سید عبدالحسین لاری
نویسنده: محمد رجبی
محتویات
تولد
از علمای بزرگ ایران در قرن چهاردهم هجری. او در خانوادهای روحانی در نجف اشرف به سال ۱۲۶۵ ق متولد شد. سیدعبدالحسین لاری، دزفولی الاصل بود و نسبش به حضرت امام موسی کاظم (ع) میرسید.
تحصیلات
وی تحصیلات خود را در نجف اشرف گذراند و از محضر استادان بزرگی همچون میرزای شیرازی، شیخ محمدحسین کاظمی، فاضل ایروانی، شیخ لطف الله مازندرانی و شیخ حسینقلی همدانی معروف به آخوند همدانی بهره مند شد و در بیست و دو سالگی به درجة اجتهاد نایل گردید.
در ۱۳۰۹ ق، گروهی از مردم لار، ضمن دیدار با میرزای شیرازی، از او خواستند نمود تا سید عبدالحسین لاری را ترغی نماید تا به لار رفته و متصدی امور شرعی آنجا شود. سیدعبدالحسین نیز پیشنهاد استاد خود، میرزا را اجابت کرد. میرزا در حاشیه دعوت نامه آن گروه چنین نوشت: «اغاثه مستغیثین و اجابت دعوت مؤمنین، جهاد اکبر فی سبیل الله و فرض ذمه اسلامیه است».
فعالیت ها
بدین ترتیب سید در همان سال (۱۳۰۹ق) عازم منطقة لارستان شد. سید در آغاز ورود به لار، حوزة علمیه بزرگی تشکیل داد؛ علاوه بر آن در شهرهای دیگر منطقه نیز مدارس علوم دینی دایر کرد.
سیدعبدالحسین علاوه بر تربیت جمع زیادی از طلاب علوم دینی،مبارزه با انحرافات عقدیتی را که به نام دین در جامعه رسوخ کرده بود، با تألیف آثار ارزشمندی پی گرفت و ضمن رد جدایی دین از سیاست، «فقیه جامع الشرایط»، را تنها مجرای اجرای قوانین و احکم خدا در جامعه دانست. لذان ظام حاکم را به رسمیت نشناخت و خود برای اجرای احکام و حدود الهی همت نمود.
سید پیروانش را به تعلیمات نظامی ترغیب میکرد و گروه بسیاری از آنها آموزش نظامی دیدند که در مجاهدات اسلامی و دفاع از حقوق محرومان در برابر خوانین و فئودالها و عوامل استبداد نقش مهمی ایفا کردند. از این افراد در تاریخ به نام «تفنگچیان سیدلاری» و یا «چریکهای فارس و سیدلاری» یاد شده است.
در کنار این اقدامات،سیدعبدالحسین به احیای آثار شریعت پرداخت و امر به معروف و نهی از منکر را بر همه واجب عینی دانست تا بتوان در پرتو آن با ظلم و ستم مقابله کرد و قانون خدا را مستقر ساخت. وی اقامة نماز جمعه را نیز واجب میدانست و خود در مقام مرجعیت از ۱۳۱۰ ق به بعد به ایراد خطبههای جمعه و اقامة نماز ان پرداخت؛ و چون اقامه جمعه را از منصاف فقیه جامع الشرایط میدانست، اقدام به انتصاب ائمه جمعه در شهرهای جنوب کرد. سید در اقامه نماز جمعه به حدی جدی بود که حتی در سفر ۱۳۱۸ ق به مشهد مقدس،در صحن نو به اقامه نماز جمعه پرداخت.
در ۱۳۱۵ ق سید همراه با گروهی از پیروان خود به قصد حج از طریق بندر لنگه، عازم مکة معظمه شد و هنگام بازگشت به لار، به تحریک یهودیان لارستان از او نزد مظفرالدین شاه شکایت کرد و از ورود سید به منطقه جلوگیری نمود و او را به بندر لنگه بازگرداند؛ اما با پیگیری شدید مردم و علمای منطقه با احترام به لار بازگشت.
