را می گیرد، کار کوچک را نباید رها کرد؛ مرد بزرگوار کسی است که بیماری کوچک را کوچک نشمارد؛ تقتیش و تفحصی در اینگونه مسائلی اشکالی ندارد و داخلی در غیبت نیست چون برای حفظ آبروی جامعه هر مساله ای که نیاز به تفتیش دارد از نظر شرع مجاز است به شرطی که شخص مظنون بوده و برای افراد نافع باشد.

امر به معروف و نهی از منکر

علامه مصباح یزدی

این سخن که پلیس وظیفه ای در قبال دین مردم ندارد، با حکومت اعلی حضرت سازگار است نه امام خمینی!

آیت الله مصباح یزدی در دیدار مسئولان حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی گفت: یکی از سئوالاتی که گاهی پرسیده می شود این است که تفاوت نظام اسلامی با قبل از انقلاب چیست؟ در زمان گذشته نیروی نظامی وجود داشت، مجلس شورا بود، حتی در قانون اساسی، شیعه مذهب رسمی کشور قید شده بود، ایام محرم روضه خوانی می شد و حتی از کاخ گلستان به صورت زنده روضه خوانی از رادیو پخش می شد، شاه کشور، به مکه می رفت، قرآن چاپ و منتشر می شد؛ چه چیزی را به دست آورده ایم که ارزش این همه فداکاری و خون های ریخته شده را داشته و دارد؟

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این مطالب افزود: مروری به فرمایشات امام خمینی (ره) نشان می دهد آن چه برای امام اهمیت داشت، اسلام، خداپرستی و حاکمیت خداپرستی، بر جامعه بود. اصلا تکیه کلام ایشان اسلام بود.

علامه مصباح با اشاره به این نکته که حاکمیت دین و خداپرستی بر جامعه هزینه بر است، افزود: در همان صدر اسلام، افراد زیادی به خاطر خداپرستی شکنجه شده و مورد آزار قرار گرفتند. بعد از تشکیل نظام اسلامی در مدینه، باز هم سختی ها و مشکلات وجود داشت.

بینش در بین انسان ها نسبت به مبدا و معاد وجود دارد، افزود: در یکی خواست و هوای نفسی، ملاک است و در دیگری خواست خدای متعالی، در یکی انسان موجودی هفتاد - هشتاد ساله است. و در واقع هلفی جز زحمت و تلاش برای خوشگذرانی از خلقت او متصور نیست و در دیگر انسان موجودی ابدی است که زندگی اصلی خود را در آخرت می داند. ایشان در ادامه ریشه تفاوت نظام اسلامی و نظام غیر اسلامی را در ایمان به مبدأ و معاد دانست.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: مهم ترین رکن هر دولتی، رکن حافظ امنیت در جامعه، یعنی نیروهای نظامی جامعه هستند، کسانی که بینش مادی دارند، امنیت را تنها امنیت جانی، آبرویی و مالی می دانند، اما از نه موجودی محدود و موقت، بلکه موجودی ابدی است و علاوه بر بعد حیوانی، برای زندگی انسان بعد متعالی نیز قائل است، دایره حقوقی که باید امنیت آنها تأمین شود در اسلام وسیع تر است و شامل ارزش های متعالی نیز می شود.

ایشان در ادامه بحث با اشاره به این که پلیس طاغوت و پلیسی نظام اسلامی هر دو باید امنیت جانی، مالی و آبروئی مردم را تأمین کننل، افزودند؛ اما پلیسی نظام اسلامی باید امنیت دینی جامعه را نیز تأمین کند و حافظ ارزش های دینی نیز باشد؛ از آنجا که وجه تمایز نظام اسلامی با نظام های دیگر و مهم ترین شاخصه نظام اسلامی، دینی و اسلامی بودن آن است، مهم ترین ویژگی پلیس نظام اسلامی نیز حفاظت از ارزش های دینی جامعه است، لذا اگر کسی بگوید پلیس وظیفه ای در قبال دین مردم ندارد. بیشتر با حکومت اعلی حضرت سازگار است و نه حکومت امام خمینی (ره).

وی در بخش پایانی سخنانش با بیان این که ماقبل از این که تابع حکومت باشیم، بنده خداییم و اگر تابع این حکومت هستیم، از آن جهت است که امضای ولی فقیه که نایب امام زمان (عج) است را دارد، افزود: اگر تنها امنیت مالی و جانی اهمیت داشت، امام حسین (ع) در کنار کعبه به عنوان حرم امن الهی، امنیت مالی و جانی داشتند یا می توانستند به جایی بروند که جان و مالشان محفوظ باشد؛ اما ایشان وقتی امنیت دینی و اخلاقی جامعه را در خطر دیدند، قبل از اعمال حج، از مکه به طرف کوفه حرکت کردند و جان خود را به خطر انداختند. لذا اگر پیرو سیدالشهدا(ع) هستیم، نمی توانیم با دین او کاری نداشته باشیم. قابل ذکر است، سال گذشته رئیس جمهور در جمع فرماندهان پلیس با بیان این که وظیفه نیروی انتظامی اجرای اسلام نیست، گفته بود: پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمی تواند بگوید که چون این را خداوند گفته و یا روآیتی است که پیغمبر فرموده است، خود را مسئول اجرای اسلام بداند. بی خود، خود را به مخمصه نیندازیم و مردم را گرفتار نکنیم، وظیفه پلیس اجرای قانون است؛ به هر حال برخی از احکام شرع در قانون آمده و برخی هم مجلس مطابق با شرع تصویب می کند.

ضرورت استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت تشکل های مردم نهاد ...

ضرورت استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت تشکل های مردم نهادامر به معروف و نهایی از منکر در نهادینه سازی این دو واجب در جامعه

روح الله عباسیان جزی

قانون حمآیت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که منجر به تشکیل استاد امر به معروف و نهی از منکر شده است می تواند قلم اولیه در ایجاد نهادی تخصصی برای امر به معروف و نهی از منکر باشد. ستاد امر به معروف و نهی از منکر در چارت تشکیلاتی خود دارای محاسنی است که می تواند به قوام و اثر بخسی آن کمک کند و آن حضور مسئولان نهادهای مختلف در آن است. همین نقطه قوت می تواند به نقطه ضعف بدل شود و آن این است که فقط مسئولان نهادهای مختلف عمومی و دولتی در این ستاد صاحب نظر ورای باشند. همه انطور که حضور مسئولان مهم است حضور نمایندگان تشکل های مردمی که فعالیت تخصصی در این عرصه دارند نیز ضروری به نظر می رسل، متاسفانه در چارت ستاد امر به معروف نامی از نماینده یا نمایندگان تشکل های مردمی امر به معروف و نهی از منکر ذکر نشده است که این یکی از ضعف های این قانون است.

پیش از تصویب قانون ما نظرات و پیشنهادات خود را به مجلسی ارالله کردیم که از مهمترین آنها حضور نماینده یا نمایندگانی از تشکل های مردمی امر به معروف و نهی از منکر در چارت استاد بود که ضمن احترام به این تشکل ها و نهادهای تخصصی از ظرفیت آنها و تخصصی و دلسوزی شان و اینکه وابستگی حزبی و گروهی ندارند و در عرصه عمل هم گاهی از خیلی از دستگاه های دولتی جلوتر هستند.

در برنامه ریزی و سیاستگذاری و نظارت در این عرصه خطیر استفاده شود که متاسفانه این مهم اتفاق نیفتاد. وقتی قانون تصویب شد به خاطر کاری به دفتر حجت الاسلام والمسلمین سالک رئیس وقت کمیسیون فرهنگی مجلس رفتیم و ضمن دیدار این مطالبا را گفتم که برای تشکل های مردم نهاد امر به معروف و نهی از منکر چرا عضوی در چارت ستاد تعیین نشده است؟ ایشان گفتند نه اینچنین نیست و کتابچه قانون امر به معروف و نهی از منکر را گشودند ولی هرچه گشتند اثری از وجود نماینده تشکل های مردمی را در چارت ستاد پیدا نکردند! ایشان اذعان کردند که از این موضوع غفلت کردهایم. اما خدا را شکر قانون بعد از بیش از سی سال از انقلاب اسلامی به تصویب رسیده است و جای مسرت دارد. در این رابطه پیشنهاد می شود اگر در قانون ضعفی وجود دارد لااقل در مرحله اجرا جبران شود. مثلا پیشنهاد شود نماینده منتخب تشکل های مردم نهاد امر به معروف و نهی از منکر در جلسات ستاد امر به معروف به عنوان عضو مدعو حضور پیدا کنند و در مواردی که لازم است اعلام نظر داشته باشند. همچنین در ستادهای استانی و شهرستانی نیز این موضوع لحاظ شود. اینگونه نباشد که جلسات مختصری گردهمایی مسئولان باشد و حرکت و مطالبهای در آن از حمآیت فعالین مردمی در آن نباشد.

نکته دیگر این است که رؤسای ستاد امر به معروف و نهی از منکر جلسات هم اندیشی با فعالین مردمی امر به معروف و نهی از منکر برگزار کنند. این اقدام بایستی از مسئول ن رده بالا آغاز شود. انتظار از برادر انقلابی حضرت آیت اله جنتی رئیس ستاد امر به معروف این است که همانطور که رهبر معظم انقلاب جلسانی با جوانان، اساتید و تشکل های دانشجویی و... را برگزار می کنند از معظم له در این زمینه الگو برداری فرمایند و جلساتی را تلوین کنند تا از نظرات فعالان مردمی و نخبگان این عرصه استفاده شود. البته انتظار از دبیر محترم ستاد و همچنین مسئولان استانی و شهرستانی نیز اینگونه است.

امید است با تعامل بیشتر مسئولان و فعالان مردمی شاهد گسترش روزافزون این فریضه در سطح جامعه و ترویج معروفات و رفع منکرات باشیم.

سلسله مباحت امر به معروف و نهی از منکر (۲)

گفتمان امت واحده

پویائی هر جامعه آرزوی همیشگی اعضای آن جامعه بوده و هست. البته اینکه چگونه به این آرمان دست پیدا کنند خود ماجرائی خواندنی و طولانی در تاریخ زندگی بشری دارد. این میلی و خواست درونی و ذاتی به گونه های مختلف و با ادبیات متفاوتی ابراز شده است. ایسم گرائی که آوازه آن در جهان گسترانیده شده است، در هر قوم و گروهی با انتخاب یک پیشوند برای آن هویت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را نشان داده اند ، حاکی از این واقعیت است. اما همیشه این سوالی مطرح بوده است که کدام ادبیات مشترک می تواند همه این واگرائی ها را به همگرائی تبدیل کند و همه این تنفرها و دور شدن ها را به احساسی مو علاقه مشترک تبدیل کند؟ در پاسخ به سوالی فوق به طور کلی دو نگاه درون دینی و برون دینی خودنمایی کرده است. در نگاه برون دینی تلاش برای نشان دادن مزایای گسترده مادی و دنیوی یک فرهنگ، مسیری بوده که جوامع میختلفی آن را تجربه کرده اند. به عنوان مثال وقتی گفته می شود تفکرات امپریالیستی تفکر پایان تاریخ انسآنهاست این هدف دنبال می شود که راه نجات و رسیدن به یک همگرائی جهانی را باید در اندیشه سرمایه داری جست و جو کرد و وقتی گفته می شود دین افیون توده هاست یعنی آنکه پذیرش تفکرات کمونیستی می تواند راه واقعی نجات همگان محسوب شود، و البته تجربه تاریخی ناکارآمدی در عمل و ناهماهنگی در مبانی این نوع اندیشه ها را نیز نشان داد. طرح ادبیات و گفتمان حقوق بشر هم با چنین نگاهی دنبال می شود که نمی توان برای آن سرنوشتی جدای از انچه تا کنون رخ داده، را مد نظر قرار داد. در این بین درون مایه های ادبیات دینی با طرح شعار امت واحده، و بهره مندی از ضمانت اجرای امر به معروف و نهی از منکر و تبیین نگاه جامع به منافع دنیا و آخرت مسیری متفاوت را فرا روی جامعه و انسآنها گذاشت. در گفتمان امت، هر عاملی که می تواند ایجاد انشقاق و جدائی بین انسآنها کند یا مد نظر قرار نمی گیرد یا اولویت دست اول و مساله اصلی به حساب تمی آید. تفاوتهای مذکور می تواند جنبه طبیعی داشته باشد همانند تفاوت در رنگ پوست و می تواند مصنوعی و ساخته دست بشر باشد. همانند ترسیم مرزهای جغرافیایی و شکل دادن به واحدهای جغرافیایی به نام دولت-ملت. ادبیات موجود در قرآن کریم آن است که ای انسآنها شما را با اوصاف و ویژگی های مختلف آفریدیم. فلسفه وجودی این تفاوتها چیزی جز شناخت دقیق تر و بهتر و آسان تر نبوده ونیست.

آنچه می تواند معیار برتری شما باشد. بهره مندی از فضائل زیبای زندگی و آراستگی به سجایای اخلاقی است. این ادبیات زمینه برای آپارتاید نژادی و یا هر نوع آپارتاید و تبعیض را از بین می برد. و اصولا جائی برای عرض اندام کردن به چنین اوصاف و ویژگی هائی را نمی دهد. با کنار رفتن این عواملی دلیل مهمی بر اختلافات عمده و گسترده اجتماعی پیش نخواهد آمد که البته اختلافات جزئی چاره ای جز از ان نمی باشد ولی این مسلم است که وزن و ارزش این مسائل همیشه جزئی و دست دوم است و ضروری می نماید که منافع اصلی هرگز تحت تأثیر منافع فرعی قرار نگیرد که خود ریشه در خرد جمعی دارد. برداشتن عواملی اختلاف شرط لازم برای شکل دهی به امت واحده می باشد ولی شرط کافی نیست. در کنار آن باید عامل اثباتی هم شکل بگیرد. این مولفه در ادبیات قرآنی اجتماع حول محور "الله" دانسته شده است. قل یا اهل الکتاب تعالو الی کلمه سواء بیننا و بینکم الانعبد الاالله ... خطاب قرار دادن اهل کتاب و نه همه انسآنها بدان دلیل است که نمی توان ارزشهای متعالی و اصلی را فدای ارزشهای توهمی و جعلی و ساختگی قرار داد. آنانکه به روابط آزاد معتقدند و بر آن اصرار دارند نمی توانند ارزشهائی را ارائه کنند که همه انسآنها را در بر بگیرد و یا منافع دنیا و آخرت آنها را شکل دهد. اما محور قرار دادن خالق انسآنها و عطف به اهداف آفرینش در پرتو نگاه خالق هستی هرچند در زبان انسآنها نباشد اما در فطرت و درون آنها جایگاهی عمیق و ریشه ای محکم دارد. این ندای درونی هرچند در مواقعی خاموش و یا کم سو شود اما زائل شدنی نیست و البته نباید بدان بی اعتقاد بود که ضرر ان جز به خود انسآنها باز نمی گردد. رمز و راز توجه به امت واحده را در نگاه فوق باید دانست. نگاهی از مسیر خردمندی و دلدادگی به سرنوشت فردی و جمعی انسآنها و احساس مسئول ت در برابر آنها و بی توجه نبودن به آرمان ها و خواسته های آنها هرچند ادبیات آن تنها در زبان یک درصدی ما ظاهر شود و ۹۹ درصد باقی مانده آن را پنهان کنند یا بیاعتنا به آن باشند ادبیات امت واحده ادبیات رسالت محور است و نه ادبیات میلگرا مبتنی بر خویشتن مالکی، نگاه امت واحده نگاه به منافعی است که هیچ کس نمی تواند و نباید نسبت به آن بی توجه یا کم توجهی نماید. رویکرد امت واحده گره زدن همه افراد بشر در سرنوشتی است. در گفتمان امت واحده دلیلی بر هزینه شدن انسآنها برای یکدیگر در امور واهی و خیالی وجود ندارد. در این فضا هیچ توجیهی ندارد که عده ای تنها به خاطر رنگ پوست، گویشی و زبان خاصی، قومیت یا ملیت ویژه ای قربانی بدهند آن هم به طور گسترده و فراگیر و کار تا آنجا رود که جامعه جهانی اسم جنآیت بین المللی بر آن بگذارد و آن را تهدیدی برای بشریت محسوب کند. در این ادبیات اصولا هیچ کدام از مسائل فوق جائی ندارد و البته جای تاسف فراوان از عملکرد داعیه داران دین در نگاه امت واحده نیز موج می زند. آنانکه قرآن را مهجورانه گرفتند و با نگاه نامهربانانه خود و یا نگاه تحجر گرا و سلفی خویش ضربه های سنگینی را به حیات امت واحده ت} کنون زده اند. و از آموزه هایی اسلام کرد. تداوم ان در امامت و نه خلافت خود را نشان داد دور کرده اند. این ساختار با شکوه و کاخ عظیم انسانی - اسلامی نیازمند یک ضمانت اجرای قوی و مستحکم است. امر به معروف و نهی از منکر چنین رسالتی را در درون خود تعبیه کرده است که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود راعی دهقی (مدیرمسئول)

نشریه ی علمی تخصصی احقاق حق

شماره نخست دوماهنامه علمی- تخصصی احقاق حقی به مدیر مسئول حجت الاسلام و المسلمین دکتر راعی منتشر شد. در سخن اولی مدیر مسئول نشریه آمده است: نشریه علمی تخصصی احقاق حق با نگاه به راهکارهای رفع ظلم و تنظیم مناسبات اجتماعی افراد به منظور بهره مندی از آرامش و آسایشی لازم جهت استفاده از سرمایه عمر که خداوند به رسم امانت به آنها داده است. و شکل دهی مطلوب به یک جامعه مومنانه که فوزو فلاح و سعادت را فرا روی خود قرار دهند پا به حوزه علم گذاشته است این نگاه آرمانی البته در مقام عمل با مشکلات و موانع چندی مواجه است. راهکار فقهی و حقوقی برون رفته، در این نوع مسایل توجه خاصی به امر به معروف و نهی از منکر می باشد. داشتن نگاه فقهی - حقوقی و اخلاقی به این دو فریضه الهی می تواند افقی امیدوارکننده ای را فرا روی دلدادگان به این مرزو بوم قرار دهد. در اولین شماره این نشریه که تخصصی حقوقی می باشد.

چند مقاله با عناوین زیر گنجانده شده است: امر به معروف و حریم خصوصی، حق انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر حاکمان توسط مردم از منظر فقه و حقوقی موضوعهای ایران، حقوقی شهروندی و فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر و... علاقه مندان جهت تهیه نشریه می توانند با شماره ۰۹۱۳۴۱۲۶۰۶۵ تماسی حاصل فرمایند. ضمنا محققین محترم می توانند مقالات علمی-تخصصی خود در زمینه رشته حقوقی را برای چاپ به این نشریه طبق فرمت اعلامی و با ذکر مشخصات کامل محققی از طریق ایمیلی ehghaghe.hagh۹۵@gmail.com ارسال فرمایند.

آیت الله مهدوی در مصاحبه ی اختصاصی با عباد الرحمن

در زمینه ی امر به معروف نباید منتظرهمراهی سیاستمداران بود

در تاریخ ۹۵/۵/۲ دیدار و مصاحبه ای با آیت الله سید ابوالحسن مهدوی نماینده ی محترم مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه ی موقت اصفهان در موضوع امر به معروف و نهی از منکر داشتیم که ایشان ضمن تشکر از رویکرد نشریه، با حوصله و علاقه ی تمام، به سؤالات پاسخ گفتند. سؤالات طرح شده و پاسخ های ایشان به قرار زیر است:

• به نظر شما چه عواملی سبب شده ما در عرضه ی امر به معروف و نهی از منکر رکورد داشته باشیم؟ با توجه به این که در اوائل انقلاب رغبت بیشتری می دیدیم. اما اکنون دچار رخوت و کوتاهی در این حوزه شده ایم تا بدانجا که خیلی از دین داران ما هم فعالیتی در این زمینه نمی کنند و به نوعی بی تفاوت شده اند.

تشکر می کنم از شما به خاطر زحماتی که می کشید. رکود امر به معروف و نهی از منکر معلولی سه مورد است: اولی مشکلی عمده به نام ضعف ایمان است. هرچه ایمان ضعیف تر شود عمل به دستورات دین هم کمتر می شود.مثلاً اگر فرض کنید روزه خواری زیاد شده و عده اندکی روزه می گیرند علت ضعف ایمان است.

اگر در همان جامعه ایمان قوی تر شود خواهیم دید که عملی به دستورات دین بیشتر خواهد شد. وقتی هم می بینیم که بحث حجاب، ضعیف می شود مشکل ضعف ایمان است. انسانی که ایمان قوی دارد مشکلی حجاب ندارد. در معاملات هم که مشکلاتی از جمله ربا و همین حقوقی های کذایی نجومی وجود دارد همگی به خاطر ضعف ایمان است. و یکی از دستورات دین هم امر به معروف است. قاعدتاً اگر ایمان جامعه قوی تر شد بسیاری از مشکلات حلی خواهد شد. منتهی امر به معروف بیشتر از نماز از شخصی نیرو می برد چون مشکلات دیگری هم دارد. وقتی شخصی مؤمن باشد نماز را اقامه می کند اما به امر به معروف که می رسیم بسیاری از نمازخوان های ما هم این کار را انجام نمی دهند. پس مشکلات دیگری هم علاوه بر ضعف ایمان وجود دارد که باید بررسی کنیم. پس دلیل اینکه بخشی از افراد تذکر نمی دهند مربوط به ضعف ایمان است. بخش دوم مربوط به کسانی است که مؤمن و اهلی مسجد هستند. آنها چرا تذکر نمی دهند؟ بنده سال ها در این زمینه در ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر فعالیت داشته ام و برایم عملاً ملموس است و نمونه و آمار و هرچه بخواهید برآیتان می گویم.

مشکل دوم مشکلات قانونی است که بر سر راه آمر به معروف و ناهی از منکر قرار دارد. یعنی شخصی، نگران این است که تذکر دهد و شکآیتی بر ضدش کنند و زمانی هم که به دادگاه می رود می بیند که قاضی یا کلانتری از مجرم یا متهم حمآیت می کند. من در این مورد نمونه های زیادی را سراغ دارم، یکی از ان ها جلو دستم است که فردی رفته صحبت کرده و نیروی انتظامی گفته چرا تذکر دادی و آمده برای ما نامه نوشته و تازه قرار است ما با آن ها برخورد بکنیم که چرا چنین کردید. دفتری هم در دادگستری به نام دفتر حمآیت از امرین به معروف تشکیل شد تا این خلا برطرف شود با این حالی این مشکلی هنوز وجود دارد که وقتی به برخی افراد می گوییم می گویند می ترسیم. نگران هستند.

در رساله داریم که اگر کسی خواست تذکر دهد ۴ شرط می خواهد که یکی از آن ها امنیت داشتن فرد است. یکی از مشکلات افراد نداشتن امنیت است که ما این مشکلی را حل کردیم. من نمونه های این مورد را می گویم که چه کارهایی کردیم تا امنیت زیاد بشود. هماهنگی هایی در این زمینه با نیروی انتظامی و ستاد احیا و بسیج و دادگستری و سایر نهادها شده و اکنون اصفهان در این زمینه از خیلی از شهرها خیلی جلو هستیم خیلی هم عقبیم. اما الحمدلله از تمام استان ها جلو هستیم.

مسئولان هم که از کار ما اطلاع دارند اذعان دارند. آیت الله جنتی چندین بار در این زمینه صریحاً به خودم گفته اند که کاری که شما در اصفهان کردید در هیچ جای ایران سراغ ندارم.

مشکل سوم، سیاستمداران و مسئولان ما هستند و اینکه خیلی از آن ها نمی خواهند. از وزرا و رئیس جمهور بگیرید و بیایید پایین، در موارد مختلف من حرف دارم یعنی الان بحث امر به معروف را من به رئیس جمهور داده ام اما اقدام نمی شود. به رئیس جمهور قبلی هم آقای احمدی نژاد دادم و با اینکه ایشان استقبال هم کردند و نوشتند اما هیچ اقدامی صورت نگرفت.

الان با وزیر کشور و معاونش چند جلسه حضوری و تلفنی داشتیم اما حرکتی صورت نگرفته است. سیاستمداران ما به هر دلیلی نمی خواهند؛ که البته این دلیل ها را می دانم چه چیزهایی هستند. یکی از این دلیل ها این است که می ترسند مشکلی اجتماعی پیش بیاید در حالی که راهکارهایی که ماداریم باعث می شود هیچ مشکلی پیش نیاید. پیشنهادهای ما عملی است و اجرا هم کردیم. از بیشتر از ده سال پیش که خواستیم کار را شروع کنیم. خیلی از مسئولان (که نمی خواهم الان اسم ببرم) مخالفت و مقابله می کردند و ما هم اعتنا نکردیم. معطلی تهران نشدم معطلی وزیر و رئیس جمهور نشدم. دوره آقای خاتمی بود. می گفتند بگذار ببینیم رئیس جمهور بعدی چه کسی است شاید همراه باشد. گفتم من کاری به رئیس جمهور ندارم. ما الحمدالله در اصفهان توانش را داریم مردم هم به ما اعتماد دارند کار را انجام می دهیم و جلو می رویم. برخی آقایان کم کم با ما همراهی کردند.

در این زمینه نباید منتظر همراهی سیاستمداران بود. در خبرگان هایی که بوده را رسما به آن ها گفتم و همگی پسندیدند و گفتند این ها را مکتوب کن تا جلو ببریم و ما هم کتبا برایشان فرستادیم اما تمام کارها در تمام ایران به دست بنده پیاده شد. یعنی زنگ می زنند استان های مختلف تازه می گویند بیا بگو چه کار بکنیم. در استان های مختلف رفتم صحبت کردم، برای هم در جریان نیستند. آنچه که ما می خواهیم کار عملیاتی است نه سخنرانی. بلکه باید اصلاح فکر صورت دهد. اصلاح فکر هم اغنای فکر می خواهد که اغنای فکر هم دلیل می خواهد. من الان در زمینه حجاب ۸ دلیل عقلی ذکر کردم و سه همایش هم برگزار کردم. اما یکی از همین آقایان تا شنیده بودند گفته بودند مگر حجاب دلیل عقلی هم دارد؟! یا کرسی آزاد اندیشی که راجع به حجاب بود در اصفهان تشکیل شد و هیچکدام از مجموعه ها شرکت نکردند. این ها از لحاظ فکری فاصله دارند. و ۵ سال عقب هستند. وقتی شما کرسی آزاداندیشی حوزه دستتان است و شرکت نمی کنید ده سال دیگر تازه بیدار می شوید و می بینید چه خبر است و چقدر عقب هستید.

• در بحث اولویت بندی در زمینه امر به معروف و نهای از منکر برخی می گویند باید به اولویتها پرداخته شود. نظر شما در این مورد چیست و بفرمایید اگر اولویتبندی صحیح است. آیا سبب می شود که اولویت های پایین تر را نادیده گرفته شوند؟

اولویت یک بحث عقلی و مسلم است. می گویند عقلا وقتی می خواهی دو کار را انجام دهی که یکی اهم است و دیگری مهم، ابتدا اهم را انجام بده. ما این نکته را در بحث منات تکلیف در اصولی فقه حوزه داریم که گفته شده وقتی دو تکلیف حوزه که همه به این عقیده دارند و در جامعه هم من بعید می دانم کسی این اولویت بندی را رد کند. اما لا به لای صحبت ها چیز دیگری گفتید که مربوط به اولویت بندی نیست.

