دعوت به اسلام با امر به معروف و نهی از منکر است
شرح خطبه امام حسین ع در منا
حجة الاسلام حسینی قمی: سیدالشهدا دو سال قبل از هلاکت معاویه در سال ۵۸ هجری ،در منا از دویست نفر از اصحاب پیامبر و هشت صد نفر از تابعین دعوت خصوصی کردند و برای آنها خطبه خواندند. کتاب سلوک عاشورایی نوشته ی آقامجتبی تهرانی است که ده جلد است و شرح خطبه ی منا در جلد دهم است.
سیدالشهدا چهارده بار جمعیت را قسم دادند و فرمودند: آیا این فضایلی که من از امیرالمومنان میگویم یادتان هست یا شنیدهاید؟ همه صحبتهای امام را تایید کردند. امام در بخش اول در مورد داستان غدیر، حدیث منزلت، داستان فتح خیبر و فضایل امیرالمومنان صحبت کردند.
تمرکز بخش دوم خطبه امام، براین موضوع بود: شما که سران قوم هستید و برگزیده ی صحابه و تابعین هستید چرا در مقابل معاویه سکوت کردهاید و امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ بخش دوم خطبه با این عبارات شروع میشود: عبرت بگیرید ،نخواندهاید که خداوند مذمت میکند علمای یهود و نصارا را بخاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر نکردند و سکوت کردند.( اشاره به آیه ۶۳ سوره مائده است .به قول آیت الله مجتبی تهرانی امام میخواهد بگوید که شما مسلمانان که امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید از علمای یهود و نصارا بدتر هستید) عدهای از بنی اسرائیل مورد لعنت حضرت داود و حضرت عیسی قرار گفتند زیرا در برابر منکرها سکوت میکردند. (آیه ۷۸ سوره مائده) چرا خدا آنها را مذمت میکند؟ چون آنها منکرها را میدیدند و سکوت میکردند. میدانید که چرا شما در برابر معاویه سکوت کردهاید؟ یک جهت این است که چشم شما به هدیههایی است که معاویه به شما میدهد. جهت دیگر اینکه از معاویه میترسید.( زیرا معاویه افراد زیادی از یاران امیرالمومنین را میکشت مثل عمار و یاسر) آیا در قرآن نخواندهاید که از مردم نترسید، از خدا بترسید؟( آیه ۴۴ سوره مائده) مگر قرآن را نشنیدهاید که میفرماید :مومنان امر به معروف و نهی ازمنکر میکنند و نماز را بپا میدارند و زکات میپردازند( آیه ۷۱ سوره توبه) اگر امر به معروف اقامه شد، اسلام هم اقامه میشود. دعوت به اسلام با امر به معروف و نهی از منکر است.
عشق و علاقه ی ما به امام حسین(ع) از دسته جات پیاده روی به سمت کربلا مشخص است ولی بدانید که همه ی این شعائر و نهضتها مقدمه ی پیام عاشوراست. پیام عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است. امام میفرماید: چرا امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید؟ بالاترین منکر، معاویه و حکومتش بود. امروزه امر به معروف و نهی منکر در جامعه ی ما بشدت فراموش شده است. کتابی بنام امر به معروف و نهی از منکر دو فضیلت فراموش نوشته شده است. ما الان منکرهایی در جامعه میبینیم ولی سکوت میکنیم. البته امر به معروف و نهی ازمنکر هم شرایط و مراتبی دارد که باید رعایت شود.
مفاسد اخلاقی یکی از مصادیق منکر است ،فسادمالی و بداخلاقی سیاسی هم از مصادیق دیگر منکر است. بحث مسائل اخلاقی فقط با شعار حل نمیشود. جامعه برای ازدواج جوانان چکار کرده است ؟ آیا ما سنتهای غلط را کنار گذاشتهایم؟ جوانان چطور میخواهند ازدواج کنند؟ الان همان مقدار کم وام ازدواج هم تعطیل شده است؟ بعد عدهای میلیاردها تومان وام میگیرند و بعد آنرا بر نمیگردانند. آیا نمیشود این مبالغ را برای وام ازدواج جوانان گذاشت؟ اینها هم منکر است ولی کسی حرفی نمیزند. و همه سکوت کردهاند. اینکه عدهای اختلاسهای میلیاردی میکنند بخاطر این است که بانک مبالغ کم ازدواج را به سختی به مردم میدهد.
در تمام دوران انقلاب، همه ی ادارت با مشکل روبرو بودند الا بانکها .چطور هر روزه کارخانجات ورشکسته میشوند ولی بانکها هر روز رشد میکنند؟ اینها مصداق منکر است. در کتاب کافی از پیامبر داریم: خدا دوست ندارد مومن ضعیفی را که دین ندارد. یعنی کسانی که در مقابل نهی از منکر سکوت میکنند.
