طبقاتی کردن حجاب
نویسنده: حسین نقی زاده
محتویات
اشاره
در شماره پیشین، روشهای سینما برای تغییر در تصورات رایج از حجاب و تخریب آن را بررسی کردیم. در این شماره قصد داریم به بحث طبقاتی کردن حجاب، و معرّفی شخصیتهای بدحجاب به عنوان الگو توسط سینما بپردازیم.
طبقاتی کردن حجاب
روش اوّل: حجاب، نماد طبقه فقیر جامعه
نمایش زنان فقیر ایرانی با چادر و چارقد، و نمایش زنان ثروتمند با وضعی متفاوت، گویی رسمی است غیر قابل تغییر که از دیر باز در سینمای ایران رایج بوده است. این نوع طرّاحی لباس به اندازهای در سینما رواج دارد که در عالم واقع هم کسی با دیدن یک زن محجّبه، احتمال نمیدهد که او همسر یکی از تجّار ثروتمند باشد. چرا که در اکثر فیلمها، اشراف زادگان و شخصیتهای پولدار، با موهای نیمه باز، مانتو و لباسهای فاخر به تصویر کشیده میشوند.
این سنّت ماندگار در سینما باعث شده است تا دخترانی که از خانوادههای کم درآمد هستند، برای پنهان کردن فقر خود، بد حجابی اشراف گونه را بر پوشش اسلامی ترجیح دهند.
آسیب دیگر این سنّت غلط، دامن خانوادههای ثروتمند را هم گرفته است، زیرا محجّبه شدن آنها، در سطح جامعه به خساست تعبیر میشود.
روش دوم: حجاب، نشانه طبقه مسنّ جامعه
به جرأت میتوان ادعا کرد که حتی در بین طراحان لباس هم جا افتاده است که وقتی میخواهند مادر بزرگی را در یک خانواده نمایش دهند، او را به صورت زنی چادری به تصویر میکشند. و یا مادرها را با حجاب و احتمالا بدون چادر و نهایتا تصویر دختر جوان خانواده را کمی امروزی تر و یا به عبارت دیگر، بد حجاب به تصویر میکشند.
البته اخیراً مادر بزرگهای جدیدی در فیلمهای ایرانی پیدا شده که به اصطلاح هنوز دلشان جوان است. لباسی که در این گونه فیلمها برای آنها انتخاب میشود، در بعضی مواقع، بینندگان را هم به تعجب وا میدارد؛ چون مدل و رنگ لباس آنها مخصوص دختران جوان است، نه پیرزنهای سالمند. البته این روش هم به صورت دیگری بر روی حجاب تأثیر میگذارد و پیامدهای زیر را دارد:
۱. همه به خوبی میدانند که بانوان چقدر بر روی بالا رفتن سنّ خود حساس هستند؛ بنابر این، یکی از بهترین راههای مخفی کردن سن بالا، کنار گذاشتن چادر و پوشیدن لباسهای تجدّدگرایانه است.
۲. با این روش، تمایل دختران جوان به پوشیدن چادر کم خواهد شد. به طوری که از جمله عبارتهای رایج که در کوچه و بازار به دختران چادری گفته میشود، خطاب کردن آنها با عنوان «مادر بزرگ» است.
۳. این نوع از طراحی لباس، بد حجابی را برای دختران جوان موجّه جلوه میدهد. برخی برای توجیه این امر جملاتی از این قبیل را به کار میبرند: «هنوز این حرفها برای او زود است، بگذار جوانی اش را با خوشی بگذراند.»
۴. طبیعی است که به تبع چادر، مسائل عبادی، ذکر و تسبیح هم مخصوص مادر بزرگها خواهد شد.
روش سوم: فرنگ رفتههای بد حجاب
فرنگ رفتهها هم طبقه دیگری هستند که معمولاً در فیلمهای ایرانی به صورت افراد بد حجاب به تصویر کشیده میشوند. یکی از آفاتی که دامن فرهنگ ایرانی ما را گرفته است، فرنگ رفتههایی هستند که بعد از مدّتی اقامت در خارج از ایران، تغییر عمدهای در پوشش و گفتار آنها پدید میآید. خوشبختانه یکی از این دو آسیب فرهنگی به خوبی توسط دست اندرکاران سینما شناسایی شده و در فیلمهای مختلف، به تشویق شخصیتهایی که بعد از مراجعت به وطن، هنوز زبان خود را از دست ندادهاند و یا برعکس، به هجو افراد خودباخته که تحت تأثیر مدتی اقامت در خارج قرار گرفته و زبانشان تغییر کرده است میپردازند.
