راهکارهای مؤثر و عملی امر به معروف و نهی از منکر
محتویات
راهکارهای مؤثر و عملی امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده: بخشیان، ابوالقاسم
چکیده
راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر، مسئلهای اساسی است که در مقاله پیش رو به آن پرداختهایم. پیش از ورود به بحث اصلی، ضرورت اینکه برای انجام دادن موفق و مؤثر امربهمعروف و نهی از منکر، از چه شیوه و راهکارهای مناسبی استفاده میشود، بهصورت اجمالی، بیان شده است؛ سپس، «امر و نهی غیر مستقیم»، «اِرائه الگو»، «تدریج و مرحلهمرحله کردن»، «تذکر و تکرار» و «تشویق و ستایش»، بهعنوان مهمترین راهکارهای مؤثر و عملی در این مقوله، بررسی شدهاند. روش ما در این پژوهش، توصیفی و تا حدودی تحلیل محتوایی برگرفته از کتاب و سنت است.
کلمات کلیدی: راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر
ابوالقاسم بخشیان؛ پژوهشگر پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (ع).[۱]
مقدمه
در این مقاله، پس از اشاره اجمالی به ضرورت اتخاذ شیوهها و راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر، این راهکارها بررسی خواهند شد. یکی از عوامل موفقیت در هر کاری اتخاذ شیوه صحیح و مناسب برای انجام دادن آن است. امروزه، روششناسی (متدولوژی) از دغدغههای جدّی بشر برای هر رشته علمی و مهارتی است. تجربیات، بشر را به اینجا رسانده است که پیش از ورود به هر کاری روش درست و راهکار مؤثر انجام دان آن را بررسی کند. قرآن هم به این مطلب اساسی توجه داده است. خداوند میفرمایند:
لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.[۲]
نیکی آن نیست که از پشتِ خانهها درآیید، بلکه نیکی آن است که کسی تقوا پیشه کند، و به خانهها از درِ [ورودی] آنها درآیید، و از خدا بترسید، باشد که رستگار گردید.
کمترین پیام و برداشتی که میتوان از آیة مزبور کرد این است که هرکاری، راه مناسب و راهکار متناسبی دارد؛ باید راهکار هر امری را شناخته؛ سپس، از راه خودش وارد آن شد.[۳]
سرفصل برنامههای پیامبران و، به تَبَع آنان، مصلحان اجتماعی «امربهمعروف و نهیازمنکر» بوده است و این بزرگواران برای سعادت انسانها، باتوجه به مقتضیات زمان، روشهای مناسب و راهکارهای مؤثری را برای اَدای این فریضة مهم بر میگزیدند. کسیکه بخواهد چون پیامبران کار اصلاح و هدایت دیگران را برعهده گیرد، باید به شیوهها و روشهای گوناگون، که هدف اصلاح را محقق میسازد، کاملاً آگاه باشد و در امربهمعروف و نهیازمنکر از آن روشها و راهکارها استفاده کند.
مهمترین راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر
اینک برخی از مهمترین راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر را، به شرح زیر، بررسی میکنیم:
امر و نهی غیرمستقیم
امربهمعروف و نهیازمنکر یا زبانی است یا عملی که هرکدام به دو روش مستقیم و غیر مستقیم صورت میگیرد. در امر و نهی زبانی، گاهی مستقیم شخص خاصی را امر و نهی میکنیم[۴] و گاهی هم غیرمستقیم و به شکل کلی، خطاب را متوجه عموم کرده و جمع را سفارش به خیر یا از بدی نهی میکنیم.[۵]در شیوة غیر مستقیم، مخاطب واقعی پیام را میگیرد، بدون اینکه تلخی مورد خطاب بودن را حس کند؛ برهمیناساس، این شیوه مؤثرتر و مفیدتراست.[۶]
امربهمعروف و نهیازمنکر عملی هم، به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم انجام میشود؛ مستقیم این است که انسان با عمل و اقدام، کسی را به کاری وادارد و یا از عملی باز دارد.[۷] و غیر مستقیم این است که انسان خود اهل عمل باشد و دیگران با مشاهدة عمل او، به راه درست هدایت شوند.[۸] بدیهی است شیوة غیر مستقیم مؤثرتر بوده و کارایی بیشتری دارد.
