سیره امام علی (علیه السلام) در نقد و انتقادپذیری
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | طاهره فعلی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| استاد راهنما | هادی فنایی |
| استاد مشاور | محمدرضا جلالی |
| تاریخ دفاع / انتشار | زمستان 1389 |
| رشته | علوم اجتماعی و روان شناسی |
| محل دفاع | دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) |
محتویات
تــــقدیم به
بــهترین ومــحبـوب ترین،خاتم النّبیین سیّدالمرسلین ، محمــد امیــــــن( صلی االله علیه و آله) پیامبر عطوفت و رحمت، او که شانه به شانه ی جبرائیل امین، پله پله آسمان ها را در نوردید و در عروجی ملکوتی تا قرب " قاب قوسین أو أدنی"، آنجا که حتی امین وحی را راهی نبود، پیش رفت و تقدیم به سلاله پاکش صلوات( و الّسلام علیهم اجمعین) که آبرو همیشه خلقت و سر منشأ برکات آسمان و زمین اند.
تشکر و قدردانی
از پدر و مادر فداکار و زحمت کشم واز همسر و همراه مهربانم وتقدیر و تشکر فراوان می نمایم از استاد راهنما، دکتر هادی فنایی استاد مشاور، دکتر محمد رضا جلالی که در پیشبرد تحقیق زحمات فراوانیرا متقبّل شدند و همچنین تقدیر و تشکر می کنم از تمام دوستان عزیزم، بخصوص خانم ها فاطمه جوادی و زهرا اردمه که در این مسیر مرا یاری رساندند. و هــر که در مسیــــر رشـــد و تعــالی بـــه اذن عالم مطلق دسـتگـیری محتـاجـان نـموده و می نمایـد.
واژه های کلیدی: نقد ، انتقاد، انتقادپذیری، امام علی(ع)
فهرست مطالب
مقدمه
بیان مسأله
ضرورت و اهمیّت مسأله
اهداف و فرضیات مسأله
روش تحقیق
فصل اول : مفاهیم و کلیات
مقدمه
مفهوم نقد و انتقاد
.1 تبیین و بررسی نقد و انتقادپذیری
فلسفه انتقاد
اسلام و مسأله نقد
انتقادپذیری
مبانی انتقادپذیری
2 مفاهیم هم پیوند با نقد و انتقاد
نظارت
امر به معروف و نهی ازمنکر
پرسش گری و پاسخ گویی
نصیحت0
موعظه
تذکر
استماع قول و إتباع احسن
.3 نقد سازنده و مخرب
نقد سازنده
نقد مخرب
زمینه های نقد سازنده
زمینه های نقد مخرب
آداب و شرایط نقد
فصل دوّم : انواع نقد
مقدمه
.1 نقد انسان برخدا
.2 نقد انسان بر خود
علم اخلاق
اخلاق فلسفی
تهذیب نفس
نقد و اخلاق
نقد و فضایل اخلاقی
نقد و رذایل اخلاقی
.3 نقد انسان برانسان
نقد و شیوه مواجهه با اندیشه
نقد مردم بر حکومت و کارگزاران
فصل سوم: سیره امام علی(ع) در نقد و انتقادپذیری
بخش اول: مقایسه نقد و انتقادپذیری در حکومت علوی و حکومت خلفای سه گانه
مقدمه
سیره امام علی (ع) در نقد و انتقادپذیری
خلیفه اول و نقد و انتقاد پذیری
خلیفه دوم و نقد و انتقاد پذیری
خلیفه سوم و نقد و انتقاد پذیری
بخش دوم: انتقادات امام(ع)
مقدمه
.1 امام (ع) و انتقاد بر خلفاء سه گانه
نقد امام علی (ع) برخلیفه اول
نقد امام علی (ع) بر خلیفه دوم
نقد امام علی (ع) بر خلیفه سوم
.2 نقد امام (ع) بر تحولات
نقد بر تحولات سیاسی
نقد بر تحولات اجتماعی
نقد بر تحولات فرهنگی
.3 نقد امام (ع) بر یاران و کارگزاران
.4 انتقاد امام (ع) بر قبیله ها و شهرها
انتقاد از مردم کوفه
انتقاد از مردم بصره
انتقاد از قریش
انتقاد از بنی امیه
.5 انتقاد امام (ع) بر مخالفان و دشمنان
انتقاد امام (ع) بر ناکثین
انتقاد امام (ع) بر قاسطین
انتقاد امام (ع) بر مارقین
نتیجه گیری
منابع
چکیده تحقیق
پژوهش حاضردر صدد بررسی سیره امام علی (ع) در نقد و انتقادپذیری است .
با توجه به این که نقد و انتقادپذیری (ابزار تمییز حق و باطل)، ضرورت حق محوری و حقیقت گرایی، و ازمهمّ ترین صفات زندگی اجتماعی و اخلاقی انساناست اگر تحق6ق یابد، نقش مهمّی در تحق6ق و فعلیّت یابی پتانسیل های وجودی او خواهد داشت.قدرت نق6ادی از جمله صفات اعتدالی و بازدارنده از رفتارهای انفعالی (تفریطی)و تعدّی گری(افراطی) است. از این رو انتقاد مقوله ای چند وجهی است و در عین اهمیّت اساسی در روابط میان فردی و تعامل های
اجتماعی، در وجوهاخلاقی، دینی، فلسفی، سیاسی، حقوقی، روانشناختی،مدخلیّت دارد.
