شیوه های موثر در بر خورد با منکرات
محتویات
شیوهها
هدف از انجام نهی از منکر تنها برخورد سخت با اهل منکر و ابراز خصومت با آنان نیست، بلکه هدف، پیشگیری از ارتکاب منکر و گسترش آن در جامعه است، از این رو بایسته است، شیوهای کارساز اتخاذ شود تا بدون آن که امر و نهیها به خصومت با دیگران بینجامد، از وقوع منکرها جلوگیری به عمل آید.
از این رو برای آشنایی با شیوههای موثر در این بخش برخی از آنها را به اختصار یاد میکنیم.
خطاپوشی
هرچند منکرات اموری زشت و نهی از آنها امری بایسته است، ولی باید مراقب بود تا در فرآیند نهی از منکر، زشتیها آشکار نشود زیرا که افشای بدیها نوعی اشاعه فحشاست و این خود منکری دیگر است. [۱]این شیوه را از امام علی(علیه السّلام) بیاموزیم که در پاسخ این سوال پیامبر (ص) که اگر ببینید فردی عملی زشت انجام میدهد چه خواهید کرد؟ فرمود: آن را میپوشانم. پیامبر(ص) پرسید: اگر آن را دوباره مشاهده کنید چه گونه بر خورد میکنید؟ پاسخ داد: آن را با عبا و ردای خود میپوشانم. [۲]
بستن چشمه فساد
یکی از شیوههای درست در برخورد با منکر، بستن چشمه فساد و تباهی هاست، زیرا گاه میتوان با تدبیری کوچک و کم هزینه، از وقوع منکری بزرگ و گسترش آن در جامعه پیش گیری کرد و زمینه سوءاستفاده اهل منکر را از میان برداشت، چونان پیامبر اکرم(ص) که با تخریب مسجد ضرار زمینه بسیاری از شیطنتهای منافقان و زشتی اهل منکر را از میان برداشت.سیره پیشوایان معصوم ما یادآور نمونههای عینی از این شیوه کارآمد است که در مبارزه با منکرها و پیش گیری از گسترش آن، این شیوه را به کار میبستند.امام صادق(علیه السّلام) و امام باقر(علیه السّلام) هر کدام جداگانه آوردهاند: در زمان امام علی(علیه السّلام) جوانی را به نزد آن حضرت آورده بودند که استمناء کرده بود. آن حضرت تا آن جا که کف دستان آن جوان قرمز شد به دستهای او تازیانه زد و سپس برای پیشگیری از تکرار آن، دستور داد تا از بیت المال هزینه ازدواج او را پرداخت کنند. [۳]از این نمونهها که در سیره و منطق عملی پیشوایان ما فراوان است، میتوان نتیجه گرفت که برای پیش گیری از منکرها لازم است به جای مبارزه با معلولها با علتها مبارزه کرد که از ضریب موفقیت بالایی برخوردار است.
به کارگیری روش منطقی
در نهی از منکر نباید تنها به نکوهش از منکر و نهی از آن بسنده شود، بلکه لازم است ابتدا راهی درست و مکانیسمی منطقی ارائه شود تا مردم، با پیمودن راه درست و رو آوردن به این مکانیسمها، از رو آوردن به منکرها سرباز زنند. بی گمان اگر در انجام فریضه نهی از منکر، راهی درست ارائه نشود، راهی به جلو نمیرود و جز به سرگردانی مردم نمیانجامد.
