شیوه های امر به معروف و نهی از منکر
محتویات
- ۱ اهمیت شیوهها
- ۲ شیوه آئینه وار
- ۳ توجه دادن به کرامت وارزش انسان
- ۴ شیوههای امر و نهی
- ۴.۱ آماده سازی
- ۴.۲ تلفیق
- ۴.۳ استفاده از هنر ، شعر وطنز
- ۴.۴ انصاف در برخورد
- ۴.۵ امید دادن
- ۴.۶ تغافل
- ۴.۷ توجه به ظرفیت افراد
- ۴.۸ کنایه گویی
- ۴.۹ ایجاد محبت
- ۴.۱۰ تحریک عواطف
- ۴.۱۱ مخفیانه ومختصر باشد
- ۴.۱۲ نمایاندن الگوها
- ۴.۱۳ تدریج
- ۴.۱۴ تکرار
- ۴.۱۵ مماشات
- ۴.۱۶ حکمت ، موعظه ،جدال نیکو
- ۴.۱۷ ریشه مفاسد را بخشکانیم
- ۴.۱۸ احترام به ارزشهای دیگران
- ۴.۱۹ با انجام معروف ،زمینه را بر منکر تنگ کنیم
- ۴.۲۰ توجه به زمان
- ۴.۲۱ اعراض
- ۵ منبع
اهمیت شیوهها
قرآن میفرماید : نیکی در این نیست که از بی راهه به خانهها وارد شوید ، نیکی دراین است که از راه آن وارد شوید.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: ( هر که امر به معروف میکند ،باید شیوه اش نیز معروف باشد).
امام باقر (علیه السّلام) ذیل این آیه فرمود : خانهها را از راهش وارد شوید یعنی هر کاری را از راهش انجام دهید !
آری برای هرمعروف ومنکری ، از هر شخصی درهر مکانی وهر زمانی، شیوهای خاص لازم است که اگرمراعات نشود ، امکان دارد اثر منفی دهد.
شیوه آئینه وار
حدیثی از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که فرمود: «المُؤمِنُ مِراهُ المُؤمِن؛ مومن آئینه مومن است».
اگر در این حدیث کوتاه دقت کنیم، نکاتی درباره شیوه امر به معروف درک میکنیم ؛ از جمله :
۱- آئینه از روی صفا عیب را میگوید ، نه از روی انتقام ، غرض وکینه
۲- آئینه زمانی عیب را نشان میدهد که خودش گردوغبار زده نباشد.
۳- آئینه مراعات مقام ومدال را نمیکند.
۴- آئینه عیب را بزرگتر از آنچه هست ،نشان نمیدهد.
۵- آئینه همراه با نشان دادن عیب ،نقاط قوت را نیز نشان میدهد.
۶- آئینه عیب را روبرو میگوید نه پشت سر.
۷- آئینه عیب را بی سروصدا میگوید.
۸- آئینه عیب را در دل نگه میدارد و همین که از کنارش رد شدی عیب از صفحه اوپاک میشود.
۹- آئینه را اگر شکستی ، خردههای آن هم زشت و زیبا را نشان میدهد. مومن را اگر شکستی وتحقیر کردی ،باز دست از حرفش بر نمیدارد .
۱۰- اگر آئینه عیب مرا گفت ، باید خودم را اصلاح کنم ،؛ نه آنکه آئینه را بشکنم .آری! اگر مسلمانی نهی ازمنکر کرد، شما گناه را از خود دور کن وبه انتقاد کننده اعتراض نکن.
ای غزالی گریزم از یاری که اگر بدکنم نکو گوید
مخلص آن شوم که عیبم را همچو آیینه روبه رو گوید
نه که چون شانه با هزار زبان پشت سر رفته ،موبه مو گوید
توجه دادن به کرامت وارزش انسان
اگر انسان بداندکه جانشین خداست.
اگرانسان بداندکه فرشتگان بر اوسجده کردهاند اوموجودی است که روح خدا دراو دمیده شده است؛ تنها موجودی است که خداوند درآفرینش او خود را ستوده است؛ همه چیز را به تسخیر او درآورده است؛ در آفرینش ، بهترین شکل را به او عطا کرده است؛ برای او ، انبیا وکتب آسمانی فرستاده است؛ او را موجودی فنا ناپذیر قرار داده است، ارزش اوبهشت است ونه کمتر ؛ خداوند انواع فضیلتها وکرامتها را به او مرحمت کرده است.
اگرانسان به این کرامتها ومقامات توجه کند ، هرگز خودرا به کارهای زشت آلوده نخواهد کرد.
راستی! چرا عمر ما چراگاه شیطان باشد؟ ما که جانشین خدائیم ،چرا با دشمن خدا قرین باشیم؟
حضرت علی (علیه السّلام) فرمود : کسی که کرامت و ارزش خود را شناخت دنیا و هوسها نزد او ناچیز میشود.