یهودیان منطقه در غیاب سید به تحریکات ضد اسلامی پرداخته بودند و پس از بازگشت او نیز به آزار مسلمانان کمر بستند. از آنجا که سیدعبدالحسین اقدامات یهود زیر پا گذاردن حکم اهل ذمه میدانست، ذا آنهارا محارب دانسته و حکم «کافر حربی» را بر آنان روا داشت و با تعیین مهلت، دستور تبعید و نفی بلد آنان را صادر نمود. یهودیان نیز به ناچار منطقه را ترک کردند و پس از خروج آنها، سید کنیسه یهود را به مسجد تبدیل نمود.
مبارزه با استعمار انگلیس
از سوی دیگر دولت انگلیس برای پیشبرد مقاصد استعماری خود عدة زیادی مبلغ مسیحی همره با امکانات تبلیغی بسیار به منطقة فارس اعزام داشته بود. سید عبدالحسین با شناخت مطامع آنها دستور اخراج مبلغین را صادر کرد و مقرر داشت کتابهای گمراه کنندة آنها مصادره شود و در هیچ شهری به آنان راه ندهند. اقدام سید بر دولت انگلیس گران آمد و دولت قاجار را تحت فشار قرار داد تا قیمت کتابهای مصادره شده را از سید اخذ نموده و او را مؤاخذه کنند. دولت قاجار، عین الملک را از تهران برای رسیدگی به موضوع و مؤاخذه سید و طلب دو هزار تومان وجه کتب مصادره شده به لار فرستاد. این وجه در حالی در خواست شده بود که کل مالیات منطقه وسیع لارستان چهار هزار و دویست تومان بود، و از سوی دیگر میزان سرمایه گذاری دولت انگلیس در تبلیغات مسیحی را نمایان میساخت. عین الملک به حضور سید رسید و چون گفتار منطقی و قاطعیت و سازش ناپذیری او را دید، بدون دریافت وجه و یا اقدام دیگری ناکام به تهران بازگشت.
سیدعبدالحسین، وجود فئودالها را از عوامل مهم بیچارگی مردم میدانست و مردم را به مقابله با آنها دعوت میکرد، از اینرو در برابر فئودالها به ویژه قوام الملک مبارزه سرسختانهای را آغاز کرد و در برابر بیدادگریهای آنها ایستادگی نمود.
مناظره با بهائیان
در ۱۳۱۸ ق سیدعبدالحسین همراه با حدود هزار نفر از پیروانش به قصد زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) عازم مشهد شد، و چون به کرمان رسید متوجه فعالیت فرقه بهائیت شد که با پشیمانی استعمارگران به فتنه گری مشغول بودند. سیدعبدالحسین برای از میان بردن این فتنه در کرمان توقف کرد و آنها را به بحث و مناظره، دعوت نمود. وی در برابر جمعیت با استدلالهای محکم و متین به اثبات حقانیت اسلام و بطلان مسلک بهائیت پرداخت؛ به گونهای که دعوت دروغین آنان و بی اساس بودن ادعاهایشان را بر مردم آشکار ساخت و بدین ترتیب فتنه را از میان برد و عدة زیادی را از گمراهی نجات داد.
پس از ورود سید به مشهد،مردم آن شهر مقدمش را گرامی داشتند و تا زمانی که در مشهد اقامت داشت در صحن نو به اقامه جمعه و جماعت میپرداخت. سومین سفر سیدعبدالحسین به شیراز،به منظور رفع ظلم و مالیاتی از مردم فارس بود. سید از مردم خواست تا مالیات خود را به دولت نپردازند. در این سفر در لغو بدعت سرانه مالیاتی به موفقیتهایی دست یافت.
نقش سید در نهضت مشروطیت
با ظهور نهضت مشروطیت، سیدعبدالحسین لاری در منطقه فارس پیشگام نهضت مشروطیت شد و بر ضد مستبدین فارس،به ویژه محمدرضا خان قوام الملک حکم جهاد صادر کرد و همراه بخشی از چریکهای کارآزموده و مسلح خود برای یاری مشروطه خواهان وارد شیراز شد و در میان استقبال باشکوه اهالی این شهر در آستان مقدس حضرت احمد بن موسی (ع) فرود آمد. مسبدین و عوامل آنها به جنگ سید و یارانش آمدند و اطراف آستانه را محاصره کردند؛ حرم را هدف گلوله قرار دادند و آب و نان را بر روی سید و یارانش بستند و مخزنآب آنها را نیز مسموم نمودند؛ اما این اقدام اخیر کشف و خنثی شد و به هیچ یک از مجاهدان آسیبی نرسید.
