شروط امر بمعروف و نهی از منکر
محتویات
شروط امر بمعروف و نهی از منکر.
وجوب امر به معروف و منکر کفائی است نه عینی گذشتیم – روایاتی که باید میخواندیم و اکثر آن خواندیم پارهای از روایات در شروط خواهد آمد وارد شروط امر به معروف و نهی از منکر میشویم.
شرط اول
اینکه این آمر به معروف و ناهی از منکر، آنی که امر میکند یا از آنچه نهی میکند خود عالم به آن باشد.
بداند آنکه نهی میکند – موسیقی یا صدا و سیما –این موسیقی را پخش نکن بداند این موسیقی حرام است یا به این خانم که میگوید محجبه باش- حجاب را بداند و حکم حجاب را بداند اگر نمیداند موضوع امر یا نهی شرط وجوب برای او نیست و قولی داریم که بزرگان اهل فقاهت وجوب یا واجب را تقسیم کردهاند شی واجب است بشرط کذا تا شرط نیامد واجب نیست. الحج واجب زمانی که استطاعت بیاید پس شرط، استطاعت است کسیکه که استطاعت مالی یا... . ندارد حج بر او واجب نیست.
وجوب فعلیت پیدا نمیکند. آن شرطی که وجوب فعلیت میآورد، شرط وجوب میگویند، یا شروطی برای وجود آن نه وجوب، شی واجب است اما وجود آن شروطی دارد، آقا بالغ شده، وجوب نماز برای او فعلی است این شرطی ندارد اما خود نماز متوقف بر شروطی است. باید وضو بگیرد، قبله بداند، ستر عورت، اینها شرط وجود است. و بر مکلف واجب است آنها را تهیه کند. پس صلاة، وجوبش گردن او را گرفته واو باید وضو بگیرد. قبله بیابد. ستر عورت کند. و بقیه شروط وجود نماز که نماز را متحقق میکند ایجاد کند. پس شروط که نباشد چیزی واجب نمیشود که مثالش حج است. (لله علی الناس حج البیت) اگر استطاعت پیدا کردند، پول دارد، بیمارنیست، تقیه است، راه امن است، وجوب حج برای آنان محقق میشود. و الا اگر هر کدام از این شروط نباشد حج بر او واجب نیست.
اما اگر مطلقاً واجب باشد مثل نماز که بالفعل بر بالغ واجب است. اما وجود این واجب شرائطی میخواهد در امر به معروف و نهی از منکر مادام که چهار شرط نیامده واجب نیست که شرط اول علم بود.
شرط دوم
تاثیر است. که احتمال بدهد انکارش موثر است. پس اگر عالم است یا ظنّ غالب دارد که نهی او بی اثر است، واجب نیست.
شرط سوم
آنکه مرتکب منکر، اصرار بر استمرار داشته باشد. پس اگر از استمرار باز ایستد یا نشانه امتناع از او مشاهده شود، واجب نیست.
شرط چهارم
اینکه در انکار وی مفسده ای نباشد. پس اگر گمان دارد که ضرری متوجه وی یا مالش یا احدی از مسلمین است، واجب نیست.
اینها شروط امر به معروف و نهی از منکر است. در امر بمعروف و نهی از منکر این شروط باید باشد یعنی عالم باشد، احتمال عقلائی تاثیر بدهد، بداند بهر شکلی که ممکن است از قیافه یا راه دیگر که این مصر است و دیگر آنکه ضرری متوجه او یا مومنی نمیشود.
دلائل شروط امر بمعروف و نهی از منکر.
شرط اول: اینکه علم داشته باشد که بطور مرسل و اجماع فقهاء ما اعلی الله مقامهم، هم دلیلی و همزمانی دارند حتی علامه ادعای اجماع کرده که اگر نمیداند واجب نیست.
کلام بزرگان ما را به وحشت نمیاندازد، مرحوم محقق ثانی و کرکی - اولی درجامع المقاصد دوم در مسالک- گفتهاند: علم از شروط وجوب است. نه شرط واجب، امر به معروف و نهی از منکر، واجبان بلاشرط، اینها مشروط نیستند اطلاق دارد. مُرْ بالمعروف ونْهُ عن المنکر اطلاق دارد نمیگوید:امر به معروف وقتی بر شما واجب است که بدانید، امر بمعروف کن ولو اینکه بروید علم پیدا کنید.
در باره شرط وجوب و شرط واجب توضیحی میدهیم : شرط وجوب عبارت از چیزی است که تا وجود پیدا نکند، مشروط، وجوب بالفعل نخواهد داشت، مثل استطاعت که تا وجود نیابد، حج وجود فعلی نخواهد داشتو وجوب فعلی آن مشروط است به حصول استطاعت. پس استطاعت، شرط وجوب حج است و وجوب حج، مشروط است به حصول استطاعتو از این روست که می گوییم: حج، واجب مشروط است.
شرط واجب، عبارت است از چیزی که دخیل در تحقق وجود واجب مطلق است؛ مثل وضو برای وجود نماز. نماز با امر مربوط به خود وجوب پیدا کرده است و وجوب آن آن مشروط به وجود وضو نیست، بلکه وجوب آن از این قید و شرط،مطلق و رهاست.
به همین جهت به ان ، واجب مطلق می گویند، ولی وجود آن در خارج، مشروط بشروطی است که از آن جمله وضوست.
