درس هایی از فروع دین (۵)سیمای امر به معروف و نهی از منکر
نویسنده: نادعلی صالحی
محتویات
مقاله
امر به معروف و نهی از منکر، دو برنامه مهم اسلام و از اقسام فروع دین است. قرآن کریم و پیشوایان معصوم از این فریضه الهی بسیار سخن گفته و مسئولیت ما را روشن ساختهاند. نه تنها دین اسلام، بلکه دیگر ادیان آسمانی نیز بیشترین برنامههای تربیتی خود را از این طریق به اجرا در آوردهاند. بنابر این، امر به معروف و نهی از منکر، عمری به درازای تاریخ دارد. امام باقر(ع) میفرماید: امر بهمعروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه نیکو کاران است [۱].
در زمانهای گذشته، در بسیاری از کشورهای اسلامی، با الهام گرفتن از این دستور اسلام، تشکیلاتی مخصوص مبارزه با فساد و دعوت به انجام مسئولیتهای اجتماعی به نام (اداره حِسبه) [نیروی انتظامی و اداره آگاهی ] وجود داشته که مأموران آن به نام (مُحْتَسب) یا آمرین به معروف خوانده میشدند. این افراد مأمور بودند با همکاری دیگران با هرگونه فساد و ظلم مبارزه کنند و مردم را به کارهای نیک و پسندیده تشویق نمایند.
امروزه در ایران اسلامی، ستاد اجرایی امر به معروف و نهی از منکر، رسماً عهده دار انجام این وظیفه است.
در باره مفهوم و گستره امر به معروف و نهی از منکر، اهمیت، شرایط، شیوهها و پیامدهای مهم آن بحثهایی مطرح است که در این شماره متناسب با سطح معلومات مشترکین مقطع راهنمایی و رعایت اختصار، به گوشههایی از آن میپردازیم.
واژه شناسی
امر; یعنی فرمان، و نهی; یعنی باز داشتن. معروف; یعنی شناخته، خوب، و منکر; یعنی ناپسند، نارو، زشت و ناشناخته.
یکی از لغت شناسان میگوید: (معروف، نامی کلّی است و هر چیزی را که به عنوان اطاعت خدا و نزدیکی به او و یا نیکی به مردم شناخته شود، شامل میشود، و هر چیزی که شارع [خدا و قانون گذار] آن را زشت شمارد و حرام بداند، منکر است. )[۲]
راغب اصفهانی میگوید: (معروف، کاری است که عقل و دین، خوب بودن آن را پذیرفته باشند و منکر کاری است که در نظر عقل و دین، ناپسند و زشت به شمار آید. )[۳]
گستره معروف و منکر
معروف و منکر، محدود به اموری جزیی نیستند و دایره وسیعی دارند; معروف همه کارهای خوب، و منکر همه کارهای بد را شامل میشود.
در فرهنگ دین و نگاه عقل، بسیاری از کارها معروف اند ; مانند: نماز و سایر فروع دین، راست گویی، وفای به عهد، صبر و شکیبایی، دستگیری از مستمندان، عفو، امید، انفاق در راه خد، صله رحم، احترام به پدر و مادر، سلام کردن، اخلاق نیک، ارج نهادن به علم، رعایت حقوق هم نوعان، همسایگان، دوستان، رعایت پوشش اسلامی، پاکیزگی وبهداشت عمومی، میانه روی در هر کار و دهها نمونه دیگر.
در مقابل، بسیاری از کارها نیز منکر شناخته شدهاند; مانند: ترک نماز، روزه خواری، حسدورزی، بخل، دروغ، تکبر، غرور، نفاق و دورویی، تجسس، شایعه پراکنی، سخن چینی، هواپرستی، ناسزا گویی، دعوا کردن، ایجاد ناامنی، تقلید کورکورانه، خوردن مال یتیم، مزاحمتهای تلفنی، خلافهای صوتی و تصویری و اینترنتی، دفاع از ظلم و ظالم، گران فروشی، ربا خواری، رشوه گیری، کم کاری، نادیده گرفتن حق هم کلاسی یا معلم، پایمال کردن حقوق فردی و اجتماعی و غیر آن.
در نگاه اسلام، حتی دعوت به دین حق، تلاش در راه ایجاد حکومت حق برای اجرای عدالت، ایثار جان و مال در راه خدا و مبارزه با متجاوزان، از موارد مهم امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود.
بنابر این، امر به معروف ; یعنی فرمان به هر چه کار خوب، و نهی از منکر; یعنی بازداشتن از هر چه زشتی است.
