دو فریضه مهم ولی مظلوم
نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
محتویات
- ۱ اشاره
- ۲ معنای امر به معروف و نهی از منکر
- ۳ امر به معروف و نهی از منکر در قرآن
- ۴ امر به معروف و نهی از منکر در روایات
- ۵ روایات امر به معروف و نهی از منکر
- ۶ امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام علی علیهالسلام
- ۷ اظهار رضایت از آمرین به معروف و ناهین از منکر
- ۸ این کار نشانه گمراهی
- ۹ امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است
- ۱۰ امر به معروف و نهی از منکر در آینه عقل
- ۱۱ مراحل امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۲ آثار و پیامدها امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۳ امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومین علیهم السلام
- ۱۴ آداب امر به معروف و نهی از منکر
- ۱۵ ویژگیهای آمر به معروف و ناهی از منکر
- ۱۶ ولایت فقیه و مسأله امر و نهی
- ۱۷ لزوم فرهنگسازی
- ۱۸ الگوهای عملی
- ۱۹ نتیجه امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع
- ۲۰ اهتمام قلبی داشتن به امر به معروف و نهی از منکر
- ۲۱ امر به معروفو نهی از منکر، رمز رستگاری شخص و جامعه
- ۲۲ امر به معروف و نهی از منکر، آینهداری خداوند
- ۲۳ امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای همگانی
- ۲۴ امر به معروف و نهی از منکر غیرمستقیم
- ۲۵ اهل عمل نبودن آمر به معروف و ناهی از منکر
- ۲۶ امر به معروف و نهی از منکر، تنها به انگیزه خدایی و از سر خیرخواهی
- ۲۷ امر به معروف و نهی از منکر، نماد رها بودن از بیتفاوتی
- ۲۸ امر به معروف و نهی از منکر فرادستان
- ۲۹ امر به معروف و نهی از منکر به همراه مدارا
- ۳۰ امر به معروف و نهی از منکر به دور از عیبجویی
- ۳۱ امر به معروف و نهی از منکر و کرامت انسانها
- ۳۲ امر به معروف و نهی از منکر به همراه دانش و آگاهی
- ۳۳ پیامهایی در مورد امر به معروف و نهی از منکر
- ۳۳.۱ انضباط اجتماعی
- ۳۳.۲ نشانه رشد
- ۳۳.۳ اهمیت فوقالعاده
- ۳۳.۴ بهترین دوست
- ۳۳.۵ ضرورت عقلی
- ۳۳.۶ وظیفه عمومی
- ۳۳.۷ تقدم امر به معروف
- ۳۳.۸ مقام آمرین به معروف
- ۳۳.۹ هدف از قیام حسینی
- ۳۳.۱۰ شریک ثواب
- ۳۳.۱۱ سکوت در برابر گناه
- ۳۳.۱۲ عوامل سکوت در برابر گناه
- ۳۳.۱۳ خجالت به هنگام امر به معروف و نهی از منکر
- ۳۳.۱۴ خطر امر به معروف کردن
- ۳۳.۱۵ انسان ضعیف
- ۳۳.۱۶ نشانه محبت و دلسوزی
- ۳۳.۱۷ بهترین دوست
اشاره
امر به معروف و نهی از منکر، یعنی نگران سرنوشت دیگران و در اندیشه خوشبختی مردمان بودن. اسلام، آیین دیگرگرایی است و هرگز بیتفاوتی پیروان خود را دربارهٔ گرفتاریهای دیگران روا ندانسته است و امر به معروف و نهی از منکر، یکی از نمونههای والای دیگرگرایی است. از نگاه آموزههای دینی، بالاترین نمونه دوستی و مهرورزی، به شکل امر به معروف و نهی از منکر نمود مییابد. حضرت علی علیهالسلام در سخنی زیبا در این باره میفرمایند:
«بهترین برادرانت کسی است که تو را به راه هدایت راهنمایی کند، پرهیزکاری را برای تو فراهم آورد و تو را از پیروی خواهشهای نفسانی بازدارد.» نیز فرمودند:
«باید دوستترین انسانها نزد تو کسی باشد که تو را به سوی بالیدن و بزرگ شدن راهنمایی کند و عیبهایت را به تو گوشزد کند».
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر، تأثیر آن بر سلامت فرد و اجتماع و شرایط انجام آن ـ که سبب میشود این دو واجب مهم به درستی صورت پذیرد ـ از بحثهایی است که در این نوشتار به آن اشاره خواهد شد. از یاد نبریم که اهمیت امر به معروف و نهی از منکر تا آنجاست که برای زنده کردن آن، قیام خونینی چون قیام عاشورا پدید آمده است.
نخستین هفته ماه محرم، هفته زنده نگهداشتن امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری شده است. از آنجا که امرو نهی، دو ابزار اساسی تربیت و پرورش روح آدمی است، امر به معروف و نهی از منکر نیز شیوه اصلی پیامبران و مصلحان در تربیت و هدایت مردم بوده است. از این رو، احیای این دو فریضه پر برکت الهی، استمرار حرکت انسان ساز پیامبران گذشته و بسترساز تحقق صلاح و اصلاح جامعه در آینده است. با امید به موفقیت آمران به معروف و ناهیان از منکر که مصداق امت برگزیده قرآنی و پیروان راستین حضرت سیدالشهدا علیهالسلام میباشند، زوایای مختلف این دو گوهر انسانساز را از نظر میگذرانیم.
معنای امر به معروف و نهی از منکر
« امر» به معنای فرمان دادن و « نهی» به معنای بازداشتن و منع از انجام کاری است. «معروف»، هر آن چیزی است که عقل و دین، آن را به نیکی و خوبی میشناسند و معرفی میکنند و «منکر»، هر آن چیزی است که عقل و شرع، آن را ناپسند میدارند. پس امر به معروف، یعنی فرمان دادن به انجام کارهای نیک و نهی از منکر، به معنای بازداشتن از بدی و ناپسندی است.
یکتاپرستی، نیکی به پدر و مادر، انفاق به خویشاوندان، کمک به مساکین و درماندگان، برپایی نماز، پایبندی به عهد، مبارزه با ظلم و ستم، امر به معروف و نهی از منکر، پرداخت وجوهات شرعی و... نمونههایی از معروفها، و شرک به خداوند، زنا و فحشا، ربا، سرقت، دست درازی به اموال یتیمان، تکبر، اسراف و بدخویی، نمونههایی از منکرهای ذکر شده در قرآن کریم میباشند.
امر به معروف و نهی از منکر در قرآن
دستور قرآن کریم بر ضرورت و وجوب امر به معروف و نهی از منکر کاملا آشکار است. در آیهای میخوانیم:
« و باید از میان شما گروهی باشند دعوتگر به خیر که به نیکی (معروف) فرمان دهند و از ناشایستی(منکر) باز دارند و اینان رستگارانند». دراهمیت امر به معروف و نهی از منکر همین بس که در قرآن کریم، نام آمرین به معروف، در کنار نام پیامبران آمده است و کیفر قاتلان آنان، مثل کیفر قتل انبیاست.
امر به معروف و نهی از منکر در روایات
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله وسلم) دربارهٔ ضرورت امر به معروف و نهی از منکر میفرمایند:« امت من تا هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و بر نیکی و تقوا یار یکدیگرند، در سلامتی خواهند بود و هر گاه آن را رها کنند، برکتها از ایشان رخت خواهد بست...». امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) نیز میفرمایند:
« امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید که بدکارانتان بر شما چیره میگردند و آنگاه که دعا کنید، دعایتان مستجاب نشود».
