درس هایی از نهج البلاغه: امر به معروف و نهی از منکر
|
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمیتوان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد | |
| نویسنده | جواد محدثی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | بنیاد پژوهشهای اسلامی |
| محل انتشارات | خراسان رضوی - مشهد |
| تاریخ نشر | ۹۷/۰۸/۰۶ |
| قطع | رقعی (شومیز) |
| شابک | ۹۷۸–۹۶۴-۹۷۱–۸۸۴-۲ |
| دانلود | [ PDF] |
معرفی مختصر کتاب
دو تکلیف بزرگ بر دوش ما سنگینی میکند:
امر به معروف و نهی از منکر». اینها نیز همچون نماز و روزه و حج و جهاد، واجب الهی اند و وظیفه دینی و رسالت اجتماعی است.
شگفتا... که این دو فریضه مهم، در میان امت تا این حد متروک و مهجور و مظلوم اند.
امر به معروف و نهی از منکر، نه دخالت در زندگی شخصی افراد است، نه سلب آزادی آنان، بلکه تعهد نسبت به سلامت اجتماع و تأمین آزادی و حقوق جامعه است. اگر محدودسازی» است، برای ایجاد مصونیت است و اگر «دخالت» است، برای فرونشاندن شعلههای آتش و ریشه کن کردن فساد است.
نظارت اجتماعی آحاد مردم بر عملکرد یکدیگر و مسئولان و حاکمان، هم «حق» آنان است، هم «وظیفه» آنان، چرا که فرد و جامعه بر یکدیگر اثر میگذارند و بی تفاوتی نسبت به رفتارها و عملکردهای مردم و مسئولان، زمینه ساز فساد میشود و زیان آن به همه میرسد.
قرآن کریم، بارها در آیات مختلف به آن فراخوانده و از آمران به معروف و ناهیان از منکر ستایش کرده و مسلمانان را به سبب انجام این وظیفه، «بهترین امت» دانسته است.
در روایات فراوانی هم درباره اهمیت و جایگاه و آثار و برکات آن سخن گفته شده و از آن به عنوان «آسمی الفرائض» یاد شده است، یعنی والاترین فریضهها و واجبات.
در نهج البلاغه امیر مؤمنان بالا نیز، بارها تأکیدهای مولا بر انجام این فریضه دیده میشود. خود آن حضرت هم چه در دوران زمامداری و خلافت و چه پیش از آن، از پیشتازان این عرصه بودند و قوام شریعت و برپایی دین را در سایه آن میدانستند. در وصیت نامه معروف خویش در بستر شهادت هم بر آن توصیه کردند و پیامدهای ناگوار ترک این واجب را اکه سلطه اشرار بر نیکان است و به یاد آوردند. (ر. ک: آل عمران ۳: ۱۰۴ و ۱۱۰؛ لقمان (۳۱): ۱۷؛ حج (۲۲): ۴۹: اعراف {۷}: ۱۵۷ و آیات دیگر)
درباره این دو فریضه مهم، سؤال بسیار است. معنای معروف و منکر، شرایط وجوب امر و نهی، مراتب و درجات آن، شیوه امر به معروف و نهی از منکر، پیامدهای سستی در انجام این وظیفه عمومی بودن این تکلیف وظیفه حکومت و نظام و تک تک افراد در این مورد، شرایط و اوصاف عاملان به این فریضه، نمونههای موفق و اثرگذار در زندگی پیامبران و ائمه و صالحان و مصلحان و ... از جمله این سؤالها و محورهای بحث به شمار میرود که در کتابهای مربوط، آمده است.
متأسفانه آنچه در جامعه دیده میشود، سهل انگاری و بیتوجهی به این واجب الهی است، البته دلایل آن هم کم و بیش روشن است و مشکلات پیش رو هم از نظر دور نیست. کوتاهی نهادهای مربوط از سویی و بیتوجهی آحاد مردم از سوی دیگر، سبب غربت این فریضه در جامعه شده است. حتی مرحله «تذکر لسانی» هم که بی خطرترین مرحله است و «وظیفه همگانی» است، به همان دلایل، مورد بیتوجهی است؛ ولی به هر حال، بی تفاوتی و بی مسئولیتی در برابر ناهنجاریها و بی بند و باریها و فساد گستریها، نشانه بیحسی و رخوت در عصبهای ایمان و وجدان است. آن که بیحس شود، از نیش هیچ نیشتر و تیغ هیچ جلاد یا جراح، دردش نمیآید و نمیسوزد. این است که افراد بی تعهد و بی جان، مثل هم اند و امام علی ع هم کسانی را که نه در دل، نه به زبان و نه در عمل و اقدام، نسبت به منکرات واکنش منفی ندارند، مردگان زنده نما «میت الأحیاء» (فذلک میت الأحیاء، نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴) مینامد؛ و این است که حیات امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، نشانه زنده بودن انسان هاست و همه نسبت به خوبیها و بدیها و مصالح و مفاسد باید حساس باشند و این نظارت و تعهد و اقدام را، زکات توانایی بشمارند و کوتاهی نکنند.
آنچه در این جزوه میخوانید، بررسی این موضوع، در سخنان امیر مؤمنان در نهج البلاغه است.
امید است که در سایه احیای این دو فریضه در جامعه، قدمی در مقابله با بدیها و نیز نشر و گسترش خوبیها برداریم و رضای الهی را به دست آوریم.
جواد محدثی تابستان ۱۳۹۳







