زندگی نامه شهید رمضانعلی قصابی
زندگی نامه
“بسم رب الشهداءوالصدیقین”
شهید رمضانعلی قصابی، فرزند محمد، در تاریخ ۱۳۳۸/۱۲/۱۷ در شهرستان دامغان چشم به جهان گشود. پدرش از کسبۀ شریف دامغان بود و آنها زندگی نسبتاً خوبی داشتند. او مقاطع تحصیلی را با موفقیت پشت سر میگذاشت تا اینکه پس از دوازده سال موفق شد مدرک دیپلم دریافت کند. او جوانی مومن و انقلابی بود تا جایی که مبارزات انقلابی او که در دوران دبیرستان علیه رژیم پهلوی انجام داده بود،پس از گذشت سالیان از ذهن دوستانش پاک نشده است.
شهید قصابی از جمله کسانی بود که از بدو تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حضور فعالی در این مجموعه داشت. با آغاز جنگ تحمیلی وی که یکی از نیروهای خوب و زبده سپاه پاسداران بود به منطقۀ ۶ کشور اعزام شد تا مسئولیت سیاسی و عقیدتی سپاه آنجا را به عهده بگیرد.
او طی مدتی که در این منطقه بود در راه پیروزی و آزادی وطن اسلامی خدمات شایان ذکری را انجام داد. او مدتی قبل از شهادت به منطقۀ یک تهران منتقل شده بود و معاونت رزمی واحد آموزش کل سپاه را بر عهده گرفته بود و سرانجام در تاریخ ۱۳۶۳/۰۲/۳۰ وقتی در حال مأموریت در منطقه کنگاور بود به فیض شهادت مفتخر گردید. پیکر پاک شهید پس از تشییع در گلزار شهدای دامغان آرام گرفت.
“راهش جاوید باد”
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله الحکیم فی القرآن الکریم:
«و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. فرحین بما اتیهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم و لا هم یحزنون» (آل عمران/ ۱۶۹ و 170) (در اصل وصیت آل عمران/ 160 آمده است.)
«و نپندارید آنان که در راه خدا کشته شدند مردگانند بلکه از زندگانند و در نزد خدای خویش روزی خوارند و شادند به آنچه که خدا از فضل خود به ایشان ارزانی داشته است و به آن مؤمنآنکه هنوز به آنها نپیوستهاند و بعد در پی آنان به آخرت خواهند شتافت مژده میدهند که هیچ بیم و ترسی نداشته و اندوهگین مباشید».
«اللهم انی اسئلک برحمتک وسعت کل شئ و بقوتک آلتی قهرت بها کل شئ و خضع لها کل شئ و ذل لها کل شئ»(قسمتی از دعای دخول ماه رمضان، البلد الامین، ص 185.) «و صل علی محمد و آل محمد و اشهد ان لا اله الا الله وحده شریک و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی امیر المؤمنین ولی الله و اشهد ان ائمه المعصومین الحسن و الحسین سید ی شباب اهل الجنه و علی ابن الحسین و محمد ابن علی و جعفر ابن محمد و موسی ابن جعفر و علی ابن موسی و محمد ابن علی و علی ابن محمد و الحسن ابن علی و الحجه ابن الحسن المهدی(عج) ائمه و سادة و قادة بهم اتولی و من اعدائهم اتبرأ و السلام علیکم و علی عباده الله الصالحین و رحمه الله و برکاته» (الفقیه، باب سجدۀ شکر، نقل از سخنان حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام).) به نام خدا و با یاد اولیا، و انبیایش و با سلام بر رهبر کبیر انقلاب ناجی امت اسلامی و با سلام بر حافظان انقلابش رزمندگان دلیر اسلام و سلام بر ارواح طیبه شهدا و اجسام نورانی معلولین انقلاب. «الهی هب لی کمال انقطاع الیک و انه ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر اروحنا معلقهً بعزّ قدسک»(قسمتی از مناجات شعبانیه است. مفاتیح الجنان، ص 182، ترجمه همین مناجات را امام خمینی در صحیفه امام ج 18 ص 443 بسیار عارفانه دارد.)
اینک که قلم در دستم روی کاغذ میلغزد به یاد دارم بارها قلم را دستم گرفتم و بر روی کاغذ لغزاندم و وصایای خود نوشتهام به این امید که دیگر بار به دنیا بازنگردم؛ ولی چه کنم سعادتش نصیبم نگشت. هم اکنون امیدوارم که خداوند این بار توفیق شهادت در راهش را نصیبم گرداند ان شاءالله.
