فرهنگ مصادیق:سحر و جادو (آموزش، تبلیغ و اقدام به سحر و جادو)
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | جایگاه جنّ شیطان و جادوگر در عالم |
| ۲ | خرافات، سحر و جادوگری |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
موضوعات مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
کلیدواژهها: جادو، سحر، طلسم
محتویات
- ۱ مفهوم سحر
- ۲ پیشینه سحر و جادو
- ۳ سحر و جادو در ادیان
- ۴ حضرت سلیمان و سحر
- ۵ فرشته هاروت و ماروت و تعلیم سحر به انسان
- ۶ فلسفه سحر و جادو
- ۷ سحر و جادو در اسلام
- ۸ سحر و جادو در قرآن
- ۹ سحر و جادو از دیدگاه روایات
- ۱۰ فرق سحر و جادو با معجزه
- ۱۱ آثار و عوارض سحر و جادو
- ۱۲ زیان رساندن سحر و جادو با اذن خداوند
- ۱۳ حکم سحر و جادو و علوم غریبه و ابطال آن
- ۱۴ راههای ابطال سحر
- ۱۵ حکم مشاهدهٔ سحر و مطالعهٔ آن
- ۱۶ اسلام و علوم غریبه
- ۱۷ نتیجه
- ۱۸ راه مقابله با طلسم
- ۱۹ پا نویس
مفهوم سحر
ارتباط و استفاده علمی و عملی از ارواح، اجنه و شیاطین در اصطلاح لغوی و فقهی، سحر نام[۱]. دارد. طبق دلایل قرآنی، روایی و فقهی، ساحری، به صلاح زندگی دنیوی و اخروی انسان نیست.
اگرچه در تعریف و تعیین موارد سحر در کتب لغوی و فقهی تعاریف زیادی بیان شده است، اما در این که ارتباط با ارواح، اجنه و شیاطین، سحر نامیده میشود، از مسلّمات شمرده شده است[۲].
قرآن کریم؛ ساحری را کفر، بی ایمانی، بی تقوایی، معاملهای بد با خود، بی بهرگی از آخرت،[۳]. افزایش گناه و خواری دانسته است[۴].
به هر حال در یک جمع بندی میتوان گفت: سحر عملی خارق العاده است که آثاری از خود در وجود انسانها به جا میگذارد. سحر گاهی یک نوع چشم بندی و تردستی است، و گاه تنها جنبه روانی و خیالی و تلقینی دارد، و زمانی با استفاده از خواص ناشناختهٔ فیزیکی و شیمیایی بعضی از اجسام و عناصر، و گاه نیز از طریق کمک گرفتن از شیاطین انجام میگیرد. البته ساحران، افراد منحرف و دنیاپرستی هستند که اساس کارشان بر تحریف حقایق است.
روایات دینی؛ ساحری را کفر[۵]، کفر به قرآن[۶]، شرک[۷]، دوری از رحمت الاهی[۸]. و دین اسلام[۹]، بی نیازی از بندگی الاهی[۱۰]. و مایهٔ ورود به جهنم[۱۱]. و ساحر را ملعون[۱۲]. دانستهاند.
فقها هم به دلیل آیات و روایات و ضررهای جسمانی و روانی و دینی و اجتماعی که ساحری دارد، آن را حرام دانستهاند[۱۳].
پیشینه سحر و جادو
ساحری سابقهٔ دیرینه در تاریخ بشر دارد که بیشترین زمان گسترش آن، زمانی بود که انبیای الاهی یا در جامعه حضور نداشتند و یا حاکمیت آنها کم بود؛ لذا بیشترین زمان حضور آنها بعد از حضرت نوح[۱۴]. و سلیمان[۱۵]، بوده است، اما همان طور که تاریخ ساحری گواه است و علم ناقصی که ارواح و اجنه و شیاطین[۱۶]. دارند و مدعیان دروغ گویی که ادعای ارتباط با اینها را داشتهاند، ساحران ضررهای دینی و معنوی زیادی به جامعهٔ بشری زدند؛ لذا به عقیدهٔ ما، هم راههای دسترسی به اجنه و شیاطین و ارواح خلاف دین[۱۷]. است و هم اطلاعات و تأثیراتی که شیاطین و اجنه و ارواح میدهند یا میگذارند خلاف دین است، و چه بسا شده است که ساحران ادعای نبوت یا مهدویت کردهاند[۱۸].