اینکه آیا باید از چیزی که پایینتر است چشم پوشی بکنم این اولویتبندی نیست. اولویت بندی این است که وقتی ما نمی توانیم دو کار را با هم انجام دهیم یکی را انجام دهیم. مثالی هم که در اصول فقه ذکر می کنند انتقاد غریق است. یعنی دو نفر در حال غرق شدن هستند و شما می توانی فقط یکی از آنها را نجات دهی. یکی کافر است و دیگری مؤمن. عقل به شما چه می گوید؟ حالا که می توان یک نفر را نجات داد مؤمن را نجات دهید. اما این به این معنی نیست که اگر بتواند هر دو نفر را نجات دهد. چه کار کند؟ چون مسلم است که باید هر دورا نجات دهد. پس اگر می توان ید اهیم و مهم را با هم انجام دهید همه انجام شود. اما فرضی بر این است که ما اولویت بندی می کنیم چون گاهی فقطاهیم را و گاهی فقط مهم را می توانیم انجام دهیم. هر کدام را انجام بدهیم آن یکی ترک می شود الان باید چه کار کنیم؟

مثلا شما در حال رفتن به محلی درسی هستید و درسی هم برای شما لازم و مهم است اما ناگهان می بینید جنازه فردی وسط خیابان افتاده و اگر او را به درمانگاه نرسانید می میرد. عقل ما چه می گوید؟ می گوید درسی را رهاکن و به داد این فرد نیازمند برسی، پس حتماً باید اولویت بندی شود نه به این معنی که از زیرمجموعه های منکرات غافل شویم. زمانی که می توان همه را با هم انجام داد خب انجام دهید. برخی می گویند باید به ریشه ها و منکرهای دانه درشت میرود.

آیا این مطالب درست است؟ خیر این حرف درستی نیست. ریشه درست کردن از حرف های ماست. آنهایی که این حرف ها را میزنند از خود ما گرفتند و به خود ما برمیگردانند. آیه ی ۸۴ سورهی اسراء می فرماید: «قلب کلی یعملی علی شاکلاته». هر کسی عملی که طرز فکر اوست. مثلا لباسی که شما پوشیدی به شاکلهای شما این صحبت را می کنند از این جهت حرفشان درست است که ما اگر ریشه ها را یعنی فکر این افراد را درست کنیم بسیاری از کارهای روبنایی حل می شوند اما این آقایان بعد می خواهند نتیجه بگیرند که پس تذکر ندهید. این غلط است. من مثالی می زنم تا ببینید فریب دادن ما تا کجاست. فرض کنیم اقایی اسپری ای در دست دارد که اگر به هرکس بزند او را می کشد، آیا جلوی او را می گیرید؟ اینها می گویند نه جلوی او را نگیرید. بلکه کار فرهنگی انجام دهید.

عقل می گوید جلوی او را بگیر و زمانی که او را از این کار بازداشتی اصلاح فکر کن و با جلسات فرهنگی فکر او کردیم این بود که به نیروی انتظامی گفتیم روزی ۵ الی ۶ نفر را دستگیر کنید اما اینها را پیش حوزه مشخص می کنیم بفرستید. پس اول جلوی آنها را باید گرفت زیرا اگر رها شوند. مثل میوه ای گندیده است که فکر بدون برخورد و بدون دستگیری غلط است. باید دستگیر شود چون کار خلاف می کند اما صرف جریمه کردن کافی نیست بلکه بعد از دستگیری باید به مشاوره فرستاده شوند تا در مشاوره در حضور پدر یا شوهرش با آنها صحبت شود.

حضور والدین یا شوهر به دو دلیل است یکی اینکه پدر یا شوهرش هم صحبت های ما را بشنوند و آنها هم نماینده مادر خانه شوند و صحبت های ما را تذکر دهند. یکی هم اینکه دختر پشت سرما دروغ نگوید. در مشاوره ۹۸ درصد پذیرفتند و رفتارشان را عوض کردند. کار سومی که می کردیم. این بود که اینها را وقتی ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر می شدند به ناهار و نماز دعوت می کردیم. ای کاشی آنجا را فیلمبرداری می کردید. همه چادر مشکی به سر داشتند. ما نماز را خواندیم و قبل از ناهار ۴۵ دقیقه پیرامون دلایل عقلی حجاب با آنها صحبت کردیم و مسابقهای گذاشتیم و چند نفر را به مشهد مقدسی برای زیارت فرستادیم. پس این کار فکری وظیفهی ماست و نیروی انتظامی کارشی فقط برخورد است.

مثلا در بحث مواد مخدر هم دستگیر می کنند اما چرا موفق نیستند؟ چون دنبال دستگیری، کار فکری نمی کنند. افراد باید بعد از دستگیری به مشاورانی که از اساتید حوزه و دانشگاه هستند جهت مشاوره تحویل داده شوند تا قانع شوند که کارشان خلاف است و بعد هم راهکارهای تقویت اراده به آنها آموزش داده شود تا دیگر آلوده به اعتیاد نشوند. در شرای تاکنونی منکراتی متل ربا وجود دارد که با اینکه علما و مراجع ردین داران بسیار پیرامون آن اکبر دادهاند اما ساختار و اجرا هنوز درست نشدهاست؛ چگونه می توان در اصلاح این وضعیت اقدام برداشت که مولر واقع شود و در بیماری فراری سردسیر چه اقدامات باید انجام دهند. البته واقعیت بیش از مقداری است که شما گفتید. شما از نصفا آن خبر ندارید. گام هایی که برای ربا را به از: حدود - ۱ سالی پیشی است. ده ها سخنرانی شده است. اقدامات بسیاری انجام شده و خود من بیش از ۵۰ سخنرانی داشته ام که برای اولین بار علت حرمت و ریشه های ربا را ۲۵ سال پیش بیان کردم که انتطار دارم امثال شما این سخنرانی ها را منتشر کنند. هنوز کسی این بحث را در جامعه مطرح نکرده که اصلاً چرا ربا حرام است؟ چرا کار شخصی که یک میلیون می دهد و یک میلیون و صد پس می گیرد حرام است؟ چرا می گوییم ربا مبارزه با خداست؟ اگر ریشه را برای افراد توضیح ندهیم جانمی افتد. به فرمودهی قرآن: «ایقولون انما البیع مثل الریا» من جنسی را به ارزشی ۱۰۰۰ تومانی می گیرم و ۱۱۰۰ می فروشیم. این کار چه تفاوتی باریا می کند که من پول را ۱۰۰۰ تومان می دهم و ۱۱۰۰ تومان می گیرم؟

جای این بحث در کشور، خالی است و تا به حالی کسی این کار را نکرده که به ریشه های ربا بپردازد. کتاب هم نوشته نشده، سخنرانی هم نمی کنند.

در خبرگان هم مرتب این بحث شده است. علما هم با این حرامی که در کشور رخ می دهد مشکل دارند. گرچه این بحث کاری به ولآیت فقیه ندارد اما مراجع ناراحتند. در همین مورد وزیر دارایی به مجلس خبرگان آمده و صحبت کرده اما نتوانسته جواب ما را بدهد. در دولت قبلی صحبت شده. از دولت فعلی آقای طیب نیا را آوردیم پاسخ بدهد.

خود من با او صحبت کردم و نامه نوشتم که این کار را بکن و امیدوارم این کار در دولت شما انجام شود و این لااقلی برای خودتان یک پیروزی است. گفتند چشم من این کار را می کنم. ما یک مقدار امیدوار شدیم. انقلاب ده سال پیش که دیداری با ایشان داشتیم صریحا گفتند بحث ربا را پیگیری کنید. خب عزیزانی هم در و دیگری ساختار بانک. روزی وزیر دارایی یا رئیسی بانک مرکزی در خبرگان آمد و گفت ساختار بانک به گونه ای است که اصلاً سودهایی که در آن میی آید بر اساسی ربا است. یعنی ساختار تمام حقوقی ها را با همین ربا گذاشته اند. اگر ربا را جمع کنیم حقوق ها را چه کنیم؟ جواب مردم را چه بدهیم؟

الان مدتی است که تحرکاتی در حال انجام است اما من چشمم آب نمی خورد. چون اینها شکم هایشان از حرام پر شده و حقوقی هایشان را از همین راه می گیرند و با این سیستم میلیاردها پول جذب می کنند. پس باید ایمان را تقویت کرد.

نهی از منکردارید؟ اولا شخصی باید مسائلی شرعی را بداند و به اشتباه امر به منکر نکند. دوم اینکه خوشی اخلاقی باشد و با بیان خوب، امر به معروق و نهی از منکر بکند. روش بیان خیلی مهم است. ما می گوییم حسن فاعلی را از سوء فعلی جدا کنید و نگویید چون کار بدی می کنید پس ادم بدی هستید. تذکر هم فقط تذکر لسانی نیست و پنج روشی داریم. تا یکی از آن ها نشد. چهارراه دیگر داریم. راه دیگر اهدای کتاب است. راه دیگر از طریق نوشته است. در نوشته فقط تذکر ندهد بلکه تعریق و تمجید فرد را هم بکند و با دست خطی ناشناسی نوشت شود و در آخر هم چند دعا در حقش بکند. روش تلفنی و فضای مجازی هم خوب است. روش واسطه هم خوب است یعنی از طریق پدر یا دوست طرف. همچنین از طریق مشاوره، اینجا غیبت هم نیست.

• فعالین مردمی و دین داران و رسانه های چطور می توانند در این زمینه فعالیت داشته باشند

راهش همین است که الان در حال اجراست. یعنی روزنامه ها و مجلات و صداوسیما مرتب تکرار کنند و بگویند.

• تجمعات اعتراضی برای این کار را می پسندید؟

اگر دشمن سوءاستفاده نکند موردی ندارد. گاهی تجمعات باعث می شود بعداً در ماهواره چیز دیگری بگویند و مثلاً بگویند بر ضد نظام کار می کنند. اگر مطالبه عمومی بشود خوب است.

• چه توصیه های برای جوانان در بیست امر به معروف و نهی از منکر دارید؟

اولا شخص باید مسائل شرعی را بداندو به اشتباه امر به منکر نکند.

دوم اینک خوش اخلاق باشد و با بیان خوب، امر به معروف و نهی از منکر بکند روش بیان خیلی مهم است ما می گوییم حسن فاعلی را از سوء فعلی جدا کنید و نگویید چون کار بدی می کنید پس ادم بدی هستید.

تذکر هم فقط تذکر لسانی نیست و ما پنج روش داریم. تا یک از آنها نشد چهار راه دیگر داریم. راه دیگر اهدای کتاب است. راه دیگر از طریق نوشته است در نوشته فقط تذکر ندهد بلکه تعریف و تمجید فرد را هم بکند و با دست خطی ناشناس نوشته شود و در اخر هم چند دعا در حقش بکند. روش تلفنی و فضای مجازی هم خوب است. روش واسطه هم خوب است یعنی از طریق پدر یبا دوست طرف. همچنین از طریق مشاوره. اینجا غیبت هم نیست.

رابطه ی امر به معروف با با حاکمیت

• در دومین همایش علمی تخصصی روش «ای کاربردی امر با معرفی و نیز از منکر که در دانشگاه علوم پزشکی اصفهانی برگزار شد جناب آقای دکتر محمد صادق کوشکی از مهمانان و سخنرانان برنامه بودند. مباحث ارائه شده توسط ایشان را تقدیم شما می نماییم.

سلام علیکم؛

تفاوت امر به معروف و نهی از منکر با کار فرهنگی یا تبلیغات را (چنانکه امروزه نیز این دو موضوع با هم خلط می شوند) باید جدی انگاشت چنانکه حضرت آیت الله جوادی آملی هم بیان فرموده اند. البته علت این اختلاط ممکن است در نتیجه ی اشتباه واژگانی باشد اما همپوشانی ها در فضای واقعی گاهی اوقات این عمل را مشتبه می کند که اگر مثلاً ما در دانشگاه بنری بزنیم که حجاب گلی خوشبوی عفاف است، آیا این همان نهی از منکر است؟ یا اگر مثلاً در خیابان به خانم های باحجاب گل بدهیم آیا این ها امر به معروف تلقی می شود؟ این ها قاعدتاً ناشی از ندانستن معارف دینی است، البته نیت ها نیت های خیر است. رهبر انقلاب تعبیری در خصوصی امر به معروف و نهی از منکر دارند، ایشان می گویند امر به معروف و نهی از منکر باید آمرانه باشد، یعنی در آن امر و نهی مشخصی باشد و با خواهشی می کنم و با دعوت و امثالهم فرق کند. اولین نکته ای که اینجا پیش میآید و تزاحم هم پیدا می کند (همانطور که آقای جوادی آملی اشاره کردند) این است که آن چیزی که نهی از منکر را هم رتبهی جهاد و مشقات آن قرار می دهد، همان بحث آمریت و ناهی گری است. یعنی امر و نهی در شأن حاکمیت است و حاکم دارند.

مثلاً رئیسی یک اداره در مورد زیردستانشی حق امرو نهی دارد چراکه او در سلسله مراتب حاکمیت است. پدر هم در یک جایگاهی به عنوان ولی فرزند، حق امر و نهی دارد. اما در جامعه به طور عادی همه برای هم حق امر و نهی ندارند. مثلا اگر بنده سر خیابان بایستم و به راننده ها بگویم شما نمی توانید در این خیابان بیایید اینجا یکطرفه است، آنها می گویند جنابعالی ؟! تو چه کارهای؟ فقط این حرف ما را از زبان مأمور راهنمایی رانندگی می پذیرند نه از هرکسی، سوال: اگر امر و نهی در شأن حاکمیت باشد پس چرا به عنوان وظیفهای برای تک تک مردم قرار داده شده ؟ این دقیقا مسأله ای است که در روزگار فعلی ما محلی مجادله ی بسیاری از مسئولانی با کسانی است که در خصوصی این فریضه کار می کنند.

مثلاً اگر راننده تاکسی بخواهد در مورد این فریضه کارکند بلافاصله مقامات مسئول می گویند. این کار دخالت در حاکمیت ماست. در اینجا بعضی یک راه میانه ایجاد می کنند و می گویند آمر به معروف فقط باید لسانی امر به معروف بکند و مثلا درگیر نشود(یک راه فرار مطرح می کنند) اما باز هم حاکمیتی را مطرح می کند که اگر من حاکم ماگرمن دولتمپسی نیازی نیست شما وارد این قضیه بشوید. و دولت جمهوری اسلامی هم در همه ی ادوارشی استقبالی از این موضوع نکرده است، هیچکدام از اینها تلاش واقعی و بیرونی نکردند.

چرا؟ چون نهی از منکر و امر به معروف را در جامعه عملا تزاحم اختیارات دیده اند. حالا سوالی این است که شارع مقدسی که چنین دستوری را مطرح کرده خود او هم در مقام حاکمیت قرار داشته. حداقل نبی مکرم اسلام مدت ده سال حاکم بودند و این امر از کسی صادر شده که خود او هم حاکم بوده است. امیرمؤمنان حداقل حدود چهار سالی و چند ماه حاکم بوده اند و از جانب کسی که تجربهی حاکمیت داشته این مقوله صادر شده. حالی اگر امر به معروف و نهی از منکر در فضای جامعه و حکومت غیر دینی اتفاق بیفتد در آنجا این بحث تزاحم پیش نمی آید. آنجا شما کسی را که می دانید مسلمان است از بابت دینداری امر و نهی می کنید اما در نظام جمهوری اسلامی در جایی که حکومت دینی هست این تزاحم به طور جدی خودش را نشان می دهد. سوالی این است که این تزاحم چگونه حلی و فصل می شود؟ این تزاحم از اینجا ناشی می شود محصولی پژوهشی بنده است که به سفارش این همایش محصول تاملم می باشد که به نظر می رسد امر به معروف و نهی از منکر فصلی ممیزهی اسلام سیاسی با اسلام غیر سیاسی یا اسلام فردی یا سکولار باشد. یعنی بقیه ی احکام حتی جهاد نمی توانند فصلی ممیزهی اسلام با اسلام سکولار باشد. الان حکومت آلی سعود درهای جهاد را برای شهروندانشی باز کرده و می کند.

این حکومت که حکومتی سکولار است به مردم می گوید در نماز کمکتان می کنم، نماز جماعت را هم حتی کمکتان می کنم در مورد روزه کمکتان می کنم. حتی اگر کسی جهاد هم می خواهد بکند من امکانات می دهم که به افغانستان برود و با کفار روسی جهاد کند؛ کاری که ده سالی از ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ با گروه های پیکارجوی عرب انجام داد. یعنی گفت هر کسی می خواهد به جهاد برود من امکاناتش را تامین می کنم. چیزی که بعداً بنیانگذار گروه های تکفیری و سلفی و طالبان و القاعده شد. اما امر به معروف و نهی از منکر وجه ممیزهی اسلام سیاسی از غیرسیاسی است. شاهد مثالم این است که امیرمؤمنان بعد از ۲۵ سالی از فوت پیامبر(ص) در منصب حکومت نبودند، ایشان جمله ای دارند که مؤید این عرضی بنده است، ایشان می فرمایند در این ۲۵ سالی ندیدم که منکری اتفاق بیفتد یا معروفی ساقط بشود و برای احیای آن قیام نکنم. حتی مقطعی پیش میآید که برادر خلیفهی سوم در کوفه مرتکب شرابخواری می شود و با مستی به محراب مسجد کوفه می آید و در همان حالت مشغول به نماز می شود و به مردم میگوید ای مردم من امروز سرخوشم و اگر دوست داشته باشید می توان م برآیتان هشت رکعت نماز صبح بخوانم. این خبر میپیچد. اما کسی جرات نداشته که حد شرابخواری را برای برادر رضاعی خلیفه ی سوم اجرا کند و امیرمؤمنان با اینکه یک شهروند عادی است و هیچ سمتی هم ندارد این حکم را بر برادر خلیفه (ولید بن عقبه) اجرا می کند، یا از این جدی تر و جلوتر این که وقتی سالار شهیدان دارند به سمت کربلا حرکت می کنند از ایشان سؤال می شود که چه می کنید؟ ایشان برای اینکه دقیقاً مطرح کنند که چه می کنند می فرمایند برای اقامهای امر به معروف و نهی از منکر دارم حرکت می کنم، یعنی همهی سختی ها و شدایدی که بر ضدشان انجام شده برای انجام این فریضه بوده است والا اگر ایشان مشغول حج و نماز و مواردی از این دست بودند کسی با ایشان کاری نداشت. حتی اگر امام حسین(ع) به خلیفه ی وقت می گفت به من امکانات بده می خواهم با کفار روم جهاد کنم، بدون شک خلیفه این کار را می کرد. یعنی واجبات دیگر را اگر می خواست انجام بدهد. حتی یزید هم کمکش می کرد، اما سالار شهیدان می فرماید می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم که به همین دلیلی با او چنین برخورد خشن و آنچه که در عاشورا گذشت رخ می دهد. فصل ممیزهی اسلام سیاسی، اسلام علوی، اسلام حسینی، اسلام فاطمی، اسلام مهدوی با بقیه ی اسلام هایی که حضرت امام (ره) نامشان را اسلام امریکایی می گذاشت این است که همه ی مکلفین را وادار به امر و نهی می کند. چند روز پیش روزنامه ی دولتی ایران بحثی را در این خصوص مطرح کرده بود.

نویسنده به صراحت یک صفحه ی مفصلی از قولی یکی از اساتید دانشگاه نوشته بود: چرا کسانی به خود حق می دهند دیدگاه های شخصیشان را به دیگران تحمیل کنند؟ گفته بود. این کار تجاوز به حق دیگران است و هیج کسی نباید به خود اجازه دهد که عقاید شخصی خود را به دیگران تحمیل کند و دیگران هم نباید بپذیرند، این کار دیکتاتوری فردی است، یعنی فردی که دیدگاه های درست و غلط خودش را به بقیه تحمیل می کند و امر و نهی می کند، این دیکتاتوری فرد بر فرد است و محکوم است. هر کسی که درک و فهمی داشته باشد دقیقاً متوجه خواهد شد که نگرشی که در این روزنامه وجود داشته نگرشی است که می گوید تو اگر عقیدهای داری برای خودت نگه دار، تو می توانی مسلمان باشی، حجاب داشته باشی، نماز بخوانی، معتکف بشویی، روزه بگیری اما عقیدهات را به بقیه امر و نهی نکن. یک گریز قرآنی بزنیم.

قرآن می فرماید: بعضی مؤمنین بر بعضی ولآیت دارند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند. یعنی وقتی این اتفاقی می افتد قرآن واژه ی ولآیت را استفاده می کند. حالا اینجا وارد بحث مفسرین نمی شویم که آیا معنی ولآیت در اینجا تسلط و حاکمیت است یا مودت و دوستی؟ اما این واژه ی ولآیت داشتن مقدمه ی امر به معروف و نهی از منکر است. یعنی باز هم بعد سیاسی حاکمیتی پیدا می کند. یعنی اصطلاحاً در شأن حاکمیت است و چون در آن امرونهی وجود دارد یک کار سیاسی است. یا در جایی دیگر که خداوند می فرماید: وقتی کسانی که در زمین قدرت پیدا کردند (همان معنای واژهی «مکاناهم» که اقتدار است)، نماز به پا می دارند (نه اینکه نماز می خوانند)، یعنی فضا را برای عبادت مساعد می کنند و همینطور در مورد روزه و همینطور در مورد امر به معروف و نهی از منکر. یعنی امر و نهی با اقتدار و مکنت پیوند می خورد، یعنی از ناحیه ی اقتدار باید صورت بگیرد.

یک طرف آیه ی شریفه می فرماید ولآیت پیدا می کنند و جایی دیگر می فرماید اقتدار و مکنت پیدا می کنند. و در این ولآیت و مکنت حاکمیت است. خب اینها را گفتیم که به قولی علما تقریر بحث کنیم که محلی نزاع کجاست؟ حاکمیت اسلام میگوید اگر من هستم دیگر چه نیازی به امر و نهی شما هست؟ این زبان، قولی دولت های مادر طولی بیست و چند سال گذشته است که عموماً روی خوشی به این فریضه نشان نداده اند و مردم را تشویق کرده اند که کار فرهنگی بکنید و امر به معروف و نهی از منکر نکنید، یعنی امرانه برخورد نکنید در حالی که دین، رهبر انقلاب، مراجع و قاطبهی مراجع شیعه و شاید هم اجماعشون اصرار بر امر و نهی داشتند؛ آن هم بر ارکان قرانی که عرض شد، یعنی جنسش جنسی آمریت و ولآیت و قدرت است. حالا با این فضا اگر وارد بحث شویم از زاویه ای که کار اصلی از حوزه ی اصلی علوم سیاسی و حاکمیتی است به چند فایده میرسیم. یکی اینکه اتفاقا با وجود نظام دینی بعضی از وظایف، مخصوصی حاکم شرع است مثل اجرای حدود که فقط حاکم شرع حق انجامشی را دارد. یعنی حتی اگر بنده ولی دم باشم و حق قصاص شرعی داشته باشم و بخواهم کسی را قصاصی کنم و خودم بدوا مرتکب قصاصی شوم خودم قاتلم، بلکه حاکم شرع باید دستور به حکم قصاصی بدهد و من که ولی دم هستم با آن حکم حاکم شرع قاتلی را قصاص نفس کنم. یعنی این در شأن حاکم شرع است و به دیگری هم تسری پیدا نکرده.

اما امر به معروف را وظیفه ی همه ی مکلفین با آن شروط فقهی که می دانید دانسته اند. اولین بحثی که فهمیدیم این است که در اینجا در واقع تقسیم قدرت حاکمیت اتفاقی می افتد به نوعی مشارکت سیاسی در یک حدی فراتر از آنچه که در انتخابات و راهپیمایی هاست می باشد. یعنی واقعی ترین اتفاقی که به ان مشارکت سیاسی می گویند مشارکت شهروندان در قدرت حاکمیت است. در همه جای دنیا قدرت شهروندان را کم می کنند و تبدیل به قدرت حاکم می کنند تا او اعمالی حاکمیت کند. اسلام می گوید اتفاقاً حاکمیت باید قدرتشی را بین شهروندان متدین و مکلفین تقسیم کند و آنها با قدرتی که از ناحیه ی حاکمیت می گیرند امر به معروف و نهی از منکر کنند. یعنی اینجا خدا نخواسته قدرت فقط در دست دولت (حتی دولت اسلامی) متمرکز بشود.

وقتی از مسلمان ها خواسته می شود «کلکم رابع و کلکم مسئول عن رعیته» یعنی همه ی شما نوعی از حاکمیت و بهره ای از قدرت سیاسی دارید و بر اساسی ان، سهم اجرای حدود به شما نرسیده اما سهم امر و نهی به شریعت به شما رسیده و این یک اتفاقی است که در واقع برخلاف مسیر دیکتاتوری است. دیکتاتوری میگوید همه ی قدرت در اختیار دولت باشد ولی قرآن و شارع مقدسی میگوید قدرت باید بین شهروندان توزیع شود. چرا همه ی قدرت در دست دولت باشد؟ چرا شهروندان بخشی از این قدرت را نداشته باشند تا و فایده ایست که استخراج می شود. نکتهی بعدی اینکه اگر تزاحمی بین حاکمیت و بین شهروندان پیش آمد یعنی شهروندان احساسی کنند که فاعلی منکر، خود حاکمیت است (بخشی از حاکمیت یا کلی حاکمیت) در این حالت چه اتفاقی باید رخ دهد؟ یعنی ممکن است استاندار این استان عمدا تصمیم غلطی بگیرد (نه سهوا یا جهلا)، یعنی می خواهد به هر دلیلی تخلفی اتفاق بیفتد یا نه کلی ساختار دولت می خواهد تخلفی انجام بدهد.

در این حالت آیا شهروندان باید در قبال دولت (حاکم) امر به معروف و نهی از منکر کنند؟ امر به معروف و نهی از منکر را هیچ فقیهی تخصیص نزده که فقط در حقی شهروندان عادی است و در حق حاکمان نیست. اندیشه ی سیاسی شیعه چیزی به عنوان نقد نداریم. نقد حاکمیت اصلا ریشه ی دینی و فقهی ندارد. دین نگفته اگر خواستی می توانی حکومت را نقد کنی بلکه گفته اگر خطایی در حکومت دیدی باید حکومت را نهی کنی. یعنی در اینجا دایره ی مسئول ت شهروندان و آزادی عملشان بسیار فراتر از آن چیزی است که به آن آزادی بیان یا آزادی نقد سیاسی می گویند. الان خیلی از نقاط دنیا افتخار می کنند که اگر من حکومت خطایی کردم مردم می توانند به من تذکر بدهند، اما دین می گوید اگر حکومت، شخصی حاکم، مادون حاکم، استاندار، فرماندار، همسایه ات، فرزندات حرامی را مرتکب شدند یا واجبی را ترک کردند باید با آن شرایط فقهی اش امر و نهایش کنی، استثنایی معصوم که اصلاً خطا نمی کنند اما هر کسی غیر از معصوم ممکن است عمدا خطا بکند که اگر هم خطای عمدی نباشد بحث امر و نهی مطرح نمی شود و آن را باید آموزش داد و بحث دعوت و تبلیغ پیش می آید.