خاطره
شخصی به نام شقرانی در زمان امام صادق (علیه السّلام) مرتکب شراب خواری شد .امام صادق (علیه السّلام) به او فرمود: ای شقرانی ! کار زشت از هر کس که سر زند ، زشت است ؛ ولی اگر از تو سر زند ، زشت تر است؛ همان گونه که کار نیکو از هر کس نیکوست ؛ ولی اگراز تو سر زند ، نیکوتر است. این به خاطر جایگاه تو است . تو از وابستگان ما هستی. پس، قدر خود را بدان!
شیوههای امر و نهی
آماده سازی
سخن حق ، همچون شکر است ؛ اگر شکر را به همین شکل در گلوی کسی بریزیم ، امکان دارد خفه شود. باید شکر را با آب مخلوط کرده تا تبدیل به شربت شود وبرای همه افراد قابل استفاده وتحمل باشد .
از خاطرم نمیرود زمانی که میخواستم درباره روایات کفن در تلویزیون صحبت کنم ، فکر کردم که بعضی مردم تحمل شنیدن این گونه آماده کردم که : از نیازهای عمومی وهمگانی ، نیاز به لباس است. اسلام برای هر فصل و زمان وکاری لباس در نظر گرفته و دستوراتی داده است؛ مثل لباس کودک، لباس کار، لباس جنگ ، لباس نماز عید، لباس نماز باران ،لباس احرام و حج ، لباس عروس ، لباس دادن به برهنهها ، نظافت لباس ،وصله کردن لباس ،رنگ لباس ، دوخت لباس ، جنس لباس و...
وبرای هر یک ازعناوین هم حدیثی ونکتهای گفتم . کم کم مردم را برای شنیدن بحث آخرین لباس (کفن) و روایات کفن آماده کردم .ولی اگر از ابتدا میگفتم : موضوع بحث امروزم کفن است ، شاید میلیونها نفر تلویزیون را خاموش میکردند.
تلفیق
چه بسیارند افرادی که از انجام معروف هراس دارند وچه بسارند کسانی که جدا شدن از بعضی منکرات را برای خودمحال میپندارند ، در صورتی که تلقین صحیح وبیان نمونهها در این زمینه کارگشا خواهد بود.
استفاده از هنر ، شعر وطنز
نقش هنر در دعوت مردم به فساد وانحراف ،بر کسی پوشیده نیست . سامری با هنر مجسمه سازی توانست مردم رامنحرف وبنی اسرائیل را گوساله پرست کند.
زیبا گویی ، فصاحت وبلاغت ، بهترین اهرم برای جذب مردم است؛ همانگونه که قیافه زیبا و موزون نقش مهمی در تاثیر کلام دارد.
در قرآن ، امر شده است که هنگام رفتن به مسجد ، زینتهای خود را با خود بردارید.
سخن زیبا ومجادله نیکو از سفارشهای قرآن کریم است.
یکی از نامهای قرآن ، احسن القصص است. آری ، قصه گویی یک هنر است.
انصاف در برخورد
قرآن کریم در نهی از شراب ، اول از منافع مادی ومالی آن سخن گفته است وبعد میفرماید : (ضررش از نفعش بیشتر است)
خداوند در برخورد با کافران ومنافقان ومشرکان ، همواره از عبارت (اکثرهم) استفاده میکند، یعنی همه آنان را نفی نمیکند بلکه میفرماید: بیشتر آنها چنین هستند در برخورد با خلافکاران نیز باید ابتدا نقاط قوت ومثبت آنها را بگوییم وسپس آنها را متذکر کنیم.
امید دادن
گاهی انسان گنهکار با خود میگوید :دیگر ازما گذشته است ، ما دیگرراهی برای بازگشت نداریم. ما دیگر جهنمی شدهایم . این گونه افراد هر روز به گناه بیشتری گرفتار میشوند.
چون قامت ما برای غرق است در کم و زیاد او چه فرق است
باید به آنها از عفو الهی واز پذیرفتن توبه ولطفی که خداوند به توبه کنندگان دارم بگوییم و خاطراتی ازتوبه کنندگان بیان کنیم تا گناه ، او را به یاس نکشاند . باید به او تذکر داد که یاس ازگناهان کبیره است.
تغافل
گاهی بایدانسان خود را به غفلت بزند وتظاهر کند که من متوجه خلاف تو نشدم تا از این طریق شخصیت افراد شکسته نشود.
قرآن میفرماید : برادران یوسف که پس از دهها سال او را دیدند ونشناختند ، به او گفتند : ما قبلاً برادری داشتیم به نام یوسف که دزد بود. یوسف خود را به تغافل زد ونگفت که آن برادر من هستم وچرا به من نسبت دزدی میدهید .
