رویکردی رسانه ای به تحلیل ارتباطی امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
رویکردی رسانه ای به تحلیل ارتباطی امر به معروف و نهی از منکر

نویسندگان:ناصر باهنر [۱]،محمدرضا روحانی [۲]

تاریخ دریافت: ۹۳/ ۲ / ۸ تاریخ پذیرش: ۹۳/ ۳ /۲۱

واژه های کلیدی:

امر به معروف و نهی از منکر، رسانه های جمعی، رسانه مطلوب اسلامی، مدل ارتباطی - رسانه ای یاکوبسن، عناصر و کارکردها.

چکیده

امروزه حضور گسترده رسانه های جمعی در جهت دهی به افکار عمومی جهان از واقعیت های انکارناپذیر بوده که دنیای معاصر را تحت تأثیر قرار داده است. این معنا تا بدانجا پیش رفته که عصر حاضر را عصر رسانه ها نامیده اند. در این میان پرداختن به فریضه امر به معروف و نهی از منکر با توجه به جایگاه ممتاز آن در دین مبین اسلام و همچنین در بین سایر فرایض دینی برای رسیدن به رسانه های مطلوب اسلامی حائز اهمیت است. بر این اساس می توان با تحلیل رسانه ای این فریضه الهی عناصر و کارکردهای آن را با توجه به اقتضاهای فرهنگی و اجتماعی معاصر مورد توجه قرار داد. در مدل رسانه ای یاکوبسن برای برقراری ارتباط، شش عنصر اساسی وجود دارد که هر یک از عناصر شش گانه، کارکردهای ارتباطی مشخصی را به خود اختصاص می دهند. گیرنده، کارکرد کوششی، فرستنده، کارکرد عاطفی، پیام، کارکرد زیبایی شناسانه، کا۔ یا رمزگان، کارکرد فرازبانی، بافت، کارکرد ارجاعی و مجرای تماس، کارکرد کلامی در دیدگاه یاکوبسن هر پیام مجموعه ای از کارکردها بوده که یک کار کرد حسب شرایط و بافت، وجه غالب می شود. امر به معروف و نهی از منکر در رسانه های مطلوب اسلامی نه تنها عناصر و کارکردهای فوق را نسبت به یکدیگر و در الگویی همگرا و تعاملی نشان می دهد بلکه وجه غالب رسانه ای یعنی کارکرد انگیزشی مخاطب در مواجهه با پیام را متجلی می سازد.


مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر بر اساس آیات قرآن از خصوصیات بندگان صالح [۳]، شیوه رستگاران [۴] و پیروان پیامبر ختمی مرتبت [۵]، راه و روش مؤمنان که مشمول رحمت خدایند [۶] و به عنوان شاخص بهترین امت و حتی مقدم بر ایمان به خدا معرفی شده است. فخررازی در تفسیر آیه «كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله [۷]، علت تقدم امر به معروف و نهی از منکر را بر ایمان، ممتاز و متمایز بودن آن نسبت به شرایع سایر امم تلقی می کند [۸]. بدین معنا ایمان گر چه قدر مشترک تمام ادیان بوده و هیچ طاعت و عبادتی بدون آن مؤثر نخواهد بود اما در این آیه به واسطه اهمیت ممتاز امر به معروف و نهی از منکر، ایمان به خدا بعد از این فریضه ذکر شده است. در میان برخی علما، اهتمام به این دو فریضه به قدری مورد توجه بوده که امر بر آنان مشتبه شده تا جایی که حتی این فریضه را به عنوان اصول دین معرفی کرده اند استر آبادی، بی تا، ج ۱: ۱۰۰). ااز سوی دیگر در روایت ها، امتیاز امر به معروف و نهی از منکر نسبت به سایر فرایض از اهمیت بالایی برخوردار است چنان که امیر المؤمنين (ع) می فرمایند: «وما أعمال البركلها والجهاد في سبيل الله عند المر بالمعروف والنهي عن المنكر إلا فئة في بحر لج؛ همه کارهای خوب حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در دریای عمیق» [۹]. «نفثه» در لغت یعنی آب دهان اندکی که آن را بیرون اندازند [۱۰]بلکه حتی نه آب دهان که دمیدن لطیفی بدون آب دهان [۱۱]. با توجه به این معنا می توان تعبیری عمیق تر از قطره در مقابل دریا را از امر به معروف و نهی از منکر در نظر گرفت. در حقیقت این دو فریضه، برترین و برجسته ترین نیکیها در دین مبین اسلام هستند.

چراکه همه معروف ها در مقابل آن، ذرهای به حساب می آیند، حتی جهاد در راه خدا. بنابر این امر به معروف و نهی از منکر در میان ادیان، فصل تمیز و تقویم اسلام است و از سوی دیگر در میان فرایض اسلامی بلکه تمام نیکیها و معارف نیز، ممتاز و بی بدیل معرفی می شود. گو اینکه اسلام واژه فرهنگی معروف را در دل این فریضه ناب قرار داد و بدین سان توجه به آداب و سنن را نیز ملحوظ داشت.

معروف از نظر اسلام همان چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه فطرت دور نشده و از حد نظام خلقت منحرف نشده باشند چراکه اسلام، شریعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا کرده است [۱۲]. بدین سان معروف و منکر از نظر اسلام تمام هدف های مثبت و منفی اسلامی را دربر می گیرد [۱۳]. علامه جعفری نیز معروف را آنچه اثری ملایم و هماهنگ با ذات انسانی دارد قلمداد می کند [۱۴]. از این حیث فطرت به عنوان ام المعارف در تبیین معنای معروف و منکر قرآنی نقش محوری دارد، به نحوی که ثقل آداب و رسوم اجتماعی را به سمت خود جذب می کند. بر این اساس امر به معروف و نهی از منکر نیز از آن جهت که معروف و منکر را در خود حل کرده متأثر از فطرت بوده گو اینکه در میان معروف ها نیز ممتاز است.

اسلام به حکم اینکه دینی اجتماعی بوده و محیط مناسب را شرط اصلی اجرای آورده است. لذا همه مردم موظف هستند پاسدار فضیلت ها و نابود کننده نادرستی ها باشند و اساسا بدین معنا، پاسداری از نیکی ها، امر به معروف و ستیزه گری با بدی ها، نهی از منکر نامیده شده است [۱۵].

در اسلام هر فردی علاوه بر اندیشیدن در مصالح خود، نسبت به افراد جامعه و همنوعان خود نیز مسئولیت دارد. هدایت دیگران و امر به معروف و نهی از منکر از جمله مسئولیت هاست. البته طبعا این مسئولیت در عرض مسئولیت خداوند نیست بلکه در راستا و شعاع آن قرار دارد [۱۶]. لذا بسط نیکی ها و طرد بدی ها و بدین سان پیشبرد اهداف اسلام که ذاتا در فریضه امر به معروف و نهی از منكر ملحوظ شده، در واقع همان مسئولیت در برابر جامعه و طبق نگاه دینی، مسئولیت در برابر خداست.

در عصر حاضر با گسترش روزافزون رسانه های جمعی و تأثیر گذاری شگرف آن بر عرصه های گوناگون زندگی بشر، طبعا رسانه بیش از پیش باید به عنوان ابزاری برای نیل بدین مقصود مدنظر قرار گیرد. به عبارت دیگر در رویکرد دینی، رسانه مسئول، ابزاری چگونه در فرایند ارتباطات جمعی و رسانه ای و با محوریت فریضه امر به معروف و نهی از منکر مطرح می شود؟ در این نگاه، رسانه به عنوان ابزار و امر به معروف و نهی از منکر به عنوان محتوای رسانه، ظرف و مظروف یکدیگر بوده و نقشی تبلیغی در جامعه ایفا می کنند. برای دستیابی به چنین رویکردی باید فرایند ارتباط در رسانه را تحلیل کرد چه اینکه بدون شناخت رسانه تطبیق آن با محتوای دینی امکان نخواهد یافت. برای تبیین فرایند ارتباط در رسانه باید بر اساس مدل ارتباطی، اجزاء و کارکرد هر یک از عناصر ارتباطی را مشخص و نهایتا برای تحلیل رسانه اسلامی باید طبق مدل ارتباطی، اجزاء رسانه را با مؤلفه های فریضه مذکور در کنار یکدیگر تبیین کرد. بدین معنا می توان نقش و جایگاه ممتاز پیام دینی، کارگزار رسانه دینی و همچنین جامعه دینی (گروه هدف) را به عنوان سه ضلع تعیین کننده در رسانه اسلامی مورد توجه قرار داد.


عناصر مدل ارتباطی یاکوبسنا

تحلیل فرایند ارتباطی در رویکرد نشانه شناختی یاکوبسن نه تنها با لحاظ عناصر و نقش های هر یک نسبت به یکدیگر بلکه با توجه به کارکردهای اجرای فرایند ارتباط ونیز توجه به بافت های شکل دهنده پیام با محوریت رسانه مطرح شده است. بدین معنا هرگونه ارتباطی، از یک پیام تشکیل شده است که از فرستنده به گیرنده منتقل می شود. این سه عنصر برجسته در انواع مدل های ارتباطی از زمان ارسطو تاکنون دیده می شود. اما بر مبنای نظریه یاکوبسن هر ارتباطی باید سه عنصر دیگر را نیز دارا باشد. بدین سان مدل ارتباطی یاکوبسن در بردارنده شش عنصر سازنده است. پیام باید از طریق رسانه ای فیزیکی یا روانشناختی انتقال یابد. باید در قالب یک کد شکل بگیرد و همچنین باید به یک بافت ارجاع داشته باشد تا پیام درک شود. چنین پیامی حامل مجموعه ای از کدها و زیر کدها فیزیکی یا فکری است که در صورت رمز گشایی از سوی گیرنده، درک و فهم پیام را به گونه ای نسبی ممکن می سازد؛ اما در این میان آنچه این مدل را از بسیاری از مدل های مشابه متمایز می سازد توجه ویژه آن به بافت و زمینه صدور پیام است.