سعادت آدمی در این است که دوستیها و دشمنیها و خوشیها و نگرانیها، خوابیدنها و بیداریها، سفرها و حضرها بر اساس مصالح دنیوی و اخروی باشد، اما در تاریخ ساحری خلاف آن است[۱۹].
از طرفی در احضار روح و تسخیر اجنه و شیاطین نوعی سلب اراده و اختیار و اجبار و اکراه بر آنها و یا بر روح زن یا بچهای است که آنها (ارواح یا اجنه) از طریق اینها احضار میشوند وجود دارد که این تحصیل نوعی ضرر و اذیت است[۲۰].
سحر و جادو در ادیان
(در حال تکمیل است)
حضرت سلیمان و سحر
از احادیث چنین بر میآید که در زمان سلیمان پیامبر (ع) گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند. وی دستور داد تمام نوشتهها و اوراق آنها را جمع آوری کرده، در محل مخصوصی نگه داری کنند. این نگه داری شاید به آن دلیل بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آنها وجود داشته است.
پس از وفات حضرت سلیمان گروهی آنها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند، بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند سلیمان اصلاً پیامبر نبوده، بلکه به کمک همین سحر و جادوگریها بر کشورش مسلط شد و امور خارق العاده انجام میداد!
گروهی از بنی اسرائیل هم از آنها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آن جا که دست از تورات نیز برداشتند.
هنگامی که پیامبر اسلام (ص) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود، سلیمان از پیامبران خدا بود، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند: از محمد تعجب نمیکنید که میگوید سلیمان پیامبر است، در صورتی که او ساحر بوده است؟!
این گفتار یهود علاوه بر این که تهمت و افترای بزرگی نسبت به این پیامبر الاهی محسوب میشد، لازمه اش تکفیر سلیمان (ع) بود؛ زیرا طبق گفتهٔ آنان سلیمان (ع) مرد ساحری بوده که خود را به دروغ پیامبر خوانده و این عمل موجب کفر است.
فرشته هاروت و ماروت و تعلیم سحر به انسان
ملائکه و فرشتگان موجودات بسیار شریف و لطیف هستند و دارای ویژگیهای نیک فراوانی هستند -که در آیات قرآن بیان شده است- از جمله این که صفات و ویژگیهای خاکی و حیوانی در وجود آنان راه ندارد و اساساً آنان هیچ گونه میل و قدرتی بر انجام گناه و معصیت ندارند و به همین دلیل است که از هر گونه گناه و معصیت پاک و مبرّا هستند.
بنابراین، اگر عصمت و معصوم بودن صرفاً به معنای عدم ارتکاب گناه و معصیت باشد میتوان گفت فرشتگان هم معصوم هستند؛ زیرا آنان از هر گونه گناه و معصیت پاک و مبرا هستند[۲۱].
امام عسکری (ع) می فرماید: “فرشتگان خدا به کمک الطاف الاهی از کفر و امور ناپسند، معصوم و در امان اند”[۲۲].
اما (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم میخواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد، ولی شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر این که از پیش به او میگفتند: «ما وسیله آزمایش هستیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)»، ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را میآموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، ولی هیچ گاه نمیتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرا می گرفتند که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند”[۲۳].
این دو فرشته زمانی به میان مردم آمدند که بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران بودند، آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند، ولی از آن جا که خنثا کردن یک مطلب (همانند خنثا کردن یک بمب) فرع بر این است که انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثا کردن آن را یاد بگیرد، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلاً شرح دهند، اما سوء استفاده کنندگان یهود همین را وسیله قرار دادند برای اشاعه هر چه بیشتر سحر و تا آن جا پیش رفتند که پیامبر بزرگ الاهی، حضرت سلیمان را نیز متهم ساختند که اگر عوامل طبیعی به فرمان او است، یا جن و انس از او فرمان میبرند همه مولود سحر است.