پس از چند ماه سید از جریان انحرافی درون نهضت مشروطیت،اطلاع یافت و برای مقابله با آن بر عنصر اسلامی بودن تأکید داشت و معتقد بود که ریاست مجلس را باید فقیه جامع الشرایط عهده دار باشد، و قوانین وضع شده و آنچه در کشور جریان دارد،از مسیر «ولایت فقیه» بگذرد. آوازة قیام سیدلاری در همه پیچید و بازتاب آن در مجلس اول ظاهر شد و از مقابله قوام الملک با مشروطیت و طغیان عمومی بر ضد سخن به میان آمد.
پس از گفتگوهایی که در مجلس صورت گرفت، قوام به تهران احضار گردید، ولی از او بازخواستی نشد و پس از چند ماه دوباره به شیراز بازگشت، بی آنکه مجلس یا آزادیخواهان تهران اعتراض کنند!
با گسترش قیام سیدعبدالحسین در شیراز، علاءالدوله حاکم جدید شیراز به خاطر مخالفت سید با وی، از رفتن به آن منطقه خودداری کرد.
مشروطه خواهان شیرازی برای رسیدن به اهداف خود همچنان به مبارزه ادامه میداند و در شاهچراغ بست نشسته بودند. چریکهای سیدلاری روی بامهای شاهچراغ سنگر گرفته،و مستبدین بیرون آستانه به مدت سه ماه با مشروطه خواهان به کارزار برخاسته بودند. این اقدامات باعث تغییر حاکم شیراز شد و ظل السلطان در اواخر صفر ۱۳۲۶ ق به حکومت شیراز گمارده شد.
در دوران استبداد صغیر، لار به رهبری سیدعبدالحسین یکی از چهر مرکز بزرگ آزادیخواهی مشروطه خواهان بود. در این دوره وی رهبری قیامی را که در بوشهر صورت گرفت بر عهده داشت. به دستور او عالم مجاهد سیدمرتضی مجتهد اهرمی تنگستانی در بوشهر قیام کرد.
مبارزات سیدلاری سبب شد تا مستبدین، خوانین و فئودالها، جبهه واحدی بر ضد او تشکیل داده و فارس را دچار اغتشاش کنند. خاندان قوام و خوانین «گراش» و «بستک» هرج و مرج را غنیمت شمرده و همراه با مستبدین و به فرمان دولت وقت حملات شدیدی را بر ضد سید و پیروانش آغاز نمودند. در این حمله، طی چهارده روز،دارستان و از جمله خانه سید را غارت کردند و کتابها و اثاثیه و مکاتبات وی را به یغما بردند و عدهای از یارانش را به جرم مشروطه خواهی به قتل رساندند.
سید لاری در پاسخ به این اقدام و برای سرکوبی متجاوزان، دستور «تقاص» داد. نیروهای سید به بستک مرکز عملیات مستبدین حمله برده، آنجا را فتح کردند.
پس از این پیروزی سید برای اعادة مشروطه مشروعه و جلوگیری از نفوذ استبداد طلبان به شیراز رفت. فعالیت بیدریغ وی در جنبش مشروطه نام آوازه اش را به ادبیات سیاسی وارد کرد،به گونهای که ملک الشعرای بهار در ترجیع بند خود به نام «ترانة ملی» در وصف بزرگان مشروطیت از سید لاری نیز یاد کرده است.
تشکیل حکومت اسلامی در لارستان
سیدعبدالحسین موفق شد در لارستان حکومت اسلامی ایجاد کرده و خود رهبری آن را به دست گیرد. مردم با راهنمایی سید از پرداخت مالیات به حکوم مرکزی و کارگزاران آن خودداری کردند و با رغبت،مخارجی را که حکومت اسلامی وی لازم داشت، تأمین می کدرند. سید حتی تمبر پستی به نام «حکومت اسلامی» به چاپ رساند که بر آن عبارت «پست ملت اسلام» نگاشته شده بود. اما مولف کتاب شجرة طیبه که خلاصهای از زندگی و قیام و مجاهدات سید را گرد آورده، انتشار تمبر را توطئهای از سوی بدخواهان وی،و به منظور تخریب مجاهدات او ذکر کرده است.