امام حسین علیهالسلام در این باره فرمودند: «... خداوند به عنوان فریضه از امر به معروف و نهی از منکر آغاز میکند تا نشان دهد که اگر این فریضه ادا شود و استوار گردد، همه فریضهها ـ چه آسان و چه دشوار ـ استوار خواهد گشت؛ از آن رو که امر به معروف و نهی از منکر، دعوت به اسلام، مخالفت با ظالم، تقسیم غنیمتهای جنگی و غیرجنگی، گردآوری زکات از جایگاه آنها و پرداخت آن به مستحقان است».
روایات امر به معروف و نهی از منکر
حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمایند:
ای اباذر! مَثَل کسی که مردم را (به معروف) دعوت میکند و خود عمل به آن نمیکند همانند کسی است که بدون زه کمان تیراندازی میکند.
« امّت من همواره در خیر و سعادتند مادام که امر به معروف و نهی از منکر نمایند و بر انجام نیکیها همکاری کنند».
« آمران به معروف، خلیفه خدا در زمین هستند.»
« زمانی که امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند، باید خود را برای عذاب خدا آماده سازد»
آداب امر به معروف و نهی از منکر در کلام پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دربارهٔ آداب امر به معروف و نهی از منکر فرمود ند:آمر به معروف، نیازمند آن است که به حلال و حرام آگاه و از آنچه دیگران را امر و نهی میکند، خود، فارغ شده باشد. برای خلق، ناصح مهربان و با آنان رفیق باشد. با لطف و بیان خود، آنان را دعوت کند، اخلاق آنان را بشناسد تا با هر یک مناسب شأنش رفتار کند، به مکر نفس و نیرنگهای شیطان بینا و بر آن چه بدو رسد، شکیبا باشد و آنان را به سبب آن چه بدو رسیده، مکافات و از آنان شکایت نکند، خشونت نورزد و برای نفس خود خشمگین نشود. نیّت خود را برای خدا خالص گرداند و از او یاری بخواهد و در پی رضایت او باشد. پس اگر با او مخالفت و در حقش جفا کنند، صبر پیشه کند و اگر با او موافقت کنند و سخنش را بپذیرند، سپاسگزاری کند و کار خود را به خدایش واگذرد و به عیب خویش بنگرد».
امر به معروف و نهی از منکر در کلام امام علی علیهالسلام
الف: فضیلت امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف برتر از جهاد
حضرت علی (علیهالسلام) اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر را در مقایسه با جهاد در راه خدا اینگونه بیان میفرمایند: همه اعمال نیک و حتی جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مثل قطره در مقابل دریاست. همچنین امام (علیهالسلام) در پاسخ به این شبهه که ممکن است بر اثر امر به معروف و نهی از منکر جان یا روزی کسی به خطر بیفتد میفرمایند:
امر به معروف و نهی از منکر نه اجل کسی را نزدیک میسازد و نه روزی او را کم میکند.
امر به معروف و نهی از منکر دو صفت الهی
حضرت علی (علیهالسلام) در اهمیّت امر به معروف و نهی از منکر، آن دو را اوصاف الهی میشمارند: امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از صفات پسندیده خداوند سبحان است و این دو مرگ کسی را نزدیک نمیکنند و روزی را نمیکاهند.
امر به معروف برترین اعمال
علی (علیهالسلام) در تبیین اهمیّت مسأله امر به معروف و نهی از منکر میفرمایند:
«امر به معروف با فضلیتترین اعمال بندگان خداست» و در جای دیگر میفرمایند: هدف نهایی دین امر به معروف و نهی از منکر و بر پاداشتن حدود الهی است.
امر به معروف و نهی از منکر، نوعی از جهاد
از امام علی (علیهالسلام) دربارهٔ ایمان سؤال کردند، آن حضرت فرمودند: ایمان بر چهار ستون صبر، یقین، عدل و جهاد استوار است، حضرت در ادامه و در معرفی بیشتر جهاد اضافه میکنند: جهاد که از پایههای اصلی ایمان است خود بر چهارگونه انجام میگیرد که دو صورت آن امر به معروف و نهی از منکر است... هر که امر به معروف را به جای آورد، با مومنان همراهی کرده و آنها را نیرومند ساخته است و هر که نهی از منکر کند در حقیقت بینی منافقان و افراد دو رو را به خاک مالیده است.
ب: تشویق به امر به معروف و نهی از منکر
در موارد بسیاری امام علی (علیهالسلام) مردم را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق فرمودهاند؛ به عنوان نمونه به چهار مورد اشاره میشود:
دستور به اجرای امر به معروف و نهی از منکر حضرت درمناسبتها و موقعیتهای گوناگونی از افراد میخواهند که این دو تکلیف را به جای آورند. از جمله میفرمایند: عمل کننده به نیکی و بازدارنده از شرّ و بدی باش. نیز میفرمایند: امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر باش.
سبقتگیری در امر به معروف مردم بیشتر در امور مادی نظیر کسب مقام و مال به رقابت میپردازند. علیبن ابیطالب (علیهالسلام) به عنوان رهبری الهی که مسئولیّت نشان دادن راههای واقعی کمال را به عهده دارد راه صحیح سبقتگیری را این گونه بیان میکنند:
ای مردم اگربه ناچار میخواهید باهم رقابت کنید، پس چه بهتر که در برپایی حدود الهی و امر به معروف برهم پیشی گیرید و سعی کنید هر یک از شما بیشتر و بهتر از دیگری در این عرصه بکوشد.<br/
اظهار رضایت از آمرین به معروف و ناهین از منکر
چون مردم مصر در مقابل ستم و فساد و تباهی ایستادگی کردند و از رهبران خود در خواست کردند که احکام الهی را رعایت کنند و از ستم خودداری کنند، این کار آنها که مصداق کامل امر به معروف نهی از منکر، موجب خوشنودی علی علیهالسلام شده بود. از این رو آن حضرت هنگامی که مالک اشتر را به عنوان استاندار مصر به آن سرزمین فرستادند، طیّ نامهای که نوشتند از کار آنها قدردانی کردند. حضرت علی(علیهالسلام) در آن نامه فرمودند: این نامه از بنده خدا علی امیرالمؤمنین به سوی آن دسته از مردم مصر است که برای خدا به خشم آمدند، در آن هنگام که در زمین نافرمانی خدا میشد و حقّ خدا رعایت نمیشد و ستم در همه جا شایع بود و نه به معروف عمل میشد و نه از منکر و زشتی جلوگیری به عمل میآمد....
منع از ترک امر به معروف و نهی از منکر شیوه دیگر از تشویق به رعایت تکلیف امر به معروف و نهی از منکر این است که گاه حضرت به جای امر مستقیم به اجرای این دو تکلیف از ترک این دو مهّم منع فرمودند و میگفتند: از پشت کردن به یکدیگر و ترک امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کنید.