در مدل ارتباطی یاکوبسن برای برقراری ارتباط شش عنصر اساسی وجود دارند که کارکردهای ارتباطی و رسانه ای بدانها مربوط می شوند؛ هر یک از عناصر شش گانه فوق، کارکردهای ارتباطی مشخصی دارند: گیرنده، کارکرد کوششی، فرستنده، کارکرد عاطفی، پیام، کارکرد زیبایی شناسانه، كد یا رمزگان، کارکرد فرازبانی، بافت، کارکرد ارجاعی و مجرای تماس، کارکرد کلامی. در دیدگاه یاکوبسن هر پیام مجموعه ای از کارکردها بوده که حسب شرایط و بافت برقراری ارتباط، یک کار کرد وجه غالب به خود می گیرد.

بر این اساس فرستنده یا گوینده، پیامی را به شخصی یعنی گیرنده می فرستد. پیام در قالب یک کد (مانند زبان انگلیسی) و از طریق یک رسانه مانند کلام منتقل می شود. در این راستا بافت یا بستری که پیام در آن یافت می شود اغلب کمک می کند که معنای آن پیام درک شود (14 :1995 ,Berger). طبق نظر دیوید برلو، معنا در پیام نیست، زبان نیز فاقد معناست. زبان، تنها مجموعه ای از نمادهاست که برای دستیابی به معنا به انسان کمک می کنند. در واقع معنا فقط در انسان ها وجود دارد گو اینکه انسان ها حتی برای کلمه های مشابه، معانی یکسانی ندارند، در هر حال معنا چیز قابل انتقالی نیست بلکه فقط پیام قابل انتقال است [۱۷]. البته ایزوتسو (۱۳۸۱) بر این باور است که واژگان در عین اینکه معنایی في نفسه دارند، معنای نسبی نیز دارند. انسان نه با معنای واقعی که با معنای نسبی واژگان زندگی می کند. اینکه واژگان فی نفسه معنایی واقعی دارند از منظر فلسفی نیز قابل توجه است، چنان که افرادی چون دیویدسون و فرگه [۱۸] بدان پرداخته اند [۱۹]. اما از منظر ارتباطی، معنا در میان طیفی از شبکه معنایی ذهن بر آمده از محیط فرهنگی و همچنین ساختارهای اجتماعی در حرکتی رفت و برگشتی قرار دارد. نسبتی که ثابت نبوده و هر آن ممکن است تغییری ولو نامحسوس را تجربه کند. بنابراین معنا در پیام نبوده بلکه بر اساس دیالکتیکی که بین شبکه معنایی ذهن و نظام اجتماعی و فرهنگی پیرامون رخ می دهد در حال تغییر و تکوین است.

پیام باید از طریق مجرایی به مخاطب انتقال یابد. این مجرای فیزیکی یا روانی، به فرستنده و گیرنده امکان تداوم ارتباط را می دهد. از سوی دیگر، پیام برای اینکه مؤثر و کارآمد باشد باید به موضوع و مصداقی اشاره کند که برای مخاطب قابل درک باشد چه اینکه ارتباط در صورتی محقق می شود که رمزگان مورد استفاده برای طرفين کاملا یا دست کم تا حدی معروف و شناخته شده باشد [۲۰]. مجرای تماس در مدل یاکوبسن، سطوح گوناگون ارتباطات - که مشتمل بر سه عنصر اساسی پیام، فرستنده و گیرنده است - را دربر می گیرد. در مدل یاکوبسن، شش عنصر سازنده جریان ارتباط یعنی پیام، فرستنده، گیرنده، مجرای تماس، رمزگان و بافت محوریت می یابد. هرکدام از این شش عنصر محدودیت ها و قابلیت هایی دارند که در کارکردهای آنها مطرح می شود.

کارکردهای شش گانه مدل یاکوبسن

به گفته یاکوبسن، پیام ها چندین کارکرد دارند. معمول ترین آنها کار کرد ارجاعی است که به محیط اطراف گوینده مربوط می شود؛ اما پیام ها کارکرد عاطفی نیز دارند که احساس فرستنده را بیان می کند. همچنین کارکرد زیبایی شناسانه که با استفاده از آرایه های ادبی، کیفیت و تناسب متمایز کننده ای به پیام می بخشد (15 :1995 ,Berger). در کنار این سه کار کرد که مربوط به فرستنده، پیام و بافت است، بعدها سه کارکرد ترغیبی، کلامی و فرازبانی نیز اضافه شد که عناصر سه گانه مخاطب، رسانه و رمزگان را متمایز می سازند.


١. کار کرد ارجاعی [۲۱]: که جهت گیری پیام به سمت موضوع و مصداق را نمایان می سازد. چنان که اشعار حماسی نقشي قوية ارجاعی داشته چراکه شاعر بیرون ماجرا ایستاده و توصیف گر آن است (یاکوبسن، ۱۳۸۰). انسان در ابتدا هر پیامی را ارجاعی قلمداد می کند (گو اینکه معمولا هم این طور است). ارجاعی یعنی معطوف به شیء یا ایدهای بیرون خودش. بدین معنا بافت یعنی چیزی شبیه به موضوع و مصداق، آنچه که پیام پیرامون آن است.


٢. کار کرد عاطفی [۲۲]: نمایانگر احساس مستقیم فرستنده از موضوعی است که در مورد آن سخن می گوید. به عبارت دیگر این نقش، نمایانگر احساس عاطفی خاصی است که می تواند واقعی یا تظاهر گونه باشد. کارکرد عاطفی در سطوح آوایی کلام نیز معنی می یابد اما لایه صرفأ عاطفی در عبارت های تعجبی قابل توجه است [۲۳]. بنابراین کارکرد عاطفی، روابط بین پیام و فرستنده را نشان میدهد. وقتی فرد ارتباط برقرار می کند علاوه بر اندیشه هایی که درباره مرجع پیام دارد، گاه ممکن است نگرش خود را نیز نسبت به موضوع پیام ابراز کند. اینها تجلی احساسی، شخصیتی و اجتماعی فرد است که فارغ از خصوصیات پیام، موضوعیت دارد. بنابراین می توان کارکرد ارجاعی و عاطفی را به طور همزمان شالودهای مکمل و رقیب در امر ارتباط قلمداد کرد، به طوری که غالبا از کار کرد دو گانه زبان (یعنی عاطفی و ارجاعی) سخن می گویند که یکی شناختی و عینی و دیگری احساسی و ذهنی است. هدف یک رمزگان می تواند، علمی (ضمن خنثی کردن کارکرد احساسی) یا در مقابل زیبایی شناختی ( با دورتر کردن کارکرد عینی و عقلانی مانند رمزگانی چون شعر) باشد [۲۴]. در واقع کارکرد ارجاعی به محتوای پیام ارجاع دارد، به آنچه که فرستنده پیام می خواهد آن را به گیرنده برساند که معنای آن جز با لحاظ کردن بافت و زمینه بروز پیام، قابل دسترس نیست؛ اما کار کرد عاطفی نمایانگر احساس فرستنده است.


٣. کارکرد ترغیبی [۲۵]: رابطه میان مخاطب و پیام را مورد تأکید قرار می دهد، چه اینکه هدف هر پیامی، ایجاد واکنش و انگیزش در مخاطب است. کارکرد ترغیبی پیام برای رسیدن به چنین مطلوبی دو راه در نظر می گیرد: تحریک عقل و احساسات مخاطب. در سطح نخست، پیام در پی تمایزهای عینی، ذهنی و شناختی برای سازمان دادن به کنش فرد است؛ اما در سطح دوم، پیام از طریق رمزگان های اجتماعی و زیبایی شناختی و به منظور جلب مشارکت گیرنده، کارکرد ترغیبی را دنبال می کند. لذا این کار کرد، نقش مهمی در تبلیغ دارد. در این معنا محتوای پیام (کارکرد ارجاعی) در برابر علائمی که مقصود از آنها برانگیختن احساسات مخاطب است رنگ می بازد. این کار از طریق شرطی کردن مخاطب به وسیله تکرار یا از طریق ایجاد واکنش های احساس ناخودآگاه صورت می پذیرد [۲۶]. همانطور که دو جنبه عقلانی و احساسی در کارکردهای دوگانه ارجاعی و عاطفی پیرامون فرستنده موضوعیت می یابد، این دو ساحت در مورد مخاطب به صورت توأمان در کارکرد ترغیبی تجمیع می شود چراکه در حالت نخست، فرستنده، خود ارسال کننده پیام بوده و به موضوع و مصداق خارجی نیز اشاره می کند، لذا از این حیث می تواند کارکرد ارجاعی را مورد تأكيد قرار دهد، همچنین از سوی دیگر، فرستنده می تواند به احساس و عواطف در پیام نیز بپردازد و کارکرد عاطفی را در پیام برجسته کند. *بارزترین نمود کارکرد ترغیبی، وجه امری و ندایی بوده، اما در واقع هر پیامی که مخاطب مدار باشد نقش ترغیبی در آن بیشتر است (یاکوبسن، ۱۳۸۰). وجه امری نیز به همین دلیل در کارکرد ترغیبی مورد توجه قرار می گیرد چراکه به دنبال انگیزش در مخاطب است. حال ممکن است فرستنده نه به وسيله امر و نهی بلکه از طریق دیگری برای برانگیخته شدن مخاطب استفاده کند. خواه از احساس او باشد چنان که در تبلیغات از گذشته تاکنون بسیار از این معنا بهره مثبت و منفی برده اند، خواه از عقلانیت او باشد چنان که غلظت این موضوع در مجالس تعلیم، تربیت، موعظه و خطابه بیشتر بوده، پس کارکرد ترغیبی دامنه دارتر است.


