عباد الرحمن : شماره اول
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| صاحب امتیاز و مدیر مسئول | حجه الاسلام مسعود راعی دهقی |
|---|---|
| سر دبیر | روحالله عباسیان جزی |
| هیئت تحریریه | جامعه عبادالرحمن |
| محل انتشارات |
اصفهان، چهار راه هشت بهشت، ابتدای خیابان هشت بهشت غربی، ساختمان فردوس، طبقه ۴ پست الکترونیک: ebadorrahman.mag@chmail.com شماره تماس: ۰۳۱–۳۲۶۴۵۰۴۰ شماره پیامک: ۰۹۳۶۶۷۴۹۸۲۹ |
| چاپ | نشر گستر پیروز |
محتویات
- ۱ سخن اول
- ۲ وظیفه ما در قبال تحقق اقتصاد مقاومتی
- ۳ رهبر معظم انقلاب با محکومیت شدید قتل شیخ نمر
- ۴ اخبار و مطالب روز
- ۴.۱ بدحجابی گناهی بزرگتر از اختلاس است
- ۴.۲ واکنش دختر شهید بهشتی به اظهارات صادق خرازی
- ۴.۳ حجت الاسلام پناهیان: انقلابی گری چیزی جز واقع بینی نیست
- ۴.۴ سردار نقدی
- ۴.۵ یکی از وظایف هنر، امر به معروف و نهی از منکر است
- ۴.۶ عدهای، دلواپسان انقلاب را افراطی و بیتفاوتها را عاقل مینامند
- ۴.۷ اخراج استاد مسیحی به دلیل پوشیدن حجاب
- ۴.۸ دولت با تأمین مالی مردان حق زنان را ادا کند
- ۵ امر به معروف و نهی از منکر
- ۵.۱ دستورالعمل اجرایی قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر ابلاغ شد
- ۵.۲ روایت زرگر از سرگذشت قانون امر به معروف در ۴ دولت
- ۵.۳ سلسله گفتار امر به معروف و نهی از منکر
- ۵.۴ چرا در بحث امر به معروف و نهی از منکر پیشرفت نداریم
- ۵.۴.۱ سختی کار
- ۵.۴.۲ عدم عامل بودن دعوت کنندگان به این فریضتین
- ۵.۴.۳ دلیل دیگری که میتوانیم برشماریم عدم
- ۵.۴.۴ عدم تربیت کارشناسان خبره در زمینه ی امر به معروف و نهی از منکر
- ۵.۴.۵ عدم فضا سازی و آگاهسازی مردم پیرامون اهمیت این دو واجب
- ۵.۴.۶ عدم اختصاص بودجه برای فعالیتهای فرهنگی حوزه امر به معروف و نهی از منکر
- ۵.۴.۷ عدم همگرایی مؤمنین نیز از دلایل عدم پیشرفت میباشد
- ۵.۴.۸ ایجاد بدبینی به آمرین به معروف و اتهام زنیهای بی اساس
- ۵.۴.۹ عدم تبیین فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
- ۵.۴.۱۰ در زمینه ی اطلاعرسانی تخلفات مختلف و جرائم
- ۵.۴.۱۱ ایجاد دردسر برای فعالین مردمی
- ۵.۴.۱۲ عدم تجلیل و تقدیر از فعالین امر به معروف و نهی از منکر و عدم الگوسازی از آنها در جامعه
- ۵.۵ لزوم پیگیری جدی برای جلوگیری از گسترش مفاسد
- ۵.۶ امربه معروف تبلیغ معروف نیست، تعلیم معروف نیست، فرمان به معروف است
- ۵.۷ موانع امر به معروف و نهی از منکر
- ۶ آسیبهای غنا و موسیقی
- ۶.۱ بخشی از سخنان رهبر معظم انفالب در دیدار با دانشجویان
- ۶.۲ پای درس آیت اله العظمی علوی گرگانی
- ۶.۳ کنسرت موسیقی در دانشگاه
- ۶.۴ جوانی که موسیقی را رها کرد و به مراتب علمی بالا رسید
- ۶.۵ بررسی تأثیر موسیقی و غنا در زندگی انسان
- ۷ جوانان مؤمن و انقلابی
- ۷.۱ توصیههای ارزشمند آیت الله العظمی سیستانی به جوانان
- ۷.۱.۱ پاسخ آیت الله سیستانی به نامه جوانان
- ۷.۱.۲ اعتقاد به خداوند و آخرت
- ۷.۱.۳ آراستگی به اخلاق نیکو
- ۷.۱.۴ تلاش برای فراگیری حرفه و تخصص
- ۷.۱.۵ التزام به اعمال و اخلاق پسندیده و دوری از اعمال و اخلاق ناشایست
- ۷.۱.۶ اهتمام به ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن
- ۷.۱.۷ خیر رساندن و خدمت به مردم
- ۷.۱.۸ هرکس مسئولیت خود را به درستی انجام دهد
- ۷.۱.۹ یادگیری و تجربه اندوزی در تمام مراحل زندگی
- ۷.۱.۱۰ ارتباط با سه کتاب ضروری است
- ۷.۲ یادی از روحانی مجاهد و انقلابی
- ۷.۳ قوه روحانی به نام نیت
- ۷.۴ آیت الله مصباح یزدی
- ۷.۱ توصیههای ارزشمند آیت الله العظمی سیستانی به جوانان
- ۸ سخنرانی، مصاحبه، دیدار
- ۸.۱ حاکمیت الله، ولایت الله بزرگترین مصداق معروف است
- ۸.۲ دیدار نوروزی اعضای جامعۀ عبادالرحمن بصیر با آیت الله جوادی
- ۸.۳ سرهنگ کریمی
- ۸.۴ باور مسئولین نسبت به اجرای امر به معروف و نهی از منکر بسیار ضعیف بوده است
- ۸.۵ ویژهبرنامههای ستاد برای سال ۹۵
- ۸.۶ گفت و گو با آمر به معروف و ناهی از منکر که توسط اوباش مورد ضرب و جرح قرار گرفت
- ۹ عفاف و حجاب
- ۹.۱ ادله عقلی وجوب حجاب در کرسی آزاد اندیشی اصفهان بررسی شد
- ۹.۲ چشمهایت را ببند، همه چیز درست میشود
- ۹.۳ حریم نگه نداشتن برای روابط خصوصی در مال عام
- ۹.۴ چادر بانوان از عبای من با ارزش تر است
- ۹.۵ مبانی و دلایل امر به معروف در الزام حکومتی پوشش زنان در اسلام
- ۱۰ مخاطبین
- ۱۰.۱ بحث ماه
- ۱۰.۲ داستان حضرت عیسی) ع(
- ۱۰.۳ معرفی مجموعههای موفق مردمی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۰.۴ امر به معروف و نهی از منکر (حسن توکلی)
- ۱۰.۵ پژوهش موردی چالش آقای دکتر رضوی
- ۱۰.۶ معرفی کتاب
- ۱۰.۷ مقالات برگزیده همایش روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شد
- ۱۰.۸ معرفی
- ۱۰.۹ یادی از شهید ابراهیم هادی
- ۱۰.۱۰ برگزاری نشستهای گفتمان امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۰.۱۱ موضوع ماه آینده جهت تحقیق و پژوهش
سخن اول
عبادالرحمن نام دستهای از بندگان خاص خداوند است که دارای ویژگیها، رفتارها و سبک زندگی متعالی هستند که وصف آنها در آیات پایانی سوره فرقان ذکر شده است. نور رحمانیت خداوند در قلب این گروه تجلی یافته است و الگو و پیشرو متقیان خواهند بود که اخص آنها انبیاء و اوصیا میباشند، و از خداوند میخواهیم ما را از جرگه آنها قرار دهد.
این نشریه با هدف نهادینه سازی دو واجب امر به معروف و نهی از منکر پا به عرصه نهاده است. دو فریضهای که دارای اهمیت زیادی در دین مبین اسلام میباشد ولی کمترین توجه و وقت گذاری و توجه از طرف قشرها مختلف حتی متدینین ما به آن شده است؛ لذا با توجه به ضرورت این موضوع بر آن آمدیم تا با رویکردی علمی و البته فرهنگی در تبیین این واجب، پاسخ به شبهات، ارائه تجربیات کاربردی، بیان نکات اجرایی و ذکر راهبردهای نهادینه سازی این واجب در سطح فردی، اجتماعی و حکومتی قدم برداریم.
ما برای این نشریه چند سرفصل را در نظر گرفتهایم. بخش اول مباحث نظری و کاربردی حوزه امر به معروف و نهی از منکر میباشد. بخش دوم را به موضوع عفاف و حجاب و مباحث پیرامونی آن اختصاص دادهایم. با توجه به اهمیت زیاد موضوع آسیبهای غنا و موسیقی و اینکه کمتر به آن پرداخته شده است بخش بعدی را به این موضوع اختصاص دادهایم. موضوع جوانان مؤمن و انقلابی و فعالیت خودجوش جوانان که طی چند سال گذشته مورد تأکید رهبر انقلاب بوده است از سرفصلهای دیگر این نشریه میباشد. همچنین بخشی را به عنوان گفت و گو و مصاحبه با بزرگان پیرامون موضوعات گفته شده اختصاص دادهایم. بخش مهم دیگر ما بخش مخاطبین است که سعی داریم در آن بخش ارتباط بیشتری را با مخاطبین خود از طریق ارائه مباحث دوجانبه و چند جانبه داشته باشیم. بخش دیگر نیز اخبار، مباحث روز و دیدگاه میباشد که در اول نشریه گنجانده شده است.
این نشریه که برآمده از جمع فعالین مردمی امر به معروف و نهی از منکر میباشد، برای بلوغ نیازمند حمایت و نقد سازنده و ارسال مطالب و دیدگاههای دقدقه مندان و تلشگران عرصه امر به معروف و نهی از منکر میباشد، لذا دست یاری خود را به روی شما عزیزان دراز میکنیم و امیدواریم با توکل به خداوند، دعای امام زمان) عج (و یاری شما مؤمنین بتوانیم قدمی در راه نهادینه سازی فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و مطالبه گری ارزشها برداشته باشیم.
وظیفه ما در قبال تحقق اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی راهبردی است که رهبر معظم انقلاب برای سربلندی و موفقیت کشور برگزیدهاند و در این چند سال اخیر بدان تأکید فراوان نمودهاند تا بدانجا که امسال را سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نام گذاری فرمودهاند؛ لذا میطلبد همه فعالین عرصههای مختلف کشور به پیگیری و جدیت در عمل به آن کوشا باشند. نکتهای که در اینجا اهمیت فراوان دارد این است که سهم هر قشر از جامعه مشخص شود و تمهیدات مربوطه، روشها و راکهارهای آن تنظیم و اطلاعرسانی شود. خیلی از افراد تابع نظرات رهبری اند ولی شیوه عمل به آن را نمیدانند لذا بایستی نکات مربوطه بیان شود. به طور مثال یک مسجد برای اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی چه بایدها و نبایدهایی را لحاظ کند. یادم میآید در یکی از سالها که به عنوان حمایت از تولید ملی نام گذاری شده بود یکی از دوستان به ما میگفت همایشی کشوری برگزار شده بود که جمعی از مسئولین و صاحب نظران حضور یافته بودند. در این همایش برای پذیرایی از موز خارجی استفاده شده بود در حالی که میوههای داخلی ما مثل سیب، هندوانه و... روی دست تولیدکنندگان مانده بود. یعنی حتی در امر فرهنگ نیز اقتصاد مقاومتی رعایت شود. مثل از کاغذ داخلی استفاده شود، هدایا از اجناس داخلی باشد و مواردی از این دست.
خلاصه اینکه همه قشرها خود را مکلف بدانند و صاحبان اندیشه راکهارها را حتی اگر پیش پا افتاده به نظر میرسد ولی از آن نگذرند.
نکته دیگر امر به معروف و نهی از منکر فعالین امر به معروف در این زمینه است. اگر مواردی از تخلف از سیاستهای اقتصاد مقاومتی را در بین ارگانهای مختلف میبینند تذکر دهند و البته یکدیگر و مردم را به انجام آن توصیه کنند.
امید است باپیروی از منویات مقام معظم رهبری و اقدام و عمل در این عرصه شاهد پیشرفت روزافزون کشور و بسته شدن چشم طمع دشمنان به این کشور باشیم.
رهبر معظم انقلاب با محکومیت شدید قتل شیخ نمر
«دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت» انتقاد شدید از سکوت مدعیان حقوق بشر در قبال جنایات آل سعود به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه، جنایت بزرگ عربستان سعودی در به شهادت رساندن عالم مؤمن و مظلوم، شیخ نمر باقر النمر را به شدت محکوم کردند و با تأکید بر لزوم احساس مسئولیت دنیا در قبال این جنایت و جنایات مشابه سعودی در یمن و بحرین، خاطرنشان کردند: بدون تردید خون به ناحق ریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.
حضرت آیت الله خامنهای گفتند: این عالم مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق میکرد و نه به صورت پنهان اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکر برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
رهبر انقلاب، شهادت شیخ نمر و به ناحق ریختن خون او را خطای سیاسی دولت سعودی خواندند و افزودند: خداوند متعال از خون بیگناه نمیگذرد و خون به ناحق ریخته، بسیار سریع دامان سیاستمداران و مجریان این رژیم را خواهد گرفت.
ایشان با انتقاد شدید از سکوت مدعیان آزادی، دموکراسی و حقوق بشر و حمایت آنان از رژیم سعودی که خون بیگناه را تنها به خاطر انتقاد و اعتراض به زمین میریزد، تأکید کردند: جهان اسلام و همه دنیا باید نسبت به این قضیه احساس مسئولیت کنند. این عالم مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق میکرد و نه به صورت پنهان اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکر برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.
حضرت آیت الله خامنهای آزار و شکنجه مردم بحرین توسط نظامیان سعودی و تخریب مساجد و خانههای آنان و همچنین بیش از ۱۰ ماه بمباران مردم یمن را نمونههای دیگری از جنایات رژیم سعودی خواندند و تأکید کردند: کسانی که صادقانه به سرنوشت بشریت و سرنوشت حقوق بشر و عدالت علاقهمند هستند، باید این قضایا را دنبال کنند و نباید نسبت به این وضعیت بیتفاوت رهبر انقلاب همچنین افزودند: یقیناً شهید شیخ نمر مورد تفضل خداوند خواهد بود و بدون شک دست الهی گریبان ظالمانی را که به جان او تعدّی کردند خواهد گرفت و این همان چیزی است که مایه تسلی است.
اخبار و مطالب روز
آیت الله علم الهدی:
بدحجابی گناهی بزرگتر از اختلاس است
آیت الله سید احمد علم الهدی در ادامه سلسله جلسات تفسیر قرآن هفتگی خود که در محل مهدیه مشهد برگزار میشود، بار دیگر بر دلیل تأکیدات همیشگی خود روی آسیبهای مسئله بدحجابی، گفت: گاهی برخی به بنده میگویند چرا به این اندازه که علیه بدحجابی سخن میگویید، به سایر گناهانی که در جامعه انجام میشود نمی پردازید؟ دلیلش این است که بدحجابی در زمره گناهانی است که انجام دهنده آن ابزاری است تا شیطان دیگران را نیز به گناه کشانده و منحرف کند.
وی تصریح کرد: انسانی که مالِ مردم را میخورد یا حرف حرامی میزند یا نگه حرامی میکند، مرتکب گناهانی شده است که فقط خود او را منحرف میکند، در حالی که بدحجابی گناهی است که انسان را ابزار میکند تا شیطان دیگران را منحرف سازد؛ کار شیطان این است که وقتی کسی را اغواء کرد، قانع به انحراف او نشده و دست بر نمیدارد، در نتیجه کسانی را که در موارد متعددی دنبال او راه میافتند، به استخدام خود درآورده و از آنها به عنوان ابزاری برای انحراف دیگران استفاده میکند.
نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی افزود: آن زن و دختری که خدا و قرآن و معاد را هم قبول دارد اما حجاب را از دست داده و آرایش کرده و با موی پریشان مقابل مرد نامحرم ظاهر شده، ع لوه بر این که خودش گناه کرده، ابزاری برای وادار کردن حداقل ۱۰۰ نفر دیگر به کار حرام میشود، از این رو این گناه از بدترین گناهان است.
امام جمعه مشهد با اشاره به این که خداوند در آیه شریفه «ألم أعهَدِ إلیکمَ یا ِبنی َآدَم أن لا َتُعبُدوا الشَّیطَانَ َّإُنه ُلکم َعُدٌّو مبین» نسبت به پرستش شیطان از سوی انسانها هشدار داده است، اظهار کرد: ما هیچگاه شیطان را عبادت نمیکنیم و هیچ ظالمی هم شیطان را خدای خود نمیداند. عبادت شیطان به این نیست که او را خدا بدانی، به این است که ابزار دست شیطان شوی.
آیت الله علم الهدی با تأکید مجدد بر عمومی بودن مسئله بدحجابی و آثار اجتماعی آن، گفت: نمیتوان گفت حجاب حریم خصوصی انسانها است، این حریم عمومی است؛ چرا که فرد بدحجاب فقط خودش به گناه نمیافتد بلکه دارد جامعه را به فساد کشانده و ابزاری برای شیطان میشود تا دیگران هم وارد گناه شوند، این یکی از مصادیق وسوسه خنّ اس است که در سوره مبارکه ناس به آن اشاره شده است.
وی پذیرفتن دعوت نفس اماره به سوی گناهان را قسم دیگری از وسوسه خناس برشمرد و افزود: وقتی گناهان خود در زندگی را بررسی کنیم، میبینیم تعداد مواردی که شیطان سراغ ما آمده کمتر از مواردی است که خودمان شیطان خود شدیم و در واقع خودمان بیش تر از شیطان به خود ضربه زدهایم، برخی در تبعیت از شیطان و نفس اماره به جایی میرسند که شیطان هم آنها را رها میکند.
امام جمعه مشهد مقدس در بخش دیگری از سخنان خود، القای درونی تفکرات باطل را نوع دیگری از وسوسه خناس خواند و اظهار کرد: وسوسهای که انسان نسبت به خودش میکند، گاهی «القای افکار باطل» است، خیلی اوقات شما در فکرتان مسائلی جوالن پیدا میکند و ممکن است در خدا، معاد و بسیاری از امور بدیهی دین شک کنید، این افکار سبب میشود خود انسان خناس خود شود.
وی در پاسخ به این پرسش که در برابر القائات باطل باید چه رویکردی اتخاذ کرد، گفت: این مسئله را از پیامبر اکرم) ص (سؤال کردند؛ ایشان فرمودند «مادامی که انسان طبق این وسوسهها عمل نکرده و مبنای کار او نشده یا این شک و تردید را اظهار نکرده است، از امت من چنین چیزهایی برداشته شده و گناه ندارد.» اما در هر حال هر وقت دچار این وسوسه شدید آیت الکرسی بخوانید، چون آیت الکرسی اگر با توجه خوانده شود، ذهن انسان را تزکیه میکند.
واکنش دختر شهید بهشتی به اظهارات صادق خرازی
حتی یک مورد از دست دادن پدرم با زن نامحرم را مشاهده نکردم
صادق خرازی دیپلمات سابق کشورمان و از اعضای شورای سیاستگذاری حزب ندای ایرانیان با حضور در برنامه «دید در شب» به سوالات رضا رشیدپور مجری این برنامه پاسخ داد.
در بخشی از این برنامه خرازی گفت: دست دادن با خانمها در عرف و حکم جمهوری اسلامی امر غیرقابل قبولی است، علما قبول ندارند و شخص رهبری هم نسبت به این کار موضع دارند در حالی که در تاریخ، بسیاری از بزرگان و علما با خانمها دست میدادند مثل مرحوم آیت الله بهشتی و..
وی همچنین افزود: مرحوم بهشتی و امام موسی صدر، کسانی بودند که اگر خانم اهل کتابی دست دراز میکرد آنجا تسامح در ادله سنن میکردند و دست میدادند. اظهارات صادق خرازی مبنی بر دست دادن آیت الله شهید بهشتی با زنان نامحرم اهل کتاب با واکنش فرزند ارشد آن شهید مظلوم مواجه شد؛ ملوک السادات حسینی گفت: دوستان برای توجیه کارهای خودشان شهید بهشتی را سپر قرار ندهند.
این بخش از اظهارات صادق خرازی با واکنش شدید ملوک السادات حسینی بهشتی، فرزند ارشد شهید دکتر بهشتی مواجه شد.
بهشتی در گفت و گو با سایت انتخاب با تکذیب صحبتهای خرازی تصریح کرد: در طول اقامت پدرم در اروپا در کلیه جلسات ایشان همراه مادرم شرکت میکردم و حتی یک مورد هم دست دادن با زن نامحرم را از ایشان مشاهده نکردم.
بهشتی در ادامه خاطرنشان کرد: دوستان برای توجیه کارهای خودشان شهید بهشتی را سپر قرار ندهند.
حجت الاسلام پناهیان: انقلابی گری چیزی جز واقع بینی نیست
برخی سیاستمداران جلوی پیشرفت انقلاب را گرفتند اما طلبکار هستند
استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر این که باید مطالبه گری داشته باشیم، گفت: تا کنون باید ده برابر وضع الان پیشرفت میکردیم اما برخی از سیاستمداران اجازه ندادند و به جای پذیرش اشتباهات خود طلبکار نیز هستند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه امشب در نشستی سیاسی که در حسینیه شهدای قم برگزار شد، با بیان این که مشهور و محبوب بودن صرف نباید سبب کاندیدا شدن افراد شود، گفت: متأسفانه فضای سیاسی کشور بسیار برهم ریخته و افراد بسیاری برای برنده شدن از انواع روشها استفاده میکنند.
وی افزود: در انتخابات دوم خرداد به گونهای تبلیغ شد که انگار آن شخص میخواست اوضاع را تغییر دهد اما مملکت بازی خورد و دوباره افراد دولت قبلی با همان تفکرات روی کار آمدند، خوشبختانه در کشور تا حد زیادی جلوی ثروت و باندهای مخوف در انتخابات گرفته شده اما باید بیشتر تلش شود.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که مشکلات سیاسی کشور ناشی از عملکرد ناصحیح سیاسی است، اظهار داشت: در فضای سیاسی جمهوری اسلامی هیچکس نباید با افشا گری رأی بیاورد، باید معلوم شود در کشور چند حزب وجود دارد و نوع تفکر آنها چگونه است.
وی ادامه داد: فضای سیاسی کشور نباید به سمتی برود که مردم حذف شوند و نباید به گونهای باشد که فعالیتها مجهول باشد، باید توجه داشت گاهی میشود که افرادی محبوب و مشهور باشند اما مبانی فکری آنها معلوم نباشد.
نباید اجازه داد عدهای با مردم بازی کنند حجت الاسلام پناهیان با بیان این که کشور باید از نظر فضای سیاسی آرام و عالی باشد، ابراز داشت: برای حل مشکلات باید بستر مناسب برای عمل سیاسی مشخص فراهم شود، نباید به گونهای باشد که دولتها در عمل سیاسی همانند یکدیگر بوده اما در تظاهرها و شعارهای سیاسی با یکدیگر متفاوت باشند؛ نباید اجازه داد عدهای با مردم بازی کنند.
وی عنوان کرد: اردوغان رئیس جمهور ترکیه با بازی دادن مردم کشور خود اهدافش را پیاده میکند، اردوغان با بازی ضد اسرائیلی زمینه را برای از پای در آوردن سوریه فراهم کرد که امروزه میبینیم که چگونه علیه کشور سوریه فعالیت میکند.
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: برخی شعارهای انتخاباتی خود را بر اساس خواستههای مردم مطرح میکنند اما در عمل روش خود را پیش میگیرند، نباید اجازه داد تا کسی در فضای سیاسی جامعه را بازی دهد؛ دشمن در هر انتخاباتی در پی زیر سؤال بردن اصل انقلاب است.
وی اضافه کرد: در سال ۸۸ خانم کسی که کاندیدا شده بود برخی از فضای برهم ریخته سیاسی سوء استفاده کرد تا با اصل نظام مخالفت کنند؛ متأسفانه کسی در عرصه اقتصادی به ویژه اقتصاد مقاومتی برنامهای ندارد. حجت الاسلام پناهیان با بیان این که اگر فضای سیاسی برهم ریخته باشد دشمن سوء استفاده کرده و نفوذیها کار خود را انجام میدهند، گفت: بنابر توصیه رهبر انقلاب بدون ذکرنام باید روشنگری کرد که برای این کار نیاز به بازخوانی و بازگویی تاریخ اسلام داریم.
نفوذ از مسائل مهم تاریخ اسلام است
وی افزود: یکی از منابع مهم دین تاریخ اسلام به شمار میرود که مردم باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند، مباحثی همانند نفوذ و دیگر موارد بسیار در تاریخ اسلام وجود دارد که باید تبیین شود؛ ارزشهای دینی و احکام الهی ثواب و گناهش در عرصههای سیاسی و اجتماعی بیش از مسائل فردی است.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که گاهی اوقات درس اخلقها تحریف دین است، اظهار داشت: پیامبر اسلام صرفاً یک پیامبر عقیدتی نیست بلکه جنبههای مهم دیگری همانند سیاسی دارد، حضرت امام) ره (فرمود همه اسلام سیاست است اما اسلام سیاسی معرفی نشده است.
وی ادامه داد: چرا در ماه رمضان مسائل سیاسی تبیین نمیشود، چگونه مردم باید با گناه و توبه سیاسی آشنا شوند؛ اسلام را باید به گونهای که هست معرفی کرد، باید تلقیهای عمومی را تغییر داد، باید به عنوان خط صحیح انقلاب جلوتر از دیگران اشکالات را بیان کرد.
حجت الاسلام پناهیان با تأکید بر این که باید مطالبه گری داشته باشیم، ابراز داشت: اصل مطالبه گری برای روحانیت و افراد انقلابی است وگرنه ضد انقلابها محافظه کار بوده و سعی دارند انقلاب را در وضعیت کنونی ثابت نگه دارند.
وی عنوان کرد: مردم نباید تصور کنند که کار روحانیت صرفاً مربوط به قیامت است، تا کنون باید ده برابر وضع الان پیشرفت میکردیم اما برخی از سیاستمداران اجازه ندادند و به جای پذیرش اشتباهات خود طلبکار نیز هستند؛ امروزه عدهای روحانیت را به ارزشی نامگذاری کردند تا خود را واقع بین بنامند.
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: این درحالی است که اسلام انسان را واقع بین بار میآورد، مردم بدانند که روحانیت واقع بین هستند؛ انقلابی گری چیزی جز واقع بینی نیست.
سردار نقدی
اگر به اقتصاد مقاومتی ایمان داشتیم و چشممان به خارج از کشور و برجام نبود، وضعیتمان بهتر از این بود.
دولت یک وعده غذای ۸ میلیون نفر را دفن کرد هم چرخ سانتریفیوژها پنچر شد هم کارخانهها سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین کشور در جمع مسئولان استانی بسیج سازندگی با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی گفت: اگر به اقتصاد مقاومتی ایمان داشتیم و چشممان به خارج از کشور و برجام نبود وضعیتمان بهتر از این بود. قرار بود هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ کارخانهها اما دیدیم که چرخ هر دو پنچر شد و اقتصاد ما دچار رکود شد و هیچ خیری ندیدیم.
نقدی افزود: این دولت ادعا داشت که رابطه با کشورهای خارجی را بهتر خواهد کرد اما دیدیم که ۶ کشور دسته چندم رابطه شان را با ایران به صورت توهین آمیزی قطع کردند زیرا جری شده بودند. معلوم است وقتی ما صلبت خود را بشکنیم و پنجاه بار زیر پرچم آمریکا راه برویم و بخندیم و قدم بزنیم همه کشورها احساس میکنند که ایران از هم پاشیده و می شود هر کاری با ایران کرد.
وی با تأکید بر اینکه بسیج سازندگی به عنوان پیش قراول نظام در اقتصاد مقاومتی نباید معطل هیچ بماند کسی بماند و باید فعالیتش را توسعه دهد، اظهارکرد: بسیج سازندگی باید مثل همیشه احساس تکلیف کند و اداری کار کردن را از سازمان خود دور کند. بسیج سازندگی باید تحولی عظیم و انقلابی اقتصادی را رقم بزند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه بسیج سازندگی با توجه به سیاستهای ولایت، برای فعالیت خود چشمانداز تهیه کرده است، خاطرنشان کرد: ما در سال ۱۴۰۴ باید ۲۰ میلیون بسیجی فعال داشته باشیم که در سال یک دوره به اردوهای جهادی بروند. در سال ۱۴۰۴ اگر هر بسیجی ۵ روز به اردوی جهادی برود، رقم ۱۰۰ میلیون نفر خدمت رسانی جهادی محقق میشود. بسیج سازندگی باید عادتهای اداری را بشکند و جهادی کار کند.
نقدی با اعلم این خبر که از امسال ردیف بودجه بسیج سازندگی مستقل خواهد شد، گفت: مسئولین بسیج سازندگی باید با اعضای گروه جهادی مأنوس و رفیق باشند شود تا همه یک دل و یکصدا با هم کار کنند. اگر مدیر بسیج سازندگی اینگونه باشد همه جوانان در استانها جذب این مدیر خواهند شد. بسیج سازندگی یعنی محور گروههای جهادی. بسیج سازندگی باید پناهگاه جوانان و گروههای جهادی باشد و ما باید به دنبال این باشیم که در مسجد و مدرسه گروههای جهادی را بیش از پیش راهاندازی کنیم.
وی افزود: باید محرومیتهای استانها را لیست کنیم و با توجه به الویت بندی انجام شده خدمت رسانی کنیم. باید اردوهای جهادی را فرهنگ سازی وجوانان را دلگرم کرد و خدمت رسانی در اردوهای جهادی را برای جوانان تبدیل به یک عادت کرد.
نقدی با بیان اینکه دشمن در تلش است فرهنگ لیبرالیستی را وارد کشور کند و ما باید مقابل این نفوذ دشمن بایستیم و مسئولیت پذیر باشیم افزود: اساس بسیج مسئولیت پذیری است. بسیج روحیه انقلابی دارد و بی تفاوت نیست.
ما در هر استان باید ۵۰۰ هزار نفر را به اردوهای جهادی بفرستیم. مردم خودشان با همیاری یکدیگر میتوانند مشکل خودشان را حل کنند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به دفن مواد غذایی توسط دولت به بهانه تنظیم بازار، گفت: دفع ۱۷۰۰ تن سیب زمینی اسراف بزرگی بود که دولت انجام داد. یک میلیون و ۷۰۰ هزار کیلو سیب زمینی یعنی یک وعده غذایی برای ۸ میلیون نفر که ما به سادگی آن را دفن کردیم. امحای سیب زمینی در حالی انجام گرفته است که ما برای تهیه نشاسته مورد نیاز گل حفاری به سیب زمینی نیاز داریم. ۳۰ درصد گل حفاری چاههای نفت نشاسته سیب زمینی است و نشاسته ذرت، گندم یا محصوالت دیگر دردی دوا نمیکند. سالانه ما ۵۰ هزار تن نشاسته نیاز داریم اما کارخانههای ما خوابیده است و ما از خارج گل حفاری وارد میکنیم. وی تصریح کرد: صنایع تبدیلی میتواند ما را از این وضعیت و از این اسراف کاریها نجات دهد چرا که ما الان در کشور حدود ۵ میلیون تن ضایعات محصوالت کشاورزی در سال داریم. راه درمان این ضایعات صنایع تبدیلی است. باید کارگاههای زودبازده و کوچک بیشتر شود و مردم را برای انجام فعالیتهای اقتصاد مقاومتی تشویق کنیم. مردم باید بیشتر با فواید فعالیتهای اقتصاد مقاومتی آشنا شوند.
کارگاههای زود بازده یا مشاغل خانگی ورشکستگی ندارد. باید فعالیتهای اقتصاد مقاومتی را به خانهها سوق دهیم و هر خانه میتواند یک کارگاه کوچک شود. صنعت خانگی باید رواج پیدا کند.
یکی از وظایف هنر، امر به معروف و نهی از منکر است
یکی از وظایف هنر، امر به معروف و نهی از منکر است که این امر در آثار به جا مانده از مرحوم سلحشور به عینه قابل مشاهده است.
جمال شورجه در مراسم گرامیداشت مرحوم فرجالله سلحشور در حسینیه اعظم زنجان با بیان اینکه جامعه سینمایی ایران باید در زمینه توجه به سینمای دینی تلش بیشتری کند افزود: باید سینما در زمینه حرکت به سمت سینمای دینی توجه و نگاه ویژه داشته باشد.
وی فرج الله سلحشور را ابوذر سینمایی ایران دانست و ادامه داد: اخلق و سکنات مرحوم سلحشور بسیار زیاد است و وی ابوذر سینما بود و در مقابل انحرافات و منحرفین سینمای ایران ایستاد.
شورجه با تأکید بر اینکه در واقع این کارگردان علمدار سینمای دینی و قرآنی بود ادامه داد: مرحوم سلحشور ابوذر سینما بود و در مقابل انحرافات در سینمای ایران ایستاد.
وی گفت: یکی از وظایف هنر امر به معروف و نهی از منکر است که این امر در آثار به جا مانده از مرحوم سلحشور این امر به عینه قابل مشاهده است.
این کارگردان سینمای ایران با بیان اینکه مهمترین دغدغه مرحوم سلحشور در فعالیت هنری، اعتلی دین بود افزود: مرحوم سلحشور هنر را برای دین میخواست و از خصیصههای آن مرحوم امر به معروف و نهی از منکر بود.
شورجه افزود: مرحوم سلحشور معتقد بود هنر را برای دین است و هنری که دین را تبلیغ نکند هنر نیست و یکی از وظایف سینما نمایش حسنات دین به بهترین وجه و نمایش منکرات به زشتترین و پستترین وجه است و مرحوم
سلحشور دقیقاً در این بخش فعالیت داشت. وی با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در زمینه اینکه هنر یک ابزار برای تبلیغ دین است گفت: مرحوم سلحشور نیز به تبعیت از مقام معظم رهبری همین رویه را در پیش گرفته بود.
شورجه افزود: مرحوم سلشحور از همان ابتدای کار سینمایی در حوزههای کارگردانی، جلوی دوربین و پشت دوربین دغدغه دین داشت و آثار مرحوم سلحشور به عنوان باقیات صالحات برای وی باقی خواهد ماند، چرا که آثار این مرحوم اندوخته وی هست.
شورجه با یادآوری اینکه برای مثال مجموعه حضرت یوسف) ع (مرحوم سلحشور تأثیرات شگرفی در دنیا داشت و تعداد بسیاری به تبع دیدن مجموعه حضرت یوسف) ع (مسلمان شدند.
این کارگردان سینمای ایران مرحوم سلحشور را هنرمند، آمر به معروف و ناهی از منکر معرفی کرد و گفت: وی نه تنها در فیلمهای خود به این موضوع مهم پرداختند، بلکه خودشان نیز به این موضوع عمل میکردند.
شورجه با بیان اینکه در کشور به لحاظ تولید آثار سینمایی در حوزه دینی و قرآنی مشکل داریم و دچار خسران هستیم افزود:مرحوم سلحشور یک مبلغ دینی و مبتکر مجموعههای قرآنی بود. به گفته وی تأثیرات شگرف داستان حضرت یوسف مرحوم سلحشور در دنیا قابل مشاهده است و در طی سالهای اخیر و در مقطع کنونی مجموعه حضرت یوسف) ع (در بسیاری از کشورها با تکرار پخش میشود.
شورجه با اشاره به روز هنر انقلاب اسلامی و ارج نهادن به افرادی که در این زمینه تلش میکنند، گفت: آثار مرحوم سلحشور نیز در همین قالب بود و موجب اعتلی سینمای ایران در مجامع جهانی شد.
این کارگردان سینمای ایران با اشاره به اینکه آخرین کار وی نگارش سریال حضرت موسی) ع (است که نگارش آن به پایان رسیده است، گفت: نگارش این مجموعه در ۰۸ قسمت تلویزیونی تمام شده است و امیدواریم این نگارش به فیلم تبدیل شد و عنوان یکی از باقیات صالحات مرحوم سلحشور ماندگار شود.
آیت الله صدیقی:
عدهای، دلواپسان انقلاب را افراطی و بیتفاوتها را عاقل مینامند
این خطر بزرگی است
آیت الله صدیقی در مراسمی که تحت عنوان «مرگ بر آمریکا برائت از شیطان بزرگ» در مسجد سید اصفهان برگزار شده بود با اشاره به دوران تبلیغی و بصیرتبخش بازماندگان کربلا و ایام استکبارستیزی ۱۳ آبان، اظهار داشت: مردم اصفهان همواره در عرصههای مختلف و حساس تاریخ خطشکن بودهاند که این امر در دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به وضوح مشخص است. وی با بیان اینکه مردم اصفهان همواره جزو مردم تاریخساز جهان تشیع بودهاند، ادامه داد: مردم بصیر اصفهان با تبعیت از ولایت فقیه و مقابله با فتنه ۸۸ و قبل آن در محضر شهدا روسفید شدند.
باید دائماً دعا کنیم که از امتحان خط ولایت بودن سربلند بیرون آییم. باید مرتباً دعا کنیم که در زمین دشمن بازی نکنیم، با دشمن بگو بخند نکنیم، آدرس غلط به دشمنان جانی و قاتل خود ندهیم و شرمنده شهدا نشویم و در خفا بده بستان نداشته باشیم.
هرکس به ظالمی کمک کند خداوند به دست همان ظالم او را نابود میکند، عدهای که قبله شان آمریکا است در آخر به دست آمریکا نابود میشوند. متأسفانه افراد از تاریخ عبرت نمیگیرند، عزت امروز شهدا به واسطه آن است که شهیدان خط بطلن بر آمریکا کشیدند. امروز اگر پیشرفت کرده و صاحب قدرت شدهایم، صاحب فناوری هستهای و علم شدهایم، در لوای «مرگ بر آمریکا» است؛ کسانی که مزدوری آمریکا را میکنند به هیچیک از دستاوردهای ذکر شده نرسیدهاند.
اسلام رحمانی همان اسلام سعودی و آمریکایی است
کسانی که دم از اسلام رحمانی یعنی همان آمریکایی، اسلام سعودی، اسلام سازش پذیر، اسلام بی غیرتی، اسلام بیتوجهی به شرافت، عفت و ارزشهای دینی میزنند، به قرآن رجوع کنند و شاخصههای حزبالله را ببینند. امروز دشمن طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب با قوت درصدد نفوذ در لایههای مختلف جامعه است؛ امروز نفوذ فرهنگی را در لباسهای زنان، پوشش جوانان، تغییر در سبک زندگی و ارتباطات درونی و بیرونی جامعه میبینیم؛ آنها قصد دارند فرهنگی را به ما تحمیل کنند که دوست را دشمن و دشمن را دوست ببینیم.
جریان حسین نمیتواند با جریان یزید بیعت کند
عدهای افراد انقلابی حساس، نگران و حتی دلواپس انقلاب و آرمانها را افراطی میخوانند، اما اگر بیتفاوت باشد او را فردی معتدل و عاقل مینامند؛ این یک خطر است؛ دست دادن به یزید خلف مرام امام حسین) ع (است.
آیت الله صدیقی با طرح این سئوال که چرا امام حسین) ع (نمیتواند با جریان یزید بیعت کند، چنین پاسخ داد: عدالت و ستم نمیتوانند با هم آشتی کنند؛ کسی که پرچم ایمان را قبول کرد نمیتواند دل در گروی طاغوت داشته باشد.
وی یادآور شد: در کشوری که قلب انقلاب توحیدی محسوب میشود، گرایش غربی، استکباری، نفاق، بیعفتی و گرایشهای انحرافی در آن کشور جایی ندارد. انقلاب هرگز با ضد انقلاب سازش ندارد؛ حتی اگر فرزند آدم باشد.
امام جمعه موقت تهران متذکر شد: نفرت انقلابیون از طاغوت نفرت ذاتی است، هرگز پاک و ناپاک امکان ندارد با یکدیگر آشتی کنند، انقلاب هرگز با ضد انقلاب سازش ندارد؛ حتی اگر فرزند و پدر آدم باشد.
آیت الله صدیقی افزود: مقابله با آمریکا یک امر دینی بوده نه احساسی، انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب دینی است؛ مگر متدینین انقلاب کردهاند و یا شهیدان شهید شدهاند که امروز عدهای راه را برای آمریکا باز کنند، بنابراین مقابله با آمریکا یک امر عقلنی، منطقی و دینی است.
وی در پایان تشریح کرد: متأسفانه در انتخابات شاهد آن هستیم که هرکس از انواع آبرنگهای غربی، شعارهای مادیگرا و گروههای ضد انقلاب کمک بگیرد، پیروز میشود، اما اگر کسی شعار دینی دهد رأی نمیآورد؛ این یک خطر بزرگ است.
اخراج استاد مسیحی به دلیل پوشیدن حجاب
یک استاد مسیحی به دلیل آنکه در همبستگی با مسلمانان و دفاع از آنها در یک مدرسه مسیحی حجاب بر سر گذاشته بود، اخراج شد.
فارس: «الریسیا هاوکینگز» استاد مسیحی کالج «ویتون» ایالت ایلینوی ماه گذشته میلدی بعد از آن خبر ساز شد که با حجاب اسلامی به یک مدرسه مسیحی رفت.
این استادیار علوم سیاسی در ۵۱ دسامبر ۵۱۰۲ به مرخصی اجباری فرستاده شد و به او گفته شد که باید درباره اظهاراتی که در حمایت از مسلمانان گفته تحقیقاتی صورت گیرد.
او تنها به این دلیل اخراج شد که در همبستگی با مسلمانان، یکسری مفاهیم دینی اعلم کرده بود و به ارتباط مسیحیت و اسلام اشاره کرده بود و مجبور شده بود که درباره آنها توضیح دهد.
این استاد دانشگاه در ۰۱ دسامبر تصویری از خود را در صفحه فیسبوکش با روسری گذاشته بود و نوشته بود: «من همسایه مسلمان خود را به دلیل آنکه آمریکایی است دوست ندارم. من عاشق همسایه مسلمان خود هستم زیرا او به موجب کرامت انسانیاش، شایستگی دوست داشتن است.»
وی در ادامه افزوده بود: «من با همسایه مسلمان خود اتحاد انسانی دارم زیرا ما از یک خاک رس به وجود آمدیم. من با مسلمانان اتحاد دینی دارم زیرا آنها مثل ما مسیحیان کتاب دینی دارند. همانطور که پاپ فرانسیس گفت، ما یک خدا را پرستش میکنیم.»
بعد از حادثه تیراندازی «سن برناردینو» کالیفرنیا که در آن یک زوج با افکار داعشی ۴۱ نفر را به ضرب گلوله کشتند، جو بدی علیه مسلمانان به راه افتاد و این استاد مسیحی اعلم کرد: «من تمامی زنان را دعوت میکنم که به هر دلیلی با خواهران مسلمانان خود همبستگی پوشش حجاب برقرار کنند.»
دولت با تأمین مالی مردان حق زنان را ادا کند
آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان در دیدار مسؤوالن و سرمربیان حلقههای شجره طیبه صالحین استان اصفهان، با اشاره به اهمیت فعالیت حلقههای صالحین، گفت: بسیاری از مشکلات جامعه به خاطر معضل طلق است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: طلاق موجب سرگردانی و بلا تکلیفی خانمها میشود و مشکلات زیادی را در آینده و به ویژه در ازدواج مجدد برای آنها به دنبال دارد، حتی اگر تصمیم به عدم ازدواج بگیرند هم تنهایی و تجرد برای آنها مشکلات و عواقب بسیاری به دنبال دارد، در زمینه طلاق مشکلات مردان پس از جدایی کمتر از خانمها است، از این رو طلاق به ویژه برای بانوان فساد را در پی دارد. نماینده ولی فقیه در استان اصفهان بر لزوم ریشه یابی و آسیبشناسی طلاق در کشور تأکید کرد و افزود: حتماً باید مشکلات و نواقصی که وجود دارد برطرف شود تا شاهد کاهش طلاق در جامعه باشیم، نقص و مشکل فقط با پرداخت وام حل نخواهد شد و نیازمند فعالیتهای ریشهای و بنیادین است، در هنگام اختلاف خانواده دو طرف باید مشکلات را مورد بررسی و قضاوت قرار دهند. آیت الله طباطبایی نژاد با بیان اینکه بخش عمده طلقها مربوط به ازدواجهای خیابانی، دانشجویی و اینترنتی میشود تصریح کرد: باید به نسل جوان اطلاعرسانی کرد و برای آنها تبیین کرد که بهترین دوست و خیرخواه انسان والدین او هستند و باید به تذکرات و نصایح آنها توجه کنند.
اقتصاد را به زور وام خودرو نمیتوان رونق بخشید
وی با اشاره به وام خرید خودروی پرداخت شده از سوی دولت اظهار کرد: حدود ۳ و نیم هزار میلیارد تومان وام برای فروش ماشینهای مانده در انبارها پرداخت شد، این کار غلطی است، به زور و با استفاده از وام نمیتوان اقتصاد را رونق بخشید، اگر قرار است وامی پرداخت شود باید اولویت در اشتغال به مردان اختصاص داده شود و بنده بارها بر این مطلب تأکید کردهام. امام جمعه اصفهان اظهار کرد: اینکه بنده تأکید بر اولویت اشتغال مردان به جای بانوان دارم توهین به خانمها نیست بلکه اسلام تأکید دارد که مخارج و هزینههای زندگی باید بر عهده مردان باشد و نه زنان، در دولت و در حکومت اسلامی باید مسائل مالی مردان برطرف شود تا مشکلاتی نظیر ازدواج هم برطرف شود. نماینده ولی فقیه در استان اصفهان با اشاره به اهمیت ازدواج در حل مشکلات جامعه تصریح کرد: آنچه که اسلام دستور داده است به نفع زن است، بیشتر مسائلی که در اسلام مطرح میشود به سود زنان و در راستای حفظ کرامت و شأنیت بانوان است و باید این مسائل به درستی در جامعه تشریح و تبیین شود، زنان حتی برای کارهای خانه و شیردادن بچه هم میتوانند از همسر خود پول دریافت کنند، همه مخارج برعهده مردان است و به همین دلیل اشتغال آنها باید در اولویت باشد. وی ادامه داد: حکومت اسلامی باید منافع مالی مردان را تأمین کند تا آنها بتوانند به زنان خدمت کنند، کسانی که برای رأی آوردن به عنوان طرفداری از زنان آنها را فریب میدهند و دائماً شعار سر میدهند باید به اشتغال مردان توجه کنند، این درست نیست که زن شاغل باشد و مرد بیکار، مرد تحقیر میشود وقتی که بخواهد از همسر خود پول بگیرد در حالی که زنان از اینکه شوهرشان از آنها حمایت مالی میکنند لذت میبرند.