وضو دخیل در وجود نماز است که بر مکلف، تحصیل این شرط واجب است.
اما در موضوع مورد بحث باید گفت اساطینی که گفته اند مثلا علم شرط اول وجوب است، قابل مناقشه است، زیرا بر این اساس، تحصیل علم و معرفت منکرات، واجب نمیباشدو جاهل به احکام و تمیز بین معروف و منکر معذور است و طبعا از اقامه این فریضه بزرگ نیز معذور خواهد بود و حال آنکه موضوع تکلیف، امر معروف و منکر است، نه معروف معلوم و منکر معلوم،بلی، علم و شناخت، طریق و مقدمه برای امه آنهاست.
و بنابراین از شروط وجود واجب می باشدنه شرط وجوب آن. چون اگر شرط وجوب باشد، درِ فتوا دادن آقایان در امر به معروف و نهی از منکر را میبندد و آنرا تعطیل می کند – محقق کرکی – میگویند: که در آن بسته میشود. مرحوم آقای کرکی میگوید: احکام شرع وقتی واجب شد، اگر شرطی آمد که هیچ، باید کسب کرد اما اگر نیامده، احکام شرع که نازل شد تا آنجائی که دلیل است که وجوبش مشروط است تدارک میبینیم امّا آنجا که شرطی و قیدی برای وجوب نیامده، در قرآن کریم آمده که معروفها را امر کنی، پس تو باید بروی یاد بگیری.
تو که آنجا زندگی میکنی، بچههای کلوپ قمار راه انداختهاند تو که نمیدانی باید بروی و یادبگیری کلوپ قمار نهی دارد، باید شرط آنرا فراهم کرد، و جوانان محل ما مراعات وقت نماز را نمیکنند،آیا واجب است یا نه؟ برو یاد بگیر.
مرحوم محقق کرکی مثال می زند که آقایان خودشان گفتهاند که اگر به شهادت عدلین بر من روشن شد که فلان رفیق من فلان مؤمن بطور اجمال آدم بیموالاتی است واجبات را نزک میکند بعضی را هم به جا میآورد. موضوعی برای من به شهادت عدلین محرز شده نمیدانم اینکه میگویند بعضی از واجبات را ترک میکند و بعضی را بجا میآورد چه را ترک میکند؟ نماز صبح را ترک میکند یا صله رحم را نمیدانم کدام را. مرادشان چیست؟
آقایان میگویند: علی سبیل الاجمال باید حکم را یاد بگیرد، شدّ رحال کند این مثالی که میزننند میرسانند این واجب مطلق است نه مشروط. محقق کرکی میگوید اینجا واجب است اینجا لاتجسسوا نمیآید آن شخصی است، تجسس عام است.
مثلاً اینکه در خانه چه میگذرد، این تجسس است و منع شده. اما اگر همسایهها از سوء اخلاق اومی نالند من نباید تجسس کنم؟ این که نمیشود، نمیشود گفت باید دنبال شناخت معروف رفت؟
محقق این را برای نقد میآورد که پس وجوب مطلق است.
شهید هم در مسالک آورده ولی شبههای آورده- گفته است ممکن است واجب باشد – مطلق است، ولی حرام است، تا یاد نگرفته امر به چه بکند چون نمیداند. مثل کافر که نماز بر او واجب است، ولی نمیتواند نماز بخواند، چون نجاست را مراعات نکرده، برمکلفهای خودمان نماز واجب است، اما چون بلد نیست نمیتواند وارد شود و حرام است.
(آیا واجب عینی است؟ و معروف کفائی؟)
جواب: واجب است مثل تجهیزمیت، که برتک، تک، افراد واجب است، اما اگر یک نفر اقدام کرد از بقیه ساقط میشود اگر هیچ کس انجام نداد عینیت پیدا میکند.
محقق میگوید: چون بزرگان گفتهاند نمیتوانیم بگوئیم همین است.
آقایان که فرمودهاند شرط وجوب علم است و نهایتاً امر بمعروف واجب مشروط میشود امر بمعروف براساس نصوص قرآنی این واجب فعلی و مطلق است میگوئیم چطور؟ از آن طرف حرام، میگوئیم آن را تحصیل کن در قیامت میگوید چرا امر نکردی میگوید نمیدانستم. میگویند باید یاد میگرفتی این اشکال دقیقی از این دو علمین است.
به تو میگویند برو یاد بگیر که موسیقی کدام قسمش حلال یا حرام. نمیشود گفت برود خفه شود، باید بروی یاد بیگری والاّ بر تو واجب نیست پس باید یاد بگیری.
در قرآن نیامده امر به معروف و نهی از منکر در گرو علم است. بسیار خوب ما با مستشکل مماشات میکنیم آیا بر فرد، فرد واجب است؟
میخوانیم که بر هر انسان علیم مطاع واجب است. آیا آن گروه باید تعلیم ببینند؟ بله، پس واجب مطلق است باید یاد بگیرند. آیا واجب و منکر فطری نیست؟
جواب: ما امامیه و معتزله معتقدیم که اینها تحسین و تقبیح فطری هستند، اینطور نیست که همه چیز را بدانند – تحسین و تقبیح راجع به مستقلات عقلیه است، مثل احتمال ضرر جرح و تعدیل، آنچه از مبادی است آن غیر فطری است، بلکه میگویند عقلی، فکری است ، آنجا که عقلی شد، حکم هم عقلی است.