۴. کار کرد زیبایی شناسانه [۲۷]: که تأكید بر خود پیام است. نظم به سبب ماهیتش که بر بنیان فرایند تکرار قرار گرفته است در حافظه مانایی بیشتری دارد. لذا برای اینکه برخی ساخت ها در حافظه بقای بیشتری داشته باشند باید سعی کرد که به صورت منظم آنها را بیان کرد (همان). کارکرد زیبایی شناسانه به واسطه تأكید پیام بر خودش توجه افراد را به سوی الگوهای آوایی سیاق کلام جلب می کند، لذا این کار کرد تنها به هنر و ادبیات منتهی و منتفی نمی شود، چنان که به گفته یاکوبسن، کارکرد زیبایی شناسانه فقط نقش هنرهای کلامی نیست بلکه کارکرد غالب و تعیین کننده آن است. حال آنکه در سایر فعالیت های کلامی (ارتباطی همچون جزء کمکی و فرعی عمل می کند [۲۸]. با این همه، کارکرد زیبایی شناسانه پیام مبهم بوده و دستیابی به آن به سادگی ممکن نیست، حتی چه بسا شکل های ویرانگر قواعد رمزگانی چون هجومی سازمان یافته به زبان روزمره، کار کرد زیبایی شناسانه داشته باشند (احمدی، ۱۳۷۰: ۶۸)، چنان که در راستای نسبیت گرایی و منطق هرمنوتیکی، هنرهای پست مدرن نیز همین داعیه را دارند. بر این اساس صرف شعر با قافیه و وزن، کارکرد زیبایی شناسانه ندارد، بلکه هر آنچه مطابق سلیقه فرد یا افرادی باشد موجب و موجد ارزش ادبی و هنری است. این نگاه گرچه به شدت حس زیبایی شناسی انسان را کاهش داده و محمل انتقادهای گوناگونی بوده اما نشانگر این نکته است که کارکرد زیبایی شناسانه در طول متون رسانه ای، گسترده شده و گاه به صورت وجه غالب و گاه به شکل جنبهای فرعی نمود می یابد.کارکرد زیبایی شناسانه گرچه به حوزه هنر و ادبیات نزدیک است، اما به واسطه وجود حس زیبایی شناسانه در فرستنده و گیرنده، به عنوان عاملی اساسی در جالب و جاذب کردن پیام در سایر متون رسانه ای حائز اهمیت است.


۵. کار کرد کلامی: مربوط به رسانه است. این تأکید بر تماس، موجب مبادله فراوان قالب های زبانی مرسوم می شود، حتی موجب ارتباطی می شود که موضوع آن معطوف به ادامه برقراری ارتباط است. کارکرد کلامی در انواع و اقسام ارتباط به گونه های مختلفی دیده می شود، اما در هر حال هدفی در این ارتباط نیست مگر برقراری ارتباط که احساس هم نوایی و یگانگی را به طرفین می دهد. بدین سان مراسم ها، نطقها و گفتگوهای خانوادگی که در آن محتوای ارتباط اهمیت کمتری نسبت به نفس حضور فرد و تأیید عضویت وی در گروه دارد از این سنخ به شمار می رود. در این کار کرد ارتباطی، حرکت های واحدی تکرار و داستان های واحدی تعریف می شود. این روند برای کسانی که در آن مشارکت دارند - مادامی که در این هم نوایی و همدلی موضوعیت داشته باشند - قابل توجه و جذاب است. در اینجا نیز کارکرد ارجاعی (مربوط به محتوای پیام) حكم ثانوی دارد چراکه اساسا جریان ارتباط هدف دیگری را دنبال می کند، چنان که بسیاری از سخنرانی ها و تشریفات سیاسی، هدفشان ایجاد وحدت همگانی و هم نوایی میان مشارکت کنندگان است [۲۹]


۶. کار کرد فرازبانی [۳۰] :که مربوط به رمز گان پیام است و در زبان روزمره انسان نیزجایگاه ویژه ای دارد. هدف این کارکرد، روشن کردن معنای نشانه هایی است که گیرنده ممکن است دریافت نکرده باشد. بنابراین انتخاب رسانه به این کار کرد مربوط می شود چنان که کادر یک تابلو یا طرح جلد یک کتاب، ماهیت رمزگان آن را به نمایش می گذارد، گو اینکه اساسا عنوان یک اثر هنری نیز بیشتر معطوف به رمزگان آن است تا محتوای پیام [۳۱]. وقتی گوینده بخواهد از مشترک بودن رمزگان اطمینان حاصل کند، در پیام خود به سمت رمزگان جهت گرفته و نقش فرازبانی را برجسته می کند (یاکوبسن، ۱۳۸۰)، لذا این کارکرد در کودکان یا کسانی که در حال یادگیری زبان هستند بیشتر به چشم می خورد چراکه پرسش درباره واژگان در آنها بیشتر از سایرین بوده و کارکرد فرازبانی را در پیام های خود بیشتر نمود می بخشند [۳۲]. از سوی دیگر کارکرد فرازبانی هنگامی در پیام متجلی می شود که در جریان ارتباط، فرستنده پیام، بدفهمی در گیرنده را محتمل بداند، در این صورت تأکید روی رمزگان بیشتر می شود [۳۳]. فرستنده برای برطرف شدن ایهام یا به سمت تکرار در همان نظام رمزگانی می رود یا اساسا رمزگان را به گونه ای تغییر می دهد که مخاطب، معنا و مقصود وی را درک کند، چنان که مکرر اتفاق افتاده که فردی استدلالی را در قالب برهان بیان کرده است اما گیرندگان تا وقتی به این استدلال، چاشنی زیبایی شناسانه ای (مانند شعر) افزوده نشده از درک آن عاجز بوده اند. به هر حال، انتخاب رمزگان مناسب با توجه به عناصر ارتباطی از اهمیت بالایی برخوردار است، چه اینکه مهم ترین ثمره عملی کارکرد فرازبانی، انتخاب رمزگان مناسب برای درک بهتر و بیشتر گیرنده است. ازبدین سان هر یک از عناصر شش گانه مدل یاکوبسن متناظرة کارکردی دارند که با توجه به عناصر پیام مورد توجه قرار می گیرند. کارکرد ارجاعی، معطوف به موضوع و مصداق مورد بحث میان گیرنده و فرستنده است که ظاهرا در عموم ارتباطات از اهمیت ممتازی لااقل برای فرستنده برخوردار است. کارکرد زیبایی شناسانه، معطوف به خودپیام یا به عبارت بهتر ارکان زیبایی شناسانه پیام است مانند کسی که در سخنرانی خود به طور مستمر از ابیات و آرایه های ادبی بهره می برد یا رسانه تصویری که از زیبایی های هنری برای جذابیت محصول خود استفاده می کند. کارکرد کلامی، معطوف به تماس یا همان مجرای روانی یا فیزیکی ارتباط است که مقصود آن صرفا وجود یا عدم وجود ارتباط است، بدین معنا محتوای پیام آن قدر که حضور در جریان ارتباط اهمیت دارد مورد توجه نیست، اما جهت گیری کارکرد فرازبانی به سمت رمزگان بوده و برای رسیدن به اشتراک و رفع ابهام از پیام، مدنظر قرار می گیرد. کارکرد عاطفی، معطوف به فرستنده بوده و بر بیان احساسات و عواطف وی در جریان ارتباط اثر می گذارد، چه اینکه فرستنده، قالب های عقلانی پیام خویش را بر بستر کارکرد ارجاعی مطرح می کند و قالب های زیبایی شناسانه بر کارکرد عاطفی و پیام به گیرنده ختم می شود. کار کرد ترغیبی، انگیزشی یا تشویقی به منظور برانگیختن گیرنده در پیام مورد توجه قرار می گیرد که از طریق تحریک عقل یا احساسات وی دنبال می شود.

اما در این میان توجه و تأكید یاکوبسن به وجه غالب [۳۴] نیز نکته ای است که مدل ارتباطی او را ممتاز کرده و اهمیت آن را دو چندان می کند. وی در مقاله معروف خود به همین نام، پیام را در قالب یکی از شش کارکرد ارتباطی محدود نساخته بلکه معتقد است که هر پیام (کلامی) می تواند از چند کار کرد برخوردار باشد ولی به یکی از این کار کردها گرایش بیشتری داشته باشد، البته در چنین شرایطی یک کار کرد بر سایر کارکردها تقدم می یابد [۳۵]. بدین معنا وجه غالب یعنی محتوای اثر هنری که حاکم، مسلط و دگرگون کننده سایر عناصر پیام است، درست به همان اندازه که یک شعر به کار کرد زیبایی شناسی اش محدود نمی شود، کارکرد زیبایی شناسی نیز تنها به شعر محدود نمی شود بلکه در سخنرانی ها، مقاله ها، روزنامه ها و حتی در گزارش های علمی نیز مورد استفاده قرار می گیرد چه اینکه در آنها گاه به واژگانی برمی خوریم که تنها برای خود به کار رفته اند و مرجعی بیرون از خود ندارند (البته اثر ادبی، کارکرد زیبایی شناسی اش وجه غالب است) [۳۶].

