رویکردهای لازم دراستنباط فقهی - جلسه ششم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
رویکردهای لازم دراستنباط فقهی - جلسه ششم

جلسه ششم

رویکردهای لازم دراستنباط فقهی

پایگاه اطلاع رسانی وسائل- حجت الاسلام والمسلمین الهی خراسانی ؛ امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ علوم اسلامی سبقه تفسیری ،فقهی،حدیثی،اخلاقی، کلامی،اعتقادی ، و علاوه بر موارد فوق اغراض تربیتی ،حکومتی واجتماعی نیزباید مورد نظر ما باشد وبرای اینکه بتوان در کنار فقه به سایر ابعاد و اغراض توجه داشت‌لاجرم از اتخاذ چند رویکرد هستیم که بحث ما نیز مبتنی بر آنها می باشد.

به گزارش سرویس مبانی پایگاه اطلاع رسانی وسائل، حجت الاسلام والمسلمین الهی خراسانی، استاد خارج فقه حوزه علمیه خراسان در ششمین جلسه درس خارج فقه امر به معروف ونهی‌ازمنکر با رویکرد تربیتی،حکومتی به تبیین بحث «رویکردهای لازم در استنباط فقهی» پرداخت.

خلاصه درس گذشته

حجت الاسلام والمسلمین الهی خراسانی ساختار و نحوه چینش ابواب و مسائل در بحث امر به معروف و نهی از منکر با رویکردتربیتی،حکومتی را تبیین نمودند.

خلاصه درس امروز

حجت الاسلام والمسلمین الهی خراسانی درجلسه امروز به رویکردهای لازم در استنباط فقهی.پرداختند و ایشان ۶رویکرد ذیل را مطرح و بررسی نمودند؛

۱-رویکرد کلان نگر یا نظام واره،

۲-رویکرد مقارن ،

۳- رویکرد قواعدی ،

۴-رویکرد استظهاری لغوی،

۵-تحلیل ماهوی سیره(سیره شناسی)،

۶-رویکردماهوی در مقابل استظهاری ،لغوی

تقریر درس

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ علوم اسلامی سبقه تفسیری ،فقهی،حدیثی،اخلاقی، کلامی،اعتقادی ،دارد وبنابراین خالی وتهی از غیر ابواب فقهی نمی‌باشد و ما در استنباط گرچه غرض فقهی داریم اما به سایر ابعاد آن باید نظر داشته باشیم و علاوه بر موارد فوق اغراض تربیتی ،حکومتی واجتماعی نیزباید مورد نظر ما باشد وبرای اینکه بتوان در کنار فقه به سایر اعاد و اغراض نشر داشت باید لاجرم از اتخاذ چند رویکرد هستیم که بحث ما نیز مبتنی بر آنها می باشد.

رویکردهای لازم در استنباط فقهی

۱-رویکرد کلان نگر یا نظام واره :

استاد عالی حوزه علمیه خراسان فرمود؛باید هر حکم از احکام شرع در چارچوب یک نظام عمودی ویک نظام افقی بررسی شود ونمی‌شود بدون ملاحظه این نظام‌ها و مجرد از اینها به عنوان یک گزاره بررسی کرد که حکم آن چیست.

نظام عمودی :دارای چند رتبه میباشد

۱. اغراض وغایات و مقاصد کلی شرع

۲. اصول و مبانی شرع

۳. قواعد و ضوابط

۴. احکام کلی

۵. احکام جزئی

نظام افقی :به علت زیاد بودن رابطه عرضی در شریعت باید به صورت حوزه ای بحث نمود لذا ابتدا باید حوزه روابط عرضی را به تصویر کشید واین رابطه عرضی در مقابل طولی نیست بلکه در مقابل عمودی میباشد که در هنگام استنباط باید به این سلسله روابط عمودی نیز توجه داشت بعد رابطه آنها را با هم سنجید . یکی از روابط عرضی که اکثر علماء متوجه آن بوده اند رابطه بین احکام وضعی و تکلیفی میباشد که بسیاری از احکام وضعی موضوع حکم تکلیفی را محقق میسازند

به عنوان نمونه نظام افقی در بحث امر به معروف و نهی از منکر شامل موارد ذیل میشود:

۱. ارتباط بابحث جهاد

۲. دعوت به خیر

۳. اقامه حدود

۴. النصیحة للائمة المسلمین

۵. شئون مسلمین

نسبت به حرکت طبق این رویکرد به دو نکته باید توجه داشت:

• نیاز به ارائه یک طرح منسجم ذهنی درصورتبندی این نظام واره ها میباشد لذا وقتی میگوئیم شریعت یک مجموعه منسجم و منظم است یعنی سلسله عمودی و افقی آن چگونه تعبییر میشوند

• اثر معرفت شناسی این رابطه را در استنباط لحاظ نمائیم و نیازمند این نیست که اثر سابقا ضبط شده باشد و حداقل ثمره معرفت شناسی آن در وادار کردن فقیه به بررسی مجدد ادله بروز و ظهور میکند

۲-رویکرد مقارن :

در سه سطح بررسی میشود :

۱. فرامذهبی :در ابداع احتمال وبیان اقوال و وجوه اکتفاء به نظرات امامیه نشود ،و میتوان گفت که به ۳ جهت باید دقت داشت:

۱-تمام حرفهای آنها باطل محض نیست و یکسری حرفهای حق نیز وجود دارد که شاید ما توجه به آن نداریم