پس در سرزمین بابل چون سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذای مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.
ولی این تعلیمات بالاخره قابل سوء استفاده بود؛ چرا که فرشتگان ناچار بودند برای ابطال سحر ساحران، طرز آن را نیز تشریح کنند، تا مردم بتوانند از این راه به پیشگیری پردازند، این موضوع سبب شد که گروهی پس از آگاهی از طرز سحر، خود در ردیف ساحران قرار گیرند، با این که آن دو فرشته به مردم هشدار دادند که این یک نوع آزمایش الاهی برای شما است و حتی گفتند: سوء استفاده از این تعلیمات یک نوع کفر است[۲۴].
فلسفه سحر و جادو
(در حال تکمیل است)
سحر و جادو در اسلام
از نظر اسلام در بسیاری از موارد، سحر باعث گمراه ساختن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن پایههای اعتقادات افراد ساده ذهن میشود. در احادیثی که از پیشوایان بزرگ اسلام به ما رسیده است سحر به شدت مذمت و از آن نهی شده است، از جمله این که:
حضرت علی )ع( میفرماید: ” کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است، و رابطه او با خداوند به کلی قطع میشود …”[۲۵].
پس از نظر اسلام، انجام، تعلیم، تعلم و تکسب به سحر، ممنوع و حرام[۲۶]. و از گناهان کبیره است و در بعضی از روایات، تعلیم و تعلم سحر را موجب کفر شمردهاند.
فقهای اسلام به اتفاق میفرمایند یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگری حرام است، اما چنانچه ابطال سحر در یادگیری آن منحصر گردد تعلم آن اشکالی ندارد، بلکه گاهی به عنوان واجب کفایی میبایست عدهای سحر را بیاموزند تا اگر مدعی دروغ گویی خواست از این طریق مردم را اغفال یا گمراه کند سحر و جادوی او را ابطال نمایند، و دروغ مدعی را فاش سازند.
دلیل این استثنا حدیثی است که از امام صادق (ع)نقل شده، در این حدیث میخوانیم: “یکی از ساحران و جادوگران که در برابر انجام عمل سحر مزد میگرفت، خدمت امام صادق (ع) رسید و عرض کرد: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد میگرفتم، خرج زندگی من نیز از همین راه تأمین میشد، و با همان در آمد، حج خانهٔ خدا را انجام دادهام، ولی اکنون آن را ترک و توبه کردهام، آیا برای من راه نجاتی هست؟
امام صادق(ع) در پاسخ فرمود: “عقدهٔ سحر را بگشا، ولی گره جادوگری مزن”.
از این حدیث استفاده میشود که برای گشودن گره سحر، آموختن و عمل آن بی اشکال است[۲۷].
همچنین در موارد دیگری اسلام یادگیری سحر را جایز دانسته است از جمله:
۱- فرا گرفتن سحر برای از بین بردن آثار سحر از کسانی که از سحر آسیب دیدهاند.
۲- برای باطل کردن ادعای مدعیان دروغین نبوت.
۳- یاد گرفتن آن به منظور از بین سحر ساحران.
سحر و جادو در قرآن
(در حال تکمیل است)
سحر و جادو از دیدگاه روایات
(در حال تکمیل است)
فرق سحر و جادو با معجزه
(در حال تکمیل است)
آثار و عوارض سحر و جادو
(در حال تکمیل است)
زیان رساندن سحر و جادو با اذن خداوند
(در حال تکمیل است)
حکم سحر و جادو و علوم غریبه و ابطال آن
(در حال تکمیل است)
راههای ابطال سحر
با توجه به این که سحر اقسامی دارد، راههای ابطال سحر نیز از نظر قرآن کریم گوناگون است که به بررسی آنها میپردازیم:
۱. سحر گاهی فریفتن، تردستی، شعبده بازی و چشم بندی است، و در خارج حقیقتی ندارد چنان که قرآن میفرماید: ”قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى”[۲۸].؛ ریسمانها و عصاهای جادوگران زمان موسی در اثر سحر، خیال میشد که حرکت میکنند.