هر یک از مفاهیمانتقاد، امر به معروف و نهی از منکر، انذار، استماع قول و ات6باع ح8س8ن، تواصی به حق، تذک6ر و موعظه، دعوت یه خیر و نصیحت در آموزه های دینیبه، گونه ای اهمیّت و جایگاه نقد و انتقاد پذیری را به عنوان یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی و یکی از مسائل مهمّ ارزشی بیان می کند. در اصطلاح امروزی امر به معروف و نهی از منکر به انتقاد ترجمه شده، چنان که شهروندان یک جامعه اسلامی هم باید انتقادگر و هم انتقادپذیر باشند.
امام علی(ع)اهمیّت انتقاد گری و انتقاد پذیری را در همه ی وجوه از جمله رفتار خیرخواهانه، روابط با حکومت، روابط میان شخصی و حتی روابط زن و مرد در نظام خانواده را مورد تأیید و تأکید قرار داده است. با مقایسه ای بین حکومت های سه خلیفه پیشین و حکومت امیرالمومنین(ع) در زمینه ی میزان ظهور و بروز این مقوله ارزشی در سطح فردی و در متن قدرت و حکومت، می بینیم وجود روحیه انتقاد پذیری در سیره فردی( دعوت به انتقاد از ایشان) و اجتماعی (برخورد با یاران جمل، خوارج)، یکی از شاخصه های اخلاقی-اجتماعی امام(ع) است. بررسی انحاء مختلف انتقاد های امام(ع) (بر خلفا، کارگزاران و یارانشان، بر شهر ها و قبیله ها، بر مخالفین و دشمنانشان)، نشانگرجرأت رفتاری و گفتاری وی، عدم تعارف، عدم کتمان گری، صداقت رفتاری و فقدان اجتناب از بازگو کردن آن چه درست می داند، است. انتقادات امام(ع) بر ناکثین و نامه های امام علی(ع) به معاویه و نقد خوارج، از بهترین مصادیق و نمونه های انتقادگری و صراحت رفتاری و دوری از تعارضات معمول است.
مقدمه
در این مقدمه ، ابتدا به بیانموضوع و ضرورت بحث و بررسی موضوع پرداخته شده و در ادامه به سوالات ، فرضیات تحقیق و روش تحقیق، و در پایان به پیشینه تحقیق بیان شده است.
بیان مسأله
انسان موجودی است که در نهاد نخستین او عشق به کمال و سعادت پی ریزی شده است و برای دستیابی به کمال ، از انگیزاننده ها و وادارنده های گوناگون کمک می گیرد ، و بازدارنده ها و موانع رسیدن به کمال کنار می نهد تا زمینه رشد و بالندگی فردی و پیشرفت اجتماعی خویش را فراهم سازد ، از جمله انگیزاننده هایی که در مسیر تکامل انسانی و پیدایش یاتح طیّبه اجتماعی وی نقشی
مهمّ و بنیادی دارد مسأله نقد و انتقادپذیری است.
با احراز این واقعیّت که در نظام تکوینی خداوند، از یک سو انسان فطرتا 0موجودی حقیقت جو و حق گرا است و از سوی دیگر ماهیّتی اجتماعی دارد و در فضای ارتباطات اجتماعی، در برخورد با مسائل و امور روزمره خویش ، با آمیزه ای از حق و باطل سر و کار دارد و هیچ گاه تمام مسائل پیش روی او حق محض و باطل محض نیست از این رو برای شناخت حقایق و چرایی آن ها در هر زمینه و شأنی از زندگی فردی و اجتماعی خویش ، احتیاج به ابزاری دارد و آن روحیه نقد و نقادی و به فراخور آن انتقادپذیری است. استاد مطهری درباره نقد و انتقاد می گوید : قوه ی نقادی و انتقاد کردن به معنای عیب گرفتن نیست .
معنای انتقاد ، »یک شیء را در محک قرار دادن ، و به وسیله محک زدن به آن سالم و ناسالم را تشخیص دادن است1.« نقد و انتقادپذیری ، ضرورت حقمحوری و حقیقت گرایی و از مهمّ ترین صفات زندگی اجتماعی و اخلاقی انسان است که اگر تحق6ق یابد، نقش مهمّی در تحق6ق و فعلیّت یابی پتانسیل های وجودی او خواهد داشت. این آموزه در نظام تربیتی، اخلاقی اسلامی و از جمله در سیره امیر مؤمنان (ع) مورد توجّه و تأکید محوری بوده استو طبعا.0یادگیری و به کارگیری این صفات شخصیّتی، در پرتو آموزه های علوی در سیستم خانواده و مدارس و همچنین مصادر و مراکز اقتدار، در روند رشد تربیتی، اخلاقی اجتماعی ، سیاسی ، مؤث6ر خواهد بود. پژوهش حاضر بر آن است مقوله نقد و انتقادپذیری را در سیره علوی (ع) مورد بررسی قرار دهد.