صد افسوس که این سیاست فیلمسازان، با یک روحیه ناسیونالیستی همراه بوده است؛ به گونهای که در فیلمهایشان همیشه صحبت از حفظ زبان مادری بوده است؛ ولی هیچ گاه هنرپیشه زنی را که از فرنگ برگشته، به علت حفظ یا از دست دادن حجاب، مورد تشویق و یا نکوهش قرار ندادهاند. گویی حجاب جزء فرهنگ ملی ما ایرانیان نیست. این برخورد فیلمسازان (تشویق حفظ زبان مادری و سکوت در برابر از دست دادن حجاب) نوعی توهین به فرهنگ اسلامی - ایرانی ما ایرانیان است.
در گذشته، به علت عقب نگه داشته شدن مردم کشورمان توسط پادشاهان - به خصوص پادشاهان سلسله قاجاریه - رفتن به فرنگ و آگاهی یافتن از پیشرفتهای آنجا، نوعی افتخار به حساب میآمد؛ و متأسفانه امروز با وجود تمام پیشرفتهایی که در کشور عزیزمان به وجود آمده، به علت باقی ماندن ذهنیت سابق در بین مردم، هنوز هم افراد فرنگ رفته، این سفر را برای خود افتخار میدانند.
از آنجا که پوشش خاص برای افراد از فرنگ برگشته، به مرور زمان تبدیل به یک نوع نماد شده است، افرادی که حس فخر فروشی در آنها قوی است، بعد از بازگشت از فرنگ، با کنار گذاشتن حجاب، سعی در نوعی خود نمایی دارند. گویی اگر این کار را نکنند، تمام هزینههای آنها بر باد میرود و هیچ کس باور نمیکند که مدتی در خارج از مرزها بودهاند.
بیشترین تأثیر این عملکرد، بر روی افراد غرب زده ظاهر میشود. این گونه افراد، حتی آنها که یک بار هم پای خود را از ایران بیرون نگذاشتهاند، سعی میکنند نقش افراد فرنگ رفته را بازی کنند؛ بنابر این، از بین حجاب و بد حجابی، بدحجابی را بر میگزینند.
شاید گفته شود که همه این امور، واقعیتهای خارجی پیرامون ما هستند و این فیلمها بازتابی است از جامعه بیرونی؛ امّا باید گفت: مسئولیت تربیتی سینما چیست؟ شاید واقعیت خارجی همین طور باشد که نمایش میدهند؛ ولی مگر نه این است که وظیفه دینی و ملی ما مبارزه با غرب زدگی است؟
روش چهارم: پلیس یا مأمور مخفی با حجاب
در سینمای ایران، وضعیت ظاهر افسران زن، همیشه در قالب زنان چادری بوده است.
این قیافه همیشگی که ما در فیلمها از افسران زن میبینیم باعث شده است، نگاهی که به زنان چادری در جامعه میشود، به دید یک مأمور باشد.
توجه داشته باشید که تذکّر نکته بالا به این معنا نیست که از این به بعد نقش پلیسهای زن را به زنان غیر محجّبه بدهند تا دیگر این تصوّر در اذهان بینندگان پدید نیاید؛ چرا که این شغل در نظر ما یک شغل مقدس است؛ بنابر این، انتظاری جز حفظ حجاب کامل از این قشر نمیرود. در واقع، دلیل به وجود آمدن پیامد یاد شده، کمی استفاده از چادر در طراحی لباس بازیگرانی است که نقش دیگر اقشار جامعه را بازی میکنند.
روش پنجم: تحصیل کرده بد حجاب
استفاده از دختران بد حجاب برای بازی در نقش دانشجویان، طبقه بندی دیگری در امر حجاب پدید آورده است.