مولا علی (ع) میفرماید: «کسیکه میخواهد پیشوای مردم باشد و مردم را به دنبال خود به راهی دعوت کند، پیش از آنکه بخواهد به دیگران یاد بدهد، خود را مخاطب کند و به خودش تعلیم و تلقین نماید؛ پیش از آنکه بخواهد مردم را با زبانِ خود تربیت کند، با عمل و روش نیک و اخلاق صحیح، تربیت کند. آنکس که خودش را تعلیم و تربیت و تأدیب میکند، برای احترام و تکریم شایستهتر است از آنکه معلم و مربی دیگران است[۹]
انسان اگر بخواهد به شکل غیر مستقیم امربهمعروف کند، یکی از راههای آن این است که خودش صالح و با تقوا باشد، خودش اهل عمل و تقوا باشد. وقتی خود اینطور بود، مجسمهای خواهد بود از امربهمعروف و نهیازمنکر و هیچچیز بیشتر ازعمل، بشر را تحت تأثیر قرار نمیدهد.
صاحب جواهر میفرماید:
از بزرگترین موارد و مراحل امربهمعروف و نهیازمنکر و بالاترین و پایهدارترین و مؤثرترین آنها، خصوصاً نسبتبه زعمای دینی (که مردم به آنها و عمل آنها مینگرند) این است که عملاً جامه کار نیک بپوشند و در کارهای خیر، چه واجب و چه مستحب، عملاً پیشقدم باشند، جامة زشتکاری را از اندام خود دور کنند، نفس خویش را به اخلاق عالی آراسته کنند و اخلاق زشت را از خود دور نگه دارند. امربهمعروف و نهیازمنکر از طریق حُسن عمل، سبب مؤثر و کاملی است و ممکن نیست بیاثر بماند، خصوصاً اگر به پند و اندرزهای خوب زبانی ضمیمه شود.[۱۰]
اهتمام دین به پایبندی عملی آمربهمعروف، برای این است که دعوت غیر مستقیم و عملی، شیوهای بهتر و عامل مهمتری در موفقیت امربهمعروف است؛ درحالیکه، اعمال خلافِ شخص آمر، نسبتبه دیگران اثر منفی گذاشته و دعوت
به خیر را مختل میکند. موعظة کسیکه خود اهل عمل نباشد تأثیری در قلب دیگران نمیگذارد، تا دعوت وی را به نیکی پاسخ گویند. امام صادق (ع) میفرمایند: «اِنـَّ الْعـَالِمَ إِذَا لَمـْ یَعـْمَلْ بـِعِلْمِهِ زَلَّتـْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ کَمَا یَزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا[۱۱]؛ عالمی که به علمش عمل نمیکند، موعظهاش از قلوب شنوندگان فرو میریزد؛ چنانچه باران در سنگ سخت نفوذ نمیکند و از روی آن فرو میریزد».
تا کسی خود اهل رعایت معروفی نباشد و منکری را ترک نکرده باشد، دعوتش ثمری ندارد. علیبنابیطالب (ع) میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ عَلَی طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکُمْ عَنْ مـَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتـَنَاهَی قَبْلَکُمْ عَنْهَا[۱۲]؛ ای مردم به خدا قسم هرگز شما را به چیزی امر نکردم، مگر اینکه قبلاً خودم عمل کردهام (تا اول عمل نکنم به شما نمیگویم) و هرگز شما را از چیزی نهی نکردم، مگر اینکه قبلًا خودم آن را ترک کردم.» امام علی (ع) به پیروان خویش میفرماید: «کُنْ آخَذَ النَّاسِ بِمَا تَأْمُرُ بِهِ وَ أَکَفَّ النَّاسِ عَمَّا تـَنْهَی عـَنْهُ؛[۱۳] عملکنندهترین فرد به آنچه بدان امر میکنی باش و ترککنندهترین فرد درآنچه از آن نهی میکنی.»
