شرایط امر به معروف - صغیره یا کبیره بودن منکر
محتویات
مساله ی چهاردهم: نهی از صغائر
»لا فرق فی وجوب الانکار بین کون المعصیه کبیره او صغیره« فرقی نیمکند دروجوب انکار منکر به اینکه معصیت کبیره باشد یا صغیره علما فرموده اند معصیت دو نوع است:
معصیت کبیره: یعنی معصیتی که در قران و حدیث وعده ی عذاب داده شد مثال اینکه فرموده است کسانی که ربا میخورند فعزنوا بحرب من الله جنگ باخداستو امثال اینها این گونه گناهانی که وعدهی عذاب به آنها داده شده کناه کبیره اند
گناه صغیره: گناهی که چنین تهدی و عقاب شدیدی ندارد صغیره است.
بررسی صحت و عدم صحت تقسیم گناه به صغیره و کبیره
برخی از علما اصل تقسیم را قبول ندارند. در استفتائات امام آمده که سوال شده گناه کبیره و صغیره چیست؟ میفرمایند گناه کوچک و بزرگ ندارد شما نباید به خود فعل نگاه کنیدکوچک است یا بزرگ باید نگاه کرد مخالف کیست، حرمت شکنی کیست؟ حرمت شکنی خدا کوچک و بزرگ ندارد لذا گناه صغیره و کبیره ندارد بنابر قول اینکه گناه صغیره و کبیره ندارد واضح است منکر است بنابر قول دوم که گفتیم گناه صغیره و کبیره دارد در صدق منکر بر صغیره شکی نیست ولو ممکن است عذابش شدید نباشد بنابراین اگر عنوان منکر بر او صدق میکند یناًقی ادله ی لزوم نهی از منکر اورا شامل میشود پس وجوب انکار و نهی از منکر واجب است خواه گناه صغیره باشد یا کبیره.
مساله ی پانزدهم: نهی از مقدمات حرام
این مساله نکات اصولی هم دارد لو شرع فی مقدمات حرام بقصد توصل الیه فان علم بموصلیتتها یجب نهیه عن الحرام وان علم عدمها لایجب الا علی القول بحرمه المقدمات او حرمه التجری وان شک فی کونها موصله فالظاهر عدم الوجوب الا علی المبنی المذکور[۱] « اگر شروع کند در مقدمات حرامی به قصد رسیدن به حرام، اگر مکلف علم دارد به اینکه این مقدمات موصله است و فاعل را به حرام میرساند نهی فاعل از حرام واجب است،
و اگر علم دارد به عدم موصلیت واجب نیست مگر اینکه قائل بشویم مطلق مقدمه ی حرام حرام است یا بگوییم نفس تجری حرام است ولی اگر شک دارد که مقدمه موصله است یا نیست فالظاهر عدم الوجوب مگر بر مبنایی که ذکر شد که بگوییم تجری فی نفسه حرام است یا بگوییم مطلق مقدمه حرام است توضیح: توضیح این مساله متوقف است بریک بحث اصولی در باب مقدمه ی واجب و یناًقی مقدمه ی حرام هم به همان مقدمه ی واجب مقایسه شود طابق النعل بالنعل.
بحثهای اصولی مقدمه واجب در امر به معروف
آیا مقدمه ی واجب واجب است یا واجب نیست؟
اگر واجب است کدام مقدمه واجب است؟ آیا هر مقدمه ای واجب است یا مقدمه با خصوصیات خاص واجب است؟ نظر علما درباره ی مقدمه ی واجب متفاوت است:[۲]
ملاک در وجوب مقدمه توقف واجب برمقدمه است چون واجب بدون مقدمه امکان تحقق ندارد لذا مقدمه واجب است و به دیگر سخن کار مقدمه این است که زمینه را برای انجام واجب فراهم میکند، زمینه ساز انجام واجب است راه را هموار میکند نه اینکه حتما واجب انجام گیرد ممکن است همه ی مقدمات انجام گیرد ولی ذی المقدمه محقق نشود پس بنابراین حکمت و غرض وجوب مقدمه امکان توصل به ذی المقدمه است، یعنی شرلیط آماده شود که اگر مکلف خواست ذی المقدمه را انجام بدهد بتواند.
اگر قائل به قول فوق شویم این امکان و زمینه سازی در همه مقدمات است لذا اگر قائل بوجوب مقدمه شدیم باید بگوییم مقدمه ی واجب، واجب است مطلقا.