.1مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، صدرا، تهران، ص 171
ضرورت و اهمیّت مسأله
شناخت کاستی ها و تلاش برای زدودن آن ها گامی است اساسی در رسیدن به رستگاری فردی و اجتماعی، و پرده پوشی بر آن چه بوده و هست، ندیدن رویدادها و یا خود را به نادانی زدن ، رویدادها را دگرگون نمی سازد.
اگر فرهنگ نقد کردن و پذیرفتن نقد به درستی بیان و ترویج شود و آداب نقد و ویژگی های ناقدان و مرزهای روا و ناروای انتقاد به روشنی ترسیم گردد ، بسیاری از تنش ها و تشنج ها و کشمکش ها فروکش می کند و بسیاری از سستی ها و کاستی ها زمینه بروز و ظهور نمی یابند.
بر این اساس است که انتقاد و انتقادپذیری یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی و یکی از مسائل مهمّ ارزشی ، در فرهنگ تعالی بخش اسلام و آموزه های معصومین (ع) به خصوص امام علی (ع) به شمار می واژهرود: هایی چون انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر، انذار، استماع قول و ات6باع ح8س8ن، تواصی به حق، تذک6ر و موعظه، دعوت یه خیر و نصیحت، هر یک به گونه ای اهمیّت و جایگاه نقد و
انتقاد پذیری را بیان می کند.
در واقع از یک سو مقوله انتقاد و انتقادپذیری یک نیاز اخلاقی، حقوقی، دینی و سیاسی برای فرد و عموم مردم است و از سوی دیگر بنیان مکتب تربیتی اسلام و آموزه های دینی، در قالب نظام های تربیتی، بر پایه ی نیازهای فردی و گروهی و جریان های اجتماعی و سیاسی و... بنا نهاده شده است و نهاد تربیت علوی نیز برخاسته از متن کتاب الهی و سنت نبوی است.
بنابراین با توجه به ضرورت و اهمیّت نقد و انتقادپذیری و جایگاه سیره امام علی(ع) و نهاد تربیتی علوی، این نوشتار مقوله نقد و انتقادپذیری را در سیره علی(ع) مورد بررسی قرار داده است.
سؤال ها و فرضیه های
تحقیق سؤال های اصلی تحقیق
1. جایگاه نقد وانتقاد پذیری در آموزه های اسلامی چیست ؟
2. بسترهای و زمینه های لازم برای عملی ساختن "نقد و انتقاد" چیست ؟
3. مقوله نقد و انتقادپذیری در سیره امام علی(ع) از چه جایگاهی برخوردار است ؟
فرضیه های اصلی تحقیق
1. با توجه به نقشی که نقد و نقادی (از نوع خیر خواهانه = نصح) و انتقاد پذیری در صلاح فرد و اصلاح جامعه در تمام شئون مرتبط با آن ایفا می کند در آموزه های دینی دارای جایگاه اساسی و محوری است.
2. نقد و انتقاد زمانی سازنده بوده و موجبات تصحیح در دو حوزه "اندیشه و عمل" را فراهم می کند که در بستر و زمینه و شرایط مناسب خود انجام پذیرد .
3. با توجه به این که انتقاد و انتقادپذیری یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی و یکی از مسائل مهمّ ارزشی به شمار می رود، در فرهنگ تعالی بخش اسلام به خصوص در سیره امام علی (عنیز) دارای جایگاه خاصّ است.
روش تحقیق
این مطالعه به روش توصیفی- تحلیلی و از طریق پژوهش کتابخانه ای صورت پذیرفته است.
پیشینه تحقیق
با توجه به این که در دنیای مدرن، در چند دهه ی اخیر در ایران ، مباحثی همچون دموکراسی ، آزادی بیان ، توجّه به حقوق بشر در فرهنگ سیاسی بیشتر و پررنگ تر شده است، مفاهیمی همچون نقد و انتقادپذیری در فلسفه حکومت ها و ادبیات سیاسی و اجتماعی ، ظهور و بروز جدی تر پیدا کرده استبه. تبع آن مقالات متعدّد و متنوعی در این زمینه به زبان فارسی و لاتین نگاشته شده که تنها به بعد سیاسی و حکومتی مفهوم نقد و انتقادپذیری پرداخته شده و محور و نقطه مشترک همه ی آن ها ضرورت وجود انتقاد و انتقادپذیری بین جامعه و حکومت است و این که اگر این روحیّه و فرهنگ در جامعه باشد چه ثمرات و اگر نباشد چه مضر6اتی به دنبال خواهد داشت .
اما با توجه به اینکه هدف از این پژوهش، پرداختن به مقوله نقد و انتقادپذیری:
-1 در یک فضای دینی و اسلامی، -2 پرداخت مسأله از نگاه علی(ع) و در سیره ایشان است،کتاب و مقاله خاصّی که بتوان به عنوان پیشینه تاریخی تحقیق عنوان کرد در این زمینه نگاشته نشده است .
