شرط چهارم ، عدم مفسده - ادله حرمت بدعت
ادله حرمت بدعت
بدعت حرام است به قدر مسلم و یدل بر حرمتش هم ضرورت دین و هم اجماع مسلمین وهم آیات قرآن وهم روایات.
1. فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ[۱]
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ[۲] «اگر کسی مطلب نویی دارد ولی در محدوده ی دین نیست و به خداوند نسبت نمی دهد این بدعت نیست مانندآنچه ساخته می شود ازمسائل رفاهی و...
2. اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ[۳] «اما و ما امروا، ماموریت نداشتن مگرآنکه فقط ربوبیت خدا را بپزیرند بنابراین آنچه که اینها درست کردند برای خود این بود که بین خدا را رب قرار دادند وبه عنوان دین ترویج کردند این بدعت است.
3. حدیث رسول الله (ص): فان اصدق الحدیث کتاب الله و ان افضل الهدی محمد و شرالامور محدثاتها وکل بدعت ضلاله وکل ضلاله فی النار[۴]
4. قال رسول الله (ص): من دعا الی هدیً کان له من الاجر مثل اجور من تبعه لاینقص ذلک من اجورهم شیء و من دعا الی ضلاله کان علیه من الاثم مثل آثام من یتبعه لاینقص ذلک من آثائهم یًش[۵] اگر کسی به طریق هدایتی دعوت کند وکسی تبعیت کند از آن هدایت یک اجر به تابع و یه اجر به هادی داده می شود و اجری از هادی کم نمی شود، اما اگر کس دعوت کند به طریق گمراهی و مردم را گمراه کنند، گمراهان گناه خود را دارند و یک گناه هم باضای هر گمراه به گمراه کننده داده می شود مثل آنچه محمد بن عبدالوهاب انجام داده.
پس از ارکان اساس بدعت دعوت کردن به بدعت و گسترش بدعت است. بعضی از بدعت ها و تشریع قصد نیاز دارد وکه اگر قصد نباشد بدعت نیست.
محمد بن عیسی بن عبید عن ابالحسن (ع): اهدر مقتل فارس بن آدم امام کشتن فارس را ترویج کردند و ضمن لمن یقتله الجنه، وحضرت تضمین کرده اند او اهل بهشت است، فقتله جنید وکان فارسفتّانً، فارس فتنه گری بود، یفتن الناس ویدعوهم الی البدعه فخرج من ابالحسن (ع)، از طرف امام دستور رسید، هذا فارس یعمل من قبلی فتان داعی الی البدعه ودمه هدر لکل من قتله ممن هوالذی یریهنی منه ویقتله وانا ضامن له علی الله الجنه. حضرت فرمودند هرکس اورا بکشد من ضامنم برای او بهشت را[۶] یعنی در مقابل بدعت گذار باید ایستاد و رعایت ضرر وامثال اینها نمی شود.