این خیلی مهم است که در هیچ نظام و سیاستی چنین حقی را برای شهروندان متعلق به اندیشه ی سیاسی اسلام و این نظام سیاسی شیعی است. جالب است اندیشهی سیاسی اهل سنت چنین مجالی را برای شهروندان در نظر نمی گیرد و به همین خاطر است که میگوییم فصل ممیزه اسلام اهل بیت با غیر از آن همین امر به معروف و نهی از منکر است. یعنی اسلامی که آبشخوری غیر از اهل بیت(ع) دارد و از «کتاب الله و عترتی» فقط کتاب الله را کافی دانسته امر به معروف و نهی از منکر را در مورد حکومت کاملا ممنوع و مردود می داند. من از برخی اساتید دانشگاه یا علمای وهابی، این را پرسیده ام که آیا شما امر به معروف و نهی از منکر را قبول دارید؟ می گویند بله لازم است. می گویم مصداقشی چیست؟ می گویند: مصداقشی این است که مثلا کسی این کارها را بکند. می گوییم حالا اگر حاکمیت باشد چطور؟ یکبار یک جشنوارهای موسیقی در سعودی در شهر بطحاء در حالی برگزاری بود که خیلی هم ولنگار بود، خود علمای وهابی هم ناراحت شده بودند که چقدرتو این جشنواره خطوط قرمزشان شکسته شده. ولی با پشتوآنهای حکومت بودند. همان موقع ما گفتگویی با یکی از اساتید دانشگاه های سعودی که گرایشات وهابی داشت داشتیم. گفتم آیا می شود این جشنواره ی موسیقی را هم به عنوان یک منکر نهی کرد؟ ایشان موضعشی ناگهان عوض شد و با اضطراب گفت: مادعا می کنیم که خداوند ما را از شر شیطان مصون بدارد. این دقیقاً به این معنا بود که قرار نیست حوزه ی امر به معروف به حاکمیت کشیده شود.

اصلاً جرمی که برخی از علمای اهل سنت برای سالار شهیدان ذکر می کنند. این است که چرا امر به معروف و نهی از منکر را متوجه حاکمیت کرده؟ اگر این کار را نمی کرد کسی هم با او کاری نداشت. پس این فریضهای که فصلی ممیز اسلام اهل بیت (ع) با غیر اهل بیت(ع) است بروز و ظهورش در حوزهی سیاسی و حاکمیت است. شانی از شؤون حکومت است که به جامعه واگذار شده است. چون بحث راهکارها هم هست من در آخر، راهکار امروزین امر به معروف و نهی از منکر را با توجه به اینکه جامعهی ما بیلی پیچیده تر و گسترده و متفاوت تر از جامعه ی مدینه شده ارائه می کنم. آنجا چهره به چهره، شکلی کافی ای بوده است اما الان چهره به چهره دیگر شکلی کافی ای نیست؛ مخصوصاً اینکه یک موقع است که دوست شما، همکارت یا فامیلت منکری را مرتکب می شود و شما نهی می کنی اما یک زمانی است که منکر را حاکمیت انجام می دهد و مشهود هم هست که ناشی از نادانی و جهل نیست، در واقع ناشی از تعمد است، که البته این منکر می تواند هر چیزی باشد. یک مثالی میزنم.مدتی پیشی رئیس جمهور وقت گفت می خواهیم خانم ها را به استادیوم دعوت کنیم تا مسابقات ورزشی مردانه را ببینند. خیلی از مراجع گفتند این کار حرام است و رهبر انقلاب به ایشان دستور دادند که باید حرف مراجع را بپذیرید و این قضیه منتفی شد گذشت.

دولت فعلی تصمیم گرفته این کار را تا یکی دو ماه دیگر انجام دهد و ورود خانمها به استادیوم های آقایان کاملا با حمآیت دولت، آزاد باشد. البته معاون رئیس جمهور در امور زنان هم خانم مولی وردی گفتند ما به دستور رئیس جمهور مساله را انجام می دهیم. مجدداً استفتاء شد و آیت الله صافی گلپایگانی گفتند اجماع مراجع بر حرمت این کار است. هیچ کدام از مراجع نظرشان را پس نگرفتند از جمله رهبر انقلاب که همین را گفته بودند. خب دولت فعلی می خواهد این کار را به جد بکند و آن چنان که معاون رئیس جمهور هم مطرح کردند و این در تیتر یک روزنامه ی ایران هم منتشر شد به دستور رئیس جمهور این اتفاق می خواهد بیفتد. خب الان در این فضا حکومت می خواهد منکری را انجام بدهد.

کسانی که صاحب نظرند و حق تعریف حلالی و حرام را در این قضه دارند آنها هم می گویند نظام اسلامی می خواهد حرامی توسط دولت با اقتدار حکومتی انجام بگیرد، خب وظیفه ی مکلفین چیست؟ این سؤالی است که خیلی وقتها مطرح می شود. اینجا اگر بنده به تنهایی بخواهم نهی از منکر کنم اصلا چه باید بکنم؟ اصلا امکانشی وجود دارد؟ بعضی می گویند چون نمی شود پس فریضه از من ساقط میشود، اما نه. نکته این است که فریضه ساقط نمی شود بلکه باید راهکار انجام این فریضه یافت شود. از بابا وجوب مقدمه ای واجب، آن هم واجب است. یعنی اگر بخواهیم نهی از منکر کنیم که این اینجاسازوکارهای جدید این فریضه مطرح می شود. یکی از آن ها رسانه است. رسانه سازوکاری است که نهی از منکر را هم نسبت به دولت و هم نسبت به شهروندان از طریق ابزارهای رسآنهای تسهیل می کند. هرکدام از ابزارهای رسآنهای را که در استطاعت دارم به خدمت بگیرم و فاعلین منکر را از انجام آن نهی کنم، یا جامعه را به ارتکاب معروفی خیلی از مواردی است که ما می بینی مشخصا نمی توان یم انجام بدهیم اما از طریق رسانه می شود انجام داد مخصوصا وقتی که مخاطب، حاکمیت باشد.

تشکل هایی است که برای این منظور ایجاد می شوند؛ چیزی که ممکن است در ادبیات علوم سیاسی از آن به نهادهای مدنی واسط یا حتی جامعه ی مدنی تعبیر شود. نهادهای واسط یعنی تشکل هایی که هدف کسب قدرت ندارند. حزب یا جناح سیاسی نیستند اما می خواهند در حوزهی جامعه و سیاست تاثیر بگذارند.

مصداقشی امر به معروف و نهی از منکر حاکمیت، دولت، قوهی قضاییه، صداوسیما و یا هر بخشی از حاکمیت است. اینجا آن تجمع رخ می دهد. در واقع تشکل پیش میآید. وقتی می گوی متشکل، ممکن است دوستان به فکر اتاق و دفتر رئیس و...، ... بیفتند، اما نه. الان در فضای مجازی که ده نفر بیست نفر با هم به هر نحوی مرتبطند، هیچ دفتر و اتاق و حزب و ... ندارند، اسمش هم به نام امر به مشترکی در این باره داشته باشند. و فهم مشترکی داشته باشند می گویند ما پنجاه نفر یا مثلاً بیست نفر که طلبهای مدرسه ی علمیه ی امام صادق علیه السلام اصفهان هستیم به عنوان جمعی از طلاب حوزه ی امام صادق (ع) بیانیه ای صادر و آن را در فضای مجازی و خطاب به رئیس جمهور محترم منتشر می کنیم، که کار شما منکر، خلاف نظر مراجع و حرام است و نباید آن را انجام دهید. بعد به مدرسهای علمیه ی کناری هم می گوییم شما هم زحمت بکشید و مدرسه ی بعدی و همینطور همهی مدارسی علمیه ای را که بینیم.

صدها بیانیه از صدها مدرسهای علمیه خطاب به رئیس جمهور صادر می شود که این کار حرام است و بنا به نظر مراجع و رهبر انقلاب شما نباید این می شود همان سازوکاری که بازدارندگی هم دارد 2 معمولا در جامعه ی ما آزمایشی نشده. یعنی تشکل هایی وجود داشته باشند و آنها هم به صورت مستمر باشند. یعنی امروز طلاب یک حوزه ی علمیه، فردا دانشجویان یک دانشگاه، پس فردا کسبه ی فلان جا همینطور، هیچ حاکمیتی حتی اگر در نظام جمهوری اسلامی باشد یک هفته هم نمی تواند در برابر سیل نهی از منکر رسانه ای دوام بیاورد قطعا عقب نشینی خواهد کرد. ببینید یک موقع است می گویند ما می خواهیم راهپیمایی کنیم و نمی شود. من می گوییم برد راهپیمایی تو از برد یک موج رسآنهای خیلی کمتر است و هزینه اش هم بیشتر است.

مردم در کار رسآنهای راحت در خانه نشستند و لازم نیست کار خاصی کنند و امضا کردن یک بیانیه ی اینترنتی نیازی به انتقال از محلی به محلی دیگر ندارد. مثالی دیگری که در خصوصی جامعه صدق می کند. این است که شما می گویید من امروز صبح از خانه که بیرون آمدم یک زن بی حجاب دیدم، یا دویست مورد آدمی دیدم که در ماه رمضان سیگار می کشیدند، تشخیصش هم برای من ساده نیست که آیا این فرد بی حجاب، غافل است یا جاهلی به مسئله و یا عامد؟ یا شروط امر به معروف را در ذهنتان ردیف می کنید و به این نتیجه می رسید که چون تمام شروط محقق نشدهاند. امر به معروف ممکن نیست. و عملا این فریضه در جامعه ی ما به خاطر همین پیچیدگی ها ترک شده اما قسمتی که مربوط به کل جامعه است. ما می خواهیم به جامعه بگوییم که باسمه تعالی هرزنی که بدون رعآیت حجاب شرعی بیرون بیاید زمینه را برای فروپاشی چند . خانواده، گسترش طلاقی، فروپاشی جامعه ی ایرانی خانواده محوروس. فراهم می کند. خب حالا این یک اتفاق است و از آن طرف هم می خواهیم نهی از منکر کنیم. عرض کردم. در دویست مورد یا سیصد مورد از خانه تا دانشگاه پیچیدگی می بینیم که کدام عامد است و کدام جاهلی و کدام غافلی ؟ این نیاز دارد که ما در جامعه یک نهی از منکر سیستماتیک داشته باشیم. امر به معروف و نهی از منکر نظام مند یا سیستماتی مکاتبدیلی امر و نهی الهی به هنجارهای اجتماعی است، یعنی آن امر و نهی ای که حکم و دستور فقهی است توسط نخبگان و الگوها در فرایند اموزشی بیاید و به جامعه منتقل شود. اینها قبل از نهی کردن است و مقدمهی سیستماتیک کردن است که ای زنی که به این شکل بیرون می آیی، فردا یک زن زیباتر از تو شوهر تو را از چنگت در می آورد اینها آموزشی است و به قولی قرآن باستاره ها می توان راه را پیدا کرد و توسط الگوها در بین جامعه گسترش پیدا کنند و آن وقت هنجار می شوند. وقتی چیزی هنجار شد دیگر کسی جرات شکستن ان را ندارد و پاسبان هم نمی خواهد . مثلا الان چه چیزی در جامعه ی ماهنجار است؟ یکی این است که عاشورا حرمت دارد. حتی ارامنه، زرتشتیان و یهودی ها هم ایام عاشورا در کشور ما عروسی نمی گیرند و چون به هنجار تبدیل شده نیازی به امر و نهی نیست. و مثل : نوروز که آن را با تمام گرانی ها و سختیهایشی چون به هنجار تبدیل شده برگزار می کنیم.

امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه ای گسترده تبدیل به یک نظام چون سازوکارهای نهی از منکر در جامعه ای پیچیده مثلی جامعه ی امروز باید با آنچه که در جامعه ی بسیط اولیه ی اسلامی بوده متفاوت باشد.

برخی برنامه های سیما قبح گناه را در جامعه از بین می برد

ایت الله شیخ رضا سبط الشیخ انصاری رئیس حوزه علمیه سبط الشخ انصاری دزفول در جمع نمازگزاران مسجد صاحب الزمان جنوبی دزفول در سخنانی به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به خیانت ساکتین در این خصوص پرداخت و از تک تک احاد جامعه و به ویژه مسئولان خواست تا نسبت به حفظ ارزش های دینی و اسلامی دغدغه داشته و در جامعه صریحا به منکرات واکنش دهند.

مشروح سخن ایشان بدین شرح است:

خداوند سبحان در آیه شریفه (واذ قالن آمهٔ منهم لم تعظون قوما الله مهلگه آو متلب هم غذا با شدیداقالوا مغذرهٔ الی ریکم ولعله، یلقون)(الاعراف ۱۶۴) مردمان یک جامعه را متشکل از سه گروه معرفی می فرماید:

۱- فاعلین ۲- ساکتین ۳- ناهین.

مراد از فاعلین ان کسانی هستند که مرتکب کارهای خلاف می شوند و در راسی کارهای خلاف، کارهایی است برخلاف رضای خدا باشد. زیر پا گذاشتن حدود الهی است و بعد سایر مسائلی، یعنی نادیده گرفتن یک سری قوانین وضعی مربوط به یک جامعه مدنی.

ساکتین آنانی هستند که شاهد کارهای خلافی از سوی خلافکاران هستند ولی بی تفاوتند، خودشان کارهای زشت را انجام نمیدهند ولی در مقابلی انان (فاعلین)ساکتند.

  • مومنین در مقابلی بی بندوباری و ولنگاری ساکت نیستند ناهین، یعنی آمرین بالمعروف و ناهین عن المنکر. و اینان که مومنین حقیقی و مسلمان راستین میباشند. در مقابلی گناه و خطا و بی بندوباری و ولنگاری و خطا و بی تفاوت و ساکت نبوده و نهی از زشتیها و امر به خوبی ها می کنند.

یک گروه اندکی باقی میماند که از آنها به «ناهین» تعبیر می شود، امر به معروف و نهی از منکر یک بداهت عقلی است که به ضرورت عقلی، نه براساسی باورهای دینی، در هر جامعه ای بنابر اصلی عقلانی قابل قبول است.

این امر مسلمی است. ناهین کسانی هستند که در برابر زشتیها بی تفاوت نیستند. یک مناظره و یک گفت و گویی در این آیه (۱۶۴ اعراف)، خداوند بین ساکتین و ناهین بیان کرده است.

ساکنین بدنبال ماست مالی کردن منکرات !

حرف ساکتین، حرفی است که امروز ما از زبان خیلی ها می شنویم، حرفهای کسانی که خوب هستند ولی خطاب به کسانی که به وظیفه خودشان عملی می کنند زبان نصیحت باز می کنند و می گویند چرا صحبت می کنید؟! چه ثمرهای دارد؟! این حرف ساکتین است.

و حالا منشاء این حرف کجاست و یک القای شیطانی است، انیک بحث دیگری است، کار ساکنین دمیدن روح یاسی و ناامیدی در مردم نسبت به اصلاح امورات است. گروه ساکتین اهل مداهانه هستند؛ مداهنه از کلمه دهن است، یعنی روغن، یا به معنای فارسی «ماست مالی» کردن.

{ سازشی و معامله بر سر دین و کوتاه آمدن از اصولی، ارزشی ها و مبانی دینی نقطه مقابلی غیرت دینی می باشد که به غلط از ان با عنوان «تساهلی و تسامح دینی» یاد می شود ولی باید آن را مداهنه نامید. } در یک روآیتی است که خداوند به شعیب پیامبر وحی کرد که امشب یکصد هزار نفر از قوم تو به عذاب الهی میرسند. ۶۰ هزار نفر از خوبان (ساکتین) و ۴۰ هزار نفر از بدان (فاعلین). سوالی شد که خدایا چرا خوبان و چرا بیشتر؟! پاسخ این بود: برای اینکه با خلافکاران آنها مداهنه کردند.

این افراد می گویند چرا باید با دیگران اصطکاک ایجاد کرد. بنا براین، مداهنه به معنای دست برداشتن از اصولی و مبانی و ارزشی ها و آرمان های الهی است تا مخالفان را خوش آید، که این کار از نظر قرآن کریم، کاری ناپسند است: مداهنه یعنی صلح و سازشی کلی که این غلط است. از فرمایشات امیرالمومنین علی(ع) است که فرمود:(آمرنا رشول الله صلی الله علیه و آله آن تلقی اهل المقاصی بوجوه شگفهژه) : رسول خدا به ما دستور دادند که با اهل معصیت، با چهره های عبوسی مواجه شویم، نه اینکه به آنان لبخند بزنیم. و این یکی از مهمترین عوامل پیشگیری از گناه و افزونی گناه کار در جامعه همایی باشد. (ناهین) قبول ندارند که نهی از منکر، و تذکرات آنان بی اثر می باشد (لغله، یلقون) و بالفرضی و با صرف نظر نمودن از نتیجه عملی، و با انجام تکلیف، می خواهند در پیشگاه الهی معذور باشند (منذره الی ربکم ).

اهل مداهنه، ساکتین در برابر فتنه و افراد بی تفاوت در مقابل منکرات، ملعون هستند

خداوند در قران می فرماید: «اقامی از طرف حضرت عیسی (ع) و حضرت داود (ع) مورد لعنت قرار گرفتند. برای اینکه عصیان می کردند و حدود الهی را زیر پا می گذاشتند. اینگونه بودند که در برابر منکرات و زشتیها نه نهی میکردند و نه پذیرای نهی می شدند.»

پس می بینیم ساکتین اینچنینی ملعون هستند. یک سری مسائلی که ما در سطح اجتماع با آن مواجه میشویم خیلی سادگی نادیده گرفته شده است. در همین موضوع انسان قرار بگیرد و نسبت به آن بی تفاوت باشد.این جای تعجب و تاسفه دارد. که دغدغه دینی نداشته باشیم.

خشم مقدس یکی از نشانه های اهل ایمانی است.

می گوییم خشم و غضب خوب است یابد؟! جواب این است که غضب و خشم مفتاح همه بدی هاست. یک گناهکلیدی است. اما این خشم در همه جا مفتاح بدی هاست؟!

ما یک خشمی داریم به نام خشم مقدسی. میشود گفت دین را همین خشم مقدسی پیشی برد. در روآیتی آمده است که یکی از نشانه های مومن حقیقی این است وقتی میبیند که حدی از حدود الهی زیر پا میرود، همچون پلنگی زخم خورده خشمگین میشود. ما چرا در برابر زیر پا رفتن حدود الهی و ارزشهای جامعه خودمان بی تفاوت هستیم؟ لذا وظیفه تک تک مومنین و مخصوصا مسئول ن است وقتی که می بینند یک حدی از حدود الهی، یک ارزش از ارزش های اسلامی نادیده گرفته می شود، اینها عصبانی بشوند. عصبانیتی که منشایی حرکتی مثبت برای پیشگیری از آن عمل خلاف می شود. چرا اعلام و ابراز تنفر از گناه وزیر پا رفتن حدود الهی در جامعه کم است؟ چرا فلان مسئول در سخنان خود رسما اعلام نمی کند که ای مردم من از بیحجابی متنفر هستیم این مقتضی تولی و تبری است. همه وظیفه دارند. هر کسی به سهم خودش، هم مردم و هم مسئولان.

من سخنرانی می کنم وظیفه من هست وقتی جایی که حرکتی خلاف رضای خدا باشد، اعلام کنم که می کنم. دیگران هم همینطور مسئول ن بایستی قاطعانه و صراحتاً با اعمال ضد اسلامی مخالفت نموده، و علناً اعلام تنفر و بیزاری از ضدارزشی ها نمایند. و مسئول ن باید قاطعانه مدافع ارزشها و حدود الهی باشند. یک مثالی بزنم از رئیس قوه مجریه که رئیس جمهور محترم می باشد. در اولین کنفرانسی مطبوعاتی یک خانمی آمد در حالی که موهایشی آشکار بود، که این برخلاف رضای خداست، برخلاف قانون مسلم قرآنی است. همان لحظه تلاطمی در درون من بود؛ تعبیر من این است هیج زمانی در طول عمرم این قدر آرزو در دل نمی کردم و بعد این همه حسرت نخوردم. آرزویم این بود که چقدر خوب است یک تذکر محترمانه و قاطعانه داده بشود و حسرتم این بود که این تذکر داده نشد.

اگر من بودم، می گفتم: دخترم! من به عنوان رئیس قوه مجریه و بالاتر از آن به عنوان یک شخصی روحانی که وظیفه ام تقویت و ترویج دین است از شما خواهشی می کنم این بزرگترین حد الهی را رعآیت کنید. و اگر این تذکر داده می شده، رعآیت حجاب فائده و اثر مثبت چنین تذکراتی، از فوائد واثرات صدها و بلکه هزاران مجلسی که در رابطه با حجاب برگزار شود ، بهتر و بیشتر است . اینکه گاه افرادی بخواهند به گونهای حرکت کنند که همه گروه ها و اشخاصی مرید او و او مراد آنها بشود این کاری است بسیار غلط و منافقانه.

  • برخی برنامه های سیما قبیح گناه را در جامعه از بینی میبرد. ایشان در پاسخ به سئوالی پیرامون نقش رسانه ملی در فرهنگ سازی در جامعه گفتند: آیا سیمای ما نمی خواهد ننگی استفاده ابزاری از وجود زنی مسلمان را برای تبلیغات تجاری خود باور کند؟! آنهم تبلیغاتی که در مواردی که نه تنها که مفید نیست بلکه مضر است و بلکه مردم را سوق می دهد. به طرف زندگی تجملی و اشرافی بدون کوششی. اگر بخواهیم وارد جزئیات بشویم و به محتوای سریالهایی که ایجاد ارتباط و خلوت کردن با نامحرم را یک امر طبیعی جلوه می دهد و قبح خیلی از مسائلی از بین رفته است، آن یک بحث خیلی مفصلی است. برخی تبلیغات در سیما اغواگری است ، مثل آن تبلیغ کرم حلزونی که اغوای یک ملت بود و هیچ کسی پاسخگو نیست.

یکی بیاید این جمله را توضیح بدهد «بدون چاکلز هرگز؛ یعنی چی؟» چرا یک ریال خرج «بدون حجاب هرگز» نمی کنیم؟! دانشگاه این مملکت طبق فرموده امام صدا و سیماست و این رسانه مسئول ت زیادی را در فرهنگسازی بر عهده دارد.

چرا یک بار به خاطر حدود الهی، مردم برانگیخته نمی شوند و یا مسئولان عذرخواهی نمی کنند؟ اگر در فرانسه دولتمردان انجا یک دختر را به خاطر حجاب از دانشگاه و یک مربی محجبه را به خاطر حجابشی اخراج می کنند و ما محکومشان می کنیم و محکوم کردن ما نیز به نوعی درست است اما از یک طرف هم باید آنها را تحسین و در ارتباط با آن تایید، خودمان را تقبیح کنیم! و ان اینکه فرهنگی انجا بیگانه با حجاب است و می گویند فرهنگ ما این روش پوشش را نمی پذیرد و حذفش می کنند. اما در کشور ما حجاب قانونی و واجب الهی است و به راحتی زیر پا گذاشته می شود. پس چرا عکس العملی نشان نمیدهیم؟

  • ما چقدر برای دین خدا هزینه می کنیم؟! خداوند می فرماید: که کافرین پولی خرج می کنند، هزینه می کنند، نه هزینههای مادی تنها. بلکه همه نوع هزینه ای میدهند! برای رسیدن به چه هدفی ؟! برای اینکه مانع بشوند مردم بروند در راه خدا.

هدفم از بیان این مطلب این است که مومنین در مقابل برای دین و برای دفاع از دین چقدر هزینه می کنند؟! فرقههایی مثلی وهابیت که اینهمه جزوه و سی دی می زنند و رایگان می دهند، اینها اینگونه هزینه می کنند. شبکه هایی که برای تباهی اخلاقی راه اندازی شده است چقدر است؟ کی دارد این پول ها را می دهد؟! با هدفشان تباهی دین و بی تفاوتی نسبت به ارزشها در جامعه است. ما در کنار هزینه های روزمره زندگی خود، چقدر برای دین خرج می کنیم؟! این انقلاب بستری برای ما فراهم کرده است و هنوز هم هست که مطابقی رضایی خدا زندگی کنیم، اما ظاهرا خودمان نمی خواهیم. ارشاد اسلامی ما برای کنسرتهایی که جز مفسده بدنبال ندارد چقدر هزینه نموده و می کند و برای ارشاد مردم به سوی اسلام و برنامه های اسلامی چقدر؟

بی تفاوتی و بی تعصبی تا کی ؟ چرا دولتمردان ما به خاطر زیر پا رفتن حدود الهی برانگیخته و متغیر و عصبانی نمی شوند؟

منبع: سایت خبری انصار حزب الله


قصور دولت ها از اول انقلاب تا به امروز باعت این بی تفاوتی ها شده است

آیت الله صدیقی در گفتگو با عبادالرحمن:

آیت الله صدیقی (امام جمعه ی موقت تهران) اردیبهشت ماه جهت حضور و سخنرانی در چند برنامهای فرهنگی سفری به اصفهان داشتند. پیگیری کردیم که با ایشان مصاحبه ای را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم که با بزرگواری و محبت پذیرفتند. سؤال های ما و پاسخهای آیت اله صدیقی به قرار زیر است:

• به نظرتان چرا فریضایی امر به معروف و نهی از منکر در میان بسیاری از مردم حتی دین داران، فراموش شده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر شهیدان اصفهان، سلام بر تخت فولاد اصفهان، سلام بر گلزار شهدای اصفهان، سلام بر مردم شهید پرور و ولآیتمدار اصفهان. و سلام به شمای با انگیزه ای که به فضلی الهی، با اجرای دستورات الهی، این کار را دارید تعقیب می کنید. مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر که روح دین است و در روآیت آمده «بهما تقام الفرائضی» که یعنی وسیله ی برپایی فرائضی، امر به معروف و نهی از منکر است.

در قرآن کریم امتیاز امت اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است. یعنی اگر امر به معروف و نهی از منکر را فراموشی کنیم دیگر ما مصداق «خیر امت» نخواهیم بود. چرا قرآن می فرماید: «کنتم خیر امهٔ اخرجت الناسی»؟ برای اینکه «تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر». به نظر می رسد با اینکه امر به معروف و نهی از منکر یک فریضه ای عمومی است (کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته: همه مکلف و همه مسئولند) ولی با توجه به «ولتکن منکم امهٔ یدعون الی الخیر» به نظر می رسد باید حکومت در این مسئله برنامه داشته باشد، هم فرهنگ سازی کند و هم برای اجرای این فریضه ی الهی سازوکاری را میان مردم برنامه ریزی کند.

