راه های کارآمدی امر به معروف و نهی از منکر- 5 جلدی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
راه‌های کارآمدی امر به معروف و نهی از منکر- ۵ جلدی
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده محمد صنایع، فاطمه خلیل پور، محمد قاسم حلاجیان
زبان فارسی
ناشر پیام آزادی
تاریخ نشر ۱۳۸۶
قطع جیبی
شابک ۹۷۸–۹۶۴-۳۰۲–۸۰۲-۲
دانلود PDF

محتویات

ویژه کارکنان ادارات و کارخانجات

به نام آفریدگار خوبی‌ها

مقدمه

جامعه ی رو به رشد و کمال اخلاقی و انسانی مرهون آن دسته افرادی است که مسوولانه به حیات جمعی بشر توجه دارند و همواره تلاش می‌کنند آن را ازمیان امواج پرتلاطم رهانده و به ساحل نجات برسانند. اینگونه انسانها همیشه در اندیشه خیر و صلاح فرد و جامعه هستند. دین مبین اسلام بر ارزش والای چنین انسانهایی تأکید داشته و این گروه را بهترین امت می‌داند؛ و ازعمل آنان که سرآمد تکالیف الهی و حقوق بشر است با نام امر به معروف و نهی از منکر یاد می‌کند.

اداره محیطی است که ما بخش قابل توجهی از زندگی خود را در آن سپری می‌کنیم و پیوسته با انسانهایی از جنس خودمان ارتباط داریم. انسانهایی که یا همکار ما هستند و یا برای انجام کاری و دریافت خدمتی به اداره مراجعه کرده‌اند.

ما نیز برای تعالی و رشد این بخش مهم از زندگی لازم است مسئولانه برخورد کنیم و همواره مراقب باشیم که این محیط مهم و حساس زندگی ما روز به روز متعالی تر گردد. در نوشتار حاضر تلاش شده است با رعایت ایجاز و اختصار به طرح مطالبی پرداخته شود که بر دانش و مهارت آن گروه از مسلمانان که در این راه خیر گام بر می‌دارند بیفزاید.

اصول هفتگانه

ابتدا لازم است هفت اصل را به خوبی فرا گرفته و همیشه و همه جا آن را به خاطر داشته باشیم. توجه مداوم به این اصول هفتگانه ما را به خاطر داشته باشیم. توجه مداوم به این اصول هفتگانه ما را در انجام صحیح و مؤثر این حرکت الهی کمک می‌کند. این اصول عبارتند از: خیر خواهی، احترام به فهم دیگران شناخت و آگاهی، دوری از کنجکاوی، صبر، همراهی و در آخر ساده اما هنرمندانه بودن امر به معروف ونهی از منکر. شایان ذکر است در ابتدای پرداختن هر اصل، داستانی کوتاه به عنوان نمونه بیان گردیده و آنگاه به توضیح اصل پرداخته شده است.

اول: خیرخواهی رمز موفقیت

هر روز برای کارهای مختلف یکی دو ساعت از اداره بیرون می‌رفت، امروز وقتی برگشت به او گفتم "بیا برویم کارگزینی ببینم چند ساعت مرخصی طلبکارم" تو پیچ پله‌ها که رسیدیم به او گفتم این رویه برای تو دردسر ساز می‌شود حتی ممکن است کارت را از دست بدهی، نمی‌خواستم این موضوع را در حضور همکاران گفته باشم"نگاه معنا داری به من کرد و بدون خداحافظی رفت. از فردای آن روز این کار خود را کنار گذاشت، یک ماه بعد سر نماز با لبخند به من گفت: امروز حراست مرا خواست و گفت به دلیل نامنظم بودن رفت و آمد می‌خواستیم تو را به هیئت رسیدگی به تخلفات اداری معرفی کنیم اما چند وقتی است منظم شده‌ای فعلاً صرف نظر کردیم سعی کن همیشه منظم باشی.

اگر اقدام ما از روی خیر خواهی و دلسوزی باشد، چون طرف مقابل این احساس و نیت ما را درک می‌کند، می‌توان انتظار داشت که سخن و تذکر ما اثر گذار باشد. به قول معروف (آن سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند). اما متأسفانه گاهی اوقات تذکر ما نه از روی خیر خواهی بلکه برای ضایع کردن همکاران، تخریب او نزد دیگران و از روی کینه‌توزی، عدوات و یا حسادت می‌باشد، که بدون تردید هر گونه اقدام با اینگونه نیات واکنش منفی بدنبال خواهد داشت.

دوم: احترام به فهم دیگران آغازی خوش

زیر چشمی داشتم او را می‌پاییدم، نزدیک نیم ساعت بود که گوشی تلفن در دستش بود و پی در پی شماره می‌گرفت و کمی هم غرولند می‌کرد، بعد هم که ارتباط برقرار شد ده دقیقه‌ای آرام آرام صحبت کرد طوری که حرفهایش را متوجه نمی‌شدم.

گوشه ی اتاق مردی که روی ویلچر نشسته بود با چشمان منتظرش حرکات همکارام را زیر نظر داشت و گهگاهی به من نگاه معنی داری می‌کرد، احساس شرم کردم و با خود گفتم تلفن او تمام شود دوستی و همکاران را کنار می‌گذارم و

به او می‌گویم که خجالت نمی‌کشی ارباب رجوع را آن هم یک فرد جانباز را اینقدر معطل می‌کنی این حقوق که می‌گیری حلال نیست.

در همین فکر بودم که گوشی تلفن را گذاشت و قبل از اینکه من چیزی بگویم با لحنی آرام گفت آقا ببخشید معطل شدید مشکل شما حل شد، چند لحظه‌ای صبر کنید خودم می‌روم و درخواست شما را امضاء شده می‌آورم.

با خودم چند بار گفتم باید از او حلالیت بطلبم.

به این اصل خوب توجه کنید؛ زیرا ممکن است بی‌توجهی به آن بلای جان خود ما گردد و ما را به ورطه ی کبر و غرور و خودپسندی بیندازد. اگر ما در مقام تذکر دهنده هستیم به این معنا نیست که ما از هر عیب و نقصی مبری باشیم و طرف مقابل ما مجموعه کاملی از نواقص و عیوب. به طور حتم و یقین در بسیاری از موارد ما خود نیازمند تذکر و اصلاح هستیم.

سوم: شناخت و آگاهی مایه ی اطمینان

تازه حکمم را برای کار در این اداره زده بودند در بین همکاران رفتار یک نفر بیش از همه توجه مرا به خود جلب می‌کرد خیلی از وقت خود را صرف صحبت با دیگران می‌کرد و باآب و تاب مطالبی را برای آنان می‌گفت حتی دیده بودم در راهروها با برخی از روسا پنهانی صحبت می‌کرد یا داخل سرویس در گوش همکارش پچ پچ می‌کرد یک روز که سخت مشغول رسیدگی به اسناد مالی بودم کنارم نشست و گفت فلانی را می‌شناسی اصلاً اهل کار نیست با پارتی بازی توی این اداره آمده و همین جوری کارشناس شده خیلی‌ها بیشتر از فلانی شایسته بوده‌اند. تو این اداره چیزی که اصلاً معنی ندارد شایسته سالاری است. گفتم چند سال است این شغل را در این اداره داری؟ با ناراحتی و افسوس جواب داد: بیشتر از ۲۰ سال است که توی این خراب شده‌ام، به چشمهایش خیره شدم و با مکثی گفتم حالا می‌فهمم چرا توی این اداره هنوز یک کارمند معمولی باقی مانده‌ای و هیچ رشد نکرده‌ای.

در اجرای این کار ظریف و هنرمندانه، این جمله باید شعار ما باشد:» اقدام نکردن بهتر از ناآگاهانه اقدام کردن است. « چنانچه به خوب یا بد بودن کاری که همکارمان انجام می‌دهد، یقین نداشته باشیم و با شک و تردید بخواهیم نسبت به عمل همکارمان ارزیابی و قضاوت کنیم شایسته آن است که از همان ابتدا موضوع را کنار گذاشته و بی جهت به آن ورود پیدا نکنیم.

چهارم: کنجکاوری سد ارتباط

وارد دفتر رئیس شدم با توپ پری گفتم چرا رفتار کارمندانتان را زیر نظر نمی‌گیرید. من خودم دیدم که آقای ... وارد اتاق خانم ... شد و با هم ارتباط دارند چند روزی هم هست که آنها را زیر نظر دارم، رئیس نگاه عمیقی به من کرد و گفت خودم بررسی می‌کنم. یک س اعت بعد مرا به دفترش صدا کرد و گفت: این آقای ... دایی خانم... هست. من به آنها تذکر دادم که ارتباطات خارج از اداره نباید در اداره وارد شود، حتی اگر دو نفس همسر یکدیگر باشند. زیرا ممکن است در مظان اتهام قرار گیرند.

عرق سردی روی پیشانیم نشست و هنگام خروج از اتاق احساس می‌کردم چگونه با آن دو نفر روبرو شوم. مدتها خودم را از چشم آنها پنهان می‌کردم.

انسان ذاتاً کنجکاو است. اگر از این حس ذاتی درست استفاده شود، موجب رشد و تعالی می‌گردد و اگر از آن در جای غلط استفاده کنیم، نه تنها موجب رشد و بالندگی نمی‌شود بلکه موجب خسران و زیان خواهد شد.

اساساً ما حق نداریم بدون اجازه به بخشی از زندگی فردی و اجتماعی دیگران که به آن حریم خصوصی گفته می‌شود وارد شویم.

پنجم: صبر کلید کامیابی

از ماشین که پیاده شدم خشکم زد، روبروی منزل برادم که به مهمانی دعوت شده بودم آقای رئیس از خانه خارج شد و آشغالش را در سطل زباله انداخت. یک دفعه چشم در چشم شدیم و سلام کردم با تعجب نگاهم کرد و احوالپرسی کرد و من هم که دست و پایم را گم کرده بودم با تندی و عجله احوالپرسی کردم، ناگهان نگاهش به ماشین افتاد. من با ماشین نقلیه اداره به مهمانی آمده بودم.

فردا صبح به اداره رفتم و منتظر توبیخ شدیدی بودم، رئیس مرا به دفتر خواند، وارد که شدم نفسم در سینه حبس شده بود با خودم گفتم نکند اخراجم کند. در همین فکرها بدم که رئیس گفت: این بار که گذشت اما هرگز از ماشین اداره برای کار شخصی استفاده نکن، برو به کارت برس.

نفس راحتی کشیدم و ازدفتر خارج شدم. از آن روز به بعد هرگز از ماشین اداره برای کار شخصی استفاده نکردم.

نقطه مقابل صبر، شتابزدگی است. با مشاهدهی رفتاری از همکارمان لازم نیست فوری به او تذکر دهیم، زیرا به هزار و یک دلیل ممکن است آن عمل، خلاف آن چیزی باشد که به ذهنمان خطور کرده است. با اندکی صبر چه بسا حقایق تازهای برای ما روشن شود که در تصمیمگیری ما بسیار مؤثر خواهد بود. البته در موضوع مورد بحث ما صبر می‌تواند معنای دیگری داشته باشد و آن اینکه در مقابل ناملایمات و سختیهای احتمالی که در اجرای این عمل با آن روبرو می‌شویم پسندیده آن است که صبر و شکیبایی اختیار کنیم و از هر گونه خشم و غضب و یأسو ناامیدی وجودمان را پاک و مصفا سازیم.

ششم: همراهی آخر جاده سبز

شش ماهی بود که در این اداره مشغول به کار تایپ شده بودم. هر وقت نامهای را غلط تایپ می‌کردم کاغذ باطلهاش را در سطل آشغال می‌ریختم. یک روز صبح مسئول دفتر رئیس به اتاقم آمد و گفت کاغذهای باطله ات را بری استفاده‌های بعدی در این کارتن بریز، دو هفته گذشت و کارتن پر از کاغذهایی بودکه به خاطر تایپ غلط من قابل استفاده نبود، از بیدقتیام بسیار خجالت کشیدم و تا مدتها خودم را سرزنش می‌کردم.

همه ما دوست داریم که حاصل زحمت و دسترنج عمل خود را ببینیم. اگر تذکری دادیم و همکارمان تذکر را پذیرفت و آن را در عمل به کار بست بدون تردید ما از آنچه انجام دادهایم خرسند خواهد کرد و لبخند رضایت بر لبان ما نقش خواهد بست. اما خوب می‌دانیم که همیشه چنین نیست. در این صورت باید دقت کنیم که وظیفه و حق ما فقط تذکر دادن است و بس و نباید به آنچه می‌گوییم بیجهت اصرار ورزیم. متأسفانه بسیاری از کدورتها و درگیریها از همین نقطه آغاز می‌شود که تذکر دهنده به چیزی جز عملی شدن تذکر خود رضایت نمی‌دهد.

هفتم: ساده اما هنرمندانه

آنچه گفته شد خلاصهای از اصولی است که منشور وار لازم است برای اجرای هر چه بهتر این تکلیف الهی همواره مورد توجه قرار گیرد. در ادای این فریضه هر چند ممکن است به یک جمله کوتاه بسنده گردد اما نیازمند فراگیری دانش و مهارت و خلاقیت خاص آن است. به عبارت دیگر در امر به معروف و نهی از منکر باید مانندهر اثر هنری تلاش کرد تامحتوایی خوب در شکلی اثر گذار به مخاطب ارائه گردد و تا سر احد امکان از تلخی و صدمات احتمالی آن کاست.

باید توجه داشت که طرف مقابل در هنگام تذکر، انسانی است با همه ویژگیهای مشترک و مخصوص به خود، موجودی بسیار پیچیده که کشف آن از عهده دانش بشری خارج است. در چنین شرایطی ما ممک است یک جمله ساده و یا حتی یک کلمه بر زبان جاری کنیم؛ ولی همین جمله ساده وقتی در ضمیر پیچیده و متفاوت انسانها قرار می‌گیرد، معانی مختلف خواهد داد و تأثیرهای گوناگونی خواهد گذاشت. به همین خاطر است که حتی برای یک موضوع نمی‌توان از یک روش ثابت استفاده کرد، بلکه لازم است با نگاهی به مخاطب و شرایط حاکم بر زمان ارتباط، روش مناسب و شایستهای را برگزید.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

در این بخش تلاش شده است تا با زبانی گویا و با ذکر برخی مصادیق گامها و مراحلی که برای انجام امر به معروف و نهی از منکر و تذکر مؤثر طی شود، ارائه گردد.

گام اول: روبرو شدن

ما هر روز با ورد به محیط اداری با ده‌ها رفتار و کردار مواجه می‌شویم که به طور کلی می‌توان آنها را در دو گروه شایسته (معروف) و ناشایست (منکر) قرار داد، زندگی اجتماعی و روابط بین انسانها حتی در محیط کار به گونهای تعریف شده است که ما نمی‌توانیم چشمان خود را بر اعمال دیگران ببندیم و از کنار آنها بیتفاوت گذر کنیم، نخستین گام در امر به معروف و نهی ازمنکر را شاید بتوان تنها گامی دانست که نیاز به ارائه قبلی ندارد و فقط کافی است خود را مسئول بدانیم. در این مرحله به چند نکته باید توجه داشت:

-۱ مبنای عمل در تذکر فقط دیدن و توجه کردن است به همین جهت آن دسته از اعمال و رفتارهایی از مخاطب ملاک عمل خواهد بوده نیاز به جستجو و کشف نداشته باشد.

-۲ باید توجه ما به عمل باشد نه عامل یعنی باید تلاش کنیم همکارمان را خطئه نکنیم بلکه خوبی یا زشتی عمل را به او گوشزد کنیم به عنوان مثال: به جای آنکه به سمت و پست وی توجه داشته باشیم اصل عمل را مطرح کنیم و این طور وانمود نماییم که این کار از هر کسی سربزند و در هر پست و مقامی که باشد و ماهر رابطهای با وی داشته باشیم، کاری پسندیده یا ناپسند است. در این مرحله ما مانند یک پزشک به علائم و پیامدهای افعال همکارانمان توجه خواهیم کرد.

= گام دوم: تشخیص

این گام کلیدی‌ترین مرحله می‌باشد مانند پزشک که پس از روبرو شدن با بیمار و معاینه وی باید بیماری او را تشخیص دهد و چنانچه تشخیص وی ناصحیح باشد ده‌ها نوع دارو هم که تجویز کند نه تنها موجب سلامتی بیمار نمی‌شود بلکه چه بسا موجب وخیمتر شدن حال وی گردد. در این مرحله چند چیز باید تشخیص داده شودک

تشخیص معروف و منکر

برای این کار لازم است ما اطلاعات و آگاهی قابل قبولی از کارهای خوب و بد و ملاکهای آنها داشته باشیم این ملاکها شامل فقه اسلامی، عقل، قوانین و مقررات اداری است.

تشخیص اصل برخورد

هرگز نباید به اطلاعات ناقصمان اعتماد کنیم واگر نسبت به معروف یا منکر بودن عملی تردید داریم بهتر آن است که اقدامی نکنیم. در این مرحله (بند) با توجه به موقعیت زمانی و مکانی و شرایطی که شما در آن بسر می‌برید و یا مخاطب با آن روبروست این تصمیم گرفته می‌شود که آیا باید تذکر داد یا بهتر است چیزی گفته نشود. در شرایط و موقعیتهای زیر حتیالمقدور از امر به معروف و نهی از منکر اجتناب کنید:

وقتی شدیداً عصبانی، گرسنه، تشنه و ناراحت هستید.

وقتی خسته و بیحوصله هستید.

وقتی نسبت به مسئله ناآگاه هستید.

وقتی موجب هتک حرمت و ضایع کردن همکارتان می‌شود.

وقتی همکارتان خسته و عصبی و نارحت و گرسنه است.

وقتی از کسی تنفر دارید.

وقتی همکارتان آمادگی روحی ندارد.

وقتی همکارتان سرش شلوغ است.

وقتی همکارتان توبیخ شده است.

وقتی اول ماه آمده و هنوز حقوق ماه قبل همکارتان را نداده‌اند.

فراموش نکنیم که گاهی اوقات چشمپوشی کردن از اشتباه یک نفر می‌تواند به اندازه تذکر دادن یا حتی بیشتر از آن مؤثر واقع شود، به شرط آنکه مخاطب از چشمپوشی ما و قصد خیرخواهیمان مطلع گردد.

تشخیص چگونگی تذکر

در این بخش شما با توجه به موقعیت و شرایطی که برقرار است یکی از راه‌های کلی را ترجیح می‌دهید.

الف- برخورد مستقیم (کلامی یا غیر کلامی)

ب- برخورد غیر مستقیم (کلامی یا غیر کلامی)

بنابراین چهار مسیر کلی وجود خواهد داشت

مستقیم کلامی مستقیم غیر کلامی غیر

مستقیم کلامی غیر مستقیم کلامی

که از بالا به پایین از شدت برخورد کاسته می‌شود.

تشخیص آمادگی پذیرش در طرف مقابل

این مرحله نیز به نوبهی خود حائز اهمیت است زیرا اگر طرف مقابل از آمادگی اولیه برخوردار نباشد ودر یک وضعیت نامتعادل و یا بحرانی بهسر ببرد شاید بهتر باشد که ابتدا زمینه پذیرش را فراهم کنیم آن گاه اقدام به تذکر نماییم.

گام سوم: اجرا

بعد از آنکه یکی از چهار روش کلی پیشین انتخاب شد این مرحله آغاز می‌شود در این نوشتار به دو دلیل اهمیت و محدودیت فقط به روش مستقیم کلامی پرداخته می‌شود.

در اجرای این مرحله توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند.

-۱ قاطعانه اما مؤدبانه بگویید، مطمئن باشید بی ادبی تأثیر کار شما را از بین می‌برد.

-۲ بکوشیم تذکر، علنی و در حضور دیگران نباشد مگر آنکه مطمئن باشیم از این کار شما سایر کارکنان درس عبرت می‌گیرند.