بیکاری در مردان ناراحتی روحی و روانی ایجاد میکند
آیت الله طباطبایی نژاد بیکاری مرد را موجب ناراحتیهای شدید روحی و روانی در مردان ذکر کرد وگفت: این کار غلطی است که همه دولتها هم انجام میدهند، آقای روحانی هم میگوید حق زنان درست ادا نشده است، حق زن این نیست که کار کند این است که دولت، مردان را از نظر مالی تأمین کند تا آنها با بانوان ازدواج و به آنان خدمت کنند. امام جمعه اصفهان در ادامه تصریح کرد: بعضی کارها است که مختص زنان است و انجام دادن آن از سوی مردان اشکال شرعی دارد، مشاغلی نظیر مامایی، پرستاری، دندان پزشکی و همه اقسام پزشکی نیازمند حضور بانوان است، معلم و مدرس و استاد دانشگاه زن نیاز واقعی جامعه است اما برخی کارهایی که بین زن و مرد مشترک است نظیر کار در شرکتها و مغازهها اولویت باید با مردان باشد. وی با بیان اینکه حیا و خجالت کشیدن نعمت است ابراز کرد: اگر حیا و خجالت از بین برود مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد و موجب فساد خواهد شد، باید فعالیت زنان در مغازهها و ادارات و شرکتها ممنوع باشد، به جای آن اسباب و لوزام حضور زنان در کارهای تخصصی بانوان فراهم شود. مدیر حوزه علمیه اصفهان با اشاره به کمبود پزشک و پرستار زن گفت: به وزیر علوم هم در جلسهای تذکر دادم که کشور ما انگار در برخی مسائل دارای سرپرست و متولی نیست، نباید اینجور باشد که دختران رشتههای مهندسی معدن بروند اما کمبود پزشک و پرستار زن داشته باشیم، معدن جای مناسبی برای کار بانوان نیست و حضور دختران در این رشتهها برخلف اسلام است. نماینده ولی فقیه در استان اصفهان خاطرنشان کرد: معنی اینکه از دختران ما عکس منتشر میشود که راننده تریلی و کامیون هستند این است که هنوز ته دل ما آمریکایی است و هنوز مسلمان واقعی نشدهایم، شاه هم میگفت رسیدن به دروازه تمدن از برهنگی زنان و دختران میسر میشود. وی ضمن تأکید بر حل معضل بیکاری از طریق اولویت بخشی به اشتغال مردان تصریح کرد: باید زنان بدانند یکی از اصلیترین و مهمترین فعالیتهای آنان خانهداری است، متأسفانه برخی فکر میکنند خانهداری اشتباه است، زنانی هستند که در یک اداره مشغول فعالیتهای خدماتی هستند ولی کارهای خانه خود را انجام نمیدهند، حمایت از ازدواج و مبارزه با طلاق از طریق اشتغال مردان تا حد زیادی برطرف خواهد شد.
مهریه سنگین یکی از علتهای رشد طلاق در جامعه است
آیت الله طباطبایی نژاد پولدار شدن زنان را یکی دیگر از عوامل طلق و عدم تمایل به ازدواج دانست و ابراز کرد: مهریههای زیاد یکی از علتهای طلق در جامعه است، روحیه زن و مرد بسیار متفاوت است، مهریههای بالا موجب گرایش زنان به طلاق خواهد شد، برخی به علت اینکه به عاقبت کار خود فکر نمیکنند درخواست طلاق میدهند و با گرفتن مهریه به صورت جدا زندگی میکنند و حاصل این کار فساد خواهد بود.
امام جمعه اصفهان در ادامه اظهار کرد: بانوان هم میتوانند فساد را بسیار بیشتر از مردان در جامعه گسترش دهند و هم میتوانند نقش بسزایی در گسترش معروفات و معارف دینی در جامعه داشته باشند و علت اینکه تأکید داریم بانوان وارد حوزه علمیه شوند به همین علت است.
امر به معروف و نهی از منکر
دستورالعمل اجرایی قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر ابلاغ شد
پس از تصویب قانون حمایت از امران به معروف در مجلس، مقرر شده بود توسط ستاد امر به معروف و نهی از منکر، دستورالعمل اجرایی تدوین و ابلاغ شود که در جلسه ۸ و ۲۲ آذرماه ۹۴ این دستورالعمل به تصویب اعضا رسیده و ابلاغ شد. متن آن به شرح زیر میباشد:
ماده-۱ اصطلحات
قانون: قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر مصوب ۱۳۹۴ /۱ /۲۳ دستورالعمل: دستورالعمل اجرایی قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر و اصلاحات بعدی آن اعضای ستاد: اعضای مصرح در ماده ۱۹ قانون ستاد: ستاد مرکزی امر به معروف و نهی از منکر دستگاه اجرایی: دستگاههای اجرایی ماده ۹ قانون مدیریت خدمات کشوری
شورا: شوراهای امر به معروف و نهی از منکر
ماده -۲ ستاد برای انجام وظایف قانونی، دارای ساختار اداری- اجرایی است
این ساختار به استناد ماده ۱۹ و ۲۰ قانون در سه سطح مرکز، استان و شهرستان تعریف و در چارچوب قوانین و مقررات مربوط اداره میگردد. هدایت و اداره امور اجرایی، اداری و مالی ستاد و نظارت و پیگیری مصوبات جلسات اعضای ستاد بر عهده دبیر میباشد. دبیر ستاد، ساختار تفصیلی لازم را تهیه و پس از تأیید رئیس ستاد به تصویب سازمان مدیریت و برنامهریزی میرساند.
تبصره -۱ ستاد شهرستان با هماهنگی ستاد استان در چارچوب قانون، سیاستها و خط مشیهای ابلاغی اقدام نموده و ستاد استان بر فعالیت ستادهای شهرستانی نظارت میکند.
تبصره -۲ احکام رئیس ستاد استان توسط رئیس ستاد و رئیس شهرستان توسط رئیس ستاد استان صادر میشود.
تبصره -۳ دبیر ستاد استان و شهرستان به ترتیب توسط رئیس ستاد استان و شهرستان انتخاب و به همان ترتیب با حکم رئیس ستاد و استان منصوب میشوند.
تبصره -۴ در تقسیمات کشوری کوچکتر از شهرستان، تشکیل شورای امر به معروف و نهی از منکر در مراکز واحدهای تابعه شهرستان برای انجام وظایف محوله با پیشنهاد ستاد شهرستان و تأیید ستاد استان بلامانع است.
ماده -۳ اعضای ستاد حداقل سالی سه بار) هر چهارماه یکبار (و استان حداقل سالی چهار بار) فصلی (و شهرستان حداقل سالی شش بار) هر دو ماه (تشکیل جلسه داده و بر اساس آییننامه داخلی، جلسات آنها اداره میشود.
تبصره: با تشخیص رئیس ستادها در صورت ضرورت جلسه فوقالعاده تشکیل میگردد.
ماده -۴ ستاد میتواند حسب مورد کارگروههای تخصصی با دعوت از نمایندگان اعضای ستاد و کارشناسان متخصص تشکیل دهد. دستگاههای اجرایی و قضایی موظفند نسبت به موارد ارجاعی ستاد بررسی، اظهار نظر کارشناسی و اقدام نمایند.
ماده -۵ روسای دستگاهها مسئول ترویج و اجرای امر به معروف و نهی از منکر در دسگاههای متبوع بوده و موظفند علاوه بر تشکیل شوراهای امر به معروف و نهی از منکر سازوکار اجرایی مناسب را برای این منظور طراحی و ایجاد و نتایج اقدامات به عمل آمده در هر فصل به ستاد ارائه نمایند. ضوابط مربوط به تعیین اعضا، اختیارات و حدود وظایف شوراها توسط رئیس ستاد ابلاغ میگردد.
تبصره- امکانات و اعتبارات لازم برای اجرایی شدن وظایف و برنامههای شوراها توسط واحد متبوع تأمین می گردد.
ماده-۶ افرادی که در اجرای امر به معروف و نهی از منکر، توسط اشخاص حقوقی مورد تعدی) موارد مذکور در قسمت اخیر در ماده ۹ قانون (قرار میگیرند، میتوانند رأساً یا از طریق ستادهای مربوط جهت احقاق حق خود اقدام و ستادها پس از بررسی و احراز صحت مطالب، مراتب را از طریق مراجع ذی صلح پی گیری مینماید.
ماده -۷ دستگاههای اجرایی موضوع ماده ۱۰ قانون، مکلفند برنامه اجرایی) آموزش و اطلاعرسانی (سالانه خود را در چارچوب سیاستها و خط مشیهای ابلاغی ستاد برای فراهم آوردن شرایط اقامه امر به معروف و نهی از منکر و بالاتر بردن سطح آگاهیهای عمومی، تدوین و به ستاد ارائه دهند.
ماده -۸ سازمان مدیریت و برنامهریزی در اجرای ماده ۲۳ قانون هر سال در موافقتنامه بودجه دستگاههای اجرایی و قضائی، اعتبارات مورد نیاز را منظور مینماید.
ماده -۹ در اجرای ماده ۱۱ قانون، شعبه یا شعب ویژه قضائی) در دیوان عالی کشور، دادسراها و محاکم (پس از ابلاغ دستورالعمل اختصاص خواهد یافت. اختصاص شعب ویژه در شهرستانها حسب مورد با درخواست رئیس ستاد شهرستان و طی تشریفات قانونی مربوط خواهد بود.
ماده -۱۰ در اجرای تبصره ماده ۱۳ قانون، ستاد قبل از پرداخت دیه، اذن و اختیارات قانونی جهت وصول دیه و خسارت پرداختی به مجنی علیه یا ولی دم را اخذ مینماید.
ماده -۱۱ دبیرخانه کمیته کشوری موضوع تبصره ماده ۱۵ قانون در ستاد تشکیل میگردد. ستاد استان با قید فوریت مستندات مربوط به احراز شهادت یا جانبازی فردی را که در مقام اجرای امر به معروف و نهی از منکر آسیب جسمی یا جانی دیده است، به دبیرخانه ارسال میدارد. کمیته کشوری ظرف ۴۸ ساعت نتیجه بررسی را به شعب ویژه قضائی ماده ۱۱ قانون ارائه و شعب مذکور خارج از نوبت رسیدگی مینماید.
ماده -۱۲ در اجرای تبصره ۲ ماده ۱۷ قانون، تفاهم نامهای برای آموزش عمومی و تخصصی ضابطان امر به معروف و نهی از منکر، بین قوه قضائیه سازمان بسیج مستضعفین و ستاد منعقد میگردد.
ماده -۱۳ شوراهای امر به معروف و نهی از منکر نیروهای مسلح در چارچوب این قانون با هماهنگی ستاد و از طریق ستاد کل نیروهای مسلح تشکیل خواهد شد. ماده -۱۴ ستاد موظف است با مشارکت و همکاری همه دستگاهها، شاخصهای عمومی و اختصاصی برای بررسی میزان اهتمام هر دستگاه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر و میزان تأثیر آن را تهیه و پس از تأیید و ابلاغ رئیس ستاد، نسبت به ارزیابی دستگاهها اقدام نماید.
ماده -۱۵ ستاد موظف است میزان عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر در سطح جامعه را از طریق پژوهشهای دورهای منظم بر اساس شاخصهای مدون رصد نماید و بر اساس آن برای ترویج این دو فریضه برنامهریزی کند.
ماده -۱۶ در اجرای بند ۱۰ ماده ۱۶ قانون، ستاد مکلف است، امور حقوقی و قضائی مربوط به اقدامات قانونی آمران به معروف و ناهیان از منکر را در مراجع ذی صلح تا حصول نتیجه پیگیری نماید.
ماده -۱۷ در اجرای بند ۸ ماده ۱۶ قانون، ستاد مکلف است، روشهای صحیح امر به معروف و نهی از منکر زبانی و نوشتاری و حدود آن را به منظور ترویج و گسترش فرهنگ فریضتین با استفاده از ظرفیت دستگاههای مشمول قانون، سمنها وتشکلهای غیردولتی و مراکز دینی برای عموم مردم تدوین و آموزش دهد.
ماده -۱۸ وزارت کشور و استانداریها حسب مورد و بر اساس قوانین و مقررات مربوط درخواست تشکیل جمعیتها و سازمانهای مردم نهاد متقاضی فعالیت در زمینه امر به معروف و نهی از منکر را به ستاد اعلم و ستاد مرکز و استان حداکثر ظرف مدت یک ماه مدت درخواست دریافتی را بررسی و نتیجه را برای اقدام لازم به وزارت کشور اعلم مینماید. وزارت کشور مکلف است حداکثر ظرف مدت دو ماه نتیجه نهایی را به ستاد و متقاضی اعلم نماید.
ماده -۱۹ در اجرای بند ۶ ناده ۱۶ قانون، ستاد موظف است نسبت به اقدامات دستگاهها و مراکز موضوع ماده ۱۸ قانون به طرق مقتضی بررسی لازم) حضوری و غیرحضوری (را اعلم نموده و موارد ارتکاب منکر را حسب مورد به مراجع ذی صلح گزارش و تا حصول نتیجه پیگیری نماید.
ماده -۲۰ دستگاههای موضوع ماده ۱۲ قانون مکلفند هر شش ماه یکبار گزارش اقدامات خود را در خصوص آگاهسازی اتباع خارجی نسبت به قوانین و مقررات و رعایت شئونات اسلامی به ستاد ارائه نمایند.
ماده -۲۱ به استناد ماده ۱۶ قانون، ستاد مکلف است به منظور گسترش معروفها و زدودن منکرها طرحهای اجرایی تهیه و تدوین نموده و پس از تصویب اعضای ستاد و ابلاغ رئیس لازم الاجراست.
این دستورالعمل در ۲۱ ماده و ۷ تبصره در جلسات ۹۴/۹/۸ و ۹۴/۹/۲۲ به تصویب اعضا رسید.
روایت زرگر از سرگذشت قانون امر به معروف در ۴ دولت
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر با تأکید بر لازم الاجرا بودن قانون امر به معروف و نهی از منکر تاریخچه این قانون از دولت هفتم تا دهم را تشریح کرد.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر با رد تعجیل در تهیه و تصویب طرح امر به معروف و نهی از منکر گفت: از سال ۸۲ که ستاد تشکیل شد، در همه جلسات حضور داشته و حتی در جلساتی که برای تهیه قانون در دولت و مجلس برگزار میشد شرکت میکردم. لایحه امر به معروف و نهی از منکر در دولتهای هفتم و هشتم تا هیئت دولت هم پیش رفت اما تصویب نشد.
وی اضافه کرد: در نهایت، رئیس دولت وقت گفت که لایحه برای دولت بعدی بماند. در دولت نهم و دهم موضوع پیگیری و تاریخچه گزارش شد و از دولت خواستیم، لایحه امر به معروف و نهی از منکر در دستور کار قرار گیرد.
زرگر ادامه داد: لایحه امر به معروف و نهی از منکر در کمیسیون فرهنگی دولت مطرح و به ستاد احیای امر به معروف وقت، دستور داده شد مبنی بر "سه ماه فرصت دارید این لایحه را تقویت و محکمتر کنید ". در عرض سه ماه، دوهزار و ۱۲۰ نفر ساعت کار کردیم و لایحه را برای تمام مسئولان نظام فرستادیم.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر افزود: در نهایت، لایحه در کمیسیون فرهنگی دولت و در هیئت دولت تصویب شد اما متأسفانه به مجلس ارائه نشد. مجبور شدیم همان الیحه را که حدود ۱۶ سال در ۴ دولت مطرح بود با طرح به مجلس شورای اسلامی ببریم.
عمل کردن به قانون این است که به مردم اطلاعرسانی شود تا مردم در جریان قانون امر به معروف و نهی از و نیروهای متدین احساس پشتیبانی و قدرت کنند.
نمایندگان شورای اسلامی ۱۳۰ امضا با این طرح موافقت کردند.
صحن علنی مجلس، با ۱۷۲ رأی، یکفوریت این لایحه تصویب و در کمیسیونهای مختلف مطرح شد.
وی یادآور شد: کمیسیون مشترکی از کمیسیونهای فرهنگی و حقوقی و قضایی تشکیل شد و طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر پس از تصویب در کمیسیون مشترک، در صحن علنی مجلس تصویب شد و به تأیید شورای نگهبان رسید و هم اکنون نیز ابلاغ شده و لازم الاجراست.
زرگر گفت: قانون خوب اگر خوب عمل نشود مثمر ثمر نیست و لازم است بسترهای لازم برای اجرای قانون فراهم شود.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر اضافه کرد: آنهایی که نمیخواهند در بستری که اینهمه شهید و جانباز داده شده احکام نورانی اسلام پیاده شود، باید بدانند که امر به معروف و نهی از منکر نظارت مردمی است. وی ادامه داد: با تصویب و لازم الاجرا شدن قانون امر به معروف و نهی از منکر، اصل هشتم قانون اساسی بعد از ۳۵ یا ۳۶ سال، قانونمند شد.
زرگر تأکید کرد: نکته قابل تأمل دیگر در قانون امر به معروف و نهی از منکر این است که در این قانون، نظارت مردمی با قدرت و قوت دیده شده است. بهترین، مهمترین و و محکمترین کار این است که در ارتباط با مسئله امر به معروف و نهی از منکر از مردم استفاده شود. همانطوری که در مسایل بزرگ مملکتی با حضور مردم توانستیم مشکلات را حل کنیم، در ارتباط با امر به معروف و نهی از منکر نیز باید مردم به میدان بیایند.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر با بیان اینکه در این قانون در چهار یا پنج ماده به حضور مردم اشاره شده است، گفت: وظیفه مردم در امر به معروف و نهی از منکر فقط گفتن و رفتن است، همانطور که بارها و بارها مقام معظم رهبری وظیفه عامه مردم را در امر به معروف و نهی از منکر، گفتن و رفتن عنوان کردهاند.
زرگر در ادامه سخنان خود با یادآوری برخی مواد قانون امر به معروف و نهی از منکر افزود:
امر به معروف و نهی از منکر در این قانون ناظر به رفتاری است که علنی بوده و بدون تجسس مشخص باشد. مراتب امر به معروف و نهی از منکر، نوشتاری و مراتب زبانی و نوشتاری آن وظیفه آحاد مردم و دولت است و مرتبه عملی آن در موارد و حدودی که قوانین مقرر کرده تنها وظیفه دولت وی گفت: در اجرای امر به معروف و نهی از منکر نمیتوان متعرض حیثیت، جان، مال، مسکن، شغل و حریم خصوصی و حقوق اشخاص شد، مگر در مواردی که قانون تجویز کند. اماکنی که بدون تجسس در معرض دید عموم قرار میگیرند، مانند قسمتهای مشترک آپارتمانها، هتلها، بیمارستانها و نیز وسایل نقلیه مشمول حریم خصوصی نیست.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر توضیح داد: هیچ شخص یا گروهی حق ندارد بهعنوان امر به معروف و نهی از منکر به اعمال مجرمانه از قبیل توهین، افتراء، ضرب، جرح و قتل مبادرت نماید. مرتکب طبق قانون مجازات اسلامی، مجازات میشود؛ و مجازات اشخاصی که مبادرت به اعمال مجرمانه نسبت به آمر به معروف و ناهی از منکر نمایند، قابل تخفیف و یا تعلیق نیست و صدور حکم مجازات قابل تعویق نیست. زرگر گفت: مردم از حق دعوت به خیر، نصیحت، ارشاد در مورد عملکرد دولت برخوردارند و در چارچوب شرع و قوانین میتوانند نسبت به مقامات، مسئولان، مدیران و کارکنان تمامی اجزای حاکمیت و قوای سهگانه اعم از وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات، شرکتهای دولتی، مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی، نهادهای انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح و کلیه دستگاههایی که شمول قوانین و مقررات عمومی نسبت به آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است، امر به معروف و نهی از منکر کنند.
وی افزود: اشخاص حقیقی یا حقوقی حق ندارند در برابر اجرای امر به معروف و نهی از منکر مانع ایجاد کنند. ایجاد هر نوع مانع و مزاحمت که به موجب قانون جرم شناخته شده است؛ علاوه بر مجازات مقرر، موجب محکومیت به حبس تعزیری یا جزای نقدی درجه هفت میگردد. در مورد اشخاص حقوقی، افرادی که با سوء استفاده از قدرت یا اختیارات قانونی و اداری از طریق تهدید، اخطار، توبیخ، کسر حقوق یا مزایا، انفصال موقت یا دائم، تغییر محل خدمت، تنزل مقام، لغو مجوز فعالیت، محرومیت از سایر حقوق و امتیازات، مانع اقامه امر به معروف و نهی از منکر شوند؛ علاوه بر محکومیت اداری بهموجب قانون رسیدگی به تخلفات اداری، حسب مورد به مجازات بند) پ (ماده)۲۰(قانون مجازات اسلامی محکوم میشوند. == ==ایرادات دولت روحانی به قانون امر به معروف و نهی از منکر چه بود== == دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر در نشست خبری در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه ایرادات دولت روحانی از قانون امر به معروف و نهی از منکر چه بود؛ توضیح داد و گفت: ۴ ایراد بود یکی اینکه گفته شد؛ تعیین مصداق امر به معروف و نهی از منکر در قانون صورت نگرفته است، دیگر اینکه در نظام اسلامی مراجع فتواهای مختلفی دارند و ما به آنها اعلام کردیم که در این قانون نظر رهبری وجود دارد. سوم اینکه گفته شده بود در این قانون برای نیروی انتظامی و بسیج وظایفی مشخص شده که در تضاد و تداخل با نیروی انتظامی و وزارت کشور است و ما به آنها گفتیم که قانون و موارد مطرح شده در آن در سال ۱۷ تصویب شده است و مربوط به گذشته است.
سلسله گفتار امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو فریضه با رویکرد تمدنی
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مسعود راعی دهقی
امر به معروف و نهی از منکر به عنوان دو فریضه با رویکرد تمدنی در جامعه اسلامی و در آموزههای دینی مطرح شده است. اهمیت و جایگاه بی نظیر این دو واجب الهی را میتوان در حدیث شریف امام محمد باقر) ع(مد نظر قرار داد. این حدیث دربرگیرنده ی ابعاد مختلف امر به معروف و نهی از منکر است که اصط لحا امروزه میتوان گفت همه ی آن ابعاد شاخصههای تمدنی یک جامعه ی پیشرفته و توسعه یافته برپایه ی آموزههای شرع مقدس اسلام را شکل می دهد. این نگاه به بعد اجتماعی انسان مبنی بر لزوم برقراری روابط و تعامل هدف مند با دیگران در راستای رسیدن به اهداف خلقت تأکید داشته و مهمترین جنبه اش را بایستی از طریق تشویق دیگران به کارهای نیک و منع آنها از کارهای ناپسند تعریف کرد. به همین منظور برای امر به معروف و نهی از منکر، شرایط و مراتبی مطرح شده است که بیانگر وظیفه همگانی است. در نتیجه توجه به روشهای متفاوت اجرای امر به معروف و نهی از منکر توسط حوزه و دانشگاه که میتواند شامل روشهای آموزشی، نوشتاری، الگو سازی، گروهی، تکرار، گفتاری، تدریجی، هنری، عملی، ارائه جایگزین، فردی و توجه به شرایط و مقتضیات مخاطبان باشد و یا ترکیب روشهای مذکور به منظور افزایش آثار و نتایج مثبت، ضروری است.
با این مقدمه ی کوتاه اکنون سؤال مطرح آن است که رسیدن به چنین جایگاه بلند و قله ی رفیع مدنیت و پیشرفت و توسعه از طریق امر به معروف و نهی از منکر با چه ساز و کارها و ابزارهایی همراه بشود. این ابزارها وساز کارها را باید در سه حوزه ی اجرایی، نظارتی و حمایتی مدنظر قرار داد. حوزههای اجرایی به سازکارها و نهادهایی اشاره میکند که مسئولیت اجرا و عملیاتی کردن این دو واجب الهی را مستقیماً برعهده دارند؛ هرچند که در یک معنای عام کلیه ی افراد جامعه ونهادها و مسئولین در این حوزه سهیم و مشترک هستند. اما آنچه که مدنظر میباشد، کسانی هستند که به طور مستقیم به این منظور تعریف شدهاند و رسالت اصلی و اولیه ی وجودی آنها پاسخ دادن به این مسئله است. در نتیجه پاسخگوی وضعیت موجود نیز بایستی باشند.
اما در رابطه با نهادهای حمایتی و همچنین نهادهای نظارتی داستان به صورت دیگری مدنظر قرار میگیرد. در حوزه ی نهادهای حمایتی سخن از نهادهایی هستند که یا از طریق منابع مالی یا از طریق منابع فکری و معنوی باید برای تحقق این دو فریضه ی الهی همگام و همسو بشوند؛ و نهادهای نظارتی نهادهایی هستند که باید بر عملکرد افرادی که قصد دارند و برخود فرض میدانند که در وادی بزرگ امر به معروف و نهی از منکر قدم بگذارند باید نظارت انجام دهند. به این صورت باید گفت که ساز و کارهایی که میتواند و روشهایی که میتواند امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه ی بزرگ اسلامی با نگاه نظام امامت و امت عملیاتی و اجرایی کند درسه نهادحمایتی، نظارتی و اجرایی باید تعریف بشود. البته این سخن بدین معنا نیست که یک سازمان خاصی مسئولیت انجام امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده داشته باشد. بلکه این سخن بدین معناست که در حوزه ی اجرایی وجود یک سازمانی که در مراحل و شرایط خاص امر به معروف مسئولیت مستقیم آن را به عهده داشته باشد، ضروری است. به عنوان مثال مراتب واالی امر به معروف و نهی از منکر با وجود یک سازوکار مشخص دولتی و حاکمیتی باید تعریف بشود و اگر این کار به عهده ی عموم مردم گذاشته شود، تبعات و آثاری دارد که شاید آثار منفی آن بیش از آثار مثبت آن باشد و زمینههای سوء استفاده به وجود آید
در نتیجه سخن در این رابطه با چنین محوریتی پیش خواهد رفت که از یک طرف جامعه ی اسلامی، جامعه ایست با رویکرد تمدنی و آن هم تمدنی با آموزههای ناب شیعی و علوی که میتواند با نگاه عق لنیت درایت و منطق خود را به جهان نشان دهد که تا کنون اینگونه بوده است. نیم نگاهی به گذشته اثبات کننده ی این ادعاست که نظام علوی و سیاست علوی در اداره ی جامعه کارآمدتر از هر نوع نظامی است که به نام اس لم و به نام آموزههای قرآنی خود را به جامعه ی بشریت عرضه کرده است. این نکته در کنار یک نکته ی دیگر خود را نشان میدهد که نظام اسلامی، نظامی است مبتنی بر امامت و امت. آنچه که در نظام امامت خود را به طور جدی نشان میدهد، وجود محوریتی است که با زیور عصمت آراسته شده است. طبیعی است که ضریب خطای تصمیم سازی هاو تصمیمگیری هاو رفتارهای اجرایی و افکار و اندیشههای او از هرگونه خطا و اشتباه و عمد و یا سوء تدبیر بدور است. این یک تصمیمی است برای اینکه کسانی که خود را در برابر این سرمایه ی بزرگ الهی میبینند ودر واقع یک فرصت بی بدیل و بی نظیر را برای همگان فراهم کرده است دچار سوء استفاده نشود و یا رفتارهای غیر منطقی و غیر عقلنی نداشته باشد. بلکه رفتارها کامل منطبق بر آموزههایی باشد که مورد تأیید شرع مقدس میباشد. از این رو وجود شخصیتی که محور اجرایی چنین وظیفه ی بزرگ الهی را به عهده داشته باشد، ضروری مینماید. در کنار این سخن باید وجود انسانهایی که در عصر غیبت بتوانند کارکردی شبیه به کارکرد معصوم و رفتاری شبیه معصوم داشته باشند توجیه پذیر و ضروری میشود؛ از آنجهت که فقدان چنین افرادی میتواند انسانهایی را به جامعه تحویل بدهد که بارفتارهای ظالمانه، رفتارهای غلط و غیر منطقی و حتی غیرانسانی خویش، اما به نام اسلام، به نام امر به معروف و نهی از منکر، و به نام مبارزه با کفر و شرک و نفاق، وضعیتی را ایجاد کنند که هیچ مبنای شرعی برای آن نمیتوان یافت چنانکه اکنون در گروههای سلفی و تکفیری این وضعیت کامل مشهود است و وجدان انسانی به چنین رفتارهای غیرانسانی که به نام دین انجام میگیرد و در راستای به ظاهر حمایت از دین صورت میپذیرد واکنش منفی نشان میدهد و خود نوعی اسلام هراسی در جامعه است بنابراین نکته ی سومی که اینجا باید مدنظر قرار بگیرد آن است که امر به معروف یک فرصت است نه یک تهدید؛ بنابراین رفتاری مبتنی بر فرصت باید درخصوص امر به معروف انجام بگیرد نه رفتار مبتنی بر تهدید که نتیجه ی آن وضعیتی باشد که به جای جذب حداکثری افراد، چه در داخل مرزها و چه در خارج از مرزها، چه در جغرافیای امت اسلامی و چه در جغرافیای خارج امت اسلامی، دفع حداکثری انجام بگیرد.
نکته ی چهارمی که در این راستا بایستی انجام بگیرد، توجه به معروفات بزرگ و منکرات بزرگ است؛ که اگر چنین نگاهی در راستای رویکرد عملیاتی و اجرایی به امر به معروف صورت نگیرد، باید اینگونه اندیشید و اینگونه فکر کرد که افراد و مسئولین و گروهها و به یک معنای عام کلیه ی اشخاص و افرادمومن به جای آنکه سراغ شاه راههای تأثیر گذار بروند و از آن طریق بتوانند مباحث جزیی را تحت پوشش قرار بدهند، به مسائلی بپردازند که عمل از اهداف فلسفه ی وجودی امر به معروف و نهی از منکر به دور خواهد بود. این سخن بدان معنااست که اولویت گذاری در این وادی مهم میباشد ونه به معنای ندیدن معروفها ومنکرات کوچک است این بحث همچنان میتواند همچنان دنظر باشد. نکات دیگری در این راستا وجود دارد که ان شاء الله بقیه ی آن در گفتار بعدی تقدیم خواهد شد.
چرا در بحث امر به معروف و نهی از منکر پیشرفت نداریم
روحالله عباسیان جزی
امر به معروف و نهی از منکر دو واجب الهی است که در قرآن کریم به دفعات به انجام آن سفارش شده است. انجام این واجب آنقدر ارزش دارد که سایر فرائض در قیاس به آن به عنوان قطرهای در برابر دریا تشبیه شده است. سؤال این است که با وجود این همه عظمت و این همه تاکیدات چرا امر به معروف و نهی از منکر در عمل در جامعه وضعیت مطلوبی ندارد؟
سختی کار
در پاسخ به این سؤال میتوانیم اشاره بکنیم که اول بیاییم و معروفات پر رنگ و کم رنگ در جامعه را بررسی کنیم سپس دلایل پر رنگی و کم رنگی آن را عنوان کنیم. مثل نماز جماعت دارای ارزش و اهمیت واالیی است، اما چرا نماز جماعت صبح خلوت تر از سایر اوقات است؟ دلیل آن مشخص است چون بیدار شدن برای نماز جماعت صبح برای خیلیها کمی سختی دارد و به خاطر آن نماز جماعت صبح را رها میکنند. امر به معروف و نهی از منکر نیز به خاطر سختی و گرفتاریهایی که در ذات آن است، خیلیها که راحت طلب هستند، از انجام آن خود داری میکنند.
عدم عامل بودن دعوت کنندگان به این فریضتین
از دلایل دیگر آن عدم عملگرایی خیلی از متولیان و افرادی است که متدینین را به امر به معروف فرا میخوانند. متأسفانه شاهد هستیم که خیلی از برنامه ریزان این واجب در اتاقها نشستهاند و فقط با کارهای بروکراسیک، برگزاری جلسه، همایش، دادن ابلاغیه و ...
فعالیت میکنند و خود از مواجهه مستقیم با گنکهار و یا تارک معروف ابا دارند. آنها برای فرهنگ سازی درباره همگانی سازی این دو واجب در جامعه کار میکنند ولی خودشان در عمل تارک آن هستند. خیلی از منبریها نیز مردم را به امر به معروف دعوت میکنند، اهمیت و فضائل آن را میگویند ولی خودشان آن را انجام نمیدهند؛ و شان خود را بالاتر از انجام آن میدانند. در صورتی که انبیای الهی و ائمه اطهار) س (خود در زمینه این واجب پیش قدم بودهاند. در این زمینه اگر مثل مدیر یک مجموعه به افرادش بگوید نماز جماعت بخوانند و خود او نیاید آیا کار او ارزش دارد؟ آیا مورد سؤال واقع نمیشود؟ پس لذا مردم میگویند اگر امر به معروف و نهی از منکر ارزش داشت، آنهایی که به آن دعوت میکنند، اول خودشان اجرا میکردند؛ لذا متولیان و مدعیان بایستی پیش قدم باشند و اگر اینگونه بود خیلی در این زمینه پیشرفت داشتیم و مردم نیز از آنها الگوگیری میکردند.
دلیل دیگری که میتوانیم برشماریم عدم
سیاست گذاری و برنامهریزی جامع در کشور اسلامی ایران برای انجام این واجب در جامعه است. با وجود اینکه در قانون اساسی به آن تأکید شده ولی قانون گذاری و سیاست گذاری نسبت به آن صورت نگرفته است. متأسفانه هم افزایی لازمبین مردم و مسئولین در این رابطه وجود ندارد.
همچنین با اینکه امر و نهی مرتبه عملی به نیروی انتظامی و ... سپرده شده است، ولی با این حال علی رغم دغدغه و نگرانی متدینین، حرکت در خور شانی در مقابله با مفاسد اجتماعی صورت نمیگیرد و بعضاً حرکتها مقطعی میباشد، به گونهای که گویی برنامه و مأموریت حاشیهای و جانبی آنهاست. همچنین برنامهریزی و حمایت از فعالیتهای مردمی صورت نمیپذیرد )۴ یکی دیگر از موانع سخت جلوه دادن عمل به این واجب در بین مردم است. عدهای بدون در نظر گرفتن مبانی دینی اینچنین عنوان میکنند که فرد آمر به معروف بایستی روانشناسی بداند، جامعهشناس باشد و ... تا بتواند درست امر به معروف کند و حرف او اثربخش باشد و در صورتی که به این علوم آشنایی ندارد ترک امر به معروف واجب است... ! چون ممکن است اثرات منفی داشته باشد.
برای پاسخ به این افراد میتوان گفت که اولاً امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است. ثانیاً دانش و توانمندی آنها نیز فرق میکند. برای مثال نماز درجاتی دارد، روزه درجاتی دارد و آن مرتبهای که عرفا و ... دارند، مسلماً موثرتر است و وآلاتر، اما نمیتوان گفت سایرین چون حضور قلب در نماز ندارند و ... ، نماز را ترک کنند. تسلط یافتن بر این دو واجب هم نیاز به تمرین دارد. یک فرد معمولی در حد یک تذکر کوتاه میتواند فعالیت کند و یک عالم میتواند با روشهای متنوع در این زمینه قدم بردارد و خداوند نیز در حد وسع هرفردی بر او تکلیف کرده است و البته قلوب افراد نیز به دست خداوند است.
عدم تربیت کارشناسان خبره در زمینه ی امر به معروف و نهی از منکر
متأسفانه کارشناسان خبرهای که بر ابعاد این فریضتین آگاهی داشته باشند و بتوانند تحلیل جامع داشته باشند، بر روشهای مبارزه با منکرات و ترویج معروفات، مخاطب شناسی و ... اشراف داشته باشند، کم داریم. افرادی که بتوانند علاوه بر فعالیت خود، امین مردم باشند و مردم در رابطه با ادای این دو واجب از آنها کسب تکلیف کنند و هر فرد وظیفه اش را بداند؛ لذا ضرورت دارد دورههای تخصصی و حتی یک رشته ی تحصیلی تخصصی مجزا برای طلب، کارشناسان فرهنگی علقه مند و... گذاشته شود و به دورههای چند ساعته اکتفا نشود.
عدم فضا سازی و آگاهسازی مردم پیرامون اهمیت این دو واجب
متأسفانه آن طور که شایسته است، در کتب درسی، در صدا و سیما و... روی این موضوع کار نشده است؛ در صورتی که معاندین دارند بر علیه آن فعالیتهای گسترده میکنند.
عدم اختصاص بودجه برای فعالیتهای فرهنگی حوزه امر به معروف و نهی از منکر
یکی از دغدغههای فعالین مردمی این عرصه بوده است و آنها برای برگزاری دورههای آموزشی، فعالیتهای پژوهشی، چاپ بروشور و ... ، پشتیبانی مالی ندارند.
عدم همگرایی مؤمنین نیز از دلایل عدم پیشرفت میباشد
برای مثال در جایی که فردی دارد امر به معروف و نهی از منکر میکند، سایر مؤمنین معموال حمایت نمیکنند و اکثراً سکوت میکنند. عدهای کار آنها را تندروی و فضولی میخوانند و عدهای نیز میگویند: تأثیر ندارد و این کار را رها کن!، در صورتی که اگر آنها به جای ملمت حمایت میکردند بساط خیلی از منکرات برچیده شده بود و معروفات رواج بیشتری داشت و متأسفانه ملمت آنها باعث دلسردی نیز میشود.
ایجاد بدبینی به آمرین به معروف و اتهام زنیهای بی اساس
ایجاد بدبینی به آمرین به معروف و اتهام زنیهای بی اساس که توسط معاندین انجام شده و عناصر نا آگاه و ... نیز به آن دامن میزنند. اینکه به آنها خشونت و تندروی را نسبت بدهند، مواجب بگیری، مفتش امور مردم و... ، و اینکه اگر موردی هم اتفاق افتاده است، بدون بررسی به آمر به معروف نسبت بدهند و بالاتر به همه تعمیم بدهند.
عدم تبیین فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه
عدهای با اینکه اعتقاد به دین دارند و بالتبع این دو فریضه را نیز واجب میدانند، در بحث مؤثر بودن و همچنین عدم داشتن مفسده و ... ، دچار شبهه هستند و باعث شده در این زمینه قدم بر ندارند. عدهای امر به معروف را فقط در صورتی مؤثر میدانند که تا فردی به چیزی امر کرد، مخاطبش اجرا کند و در غیر این صورت بی اثر است! و لذا تبیین فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکر و انواع نتایج و اثراتی که بر آن مترتب است میتواند به تقویت انجام این دو واجب کمک کند.
در زمینه ی اطلاعرسانی تخلفات مختلف و جرائم
به ویژه در حوزه ی فرهنگی- اجتماعی، وجود مراکز اطلاعاتی، حراستی و ... ضرورت دارد که مردم با آنها ارتباط داشته باشند و تخلفات رابگویند تا مسئولین آن را دنبال کنند. متأسفانه در این رابطه هنوز زیرساختهای لازمدر برخی ارگانها فراهم نشده است. در جاهایی هم که هست بعضاً سهل الوصول نیست یا اطلاعرسانی کافی از وجود آن صورت نمیگیرد. در آن مواردی هم که مردم به آن ارگانها اطلاع میدهند، به گزارش دهنده نتیجه پیگیری گفته نمیشود تا او بداند که به گفته ی او ترتیب اثر داده شده است. در خیلی از موارد، گزارشات از تخلفات بخشهای مختلف و مسئولین حمل به صحت میشود بدون اینکه تحقیق درستی از آن گزارش صورت گرفته شده باشد. همچنین برخی گزارش دهنگان تخلفات افشا میشوند که بعضاً برای آنها دردسر ساز شده است. گاهی خود مسئول دریافت گزارشات خود فرد امینی نیست و ... ، خلصه همه ی این موارد دست به دست هم داده تا مردم آنطور که باید و شاید به گزارش تخلفات رغبت نکنند و دلسرد باشند.
ایجاد دردسر برای فعالین مردمی
ایجاد دردسر برای فعالین مردمی عرصه ی امر به معروف و نهی از منکر و عدم دقت و حمایت از آنها، به نحوی که معاندین و همچنین هنجار شکنان از آنها شکایت میکنند و حداقل باعث هدر رفتن وقت آنها و گاهی باعث بدنام شدن آنها در جامعه و دلسرد شدن آمرین به معروف میشوند؛ که در این زمینه بایستی دقت نظرهای قضایی و انتظامی برای حمایت از آمرین به معروف صورت پذیرد.
عدم تجلیل و تقدیر از فعالین امر به معروف و نهی از منکر و عدم الگوسازی از آنها در جامعه
لذا حل موارد عنوان شده میتواند کمک شایانی به فراگیرشدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه کند و ضرورت دارد برنامهریزی لازمدر این رابطه صورت پذیرد. همچنین ضرورت دارد که یک ارگانی به صورت مستقل در این زمینه قدم بردارد و نیروهای مردمی و سایر ارگانها ی دولتی و عمومی با آن همکاری داشته باشند تا پیگیر امور باشد و فعالیتهای جسته و گریخته ی ستادهای احیای امر به معروف و نهی از منکر اگر چه در خور تقدیر است، اما به لحاظ ساختاری و توان اجرایی، نشان داده است که قادر به برنامهریزی و پیگیری امور در حد کفایت نمیباشد. به امید اینکه روز به روز شاهد ترویج این دو فریضه در جامعه باشیم.
لزوم پیگیری جدی برای جلوگیری از گسترش مفاسد
در جامعه گاهی اوقات تخلفاتی رخ میدهد که گاهی عموم مردم با آن درگیرند و باعث بدنام سازی جامعه اسلامی میشود که بایستی با آن مقابله و با متخلفان و قانون شکنان برخورد جدی کرد. خیلی از اوقات این تخلفات به صورت پنهانی و فراگیر انجام میشود که که در این گفتار در رابطه با آن صحبت خواهیم کرد.
شاید بارها شنیده باشید که فلن کارمند در فلن اداره، رشوه میگیرد و اگر به او رشوه ندهی کارت را راه نمیاندازد یا به تأخیر میافکند. یا اینکه شنیده باشید فلن پزشک علاوه بر حق ویزیت اقدام به دریافت زیرمیزی می کند و اگر زیرمیزی ندهی فرایند پزشکی را انجام نمیدهد یا اینکه به درستی انجام نمیدهد به طور مثال مسئولیت عمل جراحی شما را قبول نمیکند
شخصی میگفت: من برای درمان بیماری ام نیاز به عمل جراحی پیدا کردم، پزشک بیمارستان به من گفت بایستی یک میلیون تومان به حساب من بریزی تا تورا عمل کنم و من هم مجبور شدم علاوه بر هزینه ی بیمارستان، آنمبلغ را بدهم. گفتم چرا باج دادی ؟! گفت برای اینکه کارم حل شود. گفتم مگر نمی دانی به تو دارد ظلم می شود؟ گفت: بله درست است. گفتم مگر نمی دانی در روز قیامت هم ظالم و هم مظلوم مجازات میشوند، ظالم که معلوم است و مظلوم بدین خاطر که اجازه داده است بر او ظلم شود. گفت: چه کار کنم کاری از دستم بر نمی آید! گفتم آیا به مسئول بالاتر، مسئول حراست و ... اطلاع دادی؟ آیا از او شکایت کردی؟ گفت: نه، مگر من بیکارم! مگر نمی دانی که پیگیری این کارها خیلی وقت میگیرد و از کار و زندگی و نان خوردن میافتم! تازه اگر بفهمند که آنها را لو دادهام، با من بدتر میکنند، اصل کارم را راه نمیاندازند و ...
موضوعاتی از این دست بارها و بارها رخ میدهد، همه ناراحت میشوند ولی خم به ابرو نمیآورند و کسی نیست که با فرد متخلف برخورد کند و اکثراً از زیر این کارها شانه خالی میکنند. در صورتی که می بینند این نوع جرائم شالوده ی جامعه را از هم میپاشاند و عدم برخورد با آن باعث جری شدن متخلفین میشود.
فرض بگیر امروز رشوه دادی و کارت حل شد. آیا او دست از این کار برمی دارد، یا اینکه تشویق هم میشود ؟ آیا فردا با برادر دینی ات نیز این رفتار را نمیکنند؟ ! آیا احتمال ندارد که چند روز دیگر با چنین افرادی کارت گیر بیفتد و باز هم مجبور شوی باج بدهی؟!
پس عقل و شرع حکم میکند که بایستی در مقابل چنین زیاده خواهیهایی ایستاد و سستی را کنار گذاشت و با آن به هر شکل ممکن مقابله کرد و در راه خدا و احیای حدود او و سالم گه داشتن جامعه ی اسلامی همه ی سختیها را به جان خرید. به مسئول بالاتر گفتی اگر دیدیدی اثر نکرد، و دیدی او هم از همان قماش است، به رده ی بالاتر اطلاع بده و ... و با توجه به اینکه در حال حاضر نظام اسلامی به برکت مجاهد مجاهدان و خون شهیدان برقرار است، حتماً مسئولانی هستند که با آنها برخورد کنند.
البته بر مسئولین ردههای مختلف است که اولاً زمینههای وقوع این جرایم را بر طرف کنند، ثانیاً نحوه ی پیگیری تخلفات را اطلاع بدهند و آن را تسهیل کنند و در برخورد با متخلفین جدی بوده و مردم، به ویژه شخص گزارش دهنده را از وضعیت رسیدگی آگاه سازند تا باعث دلگرمی او نیز بشود.
امربه معروف تبلیغ معروف نیست، تعلیم معروف نیست، فرمان به معروف است
آیت الله جوادی آملی:
برای دومین همایش علمی تخصصی امر به معروف و نهی از منکر که اردیبهشت ۹۴ برگزار شد، سفری به قم داشته و مهمان آیت الله جوادی آملی از مراجع عظام تقلید بودیم.
ایشان در پیامی شفاهی نکات مهمی را پبرامون امر به معروف و نهی از منکر بیان داشتند که توجه شما را به آن جلب مینماییم:
پیام آیت الله جوادی آملی به دومین همایش علمی تخصصی روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر اصفهان)۱۳۹۴( جریان «امر به معروف و نهی از منکر» غیراز تعلیم و تزکیه و تبلیغ وهدایت و راهنمائی است؛ از همة اینها جداست. تبلیغ یک حکمی دارد، تعلیم یک حکمی دارد، مسائل اخلقی حکم دیگر دارد)امر به معروف (تعلیم معروف نیست، تبلیغ معروف نیست؛ «فرمان به معروف» است) نهی از منکر (تعلیم نیست، تبلیغ نیست، سخنرانی نیست، هدایت نیست، کتاب نوشتن نیست؛ «نهی از منکر» است. اگر کسی حرف آمر به معروف را گوش نداد، دو تا معصیت کرده. یکی اینکه آن حکم خدا را عمل نکرد، یکی اینکه این امر راِامتثال نکرد.
واجب بودن عمل به امر به معروف و نهی از منکر
اگر پدری به پسر دستور بدهد که نمازت را فوراً بخوان، این شخص نماز نخواند؛ دو تا عذاب دارد. یکی اینکه دستور خدا را انجام نداد، نماز نخواند؛ یکی اینکه دستور پدر را که ولی نعمت اوست و واجبُ االطاعه استِامتثال نکرد. گاهی ممکن است ما خیال بکنیم این یک معصیت است؛ مثلاً اگر کسی نذر کرده که نمازش را ّاول وقت بخواند، اصلً نماز نخواند؛ این دو تا معصیت کرد. یکی اینکه فرمان خدا را گوش نداد، یکی اینکه به نذر خود عمل نکرد. نذر، عهد، َیمین؛ اینگونه از امور یک تکلیف جدائی به بار میآورد.
امر پدر، اینها که ولی انسان هستند؛ یک تکلیف جدائی را به همراه دارد.
مسئله امر به معروف و نهی از منکر هم از همین قبیل است. یعنی اگر کسی به دیگری امر به معروف کرد که شما حجابت را باید رعایت کنید، این شخص حجاب را رعایت نکرد؛ دو تا معصیت کرد.
یکی اینکه ((قل ْلُلمؤمنِین))۱ را عمل نکرد، دستور خدا را عمل نکرد؛ دیگر اینکه حرف آمر را گوش نداد، آمر را خدا آمر کرد، امر به معروف را خدا واجب کرد.