امر به معروف و نهی از منکر ضمن اینکه فضای عنوان دهی اشی، فرهنگ عمومی اشی، یک نظارت عامه هست ولی این دولت ها هستند، این مجلس هست، این قوهی مقننه هست، قوهی قضائیه هست که باید با انزجار، در تحقق این فریضه ای کارساز و سرنوشت ساز ایفای نقش کنند.

حدس من اینست که قصور دولت ها از اول انقلاب تا به امروز و شاید مردم باعث این بی تفاوتی ها شده است. «الناسی علی دین ملوکهم» مردم به مسئول ن نگاه می کنند. به ادارات نگاه می کنند. وقتی فساد در ادارات وجود دارد، وقتی خودمان حساسیتی به فساد اداری نداریم، وقتی بانوان اداری منشأ خیلی از بدحجابی ها و بی حجابی ها می شوند، یا وقتی دانشگاه ها و دبیرستان ها (که دارند با حقوق بیت المالی جوانان را تغذیه می کنند) هیج بخشنامه ای وهیج حساسیتی در مورد کم کاری ها و بد آموزی های بعضی اساتید، یا در مورد حجاب، عفت، اخلاقی و نماز اول وقت نشان نمی دهند، از مردم چه انتظاری هست؟!

چه می شد که دانشگاه ها طوری برنامه ریزی می کردند که هرگاه وقت نماز می شد همهی اساتید می رفتند و نمازشان را در مساجد می خواندند؟ این کارها کارهای خیلی آسانی هم هست، و تحمیلی هم نیست اما دولت ها این انگیزه را ندارند. دلیلش را هم خدا می داند و باید روز قیامت جواب بدهند. یکی این مساله است.

مسأله ی دوم این است که خود مساجد، جمعه در محلات باید شبکه های امر به معروف و نهی از منکر تشکیل بدهند و در همه جا هسته داشته باشند و این هسته ها شبکه ای عملی بکنند و رصد بکنند، تبادل تجربه بکنند، تبادل اطلاعات بکنند و مرتب میزان اثرگذاری و کیفیت امر به معروف و نهی از منکر را ارزیابی کنند. امیدوارم خداوند فرج امام زمان (عج) را نزدیک کند و همه ی ما را از خواب غفلت بیدار کند، و کارهای مسئول تی و اجرایی حکومتی را به دست کسانی بدهد که دغدغه های دین داشته باشند.

ان شاء الله برکت مقام معظم رهبری و مراجع بزرگوار مستدام باشد.

الان قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس تصویب شده و برای اجرا به رئیس جمهور ارسالی شده و حضرت آیت الله خامنه ای هم قانون را به هیئت حل اختلاف دادند که آنها هم نظر دادند که عملی هست و به رئیس جمهور برگردانده شد، امیدواریم این را هم بی قانونی نکنند و اجرا کنند.

یک نکته ای که برخی فعالان حوزه ی امر به معروف نهی از منکر مطرح می کنند این است که خیلی از مسئولان، خطبا، روحانیون، اساتید و کسانی که امر به معروف را تعریف می کنند، از مواجهه ی با تارکها امر به معروف و یا گنهکار ابا دارند، به این شکل که اگر موردی را دیدند. تذکر بدهنده و این مورد را یکی از دلایلی می دانند که سبب شده مردم هم از آن ها الگو بگیرند و رغبتی در این حوزه نداشته باشند. مثلاوقتی یک مسئول در جلسه ای یا مصاحبه ای می بیند. شخصی بی حجابی هم حضور دارد اصلاً هیچ تذکری نمی دهد. نظرتان در این باره چیست؟

کاری به کلیت ندارد. بعضی ها تذکر هم می دهند ولی تا برنامه ریزی عمومی نشود و همان سفارشی را که حضرت آقا فرمودند عملی نشود اثری نخواهد داشت. آقا فرمودند همه باید تذکر بدهند (تذکر زبانی وظیفه ی همگانی). وقتی همه بگویند مؤثر است و اگر همه نگویند موثر نیست. بعضی مسئولانی هم خیلی وظیفه نمی دانند. چه باید کرد؟ شاید برای این است که اثری نمی بینند چون تذکر فردی واقعاً خیلی اثری ندارد. و برخی از گناهان در جامعه قبیحشان را از دست داده اند و عادی شده اند یعنی حتی مثلا گاهی این گناهان از بانوانی سر می زند که نذر می کنند، زیارت می روند، احیاناً در مراسم احیاء ها شرکت می کنند خودش هم از کار خودش راضی نیست و خودش هم ناراحت است. عملاً این قبح از بین رفته است. این است که تذکر یک مسئول هم خیلی اثر ندارد ولی وقتی فلان مسئول بیرون خانه می آید و می بیند. ده نفر بیست نفر از طبقات مختلف به او تذکر می دهند قهرا اثر می گذارد و در نتیجه صرف نظر می کند.

• برای احیای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه چه پیشنهاداتی دارید؟

در بین صحبتم گفتم که مساجد، ائمه ی جمعه، متدینین و... باید در محالات یک شبکه ای تشکیل بدهند و در هر محله تعدادی از افراد، امر به معروف یاور باشند تا ان شاءالله عملی بشود.

• برخی افراد بحث اولویت بندی در فعالیت های امر به معروف و نهی از منکر را مطرح می کنند. از شما می خواهیم بفرمایید اولویت ها در چه زمینه هایی و در چه زمانی باید ایجاد شود؟

بیماری کم و زیادش باید درمان شود. آیا می توان رسیدگی به حالی کسی را که سرماخوردگی دارد در مقایسه با کسی که سرطان دارد نادیده گرفت؟ خب، پزشک برای بیمار مبتلا به سرماخوردگی هم نسخه می دهد. ما اولویت اولمان افراد سیاسی است. ریشه ی همه ی مفاسد تسلط نفوذی هایی است که اعتقادی به حاکمیت اسلام ندارند که این خیلی خطرناک است. و بعد هم مردم را باید بیدار کرد تا در انتخابات ریاست جمهوری و مسئول ت های دیگر به آدم های غرب گراو بی اعتقاد رای ندهند. و بعد هم باید با فساد اداری، رشوه خواری، فرهنگ بدحجابی و رباخواری مبارزه کرد. اینها گناهان بسیار بزرگی هستند. ولی چون امر به معروف و نهی از منکر مهم است دلیلی این نیست که مبارزه با این گناهان بزرگ را رها کنیم.

قانون ؛ دارویی که باید مرتب و به موقع مصرف شود

یکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در صحبت هایشی اینچنین عنوان می کرد که: «ببینید چقدر ما در رابطه با ماهواره سخت گیری کردیم و قانون تصویب کردیم، اکنون میبینید که روی با ماکثر خانه هادیش ماهواره وجود دارد. وقتی اینچنین بی قانونی می شود و اشکارا تخلف می شود این توهین به قانون است و با فلسفه قانونگذاری در تضاد است و لذا میطلبد. این قانون لغو شود.» ما امثالی این سخنان را در رابطه با فعالیت های سلبی در حوزه حجاب، فیلترینگ اینترنت و... شاهد بوده ایم.

آنها می گویند. این قانون گذاری ها و این اقدامات موثر نبوده است و بایستی از این رویکرد دست بکشیم، اما نکته این است که قانون و مقررات در حکم داروست که بایستی درست و به موقع تجویز و مصرف شود. وقتی شخصی بیمار می شود و فرضی بگیرید در مراحل اولیه بیماری قرار دارد، نزد طبیب میرود و برایشی دارویی تجویز می شود. اگر آن مریضی بدتر شد مجددا به طبیب مراجعت می کند و به پزشک میگوید من پیش شما آمدم ولی بدتر شدم. اولین سوالی که دکتر از او می پرسد این است که: ایا داروها را به موقع مصرف کردی؟ اگر بیمار بگوید اصلا دارو را نخریدم و یا بگوید من دارو را مرتب و به موقع مصرف نکردم، پزشک به او میگوید مشکلی در تجویز من نبوده است، مشکلی از عدم اجرای دستور من است که به علت سهل انگاری حالت بدتر شده است. آن وقت پزشک یا همان نسخه را مجددا تجویز می کند یا تمهیدات دیگری را در کنار آن دارو در نظر می گیرد . در رابطه با قانون ماهواره می توان گفت قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره به موقع مصوب شد و ان زمان تعداد دیشی هاروی پشت بامها گسترده نبود.

اگر سوالی این باشد چرا با وجود تصویب قانون شاهد گسترشی استفاده از ماهواره بودهایم؟ پاسخ این است که چقدر این قانونی اجرا شد؟ به چه میزان با عرضه کنندگان، وارد کنندگان و استفاده کنندگان ماهواره به طور جدی برخورد شد؟ وقتی ما این موارد را بررسی میکنیم، به این نتیجه میرسیم که برخورد لازم انجام نشده است و این قانون چند روزی اجرا شده و بعد رها شده است. مثلا چند دیشی ماهواره جمع می شدهاست و بعد کار تعطیلی می شده است. در حالی که برای مقابله با این حجم تهاجم دشمن بایستی جدیت به خرج داده می شد. اگر یک دهم اقدامی که برای قانون راهنمایی و رانندگی انجام داده ایم برای این قانون و امثالی آن مثل قانون عفاف و حجاب انجام داده بودیم وضع به اینگونه نبود. در زمینه حجاب هم چند روز گشت ارشاد دائر می شده و سپس تعطیلی شده است. این روشی نه تنها اثر بازدارنده ندارد بلکه اثر تخریبی نیز دارد. متاسفانه مشاهده هی کنیم همان هایی که در اجرای قانون کوتاهی کرده اند، ناامیدانه اظهار می کنند که این اقدامات اثربخشی نیست و بایستی کار را متوقف کنیم !

لذا شایسته است اجرای قوانینی که برای حفاظت از هویت دینی و انقلابی کشور حیاتی است به دست ارگان های متعهد سپرده شود. سپردن قوانینی چون ممنوعیت ماهواره یا برخورد با بی حجابی وه ه... به نیروی انتظامی سبب ذبح شدن کار می شود؛ چه اینکه این ارگان مسئول ت اصلی خود را ماموریت هایی چون راهنمایی و رانندگی، مبارزه با سرقت، قتلی و امنیت عمومی، مواد مخدر و امثالهام تعریف کرده است که در سایر کشورها نیز انجام میشود و ماموریتهای دیگر را باری اضافی برای خود تلقی می کند و هر از گاه هم از انجام آن سرباز میزند. همچنین بایستی جدیت در انجام این چنین ماموریت ها مطالبه شود و با اهمال کنندگان و سنگ اندازان برخورد شود.

امر به معروف و نهی از منکر

رحیم پور ازغدی: جریان سکولار به دنبال تفکیک رسانه از دین است

حسن رحیم پور ازغدی در آیین اختتامیه دوازدهمین نشست استانی خبرگزاری مهر که در مشهد مقدسی برگزار شد، به تشریح دیدگاه برخی از متون اسلام که به جنبههای حقوقی و اخلاقی حوزه اطلاعرسانی مربوط میشود، پرداخت و اظهار کرد: اساسا در علوم انسانی بهویژه علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه تا جایی که به بعد تکنیکال و فنی مربوط می شود پای مکتب به میان آورده نمی شود. وی در ادامه با تأکید بر اینکه رسانه به اسلامی و غیر اسلامی تقسیم میشود، گفت: از جایی بحث اسلامی و غیر اسلامی در این خصوصی مطرح می شود که پایی انسان به میان می اید؛ انسان و روابط انسان ها ترکیبی از اخلاقی و حقوقی بوده و هر فعلی یا ترکی که جنبه حقوقی و اخلاقی پیدا کند به اسلامی و غیر اسلامی تقسیم می شود.

وی گفت: تفاوت در علوم سیاست اسلامی و غیر اسلامی این است که عقلی و تجربه بشری در حوزه مدیریت قدرت ذیل حقوقی و اخلاقی اسلامی می اید.

رحیم پور ازغدی با اشاره به اینکه یک مرز بین عقلانیت و نفسانیت وجود دارد، عنوان کرد: یک رسانه می تواند کاملاً اثرگذار باشد اما به جای عقلانیت بر اساسی شیطنت عمل کند؛ در این حالت فرمان به جای رحمان به دست شیطان است.

وی به تشریح رسانه از دو منظر اسلامی و غیر اسلامی پرداخت و عنوان کرد: هدف رسانه غیر اسلامی کسب ثروت، قدرت، شهرت، جذب آگهی و مشتری، ایجاد موج فشار روی تصمیم گیران، تأثیر بر تصمیم گیری ها بدون حق دوشرطی است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار کرد: حق دو شرطی به معنای این است چه هدفی را دنبال می کنیم و از چه طریق میخواهیم به هدف برسیم.

بررسی تفکیک رسانه دین در نظام سکولار

رحیم پور ازغدی گفت: گزینش اخبار در رسانه اجتناب ناپذیر است باید دید این مهم به صورت عادلانه یا ظالمانه صورت می گیرد و در اینجاست که بحث حقوقی، اخلاقی و شریعت مطرح می شود.

وی با اشاره اینکه برخی ردایلی اخلاقی مانند تهمت، افترا، بهتان، غیبت و تحریف، ایجاد سوءظن و سطحی بالا بردن افکار عمومی ذاتا خبر است، افزود: در حوزه رسانه غیبت خبری است غیراخلاقی که در خصوص فردی عنوان شود و اجازه دفاع عادلانه به آن شخصی داده نشود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه قران در خصوص اثرات منفی شایعه پراکنی هشدار داده است، گفت: شایعه هم یک خبر است اما غیراخلاقی که درون یک جامعه را خالی می کند.

رحیم پور ازغدی با اشاره به اینکه بخش مهمی از محرمات شرعی خبر و گزارشی هستند، از تحقیر به عنوان یک حرام اخلاقی نام برد و با طرح این سؤالی که چه میزان عناوین شرعی وجود دارد که به حوزه ارتباطات و رسانه مربوط می شود، گفت: ایجاد سوء ظن در جامعه تأثیرات منفی دارد ساده لوحی و آمادگی برای فریب خوردن و همچنین سطحی بارآوردن افکار عمومی می تواند از طریق رسانه ها انجام شود همان طور که می بینیم از طریق برخی رسانه ها به راحتی ملتها تحقیر می شوند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد که رسانه سکولار رسآنهای است که از دین تفکیک شده است و گفت: تفکیک فقط دین از سیاست و دولت نیست بلکه این تفکیک در حوزه رسانه نیز اتفاق می افتد.

امر با مقررات را از منکر در رسانه ها

وی با اشاره به اینکه علم می تواند در خدمت نفسانیت و عقلانیت قرار بگیرد، گفت: بسیاری از ارزشی ها به وسیله رسانه در جامعه اشاعه پیدا می کنند؛ ارزشی هایی مانند دفاع از حقی، عدلی، خانواده، معنویت، برادری، استقلالی، عزت، امر به معروف و نهی از منکر.

رحیم پور ازغدی امر به معروف و نهی از منکر را خط دفاعی محکوم و سپری برای دفاع از ارزشی های الهی و انسانی معنا کرد و گفت: به وسیله این ارزش الهی جامعه حفظ خواهد شد و دیگر ارزش ها مورد هدف دشمن قرار نخواهند گرفت.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه با رسانه می توان یک واجب بزرگ الهی را انجام داد، گفت: اگر امر به معروف نباشد همه ارزشی ها بیدفاع می شوند و با یک شانتاژ رسانه ای در داخل و خارج جنگ روانی و جنگ نرم به راه می افتد.

وی امر به معروف را به معنای پیشنهاد و نهی از منکر را به به جبهه دشمن و دفاع از جامعه و انقلاب است در صورتی که این مهم به خوبی اجرا شود دیگر ارزشی ها نیز قابل دفاع هستند.

رحیم پور ازغدی یکی از ویژگیهای بارز رسانه را مطالبه گری دانست و گفت: ما از طرف خداوند مأمور و از طرف مردم وکیلی هستیم چراکه رسانه چشم و گوشی مردم است به همین دلیلی باید نظارتی دقیقی اعمال شود.

وی بر ضرورت نظارت رسانهها بر عملکرد مسئولان تأکید کرد و گفت: بسیاری از مفاسدی که در جامعه وجود دارد و در برخی از مسئولانی دیده میشود به دلیل عدم اجرای صحیح امر به معروف است اگر این مهم به درستی انجام شود محافظه کاری و باند بازی به وجود نمی آید.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه باید آداب امریه معروف و نهی از منکر در دانشگاههای علوم ارتباطات و روزنامه نگاری آموزشی داده شود، گفت: احکام، فقه و اخلاق رسانه نیازمند آموزش است.

وی با تأکید بر اینکه در خصوصی همه رشتهها و مشاغل احکامی وجود دارد که باید آموزشی داده شود، نگاه مادی به مشاغلی را پسندیده ندانست و گفت: برخی روزنامه نگاران و رسانه ها برای مشهور شدن دعواهای سیاسی به راه می اندازند.

رحیم پور ازغدی با تأکید بر اینکه در اصول فقه در خصوصی خبر واحد احکام زیادی وجود دارد، گفت: در قرآن کریم بحث مهم خبر فاسق وجود دارد بنابراین در مقابلی خبر غیرواقعی که از سوی یک آدم فاسق منتشر می شود باید روشنگری کنیم تا تصمیمات بر اساسی اخبار فاسق گرفته نشود.

وی در ادامه سخنان خود به غیر واقعی بودن فضای مجازی خصوصا شبکه های اجتماعی اشاره کرد و گفت: در این فضا راست و دروغ مشخص نیست و متأسفانه برخی از رسانه های رسمی کشور به این افت دجار شده اند.

کلمات همچون مواد منفجره اند

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: برای بنده مکرر پیش آمده است که رسانه های مخالف با جریان فکری من برای مقابله به تهمت، دروغ، شایعه پراکنی و برخورد گزینشی روی می آورند و در مقابل رسانههای موافق خط فکری بنده نیز گاهی به گونهای از کلمات استفاده می کنند که ربطی به موضوع اصلی ندارد.

وی بار دیگر به آموزشی در حوزه رسانه تاکید کرد و گفت: امانت داری در نقلی خبر از اهمیت زیادی برخوردار است گاهی با برداشتن یک کلمه معنا یا مفهوم به ضد هم تبدیل می شوند.

سهل انگاری در به کاربردن کلمات بسیار خطرناک است چراکه کلمات مثلی مواد منفجره هستند اگر به غلط مورد استفاده قرار بگیرد باعث تخریب و به راه افتادن جنگ نشر اخبار، گزینشی عمل کرده و به عنوان مثال، حرف شوخی که در جلسه ای گفته شده را تیتر می کنند، گفت: گاهی خبر دروغ منتشر نمی شود ولی حتما تحریف صورت می گیرد.

وی با تأکید بر اینکه بازی، شوخی و جنایت های زیادی به دلیل ندانستن مفهوم کلمات به وجود می آید، گفت: سهلانگاری در به کار بردن کلمات بسیار خطرناک است چراکه کلمات مثلی مواد منفجره هستند اگر به غلط مورد استفاده قرار بگیرد باعث تخریب و به راه افتادن جنگ میان اقوام، نژادها و قبیله ها می شوند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه رسانه ها قدرت تغییر الگوی مصرف جامعه را دارند، گفت: رسانه های تصویری مثل صداوسیما و همچنین رسانه های صوتی، فضای مجازی و مطبوعات می توانند آمار طلاق را بالا و پایین ببرند و یک مطالبا بی اهمیت را مهم جلوه داده و از سویی دیگر از کنار مسئله مهمی عبور می کنند.

وی در تعریف خبرگزاری به مسئله گزینش اخبار اشاره کرد و با طرح این پرسشی که چه چیزی گزینش می شود و چرا گفت: باید راه عقلانیت از نفسانیت، اخلاق و شریعت از سکولاریسم جدا شود.

رحیم پور ازغدی به تأثیر بالای خبر بر مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اشاره کرد و گفت: تقیه یعنی مدیریت خبر منتها نه بر اساسی منافع مادی بلکه بر اساسی اصول و مصلحت عقلانی چرا که بسیاری از اتفاقات در جامعه نباید خبری شود.

وی با طرح این سؤال که آیا گزینش میان واقعیات برای انتشار اخبار کار درستی است، گفت: ۸۰ درصد اخبار رسانه های جهان زرد است اخبار و نشریات زرد از ارزشی خبری بی بهره اند و جامعه را سرگرم مسائل پیش پا افتاده می کنند.

وی در ادامه به چگونگی گزینش خبر اشاره کرد و از تیتر زدن به عنوان مهندسی افکار عمومی و مدیریت افکار اجتماعی یاد کرد و گفت: برخی رسانه ها رنگ سگ رئیس جمهور آمریکا را تیتر می کنند درحالی که در گوشه ای از جهان هزاران نفر به خاک و خون کشیده می شوند و سکوت می کنند کشته شدن فلسطینی ها توسط اسرائیل بایکوت خبری می شود ولی سنگ پرت کردن یک کودک فلسطینی با این مفهوم که فلسطینیان کودکانشان روانی هستند تیتر اخبار جهان می شود.

رحیم پور ازغدی افزود: از یک جلسه میتوان چندین خبر و گزارش با عناوین مختلف تهیه کرد که لزوماً همه گزارش ها ۱۰۰ درصد دروغ نیست و میتواند سهمی از راستی داشته باشد اما خبرهای حقیقی نیستند.

رسانه لیبرال واجب و حرام ندارد

وی در ادامه سیاست غیر اسلامی را علم قدرت منهای اخلاق دانست و گفت: رسانه لیبرال واجب و حرام ندارد هر کاری از دستش برآید انجام می دهد . و برای تأمین سود و منفعت به تهمت و شایعه پراکنی روی می آورد. عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی به انتشار قسمتی از اخبار توسط برخی رسانه ها اشاره کرد و گفت:

برخی از رسانه ها بدون در نظر گرفتن مقدمه اقدام به انتشار گزینشی قسمتی از رخداد می کنند به همین دلیل است که بسیاری از رسانه های غربی تروریسم و خشونت را به کسانی نسبت میدهند که واقعیت ندارد.

رسانه لیبرال واجب و حرام ندارد هر کاری از دستش برآید. انجام می دهد و برای تأمین سود و منفعت به تهمت و شایعه پراکنی روی می آوردوی برخوردگزینشی رسانه ها با واقعیت را به ضرر جامعه دانست و گفت: تحلیلی درست اخبار از اهمیت زیادی برخوردار است به طوری که این مهم در کنار حاکمیت سیاسی قرار می گیرد.

رحیم پور ازغدی با تأکید بر اینکه از طریق اقدامات فرهنگی میتوان یک نسلی را احیا یا متلاشی کرد، گفت: تحلیل نادرست از اخبار میتواند جامعه را به نابودی بکشاند. وی از رسانه به عنوان یک جهاد فرهنگی یادکرد و افزود: تهیه اخبار و تحلیلی های مختلف که جبهه حق را یک گام به جلو و جبهه فاسد را یک گام مجبور به عقب نشینی کند یک عمل صالح است.

وی با تأکید بر اینکه بسیاری از رسانه ها مشغول دعوای سیاسی هستند، گفت: دشمن در فضای مجازی، سینما و رسانه به دنبال حمله به ارزش های انسانی و الهی است و غفلت در این زمینه پذیرفتنی نیست باید شفاف عمل کنیم. تافتنهای نماند و افکار عمومی درگیر دشمن نشود.

حمله به ضد ارزش ها باید در دستور کار رسانه های اسلامی باشد

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه مکتب حقی باید گسترش یابد، با طرح این پرسشی که هدف رسانه اسلامی چیست، گفت: حمله به ضد ارزشی ها باید در دستور کار رسانه های اسلامی باشد.

وی با اشاره به اینکه اهل رسانه باید از: دیگر مردم داناتر باشند، کافیست: ضریبا هوشی اهالی رسانه باید بالا باشد و جریانات علمی و رسآنهایی که آگاهی بخش هستند نیاید. رحیم پور ازغدی با تأکید بر اینکه رسانه های داخلی باید مراقبا مکر دشمنان باشند، گفت: باید با تهیه گزارش های تحلیلی دقیقی اهداف شوم دشمنان را افشا کنیم. ارزش ها و نگرش ها بر محمل خبر سوار می شوند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نظریه پردازان غربی در حوزه قدرت و ارتباطات نظیر کارل دویچ به ارتباطات سیاسی در جامعه پرداخت و گفت: از نظر بسیاری از اندیشمندان حوزه رسانه، کارکرد اصلی اخبار در جامعه، تأثیرگذاری در عالم سیاست است. حتی اخبار غیر سیاسی نظیر خودکشی نیز کارکرد سیاسی پیدا می کند. ایشان تأکید کردند که در کتب رسمی ارتباطات که دانشمندان غربی نگاشته اند آمده است: «اطلاعات مناسب نه فقط مسائل واقعی بلکه انتقال اندیشه ها، ارزشی ها و نگرشی هاست که بر محمل خبر سوار می شود».

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه در سال های اخیر رسانه ها پر از راست های دروغ شده اند، همچنین با اشاره به متون غربی در حوزه ارتباطات گفت: بدون وجود ارتباطات سیاست و جامعه وجود نخواهد داشت و به عبارتی می توان گفت؛ خبر و رسانه اعصاب حکومت هستند.

رحیم پور ازغدی در خاتمه با تأکید بر اینکه رسانه قابلیت تأثیرگذاری در ذهن و احساسی مخاطب را دارد، گفت: برای درک کارکرد ارتباطات سیاسی در جامعه باید برای سؤالات چه کسی، چه چیزی، از طریق چه ابزاری، به چه کسی و با چه تأثیری می گوید، جواب ارائه کنیم.

عفاف و حجاب

آیت الله علم الهدی: بی حجابی آپارتاید جنسی است

آیت اله علم الهدی با ابراز نگرانی از روند نزولی سرعت پیشرفت علمی در کشور، تصریح کرد: به هر مقدار که ناهنجاری در دانشگاهها توسعه پیدا می کند، به همان میزان فرآوردهها و فرآیندهای علمی و فکری مجامع علمی ما دچار تنزل می شود. مایک روزی در رتبه هفتم بودیم؛ روزی در رتبه دهم بودیم و الان رسیده ایم به رتبه بیستم الی سی ام. چرا این جوری شد؟ این به خاطر این است که فضای دانشگاه را ناهنجاری گرفته. آیت الله علم الهدی خاطرنشان کرد: بنده به یک آقای رئیس دانشگاه عرضی کردم: «برادر من شما مدیر یک معبدید. شما مدیر یک عبادتگاهید. اینجا انسان باید ساخته شود و به بیرون برود. بنابراین چرا اجازه می دهید اینجا مرکز فسق و فجور و فساد و ناهنجاری قرار بگیرد؟ خب چه مانعی دارد؟ الان خیلی از دانشگاه های تهران این کار را کردهاند و از طریق حراست نگهبانی های در دانشگاه را موظف کردهاند که یک دختر دانشجوی ناهنجار آرایشی کرده با قیافه نامناسب را به دانشگاه راه ندهند. شما هم همین کار را بکنید.» گفت «چشم». بعد از دو هفته دیدیم اجرا نشد. خدمت ایشان عرشی کردیم که «برادر عزیزمن، منتقاخایی که از شما کردم، تقاضا نبود؛ این در حقیقت اعلام خطر بود و شما انجام ندادید.» گفت «چرا انجام دادیم:اما همان روز اولی که این برنامه را انجام دادیم یک عده از این دختران دانشجوی بدحجاب (اعتراض کردند)

آیت الله علم الهدی ادامه داد: البته این را بدانید برادران، بنده که دارم حرف میزنیم، یک دانشگاه ساز در این مملکتیم، ۲۳ سالی موفق ترین دانشگاههای کشور را من مدیریت کردم. بنده یک آدم اجنبی نسبیت به محیط دانشگاه و محیط آکادمیک نیستم، بنده که حرف میزنم، این را به عنوان یک کارشناسی تعلیم و تربیت دانشگاهی به شما می گویم.