در این میان تنها می توان به دو اثر آقای سید حسن اسلامی، با عناوین اخلاق نقد و انتقاد و انتقادپذیری، اشاره کرد.
--فصـــــل اوّل--
---مـفاهیم وکلیــّـات---
مفهوم نقد و انتقاد----
امروزه غالبا0 نقد و انتقاد به یک معنا و به جای یکدیگر به کار می رود ، تا جایی که حتی پاره ای از واژه شناسان به صراحت قائل اند که میان این دو تفاوتی نیست.در این باره سیوطی تنها تفاوت موجود را استفاده اهل حجاز از واژه نقد می داندآنان. مثلا0 می گویند »ینقدالدراهم« حال آن که قبیله تمیم واژه انتقاد را ترجیح م8یدهند و برای بیان همین مقصود می گویند »ینتقدالدراهم.« اگر این سخن را بپذیریم غالبا0 آن چه درباره نقد گفته می شود، انتقاد را نیز در بر می گیرد.1
مفهوم نقد در زبان عربی----
»نقد« از واژهای اصیل و قدیمی عرب است. واژه نامه نویسان برای واژه نقد، معانی بسیاری نقل کرده اند و شاعران و نویسندگان کهن عرب نیز آن را به معانی گوناگون به کار برده اند که پاره ای از آن ها بسیار خاص و پاره ای دیگر عام تر است.
از میان معانی نقد ، به برخی از آن ها اشاره می کنیم : -1 داد و ستد درهم.
-2 نوک زدن پرندگان به چیزی و سوراخ کردن آن.
-3 نیش زدن مار.
-4 ضربه زدن به چیزی با سرانگشت.
-5 خیره نگریستن به چیزی و چشم برنداشتن از آن بی آن که کسی متوجه شود.
-6پوسته پوسته شدن س9م یا خوردگی ، پوسیدگی و شکستگی دندان.
-7 نوعی گوسفند زشت رو با دست و پای کوتاه که چوپانان آن ها نیز »نقاد « نامیده می شوند. این نوع گوسفند، نمادی از تحقیر و پستی است ، تا آنجا که برای تحقیر کسی می گویند »هو اذ6ل من النقد« از نقد خوارتر است. افراد پست و کسانی که منزلت اجتماعی بالایی ندارند.
-8 حاضر و موجود در برابر نسیه و وعده.
-10 درست و تمام، گفته می شود درهم نقد، یعنی درهم درست و کامل و سره.
.1 الفراهیدی، الخلیل بن احمد، ترتیب کتاب العین، الطبعه الاولی، مؤسسه النشر الاسلامی ، قم، 1414 هـ.ق، ص 822
.2 ابن منظور ، لسان العرب ، دار أحیاء تراث العربی ، بیروت : 1408ق ، ج 14، ص 254
.3همان
.4 همان
.5 همان
.6 الفراهیدی، الخلیل بن احمد ، ترتیب کتاب العین ، ص 822
.7 ابن منظور ، لسان العرب ، ج14 ، ص 254
.8همان
.9 جوهری، اسماعیل بن حماد ، الصحاح ، مصحح : عطار احمد عبد الغفو،دارالکتاب العربی ، قاهره، 1377ق ، ص 475 .
10ابن منظور ، لسان العرب ، ج14 ، ص 254
-11 وجه رایج پول، به این معنا به زر و سیم نقدین و نقدا می گویند. 1 -12 ارزیابی و سنجش مسکوکات و جدا کردن سره از ناسره آن.2
-13 خرده گیری و عیب جویی، لسان العرب این معنی نقد را این گونه بیان می کند:
» معنی نقدتهم، ای عبتهم و اغتبتهم قابلوک بمثله«
» معنای نقدشان کنی، یعنی ]اگر[ از آنان عیب جویی کنی و از آنان بدگویی کنی، آنان نیز به همان گونه با تو مقابله خواهند کرد.«
-14مناقشه و مت6ه به خشخاش گذاشتن.
-15 سخن سنجی، ارزیابی و نشان دادن ضعف و قوت سخن. 3 همچنان می توان برای نقد معانی مهجور دیگری نیز یافت، اما آن چه آوردیم کافی است که هدف از آن نشان دادن گستره معنایی این واژه در زبان عربی استامروزه. از میان معانی یاد شده مهمّ ترین معانی که همچنان رواج دارند، عبارت است از: سخن سنجی، حاضر در برابر نسیه و پول.
معانی نقد در زبان پارسی واژه » نقد « از واژه های کهن عربی است که وارد زبان فارسی شده و با همه اجزای زبانی و فرهنگی ما به خوبی پیوند خورده، از میان معانی متعدّد نقد پاره ای از آن ها مورد توجّه فارسی گویان و فارسی نویسان قرار گرفت:4 1. پول، مسکوکات، وجه رایج.
2. حاضر، آماده، موجود.
3. در برابر نسیه و وعده و حواله.
4. خرده گیری، نکته گیری، سخن سنجی، داوری، یکی از معانی بسیار معروف و رایج نقد همین معنا است.