به این شخص نگفت شما یادشان بدهید؛ لذا مسئله ارشاد، مسئله سخنرانی، مسئله تعلیم، مسئله تبلیغ؛ همة اینها یک طرف، امر به معروف طرف دیگر است. اگر کسی بخواهد جاهلی را عالم کند، این امر به معروف نیست؛ یا غافلی را متذکّر کند، این امر به معروف نیست؛ یا فراموشکار را هشدار بدهد، این امر به معروف نیست؛ امر به معروف در جائی است که کسی میداند، عالماً عامداً دارد گناه میکند. پس اگر کسی نداند یا غفلت داشته باشد یا مضطر باشد یا معذور باشد؛ امر به معروف نیست. امر به معروف جائی است که یک کسی مطلب را میداند، غفلت ندارد، سهو و نسیان ندارد، عذر و اضطرار ندارد، اجبار و اکراه ندارد؛ عالماً عامداً دارد معصیت میکند؛ امر به معروف در یک چنین حوزهای است، این مطلب اول.
ضرورت ایجاد تحوّل در گناهکار از سوی آمران به معروف و ناهیان از منکر
مطلب دومّ اینکه، حالا که امر به معروف و نهی از منکر حوزه اش کاملاً جدای از تعلیم و سخنرانی و تبلیغ و ارشاد و تذکره و هشیاری است و شخص، عالم به حکم است، عالم به موضوع است، و عمداً دارد تمرّد میکند؛ کسی که امر به معروف میکند آنقدر باید حرفش دلپذیر باشد، دلمایه داشته باشد، قلبی سخن بگوید، وارسته باشد که یک تحوّلی در مخاطب ایجاد کند. او که جاهل نیست، او که غافل نیست؛ او حکم خدا را میداند، خودش هم مضطر نیست؛ عالماً عامداً دارد گناه میکند! این شخص اینقدر باید منزّه باشد، حرفش دلمایه داشته باشد که مخاطب منقلب بشود!!
لذا ذات أقدس إله مسئله امر به معروف را جزء شئون حکومت قرار داده است. آن حکومت اسلامی، آن نظام اسلامی که مردم برای آن به رهبری امام) رض (از هیچ فداکاری ای نگذشتند؛ در همین شهر اصفهانِ شما، دریک روز بیشاز صد شهید یا دویست شهید آوردهاند. این بزرگمردان و مردان با هوش برای چه شهید شدند؟ هیچ ممکن نیست کسی برای مسائل دنیائی اینقدر فداکاری داشته باشد! پس این حکومت با بهترین خونها آبیاری شد. وقتی با بهترین خون آبیاری شد، از قداستی برخوردار است.
و عزیزانی که در امر به معروف و نهی از منکر تلاش میکنند، دارند این خون را تفسیر میکنند، این شهامت را و این شهادت را دارند تفسیر میکنند. در قرآن کریم فرمود: کسانی که مکّنُاهم ِفی االرض، آنگاه اقاموا الصلاه و َآتوا الزَّکاه و امروا ِبالمعروف وَنهوا عن المنکر))۲، اینها کسانی اند که متمکنین در نظامند، وابسته به نظامند، حرف نظام را دارند نقل میکنند. این غیر از حوزة علمیه و دانشگاه و مسجد و حسینیه است که دارد سخنرانی میکند! سخنرانی، تعلیم، تبلیغ؛ اینها همه شان مقدّس است، ولی مرزشان جداست. آنها دارند عالم میپرورانند، آنها دارند تبلیغ میکنند، بیان میکنند، فضیلت را ذکر میکنند؛ ّاما این دارد فرمان میدهد، دستور میدهد و دین عمل به این دستور را در کنار آن واجب کرده است! بنابراین کسانی که آمر به معروف و ناهی از منکرند، باید آنقدر دلمایه داشته باشند که بتوانند تحولی ایجاد کنند.
عامل بودن آمر به معروف و ناهی از منکر شرط اثر بخشی این فریضه در مردم
مردم ایران، مردم بزرگ و بزرگواریاند؛ در همة موارد نشان دادهاند و بسیار عاقل و خرد مدار و عقل محور و عدل مدارند؛ آنها تا بوی خوب را از یک گل استشمام نکنند، نمیپذیرند. سخنرانی افراد را گوش میدهند، ولی دل نمیدهند؛ کتاب افراد را میخوانند، ولی دل نمیدهند. به کسی دل میدهند که حرف از دل او بر خیزد! ما اگر بخواهیم امر به معروف بکنیم، باید آنقدر به حکومت دینی وابسته باشیم که نه بیراهه برویم، نه راه کسی را ببندیم و آنچه را معتقدیم و عمل میکنیم و یاد داریم و میخواهیم حفظ بکنیم؛ همان را با قول و فعل و جان و جسممان به دیگری منتقل بکنیم، آنگاه اثر بخش است! ممکن است سخنرانی بکنیم، یک آیهای را بگوئیم، آنها هم یاد بگیرند؛ اما بخواهند حرف ما را بپذیرند و به حرف ما ترتیب اثر بدهند؛ این خیلی دلمایه میخواهد! در مطلب اول به عرضتان رسید، آن آقا جاهل نیست؛ آیه را میداند، روایت را می داند، حکم شرعی را میداند، فتوا را میداند که چه واجب است، چه حرام؛ اما عمل نمیکند! ما میخواهیم کاری بکنیم که او عمل بکند و این با تعلیم ما، با تبلیغ ما حل نمیشود! برخی از علماء، چه در اصفهان، چه در غیر اصفهان؛ ما از آنها آثاری به یاد داریم که اینها کار یک امام زاده را میکردند! یعنی وقتی مردم به حضور آنها میرفتند، کاملاً میدیدند آنچه خدا در قرآن گفت، در عمل این هست؛ آنچه ائمه فرمودند، در عمل این هست. این یک آیه و یک روایت متحرکی است! خدای ناکرده اگر در جامعة ما اختلس باشد، فساد باشد و رفتارهای ناشایست باشد، ظلم و بیدادگری باشد؛ این در طرف اثر نمیگذارد.
در کتابهای فقهی مسئله امر به معروف و
نهی از منکر را در کنار کتاب جهاد مینویسند. می گویند: جهاد چند قسم است؛ دفاعی است و غیر دفاعی، آنگاه مسئله امر به معروف و نهیاز منکر را در مسئله جهاد مینویسند. این را در کنار مسئله خمس و زکات و صوم و صلاه و حج و عمره نمی نویسند. آنها یک واجبات عبادی است، اما این یک واجب عبادی سیاسی است. برای اینکه ما میخواهیم امر بکنیم، نمیخواهیم کسی را یاد بدهیم! اگر مرز تبلیغ و تعلیم و ارشاد و سخنرانی و هدایت و درایت و اینها کاملاً از مرز امر به معروف و نهی از منکر جداست، ما میخواهیم فرمان بدهیم. کسی میتواند فرمان بدهد که فرمانده باشد، که پیشگام و پیشرو باشد!
اطاعت پذیری مردم از دستور) قائد (و عدم پذیرش آنها نسبت به دستور) سائق(
ما دو جور دستور داریم؛ یک دستور قائد، یک دستور سائق. مردم حرف قائد را گوش میدهند، نه حرف سائق را! دستور قیادی آن است که آن بزرگوار پیشاپیش حرکت کرده، گفت: من رفتم، بیائید؛ مثل امام. مردم میگویند: لبیک. اما کسی پشت قافله باشد، نشسته باشد؛ بگوید: بروید، کمتر گوش میدهند. اگر جلو رفتیم، گفتیم: مردم! ما این راه دین و قرآن و عترت را داریم میرویم، شما بیائید؛ خیلیها میآیند. این کار «قائد» است، یعنی راهنما است، تحریک قیادی است. اما بنشینیم، بگوئیم: بروید، تحریک سوق است نه قیادت!
«سائق» یعنی کسی که از پشت سر میگوید بروید؛ مردم گوش نمیدهند. اگر خدای ناکرده در دستگاههای ما، در ادارات ما اختلاس باشد؛ این امر به معروف کم اثر دارد. کمکاری باشد، بد راهی باشد، مفاسد اقتصادی و تجاری و جناحی باشد؛ این سخنها کم اثر میگذارد. اگر ما بخواهیم جامعه را حرکت بدهیم، تنها راهش حرکت قیادی است نه حرکت سیاقی.
یک سخنی درِعقدُ َالفرید ادیب هست؛ اینها ۳ تا برادر بودند، هر کدام کار علمی انجام دادند. در آنجا این الم هست که از او سئوال کردند چرا حرف دیگران اثر ندارد، ولی حرف فلان زاهد و عابد اثر دارد؟ این جوان از پدرش این مطلب را پرسید، او در جواب گفت:ِلیستِ النِائحه المستأجره کالثَّکلی. گفت: پسر جان! حرفها به حسب ظاهر یکی است، اما گویندهها فرق میکنند. برای پسرش تشریح کرد، گفت: مثلاً اگر خدای ناکرده یک جوانی بمیرد، مجلس ماتمی تشکیل میشود؛ هم مردانه، هم زنانه؛ گریه در مجلس زنانه بیشتر است. همانطوری که در مجلس مردانه یک مداح و نوحه گر را دعوت میکنند، در مجلس زنانه هم یک نائحه) مداح (را دعوت میکنند. وقتی در مجلس زنانه آن نائحه را که دعوت کردند، آن نوحه سرائی کرد و میکند، زنهائی که در مجلس سوگ و ماتم حاضرند کم گریه میکنند. اما وقتی مادر داغدیده دهان باز کند، همة زنها گریه میکنند؛ چون حرف این مادر، حرفی داغ دیده است.
گفت: پسرم! اینکه میبینی مردم حرف فلن زاهد و حکیم را گوش میدهند و حرف دیگران را کمتر گوش میدهند؛ برای این است که فلن زاهد داغدیده است، حرفش از داغ دل بیرون میآید. مردم دیدند او ۶۰ سال، ۷۰ سال، ۸۰ سال در این شهر و دیار خوب امتحان داد؛ مردم عاقلند، بررسی کردند، دیدند او درد دین دارد و ۸۰ سال یا ۷۰ سال امتحان داد؛ حرف او را میپذیرند. آمر به معروف، ناهی از منکر باید اینچنین باشد.
موانع امر به معروف و نهی از منکر
عطاءالله نعمتی جزی
چکیده
بسیاری از چالشها و مشکلات و موانع اجرای امر به معروف و نهی از منکر ریشه در نوع و روش اجرای این فریضه دارد با رعایت اصول و آداب و آگاهی از شیوههای درست امر به معروف و نهی از منکر میتوان به نتایج درخشانی دست یافت عدم التزام عملی به آداب امر به معروف و نهی از منکر میتواند تحقق این شعار را با چالش جدی روبرو نماید. پیامبران و ائمه معصومین علیهم صلوات الله اسوههای بزرگ در اجرای امر به معروف و نهی از منکر هستند.
سیره عملی و نظری معصومین میتواند نقشه راه اجرای صحیح این واجب باشد. بازشناسی این رفتارها میتواند در تقویت انگیزه معنوی افراد جامعه جهت پذیرش مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر مؤثر بوده و باعث اثر گذاری فراوان، کارامدی، پویایی و ایجاد زمینه شور و نشاط گردد آموزههای دینی به ما میآموزد که برای اجرای هر معروف باید لوازم و شرایط آن محقق و موانع آن باآسیب شناسی دقیق و جامع و بستر سازی مناسب رفع گردددین مبین اسلام تأکید زیادی بر سالم سازی جامعه داشته و دارد و بر این باور است که اگر معروف فراگیر شود منکر کنار میرود غافل شدن از اصل معروف و توجه بیش از حد به منکر از چالشهای پیش رو ی انجام این فریضه مقدس است انحصار دادن امر به معروف و نهی از منکر به نهادهای خاص و حتی مسئول و بیتوجهی به نقش عمومی آن در جامعه باعث ایجاد چالش در تحقق این واجب فراموش شده است باید دانست نهادهای خاص در جایی مسوایت پیدا میکنند که در جنبه بازدارندگی نیاز به اجرای قانون و حکم باشد.
مقدمه
امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه واجب الهی و از ملزومات نظارت بر جامعه اسلامی میباشد. امر به معروف یعنی فرمان دادن به آنچه از نظر شرع به عنوان حسن شناخته شده و نهی ازمنکر یعنی بازداشتن از امری که در شرع به قبح آن اشاره گریده است.
امر به معروف و نهی از منکر دو فرع مهم از فروع دین و از ضروریات اسلام است و معموالً در آیات و روایات همراه هم میآید.
با تحقیق و مطالعه در احادیث و روایات میتوان به این مهم پی برد که امر به معروف و نهی از منکر از جایگاه بالایی در دین برخوردار بوده و دارای معنای گسترده میباشد که بعضاً در قالب مو عظه و نصیحت یا بدون گفتار و کلام محقق میگردد. به طور کلی هر اقدامی که باعث گسترش معروف و جلوگیری از منکر شود در قالب راهکارههای امر به معروف و نهی از منکر قلمداد میگردد. از مجموع روایات و آی ات در مورد امر به معروف و نهی از منکر اینگونه برداشت میگردد که شر ع مقدس اسلام نسبت به رفتارهای انسانها حساس بوده و با نگرشی جامعه گرایانه میخواهد جامعه نسبت به رفتار یکدیگر حساس و احساس مسئولیت نمایند میتوان گفت سعادت دنیوی و اخروی افراد جامعه اسلامی به گونهای به یکدیگر مرتبط است و لیکن نقش امر به معروف و نهی ازمنکر را پررنگ مینماید. با نگرشی به آیات قرآن کریم به این مهم میرسیم که قرآن کریم در مورد امر به معروف و نهی از منکر تعبیرات مختلفی را به کار برده است.
در بعضی از آیات صراحتاً این دو امر در کنار هم به کار رفته است )سوره توبه- آیه – ۷۱ آل عمران -۱۰۴) ۱۱۰ و در جاهایی به مصداقهای معروف ومنکر اشاره گردیده است )امر به عرف - اعراف) ۱۹۹ – ،)امر به عدل –نحل -)۹۰ ،)امر به قسط – آل عمران ۲۱- (،) نهی از سوء – اعراف -)۱۶۵ ،)نهی از فحشا - نحل)۹۰-،)نهی از فساد – هود -)۱۱۶،)نهی از گناه – مائده)۶۳ به این دو فریضه اشاره دارد و به نو عی اشاره به امتهای گذشته داشتند و وجوب فریضه امر به معروف و نهی از منکر را میرساند.
موانع امر به معروف و نهی از منکر
باتوجه به فریضه امر به معروف و نهی از منکر متأسفانه بعضاً شاهد فراموش شدن این دو فریضه واجب بودهایم. جامعه هنگامی میتواند انسان را به هدف غایی و الهی برساند که در آن ارزشهای اسلامی حاکم و رفتارهای اجتماعی کنترل و هدایت گردد. آنچه باعث میگردد این دو فریضه الهی کمرنگ شود را میتوان در دو علت فرهنگی و اجتماعی و قانونی پیدا کرد.
موانع
- تساهل: این امر که باعث افول زمینه ذهنی میگردد باعث نزول
حساسیت اجتماعی نسبت به این دو امر مقدس میگردد شانه خالی کردن از مسئولیت و محدود کردن این وظیفه به افراد و مناسب خاص و دخالت قلمداد کردن این امر در امور زندگی و ذکر این نکته که شرایط قابل تغییر نمیباشد و مغایرت داشتن امر به معروف و نهی از منکر با روشنفکری از مصداقهای تساهل میباشد.
تبلیغات منفی
- بد جلوه دادن چهره آمران و ناهیان منک ر در جامعه و نشان دادن خشونت طلبی و تشنج آفرینی و به کار بردن الفاظی همچون متحجر- گروه فشار و
... از جمله مواردی است ک ه باعث میشود افراد از جهت جلوگیری از اتهام و تطهیر نمودن خود در مورد این دو فریضه سکوت اختیار نمایند.
عدم آگاهی
- عدم وجود یقین و ا عتقاد در خصوص اثرات و برکات امر به معروف و نهی از منکر همچنین ناآگاهی در مورد میزان تأثیر گذاری این دو فریضه درسلامت جامعه از جمله عوامل بازدارندگی این دو فریضه محسوب میگردد
. شناخت مراتب فوق از ضروریترین عوامل تأثیر گذاری و همه گیر شدن این واجب میگردد.
غفلت از امور مهم و درگیر شدن در مسائل جزئی
بی شک برای انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر ابتدا باید معروف و منکر را شناخت. در بحث وجود منکران در جامعه نکته اساسی در یافتن علل ایجاد منکر در جامعه نکته اساسی در یافتن علل ایجاد منکر در جامعه است. توجه به عوامل ایجاد منکر در جامعه و آسیبشناسی نمیتواند به نوعی معروفی جهت جلوگیری از منکر باشد مختص کردن امر به معروف و نهی از منکر به مو ارد جزئی و غافل شدن از سرشاخهها و عوامل تأثیر گذار میتواند مانعی برای محقق این واجب گردد. نظر به اینکه رسالت اجتماعی ایجاب میکند جامعه به سوی رشد و بالندگی وهدایت گام بردارد. تلاش جهت تحکیم مبانی تولیدی و ارائه الگوهای صحیح مدیریتی جلوگیری از تفرقه و اختلاف – نفی تبعیض نژادی – ایجاد اشتغال و بالندگی اقتصادی – رد خشونت طلبی و زورگویی – مبارزه با ظلم و نفی رابطه بازی و ... ازجمله نکات مهم و کلیدی جهت جلوگیری از ایجاد منک ر در جامعه میباشد. توجه به معلول ایجاد منکرات در جامعه و درگیر نشدن به مسائل جزئی میتواند در سالم سازی جامعه نقش بسزایی داشته باشد.
کوتاهی و سهل انگاری صاحبان قدرت و مکنت
نظر به افزایش و تمایل قدرت طلبی و گسترش نفوذ اجتماعی جهت کسب جایگاه ری است و حفظ آن و عدم پشتیبانی لازماز آمران و ناهیان از منکر و کوتاهی و سهل انگاری از آفتهای نهادینه شدن این فریضه در جامعه دینی میباشد. اینکه امر به معروف و نهی از منکر خود را در مواجه با جامعه تنها ببیند و القاء یأس و ناامیدی از هرگونه تغییردر رفتارهای جامعه توسط بعضی از صاحبان منصب از مقوله این امر میباشد.
دنیا گرایی و ترس از انزوا
بی شک برای استمرار امر به معروف و نهی از منکرباید انگیزه معنوی افزایش یابد و انجام این امر جزء رسالتهای معنوی تلقی گردد و ترس از منزوی شدن در جامعه به دلیل عمل به وظیفه اخلقی و محرومیتهای اجتماعی از عوامل بازدارنده میباشد به طوری که بعضاً به جای تشویق مورد شماتت نیز قرار میگیرند.
تکروی و ناآشنایی با مسائل اجتماعی
فردی عمل کردن بدون رعای ت مصالح و جوانب امر از آفتهای انجام این فریضه میباشد.
تشخیصهای غیر واقعی – احساسی عمل کردن – تندروی
– عدم فرهنگ سازی و عدم استفاده از الگوی صحیح نمیتواند مثمر ثمر باشد. عقلهای جمعی و بهرهگیری از نهادهای مردمی در انجام فریضه گره گشاست.
لهذا استفاده از راهکارهای صحیح اجرای این فریضه میتواند در سالم سازی جامعه نقش حمایتی ایجاد کند. عوامل و موانع دیگری را نیز میتوان به عنوان دلیل عدم رغبت و مشمولیت این فریضه در جامعه ذکر کرد.
عواملی همچون: عدم آموزش کافی و لازمآمران و ناهیان – عدم بستر سازی مناسب نفوذ فرهنگ غرب، تنبلی و عدم مسئولیت پذیری – عدم وجود قو آنین و مقررات بازدارنده و ... که در ای ن مجال فرصت پرداخت نمیباشد.
پیشنهاد وراهکار
اخلاص و حسن نیت
انگیزه الهی و پاکی نیت و اقدام بر اساس فرمان خدا و پیامبر و اهل بیت راز توفیق امر به معروف و نهی از منکر است. امام کاظم علیه السلام به هشام بن حکم فرمودند: یا هشام النجاة اال بالطاعة) بحار الانوار، ج ۸۷، ص ۱۰۳ (ای هشام! نجات جز به اطاعت خداوند نیست. یا هشام من صدق لسانه زکی عمله و من حسنت نیته زید فی رزقهای هشام! هر کس زبانش راست گوید کارش پاک گردد و هر کس انگیزه و نیتش نیک و پاک باشد، روزی اش زیاد شود.
خیرخواهی و نصیحت و نفع رسانی
نصیحت مؤمن بر مؤمن لازماست. امام کاظم علیه السلام فرمودهاند: ملعون من لم ینصح اخاه) همان، ص ۳۳۳(کسی که برادرش را نصیحت ننماید، ملعون است. نصیحت هر نوع گفت وگویی نیست. نصیحت، خیرخواهی و سخنانی است که به صلاح مخاطب بوده واقعاً به نفع او باشد. با چنین سخنانی صداقت و دلسوزی گوینده آشکار میشود، دغدغههای زیبای آمر و ناهی روشن میشود و اثربخشی سخن افزایش مییابد.
بر اساس این بخش از سخنان امام هفتم، امر به معروف و نهی از منکر هر مؤمن به مؤمن دیگر واجب است. در «نصیحت» شناخت مخاطب و مصالح و منافع وی و توجه به شرایط زمانی و مکانی مناسب برای گفت وگو نهفته است. هر کس دیگران را نصیحت ننماید، مورد لعنت و نفرین امام هفتم قرار گرفته است و این مسئولیت سنگین فراگیر و متقابل امر به معروف و نهی از منکر همراه با توجه به آداب آن را ثابت میکند. امام کاظم علیه السلام همین وظیفه را در حدیث دیگر این گونه ترسیم نمودهاند: ان من واجب حق اخیک ان ال تکتمه شیئا تنفعه به المر دنیاه و آخرته از حقوق واجب برادر مسلمانت بر تو این است از آنچه که به او نفع و سود در امر دنیا و آخرتش برساند از او پنهان و کتمان نکن! امر و نهی که سود دنیوی و اخروی برای دیگری دارد، باید انجام شود چون از حقوق مؤمن بر مؤمن است و کتمان آن روا نیست.
حسن خلق
اخلاق اسل امی در امر به معروف و نهی از منکر، خود یک معروف است و آموزش نظری و عملی معروف و منکر را در پی دارد. امام کاظم علیه السلام به هشام فرمودند: یا هشام اکمل المومنین ایمانا احسنهم خلقاً ای هشام! کاملترین مؤمنان از نظر ایمان، بهترین و نیکوترین آنان در اخلق است.
حق گویی
باید گفتار امرکننده به معروف و نهی کننده از منکر سراسر کلم حق باشد حق بگوید و حق محور و حق طلب شود. امام کاظم علیه السلام به یکی از شیعیان فرمودند: از خدا پروا دار و حق را بگو، اگر چه هلاکت تو در آن باشد که نجات تو در همان حق گویی است. ای فلنی! تقوا داشته باش و باطل را رها کن، اگر چه نجات تو در آن باشد که هلاکت تو در همان باطل گریزی است. مطابق این حدیث، حق گرایی و حق گویی راه حقیقی نجات و سعادت است گرچه در دنیا سختیها، رنجها و مشکلاتی را داشته باشد.
مهرورزی و مهربانی
با محبت و مهربانی میتوان دلها را فتح کرد. مهرورزی راه نفوذ در قلب هاست. امام کاظم علیه السلام «رأفت» عطوفت و مهربانی و دلسوزی و «الفت» و دوستی را از صفات زیبای عقل شمردهاند و برابر احادیث مهرورزی و دوستی و عشق به مردم نیمی از عقل است.
پرهیز از خشونت و خشم
خشونت و خشم مانع اثربخشی و سودمندی امر به معروف و نهی از منکر است. امام کاظم علیه السلام به هشام هشدار دادند: یا هشام من کف غضبه عن الناس کف الله عنه غضبه یوم القیامة) همان، ص ۵۰۳ (هرکس خشم و غضبش را از مردم باز دارد خداوند نیز غضبش را از وی در روز قیامت باز خواهد داشت.
اندیشیدن و خردمندی
اسلام دین تفکر و تعقل است. در اعتقادات و اعمال اندیشمندی و خردمندی راهگشاست. به بیان امام کاظم علیه السلام پیامبران الهی خردمندترین انسانها و برتر از همه خردمندان جهان اند) همان، ص ۲۱۳ (ایشان به هشام فرمودند: یا هشام ما قسم بین العباد افضل من العقل) همان، ص ۲۱۳ (ای هشام! خداوند بین بندگان، چیزی بهتر از عقل تقسیم ننموده است. یا هشام ان الله علی الناس حجتین. حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسول و الانبیاء و الائمه و اما الباطنة العقول) همان، ص۰۰۳ (ای هشام! برای خداوند بر مردم دو حجت است حجت ظاهری و حجت باطنی، اما حجت ظاهری پیامبران و امامان اند و اما باطنی عقل و خردهاست. اقدام به امر به معروف و نهی از منکر، با تفکر و خردمندی و استفاده از حجت ظاهری و باطنی، وحی الهی و عقل، روز به روز بر بهرهوری و سودرسانی و قدرت فرهنگ سازی و تمدن سازی امر به معروف و نهی از منکر میافزاید.
تبلیغ عملی
آراستگی امرکننده به معروف بر معروفی به آن امر میکند و پیراستگی وی از منکری که مردم را از آن باز میدارد، تبلیغ عملی و نظری است و اثرگذاری و ماندگاری آن بیشتر است. امام کاظم علیه السلام به هشام فرمودند: یا هشام کفی بک جمعاً ان ترکب مانهیت عنه) همان، ص ۰۰۳ (ای هشام در جهل تو کافی است که آنچه را از آن نهی کردهای خود انجام بدهی! یا هشام قلیل العمل من العاقل مقبول مضاعف) همان، ص ۱۰۳ (ای هشام کار کم از خردمند پذیرفته میشود و پاداش مضاعف دارد. به نقل امام کاظم علیه السلام حضرت عیسی علیه السلام نیز به حواریون فرمود: طوبی للعلماء بالعمل و ویل للعلماء بالقول) همان، ص ۸۰۳ (خوشا به حال عالمان با عمل و بدا به حال عالمان به حرف بی عمل! امام در وصف مؤمن نیز فرمودهاند: المومن قلیل الکلم و کثیر العمل) همان، ص ۱۲۳ (مؤمن کم سخن میگوید و زیاد عمل میکند.
آسیبهای غنا و موسیقی
بخشی از سخنان رهبر معظم انفالب در دیدار با دانشجویان
امام خامنهای: اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلطترین کارها است.
در دیداری که دانشجویان با رهبر معظم انقلاب در رمضان امسال))۱۳۹۴ /۴/۲۰ داشتند، نمایندگان تشکلهای دانشجویی دقدقههای خود را بیان فرمودند و در انتها در دونوبت قبل و بعد از افطار امام خامنهای بیانات بسار مهم و راهبردی را در عرصه مباحث فرهنگی، دانشجویی و ... ایراد فرمودند که ما مرور و مطالعه ی کل بیانات این دیدار را سفارش میکنیم. در قسمتی از این دیدار مقام معظم رهبری ضمن انتقاد به برگزاری کنسرتهای موسیقی در دانشگاه، برنامههای جایگزین را برای جذاب بخشی هم پیشنهاد دادند که آن را بازگو مینماییم.
جوان ایرانی خوشبختانه جوان پرانگیزه و پرشوری است؛ درست نقطهی مقابل آن چیزی است که بعضی از مراکز مغرض آماری و غالباً با منشأ خارجی یا اساساً خارجی اعلام میکنند. آنها میگویند جوان ایرانی افسرده است؛ یک طبقهبندی هم میکنند و میگویند جوان ایرانی در فلان درجهی از افسردگی -یک درجه ی خیلی بالایی- قرار دارد. این یک دروغ محض و خباثتآمیزی است که دارد امروز انجام میگیرد و بهانهی یک سلسله کارهای خلاف دیگر است؛ جوان ایرانی افسرده است، پس بایستی برایش محیط نشاط درست کنیم؛ چه جوری؟ با کنسرت موسیقی، با جلسات و اردوهای مختلط جنسی، و آزادیهایی از این قبیل؛ این دنبالهی آن حرف است. نخیر، بعکس، جوان ایرانی امروز جزو بانشاطترین و ّفعالترین و سرزندهترین جوانها است. شما نگاه کنید در دنیای غرب، جوان اروپایی افسرده است؛ اینقدر آمار خودکشیها در آنجا بالا است. افسردگی آنجایی است که یک جوانی بر اثر فشارهای روحی، تفنگ دست میگیرد، میرود در یک ساحل امن و بظاهر آرام و حدود هشتاد کودک را با رگبار میکشد؛ ّاتفاقی که دو سه سال پیش در یکی از کشورهای اروپا ّاتفاق افتاد که همه مطّلع شدند و در دنیا منعکس شد؛ افسردگی این است. افسردگی عبارت است از اینکه جوان اروپایی برای خودکشی کردن میآید در ِسلک داعش. گزارشهایی که ما داریم نشان میدهد که تعداد بالایی از عناصر انتحاری داعش، جوانهای اروپاییاند؛ میخواهد خودکشی کند، فکر میکند این خودکشی یک هیجانی دارد و بهتر از غرق کردن خود مثلاً در رودخانهی فلان کشور اروپایی است، [پس] میآید اینجا؛ بر اثر افسردگی کامل دنبال هیجان میگردند؛ افسرده آنها هستند. جوان ایرانی که روز بیستوسوّم ماه رمضان که شب قبل را با احیاء گذرانده، با دهان روزه، در گرمای شدید تابستان، میآید در خیابان راهپیمایی میکند، بعد مینشیند زیر آفتاب و نمازجمعه را برگزار میکند، او فرسنگها از افسردگی دور است، او سرزنده است، او بانشاط است.
جلسهی امروز شما و این صحبتهایی که فرزندان عزیز من و جوانهای عزیز من کردند که یک طیف وسیعی از مسائل را شامل میشد، همه نشانههای سرزندگی است؛ این بر ما و بر امثال بنده هم تأثیرگذار است؛ یعنی این سرزندگی بر روی مستمع شما و مخاطب شما اثر میگذارد؛ به هرحال از جلسهی امروز خیلی من خرسندم و از یکایک کسانی که صحبت کردند، متشکرم.
یک مسئله، مسئلهی کنسرتها در دانشگاه بود که دانشجوی عزیزی مطرح کردند که دانشگاه جای کنسرت نیست. راست است؛ این را من هم یادداشت کردهام و جزو یادداشتهای من، همین مطلب هست. اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلطترین کارها است. برای تحرّک دانشجویی و تلش دانشجویی و نشاط دانشجویی، راههای دیگری وجود دارد؛ آنها را به گناه نباید کشاند، آنها را به سمت شکستن پردههای تقوا -که خوشبختانه جوان متدیّن امروزی بر حفظ آن اصرار دارد- نباید کشاند؛ آنها را به سمت بهشت باید برد، نه به سمت دوزخ. بله، این کارها در دانشگاهها اصلاً وجهی ندارد. بنده البتّه نشانههای این قضیه و مشکل را خیلی سال قبل -که از سوی یک تشکّل دانشجوییِ آنوقت، یک حرکتی در دانشگاه انجام گرفته بود- دیدم و هشدار هم دادم لکن متأسّفانه دنبال نشد و چوبش را هم خوردیم؛ چند سال چوبش را خوردیم؛ امروز نبایست اجازه ی این کارها داده بشود؛ اینها خلف آزادیخواهی نیست، انجام این کارها نشانهی میل به آزادی و آزادیخواهی نیست. اینها همان چیزهایی است که دشمنان جامعهی ایرانی و جامعهی مسلمان و تمدّن اسلامی و دشمنان خصوص دانشجوی ایرانی، دنبال میکنند برای اینکه نگذارند از بین اینها شهریاریها درست بشوند، از بین اینها دکتر چمرانها درست بشوند؛ آنها با طهارت زندگی کردند، با تقوا زندگی کردند. فقط هم مسئلهی هستهای نیست، این رشتههایی که شما میشنوید و در آمارهای ما میگویند ما در دنیا جزو هشت کشوریم، جزوُنه کشوریم، جزو ده کشوریم که این پیشرفت را به دست آوردیم، اغلب پیشروان این کارها جوانهای متدیّنند، جوانهای انقلابیاند؛ هم در قضیّهی هستهای اینجور است، هم در نانو این جور است، هم در خیلی از رشتههای دیگر تحقیقی که امروز [وجود دارد .] اینها همه دست ّبچههای مؤمن، ّبچههای متدیّن، ّبچههای انقلابی است؛ اینها هستند که این کارهای بزرگ را انجام دادند. ما ّبچهها را از گرایش انقلابی و گرایش اسلامی و دینی و میل به معنویّت دور کنیم با این کارهای غلط؟ این غلطترین کارها است؛ البتّه هر دو وزیر محترم مورد اعتماد من هستند منتها مراقب زیردستهایشان باشند؛ کاملاً مراقب کسانی که کلید کارهای اینجوری دست آنها است، باشند؛ بدانند چه کار دارد انجام میگیرد. این هم یک نکته بود.
یکی از الزاماتِ اثرگذاری این است که بتوانید بدنهی دانشجویی را جذب کنید. تشکلّها یک اقلّیت دانشجوییاند. مجموع شما تشکلّها را که جمع کنند، در بینِخیل انبوه دانشجوها اکثریّت نیستید. باید بتوانید جاذبه در خودتان ایجاد کنید که دانشجو را جذب کند. جاذبه چگونه بهوجود میآید؟ تصوّر من این است که راههای زیادی وجود دارد؛ شماها جوانید، ابتکاراتتان بیش از ما است -ما هم البتّ ه دورهی جوانی همینطور برای هر مسئلهای دهجور روش و راه کار به ذهنمان میآمد، ّاما حالاها ذهن شما بهتر کار میکند- ابتکارهایی را پیدا کنید برای جذّاب کردنِ مجموعههای دانشجویی.
البتّه جذّابیت از راه اردوی مختلط، صددرصد غلط و خطا است. بعضیها اینجوری جذّابیت میخواهند ایجاد کنند. یک مجموعهی دانشجویی، حالا یا بهعنوانُپرطمطراقِ مجموعهی صنفی و علمی و تخصّصی، یا حتّی زیر عنوان اسلامی، دختر و پسر را با هم بردارند ببرند کوه، بردارند ببرند سفر، بردارند ببرند اروپا؛ اردوهای خارج از کشور! اینها قطعاً خیانت به محیط دانشجویی است و خیانت به نسل آیندهی کشور است؛ بدون تردید. راه جذّابیت اینها نیست. همچنانکه گفتند، بنده هم تأکید کردم، راه جذاب کردن مجموعههای شما این نیست که کنسرت موسیقی راه بیندازید. گفتم که یکروزی -سالها پیش البتّه- تشکّلهای دانشجویی یکچنین کاری را کردند. برای ما سؤال ایجاد شد که این مجموعهی دانشجویی چرا این کار را میکند؟ خیلی برای من تعجّبآور بود. [وقتی که] پرسیدیم، گفتند میخواهیم دانشجوها را جذب کنیم. خب چوبش را بعداً خوردیم.
بنده یادم آمد یک ماجرایی را که سیّد قطب در یکی از کتابهایش نقل میکند که بنده هم در یکی از نوشتهها که مال سالها پیش است -مال قبل از انقلاب است- آن را از قول او نقل کردم. میگوید در یکی از شهرهای آمریکا داشتم میرفتم، رسیدم به یک کلیسایی؛ دیدم بغل کلیسا یک سالن اجتماعات است. آنوقت آنجا برنامه زدهاند «برنامه ی شب»؛ برنامه را که خواندم، دیدم نوشته مثلاً موسیقی فلنجور، بعد موسیقی فلنجور، بعد آواز فلان جور، بعد یک شام سبک، جلسهی بعد مثلاً چنین؛ علاقهمند شدم بروم ببینم قضیه چیست؟
گفت شب رفتم دیدم بله، یک سالنی است مثل یک کاباره! آنجا دخترها، پسرها، جوانها میآیند مینشینند، با هم مأنوس میشوند؛ آنجا هم برنامههایی هست روی ِسن؛ موسیقی و مانند اینها هست؛ من هم تماشا میکردم وضعیّت اینجا را. بعد هم یک شام سبکی آوردند، دادند خوردیم و [بعد] مثلاً یک نوشابهای، چیزی)۲۱( قسمت جالبش اینجا است؛ میگوید که شب چند ساعتی گذشت، آخرِ شب شد، دیدیم که کشیش -کشیشِ آن کلیسا که این سالن، مربوط به آن کلیسا است- با وقار تمام از یک طرف ِسن وارد شد، رفت و یک مقدار از این کلیدهای برق را زد و بعضی از چراغها را خاموش کرد بعد هم کشیش رفت. میگوید من دیگر رفتم و نماندم)۳۱(میگوید فردا رفتم سراغ آن کشیش، گفتم که خب این چه وضعی است؟ آخر شما روحانی هستید، شما آخوند هستید، مبلّغ دین هستید، این چه وضعی بود مثلً شما دیشب با اینهمه جوان و این برنامهها؟ گفت که آقا، شما توجّه ندارید؛ من برای جذب کردن جوانها به کلیسا مجبورم این کار را بکنم؛ میگفت به او گفتم -حالا به تعبیر بنده- مردهشور این کلیسا را ببرد!) ۴۱(خب بگذار بروند کاباره؛ [اگر] همان کارهایی که در کاباره میکنند، اینجا بنا است بکنند، خب بروند همان کاباره بکنند؛ چرا بیایند کلیسا؟
اگر قرار است که ما جوان را به فسق و فجور و عیش و عشرت و موسیقی حرام و از این قبیل چیزها بکشانیم، خب چرا اسممان را بگذاریم اسلامی؟ این که دیگر اسلامی نیست؛ این غیر اسلامی است، این ضدّ اسلامی است؛ بنابراین جاذبهای که بنده میگویم تشکّل اسلامی باید پیدا کند، از این قبیل جاذبهها نیست، اینها ضدّ مصلحت است، ضدّ حق است؛ اینها خیانت به محیط دانشجویی است؛ جاذبه از راههای درست.
یکی از انواع ایجاد جاذبه این است که حرف نو پیدا کنید: «سخن نو آر که نو را حلوتیست دگر» ؛)۵۱(حرفهای نو. حرفهای نو به معنای حرفهای مندرآوردی نیست، خیلی از حقایق هست که با مطالعه ی در قرآن، با مطالعه ی در نهج البلغه و در روایات، انسان به آنها برخورد میکند. بنده که مثلاً شصت هفتاد سال در این رشتهها بودم و کار کردم، گاهی اوقات تلویزیون را باز میکنم، یکی از این آقایان مثلاً دارند صحبت میکنند، یکدفعه یک نکتهای میگویند که میبینم این نکته برای من تازه است؛ من این را تا حالا نفهمیده بودم، استفاده نکرده بودم، حالا استفاده کردم. یعنی برای کسی که حالا مثل شصت سال یا بیشتر از شصت سال -بنده بیش از شصت سال است که عمامهای هستم- در محیط علم دینی و از این حرفها بوده، حرفهایی وجود دارد که تازه است؛ اینهمه هم قرآن میخوانیم، اینهمه هم بنده با روایات ارتباط دارم، سالها درس قرآن دادهام، سالها درس نهجالبلغه دادهام، درعینحال یک جوان طلبه مثلاً میآید در تلویزیون یک حرفی میزند، برای من تازه است، من استفاده میکنم. خیلی حرفهای تازه وجود دارد؛ بگردند حرفهای تازه را پیدا کنند؛ منتها آدمهایی باشند که اهلیت این کار را داشته باشند؛ بتوانند.
حرف نو [هم] فقط حرف نو دینی نیست، حرف نو سیاسی هم هست، حرف نو اجتماعی هم هست، حرف نو در زمینهی مسائل بینالملل هم هست. شما وقتیکه در تشکل خودتان حرف نو، سخن نو مطرح کردید، جوان جذب میشود؛ جاذبه دارد دیگر؛ حرف نو جاذبه دارد.
یکی دیگر از روشها استفاده از بخشی از شیوههای هنری است که کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ [مثلا] تئاتر؛ تئاتر دانشجویی. متأسفانه در محیط هنری ما، تئاتر از اول هم بد متولد شده.
یعنی تئاتر ما، یا تئاتر لغو بیهوده مثل روحوضیهای مثلاً اینجوری بوده، یا تئاتر اعتراضی بی جهت یعنی بدون سمت وسوی درست وحسابی بوده؛ بعد هم با یک زبان ابهام، خیال میکنند که تئاتر حتماً بایستی زبان ابهام و سمبلیک و رازآلود داشته باشد
پای درس آیت اله العظمی علوی گرگانی
دو سال پیش که به لطف الهی همایش علمی فرهنگی آسیبهای غنا و موسیقی را برگزار کردیم، قبل از برگزاری همایش به شهر مقدس قم رفتیم و ضمن زیارت مضجع مطهر حضرت معصومه) س(دیداری با چند تن از مراجع عظام و علمای شهر قم داشتیم.
از جمله ی دیدارهایمان که در تاریخ ۹۴/۸/۲۰ انجام شد، دیدار با حضرت آیت الله عظمی علوی گرگانی از مراجع عظام تقلید بود. در ابتدا دبیر علمی همایش گزارشی را از محورهای همایش و فرایند انجام شده و تعداد مقالات رسیده ابراز داشتند. در ادامه از بیانات معظمله مستفیض شدیم که مشروح آن تقدیم میگردد.
بسم الله الرحمن الرحیم و صله والسلم علی رسول الله و علی آله آل الله و اللعنت الدائمه علی اعدائهم اعداء الله قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:))و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبییل الله بغیر علم ویتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین ( ضمن تقدیر و تشکر از شما عزیزان که همایش علمی، فرهنگی آسیب پذیری جامعه را از غنا و موسیقی و امثال ذلک تشکیل دادید و امروز هم افتخار دادید که در دفتر ما تشریف آوردید صمیمانه تشکر میکنیم، خیلی هم ممنونیم.
البته ما برای اصلاح جامعه هرچه بتوانیم تلش کنیم که مردم را در جامعه به نحو عموم، اینها را سوق بدهیم به طرف اصلاح خیلی ارزش دارد چون یک سلسله مسئولیتهایی مسئولیت انفرادیه و یکسری مسئولیتها اجتماعیه، ما مسائل اجتماعی را باید همانطور که ائمه ی ما اینجوری بودند، همیشه هم و غم شان این بود که مردم را به سمت صلح و اصلاح بکشانند و اسلام، و لذا میبینیم که پیغمبر اکرم) ص (میفرمایند:) ال یصلح عوام امته اال باصلاح الخواص. قیل یا رسول الله ما خواص امۀٍ، العلماء واالمراء((از اینجا معلوم میشود که خواستههای انبیای سلف هم همین بوده که جامعه را اصلاح کنند آدم باید کاری بکند که جامعه اصلاح بشود. به این معنا نباشد که به من چه مربوطه؟! هر کسی با خودش روبه رو ست، هر کسی مربوط به خودشه، به توچه!! ..
نه! ما علاوه بر اینکه مسئول خودمان هستیم مسئول دیگران هم هستیم. ما باید کاری بکنیم که بچههای ما، جوانهای ما، راه اصلاح را در پیش بگیرند. یکی از راههای صلح همینه که انسان بتواند مسائلی را که موجب فساد جامعه میشود و فرزندان ما را به طرف نابودی میکشاند و به طرف هلاکت میکشاند، همین مسئله ی جلوگیری کردن از امثال غنا و موسیقی و خوانندگیهای اینچنینی است. ما جوری بکنیم که راه نجات را به دستشان بدهیم. بهشان بگوییم راه اینه، برنامه اینه. اگر خدای نخواسته طرف بخواهد با توجه و آشنایی به مبادی خلف انتخاب کنه دیگر خودش مسئول میشود. ما به وظیفه یمان عمل کرده باشیم. دو مرحله است یکی مرحلهای که ما میگوییم، یکی مرحلهای که آنها برای خودشان انتخاب میکنند. ما وظیفه مان اینه که راه اصلاح را بیان کنیم و ما میبینیم امروز جامعه ی ما حتی رسانههای ما هم چه بسا متأسفانه ازش استفادههای مالی میکنند، حرکتهایی دارند، موسیقیهایی اجرا میکنند که اینها با شان جمهوری اسلامی سازگاری ندارد. تو مجالس نگاه میکنیم، یکسری خوانندگیهایی می شه که مناسب شان جمهوری اسلامی و ملت عزیز ایران ما نیست. خب اینها یک مطلب بسیار مهم است و ما میبینیم در آیات متعدد از قرآن و روایات اهل بیت) ع (ما نسبت به این معنا تأکید کردهاند، حتی بعضی آوردهاند االعاذ بالله نسبت ترخیص دادهاند. آمدهاند بعضاً خدمت حضرت رضا) ع (آمدهاند نقل کردهاند یابن رسول الله نقل میکنند شما اجازه فرمودهاید از پیغمبر خدا) ص (اجازه دادهاید که غنا خوانی بکنیم و رقص و رقاصی و شخصی گفته که آمدهاند از طرف شما این قضیه را نقل کردهاند. شخصی نقل کرده که پیغمبر خدا) ص (فرموده اشکالی نداره، میآوردند جلوی پیغمبر) ص() جئناکم، جئناکم، هیی ناهیاکم...(میخواندند، میرقصیدند، پیغمبر) ص (هم!!
حضرت ناراحت شد و در این روایت آمده که) کذب الزندیق (خوب این تعبیر امام بود؛ زندیق خیلی تعبیر بزرگیه. حضرت از بس که ناراحت شدند فرمودند) کذب الزندیق (دروغ میگه زندیق که این حرف را زده است. من کی گفتهام که اجازه دادهام؟! اون روایتی که قبلی نقل کرد؛ عباسی کی من بهش گفتم که این مال پیغمبره؟حضرت فرمودند، عباسی از من سؤال کرد، از من پرسید که آقا جان آیا غنا خوانی چه صورتی دارد؟ به چه صورته؟ غنا جایز است خواندنش یا نه؟ من عرض کردم: جاء رجل الی ابی جعفر باقر) ع (و سال عنه... من به عباسی این را گفتم که مردی آمد نزد حضرت باقر) ع (و پرسید که حکم غنا چیه؟ چه میفرماید در مورد آن؟ در موسیقی خواندن چه نظری دارید؟ امام باقر) ع (در آمد که:) ّان الله قد میز الحق و الباطل (خداوند بین حق و باطل تمییز گذاشته، روشن کرده است. الغنا من الباطل و من الحق فان یکون الغنا... تعبیر امام) ع (این هست که من را داره توجیه میکند. امام محمد باقر) ع (از او سؤال کرد که غنا با کدام طرفه؟ با حقه یا باطل؟ فقال: جواب دادمحضر امام) ع(: و هو من الباطل، حضرت فرمود:) احسنت، قد حکمت (بارک الله، خوب اگر که باطل است پس چرا دنبالش میروید، بگویید؟
امام رضا) ع (فرمود من این قضیه را به عباسی گفتم، من به عباسی گفتم امام محمد باقر) ع (از مرد سؤال کرد چیزی که باطله پس چرا دنبالش میروید. من کی گفتم مرخصه؟!