وی افزود: در دانشگاه دانشجو معصوم و بی گناه است. همه سنخ و همه صنفش، این تقصیر ندارد، پشت قضیه یک جریان عوضی ناهنجار ضد دین می آید و بعضی دانشجوهای زمینه دار را عمله اجرایی متویات شیطانی خودش می کند. لذا دشمن چشم طمع به محیط دانشگاه دارد و میدان دانشگاه را برای تهاجم فرهنگی خودش انتخاب کردم. چون فکر کرده آنجا می شود با دو تا آدم عوضی یک گروه عمله اجرایی ضد فرهنگی به وجود آورد.

عضو مجلس خبرگان رهبری ضمن تأکید مجدد بر بیتقصیری دانشجویان در زمینه معضلات فرهنگی دانشگاه، گفت: مسئولان دانشگاه، مقامهای مدیریتی دانشگاه بگردند آن پشتوانه حرکت را پیدا کنند و شما دانشجویان عزیز با بصیرت کامل عمله دیگران نشوید مخصوصا عمله جریان های آلوده و انحرافاتی بیرون دانشگاه.

آیت الله علم الهدی با اشاره به ادامه گفتگوی خود با رئیس یکی از دانشگاههای مشهد، یادآور شد: این آقا گفت: «ما جلوی آن (بدحجابی) را گرفتیم؛ بعد یک عده از این دانشجوها راه افتادند، یک پلاکاردهم بلند کردند (که) «آپارتاید جنسی محکوم است » گفتم: «خبر عکس العمل شما چه بود؟» گفت «دیدیم. درست نیست، لذا آزاد گذاشتیم...» در مقابل یک پلاکارد؟

وی تصریح کرد؛ اپارتاید جنسی حجاب نیست؛ آپارتاید جنسی بی حجاب می خواهد خودش را ملعبه و ابزار گذران جنسی یک مشت مرد هرزه قرار بدهد، این آپارتاید جنسی است. این (فردا) است که جنسیت و مسئله غریزه جنسی را ابزاری برای مطرح کردن خودش گرفته. این آپارتاید جنسی است.

امام جمعه مشهد مقدسی در تبیین سخن خود اظهار داشت: این روایت مال پیغمبر(ص) است؛ گانه آقا رسولالله(ص) امروز جامعه ما را میدیدند و میفرمودند. در کتاب وسائل الشیعه، جلد ۱۱, قریحه ۲۹۶ این حدیث را از پیغمبر(ص) نقل می کند (که) «قالی رسول الله (ص) کیف بکهٔ انافشدن نساز کم و فتق شبانکه و لبهٔ تانزوا بالمثژوف ول: تهوا غن آلنگر» (یعنی) پیغمبر فرمودند چه خواهد شد وضع شما در زمانی که زنها فاسد شوند، جوان ها فاسق شوند و شما امر به معروف و نهی از منکر نکنید؟ «فقیل الف: ویکون ذلک» (یعنی) اصحاب گفتند آقا ممکن است یک همچین روزی پیش بیاید؟ «فقال نعیم و شژ من ذلک» (یعنی) پیغمبر فرمودند بلی همچین روزی پیش می آید و بدتر از این روز «کیف یکم اذا آنزنم بالمنکر و نهینم غن المنز وفا؟» (یعنی) کار به جایی میرسد که شما امر به منکر می کنید و نهی از معروف.

وی ادامه داد.اگر یک آدم متعصب غیرتمند دینی بیاید و بخواهد جلوی فساد بایستد، همه می گویند «ولش کن آقا؛ چه کار داری؟» این همانی است که پیغمبر فرمودند. «فقیل الف: یا رشول الله و یگون ذلک ؟» اصحاب گفتند «یک همچین روز ممکن است؟» پیغمبر فرمودند «تتم و شژ من ذلک» (یعنی بدتر از این؛ «کیف بگهٔ ادارانهٔ المنزوف نگرا وانگر مشروفا؟» چه حالی خواهید داشت زمانی که در جامعه شما معروف بشود منکر.

آیت الله علم الهدی در بیان مثالی از تبدیل منکر به معروف در جامعه فعلی، خاطرنشان کرد: (این که) یک دختر خانه دانشجویی باحجاب چادر به سر مقتعه به صورت بیاید در مقابل یک آقایی که اسم خودش را گذاشته «معلم و استاد». سؤال کند (اما استاد) به او اعتنا نکند، (ان وقت) یک دختر هرزه یا قیافه ناهنجارشی بیاید، آقای استاد بخندد، چخچخ کند و جواب او را بدهد؛ این همان است که پیغمبر(ص) گفتند «اذا رایتم المعروف منکرا و المنکر معروفا».

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی. افزود: جریان نیروی انتظامی غیرتمند دینی آمده و می گوید «من با مأمور میخواهم بیایم جلوی ناهنجاری فسق و فجور داخلی اتومبیلی ها را بگیرم. در خیابان ها جلوی فساد را بگیری (آن وقت) آقای مسئول مملکت می گوید: «چرا این کار را بکنید؟» این همانی است که پیغمبر(ص) فرمودند. فرمودند. «از این بدتر (خواهد شد)؛ اذا رایتم المعروف منکرا و المنکر معروفا » شما معروف را منکر خواهید دید.

آیت الله علم الهدی گفت: یک نفر آمده می خواهد امر به معروف کند؛ می خواهد از قدرتشی، از نیرویشی، از اقتدارشی که محور اقتدار این نظام است، استفاده کند (تا) جلوی ناهنجاری را بگیرد؛ بعد به او بگویند «چرا میخواهی این کار را یکی این کار درست نیست! این کار سرکشی به زندگی مردم زندگی مردم در ماشین هاوسط خیابان، جلوی چشم زن و عر= مردم است؟ این زندگی مردم است؟ زندگی مردم وسطا پارک ها و ناهنجاریها و فسق و فجورهاست؟ مردم آنجا زندگی می کنند؟ این همان فرمایش پیغمبراکرم (ص) است.

برگزاری نشست های گفتمان امر به معروف و نهی از منکر

ماهنامه عبادالرحمن و جامعه عبادالرحمن بصیر قصد دارد. در جهت نهادینه سازی گفتمان امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به ویژه اقشار فرهیخته، اقدام به برگزاری نشستهای علمی-فرهنگی گفتمان امر به معروف و تهی از منکر نماید.

در این نشستها موضوعات مهم در حوزه امر به معروف و الهی از منکر توسط اساتید و خبرگان ارائه و به بحث گذاشته می شود و داوطلبین حاضر در جلسه دیدگاه ها، نظرات و سوالات خود را می توانند مطرح کنند.

مسئول نهادهای علمی و فرهنگی شامل دانشگاه ها، حوزههای علمیه، کانون ها و مراکز فرهنگی و... می توانند درخواست خود را به ما اعلام فرمایند تا نسبت به برگزاری مشارکتی نشست گفتمان امر به معروف در مکان مربوطه هماهنگی و برنامه ریزی نماییم.

لازم به ذکر است مباحث مطرح شده در نشست حاج نشریه عبادالرحمن منعکس خواهد شد.

شماره هماهنگی: ۹۱۳۶۱۲۱۰۱۵

ایمیل : ebadorrahman,magG0chmail.ir

دشمن با گرفتن حجاب و حیااز جامعه به دنبال پوچ کردن انقلاب است

آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد در دیدار جمعی از بانوان دستگاه های اجرایی گفت: ضروریات دین آن اعمالی است که هر کسی بخواهد با اسلام آشنا شود باید همه آن ها را بداند، قبولی داشته باشد و عمل کند.

وی نماز، روزه و زکات را از جمله ضروریات دینی اسلام برشمرد و ابراز کرد: اگر کسی بگوید من مسلمان هستم ولی نماز نمی خوانم یعنی سخنان پیامبر(ص) درباره نماز را قبول ندارد و وقتی حرف کسی را قبول نداشته باشد یعنی به رسول خدا(ص) کافر شده و دیگر مسلمان نیست.

نماینده مجلس خبرگان رهبری افزود: رعایت حجاب برای زن و مرد نیز حکم نماز و روزه را دارد و نمی شود کسی مسلمان باشد اما این ضرورت را نپذیرد یا به آن عمل نکند.

آیت الله طباطبایی نژاد خاطرنشان کرد: مرد می تواند دست یا پای خود را عریان بگذارد ولی نباید زن به آن نگاه کند، اما اگر بداند ممکن است زنی به بدن او نگاه کند و به گناه بیفتد باید بدنش را بپوشاند.

وی این حکم را برای بانوان نیز تسری داد و گفت: در احکام اسلام پوشاندن همه اعضای بدن به جز صورت، دست ها تا مج و پاها تا مچ برای زن واجب است اما اگر جایی بدانند که مردها نمی توانند نگاه خود را کنترل کنند، باید آنها را هم در آن محیط بپوشاند و حرمت ثانویه پیدا می کند و بر اساسی آیه «و تعاونوا علی البر و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان» نباید در گناه دیگران شریک باشیم.

وی ادامه داد: حجاب در همه جای دنیا نماد اسلام و مسلمانی است و وجهه سیاسی پیدا کرده و جلوگیری از حضور بانوان محجبه در مکان های عمومی ترسی از بسط و گسترشی اسلام است.

نماینده مجلس خبرگان رهبری گفت: آن چیزی که دشمنان از آن می ترسند عدم پذیرش سلطه کفار از سوی مسلمانان است و این موضوع ان ها را هراسان کرده است.

آیت الله طباطبایی نژاد افزود: ما در زمان شاه نیز نماز و روزه و زیارت و عبادت را داشتیم و اگر قرار بود به همین ها بسنده کنیم چه نیازی به ان همه تلاشی و جانفشانی برای پیروزی انقلاب وجود داشت؟

وی انقلاب درونی مردم ایران را عامل تثبیت انقلاب دانست و بیان کرد: دشمن به دنبال است کردن ایمان درونی مردم ما است و یکی از مهم ترین روشی ها آلوده کردن زنان جامعه است.

وی تصریح کرد: تعالی و فساد یک جامعه در دست زنان است همچنان که در تاریخ نمی بینیم از مادری پاکدامن و خوب فرزند ناخلفی تحویل جامعه داده شده باشد اما چه بسیار پیامبران، اولیا و امامانی که فرزند ناصالح داشتند.

امام جمعه اصفهان در این راستا اسماء را مثالی زد و گفت: این بانوی مکرم در ابتدا همسر جعفر طیار بود و فرزندی چون عبدالله همسر حضرت زینب(س) را پرورش داد، پس از شهادت جعفر با ابوبکر خلیفه اولی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج محمدبن ابی بکر پدر بزرگ امام جعفر صادق (ع) بود که شهادت او کمر حضرت علی (ع) را شکست.

آیت الله طباطبایی نژاد یکی از روشی های پوچ کردن انقلاب را گرفتن حجاب و حیا از زنان و مردان دانست و ابراز کرد: در این ماجرا به دلیل نقشی تربیت نسلی مادران، سرمایه گذاری دشمن روی دختران و زنان بسیار بیشتر است. وی خاطر نشان کرد: زنان ما باید برای مقابله با فساد و فحشا در جامعه جهادی عمل کنند و دیگران را نیز به صراط مستقیم راهنمایی کنند که رسول خدا(ص) به مولا علی (ع) فرمودند: اگر یک نفر به دست تو هدایت شو برای تو بهتر است از خورشید و هر نچه خورشید بر آن می تابد.

حکم استفاده از ساپورت و پوشش های چسبان

خانم طلابیان، سخنران حرم حضرت معصومه (س) بعد از ظهر امروز در حرم حضرت معصومه(س) با بیان اینکه در آیات قرآن کریم پوششی و حدود آن به شکلی کامل توضیح داده شده است، گفت: قران کریم پوششی را حجاب می داند که تمام برجستگی ها بدن زن را پوشانده و موجب جلب توجه نامحرم نشود و همچنین به جز دستها تا مچ و پاها تا مچ باید از آن نامحرم پوشاننده شود.

وی افزود: عدهای تصور می کنند که پوشیدن لباس های چسبان ولو اینکه بلند باشد حجاب محسوب می شود در حالی که باید توجه کرد استفاده از پوششی چسبان حرام بوده و پوششی چسبان اگر به نحوی باشد که در معرض دید نامحرم باشد و برجستگی و اندام بدن را نمایش دهد استفاده از آن حرام است.

استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: بر همین اساسی استفاده از ساپورت و پوششی های چسبان حرام بوده و همانطور که استفاده از این نوع پوشش در مقابل نامحرم حرام است خرید و فروش لباس های تنگ و چسبان نیز حرام بوده و اگر فرد می داند که استفاده از لباسی مفسده انگیز است و فرد می خواهد آن لباسی و پوششی را در جامعه استفاده کند اجازه فروشی ندارد زیرا این قبیلی لباسی ها به شکلی برجسته تری اندام بدن زن را به نمایشی می گذارد.

خانم طلابیان با اشاره به اینکه این حکم تنها شامل لباسی نبوده بلکه شامل فروش لوزام آرایشی و بهداشتی نیز می شود، گفت: فروشی لوازم آرایشی و بهداشتی در صورتی که می دانیم در مقابلی نامحرم استفاده می شود به فرد حرام است. وی با بیان اینکه متأسفانه بعضی از والدین با وجود اینکه دختران آنها ۹ سالی قمری را تمام کرده و به سن تکلیف رسیدهاند اجازه میدهند که دخترشان پوشش کاملی نداشته و نیمه عریان و برهنه در جامعه حاضر شود، ادامه داد: اگر در اثر این پوششی دختر بچه، فردی دچار گناه شود و فرزندشان هم بر اثر بی حجابی دچار گمراهی شود گناه بی حجابی این کودک بر عهده والدینشی بوده بنابراین والدین باید تا سن هفت سالی و رسیدن به سن تکلیف به صورت کاملی کودک را با حجاب آشنا کرده و بهترین نوع حجاب برای یک دختر ۹ ساله چادر است و نباید مبنای حجاب را قد و وضعیت جسمانی قرار داد بلکه معیار حجاب تکلیف است.

استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه پوشیدن لباسی بلندی که تمام برجستگی بدن را بپوشاند مانند چادر حجاب کاملی است، یادآور شل: اسلام حدود حجاب و نوع حجاب را مشخصی کرده ولی انسانی ها را بسته به نوع محیط زندگی در انتخاب نوع لباسی و جنسی پوشش با رعایت شرایط و حدود اسلامی مختار و آزاد گذاشته است.

باید غیرت مردانه را برانگیخت تا زنان به این صورت تا در خیابان ها ظاهر نشوند

سردار جعفری:

سردار سرلشکر محمد علی جعفری در حاشیه دومین اجلاس سراسری «ع» گفت: اگر مردان ما، مردان باغییراتی باشند، هرگز اجازه نمی دهند همسر، دختر یا وابستگان نزدیکشان با این وضع زننده بیحجابی و بدحجابی در یک کشور اسلامی و شهید داده ظاهر شوند.

وی با بیان اینکه در مورد مشکل بدحجابی باید مستقیماً سراغ مردان رفت، افزود: باید غیرت مردانه را برانگیخت و تحریک کرد تا زنان به این صورت در خیابان ها ظاهر نشوند.

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اظهار تأسف از عملکرد برخی دستگاههای اجرایی بیان کرد: متأسفانه باید بگوییم رویکرد بسیاری از دستگاههای دولتی ما که باید در عرصه فرهنگ کار کنند، با دیدگاه اسلام، انقلاب و مقام معظم رهبری تطبیقی ندارد؛ بلکه این رویکرد بیشتر وی با انتقاد از اینکه مسئولانی دولتی در حوزه بیحجابی و بدحجابی یا فکری به ذهنشان نمیرسد یا نمیخواهند به فکرشان برسد، رویکرد دستگاههای دولتی را خلاف رویکرد اسلام و رهبری و هماهنگ با رویکرد دشمنان نظام دانست.

آسیب های غنا و موسیقی

آسیب های هندزفری

محمدرضا شریفیان مدیر گروه گوشی، حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در خصوص اینکه چه علائمی باید فرد را کم شنوایی نبوده و فرد فقط در گوشی خود صدای زنگ یک یا دوطرفه احساس کند و پس از این مرحله فرد به تدریج احساسی می کند که شنوایی آن کم شده است. در صورتی که این کم شنوایی خیلی شدید شود ممکن است مشکلاتی مانند سرگیجه و سردرد ایجاد شود.

وی با اشاره به اینکه آسیب استفاده از هندزفری به سن فرد بستگی دارد، تصریح کرد: افراد زیر ۱۷ سال حساسی تر بوده و گوش آنان نسبت به صدا شریفیان تصریح کرد: متاسفانه در جوامع امروزی استفاده از هندزفری، تلفن همراه و موزیک های بلند در مراسم و خودرویی شخصی شایع شده است که شدت این صداها گاهی فراتر از طاقت گوش یعنی بیش از ۹۰ یا حتی ۱۰۰ دسی بال است.

این متخصصی گوشی و حلق و بینی با بیان اینکه صداهای عادی مانند صحبت کردن، حدود ۶۰ دسی بل و قابل تحمل برای گوشی است، اظهار کرد: هندزفری باید با شدت متعارف کمتر از ۸۰ دسی بل و حداکثر مدت زمان استفاده ۴۵ دقیقه باشد و بیشتر از آن مجاز نیست، اگر در طول روز و غیر مداوم استفاده شود، باید کمتر از هفت ساعت استفاده شود.

شریفیان با بیان اینکه گوشی برای خود مکانیزم دفاعی دارد. که از آن در مقابل صداهای بلند حفاظت می کند، اظهار کرد: همچنین یک سری مکانیزم های دفاعی در گوش وجود دارد که با انقباض عضلات کوچکی که در آن است و کاهش میزان شدت صوتی که به حلزون می رسد، می تواند تا حدودی از بروز آسیب ها جلوگیری کند. اما وقتی شدت صوت از حدی بالاتر برود مکانیزمهای دفاعی خیلی کارآمد نخواهند بود و ممکن است به دو شکل موجب آسیب گوشی شود.

وی در خصوص دو نوع آسیب رسیدن به گوشی، عنوان کرد: در صورتی که یک صوت با یک شدت صدای انفجاری به گوش برسد که معمولا صداهایی بالاتر از حدود 100 دسی بل بوده، ممکن است منجر به تخریب عصب شنوایی شود.

وی با بیان اینکه نوع دیگر آسیب به گوشی به طور مزمن است، افزود: به عنوان مثال اگر فرد به طور مزمن در معرض صداهای بلند قرار گیرد، مانند. کسانی که در کارخانه های ریسندگی و صنعتی کار می کنند یا کسانی که به طور مداوم از هندزفری استفاده می کنند که در این صورت اگر شدت صوت از ۸۰ دسی بل بالاتر باشد و فرد به طور مزمن در معرض این صداها قرار گیرد، دچار آسیب در ناحیه گوشی می شود. مدیر گروه گوشی،حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: آسیب نوع مزمن مانند شکل اول حاد نیست، یعنی فرد ممکن است در وهله اول متوجه آن نشود، اما به مرور اثرات خودش را می گذارد: مثلا در یک بازه زمانی شش ماهه، یک ساله و حتی دو ساله فرد احساسی می کند که دچار کم شنوایی شده است.

وی با توجه به اینکه دسی بل یک واحد الگاریتم است و هر یک دسی بل معادل یک انرژی است که به پرده گوشی وارد و بعد به گوشی منتقل می شود، افزود: با افزایش شدت صوت حتی به مقدار ناچیز، سطح انرژی که به گوشی میرسد و موجب صدمه به عصب شنوایی و حلزون شنوایی می شود به مراتب بیشتر از چیزی است که فکر می کنیم و هرچه بالاتر برود درصد انرژی شدیدتر و درجه تخریب آن روی سیستم عصبی و حسی گوشی بیشتر خواهد شد.

این استاد دانشگاه اظهار کرد: جوانان ما باید شدیدا به این موضوع آگاهی و دانش داشته باشند که صداهای بلند همیشه طوری نیست که به طور ناگهانی اثر خودش را بگذارد و فرد متوجه افت شنوایی شود و متاسفانه بیشتر وقتها به تدریج اثر خودش را خواهند گذاشت؛ به طوری که برای فرد محسوسی نیست و وقتی متوجه می شود که به طور مثال دچار حدود ۳۰ دسی بل افت شنوایی شده است.

شریفیان ادامه داد: این افت شنوایی می تواند در زندگی روزمره فرد تاثیر سوء بگذارد، در روابط و کار وی نیز نتایج منفی داشته باشد و حتی موجب معلولیت شود؛ بنابراین بیشترین صوتی که به فرد میتواند برسد حداکثر ۸۰ دسی بل است و بیشتر از آن سبب آسیب به گوش می شود.

وی عنوان کرد: به جوانان توصیه می کنیم که مواظب سلامتی خود باشند، زیرا یکی از مشکلاتی که در جامعه با آن مواجه هستیم، آلودگی صوتی است کهنه تنها موجب مشکلات سیستم شنوایی می شود، بلکه مشکلاتی در سیستم کج خلقی، حساسیت و کم طاقتی را بر جای می گذارد، از لحاظ روحی و روانی نیز دچار آسیب می شوند و حتی مشکلات گوارشی و عصبی ایجاد می کند، خیلی از مشکلات دیگر مربوط به آلودگی صوتی در محیط های صنعتی روز به روز بیشتر می شود. بنابراین افراد باید مواظب اسلامتی خود باشند.

اعتیاد به موسیقی را نیز با گرایی در سایه در شب آرامش

بی تردید همه جوامع بشری به ویژه جوامع مدرن غربی که از عقلانیت افراطی در زندگی خود برخوردارند بیش از پیش به عاطفه، محبت و عشقی نیازمندند اما ایا راهبرد غرب مبنی بر پناه گفتن به موسیقی توانست این مولفه ها را احیاء کند؟ در عصری به سر می بریم که استفاده از انواع موسیقی توسط افراد با اهداف مختلف به ویژه ترمیم نیازهای روحی و عاطفی به اوج خود رسیده است، پدیده ای عجیب که نظرات متعدد و مختلفی را در جامعه موجب شده است.

از یک سو موافقان، ترویج روزافزون موسیقی در جامعه را موجب شادمانی و نشاط روز افزون جامعه به ویژه نسل جوان می دانند و در سوی دیگر مخالفان و منتفدان، افسردگی، درون گرایی و انزوا گزینی جوانان از اجتماع را به عنوان مهمترین تبعات و پیامدهای اعتیاد به موسیقی مورد نظر قرار می دهند.

موسیقی نماد ناکارآمدی غربی در مواجهه با بحران های اجتماعی

بدیهی است آمار و اطلاعات قابل تأملی از آسیب های موسیقی بر جان و روح انسان با مراجعه به نظرات و کارشناسان برجستهٔ داخلی و خارجی قابل مشاهده است، به عنوان نمونه از دیدگاه بسیاری از دانشمندان افزایش نگرانی های روانی، اغتشاشات فکری، آمراضی روانی (افسردگی ها و حتی بی خیالی ها)، سکته های قلبی و مغزی، ضعف اعصاب و به تبع آن اختلال حواس، پریشانی، جنون، ثقلی سامعه (سنگینی گوشی)، نابینایی، سلی و ... از جمله مضرات استفاده افراطی از موسیقی است. لذا اصرار آحاد جامعه به ویژه جوانان در بهره گیری افراطی از موسیقی با ادعای تأمین نیازهای عاطفی و روحی (آرامشی) مقوله ای عجیب و غیرعقلانی است زیرا حقیقت این است که جوامع مدرن غربی نیز علیرغم به کار گیری همه ظرفیت های ممکن در گسترش موسیقی، نتوانستند بر مشکلات حاد اجتماعی خود فائق ایند.

بی تردید همه جوامع بشری به ویژه جوامع مدرن غربی که از عقلانیت افراطی در زندگی خود برخوردارند بیش از پیش به عاطفه، محبت و عشقی نیازمندند اما ایا راهبرد غرب مبنی بر پناه گفتن به موسیقی توانست این مولفه ها را احیاء کند؟

تخیل و توهم جوانان؛ ارمغان استفاده افراطی از موسیقی

لازم به ذکر است اگر نیازهای انسان با مولفه های حقیقی سعادت و کمال مرتفع نشود ناچاراً تخیل و توهم آن را جبران خواهد کرد، به عنوان نمونه وجود بسیاری از اسیب ها و چالش های اجتماعی در فضای مجازی و نیز افزایشی آمار استفاده از محتوای غیراخلاقی در اینترنت و دیگر رسانه های مهاجم بی ارتباط با عمقی نیازمندی جامعه جوان کشور در رفع نیازها و غرایز عاطفی و جنسی نیست، لذا سرکوب مولفه های روحی و عاطفی در میان نسل جوان به ویژه غفلت مسئولان از بحران افزایش سن ازدواج، شیوع انواع و اقسام مشکلات و ناهنجاری های تخیلی گرایی جوانان و نیز استفاده غیرمعقولی از موسیقی را تشدید خواهد کرد.

اما اگر زندگی روزمه مردم با واقعیات غیر قابل انکار پر شود و مولفه هایی از قبیل عقلانیت، عاطفه، عشق و محبت ورزی و نوع دوستی با یکدیگر تجمیع گردد یقینا حیات طیبه و سبک زندگی اسلامی جایگزین برخی ناهنجاری های رفتاری از قبیلی استفاده افراطی از موسیقی خواهد شد.

موسیقی؛ مخدر روانی؛ توهم آرامش

با تأمل در رفتارشناسی جامعه جوان کشور در استفاده از موسیقی می توان دریافت آن قدر این ابزار جادویی در جامعه و در میان آحاد مردم به ویژه نسلی جوانی و نوجوان گسترش یافته است که به یک واقعیت کاذب و یک مسکن قوی و توهم زا تبدیل شده است.