5. به گزینی، سیم گزینی، سره گری، شناخت سره و ناسره وجه رایج یا بازشناسی زر و سیم سره از تقلبی در این معنا نقدِ درست در برابر نقدِ تباه قرار می گرفت و زر سره در برابر زر ناسره. نقد سره: سکه بی غل6 و غش، درهم و دینار بی تقلب.
در این جا به همین چند معنای نقد بسنده می کنیمامّا. از میان این معانی سه معنای -1 پول رایج -2ارزیابی پول رایج -3 خرده گیری، هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی به یکدیگر وابسته اند و حت6ی می توان گفت معنای پسین از معانی پیشین زاده شده است.
» در گذشته پولی که میان مردم رواج داشته و به آن نقد گفته می شد از جنس طلا و نقره بوده است. از این رو وجود سکه های نقره و طلا در بازار این امکان را برای متقلبان فراهم می ساخت
.1 همان
.2 اسلامی، سید حسن، اخلاق نقد ، چاپ اول: نشر معارف ، قم، 1384 ، ص 17 .3 دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، چاپ دوم، دانشگاه تهران : مؤسسه لغت نامه دهخدا ، تهران، 1377،ص 22656 و 22657 .6همان
که در آن ها دست کاری کنند و سپس سکه های جعلی را روانه بازار سازند. این جعل و فریب کاری چنان ماهرانه صورت می گرفت که در ظاهر نمی شد سکه های نقد را از سکه های قلب آمیز یعنی آمیخته به مواد قلبی و تقلبی بازشناختبرای. حل6 این مشکل، کسانی پیدا شدند که تخصصشان شناخت سکه های اصلی از بدلی بوداین. افراد ناقد، نق6اد، صر6اف و صیرفی نام گرفتند و کاری که انجام می دادند »نقد« نامیده می شد.
به این ترتیب معنای دوم نقد که پیوندی استوار و نزدیک با معنای وجه رایج داشت، به کار رفت. لازمه ی کار نق6اد آن بود که با نگاهی بدبینانه و حتی عیب جویانه، سکه های موجود را بررسی کند و از هر گونه خوش بینی نسبت به ظاهر آن ها بپرهیزددر. کنار معنای دوم نقد، از این جا بار عاطفی5 معنایی5 جدیدتری نیز ایجاد شد و آن این که نقد فقط ارزیابی سکه ها و شناخت سره از ناسره نبود، بلکه این ارزیابی با نوعی خرده گیری، عیب جویی و بدبینی نیز همراه بود. به تدریج این بار عاطفی منفی یکی از معانی مستقل نقد گشت، تا جایی که معنای سوم نقد نیز زاده شد. در این نوع کاربرد، نقد عبارت بود از خرده گیری، عیب جویی و نکته سنجی1.«
در حقیقت دیگر لازم نبود که این خرده گیری ناظر بر سکه ها باشد، بلکه شامل هر گونه رفتار و گفتار و اندیشه ای می شد و افراد را همچون اشیاء در بر می گرفت. بعدها این معنا پیوند خود را از معانی پیشین جدا ساخت و مستقل6ا0 به حیات خود ادامه داد.
در زبان انگلیسی، در خصوص واژه نقد بهتر می توان معنای خرده گیری و عیب جویی را نشان داد، زیرا در این زبان واژه »کریتیسیزم2« که معادل نقد است، بر خلاف زبان عربی و فارسی، معانی متعددی ندارد. واژه نامه آکسفورد زیر مدخل » کریتیسیزم ،«نقد را به معنای عیب جویی و متذک6ر کردن عیوب آورده است و همین واژه نامه » کریتیک «، منتقد را کسی می داند که عیب های کسی یا چیزی را خاطر نشان سازد.3 به طور کلی برای این کلمه در واژه نامه ها تنها دو معنا آورده شده: یکی عیب جویی و دیگر حرفه نقد ادبی و ارزیابی آثار ادبی.
.1 اسلامی، سید حسن،اخلاق نقد ، ص 22-23
2. Criticism 3 . Oxford advanced learning dictionary , Oxford university pxess , 1989 , p 2
تبیین و بررسی نقد و انتقاد پذیری
مقدمه
بر اساس تعریف لغویان از واژه نقد، »تمییز الدراهم و اخراج الزیف منها تمییز درهم ها از یکدیگر و درهم های ناخالص را از مجموعه آن خارج کردن.« کاربرد نقد و انتقاد، بر سکه و زر اطلاق می شد.
به تدریج این خرده گیری و نکته سنجی ناظر بر سکه ها گستره بیشتری پیدا کرد و شامل هر گونه گفتار و رفتاری شد. نقد زدن بر کلام هم یعنی عیب های پنهانش را نمایاندن و انتقاد به معنای ارزیابی منطقی آن است، همچنین درباره کسی که افکار و عملکرد افراد را می شکافد و نقطه های کمال را از نقطه های ضعف باز می شناسد نیز به کار می رود.