ارائه الگو
یکی دیگر از راهکارهای مؤثر و عملی امربهمعروف و نهیازمنکر راهکار ارائه الگوست. در این راهکار تکیة اصلی بر این است که نمونهای که خود تجلیگاه یک انسان الگو و اُسوه و تجسمیافته یک انسان تربیت شدة اسلامی است، در معرض دید دیگران قرارگیرد و به جای امر و نهی زبانی، نمونهای عملی عرضه گردد؛ یعنی او بهگونهای گردد که هرگاه دیگران به اخلاق، رفتار، بینش، دانش و روش او بنگرند، این دانش و بینش و روش در آنها این اثر را بگذارد که به سمت خیرسوق داده شوند؛ در چنین حالتی شیوة ارائة الگو تحقق یافته است.[۱۴]
باید توجه کرد که انسان فطرتاً الگوگزین و الگوپذیر است. انسان پیوسته در این اندیشه است ارزشهایی که باور دارد، در چهرهای مجسم بنگرد و خود را همانند آن چهرة مجسم بسازد. تأثیرپذیری و پیروی انسانها از برخی افرادِ با ویژگی خاص، از امور عینی و همگانی در عرصة زندگی بهشمار میرود. تا جایی که میتوان آن را از اصول مسلم و استثناناپذیر روانشناسی دانست.
روش الگویی در اخلاق و اندیشة اسلامی جایگاه ویژهای دارد و قرآن هم، با معرفی انسانهای برگزیده، به این روشِ مناسب هدایتی پرداخته است. قرآن با بیان سیرة عملی پیامبران از پیامبر اکرم (ص) میخواهد [آنان را الگوی خویش کرده] به آنان اقتداکند: «أُولئِکَ الَّذینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ[۱۵]؛ آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس [آنان را الگو قرارد داده] به هدایت آنان اقتدا کن.»
خدای تبارک رسول اکرم۹ را نیز اُسوه و مقتدای همه معرفی کرده، میفرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[۱۶]؛ قطعاً برای شما [در الگوگیری و اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست. »
راهکار اِرائة الگو برای دعوت به خیر و معروف از دیدگاه معصومان: به قدری مهم و مؤثر است که با اینکه خود آنان الگوی عملی برای همه بودند، درعینحال، به معرفی الگوها میپرداختند. امام صادق۷ ابوذر را بهعنوان الگوی تفکر و عبادت در منظر دیگران قرار داده، میفرمایند: «کَانَ أَکْثَرُ عِبَادَةِ ابیذَرٍّ «رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ»، التَّفَکُّرَ وَ الِاعْتِبَارَ؛ بیشترین عبادت ابوذر ـ رحمتالله علیه ـ تفکر و عبرتگیری بود.».[۱۷][۱۸] و جناب لقمان را بهعنوان فردی که با اختیار خلوت به تفکر و خودسازی میپرداخت، معرفی کردهاند.[۱۹]
شهید بهشتی (افزون بر اینکه معتقد بودند روش ارائة الگو از بهترین روشهای دعوت به خیر و معروف است، در کنار ارائة الگو، خود الگویی را نیز در این راهکار مطرح کرده و میفرمود: «تبلیغ اسلام راهش این است که هرکس خود نمونة عملی زندگی اسلامی باشد. راست باشد؛ درست باشد؛ با دیگران رفتاری متناسب با اخلاق اسلامی داشته باشد.»[۲۰] و دردمندانه میگفت:
دوستان بدانید اگر میخواهید دعوت عملی شما بهسوی راه حقی که دلتان در عشق آن میتپد، از دعوتهای زبانی و قلمی خودتان و بهترین گویندگان و نویسندگانی که سراغ دارید پر اثرتر باشد، الگو شوید[۲۱]؛ چرا نمیخواهیم لمس کنیم که دعوت به خیر در اسلام، شاید ده درصد هم به زبان نبود، شاید بیش از نود درصدش به عمل بود؟ تاریخ مسلمان شدن سرزمین آَندونزی را بردارید مطالعه کنید. این سرزمینی که امروز نزدیک به صد میلیون مسلمان در آن هست چگونه مسلمان شد؟ واعظ به آنجا رفت؟ مبلّغ به آنجا رفت؟ چند تا مسلمانی که در رفتار و اخلاق و کارشان جذبههای «یدعون الی الخیر» دیده میشد، رفتند.[۲۲] از یک مسیحی تازه مسلمان سؤال شد، علت مسلمان شدن شما چیست؟ درپاسخ گفت: من معنای اسلام و مسلمانی را نمیدانستم، رفتار و کردار جناب شیخ مرتضی انصاری سبب اسلام آوردن من شد.[۲۳]
شیوة ارائة الگو محدود به ارائة الگوی فردی نیست، بلکه گاه دسته و گروهِ به هم پیوسته و موفق هم میتوانند الگوی دیگران قرار گیرند. شهید بهشتی (دراینباره فرمود:
من فکر میکنم توانها را باید برای ایجاد یک دستة به هم پیوستهای، که نه بهصورت صرفاً فردی بلکه بهصورت دستهجمعی، تجلیگاه تربیت اسلامی و نظم و عقیده و عمل اسلامی باشند، به کار بیندازیم. کاربرد چنین دعوتی از همة مجالس و محافل و کتب و مقالات و نشریات و مجلات و روزنامههای دینی بیشتر است.[۲۴]
بالاتر از الگوی فردی و گروهی، الگو شدن امت و ملتی برای دیگر امتهاست. قرآن درواقع به ملتها و امتها الگو ارائه میدهد، آنجا که میفرماید:
کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنـَّاسِ تـَأْمُرُونَ بـِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ.[۲۵]
شما بهترین امتی هستید که به انسانها عرضه شده و به ظهور پیوستهاید؛ (چه اینکه) امربهمعروف و نهیازمنکر میکنید و به خدا ایمان دارید.
و نیز میفرماید:
وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمـَّةً وَسـَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً.[۲۶]
و اینچنین شما را امت میانه و معتدلی قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است.
این شاهد بودن، همان الگو بودن است.[۲۷]
تدریج و مرحلهمرحله کردن
یکی دیگر از روشها و راهکارهای مؤثر و عملی برای امربهمعروف و نهیازمنکر، تدریج در دعوت، و مرحلهمرحله کردن آن است؛ یعنی در دعوت به خیر و آراسته کردن مردم به نیکیها باید از شیوة استمرار و تدریج بهره جست. اصولاً اصلاح و تربیت و ارشاد دیگران به معروف و خیر، امری تدریجی و فرایندی گامبهگام دارد. پیامبران الهی برخورد با مظاهر فساد را به شیوة تدریجی و مرحلهبهمرحله و با لحاظ زمان پیش میبردند.[۲۸]
این روش منطقی و عقلایی آزموده شده، باید در دستور کار همة مصلحان قرار گیرد. اصلاح مفاسد و منکرات در جامعه و محو زشتیها و ناهنجاریها، بهصورت آهسته و تدریجی و در طول زمان امکان دارد. شتابزدگی در این امر حساس و
مهم خود عامل پدید آمدن منکرات دیگر و صدمات جبرانناپذیر خواهد شد. تعجیل و توقع تغییر سریع، بهویژه با مزاجِ جامعة خوگرفتة با برخی منکرات، ناسازگار است، و ای بسا مردم را به بازگشت به فضای منکراتی بیشتر ترغیب کند.[۲۹]
علی (ع) وقتی به حکومت و قدرت رسیدند، اموری را منکر و ناروا میدانستند، لیکن در تغییرآن امور، موارد احتیاط و شیوة تدریج و گذر زمان را لحاظ کردند.