ج: ترک امر به معروف... و آثار آن
تسلط بدکاران نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر وقتی علیبن ابیطالب (علیهالسلام) دربستر شهادت قرار گرفتند، به امام حسن(علیهالسلام) و امام حسین (علیهالسلام) سفارشهای بسیاری دربارهٔ رعایت احکام و مقررات اسلامی و نحوه شرکت در فعالیتهای اجتماعی کردند.از جمله مواردی که در آن سفارشها به چشم میخورده توجّه به امر به معروف و نهی از منکر است: امام علیهالسلام در قسمتی از این مطالب میفرمایند: از تشویق همدیگر به انجام کارهای شایسته و بازداشتن از ارتکاب کار زشت خودداری نکنید و بدانید که اگر این کار راترک کردید بدکاران بر شما مسلط میشوند. وقتی آنها مسلط شدند هر اندازه دعا کنید دعای شما قبول نمیشود....
عذاب و لعنت و... نتیجه امر به معروف و...
در خطبه قاصعه علی علیهالسلام هشدار میدهند و میفرمایند: خداوند سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نکرد مگر به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر؛ یعنی افراد سفیه را که بیخردانه مرتکب گناه میشدند برای نافرمانیهایشان از رحمت خود دور ساخت و خردمندان و صاحبان اندیشه راهم به جهت ترک نهی از منکر دچار عذاب و لعن کرد.
از دست دادن نیروی تشخیص
از آثار بسیار خطرناک ترک امر به معروف و نهی از منکر آن است که قدرت تشخیص امور از انسان گرفته میشود. ابوجحیفة، از یاران مورد اعتماد امام علی (علیهالسلام) میگوید: شنیدم که امیرالمومنین (علیهالسلام) دربارهٔ امر به معروف و نهی از منکر میفرمودند: بر اثر دور ماندن از رحمت الهی اوّل چیزی که از آن محروم میشوید جهاد با دست است، سپس با زبان و بعد از آن جهاد با قلبهایتان است. آن گاه فرمودند:
کسی که حتی با قلبش به طرفداری از نیکیها و مبارزه با منکرات برنخیزد، قلبش واژگون میشود یعنی توان تشخیص نیک و بد را از دست میدهد.
شکایت از تارکان امر به معروف و نهی از منکر امام علی (علیهالسلام) در ضمن خطبهای دشمنترین مردم را در نزد پروردگار عالم دو طایفه معرفی میکنند: دسته اوّل کسانیاند که به جهت نافرمانی خداوند، آنها را به خودشان واگذاشته است. دسته دوّم گروهیاند که نادانیها را در خودجمع کردهاند و افراد ناآگاه را گمراه میکنند.
آن حضرت در ادامه میفرمایند: به خدا شکایت میکنم از آن گروهی که با جهل و نادانی زندگی میکنند و در گمراهی میمیرند. در نزد آنها چیزی زشتتر از معروف و پسندیدهتر از منکر نیست. اگر کتاب خدا را به صورت صحیح به آنها ارائه کنید وقعی نمینهند، ولی اگر در احکام خدا به گونهای که با میل آنها هماهنگ شود تحریفی انجام گیرد، آن را با اشتیاق میپذیرند.
ه : وضع امر به معروف و نهی از منکر در آخرالزمان
حضرت امیر (علیهالسلام) در یکی از خطبهها، ضمن اخبار از حوادث بعد از خود میفرمایند: بعد از من روزگاری خواهد آمد که چیزی در آن پنهانتر از حقّ و آشکارتر از باطل نخواهد بود. و در شهرها چیزی زشتتر از کار نیک و زیباتر از اعمال زشت و منکر نخواهد بود.
و: فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و آثار آن
برای امر به معروف و نهی از منکر حکمتهای بسیار نقل شده است اما آنچه در برخی از سخنان امام علی (علیهالسلام) آمده است چنین است:
امر به معروف و نهی از منکر، مایه اصلاح عوام
علی بن ابیطالب (علیهالسلام) در مورد حکمت امر به معروف و نهی از منکر میفرمایند: خداوند متعال فرماندادن به کارهای پسندیده را برای اصلاح عوام و سوق دادن آنها به راه رستگاری و سعادت واجب کرد. همینطور نهی از منکر و باز داشتن از کارهای ناپسند را واجب فرمود تا از کارهای ناشایست و ارتکاب معاصی کم خردان جلوگیری شود.
موجب سلامت دنیا و آخرت است امر به معروف و نهی از منکر درفرهنگ اسلامی (برخلاف نظر اغلب مردم که گمان میکنند پایبندی به این دو تکلیف ممکن است به مصالح دنیوی فرد ضرر داشته باشد) از جمله عوامل حفظ سلامت دنیا و حتی آخرت انسانهاست. امام علی (علیهالسلام) در اینباره میفرمایند:
هر که در او سه چیز وجود داشته باشد دنیا و آخرتش سالم خواهد بود: اوّل این که امر به معروف کند و اگر کسی او را به معروف امر کرد آن را بپذیرد. دوّم این که از کارهای زشت نهی کند و خود نیز از مرتکب شدن منکران بپرهیزد.
پابرجایی شریعت و توانمندی مومنان
از علل تشریع امر به معروف برپایی دین ذکر شده است. حضرت امیر (علیهالسلام) میفرمایند: استواری و برپایی دین نتیجه امر به معروف و نهی از منکر است. در جای دیگر میفرمایند: هر که امر به معروف کند، مومنان را تقویت کرده و پشت آنها را محکم ساخته است و کسی که نهی از منکر کند بینی منافقان را به خاک مالیده است.
=== ز: مراتب امر به معروف و نهی از منکر === نهی از منکر به شکلهای مختلف قابل اجراست و مراتب آن از جهت ثواب و ارزش با همدیگر متفاوتند. امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: گروهی از مردم با دست و زبان و قلب خود به مبارزه با منکرات میپردازند. این طایفه همه خصلتهای نیک را در خود جمع کردهاند. گروهی تنها با زبان و قلب، و نه با دست، به مبارزه با منکر برمیخیزند که این طایفه به دو خصلت نیک تمسک جستهاند یکی را رها ساختهاند. گروهی دیگر تنها با قلب خود به مبارزه با منکر میپردازند و مبارزه با دست و زبان را وا مینهند. این گروه تنها به یک خصلت نیکو اکتفا کردهاند امّا دستهای هم هستند که نه با زبان و نه با قلب و نه با دست با منکرات مبارزه نمیکنند. اینها در حقیقت مردگان زنده نمایند.
ح: ذم آمران بیعمل
در یکی از خطبههای نهجالبلاغه، امام علی (علیهالسلام) مردم را نصیحت میکنند و به آنها از ناپایداری دنیا سخن میگویند و سفارش میکنند که وظایف خود را به طور دقیق انجام دهند در قسمتی از آن میفرمایند:
لَعَنَ اللّهُ الامرینَ بِالْمَعْروُف التارِکیِنَ لَهُ وَ النّاهیِنَ عَنِ الْمُنْکَر الْعامِلیِنْ بِهِ؛
خدا لعنت کند کسانی را که امر به معروف میکند، ولی خود به آن پایبند نیستند و نهی از منکر میکنند، ولی خود مرتکب آن میشوند.
این کار نشانه گمراهی
امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: در گمراهی فرد همین بس که مردم را به چیزی امر کند که خود آن را به جا نمیآورد و از چیزی بار دارد که خود آن را ترک نمیکند.
امر به معروف و نهی از منکر در کلام گهربارامام باقر(علیهالسلام)
بد قومی هستند، قومی که بر امر به معروف و نهی از منکر، عیب میگیرند و آنرا بی ارزش میپندارند.
امر به معروف و نهی از منکر، فریضه بزرگ است که در پرتو آن سایر واجبات اجرا و انجام میشود.