پس از انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ روس و انگلیس که مانع بزرگی در راه مشروطه ایجاد کرد، سید لاری موضع قاطعی در برابر این پیمان گرفت و از اینرو انگلیسیها کینه او را به خاطر مواضع قاطع و شدید ضد استعماریش به دل گرفتند.
اعلام جهاد بر ضد انگلستان
درجریان جنگ اول جهانی انگلیسیها بوشهر را در ۲۳ ربیع الثانی ۱۳۳۳ ق تصرف کردند و روی تمبر پست ایران، عبارت «بوشهر در تصرف انگلیس» را چاپ کردند. آنها سپس شیراز را تحت نفوذ خود درآورده و آهنگ تصرف لارستان را کردند. سیدعبدالحسین بر ضد انگلیس اعلام جهاد داد و خود برای تشویق مجاهدان و بسیج مردم و نیز جلوگیری از هجوم اجنبی، به قریة «کورده» لارستان رفت. انگلیسیها با همکاری عوامل داخلی و خائنین وطنی از جمله فرزند قوام الملک و با تأیید مخبرالسلطنه حاکم فارس، سپاهی برای قلع و قمع سید به لار اعزام داشتند و قریه کورده را محاصره کردند. هنگام هجوم قشون انگلیس سید عبدالحسین در مسجد نماز جماعت اقامه میکرد،اما وی پس از اتمام نماز،توسط یکی از مجاهدان خود، از حلقه محاصره گریخت. نیروهای انگلیسی قریه را ویران کرده و غارت نمودند و جایگاه سید در مسجد و محراب را به آتش کشیدند و از آنجا رو به سوی لار نهادند.
دشمن کینه توز خانه سید را در لار غارت کرد و خاندان وی را اسیر نموده،به شیراز اعزام داشت. در شیراز حاج سید عبدالباقی شیرازی به رغم عدم تمایل مخبرالسلطنه اجازةبردن خاندان سید لاری به منزل خود را از او گرفت، ولی اسرا تحت نظر قرار داشتند.
پس از این واقعه،سید به فیروزآباد رفت تا از آنجا به مجاهدات خود بر ضد انگلیسیها ادامه دهد. صولت الدوله قشقایی (سردار عشایر) که هواخواه سید بود، از او تقاضا کرد که در فیروزآباد بماند و میهمان وی باشد. سید اقامت در فیروزآباد را پذیرفت، اما میهمانی سردار عشایر را قبول نکرد. آن گاه خاندانش مخفیانه از شیراز به فیروزآباد آمدند و به او ملحق شدند.
در ۱۳۳۴ ق/ ۱۹۱۶، انگلیسیها رسماً پلیس جنوب (متشکل از افسران انگلیسی و سربازان هندی) را تشکیل دادند. کار تعدی آنها به جایی رسید که به نوامیس قشقاییها دست درازی نمودند. به همین دلیل اعلام جهاد سید عبدالحسین لاری در اول شعبان ۱۳۳۶ ق توسط پیکی به ردار عشایر ابلاغ شد. در این پیام آمده بود: «من که مجتهد و جانشین پیغمبر اسلام (ص) هستم بدین وسیله فتوی میدهم که امروز بر تمام افراد ذکور ایرانی، جهاد با این کفار حربی واجب است و هرکه از جهاد رو بر تابد یا به نحوی از انحاء به آنها خدمت و مساعدت کند،مردود جامعه ایرانی است و زن در خانه اش حرام خواهد بود… هرکس در این جنگ کشته شود، شهید خواهد بود و آن کس که از دشمنان دین بکشد استحقاق ورود به بهشت خواهد یافت».
در فتوای دیگری نیز خطاب به عموم مسلمانان بر وجوب جهاد با «کفار حربی ابالیس انگلیس و اعوان ایشان» تأکید نمود.
