رابطه سخنرانی و کار فرهنگی با امر به معروف

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
رابطه سخنرانی و کار فرهنگی با امر به معروف

رابطه سخنرانی و کار فرهنگی با امر به معروف

مسأله :11 لا یکفی فی سقوط الوجوب بیان الحکم الشرعی أو بیان مفاسد ترک الواجب و فعل الحرام، إلا أن یفهم منه عرفا و لو بالقرائن الأمر أو النهی أو حصل المقصود منهما، بل الظاهر کفایه فهم الطرف منه الأمر أو النهی لقرینه خاصه و إن لم یفهم العرف منه.

مسأله -11 بیان کردن حکم شرعی یا بیان کردن مفاسد ترک نمودن واجب و انجام دادن حرام، در سقوط واجب کفایت نمیکند؛ مگر اینکه عرفا از بیان آنها و لو با قرائن امر (به معروف) و یا نهی (از منکر) فهمیده شود یا مقصود از امر (به معروف) و نهی (از منکر) که انجام واجب و ترک منکر است، با بیان آنها حاصل شود. بلکه ظاهر آن است که اگر بخاطر قرینه خاصّی طرف از بیان آنها امر (به معروف) و نهی (از منکر) را بفهمد کفایت میکند، اگر چه عرف از آن نفهمد.

در این مساله چند فرع فقهی بیان شده است: گاهی نه معروفی ترک شده و نه منکری انجام شده است ما طلبه ها و هر کس دیگری وظیفه داریم حکم شرعی را برای مردم بیان کنیم تا یاد بگیرند و عمل بکنند. گاهی ممکن است با وسائل روز و شیوه های جدید حکم شرعی بیان بشود به همه اینها کار فرهنگی می گویند با وسعتی که می تواند داشته باشد.

آیا کسی که کار فرهنگی می کنند امر به معروف از او ساقط می شود یا نه؟ آیا کار فرهنگی امر به معروف است یانه؟ دو مطلب است آیا کار فرهنگی و تبلیغ واجب است یا نه یک مطلب است و اینکه این کار ها امر به معروف و نهی از منکر حساب بشوند مطلب دیگری است.

2در آیه قران آمده است وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[۱]. (باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.) واو عاطفه دلالت بر جمع می کند یعنی معطوف و معطوف علیه یک حکم دارند و لی دو چیز هستند. مثل اینکه می فرماید جاء زید و عمرو که زید و عمرو دو نفرند که در مجیئ مشترکند.

از این آیه برداشت می شود که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر سه چیزند گرچه یک حکم داشته باشند حال اگر از امر وجوب برداشت کنیم واجب خواهند بود.

منکم و امه ظهور دارد در وجوب بر برخی از مردم نه همه مردم درحالی که امر به معروف واجب کفایی است. در جواب این اشکال می توان توجیهاتی کرد. مثلا در برخی روایات چنین تفسیر شده است که امر به معروف و نهی از منکر بر افراد عالم به معروف و منکر و قادر واجب است. لذا بر همه واجب است ولی جاهل و عاجز تکلیف ندارند.

توجیه دوم: انکار قلبی و تذکر لسانی که همه می توانند انجام دهند اما اگر به قول امروزی ها بخواهد برخورد فیزیکی کند و به تعبیر فقهی ضرب و جرح بشود اذن حاکم شرع لازم است. لذا برای این مرحله منکم و امه معنا پیدا می کند.

اما این احتمال که یدعون الی الخیر اعم از یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر است و عطف تفسیری است نیاز به قرینه دارد و چون جمع این سه اشکال ندارد حمل بر تفسیر نمی کنیم.

به هر حال سوال این بود که دعوت به خیر و به تعبیری کار فرهنگی کفایت از امر به معروف می کند یا نه؟ گاهی با بیان مضرات محرمات یا منافی کرامت انسانی بودن انها شخصی مردم را دعوت به خیر و ترک حرام کند.

جواب: گاهی شخصی که مصالح و مضرات را بیان می کند مردم از منکر رو گردان می شوند و به معروف روی می آورند یعنی غرض از امر به معروف و نهی از منکر حاصل می شود در این صورت وجوب امر به معروف ساقط می شود نه به خاطر اینکه کارش امر به معروف بوده است و وظیفه را انجام داده است بلکه به خاطر حصول غرض است و بقاء وجوب امر به معروف بقاء بدون غرض است.

هذا تمام الکلام فی النکته الاولی من هذه المساله


پانویس

  1. سوره مبارکه آل عمران، آیه 104
بازگشت به دروس خارج