دعوت به خوبیها، نهی از زشتیها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
دعوت به خوبیها، نهی از زشتیها
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده مؤسسه فرهنگی قدر ولایت
زبان فارسی
ناشر مؤسسه فرهنگی قدر ولایت
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۸۹/۰۷/۰۴
قطع رقعی (شومیز)
شابک ۹۷۸–۹۶۴–۴۹۵–۱۱۱–۴
دانلود [ PDF]

معرفی مختصر کتاب

جلد بیستم از مجموعة «سیرة شهدای دفاع مقدس» با عنوان «دعوت به خوبی‌ها، نهی از زشتی‌ها»، حاوی خاطراتی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است. هریک از این خاطرات، حکایت امر و نهی‌های خواندنی رزمندگان در شرایط مختلف است. برخی از عنوان‌های این مجموعه عبارت است از: اعتراض؛ ساز و دهل؛ بلیت اتوبوس؛ راه سرخ؛ رشوه؛ حریم شکسته؛ جاذبه و... لازم است ذکر شود در ابتدای هر خاطره، نام روایت‌گر نیز ذکر شده است.

گوشه ای از کتاب

دعوت به خوبی‌ها و نهی از زشتی‌ها

۱-شهید ناصر فولادی «تذکر محترمانه»

به مسئله امر به معروف و نهی از منکر بسیار اهمیت می‌دادند. مثلاً در جلسه‌ای که غیبت می‌شد، تذکر محترمانه می‌دادند، یادم می آید در جلسه‌ای یکی ازاقوام شروع به غیبت در مورد یکی از افراد نمود.

ناصر با حالتی متین فرمودند: «لطف کنید غیبت نکنید»

با روحیه‌ای که من در طرف مقابل سراغ داشتم، شاید هر کس دیگری با او اینگونه برخورد می‌کرد، ناراحت می‌شد یا جوابگویی می‌کرد اما طریق صحیح برخورد آن شهید بزرگوار باعث شد که در او نه تنها دلخوری به وجود نیاید، بلکه ارادتش به شهید فولادی مضاعف شود. کتاب همیشه بمان ص۸۵

۲-شهید محمد حسن خلیلی «زنجیر طلا»

محمد حسن در دوره راهنمایی به دلیل نمره‌ای که به گمان خودش به ناحق از او کم شده بود، ساعتی خارج از زمان مدرسه، معلم مربوط را در کلاس نگه داشت تا اینکه حرف خودش را اثبات کرده و حق خودش را بگیرد. او ابتدا با معلمش قرار گذاشت که در صورت تأیید حرفش، معلم زنجیر طلای گردنش را باز کند و دلیل این امر را حرمت طلا برای مرد در شرع مقدس اسلام بیان کرد، با توجه به سن وی، استدلال او و روش امر به معروف همراه با شهامتش قابل تأمل است. کتاب بوی گل یاس ص۲۰

۳-شهید علی اکبر میرزایید «صله رحم» علی اکبر به صله رحم اهمیت فراوان می‌داد، به خاطر دارم که پس از مدت‌ها شرکت در منطقه به خانه برگشته بود، ما خیلی دلمان می‌خواست که او مرتب در خانه بنشیند و با ما باشد ولی او بیشتر اوقات برای دیدار اقوام و آشنایان به خانه آنها می‌رفت. وقتی با اعتراض ما مواجه می‌شد، می گفت: «پیغمبر سفارش کرد، صله رحم را به جا بیاورید». من که همیشه پیش شما هستم.

آن موقع من ناراحت بودم ولی حالا خوشحالم که پسرم به دستورات ائمه (ع) عمل می‌کرده است. کتاب ترمه نور ص۳۳۶

۴-شهید مصطفی شمسا «صلوات» دور هم نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم، یکی از بچه‌ها خواست در مورد کسی که در جمع حضور نداشت چیزی بگوید، که مصطفی با صدای بلند گفت صلوات همه صلوات فرستادند و با این روش از غیبت در جلسه جلوگیری کرد. کتاب زنگ عبور، ص۲۸

۵-شهید میرزا محمد برزگری «معنی قرآن»