کسی که جلو منکر را نگیرد همانند کسی است که مجروحی را در کنار جاده رها کند تا بمیرد.
منکر مثل آتشی است که اگر با نهی شما خاموش نشود، همه چیز را میسوزاند.
فرمایشات امام خمینی(رحمت الله علیه)درمورد امر به معروف ونهی ازمنکر
امر به معروف و نهی از منکر بر همه ملت واجب است
سفارش به حق، که امر به معروف است و نهی از منکر است، بر همه مسلمین واجب است.
از آنچه در نظر شرع حرام، و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشور اسلامی، و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود همه مسئول میباشند.
شما از اول اگر جلوی فساد را نگیرید، معلوم نیست که به وضع سابق منتهی نشود.
این دو از والاترین و شریفترین واجبات هستند و به وسیله این دو واجب، دیگر واجبات برپا میشود.
همان طوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است که دیگران را هم اصلاح کند.
امر به معروف و نهی از منکر در آینه عقل
جدای از دلایل نقلی فراوان در ضرورت امر به معروف و نهی از منکر، دلایل عقلی نیز بر ضرورت احیای این دو فریضه سرنوشت ساز تاکید دارد ؛ چرا که امر به معروف، نشانه تعهد و علاقه انسان به سلامتی جامعه و نهی از منکر، تلخ کردن کام خلافکاران است. امر به معروف، ضامن اجرای تمام واجبات است و نهی از منکر، ضامن ترک همه محرّمات. امر به معروف، نیکوکاران را تشویق کرده و جامعه را رشد میدهد و نهی از منکر، جامعه را از سقوط نجات میبخشد.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر منظور از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، ارائه راهکاری عملی جهت اجرای آن است. این که چه شرایطی باید فراهم گردد تا این فریضه مؤثر واقع شود و به جای از بین بردن تکلیف، به هدف اصلی خود، یعنی ایجاد معروف و از بین بردن منکر برسد. برای این منظور، چهار شرط را برشمردهاند؛ نخست آن که خود آمر و ناهی، معروف و منکر را بشناسند و شرایط وجوب آن دو را بدانند، دوم این که آمر و ناهی احتمال بدهند که امر به معروف و نهی از منکر، تأثیر دارد، اگر چه تأثیر آن تدریجی و غیر مستقیم باشد، سوم این که تارک معروف و عامل به منکر، بر ادامه شیوه خود اصرارداشته باشند و چهارم آن که امر به معروف و نهی از منکر، موجب مفسدهای بزرگتر و بروز منکری عظیمتر نباشد. توجه به این نکته ضروری است که از بدعتها و انحرافات فکری، شرطهای معمول کنار گذاشته میشود و همه چیز فدای صیانت از دین میگردد.
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
برای امر به معروف و نهی از منکر، سه مرحله را متذکر شدهاند:
نخست
این که انسان، از بروز گناه، اندوهگین باشد و قلبا راضی از کار منکر نبوده و از آن متنفر باشد. در این مرحله هیچکس معاف نیست و حتی افراد ناتوان نیز باید از گناه متنفر باشند؛ زیرا اگر کسی راضی به عمل قومی باشد، در عمل آنان شریک است.
در مرحله دوم
آمر به معروف، با زبان به خلافکار هشدار میدهد و به خوبیها سفارش میکند، و مرحله سوم آن است گه اگر بیان، اثر نکرد، با قدرت در برابر منکرات بایستد. این اِعمال قدرت و خشونت باید بسیار سنجیده و حساب شده باشد تا موجب بروز هرج و مرج در جامعه و ایجاد منکرهای بزرگتر نگردد.
آثار و پیامدها امر به معروف و نهی از منکر
آثار فردی و اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر، آن قدر فراوان است که در قرآن و روایات، حساب این دو فریضه پربرکت از دیگر فریضهها جدا شده است. بهرهمندی از الطاف خداوند، نجات از قهر و غضب الهی، وفور نعمتهای اقتصادی، کسب حلال، عزّت و سرافرازی مؤمنین، سرکوبی و کنترل اشرار و برقراری نظم و انضباط اجتماعی، نمونههایی از آثار و برکتهای آن است. در بُعد فردی، کسی که آمر به معروف باشد، خود، اهل معروف خواهد شد و خواه ناخواه، به رستگاری خواهد رسید و در بُعد اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر، ضامن بقای کلیه برکتهای معنوی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه مسلمین است.
امر به معروف و نهی از منکر در سیره معصومین علیهم السلام
نخستین آمر به معروف در جامعه مسلمین، خود حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله)و سلم) بود و مسلمانان، پس از صدر اسلام، با اختصاص تشکیلات مستقلی جهت اجرای این دو فریضه، به نام امور حسبه، گروه ویژهای را مسئول اجرای آن نمودند. اصولاً بدون احیای این دو فریضه، واجبهای دیگر، به مرور زمان ارزش و محتوای خود را از دست خواهند داد و حدود الهی نیز تعطیل خواهد شد. امام باقر(علیهالسلام) فرمودند:«حقا که امر به معروف و نهی از منکر، روش پیامبران، شیوه صالحان و فریضه سترگی است که با آن، دیگر فرایض بر پا میشود».
آداب امر به معروف و نهی از منکر
آمر به معروف، به هنرمندی میماند که در هر موقعیت و شرایطی، میبایست به گزینش بهترین شیوه بپردازد. از اینرو، در علم اخلاق که دانش آداب است، بیش از علم فقه، به آداب امر به معروف نهی از منکر پرداخته شده است. از مهمترین این آداب، عدم تجسس و دخالت آمر به معروف و ناهی از منکر در زندگی خصوصی افراد است. نکته اساسی دیگر آن است که مقصود از امر به معروف و نهی از منکر، تلاش در جهت اصلاح گناهکار و تطهیر ظاهر اجتماع از مفاسد است. پس تا حد امکان باید از ریختن آبروی افراد و تحریک مجرمان، جلوگیری کرد.
ویژگیهای آمر به معروف و ناهی از منکر
آمر به معروف و ناهی از منکر باید این ویژگیها را داشته باشد: خود را فراموش نکند، دارای عدالت و تقوا باشد، عامل به گفتار خود باشد، مراقب باشد تا بدعتگذاری نکند و از پیش خود حلالی را حرام و حرامی را حلال نسازد، اخلاص در عمل داشته و در انجام وظیفه صبور باشد؛ زیرا منکر، به تدریج ریشه دار شده است، پس زدودن آن نیز به صبر و زمان نیاز دارد. آن که با دیگران رفیق است، سخنش در دلها مینشیند و امر و نهیش، مؤثر واقع میشود؛ پس هر کس که مشتاق اصلاح دیگران است، باید زحمت رفق و مدارای با مردم را بپذیرد و خُلق خود را خوش کند.
ولایت فقیه و مسأله امر و نهی
در روزگاری که هنوز بسیاری از کشورهای اسلامی در نظام پادشاهی و حکومت خاندانی به سر میبرند، نظام جمهوری اسلامی ایران در تطبیق قوانین شرعی با شرایط عصر نوین، سربلند بیرون آمده و نمونهای سرافراز از حکومت دینی را ارائه داده است. اساس این حکومت بر ولایت فقیه است و همین ویژگی، آن را از سایر نظامهای مشابه، متمایز ساخته و به آن اقتدار دینی بخشیده است. وجود محسوس امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، همان اقتدار دینی است که در حکومت مبتنی بر ولایت فقیه، در کاملترین شکل خود است؛ زیرا در رأس حکومت، فقیهی عادل قرار دارد که در تصمیمگیریهای کلان، اولویت را به اجرای احکام دینی میدهد.