عدهای از دختران دانشجو، با وجود اینکه قبل از ورود به دانشگاه از نظر ظاهری با حجاب بودهاند؛ ولی بعد از گذشت مدتی رو به بدحجابی میآورند. گویی اگر ظاهرشان همانند تیپ دانشجویانی که در فیلمها نمایش داده میشوند نباشد، کسی متوجه نخواهد شد که آنها بعد از کلّی زحمت توانستهاند وارد دانشگاه شوند.
آسیب دیگر این صحنهها این است که حتی دختران غیر دانشجو هم این ظاهر را برای کسب شخصیت در جامعه برای خود انتخاب میکنند.
با ترویج بیش تر این نظام طبقاتی، به مرور زمان، قیافه غالب تحصیل کردهها و فرهیختگان جامعه به صورتی که در بالا ذکر شد تغییر خواهد کرد. با این توصیفات، از این پس در چنین جامعهای، محجّبه بودن نشانه انسانهای عقب مانده و بی سواد خواهد بود و دیگر کسی با دیدن یک بانوی محجّبه، احتمال نخواهد داد که شاید او یک دکتر و یا استاد دانشگاه باشد.
روش ششم: منحصر کردن حجاب به مجالس ختم
یکی دیگر از رسمهای سینماگران در مورد حجاب، این است که همه بازیگران زن حتی آنهایی که در صحنههای دیگر فیلم بد حجاب بودهاند در صحنههای مربوط به مجالس ختم، به صورت کامل پوشش خود را حفظ میکنند.
این کار کم کم باعث میشود تا در ذهنها این گونه جا بیفتد که حجاب مخصوص عزاداریها است. به عبارت دیگر، موها را باید به احترام مرده پوشاند نه به احترام خدا!
معرفی شخصیتهای بد حجاب به عنوان الگو
سینما در تعدادی از محصولات خود، شخصیتهای بدحجاب را گاهی به صورت مستقیم و گاه به شکل غیرمستقیم به عنوان الگو معرفی کرده است.
در روش مستقیم، اکثر نقش اول فیلمها بد حجاب هستند و بیشترین الگو برداری بینندگان، از بازیگران نقش اول فیلم است.
معرفی غیرمستقیم میتواند در روشهای ذیل خود را نشان دهد:
روش اول: تقابل رفتاری
هر چند در یک حالت عادی، صفت دلسوزی و مهربانی متناسب با اشخاص متدیّن است، ولی گروهی از فیلمها، شخصیتی را که به عنوان فرد مهربان و دلسوز معرفی میکنند، بازیگری بد حجاب است. در حالی که شخصیت مقابل او را که نقش منفی هم دارد، به بازیگری باحجاب؛ اما خشن و بی رحم میسپارند.
به عنوان نمونه، میتوان از مدیر مدرسهای یاد کرد که نحوه حجاب او در حد کمال است؛ اما در برخورد با شاگردان، کاملا عجولانه رفتار میکند، مثلاً قبل از شنیدن حرف آنها، اقدام به تنبیه شان میکند و البته در ادامه فیلم متوجه اشتباه خود شده و در کمال حقارت مجبور به عذر خواهی میشود. در این بین، معلم جوانی که از نظر سطح حجاب، پایین تر از خانم مدیر است (مقداری از موی سرش از زیر مقنعه پیدا است و چادر ندارد) به کمک دانش آموز یاد شده میشتابد و سعی میکند او را که از دستِ کتکهای پدرش فرار کرده، در خانه خود پناه دهد و سرانجام در پایان فیلم، او را به دست نامزد واقعی اش میسپارد.
این نوع تقابل در بین رئیس زندان زنان و معاون بد حجابش هم وجود دارد، مثلاً: معاون دلسوز، موقع انتقالی گرفتن از آن زندان، به بعضی از زندانیان هدیه میدهد و با گفتن: «هر کاری کردم مجبور بودم، حلالم کنید. مأمور بودم و معذور.» آنها را ترک میکند.
تقابل پدید آمده در این فیلمها باعث میشود که تدیّن بازیگران با حجاب، دروغین به نظر آید و حتی حجاب آنها تصنّعی جلوه کند. این تصور تماشاگر را به تردید دربارهٔ بقیه متدیّنین جامعه هم وا میدارد.