-۳ حفظ حرمت و آبروی مسلمانان حتی کسی که مرتکب منکری شده است واجب است بنابراین باید جملات و تذکرهای ما از هر گونه تحقیر، اهانت و ضایع کردن به دورباشد.

-۴ چون روش کلامی مستقیم را انتخاب کردهاید بهتر آن است که تذکر شما حاوی جملات وعبارتهای روشن و گویا و خالی از ابهام و پیچیدگی باشد معمولاً استفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسبتر است حتی گاهی لازم نیست جملهای ادا شود بلکه گفتن یک کلمه برای رساندن منظورتان کافی است مثلاً برای تذکر به همکارتان که موقع وضو گرفتن شیر آب را باز گذاشته است کافی است بگویید آقا آب و توضیح دیگری لازم نیست.

-۵ اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند بنابراین در ادای درست کلمات بسیار دقت کنید.

-۶ مواظب باشید کلام یا تذکر خوب و درست شما با آفتهایی نظیر منتگذاشتن، مسخره کردن وبزرگنمایی کردن صدمه نبیند.

-۷ تلاش کنید رفتارتان صمیمانه باشد و در همین برخورد کوتاه تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.

-۸ بهتر آن است جمله خود را با سلام و لطفاً آغاز کنید.

-۹ هنگام تذکر دادن بهتر است حواس خود را کاملاً متوجه مخاطب کنید و از اینکه به بالا یا پایین این طرف و آن طرف نگاه کنید بپرهیزید زیرا این کار ارزش و اثر کار شما را کاهش می‌دهد.

-۱۰ هر اندازه شما تذکر خود را جدی بگیرید مخاطبتان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهد کرد.

-۱۱ معمولاً افعال مثبت بیش از افعال منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم می‌سازد به عنوان مثال به جای آنکه بگویید بیت المال را هدر ندهید بگویید از بیتالمال درست استفاده کنید.

تذکر مهم: در محیط اداری چون همکاران یکدیگر را تقریباً به خوبی می‌شناسند. تذکر دهنده باید تلاش کند که خلاف آنچه می‌گوید عمل نکند زیرا حتماً بیتأثیر است. مثلاً اگر همکارش را به انضباط در محیط کار دعوت می‌کند خود نباید فردی بینظم و انضباط باشد.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

بدون تردید با تذکر شما مخاطب واکنشی از خود نشان خواهد داد. پس بهتر آن است که از قبل خود را در مقابل واکنشهای احتمالی آماده سازید نکته مهم آنکه واکنشطرف مقابل را بدون پاسخ نگذارید.

واکنشهایی که طرف شما نشان خواهد داد معمولاً یکی از موارد زیر خواهد بود:

-۱ تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند.

-۲ تذکر را در ظاهر می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.

-۳ تذکر را نمی‌پذیرد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد و احتمالاً با سکوت قضیه را پشت سر می‌گذارد یامممکن است نگاهی از روی ناراحتی و عصبانیت بیندازد.

-۴ تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخهای سر بالا یا بی ربط یابهانه گیری موضوع را از سر خود باز می‌کند. -۵ تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبتاً با تندی پاسخ می‌دهد.

-۶ تذکر را نمی‌پذیرد و برخورد تند خود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد.

-۷ تذکر را نمی‌پذیرد و درگیر می‌شود.

پاسخهای ما به واکنش مخاطب

-۱ در حالت اول حتماً از او تشکر کنید، حتی اگر به همه تذکر شما جامعه عمل نپوشانده باشد. مطمئن باشیداین کار او را برای اجرای کامل تذکرتان ترغیب و تشویق می‌کند.

-۲ در ین حالت بهتر است به طور مختصر تشکر کنید بدون اینکه بر تذکرخود اصرار بورزید به کارتان ادامه دهید مگر آنکه احساس کنید مخاطب منتظر توضیح یا استدلال شما است.

احساس کنید مخاطب منتظر توضیح یا استدلال شما است.

-۳ بهتر آن است که سکوت او را با سکوت پاسخ دهید و اصرار نورزید و ناراحتی او را با ناراحتی پاسخ دهید اگر عمل خود را تکرار کرد توصیه می‌شود شخص دیگری به وی تذکر دهد.

-۴ در این حالت اگر امکان داشته باشد از همان بهانه‌ها و یا مشابه آن برای قانع کردن وی استفاده شود یا اینکه عملاً بهانه و عذر وی را از میان بردارید.

-۵ در حالتهای ۵ و ۶ مقابله به مثل نکنید و تلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود از محیط دور شوید.

-۶ در حالت هفتمتا آنجا که می‌توانید از درگیری بپرهیزید مگر آنکه مجبور شوید از خود دفاع کنید و در صورت نیاز مراتب را به مراجع ذیصلاح در اداره اطلاع دهید.

فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری (مد)

تذکر لسانی، وظیفه همگانی

در جامعه اسلامی، تکلیف مردم امر به معروف و نهی از منکر با لساناست ... چیزی که جامعه را اصلاح می‌کند همین نهی از منکر زبانی است. اگر مردم به آدم بدکار و خلافکار کسی که اشاعهی فحشا می‌کند و می‌خواهد قبح گناه را از جامعه ببرد بگویند و ده صد یا هزار و به طور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود و ذهن او سنگینی کند این برای او شکنندهترین چیزهاست.

من می‌گویم مردم باید این روحیه را پیدا کنند. مردم همان‌طور که نماز را واجب می‌دانند یاید امر به معروف را واجب بدانند.

فریضهی امر به معروف و نهی از منکر در مرحلهی زبانی آن وظیفهی عمومی مسلمین است و اختصاص به گروه و سازمان خاص ندارد ائمه محترم جماعت و نمازگزاران مساجد نیز می‌توانند و موظفند به هر اندازه که در وسع آنهاست در انجام این وظیفهی بزرگ اقدام نمایند.

تأثیر زبان و گفتن

خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است و در امر و نهی این اثر را قرار داده است ما چرا این حکمت الهی را درک نمی‌کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار عظیم الهی استفاده کنیم؛ عمل کنید. تا ببنید می‌شود یا نمی‌شود حرف بزنید.

بگویید یک کلمه بیشتر هم نمی‌خواهد لازم نیست سخنرانی بکنید کسی که می‌بینید خلافی را مرتکب می‌شود دروغی را، غیبتی و تهمتی و کینهورزی نسبت به برادر مؤمن، بیاعتنایی به محرمات دین و بیاعتنایی به مقدسات را. اهانت به پذیرفته‌های ایمانی مردم را، پوششی مناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمهی آسان بگویید،» این کار شما خلاف است نکنید «شما بگویید دیگری بگوید، گناه در جامعه می‌خشکد تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام بگیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.

فعلاً مرحله زبان

شما به غیر از زبان هیچ تکلیف دیگری نداردی نهی از منکر برای مردم فقط زبانی است البته برای حکومت این طور نیست. البته منکر راباید بشناسید چیزهایی ممکن است به نظر شما بعضی منکر بیاید در حالی که منکر نباشد باید معروف و منکر را بشناسید؟

آنچه مسئولیت شماست مسئله زبانی است یعنی شما باید کاری کنید که مردم امر و نهی زبانی را که مهمترنی عامل و حتی از جهاد بالاتر است یعنی تأثیرش از جهادی که توپ و تفنگ و بمب اتم است بیشتر است انجام بگیرد و تحقق پیدا کند. منتهی مردم که امتحان نمی‌کنند یک بار امتحان کنند تا ببینند گر نشد ...

جانها ما دلشان می‌خواهد که وقتی ما گفتیم امر به معروف کنید یک خنجر به دستشان بدهیم بگوییم. اگر نشد بزن! در حالی که این زدن یک کار دیگری است من اصلاً این کار را از تو خواستهام؟ من مرحلهی دوم را که زبانی است از تو می‌خواهم. اگر همین کار انجام بگیرد و شما بتوانید به مردم تفهیم کنید که اگر کار خلافی دیدند بگویند:» آقا نکن «بروند و ده نفر بگویند:» نکن «و بروند. اگر کسی طاقت پیدا کرد این خلاف را دوباره انجام دهد نمی‌تواند بکند این که می‌بینید وقتی شما دوبار یاسه بار گفتید» نکن «و عصبانی می‌شود و می‌آید یقهی شما را می‌گیرد پیداست این ضربه شکننده است اگر شکننده نبود عصبانیت نداشت؟

ناشی از منکر بگوید؟» نکن «و برود. چرا می‌ایستد و می‌گوید نکن و دست به یقه می‌شوید: این دست به یقه مرحلهی سوم است ما آن را از اینها نخواستیم.

احکام امر به معروف و نهی از منکر از منظرامام راحل قدس سره

-۱ اگر کلام از زبان شخص خاصی اثر دارد نه دیگران امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن شخص واجب عینی است.

-۲ اگر با اشاره خلافکار دست از خلاف بر می‌دارد برخورد شدید و بیش از این که توهین به او باشد جایز نیست.

-۳ اگر نهی ما از حجم گناه می‌کاهد و گناه را ریشه کن نمی‌کند باز هم واجب است در امر به معروف و نهی از منکر لازم نیست که صد در صد به نتیجه برسیم. حتی اگر یک درصد اثر داشت واجب است.

-۴ اگر به خاطر نهی ما دست از گناه بزرگ بر می‌دارد ولی گناه کوچک انجام می‌دهد باز هم واجب است.

-۵ اگر نهی مکرر مؤثر است تکرار واجب است.

-۶ اگر امر و نهی دسته جمعی مؤثر است به صورت دستهجمعی واجب است.

-۷ اگر سکوت ما سبب جرأت بیشتر گناهکاران می‌شود سکوت حرام است.

-۸ اگر امر و نهی ما درخلافکار اثری ندارد ولی در دیگران مؤثر است امر و نهی واجب است.

-۹ اگر سکوت ما سبب وهن اسلام یا ضعف عقاید مسلمانان شود سکوت حرام است.

-۱۰ اگر رفت و آمد با گناهکار از مقدار می‌کاهد این رفت و آمد واجب است.

-۱۱ اگر رفت و آمد با گناهکار بر بعضی افراد خانه اثر موقت می‌گذارد این رفت و آمد واجب است.

۱۲ اگر قطع رابطه با گناهکار او را از گناه باز می‌دارد این قطع رابطه واجب است.

-۱۳ اگر رفت و آمد با کسی او را در گناه جسور تر می‌کند این رفت و آمد حرام است.

امید است نوشته حاضر به شما برای اجام هر چه بهتر و مؤثر تر تذکر کمک کرده باشد

ویژه دانش آموزان

مقدمه

همه ما دوست داریم انسانهای خوبی باشیم و در درس و رفتارمان آدمهایی موفق. انسانهایی به این مقام و رتبه

می‌رسند که به خدا ایمان دارند، کارهای شایسته انجام می‌دهند واز کارهای بد نیز گریزانهستند. معدل اینها نوزده به بالا و انضباط شان بیست است و روی کارنامهشان زیبای قبولی و شاگرد اول نقش بسته است. حال یک پرسش؛ آیا می توان از این خوبها نیز، بهتر بود؟!

پاسخ مثبت است، اگر تو خوبی را فقط برای خود نخواستی و آن را به دیگر دوستانت هدیه کردی و بدی را فقط از خودت دور نکردی بلکه مواظب بودی تا همکلاسیهایت به بدی آلوده نشوند، در این حالت تو از خوبها هم بهتر

هستی. همه چیزت بیست بیست و مهر قبولی با رتبه شاگرد ممتاز بر روی کارنامهات نقش بسته است. تو خوب میدانی

که برای خوب بودن و خوب شدن باید تلاش کرد. پس برای بهتر و بهترین بودن باید تلاش خستگیناپذیر داشته باشی.

نوشتار حاضر، کتاب راهنمایی است تا تو را درانجام امر به معروف و نهی از منکر صحیح و مؤثر و تذکر دادن موفقیتآمیز یاری رساند.

دروس هفتگانه

اول: خیرخواهی رمز موفقیت

زنگ مدرسه به صدا در آمد. از کلاس که بیرون رفتم، می‌خواست آخرین سیگارت را بیندازد که دستش را گرفتم و گفتم این کار، خوب نیست؛ این را گفتم چون تو دوست و رفیق منی در همین لحظه آقای ناظم از کنار ما رد شد! در یک لحظه ترس و وحشت را در چهرهاش دیدم و چیزی نگذشت که بدون آنکه حرفی بزند لبخند رضایتی بر لب داشت فقط توانست با چشمانش بامن خداحافظی کند. سپاسگزاری را در تمام وجود او حس می‌کردم.

دوست من! قصد و نیت خیرخواهانه عامل اصلی و رمز موفقیت در تذکر دادن است. گاهی اوقات تذکر دادن ممکن

است با قصد تخریب یا ضایعکردن و یا بیاحترامی و آبروریزی باشد که در همه این موارد مطمئن باشید مخاطبتان نیت

و قصد شما را درک می‌کند. گاهی اوقات ما کارهای خوب را با نیت بدانجام میدهید و این کار آفت بزرگی برای کارهای خوب بوده و آثار زیبای آنها را از بین می‌برد.

دوم: احترام به فهم دیگران آغازی خوش

دیدم سرش را پایین انداخت و با عجله از کنار شیر آب دور شد. با خودم گفتم عجب آدم بیفکریه، شیر آب را بازگذاشته و رفته، باید بروم و به او تذکر دهم که این کار اصلاً خوب نیست و نباید شیر آب مدرسه را بیجهت باز گذاشت. تو همین فکرها بودم که دیدم سرایدار، آچار بدست رسید و او چندقدم دورتر ایستاده بود و به شیر آب اشاره می‌کرد.

دوست من! باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که مخاطب ما هم انسانی است مانند تمام انسانهای هم سن و سال خودش و به همان اندازه دارای فهم و شعور آگاهی و درک و احساس و ... است. اگر به درک و فهم دوست خود احترام بگذارید مطمئن باشید حرف شما اثر گذارتر خواهد بود. زود قضاوت کردن، دیگران را متهم کردن وخود را برتر از دیگران دانستن، شایسته نیست.

سوم: شناخت و آگاهی مایه اطمینان

سر کوچه ایستاده بودم، دیدم با عجله وانگار عصبانی به سمت من می‌آید، همین که نزدیک شد، گفت: چرا میخندی؟ داری مرا مسخره می‌کنی؟ گفتم: می‌خندم ولی مسخره نمی‌کنم! با تعجب ادامه داد: چه دیدی که میخندی؟ گفتم:

یک پیام کوتاه جالب برایم رسیده بود. پیامک را نشانم داد، انصافاً با مزه بود و من هم خندهام گرفت. از این که بین خندیدن و تمسخر کردن تفاوتی قائل نشده بودم ودوستم را مورد عتاب قرار دادم از خودم شرمنده شدم.

دوست من! برای تذکر دادن و بازداشتن از عملی بدو خلاف و یا تشویق به کاری خوب و پسندیده باید نسبت به

خوبیها و بدیها شناخت دقیق و کاملی داشته باشیم. بدانید اگر در تشخیص عمل معروف یا منکر شک دارید، اقدام نکردن بهتر از ناآگاهانه اقدام کردن است. گاهی برداشت غلط ما به اقدامی غلط می‌انجامد.

چهارم: کنجاوی سد ارتباط

داشتم آماده وضو گرفتن می‌شدم که ناگهان دیدم در حیاط مدرسه بحث و جدل می‌کنند. قبلاز اینکه کارشان بالا بگیرد جلو رفتم، پرسیدم چی شده؟ با عصانیت و قیافه حق به جانبی گفت:در جشن تولد خواهر کوچکش با پسر داییاش عکس بیحجاب گرفته، این کار گناه دارد ولی او نمی‌خواهد بپذیرد، از هم جداشون کردم و گفتم: تواز کجا فهمیدی؟ گفت: عکس را لای کتابش پیدا کردم، اخمی کردم و با تندی رد شدم ...

دوست من! هر انسانی برای خود چارچوبی کاملاً شخصی و محرمانه دارد که فقط و فقط مال خودش است و هیچ‌کس

بدون خواست و ارادهی او حق ورود به آن حریم را ندارد. شاید این چارچوب خصوصی کارهایی انجام دهدکه گناه باشد ولی ما حق نداریم برای بازداشتن کسی از بدی و یا تشویق او به خوبی وارد آن حریم شویم و با جستجو و کنجکاوی سر از کار او درآورده و او را امر و نهی کنیم.

پنجم: صبر کلید کامیابی

داشت وضو می‌گرفت اما از روی جوراب مسح کشید. چیزی نگفتم. فردای آن روز موقع وضو گرفتن عمداً کنارش ایستادم و با حالتی که خوب ببیند، کفش و جورابم را درآوردم و مسح کشیدم. دو سه روز بعد دیدم این کار را درست

انجام می‌داد. رضایت را در وجود خودم و چهرهی او حس کردم.

دوست من! صبر همیشه مشکل گشاست. با دیدن هر خطای هر چند بزرگ دوست خود عصبانی نشوید و شتاب زده عمل نکید و از انجام عکسالعمل سریع بپرهیزید. حتی زمانی که او در مقابل تذکر خیرخواهانهی شما بیادبی کرد باز هم از عکسالعمل سریع و یا تند و مستقیم حتیالمقدور بپرهیزید و مطمئن باشید اگر با صبوری و متانت عمل کنید تأثیر گذارتر خواهید بود.

ششم: همراهی آخر جاده سبز

نماز جماعت که شروع می‌شد میرفت و در گوشهای به تنهایی نماز می‌خواند، این کارش درست نبود، اما چگونه باید

به او می‌گفتم. یکی دو روز با خودم کلنجار می‌رفتم، بالاخره یک روز جلو رفتم و گفتم: تو که نماز خوان هستی چرا در نماز جماعت شرکت نمی‌کنی، گفت: در مدرسه قبلیام برای نمره انضباط و پرورشی نماز می‌خواندند، من هم تو این

نماز جماعتها شرکت نمی‌کنم. گفتم: این نمرهها را فقط خدا میدهد. از فردا، هر روز تو صف نماز جماعت

میدیدمش.

دوست من! چه زیبا و دلنشین است که اثر تذکر خیرخواهانهی خود را بر دوستانمان مشاهده کنیم. اما همواره باید در نظر داشته باشیم که حق ما و حد ما فقط تذکر دادن و دعوت کردن است. خواه با پاسخی مثبت و خواه با پاسخی منفی

روبرو شویم، حق نداریم بر آنچه تذکر می‌دهیم اصرار و پافشاری کنیم. اما اگر موفق شدیم دوستمان را با خود همراه کنیم بسیار دلنشین و رضایتبخش خواهد بود، به شرط آنکه پا از حد خود فراتر نگذاریم.

هفتم: ساده اما هنرمندانه

دوستان من! اکنون به آخرین اصل رسیدیم، باید بدانیم که تذکر دادن کار سختی نیست، بسیار ساده است اما به دانش و هنرمندی نیازمند است. زیرا با گفتن یک جمله می‌توانیم کسی را از بدیها باز داشته و به خوبیها دعوت کنیم، با این

وجود برای اینکه تتذکر ما تأثیرگذار باشد، باید با ظرافت خاصی کلام خود را بگوییم. گاهی با کوچکترین بیتوجهی در لحن کلام یا به کاربردن الفاظ نادرست و در نظر نگرفتن شرایط و اوضاع و احوال، مخاطب خود را به لجبازی واداشته و یا باعث آبروریزی او می‌شویم، که این خود انجام یک کار ناشایست است. به همین خاطر اجرای درست و مؤثر این فریضه نیاز به آموزش و یادگیری و حتی تمرین دارد. لازم است خوبیها و بدیها را به طور دقیق بشناسیم و از حدود شرعی و قانونی خود مطلع باشیم.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

در این بخش تلاش شده است تا با زبان ساده گامها و مراحلی که دانستن آن برای انجام یک تذکر صحیح و مؤثر نیاز است، ارائه گردد.

