شرط دوم ، احتمال تأثیر - استلزام امر به معروف به وهن شریعت
محتویات
مساله ی اول
«لو کان الامراوالنهی فی مورد بالنسبه الی بعض موجب لوهن الشریعته المقدسه ولو عند غیره لایجوزخصوصاً مع صرف احتمال التاثیر الا أن یکون مورد من المهمات والموارد مختلفه[۱]»
اگر امر به معروف یا نهی از منکر در موردی نسبت به بعضی افراد یا نسبت به بعضی از اعمال و افعال موجب وهن شریعت بشود، حال موجب وهن شریعت شود نزد کسی که مورد نهی واقع شده یا نزد دیگران، ممکن است آن کسی که ما نهی از منکر کردیم بپزیرد وهیچ وهنی هم برایش پیش نیاید ولی نزد دیگران وهن شریعت است فرمودند: خصوصا اگر احتمال تاثیر فقط باشد، امر به معروف و نهی از منکر در چنین مواردی واجب نیست مگر مورد از مهمات شریعت باشد که اگر از مهمات شریعت باشد صرف وهن شریعت بودن کفایت نمیکند که ما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنیم زیرا حفظ شریت واجب است و اهانت به شریعت حرام است، ترک نهی ازمنکرهم حرام است و درتعارض بین دوحرام باید اهم و مهم کنید هتک حرمت شریعت آن حراماهمّ است لذا باید اورا قدم بداریم بر ترک نهی از منکر که آن هم حرام است ولی حراماهمّ نیست.
اختلاف موارد وهن شریعت
میفرماید: «والموارد مختلفه: مواردی که کجا باید نهی از منکر را بر وهن بر شریعت مقدم بداریم و کجا نباید مقدم بداریم و در چه شرایطی مقدم بداریم ودر چه شرایطی مقدم نداریم این یک مطلب و موضوعی است که موارد آناولاً فرق میکند ثاناًی شرایط هم ممکن است تاثیر گذار باشد، اولاً یه وقت شما میبینید منکری که باید نهی کنید از مسائلی است که در اسلام خیلی اهتمام به او داده شده مانند اعراض و نفوس است در آن جا نمی شود نهی از منکر را به احتمال اینکه وهن شریعت باشد کنار بگذاریم، این یکی از موارد که خود موردمهمّ است اعراض و نفوس است، گاهی شرایط فرق میکند مثلایک وقت یک نفری بد حجاب است صرفا و دوران ا مر باشد بین منع از بدحجابی و حفظ حرمت شریعت و حرمت نشکستن شریعت، خود شخص اینجا احساس میکند حرمت شریعتاهمّ است اما اگر همین بد حجابی موجب ترویج بد حجابی بشود بدحجابی منحصره به شخص اونیست بلکه قصد ترویج بد حجابی دارد و ترویج حجابی نتیجه اش شکستن حرمت شریعت است پس باید جلویش را گرفت وهر امر دیگری گاهی ممکن است یک امری خودشمستحبّ باشد ولی اگر بنا باشدمستحبّ شرعی اگر ترک بشود مستحب کلا ترک بشودو به دست فراموشی سپرده می شود اگراینگونه باشد اقامه ی احکام که «یعمل بفرائضک و سننک و احکامک «به احتمال زیاد اهمیتی پیدا میکند که باید امر به معروف بشود لذا فرمودند: » والموارد مختلفه «موارد را باید تشخیص داد که کجا باید مقدم بداریم یا نه فرمودند: »خصو صا مع صرف احتمال تاثیر«حال اگر در همینجا ما علم به تا ثیر داشتیم یعنی علم داریم که اگر ما تذکر بدهیم تاثیر گذار است و منکر ترک می شود حال یا علم و جدانی و قطع داریم یا علم اطمینانی است و عقلائی ینی از طریق عقلائی برای ما علم پیدا شده است که تاثیر دارد، اینجا بعید است که جایز باشد ترک نهی ازمنکر، هر چند دراین مساله جادارد در مواردش بسیار بحث بشود وعلیکم بالتفصیل.