از این رو جماعتی که به صورت افراطی به موسیقی روی می آورند با هدف تحریک پی در پی تخیلی و توهمات خود و نیز افزایشی لذت به این امر مبادرت میورزند که در واقع نوعی از تخدیر است، که به عنوان واقعیت کاذب و شادی و نشاط دروغین و مجازی تبدیل شده است و با تخیلی زایی، مخاطبان و شیفتگان خود را اسیر و سرگردان کرده است تا اندکی از غم ها و رنجهای آنان را در ساعاتی اندک بزداید تا آنها به اصطلاح به آرامشی دست یابند اما حقیقت غیر از این است و فقر فرهنگی، آشفتگی های روحی و روانی، نیازهای متعدد غریزی، بیکاری و هزاران مسألهٔ دیگر در جای خود باقی است و اعتیاد به موسیقی نمی تواند موجبات افول را فراهم سازد، زیرا حصول نشاط و شادی واقعی انسان نه با ابزارها و نمادهای فضای مجازی بلکه در فضای حقیقی پیرامونی انسان محققی می شود.

حمایت بی حساب و کتاب از موسیقی؛ تخیل گرایی برای تخدیر ذهنی جامعه

باید اذعان کرد رویکرد برخی از نهادهای مسئول در امر فرهنگ و حتی رسانه ملی در گسترش و حمایت بی حساب و کتاب در ترویج برخی انواع موسیقی زرد موجبات تداوم تخیلی و توهم در جامعه را رقم خواهد زد، به عنوان نمونه حمایت های ناصواب وزیر ارشاد از برگزاری برخی کنسرت های هنجار شکنانه و نیز حمایت رسانه ملی از افزایش قارچ گونهٔ ساخت برنامه های تلویزیونی با محوریت موسیقی و خوانندگی در کشور و نیز ارائهٔ تصویر ایده آلی و آرمانی از خوانندگان و تحریک مخاطبان خود به اهتمام روز افزون به موسیقی، از جمله مسکن ها و البته مخدرهایی است که تنها با هنرا متولیان فرهنگی و رسانه ملی در این خبط سنگین به منصهٔ ظهور رسیده است.

حال آنکه چالشی های واقعی جامعه شامل فشار اقتصادی و بیکاری جوانان، آمار تاسف بار اعتیاد و استفاده از موارد روان گردان در میان نسل جوان، آسیب های متعدد اجتماعی و از همه مهمتر تخیلی گرایی نامطلوب با ابزار پناه به سوی موسیقی است نه دغدغه خوانندگی و اهتمام جوانان به امر موسیقی، جای بسی تأسف است که تا چند سال قبلی فرهنگ پاپ مذهبی برای برخی مداحان نیز مد شده بود و حتی و برخی نشریات روشنفکری نیز در نشریات زرد خود این مساله را مورد حمایت قرار می دادند . و به آن پروبالی می دادند.

حال آنکه همه این رویکردها تنها برای تخدیر روانی مردم و سرگرم سازی آنان به مشغولیت های سطحی و بی اهمیت و فراموش کردن دغدغه های واقعی جامعه صورت می گیرد.

بی شک برای برون رفت از این بحران فراگیر که موسیقی به جای خداوند به عنوان مونسی تنهایی جامعه مورد توجه قرار می گیرد باید با ارائه دین ملموسی و کاربردی و تقویت معنا گرایی در زندگی روزمره، در راستای نفی تخیلی گرایی و تقبیح برخی عادات نامناسب رفتاری از قبیل مقابله با موج مخرب نفوذ موسیقی غیر فاخر در زندگی مردم، مقابله با ازدواج های اینترنتی، معاشرت های نامشروع مجازی،... اقدام نمود.

هم چنین بر رسانه ملی فرضی است در راستای بازتولید مفاهیمی از قبیل ازدواج، عشقی ، عاطفه و محبت گرایی واقعی در قالب هنر از برخی بحران های موجود در این امر جلوگیری نماید و از تبعات و پیامدهای موسیقی های مخرب روح و روانی مردم بکاهد.

امید است احاد جامعه نسبت به کاهش مدت استفاده از موسیقی در زندگی روزمره خود اقدام نمایند که در این صورت تقویت ایمان واقعی و ارتقای عقلانیت دینی با راهبرد خدا محوری و رشد و تعالی واقعی در دنیا و آخرت و حصول آرامش واقعی دور از دسترسی نخواهد بود.

جامعه عبادالرحمن بصیر

جامع این عبادالرحمن بصیر یک تشکل مردم نهاد است که در زمینهای امر به معروف و الهی از منکر فعالیت دارد و متشکل از طلاب، جوانان نه تحصیل کرده، دانشجویان و علاقه مندان به این عرصه است. این جامعه در سال ۱۳۹۲ به ثبت رسیده و برنامه های متعددی را پیرامون امر به معروف و نهی از منکر، عفاف و حجاب، انقلاب اسلامی، بصیرت دینی و ... اجرا نموده است. از جمله برنامه های این جامعه. همایش علمی تخصصی روش های کاربردی امر به معروف و نهی از منکر شب شعر انقلاب اسلامی، همایش عزاداران بصیر، همایش تالار نیابت، همایش فرهنگی در امتداد غدیر همایش ملی آسیب های غنا و موسیقی و ... بوده است. علاقه مندان به فعالیت در عرصه ی امر به معروف و نهی از منکر می توانند از لحاظ معنوی، فکری، مادی و همچنین با دعای خیر، ما را در این عرصه خدایر یاری رسانند.

سایت ها www.ebadorrahman.ir

کانال تلگرام      @ebadorrahmann 

ایمیل: ebadorrahman, basirOgmail.com

مهدی نجفی منبع اصفهان شرقی

آسیب های شنیدن موسیقی در حین رانندگی

بهتر است در حین رانندگی از هر چیزی که باعث پرت شدن حواس شما می شود دوری کنید. حتی رادیو گوش دادن هم می تواند خطرساز باشد و ذهن خواننده را به خود معطوف کند. خصوصا گوش دادن به موسیقی که سبب می شود سرعت واکنشگری راننده به میزان زیادی کاهش یابد.

تصور کنید فردی دارد موسیقی گوشی می دهد و محو شنیدن آن شده است. او هنگام گوشی دادن موسیقی تعادلی خود را از دست می دهد و ممکن است در مواقع حساسی واکنشگری لازم را نداشته باشد. فرض کنید ماشین روبرو به هر دلیلی ترمز کند، او به علت شنیدن موسیقی و عدم تعادل لازم ذهنی، نا بیاید متوجه شود خودرو او به ماشین روبرو اصابت کرده است. و این یکی از دلایلی مهم تصادفات جاده ای و درون شهری می باشد. البته عوامل دیگری نیز می تواند سبب بروز حوادث شوند، مثل خواب آلودگی راننده که جزو عوامل اصلی است. عده ای از رانندگان می گویند برای اینکه خوابمان نبرد هنگام رانندگی موسیقی گوش می دهیم!! در صورتی که شنیدن موسیقی شاید تا دقایقی سبب بیدار ماندن فرد خواب آلود شود ولی نمی تواند اورا بیدار نگه دارد. عده ای نیز به خاطر اینکه حوصلشان سر نرود موسیقی گوش می دهند. در صورتی که علاوه بر احتمال خطر تصادف تصور کنید فردی دارد موسیقی گوشی می دهد و محو شنیدن آن شده است. او هنگام گوشی دادن موسیقی تعادلی خود را از دست می دهد و ممکن است در مواقع حساسی واکنش گری لازم را نداشته باشد.

فرض کنید ماشین روبرو به هر دلیلی ترمز کند، او به علت شنیدن موسیقی و عدم تعادل لازم ذهنی، نا بیاید متوجه شود خودرو او به ماشین روبرو اصابت کرده است. و این یکی از دلایلی مهم تصادفات جاده ای و درون شهری می باشد. البته عوامل دیگری نیز می تواند این موسیقی که گوش می دهند آثار سوء زیادی را بر اعصاب و روان آنها و البته بر روی سبک زندگی و معنویت آنها می گذارد. آنها می توانند شنیدن قرائت قران و سخنرانی بزرگان را جایگزین کنند. در جاده های خطرناک هم اصلا خود سکوت و توجه ضرورت دارد.

متاسفانه تعداد زیادی از رانندگان را مشاهده می کنیم که نه تنها به این نکات توجه نمی کنند، بلکه با صدای بلند ضبط ماشین خود و پخش موسیقی با صدای بلند اسباب اذیت و ازار دیگران را فراهم می کنند. آنها نه تنها به دیگران لکه به خود هم رحم نمی کنند.

تحقیقات علمی ثابت کرده است که گوش دادن به موسیقی و رادیو موجب اختلال در تفسیر و برداشت اطلاعات دیداری می شود. در واقع صدای موسیقی رادیو تا حد زیادی موجب از دست رفتن اطلاعات جاده ای می شود. در چنین لحظه هایی اغلب رانندگان فراموش می کنند به پیرامونشان دقت کنند، از تابلوهای راهنما عبور می کنند و در یک کلام موسیقی و رادیو توجه ما راغ کاهش می دهد.

بنابراین اگر دوست دارید با ایمنی بیشتر و خیالی راحت تر رانندگی کنید از شنیدن موسیقی و تا حد امکان از شنیدن برنامه های رادیو اجتناب کنید.

معرفی کتاب

کتاب «تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان» اثری مفید و آموزنده از زنده یاد حسین عبدالهی خوروشی درباره مضرات غنا و موسیقی است. این کتاب که مورد استقبالی محققین قرار گرفته اکنون به چاپ دهیم رسیده است. توصیه می شود علاقه مندانی که قصد آشنایی با آسیب های غنا و موسیقی را دارند این کتاب را تهیه نمایند.

همچنین مطالب این کتاب می تواند ایده های بسیاری را جهت پژوهشی های علمی جدید در حوزه آسیب های غنا و موسیقی به پژوهشگران ارائه دهد.

علاقه مندان جهت تهیه کتاب «تاثیر موسیقی بر اعصاب و روان» می توانند با شماره ۰۹۱۳۱۱۱۴۲۸۸ تماسی حاصلی فرمایند.

بحث ویژه

گفت وگو با استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی؛

پیامدهای منفی یا نمایش ثروت

یکی از آسیب های فرهنگی اجتماعی حال حاضر، مصرف زدگی در بین برخی از طبقات اجتماعی جامعه و به تبع ان نمایش مظاهر ان در سطح شهر است. رهبر اانقلاب در دو سخنرانی خو در سال جاری نیز بهه این موضوع اشاراتی داشتند. در دیدار کارگران ایشان فرمودند: «جنس های دارای نشان خارجی را می اوردند، یک عده پولدار هم – پولدارهایب نوکیسه تازه به دوران رسیده که تاسفانه در کشور هم کم نداریم- دنبال نشان های خارجی اند به قول خودشان برندهای خارجی.» همچنین در دیدار معلمان نیز بار دیگر بر ایسن موضوع تاکید کرده و فرمودند: « این بچه بازی های داخل خیابان ها – که این بچه پولدارهای نوکیسه، با ان خودروهای کذایی می ایند دائم راه می روند، دائم رژه می روند، دائما پز می دهند- به خاطر همین چیزهاست؛ اصلاح الگوی مصرف» در همین زمینه گفتگویی را با دکتر اردششیر انتظاری، جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ترتیب داده شده است.

. یکی از موضوعاتی که در سال های اخیر در سطح تهران و برخی کالان شهرها اتفاق افتاده است. نمایش ثروت توسط عدهای معدودی از افراد است. چه سائلی موجب می شود که عدهای از افراد درصدد به نمایش درآوردن ثروت خود در جامعه می شوند؟

اگر بخواهیم ریشه ای به این موضوع نگاه کنیم، باید بگوییم که به ارزش های مردم برمیگردد. ارزشهای اجتماعی، ارزش هایی هستند که برای مردم مهم هستند و ما مهم بودن را با شاخصی های مختلف می فهمیم. یکی از چیزهایی که متأسفانه در حال حاضر در جامعه ی ما تبدیل به ارزشی شده، به نمایشی گذاشتن ثروت است. ثروت در جامعه مهم شده و آدمها میخواهند نشان دهند ما از این خصیصه برخوردار هستیم. برعکسی اول انقلاب که ثروتمند نبودن یک ارزشی بود و برای همین، آدمها تلاش می کردند لباسیهای خیلی فاخر نپوشند. انقلاب شده بود و انقلاب هم «انقلاب مستضعفین» بود و قاعدتاً این باعث می شد نمایش ثروت اصلاً یک خصیصه ی پسندیده نباشد. به مرور از اول انقلاب که فاصله گرفتیم - نه لزوماً به دلیل فاصله گرفتن از انقلاب که البته ان هم یک عامل مؤثر است- ولی به دلیل شرایط ساختاری که توسط دولتها بر جامعه حاکم شد، عملا سیاستگذاریهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به سمتی رفت که در نمازجمعه گفتند باید بروید مانور تجملی بدهید.

این فقط یک حرف نبود و همراه این اقدامات متعددی هم صورت گرفت و کارهای فرهنگی متعددی شد، فقط هم اقدامات داخلی نبود که در درون جامعهی ما انجام شده باشد. در سطح رسانه های بیگانه هم روی این مسائلی کار شد. همه ی این ها دست به دست هم دادند و نهایتاً نمایشی ثروت مهم شد در جامعه و مردم برای به دست آوردن آن، تلاش کردند.

در حال حاضر، خیلی از مفاسد اجتماعی که در جامعه وجود دارد، ناشی از اهمیت ثروت است. این همه پروندههایی که در قوهی قضاییه وجود دارد، همه ناشی از اهمیت یافتن ثروت و رفاه است که نسبت به گذشته، به میزان قابل توجهی، جابه جا شده است. از میزان و نوع مغازههای موجود در سطح شهرها میتوان فهمید چه چیزهایی برای مردم مهم است. در جامعه چند کتابخانه و مرکز علمی داریم و در مقابلی، چند بازارچه و مجتمع تجملاتی، رفاهی و تفریحی داریم؟ چه تعداد نمایشگاه اتومبیلی گرانقیمت داریم؟ در خیابان میتوانیم از مغازهها پی ببریم به اینکه الان چه چیزهایی ارزش است، چون مردم برای آن چیزی که برایشان مهم است، پول خرج می کنند. این نشان می دهد که گرایش به کالای لوکسی و تجملی زندگی کردن، مهم شده است.

البته اگر بخواهیم از این عمیقی تر به موضوع نگاه کنیم، ماجرا از زمانی آغاز می شود که ما به سمت مدرنیته حرکت کردیم. مادر روند گرایشی به غرب در دورهی معاصر و نوسازی جامعه، اقداماتی انجام دادیم که شبیه غرب شویم. این اقدامات برای تشبیه به غرب، عملاً آثار و تداخلی در جامعه ی ما داشته که یکی از مهمترین آثارشی، وقوع یک بیماری است به نام بیماری «بدلی گرایی». بیماری بدل گرایی، این وضعیت را بر جامعه ی ما حاکم کرده است. بدلی خیلی مهم شده و ظاهر بسیار اهمیت پیدا کرده است. عملاً به این سمت رفتهایم که ظاهر را زیبا کنیم. حتی نخواستیم غربی شویم. می خواستیم ظاهر غرب را بیاوریم و چون دنبال ظاهر غرب بودیم، نمی توانستیم به خود غرب بدل شویم. چون ماهیت جامعه ی ما ماهیت کاملا متفاوتی است؛ با عقلانیت، سابقه ی تمدنی و ریشههای فرهنگی و دینی کاملاً متفاوت، نمی توانستیم، غربی شویم. بنابراین رفتیم به سمت شبه مدرن شدن، شبه مدرن شدن یعنی ظاهر را درست کنید و خیابان ها ظاهرش شبیه شهرهای اروپایی شود و مثلاً آنجا « نیوزپیپر» (newspaper) دارند، اما اینجا «کاغذ اخبار» منتشر کنیم.

. ظاهر چنین مسائلی ممکن است امریکا مالا فردی و شدت تخصصی محسوب شود. اما این مسئله دارای ابعاد اجتماعی نیز هست. از این منتشار این اقدامات چاه پیامدهایی را برای امنیت روانی و سلامت اخلاقی جامعه به بار خواهد آورد.

وقتی که افراد امکان رفتار نابهنجار را داشته باشند، امنیت اجتماعی را به خطر میاندازد؛ یعنی زمانی : مازندگی امنی داریم که غالب مردم رفتار بهنجاری داشته باشند. این مسئله باعث کند شدن فعالیت اجتماعی می شود و ریسک بالا می رود. خود این مانورها هم به صورت کلی و عمومی در جامعه ای که مردم دارند زندگی می کنند، تولید ناامنی می کنند و احساس ناامنی را افزایش می دهند.

نکته ای دیگر که شاید مهمتر از این هم باشد. این است که در جامعه ای که مصرف ناعادلانه را نمی پذیرد، ناامنی اقتصادی خیلی شدیدتری ایجاد می شود. جامعهی ما جامعه ی طبقاتی نیست. در جامعه ی ما، مرزهای طبقات خیلی کمرنگ است و عملاً شرایطی به وجود می آید که باعث می شود مردم نپذیرند آدمها مصرف متفاوتی داشته باشند. در واقع در جای خود می تواند موجب احساسی ناامنی در سطح اجتماعی شود. من فکر می کنم. اگر متمرکز شویم روی این مانورهایی که در جامعه انجام می شود، به نوعی می شود گفت که این نوع مانورها، مانورهای خشونت آمیز هم محسوب می شوند. مانورها از این جهت خشونت آمیز هستند که در آنها سرعت، تهدید و نوعی بی مبالاتی وجود دارد و این شرایط، خشونت تولید می کند. البته خودش محصول خشونت است، ولی در عین حال، تولید خشونت می کند. میتوان گفت وقتی کسی در شهر بد رانندگی می کند، فقط خودش بدرانندگی نمی کند، بلکه این بد رانندگی کردن و استرسی را به صورت پاندولی به بقیه هم منتقل می کند.

حدیثی از پیامبر هست که می فرمایند کسی که حقی دارد و حقش را ندهید و در عوضی به شخصی دیگری که حقشی نیست بیش از حقشی بدهید، ان کسی که به ان بیشتر دادهاید، به شما ظلم می کند. این اتفاقات هم که شما میبینید، ظلم کسانی است که بیشتر از حقشان گرفته اند. پاداشی ناعادلانه داده شده و این قانون اجتماعی و سنت الهی است که آنها به جای آنکه شکرگزار شما باشند، به شما ظلم می کنند. این اتفاق در صحنه ی اجتماع رخ داده است.

• اشاره فرمودید که نمایش ثروت سنجر به مصرف بیشتر و بی رویه در جام با خواهد شد. مصرف زدگی یا تاثیراتی در زمینه های فرهنگی این استای خواهد داشت؟

ببینید ما دو نگاه به مصرف داریم: یک گونه ی لیبرالی که معتقد است انسان آزاد است در تملک، انتقاد و مصرف، این اصول لیبرالیسم است. در مقابلش هم اصول کمونیست وجود دارد که می گوید مصرف باید تحت نظارت مرکزی باشد و تحت نظارت دولت انجام شود.

آدم ها کار می کنند، ولی مصرفشان باید مساوی باشد. نگاه اسلام، نگاه متفاوتی است. اسلام می گوید آدمها تلاش می کنند و تلاش کردن اگر برای خدا باشد، آنها را به خدا نزدیک می کند. تلاشی برای تولید فینفسه چون باعث ابادانی می شود، امر ممدوحی است. در مورد نحوه ی مصرف نیز اسلام تأکید می کند باید با انصاف صورت گیرد. یعنی ما در مصرف باید رعایت انصاف را بکنیم. رعایت انصاف یعنی اینکه نگاه به اطراف خودمان داشته باشیم، چون مصرف بی رویه به مرور تولید فقر می کند. میدانید که فقر بر دو نوع است: فقر نسبی و فقر مطلقی. فقر مطلق این می شود که آدمی احتیاجات اولیه را برای گذران زندگی نداشته باشد و فقر نسبی، مقایسهای انجام می شود. مثلاً فرض کنید در جامعهای که افراد آن یک یا دو کیلو گوشت می خرند، اگر من بیست کیلو گوشت بخرم، در واقع با این کار برای دیگران تولید فقر می کنم. ولی اگر مانند بقیه گوشت بخرم، آنها احساسی نابرابری و ظلم نمی کنند بسیاری از کسانی که فکر می کنند در جامعه ی ما مستضعف هستند، از اشراف دورهی قاجار بهتر زندگی می کنند.

فقر نسبی است و در واقع فرد خودش را نسبت به شرایطی که جامعه دارد، میسنجد. به خصوصی اگر این جامعه ایدئولوژی داشته باشد و این ایدئولوژی عدالت گرایانه هم باشد، فقر تشدید می شود. یعنی شما مرتب خود را مقایسه می کنید. وقتی سوار موتور گازی می شوید و می بینید یک نفر از کنارتان با یک ماشین لوکسی با سرعت عبور می کند، احساسی فلاکت می کنید. در واقع وقتی مصرف متناسب نباشد، خود به خود تولید فقر می کند. برای همین در اسلام سفارشی می شود که در مصرف کردن مراعات یکدیگر را بکنیم.

متأسفانه این رویکردهای لیبرالیستی، هم از طریق رسانه های بیگانه و هم از طریق به اصطلاح مکتوبات و نظریات توزیع می شود که آدمها آزاد هستند و آن کسی که ندارد، خودش بدبخت بوده است که ندارد. این نگاه لیبرالیستی است که من چون لیاقت بیشتری دارم، حق دارم بیشتر مصرف کنم و آن کسی که ندارد، لیاقت کمتری داشته است، پسری حقی ندارد مصرف کند. ترویج این نگاه، موجب افزایش فقر در جامعه می شود. اینکه آدمها هرچقدر مرضی است. این فردیت باعث لطمه به جامعه می شود. در شرایطی که آدم تلاشی می کند و در رقابت با دیگران، به موقعیت بالاتری دست پیدا می کند، هرچند این هم فردیت است. در گذشته این نوع فردیت چندان وجود نداشت. حتی در زمانی که جوامع در آستآنهای پیشرفت بودند، تولید می کردند و مصرف نداشتند. اساساً یکی از عوامل مهم شکل گیری سرمایهداری در جوامع غربی، به قول ماکس وبر، اخلاقی پروتستانی بوده است. اخلاقی پروتستان ترکیبی است هم نمیخواهم که بیمه اش را بدهم از موقعیتی که پروتستان ها از بیرون و و مدام برایم مزاحمت ایجاد کند و به خصوص دنیای اسلام اخذ کردند.

در آن جوامع، تولید کردن برای مصرف کردن نبود، بلکه تولید برای افزایشی سرمایه بود. ولی در جامعه ی ما افراد تولید می کنند که مصرف کنند. اصلا تولید هم نکنند، به دنبال در مصرف هستند. مصرف کردن اصل است. هنوز ثروتی ندارند، اما به فکر مصرف هستند. قبل از اینکه درامدی کسب کنند، پیشاپیش ان را مصرف کرده اند.

فرضا وام های کلان گرفته اند که از طریق آن وامها بتوانند ویلا یا ماشین گران قیمت بخرند. ممکن است تصور شود همه ی این ماشینهای لوکسی برای ثروتمندان است، درحالی که بعضی از افراد با وام چنین اتومبیل هایی خریدهاند. متأسفانه بانک های ما به جای اینکه به تولیدکنندگان وام بدل هتل» به مصرف کنندگان میدهند. این مسئله عملاً گرایش و نگاه دیگری را در اقتصاد نشان می دهد؛ اینکه مصرف برای ما مهم است، نه تولید. در جامعه ی ما که یک جامعه ی عدالت گرا و صاحب ایدئولوژی است و فرمان امیرالمؤمنین را همه جا منتشر می کنیم که کاخی بنا نشد، مگر اینکه کوخی ویران شده باشد و مدام از عدالت صحبت می کنیم و عدالت را برجسته می کنیم، نامساوی بودن مصرف، بسیار شدیدتر تولید انواع آسیبهای اجتماعی می کند. باید یا دربارهی مصرف تدبیری بیندیشیم. نمیتوانیم از الگوی سرمایهداری تبعیت کنیم و ایدئولوژی عدالت گرایانه داشته باشیم.

به نظر حضرتعالی، راه حل این مساله چیست

راه حل این موضوع به صورت مقطعی و زودگذر نیست. ما باید نظام تعلیم و تربیت را اصلاح کنیم. آدمها نباید تلقی لیبرالیستی از مصرف داشته باشند. این تلقی لیبرالیستی را باید به یک تلقی مؤمنانه از مصرف تبدیل کنیم، ارزشی انصاف در جامعه باید پررنگ شود. تا وقتی انصاف وجود داشته باشد، فرد نمیتواند بگوید من بروم به گونهای مصرف کنم که حسرت برای دیگران ایجاد کند. اینکه آدمها می روند مصرف می کنند و برای سایرین تولید حسرت می کنند، به دلیلی بی انصافی است که ترویج پیدا کرده است: چراکه در این مدل، اساساً دیگران را نمیبینید و این حاصل یک نوع تربیت بیمارگونه است. به همین دلیل به مدرسه و نظام تعلیمو تربیت اشاره کردم. اینجا خودش را نشان می دهد . نظام تعلیم و تربیت ما تولید فردگرایی بیمارگونه می کند و بچه ها را با نمره میتواند بشناسد. نمره هم کاملاً منفرد از همدیگر نیست و مقایسه ای است و خود این روشی، موجب تقویت فردگرایی می شود. موفقیت شما در گرو شکست دیگران است.

نظام اقتصادی ما هم باید اصلاح شود؛ یعنی باید فضای تولید را تسهیلی کنیم. چقدر قوانین در مقابل تولید قد علم کرده و وقتی تولید این قدر سخت است، آدمها به مصرف کننده هایی تبدیل می شوند که از راه دلالی ارز و طلا کسب درآمد می کنند. فرد دنبال دلالی می رود و می گوید کارگر هم نمی خواهم که بیمه اش را بدهم و مدام برایم مزاحمت ایجاد می کند و سودش هم بیشتر از هر کار تولیدی دیگری است. بنابراین کارخانه ها تعطیل می شود، از کشورهای دیگر وارد می کنیم و همه تاجر می شوند. اگر قرار است تولید کنند، ما باید بستر را برای تولید فراهم کنیم. این کشور چقدر موانع داریم؟ چقدر ظرفیت داریم؟ باید این ظرفیتها را در بخش تولید به کار انداخت. باید فضایی اماده کنیم که ادم ها احساس امنیت کنند. همچنین باید تجولی در قوانین ایجاد کنیم که درها را برای بخش تولید باز کند.

اگر جامعه ی ما وارد چرخهای تولید شد و به اصطلاح مولد را داشته باشد

وقتی آدمها میروند دنبال مصرف، این مصرف زیادی باعث بروز تنفر در جامعه و از بین رفتن را فراهم کنیم. آدمها در جریان کار و تولید، هویت متعادلی خواهند داشت و همبستگی اجتماعی هم قویتر خواهد شد.