در بخش سوم خطبه امام میفرماید :ای جماعتی که اینجا هستید شما چند تا ویژگی دارید: شما شهرت علمی دارید، مردم از شما به خوبی یاد میکنند، مردم شما را خیرخواه دیگران میدانند و شما بخاطرخدا جایگاه ویژهای دارید. پس چرا شما سکوت کردهاید و حرفی نمیزنید؟ حضرت در ادامه میفرماید :برای خدا چکار کردهاید؟ آیا جان و مال تان را برای دین به خطر انداختهاید ؟با کدام طائفه دشمنی کردهاید؟( معاویه بیست سال بر آنها حکومت میکرد ولی آنها سکوت میکردند.فردی سر قبر حجر گریه میکرد و میگفت که او سید،شهید و مظلوم بود. از او پرسیدند: چه کسی او را کشت ؟ فرد گفت :سید ما، معاویه . مگر میشود انسان با همه کنار بیاید؟ عبدالله بن عمر به امام گفت که حیف است که شمشیر یزید به چهره ی زیبای شما بخورد. امام فرمود : تا آسمان و زمین بر پا است، اف بر این کلام)شما انتظار بهشت دارید؟ شما انتظار دارید که در بهشت مجاور پیامبر باشید؟ شما انتظار دارید که از عذاب الهی در امان باشید ؟ این انتظار بیجاست. مومن نمیتواند در برابر منکرها ساکت باشد.
گاهی امر به معروف و نهی از منکر به جایی میرسد که انسان باید جانش را در این راه بدهد یعنی حرف و سخنرانی دیگر اثر ندارد. در ادامه حضرت میفرماید: اگر صبر میکردید و مشکلات و سختیها را تحمل میکردید، دشمن بر شما مسلط نمیشد زیرا شما به دنیا چسبیدهاید و میخواهید از مرگ فرار کنید. دنیا شما را به شگفتی باز داشته است. دلبستگی شما به دنیا علت همه ی مشکلات شماست.
سوال: صفحه ۵۴۹ قرآن کریم را توضیح بفرمایید
پاسخ – در این صفحه داریم :یادتان باشد که خویشاوندان و فرزندان شما در قیامت به درد شما نمیخورند. خداوند بین شما و فرزندان و خویشاوندان تان فاصله ی ایجاد میکند. اگر فرزندان و خویشاوندان از شما انتظاراتی دارند که خدایی نیست مواظب باشید به خاطر دلخوشی فرزندان و خویشاوندان حرف خدا را زمین نیندازید. زیرا آنها در قیامت به فریاد شما نمیرسند.
ما بخاطر علاقه به فرزندان مان ،حاضر هستیم که وسایلی(ماهواره) را به خانه بیاوریم که دین و اخلاق را میبرد. گاهی یک برنامه از ماهواره کافی است که جوان ما را منحرف کند. خراب کردن کاری ندارد ،اصلاح کردن سخت است. گاهی یک جرقه کافی است که آتشی برپا شود. یکی از موشکهای دشمن ،موشک صیهونیستها است. یکی از موشکهای دشمن که همان ماهواره است ،وارد قلب و زندگی ما شده است. ما احساس مصونیت کاذبی داریم.
همه چیز با دعا حل نمیشود .شما زمینه ی گناه را درخانه فراهم کردهاید و بعد میگویید که برای جوانان دعا کنید. هزینه ی شبکههای ماهوارهای چندین میلیون دلار است. آنها دارو را برای ما تحریم کردهاند، ولی میلیاردها خرج شبکههای ماهواره یا میکنند، آیا آنها دل شان به حال ما میسوزد؟
در شب اربعین قلب مان را به امام حسین(ع) نزدیک کنیم. ما باید نگران دخترها و پسرهای مان باشیم. آنها گارانتی نشدهاند ؟بعضیها میگویند که ما به پسر و دخترمان مطمئن هستیم. آیا آنها از یوسف بالاتر هستند؟ به مقدس اردبیلی گفتند که اگر با زن نامحرمی تنها در اتاقی باشی چکار میکنی؟ فرمود: من به خدا پناه میبرم .
پیام سیدالشهدا در این خطبه معرفی امیرالمومنین بود. امام سجاد(ع) در سفر کوفه همین کار را انجام دادند. امام سجاد(ع) در مجلس یزید خطبهای خواندند و فرمودند :بسم الله الرحمن الرحیم ،ای مردم حساب ما جداست. (هر کس نمیتواند امیرالمومنان باشد حتما باید با علم غیب در ارتباط باشد) خدا چند ویژگی به ما داده است: علم، دانایی، شجاعت، صبر، فصاحت و محبت در دل مومنین. خدا محبت ما را در دل مومنین قرار داد. محمد مختار ،حیدر کرار، جعفر طیار، حمزه سید الشهدا، حسن، حسین و مهدی این امت از ماست. آیا این مقدار کافی است یا بیشتر بگویم؟ در ادامه حضرت ریشه ی خودش را معرفی میکند که پیامبر است و بعد امیرالمومنان را معرفی میکند. هر کجا که پیامبر بوده علی هم بوده است درجنگ بدر، احد، در بیعت شجره، عقبه بوده، در مکه و مدینه.
امام در ادامه روضه ی پدرشان را میخوانند. و میفرمایند: آیا میخواهید بدانید که پدرم را چگونه به شهادت رساندند؟
من پسر حسینی هستم که او را با لب تشنه به شهادت رساندند، من پسر حسینی هستم که سرش را از قفا جدا کردند. من پسر حسینی هستم که مردم شام در شهادت او جشن گرفتند ولی فرشتگان آسمان گریه کردند، من پسر کسی هستم که سرش را چهل منزل هدیه بردند. من پسر حسینی هستم که عبا و عمامه اش را به غارت بردند. پدرم را با قتل صبر به شهادت رساندند. من پسر حسینی هستم که مردم هرچه داشتند به بدن او میزدند. عدهای با شمشیر، عدهای با نیزه ، عدهای با سنگ و چوب . انشاءالله خداوند ما را هم جزو زائرین امام حسین(ع) قرار بدهد.







