شرط سوم، اصرار بر معصیت-کفایت علم به ترک از احراز توبه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شرط سوم، اصرار بر معصیت-کفایت علم به ترک از احراز توبه

مساله ی هفتم

«لایشترط فی عدم وجوب الانکاره اظهار ندامته وتوبه بل مع العلم ونحوه علی عدم الاستمرار لم یجب و ان علم عدم ندامته من فعله وقدمرّ ان وجوب الامر بالتوبه غیر وجوب نهیه بالنسبه الی المعصیه المرتکبه[۱]» در باب امر به معروف و نهی از منکر بعضی از علما فرق گذاشته اند بین وجوب امر به معروف و وجوب نهی از منکر.

فرموده اند: دروجوب نهی از منکر اصرار برمنکر شرط است اما در وجوب امر به معروف جمعی از علما فرموده اند اصرار شرط نیست بلکه به محض ترک معروف امر به معروف واجب است ونیازی به اصرار نیست.

پس اگرعلم به عدم استمرار داریم نهی از منکر واجب نیست امادر باب وجوب توبه، توبه معروف است و فاعل اظهار ندامت نکرده امر به معروف واجب است و لزومی نیست گفته شودشرب خمر نکنمثلاً چون ممکن است

پشیمان شده باشد، علم به استمرار نداریم، اینجا امر به توبه می کنیم به عنوان امر به معروف هرچند نهی از منکری که انجام داده واجب نیست.

در این مساله برهمین مبنا شرط نیست در عدم وجوب انکار اظهار ندامت وتوبه فاعل منکر بلکه اگر علم داریم به عدم استمرارنهی واجب نیست گرچه علم داشته باشیم پشیمان نیست وتوبه نکرده است.

وقدمرّ قبلا گفتیم وجوب امر به توبه غیر از نهی از معصیتی است که مرتکب شده است، نسبت به معصیت وجوب وعدم وجوب نهی منوط به استمرار است برخلاف وجوب توبه که مشروط نیست و واجب است.

مساله ی هشتم

گاهی فاعل منکر قصد استمرار دارد ولی مایقین داریم یا ازطریق معتبرمثل اماره معتبره ثابت شده نمی تواند استمرار بدهد و عاجز است از تجدید منکر و خودش متوجه به عجزش نیست.

حال در فرض فوق نهی از منکر واجب است یا واجب نیست؟

می فرمایند نهی از منکر واجب نیست زیرا وجوب نهی از منکر وجوب کفایی است و هدف از نهی ازب منکر قلع منکر است ووقتی فاعل عاجزشد غرض حاصل می شود ومنکری نیست تا نهی کنیم وبه تعبیری منکری که انجام شده نهی آن بی فایده است و نهی ما زاجریت ندارد نسبت به کاری که انجام شده است و نسبت به منکری که در آینده میخواهد انجام بشود نیز نهی تاثیری ندارد چون فاعل عاجزاست و نهی ما زجر و منعی ندارد، مثل شخصی که مضطر به ترک است و در مضطر امر و نهی تاثیری ندارد.

لوعلم عجزه اگر آمر به معروف وناهی از منکر علم دارد که فاعل منکر عاجز است از استمرار منکر اوقامه دلیل المعتبر یا ذدلیل معتبر مثل بینه قائم شده که شخص عاجزازاصرار است وآمر وناهی علم دارد که نیت فاعل منکر استمراراست چون فاعل جاهل است به عجزش. در این فرض لایجب النهی بنسبه الفعل غیرالمقدور، نهی واجب نیست چون نهی زاجریت ندارد در حقیقت امر و نهی برای ایجاد باعثیت و محرکیت است برای انجام کار و زجر برای ایجاد مانعیت است و در اینفرض نهی و امر این اثررا ندارد لذا نهی وامر واجب نیست. [۲] و إن وجب گرچه امر به معروف بنسبت به توبه واجب است و نیز نسبت به عزم به معصیتی که دارد نهی واجب است، اگر ماگفتیم عزم جزء معصیت است ولو عاجز باشد از معصیت نهی واجب است چون نسبت به برگشت از عزمش زاجریت وجوددارد.

اما اگر نیت و عزم به معصیت راحرام ندانستیم مانند مشهوردر این فرض نهی از منکر واجب نیست چون عزم برمعصیت منکر نیست، موضوعاً منتفی است.

این باید بررسی بشود که عزم برمعصیت معصیت است یا معصیت نیست؟

نهی از منکر در صورت عجز فاعل از استمرار

لوکان عاجز عن ارتکاب حرام، اگر شخصی برارتکاب حرام عاجزاست و خودش نیز میداند عاجزاست ولی میگوید اگر روزی بتوانم انجام میدهم وتصمیم برمعصیت دارد در صورت برطرف شدن مانع.

در فرض فوق نهی واجب است یا واجب نیست؟ در فرض فوق دو حالت است:

گاهی علم وجدانی یا علم تعبدی داریم به رفع مانع در آینده ی نزدیک نهی از منکر واجب است چون صدق اصرارمی کند وشرایط وجوب نهی محقق است

گاهی علم وجدانی یا تعبدی نداریم به رفع مانع نهی واجب نیست لعدم الانزجار والانبعاث وعاجز مخاطب امر و نهی نمی شود مگر آنکه قائل شویم که تصمیم برمعصیت، معصیت است لذا نهی از عزم معصیت واجب است. لواعتقد العجز اگر فاعل منکر خودش معتقداست به عاجز بودن ولی نیت دارد که اگر قدرت پیداکرد مرتکب منکر بشود اما ما میدانیم اوعاجز نیست وقدرت برمعصیت دارد، اینجا زمینه ی نهی از منکر موجود است چون عجز واقعی شرط عدم وجوب است نه عجز اعتقادی، این شخص فکر می کند عاجزاست و چون اصراربرمنکردارد شرایط نهی از منکر واجب است و نهی واجب است.

در فرض فوق اگر میدانیم اعتقادش ازبین رفته نهی او واجب است منتهی نهی باید به گونه ای باشدکه فاعل علم پیدانکند به اینکه قدرت دارد برارتکاب منکر.


پانویس

  1. تحریر الوسیله، ج 1، ص: 470
  2. تحریر الوسیله، ج 1، ص: 471
بازگشت به دروس خارج