در واقع هر پیامی متشکل از چندین کارکرد و در نهایت یک کار کرد غالب است که جهت گیری پیام را نشان می دهد. حال اگر کسی بدین معنا در برقراری ارتباط بر سطوح گوناگون آن توجه نداشته باشد، چه بسا تلاش کند که هدف خود را محقق سازد اما به واسطه توجه نکردن به قاعده بازی، ناخودآگاه کار کردی غیر از مقصود خویش را برجسته کرده و بدین سان به مطلوب خویش دست نیابد. پرواضح است که وقتی از بسط نیکیها و طرد بدی ها در جامعه دینی سخن می گوییم، اهمیت توجه به عناصر و کارکردهای ارتباطی به خصوص در رسانه های جمعی دو چندان می شود. در این معنا گیرنده پیام، بخش بزرگی از مخاطبان را در بر می گیرد. در این راستا تحلیل ارتباطی و رسانه ای امر به معروف و نهی از منکر که مقصود آن نیز اصلاح فضای فرهنگی جامعه و ایجاد زمینه رشد و تعالی عقلی برای افراد است، با توجه به کارکردهای شش گانه مدل یاکوبسن - که به جنبه های گوناگون پیام توجه می کند - حائز اهمیت بوده و در تبیین جایگاه این فریضه بی بدیل الهی نقش مهمی ایفا می کند.

تحلیل ارتباطی - رسانه ای امر به معروف و نهی از منکر

در یک فرایند ارتباطی در سطوح همواره پیامی وجود دارد که از فرستنده ای به گیرندهای انتقال می یابد. این سه وجه، واضح ترین جنبه های یک ارتباط هستند. اما ارتباط موفق، به سه عنصر دیگر نیز وابسته است. پیام باید در قالب یک کد، از طریق یک تماس (رسانه) و با ارجاع به یک بافت بیرونی انتقال یابد [۳۷].

طبق این عناصر شش گانه، امر به معروف و نهی از منکر نیز با موضوعیت یافتن پیام مورد توجه قرار می گیرد. حال این پیام به طور قلبی، لفظی و عقلی به واسطه تفاوت سطح معرفتی از طریق فرستنده که آمر یا ناهی (مصلح) است به گیرنده انتقال می یابد. از این حیث پیام نیز با سایر پیام های ارتباطی متفاوت و ممتاز است، چراکه پیام در فریضه مذکور یعنی معروف و منکر که طبق تبینی فطری۔ اجتماعی به عادت ها و رسوم جامعه که از مسیر فطرت منحرف نشده باشد اطلاق می شود. لذا پیام از نظر اسلام، تمام هدف های مثبت و منفی اسلامی را دربر می گیرد که حسب آداب و سنن در شکل های متنوعی نمود می یابد. از سوی دیگر، فرستنده نیز در این فریضه صاحب ویژگیهای ممتاز و متمایزی است. آگاهی، بصیرت، قدرت و توانایی تنها جلوه ای از مؤمنان و صالحانی است که اهل توبه و انابه، ستایش و نیایش، عبادت و اطاعت، سیاحت و پند گیری، نماز و زكات بوده و اصلاح خویش را پیوسته سرلوحه اعمال و رفتار خویش قرار داده اند: «كل نفس بما كسبت رهينة؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است» [۳۸]. طبعا وجود صالحان، مهم ترین عامل در نشر نیکی ها و طرد بدی هاست. «کونوا دعاة الناس بغير السنتكم» [۳۹]. لذا در امر به معروف و نهی از منکر صرف نباید فرستنده، گوینده و گیرنده، شنونده باشد، چه اینکه هدف در آن فریضه، تعالی روح و عقل آدمی است. بدین سان عقاید، اعمال و اخلاق مصلح، بر پیام تأثیرگذار است، حال آنکه وی در پی امر و نهی به کسی بر نیامده است. اما گذشته از این مبنا، فعل و قول مصلح نیز مبتنی بر آگاهی و توانایی است لذا بهترین و کارآمدترین راه را برای رسیدن به مطلوب، برمی گزیند، راهی که با حفظ نیرو، بهترین نتیجه را نیز در پی دارد. گیرنده معروف و منکر نیز با مؤمنی است که از سطح معرفتی پایینی برخوردار است یا جاهلی است که نیاز به تعلیم دارد، چنان که امام صادق (ع) فرمودند: «انما يؤمر بالمعروف و نهی عن المنكر مؤمن فيتعظ أو جاهل فيتعلم فأما صاحب سوط و سیف قلا». به فرموده امیر المؤمنين: «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة». آنکه قلبی درسا دارد می تواند قلب نقره ای جاهل یا مؤمنانی به خطا رفته را جلا دهد چراکه از سطح معرفتی بالاتری برخوردار است، اما مصلح نمی تواند کسی را که جواب صلاح را با سلاح می دهد مورد خطاب قرار دهد چه اینکه همواره در کنار طلا و نقره، سنگ نیز وجود دارد که فرمود:

قل كونوا حجارة؛ بگو سنگ باشید» [۴۰]. پس مصلحان باید بر اساس شرایط و اقتضاها، بهترین صورت ارائه پیام را انتخاب و بهترین وسیله انتقال آن را گزینش کنند. حال این معنا می تواند با نصیحت و توصیه همراه باشد چنان که طبرسی، تواصی را در سوره عصر دلالت بر لزوم و وجوب امر به معروف و نهی از منکر میداند [۴۱]یا با تعلیم و موعظه یا... لذا باید قالب پیام بر اساس آگاهی و توانایی، تدقیق و تطبیق داده شود. چه بسا مصلح بتواند، معروفی را در قالب سخنرانی منتج کند اما همان معروف در قالب رسانه ای چون تلویزیون نتیجه ای معکوس دربر داشته باشد یا اینکه مصلح، منکری را در قالب شعر، طرد کند که همان معنا در نظام رمزگانی چون عکس، فسادی به مراتب بیشتر به دنبال دارد. لذا باید توجه داشت که مجرای تماس (روانی یا فیزیکی مثل رسانه از اهمیت بالایی برخوردار است چه اینکه مجرای تماس در ارتباطی تنگاتنگ با بافت و زمینه تحقق امر به معروف و نهی از منکرباشد که بیان آن در جمع موجب جری شدن خاطی می شود، از سوی دیگر برخی منکرها باید در جمع گوشزد شود تا موجب بصیرت افزایی در جماعت شود، حال بیان چنین معنایی در خفا، اثربخشی آن را کم کرده و گروه هدف را نیز کاهش می دهد.

امر به معروف و نهی از منکر در رسانه های جمعی

فرستندگان در رسانه اسلامی مجتمع بر افرادی هستند که صلاحیت انجام این فریضه را نه تنها به تنهایی دارند بلکه از لحاظ تشکیلاتی و روحیه تعاون و همکاری هم صاحب قابلیت های ممتاز هستند چنان که فرمود: «تعاونوا على البر والتقوى» [۴۲]. چنین افرادی ضمن توجه به بصیرت علمی و عملی، بهترین امکانات و تجهیزات را ازحيث ساختار و محتوا تأمین کرده و زمینه تعالی رسانه اسلامی را فراهم می آورند. وقتی متصدیان چنین اموری، افرادی مسلمان، مؤمن و متقی باشند به تعبیر شهید مطهری پیرامون ادارة حسبه) مردم نیز وظیفه شرعی خود می دانند که آنان را کمک کرده و تقویت کنند چه اینکه پایه دینی و صبغه مذهبی این ارگان، احترام دینی مردم به ایشان را در پی داشت [۴۳]به هر حال نمی توان انتظار داشت اصحاب رسانه از افرادی ناصالح تشکیل شده باشند و در عین حال نتیجه آن رسانه طبق موازین و معارف دینی انجام پذیرد. اصحاب رسانه اسلامی از خلفای خدا و رسول (ص) بوده و راه انبیا و صالحان را ادامه می دهند گو اینکه: «... وما كنت خذ المضلين عضدا؛ ..... من آن نیستم که گمراه گران را همکار خود بگیرم» [۴۴]. خداوند از میان گمراهان، یاران خود را انتخاب نمی کند. در واقع زندگی فردی و اجتماعی کسی که مسلک نامطلوبی دارد در آثارش نیز نمود می یابد. این اثر یا در قوس صعودی (عقاید و اندیشه ها) یا در قوس نزولی (اولاد و نسل وی) نمایان می شود. چنان که قرآن کریم می فرماید: «قل كل يعمل على شاكلته؛ بگو هر کس بر حسب ساختار آروانی و بدنی خود عمل می کند و پروردگار شما به هر که راه یافته تر باشد داناتر است» [۴۵] یعنی هر کسی بر اساس سیرت خود عمل می کند.

رسانه های جمعی با گستره بسیاری از مخاطبان روبرو است که هر یک در سطحی از معرفت قرار داشته و هر کدام نیاز به نوعی خاص و مرحله ای مشخص از مراتب امر به معروف و نهی از منکر دارند. از این حیث اقدام های رسانه اسلامی پیچیدگی خاصی نسبت به سطح فردی آن دارد چراکه در سطح فردی، مصلح با دامنه مشخص تری از مخاطبان روبرو بوده و حسب مورد، سطح معرفت بخشی را برای ایشان تعیین می کند (مانند جلسه های موعظه). مخاطبان رسانه در یک سطح از عقل و آگاهی نیستند پس القای مفاهیم واحد در یک قالب، سودمند نخواهد بود. بدین معنا گرچه تفاوت انسان ها از ضروریات خلقت است: «أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوبا وقبايل التعارفوا؛ ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبيله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید» [۴۶]، اما پیامبران الهی نیز در رویکرد اصلاحی خویش این مطلب را در نظر گرفته اند تا آنجا که حضرت ختمی مرتبت (ص) می فرمایند: « إنا معاشر الأنبياء (نحن معاشر الانبياء) أن نكلم الناس على قدر عقولهم؛ شیوه ما پیامبران این است که با مردم به اندازه عقل ایشان سخن می گوییم» [۴۷]. بنابراین باید افراد را بر اساس سطح عقل و آگاهی و نیازشان در استوانه ای مدرج متصور شد «وقد خلقكم أطوارا» [۴۸] که از پایین ترین تا بالاترین حد آن، مخاطب رسانه هستند و گرایش فطری و درونی همگی آنها به سمت کمال میل دارد نه به سمت نقص. لذا مصلحان رسانه ای باید طبقات اجتماعی را بر اساس سطح معرفت آنها طبقه بندی کرده و نه تنها رسانه ها بلکه نظام های رمزگانی متنوعی را (در رسانه ها) مورد توجه قرار دهند. در این رویکرد دو نکته حائز اهمیت است: اول، محتوای رسانه ای طبق یک هدف واحد و کلی با رسانه ها و رمزگان های متفاوت صورت می پذیرد. دوم، به خاطر اهمیت یافتن تنوع مخاطبان، اقتضاهای اقلیمی (جغرافیای فرهنگی نیز در این رسانه ها مد نظر قرار می گیرد چه اینکه آداب و رسوم حتی در حوزه فرهنگی واحد (مانند تشیع ایرانی فراوانی بالایی دارد پس توجه به ظرایف این معنا حائز اهمیت است.