گام اول: روبرو شدن

هر روز که به مدرسه می‌آیم بدون آنکه متوجه باشم رفتارهای گوناگونی را می‌بینم که نسبت به برخی از آنها احساس خوبی دارم و برخی دیگر مرا ناراحت می‌کند تا حدی که با آنها نمی‌توانم کنار بیایم.

مثلاً این کارها مرا خوشحال می‌کند:

-۱ تمیز و مرتب بودن و داشتن ظاهری آراسته

-۲ برخورد خوب و مؤدبانه با همکلاسیها

-۳ درس خواندن اول صبح همکلاسها

-۴ احترام به قرائت قرآن در برنامه صبحگاهی

-۵ شرکت گسترده دوستان و همکلاسیها در نماز جماعت و مثلاً این کارها مرا نارحت می‌کند.

-۱ بازگذاشتن شیر آب

-۲ آشغال ریختن در کلاس و حیاط مدرسه

-۳ نوشتن یادگاری و حکاکی روی میز و دیوار کلاسها

-۴ با القاب زشت یکدیگر را صدا کردن

-۵ مسخره کردن همکلاسیها در بسیاری از موارد دوست دارم همکلاسیام را به خاطر کار خوبی که انجام می‌دهد تشویق کنم و یا او را از کارهای بد بر حذر دارم.

اما همیشه از خودم می‌پرسم چکار کنم تا حرفم را هم درست گفته باشم و هم دوستم را نرنجانده باشم.

به نظرم رسید بهترین راه این باشد که از معلم دینیام بخواهم مرا راهنمایی کند. سراغ او رفتم و او چند نکته مهم را برایم برشمرد.

-۱ کارهایی می‌تواند برای تو ملاک باشد که بدون زحمت به چشمت خورده باشد، شنیدن کافی نیست و تو نمیتوانی فقط بر اساس شنیده‌ها عمل کنی و جستجو کردن و سر از کار کسی در آوردن ممنوع است.

-۲ باید هوش و حواست متوجه کار و رفتار همکلاسیات باشد نه خود وی. یعنی کار بد، بد است حتی اگر دوست

صمیمی تو آن را انجام دهد و کار خوب، خوب استحتی اگر آن همکلاسیات که با او مدتها قهر هستی، انجام دهد.

گام دوم: تشخیص

من که با صحبتهای معلم کمی به وجد آمده بودم، از وی پرسیدم: بعد باید چه کنم؟

وی با اشتیاق ادامه داد: از اینجا گام دوم که خیلی هم مهم و کلیدی است شروع میشود، حتمًـا به پزشک مراجعه

کردهای، سختترین کاری که او انجام می‌دهد، تشخیص بیماری است، اگر درست تشخیص دهدف با تجویز چند

داروی شاید مختصر، خیلی زود بهبودی برای تو حاصل می‌شود، اما اگر تشخیص او غلط باشد و بر همان اساس دارو تجویز کند نه فقط بهتر نمی‌شوی، بلکه ممکن است بیماریات شدت یابد.

در این مرحله باید بتوانی چند چیز را تشخیص بدهی:

تشخیص معروف و منکر

هر چند کارهای خوب و بد در مواردی مشخص و معلوم است مثل: سلام کردن و در مقابل آن بیتوجه از کنار هم رد شدن، در این موارد، تشخیص، کار سختی نیست، اما برخی اعمال و رفتارهایی است که تشخیص خوب و بد آن نیاز به

اطلاعات و آگاهیهای دینی و اجتماعی بیشتری دارد، مثل تشخیص درستی حجاب و پوشش دوستان و همکلاسیهایت.

تشخیص اصل برخورد

به نظر تو بعد از این که خوب و بد بودن کار را تشخیص دادی، حتماً باید یک گام جلو بروی و به همکلاسیات تذکر بدهی؟!

میدانم پاسخ تو مثبت است. (اما اینطور نیست) لازم است به شرایط مکانی و زمانی و روحی و روانی خود و همکلاسیاست توجه کنی، ممکن است همینچند لحظه قبل از جلسه امتحان بیرون آمده باشد و از قضاآماده نبوده و خوب امتحان نداده است. اطمینان داشته باشد اگر به او بگویی نظافت را رعایت کن و کاغذ آشغال را روی زمین نینداز، توجه به حرف تو نکرده حتی ممکن است لجبازی هم بکند. گاهی اوقات حتماً باید سکوت کرد و اصلاً تذکر نداد. من تجربه کردهام و اثرش بیشتر از تذکر دادن بوده است. اما با توجه به شرایط و موقعیتهایی که پیش می‌آید، گاهی اوقات لازم است تذکر داده شود.

توصیه می‌کنم در شرایط و موقعیتهای زیر تذکر ندهی:

وقتی تو یا همکلاسیات به شدت گرسنه و تشنه و عصبی و خسته و بیحوصله هستید.

وقتی نسبت به مسئله آگاهی نداری.

اگر موجب هتک حرمت یا ضایع شدن دوستت می‌شود.

اگر از نمره بد خود ناراحت هستی.

وقتی از کسی بدت می‌آید.

وقتی نسبت به موقعیت دوستت حسادت می‌کنی.

وقتی تو و یا همکلاسی ات آمادگی روحی ندارید.

تشخیص چگونگی برخورد

خواستم از معلمم جدا شوم و آنچه را گفته بودم به کار بندم که وی مرا صدا زد و گفت: کجا؟ این ابتدای کار است

حالا باید تشخیص دهی که چگونه برخورد کنی و بعدادامه داد: گاهی لازم است به دلیل اهمیت موضوع و اثر گذاری بیشتر، پیش بروی و به طور مستقیم به همکلاسیات تذکر دهی. گاهی به طور مستقیم لازم نیست، بلکه کافی است به نفر سومی گوشزد کنی تا او هم متوجه شود. به قول معروف به در بگویی که دیوار بشنود. یا در جمع، همه رامورد خطاب قرار دهی که او هم یکی از آنها باشد. اما گاهی تشخیص میدهی که اساسًـا تذکر دادن از طریق زبان و گفتار لازم نیست بلکه با اشاره یا اخم یا لبخند به مقصودت می‌رسی. در اینجا نیز مثل حالت قبل ممکن است مستقیماً او را مورد توجه قرار دهی یا اینکه به طور غیر مستقیم و از طریق دیگران وی را متوجه کار خوب یا زشتش کنی.

مثلاً دوست دارد کسی را مسخره می‌کند و دیگران هم با او همراهی می‌کنند، تو به جای آنکه به شخص خاصی خطاب کنی، انگشت اشارهات را روی بینیات قرار می‌دهد ودر حالتی که اخم کرده‌ای یکی دو بار می‌گویی بچه‌ها:

بنابراین چهارگونه برخورد می‌توان تصور کرد:

مستقیم کلامی مستقیم

غیر کلامی غیر مستقیم

غیر کلامی

باید دقت داشته باشیم که از بالا به پایین شدت برخورد کمتر می‌شود.

تشخیص آمادگی پذیرش در طرف مقابل

لبخندی زدم و با طعنه گفتم اجازه هست برویم و تذکر دهیم؟! با نگاهش به من فهماند که هنوز باید صبر کنم و عجله نکنم. بدون آنکه منتظر پرسش من شود ادامه داد: بعد از این سه تشخیص، یک چیز دیگر باقیمانده است و آن اینکه تشخیص بدهی آیا همکلاسیات در وضعیتی نامتعادل و یا بحرانی داشته باشد. تذکر تو به هر شکلی که باشد مثبت بر او نداشته، بلکه ممکن است نتیجه عکس داشته باشد. قبلاً نیز به این موضوع اشاره کردم. فرض کن دوستت در حین بازی با صورت به زمین خورده و از بینیاش خون جاری است. فکر می‌کنی اگر به او که کنار شیر آب ایستاده و درد شدیدی در ناحیه بینیاش احساس می‌کند و از بینیاش خون جاریاست بگویی شیر آب را ببند واسراف نک چه تأثیری بر او خواهد گذاشت.

گام سوم: اجرا

فردا صبح وقتی مدرسه رفتم، زنگ تفریح، معلم دینیام مرا صدا کرد با نگاهی صدا کرد و با نگاهی محبت آمیز و دوست داشتنی گفت: آماده‌ای مطالب دیروز را تکمیل کنم؟ من که فکر میکردم همه چیز را یاد گرفته ومیدانم تعجب کرده و پرسیدم: مگر چیزی باقی مانده است؟ معلم با لحن دلنشینی گفت: اگر یادت باشد. چهار روش کلی را گفتیم. آن روشی که احتمال صدمه دیدن و خطا رفتن در آن بیشتر است روش مستقیم کلامی است که اگر خوب و درست انجام دهی بسیار مثبت و تأثیر گذار خواهد بود و اگر خطا کنی همه چیز را به باد دهی. با چشمانم تک تک کلماتی را که از دهان معلمم خارج می‌شد روی هوا می‌زدم، ادامه داد: بنابراین توصیه‌هایی میکنم تا هنگام تذکر به روش مستقیم کلامی به آنها توجه شود تا احتمال تأثیر آن بیشتر شده و امکان موفقیت تو بیش از پیش فراهم گردد:

-۱ مدرسه محیطی بسته است و خیلی زود افراد، یکدیگر را می‌شناسند به همین خاطر هرگز به چیزی که خودت عمل نمی‌کنی به دیگران تذکر نده. مثلاً اگر در نماز جماعت شرکت نمیکنی دعوت دوستانت به نماز جماعت شرکت نمی‌کنی دعوت دوستانت به نماز جماعت شرکت نمی‌کنی دعوت دوستانت به نماز جماعت بیتأثیر است.

-۲ گاهی خیال می‌کنیم چون دوست و همکلاسیمان مرتکب اشتباهی شده است اگر به او توهین کنیم اشکالی ندارد این نادرست است. هیچ‌کس حق ندارد به دیگری حتی اگر نامسلمانو کافر باشد توهین کند.

-۳ این کار وقتی مؤثر خواهد بود که قاطعانه و بدون اظهر شک و تردید باشد بدون تردید مؤدبانه گفتن، اثر کار را به مراتب کاملتر خواهد کرد ومطمئن باش بیادبی در این موارد اثر مثبت کار تو را از بین می‌برد.

-۴ بسیار توصیه می‌شود که در مقابل جمع، به یک نفر، امر و نهی نکنیم زیرا اگر حق هم با تو باشد چون شنونده احساس شکست شخصیتی می‌کند، حرف تو را نمی‌پذیرد و به مقابله به شکلهای گوناگون به مقابله بر میخیزد. از جمله آنها لجبازی و پاسخ زشت دادن ودی تو را به رخت کشیدن.

-۵ در ادای حروف و کلمات دقت کن. در موقع به کار بردن عبارات و جملات مواظب باش که منظورت را به خوبی و روشنی بیان کرده باشی. جملات پیچیده و مبهم نباشد، زیرا در غیر این صورت ممکن است موجب سوء تفاهم شود.

هرچه عبارتهای شما کوتاهتر و مشخصتر باشد به هدف نزدیکتر شدهای حتی گاهی برای بیان مقصودت به جای یک جمله از یک کلمه استفاده کن.

مثلاً اگر همکلاسیات گچ را زیر پا له کرد کافی است بگویی فلانی گچ

-۶ هر قدر تو در کارت مصمم و جدی باشی شنونده اهمیت کار را بیشتر حس میکند و به تذکر تو با دقت بیشتری توجه خواهد کرد.

-۷ موقع تذکر، به چپ و راست یا بالا و پایین نگاه نکن. چون این کار هم توهینی به شنونده است و هم کم اهمیت

جلوه دادن کار.

-۸ بسیار دقت کن که جمله خوب و کار درستی را که انجام می‌دهی دچار آفت نشود. میدانی که آفت خیلی زود گسترش پیدا می‌کند و همهچیز را هم از بین می‌برد، مسخره کردن، خطای کوچکی را بیش از اندازه بزرگ جلوه دادن، از این قبیل است.

-۹ اگر از افعال مثبت استفاده کنی پذیرش آن بیشتر از زمانی است که از فعل منفی استفاده می‌شود.

-۱۰ خیلی زیبا و پسندیده است که اول با روی خوش سلام کنی بعد جمله تذکر را ادا نمایی. البته اگر جملات را با» لطفاً «شروع کنی نیز بهتر است.

تذکر مهم: هر قدر رفتارت صمیمانهتر باشد راحتتر می‌توانی اعتماد شنونده را به خود جلب کنی واگر چنین اتفاقی بیفتد راه را برای تذکر دادن هموار کردهای.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

چندین بار یادداشتهایم را که از حرفهای معلم جمع کرده بودم خواندم و آ «ها را مدام در ذهنم مرور کردم. چند روز بعد به همان شیوهای که آموخته بودم به یکی از همکلاسیهایم در مورد بستن شیر آب تذکر دادم او هم بدون آنکه

برنجد تذکر مرا اجرا کرد. از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم، به سراغ معلمم رفتم تا اولین تجربه موفق خود را برای او بازگو کنم. حرفم که تمام شد کمی مکث کرد و گفت: خوب تو چه کردی؟ آیا تشکر کردی یا لبخند زدی یا اینکه اصلاً واکنشی نشان ندادی؟! و بعد ادامه داد: تو باید حتمًـا در مقابل واکنشی که مخاطب و شنونده به تو نشان می‌دهد پاسخ دهی، و بهتر است از قبل خودت را آماده کنی، واکنشهایی که همکلاسیات نشان خواهد داد احتمالاً یکی از این موارد خواهد بود:

-۱ تذکر تو را قبول می‌کند ودر عمل هم این پذیرش را نشان می‌دهد یعنی به آنچه گفتی عمل می‌کند.

-۲ رفتار و واکنش او به گونهای است که تذکر تو را پذیرفته است اما این ظاهر کار است و هرگز به تذکر تو عمل نمی‌کند.

-۳ بر خلاف دو مورد قبل از اصل تذکرتو را نپذیرفته است. اما چون اهل ادب و تربیت است برخورد خاصی هم انجام نمی‌دهد ممکن است در چهره او ناراحتی یاعصبانیت را مشاهده کنی.

-۴ تذکر را نمی‌پذیرد اما نمی‌تواند چیزی هم نگوید و جلوی زبانش را بگیرد، پاسخ سر بالا میدهد یا با بهانههای مختلف سعی می‌کند موضوع را از سر خود باز کند یا جملاتی نامناسب بر زبان جاری کند.

-۵ این بار علاوه بر گفتن چند جمله نه چندان مناسب اظهار ناراحتی و عصبانیت را نیز چاشنی نپذیرفتن کند.

-۶ متأسفانه با بیادبی شروع به گفتن حرفهای زشت و رکیک می‌کند و نپذیرفتن خود را با ناسزاگویی همراه می‌کند. -۷ رفتار غیرانسانی را به اوج خود رسانده و با تو درگیر می‌شود.

پاسخهای تو به واکنش مخاطب

-۱ حتماً ازهمکلاسیات به خاطر احترام و ادبی که از خود نشان داده و تذکر تو را جامعه عمل پوشانده قدردانی و تشکر کن. هر چند می‌توانی با یک لبخند رضایت بخش نیز به او پاسخ دهی اما بهتر است که در گفتار نیز رضایت و قدردانی خود را نشان دهی. مطمئن باش او تشویق می‌شود تا تذکرهای بعدی تو را نیز با جان و دل بپذیرد.

-۲ بدون آنکه بر آنچه گفتهای پافشاری کنی بهتر است با لبخندی ساده یا تشکر مختصر از او جدا شوی.

البته اگر خواستی ادامه دهی می‌توانی با طرح این پرسش که میدانی چرا؟ و اگر زمینه فراهم بود به وی توضیح بدهی.

-۳ سکوت او را با سکوت پاسخ بده اما اظهار ناراحتی و عصبانیت او را با چهرهای که نشان از آرامش و قرار دارد پاسخ

بده.

نکته مهم: اگر همکلاسیات به دلایلی کارش را تکرار کرد بهتر است یکی دیگر از دوستانت به او تذکر دهد و بدان ورود تو و تذکر مجدد تو امکان لجبازی و برخورد تند وی را بیشتر می‌کند.

-۴ بدون آنکه ابراز ناراحتی و عصبانیت کنی می‌توان از همان بهانه‌ها استفاده کنی و او را قانع سازی، سعی کن به همین مقدار بسنده کنی و جلو نروی.

۵ و -۶ ممکن است نوع گفتن تو درست نبوده باشد یا او در وضعیت متعادلی نبوده و یا اینکه بیادب است در هر

صورت درکمال خونسردی و حفظ آرامش، سعی کن از وی دور شوی.

-۷ تا می‌توانی از درگیری پرهیز کن. زیرا عاقبت خوبی نه برای تو دارد و نه برای همکلاسیات. البته مجبور شدی در حد دفاع از خود، قانون و شرع به تو این اجازه را داده است. با این حال بهتر است از هر گونه درگیری اجتناب کنی

واگر لازم دیدی مسئولان مدرسه را در جریان امر قرار بده.

فرازی از فرمایشات مقام معظم رهبری (مد)

تکر لسانی، وظیفه همگانی

در جامعهاسلامی، تکلیف مردم امر به معروف و نهی از منکر با لسان است... چیزی که جامعه را اصلاح میکند همین نهی از منکر زبانی است. اگر مردم به آدم بدکار و خلافکار کسی را اشاعهی فحشا می‌کند و میخواهد قبح گناه را از جامعه ببرد بگوید و ده صد یا هزار نفر و یا به طور کلی افکار عمومی جامعه روی وجود و ذهن او سنگینی کند این برای او شکنندهترین چیزهاست.

من می‌گویم مرد با این روحیه را پیدا کنند. مردم همان‌طور که نماز را واجب میدانند باید امر به معروف را واجب بدانند.

فریضهی امر به معروف و نهی از منکر در مرحلهی زبانی آن وظیفهی عمومی مسلمین است و اختصاص به گروه و سازمان خاص ندارد. ائمه محترم جماعت و نمازگزاران مساجد نیز می‌توانند و موظفند به هر اندازه که در وسع آنهاست

در انجام این وظیفهی بزرگ اقدام نمایند.

تأثیر زبان و گفتن

خدای متعادل در زبان این اثر را قرار داده است و در امر و نهی این اثر را قرار داده است ما چرا این حکمت الهی را درک نمی‌کنیم و حاضر نیستم از این ابزار عظیم الهی استفاده کنیم؛ عمل کنید تا ببینید می‌شود یا نمی‌شود. حرف بزنید.

بگویید یک کلمه بیشتر هم نمی‌خواهد. لازم نیست سخنرانی بکنید کسی می‌بینید خلافی را مرتکب میشود دروغی را، غیبتی و تهمتی و کینهورزی نسبت به برادر مؤمن، بیاتنایی به محرمات دین و بیاعتنایی به مقدسات را. اهانت به پذیرفته‌های ایمانی مردم را، پوشش نامناسب را، هر کدام از این کارها را کسی انجام داد یک کلمه، لازم نیست با خشم باشد، یک کلمهی آسان بگویید،» این کار شما خلاف است نکنید «شما بگویید دیگری بگوید، گناه در جامعه می‌خشکد. تأثیر امر و نهی زبانی- اگر انجام بگیرد- از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.