صولت الدوله قشقایی با اطاعت از فرمان جهاد سید عبدالحسین لاری، ایل خود را آمادةجهاد نمود. از سوی دیگر ناصر دیوان کازرونی که با نیروهایش، منطقه کازرون و توابع آن را تحت کنترل داشت. با شنیدن اعلام جهاد سید و حرکت صولت الدوله برای قیام، با ارسال نامهای به آنها آمادگی خود را برای جنگ با انگلیس ادامه داشت. اتحاد مجاهدین و ناصر دیوان کازرونی با صولت الدوله قشقایی موجب شد تا در مدت پانزده روز شش هزار مجاهد بسیج شود. در ماه شعبان ۱۳۳۶ ق سردار عشایر و ناصر دیوان رسماً بر ضد انگلیس اعلام جنگ داده و قیام کردند.
دولت انگلیس که از حکم جهاد سیدلاری و به وحشت افتاده بود، پس از قیام صولت الدوله از طریق قنسول خود در شیراز با انتشار اطمینان نامهای کوشید تا مجاهدان و ایل قشقایی را از نبرد با انگلیس منصرف کند. سپس برای بی اثر ساختن حکم جهاد سید و ایجاد خلل در مقاومت صولت الدوله به ایجاد شکاف در صفوف قشقاییها پرداخت.
در نتیجه در ایل قشقایی شکاف افتاد و جمعی بر ضد صولت الدوله قیام کردند. انگلیسیها فوراً بر آنها یورش بردند ولی قشقاییها با رشادت هرچه تمامتر جنگیدند،اما چون عده آنها بسیار تقلی یافته بود، عقب نشستند. سردار احتشام و قوام به تعقیب آنها رفتند. سردار عشایر در فیروزآباد مقاومت نمود،ولی مغلوب گردید و با یک دسته قلیل از طرفداران خود از فیروزآباد هم عقب نشست.
انگلیسیها در صدد دستیابی به سید لاری بودند. که سید به قیر رفت. مردم جهرم که از ورود او به قیراگاه شده بودند، خواستار ورود او به این شهر شدند. عده کثیری از مردم آن سامان رو به قیر نهادند و با احترام و استقبال پرشوری سید را به جهرم بردند.
فرمانفرما والی فارس میکوشید تا نقشه انگلیسیها را عملی سازد و سید را از روی دسوتی و مسالمت و با حیله و تزویر دستگیر کند و او را به ژنرال ساکس فرمانده پلیس جنوب انگلیس تسلیم نماید. از اینرو به سالار نصرت نوری، حاکم خائن و دست نشاندة انگلیس در جهرم دستور داد تا سید را به مکر و حیله راضی کند که به شیراز برود. از سوی دیگر فرمانفرما خود نامهای احترام آمیز به سید نوشت و با اظهارات زیاد ا زاو تقاضا کرد تا به سوی شیراز حرکت کند. مرد چون از اهداف وی آگاه شدند، شورش کردند و مانع اجرای نقشة شوم او گردیدند.
سیدعبدالحسین لاری،از این پس مجاهدت خود را بر ضد بیگانگان و دشمنان اسلام در شهر جهرم دنبال کرد و به ارشاد مرد ادامه داد تا آن روز که روز چهارم شوال ۱۳۴۲ ق/ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۰۳ پس از اقامه نماز جماعت، دعوت حق را لبیک گفت و پس از هفتاد هفت سال زندگی سراسر اجتهاد وجهاد در جوار حق آرمید و در زمینی واقعی در محله کوشکک دفن شد،و پس از آن بقعهای بر آرامگاهش بنا گردید.
آثار و تالیفات
سید در کنار زندگی سیاسی و مبارزاتی خود به امور علمی و تربیت شاگردان برجسته و دانشمند همت گماشت. تألیفات و تحقیقات زیادی در علوم و معارف دینی بالغ بر سی و پنج کتاب. رساله و حاشیه بر کتابهای فقهی از وی بر جای مانده که برخی در زمان حیات او چاپ (سنگی) شده و تعدادی به صورت خطی موجود است که هنوز به چاپ نرسیده است.
در دو کتاب مهم او به نامهای: قانون مشروطه مشروعه (چاپ سنگی: ۱۳۲۵ ق) و قانون در اتحاد دولت و ملت، اندیشههای بلند و مترقبانة سیاسی وی بر مبنای تعالیم اسلامی تشریح شده است.