با این رویکرد می توان فرهنگ های گوناگون را بر اساس عناصر موجود در آداب و سنن ایشان در رسانه های گوناگون لحاظ کرد و از طرف دیگر خصایص معروف فرهنگی را در مورد هر جماعتی بدون مضمحل کردن آن در فرهنگ رسمی مدنظر قرار داد. بدین سان اصحاب رسانه باید بر مبنای آگاهی و توانایی، بهترین امکانات و تجهیزات را برای تحقق این معنا دنبال کرده و در راستای گسترش اهداف نیک و والا مطلوب و ثمربخش پیام، توجه به رسانه و رمزگان آن از الزام های رسانه اسلامی به شمار می رود. چه بسا گروهی هم فرهنگ، پیام واحدی را در دو نظام رسانه ای یا دو نظام رمزگانی به گونه ای متفاوت درک کرده و بدان بپردازند. پس اصحاب رسانه باید در انتخاب بهترین رسانه و رمزگان که احتمال تأثیر را افزایش و احتمال فساد را کاهش می دهد تحقیق کرده و کارآمدترین شیوه را تعیین و در جهت ایجاد مقتضی و رفع مانع آن تلاش کنند.


عناصر ارتباطی در رسانه مطلوب اسلامی

بی شک توجه و تأکید بر نقش فرستنده و گیرنده در رسانه اسلامی خصیصه ممتاز پیام را نیز نشان می دهد، گو اینکه آنچه برای فرستنده مهم است همان انگیزش گیرنده به سمت معروف یا طرد منکر است. لذا اساس چنین ارتباطی فارغ از چگونگی ارائه و دریافت، برانگیختن مخاطب با محوریت معروف و منکر است. علامه طباطبایی می گوید معروف از نظر اسلام همان چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که مبتنی بر فطرت الهی خویش عمل می کنند. به تعبير آیت الله جوادی آملی، انسان، دارای دو بوستان ملکوتی است: یکی را خدا سرسبز کرده و دیگری را برعهده آدمی گذاشته است. فطرت همان بوستان سبز الهی است که در بخش ادراکی جز خدا را نمی شناسد و در بخش عملی نیز جز به عدل و انصاف گرایش ندارد؛ اما بوستان دوم سرزمین خالی و بایری است که خداوند اختيار آن را به انسان واگذار کرده است چنان که می فرماید: «والله أخرجكم من بطون أمهاتكم لا تعلمون شيئا» [۴۹]. هدایت انبیا و خلفای ایشان به منظور اصلاح افراد در هر دو بوستان موضوعیت دارد. مصلحان در بوستان فطرت، شکوفایی قوه عقل عملی را مدنظر دارند و نتیجه آن غبارروبی از نفس زكيه بشر بوده که به واسطه نفسانیات، دفن شده است. به عبارت دیگر وجود الهام توحیدی، دائمی است و حتی اگر نادرست استعمال شود، قوه الهام بخش بشر که نیکی و بدی را به انسان معرفی می کند، فعال می شود و علم و عمل انسان را متأثر می سازد. در بوستان دیگر نیز آدمی با بهره گیری از هدایت انبیا می تواند درونش را با نور علم روشن و درجه بلند صالحان را طی کند. حال اگر پرورش این بوستان به دست بیگانه باشد جز میوه های تلخ و علف هرز ثمره دیگری نخواهد داشت [۵۰] در همین راستا، پیام در رسانه یا به جلوۂ ثابت حقیقت انسانی مرتبط است الهام های الهی و فطری که جهان شمولی چنین پیامی و دامنه ارائه آن گسترده و وسیع است یا به جلوه متغير حقیقت انسانی مربوط است که کیفیت زیست، مسکن، خوراک، پوشاک، روابط فردی و اجتماعی و... و در یک کلام آداب و رسوم را مدنظر قرار می دهد و دایره ضیق تری را در بر می گیرد، چراکه مخاطبان به حسب شرایط و اقتضاها از تنوع فرهنگی برخوردارند.

کرنسی برخوردارند. امت صالح و مصلح رسانه اسلامی، پیام متنوع و گسترده خویش را جز از مجرای مناسب و رمزگان متناسب نمی تواند به مخاطبان وسیع رسانه انتقال دهد، گو اینکه نقش بافت و زمینه نیز در درک چنین معنایی حائز اهمیت است. لذا توجه به این سه مقوله از رئوس بصیرت علمی و عملی به شمار می رود. بدین معنا رسانه اسلامی به واسطه تحولات فرهنگی معاصر و تأثیر شگرف رسانه ها بر عقاید، اخلاق و اعمال مردم،جایگاه ممتازی می یابد. گرچه پیام های دینی متنوع هستند اما رسانه ها و رمزگان نیز متکثر و قابل توجه اند. رسانه اسلامی به دلیل وجود این تنوع و تکثر، نیازمند سه گروه است که ضمن داشتن شرایط امر به معروف و نهی از منکر، در زمینه ای خاص به فعالیت می پردازند: گروه متخصص (هسته مرکزی)، گروه فنی (بازوی سخت افزاری) و گروه تولید و پخش (بازوی نرم افزاری). متخصصان فرهنگ و رسانه، هسته اصلی چنین رسانه ای را تشکیل می دهند. آنچه مرکز ثقل این گروه را تشکیل می دهد، متخصصان ارتباطات (ارتباطات جمعی(نشانه شناسی)) هستند که تشخیص و ترجیج رسانه ای بر رسانه دیگر یا نظام رمزگانی بر نظام رمزگان دیگر را بر اساس معروف و منکر (پیام)، شرایط و اقتضای زمانی و مکانی (بافت) و سطح معرفتی مخاطبان گیرنده مورد توجه قرار می دهند. پرواضح است که لازمه پیام احساسی یا عقلانی، علاوه بر تفاوت رسانه ای، حسب مورد تفاوت رمزگان را نیز در بر دارد. مثلا تحقیقات نشان داده: تلویزیون به عنوان وسیله اصلی برای نمایش زیبایی شناختی و نه به عنوان وسیله رایج برای نشان دادن عین واقعیت کار می کند» [۵۱]. تشخیص جایگاه هر پیام در رسانه و رمزگان متفاوت بر پایه بافت آن، بر عهده خرده امت متخصص است. گروه فنی، حد واسط و واصل میان متخصصان و اصحاب تولید است که تجهیزات و امکانات مورد نیاز را طبق تصمیم خردهامت فوق مهیا می کند. به نظر می رسد بر اساس رابطه عمیقی که میان مفاهیم دینی وجود دارد، نظام مالی - اقتصادی زکات و نظام فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر می توانند در یک راستا قرار گرفته و به اثربخشی یکدیگر کمک کنند چه اینکه فرمود: «الذين إن ماهم في الأرض أقاموا الصلاة وآتوا الزكاة و أمروا بالمعروف ونهوا عن المنكر» [۵۲]و اصحاب تولید و پخش نیز طبق تصمیم خرده امت متخصصان در مورد پیام، رسانه و رمز گان مطلوب و با استفاده از تجهیزات مورد نیاز، پیام را تولید و پخش می کنند.

کارکردهای ارتباطی در رسانه مطلوب اسلامی

در یک تحلیل ارتباطی، پیام در امر به معروف و نهی از منکر حیثیت کلان دارد، اما متشکل از خرده پیام هایی نیز است. این پیام ها در کنار یکدیگر مجموعه ای از کارکردهای مرتبط با پیام را به نمایش می گذارند. از سوی دیگر در میان همین خرده پیام ها یک وجه غالب نیز وجود دارد. به عنوان مثال غالب پیام کسی که در انتخابات شرکت می کند به کارکرد کلامی منتهی می شود، چرا که نفس حضور به هم رساندن و بنابراین می توان هر پیام کلانی را به خرده پیام هایی تقسیم کرد که کارکردهای متفاوتی دارند اما یکی از آنها وجه غالب پیدا می کند. بدین سان هر کدام از عناصر فوق به سبب وجود کارکردهایی، از سایر عناصر متمایز می شوند اما به هر حال هدف رسانه اسلامی، اصلاح فضای فرهنگی جامعه به سمت نیکی هاست، زمینه ای که برای بهره برداری از گنجینه ها و دفینه های عقلی ضرورت داشته و مسیری جز بسط خوبی ها و طرد زشتیها طی نمی کند. از این حیث نیز گرچه پیام دینی متشکل از خرده پیام های متعددی است که هر یک کارکردی مخصوص به خود داشته اما گاه در طول یکدیگر و گاه در عرض هم قرار می گیرند. در هر صورت یک وجه غالب در پیام وجود دارد که جهت گیری پیام را نمایان می کند. وجه غالب در امر به معروف و نهی از منکر را می توان در دو سطح مورد توجه قرار داد: روبنا که کارکرد ارجاعی بوده و معطوف به معروف و منکر است و زیربنا که همان کارکرد ترغیبی است و هسته اصلی را شکل می دهد. در واقع این فریضه میخواهد در مخاطب، انگیزشی نسبت به معروف یا منکر ایجاد کند.