منظور حضرت در اینه که آقا اجازه داد، معلوم میشود چقدر مطلب مهم بوده و چقدر جامعه آن روز و الان هم همینطور دنبال این هستند که این را آزاد کنند. نگاه کنید از متن حدیث آدم این را می فهمه، نگاه کنید جامعه دنبال این هست که یک کاری بکند تا مرخصش کنه؛ مردم بزنند و برقصند!. حضرت) ع (اینجور تعبیر کردند، کذب الزندیق.. حالا چقدر آیات قرآنی داریم که در این مطلب اشاره میکنم خدمتتان. منظورم این است که یک همچین جوری بود، تا جایی که حتی ابو خضر ایوب میگوید که من یک وقتی وارد مدینه شدم در آنجا خانه گرفتیم. آمدم نزد امام صادق) ع(رفتیم محضر امام صادق) ع (احوال پرسی ... ، آقا فرمودند کی آمدی مدینه؟ فلن موقع. گفتند از کجا وارد شدی؟ -دقت کنید مواظب باشید- ابو ایوب کجا وارد شدید؟ گفت:
وارد شدم خانهای که آنجا افراد مغنیه را میفروشند، دوباره حضرت فرمودند که تو آنجا رفتی؟! گفت: بله! حضرت فرمودند:) تجعل له کراما(عجب! من در این عبارت نفهمیدم، کراما یعنی چه و خیال کردم که منظور امام اینه که من بیشتر احترام بگذارم، پذیرایی کنم، من اینطوری برداشت کردم. رفتم بیرون و برگشتم، نتوانستم طاقت بیارم، برگشتم عرض کردم: یابن رسول الله من فرمایش شما را نفهمیدم، این کراما قرار بدهید یعنی چه؟! حضرت) ع (فرمودند: مگر نه اینکه در قرآن خداوند درباره مؤمنین میگوید که:)اذا مرّوا بالغو مروا کراما (خدا در قرآنش میگوید که مؤمن کسی است که وقتی به یک جایی که ساز و آواز و امثال اینها داره میرسد با بزرگواری رد میشود؛ چرا رفتی آنجا؟! امام رفتنش را هم اشکال کرده چون) کانّه بیت ال ینظر الله الیه (امام) ع (در روایتی دیگر میگوید که چون در خانههایی که اینگونه افراد هستند یا غنا و خوانندگی، رادیو، تلویزیون خوانندگی میگذارد، حضرت میگوید آن خانههایی که در آن اینها هستند خدا به آن خانهها نظر لطف ندارد.
علاوه بر همه اینها بهترین مسئله که میگوید نکنید، چون تعبیر لهوالحدیث از غنا تعبیرشده، همین آیه ی) ومن الناس من یشتری...(است معنای حدیث، ترجمه حدیث را همین غنا گرفتند. منتها غنا دو جور است. یکی غنا خود لفظ غناست) خوانندگی (و دومی محتوای غناست که غنا دو صورته، یک موقع خوانندگیه مثل غنا و موسیقی، یکی هم محتوای آن است که بعضی از کلمات که بعضی از کلمات آن البته آیهای که الان میخواهم برایتان بخوانم، حتی جهت محتوا را هم ملک قرار داده است و الا خود غنا را بیشتر به قوال الزور معنا کردهاند. غنا آن است که محتوا داشته باشد، نداشته باشد. قول زور یعنی غنا. اما آیاتی که عنوان محتوا را دارد، هم محتوا را دارد میفرماید لهوالحدیث.
لهوالحدیث را بعضی علما گفتهاند شاید محتوایی داشته باشد که مثل آنجا به یک گمراهی بکشاند مثل خوانندگیها و ترانههایی که به این کیفیت باشد. بعضیها که حالا لغو شده به نفس غناست، گفتند نه مراد حالا محتوا داشته باشد یا نداشته باشد، نفس خوانندگی کردن ممنوع است. در سوره ی انبیاء آیهای هست که خداوند آنجا رسماً به خودش فرموده، اگر بنا بود ما غنا را اجازه بدهیم داشته باشید، چرا خودمان نگذاشتیم، خوب ما خودمان اجازه میدادیم) ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما العبین(ما آسمان و زمین را بازیچه درست نکردیم خیال کنید که آسمان و زمین بازیچه است) لو اردنا ان نتخذها لهوا اللتخذناه من عندنا ان کنا فاعلین (و اگر بنا بود که بازیچه باشد خود آن را میآفریدیم، اگر خواسته بودیم تا مسئله لهو و غنا و خوانندگیها باشد) بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هو زاهق و لکم الویل مما تصفون({انبیا }۱۶–۱۸ بلکه حق را بر سر باطل میزنیم. این تفسیر همین است که اینها در مورد خانمهایی که میگویند من چنینم و چنانم و چشمش چنین است و ابرویش چنان است و بعضاً در غنا و ترانه خوانیها هرجایی از یک عضوی از بدن را معذرت می خواهم تا آنجای فمن یعمل گاهی میروند... بنا می کنند به تعریف کردن که چنین است و چنان است که بیایند خوانندگی کنند تا طرف خوشش بیاید؛ و قربان خدا که میفرماید) ولکم الویل مما تصفون(چقدر قرآن جامع هست که این تعبیر را بسیار زیبا یاد کرده است.
خدا میفرماید این تعبیر اینها باطله) ولکم الویل (که ویل اسم جهنم یا وادی است یا اینکه وای به حالشان از آنچه توصیف کردند. پس به ما میرساند که دو جنبه ی کار معلومه، نگاه کنید، بعضی از حاشیههایی که وجود دارد که بعضی از علما میگویند که خوانندگی اگر خودش باشد اشکال ندارد و مثل محتواست که اشکال دارد! نه اینها دو جنبه دارد. خدا رحمت کند شیخ انصاری را که میگوید مطلب در نفس خود غناست) نفس خود تغنی (که مذموم است، که آن مرد مؤمن حتی در قرآن هم آن را دید) یتخذ القرآن فی مزامیر (که روایت از پیغمبر) ص (میباشد که)... اخاف علی امتی...(من چند چیز را برای امتم میترسم که یکی اش همین است که میبینم امت ما یک روزی میآید که قرآن ما را میبرند در خوانندگیها و مزامیر میگذارند. واقعاً آدم شبهه میکند که در قرآن... ، خوب اینجا محتوا که دیگه معنا ندارد. ببینید حضرت این را جزء ممنوعه قرار داده است. یک قسمت راجع به این هست که) ویل لکم مما تصفون (که این جداست، اگر خدای نخواسته غنا هر دو جنبه را داره، در واقع دو تا وضعیته، نه تنها یک وضعیت. پس از آیات چه به دست میآید، آیات این است. البته این را هم اشاره کرده باشم و بقیه اش را بروید خودتان تحصیل کنید، اثراتی که غنا و تغنی در گلبولهای خون دارد؛ علیکم بالمراجعه.
ببینید چه اثراتی داره، گلبولهای سفید خون را از بین میبرد و موجب ایجاد مرض میشود. بعضی از علما زحمت کشیدهاند نظرات دکترها را در یک کتابی بیان کردهاند و آوردهاند که مطلب پیرامون جنبههای پزشکی اش میباشد که حالا خودتان ان شاالله از دانشمندان پختهای که در این کار وارد هستند، بپرسید. سریسته این که ائمه ی ما و آیات ما از این مسئله منع میکنند؛ چون به عربها که به آن صورت نمیتوانستند) این جنبه ها (را بفهمانند. غرض سربسته ی آن اینکه ائمه ی ما و روایات ما و آیات ما از این مسئله منع میکند.
امید داریم در این محورهایی که شما در برنامه هایتان قرار دادهاید، یکایک اینها را با تفسیر و با تحقیق کامل به صورت مقالات پیاده کنید وبرای مردم و جامعه عرضه بدارید که ان شاء الله قدمتان برای جامعه ی ما مثبت و خیر باشد.
سؤال: یکی از شبهاتی که عنوان می شود این است که بعضاً گفته میشود، بعضی از عرفا به جهان ملکوت متصل می شوند و به آن حوزهها مرتبط شده و آن نواهای ملکوتی را به صورت آواز و موسیقی پیاده میکنند، نظر حضرت عالی در این زمینه چیست؟ راست میگویند! آنها میروند به عالم ملکوت!! بی هوش که میشوند می برندشان آن جا و هرچه که بخواهند حسابشان را آنجا میرسند! این حرفها چیه!؟ شنیدهام بعضی از خودمان هم این حرفها را زدهاند که بله موسیقی چه حالتی دارد و ارتباط با... ، ببینیم قرآن چه میگوید. مگر ائمه ی ما -که قربانشان بشوم- نبودهاند. مگر امام) ع (نفرمودهاند :)... ماِمنَ شیٍء َیقربکم ِمن الجنِة و یباعدکم منَ ّالنار الا و ْقد أمُرتکم ِبه و ماِمنَشیٍء َیقربکمِ منَّ النار و یبِاعُدکم ِمن الجنِةِ الا ْقدَنهُیتکم عْنه) من که نبایستی هر حرفی را بزنم، باید کلم بزرگان را ببینم. اگر قرار باشد ما من شیء با شد، این حرفها یعنی چه؟!
خوب چه کاری داشت که امام) ع (بگوید بیایید تغنی کنید، چنین بکنید به یک حانی... با ملکوت و... ، این حرفها یعنی چه؟ گیرم بعضی بیایند این حرفها را بزنند که ما تاسف میخوریم از اینکه بعضی از این حرفها را که از بعضی از عمامه به سرها میبینیم. عوام هرچه خواستند بگویند، ولی ما اهل علم بایستی حرف زدنمان را مواظب باشیم چه چیزی میگوییم. قطعاً شانیت و مقام خود را دریابید، شما که مرجع تقلید نیستید که این حرفها را میزنید، بایستی از مراجع تقلید نظر بخواهید. ببینید ببینید رهبر بزرگوار این سخن را میگویند؟، مراجع بزرگوار میگویند؟، نمیگویند؛ و نباید اینگونه باشد که هر حرفی را یک طلبه بزرگوار از ذهنش برآید بگوید. استدعای ما این است که ان شاءالله این قضیه را جدی بگیرید و شاید بتوانیم بچهها و جوانان عزیزمان را از دائره ی حلقه ی بل بیرون ببیریم که یک خدمت بزرگی برای جامعه است. به نظر من کارتان کار بسیار اساسی است و از خدا میخواهم توفیق بیشتری به شما مرحمت فرماید.
کنسرت موسیقی در دانشگاه
ما در رابطه با تبعیت از رهبری متأسفانه ملحظه میکنیم که توسط عدهای شعار ولایتی بودن، انقلابی بودن و... داده میشود، نسبت به نصب تابلو عکس مقام معظم رهبری پیگیری دارند، اما دریغ از پیگیری منویات رهبری و اینکه میبینیم در عمل کار خودشان را میکنند و کاری به نظرات رهبری ندارند.
یکی از این مواردی که بارها مشاهده کردهایم، بحث ترویج موسیقی است که رهبر انقاب آن را جایز ندانستهاند و آن را با اهداف نظام اسامی در تضاد میدانند و قبا از ترویج موسیقی در دانشگاهها انتقاد کرده بودند.
یادم هست در دانشگاهی که مشغول تحصیل هستم، سال گذشته اطلاعیه ی برگزاری کنسرت موسیقی را در دانشگاه دیدم. من به دفتر نهاد رهبری در دانشگاه مراجعه کردم و گفتم که برگزاری کنسرت موسیقی کار درستی نیست و شما که نماینده ی نهاد رهبری در دانشگاه هستید، بایستی پیگیری داشته باشید و مانع برگزاری چنین برنامههایی در دانشگاه باشید. ایشان در جواب من گفت: کنسرت موسیقی که ترویج موسیقی نیست!! و برگزاری کلس موسیقی ترویج موسیقی است؛ و برگزاری کنسرت موسیقی مشکلی ندارد!!! من با ایشان بحث کردم که کنسرت موسیقی نمود ترویج و اشاعه غنا و موسیقی است ولی ایشان نظر خود را داشت و سخن ما به جایی نرسید.
پس از سخنرانی رهبر معظم انقاب در جمع دانشجویان و اینکه امام خامنهای برگزاری کنسرتهای موسیقی در دانشگاهها را کاری غلط دانستند، با خود گفتم که دیگر شاهد برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه نخواهم بود. چند روزی که از شروع سال تحصیلی جدید گذشت اطلاعیهای من را میخکوب کرد، و آن این بود برگزاری جشن... با اجرای گروه موسیقی... ، در تالار ... دانشگاه!! من با خود گفتم شاید اشتباه میبینم! شاید خواب هستم! با دست به صورتم زدم که ببینم که خواب نیستم، ولی دیدم بیدارم!!
اینبار دوباره به دفتر نهاد رهبری دانشگاه رفتم و گفتم چنین برنامهای در دانشگاه برگزار میشود و صحیح نیست. مسئول نهاد در جواب من گفت، این که کنسرت موسیقی نیست، این یک جشن است که یکی از برنامههایش اجرای موسیقی است!! من به ایشان گفتم: آخر برگزاری کنسرت موسیقی که شاخ و دم ندارد! این همان است فقط اسمش را عوض کردهاند. او گفت: نه، برنامه کنسرت موسیقی نیست، شاید من از این برنامه خوشم نیاید ولی کنسرت موسیقی تعریفی دارد، در آن بلیط فروشی میشود و... ، ولی پول گروه موسیقی را دانشجویان نمیدهند، دانشگاه میدهد!! من گفتم اینکه بدتر است که ما پول بیت المال را صرف موسیقی میکنیم؛ و بحث ما به جایی نرسید و من رفتم.
موقع رفتن این نکته به ذهنم رسید که چه راحت با عوض کردن اسم کارهای ناشایست آنها را موجه میکنند. بهره بانکی و ربا را اسمش را عوض میکنند و کارمزد مینامند و بعضاً با کله شرعی حللش میکنند! رقص را حرکات موزون و ورزش میخوانند و آزادش میکنند! و امثال ذلک که فراوان است. یاد داستان قوم یهود افتادم که صید ماهی در روز شنبه برایشان ممنوع شده بود اما آنها کله شرعی گذاشتند به نحوی که حوضچههایی درست کردند تا ماهیها در روز شنبه در دام آن بیفتند و یکشنبه آنها را صید کنند! و خداوند به خاطر این کارشان آنها را عذاب سختی کرد و مسخ نمود.
از مسئولین میخواهم که قدری فکر کنند و خودشان را به ندیدن نزنند و به راحتی اجازه به سخره گرفتن ارزشها را ندهند و با پوشاندن لباس حق به باطل مقابله کنند.
یاد این شعار افتادم که خطاب به رهبری میگوییم:) از تو به یک اشاره، از ما به سر دویدن (ولی میبینیم به اشاره رهبری که هیچ، به صریح بیانات ایشان نیز بعضی افراد اعتنایی نمیکنند و لازماست جوانان مؤمن انقلابی هوشیار باشند و در مطالبه گری ارزشها کوشا باشند و نگذارند بعضی از مسئولین به تساهل و تسامح خود ادامه داده و حرف رهبری را زمین بگذارند.
جوانی که موسیقی را رها کرد و به مراتب علمی بالا رسید
میرزا جهان گیر خان قشقایی
حکیم در سال ۱۲۴۳هجری قمری در منطقه کزن بروجن پا به عرصه وجود گذاشت. او از طایفه دره شوری ایل قشقایی بود وتانیمه عمر خود رادر میان طایفه گذراند.
معروف است زمانی برای خواستگاری دختر عمه اش گل اندام به سمیرم سفلی رفت. گلندام شرط همسری را شکستن سه تار جهانگیر نهاد. اما او که به موسیقی علقهای وافر داشت به حالت قهربیرون رفت. مادرش از این ساز وی رنجشی به دل گرفت وآن را شکست
. خان برای تعمیر ساز به اصفهان رفت وسراغ مرد ارمنی را که تعمیر ساز میکرد گرفت. او رادر حالی یافت که از مستی مدهوش بود. درویشی که جنب مدرسه صدر منزل داشت و اورا پریشان حال دید گفت :از چه سراغ ارمنی میگیری؟ گفت:برای تعمیر سازم. درویش گفت:گیرم در شاهنامه خوانی وسه تارزنی فارابی زمان شدی مطربی بیش نیستی. این حرف درویش انقلابی در او پدید آورد واورابه مدرسه صدربرد.
میرزای عبرت میگوید: «در ایام جوانی به موسیقی شائق بود، چندی مشق تار کرده و از برای تکمیل آن فن به اصفهان آمده، از مدرسه صدر او را خوش آمده، همه روزه صبح و عصر میرفت آنجا. چنانکه از وی حکایت کنند، در هنگام رفتن به مدرسه، در دکان جنب مدرسه، درویشی وی را می خوانَد و از وطن مألوف و حرفت و نسب او جویا میشود. جهانگیر خان شرح حال خود را کماکان با درویش در میان میگذارد. میگفت: چون گفتار من به پایان رسید، درویش خیره در من نگریسته، گفت: گرفتم در این فن، فارابی وقت شدی، مطربی بیش نخواهی بود. گفتم: نیکو گفتی و مرا از خواب غفلت بیدار کردی، هان بگو چه باید کرد که خیر دنیا و آخرت در آن باشد؟ گفت: چنین میآید که تو را فضا و هوای این مدرسه پسند افتاده، در همینجا حجره گرفته، به تحصیل علم مشغول باش. گویند: جهانگیرخان میگفت: من بدین مقام از همّت نفس آن درویش و یمن راهنمایی او رسیدم»
گویند در آن زمان او ۴۰ سال داشت. ومی گویند جد آن درویش، همای شیرازی بود که به او شعر، عروض، سخنوری وادبیات آموخت.
جهانگیر خان نزد علما تحصیل را آغاز کرد. وپس از گذراندن علوم متداول به تدریس شرح لمعه، مکاسب، اسفار، شفا، دوره منظومه حکیم ملهادی سبزواری، شرح نهج البلغه، تفسیر، عرفان، ادبیات، ریاضیات، نجوم، هیئت و ... وتربیت طلب همت گماشت.
در مکتب او افرادی چون آیات: سید حسن مدرس، آقا میرزا محمد علی شاه آبادی) استاد حضرت امام (آیت الله العظمی سید حسین بروجردی، آیت الله حاج آقا رحیم ارباب، آقا ضیاالدین عراقی، آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی) استاد نهج البلغه علمه شهید مرتضی مطهری(آیت الله آقا شیخ مرتضی بن مل آقا جان طالقانی) استاد علمه محمد تقی جعفری(آیت الله سید حسن آقا نجفی قوچانی) صاحب کتابهای سیاحت شرق وسیاحت غرب (آیت الله آقا میرزا محمد حسین نائینی، آیت الله فاضل تونی) استاد آیت الله حسنزاده آملی و آیت الله جوادی آملی (تحصیل نمودند.
میرزاجهانگیر خان قشقایی و ارشاد نوازندگان موسیقی
مرحوم مدرس به نقل از استادش شیخ محمود مفید «ره» نقل میفرمود که: جهانگیر خان با چند نفر از تلمذهاش وارد قیصریه شدند. در آنجا در یکی از حجرات سر و صدای ساز و آواز به گوششان خورد. یکی از شاگردان ایشان گفت: حضرت آقا ببینید!!؟ اجازه بدهید من الان میروم واینها را به هم میزنم. خان فرمود: قدری تأمل کنید:
این طریق امر به معروف و نهی از منکر نیست. شما الان اگر بروید و این کار را بکنید اینها اتباع ظل السلطانند و بالاخره فردا مؤاخذه میکنند؛ و اسباب توهین به اهل علم میشوند و ممکن است شما را تحت فشار و ناراحتی قرار بدهند. حالا بیائید همراه من که طریقه امر به معروف و نهی از منکر را نشانتان بدهم. آنگاه خان با شاگردانش به داخل آن حجره رفته و پرده را عقب زده و فرمود: آقایان سلمٌ علیکم! میهمان میخواهید؟ چند نفر از افراد داخل حجره دستپاچه شدند و رنگ از رخسارشان پرید و نگران شدند. خان فرمود: نه من نیامدهام مزاحم شما بشوم... حالا طلبهها و شاگردان خان هم همینطور مات و مبهوت ایستادهاند و تماشا میکنند. جهانگیر خان به افراد مذکور گفت: خوب آقایان داشتند فلن دستگاه موسیقی را میزدند، بزنید ببینم! آنها هم شروع کردند به نواختن. جهانگیر خان شروع کرد به ایراد گرفتن و اینکه شما این دستگاه را دارید اشتباه میزنید. رو به آن دیگری کرد و فرمود شما بزن ببینم و همینطور یک یک همه افراد داخل حجره آن دستگاه را زدند و خان هم یک یک ایرادشان را گفت. اهل حجره و آقایان طلب همه مات و مبهوت گشتند و از مهارت و استادی خان در موسیقی شگفت زده شدند. آنگاه جناب خان رو به همه آنها کرد و فرمود: آقایان من هم مثل شما یک وقتی با این آلات سروکار داشتم و چنگی مینواختم و نسبت به همه انواع دستگاههای موسیقی مسلط بودم. اما در نهایت به این نتیجه رسیدم که عمر خود را تلف کردهام. آیا حیف این عمر نیست که آدم، خود را صرف این هرزهگیها و امور لغو و بیهوده نماید و شروع کرد به خواندن آیه و حدیث و آنقدر گفت و گفت تا این که مجلس طرب و ساز و آواز، مبدل به مجلس توبه شد و همه سخت گریستند. آنگاه افراد داخل حجره، شیشههای شراب را شکستند و اساس ضرب و ساز و آواز را نیز درهم ریختند و مجلس، یک مجلس روحانی گشت. آنگاه جهانگیرخان در حقشان دعا کرد و فرمود: خدای شما را به توبهای که کردید، بخشید و خدا ان شاء الله شما را موفق و مؤید گرداند. همانگونه که من هم از گذشتة خود توبه کردم و به حمد الله مؤفق گشتم.
امر به معروف و نهی از منکر
جمعی از اصحاب خان از جمله مل محمّد علی خوانساری از ملزمان خدمتش که در مجلسی حاضر بوده است حکایت کردند:
یکی از مریدان مقدّس خان همسایهیی ساززن داشت که تعلیم ساز میکرد و اکثر صدای تار و کمانچه و سنتور از خانة او بلند بود. چون با دستگاه ظلّ السّلطان و شاهزادگان و بزرگان وقت ارتباط داشت احدی از ملها و متشرّعین محل جرأت نهی و ممانعت او را نداشتند. بنده فراموش کردهام گویا اسم این شخص را) نوّاب سنتوری (میگفتند؟
در یکی از ایام که خان به منزل آن مرد رفته بود هنگامة مشق و تعلیم تار بیش از همه روز آوازه داشت. مرد مقدّس به تصور اینکه خان به علت حرام بودن موسیقی از شنیدن این صدا رنج میبرد، سخت به قلق و اضطراب افتاد و چاره نمیدانست! خان چون ناراحتی او را دید ابتدا از در مسئلة فقهی درآمد: بر فرض که استماع غنا حرام باشد. سماعش حرمت شرعی ندارد یعنی اگر به عمد و اختیار گوش ندهی و آواز تغنّی بدون قصد از جایی بگوش شما برسد حرام نیست، وانگهی موضوع غنا و حدود حرمت و اباحة آن از معضلت فقهی است و هر آوازی را غناء و هر تغنّی را حرام نمیتوان دانست!
مقداری از این مسائل گفته شد باز آثار ناراحتی از وجنات آن مرد هویدا بود.
در این موقع خان به او گفت برو در خانة این ساززن را آهسته بزن و به وی بگو فلن سیم تار را سست بستهیی و فلن پردهاش ناساز است. استاد سازنده که این سخن را از همسایة خشک مقدّس شنید بیاندازه تعجّب کرد و گفت خواهش دارم اندکی صبر کنی تا تار خود را وارسی کنم. در مراجعت تعجبش بیشتر بود که دانست ایرادی بسیار بجا بر وی گرفته است. با تواضع و التماسی که مخصوص طالبان کمال است پرسید این مایه مهارت و استادی از کجاست که این نوع خردهگیری و دقیقه سنجی را جز از بزرگترین اساتید فنّ انتظار نتوان داشت! مرد مقدّس گفت من خود از این هنر سر رشته ندارم، مهمانی در منزل من است که این پیغام را داد.
استاد نوازنده فوراً به خانه برگشته سر و صدا را خاموش و به شاگردان سفارش کرد که هان پنجه به مضراب نبرید که بزرگترین استادان فن امروز در همسایگی ماست. بیش از این آبروی ما ریخته نشود، و خود لباس بر تن مرتب ساخته با ادب پیش آمد و اجازة شرفیابی خواست، بخیال اینکه واقعاً یکی از تارزنهای درجه اول دنیا را خواهد دید. به محض اینکه چشمش به جهان دانش و اخلق جهانگیرخان افتاد که از پیش هم او را دیده بود و به قیاس سایر پیشوایان علمی و مذهبی پیش خود تصوّر کرده بود، پیش وی به دو زانوی ادب نشسته سر در قدمش نهاد و به توبه و استغفار درآمد که اگر پیشوا و راهنمای مذهب تو باشی من بندة مطیع فرمانبردارم.
«رای آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی» راه ارتزاق من از این هنر است، اگر دستور بفرمایید به ترک این عمل خواهم گفت هر چند کار به گدایی بکشد. خان او را با تفقّد و دلداری چنان راهنمایی کرد که نه او بزحمت گدایی افتاد و نه همسایگان دیگر از دست وی بزحمت و عذاب بودند.
کتاب همایی: تاریخ اصفهان، ص. ۲۷۱–۲۶۹
بررسی تأثیر موسیقی و غنا در زندگی انسان
مطالعه ی موردی تأثیر موسیقی بر پیشرفت تحصیلی و اختالل رفتاری) مورد مطالعه: دانش آموزان دختردبیرستانی ناحیه ی یک رشت( دکتر طیبه قدرتی سیاهمزگی، استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد الهیجان) نرجس رضاپور، دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه آزاد واحد الهیجان(==== چکیده ==== «موسیقی» پدیدهای است که از دیر باز در زندگی انسانها نقش داشته و دارد و امروزه با پیشرفت علم، آلات موسیقی به صورت متنوعی پا به عرصه وجود گذاشتند و با در هم آمیختن نغمهها هر کدام روزانه میلیونها موزیک جدید تولید و پخش می شودو سبکهای مختلف موسیقی ابداع میشوند.
قطعاً با پیشرفت علم، تعدد آلات، تنوع و همچنین افزایش میزان استفاده از موسیقی، تأثیرات آن نیز بر زندگی افراد به طور قابل توجهی افزایش مییابد.
در این بین قشر دانش آموز که برای آینده ی شغلی و جایگاه اجتماعی خود در مدارس پرورش مییابد تا راه خود را به طور صحیح انتخاب نموده و به سمت پیشرفت گام بردارد، به دلیل وجود هیجانات خاص که در دوران نوجوانی به اوج خود میرسد از موسیقی به نحو نامناسبی استفاده میکند که البته این نحوه ی استفاده به دلیل عدم اطلاعات کافی از مضرات موسیقی و غناست.
این مقاله میکوشد تا با مطالعه ی موردی بر روی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه ی یک رشت میزان تأثیر موسیقی و غنا را بر افت تحصیلی و اختال رفتاری آنها و اعتیاد به موسیقی بسنجد.
مقدمه
در دنیای امروز موسیقی برای بسیاری از انسان حکم آب حیات را پیدا کرده است به گونهای که در هر حال گوش خود را دربست در اختیارش گذاشتهایم هنگام راه رفتن، خوابیدن، کار کردن، رانندگی، آشپزی و... .
اگر کسی ما را از گوش دادن به موسیقی بر حذر دارد ار انتقاد وی ناراحت میشویم و هزار و یک توجیه برایش میآوریم.
آموزش موسیقی و نوازندگی به نوجوانان و جوانان موجب انحراف آنها و ترتب مفاسد، و طبق فرمایش مقام معظم رهبری جایز نیست. موسیقی انسان را به بیکارگی، ابتذال، بی حالی و واخوردگی از واقعیتهای زندگی میکشاند و انسان را از معنویت و از خدا غافل میکند و به شهوت رانی تشویق میکند )مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۴، ص ۳۶۳، نقل از تاریخ اسلام ص ۲۰1 ()بهشت جوانان، اسدالله محمدی نیا، سبط اکبر، ۱۳۸۷، قم، بیست و ششم ص)۳۴۷
موسیقی موجب وصال نیست، بلکه خیال وصال را در انسان تحریک میکند
. بشر از نظر کمبودی که در معرفت توانایی مواجهه با واقعیت دارد موسیقی را برای تسلی خود تأیید میکند، پس نام آن را ضرورت میگذارد؛ به همین جهت است که اسلام به موسیقی روی خوش نشان نمیدهد و میخواهد انسانها از زندگانی روحی و طبیعی با خود واقعیات روبرو گردند )مبانی فقهی و روانی موسیقی، ص)۲۰) بهشت جوانان ص)۳۵۲
اسلام میخواهد انسان در دنیا، خود را در مقابل هیجانات نبازد و آمادگی واقعی خود را از دست ندهد )مبانی فقهی و روانی موسیقی ص)۲۶
غنای حرام از دیدگاه اسلام
اسلام در جلوههای مختلف، از «غنای حرام» بحث کرده و مؤمنان را از استعمال آن منع نموده از جمله:
تضعیف جایگاه غنا در زندگی انسان
غنا حرام در زندگی جایگاه قابل ستایشی ندارد، حتی ملئک رحمت به مکانی که در آن ابزار غنا و نیز خمر) مسکرات (وجود دارد نازل نمیکردند و همچنین برکات از آن منزل رخت برمی بندد: ... «التدخل الملئکه بیتاً فیه خمر او دف او تنبور او نرد والیستجاب دعائهم و ترفع عنهم البرکه (» وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۱۵، طبع آل البیت(===== نوازندگان سفلگانند ===== از امام صادق) ع (سؤال کردند سفله) آدم پست (کیست؟ امام) ع (پاسخ داد: «من یشرب الخمر و یضرب الطنبور(» وسایل الشیعه، ج۱۷، ص)۳۱۵
نشانه روزگار ناشایسته
روزگار ناشایسته، روزگاری که مردم آن نمازها را نادیده میانگارند، به تمآلات نفسانی اهمیت میدهند، قرآن را به خاطر غیر خدا میآموزند، علم فقه را برای غیر خدا فرا میگیرد، اولاد زنا، زیادهاند، غنا حرام را در هنگام قرائت قرآن به کار میبرند، اهل غنا و به کارگیری ابزارند، رعایت مسئله امر به معروف و نهی از منکر ناخوشایند است، از این چنین افرادی در ملکوت آسمانها به عنوان آدمهای پلید و نجس) ناپاک (یاد میشوند.
علت نکوهش غنا از دیدگاه اسلام
حال این مسئله مورد توجه است که چرا لهو در اسلام مورد نکوهش است؟ باید اثرات خطرناک لهو را مورد توجه قرارداد تا روشن شود که راز حرمت آن چیست.
تردیدی نیست که لهو نامشروع، همان سرگرمیهای ناسلام است چیزی که میتواند اثرات غنا نامشروع را به همراه داشته باشد و اساساً غنا حرام یکی از مصادیق آن است که برخی از اثرات منفی آن عبارت اند از:
ضعف عقل
لهو باعث ضعف عقل و تقویت حالت حماقت آدمی میشود، چنانچه امیرمؤمنان) ع (فرمود: «رب لهو یوحش حرا)۳۳(»؛ «چه بسا که لهو و سرگرمی ناروا باعث احساس تنهائی آدمی گردد»، چنانکه در رهنمودی دیگر آمده است: «اللهو قوت الحماقه (» غررالحکم، ج ۱، ص ۲۳۲، ح ۹۳۷ .(؛ «لهو، خوراک، حماقت است»
ضعف ایمان
لهو و لعب مایه تضعیف شدن ایمان انسان میشود. قال علی) ع(: «مجالس اللهو تفسد االیمان(» همان، ج ۶، ص ۱۳۴، ح)۶۸۱۵ جلسات لهو سرگرمی ناروا دل آدمی را فاسد میکند.
امام صادق) ع (فرمود: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»)بحارالانوار، ج ۴۴، ص)۲۸۷؛ «شیعیان ما در شادی ما شاد و در اندوه ما غمناک هستند.» در بیان دیگر پیامبر اکرم) ص (نقل شده که: «افضل األعمال بعد الصله ادخال السرور فی قلب المؤمن بماال اثم فیه) همان، ص)۱۹۴ و چنانکه فرمودهاند هرکس شیعیان ما را شاد بسازد ما را خشنود ساخته است؛ بنابراین، اصل شادی و سرورنه تنها نکوهیده نیست بلکه مورد تمجید است.
سستی اراده
سرگرمی غفلت زا یعنی سرگرمیهای نامطلوب باعث سستی اراده آدمی است. قال علی) ع(: «اللهو یفسد عزائم الجد» آن حضرت) ع (همواره یاران را از پرداختن به لهو و لعب منع میکردند. آن حضرت همچنین میفرمایند: «اهجر اللهو فانک لم تخلق عبثا فتلهو و لم تترک سدی فتلغو»)غررالحکم، ج)۲۱۶۵ از سرگرمی بیجا دوری کنید زیرا تو بدون هدف، خلق نشدهای و یله و رها نمیباشی.
دورماندن و غفلت از حقیقت
دورماندن اندیشه آدمی از دستیابی به واقعیات نتیجه منفی توجه به لهو لعب) موسیقی مطرب، عناء حرام (است. حضرت علی) ع (میفرمایند: «ابعد الناس عن صلح المستهتر باللهو(» همان، ج)۲۴۳۵ دورترین مردم از صلح کسی است که در لهو و لعب غوطه ور باشد.
نیز فرمود: «اول اللهو لعب و آخره حرب»)غررالحکم، ج۲، ص۴۱۱، ح)۳۰۶۷ آغاز لهو، بازی است و انجام آن تخاصم و درگیری است.
- ۳–۵ دورماندن از موفقیت و نجات حضرت علی) ع (فرمود: دورترین انسان از) رحمت (خدا کسی است که: سرگرم به
شنیدن غناء باشد) یکی از مصادیق لهو، غنا است(توجه: لهو، اختصاص به غنا ندارد و هرگونه سرگرمی غیرمجاز و نامشروع را شامل میگردد. در حدیث آمده است: «لهو المؤمنین فی ثلث: التمتع بالنساء و مفاکهه الاخوان، وصله اللیل(» همان، ج ۲، ص ۴۲۵، ح). ۳۱۳۲ سرگرمی سالم انسانهای با ایمان در سه چیز است. کامگیری حلل از زن، شرکت در جلسات دوستان، و انجام نماز شب.
غنا در سیره پیشوایان معصوم) ع(
ریان بن صلت میگوید: به امام رضا) ع (گفتم: عباس از قول شما به من گفت: که) شما (گوش دادن به غناء را تجویز میکنی... امام) ع (پاسخ داد: «کذب الزندیق»؛ «آن زندیق دروغ گفت»)و افزود:(او همواره، از مسائل مربوط به غنا میپرسید من به او گفتم: مردی پیش ابوجعفر) امام باقر) ع((آمد و حکم گوش دادن غنا را سؤال کرد. امام از او پرسید هنگامی که خدا حق و باطل را یک جا جمع کند، غنا در شمار کدامیک خواهد بود؟ او پاسخ داد: در شمار باطل، امام) ع (فرمود: پس پاسخ مسئله خود را دریافت داشتی «حسبک فقد حکمت علی نفسک.» امام هشتم سپس فرمود: «فکهذا کان قولی له» من نیز به عمربن قره، بیش از این نگفتم) بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۲۶۳، مستدرک سفینه البحار، ماده غنی( حرمت غناء به گونهای در سیره ائمه معصومین) سلم الله علیهم اجمعین (و پیامبر اکرم) ص (در میان مردم، شایع و مطرح بوده است که حتی: عاصم بن حمید از مسئله در میان نهادن این سؤال که: آیا در بهشت غنا وجود دارد؟ در محضر امام صادق) ع (از فرط حیاء بسیار دچار دشواری شده بود. امام) ع (به او فرمود:) بحارالانوار، ج ۸، ص). ۱۲۷
در بهشت، درختی است که خدا به باد، دستور میدهد تا بر آن بوزد و شاخههای آن به یکدیگر اصابت کرده آهنگی ویژه از آن برمی خیزد که هیچکسی به زیبایی آن آهنگ نشنیده است. امام) ع (پس از آن فرمود: این آهنگ دلربا و جذاب، برای کسی است که آهنگ غیرمجاز دنیا را به خاطر خدا رها کرده باشد.
ساز و آواز و کنسرتها و اتومبیلها و ورزش نمیتوانند جای فعالیتها و کارهای سودمند اجتماعی را بگیرند. رادیو نیز مانند سینما و موزیکال، کاهلی کاملی به کسانی میبخشد که با آن سرگرمند بدون شک الکلیسم کارگران ما را از پا در میآورد و سر و صدای رادیو و سینما و ورزش نامناسب روحیه ی فرزندان را فلج میکند.
ضرر موسیقی از نگاه دانشمندان غربی
براساس نظر بسیاری از روان شناسان، موسیقی احساسات بشر را در مسیر غیرطبیعی و غیرطبیعی و غیرعادی توسعه میدهد، و انسان را در یک عالم ناخودآگاهی کامل فرو میبرد و قوه ی خیال بافی غیرطبیعی و غیر واقعی را در انسان زیاد میکند. موسیقی سبب لذت نیست بلکه فقط قوه ی خیال را تحریک میکند، و انسان از آن خیالهای خود لذت میبرد به خاطر آن که اگر چند نفر حتی یک نوع موسیقی گوش دهند. لذتی که اینها از موسیقی میبرند یک جور نیست، و آن تخالتی که در آن فرو میروند یک شکل نیست بلکه هر کس یک نوع لذتی میبرد و در یک عالم خیالی سیر میکند؛ لذا میگویند اکثر بیماریهای روانی از همینجا شروع میشود که انسان در یک عالم گنگ فرو میرود که خود نمیتواند تعریف نماید) بهشت جوانان، ص .۳۵۵ برگرفته از کتاب موسیقی از نظر دین و دانش(.
نظر برخی دانشمندان درباره ی آسیب غنا
دکتر ولف آدلر) پروفسور دانشگاه کلمبیا(
موسیقی علاوه بر اینکه سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبیعی آن، سخت خسته میکند. عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام میشود تولید تعرض خارج از حد طبیعی در ِجلد) پوست (مینماید که بسیار زیانمند است) بهشت جوانان، ص .۳۵۶ تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب ص ۱۳۳ و مانند آن مناظره ی دکتر وپیر ص). ۴۵۲
دکتر آلکسیس کارل)فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی(
ساز و آواز و کنسرتها و اتومبیلها و ورزش نمیتوانند جای فعالیتها و کارهای سودمند اجتماعی را بگیرند. رادیو نیز مانند سینما و موزیکال، کاهلی کاملی به کسانی میبخشد که با آن سرگرمند بدون شک الکلیسم کارگران ما را از پا در میآورد و سر و صدای رادیو و سینما و ورزش نامناسب روحیه ی فرزندان را فلج میکند) جوانان، ص .۳۵۶ تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب ص)۱۳۴
دکتر آرنولد فریدمانی) پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد(
او با کمک دستگاههایی الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که طی مراجعه ی هزاران بیمار بدست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی و فکری و سردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه میکنند) بهشت جوانان، ص .۳۵۶ موسیقی از نظر دین و دانش ص). ۴۷
دکتر ربرت) متخصص روانشناسی کودک در انگلیس(
اطفال در رحم مادر تحت تأثیر موسیقی قرار میگیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد میشود این حالت از ۶ ماهگی به بعد است)همان(====== دکتر اوریزن اسوت مارون ====== هیجان بزرگترین عامل سکتههای قلبی است هنرمندان اغلب به علت سکته ی قلبی در گذشتهاند. از این بیان معلوم میشود هیجانِ حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است) بهشت جوانان، ص .۳۵۷ موسیقی از نظر دین و دانش ص ). ۵۲
موضوع مورد مطالعه
آنچه تا کنون مورد بحث قرار گرفت موجب گردید تا به مطالعه ی موردی درباره ی تأثیر موسیقی بر روند تحصیلی و اختلالاترفتاری دانش آموزان بپردازیم.
مدل مفهومی پیش رو و جداول ۱و۲ نتیجه ی تحقیق پرسشنامهای است که بر روی دانش آموزان دختر مقطع اول ودوم و سوم و چهارم متوسطه ی ناحیه یک رشت میباشد. تحقیق از نوع علی پس از وقوع میباشد.
فرضیات مورد نظر
۶–۱-۱ بین ساعات گوش دادن به موسیقی و افت تحصیلی رابطه ی معنا داری وجود دارد.
۶–۱-۲ بین ساعات گوش دادن به موسیقی و اختلالات رفتاری همچون اضطراب، افسردگی، خانواده گریزی، عدم توانایی ارتباط با دوستان، احساس یاس و نا امیدی مفرط و ... رابطه ی معنا داری وجود دارد.
۶–۱-۳ بین ساعات گوش دادن به موسیقی و اعتیاد به آن رابطه ی معنا داری وجود دارد.
روش تحقیق
این پژوهش از نوع پژوهش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارتند از کلیه ی دانش آموزان مقطع متوسطه ی دوره ی دوم ناحیه ی یک رشت که در سال تحصیلی ۹۳–۹۴ مشغول به تحصیل میباشد؛ که تعداد آنان در سال جاری حدود ۵۰۰۰ نفر میباشد. روش نمونه گیری در این تحقیق، روش نمونه گیری تصادفی ساده است. از بین دانش آموزان مدارس متوسطه ی ناحیه ی یک رشت ۳۷۵دانش آموز در پایههای اول، دوم، سوم، و چهارم متوسطه تعداد ۳۷۵=nنفر بصورت تصادفی انتخاب شدند که این تعداد مطابق جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان میباشد.
ابزار پژوهش
در این پژوهش از روش پرشنامه استفاده شده است. این پرسشنامه یک پرسشنامه ی محقق ساخته است که دارای ۴ گویه جمعیت شناختی، ۵ گویه برای بررسی اعتیاد به موسیقی و ۵ گویه برای بررسی اختلل رفتاری در نظر گرفته شده است.
همبستگی میان گویههای پرسشنامه
گویههای ۱۴٬۱۲٬۱۱٬۱۰٬۱ برای بررسی اعتیاد به موسیقی است. گویههای ۵٬۴ ،۸ ،۱۵٬۱۳ برای بررسی اختلل رفتاری میباشد.
بررسی همبستگی یک بار بین اعتیاد به موسیقی و عملکرد تحصیلی و یک بار بین اختلل رفتاری با پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شده که نتیجه ی این همبستگی در یافتههای تحقیق مشهود است.
نحوه ی اجرای پرسشنامه
برای اجرای پرسشنامه بر روی دانش آموزان گروه هدف اقدامات زیر انجام گرفت:
-۱تعیین جامعه ی آماری تحقیق
جامعه ی آماری با توجه به حساس بودن مقطع متوسطه و تأثیرات ناشی از افت تحصیلی در تعیین سرنوشت تحصیلی دانش آموزان برای انتخاب رشته و کنکور و شغل آینده ی آنها در نظر گرفته شده است
تعداد دانش آموزان مقطع متوسطه ی دوره ی دوم حدود ۵۰۰۰ نفر دختر میباشد که از این بین دو مدرسه یکی نیمه برخوردار و یکی برخوردار به طور تصادفی انتخاب گردیده است.
-۲ تعیین حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان
با توجه به اینکه جدول کرجسی و مورگان با اطمینان بالائی میتواند از بین جامعه آماری تعداد گروه نمونه را انتخاب کند به این منظور از این جدول استفاده به عمل آمد.
بر طبق جدول مورگان برای حدود ۵۰۰۰ نفر دانش آموز تعداد نمونه ۳۵۷ نمونه کافی به نظر میرسد که این عدد بااحتساب %۵ افزوده شده به دلیل احتمال وجود پاسخنامههای غیرقابل تصحیح میباشد.
جدول زیر نشان دهنده ی نمونه ی مورد تحقیق میباشد:
دبیرستان دخترانه ی فرهنگ امام خمینی) ره (و دبیرستان دخترانه ی ۱۷ شهریور) دوره دوم( مقطع تحصیلی سال اول سال دوم سال سوم سال چهارم تعداد ۱۱۳نفر ۹۸ نفر ۹۸ نفر ۶۶ نفر
-۳ پر شدن پرسشنامه توسط حجم نمونه ی تصادفی
پرسشنامهها پس از هماهنگی با مسئول تحقیقات آموزش و پرورش ناحیه ی یک رشت و اخذ مجوز در مدت ۱۵ روز کاری بر روی گروه نمونه که به صورت تصادفی طبقهای انتخاب شده بودند اجرا گردید.
-۴ تحلیل دادههای آماری
پرسشنامههای پر شده توسط دانش آموزان، در نرمافزار Exell وارد گردید و پس از ویرایش با نرمافزار Spss مورد تحلیل آماری قرار گرفت.
مدل مفهومی
متغیر مستقل
متغیر وابسته
استفاده از موسیقی
اختلال رفتاری
افت تحصیلی
میزان استفاده از موسیقی
زمان استفاده از موسیقی
(در هنگام مطالعه ی دروس)
نوع استفاده
میزان علاقهمندی به
موسیقی
یافتههای تحقیق
در این پژوهش ۳۵۷ نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شرکت داشتند که ۳۰ درصددر پایه اول، ۲۶ درصد در پایه دوم، ۲۶درصد درپایه سوم و ۱۸ درصد در پایه پیش دانشگاهی مشغول به تحصیل بودند. میانگین سنی کل آزمودنی ۱۷/۷۹ با انحراف معیار ۱/۴۸ است. میانگین زمانی که در طول شبانه روز به موسیقی گوش میدادند ۲/۶۴ ساعت با انحراف معیار ۱/۶۶ بود.
جدول: ۱ همبستگی بین میزان اعتیاد به موسیقی با پیشرفت تحصیلی
متغیرها ضریب مجذور ضریب سطح معنی همبستگی R همبستگی R2 داری
اعتباد به موسیقی - -۰/۳۵ ۰/۱۲ ۰/۰۱ پیشرفت تحصیلی
همانطور که در جدول))۱ مشاهده میشود بین میزان اعتیاد به موسیقی به موسیقی با پیشرفت تحصیلی، همبستگی منفی به میزان)r=-۰/۳۵(وجود دارد که از نظر آماری معنی دار ا ست) .)P>0/01 بنابراین با ۹۹ درصد اطمینان میتوان نتیجه گرفت که با افزایش میزان اعتباد به موسیقی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کاهش مییابد؛ با این توصیف اعتباد به موسیقی توانسته است ۱۲ درصد واریانس متغیر ملک) پیشرفت تحصیلی (را تبیین کند.
جدول: ۲ همبستگی بین میزان اختالل رفتاری با پیشرفت تحصیلی
متغیرها ضریب مجذور ضریب سطح معنی همبستگی R همبستگی R2 داری
اختلال رفتاری - پیشرفت -۰/۲۶ ۰/۰۷ ۰/۰۱ تحصیلی
≤P 0/01، =n 103
همانطور که در جدول))۲ مشاهده میشود بین میزان اختلل رفتاری با پیشرفت تحصیلی، همبستگی منفی به میزان)r=-۰/۲۶(وجود دارد که از نظر آماری معنی دار ا ست) .)P>0/01 بنابراین با ۹۹ درصد اطمینان میتوان نتیجه گرفت که با افزایش میزان اختلل رفتاری، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کاهش مییابد؛ با این توصیف اختلل رفتاری توانسته است ۷ درصد واریانس متغیر ملک) پیشرفت تحصیلی (را تبیین کند.
بحث و نتیجهگیری
براساس نظر بسیاری از روانشناسان، موسیقی احساسات برش را در مسیر غیرطبیعی و غیرعادی توسعه میدهد و انسان را در یک عامل ناخودآگاهی کامل فرو میبرد و قوه ی خیال بافی غیرطبیعی و غیر واقعی را در انسان زیاد میکند. موسیقی سبب لذت نیست بلکه فقط قوه ی خیال را تحریک میکند و انسان از آن خیالهای خود لذت میبرد. به خاطر آنکه اگر چند نفر حتی یک نوع موسیقی گوش دهند، لذتی که اینها از موسیقی میبرند یک جور نیست و آن تخیالتی که در آن مورد فرو میروند یک شکل نیست بلکه هر کس یک نوع لذتی میبرد و در یک عامل خیالی سیر میکند؛ لذا میگویند اکثر بیماری اعتیاد به موسیقی نیز نیازمند جایگزینی مناسب برای جوانان و نوجوانان میباشد تا آنان ازدام موسیقیهای طربانگیز و مهیج در امان مبانند. چرا که تأثیرات سو ء غنا منحرص بر اختالل رفتاری و افت تحصیلی منی شود. بلکه تأثیرات نامناسبی بر روی روح و روان دانش آموزان میگذارد که با ادامه ی این روند بنیانهای شخصیتی آنان را تحت الشعاع قرار میدهد.