اهمیت امر به معروف و نهی از منکر
همان طور که یک باغ بزرگ با رعایت شرایط و رسیدگی به نیازهای اساسی مرحله (داشت); از قبیل: آبیاری به موقع، تأمین کود، هرس شاخ و برگهای اضافی، مبارزه با حشرات موذی، گیاهان انگلی، علفهای هرز و دهها آفت دیگر دوام مییابد و ثمر بخش میگردد، اجرا و تداوم برنامههای اسلام و درخشش استعدادهای انسانی و نیز رسیدنبه رشد و کمال، در صورتی ممکن خواهد بود که شرایط مناسب فراهم شده و موانع و آفتهای مختلف فردی و اجتماعی نابود گردد. از این رو خدای دانا و توانا در قالب دو دستور مهم اجتماعی; یعنی امر به معروف و نهی از منکر،به هر مرد و زنی حق نظارت بر همگان را عطا کرده و آنان را موظف میداند با نظارت دقیق بر محیط و مراقبت از اعمال خود و هم نوعان و مبارزه با زشتیها و نادرستی ه، روح و روان و پیکره اجتماع را از گرفتار آمدن به انواع بیماریها و فرو رفتن در هرزگی محفوظ دارند.
در قرآن کریم آمده است: (بعضی از مردان و زنان مؤمن بر بعض دیگر ولایت دارند، امر به معروف میکنند و از زشتی باز میدارند. )[۴]
حضرت علی(ع) در مقایسه این دو واجب الهی با سایر برنامههای اسلام میفرماید: (همه کارهای نیک و جهاد در راه خد، در برابر امر به معروف و نهی از منکر، چون دمیدنی است به دریای پهناور و پر موج. )[۵]
پیامبر گرامی اسلام (ص) در تمثیلی زیب، پیکره اجتماع را به کشتی تشبیه کرده و میفرماید: (اگر یکی از افرادِ سوار بر کشتی ادعا کند که من در کشتی حق دارم، لذا میتوانم آن را سوراخ کنم و مسافران دیگر او را از این کار باز ندارند، موجب هلاکت همگان خواهد شد، زیرا غرق شدن کشتی، هلاکت همگان را در پی دارد و اگر دیگران بی تفاوت نباشند و او را از این عمل باز دارند، هم خود و هم او را نجات خواهند داد. )[۶]
نکته قابل ذکر این که اسلام امر به معروف و نهی از منکر را تنها در مورد انسانها مطرح نمیکند، بلکه در مورد حیوانات نیز آن را مهم میشمارد. امام صادق(ع) نقل میکند: (در میان بنی اسرائیل پیر مردی عابد در حالی که بهنماز ایستاده بود، چشمانش به دو پسر بچّه افتاد که پرهای خروسی را میکندند. عابد بی آن که آنان را از این کار باز دارد، به عبادت خود ادامه داد. در آن حال خداوند به زمین دستور داد که بندهام را در خود فرو بر. )[۷]
در اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است:
(در جمهوری اسلامی ایران، دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفهای است همگانی و متفاوت، بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون تعیین میکند. )
حضرت علی(ع) میفرماید: (خداوند به حضرت شعیب پیام داد که من از بین قوم تو یکصد هزار نفر را به هلاکت میرسانم، چهل هزار نفر از تبهکاران و شصت هزار نفر از خوبان آنها; شعیب گفت: خدایا! آن چهل هزار نفر که تبهکارند، اما چرا خوبان را به هلاکت میرسانی؟ فرمود: برای این که آنان در مقابل گناه کاران بی تفاوت بودند و آن جا که من خشمگین میشدم خشمگین نشدند; یعنی گناهان را دیدند، لکن نهی از منکر نکردند.)[۸]
شرایط امر به معروف و نهی از منکر
اسلام شناسان و مراجع معظم تقلید، شرایطی را برای امر به معروف و نهی از منکر بیان کردهاند که در این جا هر یک از آن شرایط را با توضیح مختصری بیان میکنیم.
شناخت معروف و منکر[۹]
مهمترین شرایط انجام درست امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروفها و منکرها و شرایط و شیوههای آن است. اگر کسی معروف و منکر را نشناسد، نمیتواند دیگران را به انجام کاری دعوت و یا از آن باز دارد. از قدیم گفتهاند: خفته را خفته کی کند بیدار!