دادن نقشهای مثبت به یک آدم بد حجاب، باعث میشود که ضمن تأیید شدن رفتار خوب او، خصوصیات زشت وی نیز مورد تأیید بینندگان قرار گیرد. از سوی دیگر، رفتار زشت شخصیتهای با حجاب، باعث ایجاد نفرتی میشود، که دامن صفات خوب آنها و از جمله حجاب را هم میگیرد.
روش دوم: تقابل شخصیتی
بازیگر بد حجابی را در نظر بگیرید که در فیلم، یک شخصیت قوی، شاد، شجاع و با انرژی دارد. در حالی که در مقابل او، بازیگر دیگری که با حجاب است، علاوه بر دارا بودن یک شخصیت ضعیف، تو سری خور و افسرده هم هست.
در این فیلم، بازیگر بد حجاب در کمال اقتدار به محضر میرود تا از شوهر خود طلاق بگیرد. وقتی به آنجا میرسد، متوجه دختر چادری ای میشود که پدرش میخواهد او را با زور کتک، شوهر بدهد. زن بد حجاب که نقش قهرمان گونهای دارد، دختر چادری را از محضر فراری میدهد. و بعد از کلی کش و قوس، او را به نامزدش که اکنون سرش به سنگ خورده است، تحویل میدهد.
تقابل موجود در این فیلمها، زن را در جامعه مذهبی، به صورت فردی ضعیف و بی اختیار جلوه میدهد؛ در حالی که جامعه روشنفکر امروز، آزادی کامل برای زنان قائل است و در آن، زن بدون هیچ واهمه و هراسی میتواند اظهار نظر کند.
دختران جوان با دیدن بد بختیهای زن با حجاب از یک سو، و شخصیت قوی و شاد زن بد حجاب که علیه زورگوییها مبارزه کرده و از حقوق زنان دفاع میکند از سوی دیگر، نا خودآگاه یک همزاد پنداری نسبت به شخصیت بد حجاب پیدا میکنند؛ بنابر این، طبیعی به نظر میرسد که در زندگی روزمره نیز او را به عنوان الگو برگزینند.
این الگو برداری، تنها به صفات خوب بازیگر بد حجاب محدود نمیشود؛ بلکه دختران جوان، از مد لباس و حرکات او هم الگو برداری میکنند. این در حالی است که حجاب و چادر از نظر آنها نشانه عقب ماندگی و تن دادن به یک زندگی بدون اختیار و همراه با حقارت است.
شبهه افکنی در مورد حجاب
گروهی از فیلمسازان، هنر سینما را ابزار دست خود برای انتقال شبهات به ذهن جوانان قرار دادهاند؛ به گونهای که با کوچکترین مناسبتی، موضوع فیلم را به بحث بین دو نفر از شخصیتهای فیلم میکشانند و بعد از بیان چند شبهه، به بهانهای واهی و قبل از رسیدن به جواب، ادامه گفتگو را به هم زده و بحث را تمام میکنند.
مثلا در ابتدای فیلمی نشان داده میشود که سقف کلاس دخترانهای در حال چکه کردن است و در این حین، دانش آموزان مشغول مطرح کردن سؤالاتی دربارهٔ حجاب هستند؛ اما زمانی که نوبت به پاسخ گویی معلم میرسد، سقف کلاس فرو میریزد و همه دانش آموزان به بیرون از کلاس فرار میکنند و دیگر تا پایان فیلم هیچ فرصت دیگری پیش نمیآید که معلم به سؤالات دانش آموزان پاسخ دهد. این در حالی است که موضوع فیلم اصلاً مربوط به زندگی شخصی معلم است و دبیری او هیچ تأثیری در موضوع فیلم ندارد.
مشکلی که برای او پیش میآید و باعث میشود موضوع فیلم حول آن بچرخد، میتوانست برای یک زن خانه دار هم اتفاق بیفتد. به نظر میرسد تنها علت دبیر بودن هنرپیشه نقش اول این فیلم، این باشد که بهانهای به وجود آورد تا شبهاتی دربارهٔ حجاب از زبان عدهای از دختران جوان از او پرسیده شود.
کافی است یک سؤال بدون جواب در فیلمی مطرح شود. مطمئناً این سؤال به صورت یک شبهه در ذهن بینندگان باقی خواهد ماند.
منبع
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۱۰۲.