خود آن بزرگوار میفرمایند:
والیانِ پیش متصدّی اموری سنگین شده و از روی عمد با رسول خدا (ص) مخالفت کردند، اگر من مردم را از آن کارها یکباره منع، و امر به ترک آن نمایم، و بخواهم ایشان را به همانجایی که رسول خدا خواسته بود برگردانم، تمام نیروهایم از اطراف من پراکنده میشوند[۳۰](کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج ۸: ۵۹۹).
بنابراین، یکی از شیوههای صحیح که در نهادینه کردن معروف و برچیدن منکرات در جامعه بسیار مؤثر است، شیوة مرحلهبندی و تدریجی عمل کردن در امر و نهی و رعایت کشش افراد امر و نهیشونده است.
تذکر و تکرار
از دیگر راهکارها و شیوههای موفق و اثرگذار در امربهمعروف و نهیازمنکر، تذکر و تکرار و تعدد آن توسط افراد گوناگون است. لازمة این راهکار این است که یک احساس وظیفة همگانی در انجام دادن این فریضه در همة افراد بهوجود بیاید تا این واجب الهی به بار بنشیند و مؤثر واقع شود. به بیان دیگر، با دیدن منکری اگر همه خود را موظّف بدانند که به مرتکب آن تذکر دهند، نفر دوم هم تذکر دهد و نفر بعدی و همینطور نفرهای بعدی، اینـ باعث میشود افکار عمومی روی وجود او سنگینی کند و فرد از کار خلافش دست بکشد.[۳۱]
مقام معظم رهبری در تحقق فریضة امربهمعروف و نهیازمنکر بر این راهکار تأکید کرده و شیوة تذکر زبانی و تکرار آن را تکلیف عامة مردم دانسته، میفرمایند:
حرف بزنید، بگویید؛ یککلمه بیشتر هم نمیخواهد؛ بگویید این کار شما خلاف است، نکنید؛ لازم هم نیست که با خشم همراه باشد. شما بگویید، دیگران هم بگویند، گناه در جامعه خواهد خشکید.[۳۲]
در جامعة اسلامی، تکلیف عامة مردم، امربهمعروف و نهیازمنکر زبانی است. عاملی که جامعه را اصلاح میکند، نهیازمنکر به همین شیوه است. به آن آدم بدکار، به آن آدم خلافکار، به آن آدمی که اشاعة فحشا میکند، به آن آدمی که میخواهد قبح گناه را از جامعه ببرد، مردم باید بگویند. ده نفر، صد نفر، هزار نفر! افکار عمومی روی وجود و ذهن او باید سنگینی کند. این، شکنندهترین چیزهاست.[۳۳]
آری یکی از شیوهها و راهکارهای کاربردی و اثرگذار در امربهمعروف و نهیازمنکر، شیوة تکرار آن توسط افراد گوناگون است. اینـ شیوه نمیگذارد سنگینی بار امر و نهی به دوش یک شخص، یا اشخاص محدودی باشد؛ بلکه اینبار به دوشـ افراد زیادی میافتد؛ و ازطرفدیگر، بهجای احساس سنگینی بار توسط امرکننده و ناهی از منکر، سنگینی فضا بر فرد منکراتی وارد شده و او را تحت فشار قرار میدهد. گویی همگانی بودن وجوب امربهمعروف و نهیازمنکر، مبتنی بر همین فلسفة اثربخشی هرچه بیشتر میباشد. مقام معظم رهبری نقطة ثقل تأکیدش بر امربهمعروف و نهیازمنکر در فضای عمومی جامعه، تمرکز بر همین شیوه است. ایشان این راهکار را بسیار مؤثر و در حد معجره میدانند:
من همین امربهمعروف و نهیازمنکر زبانی را ـ ولو به شکل خیلی راحت و آرام و بدون هیچ خشونت و دعوایی ـ واقعاً یکی از معجزات اسلام میدانم؛ مثلاً یکـ نفر کار خلافی میکند، میگویند آقا شما این کار را نباید میکردید، این مطلب را بگو و برو. میگوید او بر میگردد دو تا فحش به من میدهد. خیلی خوب، حالا دو تا فحش هم به شما بدهد، برای خاطر امر خدا تحمل کنید. اگر نهیازمنکر باب شد و تا نفر بیستم رسید، شما خیال میکنید آن آدم آن کار را تکرار خواهد کرد؟ نهیازمنکر واقعاً معجزه میکند. فقط هم زبانی.[۳۴]