شرط دوم از شرایط امر به معروف و نهی از منکر: احتمال تاثیر
میفرماید: «الشرطالثّانی أن یجوز و یحتمل تاثیر الامر او النهی وفلو امن اولطمأن بعدمه فلا یجب[۲]» می فرماید شرط دوم این است که تجویز کند یا احتمال بدهد تاثیر امر یا نهی را بنابر این اگر علم داشته باشد به عدم تاثیر یا اطمینان (همان علم عقلائی) داشته باشد به عدم تاثیر میفرماید: «فلا یجب«در اینجا امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، در اینجا رجوع میکنیم به عبارت جواهر که شرح شرایع السلام است و متن خود شرایع الاسلام: محقق (ره) میفرماید: «والثانی ان یجوز تاثیر انکاره «احتمال بدهد تاثیر انکارش را ینی احتمال بدهد این انکار و نهی او موثر باشد »فلو غلب علیظنّه او علم انه لا وثّری لم یجب«اگر ظن غالب دارد یا علم دارد به این که امر ونهی او تاثیر ندارد لم یجب، امر به معروف و نهی از منکر در این صورت واجب نیست.
دلیل لزوم احتمال تاثیر (آیات و روایات)
دلیل براین شرط (لزوم وجود احتمال تاثیر) چیست؟ برای پاسخ ابتدا باید اطلاقات ادله رو دید
آیات قرآن
«كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»[۳]
و آیات دیگر این آیات، آیات مطلقه اند، میفرمایند مطلقا امر به معروف و نهی از منکر واجب است دراین آیات اصلا از بحث تاثیر گذار بودن یا تاثیر گذار نبودن چیزی بیان نشده بلکه بیان شده امر به معروف و نهی از منکر انجام بدهید نفرموده است تاثیر بگذارد یا نگذارد و یا احتمال تاثیر بدهیم با نه و یا علم به تاثیر داشته باشیم یا نه، پس آیات قرآن مطلقات است و در خود آیات تقییدی نیامده که به شرط تاثیر گذاستن واجب باشد.
روایات
روایت اول
مسعده بن صدقه: «لما سئل مسعده[۴] «از امام صادق (ع) سوال کرد که شما چه میفرمایید نسبت به این جمله رسول الله (ص) که میفر مایند: »ان افضل الجهاد کلمه عدلعندٍ امام جاهر «ٍامام (ع) در تفسیر کلام رسول الله (ص) فرمودند: »هذا علی أن یأمره بعد معرفته«، معنی این سخن که افضل الجهاد این است که امر بکند جائر را بعد از اینکه خودش یعنی جائر معرفت داشته باشد به کلمه عدل و مع ذلک یقبل منه در عین حال که میداند این منکر است آن آقای جائر هم قبول بکند و الافلا، فرمود: اگر قبول نکند لازم نیست، امام (ع) در روایت مسعده در تفسیر روایت رسول الله (ص) این قید تاثیر گذاری را بیان کرده اند فرمودند: افضل جهاد است بشرط آنکه خود شخصی که نهی از منکر میکند عالم باشد ثاناًی آن امام جائر بپزیرد.
روایت دوم
از امام صادق (ع) در خبر یحیی میفرماید: «أنما یأمر بالمعروف و ینهی عن المنکر مؤمن یّمتقظ او جاهل متعلّم امّا صاحب سطٍو و سفٍی فلا[۵] «فرمود: امر به معروف و نهی از منکر می شود مومنی که میخواهد بیدار شود و جاهلی که میخواهد یاد بگیرد یعنی آنها مورد امر واقع میشوند یعنی ما موظفیم مومنی را که ممکن خواب باشد را بیدار کنیم تا معروف ها را انجام و منکرات را ترک کند یا کسی که نمیداند به اوتعلیم بدهیم، امر به معروف و نهی از منکر در اینجاست و اما صاحب سوت و صیف فلا امادر کسی که سخن ما تاثیر ندارد دراوامر به معرو ف واجب نیست این روایت هم یّمقد اطلاقات قرآنی است.
روایت سوم
روایت داوودرقّی: «لاینبغی للمؤمن أنذّیل نفسه قیل له و کیف ذلک قال یتعرض لما لا یطیق[۶]«حضرت فرمود: مؤمن سزاوار نیست خودش را خوار کند به حضرت عرضه داشتند تفسیر روایت چیست؟ فرمودند: متعرض چیزی بشود که نمیتواند.