ما در در گوشه‌ای از اتاق نشته بود و زیر لب قرآن می‌خواند، میرزا محمد کنار او نشست و وقتی قرئت مادر تمام شد گفت: مادر وقتی قرآن می‌خوانید، سعی کنید به معنی اش هم توجه کنید تا بتوانید از آن بهره برید. کتاب زنگ عبور ص۶۱

۶-شهید حاج محمد طاهری «از موضع تهمت بپرهیزید»

نگاه دقیقی داشت، خیلی از مساعلی که خیلی‌ها نمی‌دیدند او می‌دید، آن وقت‌ها هنوز کم و بیش، بچه‌های تعاون سپاه از خانه‌های بچه‌های رزمنده سرکشی می‌کردند و احیاناً مبلغی ناچیز مساعده یا مقداری کمی خواربار به خانواده‌ها می‌دادند.

حاج آقا سفارش می‌کرد به خانوم‌ها که دقت کنید که از موضع تهمت بپرهیزید، زمانی که بچه‌های تعاون می‌آیند برای خبرگیری بروید جلوی درب حیاط با آن‌ها صحبت کنید تا یک وقت همسایه‌ها فکر بد نکنند، همچنین وقتی به بازار می‌روید با مغازه داران گرم نگیرید و خیلی باروی باز با آنها صحبت نکنید، ایشان همچنین تأکید و سفارشی زیاد برحفظ حجاب داشتند.

کتاب گل‌های اشک ص۱۱۰

۷-شهید عبدالرسول صفری «از حالا مواظب باش»

عبدالرسول صفری، دوست، معلم و استاد ما بود و ما پیوند دوستی محکمی با او داشتیم، در شب‌هایی که او منزل بود، ما به خانه ایشان می‌رفتیم و دورش حلقه می‌زدیم و او برای ما از مذهب و اخلاق و عرفان می‌گفت. صبح‌های جمعه نیز به همراه او به قبرستان رضوانیه می‌رفتیم. او برای مدتی داخل یک قبر می‌خوابید و به راز و نیاز با پروردگار می‌پرداخت بعد هم که از قبر بیرون می‌آمد، خطاب به خودش می‌گفت، خب رسول تو فرض کن که مرده‌ای و حالا یک بار دیگر زنده شده‌ای، پس از همین حالا مواظب باش که دیگر اشتباه نکنی و مرتکب گناه نشوی.

۸-شهید محمد رضا اصغری «پشتیبان ولایت فقیه باشیم»

مادر عزیزم، سلام ما را بپذیر و حلالم کن، مبادا در شهادت که عروسی من است، گریه کنید و افتخار کن و به خود ببال که پسری داشتی و در راه خدا و پیامبر (ص) و رهبر دادی.

خوشحال باشید تا منافقین بدانند که شما داشتید و دادید و دارید و می‌دهید.

برادران عزیزم تا آنجا که توان دارند از اسلام و پیامبر (ص) و ولایت فقیه دفاع کنند که آجر عظیمی را خواهند دید.

در آخر توصیه می‌کنم که در هرجا که هستید، پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد.

کتاب سیبی که آقا به ما داد ص۱۸

۹-شهید حاج محمد جعفر نصر اصفهانی «توصیه به ازدواج»

به هم دوره‌ها و دوستان خود بسیار درباره ازدواج توصیه و سفارش می‌کرد.

حدیث‌های مختلفی می‌خواند و می‌گفت: کسی که متأهل است و نماز می‌خواند، ثواب عملش ۷۰ برابر بیشتر از انسان مجرد نماز خوان است.

قرآن را باز می‌کرد و آیه‌هایی را که مربوط به ازدواج بود، برای هم دوره‌های خود تفسیر می‌کرد.

می‌گفت: نگران خرج و مخارج ازدواج نباشید.

خداوند خودش در این کار کمک می‌کند.

دوستان نزدیک هم تحت تأثیر سفارش‌های شهید نصر، در زمان دانشجویی ازدواج می‌کردند.

او با توصیه اش جلوی انحراف بچه‌ها را در مسائل گوناگون می‌گرفت. کتاب ره یافته عشق ص۱۱۱

بازگشت به کتب