خوب است این شیوه را از قرآن کریم بیاموزیم که میفرماید: پیش از آن که خداوند آدم را از خوردن نوعی خوراکی منع کند، انواع نعمتها، خوراکیها و میوهها را فراهم آورد و به آن حضرت دستور داد تا از آنها استفاده کند. [۴]همان طور که در حکایت سوء نیت قوم لوط و قصد سوء استفاده از مهمانان آن حضرت، این مکانیسم را به کار برد و فرمود: آن گاه که لوط، قومش را از مزاحمت مهمانان و قصد عمل زشت با آنان منع کرد، ازدواج مشروع آنان با دخترانش را پیشنهاد داد تا از این راه که راهی درست و مشروع است، آتش شهوت خود را خاموش کنند. [۵]
اگر خوب دقت کنیم خواهیم دید که همین شیوه، در متن آیات مربوط به فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیز نهفته است، زیرا تقدیم دعوت به خیر در برخی آیات و تقدیم امر به معروف بر نهی از منکر در دیگر آیات این فریضه، خود حاکی از این مکانیسم منطقی است، و این ساختار، یک جنبه روانی نیز دارد و آن این که وقتی مردم چهره زیبای معروف را دیدند در روحشان اثر میکند و به خود میگویند: وقتی راه هست چرا ما بیراهه برویم؟!بنابراین، اگر در جامعه از بیماری خانمانسوز اعتیاد نهی میشود لازم است راه ترک آن مانند دارو و بیمارستان رایگان فراهم شود، اگر جوانها از برقراری ارتباط نامشروع بازداشته میشوند باید وسیله ازدواج آسان برای آنان فراهم آید، اگر از سرقت، تکدی و شغلهای کاذب پیشگیری میشود لازم است پیش از آن، اشتغال زایی شده و افراد بی کار به کار گمارده شوند و اگر از اخذ رشوه در ادارات نهی میشود باید حقوق مکفی به آنان پرداخت شود.
مقابله گام به گام
گاه منکرات و عادتهای زشت، آن چنان با وجود مردم عجین شده و در جامعه ریشه دوانده که نمیتوان با نهی از منکر سطحی و کوتاه مدت، مردم را از آن بازداشت و آن منکرها را از سطح جامعه برچید. این جاست که نیازمند برنامهای درازمدت است تا بتوان با استفاده تدریجی و با تأنی، آثار زیانبار شیوع منکر در جامعه را گوشزد کرد و با برنامه ریزی درست و خردمندانه به سوی ریشه کنی عادتهای زشت از جامعه پیش رفت.تدریجی بودن مبارزه با منکرات را از قرآن کریم بیاموزیم که مبارزه با عادت زشت میگساری را در ۴ مرحله در حدود بیش از ده سال تکمیل کرد. در مرحله نخست، به خرما و انگور که ماده خام شراب است اشاره کرده، میفرماید: از خرما و انگور، هم بادهای مستی بخش و هم خوراکی نیکو تهیه میکنند. [۶]در این مرحله که روزی گوارا در برابر باده مست کننده قرار گرفته است، این سوال را در ذهن مخاطب ایجاد میکند که چرا یکی از دو ثمره یاد شده نیکو و دیگری نباشد؟
جالب این است که ذیل همان آیه، به این علامت سوال، صحه گذاشته و همگان را به ژرفنگری در حل این معما وادار کرده است: ان فی ذلک لآیه لقوم یعقلون.قرآن در مرحله دوم مبارزه با میگساری، هر چند به سود ناچیز آن اشاره کرده است ولی به یاد میآورد که در آن، گناهی بزرگ است: واثمهما اکبر من نفعهما. [۷]در مرحله سوم، به صورت موردی، حکم تحریم شرب خمر را بیان داشته، میفرماید: آن گاه که شراب نوشیدید و مست شدید نماز نخوانید: لاتقربوا الصلاه و انتم سکاری. [۸]
در این مرحله هر چند به طور کلی حکم تحریم شرب خمر بیان نشده است اما همگان خواهند فهمید که آن چه در حال نماز شایسته نیست در غیر از نماز نیز از اهل ایمان پسندیده نخواهد بود.پس از آن که در مراحل پیش گفته، زمینه بیان حکم قطعی و نهائی تحریم شرب خمر مساعد شد، قرآن کریم در مرحله چهارم آن چنان پیش رفته است که تحریم خمر را در کنار بت پرستی قرار داده و آن را از اعمال زشت شیطان معرفی کرده است: انما الخمر و... رجس من عمل الشیطان؛ شراب، رفتاری پلید از رفتار شیطان است. [۹]در شیوه برخورد با منکر، موارد دیگری مانند: آگاه سازی در بیان زشتیهای منکر، ایجاد موانع، تغافل و نادیده انگاری، پر کردن اوقات فراغت افراد بی کار، برخورد گروهی و مانند آن، وجود دارد.