روایت چهارم
ما یمنعکم اذا بلغکم عن الرجل ماتکرهون و ما یدخل علینا به الاذی او تاتوه ... و تقول له قول بلیغا قلت جعتلت فداک اذا لایقبلون منا «حضرت فرمودند: چرا امر به معروف ونهی از منکر نمیکنید عرض کرد ازما قبول نمیکنند »قال اهجروهم واجتنبوا مجالسهم[۷] «اگر حرف شمارا قبول نمیکنند حداقل ارتباط خود را با آنها قطع کنید ولی آخراز روایات لزوم وجود تاثیر فهمیده می شود.
پس آیات قرآن مطلق بودند ومیفرمودند: امر به معروف و نهی از منکر واجب است و قید تاثیریا عدم تاثیر نداشت حال باید دنبال مقید بگردیم.
صورت علم به عدم تاثیر
اگر علم به عدم تاثیر دارد دراینجا اجماع داریم امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست پس مقید در صورتی که علم به عدم تاثیر باشد هوالاجماع. تعبیر صاحب جواهر (ره) این است: «بلاخلاف اجد فیه «مسأله اجماعی است وهیچ مخالفی ندارد پس درمورد علم به عدم تاثیر مقیداطلاقات اجماع است این یک مورد؛ اما در فتاوی مرحوم محقق (ره) فرمود: »فلو غلب علیظنّه او علمانّه لاتأثّری لم یجب [۸] «فرمود: اگر ظن غالب داشته باشد یا علم به عدم تاثیر داشته باشد واجب نیست، علم به عدم تاثیر اگر دارد، دلیل
بر عدم وجود که تقیید مطلقات است گفتیم اجماع است اما اگر ظن غالب داشته باشد چگونه است؟
اگر ظن غالب دارد امر و نهی او تاثیر ندارد مرحوم محقق (ره) فرمودند: در این صورت هم امربه معروف ونهی از منکرواجب نیست آیا سخن محقق (ره) دلیلی پشت سرش هست یا نیست؟ باید عرض کنیم گاهی ممکن است مراد از ظن غالب همان اطمینانی باشد که علم وجدانی نیست بلکه علم عقلائی است که احتمال عدم تاثیر %98 است و احتمال تاثیر %2 است به این احتمال %2 عقلا اعتنایی نمیکنند و با این ظن %98 معامله علم وجدانی میکنند و اورا به منزله علم میدانند، اگرمراد صاحب شرایع مرحوم محقق (ره) از ظن غالب این باشد این عبارت اخری اطمأن است یعنی علم عقلائی علم اطمینانی موردی که احتمال تاثیر آنقدر ضعیف است که لایعتنی به العقلاو کأن لم یکن است اگر این مراد باشد این داخل در علم می شود و میتوانیم این تقیید را ازاجماع استفاده کنیم اما اگر مراد از ظن غالب یعنی ظن بیشتر از %50 باشد یعنی %70،%80 احتمال میدهد تاثیر نگذارد ولی %20 احتمال تاثیر هست، ایمن احتمالی است که عقلا به او توجه میکنند، آیادرچنین موردی هم امر به معروف و نهی از منکر واجب نباشد؟
اینجا دلیل بر تقیید وجود ندارد یعنی اجماع درچنین موردی وجود ندارد، مهم ترین مقید ما اجماع بود و اینجا اجماع نیست اگراجماع نبود دلیل بر تقیید نیست و اصاله الاطلاق حکم میکند به وجوب امر به معروف و نهی از منکر در صورتی که ظن قالب به معنایی که گفته شد موجودباشد که طرف مقابلش احتمال عقلایی است بنابراین دلیل براینکه اگراحتمال تاثیر باشد و امثال اینها دلیل بر وجود اطلاقات ادله است. پس امر به معروف و نهی از منکر واجب است مگر با علم به عدم تاثیر.
«افاده المحقق لا یمکن مساعده علیه«ونمی شود طبق فرمایش ایشان فتوی داد البته همه ی اینها حتی علم به عدم تاثیر وجوب را برمیدارد اما در اینکه آیا جواز امر به معروف ونهی از منکررا برمیدارد نکته ای است مجزا. مطلب دیگردر جایی که شما اطمینان به عدم تاثیر دارید، فلسفه ی امر به معروف و نهی از منکرو غرض آن منتفی است زیرا غرض از امر به معروف و نهی ازمنکر اقامه ی معروف و از بین رفتن منکر است اگر یقین حاصل شد که چنین چیزی نیست با غرض امر به معروف نهی از منکرسازش ندارددر این مطلب بادتأمّلیی بشود شاید این مطلب بتواند یّمقدی برای مطلقات باشد.