در اندیشه سیاسی وی، برائت از سیاست مستکبران روز یعنی انگلیس و اقمار آن به خوبی جلوه گر است، به گونهای که آنان را «ابالیس انگلیس» نامیده است. در عین حال از دشمن شمالی ایران (روسیه) و فجایعی که مرتکب میشد،غافل نبود و با تعبیر «روس بدتر از مجوس» در مورد سیاست مکارانة آنها به ملت مسلمان هشدار میداد. او در همین کتاب،معاهداتی که فرمانروایات کشورهای اسلامی با بیگانگان منعقد ساخته و موجب گسترش نفوذ بیگانه و اشغال بخشی از سرزمینهای اسلامی و به خطر افتادن استقلال مسلمانان شده بودند،باطل و غیر قابل اجرا میداند.
وی همچنین به لزوم حکومت قانون بر مبنای شریعت اسلام تأکید دارد و دیدگاههای خود را در استقرار چنین حکومتی بیان داشته است. از جمله ضمن تأیید مجلس شورای ملی اسلامی،صحت آراءو صلاحدید شوری را در چارچوب قوانین شرع معتبر میشمرد و شرط اساسی عضویت در این مجلس را صحت عقیده، عدم تظاهر به فسق و فجور،و اطاعت مطلقه از اولوالامر تعیین میکند.
وی دراین کتاب از «قانون ملی» - که برای استقرار عدالت اسلامی است ـ در برابر «قانون غربیان» سخن به میان میآورد که «اصل ولایت فقیه و حاکمیت شرع اسلامی» ضابطه کلی آن را تشکیل میدهد. وی بر این باور بود که قانون ملی برای خاتمه بخشیدن به موجبات جدایی دولت و ملت تدوین گردیده است. او بر اتحاد ملل مسلمان تأکید داشت و تشکیل «جبهه متحد اسلامی» را برای جهاد و دفاع در برابر بیگانگان و دشمنان اسلام واجب و لازم میشمرد، و قطع دستهای کفار خارجی را از نهادهای اسلامی،اداری، اجرایی و اقتصادی خواستار بود و با هرگونه تفتیش به ویژه نسبت به کتابهای اسلامی به مقابله بر میخاست و هرگونه وابستگی را نفی میکرد و استقلال کامل را طلب مینمود.
وی در خصوص ضعف و عقب ماندگی مینویسد:«… علت و سبب چیزی نیست،مگر به خاطر نبودن حکومت مقتدر و مورد اعتماد مردم و عدم وجود حکومت مقتدر ناشی از جدایی دولت از ملت است ک تک روی و جدایی را در جامعه به وجود آورده و فوائد اتحاد واستمداد و همیاری و همکاری مردم را با خود از نظر دور داشهت و با شورای ملی و اهل ملت همراهی نمیکند».
لاری تعطیل قوانین اسلامی را در جامعه زیانبار میدانست و آن را نفی میکرد و مستبدین را در زمرة «مفسدین فی الارض» و «محاربین با مسلمین» قرار میداد. و ی همچنین مطالبی دربارة مصرف بیت المال در راه ترویج علوم و فنون و صنایع جدید و آموزش نظامی آورده است.
او به منظور فراهم نمودن استقلال اقتصادی و خودکفایی و عدم خروج اموال و نقدینگی مسلمین به سوی کفار (دولتهای اروپایی)،استعمال اجناس خارجی را تحریم کرده بود و در طول زندگی خود، مسلمانان را از استعمال چای و قند و ادویه و خوراک و پوشاکهایی که از کشورهای خارجی به ویژه روس و انگلیس وارد ایران و سایر کشورهای اسلامی میشد، نهی میکرد.
او در اثری که با عنوان آیات الظالمین تألیف کرده، با استناد به حدود چهار صد آیه،به بررسی ویژگیهای ستمگران پرداخته و پرده از خطرناکی ظلم و بیدادگری برداشته و چهرة زشت ستمگران و اثر سوء نابکاریهای آنان را برای مردم بیان میدارد. این کتاب در ۱۳۱۴ ق ودر اوج استبداد قاجار، به چاپ رسیده است.
منبع
ولایت فقیه زیربنای فکری مشروطةمشروعه (اغلب صفحات).