لذا پیشنهاد میگردد که دستگاههای ذیربط اعم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، وزارت ورزش و جوانان و وزارت علوم با تعامالتی متناسب رشایط متعادلی را برای جوانان فراهم منایند تا آنان در استفاده از موسیقی در مسیری صحیح قرار گیرند.
-۲ آموزش جوانان و نوجوانان درباره ی آسیبهای روحی، جسمی، اجتامعی، اخلاقی و... موسیقی و غنا به طور دقیق و علمی و ارائه ی منونههای مشهود و ملموس برای آنان با برگزاری کالسهای توجیهی با حضور کارشناسان مطلع.
-۳ کنرتل جوانان و نوجوانان در میزان و نحوه ی استفاده از وسایل پخش موسیقی نظیر هدفون و ام پی تری پلیر ... توسط اولیاء و کادر مدارس.
-۴ جلوگیری استفاده ی جوانان از موسیقیهای با مضاممین نامناسب. -۵ بررسی مداوم روند تحصیلی دانش آموزان و ارائه ی برنامه ی دقیق در مورد ساعات درس خواندن و میزان استفاده از موسیقی به آنها.
منابع
-۱ بهشت جوانان، اسدالله محمدی نیا، سبط اکرب، ۱۳۸۷، قم، بیست و ششم.
-۲ مبانی فقهی و روانی موسیقی، بی نا، بی تا، بی جا. -۳ مجموعه آثار شهید مطهری، ج .۱۴
-۴ وسائل الشیعه، ج۱۷، الشیخ الحرّ العاملی، تحقیق و تصحیح: الشیخ عبدالرحیم الربانی الشیرازی، نارش: چاپخانه اسلامی، تهران، ۱۳۷۶ ق.
-۵ غررالحکم، ج ۱، بی نا، بی تا، بی جا.
-۶ بحار الانوار، ج ۴۴، عالمه محمد باقر مجلسی، تحقیق و تعلیق: سید جواد علوی، نارش: دارالکتب اسلامیة، تهران، ۱۳۶۲ ق.
پرسشنامه
نام و نام خانوادگی : .................................. جنسیت: دختر • پسر • پایه ی تحصیلی: اول• دوم • سوم • چهارم • نام مدرسه : ........................ ۱. آیا در طول شبانه روز به موسیقی گوش میدهید؟ بلی • خیر •
۲. به طور معمول چند ساعت در شبانه روز به موسیقی گوش میدهید؟ کمتر از یک ساعت • بین یک تا دو ساعت • دو تا سه ساعت • بیشتر از سه ساعت •
معدل سال گذشته :..........................
دانش آموز عزیز لطفاً سوالهای پرسشنامه را مطالعه نموده و پاسخ مناسب را با عالمت)) × مشخصهای روانی از همینجا رشوع میشود که انسان در یک عامل گنگ فرو میرود که خود منی تواند تعریف مناید.
همه ی آنچه در این مقاله مورد بحث قرار گرفت و با توجه به نتایج آماری به این مهم میرسیم که هر چه میزان استفاده نوجوانان و جوانان از موسیقی بیشرت میشود میزان رغبت آنها به علم اندوزی کاهش مییابد. همچنین در نتایج آمارها دیده شد که هر چه میزان استفاده از موسیقی بیشرت میگردد، میزان اختالالت رفتاری نوجوانان و جوانان نیز بیشرت میشود که این خود آسیبی بزرگ است برای شکل گیری شخصیتی دانش آموزان و حضور آنها در اجتامع.
پیشنهادات
-۱ در اغلب مواردی که افراد دچار اعتیاد به کار یا مادهای میشوند در ابتدا برای رهایی فرد از اعتیاد، جایگزینی کم خطر مهیا منوده؛ و کمکم میزان استفاده از آن مورد را کاهش میدهند.
ردیف سوالات
۱ در هنگام گوش کردن به موسیقی لذت میبرم.
۲ در کالس به سوالات درسی معلم پاسخ میگویم.
۳ تکالیفم را به موقع انجام میدهم.
۴ با دانش آموزان دعوا میگیرم.
۵ وقتی کسی بر خالف نظرم کاری را انجام میدهد به شدت ناراحت میشوم.
۶ روی درسها تمرکز خوبی دارم.
۷ در انجام کارهای درسی اضطراب دارم.
۸ با دوستانم رابطه ی خوبی دارم.
۹ از حضور در مدرسه لذت میبرم.
۱۰ ساعتها به موسیقی گوش میدهم.
۱۱ هنگام انجام تکالیف مدرسه به موسیقی گوش میدهم.
۱۲ پس از شنیدن موسیقی احساس یأس و ناامیدی میکنم.
۱۳ گاهی اوقات پس از شنیدن موسیقی حالت افسردگی به من دست میدهد.
۱۴ گوش دادن به موسیقی موجب میشود از ارتباط عاطفیم با خانوادهام کاسته شود
۱۵ از اعضای خانواده گریزانم.
جوانان مؤمن و انقلابی
توصیههای ارزشمند آیت الله العظمی سیستانی به جوانان
آیت الله سیستانی در پاسخ به نامه جمعی از جوانان که از معظمله درخواست نصیحت کرده بودند، توصیههایی ارزشمند را مرقوم داشتند که ترجمه متن نامه جوانان و پاسخ معظمله در زیر میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلم و درود ما به مرجع دینی اعل، آیت الله العظمی سید علی حسینی سیستانی دام ظله الوارف.
ما جمعی از جوانان دانشگاهی فعال در زمینه اجتماعی هستیم که از شما تقاضا میکنیم توصیهها و نصایحی را که در این روزها برای ما مفید میدانید و بیانگر نقش جوانان و وظیفه آنها میباشد و دیگر نصایحی که به نظر شما برای ما مفید است برای ما بیان بفرمایید.
جمعی از جوانان دانشگاهی و فعالان اجتماعی
پاسخ آیت الله سیستانی به نامه جوانان
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و الصلة والسلم علی محمد و آله الطاهرین السلم علیکم و رحمة الله وبرکاته
دوست دارم این جوانان عزیز را که برای من همچون جانم و خانواده خودم اهمیت دارند به هشت چیز توصیه کنم که تمام سعادت دنیا و آخرت و خلصه پیامهای الهی به بندگان خود و چکیده پندهای حکما و بندگان صالح خداوند و تجربههای بنده در آن نهفته است:
اعتقاد به خداوند و آخرت
اول: اعتقاد واقعی به خداوند سبحان و آخرت. مواظب باشید کسی از شما در این اعتقاد و باور کوتاهی نکند که دلایل محکمی بر آن موجود است و انسان اگر تأمل کند میبیند هر موجودی در این جهان نشان از آفرینندهای توانا و بزرگ دارد و خداوند متعال از طریق پیام آوران خود این پیام را به ما رسانده و برای ما روشن ساخته که حقیقت این زندگی صحنه مسابقهای است تا بندگان خود را بیازماید که کدامیک نیکوکارتر هستند. پس کسی که به خداوند و روز آخرت ایمان و توجه نداشته باشد از معنا و هدف و غایت زندگی غفلت ورزیده و راه را گم کرده. از این رو هرکدام از شما باید ببیند این اعتقاد او چگونه است و به آن اهمیت بسیار بدهد و تلش کند این اعتقاد را در جان خود تقویت کند و همواره به آن متوجه باشد و نسبت به آن بصیرت داشته باشد که در نتایج پر برکتی خواهد داشت.
اگر انسان در دورهای از جوانی خود دچار ضعف در دین یا کوتاهی در انجام واجبات شد و سرگرم لذتها شد، نباید ارتباط خود را با خدای متعال قطع کند تا مبادا بازگشت برای او دشوار شود و بداند که اگر انسانی در حال قدرت و عافیت مغرور شود و از خداوند سبحان غافل شود، بالاخره هنگام ناتوانی و ضعف به سوی خداوند باز خواهد گشت پس چه بهتر که هنگام قدرت نیز تأمل کند و متوجه باشد که این روزها سپری میشود و روزی ضعف و ناتوانی و پیری و بیماری به سراغ او خواهد آمد.
همچنین انسان باید مراقب باشد تحت تأثیر برخی شبهات در مبانی ثابت دین خود تردید نکند و در این زمینه بر افکار و اندیشههای ناپخته و ناسنجیده اعتماد نکند و به لذتها و زرق وبرق دنیا دل خوش نکند و از اینکه میبیند برخی از دین برای منافع شخصی خود بهر میبرند، در دین خود ضعیف نشود که حق با انسانها قیاس نشود، بلکه انسانها باید با حق سنجیده شوند.
آراستگی به اخلاق نیکو
دوم: آراستگی به اخلق نیکو؛ اخلق نیکو همه فضائل همچون حکمت، بردباری، مدارا، تواضع، تدبیر و صبر را در بر دارد و از مهمترین اسباب سعادت دنیا و آخرت به شمار میرود و نزدیکترین مردم به خداوند سبحان و پرحاصلترین آنها در روز تنگدستی در پیشگاه خداوند متعال کسی است که خوش اخلق تر باشد؛ چرا
که هرکس خود را به قومی شبیه سازد رفته رفته از آنها میشود و این گونه تلش نیز نزد خداوند پاداش بیشتری خواهد داشت تا کسی که بنا بر طبیعت خود این ویژگیها را داشته باشد.
تلاش برای فراگیری حرفه و تخصص
سوم: تلش برای فراگیری شغل و حرفه و کسب تخصص که در آن برکات زیادی وجود دارد و میتواند بخشی از وقت خود را در آن صرف کند و مخارج خود و خانواده اش اش را تأمین کند و کارهای خیر انجام دهد و تجربیاتی به دست بیاورد و مال حلل به دست بیاورد؛ چرا که هر گاه مالی با رنج و مشقت به دست بیاید، گواراتر خواهد بود و برکت بیشتری خواهد داشت و خداوند متعال نیز انسان پرتلش و کاری را دوست دارد و از انسان بیکار و تنبل و سربار دیگران که وقت خود را با بازی و بیهودگی میگذراند بیزار است، پس مراقب باشید جوانی شما بدون یادگیری مهارت و تخصص نگذرد؛ چراکه خداوند متعال به جوانان یک انرژی روحی و جسمی عطا کرده تا با این انرژی سرمایه زندگی خود را تأمین کنند، پس مراقب باشید این انرژی بیهوده به هدر نرود. بهتر است هرکدام از شما سرگرم یادگیری یک حرفه و تخصص شوید و در آن استاد و متبحر شوید و در این زمینه کسی بهانه نیاورد که نمیتوانم یا نمیدانم؛ چراکه میتوانید به اهل خبره و دانایان رجوع کنید که آنها از شما داناتر و با تجربهتر هستند و در این زمینه هرکدام از شما باید وظیفه خود را با علقه و پشتکار انجام دهد و تمام هم و غم او جمع کردن پول از هر راه ممکن نباشد که مال حرام برکت ندارد و هرکس مالی را از راه حرام جمع کند، چه بسا خداوند او را به بلیی گرفتار سازد که ناچار شود آن مال را در آن راه خرج کند و چنین مالی موجب ثروت و بینیازی انسان در دنیا نخواهد شد و در آخرت نیز وبال او خواهد بود.
هرکدام از شما باید وجدان خود را بین خود و دیگران داور کند و برای دیگران به گونهای کار کند که دوست دارد برای خودش کار کنند و به دیگران نیکی کند همان گونه که دوست دارد دیگران نیز با او نیکی کنند و موازین اخلاقی را در کار خود رعایت کند و کاری انجام ندهد که از فاش شدن آن شرم داشته باشد و بداند که او در کاری که انجام میدهد، امانتدار دیگران است پس باید برای دیگران خیر بخواهد و از خیانت بپرهیزد و بداند که خداوند متعال ناظر است و دیر یا زود سزای او را خواهد داد و خیانت و نیرنگ از بدترین و بدفرجامترین کارها نزد خداوند متعال میباشد.
البته پزشکان باید به این نصیحتها توجه بیشتری داشته باشند، زیرا آنها با جان و جسم مردم سر و کار دارند و باید کامل مراقب و هوشیار باشند تا کاری نکنند که عاقبت ناگواری برای آنها داشته باشد که فردا نزدیک است.
خداوند سبحان فرمود: «ویلِللمطِّففین)۱(الِذینِ إذ اکَتالوا علی َّالناس یسَتوفون)۲(ِوإذا کالوهم او وزنوهم یْخسرونِ )۳(الا یظن أولئِکَّ أنهم مبعُوثون:»)
وای بر کم فروشان. آنان که چون از مردم پیمانه میگیرند آن را پر کنند؛ و چون برای مردم پیمانه میگیرند کم میگذارند. آیا آنها گمان نم یکنند که روزی برانگیخته میشوند(.
و از پیامبر) ص (روایت شده که فرمود: «إنّ الله تعالی یحبّ إذا عمل أحدکم عملً أن یتقنه:»)خداوند متعال دوست دارد هرکس کاری انجام میدهد آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهد(دانشجویان و اساتید هم باید در مورد تخصصهای خود به ویژه پزشکی مراقب باشند تا دانش و روش درمان آنها به روز باشد. آنها وظیفه دارند علوم جدید رشته خود را از طریق مقالات علمی و یافتههای جدید دانشمندان پیگیری کنند و در مراکز علمی به رقابت بپردازند و هرگز به خود اجازه ندهند تا همیشه شاگرد دیگران و مصرفکننده ابزار و تجهیرات دیگران باقی بمانند، بلکه خود آنها هم باید در تولید دانش سهیم باشند همانگونه که پدران آنها نیز پیشگامان علم و دانش در گذشته بودهاند و هیچ امتی از شما به علم و دانش سزاوارتر نیست، پس استعدادهای نهفته در جوانان ونوجوانان را دریابید و حتی اگر این افراد از قشرها ضعیف باشند به آنها کمک کنید همان گونه که به فرزندان خود کمک میکنید تا اینکه آنها هم به درجات عالی علم و دانش برسند و شما هم از آجر و پاداش علم و تخصص آنها بهرهمند شوید.
التزام به اعمال و اخلاق پسندیده و دوری از اعمال و اخلاق ناشایست
چهارم: التزام به اعمال و اخلق پسندیده و دوری از اخلق و اعمال ناپسند که هیچ خیر و سعادتی نیست مگر اینکه ریشه آن یک فضیلت باشد و هیچ شقاوت ینیست مگر اینکه ریشه آن یک رذیله است) به جز موارد امتحان الهی(خداوند متعال میفرماید: «وَ ماَأَصَابُکْمِ مْنُ مِصیبٍةَ فبماَکسبْتَ أِیدُیکم ویُعفوَعْنَ کِثٍیر.»
و از جمله صفات پسندیده محاسبه نفس، پاکدامنی در نگاه و رفتار، راستگویی در گفتار و رفتار، صله رحم، امانتداری، وفای به عهد، دوراندیشی در راه حق و دوری از کارهای ناشایست میباشد.
و از جمله صفات ناپسند تعصبات بیجا، اقدامات هیجانی، بطالت، ریا، اسراف، ولخرجی، نارضایتی از بل، بدرفتاری با دیگران، هدر دادن اموال، کفران نعمت، افتخار به گناه، همکاری با دیگران در ظلم است و اینکه دوست بدارد به خاطر کاری که انجام نداده ستوده شود.
به دختران توصیه میکنم پاکدامن باشند که دختران و زنان به خاطر ظرافت خود بیش از دیگران در معرض ناگواریهای ناشی از بی احتیاطی هستند، پس مراقب باشند فریب احساسات لجام گسیخته را نخورند و به ورطه ارتباطات گذرا کشیده نشوند که این لذتها میگذرد، اما پیامدها و تبعات منفی آن باقی میماند.
دختران جز در مورد زندگی پایدار و ازدواج و ضامن سعادت نباید به چیزی بیندیشند و چه خوب است که یک زن متانت و وقار و حجاب خود را در جامعه و جریان زندگی و تحصیل خود حفظ کند.
اهتمام به ازدواج و تشکیل خانواده و بچه دار شدن
پنجم: اهتمام به تشکیل خانواده و ازدواج و بچه دار شدن بدون تأخیر در این کار؛ چراکه ازدواج موجب انس و خوشی انسان است و موجب میشود در کار خود جدیت داشته باشد و احساس مسئولیت کند و از انرژی خود بهره مفید ببرد و باعث میشود یک مرد از امور ناپسند و غیر ضروری دور شود و در روایات نیز آمده هرکس ازدواج کند نیمی از دین خود را حفظ کرده است و علاوه بر اینها ازدواج و تشکیل خانواده از سنتهای لازمو فطری انسان است که هرکس از آن جدا شود گرفتار تنبلی و سستی میشود و البته کسی نباید در راه ازدواج از فقر و تنگدستی بترسد که خداوند سبحان ازدواج را سببی از اسباب رزق و روزی قرار داده که انسان ممکن است در ابتدا به آن توجه نداشته باشد.
همچنین هنگام ازدواج به دین و اخلق و ریشه طرف مقابل خود توجه کنید و تمام توجه شما به زیبایی و ظاهر نباشد که این یک اشتباه است که به زودی به آن پی خواهید برد و در حدیث نیز از ازدواج با یک زن فقط به خاطر زیبایی او نهی شده و مرد باید بداند که اگر با زنی به خاطر دین و اخلق او ازدواج کند در آن برکت خواهد بود.
همچنین دختران و اولیاء آنها در امر ازدواج نباید کاری را بر ازدواج و تشکیل خانواده ترجیح دهند که ازدواج موجب آرامش در زندگی است و کار بیشتر شبیه به مستحبات است و ترک ازدواج به خاطر کار از حکمت به دور است و کسی که از این امر در جوانی خود غفلت کند به زودی پشیمان میشود و پشیمانی نیز سودی نخواهد داشت و تجربه نیز این را نشان داده است. برای والدین نیز جایز نیست مانع ازدواج جوانان بشوند یا در این راه مانع تراشی کنند و سنتها و آداب و رسوم غیر الهی را به جوانان تحمیل نکنند و مهریههای سنگین تعیین نکنند و منتظر نمانند که مثل خواستگار سید یا عموزاده بیاید که این کارها مفاسد بزرگی دارد که والدین از آن بی خبرند و باید بدانند که خداوند سبحان به والدین فقط در جهت خیرخواهی برای فرزندان ولایت داده تا آنها را به خیر و صلح راهنمایی کنند و هرکس زنی را در راهی که صلح آن زن نباشد حبس کند مرتکب یک گناه دائمی شده که همواره از آثار این کار خود متضرر میشود و دری از درهای جهنم را به روی خود گشوده است.
خیر رساندن و خدمت به مردم
ششم: تلش برای نیکوکاری و خیر رساندن به دیگران به ویژه در مورد ایتام و بیوهها و محرومان و کارهای عامالمنفعه که این کارها موجب تقویت ایمان و پاک شدن دل و همچنین زکات نعمتی است که انسان از آن بهرهمند شده و این کار نوعی برداشتن قدم خیر و همکاری در راه نیکی و تقوا و امر به معروف و نهی از منکر بی کلم و موجب کمک به مسئولان در جهت حفظ نظام جامعه و خدمت به مردم و بهبود حال جامعه و موجب برکت دنیا و آخرت خواهد بود و خداوند سبحان نیز جامعه همدوش و یار و یاور هم را که در آن هرکس به برادران دینی خود توجه دارد دوست دارد. خداوند متعال فرمود: «و لو ان اهل القری امنوا و اتقوا لفتحنا علیکم برکات السماء»)اگر اهالی شهرها و روستاها ایمان بیاورند و تقوا داشته باشند برکات آسمان را بر آنها میگشاییم(.
و فرمود: «َّإنَّ الله لاَیّغُیر َما َبْقوٍم َحّتی یغیرو َما َبأُنفِسهمِ :»)خداوند وضعیت قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه آنها خودشان را تغییر دهند(.
و پیامبر اسلام) ص (فرمود: «ال یؤمن أحدکم حتّی یحبّ ألخیه ما یحبّ لنفسه ویکره ألخیه ما یکره لنفسه:»)ایمان کسی کامل نیست مگر آنکه آنچه برای خودش دوست دارد برای برادرش دوست بدارد و آنچه برای خودش نمیپسندد برای برادرش نیز نپسندد(.
همچنین پیامبر) ص (فرمود: «من سنّ سنة حسنة فله أجرها وأجر من عمل بها :»)هرکس سنت نیکی را بنا نهد، از پاداش کار خود و کسانی که به آن سنت عمل کنند بهرهمند میشود(.
هرکس مسئولیت خود را به درستی انجام دهد
هفتم: اینکه هر انسانی که کار دیگران به او واگذار شده مسئولیت خود را به درستی انجام دهد؛ چه در زمینه خانواده و چه در جامعه. پس پدران باید به مسئولیت خود در برابر فرزندان و همسر به درستی عمل کنند و از خشونت و سنگدلی و سخت گیری پرهیز کنند و حتی در جایی که قاطعیت لازماست از خشونت بپرهیزند تا منافع خانواده و جامعه حفظ شود؛ چراکه برخورد قاطعانه لازمنیست حتماً همراه آزار بدنی و الفاظ زشت باشد، بلکه ابزارهای تربیتی دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که میتوان با مشاوره با کارشناسان از آنها در این زمینهها بهره برد و روشهای خشن نیز غالباً نتیجه عکس میدهد و موجب ریشه دار شدن آن رفتار منفی در شخص مورد نظر و شکسته شدن شخصیت او میشود پس قاطعیتی که همراه ظلم باشد خیری در آن نیست و نمیتوان یک اشتباه را با اشتباه دیگر اصلاح کرد.
کسی که کاری از جامعه را بر عهده گرفته باید به آن اهتمام ورزد و برای مردم خیر بخواهد و در آن کار به مردم خیانت نکند و از موقعیت خود برای تشکیل گروه و حزب در جهت تأمین منافع شخصی و جمع اموال مشوک و مشتبه استفاده نکند و با حزب و گروه خود زمینه محرومیت افراد شایسته از مناصب اجتماعی را فراهم نسازد، بلکه باید برای همه مردم به صورت یکسان کار کند و از کار خود به عنوان وسیلهای برای رسیدن به منافع یا نزدیک شدن به افراد استفاده نکند؛ چراکه دست یابی به حقوق خاص از طریق کاری که وظیفه انسان است جایز نیست و اگر هم انسان مجبور بود میان مراجعان خود یکی را ترجیح دهد باید فرد ضعیف تر را ترجیح دهد، چون آن فرد چاره و حامی دیگری جز خداوند متعال برای رسیدن به حق خود ندارد.
همچنین شایسته نیست کسی برای توجیه کار خود از دین و مذهب سوء استفاده کند؛ چرا که همین دین و مذهب از ما میخواهند در کارهای خود حق و انصاف و عدالت را رعایت کنیم و خداوند متعال میفرماید: «لقد أرسلنا رسلنا بالبینات وأنزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط :»)و ما پیامبران خود را با نشانهها فرستادیم و به همراه آنها کتاب و میزان فرو فرستادیم تا مردم به عدالت رفتار کنند(و امام علیه السلم فرمود: «ّإنی سمعت رسول الله) صلّی الله علیه وآله (یقول فی غیر موطن: ْلن َتقَّدسُ أمٌة لا یؤَخُذِ للضَّعیفِ َ فَیه اَّحقُهِ مَن َالقِوِّی َغَیر َمْتِعتٍع :»)در مواضع متعدد از رسول خدا) ص (شنیدم که فرمود: امتی پاکیزه نمی شود مگر اینکه حق ضعیف بدون لکنت زبان و ترس از قوی گرفته شود(و هرکس جز این رفتار کند دچار خیال پردازی بیهوده شده و نزدیکترین مردم به پیشوایان عدالت همچون پیامبر) ص (و امام علی) ع (و امام حسین) ع (کسانی هستند که بیشتر به سخنان این پیشوایان عمل کنند و از سیره آنها پیروی کنند.
مسئولی که امور مردم به وی سپرده شده شایسته است نامه امام علی) ع (به مالک اشتر را مطالعه کند و ببیند حضرت چگونه در این نامه مبانی عدالت و امانتداری را برای مالک بر میشمارد و ازاین رو این نامه برای مسئولان مفید است و هرکس متناسب با مسئولیت خود میتواند از آن بهره ببرد و هرچقدر که دایره مسئولیت کسی بزرگتر باشد، رعایت دستورات این نامه برای او واجب تر خواهد بود.
یادگیری و تجربه اندوزی در تمام مراحل زندگی
هشتم: هر انسانی باید در تمام مراحل زندگی از روحیه آموزش و یادگیری و افزایش دانایی و معرفت برخوردار باشد و در اعمال و رفتار و آثار و اتفاقات اطراف خود تأمل کند تا هر روز بر میزان معرفت و تجربه او افزوده شود؛ چراکه این زندگی مدرسهای با ابعاد مختلف است و عمق زیادی دارد که انسان هیچگاه از یادگیری و معرفت بینیاز نیست و در هر اتفاقی که رخ میدهد پند و عبرتی نهفته و در هر واقعه و اتفاقی پیامی موجود است که برای کسی که تأمل و دقت کند روشن خواهد شد، پس انسان در زندگی خود هیچگاه از علم آموزی و تجربه اندوزی بینیاز نیست تا اینکه خداوند را ملقات کند و هرچقدر که انسان بصیرت بیشتری داشته باشد میتواند تجربیات و حقایق بیشتری را کشف کند. خداوند متعال میفرماید: «َوَمنُ یؤَت الحْکَمَةَ فقْدُأِوتیَ خْیًراَ کِثیراً :»)کسی که به او حکمت داده شود از خیرَزیادی بهرهمند شده (و به پیامبر خود فرمود: «وقل رب زدنی علما:»)بگو خداوندا دانش مرا افزون کن(.
ارتباط با سه کتاب ضروری است
همچنین برای انسان شایسته است با سه کتاب مأنوس شود و با تأمل و تفکر از آنها توشه بگیرد:
۱. اولین کتاب که در اولویت نیز هست کتاب قرآن است که آخرین پیام خدای سبحان به سوی بندگان است
هرچقدر که انسان بصیرت بیشتری داشته باشد میتواند تجربیات و حقایق بیشتری را کشف کند که به سوی آنها فرستاده تا گنجینههای نهفته عقول را با آن زیر و رو کند و چشمههای حکمت را در جان انسانها بجوشاند و به واسطه آن سختی دلها را برطرف سازد. کتابی که حوادث را با ضربالمثلها بیان فرموده و از این رو انسان نباید از تلوت این کتاب غافل شود و هنگام تلوت قرآن احساس کند که گویی به سخن خداوند گوش میدهد؛ چراکه قرآن پیام خداوند به سوی تمام بندگان است.
۲. کتاب نهج البلغه که به طور کلی تبیین مضامین و اشارات قرآن با روشی بلیغ و شیوا است که روح تأمل و تدبر و پندپذیری را در انسان تقویت میکند و برای انسان شایسته نیست مطالعه این کتاب را هنگام فراغت و فرصت رها کند و باید این گونه تصور کند که او نیز از مخاطبان امام علی علیه السلم است و در این زمینه خوب است در نامه امام علی) ع (به فرزندش امام حسن) ع (تأمل کند.
۳. صحیفه سجادیه که شامل ادعیهای بلیغ است و مضامین آن برگرفته از قرآن کریم است و آنچه باید یک انسان در مورد آن دغدغه داشته باشد و بداند در آن آموزش داده شده و چگونگی محاسبه و انتقاد از خویشتن و کشف زوایای پنهان و اسرار نفس در آن توضیح داده شده به ویژه در دهای مکارم الاخلاق.
اینها هشت توصیه بود که اصول و مبانی پایداری در زندگی است و چیزی جز یک تذکر و یادآوری نیست؛ چراکه انسان نور و روشنایی حقیقت و صفای فطرت و گواهی عقل و تجربه زندگی را در آن مییابد و میبیند که پیامهای الهی و موعظههای دانایان نیز ما را به آن گوشزد کرده پس برای هر انسانی شایسته است که به آن عمل کند یا برای عمل به آن تلش کند به ویژه جوانان که در عنفوان انرژی و توان بدنی و روحی خود هستند که اینها در واقع سرمایههای انسان در زندگی است و اگر بخشی از این سرمایه را از دست دادهاند، باید بدانند که بهره اندک بهتر از ترک تمام این سرمایه است که خداوند متعال نیز فرموده: «َفمْنَ یعَمْلِ مثقال َّذٍرة َخْیًرا َیرُه * َوَمْن ْیعَمْلِ مثقالَََّذٍرةَشًّراََیرُه .»
از خداوند میخواهم شما را به آنچه موجب سعادت دنیا و آخرت است توفیق دهد.
یادی از روحانی مجاهد و انقلابی
مرحوم آیت اله خزعلی) ره( آیت اله خزعلی روحانی مبارزی بود که عمری را در خدمت آسام و مسلمین و تاش جهت نیل به آرمان انقاب اسامی سپری کرد و خدمات شایستهای را بجا گذاشت. مواضع او در صحنههای مختلف انقاب بسیار قاطع و عمارگونه بود و مصداقی ازیک روحانی مؤمن و بصیر در مقابل تمام فتنهها بود.
یکی از زمانهایی که این بزرگوار خوش درخشید، هنگامه وقایع ناگوار فتنه ۸۸ بود. ایشان نه تنها از سران فتنه اعام انزجار کرد، بلکه ایشان پسر خود را نیز که از فتنه گران حمایت میکرد نصیحت نمود ولی وقتی دید نصیحت مؤثر نیست از او برائت جست.
در سوره تغابن آمده است که َّ{إَِنما َ ُُ ََ ُ ٌ َُّ َ ْأمَوالکمَْوْاولادکمِْْفَتنةَواللهعندَُه ْأجرٌ عِظیمٌ} اموال شما و فرزندانتان صرفاً [وسیله] آزمایشند، و پاداش بزرگ نزد خداوند است.
در واقع امتحان نسبت به اولاد امتحانی بس دشوار میباشد و انواع مختلف دارد:
برای عدهای امتحان فدا کردن فرزند پیش میآید که از او دل بکنند و او را به پیکار یا مسلخ بفرستند و حضرت اباعبدالله) ع (و ابراهیم خلیل از مصادیق واالی آن هستند که در این امتحان موفق شدند.
برای گروهی امتحان، فرزند ناقص الخلقه است. اینکه آیا او را رها میکنند و یا اینکه با جان و دل از او نیز محافظت میکنند.
بعضی افراد نیز فرزندی ناخلف دارند. فرزندی که او را با جان و دل پروراندهاند ولی دچار انحراف فکری و عملی است. در هدایت او کوشیدهاند ولی بنا به دلایل مختلف او از مسیر حق جدا افتاده است. اینجاست که امتحان دشوارتری پیش میآید که از او دل بکنیم و از او برائت بجوییم.
آیت اله خزعلی وقتی دید فرزندش حقیقت را نادیده میگیرد و از فتنه گران حمایت میکند از او و کارش بیزاری جست و حتی در رسانهها اعام نمود تا دامنش از عمل فرزندش پاک بماند و عدهای کار آقازاده اش را به او نسبت ندهند و به واسطه قرابت با او اعام حمایت از فتنه گران نشود.
در این امتحان خیلیها مردود شدند. بعضیها هم نمره قبولی شان بالا نبود. زبیر نمونه آنها بود که تمام اعتبار خود را به خاطر تبعیت از فرزند از دست داد و در مقابل حضرت علی) ع (ایستاد.
مرحوم خزعلی که عضو مجلس خبرگان رهبری بود، به یکی از مسئولین بلند پایه نظام دوستانه میگوید: من از پسر خود گذشتم، چرا تو از فرزند فتنه گر خود دل نمیکنی؟
و چه خوب که امثال ما بر آنچه امر میکنیم و نهی میکنیم خود عامل باشیم و ایشان یکی از مصادیق بارز آن بودند.
بر روح او درود میفرستیم و از خداوند متعال علو درجات را برای این بزرگمرد طلب مینماییم.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
قوه روحانی به نام نیت
متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان در دانشگاه امام صادق - شب هشتم محرم ۹۴
نیت جزء قوای انسان به حساب میآید و اگر کسی بتواند این قوه خودش را تقویت کند میتواند در امور بیرونی تأثیر بگذارد. یک واقعیت است او با نگاه خودش میتواند یک لیوان را بکشند و با انرژی خودش میتواند به دیگران صدمه بزند و یا محبت کند. یکی از موارد آن که صریحاً در روایات هم ذکر شده است حسادت است که انسان میتواند آنچه در دیگران میگذرد را در مورد خودش تغییر دهد. ممکن است برخی از آنهاسوءاستفاده کنند ولی اینها وجود دارد و استفادهی درست هم میتوان کرد.
انسان باید بیدار باشد. گاهی در برخی از جلسات از ویژگیهای جذاب استفاده میکنند. همیشه در آن جلسات شرکت نکنید؛ گاهی خوب است و مفید باشد که چه بهتر.
اگر همیشه با جذبه توجه شما جلب شود مانند بچههایی میشوید که با جغجغه ساکت میشوند. واقعاً انسان چنان قدرتی دارد که علمه طباطبایی بدون بیهوشی چشمش را عمل کردند.
هر چیزی جلب توجه زیاد بکند گویا کمک میکند به ضعیف شدن اراده و قوای روح. مانند موسیقی که جلب توجه میکند.
باید قدرت تمرکز را زیاد کنید و بتواند خیلی ژرفنگر باشید که هیچچیزی نتواند حواس شما را پرت کند. روزی مردم از این قوا بیشتر استفاده میکردند. کسی که نابینا است گویا حس ششم دارد و میتواند بفهمد که کسی ناراحت است یعنی میتواند روحیات را تشخیص دهد.
اگر انسان مدتی بنشیند و در آن به یک چیزی که علاقهمند است فکر کند فقط فکر این طرف آن هر چیزی جلب توجه زیاد بکند گویا کمک میکند به ضعیف طرف نرود؛ بدون عامل خارجی که جلب توجه کند؛ ارادهی او تقویت میشود و میتواند با قوای روحانی شدن اراده و قوای روح. مانند موسیقی که جلب توجه میکند. خودش برخی از کارها را بدون وسیله انجام دهد.
نیت آغاز همهی ماجراهاست. دین یکی از کارهایی که میکند قوای روحی انسان را تقویت میکند. حضرت علی باقدرتروحیشان درب خیبر را از جا کندند.
به خاطر خدا زندگی کردن و باخدا زندگی کردن و در مرحلهی نیت باخدا را در نظر داشتن، واقعاً او را به اقیانوس متصل کند.
موسیقی آدم را ضعیف میکند. برخی فکر میکنند که موسیقی به آنها خدمتی میکند! قوای مربوط به لذت بردن مادی انسان را هم ضعیف میکند. عمر انسان کوتاهترمیشود. جوانی انسان را زودتر پایان میدهد. اسلام که یک چیز بیخود را که منع نمیکند. یک کمی از آن را بفهمیم باورمان میشود. نکند شما دین را مجموعهای از خیالات میدانید؟!
نیت ارادهی قلبی است. حتی اگر ارادهی عملی هم نشود، خوب است. یک تمایلی را در قلب ایجاد میکنیم به همین سادگی. پیوند بین ذهن و گرایش انسان را متصل میکند به قدرت لایتناهی.
اگر از این قوای روحانی به یک روانشناس گزارش دهید چنان متعجب میشود. چون آنها شناخت ابتدایی از ضمیر و روح انسان دارند وقتی به کارکردهای آن آشنا میشوند انگشت تحیر به دهان میگیرند.
نیت چنان قدرتی دارد که اگر سه مرتبه با حضور قلب بگوید «صلی الله علیک یا اباعبد الله» مانند این است که قبر مطهر آقا امام حسین را زیارت کردهاید.
انسان نباید اجازه بدهد که هر کسی دلش خواست او را ناراحت کند. انسان اگر بر خود واقف باشد خیلی از امور ارزش ناراحت کردن او را ندارد. واکنشی که در مقابل کنش دیگران از خود نشان میدهد را کامل تحت کنترل خود میگیرد و هر کسی نمیتواند او را عصبانی کند یا مضطرب کند. ذهن یک مرور کوتاهی دارد به هدف که قبل از آن انتخاب کرده است. هدفی که با تفکر به دست میآید، بعد باارادهٔ قلبی خود آن عملی که قرار است از او سر بزند را برای خدا نیت میکند. به همین راحتی. گر چه او با خودش بگوید، خدایا من عاشق تو نیستم ولی این کار را برای تو انجام میدهم، یک بار که اجازه بدهید اعضای روحت حرکت کند، تفاوت را احساس میکنید.
مؤمنین بعد از ظهور قدرت ۴۰ مرد را پیدا میکنند. مکانیزم این قدرت چیست؟ یک پدیده غیرانسانی است، معجزه است؟
همین لباسی که شما پوشیدهاید به خاطر امام حسین پوشیدهاید این نیت در روح شما چه تأثیری دارد؟ نیت لباس پوشیدن به قدری تأثیر دارد، حتی اگر به قصد خودنمایی باشد خدا دیگر به او نگاه نمیکند. نیت خراب، انسان را داغون میکند. کسانی که چشم برزخی دارند نیات انسانها را میبینند.
هنگامی که به سیاهی نگاه میکنیدمیدانید چه حالاتی به شما میدهد. این ناشی از تبادر ذهنی که انسان به امام حسین و عزا و مصیبت ایشان پیدا میکند است. سجده میخواهید بکنید بر روی خاک بهتر از سنگ است. تازه اگر از جنس خاک کربل باشد، میدانید چه تأثیری دارد؟
حضور در صف نماز جماعت در بین مؤمنین میدانید چه تأثیری دارد؟
صحبت کردن در جلسهای که همه به خاطر امام حسین جمع شدهاند، متفاوت است از جایی که به دلایلی مانند حضور و غیاب حاضرشدهاند.
روضه تأثیرش را روی سنگ میگذارد حال فکر میکنید که تأثیرش روی شما چیست؟
این مصادیقی است که تماماً خبر از غیب میدهد. مطلع میکند که غیر از این ظاهر ماورائی هم هست که انسان با قوای روحانی خودش میتواند به آنها دست یابد. اولین قدیم که انسان میتواند در این وادی بردارد نیت است. ریشه سکولاریسم را باید از نیت زد. امامی که میفرمود جدا کردن اسلام از سیاست ممنوع. سیاست بدون اسلام همان سکولاریسم است، حال شما با سکولاریسم ضدیت دارید؟ خوب اگر به سکولاریسم در درون خودت اعتقاد داشته باشید، نمیتوانید برای خدا زندگی کنید. آغاز غفلت بی نیتی است.
از آیهی قرآن برای شما مثال میزنم: ِّإنی َأنا ربک َفْاخلعَنعلیکَِّإنکِبالوِاد المَقَّدِس طوی) طه)۱۲ در مکان مقدسی که حضرت موسی بودند، به این دلیل مقدس بوده که خداوند به حضرت موسی در آن مکان توجه نموده است.
هر کسی باید در خانهی خودش محراب داشته باشد یعنی جایی که نماز میخواند. در آنجا چون نیت قربت کرده است هنگام جان دادن او را در آن مکان قرار دهید. نیت در مکان هم تأثیر بگذارد.
صدای قرآن را در خانههایتان بلند کنید
واقعاً من به شما گزارش میدهم میخواهید شما از کسانی که در کسانی که در هشت سال دفاع مقدس بودهاند، شهدا معموالً قبل از شهادت روی نیتهایشان کار میکردند مانند شهید ابراهیم هادی که در نیت فوقالعاده بود. خیلی کارهای بزرگی میکرد
مرتب در خط مقدم اذان گفت درحالیکه محاصره بودند و در حین اذان گفتن مجروح هم شد. کسی که به او شلیک کرده بود عذاب وجدان گرفت و کل لشکر اطرافشان را به هم ریخت. چنین اذانی که گفته شود چنان تأثیراتی خواهد داشت.
هر کدام از شهدا که به جایی رسیده است نیتشان را درست کرده بودند.
شما که کار را انجام میدهید خوب آن را برای خدا انجام دهید. ظهور که اتفاق بیفتد و آقا تشریف بیاورند متوجه میشوید که چه قدر آسان بوده است که نیت را درست کرد و فقط برای خدا باشد.
جایگاه نیت در قیامت
سخن گفتن از نیت صحبت از جهان دیگری است.
از امام جعفر صادق علیه السلام درباره جاودانگی دربهشت ودوزخ سؤال شد ایشان فرمودند: اهل دوزخ بدان جهت در دوزخ جاودان اند که دردنیا نیت آنها این بوده چنانچه همیشه دردنیا بمانند، خداوند را نافرمانی کنند؛ و اهل بهشت بدان جهت در بهشت جاوداناند که قصد آنها این بوده اگر همیشه دردنیا باقی باشند، برای همیشه خدا را اطاعت نمایند.
بنابراین، به خاطر نیتها است که این دو گروه جاودانگی یافتهاند. آنگاه حضرت گفتار خداوند را تلاوت کردند: «بگوهرکسی طبق نیت خودعمل میکند»
یک عدهای هستند که مقداری در جهنم میمانند و پاک میشوند و برمیگردند؛ ولی عدهای هم هستند که در آن مخلد میشوند. باور آن خیلی سخت است یعنی الی االبد عذاب میشوند.
رابطه نیت و دین
همانگونه که قوام جسم، تنها به جانِزنده است، قوام دینداری هم تنها به نیت پاک است و نیت پاک، جز با عقل حاصل نمیشود.
روح که از جسد میرود، بدن کرم میگذارد و محیط را متعفن میکند و از هم میپاشد. دین بدون نیت حال همه را به هم میزند و همه جا را متعفن میکند. کاش او دین نداشته باشد. بعضی مواقع آدمی که نیت صادق ندارد به یک بیدین ترجیح میدهیم.
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
نیت در دل غوغا میکند. آدم مؤمن چه برخوردی با دشمنان میکند.
آدم اکثر ابعاد وجودش پیدا نیست؛ لذاست که به خاطر چند عمل ساده که نیست که به علی اکبر میفرمایند کهَ خلقاً وُخلقا به رسول الله شبیه هستند.
===یک راهبرد کاربردی
برای فعالیت جوانان مؤمن و انقلابی===
یکی از مشکلاتی که برای جوانان مؤمن انقلابی وجود دارد فقدان یا کمبود بودجه و امکانات برای برنامهریزی و فعالیت میباشد و سبب میشود که فعالیتها متوقف شود یا کاهش یابد.
یکی از روشها برای حل این معضل استفاده از راهبرد زیر است:
استفاده از امکانات یا ظرفیت سایر برنامههایی که دارد اجرا میشود برای اهدافی است که ترسیم کردهایم
فرض بگیرید یک تشکل جوانان تبیین اهمیت عفاف و حجاب را هدف کاری خود قرار داده است، اما امکان برگزاری برنامه مستقل را ندارد. آنها میتوانند به جای اجرای برنامه توسط خودشان از ظرفیت سایر برنامهها استفاده کنند. مثلاً یک هیئت اقدام به برگزاری مراسم عزاداری به مدت ۱۰ شب نموده است، میتوانند با آنها صحبت کنند و در کنار برگزاری جلسه هیئت، نمایشگاه تصویری اهمیت حجاب، برگزاری مسابقه فرهنگی، یک سخنرانی کوتاه در این زمینه، پخش کلیپ، استفاده از ظرفیت مداح جهت قرائت اشعار اهمیت حجاب و... را برنامهریزی کنند.
این راهبرد علاوه بر اینکه سبب کاهش هزینهها میشود، سبب ایجاد مودت و روحیه مشارکت و هم افزایی بین تشکلهای فرهنگی میشود.
یادم میآید یک هیئتی برنامه ۱۰ شب ایام صفر را داشت. قبل از برنامه رسمی هیئت نونهالان میآمدند ولی برنامه جذابی برای آنها وجود نداشت ما با مسئولین هیئت صحبت کردیم و یکی از دوستانمان که توانمندی ارتباط با نونهالان را داشت برای این برنامه معرفی کردیم، مسئولین هیئت هم همراهی کردند و برای بچهها هدیه هم تهیه کردند.
یا اینکه در کنار برنامه ی هیئتی ما کرسی مشاوره دینی و در جای دیگری جلسه گفت و شنود جوانان با حضور کارشناس مربوطه هماهنگ کردیم.
این راهبرد سبب پر کردن خلاهای فعالیت سایر تشکلها میشود. نسخه دیگر آن ارائه پیوست فرهنگی و یا ارائه برنامههای مکمل میباشد که در کنار این راهبرد قرار میگیرد.
شما هم میتوانید از این راهبرد استفاده کنید و تجارب خود را به ما منتقل کنید. ===تقدیرنامههای رنگارنگ
مسئولان را نفریبد... !=== شاید گذرتان به ادارجات دولتی و ارگانهای مختلف خورده باشد و شما انبوه قابهای تقدیرنامه برای ارگان مربوطه و شخص مدیر یا مسئول که دور تا دور دیوار و ویترینها را اشغال کرده است مشاهده کرده باشید. تقدیرنامههایی که بعضاً فقط موضوع آن تشکر از حضور فلن مدیر در فلن مراسم و غیره میباشد و پر از جملت متملقانه و فریبنده! که مورد عنایت آن مدیر قرار بگیرند. آن مدیر را به مراسم، همایش و ... دعوت میکنند، سپس به او تقدیرنامه میدهند و از زحمات بی شائبه او در امر فرهنگ، علم، خدمت رسانی و امثالهم و حضور در این برنامه تجلیل میکنند و این باعث میشود که آن افراد و یا آن مؤسسه مورد توجه قرار گرفته و از رانتها و بودجههای بیت المال در نیل به اهداف مؤسسه یا اغراض شخصی استفاده نمایند.
جالب این است که بعضی مسئولین وقتی که به پست دیگر و یا شهر دیگری منتقل میشوند، آن تقدیرنامهها را با خود حمل میکنند و به مکان جدید میآورند تا آنجا در بدو ورود خالی از عرصه نباشد!
و الگو و انگیزهای برای سایرین باشد که قابهای جدید تقدیرنامه و... را تقدیم نمایند.
یا از دیکی از موارد ناپسندی که در بین مدیران و مسئولین شایع شده است، توجه دادن به افرادی که با زبان نرم با آنها صحبت میکنند و افراد خدوم و منتقد که ایرادات را با لسان صدق بیان میکنند طرد مینمایند. همچنین سعایت افراد متملق را علیه افراد خدوم و بی ادعا میپذیرند در صورتی که بدگویی توسط فرد دیگر، بدون داشتن دلیل محکم و مستند و البته بدون حضور شخص متشاکی و توضیحات او امری باطل میباشد.
در صورتی که در سبک مدیریت اسلامی، و شیوه بزرگان، فراموش کردن خدمات انجام شده به مردم و نگاه به مشکلات پیش رو و برنامهریزی برای رفع آن اولویت داشته است. در روایات آمده است که بر صورت متملق خاک بپاشید و آنها را از خود دور سازید و غیره.
البته این به این معنا نیست که همه افرادی که تقدیرنامهها را میدهند دارای اغراض سوء هستند، بلکه خیلی از آنها افرادی خادم هستند که به خاطر این که فرهنگ تملق جا افتاده است، آنها نیز از این شیوه برای توجه به مؤسسه و یا پیشبرد امور بهره میبرند.
