شایست و بایست فرهنگی در پرتو امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده: فاطمه شیر خانی
تاریخ تألیف: ۵-۵-۱۳۹۴
محتویات
جذب افکار
یکی از عوامل تاثیر این فریضه امربه معروف و نهی از منکر در اندیشهها و جذب افکار، تبلیغات صحیح برای روشن کردن افکار مردم از واقعیتها و بایدها و نبایدها میباشد.در شیوه امر به معروف قرآنی، هم به این مسئله و هم به بیداری وجدانهای خفته تکیه شده است مثلا در تحریک عاطفه، غیبت کردن را به خوردن گوشت بدن برادر مرده[۱] مثال میزند تا افراد از طریق تحریک عواطف از آن گناه دور شوند.
و درجاهای دیگر در بیداری وجدان با خطاب: “فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ”[۲] “به کجا میروید” و: “مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ”[۳] “چگونه فکر میکنید”. غافلان را هشدار میدهد و به اندیشه و تأمل دعوت و به راه معروف راهنمایی میکند. همچنین بیان کردن سرگذشت پیشینیان و نقل تاریخ گذشتگان برای امر به معروف و نهی از منکر و تاثیرگذاری آن در اندیشهها و طرز فکر روش بسیار ممدوح و تاثیرگذار میباشد. قرآن نیز راه را برای روشن کردن اذهان و تاثیرگذاری در اندیشه و جذب افکار انتخاب کرده و با جملاتی از قبیل: “وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مَرْیَمَ” وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَی.”[۴] جریانی عبرت آمیز و تاثیرگذار در افکار و اندیشهها را بیان میکند. و با جمله “فَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ”[۵] سفر کنید و بنگرید که عاقبت دروغگویان چه شد”.چرا که اندیشه کردن در ریزش و رویشهای گذشتگان و عوامل ایجاد هرکدام مایه عبرت و درس آموزی است.سیر و سیاحتی هم که اسلام بدان سفارش میفرماید جهت مطالعه در احوالات گذشتگان و تفکر و اندیشه در تاثیرگذاری اعمال آنان در طول عمرشان در سرنوشتشان میباشد و همچنین عبرت گرفتن و به کارگیری آن تجارب میباشد.آنچه که از آیات ذکر شد و بعضی دیگر از آیات قرآن همه و همه برای این است که نسل موجود و آیندگان در ماجراهای نسل گذشته اندیشه کنند و بدانند که اگر اهل طرفداری از حق باشند میمیرند و اگر طرفدار باطل هم باشند خواهند مرد و باید برای محاسبه و محاکمه در پیشگاه خدا، خود را آماده نمایند.
اینها همه روشهایی است که قرآن برای بیان خوبیها و بدیهایی که گذشتگان مرتکب شده و دچار حسن عاقبت یا سوءعاقبت شدند، برای به کارگیری خرد انسان به کار گرفته است.
گسترش فرهنگ اسلام
جهانی بودن اسلام و فرهنگ اسلام و کوشش در راه تحقق حاکمیت آن در حد وسیعی متأثر از اصل امر به معروف و نهی از منکر بوده و معرفی و گسترش فرهنگ اسلام تاکنون نیز بی هیچ تحمل و فشار سیاسی براساس همین اصل صورت گرفته است و بایستی توسط عموم مردم مسلمان ادامه یابد. همین مسئله است که قرآن تأسیس حکومت اسلامی را به عنوان دین نمونه و امت و حکومت الگو معرفی کرده است.“ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا”[۶] انقلاب اسلامی ایران خود یکی از ثمرات مهم و نتایج با ارزش اصل مسلم امر به معروف و نهی از منکر در جنبههای فرهنگی و حکومتی آن است و برای حفظ و گسترش آن نیز باید به همین اصل تمسک جست. قواعد و مقررات اسلام اساساً بر فطرت پاک انسانی استوار است، هرجا که این فطرت پاک و زمینههای گرایش به فرهنگ اصیل و پاک، عدالت طلبی، ظلم ستیزی و ... وجود داشته باشد در آن جا زمینه اسلام خواهی و نتیجتاً انقلاب اسلامی وجود دارد. لذا وظیفه مسلمانان فراهم نمودن زمینه رشد و نمو خود اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله و سلم) و بهره گیری از سنتهای انقلابی آن نظیر امر به معروف و نهی از منکر و آشنا نمودن دیگران با آن و فرهنگهای دینی میباشد، بعضی از این فرهنگهای دینی عبارتند از:
خشکاندن ریشه مفاسد
قرآن میفرماید: “إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ... وَلَا تَجَسَّسُوا”[۷] “سوءظن نبرید و تجسس نکنید”.زیرا سوءظن سرچشمه تجسس و تجسس سرچشمه غیبت میشود. برای پیشگیری از گناهان جنسی، قرآن از نگاه مسموم نهی فرموده است. به گفته حضرت عیسی (علیه السلام) نگاه سرچشمه علاقه و کشیده شدن به فساد میشود[۸] اگر قرآن زنان را از پایکوبی منع و یا از گفتار تحریک آمیز نهی میکند[۹] به خاطر خشکاندن سرچشمه گناه است. خلوت با نامحرم در خانه و یا اجتماع مثلاً در محل کار، آزاد گذاشتن کسانی که بیش از حد آسیب پذیر هستند، راحت گذاشتن ارتباط دختر و پسر در پارکها و اتوبوسها، دانشگاهها و امثال آن از اسباب تولید فساد در جامعه در افراد است. لذا مسئله جداسازی به معنای تحقیر زن یا مرد نیست بلکه نوعی سالم سازی است، چه کسی است که نداند جدا بودن دختر و پسر در دانشگاه، سبب تمرکز فکر و رشد علمی بیشتری میشود.اسلام ثابت کرد که حضور زن در صحنههای اجتماعی، فرهنگی، علمی، ربطی به بی بند و باریها و مفاسد غربی ندارد و نقش او در رشد جامعه و فرهنگ جامعه و سرنوشت ملت، مثل مرد و در بعضی از مسائل تربیتی حتی از مرد جلوتر است.
احیای مراکز دینی و مساجد
یکی دیگر از فرهنگهای دینی احیای مراکز دینی و مساجد است. چرا که اگر مساجد ما جامعیت لازم را داشتند، از رونق مراکز فساد کاسته میشد.به خاطر همین است که قرآن میفرماید: “در میان کسانی که پیشنهاد ساختمان و بنایی را به عنوان یادبود بر مزار جوانمردان خداپرست را طرح کردند، بعضی گفتند چرا ساختمان یادبود بی هدف باشد اگر بنا باشد ما یادگاری بر مزار این غارنشینانی که بشر از طاغوت فرار کرده و عمری را در راه حفظ عقیده خود به هجرت و زندگی در غار گذراندند بنا کنیم بهتر است آن بنا را مسجد قرار دهیم.”[۱۰] “ إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ... وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ”[۱۱] به فرمایش این آیه احیای مساجد توفیقی است که خداوند تنها به کسانی میدهد که اهل ایمان و دارای شجاعت و اخلاص باشند. مسجد به قدری ارزش دارد و پایگاه اسلام در تمام مسائل دینی بوده که انبیای خدا نظیر ابراهیم و اسماعیل و زکریا (علی نبینا و آله و علیهم السلام) خادم آن بودهاند. چرا که مسجد مرکز مشورت در تمام امور دینی و اعزام به جبهه و کمک رسانی به دیگران و دادرسی محرومان و شناسایی نیروهای حزب الهی و ... میباشد. از بزرگترین معروفهای فرهنگی در زمان ما احیای مساجد و بازسازی عمرانی و فرهنگی آن است.[۱۲]
هنر در مسیر تعالی
طبع انسان از سخن خوب، شعر خوب، صدای خوش، نمایش زیبا و خط زیبا لذت میبرد، استعمارگران و منحرفان از هنر برای پیشبرد اهداف شوم خودشان استفاده میکنند در حالی که دنیای بیگانه برای انحراف نسل جوان از صدا و سیما و فیلم و تئاتر و سی دی و دیسکت کامپیوتری و ... استفاده خائنانه مینمایند. در حالی که در جامعهای که اصل امر به معروف و نهی از منکر حکمفرما باشد قطعاً این هنرها در مسیر تعالی و پیشرفت دین به کار خواهد رفت.[۱۳] در آن روزگاری که خدعه و نیرنگ کمتر بوده و از هنر پیشرفته نیز خبری نبود، سامری برای اغفال مردم از هنر استفاده کرد و مجسمه گوسالهای را در دیوار تعبیه کرد، از عقب گوساله سخن میگفت و از دهانش که در دید مردم بود سخنش شنیده میشد! و با این شیوه ملت ساده لوحی از امت حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السّلام) را اغفال میکردند.