جوهری در صحاح می گوید: نقد کسی به معنای مناقشه کردن با او درباره چیزی است. بنابراین در بیان معنای نقد و انتقاد علاوه بر جداکردن دینار و درهم و سره از نا سره به جداکردن کاه از گندم و به گزینی، خرده گیری و آشکار کردن زیبایی ها و کاستی های یک اثر نیز قرار می گیرد.2
همواره سنجش و ارزیابی همراه عدل و انصاف در پدیده های اجتماعی و نگرش دو سویه به رفتارها و عملکردها و دیدن درد و ارائه درمان از مقدمات نقد است.
»منتقد«به دور از حبّ و بغض در جستجوی خوبی و ناپسندی با نگاه تغییر و تحسین است.
» نقد و انتقاد به معنای طلب، بی طرفی و بررسی و بر ملا کردن نهفته ها است. کسی که طلب ندارد در مقام انتخاب هم نیست و فقط زبانش را حرکت می دهد بی آن که سخنی از صدق دل بگوید، و چون خواسته ای ندارد نقاد نیست ورّاج است.
.1 الجوهری الفارابی، اسماعیل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربیه، الطبعه الاولی، مکتب التحقیق بداراحیاء التراث العربـی، بیـروت، 1419، ه.ق ، جزء الثانی، ص 475
- شیخ احمد رضا ، معجم متن اللغه، دارمکتبه الحیاه، بیروت، 1380 ، المجلد الخامس، ص 525
- الفراهیدی، الخلیل بن احمد، ترتیب کتاب العین ، ص 822
- مجمع البحرین ، ج 3 ، ص 151، ابن منظور ، لسان العرب ، ج 3 ، ص 425
.2 الجوهری الفارابی، اسماعیل بن حماد، تاج اللغه و صحاح العربیه، ص476
.3ابراهیمی فر طاهره ، ضرورت گسترش روحیه نقد و انتقاد پذیری، www.bashgah.net/www.iranPress.ir
کسی که طلب دارد ولی بی طرف نیست و ازیشپ انتخاب کرده است نقاد نیست و توجیه گر است. چون پیش از اندیشیدن تصدیق و قبل از شناسایی انتخاب کرده است. کسی که از طلب و بی طرفی برخوردار است ولی درهم ها را به دست نگرفته و آن ها را از هم جدا نکرده است نه یک نقاد بلکه فردی »بی خبر« است. کسی که همه شرایط فوق را داراست اما نهفته ها را آشکار نکرده است ، نقاد نیست بلکه نزدیک بین است 3.« از این رو مفهوم نقد به طور کلی عبارت از بررسی، شناسایی، عنوان کردن و نمایاندن عیب ها و بر ملا کردن نهفته ها، با هدف و غایت اصلاح است.
و انتقاد حرکتی است اصلاح گرایانه، با قصد پالایش وزنگارزدایی و نجات حقیقت چیزی از نفوذ باطل در حریم آن و برگرداندن طبیعت شخص و یا امری از آمیختگی به ناخالص و غشّ به سوی خلوص و فطرت ناب آن.1
در حقیقت نقد یعنی نشان دادن، تا اگر کسی خواست بتواند راهش را بیابد و اگر نخواست عذری نداشته باشد، از این رو در حالی که شماتت از کینه برمی خیزد و به انتقام می انجامد نقد و انتقاد به معنای طبّ و درمان و با بی طرفی بررسی کردن، و نهفته ها را بر ملا کردن است.
امام حسین(ع) می فرمایند:
» کسی که تو را دوست بدارد تو را از انجام زشتی ها و بدی ها نهی می کند و کسی که تو را دشمن بدارد تو را می فریبد، یعنی با عدم تذکر زشتی ها و کارهای ناپسند تو ، موجب فریب و گمراهی ات می گردد.«
هدف از نقد، پاره کردن و دریدن و مثله کردن افکار و آرامش جامعه و مردم نیست، بلکه ارج نهادن به کار مثبت دیگران و یادآوری رواها و نارواها در کنار هم است . نقد در انگیزه و در هدف و در روش تفاوت دارد، انگیزه نق6اد انتخاب کردن است و هدفش یافتن و نشان دادن و تدارک زمینه و روش آن هم عبارت است از داشتن معیار، محک زدن و به کار بردن میزان های ثابت.
فلسفه انتقاد
حبّ ذات امری است که خداوند متعال آن را برای صیانت نفس در هر موجود زنده ای قرار داده ولی در مورد انسان این صفت گاهی منشأ انحراف در نگرش او نسبت به زشتی های رفتاری و اخلاقی است، به گونه ای که ممکن است در شخص عیبی باشد ولی به آن توجه نکند و از آن غافل باشد، درحالی که همان عیب را در دیگری ببیند و روی آن داوری کند.
نقد قطعا0 دشنام، توهین، هتک حرمت، افترا و دروغ نیست بلکه تشخیص سره از ناسره است که با هدف اصلاحی مطرح می شود. هدف از نقد و انتقاد، ایجاد بدبینی، انتقام، هتاکی و به هم زدن آرامش جامعه و مردم در جامعه نیست. بلکه احترام و ارج نهادن به کار مثبت دیگران و تذکر نقاط ضعف و قوت است. سنجش و بررسی همراه با انصاف و نگاه مناسب و ارائه روش ها و پیشنهادهای مناسب برای حل6 موضوع، مفهوم واقعی نقد است.