در آیه دیگر آمده است: “فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ”؛[۲۹]. هنگامی که ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ارعاب نمودند.
از این آیات روشن میشود که سحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد، بلکه این تردستی و چشم بندی ساحران است که آن چنان جلوه میدهد.
۲. از بعضی آیات قرآن استفاده میشود که بعضی از انواع سحر به راستی اثر میگذارد؛ مانند آیه ذیل که میگوید آنها سحرهایی را فرا میگرفتند که میان مرد و همسرش جدایی میافکند: “فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ”. یا تعبیر دیگری که در آیات فوق بود که آنها چیزهایی را فرا میگرفتند که مضر به حالشان بود و نافع نبود: “وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ”[۳۰]. ولی آیا تأثیر سحر فقط جنبه روانی دارد و یا این که اثر جسمانی و خارجی هم ممکن است داشته باشد؟ در آیات بالا اشارهای به آن نشده؛ لذا بعضی معتقدند اثر سحر تنها در جنبههای روانی است[۳۱].
در عصر ما چون بسیاری از خواص اجسام و عناصر که در گذشته بر تودهٔ مردم، مخفی بود، آشکار شده است، و حتی کتابهایی در زمینهٔ آثار اعجاب انگیز موجودات مختلف نوشته شده است، واقعیت قسمت زیادی از سحرهای ساحران روشن شده و در موارد زیادی این حربه از دست ساحران گرفته شده است. (مثل روشن شدن خواص شمیایی عناصر و یا بعضی خواص نور)، اما در هر حال، سحر چیزی نیست که بتوان وجود آن را انکار کرد و همهٔ صورتهای آن را به خرافات نسبت داد. بعضی از صورتهای آن، هم اکنون رواج دارد و هنوز واقعیت آن شناخته نشده است؛ مثل کارهایی که مرتاضان هندی انجام میدهند[۳۲].
در بعضی از کتاب ها[۳۳]. و روایات برای از بین بردن سحر خواندن آیات و دعاهایی توصیه شده است. ما از باب نمونه به چند مورد اشاره میکنیم:
۱. محمد بن عیسی میگوید از حضرت رضا (ع) در باره سحر پرسیدم حضرت فرمود: سحر واقعیت دارد و به اذن خدا اثر میکند هر گاه ترا سحر کردند دستت را تا مقابل صورتت بالا ببر و این دعا را بخوان: “باسم الله العظیم باسم الله العظیم رب العرش العظیم الا ذهبت و انقرضت”.
۲. ابن عباس گوید: لبید یهودی پیغمبر(ص) را سحر کرد، و سحر را در چاه بنی زریق انداخت حضرت بیمار شد، در حالی که حضرت به خواب بود دو فرشته آمدند، یکی از آن دو کنار سر حضرت و دیگری پهلوی پای او نشست و به ایشان خبر دادند، که شما را سحر کرده و سحر را در زیر پوست نهاده و در زیر سنگی در چاه زروان گذاردهاند پیغمبر (ص) علی (ع) و زبیر و عمار را فرستاد تا آب چاه را کشیدند و سنگ را برداشتند و جف را در آوردند و دیدند که در آن مقداری مو است با دندانه هائی از شانه که ۱۱ گره با سوزن بر آن زدهاند، در این موقع معوّذتین آمد هر گرهی را که میگشودند آیهای از آنها را میخواندند، حضرت احساس سبکی کرد و برخاست گویا از قید و زنجیر آزاد شده است، و جبرئیل میگفت: “بسم الله ارقیک من کل شی ء یؤذیک من حاسد و عین و الله یشفیک”.
۳. فردی که سحر شده آیات: “قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ، وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ”[۳۴]. و “وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ، فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ، فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ”[۳۵]. را همیشه همراه خود داشته باشد.
