شرط سوم - اصرار بر معصیت - وظیفه هنگام قیام اماره بر ترک

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شرط سوم، اصرار بر معصیت-وظیفه هنگام قیام اماره بر ترک

وظیفه هنگام قیام اماره بر ترک

امام (ره) دررابطه با شرط سوم امر به معروف و نهی از منکر فرمودند که شرط سوم این است که فاعل منکر اصرار بر استمرار منکرداشته یاشد بنابراین اگر علم داریم که منکر را ترک می کند وجوب نهی از منکر ساقط است.

درمساله ی دوم فرمودند لو ظهرمنه اماره الترک فحصل منه القطع قطع پیداشده که فاعل منکر اصرار ندارد فلا اشکال فی سقوط الوجوب در ادامه فرمودند و فی حکمالاطمینان اگر قطع پیدانکردیم به عدم اصرار ولی اطمینان پیداکردیم یعنی احتمال مخالفش آنقدر ضعیف است که علما به آن توجه نمی کنند دراین فرض وجوب نهی از منکر ساقط است.

تنواع اماره بر عدم اصرار مرحوم محقق (ره) در شرایع فرموده اند:

«فلولاح منه اماره الامتناع«نفرموده اند این اماره مفید قطع باشد یانباشد اماره 3 حالت دارد:

گاهی قطع پیدامی کنیم از اماره که اصرارندارد براستمرار معصیت

گاهی اطمینان پیدامی کنیم از اماره که اصرارندارد براستمرار معصیت.

گاهی ظن غالب پیدامی کنیم از اماره که اصرارندارد براستمرار معصیت.

فرمایش محقق (ره) باهر سه حالت میسازد که اگر اماره باشد برعدم استمرار نهی از منکر واجب نیست. نکته ای است دراینجا، صاحب جواهر می فرماید: «بل قد یقال بوجوب هما فی حال عدم العلم بالاصرار می فرماید: بعضی گفته اند که اگر علم به اصرار نداریم نهی از منکر واجب است بدیگر سخن یک وقت ما یقین داریم که شخص اصرار بر منکر ندارد یک زمان علاوه بر یقین به بر اصرار نداریم یقین برعدم اصرار هم نداریم بلکه احتمال اصرار میدهیم و ظن غالب داریم به عدم استمرار ولی احتمال استمرار هم میرود در فرض فوق نهی از منکر واجب است یا واجب نیست؟

اگر یقین به توبه داریم شخص فاعل محکوم به فسق نیست ولی اگر علم نداریم به توبه ی او شخص فاعل محکوم به فسق است بنابراین عدم العلم بالاصرار کافی نیست در وجوب سقوط نهی از منکر باید علم داشته باشیم که قصد اصرار ندارد پس نهی از منکر به حال خود باقی است و باید انجام بگیرد زیرا وقتی توبه نکرده است محکوم به فسق است و اگر محکوم به فسق است به او اطمینانی نیست.

وظیفه در برابر معصیت پنهانی

نکته اگر کسی گناه پنهان کرده به ما مربوط نیست و نهی از منکر و امر به معروف واجب نیست و بر فرضی که شما از راهی فهمیدید جای ارشاد است نه امر به معروف نهی از منکر لذا امر به معروف و نهی از منکر در ایی است کهعلناً انجام داده است لذا این فرض از محل بحث خارج است.

خلاصه: «بل قد یقال بوجوبهما در حال عدم علم بالاصرارللحکم بفسقه چون اعل منکر محکوم بفسق است مالم تعلم توبته تاوقتی علم به تو به اش نباشد محکوم به فسق است ویجری فیه حنئذٍی جمیع الاحکام التی منها امره بالمعروف و نهیه عن المنکر جمیع احکام شریعت براو جریان دارد ازجمله امر به معروف و نهی از منکر تا وقتی توبه محقق نشود مالم تتحقق التوبه ولو بطریق الذی یتحقق به مثلها من اظهار ندم ونحوه[۱].

راه شناخت توبه فاعل منکر

راه شناخت توبه از علائمی است مثل اظهار ندامت وپشیمانی و من ذالک ینقدد علی کل حال آنچه مهم است علم به اصرار نیست اگر علم به اصرار داریم یناًقی نهی از منکر واجب است و اگر علم به عدم اصرار داریم یناًقی نهی واجب نیست ولی اگر علم به عدم اصرار و اصرار نداریم.

در فرض فوق نهی از منکر واجب است یا نه؟

می فرمایند نهی از منکر واجب است، شخص که فاعل منکربوده است ممکن است دومرتبه منکر را انجام بدهد ولوعلم به اصرار نیست. صاحب جواهر (ره) می فرماید در کتاب سرائر ابن ادریس حلی ودر کتاب جامع المقاصد، مرحوم محقق ثانی ودیگران فرموده اند شرط وجوب امر به معروف وهی از منکر ظهور اماره استمراراست یعنی صرف عدم علم به اصرار در وجوب کفایت نمی ‌کند باید علائم اصرار باشد بفهمیم این شخص مصمم است منکرا تکرار کند دراین صورت نهی از منکر واجب است صاحب جواهر می فرمایند سخن فوق مخدوش است زیرا در صورتی که علم به عدم اصرار نداریم و احتمال اصرار و عدم اصرار میرود اطلاقات ادلهی امر به معروف و نهی از منکرمورد را شامل است پس اطلاقات میگویند نهی از منکر واجب است همچنین استصحاب بیانگر وجوب نهی از منکر است زیرا نهی از منکر ابتدا واجب بودالان که علم به اصرار نداریم استصحاب می کنیم وجوب را پس باتوجه به دودلیل اطلاق ادله واستصحاب وجوب نهی از منکر میگوییم علم به اصرار شرط نیست بلکه علم به عدم اصرار نداشتن مکفی است در وجوب نهی از منکر سپس می فرمایند وفی ما انجماعهٍ بعضی هم فرموده اند شرط اصرار است و بعد می فرمایند ولعل الاولی جعل الشرط عدم ظهور اماره الاغلا اولی این است که شرط وجوب نهی از منکر این است که اماره ای قائم نشده وعلامتی ظاهر نشده که فاعل اصرار دارد پس نهی از منکر واجب است. بل لابد الی اخ...

سپس می فرماید که ایا این فاعل باید امر به توبه بشود یا نشود و این نکته ای است مجزا.


پانویس

  1. جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج 21، ص: 369
بازگشت به دروس خارج