بر این اساس است که در روایاتی از یک سو به مؤمنان توصیه شده تا عیبی که سراغ دارند تنها به صاحب آن بازگو کنند و گرنه به او خیانت ورزیده اند و از سوی دیگر پندپذیر و نیوشای انتقاد ها باشند. حضرت صادق (ع) می فرمایند:
»هرکس برادر خودرا برامری که ناخویشاوند است ببیند و او را با این که می تواند از آن بازندارد به اوخیانت کرده است2.« امام علی(ع)در وصیت به امام حسن(ع) می فرمایند :
.1 کاشمری ، سید مهدی موسوی ، نقد و انتقادپذیری ، سایت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری .2 القمی ، عباس ، سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار،المطبعه العلمیه ، نجف ، 1355 ق ، ج2 ،ص 590 ، ماده نصح /ترجمه جلد شانزدهم بحارالانوار، ج2، ص 45
َضْ أَخَاکَ النﱠصِیحَهَ»و8 حَسَنَهً کَانَتْ أَوْ قَبِیحَه1«
» در پندی که به برادرت میدهی- نیک بود یا زشت- با اخلاص باش.«
از این رو ازجمله اصول اخلاقی این است که آدمی نسبت به هم نوعشان خیرخواه باشد، چنان چه پیامبر اکرم (ص) فرموده اند:
ﱢینَ النﱠصِیحَهُ إِنﱠقَ»الدﱢینَلَ(ص) النﱠصِیحَهُ إِنﱠ الدﱢینَ النﱠصِیحَهُ قَالُوا لِمَنْ یَا وَ لِکِتَابِهِ وَ أَئِمﱠهِ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَامﱠتِهِ 2«
»گفته شد خیرخواهی برای چه کسی یا رسول االله؟ فرمود برای عموم مردم و خصوص مردم، طبعا0 این خیرخواهی نسبت به دوستی آدمی که به منزله جان او به شمار می رود گویی که آن ها یک روح اند در دو بدن.«
حضرت علی (ع) فرموده اند:
ابْذُلْ لِصَدِیقِکَ»لِمَعَارِفِکَنُصْحَکَوَمَعُونَتَکَ وَ لِکَافﱠهلک انه الناسِ بِشْرَکَ«
»خیرخواهیت را به دوستت و یاریت را به آشنایت و به همه مردم گشاده رویی ات را بذل کن3.« امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند:
مَن بَصﱠرَک عَیبک، فَقَد نَصَحَکَ.«
آن» کس که عیبت را به تو نشان داد حقیقتا0 تو را نصیحت کرده است4 .«
تفاوت عیب جویی و انتقاد
از مجموعه آن چه درباره انتقاد گذشت کاملا0 پیدا است که انتقاد تفاوت ماهوی با عیب جویی دارد. هر انسانی در راه رشد و کمال نیازمند نقادی و شنیدن انتقادهای دیگران است. نقد و نقدپذیری جزء ضرورت های زندگی همه ی انسان ها است. انسان باید همواره خود را در معرض نقد دیگران بگذارد، در واقع نقد ابزار پیشرفت و توسعه یک جامعه پویا است.
ولیکن عیب جویی ردّیابی عیوب دیگران است با قصد و غرض شخصی و هدف از آن تخریب شخصیّت است که در فرهنگ اسلامی این کار نکوهش شده است و به شدت مؤمن از آن نهی شده، امیر المؤمنین (ع) می فرمایند:
نَفْسَهُ بِغَیْرِ» نَفْسِهِ تَحَیرَ فِیوَالظﱡلُمارْتَبَکَاتِ فِی الْهَلَکَاتِوَمَدﱠتْ بِهِ اطِینُهُ فِی طُغْیَانِهِ ولَهُزَی ﱠنَتْسَیئَ أَعْمَالِه1«
.1 حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، چاپ اول، امیر کبیر، تهران، 1382، ص /81 نهج البلاغه ، نامه 31
.2 فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، چاپ اول ، نشرنی ، تهران، سال1366، ص /669
-فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین و بصیره المتعظین ، چاپ اول، انتشارات رضی، قم، ج2 ،ص 424
.3 مجلسی ، محمد باقر ، بحارالانوار، مترجم : خسروی موسی ، نشر اسلامیه ، تهران ،1360 ، ج75، ص/50تمیمی آمدی، عبدالواحد،تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص : 421
.4برازش ،علیرضا،فهرست غررالحکم و دررالکلم،جمله12، ص 118
» هر کس خود را به غیر خویش مشغول کند، خود را در تاریکی ها سرگردان و در مهلکه هاگرفتار کرده و شیاطین او را به تجاوز کشیده و زشتی ها را در نظرش نیکو می نمایند.«
و در جای دیگر می فرمایند:
تَتبُع العیوبِ» من أَقبَحِ العُیوب وَرﱠهشَ السَیﱢئات 2«
»در پی عیوب مردم بودن از زشت ترین عیوب و بدترین گناهان است.«
عیب جویی و انتقاد هر دو، ردیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب هستند با این حال در دو امر متفاوت اند:
1. منشأ عیب جویی حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد نوع دوستی، محبّت و عواطف انسانی، خیرخواهی و تعهّد ایمانی است.