البته تغافل در مورد خلافههای شخصی ، جزئی وفردی است ؛ و گرنه درمسائل مهم که دشمنان وکفار برای براندازی نظام اسلامی نقشه میکشند ، تغافل بزرگترین خواست دشمن است.
توجه به ظرفیت افراد
امام صادق (علیه السّلام) شخصی را برای ماموریتی به منطقهای فرستاد . او درگزارش خود به امام ، از مردم منطقه به شدت انتقاد کرد .امام فرمود : ایمان ده درجه دارد . بعضی یک درجه ایمان دارند وبعضی دو درجه ، بعضی هم هفت تا ده درجه . نباید کسانی که ایمان کامل تری دارند ، از دیگران توقع بیش ار ظرفیت داشته باشند .
در شیوه تبلیغ انبیا میخوانیم که میفرمودند : ما ماموریم طبق ظرفیت افراد با آنان صحبت کنیم.
کنایه گویی
قرآن به حضرت عیسی (علیه السّلام) میفرماید : آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را خدا بگیرید؟!
در جای دیگر ،خداوند پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را مخاطب قرار داده و میفرماید : اگر پدر و یا مادرت نزد تو به پیری رسیدند ، تو با آنان درشتی نکن !
در حالی که همه میدانیم حضرت عیسی مردم را به توحید دعوت میکرد وپ یامبر اسلام درکودکی پدر ومادر خود را از دست داده بود.این گونه خطابها در حقیقت به مردم است.
ایجاد محبت
در بخش مهمی از قرآن ، خداوند نعمتهای خود را میشمارد تا عشق انسان را نسبت به خود زیاد کند.
قرآن که مردم را امر به عبادت میکند ، میفرماید : پروردگار کعبه را پرستش کنید ؛ زیرا او شما را از گرسنگی وترس نجات داد.
نمونههایی از سیره پیامبر اکرم ( ص) درباره جذب دلها:
۱- هر گاه سه روز یکی از یاران را نمیدید ، به سراغش میرفت.
۲- از مریضها در دورترین نقطه شهر عیادت میکرد.
۳- مردم را با بهترین نام صدا میزد . حتی نام زنان وکودکان را با کرامت میبرد.
در تاریخ زندگی اهل بیت علیهم السلام نیز خاطرات فراوانی به چشم میخورد که یک نمونه از آن را نقل میکنیم :
مردی شامی به امام حسن مجتبی (علیه السّلام) جسارت کرد.حضرت ایشان را به منزل بردند وچنان موردتفقد قرار دادندکه او از حرفهای خود شرمنده شد.
در روایات میخوانیم: با هرکس که با تو قطع رابطه کرد، ارتباط برقرار کن و هرکس به تو بدی کرد، تو با او خوبی کن.
تحریک عواطف
شخصی به مادرش تندی کرد .روز بعد ،امام صادق (علیه السّلام) او را دید و به او فرمود : چرا با مادرت تندی کردی؟مگر نمی دانی که شکم مادرت منزل تو بود؟ دامان مادرت گهواره تو بود؟ شیر مادر غذای تو بود؟سپس فرمود : پس با او خشن نباش.
مخفیانه ومختصر باشد
در حدیث میخوانیم : هر کس برادر دینی خود را مخفیانه موعظه کند ،او راآراسته کرده ،ولی هر کس آشکارا موعظه کند، او را شرمنده کرده است.
گرنصیحت کنی ، به خلوت کن که جز این ، شیوه نصیحت نیست
هر نصیحت که بر ملا باشد آن نصیحت به جز فضیحت نیست
درحدیث میخوانیم:
هر گاه کسی را موعظه میکنی؛ خلاصه بگو!
نمایاندن الگوها
معرفی چهرههای موفق وتجلیل از آنها ، در دعوت مردم به معروف نقش موثری دارد . این که هر سال مردم در عاشورا فریاد (یاحسین )سر میدهند ، زمینه دوری از پذیرش طاغوت و وفاداری به نظام اسلامی میشود.
قرآن میفرماید : مردم دنیا از همسر فرعون درس بگیرند که چگونه جذب مال ومقام وقدرت فرعون نشد .
درجای دیگری میفرماید :از حضرت ابراهیم وحضرت محمد (علیه السّلام) درس بگیرید ؛ زیرا این دو بزرگوار اسوه والگو هستند.
تدریج
همان گونه که شیطان انسان را گام به گام به سوی فساد میکشاند راه اصلاح وامر به معروف ونیز گام به گام باشد
در قرآن درمورد تحریم ربا این مراحل به چشم میخورد :
در مرحله اول ، قرآن میفرماید :آنچه به مال شما از طریق ربا اضافه میشد ،نزدخدا افزایش نیست.
در مرحله دوم ، قرآن ربا خواری را از عادات زشت یهودیان میشمارد.
