شرط دوم - وظیفه هنگام قیام بینه بر عدم تاثیر
مساله ی دوم: بینه بر عدم تاثیر
«لوقامت البینه علی عدم التاثیر فالظاهر عدم سقوط مع احتماله[۱] «میفرمایند: اگر بینه ی عادله اقامه شد بر اینکه امر به معروف ونهی از منکر تاثیر ندارد، یک زمان ما علم به عدم تاثیر داریم علم وجدانی داریم وگاهی علم عقلائی و علم اطمینانی داریم به عدم تاثیر هر دو حالت وجوب امر به معروف ونهی از منکر ساقط است.
اما اگر بینه عداله حاضر شد، دوشاهد عادل آورده شد براینه امر به معروف ونهی از منکر در فلان مصادق بی تاثیر است، این عداله دراینجا ممکن است قید توضیحی باشد بینه از نظر شرعی باید عادل باشد اگر عادل نباشد قولش حجیّت ندارد اللّهم، الّا ان یقال که در بعضی موارد بینه در آن شرط نیست مانند مورد قیمت گذاری کالا اگر در موردی بخواهند کالای معیب را وکالای صحیح را قیمت گذاری بکنند قیمت گذارگرچه به عنوان بینه به اونگاه می شود ولی لازم نیست عادل باشد اگر ما قیمت گذار و قول اورا بینه حساب کنیم، اگر گفتیم قیمت گذار از باب اهل خبره به اومراجعه می شود نه از باب بینه از موضوع بحث خارج است. بنابر این به احتمال زیاد کلمه ی عادله برای بینه صفت توضیحی است.
میفرماید: «لو قامت البینه العادله علی عدم التاثیر«اگر بینه عادله اقامه شد بر اینکه امر به معروف ونهی از منکر در این موضوع و مکان خاص بی تاثیر است، آیا بینه کفایت میکند درسقوط امر به معروف ونهی از منکر و اینکه امر به معروف ونهی از منکر ساقط بشودیا اقامه ی بینه کفایت نمی کند؟
ملاحظه کنید: بینه ی عادله در اکثر موارد فقه وقتی مراجعه میکنیم قائم مقام علم است یعنی با او معامله ی علم می شود یعنی همچنانکه علم اثبات تکلیف میکند و همچنان که علم به یک حکمی آن حکم را بر مکلف منجز و قطعی می کند اگر بینه هم اقامه شود بینه حکم را قطعی و منجز میکنند، مثلا اگردوشاهد عادل پیدا شدند در موردی که «هذا الدار ملک زید اوملک عمر «دوشاهد عادل گفتند هذا ملک زید پس بواسطه ی بینه ی عادله اثبات ملکیت برای زید می شود یعنی »یعامل مع البینه معامله العلم«اگر ماعلم میداشتیم که هذا ملک زید چه میکردیم؟ ملک را تحویل زید میدادیم حال که بینه عادله اقامه شد بر ملکیت دار برای زید، دار را تحویل زید میدهیم پس بنابراین «یعامل مع البیه معامله العلم.»
اگر چنین است که بینه جایگزین علم است وبااو معامله ی علم می شودیعنی همانطوری که علم تکلیف آفرین است بینه هم تکلیف آفرین است، گفتیم اگر علم به عدم تاثیر داشته باشد لایجب حال اگر بینه قائم شد بینه هم جانشین و به منزله ی علم است منتهیتعبداًیعنی دلیل حجیت علم میگوید: «البینه کالعلم«همانطورکه علم حجت است بینه حجت است پس بگوییم اگر بینه قائم شد برعدم تاثیر امر به معروف ونهی از منکرلایجب امربالمعروف ونهی عن المنکر، بگوییم علم به عدم تاثیر مسقط تکلیف است که وجوب امر به معرو نهی از منکر باشد.
علم به عدم تاثیر
سوال: فماالفرق بین العلم به عدم التاثیر وقیام بینه به عدم تاثیر؟
امام (ره) در جایی که علم بتاثیر داشته باشیم فرمودند: «لایجب، ساقط می شود وجوب، ولی اگر بینه ی عادله اقامه شد برعدم تاثیر فرمودند: وجوب ساقط نمی شود، پس اگر شما قائلید بینه ی عادله به منزله ی حجت شرعی است و حجت شرعی به منزله ی علم است چرا دراینجا بینه ی عادله مسقط تکلیف نباشد؟
علت اینکه وجود بینه عادله مسقط وجوب نیست این است که: «البینه حجه و یجب عمل علی طبقها عمله به بینه «واجب است و جایگزین علم استتعبداًوشرعاً منتهی »فی مااذا کانت البینه مسبته لتکلیف«جایی که بینه اثبات تکلیف میکند، دراثبات تلکلیف واینکه عهدی ملکف مشغول باشد که باید وظیفه ای را انجام بدهد بینه جایگزین علم است همانطور که علم موجب ثبوت تکلیف وتنجزتکلیف است بینه هم موجب ثبوت تکلیف وتنجز تکلیف است یعنی باید بر طبق بینه عمل کنیم، اما جایی که بحث از سقوط تکلیف باشد بینه اعتباری ندارد به این معنا اعتباری ندارد که لایجب عمل علی طبق البینه، مانند اینکه بینه ثابت شد بر نجاست ثوب، دوعادل اقامه شد برا اینکه لباس شما نجس است شما نمی توانی درآن لباس نماز بخوانی باید آن لباس را تطهیر کنی اما اگر چه چناچه بینه عادله حاضر شد براینکه هذاالماء طاهر شما واجب است براین بینه عمل کنید که واجب نیست بالباسی که دراین آب شسته ای نماز بخوانی هرچند بینه قائم شده بر طهارت ماء بلکه میتوانیم برای دوری از تردید لباس را با آنکُر بشوریم، پس اگر بینه برای سقوط التکلیف باشدلایجب العمل علی طبق ها، بحث اقامه ی بینه بر عدم تاثیر امر به معروف ونهی از منکر بحث از سقوط تکلیف است و دراینجااتّباع بینه واجب نیست.
بنابراین اطلاق ادله میگوید: امر به معروف ونهی از منکر واجب است حال نمی دانیم بااقامه ی بینه وجوب از بین رفته یا نه احتیاط دراین است که عمل کنیم، مقتضی اطلاق ادله وجوب است و بینه نمی تواند ادله راتقیید کند بنابراین لایسقط وجوب به، وامر به معروف و نهی از منکر به حال خود باقی است خصوصا مع احتمال التاثیر، هرچند احتمال تاثر نمی دهد اما مااحتمال تاثیرراجدی میدانیم، یکی از آقایان میفرمود: همین که در زمانی که امر به معروف ونهی از منکر میکنیدموضِع گرفتند یعنی تاثیر دارد، بنابراین اگه بینه بود واحتمال تاثیر داشتیم بینه در سقوط تکلیف کفایت نمی کند و حجیّت نخواهد داشت «لوقامه البینه علی عدم التاثیرفالظاهرو عدم سقوط مع احتماله.»
پانویس
- ↑ تحریر الوسیله، ج 1، ص: 467







