روایات وجوب امر به معروف و نهی از منکر
دنباله روایات
دنباله بحث روائی، که روایت امام باقر ع را خواندیم و معنا کردیم چند روایت دیگر در این باب میخوانیم و با فراغ از مسئله وجوب امر به معروف و نهی از منکر،این روایات که برای طمأنینه خودمان از ائمه اطهار رسیده می اوریم.
روایت دوم
از خطبههای امیرالمؤمنین (ع) است.
شیخ کلینی از امیرالمومنین ع نقل می کند که حضرت در خطبه ای بعد از حمد و ثنای الهی فرمودند: «انما هلک من کان قبلکم حیث ما عملو من المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک و انهم لما تمادو فی المعاصی و لم ینههم الربانیون و الاحبار عن ذلک. نزلت بهم العقوبات
فامروا بالمعروف و انهوا عن المنکر و اعملوا ات الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لم یقربا اجلا و لم یقطعا رزقا. ان الامر ینزل من السماء الی الارض کقطر المطر الی کل نفس بما قدر الله لها من زیادة او نقصان فان اصاب احد کم مصیبة فی اهل او مال او نفس و رای عند اخیه غفیرة فی اهل او مال او نفس ، فلا تکونن علیه فتنة»[۱]
هما نا آنانکه پیش از شما هلاک و نابود شدند، بدان جهت بود که معصیت و نا فرمانی می کردند و علما و روحانیون، نهیشان نمی نمودند و چون به گناهانشان ادامه دادند و روحانیان و احبار انها رانهی نکردند، عقوبتهای الهی بر آنان نازل گردید. پس شما مومنین امر بمعروف و نهی از منکر کنید و بدانید که امر بمعروف و نهی از منکر نه موجب نزدیکی مرگ میشود و نه موجب قطع روزی یعنی از مشکلات اقامه این فریضه بزرگ مهراسید. همانطور که قطرات باران از آسمان به زمین نازل میشود ، همچنان امر رزق و اجل و ... از آسمان و عالم تقدیر الهی نازل میشود و به هر کس باندازه آنچه در تقدیر اوست می رسد، چه کم چه زیاد. و چنانچه بر کسی از شما در اهل یا مال یا جانش، مصیبتی وارد شود و در نزد برادرش، فراوانی اهل یا مال یا سلامت نفس ببیند ، این امر مایه لغزش او نگردد.
روایت سوم
عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابن ابی عمیر، عن جماعة من اصحابنا، عن ابیعبد الله ع قال: ما قدست امة لم یوخذ لضعیفها من قویها غیر متعتّع (متضع خ ل (متصنع خ ل).[۲]
ابن ابی عمیر از ابی عبد الله ع نقل می کند که فرمودند: امت مقدسی نیست که حق مظلوم از ظالم بدون ملاحظه گرفته نشود.
روایت چهارم
عنه، عن ابیه، عن علی بن اسباط، عن ابی اسحاق الخراسانی، عن بعض رجاله. قال: ان الله اوحی الی داود انی قد غفرت ذنبک، و جعلت عار ذنبک علی بنی اسرائیل، فقال: کیف یا رب و انت لا تظلم؟ قال: انهم لم یعاجلوک بالنکرة.[۳]
یک مقدار به ذهن میزند که مجهول باشد – خداوند تعالی به حضرت داود وحی کرد: که من از گناهنت درگذشتم و ننگ آن را بگردن امتت، بنی اسرائیل گذاشتم حضرت داود عرضه داشت: چگونه ای پروردگار،در حالیکه تو به کسی ستم نمی کنی؟(آنان گناه نکرده بودند.)
خداوند فرمود تو اینکار کردی، مردم باید تو را ملاحظه نمیکردند – پس چنین کاری نکردند – پس مستحق مجازات هستند. در این تعریضی است (لِاَنْ اشرکتَ لیجبطنّ عملک) تو گناه کردی «اگر اشاره به آن خبر اسرائیلی که دنبال زن اوریا باشد، که این حرف نامربوطی و افتراء به حضرت داود است که حضرت امیرالمؤمنین ع فرمود: کسی که بگوید او را با تازیانه میزنم. در جلسه مروهم مأمون خواست امام رضا ع را بشکند. جهم بن صفوان که از علما بوده از امام ع سؤال کردند که آیا انبیاء گناه میکنند یا نمیکنند؟ تا به حضرت داود رسید – که میگویند داود در محراب عبادت بود کبوتری امد او انرا دنبال کرد به پشت بام رفت آنجا زن فرمانده خود اوریا را در خان دید و...