شاخصه کارکرد ترغیبی در امر به معروف و نهی از منکر، وجه امری و موجب انگیزش گیرنده است، اما همان طور که بیان شد هر دو به معنای انحصار امر و نهی در کارکرد ترغیبی یا امر به معروف و نهی از منکر است. چرا که آنچه در هر دو مهم بوده اثر گذاشتن بر مخاطب در راستای مقصود و مطلوبی معین است. هدف رسانه مطلوب اسلامی تأثیر گذاشتن بر افراد به منظور اصلاح فضای فرهنگی جامعه برای جلوگیری از تأثير فساد بر روح افراد است، در این معنا رسانه بر پایه آگاهی و توانایی، تحریک عقل یا احساسات مخاطب را مورد توجه قرار میدهد که پیام در سطح نخست، در پی تمایزهای عینی، ذهنی و شناختی و در سطح دوم، در پی جلب توجه گیرنده از طریق رمزگان های اجتماعی و زیبایی شناختی است. بی شک در این معنا استفاده از رسانه و رمزگان مطلوب، اهمیت زیادی دارد چون محتوایی عقلانی در ظرفی عاطفی یا محتوایی عاطفی در ظرفی عقلانی خلاف اقتضای این فریضه است چراکه نه تنها بهترین راه برای ارائه پیام انتخاب نشده بلکه سوء تدبیر در این امر حتی ممکن است به نتیجه ای معکوس مبدل شود. توجه به چنین مبنایی در فریضه ای که تعبدی محض نبوده و نتیجه گرایی، ثقل اصيل آن را تشکیل می دهد، جایگاه مهمی به خود اختصاص می دهد.

کارکرد ارجاعی، جهت گیری پیام به سمت موضوع و مصداق را نشان می دهد. توجه به معروف و منکر در رسانه اسلامی هدف مهمی تلقی می شود. به عبارت دیگر آنچه انگیزش مخاطب را مقصود می سازد در کارکرد ارجاعی تجلی پیدا می کند. نکته حائز اهمیت در مورد کارکرد ارجاعی، توجه به بافت به عنوان شکل دهنده درک گیرنده از پیام است. پیام برای اینکه مؤثر و کارآمد باشد باید به موضوع و مصداقی اشاره کند که برای مخاطب قابل درک باشد. در این معنا رسانه، مخاطب را به خرده پیامی ارجاع می دهد که نیاز او را بر پایه سطح معرفتی وی بر طرف می سازد و منوط به در نظر گرفتن اقتضا و شرایطی است که برای انتقال چنین معنایی لازم باشد. باید توجه داشت که کارکرد ارجاعی به واسطه نسبتی که با معروف و منکر دارد هم عرض سایر کارکردهای ارتباطی قرار نمی گیرد. در این رسانه، کارکردهای ترغیبی و ارجاعی در یک راستا و مکمل یکدیگر هستند و تأکید بر کارکردی دیگر غیر از دو کارکرد فوق موجب دست نیافتن به هدف مطلوب در این زمینه می شود.

کارکرد عاطفی، احساس مستقیم فرستنده را از موضوع پیام نشان می دهد. مراحل امر به معروف و نهی از منکر ارزش والایی به این کارکرد می دهد. به تعبیر شهید مطهری، مسلمان باید ابتدا از منکرها تنفر و انزجار داشته باشد، یعنی باید ریشه ای دراعراض و بی اعتنایی کند که این خود، نوعی تنبیه است. معنای مورد نظر شهید مطهری، در روایتی از امیرالمؤمنین(ع) نیز حائز اهمیت است: «أمرنا رسول الله (ص) أن نلقى أهل المعاصي بوجوه مكفهرة» [۵۳]. از این حیث مصلح حتى اگر گفته ای را بر زبان جاری نسازد باز هم این کارکرد در ارتباط با اهل معاصی لحاظ شده است. به هر حال گرچه در این محمل نمود بارز کارکرد عاطفی در ارتباط انسانی ظهور و بروز می یابد اما این بدان معنا نیست که در متون رسانه ای نمودی نداشته باشد، چون متون نیز به تعبير متز حاصل هم نشینی رمزگان های بسیار است [۵۴]. بدین معنا لایه های گوناگون متن در نظام های رمزگانی مختلف نمایان شده و این تداخل در نهایت منجر به کارکردهای ارتباطی متنوع می شود. به عنوان مثال، کارکرد عاطفی تصویری که دو شخصیت را در حال ابراز احساس نفرت نسبت به یکدیگر نشان می دهد، در گیرنده پیام قابل درک خواهد بود این در حالی است که علاوه بر کل نظام رمزگان این تصویر، هر کدام از آن شخصیت ها نیز نسبت به یکدیگر در جایگاه فرستنده هستند. این موضوع در رسانه هایی چون تلویزیون و سینما که لایه های متعددی دارند قابل توجه است. از این حیث کارکرد عاطفی در رسانه اسلامی نیز وجود دارد و برای گیرندگان پیام قابل درک است.

کارکرد زیبایی شناسانه بر زیبایی های خود پیام تأکید می کند. این کار کرد گرچه در هنر و ادبیات بیشتر جلب توجه کرده و وجه غالب را می سازد اما در سایر فعالیت های ارتباطی و رسانه ای نیز قابل توجه بوده و در کنار سایر کارکردها اهمیت دارد. یاکوبسن بر این باور است که خطابه سخنران، مکالمه های روزمره، مقاله های روزنامه ها، آگهی های رساله های علمی و غیره همه و همه می توانند از ملاحظه های زیبایی آفرینی برخوردار باشند( ۱۳۸۰: ۱۰۹). بدین معنا که به نقش زیبایی آفرینی اهمیت داده و واژگان را برای اهداف خود (پیام) به کار برند و آن را صرفا ابزاری ارجاعی ندانند.

این کار کرد، ریشه ای فطری داشته و نه تنها در حوزه ارتباطات بلکه در سایر شئون زندگی نیز همواره مورد توجه بشر بوده است. به طور فطری در انسان گرایش به جمال و زیبایی به معنای زیبایی دوستی و زیبای آفرینی که نامش هنر است وجود دارد. بدین معنا انسان گرچه خانه خود را در درجه اول برای محافظت از گرما، سرما و ... می سازد اما همیشه آن را با حس زیبایی خویش نیز می آمیزد [۵۵]. برای انسان وجه غالب در ساختن خانه، محافظت و امنیت است؛ اما برای اینکه بتواند در آن زندگی مطلوب و جذابی داشته باشد به زیبایی آن نیز توجه می کند تا جایی که حتی بیرون خانه را نیز زیبا و چشم نواز می سازد. حس زیبایی در تمام وجوه زندگی انسان وجود داشته تا جایی که همواره عده ای را پیرامون خود جمع کرده است، افرادی چون شعراء، مغنيان، نقاشان، خطاطان و .... این معنا در ارتباطات و رسانه های امروزی نیز حائز اهمیت است. در این معنا گر چه کار کرد ارجاعی غلبه بیشتری دارد اما اثربخشی پیام بدون وجود چنین کارکردی تأمل برانگیز است. این مهم در رسانه مطلوب اسلامی نیز ذیل شرایط آگاهی، توانایی و احتمال تأثیر حداکثری تبیین می شود. در واقع همان طور که امام خمینی (ره) (۱۳۷۷)، بیان شیرین، رفق و مدارا و حسن خلق را برای اثربخشی، چاشنی امر به معروف و نهی از منکر قلمداد می کند، این معنا در رسانه نیز شنیداری یا دیداری، نوشتاری یا تصویری) حتی اگر گیرندگان آن گسترده تر باشند، ملحوظ می شود. لذا اصحاب رسانه، رمز گان مطلوب را بر اساس رسانه، پیام، بافت، شرایط و اقتضا گیرندگان انتخاب کرده و برای تعالی و اثربخشی بیشتر، در کنار گروه فنی و تولید و پخش تلاش می کنند.

اما نکته دیگری که در هر دو سطح امر به معروف و نهی از منکر حائز اهمیت است، مربوط به فرستندگان پیام یعنی مصلحان است. وجود چنین افرادی در جامعه، مهم ترین عامل در نشر نیکیها و طرد بدی هاست، چنانکه فرمود: «کونوا دعاة الناس بغير السنتكم» [۵۶]. لذا در این فریضه نباید برای زبان بیش از اندازه ارزش قائل شد، چنان که مرتضی مطهری در تقبیح این نگاه می گوید: «(ما) از زبان بیش از اندازه انتظار داریم و از گوش مردم هم بیش از اندازه انتظار داریم و می خواهیم تنها با زبان و گوش همه کارها را انجام دهیم» [۵۷]. لذا مصلح رسانه همان طور که به طور قلبی، لفظی و عملی به این فریضه متعهد بوده و پیام هایی را در این راستا به گیرندگان ارسال می کنند، از طرف دیگر خود نیز به مثابه پیام در جلب گرایش زیبایی دوستی افراد و بسط نیکی در جامعه پیشگام هستند. چنین مؤمنانی در سیر تکاملی خود، به صلاح خویش و دیگران اندیشیده و به مرتبه ای می رسند که صلاح آنان در عین حال مصلح بودن برای دیگران است. قرآن کریم نیز برای مؤمنان درجه هایی بیان فرموده است: «أوليك هم المؤمنون حقا لهم درجات عند ربهم» [۵۸] چنان که به واسطه همین درجه ها برخی بر برخی دیگر ترفیع و تفضیل یافته: «رفع بعضكم فوق بعض درجات» [۵۹] و با عمل صالح به درجه های بالا دست می یابند: «ومن ياتو مؤمناقد عمل الصالحات فأولك لهم الدرجات العلى» [۶۰] و به جایی می رسند که در جه ها را پشت سر گذاشته، پس از این خود، درجه ساز می شوند: «هم درجات عند الله» [۶۱].