• همیشه برای به حرکت در آمدن و منشا تحولی بودن، نیاز به گذر زمان و فراهم شدن مقدمات و بسترهای آن چنانی نیست، چه آن که گاه حضور در یک جلسه و شنیدن تنها یک حرف و سخن می شود تلنگری برای آدمی تا به خود آید و دیگران را نیز به خود آورد و در این فرآیند بیداری و روشنگری، اقدامات بزرگی رقم بخورد. شاید برایتانی جالب باشید که بدانید یک گچکار ساختمان که به ظاهر سواد چندانی هم ندارد با حضور در یکی از برنامههای بصیرتی بسیج و احساسی تکلیف درباره یکی از معضلات بسیار جدی امروز جامعه ما در طول تنها هفت ماه با همت و تلاشی خود و البته توکلی بر خدا، بتواند عاملی شود که مردم ۱۷۷ ماهواره را از بساط زندگی خود جدا کرده و به او تحویل دهند و به جایشی دستگاه گیرنده دیجیتالی بگیرند: ماهواره یا همان دجال واره ای که با جمع آوری آن، دست کم ۱۷۷ خانواده قمی از یک خطر عظیم و بالقوه رهانیده شده و سلامت فرهنگی و اعتقادی آن از این حیث مصون مانده است.

حسین زرقانیان، متولد سال ۶۶ اهالی محله امامزاده سید علی (ع) یا به قولی قمی ها شاه سید علی است و حدود ۱۸ سال است که به شغل گچکاری مشغول است و سه سالی هم می شود که در پایگاه 4 شهید نظری ثاببت، مدال افتخار بسیجی بودن را با خود حمل می کند.

جوانان مومن و انقلابی

کاری که از دستگاه های فرهنگی برنمی آید

جمع آوری 177 دستگاه ماهواره توسط جوان گچکار قمی

تلنگری کافی بود برای گچکار قصه ما

یک روز که به حوزه ۲ بسیج شهید قربانی رفته بودیم، آقای بابایی مسئول این حوزه برای بچه ها سخنرانی داشت و درباره آسیب ها و خطرات ماهواره برای افراد و جامعه و به ویژه خانوادهها صحبت می کرد.

در حین سخنان ایشان به ذهنم رسید بلند شوم و نکته ای را بگویم؛ یک باره ناخودآگاه وسط سخنان ایشان پریده و گفتم اگر شما اجازه دهید می توانم در جمع آوری ماهواره ها که به آن دجالواره می گویند کمک کنم.

ایشان هم استقبالی کرد و کار را شروع کردم. همان جا هم البته عرضی کردم که بنده چون بچه پایین شهر هستم و خلقی و خو و زبان و مرام مردم این منطقه محروم و فقیرنشین را بهتر می فهمم میدانم که چطور این کار را انجام دهم که انشاالله نتیجه خوبی هم در برداشته باشد.

در آغاز کار برگه های کاغذی کوچکی چاپ کردم و شبانه آن ها را در منازل می ریختم تا مردم متوجه اصلی قضیه بشوند روی برگهها هم فقط نوشته بودم که ماهواره خود را تحویل بدهید تا یک دستگاه گیرنده دیجیتالی به شما بدهیم وزیر برگه ها نیز شماره تماس خودم را قید کردم.

این کار را از هفت ماه پیشی شروع کردم و در این کار حتی اقوام خودمان و آشنایان که در شهرهای دیگر بودند را نیز مطلع کردم و به تدریج استقبال خوبی از این طرح شد.

واقعا چه آن موقع و چه حالا همیشه در این مدت احساسم این بوده که حداقل وظیفه ام در شرایط فعلی جامعه این کار به منظور امر به معروف و نهی از منکر است و خدا هم کمک کرد و به تنهایی ۱۷۷ دجال واره جمع آوری کردم.»

حواسم بود تا همه لوازم ماهواره را تحویل بگیرم

«البته مراقب بودم که وقتی ماهواره را تحویل می گیریم، همه لوازم آن اعم از دیشی، الی ان بی، ریسیور در آن موجود باشد تا کسی نخواهد فقط آن دایره زنگی اش را تحویل دهد.

به عنوان یک بچه مسلمان و یک بچه شیعه، وقتی بدی های ماهواره را دیدم نمی توانستم بی تفاوت بنشینم.

دوست داشتم مردم به جای نشستن پای برنامه های ماهواره برنامه های تلویزیون خودمان را نگاه کنند که در حال حاضر حدود ۲۰ شبکه تلویزیونیان توسط دستگاه دیجیتالی قابل دریافت است.

بنده خودم ماهواره نداشته ام اما شنیدم که برنامه های شبکه های ماهوارهای به ویژه فیلم های سینمایی و سریال های ترکی و آمریکایی آن مروج روابط نادرست و نامشروع و ترویج عشق بازی های هوس آلود میان جوانان است.

در حین دریافت ماهواره و صحبت هایی که با برخی مردم می کردیم نیز بعضاً نوع برخوردها هم جالب و گاهی هم ازار دهنده بود اما مرا خسته نمی کرد.»

از ترشرویی تا عذرخواهی راهی نیست

«چندوقت پیشی یک خانمی با بنده تماس گرفت و به این طرح مشکوک بود که بنده صحبت کردم در خصوصی مضرات ماهواره و این که چه بالایی به بر سر بچه های ما می آورد. گویا به مذاقی ایشان صحبت های من خوش نیامد که به همین خاطر هم بعد از چند دقیقه صحبت کردن، خلاصه یک طعنه و بدو بیراهی هم نصیبی مان کرد و با عصبانیت تلفن را قطع کرد.

دو هفته بعد خود همین بنده خدا تماسی گرفت و ضمن عذرخواهی گفت دخترمن که تا حالا سابقه نداشته به من بیاحترامی کند، تحت تاثیر ماهواره بنای ناسازگاری و بی احترامی و من از این بابت، خیلی نگران هستم و فکر می کنم به خاطر دیدن همین برنامه های ماهوارهای است.

من هم به ایشان گفتم که دختر یا پسر شما به خاطر این برنامه های نامناسب، رابطه شان به تدریج با شما سرد و بد شده و چه بسا که با غریبهها ارتباط برقرار کنند که خودش عوارضی بدتری به همراه دارد و به جای این که پسرتانیا دخترتان با شما و پدرش درددلی کند برود با یک دختر ناباب یا یک جوان معتاد مواد مخدر فروشی هم صحبت شود.این ها را که گفتم: مصمم تر شد و گفت بیایید ماهواره ام را ببرید.

چندی بعد از سوی فرمانده حوزه به عنوان مسئول امر به معروف حوزه منصوب شدم و کارها را با جدیت بیشتری ادامه دادیم.»

رمز کار صداقت است و صمیمیت

وقتی از او پرسیدم: چگونه مردم به شما اعتماد کرده و در تحویل ماهوارهها همراهیمی کنند، گفت: «فقط این را خدمت شما بگویم که باید صادقانه با مردم حرف بزنید. با وجود همه مشکلات و مفاسدی که جامعه ما را در بر گرفته است اما عامه مردم و والدین علاقه مند به سرنوشت خانواده و فرزندانشان هستند اما باید ان ها را روشن کرد و عمق فاجعه در دیدن ماهواره را برایشان بیان کرد.

از سویی هم بعضاً افرادی هستند که بیشتر به دنبال سوء استفاده اند؛ به عنوان مثالی یک بنده خدایی حتی به من گفت که من ماهواره ها را از شما می گیرم و به جایش دستگاه دیجیتالی بهتان می دهم که بنده از این حرف به شدت ناراحت شده و گفتم با این کار من به خانواده ها ضربه می زنم چون معلوم نیست که این ماهواره ها سر از کجا در بیاورد و چند خانواده دیگر را بدبخت کند.

وقتی افراد هم تماسی می گیرند یا به , صورت حضوری ارتباط برقرار می کنیم به آن ها میگویم که این فعالیت ما از طرف بسیج و با هماهنگی سپاه است؛ با این حالی برخی افراد ناآگاه به ویژه ماه های اول ، زیاد طعنه و تیکه ولی چار بارم می کردند اما واقعاً برایم مهم نبود اما الان وضع به گونه ای شده که احساسی می کنم این قدرتماسی زیاد شده باید خط خودم را عوض کنم!»

چشمداشت و ترقی نداشته و ندارم

«خدا را شاهد می گیرم که هیچگاه چشمداشت و نگاه کاسب کارانه به این موضوع نداشتم، بلکه احساسم این بوده که حداقل با این کار چند نفر به راه راست کشیده شوند. همین برایم کافی است و این که خدا و اهل بیت (ع) از دستم راضی باشد. حقیقتا امروز ماهواره هرا بالایی سر خانواده ها آورده که هر انسان منصف و واقع بینی نمی تواند نسبت به آن هابی توجه و بی تفاوت باشد. حرف من به برخی از دوستان در بسیج نیز این بوده که اهالی مسجد عموما اهلی ماهواره نیستند و لذا ما به جای روشنگری صرف در مسجد باید به چهره یا از طریق اطلاع رسانی آن ها را آگاه کنیم تا بیایند و ماهواره های خود را تحویل دهند.


اگر کسی دشمن خدا را دوست داشت در ایمان نسبت به خدا ولنگار است

آیت الله علم الهدی:

آیت الله علم الهدی در یکی از جلسات تفسیر سوره مبارکه «ممتحنه» که در ایام ماه مبارک رمضان در مهدیه مشهد برگزار شد، به تفسیر آیه اولی این سوره پرداخت.

نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی گفت: خداوند می فرماید «لا تابخانواعد وی و علاو کم اولیاء» یعنی دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. اگر خداوند فقصا میگفت » دشمن مرا دوست نگیرید»، همین برای کسی که خدا را باور دارد، کافی بود. چرا «عدو کم» را هم اضافه کرد؟ یکی از وجوه اعجاز قرآن، دقت و نکته سنجی آن است.

وی افزود: قران کتاب هدایت است و خداوند هدایت را به وسیله قرآن کامل کرده است. خدا به گونهای حرف میزند که تمام مسائل، مشکلات، پندارها و تخیلاتی که ممکن است در آینده پیش بیاید و انسان ها از همان ناحیه بسیار کوچکت دچار انحراف شوند، در اموزه های هدایتی خود تمام ان منافذ و روزنه های کوچک را می بندد یکی از مشکلات برخی بینش های سیاسی امروز، «جدا کردن حساب دین انسان ها از دنیای آنها» است. گاهی اوقات افراد در ارتباطات مادی و اجتماعی به دین طرف مقابل خود کار ندارند و لو ان فرد بی دین و کاففر باشد، در معامله و داد و ستد و ارتباط فقط با سرمایه او کار دارند.

آیت الله علم الهدی ادامه داد: گاهی این پندار غلط آنقدر توسعه می یابد که برخی افراد ناآگاه در مسائل حساسی مثل وصلت و تشکیل خانواده نیز به همین نقطه متوسل می شوند و به تدین افراد کار ندارند. خانوادهها گاهی از اوقات به مواردی بر میخورند که می بینند از شئون مادی در سطح بالایی است: این جا می گویند «به دین او چه کارداریم؟»

امام جمعه مشهد مقدس با بیان این که مشکلی «بی توجهی به دیانت افراد» گاهی در ارتباطات سیاسی نیز نمود پیدا می کند، اظهار داشت: عمده مشکلی که مادر روابط بی المللی و سیاست خارجی جامعه خودمان داریم، همین مسئله است. این بلوکا بندی و تفاوت و اختلافی که بر سر نوع ارتباط با جریان «معتدالی» نام می گیرد، پندار غلطی است که مقام معظم رهبری با فرمایشات محکم خود ریشه آن را زدهاند. اما این انحرافی که امروز در جامعه ما به وجود آمده که با هر جریان کفر و «بادین افراد چه کارداریم.» خدا می خواهد بگوید «نه؛ هر کسی دشمن من بود، دشمن شما هم هست».

وی خاطرنشان کرد: این پندار غلط و جریان انحرافی مربوط از قدیم هم بوده است. محمدعلی فروغی یک جاسوسی به تمام معنای انگلیسی است و عامل اجرایی بسیاری از رذالتهایی بود که در زمان رضاخان برای توسعه قدرت انگلیسی صورت گرفت و در تاریخ این کشور، از جمله خائنان درجه یک، همین اقایی است که به او «ذکاءالملک» میگفتند و صاحب کتاب «سیر حکمت در اروپا» است. فروغی به سعدی ایراد می گیرد که «سعدی به اشتباه «گبر» و «ترسا» را دشمن ما خطاب کرده. چرا که «گبر»ها ایرانیان اصیلی هستند که با مازندگی می کنند و به نژاد ایرانی علاقمندند. «ترسا» هم این اروپایی ها و غربی ها هستند و ما علم و صنعت مان را از آنها گرفتهایم و دوست و ارباب ما هستند.» این بینشی انحرافی یک جاسوسی انگلیسی است که حتی در برخوردهای ادبی و عرفانی و برهانی هم پیش آمده. خدا می خواهد با جمله «لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء» همه این حرفها را باطل کند.

آیت الله علم الهدی تأکید کرد: نمی شود کسی دشمن خدا باشد اما دشمن مسلمانان نباشد. خدا که یک چیز خیالاتی نیست. مظهر اجرایی عبودیت خدا، بندگانشی هستند و آنچه اصلی ثبوت ذات مقدس حق را در دنیا تثبیت می کند، انسان هایی هستند که به خدا معتقدند و او را عبادت می کنند و اگر این ها براندازی نشوند، اعتقاد به خدا براندازی نمی شود. به همین دلیل است که (در آیه مذکور) «عدوی» بر «عدوکم» مقدم شده است.

عضو مجلس خبرگان رهبری در تبیین نحوه تشخیص دشمن گفت: برخی می گویند «از کجا معلوم آمریکا دشمن ماست؟ مگر همین آمریکا با عربستان سعودی دوست / شده تا وضع ما را درست کند. نیست در حالی که در عربستان مکه و مدینه هست و حج برگزار می شود؟» ما آیاتی در قران داریم که خداوند در ان جا دشمن را مشخص می کند اولا در آیه۸۲ سوره مائده که خداوند دشمنان را عنوان «یهود» و «مشرکین» معرفی می کند می فرماید از نظر دشمنی با خدا، این دو دسته شدیدترین دشمنان هستند.

لذا شما می بینید جریان استکبار برای جنگ با اسلام، جبهه را از یهود درست می کند و اسراییلی را در منطقه به وجود می آورند چرا که هیج رگه ای از محبت در جریان دشمنی آنها با مسلمانان وجود ندارد.

وی با اشاره به آیات شریفه ۱۰۵ سوره بقره و۹ سوره قلم، «ممانعت از نزول خیر بر امت اسلامی» و «تلاشی برای سازشی با مسلمانان» را شاخصه های دیگری برای تشخیصی دشمنان خدا دانست و اظهار کرد: امروز می بینید که توسعه فناوری و حرکت های دانش بنیان برای ماخیر دارد اما دشمن جلوی آن را می گیرد و نمی گذارد که ما از این نظر پیش روی و رشد داشته باشیم. از طرف دیگر دشمن می خواهد شما را به سازشی بکشاند و در هر اختلافی که با جریان بیگانه داشتید، اگر او سعی کرد به عنوان دوستی با شما سازش کند، این یکی از شاخصه های عداوت اوست.

آیت الله علم الهدی «خشنودی دشمن از به زحمت افتادن مسلمانان و غفلت آنها از امکانات داخلی» را از دیگر شاخصه های تشخیصی دشمن دانست که از آیات ۱۱۸ سوره ال عمران و ۱۰۲ سوره نساء استخراج می شود و گفت: شم دقیقا این شاخصه ها را در غرب، امریکا و جریان استکبار می بینید که هر مشکلی برای ما ایجاد شود، آنها دوست دارند. نمی خواهند شما بفهمید چه امکاناتی دارید. ما اگر به ثروت های داخلی خودمان تکیه کنیم و استعدادهای جامعه ۸۰ میلیون خود را شکوفا نماییم، همه چیزمان تأمین است و کشورهای برجسته ترین کشورها خواهد شد اما دشمن می خواهد از این امکانات غفلت کنیم.

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی با بیان این که براسانی آیات شریفه «انهم یکیدون کیدا» و «یشترون الضلاله و یریدون ان تضلوا السبیل»، دو شاخصه «فتنه انگیزی» «تلاش برای گمراهی کردن جامعه اسلامی» برای تشخیر دشمنان استخراج می شود، افزود: کاری نیست که جرم استکبار انجام دهد و در آن جوهره فتنه گری نباشد.د گمراهی را میخرد تا ما راه را اشتباه برویم، غرب بودج کلانی برای ضربه فرهنگی به ما خرج می کند تا اصلا راهری کرده و از اسلام دست برداریم. قرآن با بیان این ۷ ویژگی، دشمن را به ما می شناساند تا او را دوست خود نگیریم، کانه قران امروز نازل شده تا وضع ما را درست کند.

وی ذر بخش دیگری از شخنان خود در تبیین علت استفاده خداوند از لغت جمع «اولیاء» در تقابل با لغت مفرد«عدو» در این آیه شریفه، خاطر نشان کرد: در ادبیات عرب قاعده ای داریم که می گویند.

اگر یک لفظ نکره با دو ادات معرفه تعریف شود، این دیگر دال بر فرد نیست و بر یکایک افراد ان جنس دلالت می کند. پس مفهوم آیه این است که «یکایک دشمنان من و خودتان را دوست نگیرید.»

آیت الله علم الهدی در تفسیر ادامه این آیه شریفه، اظی درباره جمله «تلقون الیهم بالموده» دو نوع تفسیر شد. یکی این که به وسیله مودت، منافع دشمنان را به آن هایی است . و دیگری این که مودت را به آنها القا کنید. مرحوم طباطبایی در تفسیرالمیزان می گویند. در این عبارت زائده وجود دارد و اصل عبارت « تلقون الیهم بالموده » است. یعنی «این گونه نباشد که محبت را به دشمنان القا کنید»؛ برخی دیگر از مفسران می گویند «در قرآن حرف زیادی نداریم و مفهوم مودت، فایده است و قرآن میفرماید به وسیله دوستی و مودت فایده ای به دشمنان القا نکنید.»

اینگونه نباشد که محبت را به دشمن القا کنید» برخی دیگر از مفسران می گویند: «در قران حرف زیادی ندازریم و مفهوم مودت، فایده است و قران می فرماید به وسیله دوستی و مودت فایده ای به دشمنان القا نکنید»

امام جمعه مشهد مقدس تصریح کرد: وقتی بنا شد شما با دشمن ارتباط دوستی برقرار کنید، خواه ناخواهد تحت تاثیر قرار می گیرید و انسان مسلمان نباید در درون قلبش نسبت به دشمن خدا عاطفه و احساس پیدا کند پیامبر(ص) در روایتی خطاب به اباذر می فرماید «محکم ترین رشته ایمان اینست که در راه خدا انسان ها را دوست داشته باشی.» پس اگر کسی دشمن خدا را دوست داشت، در ایمان نسبت به خدا ولنگار است. در حدیث دیگری نیز پیامبر(ص) می فرمایند «المرء علی دین اخیه» نمی توانیم بگوییم بنده با یک فرد بی دین دوست هستم و این رفاقت در دین من اثر نمی کند. همان طور که دوستی با فرد باایمان بر ایمان می افزاید.

وی ادامه داد دشمن خدا می خواهد شما را در استخدام منافع خود در بیاورد و هیچگاه با شما به خاطر محبت و انس دوست نمی شود. برخی از سیاسیون نااهل ما فکر می کنند ما مجبوریم با دشمنان تعامل کنیم و بدون این تعامل نمی توانیم زندگی کنیم. با این نگاه، ما وابسته به دشمن خدا شده و در نتیجه وابستگی مان از خدا قطع می شود. اگر کسی یا ملتی از خدا منقطع شود، آیا ممکن است در قضیه ای پیروز شود؟

آیت الله علم الهدی تصریح کرد: تمام پیشرفت دشمنان خدا در جامعه دینی ما در طول تاریخ به وسیله دوستی مؤمنین با دشمنان خدا بوده است. وای به ان روزی که مسلمانان در این فکر بیفتند که در صورت دشمنی با دشمنان خدا ضرر می بینند و در صورت دوستی با دشمنان خدا مشکلشان حل می شود. این تفکر یک تفکر انحرافی است. در جریان شهادت سیدالشهدا(ع)، ریشه و انگیزهای که باعث شد ۱۲۰ هزار نفر مقابل پسر پیغمبر(ص) صف آرایی کنند، جریان همین آیه شریفه بود. آن ها حساب کردند که درگیری با بنی امیه مدت ۲۰ سال در زندگی آنها مخاطرات به وجود آورده بود و ادامه این درگیری با خطر و آسیب همراه خواهد بود.

برای محفوظ ماندن از این ضررها باید به گونه ای با دشمنان خدا دوستی کنند، که دشمن خدا این دوستی را باور کند و بنی امیه جز با حسین(ع) کشی این دوستی را باور نمی کردند. لذا لشگری که به کربلا آمد، یک لشگرپادگانی نبود؛ این ها مردم کوچه و بازار بودند و چون کار به جایی رسید که اگر به کربلا نمی آمدند، حمایت آنها از دستگاه بنی امیه اثبات نمی شد، رؤسای قبایل نفرات خود را فرستادند تا پرچم آن قبایل را علیه امام حسین(ع) بلند کنند. لذا جمعیت آنقدر به کربلا آمد که عمر سعد به ابن زیاد گفت «ما قدرت غنا دادن به این لشگر را نداریم.»

نماینده ولی فقیه در استان خراسان رضوی افزود: اگر انگلیسی ها گفتند به این آقا سید، به این آقا شیخ رأی ندهید و کنارش بزنید و یک عده همراه بیفتند و همین کار را بکنند تا با انگلیسی بسازند و بدین وسیله با آمریکا بسازند و مشکلاتشان حل شود، و فکر کنند حالا که بیکاری و ضعف اقتصادی را آمریکا برای ما به وجود آورده، باید با او بسازیم، این تفکر همان تفکر لشگر عمر سعد در برابر امام حسین (ع) بود. سیاستی که این منطق را دارد، از هر زبانی که صادر شود، در هر فکری که جولان پیدا کند و در هر عنصری که بخواهد این گونه موضعگیری کند، همان سیاست عمر سعد و ابن زیاد است.

یادی از شهید محمدرضا تور جایی زاده

شهید محمدرضا تورجی زاده، فرمانده گردان یازهرا(س) لشگر14 امام حسین اصفهان است. ایشان دارای ملکاتی اخلاقی بود که او را از همگان متمایز می کرد. حماسه های مختلفی را در جبهه نبرد افرید که شمه ای از ان در کتاب خاطراتی اورده که در این باره ایشان گرداوری شده است. برای تبرک و انجام وظیفه خاطره ای از این شهید گرانقدر را تقدیم می کنیم که در زمینه مبارزه با اسراف است. باشد که مرام و سیره این شهید الگوی عمل ما در همه زمینه ها به ویژه در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی و امر به معروف و نهی از منکر باشد. از این شهید بزرگوار عاجزانه می خواهیم دست ما را هم بگیرند و در همه جا یاورمان باشند.

خیلی دقت می کرد. مواظب بود چیزی از غذا اسراف نشود. همیشه اینطور بود. معمولا نمی گذاشت از سفره چیزی اسراف شود. یا حتی در آب وضو و... محمد همیشه دقت داشت. مواظب بود هیچ مکروهی از او سر نزند. چهرسد به اسراف که حرام است! نه تنها خودش بلکه دیگران را هم به رعایت این موارد توصیه می کرد .الگوی کاملی از دین داری بود. در عین حال بسیار خوشی برخورد بود. به همین علت تمامی بچه های رزمنده شق او بودند. با اینکه فرمانده بود اما کارت تدارکات گرفته بود. ! یعنی مسئول تدارکات گردان بین او و بقیه نباید فرقی بگذارد! هر چیزی که به بچه های گردان تحویل میداد به محمد هم همان را می داد. همیشه موقع غذا در کنار بچه های گردان بود.

همان چیزی را می خورد که بقیه بچه ها می خورند.

یک روزناهار مرغ دادند. برنج و مرغ. حسابی هم می کشیدند. بچه ها شوخی می کردند و می خندیدند. می گفتند: لشکر ولخرجی کرده! نکنه می خواستند مرغها رو دور بریزند! نکنه مرغها خراب بوده و ...

صرف ناهار تمام شد. معمولا محمد هر روز ناهار در یکی از چادرها بود. محمد از چادر خارج شد.

سراغ بقیه چادرها رفت. همینطور که جلو می رفت بر عصبانیتش افزوده می شد. ظرف های غذای نصفه! برنج های اسراف شده! بعضی از بچه ها استخوان مرغ و ... به هم پرتاب می کردند! فریاد زد و همه بچه ها را به خطا کرد. کلی نیروها در چند دقیقه با تجهیزات پشت سر هم ایستاده بودند.

دستورحرکت داد همه به ستون راه افتادند. آن روز حسابی همه را اذیت کرد. بچه ها میگفتند: بابا نخواستیم ! یه مرغ هم که خوردیم از دهن ما درآورد! بعد از کلی اذیت کردن همه را جمع کرد. بعضی از بچه ها نمی دانستند چرا محمد این کارها را می کنند. بعضی می گفتند. کارهای تور جیبی دلیل نیست. برادرها اگر شما را تا اینجا آوردم و اذیت کردم فقط یک دلیل داشت. بعد مکثی کرد و گفت:

خدا از قومی که اهلی اسراف باشند برکت را می گیرد. ما اینجا هستیم که قدمی به خدا نزدیکتر شویم. اینجا هستیم برای رضایی خدا. مگر به کسانی که ریخت و پاشی اضافه دارند. اسراف می کنند. نافرمانی خدارا انجام می دهند. وعده عذاب نداده . چرا ما بیش از اندازه ای که می خوریم غذا تحویل می گیریم !

خوب بود.شما یا کم غذا می گرفتید یا وقتی زیاد تحویل گرفتید همه را می خوردید. چرا بعضی ها در خوردن نان ، کنار آن را نمی خورند. ما چه زمانی باید این مسائلی را رعایت کنیم ؟! اگر در هیچ وقت نمی توانیم.

چند روز بعد پس از این جریان، جلسه مسئوولان و معاونان گردان با فرمانده لشکر برگزار شد. حاج حسین خرازی از نیروها خواست اگر مشکلی دارند، بگویند. نوبت به محمد تورجی زاده که رسید، خیلی با ادب گفت: ((خیلی اوقات اتفاقاتی در لشگر رخ می دهد که در معنویت نیروها بی تاثیر نیست. اشکال کار هم از خود ماست.)) حاج حسین تعجب کرد. محمد ادامه داد: (( مثلا همین برنامه غذا در لشکر؛ مسئول تدارکات بدون داشتن آمار دقیق نیروها، غذا توزیع می کند؛ یعنی از خود نیروها می پرسند که چند نفر هستند، که خود به خود موجب می شود که غذا زیادتر از آمار توزیع شود و این غذاهای اضافه به خاطر گرما خراب می شود و این اسراف است، مگر پرسنلی لشکر آمار نیروها را ندارد؟ چرا در این کارها دقت نمی کنیم؟ حاج حسین هم مطلب را نوشت و گفت: تذکر بجایی بود؛ حتما پیگیری می کنم.