۴.این آیه را هفت بار بر سحر شده بخوانند: “سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ”[۳۶] [۳۷] میپندارند، ناشی از توجه بیش از حد عدهای به خرافات و اوهام و سوء استفادهٔ عدهٔ سودجوی دیگر، از شرایط فراهم آمده است، در حالی که از سحر اطلاعی ندارند علاوه لااقل بخشی از سحر، با تصرف در خیال انسان انجام میپذیرد و همان طوری که در جریان ساحران و حضرت موسی (ع) اتفاق افتاد، در این گونه موارد با بالا رفتن سطح اعتقادات و آگاهیهای مردم، عملا این گونه سحرها کارائی نخواهند داشت. در هر صورت اگر واقعا سحری روی دهد، برای نجات از آن میتوان از دعا و آنچه در روایات آمده است بهره برد و اگر راه رهایی به استفادهٔ از سحر منحصر گردد، استفاده از سحر برای ابطال سحر هم جایز است. البته تعلم سحر برای افرادی جایز خواهد بود که اطمینانی به منحرف نشدن آنان وجود داشته باشد؛ یعنی یادگیری با قیود و شرایطی جایز است.
حکم مشاهدهٔ سحر و مطالعهٔ آن
از نظر اسلام، انجام، تعلیم، تعلم و تکسب به سحر، ممنوع و حرام[۳۸]. و از گناهان کبیره است و در بعضی از روایات، تعلیم و تعلم سحر را موجب کفر شمردهاند.
سحر در بسیاری از موارد، باعث گمراه ساختن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن پایههای اعتقادات افراد ساده ذهن میشود. البته این حکم، مانند بسیاری دیگر از احکام الاهی موارد استثنا دارد؛ از جمله، فرا گرفتن سحر برای باطل کردن یا از بین بردن آثار آن از کسانی که از سحر آسیب دیدهاند و یا برای باطل کردن ادعای مدعیان دروغین نبوت.
مطالعه کردن کتابها و مجلات و یا نگاه کردن به عمل ساحران یا مشاهدهٔ عمل ساحران در تلویزیون و سینما، اگر به منظور یادگیری و تعلیم نباشد و صرفاً جنبهٔ سرگرمی و تفریح داشته باشد، اشکالی ندارد،[۳۹]. مگر این که عناوین دیگری بر آن منطبق شود؛ مثلا فیلم یا کتاب به گونهای باشد که در فرد آثار منفی به جای بگذارد و باعث گمراهی اش شود یا عنوان حفظ فیلمها و کتابهای گمراه کننده (حفظ کتب ضلال) بر آن منطبق شود، و یا موجب ترویج سحر شود، که از این جهات اشکال دارد و حرام است.
اسلام و علوم غریبه
قبل از این که به بیان دینی یا غیر دینی بودن این علوم بپردازیم، لازم است، مختصری در مورد چیستی آنها توضیح دهیم:
علوم غریبه، علومی است که در دسترس همهٔ افراد قرار نمیگیرد، و حدود سی شاخهٔ مختلف دارد که برخی از آنها عبارت اند از: علم رمل، جفر، اعداد، و … .
امّا پنج علم کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا در علوم غریبه، به خمسه محتجبه معروف است؛ یعنی پنج علمی که مخفی است و تمام آن، از اسرار است[۴۰].
تعریف و توضیح هر کدام به بیانی که علامه طباطبائی در تفسیر المیزان[۴۱]. آورده، به این شرح است؛
۱. کیمیاء؛ که به آن علم صناعت هم میگویند؛ علمی است که به وسیله آن میتوان بعضی فلزات و اجرام معدنی را به چیز دیگر تبدیل کرد؛ مثلاً به وسیله این علم میتوان طلا و نقره را از فلزات جدا کرد یا سنگ را به طلاء و … تبدیل کرد.
۲. سیمیا؛ علمی است که انسان به وسیله یادگیری آن، قدرت برای انجام کارهای خارق العاده پیدا میکند. موضوع این علم هماهنگ ساختن و مخلوط کردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی است که با این کار، شخص میتواند، در امور طبیعی و قوه خیال دیگران تصرف کند، و آن را سحر دیدگان مینامند، و این فن از تمامی فنون سحر مسلم تر و صادق تر است.