تشویق و تنبیه
یکی دیگر از شیوههای صحیح و راهکارهای مؤثر برای موفقیت در امربهمعروف و نهیازمنکر، شیوة تشویق افراد اهل رعایت و تعریف از کسانی است که معروفی را انجام دادهاند. تشویق در لغت، به شوق آوردن، راغب کردن و آرزومند ساختن است.[۳۵] و دراصطلاح، بهرهگیری از امور مورد علاقه شخص به منظور تشویق کردن او به تثبیت یا ادامة کاری است که شروع یا انجام داده است. در اهمیت شیوة تشویق همین بس که بخش چشمگیری از آیات قرآن، در پیوند با ترغیب و تشویق مردم به انجام دادن کارهای پسندیده و پرهیز از امور ناپسند نازل شده است. قرآن با وعدة بهشت به نیکوکاران و وعید به آتش برای بدکاران، رغبت به کار نیک و بیرغبتی به کار زشت را دنبال کرده است. بیتفاوتی در قبال کسیکه اهل احسان و نیکوکاری است، با کسیکه اهل خلاف و گناه است، و هر دو را به یک نحو دیدن، ریشه انجام کار نیک در جامعه را میخشکاند و درخت زشتکاری را به بار مینشاند. تربیت دینی ایجاب میکند که نیکوکار تشویق، و بدکار توبیخ شود. مولا علی (ع) خطاب به مالک، میفرمایند:
هرگز نیکوکار و بدکار در نظر تو یکسان نباشند، در آن صورت نیکوکاران در نیکوکاری بیرغبت، و بدکاران در بدکاری تشویق میشوند، پسـ هر کدام از آنان را براساس کردارشان پاداش ده.[۳۶]
در مقابل شیوة ستایش و تشویق، شیوة نکوهش و تنبیه قرار دارد، اگرچه تشویق برای همه مفید و شایستة اجراست؛ لیکن شیوة نکوهش در شرایط و افراد خاص سفارش میشود. شیوة نکوهش و تنبیه دربارة کسانی است که به عمد و از روی دشمنی دست به کارهای خلاف میزنند. توبیخ و توسل به روشهای تنبیهی در مقولة امربهمعروف و نهیازمنکر بهصورت عام و برای همه، راه به جایی نمیبرد؛ بلکه میتوان گفت در مواردی تکیه بر تنبیه و توبیخ، خطاترین روش و راهکار است، زیرا ارزشها را هرگز نمیتوان با تنبیه و دستور و تحکم، تحقق بخشید. ارزشهای دینی و اخلاقی باید ابتدا درک شوند و فلسفه و ضرورت آن درک شود و پس با تمام وجود درونی شوند. در مدارس آموزش و پرورش تنبیه و توبیخ در موضوع حجاب درمواردی به کار گرفته شد درنتیجه، نسلی که تنبیه و به آنان توهین شد حجاب را پذیرفت. برایناساس، میتوان گفت ارزشها و معروفها نباید وسیلة تنبیه و تحقیر واقع شوند. وقتی معروفی، مثلاً حجاب، به جای یک ارزش دینی، عامل کاهش نمرة انضباط یا تحقیر و تذکر دانشآموز در مقابل همکلاسیهایش باشد، روشن است که در زمینهسازی برای رعایت آنـ موفق نخواهیم شد[۳۷]
فلسفة تشویق در کار نیک؛ این است که تشویق لذتی را در نیکوکار ایجاد میکند و چنان او را سر شوق میآورد که به استمرار کار نیک علاقهمند میشود؛ درحالیکه تنبیه، فرد را از ارزشها متنفر و دور میکند. به افراد جاهل آموزش میدهند، به افراد غافل تذکر میدهند، و با افرادی که از سرِ سرکشی دست به خلاف میزنند با تنبیه و نکوهش برخورد میکنند. البته، باید توجه کرد که دین مبین اسلام تنبیه را بهعنوان یک راهکار برای بازداشتن فرد از هرگونه تعدی و تجاوز به رسمیت شناخته است و در شرایطی انجام دادن آن را نهتنها مفید، بلکه ضروری میداند. لیکن تنبیه و برخورد را اغلب به عهده حکومت اسلامی گذاشته است.
