شرط سوم، اصرار بر معصیت-دقت در نوع اشتراط شرط سوم
محتویات
شرط سوم، اصرار بر معصیت-دقت در نوع اشتراط شرط سوم
احراز اصرار الزم است یا عدم احراز امتناع کافی است؟
شرط سوم وجوب امر به معروف وهی از منکر اصرار براستمرار بود حال آیااحراز اصرار شرط است یا عدم اظهار امتناع شرط است؟ درصورت اصرار برحرام یناًقی نهی از منکرواجب است ولی اگر اصرار بر حرام نداشت نهی از منکر واجب نیست حال عدم الاصرار باید احراز بشود یااگر احراز نشد وجوب ساقط است؟
اگر بگوییم احراز اصرار لازم است اگر نمی دانیم فاعل منکر مصراست یا نه وهیچ علامتی مبنی بر امتناع و اصرار وجودندارد ومیدانیم منکری انجام داده است و از قصد ادامهی او خبرنداریم باید بگوییم واجب نیست نهی از منکر
واگر عدم الاصرار را در سقوط شرط دانستیم نهی از منکر واجب است چون عدم الاصرار حراز نشده. پس این دونظریه در عمل باهم متفاوت اند.
نظریات موجود در مسئله
جمعی از علما فرمودند: احراز اصرار شرط است در وجوب نهی از منکر که اگر احراز نشد اصرار و علم به اصرار نداریم در این صورت نهی از منکر واجب نیست، پس در موردی که مشتبه است نمی دانیم اصرار خواهد کرد یا نه دراینجا اگراحراز شرط را لازم بدانیم وجوب نهی از منکر ساقط است ولی اگر احراز عدم الاصرار لازم است نهی از منکر واجب است.
صاحب جواهر این نظریه ی دوم را دارد می فرماید آنچه در سقوط وجوب نهی از منکر لازم است احراز عدم الاصراراست امام (ره) نیز همین را فرموده اند، عدم الاحراز باید احراز بشود به علم اویقوم مقامه مثل بینه و اطمینان و...اگراینها نبود اطلاقات آیات و روایات که نهی از منکر را واجب می کند میگوید النهی واجب واستصحاب وجوب، قبلا منکر انجام داده و نهی او واجب بود نمی دانیم این وجوب ساقط شد یا نه استصحاب وجوب می کنیم پس مقتضی استصحاب واطلاق ادله وجوب نهی از منکر است در موردی که اشتباه حال باشد یعنی نه علم به اصرار داریم ن علم به عدم الاصرار.[۱] شهید اول و عده ای می فرمایند: احراز اصرار شرط وجوب نهی از منکر است پس نهی از منکر واجب نیست اگر احراز نشد.
ادامه کلام صاحب جواهر: «ومن ذالک ینقده الاشکال ازاین توضیح ماآشکار می شود اشکال در مطلبی که ابن ادریس در سرائر و صاحب کتاب اشاره در اشاره و در جامع المقاصد آمده است انها فرموده اند شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ظهور اماره الاستمرار است باید علائمی مبنی براستمرار و اصرار باشد بل فی ما عن جماعهٍ برخی از علما مطلب دیگری فرموده اند فرموده اند: من کون الشرط الاصرار فرموده اند شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر علم به اصرار است صاحب جواهر می فرماید ولعل الاولی فرمودند اشرط عدم ضهور اماره الاغلاء است وقتی علامت از بین رفتن منکر آشکار نیست امر به معروف و نهی از منکر واجب است اگر اینگونه بگوییم بهتر است بل لابد حتی این اماره، اماره ای باشد که در مثل توبه اماریتش قابل قبول باشد یعنی هر اماره ای نباشد مثل اماره ظنیه ی ضعیفه بل لابد من تقیید الاماره بما یکتفی بمثلها فی تحقق التوبه لا لعل هذا هوالمراد مما فی الدروس صاحب جواهر می فرماید شاید شهید اول که فرموده اند قطع به سقوط پیدا می کنیم
لولاه منه اماره الندم اگر علائم پشیمانی آشکار شد قطع به سقوط وجوب نهی از منکر داریم، مرادشان از آن اماره همین اماره اطمینان بخشه نه هر اماره ای لذا در کفایه مرحوم حلبی بعد از نقل این قول فرموده است: وهو حسن ان افاده الاماره غلبه الظن اگر اماره ظن غالب اطمینانی بدست بیاورد.
صورت شک در اصرار
نتیجه: ولو شک فی امتناعه. عدم و اگر شک کنیم فاعل منکر منکر را انجام نمی دهد دیگر یا انجام میدهد در این فرض اتجه الوجوب نهی از منکر واجب است و صرح به در مسالک شهید ثانی فرموده لااشکال فی الوجب مع الاصرار اگر اصرار دارد منررا انجام بدهد نهی از منکر واجب اسنت و اما کلام در سقو وجوب است به مجرد ظهور اماره امتناع اگر علائمی که ترک منکر کرده آشکار شد آیا وجوب نهی از منکر ساقط میش و یا نه؟
شهد ثانی می فرماید اینجا محل اشکال است زیرا اماره محل ضعفهٌی یشکل معها مشکل است با این اماره سقوط واجب معلوم، واجبی که معلوم است به اطلاقات و استصحاب بگوییم وجوب بااماره ساقط می شود و فی الدروس: ان مع ظهور اماره یسقط قطعا، شهید ثانی می فرماید شهید اول در دروس فرموده اگر اماره برامتناع بود واماره بود براینکه دست از منکر برداشته وجوب ساقط است و شهید در مسالک می فرماید ویلحق بعلم الاصرار اشتباه الحال یعنی وقتی علم به اصرار داریم نهی از منکر واجب و اگر مشتبه باشد حال باز هم واجب است فیجب الانکار وان لم یتحقق گرچه شرطی که اصرار باشد محقق نیست بعد می فرماید این بحث در باب نهی از منکر ذکر شد و در باب امر به معروف نیز همینگونه است اگریقین داریم فاعل اصرار بر ترک منکر دارد امر به معروف واجب است واگر یقین داریم صرار ندارد به ترک معروف امر به معروف واجب نیست اگر حال مشتبه شد اطلاقات ادله امر به معروف و استصحاب میگوید امر به معروف واجب است هذا موافق لکثیر ماذکر نا یعنی اقوال علما زیاد گفته شدوخلافً لما سمعته از کتاب سرائر و جامع و اشاره و من اعتبار ظهور اماره الاستمرار فی الوجوب فر موده اند اصرار برحرام ومنکر باید احراز بشود تا وجوب نهی از منکر ثابت بشود.
پس در مساله قولان و چون علم به عدم اصرار لازم است در مورد اشتباه حال و علم به اصرار قائل به وجوب بشویم چون این قول ادله ی قوی تری دارد فهوالمتجه دلیل قوی او اطلاقات ادله است و استصحاب وجوب. فاعل منکر باید توبه کند و خود توبه از واجبات است آیا در این فرض باید امرش کنیم به توبه؟ آیا ادله امر به معروف اثبات می کند وجوب امر به توبه را بااثبات نمی کند؟
پانویس
- ↑ جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج 21، ص: 371