لزوم فرهنگسازی
فرهنگ هر جامعه، مجموعهای از ارزشها و باورهای عمومی را با خود دارد که به طور طبیعی، بر رفتارهای افراد جامعه تأثیر میگذارد. اگر روحیه استقبال از ارشاد و راهنماییهای دانایان، روحیه انتقاد پذیری و حق گرایی، فرهنگ رایج یک ملت باشد، آن گاه شاهد مشارکت گسترده مردم در تحقق آرمانهای دینی و از جمله، ارزش نهادن به معروفها و مبارزه با منکرات خواهیم بود. برای انجام این مهم، باید فرهنگ سازی کرد. متصدیان فرهنگی جامعه، افراد تأثیرگذار و الگوهای مردمی، در این زمینه وظیفهای سترگ در پیش رو دارند. آنان میتوانند با تبلیغ علمی و عملی، ارزش والای حقپذیری را احیا کنند و خود با پذیرش انتقاد در میدانهای گوناگون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ورزشی، عملا به گسترش و تقویت آن همت گمارند؛ به ویژه هنرمندان که میتوانند روح تعهد را در قالبهای متنوع هنری، در کالبد انسانها بدمند.
الگوهای عملی
تاریخ، به درستی نمیداند سخن جاودانه امام حسین (علیهالسلام) در آغاز نهضت عاشورا که فرمود: «...قصد من، امر به معروف و نهی از منکر...است» و سپس اثبات عملی آن با نثر جان خود و عزیزانش، الهام بخش چه نهضتها، انقلابها، اصلاحها و ظلم ستیزیها، در طول تاریخ اسلام بوده است. اما همین اندازه روشن است که سیره معصومان معروف پرور که هر یک، به گونهای در راه مبارزه با طاغوتهای منکرپرور زمان خویش به شهادت رسیدند، منابع الهام بخش مجاهدان و مصلحان ظلم ستیز در طول تاریخ اسلام بوده است. در عصر حاضر، اندیشههای قهرمان بزرگ مبارزه با طاغوت، امام خمینی رحمهالله ، الگوی ملموس و آزموده شده مبارزه با منکرات و احیای معروفهاست.
نتیجه امر به معروف و نهی از منکر در اجتماع
برخی از عبادتها، تنها اثرسازنده فردی دارند و برخی نیز افزون بر دارا بودن ثمره شخصی، از فایدههای اجتماعی برخوردار هستند و سود آن، جامعه را فرا میگیرد. از جمله این عبادتها، امر به معروف و نهی از منکر است. بدیهی است اگر انسانها به ناهنجاریهای اجتماعی افراد بیاعتنا نباشند و با شیوههای درست، به کارهای ناشایست آنها واکنش نشان دهند، آنان به وظیفههای خویش آشنا میشوند. قانون را پاس میدارند، زبان خویش را به سخنان نیشدار نمیآلایند، از دام خودمحوری رها میشوند و به دیگرگرایی روی میآورند و در نتیجه، جامعهای همگرا شکل میگیرد که در آن، همه دربارهٔ سرنوشت یکدیگر، نگران و پاسبان حقوق همدیگر هستند.
اهتمام قلبی داشتن به امر به معروف و نهی از منکر
امیر مؤمنان علی (علیهالسلام)، انسانهایی را که به طور کامل امر به معروف و نهی از منکر را رها کردهاند تا آنجا که حتی در دل خویش نیز از ناهنجاریهای آشکاری که انجام میپذیرد، بیزاری نمیجویند، در شمار مردهها دانسته است. ایشان با اشاره به تفاوت انسانها دربارهٔ این مسئله میفرمایند:
از مردمان، کسی است که کار زشت را ناپسند میشمارد و به دست و زبان و دل خود، آن را خوش نمیدارد. چنین کسی، ویژگیهای نیک را به کمال رسانیده است. نیز از آنان کسی است که به زبان و دل خود انکار کند و دست به کار نبرد. چنین کسی دو خصلت از خصلتهای نیک را فراگرفته و خصلتی را تباه ساخته است. همچنین از آنان کسی است که منکر را به دل زشت میدارد، ولی با دست و زبان خویش اقدامی نمیکند. چنین کسی دو ویژگی را که شریفتر است، نابود ساخته و [تنها] به یک ویژگی پرداخته است. نیز از آنان کسی است که منکر را با زبان و دست و قلب رها ساخته است. چنین کسی، مردهای میان زندگان است.
امر به معروفو نهی از منکر، رمز رستگاری شخص و جامعه
امر به معروف و نهی از منکر، به معنای دغدغه داشتن و احساس مسئولیت کردن در برابر خود و همنوعان و نشانه خیرخواهی انسانها به یکدیگر است. اگر این دو فریضه بزرگ، بهجا و بههنگام انجام پذیرد، جامعه سالم معنوی پدید خواهد آمد و زمینه برای رویش و زایش انواع خوبیها و زیباییها فراهم میآید.
بیگمان، همه ما هم دوست داریم خود، رستگار باشیم و هم در جامعهای زندگی کنیم که افراد آن رستگارند. قرآن کریم راه رسیدن به رستگاری را اینگونه فرا راهمان نهاده است: «باید میان شما امتی باشند که به [کارهای] خیر فرابخوانند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها رستگارانند».
با پیمودن جاده امر به معروف و نهی از منکر، انسانها بر قله بهترینها جای میگیرند؛ همانگونه که قرآن کریم فرموده است: «شما بهترین امتی هستید که برای مردمان پدید آمدهاند که به نیکی فرمان میدهید و از ناشایستی بازمیدارید.» بنابراین، یکی از ویژگیهای رستگاران آن است که اهل امر به معروف و نهی از منکر هستند.
امر به معروف و نهی از منکر، آینهداری خداوند
برخی از آدمها از نظر معنوی تا آنجا پیشرفت میکنند که به رنگ فرشتهها درمیآیند، همانگونه که حکیم سنایی گفته است:
تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک
برگ توت است که گشته است به تدریج اطلس
بعضیها نیز پا را فراتر گذاشته و خدایی شدهاند و آینهدار صفات پروردگار میشوند. امر به معروف و نهی از منکر نیز آینهداری خداست و صفت خدا را در وجود انسان بازمیتاباند؛ چرا که خداوند نخستین کسی است که امر به معروف و نهی از منکر کرده است؛ حقیقتی که از این آیه شریفه استفاده میشود: «به راستی، خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان میدهد و از ناشایستی و کار ناپسند و سرکشی بازمیدارد.» از این رهگذر هر جا امر به معروف و نهی از منکر میشود، جامعه از عطر خوش پروردگار، آکنده میگردد و چهره خداوند بازتابانیده میشود.
امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای همگانی
از نگاه آموزههای دینی، امر به معروف و نهی از منکر وظیفهای همگانی است و همه باید خود را در این مسئله مسئول بدانند. « امر به معروف که میتوان آن را ارشاد خواند و نهی از منکر که میتوان آن را انتقاد خواند، واجبی عمومی است و برابر آنچه امروزه مسئولیت همگانی یا نظارت عمومی یا نظارت ملّی میگویند، قرار میگیرد. این فریضه در انحصار هیچ فرد یا گروه یا مقامی نیست و اگر هم گروهی در آن پیشگام شود و خود در زمینهای، معروف را فروگذارد و منکر را انجام دهد، دیگران وظیفه دارند که همانها را امر به معروف و نهی از منکر کنند. بر این اساس، کوچکترین و ضعیفترین فرد جامعه نیز باید امر به معروف و نهی از منکر را از دست ندهد».