بدین معنا افراد در ابتدای امر دارای درجه هستند اما در اواخر، مبدل به عين ملكات و متن درجه کمال می شوند [۶۲]. مصلحان در این مسیر تکاملی نه تنها در درجه ها و مراحل امر به معروف و نهی از منکر مرسل پیام بلکه خود پیام بوده و بدین سان ضریب تأثیر گذاری را افزایش می دهند. لذا در رسانه، جایگاه الگوهای اخلاقی حتی فارغ از اصحاب رسانه بر پایه کارکرد زیبایی شناختی، ممتاز وبی بدیل است چه اینکه کارکرد مذکور بر زیبایی و آرایی پیام به خود تکیه دارد.

مقوله الگوهای اخلاقی در رویکرد فضیلت گرایی، در مقابل نگرش مسئله محور وظیفه گرایی و سودگرایی) قرار می گیرد. در فضیلت گرایی سؤال اصلی این نیست که من باید چکار کنم؟»، بلکه سؤال این است که «چگونه انسانی باید بشوم؟» در این راستا مکینتایر (از بزرگ ترین فلاسفة فضیلت گرا در اخلاق)، أعمال را عرصه ظهور فضیلت ها قلمداد می کند. بدین معنا افرادی که تجسم فضائل اند الگوهایی هستند که با نمونه عمل خود (و نه با حکم خود به همه ما می آموزند اخلاقی بودن یعنی چه؟ زندگی آنها الهامی است برای ما تا زندگی بهتری داشته باشیم و افراد بهتری باشیم ( 2009: 123 - 124 , Wilkins). حال به واسطه گرایش فطری انسان به زیبایی دوستی و با موضوعیت یافتن الگوهای اخلاقی در رسانه مطلوب، مجددا توجه به رسانه و رمزگان مطلوب، در کنار جایگاه اصحاب رسانه اسلامی اهمیتی مضاعف می یابد. بدین معنا نمایش فضائل اخلاقی در رسانه در مقابل نمایش جلسه های گزاره های اخلاقی (مثل وعظ و خطابه) قرار گرفته است. به عبارت دیگر گرچه رسانه های امروز برای جلب مخاطبان، قوه غضب و شهوت را مورد توجه قرار می دهند اما در مقابل این جنود جهل، رسانه اسلامی می تواند فطرت انسان را مخاطب اصلی خود قلمداد کند [۶۳]. بر این اساس طبق ویژههای ممتاز رسانه ها و رمزگان های آنها باید کاراترین و پرانگیزش ترین مسیربرای تحریک عاطفه و عقل گیرندگان مورد توجه قرار گیرد.

دو کارکرد فرازبانی و کلامی علاوه بر اینکه در سطح نخست امر به معروف و نهی از منکر جایگاه ویژه ای دارند، در رسانه اسلامی معطوف به این فریضه نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. کارکرد فرازبانی مربوط به ماهیت رمزگان پیام می شود، بدین معنا که گاهی اوقات پیام، توضیح و تشریح رمزگان است، بر این اساس باید توجه کرد که این کارکرد هنگامی در پیام آشکار می شود که در جریان ارتباط، فرستنده پیام، بدفهمی گیرنده را محتمل بداند، لذا انتخاب رسانه مناسب نسبت به این کار کرد، جنبه پیشینی دارد، اگر رسانه به درستی انتخاب شود ابهام در رمز گان نیز قابل اجتناب خواهد بود اما جنبه پسینی آن زمانی است که این ابهام اتفاق می افتد، در آن صورت فرستنده برای رفع ایهام یا به سمت تکرار در همان نظام رمزگانی می رود یا اساسا رمزگان را به گونه ای تغییر می دهد که مخاطب، مقصود وی را درک کند. به هر حال رسانه وقتی با ابهام و تردید گیرندگان مواجه می شود، راه حل را در ابهام زدایی می یابد نه ابهام آفرینی مضاعف! امیر المؤمنين (ع) خطاب به مالک اشتر می فرمایند: و إن ظنت الرعي بك كيف فاضح لهم بعذرك و اغد عنك ظنونهم بإصار فائ في ذلك رياضة منك فسيك و رفقا برعك و إعذارا تبلغ به حاجتك من تقويمهم على الحق، و هر گاه مردم به تو شک (بدگمانی) کردند، عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی نجاتشان ده، که این کار ریاضتی برای خودسازی تو و مهربانی کردن نسبت به رعیت است و این پوزش خواهی تو، آنان را به حق وامی دارد [۶۴]. و رسانه اساسا یکی از نقاط بحرانی ابهام زایی و ابهام زدایی در سطح وسیع گیرندگان است. بنابر این گاه ابهام مربوط به کارکرد ارجاعی و گاه مربوط به کارکرد فرازبانی می شود که در هر در صورت تاکتیک رسانه مطلوب، ابهام زدایی و تفصیل حتی «اعدل عنك ظنونهم بإصارک) خواهد بود. البته نباید فراموش کرد که مبتنی بر جنبه پیشینی کارکرد فرازبانی، جایگاه متخصصان در جلوگیری از ابهام در رمزگان غیرقابل انکار است.

کارکرد کلامی هنگامی که احساس هم نوایی و یگانگی را به طرفین می دهد به مجرای تماس محوریت می بخشد. اهمیت این هم نوایی در این کار کرد به نحوی است که مالینوفسکی نام آن را کارکرد همدلی نهاده است. پس در یک نگاه کلی می توان برخی پیام ها را در نظر گرفت که عمدتا برای برقراری ارتباط، ادامه یا قطع آن، بازبینی رسانه، جلب توجه مخاطب با اطمینان از ادامه ارتباط مورد توجه قرار می گیرد. بدین سان واضح است که کارکرد کلامی، بخشی از آداب و رسوم بوده و اولین نقشی است که کودکان می آموزند. به عنوان مثال وقتی فرد از آن سوی تلفن می گوید: «... الو صدایم را می شنوی» یا می گوید: «گوش می کنی چه می گویم» یا واجها و واژه هایی را به معنای تأیید جریان ارتباط به کار می برد، پیام، کار کرد کلامی دارد [۶۵]. در این معنا، مناسک و آیین های جمعی متأثر از این کار کرد هستند گرچه تنها بدین کار کرد منتهی نمی شوند. این کارکرد گرچه در سطح نخست امر به معروف و نهی از منکر موضوعیت ویژه ای دارد مانند مجالس عزاداری، اما به نظر می رسد به صورت غیر مستقیم در رسانه نیز کارایی بیشتری دارد. بدین معنا با وجود اینکه کارکرد کلامی در آیین هایی چون عزاداری ها و اعیاد، تکایا و حسینیه ها، نمازهای جمعه و جماعت، تعزیه و نمایش های خیابانی، سخنرانی ها و تشریفات عقیدتی و... یکی از کارکردهای مهم ارتباطی به شمار می رود، اگر هدف بسط ارزش های مثبت در جامعه است، اگر بصیرت علمی و عملی ایجاب می کند که بهترین و کارآمدترین راه حل انتخاب شود، رسانه مطلوب می تواند در کنار کارکردها و قالب های متنوع خود، انگیزش افراد برای حضور در این آیین ها را مورد تأکید قرار دهد. از آنجا که این آیین ها نقش به خصوص خود را داشته و بدین معنا موجب بسط نیکی و دستیابی به هدف های والا می شود، جایی که رسانه و رمزگان مدرن نمی تواند کارکرد کلامی داشته باشد، کارکرد انگیزشی برای حضور در این آیین ها و مناسک را می تواند به یاری کارکرد کلامی بطلبد. طبق سیستم ارتباطی متعامل سنتی - مدرن، رابطه رسانه های مدرن با ارتباطات سنتی هم گرا و مکمل یکدیگر بوده و کانال های ارتباطی گوناگون با یکدیگر هم پوشانی دارند، لذا در این معنا محتوا و نقش ها در هر دو ساحت با یکدیگر هم گرا هستند [۶۶].

این همگرایی در سیستم ارتباطی متعامل ستی - مدرن جایگاه مهمی داشته و در مقام تعادل میان رسانه های مدرن و ارتباطات ستی بر می آید؛ اما همگرایی در رسانه مطلوب اسلامی با توجه به عناصر شش گانه ارتباط و وجوه کارکردی هر یک، مورد توجه قرار می گیرد. بدین معنا گر چه کار کرد انگیزشی جایگاهی ممتاز و کارکرد ارجاعی اهمیتی غیرقابل انکار دارد، اما سایر کارکردها در ترکیبی با یکدیگر به تعادل می رسند که علاوه بر دو کار کرد فوق، کارکردهای دیگر را نیز در خود جای داده و دستیابی به اهداف نیک را ممکن می سازند. آنچه از آگاهی و توانایی رسانه انتظار می رود، تدقیق ترکیب کار کردها در عین تناسب میان آنها است. در این محمل هر وسیله مشروعی برای رسیدن به هدف مطلوب مطمح نظر است. هدفی که انبیا، اولیا و خلفای صالح ایشان متعهد به آن بوده و بدین سان مشمول رحمت خداوند متعال شده اند [۶۷].