۳. علم لیمیا؛ علمی است که با آن روح را در بدن دیگری انتقال دهند. بنابراین در این علم، از کیفیت تأثیرهای اراده، هنگامی که به ارواح قوی و عالی متصل شد، بحث میکند؛ مثلا اگر اراده من با ارواحی که موکّل ستارگان است، متصل شد، چه کارهایی میتوانم انجام دهم؟ یا اگر اراده من، به ارواحی که موکل بر حوادث اند، متصل شد، و آنها را در اختیار خود گرفتم، و یا اگر توانستم اجنه را تحت اختیار خود در آورم، و از آنها کمک بگیرم، چه کارهایی میتوانم انجام دهم؟ این علم را، علم تسخیرات، میگویند.
۴. علم هیمیا؛ که در ترکیب قوای عالم بالا، با عناصر عالم پایین، بحث میکند، تا از این راه به تاثیرهای عجیبی دست یابد، و آن را علم طلسمات هم میگویند، چون ستارگان و اجرام آسمانی با حوادث مادی زمین ارتباط دارند، پس اگر آن شکل آسمانی که مناسب با حادثهای از حوادث است، با صورت و شکل مادی آن حادثه ترکیب شود، آن حادثه پدید میآید؛ مثلا در این علم، اگر بتوان آن شکل آسمانی را که مناسب با مردن، یا زنده ماندن یک شخص است، با شکل و صورت خود او ترکیب کرد، کاری که میخواهیم، انجام میشود. و این معنای طلسم است. این علم در نزد علمای ما حرام است.
۵. علم ریمیا؛ علمی است که از استخدام قوای مادی بحث میکند، تا به آثار عجیب آنها دست یابد، به طوری که در حس بیننده اثرات عجیب و غیر عادی، درست میشود، و این را شعبده هم میگویند.
با توضیحی که در مورد این علوم داده شد، روشن میشود که این علوم، دینی نیستند؛ زیرا در این علوم از استخدام اجنه و طلسم و تسخیر موجودات و دخالت در عالم بحث میشود که مورد تأیید دین نیست.
نتیجه
این علوم، به علت این که در مواردی، باعث تسخیر اجنه یا کشف اسرار اشخاص دیگر و… میشود، مورد قبول دین نیست. البته علم کیمیاء یک نوع صنعت است و ربطی به دینی بودن و غیر دینی بودن ندارد، ولی از شاخههای علوم غریبه است.
برای توضیح بیشتر در مورد این علوم میتوانید به کتابهای زیر مراجعه نمایید:
۱- زبده الارواح، محمود دهدار.
۲- دائره المعارف تشیع، ج ۱۱، زیر نظر بهاء الدین خرمشاهی.
۳- المائده یا فرحه الروح، سید احمد عبد منافی.
۴- تحفه حکیم، ج ۲، سید محمد مؤمن حسینی.
راه مقابله با طلسم
انسان موجود پیچیده و ناشناختهای است که میتواند کارهای خارق العاده و غیر طبیعی انجام دهد. این قبیل کارها از ابعاد مادی و غیر مادی وجود انسان سرچشمه میگیرد. از جهت مادی انسان میتواند با کمک ابزار مادی و با انجام برخی تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی کارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیدهها عادت کند که برای دیگران تعجب آور باشد. از جهت معنوی نیز انسان با به کارگیری نیرویهای روانی و روحی کارهای فوق العاده انجام میدهد. یکی از این امور خارق العاده طلسم است.
مجمع البحرین در ذیل کلمه طلسم مینویسد: «سه نظریه مشهور دربارهٔ واژه طلسم وجود دارد: ۱- از دو لفظ طلٌ به معنای اثر و اسم ترکیب یافته است. ۲- لفظی است یونای به معنای گره غیر قابل گشودن. ۳- مقلوب کلمه مسلط است»[۴۲].