فعلاً مرحله زبان

شما به غی از زبان هیچ تکلیف دیگری ندارید نهی از منکر برای مردم فقط زبانی است البته برای حکومت این طور نیست. البته منکر را باید بشناسید چیزهایی ممکن است به نظر شما بعضی منکر بیاید در حالی که منکر نباشد باید معروف و منکر را بشناسید؟

آنچه مسئولیت شماست مسئله زبانی است یعنی شما باید کاری کنید که مردم امر و نهی زبانی را مهمترین عامل و حتی از جهاد بالاتر است. یعنی تأثیرش از جهادی که توپ و تفنگ و بمب اتم است بیشتر است انجام بگیرد وشما بتوانید به مردم تفهیم کنید که اگر کار خلافی دیدند بگویند:» آقا نکن «و بروند و ده نفر بگویند:» نکن «و بروند. اگر کسی طاقت پیدا کرد این خلاف را دوباره انجام دهد نمی‌تواند بکند این که می‌بیند وقتی شما دوبار یا سه بار گفتید» نکن «و عصبانی می‌شود و می‌آید و یقهی شما را می‌گیرد پیداست این ضربه شکننده است اگر شکننده نبود عصبانیت نداشت؟

ناشی از منکر بگوید؟» نکن «و برود. چرا می‌ایستد و می‌گوید نکن و دست به یقه می‌شوید: این دست به یقه مرحله سوم است ما آن را از اینها نخواستیم.

احکام امر به معروف و نهی از منکر از منظر امام راحل قدس سره

(۱ اگر کلام از زبان شخص خاصی اثر دارد و نه دیگران امر به معروف و نهی از منکر نسبت به آن شخص واجب عینی است.

(۲ اگر با اشاره خلافکار دست از خلاف بر می‌دارد. برخورد شدید و بیش از این که توهین به او باشد جایز نیست.
(۳ اگر نهی ما از حجم گناه می‌کاهد و گناه را ریشه کن نمی‌کند باز هم واجب است در امر به معروف و نهی از منکر لازم نیست که صد در صد به نتیجه برسیم حتی اگر یک درصد اثر داشت واجب است.
(۴ اگر به خاطر نهی ما دست از گناه بزرگ بر می‌دارد ولی گناه کوچک انجام می‌دهد باز هم واجب است. (۵ اگر نهی مکرر مؤثر است تکرار واجب است.

(۶ اگر امر و نهی دسته جمعی مؤثر است به صورت دسته جمعی واجب است. ( ۷ اگر سکوت ما سبب جرأت بیشتر گناهکاران می‌شود سکوت حرام است.

(۸ اگر امر و نهی ما در خلافکار اثری ندارد ولی در دیگران مؤثر است امر و نهی واجب است. ( ۹ اگر سکوت ما سبب وهن اسلام یا عف عقاید مسلمانان شود سکوت حرام است.

(۱۰ اگر رفت و آمد با گناهکار از مقدار گناه میکاهداین رفت و آمد واجب است.

(۱۱ اگر رفت و آمد با گناهکار بر بعضی افراد خانه اثر موقت می‌گذارد این رفت و آمد واجب است.

(۱۲ اگر قطع رابطه با گناهکار او را از گناه باز می‌دارد این قطع رابطه واجب است.

(۱۳ اگر رفت و آمد با کسی او را در گناه جسورتر می‌کند این رفت و آمد حرام است.

دوست و همکلاسی عزیز!

در پایان امید است نوشته حاضر به تو برای کامیابی و بهتر شدن کمک کرده باشد

راه‌های کارآمدی امر به معروف و نهی از منکر

ویژه مدیران

مقدمه

مدیر در محیطی که آن را اداره می‌کند علاوه بر وظایفی نظیر برنامهریزی، سازماندهی، بودجهریزی و رهبری و انگیزش نیروی انسانی در اختیار خود، موظف است همواره بر عملکرد آنان نظارت نماید و آنان را در مسیر نیل به اهداف سازمانی استوار و پابرجا نگه دارد.

مدیر نظام اسلامی علاوه بر اینگونه نظارتها، وظیفه پاسداشت ارزشهای اسلامی را در محیط خود بر عهده دارد، این

همان وجه تمایز نظام اداری اسلامی با سایر نظامهای اداری می‌باشد، بنابراین مدیر برای آنکه نیکیها و شایستگیها را در محیط خود گسترش داده و پرورش دهد و از وقوع و بروز زشتیها و ناشایستگیها جلوگیری نماید، لازم است خود را به اصل مترقی اسلامی یعنی امر به معروف و نهی از منکر ملتزم نماید، آنچه در این نوشتار که از نظر شما مدیران محترم ملتزم نماید، آنچه در این نوشتار که از نظر شما مدیران محترم می‌گذرد مروری بر نحوه اجرای بهینه این فرضیه مهم و حیاتبخش با هدف دستیابی به محیطی سالم در اداره می‌باشد.

اصول هفتگانه

اول: خیرخواهی رمز موفقیت

مدتی بود احساس میکرد کار در اداره کلی که او مسئولیتش را بر عهده داشت آنطور که بایدو شاید انجام نمی‌پذیرفت. کارمندان با دل و جان کار نمیکردند و آنطور که او انتظار داشت کار خوب و با کیفیت تحویل

نمی‌دادند کم حوصلگی و بینشاطی را در چهره آنان را راحتی می‌دید و از این موضوع به شدت رنج میبرد، یک روز برای پیگیری کارهایی که ارجاع کرده بود وارد اتاق کارشناسان شد مشاهده کرد یکی از کارمندان سر به روی میز

گذاشته و خوابیده است.

حسکرد سر نخ را به دست آورده است، مدتی رفتار و فعالیت آن کارمندان را با دقت بیشتری زیر نظر گرفت و متوجه خطاهای متعدد اداری او شد. در آغاز یک صبح اداری آن کارمند را به دفتر صدا زد و با متانت و آرامش خطاهایش را به او گوشزد کرد و در پایان گفت: یا باید از این اداره بروی و کار اداری را ترک کنی و به کارهای آزاد که آن هم به نوبه خود بسیار ارزشمند است بپردازی و یا اینکه تغییر اسامی در رفتارت بدهی.

یک هفتهای بیش نگذشت که آن کارمند به رئیس مراجعه کرد و نامه استعفایش را به او تقدیم نمود و اظهار داشت: این کار هم برای من بهتر است و هم برای همکاران، احساس می‌کنم ضعف وجدان کاری من در آن‌ها نیز تأثیر منفی داشته است. الان حدود سه ماهی از آن ماجرا می‌گذرد، شادابی و نشاط به آن اداره کل بازگشته است.

مدیر یک واحد اداری همواره به دو نکته توجه دارد، خیر و مصلحت فرد و خیر و مصلت سازمان و ادارهای که برای آن کار می‌کند، هر چند در اغلب اوقات خیر و مصلحت سازمانی بر فرد ترجیح داده می‌شد. اگر مدیر کارکنان خود را به

امر شایسته و پسندیدهای فرا می‌خواند و یا آنها را از کار یا رفتار ناشایستی بر حذر میدارد، زمانی تذکرهای مدیر در عمق جان آنها نفوذ می‌کند و ماندگار می‌شود که از روی خیرخواهی و دلسوزی باشد مطمئن باشید مخاطب به خوبی قصد و نیت شما را درک می‌کند.

دوم: احترام به فهم دیگران آغازی خوش

چند روزی بود که وقتی ماشین خود را در پارکینگ اداره پارک می‌کرد، یک پژوی ۴۰۵ مشکی نمره قرمز توجه او را به خود جلب کرده بود، چند جای ماشین، وردگی داشت و ظاهر ماشین بسیار کثیف بود. با خودش گفت چرا راننده‌های نقلیه اینطور کوتاهی می‌کنند؟ مگر این ماشین بخشی از بیتالمال نیست؟ اینطوری سرمایه ملی را به هدر می دهند باید ببینم چه کسی راننده این ماشین است!

دو سه روز گذشت و یک روز صبح که زودتر به اداره آمده بود ناگهان آن ماشین را دید که رانندهاش داشت از آن پیاده می‌شد. همین که نگاهش را به سمت راننده دوخت، متوجه شد که او نه یکی از رانندگان نقلیه بلکه یکی از مدیران اداره است. از این مطلب جا خورد و بیش از گذشته ناراحت شد و فهمید که تذکر دادن در این خصوص کار سادهای نیست. چندروزی راجع به این موضوع فکر کرد و حتی با امام جماعت مسجد محلهشان هم مشورت کرد و او نیز وی را به این کار ترغیب نمود.

یک روز عصر تصمیم گرفت به آنچه می‌اندیشد جامه عمل بپوشاند. به همین خاطر آنقدر در پارکینگ صبر کرد تا آقای مدیر برای سوار شدن به ماشین آمد. نفس عمیقی کشید. به سوی او رفت، لبخندی زد و پس از سلام گفت: اگر مزاحمتان نیستم خواستم چند لحظه وقت شما را بگیرم. قبل از اینکه مدیر پاسخ بدهد، البته کار اداری ندارم.

مدیر با سکوت خود وی را به ادامه دادن سخنانش دعوت کرد و او گفت: میدانم که نباید در امور شخصی دیگران دخالت کنم و همین را می‌دانم که قانون به شما اجازه داده است تا از این خودرو در متعارف استفاده کنی، اما اگر این ماشین شخصی خودتان بود باز هم اینطوری از آن مراقبت می‌کردید؟

مدیر نگاهی به اطراف انداخت و پس از اینکه مطمئن شد کسی در آن اطراف نیست، گفت: حق با توست اما باور کن آنقدر سرم شلوغ است و کارهای اداره زیاد است که مجال این کار را ندارم. میدانستم راست میگوید و او یکی از مدیران پر کار اداره بود با لبخند گفتم اگر اجازه دهید من ترتیب این کارها را می‌دهم.

از آن روز به بعد او به من خیلی ابراز محبت می‌کرد و ما دو دوست صمیمی شدیم. هرچند نه آن روز و نه هیچ وقت دیگر به من اجازه نداد ترتیب کارهایش را بدهم و خودش به آنها رسیدگی میکرد. از آن پس یکی از ماشین های تمیز اداره همواره ماشین وی بود.

امروزه محیط اداره حتی بیش از محل زندگی این امکان را فراهم می‌سازد که کارکنان با یکدیگر ارتباط متقابل داشته باشند. رفتار و عمل کارکنان اعم از مدیر و کارمند در معرض ارزیابی و قضاوت دیگران قرار میگیرد. بیش از همه مدیر دراین فرایند نقش ایفا می‌کند البته دو نقش متفاوت ارزیابی کننده ارزیابی شونده، یعنی اینکه بسیاری از کارکنان همواره رفتار مدیران خود را زیر ذرهبین قرار می‌دهند و از سوی دیگر معمولاً تمایل دارند مشاهدات واطلاعات خود را راجع به دیگران در اختیار مدیران قرار دهند. در هر دو حالت مدیر باید دقت داشته باشد که تفاوت وی با کارکنان صرفاً یک قراردادی اداری است و هرگز به این معنا نیست که در همه امور، او بهتر و بیشتر از دیگران می‌فهمد.

سوم: شناخت و آگاهی مایه اطمینان

برای کار مهمی باید با همکار مدیر کل خود مشورت و هماهنگی می‌کرد و تلفنی هم امکانپذیر نبود، بدون اعلام قبلی به دفتر آن مدیر کل آمد، مسئول دفتر با مشاهده وی از روی صندلی برخاست و احترام تمام گذاشت. با لبخند گفت:» اجازه هست بریم داخل؟ «مسئول دفتر کمی مکث کرد و پاسخی نداد، دوباره پرسید: کسی داخل هست؟ و این بار مسئول دفتر به آرامی گفت مهم نیست، یکی از کارمندان است که اگر شما داخل شوید او بیرون می‌رود.

به سمت درب دفتر مدیر کل راهی شد، دو سه بار به آرامی به در زد و با جملهی اجازه می‌فرمایید! و پشتبند آ «با یک سلام غلیظ وارد شد. ناگهان چشمش به کارمند زنی افتاد که مشغول صحبت بود. عذرخواهی کرد، خواست خارج شود که مدیر کل جلو آمدو مانع بیرو رفتن وی شد، آن کارمند هم سریع عذرخواهی کرد و از اتاق بیرون رفت.

بعد از یک احوالپرسی کوتاه و سریع سراغ اصل مطلب رفت و مسائل را با وی در میان گذاشت و به نتیجه دلخواه رسید، خواست دفتر را ترک کند که احساس کرد لازم است حرف دلش را بزند، برگشت و مؤدبانه گفت: آمادگی داری یک تذکر و نقد بشنوی؟! پاسخ داد: اگر تو بگویی چون میشناسمت که بیخود حرف نمیزنی، بله آمادهام. اما

خیلیها نسنجیده و بیخود حرف می‌زنند و بیجهت حال آدم را می‌گیرند.

نشست و با لحن آرامی پرسید: این خانم از بستگان شما بود؟ همسرت یا خواهرت بود؟ مدیر کل پاسخ داد: نه، چه طور؟ مگر او را می‌شناسی؟ از کارمندانم بود و مشکل خانوادگی داشت و آمده بود تا کمکش کنم، اتفاقًـا خدا خواست و عنایتی کرد ومشکل او را تا حد زیادی برطرف شد. نگاه رضایت بخشی کرد و گفت: دستت درد نکند، اگر مدیران همیشه به فکر کارمندان خود باشند و آنها را به مثابه ماشین و ابزار نگاه نکنند، انگیزه و نشاط و شادابی کارمندان بیشتر می‌شود و بدون تردید کارایی آنها بالاتر می‌رود.

مدیر کل گفت: اینها که همهاش تعریف بود، تذکر و نقد چه شد؟ مکثی کرد و گفت: بله راستش را بخواهی همه چیز خوب بود مگر اینکه تو در را بسته بودی و این برای تو و آن خانم خوب نیست، اگر همین کار کوچک را انجام می‌دادی و در را باز می‌گذاشتی کارت ۲۰ بود. می‌دانم که حتماً صحبتهایش خصوصی و محرمانه بوده است، اما تو

برای رفع سوء ظنها باید تدبیر می‌کردی، بالاخره تو مدیر کل هستی.

در اجرای مؤثر و کارآمد امر به معروف و نهی از منکر همواره به این شعار باید توجه کرد؛ اقدام نکردن بهتر از ناآگاهانه اقدام کردن است. اما اگر مدیر نسبت به معروف یا منکر بودن عمل که از سوی کارمندش سر زده است، تردید دارد، بهتر آن است تا زمانی که اطمینان برای او حاصل نشده است وارد عرصه تذکر نشود. بدون تردید ورود به این عرصه نیازمند دانایی کافی است و کمبود دانایی، به خصوص در این عرصه خسارتهای جبرانناپذیری را به وجود می‌آورد. به ویژه آنکه مدیر باید در نظر داشته باشد که رفتار او در بسیاری اوقات به عنوان اسوه و الگو مورد توجه کارکنان قرار می‌گیرد.

چهارم: کنجکاوی سد ارتباط

نیمه‌های وقت اداری بود که سر و صدای زیادی در راهرو به پا شد. با خودم گفتم حتماً دوباره یکی از مراجعهکندگان صبر و تحملش تمام شده و از اینکه مجبور است برای انجام کارش باز هم به اداره بیاید عصبانی است و داد و فریاد راه

انداخته است، توجهی نکردم و به کار خودم پرداختم، اما سر و صدا تمامنمیشد از پشت میز برخاستم و به آن سمت حرکت کردم.

با تعجب دیدم ر ئیس اداره نوسازی و رئیس اداره کارگزینی با عصبانیت هر چه تمامتر به یکدیگر پرخاش میکنند و دعوا و مشاجره لفظی آنها بسیار بالا گرفته است. با سرعت خود را به آنها رساندم و با تندی گفتم: آقایان زشت است، شما مدیر هستید، جلوی کارمندان خوب نیست این طور به یکدیگر بیاحترامی کنید. اینجا اداره است و این کارها قبیح و از شما دو نفر که مدیر هستید بسیار قبیحتر، به هر شکلی بود که کمک برخی دگر از همکاران آرامشان کردم و هر دو را به محل کارشان راهنمایی کردم.

خواستم به دفتر کارم برگردم که مدیر کارگزینی مرا صدا کرد و به اتاقش برد و گفت: چند لحظه وقت داری؟ سری تکان دادم و مرا نشاند با قیافه حق به جانبی گفت: آقا بیست روز است زنش را طلاق داده و هیچ چیز هم نمیگوید، خب باید حکمش را تغییر بدهم و حق عائله مندی و اینجور چیزها را قطع کنم. نگاهی به او کردم و گفتم: خودش اطلاع داد؟ با عصبانیت پاسخ داد: می‌گویم اصلاً به روی مبارک خودش نمی‌آورد و تازه وقتی هم به او تذکر دادم چرا حق و ناحق می‌کنی با پررویی می‌گوید به تو چه ربطی دارد؟! گفتم: پس تو از کجا فهمیدی؟ با غرور و تبختری گفت:

اوًلا که ما اینیم! در ثانی یکی از همکاران، خانهاش نزدیک محل زندگی این آقاست و تا به حال چند بار به من گفته بود که با زنش دعوا و مرافعه دارد وهمان کارمند از طلاقشان با خبر شده و مرا مطلع کردهاست. بدکاری کردهام که برای حفظ بیتالمال تلاش می‌کنم؟

بلند شدم در حالی که خیلی ناراحت بودم، گفتم: اولاً مسائل خصوصی دیگران را هیچ وقت با این و آ «در میان مگذار در ثانی تو حق نداری کنجکاوی کنی و به حریم خصوصی دیگران وارد شوی. این دو کار بسیار اشتباه بوده است.

داشتم از اتاق بیرون می‌رفتم که به او گفتم: البته کار او هم اشتباه بوده که کارگزینی را در جریان این امر قرار نداده است. اما بهتر بود کمی به خاطر این ضربه سخت به زندگیاش مهلت می‌دادی.

در حقیقت این اصل، یک اصل بازدارنده است به این معنا که امر به معروف و نهی از منکر هیچگاه نباید مبتنی بر کنجکاوی و کشف باشد، این موضوع برای مدیران که از قدرت بیشتری برخوردار هستند و همواره این امکان وجود داردکه از اطلاعات شخصی کارکنان باخبر هستند و همواره این امکان وجود دارد که از اطلاعات شخصی کارکنان با خبر شوند از اهمیت به سزایی برخوردار است به بهانه اینکه من مدیر هستم و باید بر رفتار کارکنانم کنترل و نظارت کنم نمی‌توان به حریم خصوصی که شرع و قانون حد و مرز آن را تعیین کرده است وارد شد.

پنجم: صبر کلید کامیابی

با درخواست خودش و موافقت مدیر کل به این بخش منتقل شده بود تا با زمینه‌های کاری که وجود داشت موجب رشد

و ارتقای وی شود. خانم پر کاری بود و خیلی با علاقه و جدیت کار میکرد و همین امر باعث شده بود تا در بین همکاران از اعتبار و ارزش قابل توجهی برخوردار شود. مدیر کل هم وی را به خاطر همین ویژگیهای مثبت تحسین می‌کرد.

تنها یک اشکال کوچک وجود داشت و آن اینکه اندکی آرایش می‌کرد واین کار در اداره متداول نبود. البته همواره در رعایت پوشش دقت می‌کرد و با چادر در اداره رفت و آمد داشت. مدیر کل که نمیخواست ارزشهای کاری او را نادیده بگیرد. مدتی تأمل کرد، شاید با قرار گرفتن در جو حاکم بر کارکنان آن اداره کل او نیز همرنگ آنها شده و این اشکال کوچک را خود بر طرف نماید، اما متأسفانه چنین چیزی اتفاق نیفتاد.

مدیر کل با خود اندیشید که دو راه وجود دارد؛ اول آنکه خود به وی تذکر دهد، دوم از یکی از کارمندان زن که از هر جهت مورد اعتماد مدیر بود، بخواهد این کار را بکند. یک شب در خانه با همسرش راجع به این موضوع گفتگو کرد و نظر او را جویا شد و وی بدون تردید انتخاب راه دوم را بسیار پسندیدهتر و مؤثر تر دانست. زیرا اولاً این فرصت باقی می‌ماند تا اگر نیاب بود مدیر کل خود رأساً اقدام کند و تذکر دهد و ثانًیا آن کارمند احساس می‌کرد همچنان مقبولیتش نزد مدیر پابرجاست و حرمتش محفوظ مانده است. ثالًثا کارمند تذکر دهنده متوجه می‌شد که مدیر نسبت به این مسائل هم حساس است و هیچ چیز ار دایره نظارت وی مغفول نمی‌ماند و این باعث می‌شد تا سایر کارمندان نیز حدود شرعی و قانونی را رعایت کنند.