)3انگیزه فاعلی)
2. هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند آزاردهی، تخریب شخصیت، درهم شکستن طرف مقابل است در حالی که غرض انتقادگر اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد نظر است و در واقع هدف انتقاد تغییر شرایط حاضر به وضعیتی بهتر و کارآمدتر است. (انگیزه غائی) انسان عیب جو آن قدر در امور دیگران مشغول است که ناخودآگاه از خودش و اصلاح معایب خویش غافل می شود. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: »هر یک از شما خاشاک را در چشم برادرش می بیند و تنه درخت را در چشم خودش نمی بیند؟4.«
بنابراین علی رغم اینکه انتقاد در ردّیابی عیوب و ابراز آن به صاحب عیب، مشابه با عیب جویی است، اما منشأ عیب جویی، حسادت و انتقام جویی و خودخواهی و خباثت نفس است، ولی خاستگاه انتقاد، نوع دوستی و عواطف انسانی و تعهّد ایمانی است. و همچنین هدفی که عیب جو از این کار خود تعقیب می کند، آزاردهی و تخریب شخصیت و در هم شکستن طرف مقابل خویش است، در حالی که غرض5 انتقادگر، اصلاح و زدودن عیوب و رو به کمال بردن شخص مورد انتقاد است.
.1نهج البلاغه ، خطبه 157 ، (ترجمه آقای دشتی ، در سراسر تحقیق از ترجمه واحد استفاده شده است).
.2 برازش ، علیرضا، فهرست غررالحکم و دررالکلم،جمله3، ص 118
3 کاشمری ، سید مهدی موسوی ، نقد و انتقادپذیری ، سایت دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
4فتال نیشابوری، محمد بن حسن، روضه الواعظین ، ترجمه مهدوی دامغانی ،ص 743
پژوهش حاضردر صدد بررسی سیره امام علی (ع)در نقد و انتقادپذیری است. با توجه به این که نقد و انتقادپذیری (ابزار تمییز حق و باطل)، ضرورت حق محوری و حقیقت گرایی، و از مهمّ ترین صفات زندگی اجتماعی و اخلاقی انسان است، اگر تحقّق یابد، نقش مهمّی در تحقّق و فعلیّت یابی پتانسیل های وجودی او خواهد داشت.قدرت نقّادی از جمله صفات اعتدالی و بازدارنده از رفتارهای انفعالی (تفریطی) و تعدّی گری(افراطی) است. از این رو انتقاد مقوله ای چند وجهی است و در عین اهمیّت اساسی در روابط میان فردی و تعامل های اجتماعی، در وجوهاخلاقی، دینی، فلسفی، سیاسی، حقوقی، روانشناختی، مدخلیّت دارد. هر یک از مفاهیم انتقاد، امر به معروف و نهی از منکر، انذار، استماع قول و اتّباع حَسَن، تواصی به حق، تذکّر و موعظه، دعوت یه خیر و نصیحت در آموزه های دینی، به گونه ای اهمیّت و جایگاه نقد و انتقاد پذیری را به عنوان یکی از برتری های اخلاقی و اجتماعی و یکی از مسائل مهمّ ارزشی بیان می کند.در اصطلاح امروزی امر به معروف و نهی از منکر به انتقاد ترجمه شده ، چنان که شهروندان یک جامعه اسلامی هم باید انتقادگر و هم انتقادپذیر باشند. امام علی(ع) اهمیّت انتقاد گری و انتقاد پذیری را در همه ی وجوه از جمله رفتار خیرخواهانه، روابط با حکومت، روابط میان شخصی و حتی روابط زن و مرد در نظام خانواده را مورد تأیید و تأکید قرار داده است.با مقایسه ای بین حکومت های سه خلیفه پیشین و حکومت امیرالمومنین(ع) در زمینه ی میزان ظهور و بروز این مقوله ارزشی در سطح فردی و در متن قدرت و حکومت، می بینیم وجود روحیه انتقاد پذیری در سیره فردی( دعوت به انتقاد از ایشان) و اجتماعی (برخورد با یاران جمل، خوارج)، یکی از شاخصه های اخلاقی-اجتماعی امام(ع) است. بررسی انحاء مختلف انتقاد های امام(ع)(بر خلفا، کارگزاران و یارانشان، بر شهر ها و قبیله ها، بر مخالفین و دشمنانشان)، نشان گرجرأت رفتاری و گفتاری وی، عدم تعارف، عدم کتمان گری، صداقت رفتاری و فقدان اجتناب از بازگو کردن آن چه درست می داند، است. انتقادات امام(ع) بر ناکثین و نامه های امام علی(ع) به معاویه و نقد خوارج، از بهترین مصادیق و نمونه های انتقادگری و صراحت رفتاری و دوری از تعارضات معمول است.