البته میدانم که رسید ن به درجه و مقام لقاءاالله و زیارت خداوند مختص افراد صالح و متقی خداوند است و عاصیان را در آن جایگاه و مقام راهی نیست. لکن در اینجا توبه و ندامت خود را با کمال سرافکندگی و خجلت به پیش حضرت باریتعالی و رحمت نامتناهی الله میبرم و امیدوارم که به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) خداوند بر حقیر تفضل و ترحم نماید، از گناهان و تقصیرات ما درگذرد؛ و امید به شفاعت حسین (علیه السلام) و وساطت مولی اباصالح المهدی(عج) دارم. البته میدانم که خدایی که با دشمنانش مهربان است و به آنها هم ترحم میکند حتماً به این بندة ذلیل ضعیف ترحم خواهد نمود. امیدوارم به حق محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) خداوند ما را به درگهش قبول بفرماید و بپذیرد. و به خدا این رحمت مطلق جهان و این پناه بی پناهان و غّفار ذنوب مؤمنین عرضه میدارم که: خدایا هرچند که گناهان این بندهات بزرگ باشد، ولی به بزرگی عفو و بخشش تو نیست و باید به دلیل کرم مطلقت این حقیر بیامرزی. اگر من هم لیاقت استفاده از بخشش تو را نداشته باشم ولی بخشش و عفو تو شامل تمام گناهکاران، من الجمله ما، خواهد شد.
ای خدا ما را ببخش به خاطر شاکر نبودنمان و ما را ببخش بهخاطر قدردانی نکردن از نعمتهایت و ببخش ما را به خاطر بی اعتنایی به احکام و دستوراتت و ما را ببخش به خاطر فراموش کردن خودمآنکه چه بودیم(در اصل وصیت «بودم».) و چه شدیم و چه خواهیم شد.
تذکراتی چند خدمت تمامیعزیزان و سروران و بستگان و آشنایان و دوستان متذکر میشود؛ البته خود عامل آن نبوده که از این موضوع بسیار متأسفم ولکن میدانم این موارد انجامش خیلی خوب و موجب نجات از آتش جهنم خواهد شد. مولی علی(علیه السلام) میفرماید: «طوبی لمن اخلص الله عمله و علمه و حبه و بغضه و اخذه و ترکه و کلامه و صمته»(علی (علیه السلام)، بحارالانوار، ج 74، ص 290، باب 64. در اصل وصیت «سمته».). خوشا به حال کسانی که در تمام احوال اخلاص برای خدا را فراموش نکنند و تمام کارهای خود را مخلصانه برای خدا انجام دهند، که این امر باعث رها شدن از بند شیطان و نجات پیدا کردن از آتش جهنم میباشد. بدانید که اخلاص محک شناخت متقی و مؤمن از غیر مؤمن و متقی است. لذا اخلاص در امور را پیشه خود قرار دهید و اعمالتان را هر چند که قلیل باشد برای خدا خالص گردانید و آن را همیشه خالص نگهدارید چرا که انجام عمل آسانتر از نگهداشتن آن است.
آگاه باشید جایی که اخلاص نباشد اختلاف است و جایی که اختلاف باشد خودپرستی هوی و هوس و در همان جا شیطان (ام الفساد) وجود دارد. لذا بر شما باد بر دوری از شیطان و اطاعت آن و بر شما باد دوری از هوی و هوس و بر شما باد دوری از دنیا، که حب آن بالای تمام گناهان و خطاها است، و بر شما باد ای مؤمنین ای مسلمین بر کسب تقوا و اخلاص و فضیلت و بر شما باد بر نزدیکی با خداوند و انبیاء او و اولیای او که محمد (صلی الله علیه و آله) و آل محمد (صلی الله علیه و آله) میباشند.