ییک پزشک معالج زمانی میتواند به درمان بیمار بپردازد که درد را بشناسد و به نوع و ریشههای آن آگاه باشد. استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در باره لزوم شناخت معروف و منکر میفرماید: آیا (من و شما میفهمیم که امربه معروف و نهی از منکر چیست و چگونه باید انجام شود؟ تا حالا که امر به معروف و نهی از منکرهای ما در اطراف دگمه لباس و بند کفش مردم بوده است [در باره] موی سر و دوخت لباس مردم بوده است! …منکر چه میشناسیم که چیست! ما گاهی معروفها را به جای منکر میگیریم و منکرها را به جای معروف… چه منکرها که بهنام امر به معروف و نهی از منکر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت میخواهد… دانایی، روان شناسی و جامعه شناسی میخواهد تا انسان بفهمد که چگونه امر به معروف و نهی از منکر کند; یعنی راه معروف را تشخیص دهد، ببیند معروف کجاست، منکر را تشخیص بدهد، ریشه منکر را به دست بیاورد، [ بداند] از کجا منکر سرچشمه میگیرد. از این رو ائمه ما فرمودهاند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، چرا؟… چون جاهل هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر میکند میخواهد بهتر کند بدتر میکند و چقدر در این زمینه مثالها زیاد است.)[۱۰]
البته این که ائمه فرمودهاند: جاهل بهتر است امر به معروف و نهی از منکر نکند، برای آگاهی دادن به خسارتهای ناشی از برخوردهای جاهلانه است، نه این که تکلیف امر به معروف و نهی از منکر از جاهل ساقط است. علم و شناخت در موضوع مورد نظر، مانند طهارت برای نماز است که شرط آن به شمار میرود و باید آن شرط را به دست آورد.
نتیجه آن که، هر یک از ما مسلمانان وظیفه داریم در راستای تبلیغ احکام نورانی اسلام و جلوگیری از منکرات و کژروی ه، اول، بدانیم چه چیزهایی معروف و چه چیزهایی منکرند و ثانی، شیوههای مناسب را برای باز گرداندن خطا کاران از بی راههها باز شناسیم تا از آفات اقدامات جاهلانه در امان بمانیم.
احتمال تأثیر
دومین شرط از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، احتمال تأثیر است. همان طور که قبلاً گفتیم، امر به معروف و نهی از منکر کاری بیهوده و بی هدف نیست، برنامهای است حساب شده با مقررات خاص و شرایط ویژه. اهمیت این وظیفه همگانی به حدی است که خداوند بزرگ اجرای آن را حتی در صورت گمان قوی به تأثیر نداشتن امر به معروف و نهی از منکر، واجب میداند. از این رو مراجع بزرگ تقلید فرمودهاند: (حتی اگر احتمال زیاد دهیم که امر به معروف و نهی از منکر در جایی اثر ندارد، وجوب آن ساقط نمیشود; پس اگر گمان کنیم که اجرای آن تأثیر گذار است، واجب است به آن عمل کنیم. )[۱۱]
حتی برخی از کارشناسان علوم اسلامی معتقدند که به بهانه تأثیر نداشتن امر به معروف و نهی از منکر نمیتوان دست روی دست گذاشت و این فریضه را رها کرد، بلکه هر فردی باید در پی تأثیر امر به معروف و نهی از منکر باشد و هر جا با شکست مواجه شد، آن را ریشه یابی کند و علل آن را بشناسد و بر طرف نماید. [۱۲]
در باره شرط (احتمال تأثیر) توجه به این نکته ضروری است که گاهی ممکن است تکرار یک سخن و ادامه امر و نهی، در کسی اثر داشته باشد یا باعث دست برداشتن خطا کار از عمل زشتش در آینده باشد. همچنین ممکن است امر و نهی باعث شود خطا کار عمل زشت خود را دیرتر انجام دهد، یا احتمال دهیم مقداری از گناهش بکاهد، یا گناه بزرگ را به گناه کوچک تبدیل کند، در همه این موارد انجام امر به معروف و نهی از منکر واجب است.