لذا از مسئولین استدعا میشود در این زمینه توجه بیشتری داشته باشند و در آغاز مسئولیت خود از پذیرش تقدیرنامهها در درجه اول برای کاری که نکردهاند، جدا بپذیرند زیرا که برای آنهایی که کاری انجام ندادهاند و دوست دارند مورد تمجید و تشویق قرار گرفتهاند خداوند وعده ی عذاب داده است، فلذا به این خاطر از دریافت تقدیرنامه خودداری کنند. ثانیاً اگر در مورد خدمتی است که انجام شده است، بگویند ما کار را برای رضای خدا انجام دادهایم و از هیچکس جز او طلب آجر و تشویق نداریم، خصوصاً از افرادی که پایین دست ما هستند و وظیفه ما خدمت به خلق میباشد؛ و ثالثاً اگر تقدیرنامهای داده شده، آنرا جلوی دید خود و مردم قرار ندهند تا اینکه با مشاهده آنها فریفته شده و ضعفهای خود را فراموش کنند. با این کار جلوی فرهنگ تملق و چاپلوسی، که آفت مدیریت سالم میباشد، بگیرند و سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نمایند.
آیت الله مصباح یزدی
ابتدا باید مبانی فکری و فرهنگی خودتان را تقویت کنید و بعد سعی کنید این را سرایت بدهید به مردم
آیت الله مصباح یزدی نماینده مجلس خبرگان رهبری در دیدار با اعضای شورای مرکزی و فعالین اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان با اشاره به هشدار اخیر مقام معظم رهبری درباره نفوذ بیگانگان، اظهار داشت: خداوند نعمتی را به ما عطا کرده است که نظیرش را نمیتوانیم پیدا کنیم و آن وجود مقدس مقام معظم رهبری است که به بهترین شکل این کشتی را هدایت میکنند تا به ساحل امن برسانند.
درباره نفوذ دشمن توجه داشته باشید که از دشمن جز دشمنی کردن نمیتوان توقعی داشت. اگر کسانی فکر کنند که دشمن از دشمنی کردن دست برمیدارد خیلی اشتباه میکنند. دشمن برای اینکه از هر راهی نفوذ کند و به انقلاب ضرری برساند از هیچ چیز مضایقه نمیکند. مصباحیزدی با بیان اینکه در رأس همه دشمنان ابلیس قرار دارد، تصریح کرد: ابلیس هزاران سال تجربه دارد و دستپروردههای ماهری از انسان وجن را نیز تربیت کرده است و وجود آنها نیز حذف نخواهد شد. حکمت وجود آنها نیز این است که زمینه انتخاب را فراهم میکنند. وی افزود: امتحان مشکل، ارزش کار را بالا میبرد، پیچیدگی و گوناگونی امتحاناتی که امروز جامعه اسلامی با آن روبهرو است، در تاریخ نمونه نداشته است؛ و این همان حکمت الهی است که باید شرایط سختی پیش بیاید که ارزش افرادی که راه صحیح را انتخاب میکنند، روشن شود.
بنابر این اگر انتظار داریم که محیطی آرام و بیدغدغه داشته باشیم، بدانیم این امر در این عالم محقق نمیشود. لقد خلقنا الانسان فی کبد؛ در این عالم زندگی انسان با رنج و زحمت و فشار است، در غیر این صورت انتخاب درست اتفاق نمیافتد و رشد نخواهیم کرد.
- سرمایه اصلی ما در مقابل همه این توطئههای شیطانی ایمان و توکل است و خوشبختانه خداوند به ما رهبری داده است که این راههای درست را به ما نشان میدهد. میدانیم که ما در مقابل هر یک از این توطئهها، ابزار مادی کوبنده و مناسب برای نابودی آنها نداریم. در هر صحنه نیز اگر با این تصور وارد شویم شکست میخوریم، اما ما نیروی ایمان داریم که فوق همه نیروهای مادی است. تمام همّ دشمنان این است که ایمان مردم را ضعیف کنند و ما برای تقویت ایمان مردم باید کار مثبت انجام دهیم. این بهترین ابزاری است که هیچ دشمنی نمیتواند آن را از دست ما بگیرد یا مشابه آن را ایجاد کند، در اختیار ماست باید آن را بشناسیم. قدرش را بدانیم و روی آن کار کنیم.
مهمترین کار برای شما کار فرهنگی است. باید ابتدا مبانی فکری و فرهنگی خودتان را تقویت کنید، بعد سعی کنید این را سرایت بدهید به مردم. اگر یک نفر را هدایت و راهنمایی کنید، فتح بزرگی کردهاید و قدرتی ایجاد کردهاید که از هر سلح هستهای و توپ و تانک مقاومتر و مؤثرتر است.
امام زندگی بسیار ساده و متواضعانهای داشت. در زمان مرجعیتش، غذای خانه امام آب گوشتی بود که به قول نزدیکان ایشان هیچکس هوس نمیکرد یک شب مهمان خانه امام باشد؛ یک کاسه آلومینیومی، یک ملقه آب، چند دانه نخود و لوبیا که گاهی یک ریشهای گوشت هم در آن پیدا میشد. در آن زمان در خانه امام) ره (هفتهای یکبار دمپختگ میپختند، بدون خورشت و بدون گوشت. اینها زندگی امام) ره (بود. این فرد در مقابل دستگاه شاه قیام کرد و پیروز شد. چیزی که باعث پیروزی شد، عوض کردن فکر مردم بود. ایمان را در آنها تقویت کرد، با خدا آشنا شدند و به او توکل کردند، خودباور شدند، حاضر شدند شهادتطلب بشوند و جان خودشان را فدا کنند.
این تجربه باید برای همیشه الگو باشد و امروز نیز در مقابل همه نیروهای دنیا همین سلح است که برنده است و میتواند آنها را نابود کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به پیشینه مبارزات گروههای اسلامی در افغانستان و مصر، نکته عدم پیروزی آنها را نبود ولایت فقیه و ایمان دانست و گفت: ما باید چند درس بگیریم؛ اول اینکه موفقترین و نیرومندترین عامل برای پیروزی، ایمان و توکل به خداست.
اگر یک نفر را هدایت و راهنمایی کنید، فتح بزرگی کردهاید و قدرتی ایجاد کردهاید که از هر سالح هستهای و توپ و تانک مقاومتر و مؤثرتر است.
دوم، داشتن محوری که همه مردم از ته دل او را باور داشته باشند و اطاعتش را بر خودشان لازمبدانند، یعنی همان ولایتفقیه که نماد حکومت و انقلاب اسلامی ماست. اینها را باید حفظ کنیم. استاد اخلق حوزه علمیه قم با اشاره به تلش دشمن برای تضعیف باورها و عقاید مردم گفت: خدای متعال به برکت خونهای شهدا و برکت رهبری رهبر عظیمی که قطعاً مورد تأیید خدا و وجود مقدس ولیعصر) عج (است جلوی پیروزی دشمنان را گرفته است، اما ما باید خطر را بشناسیم و بدانیم خطر از کجاست و از چه راهی باید جلوی آنرا بگیریم.
این تصور اشتباهی است که ما خیال کنیم میتوانیم تنها با ابزار هنر، اقتصاد و امثال آن این مسایل را حل کنیم؛ البته این بدان معنا نیست که هیچکار نکنیم، نه در همه جا باید کار کنیم، اما اعتماد اصلی باید بر ایمان و توکل بر خدا باشد. وی محور وحدت را ولی فقیه دانست و گفت: هرچه این محور تقویت شود امکان وحدت برای ما بیشتر خواهد بود، اما اگر این محور تضعیف شود دیگر هیچ ملکی برای وحدت وجود نخواهد داشت و هرکس سلیقه خودش را محور وحدت معرفی میکنند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) ره (با تأکید بر این که با عامل تفرقه نمیتوان وحدت ایجاد کرد، گفت: اگر افراد یا گروههایی وحدت میخواهند اولاً باید محور را ولی فقیه قرار بدهند، ثانیاً باید با همفکری، صداقت و مشورت در کارها، کارهایشان را هماهنگ کنند و نیروهایشان را هدر ندهند، و اصل فعالیتهارا باید بیشتر روی فعالیتهای فرهنگی، دینی و ایمانی قرار بدهند. ملک برتری باید علاقهمندی به دین و شبیه بودن به امام) ره (باشد.
وی با اشاره به ویژگیهای مقام معظم رهبری گفت: این محور را باید حفظ کنیم و بکوشیم تقویت شود و لطمه نخورد. اگر دیدیم جایی ایشان را تضعیف میکنند، بدانیم آنجا دست دشمن در کار است و نقشهای برای تضعیف مقام ولایت است.
استاد اخلق حوزه علمیه قم با تبیین معیارها و ملکهای وحدت گفت: اگر دیدید عدهای که به وحدت دعوت میکنند، میگویند بیایید با هم فکر کنیم، بفهمید راست میگویند، اما اگر گفتند ما تصمیم میگیریم و شما تابع ما شوید تا وحدت حاصل شود، بدانید هیچگاه چنین وحدتی صورت نمیگیرد. وی افزود: شما این را در حوزه کار خودتان تمرین کنید. نگویید ما این هستیم و هرکس میخواهد باید تابع ما باشد. ببینید در محیطتان چه کسانی هستند که واقعاً برای اسلام و انقلاب دلسوزی دارند) ولو در برخی از جاها نیز با شما اختلف سلیقه دارند (آنها را دعوت کنید که بیایید با هم بنشینیم فکر کنیم، همفکری کنیم و دلایلمان را بررسی کنیم و صادقانه ببینیم کدام درست است، همان را عمل کنیم.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی) ره (گفت: بزرگترین خطری که جامعه ما را تهدید میکند خطرهای فرهنگی، فکری و اخلاقی است. ما باید این بعد را ابتدا در خودمان و سپس هر اندازه میتوانیم در جامعه تقویت کنیم.
اول باید معرفت خودمان را نسبت به انقلاب و اسلام تقویت کنیم و بعد سعی کنیم این رشد را در امثال خودمان توسعه بدهیم. همه جا توکلمان به خدا باشد و چشممان به انگشتاشارهای باشد که رهبری نشان میدهند. آیت الله مصباح یزدی گفت: سخنرانی اخیر رهبری برای یک عمر کافی است. اگر به واژهها و رمزها و تعبیرات به کار رفته دقت کنیم، خواهیم فهمید که اشکالات جامعه کجاست.
ایشان میفرماید آن خطرها هست، اما هیچ خطری مانند خطر فرهنگی نیست. ایشان به چه زبانی بگوید که بروید کار فرهنگی کنید؟!
وی در ضمن نصیحتی به اعضای جامعه اسلامی دانشجویان افزود: ما کامل نیستیم و باید معرفت ما به انقلاب و اسلام روز به روز بیشتر شود. بعد از شناخت باید تعهد به عمل داشت. آنچه از اسلام یاد گرفتهایم باید مو به مو اجرا شود. اگر کمک خداوند را میخواهیم باید صبر و مقاومت و تقوا داشته باشیم.
برای اینکه بتوانیم به خوبی کار کنیم باید از لغزشهای کوچک یکدیگر گذشت کنیم و فکر، بحث و رفتار را بر سر مسایلی که دارای اهمیت است متمرکز کنیم. تلش باید برای کار مثبت باشد زیرا اصطکاک و درگیری باعث میشود که آدم متوقف شود. خداوند قول قطعی داده است که چنین کسانی را کمک کند.
سخنرانی، مصاحبه، دیدار
آیت الله قائم مقامی:
حاکمیت الله، ولایت الله بزرگترین مصداق معروف است
سخنرانی آیت الله قائم مقامی در اولین همایش روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر / اردیبهشت ۹۳
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد) ص (و آله الطاهرین
با عرض سلم حضور برادران و خواهران ارجمند، عرض شادمانی از شرکت در این مجلس محترم دارم و امید به اینکه ان شاالله این همایش در حد خودش بتواند در این حضور بسیار بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر هم در جهت تبیین دینی معارفی و معرفتی این موضوع و هم در جهت جهات کاربردی و عملی و گفتاری این امر در زمان ما که یکی از حساسترین و مهمترین مقاطع تجلی معروف و درگیری اش با منکر بزرگ هست ان شاءالله بتواند قدمهایی را در حد خودش برداردو من امیدوارم در این همایش و چه در مقالات، و چه در بخش میزگرد و گفت و گوها به این نکته نیز پرداخته بشود که معروف زمان ماچیست؟ منکر زمان ما چیست؟ در مورد حجم معروف و حجم منکر به ویژه بعد از انقلاب اسلامی و ریشههای این دو که از کجا ناشی میشود و در کجا اتفاق میافتد، الان ما در چه وضعیتی هستیم و به کجا میرویم و چه باید بکنیم.
بنده بیشتر کارم جنبه معارفی و فلسفی و عرفانی دارد و اگر موافق باشید در همین جهت گفت و گو کنیم؛ و ما در تهران به بخش نظری مربوط به انقلاب اسلامی و امت اسلامی بیشتر کار کردیم و طبق تجربیات نکاتی را عرض میکنم: اولین نکته در رابطه با معروف و منکر است. به واسطه ی مصداق تعریف آن را همه میدانیم. معروف یعنی خوبی و زیبایی، آن چیزی که با فطرت انطباق دارد و هست و منکر به معنی بدی و زشتی است.
و علت منکر بودن را هم عدم مطابقت با فطرت نام بردهاند؛ یعنی فطرت آن را نمیشناسد و ناشناس است. برای انسانی که در فطرت قرار داشته باشد و به هم نریخته باشد و خراب نشده باشد منکر به معنای ناشناخته و پدیده غیرعادی است. ما در معارف الهی خودمان داریم که میفرمایند: خداوند کل موجودات و به خصوص انسان را که در صدر موجودات هست و دارای ویژیگی عقلنیت است به گونهای آفریده که این عقل خود به خود و بدون نیاز به دلیل دیگر حق را میشناسد، خداوند را میشناسد. مثل در رابطه با خداوند گفته شده است که عقل صحیح و سالم و عقل فطری نیاز به هیچ دلیل دیگری ندارد که با دلیل دیگری بخواهد خدا را اثبات کند. چرا؟ به این دلیل که عقل خداوند را شهود میکرده. یکی از ویژگیهای فطرت شهود است، مشاهده است. در مورد موضع عقل ما در معارفمان داریم که میفرمایند عقل آنچنان شهودی از خداوند داشته است که) یعنی آفرینشش اینگونه است که (چه قبل از آنی که حتی به خودش نگاه بکند به خدا نگاه میکرده است که این از عجائب فرهنگ الهی ، نبوی و ولایی ماست. این بر خلف فرهنگ غربی است که در آنجا آنها نمیتوانند اول بدیهه عالم را خدا حساب کنند. معموال چیزهای دیگر را اول بدیهه عالم حساب میکنند. مثل فلسفه یونان و غرب همیشه چیزهای دیگر را بدیهه میدانستند بعد خدا را. یعنی از چیز دیگری به خدا میرسیدند. در فرهنگ الهی و نبوی و ولایی اینطور نیست. عقل اول خدا را میبیند بعد حتی خودش را، چه برسد به عالم چه برسد به دنیا و غیره.
معروف یعنی خوبی و زیبایی، آن چیزی که با فطرت انطباق دارد و هست و منکر به معنی بدی و زشتی است؛ و علت منکر بودن را هم عدم مطابقت با فطرت نام بردهاند؛ یعنی فطرت آن را نمیشناسد و ناشناس است.
اجمالاً این را فطرت میگویند که اقرار اولیه و اقرار بدیهی، اقرار مبتنی بر مشاهده نسبت خداوند و حقایق. خدا هم میگوییم با لوازمش یعنی اعتقاد به خدا، اعتقاد به انبیاء، اعتقاد به اولیاء، اعتقاد به معاد، جهان ابدی و غیره. وقتی از معروف صحبت میشود یعنی هرآنچه در این جهت است که قابل شناخت است به عنوان معروف و نقطه مقابلش منکر است که غیرعادی است و ناشناس و عجیب است. وقتی بحث مشاعر انسان مطرح میشود، یعنی ابزارهای ادراکی انسان یا مشعر که ما ۳ مشعر داریم:)۱ مشعر علمی)۲ مشعر عقلی)۳ مشعر فؤادی. فؤاد بالاترین بخش وجودی ماست. پایینترین بخش در وجود مشعر علمی است که نقطه مقابلش جهل است. در مشعر عقلی شما به مطالب یقین پیدا میکنید و نقطه مقابلش شک است؛ و در بالاترین مشعر که فؤاد است به نص قرآن کریم رویت میکند) ما کذب الفواد ما رئی(میفرماید فؤاد معرفت پیدا میکند که نکته مقابل آن انکار است. حال بحث من در مورد معروف بود که آن چیزی است فؤاد من، فؤاد انسان دیده اعتقاد پیدا کرده است اگر در برابرش بایستید میگویند انکار میکنی. کی انسان انکار میکند؟ آن وقتی که معرفت داشته، شناخت داشته و قبول کرده و حالا زیرش میزند را انکار گویند. به هر حال این تعریف مختصری درباره معروف و منکر بود. حالا میپردازیم که مصداق بزرگ معروف و منکر چیست؟ ما چه چیزی را از مصادیق بزرگ معروفات و منکرات میدانیم. میدانیم که مصادیق معروف خوبیها و زیبایی هاست که با فطرت منطبق است. همه اینها درست، ولی مصداق اعظم چیست؟ اگر سؤال شود که بزرگترین معروف چیست و بزرگترین منکر کدام است، جا دارد که انسان به آن تعقل کند و نظر بدهد و بعد به خصوص ببیند که در جامعهای که دارد زندگی میکند و به عبارت بزرگترین معروف در صحنه آمده است، الان چه وظیفهای دارد؟ و چرا به دنبال این بزرگترین معروف، شما منکرات را میبینید؟ زشتیها را میبینید! و فساد را میبینید! اینها همه جای تحلیل دارد. اجمالاً ما اعتقاد داریم به اینکه بزرگترین معروف در عالم بعد از اعتقاد به ذات اقدس احدی، انبیاء و اولیاء، موضوع حاکمیت خداوند است، حاکمیت الله، ولایت الله، این بزرگترین مصداق معروف است.
مراد ما از حاکمیت الله در جامعه آیا مثل همین ست که همیشه در جامعه بوده؟ چون میدانید که ما اعتقاد داریم به اینکه خداوند تبارک و تعالی از یک جهت و منظر همیشه حاکم بوده و حاکم هست و خواهد بود. چیزی نیست که حالا برویم تحصیلش کنیم و به دستش بیاوریم و اجرایش کنیم، نه، آن حاکمیت تکوینی است، حاکمیت قهری است. حاکمیت مبتنی بر عدل و قهر خداوند این بالفعل موجود است، چرا موجود است؟ زیرا که این عالم اثر فعل خداست و اثر چه بخواهد و چه نخواهد تابع مؤثر خودش است. خداوند حاکمیت تکوینی یا وجودی دارد. چون وجود موجودات اثر فعل امر و فعل خداست. این حاکمیت وجود دارد و حاکمیت تکوینی است و از لحاظ معارفی اگر بخواهیم آن را توصیف کنیم میگویند آن حاکمیت عدل است، یعنی خداوند بر مبنای عدل خودش تکوینا یا وجودا حاکم است و فرمانرواست. آن چیزی را که خدای تبارک و تعالی از موجودات خواسته، اراده فرمودهاست و آن چیزی که به عنوان ام اصلی خودش قرار داده این حاکمیت نیست. چون این حاکمیت بالفعل موجود است. حاکمیت دیگری را خداوند خواسته که از آن با تعابیر مختلف یاد شده مثل یک تعبیرش حاکمیت شرعی است. خوب مراد از حاکمیت شرعی چیست؟ این را اگر شما در معارف جست و جو کنید، در حکمت و در فلسفه، عرفان و معارف ما میبینید که درست است که بیان مختلفی در موردش شده است ولی، به اعتقاد بنده، ما حصل همه ی اینها به این بر میگردد که قرار است این حاکمیت که وجود دارد و قهری است و چه کسی بخواهد.
و چه کسی نخواهد موجود است. این از این موطن، از این جایگاه به جایگاه دیگری منتقل بشود و آن جایگاه خود آگاه انسان است. جایگاه ارادی موجودات است، یعنی قرار است به اینکه حاکمیت الله از جایگاه قهر و عدل به جایگاه خود خواستگی منتقل شود؛ اراده میکنم حاکمیت خدا را انتخاب میکنم، آگاه میشوم و قبولش میکنم. میدانید که اصول و مفاد شریعت همین است. مراد از شریعت این است که انسان را در بستر خود آگاه و ارادی قرار میدهد. شما ببینید همه ی موجودات دارند به خدا سجده میکنند حتی کفار، حتی منافقین، طبق نص قرآن کریم رکوع و سجود دارند. اما باید ببینید این رکوع و سجود هدف خدا نبوده این مقصد آفرینش نبوده است. بعد شما ببینید یک عدهای هم هستند که رکوع و سجود شرعی انجام میدهند، یعنی نماز میخوانند، نماز شرع است دیگر، شریعت است. حالا این دو با هم چه فرقی دارند؟ فرق کسی که نماز میخواند و نمیخواند چیست؟ هر دو تحت حاکمیت خدا هستند. کسی که نماز نمیخواند تحت حاکمیت تکوینی و عدل خداست. عدل خدا بر او حکومت میکند و قهر خدا، چون نمیخواهد حاکمیت را بپذیرد، مخلوق شده و نمیخواهد قبول کند، خوب بالاجبار و قهراً حاکمیت باید اعمال شود. در برابر کسی که نماز میخواند و سجود میکند دارد به خداوند اعلم میکند که من حاکمیت شما را پذیرفتم و دوستش دارم و خواهان آن هستم و از ان لذت میبرم و میگویند این علت آفرینش است و خدا برای این آفرید که کسانی حاکمیت او را به طور ارادی و انتخابی قبول کند.
شرع مقدس بنا به تعبیری واسطهای شده بین این دو حاکمیت یعنی حاکمیت قهری و حاکمیت دیگر که فضل، لطف، و محبت است و در برابر قهر است. انتقال انسان از حاکمیت قهری به فضلی، به لطفی، به حبی این را حاکمیت الله میگویند؛ که نشانه و علمتش هم حاکمیت اولیای خداست. اگر کسی سؤال کند که در جامعه علمت اینکه آن جامعه تحت حاکمیت لطف خدا و فضل خدا قرار دارد، چیست؟ باید دید که اولیاء حاکم هستند یا نیستند. اگر اولیاءالله که در با طن حاکمیت دارند، در ظاهر هم حاکم شدند و در مسند قرار گرفتند نشان میدهد جامعه حاکمیت شرعی خداوند را قبول کرده که این بر طبق دیدگاه معروف بزرگترین معروفی است که میتواند تحقق پیدا کند. یعنی اگر یک جامعهای ولی خدا که خداوند او را حاکم قرار داده را پذیرفت و از طریق نصرت و یاری کردن و امل کردن و بیعت کردن آن ولی در مسند قرار گرفت، بزرگترین معروف اتفاق افتاده است و نقطه مقابلش هنگامی است که اعداء الله حاکمند، اشرار، منافقین و مخالفین، دشمنان خداوند و مظاهر عدل خدا حاکمند، در آن موقع بزرگترین منکر اتفاق افتاده است.
در جامعه ما قبل از انقلاب اینگونه بود و منکر به معنای دقیق کلمه حاکم بود و علمتش هم این بود که کسانی که در راس جامعه قرار داشتند بدترین موجودات بودند. من به دوستان پیشنهاد کردهام که کتاب زن شاه سابق را مطالعه کنند که نام کتاب شاه و فرح است. خاطرات مستقیم زن شاه است و مستقیم و بدون کوچکترین دستکاری و داستان پردازی نوشته شده است. بنده این کتاب را کامل مطالعه کردم، شما هم مطالعه کنید و اوضاع و احوال را مدنظر قرار بدهید. مرد و زنی که در راس حکومت بودند و اطرافیان آنها چگونه بودند، چه دیدگاهی داشتند؟ چه دین و مذهبی داشتند؟ این زن با صراحت تمام اعلم میکند که ما کوچکترین اعتقادی به اسلام نداشتیم؛ و این از عجائب است، اینها باید حد اقل در ظاهر میگفتند ما به نوعی از اسلام اعتقاد داشتیم، گاهی میگویند اسلام شما را قبول نداریم، این اسلام روحانیون آخوندها و... ، ولی او با صراحت میگوید هیچ اعتقادی به اسلام نداشتیم. میگوید من حتی وقتی که توصیه میکردم به شاه که کمی مراعات کند، تو شاه مملکتی، این کشور مسلمان و شیعه است، شاه در جواب من میگفت: من چه طور میتوانم چیزی که بدم میآید مراعات کنم و من از اسلام نفرت دارم. این دین ما نیست و دین ایرانیها نبوده است و دیدید سرانجام هم چکار کردند، تاریخ را حتی عوض کردند.
این نکته را هم بدانید هیچ وقت نمیشود حکومت را از امامت جدا کرد. این هم از مسائل فطری است. هیچ نیروی ارادی و شیطانی نمیتواند جدا بکند، یعنی آنکه حاکم هست امام هم هست. این را بدانید حاکم امام هست. امام اختصاص به امام حق ندارد، به نص قرآن امام طاغوت داریم امام آتش داریم. یعنی او نمیتواند بگوید من فقط دارم دنیای شما را اداره میکنم و به دین شما کاری ندارم؛ به دین شما کار دارد. نمی تواند کار نداشته باشد. این از نکات بسیار بسیار مهم است و نشان دهنده ی قیام مؤمنین و خدا پرستان است که اگر میخواهند دین را در درون خود نگه دارند ناگزیرند که آن را سرایت بدهند به بیرون. این هم از نکات مهم معارف امر به معروف و نهی از منکر هست. پس مهمترین معروف حاکمیت الله شرعی است که علمتش بسط ید ولی خداست. علمتش این است که ولی در صدر مینشیند؛ و وقتی میتواند ولی در صدر بنشیند که انسانها اگر یک جامعهای ولی خدا که خداوند او را حاکم قرار داده را پذیرفت و از طریق نصرت و یاری کردن و آمال کردن و بیعت کردن آن ولی در مسند قرار گرفت، بزرگترین معروف اتفاق افتاده است پای کار باشند، انسانها پذیرفته باشند، حمایت کنند، بیعت کنند و نصرت برسانند. اگر نکنند هیچ ولی نمیتواند در صدر باشد، حتی پیغمبر که در صدر باطن هست ولی در صدر ظاهر نیست. همانگونه که دیدید در صدر اسلام به دلیل بیلیاقتی مسلمانها و نفهمی و نادانی شان، بعد از پیغمبر، ولی در صدر قرار نگرفت. رفتند به طرفهای دیگری و ولی خانه نشین و منزوی شد و نفهمیدند که این به معنای خروج از دین است. چون تمام محور برمی گردد به ولی و ولایت. از ولی که انسان برگردد یک مدت انسان ظاهراً دین دارد ولی چون که نمیداند دارد آرام آرام از دین خارج میشود؛ و متأسفانه اتفاق افتاد و دیدیدیم بعد از رحلت پیامبر) ص (انقلاب عظیم اسلام به رهبری خود پیامبر دیدیم چگونه در اثر عدم توجه به عظیمترین و بالاترین معروف که ولایت بود، خروج از دین اتفاق افتاد. در کجا اتفاق افتاد؟ نه در مسیحیان و یهود و نصاری و ... ، در مسلمانان خروج از دین اتفاق افتاد. نتیجه اش این شد که تمدن اسلامی منجر شد به تمدن غربی صهیونیستی الئیک و بیدینی که آمد حاکم جهان شدو ادعاکرد بر کل دنیا حاکمم، پادشاه دنیایم اسلام هم بی اسلام. این نتیجه عدم توجه به معروف اعظم بود و نتیجه ی انجام ندادن بزرگترین وظیفه که نصرت ولی خدا بود. ان هم نکتهای در رابطه با این موضوع اما حالا میخواهیم بگوییم امر به معروف چیست؟ من میخواهم نکتهای را عرض بکنم که در رابطه با همین مسئله مطرح میشود، یعنی در رابطه با بزرگترین معروف زمان و بزرگترین منکر، ببینید سر قضیه اولاً به این بر میگردد که ما بدانیم در موضوع امر به معروف و نهی از منکر در واقع دو وظیفه داریم: این دو وظیفه چیست؟ یک وظیفه این هست که من خودم اهل معروف باشم، تارک منکر باشم؛ خودم، شخصاً؛ و دوم اینکه دیگری را امر و نهی کنم؛ و جالب است خدمتتان عرض کنم که در مسئله ی ضرورت امر و نهی برخی جاها این بحث اخلاقی در جای خودش حق است که کسی میتواند دیگری را به خوبی امر کند که خودش عامل باشد و کسی میتواند دیگری را نهی کند که خودش تارک باشد. جالب است این را بدانید که بحث خیلی ظریفی است، در موضوع فعلی امر به معروف و نهی از منکر که فلن فعل را داغشته باشیم به این کاری ندارند. یعنی چه به این کاری ندارند، یعنی فرمایند شما دو وظیفه دارید که اگر یکی از آنها را انجام ندادی دیگری ساقط نیست. این موضوع دیگر اخلاقی نیست که بگویم من اگر خودم نکنم روی دیگری اثر ندارد، به این کاری ندارند. شما دو وظیفه داشتی، مثل تو وظیفه داشتی)۱ نماز بخوانی و وظیفه ی دوم اینکه به دیگری بگویی نماز بخوان. حالا بفرما بگو من نماز نمیخوانم، العیاذ بالله، باز وظیفه ی امر به نماز برای من سر جایش باقی میماند. یعنی ببینید اگر من نماز نخوانم و دیگری را به نماز امر نکنم دو گناه مرتکب شدهام؛ نه یک گناه. کما اینکه در منکر هم همینطور است. فرد وظیفه دارد که مشروب نخورد و وظیفه دارد که به دیگری بگوید مشروب نخور. حالا فرض بگیر خدای ناکرده شخصی مشروبخور است، بگوید حالا که من مشروب میخورم، دیگر وظیفهای ندارم به دیگری، به بچهام بگویم که مشروب نخور؛ نخیر آقا! به بچه ات هم بایستی نهی کنی و اگر به بچه ات هم امر و نهی نکردی دو گناه انجام دادهای؛ هم خودت مرتکب شدی و هم دیگری را مانع نشدی. دیگر این بحث مطرح نمیشود که یعنی چه؟ این آیه ی شریفه را که داریم میگوید) لم تقولون ماال تفعلون(آن مربوط به بحث اخلق است. مال اخلق است که اگر قرار است امر و نهی مؤثر باشد، خودم هم بایستی بکنم. اما جالب است بدانید در آن بخش از معروف و منکراتی که به خصوص خداوند تبارک و تعالی که اهتمام زیادی رویش دارد و بر میگردد به حاکمیت الله و حاکمیت طاغوت، من برایتان بگویم که شاید تعجب هم بکنید، آنجا دیگر میگویند فعل کاری ندارم که تو میکنی یا نمیکنی، آن به جای خودش بین تو و خدای خودت. فعل امر و نهیت را بکن؛ چرا امر و نهیت را بکن. سرّش به چه بر میگردد؟ زیرا که میفرمایند: امر و نهی از مقوله ظاهر کردن معروف و مخفی کردن منکر است. یکی از فلسفههای آن این است که شما دارید چیزی را ظاهر میکنید. اگر دارید میگویید، نماز بخوان، روزه بگیر، حجابت را رعایت کن، شما دارید معروف را ظاهر میکنید. حالا چرا ما بایستی معروف را ظاهر بکنیم؟ وقتی منکر را میگویی نکن، نهی میکنی دیگر، معنی اش این است که مخفی اش کن. مخفی اش نگه دار نه اینکه همچنان در خفا نگهش بدار، مخفیانه انجام بده، نه، فعل در قدم اول در بیرون این کار را انجام نده.
کار قدم به قدم است. فعل حق نداری در مل عام منکر را ظاهر انجام بدهی و میدانید که این یعنی چه؟ یعنی تو نبایستی حاکمیت دستت باشد. فعل میخواهی منکر انجام بدهی بایستی بروی به پستو، برو توی مخفی گاه خودت و نیاور ظاهرش بکن؛ و چرا دارد منکر را ظاهر میکند؟ و شما میبینید یکی از منکراتی که داریم در جامعه میبینیم، منکر بی حجابی است که در جامعه ما منکر خیابانی است و فوقالعاده مهم است به ویژه آن بخشی که مربوط به حضور زنان و بانوان میشود، از تحطط به بی حجابی و کشف حجاب که شیاطین هم با تمام وجود ایستادهاند به این مسئله و تمام سرمایه هایشان را گذاشتهاند که این منکر در جامعه تحقق داشته باشد. یعنی اینکه توی خیابان، توی بازار، توی مل زن بایستی خودش را نشان بدهد. این دستور کفر جهانی است. خودش را نپوشاند، چون که میدانید در فرهنگ غرب و تمدن غربی موضوع عدم تستر و عدم پوشش و حجاب زن از ارکان اصلی تمدن غرب است.
رکن فرعی و حاشیهای نیست، شاید حتی من بگویم، شما تعجب کنید، اینکه در فرهنگ غربی اگر کسی نماز بخواند یا نخواند اگرچه از نمار بدشان میآید و نفرت از نماز دارند ولی خیلی حساسیت ندارند؛ ولی اینکه کسی در خیابان، در مل، در جامعه زن با ستر و حجاب باشد، بسیار حساسیت برانگیز است و قابل قبول نیست. چون میدانند سرش چیست. میدانند که بنیاد است اگر زن عفبف باشد و زن محجبه باشد به دنبال این حجاب زن، این اعتقاد وجود داشته باشد که ارتباط جنسی بین دو جنس مخالف زن و مرد بایستی ضابطه مند باشد، که حجاب این پیام را میدهد، این دو جامعه ی مختلف را ایجاد میکند، دو فرهنگ مختلف ایجاد میکند. این بنیاد است و اسلام به این مسئله حساسیت دارد به این دلیل است. حالا بگویید چرا اصرار دارند در جامعه آن را ظاهرش کنند؟ میروند در خانه انجام میدهند. آقا و خانمی که متجدد هستند، که البته عین عقب ماندگی است و بی حجابی زمان ما عین امل گری است، برو درون خانه ات نسبت به نامحرم بی حجاب باش، کما اینکه هستند و زن در کنار شوهرش در خانه نسبت به نا محرم مراعات نمیکنند، چرا اصرار دارند در بیرون ظاهر کنند؟ میدانید سرش چیست؟ سرّش بر میگردد به دعوت و ظاهر کردن آنچه که بدان اعتقاد دارید. این شخص اعتقاد به حجاب ندارد، حاضر نیست که نسبت به خودش نگه بدارد، میگوید من بایستی ظاهر کنم و اینکه دیگران دعوت کنم و به دیگری توصیه میکنم که تو همی اینجوری باش؛ و چرا میخواهم این کار را بکنم چون میخواهم فضا را بگیرم. حاکمیت را میخواهم بگیرم و میگویم با حاکمیتی که بر عکس آن میگوید موافق نیستم؛ و به همین دلیل است که ما تظاهرات ضد عفت و حجاب را میبینیم که علاوه بر اینکه جنبه اخلاقی دارد و جنبه شخصی، بعد سیاسی و اعتقادی دارد. بعد سیاسی و حکومتی دارد و یک بحث خیلی مهمی است که حکومت اسلامی در این زمینه چه کاری بکند؛ و اجمالاً عرض میکنم یک پدیدهای است که جز با حضور مردم نمیشود، آن را حل کرد؛ و مردم بایستی به صحنه بیایند و البته الان دارد الحمدلله این حرکت شروع میشود؛ و در تهران و جاهای دیگر شروع شده که نیروهای انتظامی و امر و نهی از مقوله ظاهر کردن معروف و مخفی کردن منکر است.
غیره اندازه ی خودشان تلش کردهاند ولی از پس آن بر نمیآیند. مردم بایستی به صحنه بیایند با نحوی که مقرر است و مشخص هست که با چه ضابطهای، که بایستی کمکم بیایند بیرون، خودشان را ظاهر کنند و امر و نهی کنند و حداقلش این است که این هیبتی را که فعل پیش آوردهاند که اصل دیگه نمیتوانی نهی کنی، نمیتوانی نهی کنی؟ به تو چه مربوط را بشکند.
میدانید در فرهنگ غربی میگویند اصل چنین پدیدهای نداریم که در جامعهای کسی به کسی چیزی بگوید، لذا جرم می داننند. به توچه مربوط، مأمور هست، قانون هست، معنی ندارد که کسی به دیگری بگوید که تو چرا این کار را میکنی؛ که این جالب است که بدانید که این یکی از ابتکارات فرهنگ الهی است، یکی از نو آوری هایخاص فرهنگ الهی است، نه اینکه مربوط به زمان ماست، مربوط به انبیاء و اولیاست. تفکر ریشه داری است که در دنیای مدرن مغفول ماند و اکنون با جمهوری اسلامی دوباره احیا شده است. یعنی چه که من نگویم؟!
بله وقتی که میگویی پیامد دارد و بعضاً برخورد میکنند، به خصوص که الان پررو و وقیح شدهاند و به تو میگویند: به تو چه مربوط! و در این رابطه مقام معظم رهبری هم چند سال پیش فرمودند مبادا بترسی، فقط بگو و رد شو. درگیر هم نشو، چون درگیری اش مال قانون و نیروی انتظامی هست. جواب داد بسار خوب تحمل کن. دشنام داد باشد، بخریدبه ثوابی که انجام دادید. مقام معظم رهبری فرمودند: متأسفانه ما انجام نمیدهیم. اگر یک خانمی که به طرز منکر در خیابان راه میرود، ده نفر فقط لسانی و بزنی بهش گفتند: خانم درست کن خودت را و رد شدند و درگیر نشوند. من یقین دارم از لحاظ معارفی که صدا توی ذهن میپیچد، ۱۰ نفر به من گفتند کار بدی کردی، خانم خودت را درست کن، روسری ات را بیار جلوتر، متأسفانه نمیگوییم؛ و این جوی که به وجود آمده، خود آن جای تحلیل بسیار دارد و بایستی در نشستها و میزگردها بررسی کنیم که این چه قضیه ایست؟ الان منکرات جامعه ی ما را رصد کنیم همه اش بر میگردد، نمیگوییم ما نمیگویی همه منکرات مال بدحجابی و بی حجابی است، یک بخش خاصی اش البته، که هم جنبه ی معلولی دارد، که معلول یکسری اتفاقات هم در جامعه ی ما و هم در منطقه ی ما و هم جهان ماست، یعنی نگاه میکنند که الان جناح حق و باطل کدام پیروز شده؟ کدام شکست خورده و کدامیک دارد ضربه میخورد؟ بر این مبنا خیلی زود علمتش در حجاب زنها ظاهر میشود. یا در جامعه ی ما نگاه میشود مسئولین چقدر حاضرند ارزشها را مراعات کنند، چقدر مراعات نمیکنند. چقدر آنجاهایی که میشد عمل کرد، نکردند. این منعکس میشود روی جامعه و یک واقعیتی است و هیچ شکی در آن نیست؛ و البته این را هم بایستی بدانیم و یادمان هم باشد که همه اش هم فقط این نیست. زیرا منکر بیرونی در عین اینکه جنبه ی معلولی دارد، جنبه ی علتی هم دارد یعنی اینکه خودش ریشه است چون مستقیماً ارتباط با نگاه انسان به زن دارد و دو تمدن مختلف. یک نگاه میگوید بایستی مکشوفه باشد و یک نگاه میگوید بایستی مستوره باشد. کفر جهانی میگوید از همینجا شروع کن، فعل جای دیگر را کاری نداشته باش. از اینجا شروع کن و تستر و پوشش را قبول نکن؛ و به همین دلیل است که ما این موضوع را هم معلولی میدانیم هم علّتی میدانیم.
نتیجهگیری و جمعبندی از بحث این که، معروف آن چیزی است که قلب من، فؤاد من و عقل من آن را میشناسد. منکر آن چیزی است که نمی شناسمش و قبولش نداشتم. در ازل قبول کردم معروف را و انکار کردم منکر را. اگر الان خلفش عمل میکنم دارم زیرش میزنم. بزرگترین معروف را گفتیم حاکمیت الله است و حاکمیت شرعی خداست و متجلی در حکومت اولیاست و متجلی در حکومت احکام الهی است. بزرگتریم منکر حکومت طاغوت و حکومت دشمنان خداست. در موضوع امر به معروف و نهی از منکر، گفتیم که امر را تلش برای اظهار میدانیم و نهی را تلش یرای مخفی کردن و از بین بردن و نابود کردن میدانیم. علت این تلشها را این میدانیم که ارتباط بین درون و برون وجود دارد. یعنی نمیشود درون من چیزی وجود داشته باشد که بدون اینکه بیرون بیاورم بتوانم حفظش کنم. اگر بخواهم حفظش کنم بایستی بیاورم بیرون. در جواب اینکه میگویند چرا دین را میخواهی حاکم کنی؟ اگر میشد دین را بدون بیرون آوردن در درون خودم نگهش دارم انبیاء قبل از من میکردند. اولیاء خودشضان را اینقدر درگیر نمیکردند. میگویند در درونت بیدار باش، جامعه را ولش کن؛ نمیشود. اگر میگویند در زمان طاغوت مردم دیندار بودند، الان چرا اینچنین شده در جوابش این را بگویید: آنها برای این دیندار بودند که میخواستند طاغوت را نفی کنند. آنها داشتند مخالفت میکردند، رد میکردند، میخواستند حکومت الله را به دست آورند، دیندار بودند. در جامعه ی ما میدانید دیندار کیست؟ یک خاطرهای هست جالب است عرض کنم:
جشن هنر شیراز در ابتدا قرار بود در اصفهان باشد، اوج تجلی فساد و پرده دری طاغوت در زمان شاه بود. فرح در کتابش میگوید ما کاری کردیم که حتی غربیها نمیکردند؛ و واقعاً همینطور است، غرب آن زمان جرئت نمیکرد رابطه ی جنسی را در خیابان نشان دهد؛ و میگوید ما کردیم تا نشان دهیم چقدر جلوئیم! این جشن هنر حالا در اواخر دهه ی ۴۰ شمسی تشکیل بشود، بنده دقیقاً به خاطر دارم و رصد میکردیم. ایشان میگوید ما با نزدیکانمان مشورت میکردیم که کجا این جشن را برگزار کنیم و اولین جایی که در نظر گرفته شد اصفهان بود. به دلیل اینکه اصفهان شهر هنری است و بالاتر از شیراز است؛ به برکت وجود یک عالم ربانی عظیم به نام مرحوم شیخ بهایی) ره (که حکیم و عارف و هنرمند بود، شهر اصفهان اینگونه ساخته شد.
فرح میگوید من به اصفهان آمدم تا به اوضاع و احوال برآوردی بکنم و به بازار رفتم و از بازار اصفهان دیداری کردم. در بازار مأموران بودند و محافظان، اما مردم هم میتوانستند کمی نزدیک شوند و اظهار محبتی کنند.
و در طی بازدید، یک روحانی که ایشان میگوید یک آخوند، به طرف من آمد و به جلو آمد و گفت: حجابت را درست کن، خانم اینجا حجاب بگذار و سرت را بپوشان. بعد میگوید این را که گفت حجابت را بگذار و امر کرد، من گفتم: می دانی من کی هستم؟ آن روحانی با لهجه ی اصفهانی گفت: من میدانم کی هستید. شما زن شاه هستید و حجابتان را درست کنید؛ و این را که گفت مأموران هلش دادند و مشتی به او زدند و او دیگر رفت. فرح میگوید، این خاطره ی بسیار تلخی بود و من به تهران آمدم و به واسطه ی همین خاطره ی تلخ ما از اینکه جشن هنر را در اصفهان بگیریم صرف نظر کردیم.
یعنی یک طلبه، یک روحانی جرات کرد بیاید جلو و به زن شاه بگوید خانم حجابت را بگذار، در صورتی که مشت هم خورد اما برنامه تغییر کرد و تصمیم گرفتند در شیراز برگزار کنند و متأسفانه چندین سال در شیراز برگزار شد.
علمای فن استراتژیک اصطلحا میگویند که درون نسبت به بیرون جنبه ی عمق استراتژیک دارد و بیرون هم نسبت به درون جنبه ی عمق استراتژیک دارد. یعنی عمق درون شما بیرون شماست و در جامعه است و عمق جامعه هم در درون شماست. این ضرورت امر به معروف و نهی از منکر است.
دیدار نوروزی اعضای جامعۀ عبادالرحمن بصیر با آیت الله جوادی
در تاریخ ۱۰ فروردین به اتفاق تعدادی از اعضای جامعه فرهنگی عبادالرحمن بصیر دیداری نوروزی با حضرت آیت اله جوادی از علمای شهر اصفهان داشتیم. ایشان هفتهای یک روز، روزهای پنج شنبه، درس خارج امر به معروف و نهی از منکر را در منزلشان برگزار میکنند. همچنین ایشان ریاست ستاد امر به معروف در یکی از مناطق اصفهان را برعهده دارند و با همکاری سایر اعضا برنامهها و پیگیریهای متعددی را در زمینه نهادینه سازی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه دارند.
جلسه بسیار صمیمی بود به نحوی که حضرت آیت اله جوادی از حضور ما استقبال کردند و جوانان حاضر در جلسه نیز سوالات خود را مطرح نمودند و ایشان با محبت و صبوری به سوالات پاسخ دادند. در حاشیه دیدار خاطراتی را از امر تبلیغ دین در قبل از انقلاب، سالهای سقوط دولت مصدق و... ، که به اتفاق هم درس و رفیقشان حضرت آیت الله جنتی) دبیر شورای نگهبان (در مناطق مختلف کشور حضور مییافتند بیان داشتند.
در این جلسه مباحث و سوالات متعددی مطرح شد که تعدادی از آنها اشاره میشود:
فرض بگیرید شخصی معروفی را اشتباه انجام میدهد و ما شیوه صحیح آن را به طریقی به او یاد دادیم، مثل همان موردی که امام حسن) ع (و امام حسین) ع (شیوه صحیح وضو گرفتن را به یک پیرمرد نشان دادند، آیا این کار تعلیم جاهل محسوب میشود یا اینکه امر به معروف است؟
این کار علاوه بر اینکه تعلیم جاهل است نوعی از امر به معروف هم میباشد. امر به معروف اینگونه نیست که فقط از ابتدا معروف را به کسی بگویید، یک معروفی به جا آورده میشود ولی خراب است، خرابی آن را هم اصلاح کنید، آن هم یک نوع امر به معروف و نهی از منکر است.
در صف نماز جماعت خیلیها را مشاهده میکنیم که نمازشان را اشتباه میخوانند، آیا لازماست همه آنها را امر و نهی کنیم؟
تذکر دسته جمعی لازم نیست، آن فردی را که دیدیم نمازش اشکال دارد، اگر کار ضروری ندارید، وقت بگذارید و با او گرم بگیرید و احوال پرسی کنید، سوالاتی از او بپرسید، مثل از په کسی تقلید میکنید و... ، از دری وارد شوید که بتوانید بحث خیلی سالمی داشته باشید. ایشان بالاخره یک جوابی میدهد که مقلد په کسی هستم. به ایشان میگوییم به نظر آن مرجع مثل بایستی برای سجده تمام هفت موضع روی زمین قرار بگیرد و سپس ذکر بگویید.
اکنون مواجه هستیم که عده زیادی شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند، مثل حجابشان مشکل دارد و... ، وظیفه چیست؟ مثل یک فرد مغازه دار که با خیلی از آنها مواجه میشود چه تکلیفی دارد؟
همین امروز در دروازه دولت اصفهان) میدان امام حسین) ع((مغازهای را سراغ دارم که تابلویی در آن نصب شده است که ما به بدحجابها و بی حجابها چیز نمیفروشیم. این یک مرد مسلمانی است که مغازه اش در گل اصفهان است) جای پر تردد و وسط شهر(وقتی این کار را میکند خیلیها سواد دارند وارد مغازه اش نمیشوند، عدهای نیز مراعات میکنند و افرادی که با حجاب هستند میآیند. اگر هر فردی چنین کاری را بکند وضع عوض میشود. متأسفانه ما خودمان شل هستیم و ایمانمان قوی نیست.