نویسنده «کشٌاف اصطلاحات العلوم و الفنون» مینویسد: «عبد العلی بیرجندی در شرح تذکره میگوید: طلسم عبارت از کار خارقی است که مبدأ آن قوای فعٌاله (اثر گذار) آسمانی آمیخته با قوابل زمینی منفعله (اثر پذیر) است، تا بدان امور شگفت و غریب پدید آورند؛ زیرا برای حدوث کائنات عنصری که اسباب آنها قوای آسمانی است، شرایط مخصوصی است و به این شرایط استعداد قابل، کمال میپذیرد و از این رو کسی که احوال قابل و فاعل را بشناسد و بر جمع میان آنها قادر باشد، میتواند به ظهور آثار عجیب و شگفتی پی برد»[۴۳].
پس اولاً: در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی، نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته میشوند.
ثانیاً: طلسم کار ساده و راحتی نیست و از دست هر کسی بر نمیآید. باید توجه داشت که از هر کسی که ادعای دانستن این امور را دارد، نباید به راحتی پذیرفت؛ چون بسیاری از سودجویان از این راه برای خود منبع درآمد درست کرده و مردم را فریب میدهند.
ثالثاً: طلسم خرافه نیست و دارای اثر و واقعیت است. ابن سینا بر این باور است که سبب سحر نفوس قوی هستند که بدون استفاده از ابزار مادی به وقوع میپیوندد؛ ولی طلسم از ارتباط قوای آسمانی و قوای زمینی ناشی میشود. وی میگوید: «پدیدههای غیر عادی در جهان طبیعت از سه منشأ سرچشمه میگیرند:
الف. هیئت نفسانی، ب. خواص اجسام عنصری؛ مثل جذب آهن توسط مغناطیس، ج. قوای آسمانی که در اثر ارتباط با قوای زمینی آثار عجیب را در پی دارد. سحر از نوع اول است، ولی طلسم از نوع سوم است»[۴۴].
مرحوم شهید اول بعد از بیان تعریفی نزدیک به تعریف یاد شده از بیرجندی، مینویسد: «طلسم حرام و کسب درآمد کردن از این راه نیز حرام است»[۴۵].
طلسم علی رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انکار آن، قابل ابطال است. ابطال طلسم از طرق مختلف امکان پذیر است.
از آن جا که یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر متعال است؛ لذا بهتر است برای حل مشکلات به جای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، «و من یتوکل علی الله و کفی بالله وکیلا». مسبب حقیقی و مسبب الاسباب تنها خداوند است. اگر طلسم و سحر و مانند آن تأثیر و سببیتی نیز داشته باشند، خداوند آنها را سبب قرار داده است.
بنابراین؛ بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توکـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بیکران رحمت او، قرآن کریم است؛ چرا که «ما آنچه از قرآن میفرستیم شفا و رحمت الاهی برای اهل ایمان است»[۴۶]. برای جلوگیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن کریم به خصوص سورههای کافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. دعاهایی نیز در برخی از کتب دعا؛ مانند مفاتیح الجنان ذکر شده است.
پا نویس
- ↑ ثم الظاهر أن التسخیرات بأقسامها داخله فی السحر علی جمیع تعاریفه، جزائری، سید محمد علی، شرح مکاسب محرمه مزجی، ج ۲، ص ۱۱۲ ؛ او علی سبیل الاستعانه بالارواح الساذجه، همان، ص ۷۱٫.
- ↑ جزائری، سید محمد علی، شرح مکاسب محرمه مزجی، ج ۲، ص ۱۱۲٫.
- ↑ «وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا …» بقره، ۱۰۳ - ۱۰۲؛ طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۳۴٫.
- ↑ .«وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا»، جن، ۶٫.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۰۷٫.
- ↑ همان، ص ۱۰۹٫.
- ↑ همان، ص ۱۰۶٫.
- ↑ همان، ص ۱۰۷٫.
- ↑ همان، ص ۱۰۸٫.
- ↑ همان.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار انوار، ج ۵۸، ص ۲۲۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۰۷٫.
- ↑ همان، ص ۱۰۳٫.