[۱۴] آنچه بیان شد نمونهای از هنر منفی و گمراه کننده بود. اما از هنرمندی در جهت امر به معروف و نهی از منکر و اهداف مثبت نیز به خوبی میتوان استفاده کرد.سلمان فارسی میگوید: “رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شاخه درختان را تکان میداد، برگهای آن میریخت، سپس به من فرمود: چرا نمیپرسی علت این کار چیست؟ گفتم یا رسول الله علت چیست؟ فرمود: هرکس نماز میخواند گناهانش همچون برگهای این درخت میریزد”[۱۵]
در همین راستا هنر قصه گویی و داستان سرایی نیز از عوامل مطلوبی است که میتوان از آن استفاده ابزاری کرد و معروف را به مردم معرفی نمود و منکرات رایج بین مردم را برطرف نمود. قرآن کریم در این مورد نیز میفرماید: “نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ”[۱۶] ما بهترین داستانها را برای تو میگوییم ...”از طرف دیگر زیباگویی، فصاحت و بلاغت بهترین شیوه و اهرم برای جذب مردم است شعرا با اشعار خود بهترین نقش را در امر به خوبیها و نهی از بدیها میتوانند داشته باشند. همچنین مهمترین و سنگینترین مسائل علمی، فکری و فرهنگی را میتوان در قالب داستان به افراد منتقل کرد.جذابیت قرآن، موزون بودن شعارهای اذان، طرح جمعه و جماعت و نماز عید، طرح حج، تغییر لباس، نظم صفهای جماعت، سفارش به زیبایی صوت موذن، نظافت لباس نمازگزار، استفاده از بهترین لباس و عطر نشانه توجه به هنر و زیباییها در گرایش مردم به معروف است.[۱۷] بنابراین با استفاده مثبت از هنر میتوان ارزشهای الهی را تبلیغ کرد و راهها و روشهای منکر در زندگی را به مخاطبین یادآورد شد. مثلا میتوان از راه ساختن فیلمهای تلویزیونی و سینمایی و یا تئاتر و نمایشها، معروف و منکر را بشناسیم و خطر آلوده شدن به مفاسد و پیمودن راه فاسدان و ضد دین را یادآور گردیم.[۱۸] به عنوان مثال در فیلمها و تئاترها: توزیع موادمخدر، اعتیاد و آلودگی به موادمخدر و مشروبات الکی و آثار زیانبار آن در زندگی فردی و اجتماعی انسان هنرمندانه ترسیم نمود و به مخاطبین تفهیم کرد که پایان هر راهی چیست و آنها باید در زندگی چه رفتاری داشته باشند و براساس چه الگویی حرکت کنند.
جلوگیری از نفوذ فرهنگ شیطانی
در قرآن آیات فراوانی داریم که مردم را از پیروی از مفسدین، مسرفین، گنهکاران، فرومایگان، جاهلان و هوسبازان، غافلان و کافران باز داشته است. به همین دلیل قرآن اصرار دارد که شخصیتهای واقعی را اولیای خدا معرفی کند و افرادی را هم که با ریخت و پاش خود را مطرح میکنند به برادران شیطان لقب میدهد.
همان گونه که امر به معروف قدرت اصلاح گری دارد و موجب متروک ماندن منکرات و جلوگیری از فرهنگ شیطانی و بیگانه میگردد و همچنین باعث شیوع نیکیها میشود، نهی از منکرات نیز قدرت بازدارندگی از فرهنگهای پلید شیطانی دارد و به وسیله آن اشخاص گناهکار از ادامه گناه باز داشته میشوند.[۱۹]
به طور کلی باید گفت شیطان از دو راه انسان را فریب میدهد:
الف) از طریق فعل، یکی از این موارد آن است که حرام را حلال جلوه میدهد. انسانی که در ابتدای امر، مطابق فطرت الهی و تربیت انبیا انجام فعل حرام برای او سخت است به سبب اغوای شیطان در حلال جلوه دادن محرمات، چه بسا به ارتکاب افعال حرام، اعتیاد پیدا میکند... ؛ “فَیُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ”[۲۰] به این ترتیب، آنچه خدا حرام کرده، حلال شمردند.