آنچه را که انسان باید بدان زیاد شک کند اخلاص در عمل است نه خود عمل. عمل به هر شکلی که باشد انجام میشود، ولی اخلاص آن مهم است و خدا هم به اخلاص عنایت دارد نه به عمل؛ خدا به قلب نمره میدهد نه به زبان. نکته دیگر این است که انسان(در اصل وصیت «انسانی».) باید راحتی را یا در دنیا دنبال کند یا در آخرت. اگر در آخرت جویا شود نباید دنبال آن در دنیا بگردد و اگر در دنیا جویا شود در آخرت به آن نمیرسد. «حلاوة الدنیا مرارة الاخرة و مرارة الدنیا حلاوة الاخرة»(نهج البلاغه، ص 512، بحارالانوار، ج 70، ص 119، باب 132.) دنیا را از خود دور کنید و آن چنان او را طلاق دهید که دیگر قابل رجوع کردن به آن نباشد و این موضوع عملی نمیشود مگر با ذکر و یاد خدا. یعنی [با] ذکر خداست که انسان از فریب شیطان در امان قرار میگیرد و راحت میشود. در جمیع احوالات به یاد ذکر خداوند باشید. ذکر خدا به هر شکلش همیشه بر لبتان و یادش در قلبتان باشد، در مشکلات و مصیبتها از خانوادة طهارت محمد (صلی الله علیه و آله) و آلش استعانت و استمداد بطلبید و خود را با امام مهدی(عج) نزدیک کنید.
ذکر صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل محمد (صلی الله علیه و آله) را خیلی زیاد بگویید که بیمه کننده سلامت روح است. در پاک کردن انفس خود از صفات رذیله جدیت به خرج دهید که وقت تنگ است و بانگ چاوش هر لحظه به گوش میرسد.
همیشه با وضو باشید، نماز را به وقت بخوانید، هیچگاه دروغ نگویید ولو به شوخی، همیشه صادق باشید چرا که صدق مقدمه هدایت و تضمین کنندة نجات و سعادت است، با خدا و خلقش همیشه با صداقت رفتار کنید. همیشه متواضع باشید، با مخلوقین خدا تندی نکنید. زودتر به همه سلام کن و خود را از همه کوچکتر بدان. از تکبر و غ رور خودداری کنید که ابطال کنندة اعمالتان خواهد شد؛ و این یکی از اعمال شیطان است که به و اسطه آن از درگه خدا رانده شد. یکی از بهترین عبادات و اعمال برای خدا جهاد در راهش است. بر شما و تمامیکسانی که مایل به داشتن آخرتی جاوید هستند یا به شرکت در جبهههای نبرد، خود را برای تحمل رنجها و مصیبتها و ناکامیها آماده سازید و دل قوی دارید که خداوند پشتیبان و نگهبان شماست و تنها اوست که شما را از شر دشمنان نجات میدهد.
البته این مصیبتها و سختیها زودگذر و تمامشدنی است ولی به پاداش اینجان فشانیها به نعمتهای ابدی خواهید رسید . آخرت خودتان را به دنیای خود نفروش، که دنیاخواهان سگهای فریادکش و درندگانی شکارجو هستند. امر به معروف کن و دست زبانت را از زشتی بازدار و در راه خدا از سرزنش کنندگان باک نداشته باش و برای حق در هر جا اقدام کن. از سوءظن نسبت به برادران خود و مؤمنین بپرهیز و از غیبت و تهمت دروغ و... دوری و اجتناب کن که گناهانی ویرانگرند. به اعتقادات اسلام خدا، رسل، کتاب، عترت، معاد، بهشت و جهنم، میزان، حساب، کتاب یقین داشته باش. به آمدن امام زمان(عج) که در همین نزدیکیهاست یقین داشته باش و به پیروزی کامل انقلاب به رهبری امام امیدوار باش که این انقلاب پیروز است و پرچم انقلاب توسط امام امت به دست مبارک امام زمان(ارواحنا فداه) سپرده خواهد شد ان شاءالله به زودی. به امام بگوید همان طور به امام حسین(علیه السلام) میگوید: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی ظهور المهدی(عج)»( فرازی از زیارت عاشورا.).
هر چه را که انجام میدهی و عمل میکنی منتظر پاسخ دادن باش و پاسخ مناسب برای آن پیدا نما، که به زودی باید جواب آن را دهی. و بدانکه حساب و کتاب و قیامت، پل صراط، میزان، بهشت و دوزخ جایگاهی خطرناک و سخت(در اصل وصیت «سختی».) است مگر برای متقین. بر خود واجب بدانید حفظ و حراست از انقلاب و دفاع از حریم جمهوری اسلامی. دولت و مسئولین را یاری نمایید که خادمند. قلب تپندة امت، پیر جماران، نعمت عظیمه خدا در بینتان را اطاعت و پیروی کامل و محض و بدون چون و چرا کنید، که محک حسینی بودن است. امام را ترازو و شاغول خود بدانید و خود را با آن تنظیم کنید. چشم بر هم زدن[ی] خود را از اهلالبیت و امام جدا نکند که باعث گمراهی و ضلالت است.