راهکارهای مزبور، برخی از مهمترین شیوهها و راهکارها برای امربهمعروف و نهیازمنکر است و میتوان با تأمل بیشتر به شیوههای دیگری نیز دست یافت. بهویژه کسانیکه در مقام تبلیغ دین و مربی ارشاد دیگران در مراکز آموزشی و غیر آموزشی نیروهای مسلح قرار دارند و با انبوهی از فراگیران در ارتباط هستند، با استفاده از تجربیات عملی خویش، میتوانند شیوهها و راهکارهای دیگری را به شیوههای پیشگفته اضافه نمایند.
کتابنامه
قرآنکریم، ترجمة فولادوند.
نهجالبلاغه، ترجمة محمد دشتی.
ورام ابن ابیفراس، مسعودبنعیسی (۱۴۱۰ق). مجموعة ورام (تنبیه الخواطر)، قم، مکتبه فقیه.
ابن بابویه، محمدبنعلی (صدوق) (۱۳۶۲). الخصال، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرسین.
ابن شعبه حرانی، علیبنحسن (۱۳۶۳ق). تحف العقول، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.
حرعاملی، محمدبنحسن (۱۴۰۹ق). وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت:.
حسین قاسمیان، «اخلاق، راهبرد اساسی در فریضه امربهمعروف ونهیازمنکر»، فصلنامه پژوهشی پژوهشنامة اخلاق، ۸۳، ش ۷و۸، تابستان، ص۲۹–۵۴.
حسینی بهشتی، محمد (۱۳۷۹). بایدها و نبایدها؛ امربهمعروف و نهیازمنکر از دیدگاه قرآن، تهران، بقعه.
صادقی، محمدنبی (۱۳۶۹). شیوههای صحیح امربهمعروف، تهران، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی.
عمید، حسن (۱۳۴۲). فرهنگ عمید، امیرکبیر.
کلینی، محمدبنیعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی، تهران، اسلامیه.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
مرکز آموزش کامپیوتری علوم اسلامی نور، بیانات مقام معظم رهبری، نرمافزار حدیث ولایت (مجموعه بیانات و مکتوبات مقام معظم رهبری).
مرکز آموزش کامپیوتری علوم اسلامی نور، مکتوبات مقام معظم رهبری، نرمافزار حدیث ولایت (مجموعه بیانات و مکتوبات مقام معظم رهبری).
مطهری، مرتضی (۱۳۶۸). مجموعهآثار، تهران، صدرا.
پانویس
- ↑ D. bakhshian@yahoo.com
- ↑ بقره:189
- ↑ نبی صادقی، ۱۳۶۹، ص ۱۷ و 28
- ↑ مشکل شیوة مستقیم امر و نهی این مشکل است که با نوعی مقاومت روانی از ناحیة فرد امرونهیشونده روبهرو میشود و اگر در این شیوه، صحیحترین و بهترین روش ارتباط رعایت نشود، امر و نهی اثر معکوس خواهد داد.
- ↑ رسول خدا در مواردی چند، وقتی کسی مرتکب خلاف میشد، در نهی از آن میفرمود: «چرا برخی چنین و چناناند!»
- ↑ مطهری، ۱۳۶۸۸، ج17: 248 - 250
- ↑ من باب مثال بزم فسادی را خود، یا با آوردن پلیس به هم ریزد و عدهای را از خلاف عملاً باز دارد. یا فرزند را به طریقی به نماز وادارد.
