شرط چهارم، عدم مفسده-بدعت در لغت و اصطلاح-بدعت و تشریع

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شرط چهارم، عدم مفسده-بدعت در لغت و اصطلاح-بدعت و تشریع

بدعت در لغت و اصطلاح

«لو وقع بدعت فی الاسلام وکان سکوت علمای دین و رؤسای مذهب اعلی الله کلمتهم موجب لهتک الاسلام و ضعف عقائد المسلمین یجب علیهم الانکار بای وسیله ممکنه«

اگر بدعت در اسلام واقع شد و سکوت علمای دین و روسای مذهب موجب هتک اسلام بشود و موجب ضعف عقاید مسلمین شود بر علمای دین واجب است انکار بدعت به هر وسیله ای که ممکن باشد، خواه این انکار بدعت موثرباشد در قلع فساد یا نباشد.

بدعت در لغت

بدعت در لغت از بدع است یعنی شیء جدید و نوع، شی ای که سابقه ی قبلی ندارد، ساخت چیزی بدون الگوی قبلی به این معنا به خداوند گفته می شود بدیع السماوات والارض[۱]

بدعت در اصطالح

بدعت در اصطلاح متکلمین و فقها نقطه مقابل سنت است، نوآوری در دین که هیچ پیشینه وسابقه ای نداشته باشد و این نوع آوری را به دین نسبت دادن، زیاد افزودن به دین چیزی که در دین نیست و کاستن چیزی که دردین است.

قال رسول الله (ص): «من احدث فی امرنا هذا مالیس منه فهو رد[۲] «کسی که نو بیاورددر دین ما چیزی که ازاین دین نیست مردود است.

و قال (ص): «منتوضّأثلاثاً فقد ابدع«کسی که سه بار اعمال ووضورا انجام دهد این بدعت گذاری کرده است. مرحوم مجلسی در بحار [۳] تعریف کرده اند بدعت را به اینکه بدعت چیزی است که (ارکان اساسی بدعت): بعد از پیغمبر در شرع پدید آید در آن مورد دلیل خاصی نباشد ویا مشمول ادله ی عام نشود

به طورعام ازاو نهی شده باشد، بعد از نماز مصا فحه میکنند مومنین دلیل خاصی بما هو ندارد ولی دلیل عام در استحباب وجود دارد اما اگر کسی بگوبد مصاحفه با این خصوصیت که بعد نمازباشد مستحب است در شرع و خدا فرموده بدعت است و دلیل عام شامل نمی شود، یمثلاًا اعتکاف فی کل یوم مستحب غیر یوم فطر و... اما اگر بگوییم فلان روز خاص فقط مستحب است بگونه ای که گویا در شرع آمده بدعت است.

نسبت آگاهانه اینها به دین. اگر کسی نو آوری کند ولی نسبت به دین ندهد اشکال ندارد مثلا ماشین ساخته و در محدوده ی دین نیست در گفتار بعضی از فقها بدعت اینگونه تعریف شده:

ترویج چیزی که بعد از پیغمبر پیدا شده یعنی ضمن اینکه مطلب جعلی است در اصول یا فروع دین آن را ترویج می کند تا مردم از او تبعیت کنند.

اقول در اقسام بدعت

الف) شهید ثانی (ره) فرموده بدعت بحسب احکام خمسه پنج قسم است:[۴] بدعت حرام

بدعت مکروه

بدعت واجب

بدعت مستحب

بدعت مباح

ب) مرحوم مجلسی میگوید بدعت اقسام ندارد وفقط بدعت حرام است نکته: بدعت به معنای لغوی را می شود تقسیم کرد:

یک وقت است بر تبلیغات دینی نوآوری میکنید می شود بدعت مستحب و در بعضی موارد واجب است. یک وقت بستن نوآوری غیر دین به دین بدعت حرام است.

رابطه تشریع و بدعت

سوال: آیا بدعت و تشریع به یک معناست یا باهم متفاوت اند؟

کلمه ی تشریع در کلمات فقهای متقدین وجود ندارد بلکه متاخرین بعضا از تشریع نامبرده اند. بعضی تشریع را مرادف بدعت دانسته اند مثل شیخ انصاری (ره).

ولی محقق نائینی (ره) قائل به تفاوت این دو شده[۵] به اینکه:

بدعت یعنی کار غیر دینی که شخص دنبال ترویج اوست ومیخواهد همگانی بشودولی تشریع یعنی چیزی که از دین نیست به دین نسبت دادند ودنبال ترویج نیست.

بعلاوه تشریع حرمت ذاتی ندارد یعنی فعل بما هو فعل حرمت ندارد ولی چون نسبت میدهد حرمت دارد برخلاف بدعت که حرمت ذاتیه دارد همانگونه که پیامبر می فرماید من دعا الی ضلاله لذا تشریع و بدعت مترادفین نیستند.


پانویس

  1. المقاییس: ج 1، ص 209، واژه «بدع«؛ مجمع البحرین، ج 4، ص: 298
  2. فقه القرآن (للراوندی)، ج 1، ص: 133
  3. بحار الانوار، ج 69، ص 313
  4. مسالک الافهام، ج 1، ص 21
  5. محقق نائینی، کتاب الصلاه، ج 1، ص 318
بازگشت به دروس خارج