مدیر تصمیم خود را گرفت و از کارمند مورد اعتماد خود می‌خواست که به وی تذکر دهد، همه چیز همان‌طور که او پیشبینی و تدبیر کرده بود، اتفاق افتاد!

حضرت لقمان وقتی پسر خود را اندرز می‌دهد که امر به معروف و نهی از منکر کند از او میخواهد که در انجام این کار مهم صبر پیشه کند. پس صبر نقش کلیدی در اجراب مطلوب فریضه امر به معروف و نهی از منکر دارد. از ارتباط صبر با این فریضه دو معنا را میتان برداشت کرد، یکی آنکه چنانچه در مقام تذکر دهنده با سختی یا مشکلی روبرو شدی صبر پیشه کن. دوم آنکه شتاب زده عمل نکن، شتابزدگی آفت خطرناکی برای کارآمدی این فریضه است. به خصوص در محیط اداره که قبلاً نیز به آن اشاره شد ارتباط و تعامل انسانها از سطح بالایی برخوردار است.

ششم: همراهی آخر جاده سبز

هر روز که صدای اذان در اداره بلند می‌شد آستینهایش را بالا می‌زد و از اتاق خارج می‌شد و با صدای بلند میگفت: آقایان و خانمها! وقت نماز است و کار تعطیل است. همه کارکنان بدون استثناء کار را تعطیل میکردند و در نماز جماعت شرکت می‌کردند.

او از این که تا این حد مدیر موفقی بوده که توانسته است این چنین بر کارکنان خود تأثیر بگذارد، احساس رضایت و گاهی غرور می‌کرد غافل از اینکه در روزهایی که او به دلایلی وقت نماز در اداره نبود این اتفاق نمی‌افتاد. فقط برخی از کارکنان در نماز شرکت می‌کردند و عدهای که کم نبودند پشت میز خود نشسته و با یکدیگر گپ میزدند یا مشغول نهار خوردن بودند و از اینکه مجبور نبودند به خاطر رئیس خود به نماز اول وقت و جماعت برسند خوشحال بودند.

یک روز که رئیس برای حضور در جلسهای به بیرون از اداره رفته بود جلسه زودتر تمام شد و او بر خلاف انتظار کارکنان هنگام نماز به اداره رسید. مدیر وقتی چشمش به کارکنان افتاد که مشغول غذا خوردن و گپ زدن بودند یکه خورد و کارکنان نیز شوکه شدند.

مدیر با توجه به موقعیت خود در اداره همواره انتظار دارد که امر و نهی وی مورد توجه کارکنان قرار گیرد و از آن پیروی کنند. البته این حس درهمه کسانی که در مقام تذکر دادن بر می‌آیند، ایجاد میشود، ولی طبیعی است که در مدیران این حس قویتر است. اما اگر مدیر می‌خواهد کارمندان با عشق و علاقه پیروی نمایند و به محض آنکه وی از اداره بیرون رفت عکس آن عمل ننمایند و بیتوجهی نکنند، لازم است که روابط مدیر و کارکنان بر یک روابط انسانی در چارچوب موازین شرعی استوار بوده و محدود به روابط خشک اداری نشود.

هفتم: ساده اما هنرمندانه

آنچه در اصول پیشین به آن اشاره شد، نشان از این مطلب دارد که امر به معروف و نهی از منکر مانند تمامی تعالیم الهی نیاز به فراگیری و مهارت دارد، هر چند ظاهر آن امری ساده بهنظر می‌رسد اما شواهد، گویای آن است که این امر خطیر در روابط فردی بین انسانهای یک جامعه زمانی می‌تواند مؤثر و کارآمد باشد که به ظرافتهای آن با دقت توجه شود.

از این جهت باید اذعان داشت که امر به معروف و نهی از منکر ساده و هنرمندانه است.

چه بسا مؤمنانی که با نیت خیر این اقدام را انجام می‌دهند اما به دلیل ناآشنایی با کیفیت اجرای صحیح آن نه تنها فرد را از ارتکاب منکر باز نمی‌دارند، بلکه با عمل خود به آن منکر می‌افزایند و صد البته این موضوع در عرصه مدیریتی مانند همه مسائل مربوط به روابط انسانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

اجرای این فریضه به مثابه یک فرایند، دارای اجزای مرتبط با هم می‌باشد. هر چند که این مراحل بسیار با سرعت اتفاق می‌افتد اما باید به دقت آنها را مورد توجه قرارداد تا این اقدام به کارآمدی هر چه بیشتر نزدیک شود. در این بخش

مراحل چهارگانه روبرو شدن، تشخیص، اجرا، و پاسخ به واکنش مخاطب، توضیح داده می‌شود.

گام اول: روبرو شدن

اداره یا سازمان صرفنظر از محیط فیزیکی و لوازم و تجهیزات آن چیزی جز انسانها و روابط بین آنها نیست و مدیریت اسلامی نیز بیش از همه بر این بخش تکیه دارد. وظیفه مدیریت اسلامی نیز بیش از همه بر این بخش تکیه دارد.

وظیفه هر مدیری توجه به سرمایه انسانی اداره و نظارت بر عملکرد آنهاست و نمیتواند از این مسئولیت شانه خالی کند، بنابراین به طور مداوم لازم است مدیر علاوه بر عملکرد کارکنان خود رفتار آن‌ها را نیز مراقبت نماید.

البته باید توجه داشت که دایره امر به معروف و نهی از منکر فقط اعمالی را شامل میشودکه بدون هیچ گونه تجسس و کشف در معرض دید دیگران قرار گیرد. لیکن یک مدیر علاوه بر رفتارهایی که مشاهده میکند و حسب مأموریت و وظیفه ذاتی خود نسبت به رفتار دیگران، اطلاع حاصل می‌کند، هر چند خود آن را ندیده باشد.

در این خصوص، مدیر باید با ظرافت خاصی رفتار نماید تا مانع گسترش هر گونه سخنچینی، غیبت یا تهمت شود.

به این نکته هم باید توجه داشت که رفتار مدیر بیش از دیگران مورد توجه کارکنان است، به همین خاطر ضمن آن که همواره رفتار خود را مراقبت می‌نماید، باید امکان امر به معروف و نهی از منکر شدن را در محیط اداره و همچنین در وجود خودمحیا سازد. در این بخش توجه به نکات زیر ضروری است:

-۱ آنچه مورد توجه قرارمیگیرد تا احیاناً تذکر داده شود باید فعل و کردار باشد نه فاعل و انجام دهنده آن. یعنی آنچه برای مدیر اهمیت دارد نفس رفتار و عمل است و هرگز فعل و فاعل را به یکدیگر گره نمی‌زند.

-۲ مبنای امر به معروف و نهی از منکر، مشاهده اعمال و رفتار دیگران و سپس تذکر دادن در جهت خیر و صلاح آن می‌باشد؛ بنابراین مدیر باید تلاش نماید حتیالمقدور آنچه را که به عنوان امر به معروف و نهی از منکر انجام میدهد واز این محدوده خارج نشود.

گام دوم: تشخیص

شاید بتوان گفت مهمترین، کلیدیترین و حساسترین مرحله فرایند امر به معروف و نهی از منکر این گام میباشد، مانند یک پزشک که پس از مشاهده بیمار باید بتواند نوع بیماری وی را از میان صدها بیماری مشابه دیگر تشخیص دهد و داوری متناسب با آن تجویز نماید. بدیهی است که تشخیص نادرست، بیمار را با خطرات بیشتری مواجه میسازد و پزشک که با آن خیر و دلسوزی هر چه تمامتر به درمان بیمار پرداخته است از راه صواب دور شده است. در این مرحله

مهم چهار چیز باید تشخیص داده شود.

تشخیص معروف و منکر

به طور کلی لازم است تذکر دهنده نسبت به خوب و بد یک عمل آگاهی و اطلاعات لازم داشته باشد و این موضوع در حالتی که تذکر دهنده مدیر است از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا کارکنان کمتر انتظار دارند، که مدیرشان اشتباه کند. تشخیص بسباری از معروفها و منکرها کار دشواری نیست اما مواردی نیز وجود دارد که به آسانی نمی‌توان بین معروف و منکر تمیز داد و از یک پیچیدگی خاصی برخوردار است.

تشخیص اصل برخورد
بعد از آنکه معروف و منکر بودن فعلی مشخص گردید، حال باید این تصمیم اتخاذ شود که با توجه به شرایط و زمینه‌های موجود، آیا اساساً تذکر دادن کار درست و صحیحی است یا ممکن است اثر معکوس داشته باشد. گاهی بهتر است مدیر از تذکر دادن صرفنظر کند و آن رفتار را نادیده بگیرد و یا اقدام خود را به وقت دیگری موکول نماید.

بدیهی است اینگونه نادیده گرفتن با بیتفاوتی و کمتوجهی متفاوت است. بدینمعنا که اولی ندیدن مسئولانه و دومی ندیدن غیر مسئولانه است.

در شرایط و موقعیتهای زیر حتیالمقدور از امر به معروف و نهی از منکر خودداری کنید:

وقتی شدیداً عصبانی، گرسنه و تشنه و ناراحت هستید.

وقتی خسته و بی حوصله هستید.

وقتی نسبت به مسئله ناآگاه هستید.

وقتی موجب هتک حرمت و ضایع کردن کارمندتان می‌شود.

وقتی مخاطب، خسته و عصبی و ناراحت و گرسنه است.

وقتی کارمندتان آمادگی روحی ندارد.

وقتی کارمند توبیخ شده است.

وقتی اول ماه آمده و هنوز حقوق کارکنان را ندادهاند.

وقتی نسبت به یکی از کارکنان خود، حساس شدهاید.

تشخیص چگونگی تذکر

به طور کلی چهار راه برای آگاهسازی مخاطب نسبت به انجام فعل معروف یا ترک فعل منکر متصور است:

-۱ مستقیم کلامی -۲ مستقیم غیر کلامی

-۳ غیر مستقیم کلامی

-۴ غیر مستقیم غیر کلامی

روشن است که ما به طور مداوم از این روشها در زندگی روزمره و محیط اداره بهره میبریم و تا حدودی نیز با کارکرد هر یک از آنها آشنا هستیم. باید در نظر داشت که روش مستقیم کلامی از شدت بیشتری برخوردار بوده و هر چند به مرحله چهارم نزدیک می‌شویم این شدت کاهش می‌یابد.

تشخیص آمادگی پذیرش در طرف مقابل

این مرحله نیز به نوبه خود بسیار حایز اهمیت می‌باشد. موارد متعددی مشاهده شده است که همه اصول و ضوابط اجرای یک امر به معروف و نهی از منکر مؤثر و کارآمد مد نظر گرفته شده و بر همان اساس نیز به اجرا درآمده است اما چون شرایط روحی و روانی مخاطر مناسب نبوه تأثیر چندانی نداشته و یا حتی منجر به واکنشهای منفی وی شده است. اگر مدیران می‌خواهند به کارکنان خود تذکر بدهند و یا بالعکس کارکنان می‌خواهند مدیر خود را متذکر شوند باید به این موضوع توجه خاص داشته باشند.

گام سوم اجرا

از میان چهار روش کلی که پیش از این به آن اشاره شد، در این جزوه به دلیل اهمیت موضوع و همچنین محدودیت در نگارش روش نخستین یعنی مستقیم کلامی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در اجرای این مرحله توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند.

۱- قاطعانه اما مؤدبانه بگویید، مطمئن باشید بیادبی تأثیر کار شما را از بین می‌برد.

-۲ بکوشید تذکر، علنی و در حضور دیگران نباشد مگر آنکه مطمئن باشید از این کار شما سایر کارکنان درس عبرت می‌گیرند.

-۳ حفظ حرمت و آبروی مسلمانان، حتی کسی که مرتکب منکری شده است واجب است؛ بنابراین باید جملات و تذکرهای شما از هر گونه تحقیر، اهانت و ضایع کردن به دور باشد.

-۴ چون روش کلامی مستقیم را انتخاب کردهاید بهتر آن است که تذکر شما حاوی جملات و عبارتهای روشن و گویا و خالی از ابهام و پیچیدگی باشد، معمولاً استفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسب است. حتی گاهی لازم نیست جملهای ادا شود بلکه گفتن یک کلمه برای رساندن منظورتان کافی است. مثلاً برای تذکر به همکارتان که موقع وضوگرفتن شیر آب را باز گذاشته است، کافی است بگویید» آقا آب «و توضیح دیگری لازم نیست.

-۵ اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند بنابراین در ادای درست کلمات بسیار دقت کنید.

-۶ مواظب باشید کلام یا تذکر خوب و درست شما با آفتهایی نظیر منتگذاشتن، مسخره کردن و بزرگنمایی کردن صدمه نبیند.

-۷ تلاش کنید رفتارتان صمیمانه باشد و در همین برخورد کوتاه، تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.

-۸ بهتر آن است که جمله خود را با سلام و لطفاً آغاز کنید.

-۹ هنگام تذکر دادن بهتر است حواس خود را کاملاً متوجه مخاطب کنید و از اینکه به بالا یا پایین یا این طرف و آن طرف نگاه کنید، بپرهیزید زیرا این کار ارزش واثر کار شما را کاهش می‌دهد.

-۱۰ هر اندازه شما تذکر خود را جدی بگیرید، مخاطبتان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهد کرد.

-۱۱ معمولاً افعال مثبت بیش از افعال منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم میسازد، به عنوان مثال به جای آنکه بگویید بیتالمال را هدر ندهید بگویید از بیتالمال درست استفاده کنید.

تذکر مهم

در محیط اداری چون همکاران یکدیگر را تقریًبا به خوبی می‌شناسند، تذکر دهنده باید تلاش کند که خلاف آنچه می‌گوید عمل نکند، زیرا حتماً بیتأثیر است. مثلاً اگر همکارش را به انضباط در محیط کار دعوت میکند خود نباید فردی بینظم و انضباط باشد.

مدیر در مقام تذکر دهنده مراقبت نماید که اقدام خود را به عنوان فردی مسلمان و مسئول انجام میدهد و این حس را نیز به مخاط خود منتقل کند، به عبارتی دیگر تلاش کند که نگاه او از بالا به پایین و فرادست به فرودست نباشد.

مدیران دقت کنندکه تذکر دلسوزانه خود را هرگز با ارعاب و تهدید در نیامیزند، آمیختگی کار مقدسی به نام امر به معروف و نهی از منکر با جملات و عبارتهایی نظیر معرفی به هیئت رسیدگی به تخلفات اداری و گزارش به حراست و معرفی به کارگزینی ... حلاوت آن را تلخ و اثر آن راکم می‌نماید.

اگر کارمند در مقام تذکر دهنده به مدیر باشد، باید بداند که به دلیل نوع روابط ادای معمولاً ضریب پذیرش پایین است اما هرگز نباید دلسرد و مأیوس شد.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

بدون تردید با تذکر شما مخاطب واکنشی از خود نشان خواهد داد. پس بهتر آناست که از قبل خود در مقابل واکنشهای احتمالی آماده سازید نکته مهم آنکه واکنش طرف مقابل را بدون پاسخ نگذارید.

واکنشهایی که طرف شما نشان خواهد داد معمولاً یکی از موارد زیر خواهد بود:

-۱ تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند.

-۲ تذکر را در ظاهر می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.

-۳ تذکر را نمیپذیرذد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد و احتمالاً با سکوت، قضیه را پشت سر می‌گذارد یا ممکن است نگاهی از روی ناراحتی و عصبانیت بیندازد.

-۴ تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخهای س بالا یا بیربط یا بهانهگیری، موضوع را از سر خود باز می‌کند.

-۵ تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبتاً با تندی پاسخ می‌دهد.

-۶ تذکر را نمی‌پذیرد و برخورد تند خود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد.

-۷ تذکر را نمی‌پذیرد و درگیر می‌شود.

پاسخهای ما به واکنش مخاطب

-۱ در حالت اول حتماً از او تشکر کنید، حتی اگر به همه تذکر شما جامه عمل نپوشانده باشد. مطمئن باشید این کار او را برای اجرای کامل تذکرتان ترغیب و تشویق می‌کند.

-۲ در این حالت بهتر است، به طور مختصر تشکر کنید بدون اینکه بر تذکر خود اصرار بورزید به کارتان ادامه دهید.

مگر آنکه احساس کنید مخاطب، منتظر توضیح یا استدلال شما است.

-۳ بهتر آن است که سکوت او را با سکوت پاسخ دهید و اصرار نورزید و ناراحتی او را با ناراحتی پاسخ ندهید اگر عمل خود را تکرار کرد توصیه می‌شود شخص دیگری به وی تذکر دهد.

-۴ در این حالت اگر امکان داشته باشد از همان بهانه‌ها و یا مشابه آن برای قانع کردن وی استفاده شود یا این که عملاً بهانه و عذر وی را از میان بردارید.

-۵ در حالتهای ۵ و ۶ مقابله به مثل نکنید و تلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود، از محیط دور شوید. -۶ در حالت هفتم تا آنجا که می‌توانید از درگیری بپرهیزید.

مگر آن که مجبور شوید از خود دفاع کنید و در صورت نیاز مراتب را به مراجع ذیصلاح در اداره اطلاع دهید.

علاوه بر موارد مذکور که در هر امر به معروف و نهی از منکر و تذکر زبانی ممکن است رخ دهد، به نکات زیر نیز باید دقت نمود:

توصیه می‌شود اگر کارمند تذکر مدیر را پذیرفت و آن را به طور کامل جامه عمل پوشاند و در رفتار خود تغییر داد، مدیر او راتشویق اداری نماید. این کار می‌تواند زمینه پذیرش را در وی و سایر کارکنان بسیار بالا ببرد. در مقابل، کارمند می‌تواند قدردانی خود را از مدیری که تذکر وی را پذیرفته است و به آن عمل کرده با تقدیم هدیهای نظیر کتاب یا حتی یک شاخه گل نشان دهد.

مدیران توجه کنند که مقهور قدرت اداری خود نباشند اگر کارمندی با رعایت همه شرایط و ضوابطی که گفته شد به آنها تذکر داد، در صدد انتقامگیری و وی را سر جای خود نشاندن بر نیایند که با اصول اخلاق اسلامی مغایرت دارد.

مدیر دلسوز و گرامی امید است نوشته حاضر به شما برای انجام هر چه بهتر و مؤثر تر تذکر کمک کرده باشد

ویژه خانواده

مقدمه

خانواده بنیانی است که اسلام به آن توجه خاص دارد. بسیاری از اندیشمندان معتقدند ریشه واساس جامعه سالم را باید در خانواده سالم جستجو کرد. محیط خانواده به دلیل نوع روابط خاص بین اعضای آن و حاکمیت روح خیرخواهی، دوستی و محبت و برقراری عواطف بینظیر بین آنان همواره از دید روانشناسان، زمینه بسیار مناسبی برای یادگیری است.

امر به معروف و نهی از منکر به ویژه در شکل تذکر دادن هر چند ساده به نظر می‌رسد اما همانند سایر آموزههای دینی نیاز به فراگیری دارد و اگر در خانواده ترویج داده شود، اعضای آن به خصوص فرزندان در جامعه انسانهایی مسئول بار می‌آیند.

فراموش نکنیم کسی که دیگری را به کار شایسته و معروف فرا می‌خواند، در درجه نخست تلاش می‌کند خود را به آن صفت نیکو بیاراید و اگر دیگران را از کار ناشایست باز می؟ دارد، در وهله اول آن را از خود می‌رهاند.

