شرط اول، علم آمر - اقسام و طرق علم به معروف و منکر
محتویات
شرط اول، علم آمر-اقسام و طرق علم به معروف و منکر
شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر علم به معروف و منکر بود حال سوال اینجاست مقصود از این علم چیست؟ (اقسام علم یا به عبارت دیگر طرق شناخت معروف و منکر):
مقصود از این علماولاً ممکن است قطع باشد، اگر انسان قطع داشته باشد بان هذا معروف یا بان هذا منکر وقتی قطع داشت و فاعل منکر یا تارک مرتکب منکر شود باید قاطع امر به معروف ونهی از منکر کند
مقصود از این علم عبارت است از طرق معتبره، در اصول آمده قطع حجیت ذاتی دارد در کفایه آمده لاتناله ید الجعل اثباتاً و نفیاً برخلاف غیر قطع که حجیتشان جعلی و قرار دادی استمثلاً خبر واحد حجیت ذاتی ندارد ولی حجیت جعلیه شرعیه دارد، اعتباری شرعی، یا ظواهر حجیت ذلتی ندارند اگر ظواهر را جزء ظنون حساب کنیم ولی با ادله اثبات حجیتش می شود، اینها طرق معتبره شرعیه اند.
طرق معتبری شرعیه گرچه مفید قطع نیستنداما دلیل حجیت آنهارا نازل منزله ی قطع حساب میکند یعنی یعامل معهم معامله القطع، به تعبیر مرحوم میرزای نائینی (ره) معنای حجیت یعنی الغاء احتمال الخلاف [۱] پس اگر از طرق معتبره دسترسی به معروف ومنکر پیدا شد منکر و معروف ثابت می شود وعلم حساب می شود پس یجب علی العالم امر به معروف و نهی از منکر.
علم به معروف و منکر از طرق معتبره
طرق معتبره دو نوع اند:
الف. ادله ی اجتهادی اند مانند ظواهر وخبر واحد.
ب.ادله ی فقاهتی و اصول عملیه اند مانند اصل احتیاط و تخییر و برائت و...
نکته: در حجیت قطع نمی شود گفت حجت نیست اما میتوان مقدمات قطع را به هم بریزند و تشکیک کرد.
3 مقصود از علم تقلید است، اگر ما خود نتوانیم استنباط احکام کنیم باید تقلید کنیم و فتوی مجتهد ملاک معروف ومنکر واقع می شود.
فروعات مطالب فوق
فلو قلد الشخصان عن مجتهد یقول بوجوب صلاه الجمعه عناًی [۲] اگر دونفر از شخصی تقلید میکنند که آن مجتهد فتوی به وجوب عینی نماز جمعه داده است، فترکها واحد منهما یجب الآخر امره باتیانها شخص که انجام میدهد باید تارک را امر کند و کذا لورءا مجتهد هما حرمت عصیرالزبیبی اگر این دو نفر تقلید میکنند از مجتهدی که می گوید آب کشمش بوسیله ی آتش به جوش آمده حرام است فارتکبه احدهما واجب است بردیگری نهیش چون از طریق تقلید علم به معروف ومنکر پیداکرد.
مسئله:1 نهی از منکر اختلافی
لوکانت المساله مختلفه فیها [۳] اگر مساله ای از مسائل رساله اختلافی است یا شخص فاعل مجتهد است یا مقلد است، غیر از مجتهدی که آمر از اوتقلید میکند یعنی فاعل فعل را حلال میدانداجتهاداً یا تقلداًی و آمر وناهی فعل را حرام میدانداجتهاداً یا تقلیداً، اینجا مر به معروف ونهی از منکر ساقط است چون ترک معروف وانجام منکری از نظر فاعل صورت نگرفته است، واحتمل و احتمال بدهد رای فاعل یا تقلید فاعل مخالف با تقلید خود اوست و مافعله جایز عنده لایجب بل لایجوزانکاره نه تنها امر به معروف ونهی از منکر واجب نیست بلکه جائز نیست، فضلاً عن مالو علم ذلک اگر احتمال بدهد در نظر فاعل فرق میکند امر به معروف واجب نیست چه برسد به جایی که یقین دارد فرق دارد تقلیدش با او.
مسئله:3 مسائل غیر اختلافی
لو کانت المساله غیر اختلافیٍ [۴] مثلاً همه فرموده اند هذا حرام ولی یک احتمال بدهیم که مرتکب جاهل بوده و مساله را نمیدانسته در اینجا احتمال جهلی که میدهیم احتمال جهل قصوری است یا احتمال جهل تقصیری، در مورد جهل قصوری امر به معروف ونهی از منکر واجب است ودر مورد جهل قصوریظاهراً ارشاد اولویت دارد و بعد اگر با ارشاد منکر ترک نشد نهی از منکر کند. والاحوط ارشاد الفاعل والمرتکب الی الحکماولاً ثم انکاره اذا اصر یّسما اذا کانقاصراً
مسئله:4 فاعل جاهل به موضوع
لوکان الفاعل جاهل بالموضوع لایجب انکاره ولارفع جهله، جاهل به موضوع است نمیداند هذا خمر، رفع جهلش هم لازم نیست ونهی از منکرش هم لازم نیست کمالو ترک الصلاه غفله او نسیانا او شربالمسکرجهلاً بالموضوع نعم لو کان ذلک من ما یهتم به ولا یرضی المولی بفعله او ترکه مطلقا، گاهی مساله، مساله ی دماء است که در شریعت احتیاط در آنجا هست در چنین موردی تذکر او لازم است، یجب اقامته وامره اونهیه کقتل نفس المحترمه.
مسئله:5
لو کان ماترکه واجباً برایه او رای من قلده او ما فعله حرام کذالک و کان رای غیرهمخالفاً لرایه نظر مااین است که این کار حرام است یا واجب است و نظر غیر مااین است که حرام نیست یا واجب نیست در چنین موردی نهی از منکر لازم نیست مگر بگوییم تجری حرام است این فرضی است که فاعل به نظر خود عمل میکند.
مسئله:6
لو کان ما ارتکبه مخالفاً للاحتیاط اللازم اگر کاری که انجام میدهد مخالف احتیاط لازم است به نظر هردو در اینجا وجوب امر به معروف بعید نیست ابتدا فرمودند الاحوط انکاره این احوط، احوط وجوبی است سپس میفرماید «لایبعد وجوبه [۵]» شهرالصفر