وصیتنامه اینجانب علی قصاب زاده(گویا شهید شناسنامۀ خود را از علی قصاب زاده به رمضان علی قصابی تغییر داده است.) فرزند محمد شماره شناسنامه ۷۴۲۸ صادره از دامغان.
وصی پدر عزیزم [است]. مقدار یکسال نماز و دو ماه روزه و مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰ ریال، ده هزار تومان، به عنوان ردالمظالم به نمایندة امام بپردازید. خمس کتب موجود و وسایل موجودم را حتماً بپردازید. موتورسیکلت متعلق به برادر ابوالفضل است و ماشین پیکان، که در کرمان فروشگاه پیکان شماره یک تلفن ۶۶۷۰ است، متعلق به برادر قاسم است. وسایل زندگی را از کرمان به دامغان منتقل نمایید(در اصل وصیت «نماید».) و در اختیار همسرم قرار دهید. مقداری پول بابت تکثیر پوستر شهید حسین به روابط عمومیبدهکارم پرداخت نماید و اجاره منزل را از مهرماه پرداخت نماید.( قسمت پرداخت پوستر و اجاره منزل را پس از آنکه همسر شهید پرداخت کرده، در اصل وصیت خط زدهاند. ضمناً ذیل وسط مبلغ ده هزار تومانی که شهید به عنوان ردّ مظالم تعیین کرده از سوی فردی به نام «محمود الحسینی» جهت رساندن به محل اعلام وصول شده است.) در بزرگ نمودن فرزندم جدیت لازمه را انجام دهید و او را حسینی تربیت نمایید.
سخنی با پدر و مادر عزیزم و مهربانم امیدوارم که سلام ناقابل فرزندتان را بپذیرید و از اینکه سالهاست که باعث رنج و زحمت شما شده است مرا میبخشید. و اینجا اعتراف میکنم که من نتوانستم حقوق شما را ادا(در اصل وصیت «ادعا».) نمایم و امیدوارم که مرا حلال نمایید. ولی این را به شما اطمینان میدهم که تحمل این امور خود یکی از بزرگترین عبادات است. و ان شاءالله تلاش نمایید که هرچه در توان دارید در راه این انقلاب و امام و اسلام هدیه نمایید، که معلوم نیست این توفیق برای همیشه در نزد امت ما باشد. با جان و مال و دادن فرزند و...
خود را در این اجر عظیم الهی شرکت بدهید و این(در اصل وصیت «به این».) توصیه را به همه سفارش نمایید.
پدر عزیزم، از اینکه تربیت تو مرا به راه اسلام و قرآن کشاند و عاقبت مرا به عاقبتی خیر گرداند از شما بسیار متشکرم و امیدوارم که خداوند شما را در ثواب شهیدان راهش شریک و به بهشت اعلایش واصل بگرداند. و تو ای مادرم، که زحمات بسیار زیادی برای من از بدو تولد تا به حال متحمل شدهای که من این را در هیچ شرایطی فراموش نمیکنم و تو مشوق خوبی برای راه یافتن به مسجد و اسلام و قرآن برای من بودی. خداوند این زحمات رافراموش نمیکند وحتماً تو را در ثواب جهادگران راهش شریک میداند. لکن من هم به سهم خود از شما خیلی متشکرم و از شما میخواهم برای آمرزش و مغفرت همه مؤمنین، من الجمله حقیر، و همچنین سلامت امام و پیروزی رزمندگان دعا کنید که خیلی پرفایده است. سخنی با برادران مهربانم: امیدوارم که زحماتی که برای اسلام میکشید در هر جا که هستید خداوند مؤید شما باشد. و از تو ای برادر بزرگوار و عزیزم از اینکه مایه امید برای خدمت به خدا و انقلاب من بودید از شما تشکر مینمایم. و ای برادران عزیزم، از شما هم میخواهم در خدمت به انقلاب و مردم و امام از هیچ کوششی دریغ ننمایید. امیدوارم که خداوند ثواب شهیدان در راهش را نصیب شما بگرداند. سخنی با خواهران مهربانم: امیدوارم که خداوند روحیه زینبی را در شما زنده نگه دارد. و خود را مهیا برای این مسائل بکنید چرا که ان شاءالله این توفیق (انقلاب و