در نوشتار حاضر تلاش شده است با زبانی ساده، راه روش انجام درست امر به معروف و نهی از منکر در مرحله تذکر ارائه گردد.

اصول هفتگانه

اول: خیر خواهی رمز موفقیت

مهمانی خوبی بود، بعد از مدتها با خانواده خالهام در منزل مادرم جمع شده بودیم. بعد از شام همه کنار هم نشستیم و هر کس خاطرهای از جوانی یا کودکیاش تعریف می‌کرد. گاهی خاطره‌ها آنقدر جالب و خندهدار بود که همه، حتی من همه بلند بلند می‌خندیدم و با هم شوخی می‌کردیم. اما شوهرم انگار چندان لذت نمی‌برد و فقط گاهی برای خالی نبودن عریضه لبخند تلخی می‌زد.

از رفتار شوهرم متعجب و البته دلگیر شده بودم. خواهرم مرا به آشپرخانه صدار زد. همین که وارد شدم خیلی جدی گفت: درست نیست زن جوان در حضور نامحرمانی مثل پسرخاله و شوهر خاله اینطور بلند بلند بخندد و شوخی کند.

کمی خوددار باش. اظهار خوشحالی بکنم! اما از حدود آن خارج نشو. به اتاق برگشتم و تذکر خواهرم را عملی کردم، چیزی طولی نکشید که رفتار شوهرم تغییر کرد و او به جمع مهمانان پیوست.

در محیط گرم خانواده و روابطی که بین زن و شوهر و پدر و مادر با فرزندان برقرار است، معمولاً تذکرها و پند و اندرزها از روی خیرخواهی و دلسوزی است و کمتر همسر یا پدر و مادری یافت میشود که قصد تخریب با ضایع کردن دیگری را داشته باشد. باوجود این بر ضرورت این اصل تأکید می‌گردد.

نکته مهم آن است که فرد در مقام تذکر دهنده باید، تلاش نماید تا این حس خیرخواهی و دلسوزی را به مخاطب خود که همسر یا فرزندان است منتقل نماید و این باور را در او تقویت کند که همه اینها برخاسته از محبت و دوستی ریشهداری است.

دوم: احترام به فهم دیگران آغازش خوش

چند باری به همسرش گفته بود وقتی تلفنی با خواهر یا مادرت صحبت می‌کنی خیلی آن را طولانی نکن، البته این را با لحنی دوستانه به او می‌گفت. آن روز از محل شرکت دو سه بار با مزنل تماس گرفت، اما تلفن اشغال بود.

نزدیکی‌های ظهر باز هم در چند نوبت این کار را کرد اما بینتیجه بود. صبر و تحملش تمام شد و شرکت را ترک کرد و به سمت خانه آمد. بین راه با خودش گفت: بهتر است خیلی سخت نگیریم و برای به منزل آمدنم بهانهای درست کنم، اما فکر کرد این که فایدهای ندارد، باید خیلی روشن و شفاف و با جدیت هر چه تمامتر از او بخواهم این عادت را ترک کند. زیرا هم اسراف است و هم این که اگر با او کاری داشته باشم امکانش نخواهد بود. فکر دوم را پسندید و به همین خاطر کمی هم عصیانی شد. با تلفن همراه دوباره با منزل تماس گرفت، اما باز هم تلفن اشغال بومد. مرد بیش از پیش عصبانی شده بود، آنقدر که در طول مسیر نزدیک بود یکی دو بار تصادف کند و البته در آن موارد، بی جهت پرخاشگری هم کرد.

به درب منزل که رسید با ناراحتی کلید را در قفل چرخاند و در را باز کرد و از همان پاشنه در با صدای بلند همسرش را صدا زد، پاسخی نشنید با خود گفت آنقدر سرگرم تلفن است که حتی صدای مرا هم نمی‌شنود.

این بار پیوسته چند بار همسرش را صدا کرد ولی بینتیجه بود و پاسخی دریافت نکرد، به اتفاق که وارد شد متوجه شد که کسی در خانه نیست. تازه یادش افتاد که همسرش برای کمک به مادرش از همان اول صبح به خانه او رفته است. به سمت تلفن رفت و دید گوشی تلفن درست سرجایش نیست. به خاطر آورد صبح که با عجله از منزل خارج میشد، از اداره با او تماس گرفته بودند و او خودش تلفن را به این شکل رها کرده بود.

همسر شما مانند بسیاری از افراد جامعه از یک بلوغ عقلی و اجتماعی قابل قبولی برخوردار است و این در مورد فرزندانتان به ویژه آنها که در سنین نوجوانی و جوانی به سر می‌برند نیز صدق می‌کند، هر چند ممکن است هر یک از آنها مرتکب خطا و اشتباه شوند، باید در نظر داشته باشید که اولاً شما نیز از خطا و اشتباه مبری نیستید وثانیًـا ذاتًـا آدم خطاکاری نمی‌باشند، آنها نیز، به نوبه خود، خوب و بد را تشخیص می‌دهند و همواره بهتر است آنان را در میزان درک مسائل هم سطح خود دانسته و هرگز خود را برتر و فهمیدهتر نپندارید. زیرا این نگرش تأثیرگذاری عمل خیر خواهانه شما را کاهش می‌دهد.

سوم: شناخت و آگاهی مایه اطمینان

عجب دوره و زمانهای شده، آدم پسر بزرگی می‌کند عصای دستش باشد، بلای جانش شده است. پاک آبرو و حیثیتمان جلوی همسایه‌ها رفت. همه در محله و مسجد روی ما حساب خاصی باز کرده‌اند.

پسر تا آمد حرفی بزند پدر ادامه داد: لازم نیست توضیح بدهی و بهانه بیاوری. رو به همسرش کرد و گفت: دستش سیگار دیدهاند؛ آن هم نه یک بار چند بار، یک پسر ۱۶، ۱۷ ساله را چه به این کارها! مثلاً می‌خواهد بگوید بزرگ شده است؟

فردای آن روز همسایه دیوار به دیوار جلوی پدر را گرفت و پس از کلی سلام و احوالپرسی و تشکر عذرخواهی گفت:

به پسرتان خیلی سلام مرا برسانید و از اینکه چند بار مانع سیگار کشیدن پسرم شده و او را از افتادن در این دام خطرناک نجات داده تشکر کنید. من سلامت پسرم را مدیون رفتار بسیار پسندیده پسرتان هستم.

همسر و پدر و مادر گرامی! یکی از آفتهای خطرناک امر به معروف و نهی از منکر ناآگاهی یا کم آگاهی نسبت به موضوع می‌باشد. متأسفانه این موارد کم نبوده است که در تشخیص موضوع، اشتباهی رخ داده است و همین امر باعث شده تا این عمل خداپسندانه ارزش حقیقی خود را از دست بدهد. زیرا این آفت نه تنها گل و میوه این درخت را از بین می‌برد، بلکه ریشه آن را می‌سوزاند و درخت را از بن می‌خشکاند به این شعار همیشه دقت کنید که تذکر ندادن همواره بهتر از جاهلانه و ناآگاهانه تذکر دادن است.

چهارم: کنجکاوی سد ارتباط

صدای زنگ تلفن بلند شد، گوشی را که برداشت دخترش پس از یک سلام و احوالپرسی تند با ناراحتی و عصبانیت گفت: از شوهرم خسته شدم اصلاً به فکر من نیست بعد هم زیر گریه زد.

مادر با زحمت او را آرام کرد و موضوع را جویا شد. دخترم با غم و اندوهی فراوان گفت: دیروز شوهرم بدون اینکه به من بگویید با دوستانش کوه رفته است و سر این قضیه دیشب حسابی دعوایمان شد. میخواستم همان دیشب با او قهر کنم و به خانه شما بیایم. مادر با لحنی آرام پرسید: تو از کجا فهمیدی؟ و دختر با صدایی سرشار از غرور پاسخ داد. وقتی برگشت، از خستگی خوابش برد و من هم از روی کنجکاوی تلفن همراهش را برداشتم و عکسهایش را نگاه کردم که چند تا عکس با دوستانش در کوه گرفته بود، دو روز قبل که همین کار را کردم این عکسها نبود.

لحن آرام مادر به عصبانیت تبدیل شد و گفت: شوهرت کار خوبی نکرده است، اما کار تو به مراتب بدتر بوده است و با ناراحتی خداحافظی کرد و تلفن را قطع کرد.

خانواده محیطی امن برای اعضای آن است و به جهت ویژگیهای خاص این خانواده کوچک رابطه بین اعضای آن بسیار صمیمی تر می‌باشد و افراد نسبت به بسیار از اخبار و اطلاعات یکدیگر باخبرند و حریم خصوصی کمتر معنا پیدا می‌کند، زیرا خود در یک حریم خصوصی ویژهای قرار دارند.

از سویی دیگر به حسب درجه اعتمادی که بین اینان وجود دارد از فعالیتهای همدیگر کم و بیش اطلاع دارند، البته این میزان اطلاع و آگاهی یافتن، حق همسر و پدر و مادر است، اما گاهی اوقات، کنجکاویهای افراطی و بیمورد و به اصطلاح سرک کشیدن به دنیای خصوصی دیگران به این روابط صدمه زده و در نتیجه اثر گذاری تذکر خیرخواهانه را با مانع مواجه می‌سازد.

پنجم: صبر کلید کامیابی

از این که همسرش در مصرف چیزهایی مثل آب یا برق و موادغذایی مراعات نمی‌کرد، همواره ناراحت می‌شد و هر بار که به او تذکر می‌داد نه فقط حرف او را گوش نمی‌کرد بلکه گاهی لجبازی هم میکرد و حتی کار به دعوا و جربحث هم می‌کشید، نمی‌دانست چه کند؟

یک روز به فکر ش رسید که موضوع را با امام جماعت مسجد محل در میان گذارد. همان روز بعداز نماز مغرب و عشا سراغ وی رفت و گفت:

حاج آقا عرض خصوصی دارم. حاج آقا او را به دفتر مسجد برد و مرد. گلایه خود را با این جمله آغاز کرد که حاج آقا زنم وسواسی است و بعد هم همه ماجرا را تعریف کرد.

حاج آقا بعد از کمی فکر گفت: -۱ همیشه لازم نیست تذکر دهی گاهی صبر و گذشت، پاسخ بهتری میدهد

-۲ به جای مقابله در برخی کارها به او کمک کن -۳ وقتی تذکر می‌دهی همسرت را ضایع نکن.

یک ماهی نگذشته بود که با توصیه‌های حاج آقا زندگی ما آرام شد.

اصل تذکر دادن و شایسته خواهی بدون تردید همواره پسندیده و خود یکی از بهترین شایسته‌هاست، به شرط آنکه درست انجام شود و در شرایطی مناسب اعمال گردد. اما گاهی لازم است صبر پیشه کنیم و به مخاطب خود اجازه دهیم تا با اندیشه و تفکر خود راه معروف و نیک خواهی را بیابد و اگر دچار جمود فکری شده است باید با چشمپوشی از آن، به همسر و فرزندان مهلت دیگری داده شود. نکته ظریف در این اصل آن است که مخاسب باید بفهمد که صبر و چشمپوشی آگاهانه و با اتخاذ تصمیمی مدبرانه همراه بوده است. نه این که چون نمیدانسته و مطلع نشده است تذکر نداده است.

ششم: همراهی آخر جاده سبز

با همه عشق و علاقهای که به شوهرش داشت و برای او احترام خاصی قائل بود، اما یک چیز او را رنجیده خاطر کرده بود و آن کاهل نمازی شوهرش بود و اینکه احساس می‌کرد شوهرش به نماز کماهمیت می‌دهد.

گاهی نماز ظهر و عصرش را در آخرین لحظات می‌خواند و یا نماز مغرب و عشاء را تا آخر شب به تأخیر میانداخت، یکی دو بار هم با گوشه و کنایه مطلبش را به او گفته بود، اما فایدهای نداشت و شوهرش نیز خیلی زود چهره در هم کشیده و ناراحت می‌شد.

یک شب تلویزیون برنامهای از امام (ره) پخش کرد و یکی از شاگردان اما چند خاطره زیبا و دلنشین از نماز اول وقت و اهتمام بسیار زیاد ایشان به نماز بازگو کرد.

اشک در چشمان مرد حلقه زد. او به امام (ره) ارادت خاصی دات واین کافی بود تا مرد را دگرگون کند. از فردای آن روز هر وقت مرد موقع اذان، خانه بود، همسرش را صدا زد و می‌گفت: موقع نماز است.

همه ما دوست داریم وقتی تذکر می‌دهیم مخاطب بدون هیچ گونه مقاومتی حرف ما را بپذیرد و به آن عمل کند، اما روشن است که همیشه این اتفاق نمی‌افتد و حتی در بسیاری اوقات خلاف این رخ می‌دهد یا لااقل به آن عمل نمیکنند.

باید در نظر داشته باشیم که اصرار ما ممکن است نتیجهبخش نبوده و لجبازی و عناد مخاطب را در پی داشته باشد، البته گاهی بهتر است حرف ما توسط دیگری زده شود به عبارت دیگر تذکر را تکرار کنیم اما نه توسط خودمان و اگر آن دیگری در نزد مخاطب مقبولیت و محبوبیت بیشتری داشته باشد و به طور یقین اثر گذار خواهد بود.

هفتم: ساده اما هنرمندانه

همسر و پدر و مادر گرامی، همان‌طور که ملاحظه کردید تذکر دادن و امر به معروف ونهی از منکر کردن از یک ظرافت خاصی برخوردار است. در محیط خانواده به دلایلی که پی از این نیز بدان اشاره شد، همسر و یا پدر و مادر به جهت علاقه و مسئولیتی که دارند، همواره در مقام ارشاد، هدایت و تذکر دادن می‌باشند و گاهی چون این کار استمرار دارد به ریزهکاریها آن یا توجه نمی‌شود و یا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و همین باعث ده ست تا آن طور که انتظار می‌رود نتیجه بخش نباشد. همسران و پدران و مادران از آنجا که به طور دائم این کار را انجام می دهند گمان میبرند که این کار سادهای است (که البته هست) اما از هنرمندانه به کار بردن آن غفلت می‌ورزند.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

اجرای این فریضه مانند یک خانواده، دارای اجرایی است که به هم مرتبط می‌باشند. هر چنداین مراحل، بسیار با سرعت اتفاق می‌افتد اما باید به دقت آنها را مورد توجه قرار داد تا این اقدام، به کارآمدی هر چه بیشتر نزدیک شود. در این بخش مراحل چهارگانه روبرو شدن، تشخیص، اجرا و پاسخ به واکنش مخاطب، توضیح داده می‌شود.

گام اول: روبرو شدن

اعضای خانواده به طور طبیعی در محیط کوچک و صمیمانه خانه رفتار یکدیگر را مشاهده می‌کنند و هر یک متناسب با نقشی که بر عهده دارند (پدر، مادر، فرزند، همسر) رفتار دیگری را ارزیابی و قضاوت کرده و آن را در طیفی از خیلی خوب و عالی تا بد و خیل بد قرار می‌دهند. به خصوص این رابطه از طرف پدر و مادر نیست به پدر و مادر کمتر است. این دسته‌بندی به منزلهی احساس مسئولیت و در جهت ایفای نقشی است که بر عهده دارد و کمتر پدر و مادری پیدا می‌شود که نسبت به کنش و رفتار فرزندان خود بیتفاوت باشد و البته این امر در مورد زن و شوهر نیز صدق می‌کند، بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، محیط خانواده زمینه مناسبی برای تذکر دادن است و باید تلاش شود از این زمینه مناسب به بهترین وجه استفاده شود. توجه به نکات زیر ضروری است.

-۱ همیشه توجهتان به عمل باشد نه عامل؛ و این طور که نیز وانمود کنید که نفس عمل برای شما اهمیت دارد؛ در این صورت مخاطب شما که فرزند یا همسرتان است؛ هرگز احساس تخطئه یا تحقیر شدن نمی‌کند.

-۲ هرگز رفتار مشهود و عینی فرزند یا همسر خود را با رفتارها یا کردارهایی که ذهنی است مقایسه نکنید.

-۳ چنانچه رفتار ناشایست و ناپسندی از فرزند یا همسرتان مشاهده کردید، آن را به موارد قبلی مرتبط نسازد و از آن یک نتیجه‌گیری کلی جهت تعیین شخصیت وی ننماید، به عنوان مثال اگر شیر آب باز مانده و نشانی از اسراف است فقط به همین مورد توجه کره و اکتفا کنید و هرگز نگویید که تو همواره اسراف می‌کنی. میوه‌ها را خراب میکنی یا آن دفعه چراغ را روشن گذاشته بودی و ... اینگونه نتیجهگیری هیچ کمکی به پذیرش وی نخواهد کرد.

گام دوم: تشخیص

این گام مهمترین بخش از مراحل اجرای امر به معروف و تذکر دادن است، زیرا اگر در موقعیتهایی که باید درست تشخیص داده شود، چنین نگردد، هرچند عمل از روی خیرخواهی، محبت و دلسوزی هم باشد، نه تنها به هدف نمی‌رسد، بلکه ممکن است نتیجه عکس دهد.

شاید بتوان گفت مهمترین کاری که یک پزشک انجام می‌دهد، تشخیص نوع بیماری است و اگر در این کار اشتباه کند با این که او نیتی جز معالجه بیمار ندارد و هر چند از بهترین و قویترین داروها نیز استفاده کند، ممکن است با داروی غلطی که تجویز می‌کند جان بیمار خود را به مخاطره اندازد. در این مرحله چهارگونه تشخیص باید داده شود:

تشخیص معروف و منکر

با مشاهدهی رفتار به سرعت ذهن به سراغ دستهبندی آن میرود، دراینجا با معیارهای شرع، عقل و حتی عرف خانوادگی این تفکیک رفتار صورت می‌پذیرد؛ بنابراین لازم است پدر و مادر یا همسر، با کسب آگاهی و اطلاعات لازم به درستی بین معروف و منکر، تمییز قائل شوند. نکته مهم: در اینجا دو نکته حائز اهمیت است: اول آنکه دو طرف، نسبت به معروف و منکر بودن یک چیز توافق داشته باشند، زیرا در غیر این صورت آستانهی پذیرش کاهش مییابد.

دوم آنکه در بسیاری موارد، بین همسران یا پدر و مادر و فرزندان توافق و اشتراک نظر بین مفهوم خوب و بد وجود دارد، اما در تعیین مصداق آن، ممکن است اختلاف نظر وجود باشد به همین عنوان مثال: زن و شوهر هر دو میدانند و پذیرفتهاند که اسراف کردن کار ناپسندی است، اما آیا این فعلی که از زن یا شوهر سر زده است، از مصادیق اسراف است یا نه؟ ممکن است در این خصوص اختلاف باشد، که در غیر این صورت کار تذکر دهنده دشوارتر خواهد بود.

تشخیص اصل برخورد

در این بخش از مرحله دوم، کسی که در مقام تذکر دهنده بر می‌آید، ممکن است به دلایل مختلف تشخیص دهد که بهتر است در موردی سخنی به زبان نیاورد و به اصطلاح از آن چشمپوشی کند و یا به روی خود نیاورد.

البته این خود، روشی برای تذکر دادن و ارشاد کردن است و به نوبهی خود می‌تواند بسیار مؤثرتر از سایر روشها باشد، به خصوص در محیط خانوده که روابط عاطفی خاصی حکفرماست و برای تقویت استحکام این روابط در بسیاری موارد، لازم است چشمپوشی کرد و به روی خود نیاورد.

باید توجه داشت زمانی این چشمپوشی مؤثر است و به منزلهی یک تذکر میباشد که مخاطب، آن را درک کند و متوجه شود و این چشمپوشی را ناشی از غفلت، ضعف، نادانی و ناتوانی طرف مقابل به حساب نیاورد.

