شرط دوم - نهی از منکر در صورت احتمال لجبازی فاعل منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شرط دوم-نهی از منکر در صورت احتمال لجبازی فاعل منکر

مساله ی هفدهم: احتمال لجبازی فاعل منکر

«لواحتمل التاثیر و احتمل التاثیرالخلاف فالظاهرعدم الوجوب[۱] «در کسی که ناهی از منکر است یا آمر به معروف است دواحتمال میدهد: احتمال یک: امر و نهی او موثراست و فاعل منکر از منکر دست بردارد و تارک معروف، معروف را انجام بدهد پس احتمال میدهد تاثیر گذاری امر و نهیش را.

احتمال دوم: احتمال میدهد تا امر و نهی کند او لجبازی کند و منکر را انجام و.معروف را ترک کند.

هردو احتمال تاثیراست منتهی یک احتمال تاثیر مثبت و یک احتمال تاثیر منفی فرق این مساله با مساله ی سابقه واضح است وقتی فرمودند: یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر احتمال تاثیراست فرمودند: اگر ظن غالب داشته باشد به عدم تاثیر یعنی %5 احتمال میدهد موثرباشد،%95 احتمال میدهد تاثیری نداشته باشد امر و نهی او، درآنجا گفته شد امر به معروف و نهی از منکر واجب است چون احتمال تاثیر هست هر چند احتمال عدم تاثیرش بیشتر است زیرا در امر به معروف و نهی از منکر احتمال تاثیر کافی است برای وجوب. این احتمال با %70 میسازد با %50 وحتی 10 درصدنیز میسازد لذا «الشرط محقق«وقتی شرط محقق شد مشروط که وجوب امر به معروف و نهی ازمنکراست محقق می شود.

طرح بحث:

در مساله دو احتمال تاثیراست دوران امر بین احتمال تاثیر وعدم تاثیر نیست بلکه بین دواحتمال تاثیراست یک احتمال تاثیر، احتمال تاثیر مثبت است یعنی احتمال اینکه فاعل منکر ترک منکر کند یا تارک معروف معروف را انجام دهد میرود.

احتمال دوم احتمال تاثیر منفی است؛ یعنی احتمال %10 میرود که اگر چنانچه امر به معروف و نهی از منکر کنیم طرف ما لجباز است تا نهی از منکر است حتما خلافش راانجام میدهد یااگر امر کنیم اورا به معروف احتمال تاثیر منفی دارد پس بنابراین آمر به معروف وناهی از منکر دو احتمال تاثیر میدهد.

در این فرض امر به معروف و نهی از منکر واجب است یا واجب نیست؟

نکته: در باب امر به معروف و نهی از منکر بعضی از شرایط اگر نباشد امر به معروف و نهی از منکر جایز نیست ولی بعضی از شرایط اگر منتفی شد وجوب ساقط می شود و جوازش ساقط نمی شود.

در فرض مساله امام (ره) می فرمایند: فالظاهر عدم الوجوب ظاهر این است که امر به معروف و نهی ازمکر واجب نیست یعنی این دواحتمال تاثیر تعارض میکنند و احتمال تاثیر منتفی می شود وچون شرط امر به معروف و نهی از منکر منتفی است وجوب ساقط است فقط، نه اینکه جواز هم ساقط باشد.

مساله ی هجدهم: احتمال تاثیر در حد تاخیر در وقوع منکر

«لواحتمل التاثیر فی تاخیر وقوع المنکر[۲] «احتمال تاثیر میدهد نه تاثیر اینکه اصلاً منکر را انجام ندهد ولی تاثیر دارد که منکر به تاخیر میافتد، قصد کرده مومنی را بکشد ما نهی از منکرش می کنیماحتراماً نمی کشد ولی احتمال میرود در آینده بکشد پس احتمال تاثیر در تاخیر منکر هست اما در قلع منکر احتمال تاثیر نیست.

در فرض مذ کور امر به معروف و نهی ز منکر واجب است یا واجب نیست؟

بررسی دو فرض در مساله

می فرماید: این فرض دو صورت دارد منکر به تاخیر می افتد و ما علم داریم بعد از تاخیر نمی تواند منکر را انجام بدهدمثلاً مومنی که قرار است کشته بشود ازدسترس قاتل خارج بشود.

منکر به تاخیر می افتد ولی ممکن است در آینده قدرت بر انجام منکر داشته باشد. در صورت اول یناًقی نهی از منکر واجب است چون شرط احتمال تاثیر موجود است بنابراین الشرط محقق والمشروطمثلِه، این در صورتی که علم دارد پس از تاخیر قدرت برانجام منکر ندارد.

در صورت دوم احتمال در تاخیراست نه در قلع و قمع منکر. در مثال مذکور حفظ نفس محترمه حتی یک لحظه واجب است پس اگر نهی از منکر موجب تاخیر قتل شخص بشود واجب است یناً، قی هکذا در سایر محرمات مانند شرب خمر به تاخیر میافتد «وفی کل دفعه عصیان وله عقوبه مستقله «پس در حقیقت اگر ما بنحو عام استقرائی نگاه کنیم که هرفردی نهی مستقل دارد و بنابراین عقوبه مسقتل دارد پس مورد اولی را که ترک کرده منکری است و موارد دیگری که مرتکب شده عقوبه مستقلی دارند پس نهی ماتاثیر داشته و نهی از منکر واجب است البته امام (ره) ابتدا می فرمایند: احوط این است اما درادامه فرمودند: «لایبعد وجوبه«پس اگر احتمال بدهد عدم تمکن ارتکاب منکر در آینده واجب است نهی از منکر ولی اگر این احتمال را ندهد احوط بازهم وجوب امر به معروف و نهی از منکر است بل لابعد وجوبه.امثلاًی حرام روز شنبه ترک شد وحرام روز دوشنبه انجام گیرد حرام مستقلی است پس بنابراین منکر ترک شده و نهی ما موثر بوده است.

سوال: اگر عام مجموعی باشد حکم چگونه است مثلاًدر روزه اگر نهیش کنیم اکنون نمی خورد ولی در چند ساعت دیگر میخورد؟

پاسخ: عام مجموعی با مثالی که در سوال مطرح شد تطابق ندارد زیرا در مثال آمده جلو ماروزه اش را نمی خورد و به خانه رفت روزه اش را میخورد این کف النفس عن المفطرات فی تمام الیوم این یک واجب است و یک حرام بحساب می آید عام مجموعی به این معنا است که چند چیزاست و یک حکم دارد در حالی که روزه یک فعل است فقط، چون شیء واحد است تاخیر به این معنا می شود بر مثال اطلاق کرد که امروز نخورد ولی فردا بخورد ولی این امور تدریجیه مثل افطار در اول یا آخر روز راباید احوط گفت وبا استدلال ماهمخوانی ندارد.

اما برای عام مجموعی مجموعه ی چند چیزاست که حکم واحد دارند و حکم بالنسبه از افعال این حکم متعدد نمی شود مثل ایمان به انبیاء و ائمه (ع)، صحیح است امامان به ظاهر متعدداند اما ایمان به ائمه عام مجموعی است یتحقق الایمان اگر ایمان باشد به همه ی آنها، لذا اگر کسی امام علی (ع) را قبول دارد ولی امام رضا (ع) ندارد ایمان اولی او نیز خدشه دارد «لایکونمومناً ولایمتثل الامر بالایمان بهم«نسبت به انبیاء الهی هم همینطور است.


پانویس

  1. تحریر الوسیله، ج 1، ص: 469
  2. همان
بازگشت به دروس خارج