«گروهی امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند و میگویند: اگر لازم باشد، فلان شخصیت یا مقام و یا فلان انجمن اسلامی، این کار را انجام دهند. بیخبر از آنکه امر به معروف همچون نماز، وظیفه همه است و امکان دارد آن مسئلهای را که شما میبینید، فلان مسئول یا رئیس، مشاهده نکند».
امر به معروف و نهی از منکر غیرمستقیم
اثرگذارترین گونه امر به معروف و نهی از منکر آن است که شخص، پیش از سفارش و نهی دیگران، خود اهل عمل باشد، پس آنگاه امر به معروف و نهی از منکر کند. شهید مطهری در این باره مینویسد: «شما اگر بخواهید به شکل غیرمستقیم امر به معروف و نهی از منکر بکنید، یکی از راههای آن این است که خودتان نیکوکار و اهل عمل باشید. وقتی خودتان اینگونه بودید، مجسمهای خواهید بود از امر به معروف و نهی از منکر. هیچچیز بشر را بیشتر از عمل تحتتأثیر قرار نمیدهد. هر اصلاحگری، نخست باید صالح باشد تا بتواند اصلاحگر باشد. او باید پیش برود و آنگاه بگوید پشت سر من بیایید. خیلی تفاوت است میان کسی که ایستاده و به سربازش دستور میدهد: برو به پیش، من اینجا ایستادهام و کسی که خودش جلو میرود و میگوید: من رفتم، تو هم پشت سر من بیا. فیلسوف معروف معاصر، ژان پل سارتر میگوید: « من کاری که میکنم، در حقیقت، جامعه خود را نیز به آن کار وادار کردهام» و درست هم هست. هر کاری که شما بکنید، کار خوب یا بد، جامعه خود را نیز به آن کار واداشتهاید. خواه ناخواه، کار شما موجی به وجود میآورد؛ تعهدی برای جامعه ایجاد میکند؛ بایدی است برای خود شما و بایدی است برای اجتماع شما. وقتی من کاری میکنم، زبان عمل من این است که تو هم مثل من باش. بنابراین، شما نمیتوانید به گفتار من توجه کنید، ولی به کردار من بیتوجه باشید».
اهل عمل نبودن آمر به معروف و ناهی از منکر
یکی از پیآمدهای زیانبار امر به معروف و نهی از منکری که خودِ شخص به آن پایبند نیست، آن است که دیگران را به سوی گناه و انجام کارهای ناشایست تشویق میکند. امام محمد غزالی در این باره در سخنی شنیدنی مینویسد: « اگر کسی چیزی بخورد و آنگاه به مردمان بگوید شما نخورید که زهر نابودکننده است، آنها بر وی ریشخند زده و گرایش آنان به آن خوردنی افزایش پیدا میکند و با خود میگویند: اگر نه آن است که آن چیز، خوشتر و لذیذتر است، آن را برای خود نگزیدی.» از این گذشته، هم دین و هم عقل به زشتی امر به معروف و نهی از منکری که با عمل همراه نباشد، حکم میکند.
در قرآن کریم در این باره میخوانیم: « أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ؛ آیا مردمان را به نیکویی فرامیخوانید و خود را فراموش میکنید.» (بقره: ۴۴) و همچنین میخوانیم: « ای مؤمنان! چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید. خداوند از اینکه چیزی را بگویید که انجام نمیدهید، بیزار است.» (صف: ۲ و۳ )
پروین اعتصامی چه زیبا در این باره سروده است:
ای آنکه راستی به من آموزی
خود در ره کج از چه نهی پا را
امر به معروف و نهی از منکر، تنها به انگیزه خدایی و از سر خیرخواهی
یکی از شرایط اثرگذاری امر به معروف و نهی از منکر آن است که برای خدا و از روی خیرخواهی و دلسوزی بوده و از غرضورزی و اظهار برتریجویی به دور باشد. امام خمینی (رحمت الله علیه) در اینباره میفرمایند: « شایسته است امرکننده به معروف و نهی کننده از منکر، در امر و نهی خود و مراتب نهی از منکرش، مانند پزشک مهربانی باشد که درمان کننده است و مانند پدر دلسوزی باشد که رعایت مصلحت شخص مقابل را میکند و این امر و نهی او از روی لطف و رحمت ویژه باشد. انگیزه خود را خالص کند برای رضای خدا و کار خود را از هرگونه هوا و هوسی تهی نماید. همچنین نخواهد که با امر به معروف و نهی از منکر، اظهار برتری نماید و نیز نفس خود را پاک نداند و خود را برتر از آن کسی که مرتکب گناه شده و الان او را امر و نهی میکند، نشمارد که چهبسا برای آن شخص صفات خوبی باشد که مورد رضایت خداوند بوده و خداوند او را دوست بدارد، هر چند از این کارش بدش میآید و از آن طرف، در آمر به معروف و ناهی از منکر، صفات زشتی باشد که خداوند از آن بیزار است، در حالی که خودش نمیداند و فکر میکند آدم خوبی است».
امر معروف خصلتی است شریف
لیک از مشفِق نظیف لطیف
صفتِ آنکه سالک راه است
«فَبِما رَحمةٍ مِن الله» است
ای که از عیب دیگران پرسی
تو مگر از خدا نمیترسی
تا کنی زهد خویش را مشهور
که تویی فاسق و منم مستور
امر به معروف و نهی از منکر، نماد رها بودن از بیتفاوتی
قرآن کریم، انسانهای بیتفاوت و آنهایی را که امر به معروف و نهی از منکر را وانهادند، سزاوار لعن میداند: «کسانی از بنیاسرائیل که کفر ورزیده بودند، بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند؛ چرا که سرکشی کردند و از اندازه درگذشتند. آنان یکدیگر را از کار ناپسندی که میکردند، بازنمیداشتند؛ پس کار و کردارشان چه بد بود».
در روایات هم از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله و سلم) میخوانیم که خداوند، اهل منطقهای را عذاب کرد و همین که فرشتگان از خدا پرسیدند: گروهی از اهل منطقه گنهکار نیستند، چرا آنها به آتش گنهکاران سوختند، فرمود: به دلیل سکوت و بیاعتناییشان. بیگمان، بیاعتنایی به عملکرد انسانها، عقبماندگی جامعه را رقم میزند و به بیبندوباری اخلاقی افراد میانجامد و اجتماع را از پیشرفت بازمیدارد.
امر به معروف و نهی از منکر فرادستان
از نگاه اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای همگانی است و بر این اساس، فرودستان نیز میتوانند فرادستان را امر به معروف و نهی از منکر کنند. حضرت علی( علیهالسلام) این راه را برای جامعه اسلامی گشود و این درس را به آنان آموخت که دایره امر به معروف و نهی از منکر حتی میتواند، شخصی چون علی بن ابیطالب ( علیهالسلام) را نیز فراگیرد. آن حضرت در اینباره میفرمایند: « با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن میگویید، حرف نزنید و چنانکه از آدمهای خشمگین کناره میگیرند، دوری نجویید و با ظاهرسازی با من رفتار نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید، بر من گران میآید...؛ زیرا کسی که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن برای او دشوارتر خواهد بود.» این سخن، روح اعتماد به نفس را در انسان میدمد و در نتیجه، او را توانا میسازد تا در هر پایگاه و جایگاهی که هست، امر به معروف و نهی از منکر را رها نکند، گرچه در برابر حاکم یا زمامداری باشد.