در جامعه امروز یکی از مباحثی که مطرح است ترویج موسیقی است و اینکه به روشهای مختلف ترویج میشود، کلسهای موسیقی برگزار میشود، کنسرتهای موسیقی دائر میگردد و عده زیادی گرایش پیدا کردهاند، نظرتان در این رابطه چیست؟
اگر نظر بنده را بخواهید در مورد موسیقی از باب احتیاط هم که باشد با اصلش مخالف هستم و هرجا که رفتم اگر جایی از این موارد بوده است کامل نهی کردهام یا جلوگیری کردهام و نگذاشتهام که به هیچ عنوان باشد. حتی یادم میآید در دانشگاه صنعتی مدتی درس معارف داشتم، بعضی دانشجویان میآمدند و میگفتند ما میرویم موسیقی یاد میگیریم؛ من نهیشان میکردم. به آنها میگفتم به عقیده من جایز نیست، چرا که شما را به فحشا میکشاند، رو به سعادت نمیآورد، یعنی هر رقم آن حتی در عزا و تعزیهها که موسیقی میآورند اینها هیچ کدامش درست نیست، چون از کم شروع میشود و...
شخصی میخواهد مالش را در راه خدا بدهد، به نظر شما به فقیر کمک کند بهتر است یا در راه امر امر به معروف و نهی از منکر؟
به نظر من اگر فقرا در درجهای هستند که دارند گرسنگی میخورند، بایستی سهمی به آنها داده شود ولی اگر خیلی مشکلی ندارند و در چیزهای بالاتر مشکل دارند اهمیت با امر به معروف و نهی از منکر است و آنجا بایستی خرج کرد پون بحث مذهب و دین است.
حاج آقا اگر نصیحت و توصیهای دارید بفرمایید.
نصیحت من این است که در این دورهای که خیلی از جوانها تن به دین و نماز و طاعت الهی نمیدهند، شما اگر بتوانید با این جوانها رفاقت کنید و به هر شیوهای که هست آنها را مسجدی کنید. خود مسجد رفتن آدم را اصلاح میکند. بعضی از جوانها اصل مسجد نمیروند و قهر هستند؛ البته خیلی از پیرها هم نمیآیند. اینها را باید هدایت کنید که مسجدی کنید. در مسجدی آنها را ببرید کهروانی مسجد ارق دین داشته باشد و با انقلاب خوب باشد. الان یک عده از آقایان هستند که مخالف انقلابند، دارند جور دیگری رفتار میکنند، آقا تعبیر کردهاند که شیعه انگلیسی اند. آنها میآیند به طور مثال قمه زنی و... راه میاندازند و... ، همان کاری که امام و رهبر فرمودهاند برای حفظ وحدت نکنید، عین آن را انجام میدهند. با این شیوه جوانان را با روحانیونی که دلسوز دین و انقلابند، شهید دادهاند و خودشان حاضرند) برای دفاع از دین (جانشان را بدهند آشنا کنید.
تا میشود نمازتان را به جماعت بخوانید. خود نماز جماعت خواندن انسان را هدایت میکند. حدیثی از امام علی) ع (داریم که) لازم الجماعه واجتنبوا لفرقه (یعنی ملزم جماعت باشید و از تنهایی بپرهیزید؛ در نماز جماعت، راهپیمایی که جماعت است باشید.
سرهنگ کریمی
امر به معروف و نهی از منکر را اگر بخواهیم در جامعه بررسی کنیم بر میگردد به مباحث اجتماعی و مباحث اجتماعی بر میگردد به مسئولیت انسان
سخنرانی جناب سرهنگ کریمی از معاونت اجتماعی نیروی انتظامی اصفهان در همایش روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر
اردیبهشت ۹۴
بسم الله الرحمن الرحیم نیروی انتظامی بیش از ۱۱۰ مأموریت دارد که میتوان آنها را فهرست کرد. ماموریتهایی مثل راهنمایی و رانندگی، برخورد با اراذل و اوباش، ماموریتهایی خاص برای انتظام بخشی در جامعه. در کنار بیش از یک صد مأموریتی که داریم یک مأموریت هست که بیشتر مرتبط با موضوع امروز ماست یعنی بحث امر به معروف و نهی از منکر. مأموریت یک پک کامل و جامع امنیت اخلاقی است که از برخورد با اراذل و اوباش و مزاحمین نوامیس مردم شروع میشود تا جمعآوری دیشهای ماهواره، برخورد با بدپوششی در کف خیابان و برخورد با تمام مظاهر علنی فساد. این یک مأموریت است. تمام ماموریتهای دیگر از نظر سختی انجام یک طرف، این یک مأموریت یک طرف. من در این جلسه چون موضوع روشهای کاربردی است، در کنار سایر دوستان که مبانی نظری بحث را فرمودند، این موضوع که ریشههای شکست یا ریشههای عدم موفقیت، ریشههایی که این مأموریت در نیروی انتظامی سختتر است را مطرح کنم و به خدا بسپارمتون.
چند علت دارد:
۱(به لحاظ شرایط خاص کشور و انقلاب ما و شرایط خاصی که ما داریم مأموریت امنیت اخلاقی و بتبع آن امر به معروف و نهی از منکر را که یک مسئله ی اجتماعی هست، خواسته یا ناخواسته، خودیها و دشمنان به طرف سیاسی بودن و سیاسی کردن آن سوق میدهند؛ و این سیاسی شدن موضوع امر به معروف و نهی از منکر در کشور ما قابل رویت و مشاهده است؛ و متأسفانه این بحث باعث تأثیر منفی در کارکرد نهادهایی میگذارد که در این حوزه میخواهند کار بکنند. شل و سفت میشود، شدت و ضعف مییابد، تأثیر رسانهای و ... این جای تحلیل دارد و دوستانی که که تحقیق میکنند خواهش میکنم روی این موضوع کار کنند. دومین مطلب: امر به معروف و نهی از منکر را اگر بخواهیم در جامعه بررسی کنیم برمی گردد به مباحث اجتماعی و مباحث اجتماعی هم بر میگردد به مسئولیت انسان، که ما معتقدیم انسانی که در جامعهای زندگی میکند دارای ۴ مسئولیت هست.
مسئولیت جسمانی یعنی ما بایستی جسم خود را در برابر آسیبها حفظ کنیم و به گونهای زندگی کنیم که زندگی ما از جهات مختلف در امان باشد. اینکه قند میگیریم، چربی میگیریم، اینکه سالهای بعد از میانسالی را اکثراً با درد و سپری میکنیم اکثراً به خاطر سبک زندگی است و این به خاطر این است که مسئولیت جسمانی خود را به درستی انجام ندادهایم. رفتهایم به طرف مصرف مواد مدر، رفتهایم به طرف کم تحرکی، رفتهایم به طرف تغذیه نا مناسب و الی آخر. اینها همه دست به دست هم داده تا مسئولیت را به خوبی انجام ندهیم. آگاهی داشتن از اینکه سبک زندگی ما چگونه باشد و انسان چگونه سالم باشد، خیلی اهمیت دارد.
۲) مسئولیت روحی: ما معتقد هستیم انسان پاک متولد میشود و دارای فطرتی پاک است و در انسان این ویژگی هست که هم رشد کند و خدایی شود و هم سقوط کند و از حیوان هم بدتر شود. مسئولیتی که انسان نسبت به خود دارد این است که طوری از خود مواظبت کند که مسیر رشد و تعالی را طی کند.
۳) مسئولیت بعدی مسئولیت عبودیت است. یعنی رابطه ی من با خدای خودم که این رابطه باعث میشود که انسان را صیقل دهد و این رابطه است که کشف میکند خود را و جایگاه خود را درک میکند.
چهارمین مسئولیتی که بیشتر مرتبط با بحث ما میشود در حوزه امر به معروف و نهی از منکر، رابطه انسان و مسئولیت اجتماعی است. ما هم میتوانیم از دیدگاه دینی محض و هم از دیدگاه اجتماعی به این مسئله بپردازیم. ما از دیدگاه اسلام ۲ قانون و مسئولیت داریم: یک قانون مواسات و یک قانون مساوات. در قانون مواسات همه مکلفند واجبات دینی را رعایت کنند، همه، من بایستی نماز بخوانم و هرکسی هم که مکلف هست و مسلمان هست واجب است نماز، روزه و واجبات و فرائض دینی را انجام دهد. مسئولیت مواسات چیست؟ مسئولیتی است که در بستر اجتماع شکل میگیرد و به من واگذار میشود. برادری، عفت، بردباری، کمک به همنوع، ایثار، شهادت، انسان دوستی، همکاری و الی آخر که یکی از آنها هم امر به معروف و نهی از منکر است. معروف است در اول انقلاب تعدادی از بزرگان خدمت حضرت امام) ره (رسیدند. ببینید این ارزشهای انقلاب چقدر است؟ معموال در دنیا این اتفاق افتاده است که وقتی یک انقلابی پیروز میشود، یک حزبی پیروز میشود، یک مجموعهای که پیروز میشود، وقتی میروند پیش رهبرشان، میگویند: سهم من کو؟ چه میخواهی از انقلاب به من بدهی؟ چه چیزی از این حکومت به من بدهی؟ ... اما اول انقلاب وقتی مردم ما خدمت حضرت امام خمینی) ره (رسیدند، نگفتند ما از انقلاب چه میخواهیم، شعار دادند اماما! انقلاب از ما چه میخواهد؟ ... خیلی مهم است، این ارزش است؛ بنابراین ما دارای مسئولیت اجتماعی هستیم، توی غرب مثالی خدمتتان عرض کنم، توی حوزه ی سرمایه اجتماعی، که کشور ما هم در حوزه ی اجتماعی قوی و غنی هستیم، خیلی وقتها میگوییم چرا در جامعه بی فرهنگی هست؟ چرا در جامعه بی حجابی هست، چرا توی صف میزنند؟ یک عدهای میگویند فرهنگ نداریم؛ ولی اتفاقاً من میخواهم عرض کنم که با فرهنگترین کشور در دنیا ما هستیم. ما در مبانی فرهنگی، مبانی نظری، در آداب و رسوم، در اصول، در هنجارها هیچ مشکلی نداریم؛ ولی چه شده است که نتوانستهایم ساختارها را درست تعریف کنیم. یک مثال خدمتتان عرض میکنم، یک زمانی میرفتیم توی بانک، ده نفر، بیست نفر میرفتند توی بانک، پشت سر هم، صفی بود، با همدیگر برخورد میکردند، به همدیگر پرخاش میکردند تا بیایند قبض آب و برق مردم را پرداخت کنند. آمدند در بانک یک دستگاه نوبت زنی زدند، مردم میروند نوبتشان را میگیرند و مینشینند. آن موقع میآمدی می گفتی: چه مردمی هستند؟! چرا از سر و کول همدیگر بالا میروند؟ این چه وضعیه؟! اینها فرهنگ ندارند؟! حالا میگوییم چه مردم با فرهنگی اند.. ! هرکسی مینشیند تا نوبتش می رسه می ره. نه! مشکل ما در فرهنگ نبود مشکل ما در ساختار است. توی هنجارها هم همینطور است، در ساختارها ایراد داریم. مثل اگر برویم توی هندوستان، آنجا یک خانم قبل از اینکه ازدواج بکند با بعد از این که ازدواج بکند تفاوتی که دارد این است که یک خال میگذارند روی پیشانیش، یعنی اینکه این خالی که قرار گرفته، من ازدواج کردهام و مالکیت پیدا کردهام؛ و توی خیابان کس دیگری کارش ندارد و کس دیگری که میخواهد ازدواج کند دیگر به او نگاه نمیکند تا او را انتخاب کند و الی آخر.
توی جامعه ی ما هم همینطور بود، آرایش خانمها و طرز لباس پوشیدن خانمها، در خیلی از استانهای ما حتی روبندهای که انتخاب میکردند متناسب با شرایط سنی و شرایط اجتماعی و موقعیتشان بود. یعنی میشد تشخیص بدهی این خانمی که در مسیری میرود، این خانم است یا دوشیزه است. آن ساختارها ولی به هم ریخته است. الان در خیابان میروی، نمی دانی این دختر است یا دوشیزه؟ این خانم ازدواج کرده؟ این پیرزن است یا جوان است؟ .... بنابراین ما اگر میخواهیم امر به معروف و نهی از منکر درستی داشته باشیم و تمامی این مبانی نظری را را که دوستان فرمودند، و بسیار کامل و دقیقش را حاج آقا) آیت ا... قائم مقامی (فرمودند، اجرا کنیم اول بایستی یک آسیبشناسی دقیق داشته باشیم. این مسئله که چرا امر به معروف و نهی از منکر ما به هر جهت هنوز جا نیفتاده است؟ چرا وقتی که من به عنوان یک پلیس میروم به ک خانم میگویم که خانم حجابت را رعایت کن تعجب میکند، چرا غر میزند؟ چون از خانه که آمده بیرون پدر، مادر، برادر چیزی نگفته، کاسب محل چیزی نگفته، راننده تاکسی چیزی نگفته، آن یکی چیزی نگفته، فقط پلیس.. ! تعجب می کند، میگوید: تو چرا تافته ی جدا بافته از جامعه هستی، تو چرا ایراد میگیری؟ به تو چه؟ بایستی آسیبشناسی کنیم. حالا در آسیبشناسی ما سرفصلها را را ارائه میکنیم.
یک نکته این است که ما عرصههای مختلف امر به معروف و نهی از منکر را در نظر نمیگیریم. دوستان و عزیزان حاضر در جلسه، امر به معروف و نهی از منکر مخصوص یک عرصه خاص نیست، مخصوص یک مرتبه خاص نیست که فقط بگوییم کف خیابان. امر به معروف و نهی از منکر از خانواده شروع میشود، از بیت المال مسلمین شروع میشود، از خدمت به خلق شروع میشود، از عدم توجیه گناه شروع میشود، از حساسیت به لهو و لعب شروع میشود. وقتی جامعه ی ما جامعهای باشد که در آنجا تجمل گرایی رشد پیدا کند، یکی از ویژگیهای تجملگرایی ارائه است.
من میخواهم خودم را ارائه بدهم، خوب خانمی که در فرهنگ تجمل گرایی رشد پیدا کرده بایستی بیاید خودش را ارائه بدهد، لباسش را ارائه بدهد یا آرایشش را ارائه بدهد؛ بنابراین باید عرصههای مختلف امر به معروف و نهی از منکر را، همه را در کنار هم دید؛ و اگر هنرش را داشته باشیم اولویت بندی کنیم؛ و اگر هنرش را داشته باشیم منابع محدودمان را با توجه به این اولویتها هزینه کنیم. دوم رعایت نکردن مراتب امر به معروف و نهی از منکر میباشد. ما یکجاهایی در مراتب امر به معروف و نهی از منکر بایستی متوقف بشویم. مخصوصاً در اسلام تأکید شده است به مسئله ی تجسس. بحث تجسس بسیار بحث پیچیدهای در فقه است، حتی برای من پلیس هم که وظیفه دارم خیلی از مصادیق جامعه را رصد کنم، فقه به من گفته است که اینجا حق تجسس نداری، اینجا حق ورود نداری. این را ما آشنا نیستیم که تا کجا بایستی برویم، اگر به اینجا رسیدیم دیگر بس است. اگر رفتیم خودش ایجاد مفسده میکند.
مورد دیگر اعمال سلیقههای شخصی است. ببینید بایدها و نبایدهای ما را شرع مشخص کرده است. هرجا که سلیقههای شخصی ما داغ تر از شرع مقدس باشد، یا کمتر از شرع مقدس شد، آنجا داریم به انحراف میرویم.
مورد بعد توجه به زمان و مکان امر به معروف و نهی از منکر، موقعیت شناسی و زمان شناسی میباشد. امام علی) ع (میفرماید:) که در حوزه ی شخصی است (آن کس که برادرش را در نهانی موعظه کند، او را احترام کرده است و کسی که او را در کنار دیگران موعظه کند به او بدی روا داشته است.
عدم همکاری دستگاههای مختلف: به عنوان کسی که در این حوزه کار میکنم، یکی از مشکلات ما این است که دستگاههای مختلف دارند خیلی زحمت میکشند ولی کارها همپوشانی ندارد و کار یکدیگر را تکمیل نمیکند. اگر بتوانیم تمام دستگاههای مختلف بالا، دستگاههای اجرایی، نهادهای فرهنگی، نهادهای دینی، همه را هماهنگ کنیم خیلی موفقتر عمل میکنیم.
عدم توجه به شیوههای جدید: امروزه اجتماع، جامعه و انسان از یک تنیدگی و پیچیدگی خاصی برخوردار شده است. به خاطر اینکه رسانهها پیشرفت کرده، یک اتفاقی در گوشه و کنار دنیا رخ میدهد اینجا داریم میبینیم. انسان امروز پیچیدهتر از جامعه دیروز است، بنابراین بایستی مسلح بشویم به علم ارتباطات، مسلط بشویم به مهارتهای مختلف. یکی از آنها اینکه افرادی که امر به معروف و نهی از منکر در کف خیابان کار میکنند، چه نیروی انتظامی، چه بچههای ستاد احیای امر به معروف، یک مشکلی که داریم مهارت کنترل خشم است. چرا تا از یک جوان برخورد بد میبینند عصبانی میشوند؟ ما در مهارتهایی که کسب میکنیم آیا مهارت کنترل خشم خود را پیدا کردهایم. آیا مهارت استفاده از دستاوردها را پیدا کردهایم؟
باید عرصههای مختلف امر به معروف و نهی از منکر را، همه را در کنار هم دید؛ و اگر هنرش را داشته باشیم اولویت بندی کنیم؛ و اگر هنرش را داشته باشیم منابع محدودمان را با توجه به این اولویتها هزینه کنیم
حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک:
باور مسئولین نسبت به اجرای امر به معروف و نهی از منکر بسیار ضعیف بوده است
در تاریخ ۱۴ آبان ۹۴ مصاحبهای را با حجت الاسلام والمسلمین احمد سالک نماینده محترم مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی و ریاست کمیسیون فرهنگی مجلس پیرامون موضوع امر به معروف و نهی از منکر داشتیم که تقدیم شما میگردد:
حاج آقای سالک ضمن سلم و تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. ما از طرف ماهنامه عبادالرحمن که محوریت آن راحوزه امر به معروف و نهی از منکر و موضوعات جانبی آن قرار دادهایم در خدمتتان هستیم. به عنوان سؤال اول، یک نکتهای را که به نظرتان برای تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر به شما کمک زیادی کرد برای ما بیان فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم اولاً من تشکر میکنم از شما جوانانی که کمر همت بستهاید برای گسترش فرهنگ اسلام، این واقعاً جای قدر دانی و قدر شناسی دارد. نکته دیگر اینکه یکی از واجبات مهم ما امر به معروف و نهی از منکر است که این دو فریضه الهی کمترین توجه به آن در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به آن شده است.
سوم اینکه بعد از ۳۵ سال که قانون امر به معروف و نهی از منکر بین مجلس و دولتها رد و بدل میشد، ما جمع کردیم و این قانون را در ۲۴ ماده و ۱۹ تبصره به تصویب رساندیم. شورای محترم نگهبان هم تأیید کرد و به دستگاههای دولتی ابلاغ شد. بنابر این این مطالب برای ما مهم است.
اما سؤالی که کردید که چه چیزی موجب این موضوع شد، یک مورد بود، تصمیم و همت اعضای محترم کمیسیون فرهنگی مجلس بر تحقق بخشیدن به این دو فریضه الهی. این برای ما خیلی شیرین بود، قدرت داد و کارشناسان را پای میز بحث و نظر گذاشت و سرعت عمل داد. حدوداً ۴۰۰ ساعت کار کارشناسی روی این مسئله با استفاده از منابع ارزشی مثل قرآن، روایات، فتاوای حضرت امام) ره (و مقام معظم رهبری را محور این کار قرار دادیم. امیدواریم و ما معتقد هستیم و ارزیابی بنده این هست که اگر قانون امر به معروف و نهی از منکر در دستگاههای حکومتی اجرا بشود % ۵۰ از ناهنجاریهای اجتماعی حل و فصل خواهد شد.
حاج آقا یک مطلبی هست اینکه در اوایل انقلاب بحث امر به معروف و نهی از منکر رونق زیادی داشت و مردم خودشان را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر موظف و مکلف میدانستند، حتی در دوران طاغوت هم بعضی متدینین حساسیت زیادی نسبت به شیوع منکرات داشتند ولی ما نیمه دوم انقلاب را که ملحظه میکنیم، این دغدغه مردم کاهش پیدا کرده است و مردم و متدینین، حتی بچه حزباللهیها هم در زمینه امر به معروف و نهی از منکر کمکاری نمودهاند، نظر شما چیست؟ علت را چه میدانید؟
عوامل مختلفی دارد بعضی عوامل داخلی دارد و بعضی عوامل خارجی. عوامل خارجی اینکه دشمن آمد انقلاب اسلامی ما را بررسی کرد به این نتیجه رسید که باید محتوای فرهنگ اسلام را استحاله کند و یک فروپاشی در فرهنگ دینی به وجود آورد لذا یک فروپاشی در محتوای دینی به وجود بیاورد، لذا پرداختند به ابزار رشد تکنولوژِی مثل ماهوارهها و سایتها و پول و دالر سنگینی به فرقههای مختلف دادند که علیه اسلام و اعتقادات و ایمان مردم کار کنند. این علت بسیار مهمی است. از این بابت تهاجم فرهنگی شکل گرفت؛ به قول آقا شبیخون فرهنگی، غارت فرهنگی و مسائلی از این مقوله شکل گرفت. این نکات نکات خارجی است.
در داخل میزان باور مسئولین نسبت به اجرای امر به معروف و نهی از منکر بسیار ضعیف بوده است و بعضاً نمیخواستند بپذیرند که امر به معروف و نهی از منکر یکی از واجبات است. حس میکردند اگر این کار را بخواهند انجام دهند در جامعه یک بلبشویی به وجود میآید کما اینکه در مجلس معاونت پارلمانی ریاست جمهوری وقتی قانون در صحن علنی بود، پشت تریبون مجلس درآمد و گفت این قانون اگر در کشور اجرا شود ایجاد هرج و مرج در کشور میکند. ما جوابش را آنجا محکم دادیم. یعنی این نوع تفکر ناشی از عدم باور نسبت به دو فریضه ی الهی.
این نکته ی مهمی هست که ما در اجرا با مجریانی روبرو شدیم که گاه بعضاً اعتقاد نداشتند، باور نداشتند یا اینکه اصل اطلاعاتی در این قضیه نداشتند. عامل سوم گسترش آسیبهای فرهنگی و اجتماعی بود مثل مواد مخدر و مسائلی از این مقوله که نکاتی را در این قضیه به وجود میآورد. گسترش فساد عامل گسترش منکرات است و این مطلب قابل توجه است. اینها عوامل مختلفی است و جای صحبت بسیاری دارد.
حاج آقا نقش تخریب آمرین به معروف و ناهیان از منکر و تهمت زنی به آنها را در رکود فعالیت امر به معروف و نهی از منکر چقدر میدانید؟
یکی از اشکالاتی که اخیراً به وجود آمد این بود که آمران به معروف و ناهیان از منکر مورد ضرب و شتم عدهای قرار گرفتند و ما حدود هفت شهید امر به معروف و نهی از منکر دادیم. این مسئله مهمی است، یعنی ترویج ضد انقلاب برای مقابله با آمران به معروف و ناهیان از منکر در جامعه یک فرهنگ شده است و ما بایستی این فرهنگ را عوض کنیم و ما باید دفاع کنیم. اتفاقاً قانونی که نوشتیم حمایت از آمران و ناهیان از منکر است.
یک نکتهای که فعالین امر به معروف و نهی از منکر به آن بارها اشاره داشتهاند این است که مسئولین، حتی آنهایی که در بحث امر به معروف و نهی از منکر سخنرانی میکنند، خودشان در مواجهه مستقیم با گنکهار به طور مثال کسانی که شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند اصلاً توجهی ندارند و این سبب میشود که مردم از آنها الگو بگیرند.
این یک اشکال اصلی است، درست است این حرف مهمی است و این اشکال بایستی برطرف شود. یعنی کسی که گوینده امر به معروف و نهی از منکر هست، به موضوع اگر برخورد کرد بایستی محکم برخورد کند.
اگر شما پای صحبت ۱۳ آبان من بودید من در تریبون منکری را مطرح کردم و واقعاً مردم از آنها خواستند که برخورد کنند و آنهایی که برخورد کردند، تشویق کردند.
خدا خیرتان بدهد. یک بحث دیگر، بحث طلب و روحانیت است، شما چه توصیهای به آنها دارید که در حوزه امر به معروف و نهی از منکر فعالیت داشته باشند، با توجه به اینکه حضور آنها را در این عرصه کمرنگ میبینیم. با توجه به اینکه به برکت انقلاب اسلامی تعداد طلب در کشور افزایش یافته است ولی بعضاً رخوتی در فعالیت دیده میشود، شما چه توصیهای دارید؟
حوزههای علمیه به عنوان زیرساخت فرهنگی اساس کار هستند و ما در سیاست هایمان در تقویت زیرساخت فرهنگی تلش کردهایم از جمله حوزههای علمیه. رسالت روحانیت به بیان احکام این مسئله است بعد هم عمل به احکام. بنابراین اگر کسی دم میزند از امر به معروف و نهی از منکر، عاملش هم بایستی باشد. کما اینکه یکی دو سه نفر از زخمیهای ما در دفاع از امر به معروف و نهی از منکر طلب بودهاند. منتها بایستی بیشتر همت بکنند.
حاج آقا یک خاطره پیرامون یک تذکر لسانی که در مواجه با یک گنکهار شخصاً داشتهاید برای ما بیان کنید.
من یک شبی پیاده از باغ تختی اصفهان میآمدم رسیدم به پشت استانداری، در خیابانی که میخورد به استانداری از این پیچ میخواستم عبور کنم، یک ماشین پراید که در آن دو پسر و دو دختر در آن بودند، به من رسیدند- و این زمانی بود که فیلم مارمولک پخش شده بود- اینها شیشه را کشیدند پایین و من هم رسیدم لب خیابان و جلوی من توقف کردند. شروع کردند به بی ادبی کردن، مارمولک! فلن و... ! و کار منکراتی انجام دادند و حرفهای بی خودی زدند. من همانجا یک منبر برایشان رفتم. گفتم شما جوان هستید، متدینید! از خانواده خوب هستید و شروع کردم آنها را به نصیحت کردن. اینها حدود یک ربع به حرفهای من گوش دادند، بعد عذرخواهی کردند از اینکه نسبت به من جسارت کردند و حرفهای بی خودی زدند. من خوشحال شدم که چهارتا جوان را توانستم به جهت معروف هدایت کنم.
حاج آقا از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید تشکر میکنم و درخواست دعای خیرتان را داریم.
عبداللهی نژاد:
ویژهبرنامههای ستاد برای سال ۹۵
ویژهبرنامههای ستاد برای سال ۹۵ تمرکز بر بخشهای فرهنگی و پژوهشی با محوریت مساجد و هیئتهای مذهبی استان اصفهان است.
حجت الاسلام و المسلمین احمد عبدالهی نژاد در گفتوگو با خبرنگار ویژه مجله پیرامون تشریح وظایف واهم برنامههای خود در ستادامربه معروف ونهی ازمنکراستان اصفهان اظهارکرد:
شرح وظایفی بهواسطه تصویب قانون حمایت ازآمران به معروف و ناهیان از منکر به ستاد امربه معروف و نهی از منکر ابلاغ و برای این ستادها مشخص شده است، سیاستهای ما نیزدراین چهارچوب است.
وی تصریح کرد: ازجمله شرح وظایف ستاد میتوان به تعیین سیاستها و خط مشیهای اساسی در زمینه ترویج واجرای امربه معروف و نهی از منکر و پیشنهاد آن به مبادی ذیربط، تبادل اطلاعات و نظرات برای شکلگیری سیاستهای مربوطه به امربه معروف و نهی از منکر و آسیبشناسی و ریشهیابی علل ترک معروف و ارتکاب منکر اشاره کرد.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان اصفهان افزود: تعیین الگوهای رفتاری، که از آن به عنوان سبک زندگی یاد میشود، از دیگر سیاستهای تعیین شده برای ستاد امر به معروف است، توسط ستاد باید الگوهای ملموس و قابل لمس در جامعه تعیین شود، تصمیمسازی آن توسط ستاد انجام میگیرد و اجرای آن بر عهده مراکز تعیین شده در قانون است.
وی با بیان اینکه زمینهسازی جهت مشارکت همهجانبه آحاد مردم و دستگاههای اداری و رسانههای عمومی در امور مربوط به فریضه امربه معروف و نهی از منکر از دیگر وظایف تعریف شده برای ستاد است، گفت: این بدان معنی است که فقط ستاد نباید در این زمینه فعال باشد بلکه عموم مردم نیز باید در این کار دخیل باشند، که این موارد نیز ازجمله شرح وظایف ستاد است.
عبدالهی نژاد اذعان کرد: ازجمله نهادهایی که مکلفاند شرایط اقامه امربه معروف و نهی از منکر و ارتقاء سطح
آگاهیهای عمومی در این خصوص را از طریق آموزش و اطلاعرسانی فراهم کنند، میتوان به وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان بسیج مستضعفین، شهرداریها و سایر نهادها و دستگاههای فرهنگی اشاره کرد.
وی تأکید کرد: در چارچوب قانون، اعضای ستاد امربه معروف و نهی از منکر استان شامل، امام جمعه مرکز استان به عنوان رئیس ستاد، استاندار، مدیرکل اطلاعات استان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل آموزش و پرورش، رئیس یکی از دانشگاههای استان با انتخاب رئیس ستاد، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان، دو نفر از نمایندگان مردم استان در مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجمع نمایندگان استان به عنوان ناظر، دادستان مرکز استان، مدیرکل سازمان تبلیغات اسلامی، رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان، مدیرکل صدا وسیمای استان، فرمانده ناجا در استان، فرمانده ارشد سپاه در استان، دبیر ستاد ائمه جمعه استان، یک نفر از مدیران مدارس علمیه استان به انتخاب شورای حوزههای علمیه استان، مدیر مدارس علمیه خواهران در استان و دبیر ستاد به انتخاب رئیس ستاد مشخصشده است.
دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان اذعان کرد: رصد اقدامات انجامشده در اجرای قانون امر به معروف و انعکاس آن به مراجع ذیربط از دیگر وظایف قانونی ستاد است.
ضمناً نظر به اینکه تبادل اطلاعات و نظرات برای شکلگیری سیاستهای مربوطه به امربه معروف و نهی از منکر و آسیبشناسی و ریشه یابی معضلت امری ضروری است، دستگاههای فرهنگی مهمترین بازوان
کمکی و حمایتی ستاد امر به معروف و نهی از منکر در مسئله امر به معروف هستند.
عبداللهینژاد با اشاره به طرحها و فعالیتهای نوروزی ستاد امربه معروف گفت: ستاد امربه معروف و نهی از منکر استان اصفهان در راستای ترویج فریضتین مقدس امربه معروف و نهی از منکر در ایام نوروز اقدام به اجرای طرح تذکر لسانی در نقاط مختلف شهرستان اصفهان و سایر شهرستانهای مسافر خیز استان کرد.
وی تصریح کرد: برگزاری جلسات متعدد با پلیس امنیت اخلاقی و دستگاههای مرتبط شهرداری، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به منظور برقراری تعامل هرچه بیشتر، اجرای طرح دو نوبت صبح و بعدازظهر در ۱۶ نقطه از نقاط آسیبپذیر شهرستان اصفهان، بکهارگیری بیش از یک هزار نفر از نیروهای مردمی تحت قالب تذکر لسانی و توزیع بیش از ۲۰۰ هزار بسته فرهنگی در بین مسافران و گردشگران با موضوعات، عفاف، حجاب و معروفات از جمله اقدامات ستاد امربه معروف در نوروز ۹۵ بوده است. دبیر ستاد احیای امربه معروف استان اصفهان در پایان گفت: ویژهبرنامههای ستاد برای سال ۹۵ تمرکز بر بخشهای فرهنگی و پژوهشی با محوریت مساجد و هیئتهای مذهبی استان اصفهان است.
گفت و گو با آمر به معروف و ناهی از منکر که توسط اوباش مورد ضرب و جرح قرار گرفت
امر به معروف و نهی از منکر را برای رضای خدا انجام دادم
حجت الاسلام «حسین خادم الخمسه» آمر به معروف و ناهی از منکر که برای نجات یک دختر با اراذل و اوباش درگیر و مجروح شده است ، درباره این ماجرا به خراسان می گوید: در خیابان بهارستان و در محل عابر پیاده، خانم جوانی را مشاهده کردم که ۲ سرنشین موتورسوار برای این خانم ایجاد مزاحمت می کردند و با حرفهای رکیک این خانم را خطاب قرار می دادند. خادم الخمسه ادامه می دهد:
این شهروند برای نجات از دست مزاحمان شروع به سرو صدا کرد و کمک می خواست، بلفاصله با شنیدن فریادهای خانم دیدم که دو نفر از اراذل و اوباش سوار بر موتور برای ربایش دختر جوان اقدام می کنند. این افراد قصد داشتند به زور دختر جوان را سوار بر موتور کنند و با خود ببرند اما این دختر با فریادهای خود درخواست کمک می کرد. وی تصریح می کند: با مشاهده این صحنه برای نجات دادن دختر به سمت آنها رفتم و اول با نصیحت گفتم که مزاحم نشوند ولی یکی از موتور سوارها با فحشهای رکیک گفت به شما ربطی ندارد. در همان لحظه خانم جوان توانست فرار کند. با فرار دختر جوان، یکی از موتور سواران پیاده شد و از پشت سر چندین ضربه چاقو به من وارد کرد که کتف و گردن و دستم دچار آسیب شد.
وی می افزاید: اگر چه بعد از این اتفاق عدهای از افراد که در خیابان بودند به طرفم آمدند و مرا سرزنش کردند اما من این امر به معروف و نهی از منکر را حسب وظیفه شرعی و انسانی که دارم برای رضای خدا انجام دادهام و خوشحالم که این خانم جوان توانست از دست این مزاحمان خیابانی فرار کند و آسیبی به او نرسید. خادم الخمسه درباره وضعیت جسمی اش می گوید: دستم ۷ بخیه خورده ولی کتفم خیلی درد می کند ، البته خدا را شکر وضع جسمی ام خوب است.
«علی اصغرلطفی» رئیس کمیسیون نظارت و امر به معروف و نهی از منکر شورای اسلامی شهر مشهد درباره این موضوع به خراسان می گوید: خدارا شکر بعد از ۳۶ سال قانون امر به معروف و نهی از منکردر مجلس تصویب شد و آییننامه اجرایی این قانون در حال نهایی شدن است و از ۳۰ بند این آییننامه ۲۲ بند آن تصویب شده است. لطفی بر ضرورت همگانی شدن امر به معروف و نهی از منکر در جامعه تأکید می کند و می گوید: باید شرایطی در جامعه فراهم شود تا افراد نسبت به یکدیگر و جامعه احساس مسئولیت کنند و اگر شخصی دچار رفتار اشتباهی شده و هنجارشکنی کند دیگران او را امر به معروف و نهی از منکر کنند.
عفاف و حجاب
ادله عقلی وجوب حجاب در کرسی آزاد اندیشی اصفهان بررسی شد
آیت الله مهدوی: حجاب هم حق الناس است و هم حق الله، بنابراین بدحجاب هم حق مردم را ضایع میکند و هم حق خدا را.
به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، آیت الله سید ابوالحسن مهدوی، ۱۲ اسفند در کرسی آزاد اندیشی «حجاب از دیدگاه عقل» که در مدرسه علمیه صدر بازار برگزار شد، به بیان اهمیت حجاب پرداخت و گفت: حجاب از لحاظ عقلی حکم الزام را داشته و آنچه را عقل لازممی داند، الزام عقلی بوده و حکم آن واجب است. این بدان معناست که حکم عقل به الزام است و نه به ایجاب.
وی با اشاره به این که امروزه بحث حجاب از ضروریات جوامع است و نه تنها در جوامع مسلمان، بلکه در تمامی جوامع این بحث مطرح است، ابراز داشت: در دنیایی که بی حجابی به عنوان مصلحت جامعه مطرح است، باید به تمامی جوامع دنیا آگاهی لازمرا رساند و در برابر کسانی که به دین خاصی الزام ندارند، میبایست از استداللهای عقلی استفاده کرد. توجه به این نکته بسیاتر مهم است که آنچه عقل بر آن حکم میکند بر همه کس واجب است و قابل قبول مینماید و نیازی نیست در مقابل کسی که اعتقاد صحیح و درستی ندارد از شیوه نقلی استفاده کرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری در خصوص استفاده از چادر به عنوان برترین نوع حجاب، بیان داشت: روزی در جامعه حجاب صحیح را با عنوان حجاب اسلامی معرفی میکردند و این خود باعث شبهه میشد که حجاب اسلامی چیست، لذا شایستهتر آن است از چادر به عنوان حجاب صحیح برای زنها استفاده کنیم و به این نکته توجه داشته باشیم که حجاب مخصوص زنها نیست و مردها نیز مکلف به حفظ حجاب هستند و با توجه به این امر که حفظ شی گران بها از لحاظ عقلی مهم تر است و به همین دلیل زنها با توجه به انعطافپذیری و چون در زن جنبه زیبایی بیشتر نمایان است، حفظ حجاب بر آنها واجب تر است.
وی در ادامه با بیان این که حجاب هم مصلحت فردی و هم مصلحت اجتماعی است، چرا که فواید حجاب نیز هم به فرد و هم به جامعه، افزود: باید به این مهم توجه داشت که حجاب هم حق الناس است و هم حق الله، بنابراین بد حجاب هم حق مردم را ضایع میکند و هم حق خدا را؛ لذا از لحاظ عقلی حجاب هم مصلحت اخروی دارد و هم مصلحت دنیوی را شامل میشود و فواید دنیایی آن بیشتر از موارد اخروی آن است و کسانی که به آخرت هم ایمان ندارند به حجاب نیاز دارند.
منتخب مردم اصفهان در دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری به اهمیت حفظ هویت ملی در برابر دشمنان نیز اشاره کرد و گفت: در اکتشافات باستانشناسی ثابت شده که ایرانها از زمان هخامنشیان به حجاب اهمیت داده و آنرا بر خود واجب میدانستند و این امر از ابتدا در ایران رعایت میشده و حجاب چیزی نیست که اسلام آن را به وجود آورده باشد.
آیت الله مهدوی در پایان با بیان این که حفظ حیا به صورت فطری در ذات انسان وجود دارد، گفت: از دیدگاه عقلی حجاب از لحظه خلقت واجب بوده و این درک در انسان بصورت ذاتی وجود دارد.
چشمهایت را ببند، همه چیز درست میشود
در خیابان مشغول قدم زدن بودم ناگهان چشمم به زنی خورد که با وضع بسیار فجیع آرایش کرده بود و سرتا پایش نمایان بود و ... مثل همیشه سرم را پایین انداختم ولی گفتم: این درست نیست که یک خانم با این وضع در جامعه بگردد، هزاران نگاههای مسموم به دنبال او هستند، همچنین جوانان عزب بسیار زیادی وجود دارند و ممکن است به گناه بیفتند و ...
با خود گفتم خوب است تذکری بدهم، شاید در رفتار خود تجدید نظر بکند و ... ، یا اینکه ال اقل دل خودم آرام شود به اینکه من وظیفهام را انجام دادمو تذکر دادم ... و در پیش خدا و وجدان خودم شرمنده نباشم...
رو به خانم کردم و گفتم: خانم وضعیت پوششتان مناسب نیست به خاطر خدا حجاب که فرمان خداست را رعایت کن. او که با دوستش که اوضاعش مثل خودش بود، با صدای بلند گفت: به شما مربوط نیست!، آن یکی گفت: تو چشمهایت راببند، اگر چشمهایت را ببندی همه چیز درست میشود!!! و...
من با رفتار زشت و طلبکارانه ی آنها صحنه را ترک کردم، چرا که آنجا جای بحث نبود ولی این فکر ذهنم را چند روزی مشغول کرده بود که ، اگر من چشمهایم را ببندم، همه چیز حل میشود؟ آیا ما نسبت به شکستن حدود الهی – مانند حجاب – بی تفاوت باشیم همه چیز حل میشود؟ در این صورت جامعه به چه سمتی پیش میرود؟ آیا اصلاً تا حالا شده خانمی که آرایش کرده و بدحجاب است به کسی که نگاه آلوده به او دارد، به اوزل میزند، لبخند میزند و ... گفته باشد، آقا چشمهایت را ببند؟! ....
این صحنه حرف من و پاسخ او دهها بار از صفحه ی ذهنم گذشت و هنوزهم خودم را در آن شرایط مجسم میکنم و در دلم به آن زن میگویم: بالفرض که من چشمهایم را بستم، آیا خداوند هم چشمهایش را میبندد... ؟! آیا خداوند از اعمال و رفتارتان بی خبر میماند ؟ ..... اگر من و امثال من از انتقاد و ارشاد دست برداشتیم، چشم هایمان را آسوده بستیم و دهانمان را هم بستیم آیا برای شما راحتی و امنیت فراهم میشود؟ آیا فکر میکنید ما که حکم خدا را برایتان بیان میکنیم، و خواستار رعایت آن هستیم، دشمن شما هستیم؟ یا اینکه اصل خدا دشمن شماست و نمیگذارد راحت باشید؟............
خواهرم بدان خداوند برای حفظ کرامت زن، امنیت او و همچنین رسیدن به تعالی و کمال حجاب را واجب کرده است. خواهرم خداخیر خواه شماست ...
پس از دستور او رویگردانی نکنید، چرا که خودتان ضرر میکنید و خودتان امنیت خودتان را به خطر میاندازید. این چیز بدیهی است که تمایل به جنس مخالف برای همه وجود دارد، و این حجاب کنترل کننده ی آن است و باعث حفظ حریمها میشود. البته کنترل نگاه چه برای آقایان و چه خانمها امر واجبی است و حفظ نگاه و خویشتنداری زمانی راحت است که پوشش مناسب باشد و تحریک آمیز نباشد، چرا که در غیر این صورت اکثریت تحریک میشوند، به جز آنهایی که ترس از خداوند وجودشان را فراگرفته باشد و اراده ی بسیار قوی داشته باشند.
و بدان همین حضور مؤمنین و افرادی که نسبت به معاصی و شکسته شدن حدود الهی هستند که باعث امنیت شما شدهاند ... وگرنه در جوامع غربی و جوامعیکه هیچ ترسی از خدا و بندگان خدا وجود ندارد و کسی هم متذکر نمیشود، برو ببین که تجاوز به زنان، آن هم در ملأ عام امری عادی است و...
پس با بستن چشم چیزی درست نمیشود، بیاییم چشم هایمان را روی حقایق بگشاییم.
حریم نگه نداشتن برای روابط خصوصی در مال عام
مدتی است که شاهد یک معضل جدید در حوزه ی روابط اجتماعی هستیم و آن عدم رعایت ضوابط روابط خصوصی توسط زوجها و گسترش روابطی که بایستی در خفا صورت بگیرد، در ملأ عام میباشد. متأسفانه مشاهده شده است که زن و شوهر در کوچه و خیابان موقع راه رفتن پنجه در پنجه ی یکدیگر گرفته راه میروند، یا اینکه بدتر دست در گردن یکدیگر قدم میزنند و یا اینکه همدیگر را در آغوش میگیرند و ... . و روابطی که بایستی در منزل باشد و از دید مردم پنهان باشد، در جلو دید مردم صورت میگیرد. این نوع رابطه که در ملأ عام صورت میگیرد، علاوه بر اینکه عملی ناشایست و غیراخلاقی است باعث تهییج و به هوس افتادن سایر مردم به ویژه جوانان مجرد میشود و آنها را به طمع و هوس میاندازد، ضمناً نوعی بی حیایی و بی غیرتی را در جامعه دامن خواهد زد و این باعث شده که به راحتی و هیچ ابایی دختر و پسر نامحرم هم اقدام به تماس بدنی از دست دادن بگیر تا روابط نامشروع دیگر در جلو چشم مردم بپردازند و متأسفانه آنقدر وضعیت بد شده است که مشاهده گردیده در پارکها و فضای سبز عدهای مشغول اعمال منافی عفت گردیدهاند وپرده ی عفت جامعه روز به روز دریده میشود. استفتائاتی هم که از مراجع شده است، حاکی از جایز نبودن این گونه روابط و رفتارها در ملأ عام است.
اگر بخواهیم علت بروز اینگونه رفتار ناشایست را ریشه یابی کنیم میتوانیم اول به عدم آموزش صحیح جوانان و عامه ی مردم نسبت به اینکه درست است که زن و شوهر نسبت به هم حلل میباشند و تماس بدنی آنها مشکلی ندارد، اما این مربوط به منزل و مکانهایی میباشد که با یکدیگر تنها میباشند و حتی خیلی از این رفتارها را مانند بغل کردن و ... را نباید در جلو محارم خود مانند فرزندشان انجام دهند. دوم حریم شکنیها یی که صورت میپذیرد و مشاهده ی آن توسط مردم این گونه رفتارها را عادی جلوه میدهد، همچنین دیدن فیلمهای غربی از ماهواره و همچنین گسترش و چاپ عکسهایی که روابط زن و مرد غربی و در آغوش گرفتن و ... آنها را نشان میدهد و این عکسها در کنار مطالبی در رابطه با تحکیم خانواده! و ... در سایتهای اینترنتی خارجی و داخلی گذاشته میشود وحتی الزمه ی زندگی زناشویی دانسته میشود و در نتیجه الگو سازی و الگو پذیری از غربیان، باعث گسترش ضد ارزشهای آنان شده است. سوم اینکه بعضی از زوجین که تازه عقد نمودهاند، چون فضایی برای ارضای غرایز خود در خانه ندارند و سختگیریهای بعضاً جاهلنهای که از سوی والدینشان صورت گرفته، با توجه به حریم شکنیهایی که صورت گرفته و مشاهده نمودهاند، فضای بیرون دور از چشم والدین را برای این روابط مهیا میبینند و این رابطه ی حلال به صورت ناشایست در انظار دیگران صورت میپذیرد.
اینگونه رفتارها که در ملأ عام صورت میگیرد، حریم عفت را می درد و باعث میشود که مرد و زن دیگر از مردم و نامحرمان خجالت نکشند، همچنین باعث تحریک سایر افرادی که آن صحنه را میبینند می شود. متأسفانه به علت اینکه این حریم شکنی زیاد شده، پسر و دختر جوان که با هم نامحرم هستند بدون هیچ ابایی با یکدیگر دست بدهند، دست در گردن هم بگذارند و ... ، و در جلو دید مردم در خیابان، مترو، اتوبوس و ... حریم شکنی بکنند.
البته روانشناسان هم میگویند که اینگونه روابط زن و مرد که در خارج از خانه صورت میپذیرد، منجر به سردی روابط آنها در خانه به دلیل خسته شدن آنها از هم و تخلیه شدن انرژی آنها در خارج از خانه میگردد و... لذا زوجین بهتر است که حتی صحبتهای خود را در خارج از خانه محدود نمایند و تماس بدنی با یکدیگر نداشته باشند و صحبت همراه با خنده و عشق خود را جهت تمرکز ذهنشان و تلذذ بیشتر به داخل خانه موکول نمایند.