نتیجه گیری

طبق مدل ارتباطی یاکوبسن هر ارتباطی مشتمل بر شش عنصر است: پیام، فرستنده، گیرنده، رسانه فیزیکی یا روانشناختی، بافت و رمزگان. متقابلا هر یک از عناصر شش گانه کارکردهای ارتباطی مشخصی دارند: گیرنده، کار کرد ترغیبی، فرستنده، کار کرد عاطفی، پیام، کارکرد زیبایی شناسانه، کد یا رمزگان، کارکرد فرازبانی، بافت، کارکرد ارجاعی و مجرای تماس، کارکرد کلامی که البته حسب شرایط و بافت، یکی از کارکردها وجه غالب یافته و جهت گیری ارتباط را تعیین می کند. در مورد امر به معروف و نهی از منکر نیز این مدل در ساحت ارتباطی و رسانه ای، به مثابه ابزاری برای تحلیل جریان ارتباط استفاده می شود. در این رویکرد، پیام دینی متشکل از خرده پیام هایی است که مجموعه ای از کارکردهای ارتباطی را به تصویر می کشد. در این میان یک وجه غالب در پیام وجود دارد که جهت گیری آن را نشان می دهد. بدین سان وجه غالب در امر به معروف و نهی از منکر در دو سطح تحلیل می شود: روبنا (کارکرد ارجاعی) و زیربنا کار کرد ترغیبی). در این راستا هدف رسانه نیز اصلاح فضای فرهنگی جامعه به سمت نیکی ها و طرد بدی هاست که به منظور بهره برداری از دفینه های عقلی است.

تبیین رسانه ای این فریضه الهی نشانگر این معناست که تکنیک مبتنی بر آگاهی و توانایی یا بصیرت علمی و عملی این اقتضا را دارد که در راستای دستیابی به اهداف مثبت، بهترین شیوه با بهره گیری از بهترین تجهیزات برای رسیدن به بهترین نتیجه مورد توجه قرار گیرد. بنابر این اداره کنندگان رسانه علاوه بر اینکه موجد شرایط و شایسته همکاری ایشان تجلی ممتازی پیدا می کند.

بر این اساس علاوه بر اصحاب رسانه اسلامی، دو بازوی نرم افزاری و سخت افزاری آن نیز برای نیل بدین معنا و اجرای سیاست های رسانه حائز اهمیت است. بدین معنا اهتمام به رسانه و جایگاه محتوا در قالب رسانه از اهمیت زیادی برخوردار است. طبق مدل یاکوبسن، هر یک از عناصر ارتباطی، کارکردی داشته که علی رغم وجود وجه غالب در پیام، در یک هارمونی میان کارکردها نتیجه مطلوب حاصل می شود. بر این اساس پیام های معرفتی گوناگون در رسانه ها و رمزگان متفاوت و با رعایت اقتضاها و شرایط باید مورد توجه قرار گیرد، یعنی همان طور که به واسطه سیستم متعامل رسانه های سنتی و مدرن، روابط هم گرا و مکمل میان ارتباطات سنتی و جمعی ایجاد می شود، باید این موضوع را در رسانه های جمعی نیز در نظر گرفت.

رسانه ای مانند تلویزیون، رسانه ای نیست که با محوریت مباحث استدلالی موضوعیت داشته باشد بلکه رسانه ای عاطفی و مبتنی بر احساسات است. کارکرد ترغیبی در این رسانه بیش از پیش باید معطوف به تحریک احساسات به عنوان محرک قلمداد شود. عدالت رسانه ای این اقتضا را دارد که هر مفهوم و معنایی با توجه به عناصر ارتباطی مرتبط با آن و کارکردهای آن، توسط رسانه تحلیل شده و با توجه به اقتضا آن، در بهترین رمزگان و مجرای تماس و به بهترین شیوه که مستلزم توجه به وجه غالب ترغیبی است برای تعالی عقلانی، به گیرندگان ارائه شود. هر رسانه الزام هایی دارد که بدون توجه بدان به ضد خود تبدیل می شود. 

منابع و مآخذ

1) قرآن کریم

2) نهج البلاغه.

3) احمدی، بابک، (۱۳۷۰).

4) ساختار و تاویل متن. تهران: مرکز. استر آبادی، محمد بن علی، (بی تا). تفسیر آیات الاحکام. تهران: مكتبة المعراجی

5) اسکولز، رابرت، (۱۳۷۹). درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات. ترجمه فرزانه طاهری، تهران: آگاه.

6) اکبری، رضا، (۱۳۸۵). ایمان گروی: نظریات کرکگور، ويتگنشتاین و پلانتینگا. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

7) اولسون، دیوید، (۱۳۷۷). رسانه ها و نمادها. ترجمه محبوبه مهاجر، تهران: سروش.

8) ایزوتسو، توشی هیکو، (۱۳۸۱). خدا و انسان در قرآن. ترجمه احمد آرام، تهران: شرکت سهامی انتشار.

9) باهنر، ناصر، (۱۳۸۷). رسانه ها و دین، از رسانه های سنتی اسلامی تا تلویزیون. تهران: مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

10) جعفری، محمدتقی، (۱۳۸۵). ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۴، چاپ اول، تهران: فرهنگ اسلامی.

11) جوادی آملی، عبدالله، (۱۳۷۹ الف). مبادی اخلاق در قرآن. قم: اسراء.

12) جوادی آملی، عبدالله، (۱۳۸۵). صورت و سیرت انسان در قرآن. قم: اسراء.

13) خمینی (امام)، روح الله، (۱۳۷۷). شرح حديث جنود عقل و جهل. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی

14) دفلور، ملوین و دنیس اورت ای، (۱۳۸۳). شناخت ارتباطات جمعی. ترجمه سیروس مرادی، تهران: دانشکده صدا و سیما

15) راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (۱۴۱۲ق). مفردات الفاظ قرآن. تحقيق صفوان عدنان داوودی، بیروت.

16) سجودی، فرزان، (۱۳۸۷). نشانه شناسی کاربردی. تهران: علم.

پانویس

  1. دانشیار دین و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)
  2. دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران
  3. (آل عمران/ ۱۱۴)
  4. (آل عمران/ ۱۰۴)
  5. (ص) (اعراف/ ۱۵۷)
  6. (توبه/۷۱)
  7. (آل عمران / ۱۱۰)
  8. (۱۴۲۰، ج ۳: ۳۲۶)
  9. (نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴)
  10. (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق: ۸۱۶)
  11. (طریحی، ۱۳۷۵، ج ۲: ۲۶۶)
  12. (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج ۲: ۳۴۹)
  13. (مطهری، ۱۳۷۱، ج ۲: ۱۵۳)
  14. (۱۳۸۵، ج ۴: ۲۳۵)
  15. (مطهری، ۱۳۶۸ب: ۱۱۸-۱۱۷)
  16. (مصباح یزدی، ۱۳۸۲: ۱۴۰-۱۳۸)
  17. (محسنیان راد، ۱۳۷۸: ۹۱)
  18. Davidson and Fergie
  19. (اکبری، ۱۳۸۵)
  20. (یاکوبسن، ۱۳۸۰)
  21. Refrentioal Function
  22. Emotive Function
  23. (همان، ۱۳۸۰: ۹۵۹۰)
  24. (گیرو، ۱۳۸۰: ۲۱)
  25. Conative Function
  26. (گیرو، ۱۳۸۰: ۲۲)
  27. Phatic Function
  28. (اسکولز، ۱۳۷۹: ۴۸)
  29. (گیرو، ۱۳۸۰: ۲۳).
  30. . Metalingual Function
  31. (همان: ۲۴)
  32. (اسکولز، ۱۳۷۹: ۴۸)
  33. (احمدی، ۱۳۷۰: ۶۷)
  34. Dominant View
  35. (یاکوبسن، ۱۳۸۰: ۱۰۱)
  36. (احمدی، ۱۳۷۰: ۸۰-۷۹)
  37. ( 15 :1995 ,Berger)
  38. (مدثر/ ۳۸)
  39. (الكلینی، ۱۳۶۵، ج ۲: ۷۸)
  40. (اسراء /۱۵)
  41. (مجمع البيان، ۱۳۶۰، ج۲۷: ۲۶۴)
  42. (مائده/ ۲)
  43. (مطهری، ۱۳۶۸ الف: ۷۵).
  44. (کهف/ ۵۱)
  45. (اسراء/۸۴)
  46. (حجرات/ ۱۳)
  47. (الكلینی، ۱۳۶۵، ج ۱: ۲۵)
  48. (نوح/۱۴)
  49. (نحل/ ۷۸)
  50. ( ۱۳۸۵: ۲۵۰-۲۴۹).
  51. (اولسون، ۱۳۷۷: ۴۵۵)
  52. (حج/ ۴۱)
  53. (الكلینی، ۱۳۶۵، ج ۵: ۵۹)
  54. (سجودی، ۱۳۸۷: ۲۰۳)
  55. (مطهری، ۱۳۷۰: ۸۰)
  56. (الكلینی، ۱۳۶۵، ج ۲: ۷۸)
  57. (۱۳۶۸ الف:۸۶)
  58. (انفال/ ۴)
  59. (انعام/ ۱۶۵)
  60. (طه/ ۷۵)
  61. (آل عمران/ ۱۶۳)
  62. (جوادی آملی، ۱۳۷۹ الف:۸۷)
  63. تجربه موفق چنین معنایی را می توان در سریال های آسیای شرقی مشاهده کرد. در حالی که آمار نمایش خشونت، درگیری و مسائل جنسی برای جذب مخاطب و در کل، سرمایه در رسانه های غربی فراوانی بالایی را به خود اختصاص داده است (دو فلور، ۱۳۸۳) برخی سریال های آسیای شرقی با پرداختن به زیبایی های اخلاقی، جایگاه ممتازی در جهان پیدا کرده اند. سریال اوشین (سالهای دور از خانه)، هانیکو (داستان زندگی)، یانگوم (جواهری در قصر) و جومونگ از این دست به شمار می روند. این سنخ از سریال ها عموما با محوریت شخصیتی اخلاقی تبیین می شوند و با وجود اینکه از لحاظ صوری متعهد به آداب و رسوم خویش هستند اما مخاطبان برون مرزی شان قابل توجه است. پرواضح است که همه انسانها متأثر از الهام های اخلاقی - الهی هستند لذا به فضائل اخلاقی علاقه نشان داده و جذب آن می شوند.
  64. (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
  65. (یاکوبسن، ۱۳۸۰)
  66. (باهنر، ۱۳۸۷)
  67. (توبه/ ۷۱)