شیخ انصاری (ره) فرموده اند: مقدمه ی واجب وقتی واجب است که مکلف غرضش و قصدش از انجام مقدمه انجام ذی المقدمه باشد اگر قصد توصل به ذی المقدمه دارد مقدمه واجب است والافلامثلاً وقتی 9 صبح وضو میگیریم قصد توصل به نماز نداریم این مقدمه واجب نیست ولی وقتی وقتی صدای اذان بلند شد وضومیگیریم قصد صلاه داریم چون قصد انجام واجب داریم این مقدمه تتصف بالوجوب.[۳] سوال: در حالی که هنوز ذی المقدمه واجب نشده چگونه انجام دهیم المقدمه را به قصد ذی المقدمه ای که واجب نیست؟
پاسخ: انجام مقدمه بقصد ذی المقدمه نیست بلکه بقصد توصل به ذی المقدمه است. سوال: مقدمه چگونه واجب میشود برای توصل به ذی المقدمه ای که واجب نشده هنوز؟ پاسخ این وجوب مقدمه ازباب مقدمه ی موفته است و در این مقام نیست.
صاحب فصول ره) میفرماید: مقده ای واجب است که موصله باشد قصد توصل کافی نیست اگر مقدمه پشت سرش ذی المقدمه انجام شد مقدمه واجب است والا فلا تتصف بالوجوب.[۴]
امام (ره) میفرمایند مقدمه ی واجب واجب است حین الایصال نه اینکه قصد توصل یا موصله بودن که وصول به ذی المقدمه قید وجوب باشد ویا مطلق مقدمه باشد، میفرمایند: مقدمه ی واجب واجب است حین الایصال یعنی ایصال قید وجوب نیست بلکه ظرف وجوب است یعنی نمیگوییم موصله واجب است بلکه مقدمه واجب است، منتهی مقدمه در زمانی واجب است که حین الایصال باشد، به این معنا که این ایصال مصحح تعلق وجوب به مقدمه است نه اینکه جزء متعلق است، متعلق وجوب ذات مقدمه است منتهی مصحح و زمینه ساز تعلق وجوب به مقدمه ایصال است این مصحح است و جزء متعلق نیست لذا مقدمه واجب است حین الایصال.[۵] نکته: تحقیق در اقوال فوق در اصول است ولی مااجمالا نقل تظریات را ذکر میکنیم.
مقدمه حرام
همین نظریات در باب مقدمه ی حرام نیز مطرح است طابق النعل بالنعل.
مقدمه ی حرام مطلقا حرام است، پس اگر کسی شروع کرد در مقدمه ی حرام مشغول انجام منکر محسوب می شود و نهی از منکرش واجب است.
مقدمه ای حرام است ه موصل به حرام باشد، یعنی مقدمه ای که مارا به حرام رساند در ااین فرض:
الف) اگر یقین داریم مقدمه موصله است یناًقی نهی ازمنکر واجب است ب) اگر یقین داریم مقدمه موصله نیست یناًقی نهی ازمنکر واجب نیست. ج) اگر شک داریم در موصله بودن مقدمه نهی از منکر واجب نیست چون نمیدانیم فاعل، منکررا انجام میدهد یا نه و از شرایط وجوب نهی از منکر علم به ارتکاب منکر است.
3. قائل شدن به تجری، تجری در لغت به معنای جرعت پیداکردن و هتاک بودن است.
تجری در باب اصول آن است که وقتی مکلف علم دارد به حکمی یا طبق علقمش عمل میکند یا نمیکند، اگر طبق علمش عمل کند و مطابق واقع باشد کاراو اطاعت است واگرمطابق با واقع نباشد کاراو انقیاد است تسلم خداست و اگر مطابق با علمش عمل نکند و علمش مطابق باواقع بوده کاراو معصیت است واگر مطابق واقع نبوده کاراو تجری است. آیا تجری عقاب دارد و حرمت دارد یا حرمت ندارد فی نفسه بماهو؟
محقق خراسانی (ره) میفرماید متجری مستحق عقاب است چون تجری او حاکی از خبث سریره ی اوست و حاکی از جرعت او بر علیه مولی است.[۶]
شیخ انصاری (ره) میفرماید هر چند خبث سریره دارد اما فعل متجری به حرام نیستمثلاً یقین داشته ام هذا خمر و بقصد خمریت شرب کرده ام فثبت هذا ماء این فعل حسن و قبیح نمیشود و لا یتغیر البته فاعل بخاطر جرعتش برعلیه مولی مستحق توبیخ است.[۷] لو شرع فی مقدمه حرام بقصد توصل الیه یعنی مقدمهی حرام را انجام میدهد بقصد انجام خود حرام فان علم
بموصلیتها یجب نهیه عن الحرام واگر علم دارد به عدم موصلیت لایجب چون حرامی مرتکب نشده مگراینکه در باب مقدمه حرام قائل شویم مقدمات مطلقا حرام اند یا بگوییم تجری فی نفسه حرام است واگر شک کنیم در موصلیت ظاهر عدم وجوب است مگر بر مبنای مذکور که بگوییم مقدمه مطلقا حرام است یا بگوییم تجری حرام است در این صورت نهی واجب می شود.