امر به معروف و نهی از منکر به همراه مدارا
امر به معروف و نهی از منکر، زمانی اثرگذار است که همراه با مدارا و به دور از خشونت و تندروی باشد. «متأسفانه برخی افراد هنگام انجام این وظیفه و در غیر زمان ناچاری، از راه خشونتآمیز وارد میشوند و گاهی سخنان زشت و زننده به کار میبرند. به همین دلیل، این نوع امر به معروفها و نهی از منکرها، نه تنها اثر خوبی از خود بهجا نمیگذارند، بلکه گاهی اثری واژگونه برجا میگذارند؛ در حالی که روش پیامبر و اهل بیت (علیهمالسلام) نشان میدهد که آنها هنگام اجرای این دو وظیفه، آنها را با نهایت لطف و محبت درهم میآمیختند و به همین دلیل، سرسختترین افراد، به زودی در برابر آنها تسلیم میشدند».
امام خمینی (رحمت الله علیه) نیز در این زمینه مینویسند: «دربارهٔ امر به معروف و نهی از منکر، یکی از امور مهم، همین مدارا کردن است. چهبسا اگر انسان، دیگری را با خشونت و شدت امر به معروف و نهی از منکر کند، کار آن شخص از گناه کوچک به گناهان بزرگ و بلکه به کفر و ارتداد بکشد. معمولاً در کام انسان، امر و نهی تلخ و ناگوار است و خشم را برمیانگیزد. بنابراین، آنکه امر به معروف و نهی از منکر میکند، باید این تلخی و ناگواری را با شیرینی بیان و مدارا و اخلاق نیکو جبران کند، تا سخنش اثر کند و دل سخت گنهکار را نرم و رام نماید».
امر به معروف و نهی از منکر به دور از عیبجویی
یکی از ویژگیهای ناپسند، عیبجویی از دیگران است. گاه عیبجویی نمای آراستهای به خود میگیرد و به شکل امر به معروف و نهی از منکر، نمود پیدا میکند. در حقیقت، برخی انسانها نه به انگیزه اصلاح، که از سر عیبجویی و برتریخواهی و از روی پاک نشان دادن خویش و آلوده نشان دادن دیگران، امر به معروف و نهی از منکر میکنند. در این هنگام، انجام چنین کاری نه تنها عبادت نیست، بلکه لغزش و گناهی آشکار است. چه زیبا فرمودهاند حضرت علی (علیهالسلام) در این باره: « بر کسانی که گناه [آشکار] ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزاست که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکر این نعمت بگزارند؛ چندانکه این شکرگزاری، آنان را از عیبجویی مردمان بازدارد. تا چه رسد به آن عیبجویی که ـ افزون بر عیبجویی ـ برادرش را نکوهش و به آنچه بدان گرفتار است، سرزنش کند. آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه بر او بخشید و گناهان او را پوشید و چگونه او را سرزنش میکند که خود نیز [چهبسا [چنان گناهی کرده است و اگر گناهی همانند گناه آن شخص را انجام نداده است، گناهان دیگری داشته که از آن گناه بزرگتر است. به خدا سوگند، اگر گناهی که کرده، بزرگ نیست و کوچک است، گستاخی او را بر عیبجویی مردمان، گناهی بزرگتر باید شمرد».
امر به معروف و نهی از منکر و کرامت انسانها
خداوند انسانها را گرامی داشته است و میفرماید: « وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنیآدَمَ ؛ و همانا ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم». (اسراء: ۴۰) ازاینرو، بایسته است انسانها نیز کرامت یکدیگر را پاس دارند. گونهای از این پاسداشت کرامت آدمیان، در امر به معروف و نهی از منکر نمود مییابد؛ آنجا که انجام این واجب الهی به همراه مدارا و پرهیز از تندروی و درشتی کردن و به دور از عیبجویی، سرزنش و برتریخواهی باشد. اهلبیت (علیهمالسلام) همواره به کرامت انسانها توجه داشتند و هیچ گاه نمیپسندیدند که از کرامت کسی کاسته شود. «گاه پیش میآمد که کافران با رهبرشان مسلمان میشدند و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله و سلم) رهبر آنان را به عنوان سرپرست همان گروهِ مسلمان شده میگمارد و روا نمیدانست کسی که تا دیروز، محبوب مردم بوده است، امروز به سبب مسلمان شدن، فردی عادی باشد. به هر حال، احترام، توجه به ویژگیهای شایسته، دوستی و تشویق، از شیوههای باارزش پیروزی در امر به معروف و نهی از منکر است. حتی اگر شخص، هیچ کمالی ندارد، ولی نیاکان و بستگان او، یا منطقه مسکونی او، یا اساتید و دوستان او از برجستگیهایی برخوردارند، میتوان از این اهرمها استفاده کرد. برای مثال میتوان گفت: تو که فرزند فلانی هستی، تو که اهل فلان منطقه هستی، تو که از دوستان فلانی هستی، شایسته است که اینگونه باشی».
امر به معروف و نهی از منکر به همراه دانش و آگاهی
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر آن است که همراه با دانش و آگاهی باشد؛ زیرا در غیر این صورت، نه تنها به اصلاح و تعالی شخص و جامعه نمیانجامد، که زیانبار خواهد بود. شهید علامه مطهری(رحمت الله علیه) در اینباره مینویسند: « این وظیفه بزرگ، دو پایه و شرط اساسی دارد که یکی از آنها، رشد و آگاهی است. امر به معروف و نهی از منکر، تخصص میخواهد. دانایی، روانشناسی و جامعهشناسی میخواهد، تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند؛ یعنی راه معروف را بشناسد و ببیند معروف کجاست. منکر را بشناسد و ریشه آن را به دست آورد و بفهمد از کجا سرچشمه میگیرد و آنگاه امر به معروف و نهی از منکر کند. به همین سبب، ائمّه دین(سلام الله علیهم) فرمودهاند: «بهتر است نادان و آدم ناآگاه امر به معروف و نهی از منکر نکند؛ چون او کار را بدتر میکند. به خدا قسم، من میترسم زیانی که از راه امر به معروف و نهی از منکر جاهلانه کردهایم یا آسیبهایی که از این راه به اسلام زدهایم، از زیان رها کردن امر به معروف و نهی از منکرمان، بیشتر باشد.» امام صادق (علیهالسلام) در این باره میفرمایند: «کسی باید امر به معروف و نهی از منکر کند که خوب را از بد بازشناسد، نه کسی که راه و چاه را نداند و آگاه نباشد که از چه، به چه فرامیخواند، به باطل یا به حق.» در قرآن کریم نیز میخوانیم: «أَدْعُوا إِلَی اللّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ؛ از روی آگاهی به سوی خدا فرامیخوانم». (یوسف: ۱۰۸)
صبر، لازمه امر به معروف و نهی از منکر
هیچ کاری بدون صبر و بردباری به سامان نمیرسد و نتیجه دلخواه را به انسان نمیدهد. به گفته زیبای حافظ:
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند
بر اثر صبر نوبت ظفر آید .