حضت متغیر شد، فرمود: آیا داود کفتر باز بود تا آخر داستان که ساخته بنی اسرائیل است
عرض کرد یابن رسول الله پس چه بوده حضرت فرمود: قرآن می فرماید:
(وهل اتیک نبوا الخصم اذ تسوروا المحراب ...) تا اخر ایه بیست و چهار که داستان را نقل می کند. [۴]
ازدیوار بالا رفتند و آنجا پیش حضرت مخاصمه کردند یکی گفت 99 گوسفند دارد و من یکی دارم میخواهد آن را بگیرد – با گردن کلفتی میگوید به من بده و حضرت فرمود: ظلم کرده، تا اخر داستان. اشتباه ما این است که کار پاکان را قیاس از خود میگیریم حضرت داود استغفار کرد.
معنی عصمت از نظر ما علم است نه آن علمی که بنویسید مثل طبیب میداند این میوه آلوده به میکروب است ترک میکند مبادا گرفتار شود، عصمت این نیست بلکه آن را قرآن بیان میکند که یوسف در مقابل پیشنهاد زنان – پناه به خدا برد.
کسی که خدا ولی اوست، که خدا میفرماید: ما ولی یوسف بودیم خدا اگر ولی، مدافع کسی بود دیدن زن زیبا نمیتواند او را بفریبد. (بر افشان بال و پر زآمیزش خاک - بپر تا کنگره بر چرخ افلاک) خدا نظامی را بیامرزد. مضمون کلام عیسی که به جوان گفت: ماچیزهایی میبینیم که شما نمیبینی ما جلوی فحشاء و منکرات نمیگیریم بلکه منصرف میکنیم کسی که چنین چیزی دارد لازم نیست که بگوییم مثل طبیبت بلکه آنها بالا رفتهاند که شیطان نمیتواند به آنها دست بیابد آیه ا ی که شیطان استثناء می کند نه اینکه ترحم کرده بلکه دست او به آنها نمیرسد آخرین چیزی که از صدیقین جدا میشود ریاست است آخر ما یخرج عن قلوب الصدیقین حب الریاسه.
آن شخص عرض کرد یابن رسول الله مرا هدایت کردی.
مرحوم آقا میرزا جواد ملک تبریزی میگوید حضرت داود بر خاک میافتاد. (یک ماه) گریه و زاری میکردند. بعضی هر روز زیارت عاشورا با صد ... می خوانند، میگوید اگر انسان آزموده شده میتواند.
در مورد داود دارد (وظنّ الداود) گاهی اوقات روی منبر یاد گناه میافتاد و غش میکرد، آقا میرزا جواد میگوید: گناه انواع و اقسام دارد یک وقت گناه قانونی است – قانون مملکت موضوع شده گناه میآورد – یکدفعه گناه اخلاقی است – اخلاق جامعه اقتضاء می کند، جلوی کسی که بزرگتر است رد میشوی سلام کنی، گناه اخلاقی – گاهی، گناه شرعی است. گاهی گناه حبّی است که از دست میرود، اللهم زدنی فیک تحیراً – این حیرت بین او بین محبوب هیمن غذا خوردن برای آنها نوعی غفلت بود.
همبستر شدن و امثال اینها گناه میدانستند گناه حبّی. شوخی نداشتند – امام زین العابدین دروغ نداشت که میفرماید اینطور کردم آنطور کردم – قرآن کریم – لستغفر ما تقدم لذنبک گناه زعیم بود – بزعم مشرکین – همه آنچه بر سر مشرکین آورد – گناه بوده – در صلح حدیبیه این صلح نیست بلکه فتح است – گناه قدیمی – گناهان تازه دارد.
ذنب – از ذَنَب: دم است. علّت اینکه گناه را ذنب میگویند چون دنباله دارد – خیال کردی دروغ گفتی پرید بلکه در گردنت ... میماند – دنباله خلاف اخلاق دنباله قوانین شرعی – دنباله گناهان زعمی که پیامبر چنین کرد پس چه بر سرش میآمد این گناه زعمی – شستشو داده شود.
داود سلام الله علیه روی منبر غش میکرده حضرت سلیمان او را با تابوت میبرده