در شرایط و موقعیتهای زیر حتیالمقدور از امر به معروف و نهی از منکر و تذکر زبانی، اجتناب کنید:

  • وقتی شدیداً عصبانی، گرسنه، تشنه و ناراحت هستید.

وقتی خسته و بیحوصله هستید.

وقتی نسبت به مسئله ناآگاه هستید.

وقتی موجب هتک حرمت و ضایع کردن همسر و فرزندتان می‌شود.

وقتی مخاطب، خسته و عصبی و ناراحت و گرسنه است.

وقتی همسر و فرزندتان آمادگی روحی ندارد.

وقتی همسرتان آماده پذیرایی از مهمان است و به شدت مشغول آشپزی یا تمیز کردن منزل است.

وقتی مهمانی تمام شد و همسرتان خسته و کوفته است.

وقتی شب امتحان فرزندانتان است و او سخت نگران و مضطرب است.

وقتی فرزندتان کارنامه خود را گرفته و احتمالاً نمرات او چندان درخشان نیست.

تشخیص چگونگی برخورد

بعد از آن که پدر و مادر و یا همسر، معروف و منکر را تشخیص داد و اصل برخورد را ضروری دانست، حال این سؤال پیش می‌آید که باید چگونه برخورد کند، آیا همسر یا فرزند خود را مستقیم مورد خطاب قرار دهد یا از ارزشهای غیر مستقیم استفاده کند.

آیا بهتر است از گفتار استفاده کند یا واکنش عملی از خود نشان دهد، مثلاً به جای آنکه بگوید، چراغ را خاموش کن، خود برخیزد و این کار را انجام دهد، به نحوی که همسر یا فرزندش متوجه عمل او شوند.

به طور کلی می‌توان روشهای برخورد را در چهار شکل زیر بیان کرد:

-۱ مستقیم کلامی

-۲ مستقیم غیر کلامی

-۳ غیر مستقیم کلامی

-۴ غیر مستقیم غیر کلامی باید دقت نمود که شدت روش مستقیم کلامی نسبت به سایر روشها بیشتر است و از بالا به پایین از شدت آنها کاسته می‌شود، به تعبیر دیگر امکان واکنشهای منفی در این روشها بیشتر است و از بالا به پایین شدت آنها کاسته میشود.

به تعبیر دیگر امکان واکنشهای منفی در این روش نسبت به سه روش دیگر بیشتر است.

تشخیص آمادگی پذیرش در طرف مقابل

باید دقت نمایید که همسر یا فرزندتان آمادگی پذیرش تذکر را داشته باشد، این موضوع به عنوان یک اصل هنگام تذکر همواره باید مورد توجه قرار گیرد.

در محیط خانواده که اعضای آن از حالات روحی و اوضاع و احوال یکدیگر بیشتر مطلع هستند، تشخیص آمادگی پذیرش مخاطب، آسانتر است.

به عنوان مثال، زمانی که همسر، یک مهمانی پر زحمتی را پشت سر گاشته است یا فرزندان، امتحان مهمی مثل کنکور را پیش رو دارند، به طور حتم از شرایط مناسبی برای پذیرش برخی تذکرها برخوردار نیستند، در چنین موقعیتهایی، شاید گزینه بهتر، چشمپوشی و اغماض باشد.

گام سوم: اجرا

در این نوشتار به دلیل اهمیت موضوع و ظرافتهایی که در آن وجود دارد و همچنین و همچنین برخی محدودیتها از بین چهار روش چگونگی برخورد، به روش مستقیم کلامی پرداخته می‌شود.

در اجرای این مرحله توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند:

-۱ قاطعانه اما مؤدبانه بگویید، مطمئن باشید بیادبی تأثیر کار شما را از بین می‌برد.

-۲ بکوشید تذکر، علنی و در حضور دیگران نباشد مگر آنکه مطمئن باشید از این کار شما سایر افراد خانواده درس عبرت می‌گیرند. البته تأکید می‌شود به همسرتان در حضور فرزندان تذکر ندهید. زیرا بعید به نظر می‌رسد اثر مثبت داشته باشد.

-۳ حفظ حرمت و آبروی مسلمانان، حتی کسی که مرتکب منکری شده است واجب است؛ بنابراین باید جملات و عبارتهای روشن و گویا و خالی از ابهام و پیچیدگی باشد، معمولاً استفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسبتر است. حتی گاهی لازم نیست جملهای ادا شود بلکه گفتن یک کلمه برای رساندن منظورتان کافی است. مثلاً برای تذکر دادن به همسرتان که موقع وضو گرفتن شیر آب را باز گذاشته است کافی است بگویید» آب «و توضیح دیگری لازم نیست.

-۵ اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند بنابراین در ادای درست کلمات بسیار دقت کنید.

-۶ مواظب باشید کلام یا تذکر خوب و درست شما با آفتهایی نظیر منت گذاشتن، مسخره کردن و بزرگنمایی کردن صدمه نبیند.

-۷ تلاش کنید رفتارتان صمیمانه باشد و در همین برخورد کوتاه، تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.

-۸ هنگام تذکر دادن بهتر است حواس خود را کاملاً متوجه مخاطب کنید و از اینکه به بالا یا پایین یا این طرف و آن طرف نگاه کنید بپرهیزید. زیرا این کار ارزش و اثر کار شما را کاهش می‌دهد.

-۹ هر اندازه شما تذکر خود را جدی بگیرید، مخاطبتان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهد کرد.

-۱۰ معمولاً افعال مثبت بیش از افعال منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم میسازد. به عنوان مثال به جای آنکه بگویید آب را هدر ندهید، بگویید از آب درست استفاده کنید.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

بدون تردید با تذکر شما همسر یا فرزندتان واکنشی از خود نشان خواهد داد، پس بهتر آن است که از قبل خود را در مقابل واکنشهای احتمالی آماده سازید به این نکته توجه شود که هرگز واکنش طرف مقابل را بدون پاسخ نگذارید.

واکنشهایی که همسر یا فرزندتان نسبت به تذکر شما نشان خواهند داد احتمالاً یکی از موارد زیر خواهد بود.

-۱ تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند.

-۲ تذکر رامیپذیرد و به آن عمل می‌کند، اما این کار را با اکراه انجام داده و غرولند و نق زدن را نیز همراه آن میسازد یا نگاهی از روی ناراحتی یا حتی ممکن است عصبانیت به پدر و مادر و یا همسر بیندازد.

-۳ تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند، اما در مقابل شرطی را مطرح کرده یا خواستهای را عنوان می‌کند.

-۴ تذکر را در ظاهر می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.

-۵ تذکر را نمی‌پذیرد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد و احتمالاً با سکوت، قضیه را پشت سر می‌گذارد و یا ممکن است نگاهی از روی ناراحتی و عصبانیت بیندازد.

-۶ تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخهای سر بالا یا بیربط یا بهانهگیری، موضوع را از سر خود باز می‌کند. -۷ تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبتاً با تندی پاسخ می‌دهد.

-۸ تذکر را نمی‌پذیرد و برخورد تند خود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد. -۹ تذکر را نمی‌پذیرد و درگیر می‌شود.

پاسخ‌های ما به واکنش مخاطب

-۱ در حالت اول حتماً از او تشکر کنید، حتی اگر به همه تذکر شما جامه عمل نپوشانده باشد. مطمئن باشید این کار او را برای اجرای کامل تذکرتان ترغیب و تشویق می‌کند.

-۲ در این حالت نیز حتمالً از او تشکر کنید و نسبت به غر و لند و یا نقزدنهای وی صبور باشید و آن را تحمل کنید.

-۳ ضمن ابراز تشکر و قدردانی در برخی موارد شرط او را بپذیرید و خواستهی او را اجابت کنید اما مواظب باشید این به یک حالت همیشگی و دائمی تبدیل نشود.

-۴ در این حالت بهتر است، به طور مختصر تشکر کنید بدون اینکه بر تذکر خود اصرار بورزید به کارتان ادامه دهید مگر آنکه احساس کنید مخاطب، منتظر توضیح یا استدلال شما است.

-۵ بهتر آن است که سکوت او را با سکوت پاسخدهید و اصرار نورزید. ناراحتی او را با ناراحتی پاسخ ندهید. اگر عمل خود را تکرار کرد، توصیه می‌شود شخص دیگری به وی تذکر دهد.

-۶ در این حالت اگر امکان داشته باشد از همان بهانه‌ها و یا مشابه آن برای قانعکردن وی استفاده شود یا این که عملاً بهانه و عذر وی را از میان بردارید.

-۷ در حالتهای ۷ و ۸ مقابله به مثل نکنید وتلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود، از محیط دور شوید.

-۸ در حالتهای نهم تا آنجا که می‌توانید از درگیری بپرهیزید.

علاووه بر موارد مذکور که در همه امر به معروف و نهی از منکرها ممکن است رخ دهد، به نکات زیر نیز باید دقت نمود: توصیه می‌شود گر همسر یا فرزندتان تذکر را پذیرفت و آن را جامعه عمل پوشاند و در رفتار خود تغییر داد، حتمًـا او راتشویق نمایید. این کار می‌تواند زمینه پذیرش را در وی در موارد بعدی بالا ببرد. این کار می‌تواند با تقدیم هدیهای نظیر کتاب یا حتی یک شاخه گل انجام پذیرد.

پدران و مادران توجه کنند که خود با رفتاری شایسته زمینه تذکر دادن را فراهم نمایند، یعنی اگر فرزندشان به آنها تذکر داد چهره در هم نکشیده و عصبانی نشوند، بلکه با صبوری و متانت سخن آنها را گوش داده و حتی اگر لازم بود به آن عمل کنند. این کار بهترین تشویق برای انجام این فریضه است.

پدر و مادر عزیز و همسر گرامی!

امید است نوشته حاضر به ما برای انجام هر چه بهتر و مؤثرتر کمک کرده باشد.

ویژه خانواده

مقدمه

دوران دانشجویی اولین عرصه حضور اجتماعی و دانشگاه نخستین مکان برای مسئولیتپذیری به حساب می‌آید. این دوران، پرخاطره‌ترین و در عین حال، مؤثرترین زمان برای کسب توأمان تجربه، علم و اخلاق است. دوری از کانون گرم خانواده، انتخاب هم اتاقی و همکلاسی، فراگیری عملی اقتصادی فردی و گروهی، آرمانگرایی و انجام فعالیتهای متنوع علمی، فرهنگی و اجتماعی و ... دانشجو را با دنیایی از جنس دانش و احساس، ایثار و تفکر، خلاقیت و مهرورزی روبرو می‌سازد.

ماه‌ها زمان لازم است تا دلها و دیده‌های ما به یک نقطه نسبتاً مشترک دوخته شود! بروز هر گونه رفتار نادرست باعث رنجش می‌شود و شما را به واکنش وا خواهدداشت. اما پرس این است که چگونه با رفتار یا گفتار ناشایست دوستان جوانمان برخورد کنیم، زیرا هم خود تجربه اندکی داریم و هم دوستان جوانمان، حساس و زود رنج هستند!

دراین مجال، سعی می‌کنیم با رعایت اختصار به طرح مطالبی بپردازیم که بر مهارت دانشجویان علاقهمند به توسعه اخلاق نیکو در فضای دانشگاه و خوابگاه‌ها بیفزایند.

اصول هفتگانه

ابتدا لازم است اصول مترتب بر فرایند تذکر زبانی را فراگیریم و همیشه و در هر حال آنها را به خاطر داشته باشیم، توجه مداوم به این موارد مهم، ما را در انجام صحیح و مؤثر این حرکت الهی کمک می‌کند. این اصول عبارتند از: خیرخواهی، احترام به فهم دیگران، شناخت و آگاهی، دوری از کنجکاوی، صبر، همراهی و در آخر، ساده اما هنرمندانه بودن امر به معروف و نهی از منکر.

شایان ذکر است در ابتدای پرداختن به هر اصل، داستانی کوتاه به عنوان نمونه بیانگردیده و آنگاه به توضیح اصل پرداخته شده است.

اول: خیرخواهی؛ رمز موفقیت

جمع شش نفره هم اتاقیهای ما چند روزی میشدکه این سؤال برایشان مطرح بود، که چه کسی وسایل داخل یخچال را کش میرود! ...

قرار شد من که به اصطلاح دوستان، صبورتر از بقیه بودم، سرنخ قضیه را به چنگ آورم! چند روزی گذشت تا اینکه روز جمعهای، یکی از دوستان ادعا کرد وسایل شخصی خودش را در دستهای دانشجوی ساکن در اتاق کناری ما دیده است! روز شنبه، کمی وقت گذاشتم و خود شاهد این مطلب بودم! باور کردنی نبود ... یک ساعت بعد صدایش کردم و با آرامش به او گفتم: شما هم مثل من از شهرستان آمدهاید

و در روزهای اول، بهترین فرصت برای آشنایی با بچه‌های دانشجوست، هر بهانهای برای تحکیم دوستیها را باید قدر بدانیم، نه اینکه خدای ناکرده کاری کنیم تا همه از اطرافمان، پراکنده شوند و آنگاه تنهای تنهاخواهیم شد.

چند روز بعد، یکی از هم اتاقیهایش گفت که او را دیده که داشت آشپزخانه را تمیز می‌کرد و به اصطلاح شهردار هم شده بود!

زمانی، تذکر و سخن ما در طرف مقابل اثر واقی خویش را می‌گذارد که ما از روی خیرخواهی و دلسوزی، نسبت به اصلاح رفتار وی اقدام کنیم. متأسفانه برخی اوقات تذکر ما از روی خیرخواهی نیست. بلکه با هدف ضایع کرن همکلاسی با هم اتاقی ماست که واکنش منفی او را هم در پی خواهد داشت. در مثال فوق، تذکر شونده، آبرو و حیثیت خویش را در پناه حس نیت تذکر دهنده، حفظ کرده و خود را وامدار ویمیداند. ار این رو هم رفتار خود را اصلاح می‌کند وهم در مدیریت خوابگاه، مشارکت می‌نماید.

دوم: احترام به فهم دیگران؛ آغازی خوش

چند وقتی بود که عادت داشت همیشه با تلفن همراه، با شخص نامعلومی حرف می‌زد. بچه‌ها هر کدام متلکی نثارش می‌کردند؛ او اصلاً به روی خودش نمی‌آورد. عادت همیشگیاش این بود که مسایل شخصیاش را در بین ما مطرح نمی‌کرد. یک روز موقع برگشت به خوابگاه، خیلی محکم جلویش را گرفتم و گفتم: تو، خیال می‌کنی جمع صمیمی مانسبت به تماسهای مشکوکت، بیتفاوتند! همه بچهها علیه تو، گارد گرفتهاند! ما اجازه نمی‌دهیم به راحتی هر کار خلافی را مرتکب شوی! ... سرش را پایین آورد و هیچ نگفت! ... صبح فردا، تلفن همراهش زنگ خورد. دقت کردم خودش نبود، چند بر زنگ خورد و رفت روی پیغام گیر: داداش! مامان رو عمل کردند، عملش خیلی خوب بود. حالش بهتر شده است. نگران نباش خدا رو شکر که بعد از دو هفته بالاخره خیالمان راحت شد ... برای مادر دعا کن! ... مانده بودم که از این پس چگونه می‌توانم به چشمهایش نگاه کنم!

این اصل به ویژه درمحیط دانشگاهی بسیار مهم است زیرا ممکن است بیتوجهی به آن ما را به ورطه غرور و کبر کشانده و بلای جان ما شود! ما به عنوان تذکر دهنده نباید تصور کنیم که از هر ایرادی، مبری هستیم و دوست همکلاسیمان، مجموعهای از نواقص و عیوب. ما در خیلی از موارد، نیازمند تذکر و اصلاح هستیم.

در مثال فوق، شکیبایی ورزیدن و اقدام نکردن بهتر از حرکت نادرستی بود که به انجام رسید، حتی شک و تردید هم ضایع کننده ما خواهد بود.

سوم: شناخت و آگاهی؛ مایه اطمینان

وارد اتاق خودم که شدم، شلیک خنده هم اتاقیها به هوا برخاسته بود! آن قدر خسته بودم که نتوانستم عصبانیتم را کنترل کنم! پرخاشگری گفتمک خجالت نمی‌کشد؟ دیگه این مسخره بازیها را کنار بگذارید! به جای خسته نباشید، طرف را ضایع میکنید... بچهها انگار انتظار نداشتند، همه وا رفتند! آنها خوب می‌دانستند که وقتی من عصبانی هستیم، نباید هیچ حرفی بزنند! ... نیم ساعت بعد یکی از بچهها با یک لیوانچای به طرفم آمد و گفت، پاشو بیرون را ببین، قسمت دوم نمایش خیابانی داخل حیاط دارد اجرا می‌شود؛ خنده ما هم به همین خاطر بود. از این که بین خندیدن به نمایش و خودم، تفاوتی قایل نشده بودم و همه دوستان را با چوب غرور و ناآگاهی رانده بودم، احساس شرمندگی می‌کردم ... شب، از همه بچه‌ها عذر خواستم.

دوستان دانشجو! حرکت صحیح در جهت اجرای مناسب خوبیها و بدیهاست. می‌بایست تلاش کرد تا روی تخته سفید ذهنمان تصویری روشن و مطابق با احکام انسانساز اسلام ترسیم نموده و آنگاه بر اساس این توانمندی ذهنی، در آزمون اجرایی آن، حضوری فعال را رقم زد.

چهارم: کنجکاوی، سد ارتباط

همیشه بوی سیگار پیراهنش، آزارمان می‌داد، اما آنقدر بچه مثبت و آرامی بود که تصور نمیکردیمیک سیگاری حرفهای باشد. شنبه که از شهرستان آمدیم، بوی تندی همه فضای اتاق را پر کرده بود، انتظار نداشت اینقدر زود بیایم! با عجله پنجرهها را باز کرد. من نگاه تندی کردم و کتابها را برداشته و رفتم! عصر صدای هم اتاقیها را می‌شنیدم که با هم جز و بحث میکردند. بحثشان، انگار پایانی نداشت!

جلوتر رفتم و علت را جویا شدم. دوست دودی ما عصبانی بود از هم اتاقیمان که به او تذکر تندی داده بود برای سیگار نکشیدن!... جمع ما را هم ترک کرد و رفت بیرون! دوست دیگر ما هم در جواب، مدعی بود که این اتاق، متعلق به ۵ نفر ماست. اگر یکی صدای رادیو را بالا ببرد. یکی دیگر زیر آواز بزند، اون یکی هم ... پس درس خواندن ما چی میشه! منحق داشتم لباسهایش را بگردم!

به او یادآوری کردم که کاردوستمان خوب نبود، ولی عمل توهم اصلاً در شأت یک دانشجو نیست! تو با این برخوردت، او را تحریک کردی که بیشتر کار زشتش را ادامه بدهد!

دوست من! هر کسی برای خود، فضا و محدودهای کاملاً شخصی و محرمانه تعریف کرده که متعلق به خود اوست و به هیچ‌کس هم بدون اراده و خواست خود حق ورودبه آن حریم را نمی‌دهد. در این چارچوب خصوصی، شاید عمل گناه هم صورت بگیرد و در عین حال ما حق نداریم وی را در حریم خودش از بدیها بازداریم زیرا ابتدا باید وارد حریم خصوصی او شویم که به لحاظ شرعی و عقلی، کار نادرستی است! کار بد را با انجام یک کار بدتر نمی‌توان اصلاح کرد. چرا که کنجکاوی، همه آثار تذکر زبانی را وارونه جلوه می‌دهد!

پنجم: صبر کلید کامیابی

هم اتاقی عزیزی بود، از شهرستان آمده بود و در درس هم، نسبتاً تلاش خوبی از خود نشان میداد، اما در نماز خواندن، بسیار کاهلی می‌کرد... چند وقتی، تذکرهای بچه‌ها ادامه داشت، اما بینتیجه بود به دوستان گفتم، باید جور دیگری پیش رفت، صبور باشید، و به من واگذار کنید. یک تابلوی جذاب نقاشی خط از امور هنری دانشگاه قرض گرفتم درخصوص نماز و به اتفاق دوستان در اتاق نصب کردیم.