یکی دیگر از راههای اغواء کردن شیطان این است که کار زشت را زیبا جلوه میدهد. به قدری که نهایتاً شخص مرتکب آن عمل زشت میشود. خدا در قرآن در این رابطه میفرماید: “...أَفَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا...”[۲۱] “آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده پس آن را خوب و زیبا میبیند همانند کسی است که واقع را آنچنان که هست مییابد؟”.
ب) از طریق فاعل: گاهی شیطان روی فعل کار میکند اما بازهم انسان، تن به فریب شیطان نمیدهد زیرا فعل را به خوبی میشناسد. در این جاست که شیطان روی فاعل (منظور از فاعل هرکسی است که برای اصلاح خود سعی میکند که مانع از نفوذ شیطان در وجودش و اعمال و رفتارش شود) کار میکند و از این طریق او را فریب میدهد.
از جمله موانعی که خدای متعال برای جلوگیری از نفوذ شیطان و فرهنگ شیطانی قرار داده است: روی آوردن به علمای دین در زمان غیبت امام معصوم در احکام شرعی.
علامه نوری همدانی در این باره میفرمایند: علما و دانشمندان مسئولیت خاصی در مورد این دو فریضه دارند و بر آنها واجب است که در این رابطه سکوت نکرده و نسبت به پدیدار شدن فرهنگهای بیگانه و شیطانی حکم الهی را استنباط و در اختیار مردم قرار دهند. چرا که هنگام آشکار شدن بدعت اظهار علم در دین مقدس اسلام واجب است و کتمان آن حرام میباشد. البته اقدام به دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر و جلوگیری از فرهنگ شیطانی نیاز به تجهیزات مالی و فرهنگی و اجتماعی دارد.
در اینجا نکتهای که نباید فراموش شود این است که امامان اهل بیت (علیهم السّلام) به خاطر اینکه راهنمای مردم و رهبران امت اسلام و نگهبانان دین بودند، در پیشاپیش مجاهدان آزاده، به مبارزه با طاغوتیان و فرهنگها و بدعتهای پلید آنان قرار داشتند. لذا بعضی از ایشان به اقتضای شرایط مانند امام حسین (علیه السّلام) به مبارزه ایجابی و علنی و رخ به رخ پرداختند و برخی مانند امام سجاد (علیه السّلام) به مبارزه سلبی و از راه انقلاب فرهنگی و اخلاقی و ... اقدام کردند. این نشان میدهد که حضرات معصومین (علیهم السّلام) همواره مراقب اعمال و رفتار مردم بودهاند و آنها را به راه صحیح هدایت و از راه نادرست و گمراهی برحذر میداشتند.
امروز نیز همه ما وظیفه داریم و امر به معروف و نهی از منکر بر همه مسلمین واجب است. جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است. سفارش به حق که امر به معروف است بر همه مسلمین واجب است. همه ما موظفیم که هم در تمام اموری که مربوط به دستگاههای اجرایی است امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا میشوند که خلاف کنند، به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند معرفی کنیم.
منبع
روزنامه رسالت.
پانویس
- ↑ محمد اسحاق، مسعودی، پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۲۳.
- ↑ التکویر، ۲۶.
- ↑ یونس، ۳۶.
- ↑ مریم، ۵۳.
- ↑ الانعام، ۱۱.
- ↑ البقره، ۱۴۳.
- ↑ الحجرات، ۱۲.
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، جلد ۴، ص ۲۴۲.
- ↑ النور، ۳۲.
- ↑ الکهف، ۲۱.
- ↑ التوبه، ۱۸.
- ↑ محسن قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۲۶۵.
- ↑ حسن موسوی خراسانی، بایدها و نبایدها، ص ۶۴.
- ↑ طه، ۸۸.
- ↑ حسین، طباطبایی بروجردی، جامع الاحادیث شیعه، جلد ۴، ص ۸۷.
- ↑ یوسف، ۳۰.
- ↑ محسن، قرائتی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۹۵ ۱۹۴.
- ↑ محمد اسحاق مسعودی، پژوهشی در امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن و روایات، ص ۲۹۶.
- ↑ محمد عابدی، جامعه برتر، ص ۲۳.
- ↑ التوبه، ۳۷.
- ↑ الفاطر، ۸.