- ↑ مثلاً مادری که دغدغة حجاب و عفاف دارد و در برخورد با نامحرم، رفتار عفیفانه از خود نشان میدهد، درصورتیکه این حالت در خود او نهادینه شده باشد، این حالت غیر مستقیم، به فرزندان او منتقل و در آنان نهادینه میشود و به حجاب و عفاف باورمند و مقید میشوند.
- ↑ «مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اماماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلیمِ غَیْرِهِ وَلْیَکُنـْ تـَأْدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدیبِهِ بِلِسانِهِ، وَ مُعَلِّمُ نـَفْسِهِ وَ مـُؤَدِّبُها احـَقُّ بـِالْاجْلالِ مـِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مـُؤَدِّبِهِمْ.». نهجالبلاغه، حکمت 733 / (شریف رضی، ۱۴۱۴ق: ص۴۸۰۰)
- ↑ محمد حسن نجفی، ۱۴۰۴ق، ج21: 382
- ↑ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲: ۳۹
- ↑ شریف رضی، همان:۲۵۰
- ↑ حر عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۶: ۱۵۰
- ↑ بهشتی، 1379: 148
- ↑ انعام:۹۰
- ↑ احزاب:21
- ↑ مادر ابوذرهم در معرفی و وصف او گفت: «بیشتر اوقات شبانهروزی ابوذر به خلوت از مردم، تفکر و خردورزی میگذشت. سُئِلَتْ أُمُّ ابیذَرٍّ عَنْ عِبَادَةِ ابیذَرٍّ فَقَالَتْ کَانَ نَهَارَهُ أَجْمَعَ یَتَفَکَّرُ فـِی نـَاحِیَةٍ عَنِ النَّاس» (ورام، 14100ق، ج251:1).
- ↑ صدوق، ۱۳۶۲، ج1: 422
- ↑ ورام، ۱۴۱۰ق، ج251:11
- ↑ بهشتی، همان: 41
- ↑ همان، 152
- ↑ بهشتی، 1379: 39ـ41
- ↑ نبی صادقی، همان: 107
- ↑ بهشتی، همان: 150
- ↑ آل عمران:110
- ↑ بقره: 143
- ↑ امروز ملت ایران در حال تبدیل شدن به الگویی در سطح جهان برای دیگر ملتهاست.
- ↑ قرآن کریم برای مبارزه و نفی شرابخواری، که امری رایج میان مردم بود، در چند مرحله این کار را پیش برد تا مردم از شرّ این عمل شیطانی رها شدند.
- ↑ ر. ک. حسین قاسمیان المشیری،1389: 29 ـ 54.
- ↑ «لَقَدْ عَمِلَ الْوُلَاةُ قَبْلِی بِأُمُورٍ عَظِیمَةٍ خَالَفُوا فِیهَا رَسُولَ اللَّهِ مُتَعَمِّدِینَ لِذَلِکَ وَ لَوْ حَمَلْتُ النـَّاسَ عـَلَی تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا إِلَی مَوَاضِعِهَا الَّتـِی کَانـَتْ عَلَیْهَا عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّی أَبْقَی وَحْدِی.»
- ↑ نبی صادقی، همان: ۱۱۸ و 122
- ↑ بیانات، 1370: 248
- ↑ همان، 1371: 64
- ↑ پرسش و پاسخ با مدیران مسئول نشریات دانشجویی، 4/12/1377
- ↑ عمید، ۱۳۴۲: ۳۲۱
- ↑ «لَا یَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِیءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِی ذَلِکَ تـَزْهِیداً لِأَهـْلِ الْإِحـْسَانِ فِی الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِیباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَی الْإِسَاءَة» (نهجالبلاغة، نامة 533). (شریف رضی، همان: 4300)
- ↑ ر. ک. ماهنامة پیام زن، مرداد1386: 58