امام) تا ابد برای امت ما باقی میماند. و این انقلاب خونهای بسیار زیادی میطلبد. خود را مهیا سازید. فرزندانی تربیت نمایید که مایه خوشبختی و سربلندی شما نزد امیرالمؤمنین(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و امام زمان (عج) باشند. در زندگی از اختلاف بپرهیزید و محیط زندگی خود را با قرآن و اسلام و امام آشنا سازید. سخنی با همسر عزیزم: امیدوارم از اینکه نتوانستم در این مدت همسر خوبی برای تو باشم مرا ببخشید. اگر رنجی و سخنی و یا سختی(در اصل وصیت «سختی که». ) از من دیده و یا شنیدید که مایه رنجش شما شده باشد مرا ببخشید. و امیدوارم که خود را همانند سایر زنان انقلابی و قهرمان، همانند همسر حنظله پیامبر و حنظلههای زمان ما مهیا ساخته باشید. و با دوری من خود را همانند سایر همسران شهیدان بدان و بدآنکه جهاد تو تربیت فرزندمان حسین است که باید همانند حسین(علیه السلام) تربیت شده و خود آماده برای دفاع از حریم اسلام و قوانین قرآن بکند. باید او را حسینی تربیت کنید.
و مهمترین وصیت من به خانوادهام و به تمام مردم حمایت از امام و انقلاب و اسلام میباشد؛ حمایت بی دریغ از روحانیت مبارز کهجداً ما مدیون زحمات اینان هستیم، اینان همچون شهید مطهری(ر.ک. تعلیقات.)، شهید بهشتی(ر.ک. تعلیقات.)، منتظری(ر.ک. تعلیقات.)، خامنهای(ر.ک. تعلیقات.) و... که تمام عمر خود را صرف خدمت به اسلام و ملت ایران کردند و هر کدام دژی و خاری در چشم دشمنان بودند و هستند خصوصاً. حمزه شهید الشهدا، دکتر محمد حسینی بهشتی که به قول امام مظلوم زندگی کرد و مظلوم بود و در هنگام فعالیت برای جمهوری اسلام «فزت برب الکعبه»(سخن حضرت علی (علیه السلام) پس از ضربت خوردن.) را گفت. ای مردم ای عزیزان، اگر میخواهید رستگار شوید بر شما باد به حمایت از انقلاب. اگر میخواهید از شر ابرقدرتها و ابوجهلها[ی] داخلی در امان باشید بر شما باد به حمایت از امام و روحانیت. اگر میخواهید از همه اینان دفاع کنید بر شما باد به عضویت در حزب االله.
حقیر با انجام کارهای فوق انسانی امام و یاری خدا به او، خصوصاً نسبت به دشمنان چه داخلی و چه خارجی، و یاری خدا در جبهه، یاری خدا در برکناری آل بنی امیه یعنی بنی صدر جنایتکار، امید و اطمینان کامل دارم که این انقلاب تا انقلاب امام مهدی(عج) به پیش میرود و امام ما میرزمد. لذا به شما نصیحت میکنم که اگر دنیا را هم میخواهید، ای ضدانقلابیون، شما که برای شکم و نفت، روغن و برنج یک سره نق میزنید اگر دنیا را هم میخواهید بیایید زیر چتر اسلام و امام و به امید بازگشت آمریکا و شاه نباشید.
نکته دیگری که باید به عنوان وصیت بگویم این است که راضی نیستم کسی که با امام و انقلاب مخالف است در مراسم و یا در تشییع و بر سر قبر من بیایید. اگر کسی با این مشخصات بر سر قبر من آمد نفرین خدا بر او باد. هر کس که سر قبر من میآید اول باید به رهبر من امام خمینی معتقد و حامی و طرفدار انقلاب باشد.
نکته دیگر که لازم به تذکر است از پدر و خانوادهام تقا ضا دارم از خرجهای بیهوده امثال سنگ لو ح سنگین، چای و... بپرهیزند، در عوض پول آن را در حساب دولت مکتبی برادر رجایی(ر.ک. تعلیقات.) بریزند. از مال دنیا به آن صورت چیزی ندارم ولی آن مقدار کتاب و موتور را به برادرم ابوالفضل بدهید؛ به امید آنکه از آنان بهره بردارد و در راه انقلاب و امام به کار برد.







