شرط سوم، اصرار بر معصیت-لزوم نهی ازمنکر در صورت اماره بر نیت ارتکاب
محتویات
مساله ی ششم: نهی از منکر درصورت اماره بر ارتکاب در آینده
«لو ظهر من حالهعلماً او اطمنانًی او بطریق معتبر انه اراد ارتکاب معصیه لم یرتکبها الی الان فالظاهر وجوب نهیه[۱]»
شرط سوم آن بود که تارک وفاعل اصرار داشته باشد والا نهی از منکر واجب نیست در ادامه ی این شرط می فرمایند به اینکه اگر علم دارد یا اطمینالن دارد یا دلیا معتبر دیگری، خودش علم وجدانی دارد به هرطریقی یقین پیداکرده، در کتاب اصول آمده که علم حجیت ذاتی دارد پس نیازی به جعل جاعل ندارد که بگوید هذا حجه وفرقی نمی کند در حجیت علم بین اینکه علم برای چه کسی پیداشده باشد قطاع باشد یا غیر قطاع باشد، از هر راهی به دست آمده باشد، العلم حجهذاتاً پس اگر شخصی علم وجدانی پیدا کرد منتهی این حجیت حجیت عقلی است، حجیت اصولی نیست.
حجت در حجیت عقلی یعنی ماکان عذراً چیزی که عذر است اگر خلاف درامد عذر پزیرفته است و اگر درست درآمد منجز تکلیف است.
حجت اصولی آن است که مایثبت متعلقه ولم یبلغ درجه القطع حجت اصولی یعنی دلیلی که متعلق خودش را اثبات می کند ولی به مرحله ی قطع و یقین نمی رسد این حجت اصولی است.
وقتی گفته می شود علم وجدانی حجیت عقلی دارد یعنی کان عذراً للمکلف وباید طبقش علم کند و اگر خلاف درآمد معذور است.
می فرماید لو ظهر من حالهعلماً برای آمرو ناهی علم وجدانی پیداشد یا اطمینان پیداشد یعنی ماهو علموعادهً، عرف به احتمال خلافش توجه نمی کند، او من طریق المعتبر یعنی حجیت اصولی، یعنی خبرواحد وامثال ان مثل بینه که ممکن است برای انسان قطع نیاورد ولی حجت شرعیه است یعنی مایثبت متعلقه ولم یبلغ درجه القطع اثبات متعلق می کند و مکلف باید طبق آن عمل کند هرچند به درجه ی قطع نرسیده لو ظهر من حاله یعنی از حال مکلف ظاهر می شود برای آمر وناهی، علم وجدانی یا علم عادی یا اماره معتبره که این شخص قصددارد منکرانجام بدهد اما تاحالا انجام نداده ولی مایقین داریم یا علم عادی یا بینه وطریق معتبرداریم که میخواهد منکر را انجام دهد، اگر استمرار دارد نهی از منکر واجب است اما در فرض فوق ازباب اصراروتکرارنیست.
درفرض فوق نهی از منکر واجب است یا واجب نیست؟
دلیل بر وجوب نهی از منکر
امام (ره) فرمودند: فالظاهر وجوب نهیه، ظاهر وجوب نهی است دلیل این نظریه آن است:
دلیل اول
اولاً: احتیاط حسن است، نمی دانیم نهی واجب است یا نیست لیس بناکب عن الصراط من سلک طریق الاحتیاط
دلیل دوم
ثانیا: دلیل عقلی وبناء عقلا براین است که پیشگیری اولی است از درمان. عقلا میگویند غرض از امر به معروف و نهی از منکرقلع منکر و انجام معروف است.
دلیل سوم
ثالثاً: قصد معصیت معصیت است علباحتمالٍ.
دلیل چهارم
رابعاً: مقصود من ارتکاب معصیت شروع مقدمات است وشروع مقدمات شروع منکراست پس یصدق علیه المنکر پس نهی او واجب است.
دلیل پنجم
خامساً: اطلاقات ادله اعم از بالفعل وبالقوه بدانیم.
بناء عقلاء بهترین دلیل است و اطلاقات ادله مثل ینهون عن المنکر قابل خدشه است.
در صورتی اطلاقات شامل این قسم میشوندکه منکری که در ینهون عن المنکر آمده اعم بدانیم از بالفعل وبالقوه اما اطلاق به این معنا را گفته اند دون اثباته خرط القطاط، قابل اثبات نیست و احتمال است و بااحتمال نمی توان استدلال کرد، وظهور در منکر بالفعل دارد.
سوال: نهی از منکر نسبت به امر بالفعل صحیح نیست چون انجام گرفته و تمام شده. پاسخ: نهی از منکر در شخص مصر که استمرار می کند نسبت به تکرارش بالفعل است.
نکته: فتوی این است اراد ارتکاب معصیه لم یرتکبها، قصد کرده منکر را که مرتکب نشده هنوز، آیا اراده ی معصیت حرام است یا نه؟ قصد طاعت، طاعت محسوب می شود یا نه؟ آیا روایاتی که آمده نیه المومن خیر من عمله یا نیه الکافر شر من عمله و انما الاعمال بالنیات[۲] صحیح است؟
اگر فرضا قبول کنیم که اراده ی معصیت، معصیت است واستحقاق عقوبت دارد خود نیت منکر است وشخص فاعل منکراست پس نهی از منکرواجب است.
به تعبیر صاحب فصول در اصول اگر شخص نیت معصیت کرده و یکسری مقدمات راهم انجام داده و ماازاین مقدمات علم پیداکردیم به قصد معصیت نهی واجب است زیرا مقدمات حرام حرام اند.
البته احتیاط حسن است در این فرض و تذکر خالی از لطف نیست.