۲-گاهی اوقات برخی از نظرات آنها باید طرح ونقد شود

۳-در تطبیق و فهرست گاهی مسائلی هست که مااصلا به آن نپرداخته ایم

۲. فرامکتبی:داخل در چارچوب امامیه نباشد :فقط مکتب جواهری صحیح نیست ،اخباریه،فقه پویا وگویا،....به اینها نیز با توجه نمود

۳. فرافقهی:بحثهای اخلاقی اعتقادی و...و اثرات آنها بر نتیجه فقهی:زاویه اخلاقی بحث مثل اینکه آمر باید عامل باشد یانه ،چرا که در اثر عامل نبودن ممکن است اثرات سوء اخلاقی داشته باشد وآیا آن اثر درحدی است که رافع وجوب باشد یا نه ،و از طرف دیگر در روایات یکی از ابزارهای تقویت اخلاق امر به معروف کردن است تا سبب شود که خود شخص عامل گردد ،حال کدام را باید پذیرفت؟

۳- رویکرد قواعدی :

تفریع است و رد فرع بر اصل:این رویکرد جوهره روش استنباطی امامیه است و طبعا این رویکرد مورد پذیرش بوده است وباید فقیه رابطه حکم را با اصول فقه و محکمات وقواعد فقه بررسی کند ،البته این یک رویکرد مستقل نیست و در ذیل نظام واره قابل تامین است و یکی از لایه ها قواعد و اصول بود اعم از اصول فقه یا قواعد فقه مختص به یک باب

۴-رویکرد استظهاری لغوی:

احکام وابستگی به متون خاص در آیات و روایات دارد و چون در قالب لفظ است باید منطق استظهاری قابل دفاعی داشته باشد بخشی از استظهارات در چارچوب رد فرع به اصل به دست می آید در مواردیکه به اصول لفظیه باید رجوع کرد ولی بخشی مربوط به صغریات استظهارات میباشد و بحث صغروی است :معنای واژه ،مستعمل فیه،لغوی چه گفته،......

در بحث استظهار ۳تکنیک وجود دارد که باید به آنها رجوع شود :

۱. استفاده از معاجم و اقوال لغویین که البته در علم اصول مطرح شده است که در چند مورد ذیل قول لغوی حجت نمیباشد و به وسیلهاصول معتبر به دست می آیند:

۱-در تعیین حقیقت و مجاز

۲-در تعیین معنای ظاهر

۳-تعیین روح معنی

ودر نظام مدرسه ای اینگونه میگوئیم که قول لغوی حجت نیست وبه آن رجوع نمیتوان کرد وجای این اشکال هست که پس چگونه همه به قول لغوی رجوع و استناد میکنند

درجواب میگوئیم در ۳مورد به آن استناد میکنند:۱-اصول پذیرفته شده۲-استدلال لغوی۳-امور مباحث الفاظ در اصول فقه

و لذا در تشخیص استعمال در معنی مفیداست که آغاز کار ما در ظهور و استنباط میباشد که لفظ ظهور در کدام معنای مستعمل فیه دارد و یا کدام مستعمل فیه موضوع له و معنای حقیقی میباشد

نکته :استعمال اجتهادی نیست بلکه نیازمند خبرویت است و لغوی خبره در این جهت است در قضایای استدلالی باید صغری و کبری گذاشت تا استدلال کرد و نتیجه گرفت وصغری و کبری کاملا نظری هستند فطری و بدیهی نیست ،اما قضایای خبروی :آنهاقضایایی هستند که مبادی آنها محسوس یا قریب به حس هستند لذا مبادی خبرویت هستند

۲. عرف سنجی لغوی تاریخی:در متون تاریخی که سبقه تاریخی دارد نیازمند ۲ چیز هستیم :۱-استقراء و جستجوی در متون زبانی همان زمان ۲-با سیره تاریخی و تعامل عرف (تاریخ تمدن،تاریخ اجتماعی،فرهنگ ملل)

۳. عرف خاص و متون دینی :اسلام تصرف در معانی لغات داشته است لذا باید استعمالات خاص در متون دینی و کاربرد آن را بدانیم و این کاری استقرایی است برای نمونه اینکه به چه کارهایی معروف گفته میشود پس مثلا معروف را باید به گونه ای تعریف کرد که شامل تمام موارد استعمال آن بشود

۵-تحلیل ماهوی سیره(سیره شناسی):

این رویکرد نتیجه تکنیک سوم در رویکرد قبلی است یعنی بررسی استعمالات خاص در متون دینی در اینکه ائمه(ع)چه میکردند که بعد منتسب به معروف کرده اند این کار لغوی یا بررسی لغت نمیباشد و حتی در ذیل آن عنوان نیز نمیباشد بلکه بایدسیره بررسی شود ،چه میکرده اند و آنچه که از ظواهر الفاظ بعنوان معروف به دست آورده ایم مورد عمل ائمه(ع) نیز بوده است یا خیر؟و یا حتی سیره متشرعه چیست؟و اطرافیان معصوم در عمل چه میکردند؟مگر سیره متشرعه مستقیما کاشف از قول معصوم نمیباشد!

۶-رویکردماهوی در مقابل استظهاری ،لغوی:

این رویکر هیچ ارتباطی با کار لغوی ندارد و صرفا ناظر به ماهیت اجسام و...میباشد و به تعریف لغوی در معرفی اجسام و...کاری ندارد

مقرر:شریفی ۱۶/۸/۹۵


بازگشت به دروس خارج