نهی از منکر بزرگ یا نهی از منکر کوچک

در هر شماره قصد داریم خوانندگان را حول بحثی چالشی همراه کنیم و نظرات آنها راجویا شده و در بحث مشارکت دهیم، این کار سبب نقاط مثبت و منفی بحث و البته میزان رضایت مخاطبان و دانستن میزان درگیر بودن مخاطبان ما با آن موضوع می شود. شما می توانید، نظرات، سوالات، پیشنهادات، انتقادان است. تجارب و هر مبحثی را که درباره این موضوع به نظرتان مفید است برای ما ارسال کنید. امید. است با مشارکت شما بتوانیم بحث خوب و جذابی را داشته باشیم. لازم به ذکر است که بهترین نظرات، ایدهها و مطالب که به دست ما میرسد، را برای ما بفرستید!

یکی از شبهاتی که درباره امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با منکرات وجود دارد، این است که وقتی در رابطه با گناهی تذکر داده می شود، عده ای می گویند این که چیزی نیست و موارد بزرگتر از آن هم وجود دارد...! اگر می توانی جلوی آن را بگیر! و...

در این باره چند نکته را یاداور می شویم:

۱. اگر عملی معصیت خداوند باری تعالی باشد، آن عمل ناشایست دارای قبح زیادی است، چرا که طرف مقابلی ما خداوند است و به کوچکی گناه نبایستی نگریسته نشود بلکه بزرگی خالقی متعالی یادآوری گردد.

۲. انجام تخلفات، جرائم و معاصی بزرگتر و جرئت پیدا کردن به ارتکاب آن، از همین گناهان جزئی شروع می شود. وقتی قبیح انجام گناه ریخته شد گناهان بزرگتر نیز ارتکاب ان آسان می شود؛ به قولی تخم مرغ دزد شتر دزد می شود.

۳. هر کسی وظیفه ای دارد، بعضی ها وظیفه دارند که با تخلفات درشت مقابله کنند و عده ای هم وظیفه دارند با معاصی سطح پایین تر و خردتر مبارزه کنند. چه این که پرونده های فساد بزرگ را به قاضی سطح بالا و دارای تجربه می سپارند و پرونده های خرد را به قضات تازه کار ارجاع می دهند. خداوند ۱۲۴ هزار پیامبر را مبعوث کرده است که اکثریت آن ماموریتشان ارشاد قوم خود بوده و تعداد اندکی ماموریت جهانی داشته اند.

۴. توان و ظرفیت افراد نیز یکسان نیست. فرضی کنید در جاده ای سنگ های کوچک و بزرگی مانع حرکت مردم شده است. شخصی می تواند سنگ چند کیلوئی را از مسیر بر دارد و عده ای نیز می توانند سنگریزه ها را جارو کنند و شاید تنها را از مسیر جا به جا کند. برای باز شدن جاده برداشتن همه ی آن سنگ ها ضرورت دارد. شخصی تنومند به تنهایی از های کوچک تر بیشتر است و جمع کردن آنها زمان زیادی از کسی توقع ندارد (لایکلف الله نفسی الا وسعها...).

۵. تعداد تخلفات کوچک همیشه از تخلفات بزرگ بیشتر است. دزدی های خرد تعدادشان بیشتر از دزدی های بزرگ چند میلیاردی است. فرض کنید از فردی ضعیف یک میلیون تومان دزدی می شود و از فردی ثروتمند یک میلیارد تومان، شاید اثری که این دزدی یک میلیونی برای صاحب مالی داشته برای صاحب یک میلیارد تومان یکسان باشد. و اینکه تعداد مالی باختگان یک میلیونی صدها نفر باشد و مالی باخته یک میلیاردی چند نفر و اینکه بگوییم یک میلیون ارزشی ندارد و به خاطر دزدی یک میلیاردی با موارد یک میلیونی مقابله نکنیم امر صحیح نیست. و لذا جرائم خرد چون تعدادشان زیاد می شود اثرات آن هم زیاد است. از این رو باید در مقابله با آن همت مضاعف داشته باشیم.

پس ما در همان جایگاهی که هستیم، در همان سطح مسئولی مبارزه با منکرات و نهی از منکر هستیم و بیشتر از آن را خداوند بر دوشمان ننهاده است؛ لذا در همان جایگاه خوب عمل کنیم. اگر کسی بتواند در سطح پایین به وظایفش خوب عمل کند کم کم مسئولیت او بیشتر می شود که حداقل آن راهنمایی سایرین برای عملکرد موفق در آن زمینه است. در صورتی که فردی در رده پایین بتواند خوب عمل کند و پله های ترقی را بپیماید در سطح کلان هم بهتر می تواند عمل کند.

در باب امر به معروف و نهی از منکر افرادی که تازه کار هستند بایستی زیر نظر افراد خبره و با تجربه فعالیت داشته باشند و با موارد آسان و پر تاثیر و با ریسک کم شروع کنند و کم کم به زمینه های بزرگتر و سخت تر و پر خطر تر بپردازند. بزرگانی همچون امام خمینی که نهضت عظیم اسلامی را به پا کردند خود آمر به معروف و ناهی از منکر در سطوح پایین بودند و سپس با استفاده از تجاری دیگران، مطالعه و پژوهشی و صد البته توکلی به خداوند منان توانستند جلوی منکرات عظیم و حکومت طاغوتی بایستند. نتیجه اینکه برای شروع واجبی چون امر به معروف و نهی از منکر ضرورت دارد از مواردی که از عهده ی ما بر می آید شروع کنیم و با تمرین و ممارست و اندوختن تجارب، در آینده به امور بزرگتر بپردازیم.

مخاطبین

چند نکته پیرامون بحث ماه گذشته

گر حکم شود که مست گیرند

در شهر هر آنچه هست گیرند

در شماره قبلی که این بحث را مطرح کردیم، نکته ای به نظرم رسید و البته در صحنه نیز با آن مواجه شدم که عده از متدینین به خاطر همین بحث از امر به معروف اجتناب می کنند و می گویند این همه بدحجاب و یا این همه گناه وجود دارد. یا بایستی به همه گفت یا اصلا کار را تعطیلی کرد و چون نمی شود به همه گفت و من هم نمی توانم لذا کار بایستی تعطیل شود.

نکته این است که اگر دست روی دست گذاشته شود اوضاع وخیم تر می شود و نبایستی دست روی دست گذاشت. بایستی از یکجایی شروع کرد. فرضی بگیرید کشاورزی می خواهد علف های هرز مزرعه اش را بچیند تا مانع رشد محصولات کشاورزی اش نشود. اگر او تعداد زیاد علف های هرز را ببیند و بگوید این همه علف هرز! من که نمی توانم آن ها را بچینی مسلم است که او اگر با نگاه نامیدانه به کار بیندیشد و کار را رها کند هم علف های هرز روز به روز بیشتر و بزرگتر می شوند و هم اینکه دیگر زحمات او نیز به هدر میرود. لذا می بایستی آن کشاورز کمر همت ببندد و با حلم و صبوری با آن علف های هرز مبارزه کند.

لذا زیادی عاملین منکر نبایستی رعب و وحشت و ناامیدی را در بین آمر به معروف ایجاد کند و او بایستی به وظیفه اش عملی کند. دستگاه های اجرایی و نیروی انتظامی نیز این نکته مدنظرش باشد و با وجود فزونی یک جرم و منکر نیاید آن را در عادی ببیند، بلکه بایستی نسبت به مبارزه با آن به اهتمام بیشتری بکند.

خاطرات امور به معروف و نهی از منکر مخاطبین

ماه رمضان امسال در نمایشگاه قرآن اصفهان، غرفه ای داشتیم و در آن به عموم مردم، جامعهای عبادالرحمن بصیر و نشریه عبادالرحمن را معرفی کردیم. از برنامه های مادر این چند روز ثبت خاطرات امر به معروف و نهی از منکر بود که از علاقهمندان برای ثبت خاطرات دعوت می شد. تعداد قابل توجهی خاطره در این برنامه جمع آوری شد که برخی از آنها را در این شماره تقدیم می کنیم. امید انست که این خاطرات بر ایتان جذاب و مفید باشد. شما می توانید با ارسالی خاطرات خود در زمینه امر به معروف و نهی از منکر از طریق ایمیل نشریه به گسترشی فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر کمک کنید. بهترین خاطرات در ماهنامه عبادالرحمن و همچنین سایت عبادالرحمن منعکس خواهند شد.

تغییر به اسم ارزشی

اینجانب مهندسی ساختمان هستم و در رشته معماری تحصیل کرده امروزی در بازدید از پروژه ای یکی از کارگران آرماتور بند از دخترشی که یک سال دارد صحبت کرد. از نام او سوال کردم. و ایشان گفث با نظر همسرش اسم دخترشان را پارمیس گذاشته است. من ضمن تبریک از این که خدا به آن ها دختری عطا کرده از فضائل نام نیکو و حق والدین و فرزندان با ایشان صحبت کردم که یک نام باید تا آخر عمر فرد برای او نیکو و باعث افتخار و عزت باشد و بعد از فضائل نام های حضرت فاطمه زهرا(س) و القاب مبارک ایشان با او صحبت کردم. گفتگوی زیبا و پر برکتی شد که احساسی خوبی به من دست داد. این موضوع گذشت و بعد از مدت یک ماه بدون این که یادم باشد ایشان نزد من آمد و گفت آقای مهندسی، اسم فرزندم را تغییر دادم و نام زهرا (س) را انتخاب کردم. حتی در شناسنامه هم اسمش را تغییر دادم. گفتم با همسرت که اختلاف پیدا نکردی؟ گفت: خیر و حتی این کار باعث خوشحالی خانواده ام شد و مادرم خیلی دعا کرد. من این را فقط لطفا آقا امام زمان (عج) و مادر بزرگوارشان می دانم.

محمد حسین قوچانی

استقامت و شجاعت

اواخر شب بود. جلسه مان در مسجد تمام شده بود و کم کم آماده حرکت به طرف منزل می شدم، خیابان هم تقریبا خلوت شده بود. در خیابان ماشینی را دیدم که از یک طرف خیابان برای خانومی که طرف دیگر خیابان بود علامت می داد و بوق می زد تا سوارشی کند. یک لحظه طبق احساسی تکلیف، نزدیک آن ماشین رفتم و همان طور که با یک دست تکیه به ماشین دادم به آن فرد داخل ماشین گفتم اخوی چرا بوق می زنی؟ این کار درست نیست، مزاحم نشو. همین که داشتم با او صحبت می کردم یک لحظه به داخل ماشین نظر دقیق تری کردم.

آدمی را دیدم که پرورش اندام کار کرده و از قد و هیکل بزرگی برخوردار بود. وقتی دستم به بازویش خورد فکر می کنم قطر بازوی او به اندازه ی دور کمرم بود. اما با استقامت ادامه دادم و سعی کردم ضعف نشان ندهم، خدا خودش کمک کرد که ترسی به خودم راه ندهم و آن فرد هم وقتی نوجوانی که سنش نصف سن اوست و از لحاظ هیکل هم خیلی ضعیف تر است به خودش آمد و از محل متواری شد. یادمان نمی رود مواقعی در دفاع مقدس را که نوجوانانی با یک وسیله پیش پا افتاده می جنگیدند و حدود بیست عراقی را اسیر می کردند واقعاً این قدرت و شجاعت از طرف خداست که به افرادی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند عطا می شود و این وعده الهی است. البته ما کجا و آن رزمندگان کجا!

صمدانی

چند خاطره کوتاه

دختر در مقطع راهنمایی درس کی خوانند تازه لپ تاب به بازار آمده بود. به خاطر این که دخترم چادر را زمین نگذارد با او شرط کردم برایش لپ تاب بخرم و او حجابش چادر باشد.

راننده ی سرویس پسرهای دبستانی بودم. بچه ها خیلی دوست داشتند روی صندلی جلوی ماشین بنشینند. به آن ها می گفتم هر که حمد و سوره را درست بخواند می تواند روی صندلی جلوی ماشین بنشیند .

درب منازل برای جمع آوری قبوض ایتام می رفتم. دختر خانومی حدود ده – یازده ساله درب منزل امد تا قبض را بگیرد. حجاب خوبی نداشت. به او گفتم سری بعد که من آمدم حتماً با روسری درب را باز کن. این رفتار باعث شد تا سال های زیادی با روسری درب را باز کند. همیشه سلام می کرد و با احترام زیاد با من برخورد می کرد.

مهمانی مختلط

روزی به یکی مهمانی رفته بودم. بعد از مدتی متوجه شدم که این مهمانی، مهمانی ساده ای نیست. مهمانی مختلط بود. متأسفانه افرادی دعوت شده بودند که رفتارهای اخلاقی نامناسبی داشتند. یک لحظه تصمیم گرفتم آب دهانم را به صورت صاحب مجلسی بیندازم و مجلس را ترک کنم! ولی بعد تصمیم گرفتم خودم را به بیماری بزنم و توجه همه را به خودم جلب کردم که از فساد جلوگیری شود.

اقدام و عمل در تبیین اقتصاد مقاومتی توسط استاد ارزشی

اردیبهشت ماه امسال در مسجد لسان الارض گلستان شهدای اصفهان جلسه ای برای تبیین شعار سالی (اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل) با حضور جمعی از فعالان فرهنگی برگزار شد. سخنران برنامه جناب آقای نصری از اساتید ارزشی بودند.

ایشان ضمن تبیین مفهوم اقتصاد مقاومتی اشاره به این نکته داشتند که ما متدینین و هناصر حزب اللهی باید در زمینه اقتصاد مقاومتی و پیروی از فرمایشات مقام معظم رهبری پیشقدم باشد.

آقای نصر در ادامه عنوان کردند چرا ما باید از کالاهی خارجی که نمونه مشابه داخلی آنها موجود است استفاده کنیم؟

ایشان در ادامه یکی از مصادیق مهم فعالیت در استای اقتصاد مقاومتی را الگوی بهینه مصرف معرفی کردند و گفتند: الان بعد از ظهر است و هوا روشن است. چرا باید چراغ های این مسجد روشن باشد؟ اقای نصری از مسئولان برگزاری جلسه خواستند چراغ های مسجد را خاموش کنند.

چراغ های مسجد با فرمایش ایشان خاموش شد و به جای آن پرده های پنجره را کنار زدند. نور خورشید مسجد را روشن می کرد و با این که امر به معروف بر همه واجب است ولی انسان باید دلش برای شخص گناهکار بسوزد و در مرحله ی بعد اگر نیازی به چراغ و استفاده از برق نبود. آقای نصری با یک تذکر ساده .فعالیت در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی را در عمل به حضار یاد دادند یادم افتاد به نشست هایی که به نام اقتصاد مقاومتی در هتل های مجلل برگزار شده است! به قول معروف این کجا و آن کجا! امید است همه مدرسان و برگزارکنندگان دوره ها و نشست اقتصاد مقاومتی خودشان عاملی به این امر باشند.

پژوهش موردی یکی از روش های کار آمد در بررسی موضوعات و چالش ها می باشد که تمرین آن می تواند به مدیران و فعالین آن عرصه در جهت مواجه شدن با آن موضوع کمک کند. در این پژوهش، مؤلفه های موجود در متن مساله بررسی و تحلیل می شود و به سوالات موجود براساس فرضیات مساله و با استفاده از نظریات و قوانین و تجارب پاسخ داده می شود در بحث امر به معروف و نهی از منکر با توجه به گستردگی موضوعات و چالش های فراوان لازم است که مسائلی که مبتلا به فعالین و علاقه مندان موضوع امر به معروف و نهی از منکر می باشد را آماده و پاسخ بدهیم. در هر شماره از این نشریه یک افته) مسالها (طرح می گردد. صاحب نظران و علاقه مندان می توانند پاسخ خود را برای ما بفرستند. ما بهترین پاسخ ها را در « . . . با شماره بعد منتشر خواهیم کرد. پاسخ های خود را به آدرس ایمیل etadorrahman magachimail.ir ارسال نماید.


پژوهشی موردی این ماه: آقای طاهری و چند همسایه بدحجاب

اقای طاهری فردی مذهبی و دغدغه مند است که با خانواده اش در یکی از محالات شهر زندگی می کند. او شب ها برای نماز جماعت مغرب و عشا به مسجد می رود و در برنامه های فرهنگی مسجدهم شرکت می کند و ارتبا با خوبی با امام جماعت مسجد حاج آقای محمدی دارد. آقای ماهری مدلی است تصمیم گرفته است که اهتمام بیشتری به فریشه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشد. یکی از موضوعاتی که فکر او را مدتی است. به خود مشغول کرده است تعدادی از همسایه هایش می باشند که بعضا شئونات اسلامی را رعایت نمی کنند. او می خواهد با شیوه ای کارآمد و موثر به امر به معروف و ارشاد آنها بپردازد. او را در نیل به این هدف با ارائه راهکارهای خود یاری کنید .

پاسخ به پژوهشی موردی شمارهای قبل

در شماره قبل چالشی از سوی دکتر رضوی به چاپ رسید. ایشان مدرس دانشگاه هستند و در خصوصی اجرای امر به معروف چند سوالی مطرح کردند و البته سوالی مهمی بود چرا که از سوی خیلی افراد مطرح می شود.

در ابتدا تذکر نسبت به این آیه شریفه مفید است: «قل الما اعظکم بواحدهان تقواموالشه مثنی و فرادی» لحن آیه شریفه حاکی از آن است که قیام در راه خداوند به دو صورت می تواند مدنظر باشد. از طرفی انجام وظیفه مومنانه و از طرف دیگر نتیجه گرفتن از چنین قیامی از این جهت در ابتدا به واژه «مثنی» توجه داده است و در ادامه هم واژه «فرادی». ادامه ایه شریفه (سیا-۳۶) عبارت «الم تفکر وا» می باشد. شاید معنا و متعلق تفکر در این آیه آن باشد که هر فرد مومنی در انجام امر به معروفت و نهی از منکر و قیام در راه خداوند به هر دو جهت بیان شده در آیه توجه کند. رمز و راز این تفکر آن است که قیام در راه خداوند تعطیل شدنی نیست و یک دست هم صدا دارد چراکه یک نفر هم وظیفه قیام دارد. ولی روشن است انجام این وظیفه همیشه به معنای رسیدن به نتیجه نمیباشد. تحقق نتیجه در مواردی نیاز به کار گروهی دارد. پس اگر درامر به معروف ونهی از منکر نگاه آمرو ناهی به نتیجه باشد کار باید به صورت جمعی باشد ولی اگر نگاه انجام وظیفه باشد فرد و گروه مهم نیست، مهم آن است. که فرد وظیفه خود را انجام دهد. به عبارت دیگر قیام در راه خداوند یک حداقلی دارد و یک حداکثر، حداقل آن قیام انجام وظیفه ایمانی است و حداکثر آن رسیدن به نتیجه مطلوب می باشد. و هرکدام زیبایی و حسن خود را دارد (احلی الحسنیین) چنین نگاهی در انگیزه سازی در کار برای رضای خداوند نقش موثری دارد.

(حجت الاسلام والمسلمین دکترمسعود راعی دهقی)

یکی از مواردی که سبب می شود علهای از امر به معروف کردن فرار کنند. این است که می گویند. این کار وقت زیادی را از من می گیرد. مثلا آقای رضوی ممکن است بگوید فرض کنید من بخواهیم فقط با یک دانشجو صحبت کنم و توجیهش کنم، این کار بیش از تیم ساعت وقت می گیرد. در صورتی که این دیدگاه اشتباه است، چراکه ارشاد دیگران به ویژه آنهایی که روبروی ما هستند جزو واجبات دین ماست. لذا آقای رضوی بایستی بخشی از اوقات کاری خود را به این امر اختصاص دهد.

راهکارها مختلف است. یکی از راهکارها این است که هر جلسه ای با یک یا دو نفر از دانشجوهایشی صحبت کند و به آنها با خوشرویی تذکر بدهد و حتی پای درد دل آنها بنشیند. ایشان می تواند از دانشجویانش بخواهد راجع به موضوع مبتلا به مثلا حجاب تحقیق کنند. برای جلسه بعد آن تحقیق را بیاورند.

راه دیگر این است که جلسه ای با دانشجویان مذهبی اش داشته باشد و از آنها بخواهد در امر به معروف و نهی از منکر و صحبت با همشاگردی هایشان و جذب آنها به مباحث دینی فعالیت کنند.

آقای رضوی می تواند به دفتر نهاد رهبری دانشگاه مراجعه کند و اگر در آنجا برنامه ای برای نهادینه سازی امر به معروف هست در آن شرکت کند و اگر نیست خودش با همکاری مسئولان نهاد رهبری و بسیج اقدام به برگزاری جلسات همفکری با دیگر اساتید متدین دانشگاه در موضوع امر به معروف و نهی از منکر نماید. در این جلسات با یکدیگر راهکارها را بررسی و تجربیات را ردوبدل نمایند که این سبب هم افزایی هم می شود.

البته مسئولان مربوطه نیز لازم است که حمایت لازم را داشته باشند و با برگزاری جلسات و برنامه هایی ضمن ترویج امر به معروف و نهی از منکر در بین اساتید به دغدغه های آنها نیز پاسخ بدهند. همچنین اساتید فعالی در این عرصه را تشویق کنند.


پاسخ به یک شبهه

من که نمی توانم همه را امر به معروف کنم، هنجارشکنان هم که زیاد هستند پس کار من فایده ای ندارد

یکی از مواردی که سبب شده است خیلی زیادی از دین داران از امر به معروف دست بردارند، فراوانی موارد ضدارزشی است به نحوی که می گویند از این همه مورد منکرانی سرگیجه می گیریم. او نمیدانیم به که بگوییم. مثلا در خیابان تعداد زنان بدحجاب زیاد است. فروشگاههای زیادی ظواهر اسلامی را رعایت نمی کنند. تعداد معتادان مواد مخدر فراوان است، قشر کثیری مسجد نمی آیند. و به همین خاطر ما فرصت نداریم که به همه آنها تذکر بدهیم و کاری از دست ما هم برنمی آید و با این توجیه امر به معروف و نهی از منکر ترک می شود. در این زمینه نکته های زیر بایستی ملانظر قرار بگیرد:

۱. وفورمنکرات و ترک معروفات عزم جلی تر ما را میطلبد و مسئولیت بیشتر میگرددپستی بایستی وقت بیشتری را برای امر به معروف و نهی از منکر اختصاضی داد.

2. خداوند بیش از توان ما بر ماتکلیف نکرده است لذا در حد توان فعالیت داشته باشیم. مثلا روزی ۱۰ بار تذکر لسانی بدهیم. با چند نفر صحبت کنیم، چند کار را پیگیری کنیم. حداقل وقت مشخصی را بگذاریم؛ مثلا بگویم روزی یک ساعت برای این واجب اختصاص می دهم.

۳. از خداوند طالب توفیق کنیم. از خداوند بخواهیم توفیق هدایت بندگانش را به ما بدهد و اینکه سخن ما اثر داشته باشد.

۴. مایوسی نشویم، چرا که از حربه های مهم شیطان مایوس سازی در انجام فریضه ای چون امر به معروف است.

۵. به خاطر خلاصبر کنیم. چون در این راه سختی ها وجود دارد، باد دهنی ها و شماتت های دیگران وجود دارد ولی بایستی تحمل کنیم.

۶. رفقایمان را هم به امر به معروف و نهی از منکر تشویق کنیم. سمی کنیم گروه امر به معروف تشکیل بدهیم تا با همراهی یکدیگر بتوانیم موثرتر عمل کنیم. این کار سیبا ایجاد هم افزایی نیز می گردد.

۷. عذرخواه خداوند باشیم از اینکه کم کاری ماسب تجاهر به فسق افراد شده است. و گناهکاران منکرات را علنی انجام می دهند.

۸ فعالیت ماسب اتمام حجت با گنهکاران می شود و اینکه در روز قیامت نمی تواند بگوید کسی به من نگفت و تذکر نداد.

۹. فعالیت ماسب رفع تکلیف می شود و اینکه در روزرستاخیز سارا به خاطر سکوت در برابر گناه دیگران و ترک معروفات مواخذه نخواهند کرد.

۱۰. حتی اگر توانستیم یک نفر را هدایت کنیم ارزشی بالایی دارد. نبایستی انتظار داشته باشیم همه با یک تذکر ساده ما اصلاح شوند. در پایان بدانیم اگر همه افرادی که اینگونه فکر می کنند. وی خاطر تعداد زیاد منکرات و اینکه از پس آنها بر نمی آیند- متحد شوند و به وظیفه خود عمل کنند سفره ی خیلی از این ناهنجاری ها برچیده می شود و فرصت طلبان به خود اجازه هنجارشکنی نخواهند داد. در ضمن اگر کسی جز ما به این واجب عمل نکرد. نبایستی در ماتزلزلی ایجاد کند چراکه ما برای خدا قدم برمی داری و نبایستی در راه خداوند از کمبودیار و ملامت ملامتگران ترسید.


وقتی ایمان در کسی قوی شد تنها هم بماند می رود. آن وقت این مشکلاتی که حالا گوشه کنار پیدا می شود که یکی طعنه ای می زند، یکی یکی حرفی می گوید، یکی یک مخالفتی می کند، اینها دیگر در سر راه، مانع به حساب نمی اید

امام خامنه ای (مدظله العالی):

من توصیه می کنم به جوان های عزیزمان و جوان های دانشجو که به مسائل تقوای شخصی، پرهیزکاری شخصی، پاکدامنی شخصی اهمیت بدهید، بپردازید؛ حتما تلاوت قرآن را روزانه فراموش نکنید - ولو یک صفحه، ولو نیم صفحه - قرآن را هر روز بخوانید، با قرآن ارتباطتتان را برقرار کنید. این دعاها مضامینی فوق العادهای دارند، این دعاها رشتهی ارتباط شما را با خدای متعالی مستحکم می کنند، این اصلی قضیه است. اینکه دیدید امام بزرگوار ما ایستاد؛ خب، امام اول کار تنها بود، بعدها مردم امدند، بعدها خواصلی امدند و تودهی مردم امدند؛ از همان اول که تنها بود محکم ایستاد، تا آخر هم می گفت که اگر همه هم پشت به من بکنند من این راه را خواهم رفت، خدا به پیغمبرشی هم می فرماید که اگر تو تنها هم بودی باید بروی جهاد؛ تکی و تنها هم بودی باید بروی جهاد؛ البته «حرض المؤمنین علی القتال»، به دیگران هم بگو اما اگر تنها هم ماندی باید بروی؛ این به خاطر ایمان است، وقتی ایمان در کسی قوی شد تنها هم بماند می رود. آن وقت این مشکلاتی که حالا گوشه کنار پیدا می شود که یکی طعنهای می زند، یکی یک حرفی می گوید، یکی یک مخالفت می کند، اینها دیگر در سر راه، مانع به حساب نمی آید. قرآن راحتما بخوانید، دعاها را بخوانید، به صحیفه ی سجادیه اهمیت بدهید. در صحیفه ی سجادیه دعای پنجم خیلی مهم است؛ دعاهای صحیفه همه اش خوب است اما من اگر بخواهم توصیه کنم، دعای پنجم و دعای بیستم که معروف به دعای مکارم الاخلاق ]است را می گویم.]. این دعاها پر از مطالبی است که دلی های شما را قرصلی می کند، گام شما را محکم می کند و می توانید حرکت بکنید.

تیرماه ۹۵، ۲۶ رمضان ۴۳۷ا، دیدار با جمعی از دانشجویان.