شرط چهارم: از شرائط امر به معروف و نهی از منکر
شرط چهارم: از شرائط امر به معروف و نهی از منکر
شرط چهارم از شرائط امر به معروف و نهی از منکر اینکه از مفسده خالی باشد.
امر بمعروف که میکنم مفسدهای بر آن مترتب نشود پس اگر مورد، موردی است که از انکار من یا نهی یا امر من بعمل، ضرری متوجه شخص من، مال من، یا عرض من، یا شخص مؤمن، عرضاً، شود جایز نیست، یا باید گفت واحب نیست.
پس چهارمین شرط، از شروط وجوب، اقامه این فریضه منشأ ضرر برای من چه نفساً چه مالا چه عرضاً نشود. یا بر مؤمن دیگری نباشد.
در صورت ترتب ضرر، واجب نیست. دلیلی که برای این شرط اقامه کردهاند، به چهار گروه تقسیم میشود.
گروه اول: یک سلسله روایات خاص که در این باب آمده که از آن فهمیده میشود که اگر امر به معروف و نهی از منکر مستلزم با ضرر شد وجوب ساقط میشود.
گروه دوم: اجماع است. مسئله اجماعی است.
گروه سوم: ادلة عامهای از روایات است، روایاتی داریم که طبق آن، آن روایات فقهیه اقامه امر به معروف و نهی از منکر مشروط به عدم ضرر است. مثل قاعدة لاضرر، قاعده لاضرر که نفی ضرر میکند این قاعده میگوید ضرر به دیگری میگوید به دیگری ضرر نزنید و بخود هم ضرر نزنید و لاضرر ولاضرار دفع از ضرر میکند از دیگر و من هم متحمل ضرر دیگری لازم نیست بشوم.
قاعده دیگر فقهی، این قاعده شریعت سمحه است، سهوة محمدیّه.
طبق روایات، این قاعده سماحت و سهولت در امر شریعت، امر به معروف و نهی از منکر را آن جا میداند که سهل باشد نه اینکه امر بمعروف کنم و فحش بخورم یا... تا اینجا که بیان کردیم سه دلیل بود.
گروه چهارم: آیات کریمه قرآنیه است که عسر و حرج را ردّ میکند. (و جاهدوا فی الله حق جهاده هو اجتباکم و ما جعل علیکم فی الدین من حرج[۱] )
اگر امر یا نهی کنم، بمن یا دیگری ضرر می زند اینکه من نهی از منکر کنم کتکی خوردم و از طرقی فساد و از جهت دیگر مشکلات
آیه دیگر که نفی عسر میکند (و من کان مریضا او علی سفرفعدة من ایام اخر یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر[۲] )
یا در آیه مربوط به وضو و غسل (... ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج ولکن یرید لیطهّرکم...[۳] ).
از دلیل آخر شروع میکنیم، کتاب شریف بیان میکند که در دین هیچگونه سختی و عسر نیست، احکام شریعت را بیان میکند، در آنجائی که احکام تکلیفی مایه عسر نباشد، اگر عسری یا حرجی در انجام هر وظیفه، یا تقام بِهِ الفرائض، اگر عسری باشد یا مضیقه و تنگناهی باشد واجب نیست، ما چنین تکلیفی نداریم. روزه را واجب کردیم، قاعده کلی بیان میکند که خداوند عسر و سختی برای شما نمیخواهد، اگر بخواهم در کوچه و بازار یا جوار همسایه، که میدانم، یا ظن غالب دارم که مرا در حرج میاندازد، من به خانم یا آقا عرض کردم علیا مخدّره بیچادر میرود، میدانم منشاء عسر و حرج میشود و اذیت میکنند و مرا در مضیقه میاندازند چه کنم؟ فریضه الهی قرآن میفرماید: من عسر نمیخواهم.
گاهی با نهی از منکری، منکر دیگری میآید.
سؤال شد که تا بد بمن نرسد مشکل نیست.
روایت ربطی به ما نحن فیه ندارد –آنجا میخواهم تقیه کنم من گفتم نکن به من میگویند به فلانی که در زندان است. بزن، فحش بده و ... کارد بمن میدهند التقیه فی کل شی حتی بلغ الدم[۴] آن روایت آنجا وارد شده من رئیس شهربانی هستم رجلی را گرفتهاند از بالا میگویند چنین و چنان کن و بعد میگویند بکش، اینجا دیگر نمیشود، اما اینجا گفتهاند امر به معروف و نهی از منکر و من نهی کردم دلیل دیگری آمد آنجا که ضرر متوجه به این شخص است هر ضرری باشد واجب ساقط میشود، اگر این طور است، نکن. (ما جعلکم فی الدین من حرج[۵] ، سورة مائده لفظ حرج هم دارد، در وضو و غسل (ما یرید الله بکم العسر[۶]) آمده از آیات کریمه میتوانیم حجت درست کنیم، قائم باین فریضه، ضرری به او میرسد یا به دیگری میرسد که مؤمنی اذیت میشود، اینجا ساقط میشود.