همچنین در این زمینه لازماست که علما و دلسوزان به مردم هشدار بدهند و مردم را از اینگونه روابط منع نمایند. همچنین متدینین با مشاهده ی اینگونه روابط به مرد و زن تذکر بدهند و ناشایست بودن آن را گوشزد کنند.
چادر بانوان از عبای من با ارزش تر است
آیت اله العظمی صافی گلپایگانی:
شما با حفظ حجاب برتر خود که همان چادر است، در واقع به استواری پایههای دین آسام و نیز ترویج فرهنگ حیا و عفت اسامی در جامعه کمک میکنید.
امروز چادر بانوان از عبای من با ارزشتر است؛ چرا که بانوان با حفظ حجاب برتر خود مروج دین آسام هستند.
چادر قداست بسیار بالایی دارد و بانوان چادری در حقیقت مصداق زنان دین دار در عصر و زمانه ما بشمار میروند.
شما با حفظ حجاب برتر خود که همان چادر است، در واقع به استواری پایههای دین آسام و نیز ترویج فرهنگ حیا و عفت اسامی در جامعه کمک میکنید.
نماز، روزه، حجاب، امر به معروف و نهی از منکر و غیره از امانات خداوند است که ضمن عمل کردن به آن باید این امانتها را خوب نگه داشت. امید است جوانان و بانوان با عمل به دستورات شرع مقدس آسام بخصوص در زمینه حجاب و عفاف مایه افتخار و مباهات اولیای دین باشند.
مبانی و دلایل امر به معروف در الزام حکومتی پوشش زنان در اسلام
چکیده
محور قوانین حکومت اسلامی، اجرای احکام اسلامی و اوامر الهی است. امر به معروف و نهی از منکر، از فروعات دین اسلام و واجب کفایی بوده و قدرت، شرط اساسی اجرای آن است. امر به حجاب هم حکم شرعی بوده و هم معروف الهی است. حکومت اسلامی با داشتن شرایط امر به معروف، موظف به اجرای احکام و اوامر الهی از جمله حجاب اسلامی است. این حکم تنها جنبه ی عبادی و فردی نداشته و
رعایت آن امنیت اجتماعی و مصالح جامعه را به دنبال دارد. از این رو نیز حکومت حق دخالت در اجرای آن را تا آخرین مرتبه ی امر به معروف و نهی از منکر داشته و علاوه بر امر و نهی زبانی میتواند متخلفان آن را مجرم شناخته و برای آنها کیفر تعیین کند.
مقدمه
حجاب و وجوب رعایت آن بر زنان و الزام و عدم الزام آن از طرف حکومت اسلامی از عمده مباحث چالش برانگیزی است که مخالفین و موافقینی در طول اعصار مختلف اسلامی در بین اندیشمندان و به خصوص اندیشمندان اسلامی داشته است که هم مخالفین و هم موافقین مبانی و ادله ی خاص خود را برای توجیه اندیشههای خود ارایه داده و بر موضع خوی پای فشردهاند که البته دراین نوشته سعی بر آن شده است که مبانی و ادله ی موافقین الزام حکومتی پوشش زنان تبیین گردد.
وجوب شرعی حجاب
مطابق آیات قرآن؛ زنان و مردان مؤمن باید چشمان خود را از نگاه ناروا پوشانده و زنان در نوع حرف زدن و راه رفتن، از خودنمایی و جلب توجه نامحرمان خودداری نموده و اندام خود را از نگاه نامحرمان محفوظ دارند.
حکومت اسلامی و ارتباط آن با احکام فقهی
دین اسلام مجموعهای از معارف، اخلاقیات و احکام است و تحقق آنها به طور کامل و همهجانبه بدون برقراری حکومت امکانپذیر نیست. پس با تأسیس حکومت اسلامی، زمینه ی تحقق این مجموعه فراهم میشود. مستندات فراوان و ادله و شواهد بی شماری است که بر اساس آنها، حاکم اسلامی اجمالاً در برابر امور دنیا و آخرت مردم مسئولیت مییابد اجرای احکام و فرایض دینی و حتی سنتهای اسلامی، یکی از محورهای کلی است که در متون اسلامی به آنها تأکید شده است که در قبال وظایف حاکمان الهی وظایفی نیز بر عهده ی مردم نهاده شده است. «اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولواالمرمنک» در همین راستا پیامبر اکرم) ص (نیز در وصیت به معاذ بن جیل میفرماید:یَاَُمعاد ... َوأظهِر أمرَاالِسلامِ ُّکلُه َصغیرَُهَوَکبیرَه:امر اسلام را کاملاً چه کوچک و چه بزرگ، آشکار ساز. در متون اسلامی، اقامه ی سنت الهی نیز در ردیف وظایف حاکم مورد تأکید قرار گرفته است، چنانکه امیر المومنین علی) ع (خطاب به عثمان که فرمود:فَاعلَمَّأن أفضََل ِعبادِاللهأمامَُعادُِلُهدَِیَوُهدَیَفَأقامََُّسنُهَمُعلومَهَو َأماتَِبدعَهَمجهَُولُه:بدان که برترین بندگان خدا در پیشگاه او پیشوای عادلی است که هدایت شده و هدایت کرده است.سنت شناخته شده را به پا داشته و بدعت ناشناخته را از میان برده است. در اندیشه ی شیعی نیز، حکومت مشروع در زمان غیبت حکومتی است که بر عهده ی فقیه جامعالشرایط و ولی فقیه مطابق وظیفه ی والء، پس از اجتهاد عمیق در متون و منابع دین و به دست آوردن احکام اسلام در همه ی ابعاد زندگی مسلمین، موظف به اجرای دقیق آنها است. با توجه به مجموع محورهایی که در برشماری اهداف و وظایف حاکم اسلامی است، تردیدی نمیماند که حکومت اسلامی، مسئولیت دفع هر گناه عمومی و نیز برپایی واجبات و حتی اقامه ی مستحبات را بر عهده دارد. در وظایف حاکم اسلامی در این محورها، میان حکم حجاب و دیگر احکام شرعی فرفی نیست و یا نگاه به اهمیت حکم حاکم اسلامی در اهتمام به آن و اقامه عملی آن مسئولیت دارد محدوده این مسئولیت در زمینه حکم حجاب نیز برابر دایره خود حکم در جامعه ا ست واین شبهه که حکومت نمیتواند در حوزه ی خصوصی افراد وارد شود و در برابر گناهی که جنبه ی عمومی و یا طرف شکایت ندارد مسئولیت ندارد، با توجه به تفاوت واژه، شخصی و خصوصی قابل رفع است.
ادله ی الزام آور فقهی و کالمی بر پوشش زنان
امر به معروف و نهی از منکر
طبق آیه ی «وَلتکنِ منکم امُه یدُعونِ ألی الخَیر ویأمرونِبالمعروِف وینهون عن المَنکر» امر به معروف و نهی از منکر از فروعات دین اسلام و واجب به وجوب کفایی است و در هر جامعهای گروهی باید هنگام به خطر افتادن معروفات اسلامی و گسترش منکرات به پا خاسته و اقدامات لازمرا اعمال نمایند. طبق نظر علماء اسلامی امر و نهی با وجود حکومت اسلامی و بسط ید حاکم اسلامی، جزء شئون حاکم به شمار میرود.
چنانکه یکی از ادله ی وجوب تشکیل حکومت اسلامی همین اطلاق و گستره ی وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. یکی به این معنا که خودِ حکومت عدل یک معروف بسیار بزرگ و حکومت جور منکری آشکار میباشد. دیگر به این معنا که امر به معروف و نهی از منکر هر چند منوط به بسط ید و قدرت است اما چنانکه برخی فقها نیز تأکید کردهاند قدرت شرط واجب است نه وجوب. از این رو بر مسلمانان فرض است حکومت عادله را بر پا کنند تا قدرت اقامه ی معروف و دفع منکر را در سایه ی آن داشته باشند. یکی از بهترین دلیلها که حاکم را مصداقی روشن برای وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر معرفی میکند موثقه مسعده بن صدقه از امام صادق) ع (است که وجوب امر به معروف و نهی از منکر را تنها متوجه کسانی میداند که توانایی و قدرت اقامه داشته باشند. سپس حضرت با استناد به آیه ی وَلتکنِمنکم امهُ یدعونِالی الخَیر وَیُأمروَُنِبالمَعروُِفََویَنهونََعِن المَُنکِر:آن را خاص دانسته است. چرا که سخن از لزوم وجود گروهی در جامعه ی اسلامی است که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر کنند.
بنابراین اگر تردیدی هم باشد، در این است که امر و نهی اگر نیازمند ضرب و جرح و قتل باشد، آیا بر عموم مکلفان بدون نظر امام) ع (یا حاکم جایز است یا وظیفه ی آنان حداکثر امر و نهی زبانی است اما وظیفه حکومت عام است و شامل همه ی مراتب آن میشود که بسته به شرایط باید عمل کند. با اثبات وظیفه ی شرعی امر به معروف و نهی از منکر برای حکومت، حال سؤال این است که آیا فریضه ی حجاب مشمول اصل امر به معروف و نهی از منکر میشود؟ کسانی که با شمول اطلاق امر به معروف بر حجاب اسلامی مخالفنا، چارهای ندارند جز این که، معتقد به غیر معروف بودن حجاب اسلامی باشند؛ زیرا معروف بودن حجاب اسلامی فقط با شمول اطلاق فریضه ی امر به معروف امکان دارد هر امر غیر معروفی، منکر یا مباح است. منکر نبودن حجاب اسلامی نیز خلف فرض است؛ زیرا با وجوب شرعی حجاب اسلامی، اباحه بیمعنی است.
پس دعوت زنان مسلمان به حجاب اسلامی، امر به معروف و نهی از آنان از بی حجابی، نهی از منکر میباشد. فرض عبادی یا فردی بودن حجاب اسلامی نیز مانع از شمول فریضه ی امر به معروف نمیباشد زیرا حجاب امر شارع مقدس بوده و حتی اگر هیچ ارتباطی با دیگران نداشته و معروفی کاملاً شخصی باشد، طبق حکم عقل و وجدان باز هم متعلق امر به معروف قرار میگیرد. چون هیچ مؤمنی از این که حتی در امور فردی به خیر و صلاح امر شود؛ برافروخته نمیگردد تا دلیلی بر ممنوعیت امر به معروف در مسائل فردی باشد، چنانکه اطلاق آیه یَتعاوَنواَعَلی ِّالبرَوَالتقوی نیز موید آن است. البته تمام این مباحث، وقتی است که فریضه ی حجاب حکمی اجتماعی و غیرمادی باشد. از این رو، شکی نیست که حکم شرعی حجاب در جامعه نیزدر محدوده ی این وظیفه قرار میگیرد؛ چرا که پایبندی به آن یک معروف شرعی مسلم و ترک آن منکر است و محدوده ی این وظیفه نیز در عرصه ی عمومی شامل مواردی است که این حکم در اصل وجود دارد و یا مایه ی فساد و یا بی اعتنایی دیگران باشد، از این رو، بر اساس همین وظیفه، حکومت اسلامی میتواند و باید غیر مسلمانان را نیز در حدی که لازمو مصلحت باشد به رعایت آن وا دارد.
قاعده ی لطف
همان گونه که مقتضای لطف، رحمت و خیرخواهی خداوند، بیان دستورها و احکام الهی یا بعثت پیامبران و نصب امامان است، مقتضای لطف الهی، زمینه سازی برای انجام واجبات و ترک محرمات است. بر اساس این قاعده، بر دولت اسلامی لازماست که با تدبیر حکیمانه و برنامهریزی سنجیده به بسترسازی و ایجاد شرایط لازمبرای عمل به این دستور الهی و هنجار اخلاقی بپردازد. همان گونه که مقتضای این لطف، دعوت به حجاب و عفاف و حتی پیشگیری از تظاهر به بدحجابی است، دولت به مقتضای قاعده ی لطف میتواند برای جلوگیری از بدحجابی و بی عفتی، قوانینی، وضع و برای تخلف آن مجازات تعیین کند تا بدین وسیله مردم را به طاعت، نزدیک و از معصیت دور سازد.
ارتباط حکومت با حکم حجاب
نسبت حکم حجاب و قانون
در این نوشته خلف شرع و گناه بودن بی حجابی و بدحجابی مفروض گرفته شده است؛ ولی آیا بی حجابی و بدحجابی جرم نیز به شمار میرود؟ برخی بی حجابی و بدحجابی را حداکثر گناهی شخصی و غیرقابل پیگیری میدانند یا این که خطاب حکم حجاب در قرآن به مؤمنین و مومنات بوده و رعایت حکم که امری انتخابی است به ایمان افراد واگذار شده است و مجازاتی برای زنان غیر عامل به حجاب تعیین نشده است. بی اساس بودن این استدالل با توجه به این واقعیت که خطاب به مؤمنین و مومنات، دلیل اختصاص حکم به آنان نیست، آشکار میشود؛ چون آیات زیادی در قرآن کریم خطاب به مؤمنین و مومنات هستند که در عین حال از احکام اجتماعی بوده و لازمالتباع همه هستند. پس با توجه به مفهوم جرم که عبارت است از نقض نظام اجتماعی و رفتاری که با ضوابط فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جامعه مغایرت دارد و احساسات عمومی را جریحه دار میسازد عدم رعایت حجاب جرم محسوب شده و حکومت اسلامی ملزم به مجازات متخطیان خواهد بود. در اشاره به همین حقیقت است که قانون گذار جرم را به هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است تعریف نموده است.
مصلحت اندیشی در حکم حجاب
در صورت اصل بودن هنگام تزاحم یا منافع ملی) مصلحت نظام( مصلحت در لغت در برابر مفسده است. مفسده یعنی ضرر و مصلحت یعنی سود، جلب منفعت و دفع ضرر. در مورد معنای اصطلحی مصلحت گفته شده است «جلب منفعت و دفع ضرر، در حدودی که مقاصد شرع حفظ شود. در مورد مفهوم مصلحت اندیشی بیان شده: «خیر و صلاح خود را در نظر گرفتن» و «اندیشیدن درباره ی صلاح کار، خیر و صلاح خویشتن در نظر گرفتن» در مورد مصلحت بینی، این گونه بیان داشته که تعقل و تأمل در نیک و بد کارها، دیدن و اندیشیدن صلاح کار و مقتضای حال، در مصلحت و اقتضایکار نگریستن و اندیشه کردن. در نتیجه مصلحت اندیش آن است که خیر و صلاح خود را در نظر گیرد. مصلحت اندیشی، مفهومی نزدیک به عاقبت اندیشی و دور اندیشی داشته و آن کسی که در عاقبت کاری تفکر میکند، در حقیقت در پی آن است که بیاید عاقبت کارش به منفعت و سود اوست و یا بر زیان و ضرر او. قرابت مفهومی این دو واژه را از کلام نبی اکرم) ص (میتوان استخراج نمود، آن جا که میفرماید:اِذا همتِ بأمر فتدبر عاقِبتهُ فِان یکَخیرا أو رشداَِّاتَبتهُ ویکَشرأ أو غیاَترکتَُه:هر زمان که تصمیم به انجام دادن کاری گرفتی، در عاقبت آن بیندیش پس اگر خیر یا صلاح و هدایت بود، آن را دنبال کن و اگر شر یا گمراهی بود از آن اجتناب کن. یکی از مباحث مهم اندیشه ی سیاسی و جزء جدایی ناپذیر هر حکومتی، مسئله ی مصلحت و منفعت میباشد.
مصلحت، اساس و پایه ی فکری بسیاری از حکومتها را تشکیل میدهد. برنامهریزیهای حکومتی، قوانین سیاسی عموماً بر این محور قرار گرفته است در نظام حکومتی اسلام، مصلحت نظام با توجه به منافع و مصلحت شرع اسلام باید تعیین شود. هم چنین باید به این نکته نیز توجه داشت که بر اساس آیات و روایات در تمامی حلالهای خداوند مصلحت و در تمامی حرامهای او مفسدهای نهفته است چنانکه خداوند میفرماید:و ما کان لمومن و ال مومنه «ذاقضی الله و رسوله امرأ أن یکون لهم خیره من أمرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلل مبینا:در نگاه اول، این فرضیه جلوه میکند که حجاب اسلامی در برخی موارد با منافع ملی و مصالح کشور، در تضاد است؛ ولی با دید دقیق تر و با توجه به تمام گستره ی مصالح کشور به این حقیقت دست خواهیم یافت که اجرای دقیق این حکم الهی، تأمین کننده ی مصالح جامعه و نظام اسلامی است زیرا تأمین امنیت فردی و اجتماعی، مصلحت هر جامعهای است. به خصوص در جامعه ی اسلامی که یک جامعه ی فرهنگی است، امنیت در بعد فرهنگی آن اهمیت زیادی پیدا میکند و حجاب مقولهای است که با این امنیت ارتباط مستقیمی دارد مصلحت جامعه ی اسلامی، حفظ امنیت اجتماعی و فرهنگی افراد جامعه از طریق ترویج صحیح حجاب در سطح جامعه است. این نکته ی مهم را نباید از نظر دور داشت که ضرورت حفظ احکام شرعی، هر کدام یک ضرورت است و مصلحت نظام حکومت حکومت اسلامی دارای دو بعد است اولی منافع ملی) ضرورتهای اجتماعی (و دومی مصلحت اسلام و شرع) ضرورت حفظ احکام شرعی (جهت حفظ انسانها از آسیبهای شیطانی. هر یک از این ضرورتها در جای خود، مهم و قابل توجه میباشد و با توجه به این مهم است که حکم حجاب فراتر از حکم اخلاقی است و حکومت میتواند در موضوع وارد شده و قانون وضع نماید.
محدوده کیفری حکومت بر مبنای سیره ی معصومین
در شریعت، برای تخلف از برخی واجبات و محرمات، حد تعیین شده، ولی بسیاری از آنها کیفر خاصی تعیین نشده است. با این حال، دیده شده است که معصوم) ع (برخی از متخلفان را در این زمینه کیفر داده است. این امر نشان میدهد که اصل مجازات کردن متخلف هنگام تخلف از واجب و حرام، امری جایز و مشروع است؛ زیرا معصوم، مرتکب امر غیر مشروع نمیشود. ممکن است در این دلیل اشکال شود که گناهانی که معصوم برای آنها فرد یا افرادی را مجازات کرده، گناهان معدودی است و فعل معصوم نشان میدهد که کیفر دادن بر این گناهان خاص، جایز است، ولی ثبوت کیفر برای گناهان دیگر از آن مستخرج نیست. در پاسخ اشکال باید گفت که اگر فعل معصوم در موردی ثابت شده، از باب تنقیح مناط و الغاء خصوصیت در موارد مشابه هم قابل ثابت است.
نتیجهگیری
حکم حجاب در دین اسلام وجوب شرعی داشته و جامعه ی اسلامی ملزم به رعایت آن است. حال اگر در چنین جامعهای حکومت اسلامی پایه ریزی شود، مطابق با وظیفه ی اجرای احکام اسلامی، موظف به بسترسازی برای اجرای حکم حجاب است. حکومت اسلامی با در اختیارداشتن ابزار اعمال قدرت، موظف به اجرای حکم شرعی امر به معروف و نهی از منکر با تمام مراتبش بوده و امر شرعی حجاب را در این محدوده به اجرا در میآورد و از آن جا که، تحقق حجاب در جامعه ی فرهنگی اسلامی، امنیت فردی و اجتماعی را به دنبال داشته که این موهبت از ضرورتهای مصلحتی حکومت اسلامی است. اهمیت احقاق چنین مصالحی، اعمال قوانین کیفری را نیز به دنبال خواهد داشت. از این رو حکومت میتواند در آخرین مرتبه ی امر به معروف و نهی از منکر، برای متخلفین از حکم حجاب کیفر تعیین کند.
منابع و مأخذ
-قرآن کریم
-ابن شعبه حراتی)۱۴۰۴(تحف العقول عن آل الرسول) ص(جامعه ی مدرسین، قم. -افرام البستانی، فؤاد))۱۳۸۳، فرهنگ المعجم الوسیط، ترجمه ی محمد بندربیگی، چاپ اول.
-حر عاملی))۱۳۹۱، وسایل الشیعه، ج۱۴، دارالحیاء التراث العربی، بیروت.
-حسینی سیستانی، سید علی))۱۴۱۴، متهاج الصالحین، قم، مکتب آیت الله العظمی السید السیستانی.
-حسین القائیتی، محمد))۱۴۱۸، الفصول المهمه فی اصول االئمه، قم، مؤسسه ی معارف اسلامی امام رضا) ع(.
-حصاص رازی، احمد))۱۴۱۵، احکام القرآن، تحقیق:عبداالسلام و محمد علی شاهین، بیروت، دارالکتب العلمیه.
-حلی، جعفر)۱۳۶۴(المعتبر فی شرح المختصر، قم، مؤسسه ی سیدالشهداء.
-جوادی آملی، عبدالله))۱۳۷۹، ولایت فقیه:ولایت، فقاهت و عدالت، تنظیم و ویرایش محمد محرابی، قم، مرکز نشر اسراء.
-راغب اصفهانی)بی تا(معجم الفاظ القرآن، قم، اسماعیلیان. -سید رضی))۱۴۱۴، نهج البلغه، هجرت.
-صدوق))۱۴۱۳، من الیحضره الفقیه، ج۴،انتشارات جامعه ی مدرسین، قم. -فلح زاده، محمد حسین))۱۳۹۰، آموزش فقه، قم،انتشارات الهادی. -معین، محمد))۱۳۷۵، فرهنگ معین، ج۳، تهران، امیرکبیر.
-محدث عاملی))۱۴۰۹، تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه آل بیت، ج۱۶، قم.
-مطهری، مرتضی)بی تا(مسئله ی حجاب، کتابخانه ی سایت نسیم مطهر. -موسسه ی لغت نامه ی دهخدا، لوح فشرده ی لغت نامه ی دهخدا، مؤسسه ی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
-ولیدی، محمد صالح)۱۳۷۳، حقوق جزای عمومی، ج۲، تهران، داد، چاپ دوم.
مخاطبین
بحث ماه
در هر شماره قصد داریم خوانندگان را حول یک بحث چالشی همراه کنیم و نظرات آنها را جویا شده و آنها را در بحث مشارکت دهیم. این کار سبب پخته شدن مبحث و البته فهم نکات پیرامونی و ابعاد مختلف آن موضوع، همچنین شناسایی نقاط مثبت و منفی بحث و البته میزان رضایت مخاطبین و دانستن میزان درگیر بودن مخاطبین ما با آن موضوع می شود.
شما میتوانید، نظرات، سوالات، پیشنهادات، انتقادات، تجارب و هر مبحثی که پیرامون این موضوع به نظرتان مفید است را برای ما ارسال نمایید. امید است با مشارکت شما بتوانیم بحث خوب و جذابی را داشته باشیم.
لازمبه ذکر است که بهترین نظرات، ایدهها و مطالب که به دست ما میرسد، در شماره بعدی انعکاس خواهد یافت. پس بخوانید و نظر خود را برای ما بفرستید!
یکی از چالشهایی که در حوزه امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد این است که وقتی به یک فرد گنکهار، مثل یک بدحجاب تذکر داده میشود، میگوید: اینهمه بدحجاب هست، بدتر از من هم هست. چرا به من گیر دادهای؟! برو سراغ بقیه ... ! یا اگر شخصی را خواستند مجازات کنند، به خاطر جرمی مثل سرقت و ... میگوید چرا من را می گیرید؟! ُعرضه دارید بروید بقیه را بگیرید! دیوار کوتاهتر از من پیدا نکردهاید... ؟!
و در این رابطه این شعر رواج یافته و خوانده میشود که:
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند
در این رابطه نکات مهمی وجود دارد که اشاره میکنیم: )۱ فرد گنکهار انتظار دارد مساوات در برخورد صورت پذیرد؛ اینگونه نباشد که با عدهای برخورد شود و با عدهای برخورد نشود )۲ فرد گنکهار گناه بقیه را و عملکرد دیگران را مجوز گناه خود میداند و فکر میکند گناه عادی شده است؛ یا اصل انجام آن را زشت نمی داند و لذا انتظار دارد در این شرایط با او برخورد نشود و برخورد و تذکر به اورا ظلم و توهین به خود میداند )۳ فرد گنکهار و مجرم انتظار حمایت سایر خلفکاران از خود را دارد. علت طرز تفکر او از چند چیز ناشی میشود: )۱ در رابطه با گناهی که انجام میداده است توسط عدهای تشویق میشده است و یا اینکه گناه او را زیبا جلوه میدادهاند. پس چرا بایستی برای کاری که تشویق میشده مؤاخذه شود )۲ مدت زیادی مشغول به این تخلف بوده است و به او تذکری داده نشده است، پس چرا اکنون آمدهاند و او را مؤاخذه میکنند )۳ افراد دیگری را مشاهده کرده است که این گناه، یا رفتار را دارند ولی با آنها برخوردی نشده است.
وقتی به عمق مسئله میرویم به این نکته می رسیم که در رابطه با گناه یا تخلفی که انجام می شده است، کار ارشادی انجام نمیشده است و یا اینکه کسی نهی از منکر نمیشده است و یا اینکه مجازاتی در کار نبوده است یا اینکه اندک بوده است.
این سبب شده است که گناه در نظر فرد عادی شود و بدون هیچ ترسی گناه را مرتکب شود؛ لذا این نشان دهنده ی کوتاهی حاکمیت اسلامی و همچنین متدینین در نهی از منکر میباشد که منجر شده است به اینکه فرد گنکهار وقتی مؤاخذه میشود خود را طلبکار بداند. همچنین این طلبکاری هنگامی پر رنگتر میشود که حرکت ارشادی مقطعی باشد، یا فراگیر نباشد؛ مثل گشتهای ارشاد سابق که در محدوده زمانی کم مثلاً چند روز از تابستان و در چند مکان محدود انجام میشد و بعد هم رها می شد؛ و این زنگ هشداری است که برای متدینین و مسئولین امر به صدا درآمده است که کوتاهی کردهاند و اگر اقدامات و برنامههای ارشادی صورت نپذیرد بدتر از این هم خواهد شد، به نحوی که متخلفان نهادینه سازی منکرات را دنبال خواهند کرد.
با این حال به طور کلی خیلی از اوقات امکان دستگیری همه متخلفین وجود ندارد و یا اینکه امکان تذکر به همه فراهم نمیشود. این در مورد جهاد با کفار هم صادق است، در جنگ عدهای از آنها کشته میشوند، عدهای زخمی میشوند و عدهای هم میگریزند. با اینکه همه در برابر لشکر اسلام قرار گرفتهاند، همه کیفر یکسانی را دریافت نمیکنند.
و این قضیه در طول زمان صادق بوده است. این یک عکس العمل اجتماعی است که وقتی با عدهای برخورد میشود، سبب میشود سایر متخلفین حذر کنند و دست از کار خلاف خود بکشند و به خاطر ترس از برخورد آن خلاف را انجام ندهند. پس لذا برخورد با یک فرد متخلف درس عبرتی برای سایر متخلفین میشود که این گناه را انجام ندهند و برای سایرین که از انجام آن کار منع شوند؛ لذا فلسفه مجازاتها هم بیشتر اثر بازدارندگی است.
اما فرض بگیرید شما آمدهاید و شخصی را نهی از منکر کردهاید و او به شما بگوید این همه آدم دارند این کار را میکنند، برو جلوی بقیه را بگیر... چرا آمدهای سراغ من و... ! اکنون چه پاسخی را برای او داشته باشیم؟
اول بایستی منشأ حرمت یا ناشایست بودن کار که حکم خداوند است بیان کنیم؛ مثلاً در رابطه با حجاب بگوییم حجاب فرمان خداست که در قرآن آمده است
دوم به او بگوییم گناه کردن دیگران مجوزی برای گناه کردن تو نمیشود؛ و خداوند به خاطر اینکه دیگران هم گناه میکنند از گناه تو چشم پوشی نمیکند و خداوند همه مجرمین را اگر توبه نکنند در آتش جهنم میسوزاند.
سوم اینکه به او بگوییم آمر به معروف با توجه به دستور خداوند که در قرآن آمده است، مأمور است که هشدار بدهد و دیگری را از انجام گناه نهی کند و باز دارد؛ لذا این حکم خداوند که به سبب آن فردی آمده است به او تذکر میدهد، رحمتی از طرف پروردگار است و البته موجب اتمام حجت او که حکم خداوند برای تو بیان شده است.
پس این را به فال نیک بگیر و شاکر خداوند باش که اکنون به تو هشدار داده میشود و قبل از محاسبه روز قیامت فرصت مجددی برای اصلاح به تو اعطا میگردد و اگر به خاطر گناهی اکنون مؤاخذه و تنبیه صورت میگیرد، بهتر از مؤاخذه روز آخرت است.
چهارم اینکه من تو را گلچین نکردهام، اتفاقی با تو برخورد داشتم) در صورتی که فرد را نمیشناسد گفته شود (و به افراد دیگر هم تذکر دادهام و به توفیق الهی وظیفهام را انجام میدهم و به دیگران هم تذکر خواهم داد و قصد و غرض سوئی هم ندارم و انگیزه من خیر و صلح شما میباشد.
البته برای این موضوع مباحث دیگری نیز مطرح میباشد که مجال بیان آن در این نوشتار نمیباشد. امید است در راه امر به معروف مفید واقع شود.
داستان حضرت عیسی) ع(
حضرت عیسی) ع (با عدهای از یارانش در بیابان سیر میکردند. به قریهای رسیدند که ویران شده بود و جنازههای بسیاری از اهل آن قریه را در راهها و کوچهها مشاهده نمود که متلشی شده بودند. به همراهان فرمود:)) اهل این قریه بر اثر عذاب عمومی الهی به هلاکت رسیدهاند؛ چرا که اگر عذابی عمومی نبود و به تدریج مرده بودند، زندهها مردهها را دفن میکردند((.
یکی از همراهان عرض کرد)) ای روحالله! آنها را به حضورتان بطلبید و ماجرای هلاکت آنها را بپرسید((حضرت عیسی) ع (این پیشنهاد را پذیرفت و فرمود: ای اهل قریه! یک نفر از آنها زنده شد و عرض کرد: لبیک یا روحالله. عیسی) ع (به او فرمود: داستان چیست که به این سرنوشت گرفتار شدهاید؟
او گفت: ما صبح در سلمت کامل بودیم، ولی شب که خوابیدیم، خود را در))هاویه((دیدیم. عیسی) ع (فرمودند:))هاویه((چیست؟ او گفت: دریایی از آتش است که در آن کوههایی از آتش قرار دارد.
عیسی) ع (فرمود: به چه دلیل شما به این روزگار سیاه مبتل شدهاید؟ او عرض کرد: علقه ی شدید به دنیا و طاغوت پرستی ما را به این سرنوشت رساند. عیسی) ع (پرسید: تا چه اندازه به دنیا علقه مند بودید؟ گفت: مانند علقه کودک به پستان مادرش که وقتی مادر پستانش را به طرف کودک میبرد، خوشحال میشود و وقتی از او برمی گرداند، غمگین میشود.
عیسی) ع (فرمود: تا چه اندازه طاغوت را میپرستیدید؟ گفت: وقتی طاغوتها به ما فرمانی میدادند ما از آن اطاعت میکردیم. عیسی) ع (فرمود: چه طور در میان آن همه هلاکت شدگان، تنها تو پاسخ مرا دادی؟ گفت به سایر هلاکت شدگان دهان بندی از آتش زدهاند و فرشتگان سخت گیر عذاب بر آنها مسلط هستند، ولی من در دنیا در میانشان بودم ولی مانند آنها دنیا پرست و طاغوت پرست نبودم { اما نهی از منکر نمیکردم.} وقتی عذاب آمد مرا نیز گرفت و من اکنون به مویی در پرتگاه دوزخ آویزان هستم، ترس آن دارم که به درون آتش دوزخ سقوط کنم.
حضرت عیسی) ع (به یاران فرمود:)) هرگاه انسان روی خاک و خاشاک بخوابد و نان جو بخورد، در صورتی که دینش را حفظ کند، بسیار بهتر از زندگی خوش همراه با بیدینی و رفاه طلبی است((. )بر گرفته از کتاب بحارالانوار ج ۷۳ ص -۱۰ اصول کافی ج ۲ ص) ۳۱۸
معرفی مجموعههای موفق مردمی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر
یکی از اهداف نشریه عبادالرحمن شناسایی و معرفی مجموعههای موفق در حوزه امر به معروف و نهی از منکر میباشد. این کار عاوه براینکه نشر فعالیتهای مؤثر است، سبب هم افزایی و ارائه تجربیات، الگوسازی و شور آفرینی در فعالیتهای امر به معروف و نهی از منکر میشود.
مسئولین تشکلهای فرهنگی که در حوزه امر به معروف فعالیت دارند شامل مسجد، گروه دانشجویی، کانون فرهنگی، پایگاه بسیج و... میتوانند مجموعه خود را در قالب یک فایل متنی همراه با تصاویر به آدرس ایمیل ارسال فرمایند تا پس از بررسی اولیه با آنها تماس گرفته شده ود ر صورت لزوم مصاحبه و بازدید انجام شده و در نشریه منعکس شود.
شماره تماس: ۰۹۱۳۴۱۲۶۰۶۵
ایمیل: ebadorrahman.mag@chmail.ir
امر به معروف و نهی از منکر (حسن توکلی)
سکوت طرح لباسی خفن، دوباره سکوت
نگاه بی شرمانه به زن، دوباره سکوت
درست در دل میدان انقلابی شهر
رسیده فصل حرا ج بدن، دوباره سکوت
وسر زد از افق و یک س رود ملی خوب
به چشم دیدن ردد و طن، دوباره سکوت
غریزه، شهوت، پاساژ ارز اندام است
رسیده کار هب جایی که من، دوباره سکوت
سکوت بشکن ومانند مرد حرف بزن
بمان مقابلشان رب نگرد، حرف بزن
به هم ربزی بساط حراج انسان را
نشان بده همه ی ردداهی پنهان را
دلم گرفته از این شهر اهی تو رفته
از این مغازه و پاساژ رنگ و رو رفته
ودختران خیابان، آه شوخی نیست
شب و سکوت وهوسرانی، آه شوخی نیست
و روزهای خوش وشاد یادمان رفته
سکوت کرده و فریاد یادمان رفته...
سکوت کرده و درد وطن مکرر شد
زمان امر به معروف و نهی از منکر شد
تمام لشکر ابلیس یورش آوردند
دوباره نوبت یک جنگ نابرابر شد
بیا برادر و خواهر شویم مثل قدیم
بیا که حال بشر سخت گرهی آور شد
سکوت مثل خیانت هب خون گلهایی است
که پای ماندن این مرز وبوم رپرپ شد...
پژوهش موردی چالش آقای دکتر رضوی
پژوهش موردی یکی از روشهای کار آمد در بررسی موضوعات و چالشها میباشد که تمرین آن میتواند به مدیران و فعالین آن عرصه در جهت مواجه شدن با آن موضوع کمک کند. در این پژوهش مولفههای موجود در متن مسئله بررسی و تحلیل میشود و به سوالات موجود بر اساس فرضیات مسئله و با استفاده نظریات و قوانین و تجارب پاسخ داده میشود.
در بحث امر به معروف و نهی از منکر با توجه به گستردگی موضوعات و چالشهای فراوان لازماست که مسائلی که مبتلا به فعالین و علقه مندان موضوع امر به معروف و نهی از منکر میباشد را آماده و پاسخ بدهیم. در هر شماره از این نشریه یک افته) مسئله (طرح میگردد. صاحب نظران و علقه مندان میتوانند پاسخ خود را برای ما بفرستند. ما بهترین پاسخها را در شماره بعد منتشر خواهیم کرد. پاسخهای خود را به آدرس ایمیل ebadorrahman.mag@chmail.ir ارسال نمایید.
آقای دکتر رضوی مدرس دانشگاه میباشد و دروس معارف اسامی را تدریس میکند. ایشان عضو هیئت علمی دانشگاه است و نسبت به ناهنجاریهای اجتماعی حساسیت دارد، مثا از بدحجابی دانشجویان دختر ناراحت میشود، نسبت به روابط دختر و پسر که در دانشگاه میبیند اندوهگین میشود. ایشان میخواهد برای رفع این عضات حداقل در در دانشگاه و کلس خود کاری انجام بدهد اما او با چندین مسئله روبروست:
اول: میگوید یک دست صدا ندارد و همه بایستی تذکر بدهند و تذکر و فعالیت تنهایی چندان اثربخش نیست.
دوم: سایر همکارانش و اساتید دیگر نیز یا دغدغهای ندارند یا به این امر اهمیت نمیدهند.
سوم: میترسد او بدنام شود، مثاً در ارزیابی پایان ترم دانشجویان به او نمره خوب ندهند. همچنین احتمال میدهد که بعضیها به او تهمت بزنند.
چهارم: او در رابطه با حمایت مسئولین دانشگاه تردید دارد.
پنجم: میترسد این کار وقت زیادی از او بگیرد و از کارهای اصلی اش باز بماند.
سوالات:
۱) برای دغدغههای دکتر رضوی چه پاسخی دارید؟
۲) چه راهکاری را برای فعالیتهای دکتر رضوی پیشنهاد میدهید؟
۳(مسئولین دانشگاه به ویژه مسولین نهاد رهبری برای کمک به این اساتید چه اقداماتی را بایستی انجام دهند؟
معرفی کتاب
کتاب امر به معروف و نهی از منکر نوشته حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی کتابی بسیار مفید و نسبتاً جامع در بحث امر به معروف و نهی از منکر میباشد که بارها تجدید چاپ شده است.
در این کتاب ضمن اشاره به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه آیات و روایات به شبهات تأثیر امر به معروف، مفسده و... پاسخ داده شده است. همچنین تعدادی از روشهای کاربردی و نکات اجرایی امر به معروف نیز آورده شده است.
عزیزانی که میخواهند با بحث امر به معروف و نهی از منکر آشنایی اجمالی داشته باشند این کتاب را به آنها پیشنهاد میدهیم.
مقالات برگزیده همایش روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر منتشر شد
مقالات پذیرفته شده در بخش سخنرانی همایش روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر که در اردیبهشت ۹۳ برگزار شد در نشریه ی موج عصر منتشر شد.
در این شماره ۱۶ مقاله برتر به همراه گزارش مختصری از برگزاری همایش آورده شده است.
علقه مندان جهت خرید و سفارش نشریه میتوانند با شماره ۰۳۱–۳۲۲۷۸۲۷۳ دفتر نشریه موج عصر تماس حاصل فرمایند.
معرفی
جامعه عبادالرحمن بصیر یک تشکل مردم نهاد میباشد که در زمینه امر به معروف و نهی از منکر فعالیت دارد و متشکل از طلب، جوانان تحصیل کرده، دانشجویان و علقه مندان به این عرصه میباشد.
این جامعه در سال ۱۳۹۲ به ثبت رسیده است و برنامههای متعددی را در زمینه ی امر به معروف و نهی از منکر، عفاف و حجاب، انقلاب اسلامی، بصیرت دینی و ... اجرا نموده است.
از جمله برنامههای این جامعه، همایش علمی تخصصی روشهای کاربردی امر به معروف و نهی از منکر، شب شعر انقلاب اسلامی، همایش عزاداران بصیر، همایش تللو نجابت، همایش فرهنگی در امتداد غدیر، سلسله نشستهای فرهنگی سبک زندگی اسلامی، دوره مروجین عفاف و حجاب، همایش ملی آسیبهای غنا و موسیقی و ... بوده است.
علقه مندان به فعالیت در عرصه امر به معروف و نهی از منکر میتوانند از لحاظ معنوی، فکری، مادی و ... همچنین با دعای خیر، ما را در این عرصه خطیر یاری رسانند.
سایت ما: www.ebadorrahman.ir
ایمیل: info@ebadorrahman.ir ebadorrahman.basir@gmail.com
شماره تماس: ۰۳۱۵۸۲۴۰۳۸۳ سامانه پیامکی: ۵۰۰۰۲۰۶۰۴۴۴۲۲۲ شماره حساب: ۰۱۰۹۶۹۱۹۱۳۰۰۵ به نام جامعه فرهنگی عبادالرحمن بصیر نزد بانک ملی ایران شعبه گزبرخوار
یادی از شهید ابراهیم هادی
شهدای ما واقعاً چراغ راهند، آنهایی که از جان خود گذشتند تا ارزشها بماند... وقتی به سیره بعضی از شهدا نگاه میکنیم می بینیم که نه تنها در میدان نبرد و جبهههای جنگ حماسه آفرین بودند بلکه حماسه اصلی آنها در محله شان، شهرشان و فعالیت امر به معروف و نهی از منکرشان بود که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. یکی از شهدایی که واقعاً الگوی به تمام معنا بودند شهید ابراهیم هادی است. جوانی که متصف به صفات واالی انسانی بود و عارفی به تمام معنا و رزمندهای پا به کار در حفظ ارزشها بود. تعدادی از خاطرات این شهید بزرگوار ثبت و ضبط شده است که مطالعه آن را به همه دوستان توصیه میکنیم. من باب تبرک یکی از این خاطرات تقدیم میشود، باشد که این شهید بزرگ یار یاری گر ما باشند.
یکی از رفقای ابراهیم گرفتار چشم چرانی بود و مرتب به دنبال اعمال و رفتار غیراخلاقی میگشت. چند نفر از دوستانش با داد زدن و قهرکردن نتوانسته بودند رفتار او را تغییردهند. در آن شرایط که کمتر کسی او را تحویل میگرفت، ابراهیم خیلیبا او گرم گرفته بود و حتی او را با خودش به زورخانه میآورد و جلوی بچههای دیگه خیلی به او احترام میگذاشت. مدتی بعد شروع کرد بااو صحبت کردن. ابتدا اون رو غیرتی کرد و گفت:"اگه کسی به دنبال مادر وخواهر تو راه بیفته و اونها رو اذیت بکنه چیکار میکنی؟" اون پسر با عصبانیت گفت: "چشماش رو در مییارم". ابراهیم خیلی آروم گفت:"ُخب پسر، تو که برای ناموس خودت اینقدر غیرت داری چراهمون کار اشتباه رو انجام میدی" بعد ادامه داد: "ببین اگه قرارباشه هرکی به دنبال ناموس دیگری باشه که دیگر جامعه از هم میپاشه و سنگ روی سنگ بند نمیشه" بعد ابراهیم از حرام بودن نگاه به نامحرم حرف زد و کلی دلیل دیگه آورد و اون پسر تأیید میکرد. بعد هم گفت: "تصمیم خودت رو بگیر اگه میخوای با ما رفیق باشی باید این گناه رو ترک کنی. " برخورد خوب و دلائلی که ابراهیم برای او آورد باعث تغییر کلی در رفتارش شد و او را به یکی از بچههای خوب محل تبدیل کرد. این پسر نمونهای از افراد بسیاری است که ابراهیم با برخورد خوب و استدلال و صحبت کردنهای به موقع آنها را متحول کرده بود. نام این پسرهم اکنون بر روی یکی از کوچههای محله نقش بسته است.
برگزاری نشستهای گفتمان امر به معروف و نهی از منکر
ماهنامه عبادالرحمن و جامعه عبادالرحمن بصیر قصد دارد در جهت نهادینه سازی گفتمان امر به معروف و نهی از منکر در جامعه به ویژه قشرها فرهیخته، اقدام به برگزاری نشستهای علمی-فرهنگی گفتمان امر به معروف و نهی از منکر نماید.
در این نشستها موضوعات مهم در حوزه امر به معروف و نهی از منکر توسط اساتید و خبرگان ارائه و به بحث گذاشته میشود و داوطلبان حاضر در جلسه دیدگاهها، نظرات و سوالات خود را میتوانند مطرح کنند.
مسئولین نهادهای علمی و فرهنگی شامل دانشگاهها، حوزههای علمیه، کانونها و مراکز فرهنگی و... میتوانند درخواست خود را به ما اعلم فرمایند تا نسبت به برگزاری مشارکتی نشست گفتمان امر به معروف در مکان مربوطه هماهنگی و برنامهریزی نماییم.
لازم است ذکر شود مباحث مطرح شده در نشستها در نشریه عبادالرحمن منعکس خواهد شد.
شماره هماهنگی: ۰۹۱۳۴۱۲۶۰۶۵
ایمیل: ebadorrahman.mag@chmail.ir
موضوع ماه آینده جهت تحقیق و پژوهش
ما در هر شماره یک موضوع مهم را در حوزه مباحث امر به معروف و نهی از منکر، که به نظر میرسد نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر دارد و روی آن کمتر شده و برای خیلیها سؤال هست، انتخاب میکنیم که آن را به عنوان محور بحث شماره بعدی نشریه قرار دهیم. هدف ما در گیر ساختن محققین، علقه مندان و صاحب نظران با موضوع میباشد تا روی آن موضوع چالشی، تحقیق، پژوهش و بحث شود تا بتوانیم به یک جمعبندی و پاسخ شفاف به سوالات مطرح شده حول و حوش آن برسیم و به فعالیت امر به معروف و نهی از منکر در رسیدن به اهداف کمک نموده باشیم.
لذا از همه عزیزان درخواست داریم روی این موضوع مطالعه، تفکر و پژوهش داشته باشند و حاصل آن را برای ما ارسال نمایند. بهترین مقالات و نظرات ارائه شده در شماره بعدی منتشر خواهد شد. البته قصد داریم در جلسات گفتمان امر به معروف نیز این موضوعات را محور بحث قرار دهیم و از نویسندگان آثار برتر نیز در صورت تمایل برای ارائه بحث دعوت به عمل خواهد آمد.
اولویت بندی در حوزه امر به معروف و نهی از منکر
در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر، مسئلهای که بسیار تکرار میشود و البته جای بحث دقیق دارد، اولویت فعالیت در این عرصه میباشد.
عدهای اعتقاد دارند که به معروفات و منکرات بزرگتر باید بیشتر پرداخته شود.
عدهای عنوان میکنند منکراتی که شیوع بیشتری یافته و منکراتی که بیشتر ترک میشود اولویت کار باشد.
عدهای میگویند به ریشهها بایستی پرداخت و شاخ و برگها را رها کرد، اگر ریشهها اصلاح شد شاخ و برگها نیز مرتفع میشود.
عدهای میگویند روی معروفات کلیدی و منکرات کلیدی که آثار متعدد در پی دارد سرمایهگذاری شود و باید امر به معروف و نهی از منکر را از آنجا شروع کرد.
عدهای نیز میگویند از موارد دم دست و آنهایی که برای ما مشهودترند، ضرورت دارد کار شود و در موارد پنهانی چون ما دسترسی نداریم تجسس حرام است بایستی اجتناب کرد و...
نکتهای که از آن غفل ورزیده میشود این است که اولویت بندیها برای چه کسی، کجا، کی، و چگونه بایستی در نظر گرفته شود. آیا اصل برای موارد ذکر شده تفاوتی وجود دارد؟
آیا اگر مبارزه با مفاسد اقتصادی را اولویت قرار دادیم در سطوح مختلف مسئولین کلن، مسولین میانی و عامه مردم نیز همان اولویت صادق است؟
اصل منظور از اولویت چیست؟ آیا منظور وقت گذاری بیشتر برای آن است؟ آیا اگر موردی را اولویت قرار دادیم بایستی سایر امور را رها کرد یا تحت شعاع آن قرار داد؟
منتظر مقالات، دیدگاهها و نظراتتان هستیم. مقالات ۸–۳ صفحه A4 نگارش شود، روی اصل موضوع کار شود و از مقدمات تکراری پرهیز شود. ارسال دیدگاه از طریق ایمیل:
ebadorrahman.mag@chmail.ir
در ایمیل ارسالی اطلاعات نویسنده هم آورده شود) نام- نام خانوادگی- تحصیلت- شغل- شماره تماس-تاریخ تولد(