در قرآن کریم میخوانیم: «أَقِمِ الصَّلاَةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَی مَا أَصَابَکَ؛ نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر سختیها و آزارهایی که [در این راه] به تو میرسد، شکیبا باش». (لقمان: ۱۷)
« بیگمان، از آنجا که امر به معروف و نهی از منکر بر برخی افراد گران میآید، به واکنش از سوی آنان میانجامد؛ چرا که سودپرستان برتریجو و خطاکاران خودخواه، به آسانی رام نمیشوند و حتی در مقام آزار آمران به معروف و ناهیان از منکر برمیآیند. در چنین حالی، تنها با شکیبایی و بردباری میتوان بر این دشواریها چیره شد و به هدف دست یافت.» افزون بر این، اگر امر به معروف و نهی از منکر با صبر و بردباری همراه نباشد، چهبسا به تنشهای بیجا بینجامد و شخص را از جاده انصاف بیرون کند و بیش از آنکه سازنده باشد، زیانبار شود و به درگیری پایان یابد.
پیامهایی در مورد امر به معروف و نهی از منکر
انضباط اجتماعی
امر به معروف و نهی از منکر، نوعی انضباط اجتماعی است؛ یعنی محدود کردن تمایلات اشخاص در برابر مصالح جامعه؛ و در واقع نوعی کنترل افراد منحرف است.
نشانه رشد
امر به معروف و نهی از منکر، نشانه رشد است، حضرت لوط در برابر گروه گناهکار پرسید: آیا در میان شما یک نفر رشید هست تا مانع این کار شما شود؟
اهمیت فوقالعاده
در اهمیت امر به معروف همین بس که علما به دلیل ارتباط قلبی انسان با آن (یعنی تنفر قلبی از منکر)، آن را در اصول دین و به دلیل برخوردهای عملی و اینکه یکی از واجبات است، آن را در ردیف فروع دین مطرح کردهاند. شهید ثانی میفرمایند: آیات و روایات امر به معروف و نهی از منکر آن قدر زیاد است که کمر را میشکند.
بهترین دوست
در حدیث آمده است: بهترین د وست آن است که هنگام خلاف، مانع تو شود و بدترین دوست آن است که به تو تذکر ندهد. امام صادق(علیه السلام) در این ارتباط میفرمایند: بهترین دوست من کسی است که عیبهای مرا به من هدیه کند.
ضرورت عقلی
امر به معروف و نهی از منکر یک ضرورت عقلی و امری روشن است.
کدام عاقل است که سکوت در مقابل خطر و انحراف را پسندیده و آن را محکوم نکند؟ و کدام عقل است که راهنمایی، دلسوزی، تشویق به کار خیر و جلوگیری از مفاسد را لازم نداند.
وظیفه عمومی
امر به معروف وظیفه عمومی است که قرآن کریم میفرماید: تمام مردان و زنان با ایمان نسبت به یکدیگر حق ولایت دارند که یکدیگر را به معروف وادار کنند و از منکر باز دارند و نماز بهپا دارند و زکات بپردازند.
تقدم امر به معروف
همیشه امر به معروف، مقدم بر نهی از منکر به کار رفته است تا به ما بفهماند که کارها را از راه مثبت پیگیری کنیم و در جامعه تنها انتقاد کننده، نباشیم.
مقام آمرین به معروف
در اهمیت امر به معروف و نهی از منکر همین بس که در قرآن، نام آمرین به معروف در کنار نام انبیا آمده است و کیفر قاتلان آنان همچون قتل انبیاست.
هدف از قیام حسینی
امام حسین(علیه السلام) هدف از قیام خود را چنین میفرمایند: آیا نمیبینید به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری به عمل نمیآید و در جای دیگر میفرمایند: من بنا دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم.
شریک ثواب
در روایات متعدد میخوانیم: هر کس مردم را به کار خیر راهنمایی، سفارش و دعوت کند و مردم به خاطر دعوت او آن کار را انجام دهند، دعوت کننده در پاداش شریک میشود؛ بدون آن که از اجر دیگری کاسته شود. و از طرف دیگر هر کس دیگری را به کار خلاف و انحراف دعوت کند، در کیفر مفاسد او شریک است. بنابراین، کسی که امر به معروف میکند، در پاداش همه کارهایی که مردم به خاطر دعوتش انجام میدهند شریک است.
سکوت در برابر گناه
در حدیث آمده است: اگر گناه مخفیانه انجام شود، خطری برای همه مردم ندارد؛ ولی اگر افراد خاصی گناه آشکارا انجام دهند و سایر مردم قدرت تغییر دادن داشته باشند. ولی ساکت بمانند، خداوند همه مردم را با هم مورد قهر و عذاب خود قرار میدهد.
عوامل سکوت در برابر گناه
گاهی سکوت در برابر گناه، از بی خبری یا ترس و یا خجالت است. اما گاهی سکوت در برابر گناه، نشانه رضایت است که در اینجا این گونه افراد در حقیقت شریک گناهکار محسوب میشوند.
خجالت به هنگام امر به معروف و نهی از منکر
گاهی سکوت و رها کردن امر به معروف و نهی از منکر سرچشمه روحی و روانی دارد، فرد خجالت میکشد و حیا میکند. این نوع حیا در روایات اسلامی مورد انتقاد است و باید این صفت را کسی که گرفتار آن است، با تمرین از خود دور کند او باید بداند که عار و خجالت موقت در دنیا نتیجهای جز آتش ابدی در قیامت نخواهد داشت.
خطر امر به معروف کردن
بسیاری از افرادی که امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند به گمان آن هستند که اگر امر به معروف و نهی از منکر کنند، خطری آنها را تهدید خواهد کرد و از عمرشان کاسته خواهد شد و یا سودی را از دست خواهند داد. از این رو حضرت علی(علیه السلام) میفرمایند: امر به معروف و نهی از منکر نه مرگ را نزدیک و نه روزی را کم میکند.
انسان ضعیف
در میان مردم، کسانی هستند که لقب عاقل به افرادی میدهند که اهل نظارت و دخالت و امر و نهی نیستند؛ ولی در فرهنگ اسلام، به افراد بی تفاوت لقب بی عقل، ضعیف و مبغوض داده شده است در حدیثی آمده است « خداوند، مسلمانان ضعیف و بی عقل را مورد غضب خود قرار میدهد و آنها، همان کسانی هستند که از منکرات جلوگیری نمیکنند».
نشانه محبت و دلسوزی
کسانی که مورد امر و نهی قرار میگیرند، باید بدانند که تذکر دیگران به آنان، نشانه عشق، محبت و دلسوزی نسبت به آنهاست و ما باید آنان را دوست بداریم. یکی از انتقاداتی که انبیا به بعضی از مردم داشتند. این بود که «چرا شما ناصحین را دوست ندارید!»
بهترین دوست
امام صادق(علیه السلام) انتقاد را هدیه و انتقاد کننده را بهترین دوست خود میدانند. آری! دوست واقعی کسی است که ما را بگریاند؛ ولی از غفلت برهاند. نه انکه ما را بخنداند. ولی در غفلت نگه دارد. قرآن کریم میفرماید: « غفلت چیزی است که دشمنان برای شما آرزو میکنند.»
منابع:
ماهنامه گلبرگ، ش۱
ماهنامه گلبرگ، ش۱۳
ماهنامه گلبرگ، ش۵۹
ماهنامه گلبرگ، ش۹۴