چند جلد کتاب کوچک از نویسندگان ایرانی و خارجی در خصوص نیایش را تهیه و دم دست گذاشتم. با بچه‌های امور فرهنگی خوابگاه در مورد برپایی یک مسابقه درخصوص فرهنگ نیایش و نماز جماعت صحبت کردم. هفتهای چدبار هم اتاقیها نماز جماعت را در دستور کار گذاشتیم. فضای خوبی فراهم شده بود. خودمان هم باورمان نمی‌شد! ... دو ماه نگذشته بود که جمع ما به اصطلاح جمع تر شد و او هم به ما پیوست.

دانشجوی عزیز! نقطه مقابل صبر، شتابزدگی است. با مشاهده رفتاری از هم اتاقیمان لازم نیست فوری به او تذکر دهیم. زیرا به هزار و یک دلیل ممکن است آن عمل، خلاف آن چیزی باشد که به ذهنمان خطور کرده است. با اندکی صبر، چه بسا حقایق تازه‌ای برای ما روشن شود که درتصمیمگیری ما بسیار مؤثر خواهد شد. البته در موضوع مورد بحث ما، صبر می‌تواند معنای دیگری داشته باشد و آن، اینکه در مقابل ناملایمات و سختیهای احتمالی که در اجرای این عمل با آن روبرو می‌شویم، پسندیده آن است که صبر و شکیبایی اختیار کنم و از هرگونه خشم و غضبت و یأس و ناامید، وجودمان را پاک و مصفا سازیم.

ششم: همراهی؛ آخر جاده سبز

درجمع همکلاسیهای ما دانشجویی بود که حجاب درست و قابل قبولی نداشت، به طور یکه معمولاً در کلاس یا محوطه دانشکده، انگشت‌نمای این و آن می‌شد. مانده بودیم که چگونه به او تذکر دهیم تا هم حرمت و شأن دانشجویی او را خدشه دار نکرده باشیم و هم این که کارمان اثر داشته باشد. با جمعی از بچه‌ها راجع به این موضوع صحبت کردیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که در طول یک هفته هر کدام از ما در خلوت به طوری که آبرویش در نزد دیگران نریزد به او تذکر دهیم. حواسمان هم به همدیگر جمع بود که چه کسی کی (چه زمانی) و کجا به او تذکر می‌دهد تا عملیاتمان ساختگی و تصنعی به نظر نرسد.

روز سوم بود. زود به کلاس رفتم و اتفاقاً او هم درکلاس نشسته بود و هیچ‌کس دیگر هم در کلاس نبود. با خود گفتم بهترین موقع تذکر دادن است و می‌شود وقت بیشتری را برای این کار صرف کرد. به او نزدیک شدم و پس از یک سلام و احوالپرسی دوستانه و صمیمی گفتم: می‌خواستم مطلبی را به تو بگویم. دیگر اجازه نداد ادامه دهم باکمی اخم و البته متانت وادب گفت: چشم، همکلاسی حجابم را درست می‌کنم و از آن به بد همان شد که ما می‌خواستیم.

برای اینکه تذکر ما شیرین و کلاممان نافذ و پذیرفتنی شود و بتوانیم مخاطب را با خود همراه کنیم. حتماً لازم نیست که بااصرار و تأکید بی جا به سراغ او برویم. لازم است ابتدا روحیات طرف مقابل را تا حدی درک کنیم و سپس متناسب با آن شرایط روحی و یا حتی محیطی به وی تذکر دهیم. آنچه باید در احساس طرف مقابل به وجود آوریم احساس همراه بودن است، نه مقابل بودن. اگر مخاطب ما را با تمام وجود احساس کند که ماخیر و صلاح او را می‌خواهیم و با او همراه و دوست هستیم امکان اثرپذیری او و نفوذکلام ما در جان و روح او بیشتر می‌شود و زمینه مقاومت و لجبازی را از بین می‌برد و در پایان باید دقت نمود که حق ما فقط تذکر دادن است نه آنکه اصرار بورزیم تا طرف مقبل حتماً آن را بپذیرد.

هفتم: ساده، اما هنرمندانه

مطالعه و مرور مجدد این داستانها و اصول از یک سو از سادگی اجرای تکلیف الهی حکایت می‌کند و از سوی دیگر، ظرافتهای گفتای و رفتاری را یادآور می‌شود ه قطعاً بدون فراگیری دانش و مهارت و خلاقیتهای مرتبط با بحث فوق بیم آن می‌رود که دوستان دانشجو را از دست بدهم و از نعمت همکلامی و همنفسی با ایشان باز بمانیم. تردیدی نیست که همه دانشجویان، علاقهمند به توسعه حوزه دوستیهای خود با هم کلاسیهای خویش بوده و ارایه نادرست تذکرات باعث پراکنده شدن جمع صمیمانه ایشان خواهد شد.

نباید فراموش کنیم که طرف مقابل در هنگام تذکر، غیر از اینکه یک دوست و یک دانشجو است، در واقع» انسان «ی است با همه خصوصیات مشترک و مخصوص به خود؛ موجودی بسیار پیچیده که کشف آن از عهده دانش بشری خارج است.

در چنین موقعیتی، بر زبان راندن یک جمله ساده یا یک کلمه و حتی یک نگاهپیامدهای خوب باید خود را بر جای می‌گذارد.

در داستان مربوط به نمازخواندن یکی از دانشجویان، تذکر لسانی به مجموعهای از برنامه‌های فرهنگی تبدیل شد تا در گذر زمان فرد را به انجام به موقع تکلیف رهنمون سازد.

مراحل اجرای امر به معروف و نهی از منکر

گام اول: روبرو شدن

تمام دانشگاهیان (اعم از دانشجویان، استادان و کارکنان مراکز آموزش عالی) در طول ساعات حضور خود در کلاس یا محوطه دانشگاه یاخوابگاه‌ها شاهد رفتارها، گفتارها و کردارهای متنوع و متعددی هستند که در ۲ بخش قابل تأمل دستهبندی می‌شوند:

- شایسته (معروف)

- ناشایست (منکر)

ما به عنوان یک دانشجو نمیتوایم سر خود را پایین انداخته و وارد فضای پاک و مقدس علم آموزی شده و چشم بسته از آن خارج شویم.

دیدگاه و گوشهایمان، اعمال را می‌بیند و حرفهایی را می‌شنوند که نه می‌توان و نه باید به راحتی از کنار آن گذشت. زندگی و سرنوشت همقطارانمان، برای ما فهم است و ما در برابر آنها مسئول هستیم.

پیش نیاز ما برای ورود به بحث اصلاح رفتار اطرافیان یا خودمان آن است که خویش را مسئول بدانیم و این مهم، تنها گامی است که نیاز به اراده قبلی ندارد. در این مرحله به چند نکته باید توجه کرد.

کنجکاوی هرگز

تذکر دادن فقط مربوط بهآن دسته اعمالی میشودکه ظاهر و آشکار است و نیازی به کشف و اقداماتی ازاین دست یا کنجکاوی و واکاوی عمل هم اتاق باهمکلاسی ما ندارد! متأسفانه برخی دانشجویان عزیز، علاقه مفرطی دارندکه سر از کار دوستان خود در آورند! این رویکرد، بسیار خطرناک و پرهزینه و غیرشرعی است.

توجه کافی بر روی عمل، گفتار و یا رفتار دانشجو و نه خود دانشجو

تمام حواس و تلاش ما می‌بایست روی عملکرد خوب یا بدی که رخ داده است متمرکز شود نه بر روی روحیه وشخصیت فرد. به عنوان مثال به جای توجه به میزان دانایی، محبوبی یا ثروت همکلاسی خود» اصل عمل «او را مورد دقت نظیر قرار دهیم و این طور وانمود کنیم که این عمل از هر کس دیگری (با محبوبیت یا ثروت کمتر یا بیشتر) سر بزند، کاری پسندیده یا ناپسند است.

در واقع تکلیف ما در این مرحله عین پزشکی است که به علامتها و پیامدهای بیماری توجه میکند تا وی را درمان نماید و توجهی به زیبایی یا قد کوتاه و بلند بیمار خویش ندارد.

گام دوم: تشخیص

مهمترین و مؤثرترین مرحله برخورد با یک رفتار نادرست یا تمجید عملکردی مطلوب، همین گام دوم است که میبایست سان پزشکی حاذق، پس از روبرو شدن با بیمار ومعاینه وی،» بیماری «او را هم تشخیص دهیم و چنانچه تشخیص ما نادرست باشد، ده‌ها نوع دارو هم که تجویز شود، نه تنها موجب سلامتی بیمار نخواهد شد بلکه چه بسا وخیمتر شدن حال وی گردد دانشجویان دراین مرحله بایستی به چند مسئله مهم توجه کرده و مؤلفه‌هایی را مد نظر قرار دهند.

(۱ تشخیص معروف و منکر: برای این کار لازم است ما اطلاعات و آگاهیهای قابل قبولی از کارهای خوب و بد وملاکهای آن داشته باشیم. این ملاکها شامل فقه اسلامی، عقل، قوانین و مقررات و آییننامه‌های خاص مراکز آموزش عالی، اداری محیط زیست است.

(۲ تشخیص اصل برخورد: همه ما تا کنون در شرایطی قرار گرفتهایم که تصمیم برای تذکر دادن یا سکوت کردن برای ما بسیار مشکل بوده و در مورد فضای دانشگاه و همکلاسیهای جوان و با احساسمان، این تردید، بیشتر رخ می‌نماید از آن رو که ظرفیتها و ظرافتهای دوران جوانی به حدی است که کمتجبربگی ما در کنار شک و دو دلی برای تشخیص خوب از بد، همگی موجبات پاک کردن صورت مسئله را فراهم می‌آورند! ... پس شرایط و موقعیتدوستانمان در نحوه اخذ تصمیم نقش آفرین است.

فراموش نکنیم که گاهی اوقات، چشمپوشی کردن از اشیاء یک نفر می‌تواند به اندازه تذکر دادن یا حتی بیشتر از آن مؤثر واقع شود، به شرط آنکه دوست دانشجویمان از چشمپوشی ما واقف بوده و خیرخواهی را در سکوت و نگاهمان مشاهده کند.

(۳ تشخیص چگونگی تذکر: در این بخش، با توجه به موقعیت و شرایطی که برقرار است، یکی از راه‌های کلی ذیل را ترجیح می‌دهیم.

الف) برخورد مستقیم کلامی

ب) برخورد مستقیم غیر کلامی

ج) برخورد غیر مستقیم کلامی

د) برخورد غیر مستقیم غیر کلامی

(۴ تشخیص آمادگی پذیرش در طرف مقابل که به تدریج از بالا به پایین از شدت آن کاسته می‌شود: این مرحله نیز به نوبه خود حائز اهمیت است زیرا اگر طرف مقابل از آمادگی اولیه برخوردار نباشد و در یک وضعیت نامتعادل و یا بحرانی به سر برد، شاید بهتر است که ابتدا زمینه پذیرش را فراهم کنیم و آنگاه اقدام، اقدام به تذکر نماییم. هم اتاقی که فردا امتحان مهمی دارد یا دوست دانشجویی که از شدت گرسنگی ولع تمام در حال صرف غذا است یا عزیز دیگری که به تازگی دچار مصیبتی شده، انتظار شنیدن تذکر را ندارد و در این مواقع، تذکر دادن، هیچ اثر مثبتی ندارد.

گام سوم: اجرا

در این مرحله، پس از آن که یکی از چهار روش کلی پیشین انتخاب شد، قابلیت اجرا پیدا می‌کند، در این مجال به دلیل اهمیت موضوع و پرهیز از طولانی شدن بحث، فقط به روش برخورد مستقیم کلامی پرداخته می‌شود، در اجرای این مرحله، توجه به نکات زیر ضروری بوده و تأثیرگذاری اقدام شما را بیشتر می‌کند:

(۱ نیت خیرخواهانه خود را در اصلاح رفتار دوست دانشجوی خویش، به یاد آورید.

(۲ قاطعانه، اما مؤدبانه تذکر دهید. مطمئن باشید بیادبی، تأثیر کار شما را از بین می‌برد.

(۳ هرگز تذکر شما علنی و در حضور سایر دوستتان نباشد مگر آن که بدانید از این کار شما، سایر دانشجویان هم درس می‌گیرند.

(۴ حفظ حرمت و آبروی مسلمانان حتی کسانی که مرتکب منکری شده، واجب است؛ بنابراین باید جملات و تذکرهای ما از هر گونه تحقیر، اهانت و ضایع کردن به دور باشد.

(۵ چون روش کلامی مستقیم را انتخاب کردهاید بهتر آن است که تذکر شما حاوی جملات و عبارتهای روشن و گویا خالی از ابهام و پیچیدگی باشد. معمولاًاستفاده از جملات کوتاه برای این منظور مناسبتر است. حتی گاهی لازم نیست جملهای ادا شود بلکه گفتن یک کلمه برای رساندن منظورتان کافی است. مثلاً برای تذکر به دانشجویی که با صدای بلند مزاحم مطالعه سایرین می‌شود کافی است بگوییم» حسین جان! هیس! «یا دوستی که بیرون از محوطه خوابگاه حجاب مناسبی ندارد بگویم» خانم! حجاب! «و توضیح دیگری لازم نیست.

(۶ اساس این روش را کلمات و حروف تشکیل می‌دهند؛ بنابراین در ادای حروف و کلمات دقت بسیار لازم است.

(۷ مواظب باشید کلام یا تذکر خوب و درست شما با آفتهایی نظیر منت گذاشتن، مسخره کردن، بزرگنمایی کردن، صدمه نبیند که هم، دوستی دانشجو را از دست بدهید و هم اجرای فریضه، نتیجه معکوس بدهد!

(۸ بهتر است جمله خود را» سلام «و» لطفاً «آغاز کرده و پیش از تذکر دادن به دوستان هم اتاقی یا آشنا، خوشرویی و لبخند را فراموش نکنید.

(۹ هنگام تذکر دادن بهتر است حواس خود را کاملاً متوجه مخاطب کنیم و از اینکه به بالا و پایین و این طرف و آن طرف، بپرهیزیم زیرا این کار ارزش و اثر کارمان را کاهش می‌دهد.

(۱۰ هر اندازه ما تذکردادن بهتر است حواس خود را کاملاً متوجه مخاطب کنیم و از اینکه به بالا و پایین یا این طرف و آن طرف، نگاه کنیم، بپرهیزیم زیرا این کار ارزش و اثر کارمان را کاهش می‌دهد.

(۱۰ هر اندازه ما تذکر خود را جدی بگیریم، دوستانمان به همان اندازه به اهمیت موضوع توجه خواهند کرد. شوخی کردن بیجهت پس از تذکر دادن، نشان میدهدکه ما ارادهی محکم برای اصلاح رفتار طرف مقابلمان نداشته باشیم.

(۱۱ افعال مثبت بیش از افعال منفی در مخاطب امکان پذیرش را فراهم می‌سازد. به عنوان مثال به جای آنکه بگوییم چه خبره! چه قدر سر و صدا می‌کنی» بگوییم «آرامتر هم می‌شود حرف زد یا خندید.

(۱۲ تلاش کنید رفتارتان صادقانه باشد و در همین برخورد کوتاه تا آنجا که ممکن است اعتماد طرف مقابل را به خود جلب کنید.

تذکر مهم: در بین دانشجویان هم اتاق یا هم کلاس که چند وقتی است، شما را می‌شناسند. باید تلاش کرد خلاف آنچه میگویید، عمل نکنید! زیرا احتمالاً بیتأثیر است. مثلاً اگر توصیه به دروغ نگفتن می‌کنیم، خودمان بایستی یک دانشجوی راستگوی درجه یک باشیم.

گام چهارم: پاسخ به واکنش مخاطب

بدون تردید با تذکر شما، مخاطب واکنشی از خود نشان خواهد داد. پس بهتر است که از قبل خود در مقابل واکنشهای احتمالی آماده سازید نکته مهم آن واکنش طرف مقابل را بدون پاسخ نگذارید. واکنشهایی که طرف شما نشان خواهد داد معمولاً یکی از موارد زیر خواهد بود: (۱ تذکر را می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند.

(۲ در ظاهر، تذکر را می‌پذیرد اما به آن عمل نمی‌کند.

(۳ تذکر را نمیپیرد اما برخوردی هم انجام نمی‌دهد و احتمالاً با سکوت قضیه را پشت سر می‌گذارد یا مکن است نگاهی از روی ناراحتی و عصبانیت بیندازد.

(۴ تذکر را نمی‌پذیرد و با پاسخهای سر بالا یا بیربط یا بهانهگیری موضوع را از سر خود باز می‌کند.

(۵ تذکر را نمی‌پذیرد اما نسبتاً با تندی پاسخ می‌دهد.

(۶ تذکر را نمی‌پذیرد و برخورد تند ود را با ناسزا و دشنام همراه می‌سازد.

(۷ تذکر را نمی‌پذیرد و درگیر می‌شود.

پاسخهای ما به واکنش مخاطب

(۱ در حالت اول، حتماً از او تشکر کنید، حتی اگر به همه تذکر شما جمه عمل نپوشانده باشد. مطمئن باشید این کار او را برای اجرای کامل تذکرتان ترغیب و تشویق می‌کند.

(۲ در این حالت بهتر است به طور مختصر تشکر کنید بدون اینکه بر تذکر خود اصرار بورزید، به کارتان ادامه دهید مگر آنکه احساس کنید مخاطب، منتظر توضیح یا استدلال شما است.

(۳ بهتر آن است که سکوت او را با سکوت پاسخ دهید و اصرار نورزید و ناراحتی او را با ناراحتی پاسخ ندهید اگر عمل خود را تکرار کرد توصیه می‌شود شخص دیگری به وی تذکر دهد.

(۴ در این حالت اگر امکان داشته باشد از همان بهانه‌ها و یا مشابه آن برای قانعکردن وی استفاده شود یا اینکه عملاً بهانه و عذر وی را از میان بردارید.

(۵ در حالتهای ۵ و ۶ مقابله به مثل نکنید و تلاش کنید با حفظ آرامش و متانت خود، از محیط دور شوید.

(۶ در حالت هفتم تا آنجا که می‌توانید از درگیری بپرهیزید مگر آنکه مجبور شوید از خود دفاع کنید و در صورت نیاز مراتب را مراجع ذیصلاح در دانشگاه اطلاع دهید.

توصیه‌های کلی

الف) در هنگام ارائهی تذکر از به کار بردن از جملات که غرور و تکبر گوینده را به اثبات می‌رساند، پرهیز کنید مانند:

-۱ می‌فهمم که دارید سعی می‌کنید چه بگویید ... اما ...

-۲ بسیار خوب است، اما به عنوان یک دانشجو ...

-۳ باشد برای یک وقت مناسب ...

ب) در هنگام تذکر از بالای عینک خود به دوست دانشجویتان نگاه نکنید.

ج) جلوی دانشجو و در هنگام تذکر، خمیازه نکشید و با صدای بلند، نفس خود را بیرون ندهید و از پچپچ کردن با هم اتاقیها و همکلاسیها در حضور سایرین پرهیز کنید.

د) توقع تذکر دادن از خیره دن خسته کننده به دوستانتان بپرهیزید.

ه) دقت داشته باشید که دستهایتان در هنگام تاذکر دادن، داخل جیب نباشد.

و) در موقع تذکر دادن، نکات مثبت دوستانتان را هم مد نظر قرار دهید.

ز) تسبیح را دور انگشتان سبابه دست خود نچرخانید.

ح) مواظب باشید هنگام صحبت با دوستان دانشجو، آب دهان شما به صورت قطراتی پیدر پی، منطقه مخاطب را نشانه نرود!!