درمرحله سوم ،قرآن انسان را از ربای مضاعف و زیاد نهی میکند.
درمرحله چهارم ، قرآن ، ربا گرفتن رابه منزله اعلام جنگ باخدا میداند.
تکرار
چون برنامه اسلام تنها آموزش نیست ، بلکه تربیت هم هست ،لذا اوامر ونواهی باید تکرار شود. برای هر غفلت ،یک تذکر لازم است. شما درنماز دهها بار (الله اکبر ) را در رکوع وسجود وقیام تکرار میکنید .
یاد خدا غذای روح است وباید همچون غذای جسم تکرار شود.
مماشات
حضرت ابراهیم (علیه السّلام) برای نهی از بزرگ ترن منکر (شرک) از راه مدارا ومماشات وارد شد وگام به گام به انتقادات خوداضافه کرد.
بار اول فرمود: خورشید غروب میکند ومن غروب شدنی را دوست ندارم .( انی لااحب الافلین)
بار دوم فرمود: ماه پرستی انحراف است وخدا مرا گرفتار آن نکند . ( لئن لم یهدنی ربی ...)
بار سوم فرمود: من بیزارم از هر چه که شما شریک خدا میدانید .( انی بری ء مما تشرکون)
حکمت ، موعظه ،جدال نیکو
قرآن کریم به پیامبر عزیز میفرماید: از طریق حکمت و منطق یا موعظه ونصیحت ویا جدال نیکو مردم را به راه خدا دعوت کن!
در امر به معروف ونهی ازمنکر باید روی مسائلی تکیه کرد که قابل خدشه نباشد.به سخنان محکمی که موردقبول همه است، حکمت گفته میشود.
مراد از موعظه حسنه، موعظهای است که بر اساس محبت و با بیان نیکو باشد و در زمان و مکان مناسب با شیو ههای صحیح انجام شود. ومراد از مجادله نیکو نیز پذیرفتن نقاط قوت دیگران واستدلال و مقابله به مثل در شیوهها است.
ریشه مفاسد را بخشکانیم
قرآن میفرماید : ( سوء ظن نبرید وتجسس نکنید ) ؛ زیرا سوء ظن ، سرچشمه تجسس وتجسس ، سرچشمه غیبت میشود.
اگر قرآن ،زنان را از پایکوبی ویا گفتار همراه با ناز وکرشمه وتحریک آمیز نهی میکند ،به خاطر خشکاندن سرچشمه گناه است.
درمسائل سیاسی واجتماعی نیز برای اصلاح دولتها باید دولتمردان اصلاح شوند وبرای اصلاح نسل نو ،باید خانوادهها اصلاح شوند.
قرآن میفرماید: با رهبران کفر مبارزه کنید.
احترام به ارزشهای دیگران
قرآن کریم ، به تورات وانجیل وانبیای گذشته احترام میگذارد و مراکز عبادت سایر ادیان را محترم میشمارد ؛ حتی برای حفظ آن ، دفاع را لازم میداند. در سفارشهای اسلامی نیز آمده است: (بزرگان هر قوم را احترام کنید!)
با انجام معروف ،زمینه را بر منکر تنگ کنیم
قرآن میفرماید : (راه جلوگیری از فحشا ومنکر ، انجام معروفی همچون نماز است.)
هنگامی که خداوند میخواهد حضرت آدم را از غذایی منع کند، ابتدا اجازه بهره برداری از غذاهای دیگر را به او میدهد و میفرماید : (از هر غذایی در بهشت استفاده کن؛ ولی از این غذا استفاده نکن!)
تفریح و ورزش از معروفهایی است که جلو بسیاری از مفاسد، امراض ومنکرات رامی گیرد.
زهد وعدالت مسئولان مملکتی ، از معروفهایی است که میتواند جلو بزرگترین منکرات را که بدبینی به حکومت اسلامی است. بگیرد.
توجه به زمان
در روایات میخوانیم : هنگام مسافرت ، خانواده خود را به تقوی سفارش کنید ؛ زیرا در آستانه جدایی ،علاقهها اوج میگیرد و زمینه پذیرش در انسان زیاد میشود.
در حدیث میخوانیم : به هنگام خشم وغضب ، کسی را ادب نکنید زیرا در معرض افراط هستید .
در قرآن نیز نسبت به استغفار در سحر مکرر سفارش شده است.
اعراض
قرآن میفرماید: (هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما به یاوه سرائی نشستهاند، پس به عنوان اعتراض، مجلس آنان را ترک کن! یا مسیر حرف را تغییر ده! و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، تا متوجه شدی جلسه را ترک کن و با ستمگران منشین).
در حدیث میخوانیم: (سزاوار نیست که مومن درمجلس گناهی که نمیتواند آن را تغییر دهد بنشیند.)
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید: گناهکاران را با قیافه عبوس ملاقات کنید!