تشخیص با خودت میباشد. البته ضرر و مفسده را بیان میکنیم.
پس کتاب الله یهدینا، به اینکه جائی اگر اینطور بود نمیخواهد نهی بشود.
پس یکی از ادله که برای شرط چهارم آوردهاند قرآن کریم است از آیات دیگر هم استفاده میشود لا یکلف الله نفسا[۷] .
دلیل دیگری که آقایان آوردهاند. دلیل عام است. قاعده لاضرر، تمسک کردهاند به قاعده لاضرر، اگر بخواهم اقامه امر یا نهی کنم، ضرر متوجه من یا مؤمنی میشود آیا این قاعده اینجا می آید.
قاعدة لاضرر در اینجا بحث شده. نظر امام (ره) بحث شد. لحن کلام پیامبر (ص) به سمره بن جندب میآید که میآید اینجا به انصاری فرمودند (اذهب فاقلعها فارم بها[۸] در بعضی فارم بها در بعضی فارم اله وجهه در اکثر روایت فارم بها الیه) فانه لاضرر ولاضرار) یعنی در محیط شریعت ضرر نیست کاری انجام داده شود نقصان میاورد ضرر به معنای نقصان است، من میخواهم اقامه فریضه کنم فحش میدهند، ضرر میزنند، میبینم کنار خیابان عرق میخورند، نعلم که اگر اقدام کنم نقصان جسمی یا فحش یا ضرر مالی میزنند آیا لاضرر ولاضرار اینجا را شامل میشود؟
لاضرر در توجیه و معنای لاضرر و رؤسای مذهب سلیقههای گوناگونی از اینها داریم نفی مرحوم شریعت اصفهانی اگر یادتان باشد معنی نهی میفرمود: و دیگران بر خود و دیگران ضرر زدهاند – نمیتوانیم ضرر بزنیم – مثلاً آبی در کوچه است اگر رد شوند ضرر میزند – قرآن تشر میزند – چرا حرام میکنی اینکه خدا حلال کرده
جریان حفصه و عائشه (یا ایها النبی لما تحرّم ما احلّ الله لک...)[۹]
مدح پیامبر اکرم است. چقدر بزرگواری که رنج خود و راحت عائشه و حفصه میخواهی تحمل ضرر کنیم که آب به خانه همسایه نرود به خانه من بیاید میفرماید نه به او ضرر بزند نه به خود امام میفرماید: لازم نیست، دلیل داریم که دفع ضرر از غیر، بهر طریقهای که معنا کنم به گفته شیخ انصاری دفع حکم به دفع موضوع باشد، در حوزة شریعت ضرر نیست بسیار میبینیم ولی ضرر بلا جبرانی نیست، پس در این شرط چهارم اجماع ادعا کردهاند، اجماع داریم، روایات خاصة داریم، قرآن کر یم داریم، و روایات عامه که آمده یکی دیگر شریعت سمحه سهله،
در کافی آمده ، بابی دارد بنام شرائع، روایت عالی است.
امام صادق (ع) میفرماید: اعطی محمداً (ص) شرایع نوح و ابراهیم ، موسی و عیسی، توحید، اخلاص و فطرت حنیفیة، سهله – احکام فقهی که معتدل است – (فمن خاف من موص جنفا او اثما فاصلح بینهم فلا اثم علیه[۱۰] ) پای بچه را بد میبستند این جنف است. پا از میانه کمی کج شده. این راجنف می گویند.
شریعت حنفیه شریعت حد وسط است، شریعت حنفیه یعنی آنکه سرشت هر انسانی میخواهد، مسکن میخواهد، ملبس، مأکل، مشرب، منکح، میخواهد اینها از فطرت میجوشد.
فطره حنفیه. این احکام جوشیده از فطرت که لاتبدیل لخلق الله[۱۱] این روش و طریق حیات که عالم میتواند تحت فرمان او باشد.
طبق این روایت با روایات دیگر، که همه ریشهاش در قرآن کریم است که (لایکلف الله نفساً الا وسعها[۱۲] ) تکلیف آمده اما در مضیقه، نه، در وسع و فراخی ، تکلیف آن طور نیست که با سختی باشد اینها اصل اجماع و قرآن و روایات عامه و خاصة ظاهرا میتوانیم زیر بار برویم ، شرط چهارم وقتی مواجه شود با ضرر و زیان، البته خواهیم گفت که تعارضی است – اما روایات خاصه بعداً میخوانیم.