- ↑ امام خمینی (ره)، گر چه این ارتباطات را سحر را نداشتهاند، اما آنها را حرام دانستهاند.« و یلحق بذالک استخدام الملائکه و احضار الجن و تسخیرهم و احضار الارواح و تسخیرها و امثال ذالک …»، تحریر الوسیله، ج ۱٫.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۰۶، امام حسن عسکری (ع):« … کان بعد نوح قد کثرت السحره».
- ↑ طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۱، ص ۲۳۷٫.
- ↑ همان، ج ۱۵، ص ۳۳۰٫.
- ↑ جزائری، سید محمد علی، شرح مکاسب محرمه مزجی، ج، ص ۶۷٫.
- ↑ همان.
- ↑ همان، ص ۶۹٫.
- ↑ همان.
- ↑ نمایه شماره ۱۷۴۰ (سایت اسلام کوئست: ۲۱۳۹).
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۶، ص ۳۲۱؛ مراجعه شود به نمایه شماره ۱۷۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۲۰۲۱).
- ↑ بقره، ۱۰۲٫.
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص ۳۶۹ - ۳۷۵، دارالکتب الاسلامیه، تهران.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعه، باب ۲۵، من ابواب ما یکتسب به حدیث ۷٫ ” من تعلم شیئا من السحر قلیلا او کثیرا فقد کفر و کان آخر عهده بربه …”؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۳۸۰٫.
- ↑ نک: امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۹۸، م ۱۶٫.
- ↑ نک: شیخ انصاری، کتاب المکاسب، ج ۱، ص ۲۷۰- ۲۷۴٫.
- ↑ طه، ۶۶٫.
- ↑ اعراف، ۱۱۶٫.
- ↑ . بقره، ۱۰۲٫.
- ↑ علامه در المیزان میفرماید: سحر یک نوع تصرف در حاسه انسان است، به طوری که حاسه بیننده چیزهایی را ببیند و یا بشنود که حقیقت نداشته باشد. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر ج ۸، ص ۲۷۵؛ یکی از اقسام آن تصرف در خیال مردم است، که آن را سحر دیدگان مینامند، و این فن از تمامی فنون سحر مسلم تر و صادق تر است. طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر ج ۱، ص ۲۳۷؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۳۷۹٫.
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص ۲۴۱٫.
- ↑ و نیز در حواشی مفاتیح الجنان تحت عنوان تعویذ ابطال سحر بیان شده است.
- ↑ یونس، ۸۱ و ۸۲٫.
- ↑ اعراف، ۱۱۷- ۱۱۹٫.
- ↑ قصص، ۳۵
- ↑ مکارم الأخلاق، میر باقری، ج ۲، ص ۳۲۶ - ۳۲۹٫.
- ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۳۸۹، مسئلهٔ ۱۶؛ حکم سحر و راه ابطال آن، سؤال ۲۰۲۲ (سایت اسلام کوئست: ۲۰۶۸).
- ↑ پس اگر بر تماشای فیلم یا خواندن کتاب عنوان تعلیم صدق کند؛ یعنی شخص با دیدن فیلم یا خواندن کتاب سحر بیاموزد، این عمل حرام خواهد بود.
- ↑ خرمشاهی، بهاء الدین، دائره المعارف تشیع، ج ۱۱، ص ۴۰۲، شهید سعید محبی، تهران، ۱۳۸۴٫.
- ↑ طباطبائی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مترجم، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ۱، ص ۳۶۸- ۳۶۹، جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴٫.
- ↑ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی، سید احمد، ج ۵، ص۱۰۷، المکتبه المرتضویه.
- ↑ (۴۳طهانوی، کشٌاف اصطلاحات العلوم و الفنون، ج ۲، ص ۱۱۳۸، مکتبه اللبنان، ۱۹۹۶م.
- ↑ (۴۴صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائره المعارف تشیع، ج ۹، ص۱۱۷، شهید سعید محبی، تهران، ۱۳۸۱ش.
- ↑ (۴۵قمی، شیخ عباس، سفینه البحار، ج ۴، ص۹۱، دارالاسوه، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق. به نقل از الدروس شهید اول.
- ↑ (۴۶اسراء، ۸۲٫.