ضرر و زیان نداشتن
شرط دیگر امر به معروف و نهی از منکر، ضرر و زیان نداشتن است. این فریضه الهی، پیامدهای مهم و ارزشمندی دارد، بنابر این اگر به شکل صحیح و خوب اجرا نشود و یا زیان بار باشد، نمیتواند یک امر خدایی به شمار آید، چرا که با هدف آن سازگار نیست; ممکن است کسی را بخواهیم امر به معروف یا نهی از منکر کنیم، اما از یک کار زشت یا ناپسند کمک بگیریم; مثلاً او را بترسانیم یا ناسزا بگوییم. قطعاً این گونه امر به معروف و نهی از منکر، درست نیست، زیرا نه تنها با این کار، فردی را ارشاد نکردهایم، بلکه ممکن است او را به دین بدبین کنیم.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) با اشاره به این که وجوب امر به معروف و نهی از منکر تا جایی است که مفسده و فتنهای نداشته باشد، مینویسد:
(ممکن است من گاهی امر به معروف و نهی از منکر بکنم، بخواهم خدمتی به اسلام بکنم، ولی همین امر به معروف و نهی از منکر من… مفسدهای برای اسلام به وجود آورد که آن مفسده از این خدمتی که من از این راه به اسلام میکنم، بیشتر است. بسیارند افرادی که نهی از منکر میکنند، ولی نه تنها نتیجهای نمیگیرند; بلکه با نهی از منکرشان آن کسی را که نهی از منکر میکنند، به کلی از دین بری [و بیزار] میکنند. )[۱۳]
البته باید توجه داشت که منظور از ضرر و زیان نداشتن، ضرر و زیان شخصی نیست که بگوییم این فریضه به شرطی واجب است که خطر و خسارتی برای جان و مال و آبروی امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر نداشته باشد. هر چند که ضرر و زیان شخصی هم در آن حایز اهمیت و قابل بررسی است.
امام خمینی(ره) ضمن اشاره به این که هرگونه ضرر جسمی موجب سقوط این تکلیف نیست، [۱۴] میفرماید: باید دید در قبال این امر و نهی چه به دست میآید و چه از دست میرود… در صورتی که حفظ شعائر دین و از بین بردن گمراهی، نیازمند خون باشد، نه تنها از اموال گذشتن که جانبازی نیز در چنین شرایطی واجب است [۱۵].
شهید مطهری(ره) نیز با تأکید بر این نکته میفرماید:
(ببین در چه موضوعی میخواهی امر به معروف و نهی از منکر کنی؟ یک وقت موضوع کوچکی است; مثلاً کسی کوچه را کثیف میکند، پوست خربزه را میاندازد در کوچه که نباید بیندازد، شما این جا باید نهی از منکر کنید… حالا اگر شما برای نهی از منکر کردن در چنین مسئلهای به خاطر پوست خربزه در کوچه انداختن بدانید یک فحش ناموسی به شما میدهد، در این صورت این کار آن قدر ارزش ندارد که شما یک فحش ناموسی بشنوید. یک وقت هم هست …میبینید قرآن به خطر افتاده است… وضعیت در سرحدّ به خطر افتادن قرآن و اصول قرآنی است، در سرحد به خطر افتادن عدالت است، آیا در این جا میگویی امر به معروف نکن، حرف نزن، نهی از منکر نکن، که اگر این را بگویم جانم در خطر است، آبرویم در خطر است؟!)[۱۶]
این که در قرآن و حدیث، این همه از ارزش و پاداش استقامت و جانبازی در راه خدا و امر به معروف و نهی از منکر سخن به میان آمده، خود تأییدی است بر این که در راه اجرای این وظیفه الهی در موارد بسیار مهم و حیاتی، باید بهاستقبال خطر و سختیها رفت.
ادامه گناه
همان طور که برخی از بیماری ه، سطحی و زود گذرند و بعضی هم به دلیل قوی بودن بیمار در برابر میکروب ه، بدون نیاز به مصرف دارو، خود به خود از بین میروند، در بین خطاکاران نیز چنین افرادی هستند که ممکن است به دلیل ضعف ایمان و یا بر اثر اتفاق و غفلت، خطایی را مرتکب شوند; ولی بلافاصله وجدانشان آنها را سرزنش کند، یا از هدایتهای الهی بهره مند گردند و دست از کجروی بردارند.
بدیهی است که این قبیل افراد نیازی به امر و نهی ندارند و چه بسا اجرای امر به معروف و نهی از منکر در مورد آنان،به نوعی عیب جویی، آبروریزی و نمک بر زخم پاشیدن باشد که خود گناه بزرگی است.
بنابر این، عمل به این مسئولیت اجتماعی زمانی واجب است که شخص بر انجام گناه اصرار بورزد و خود در صدد اصلاح و بازگشت به راه راست بر نیاید.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
همان طور که یک پزشک برای درمان بیماران مختلف از یک نسخه استفاده نمیکند و متناسب با نوع بیماری و وضعیت روحی و جسمی هر بیمار، نسخهای را تنظیم میکند و برای درمان برخی افراد که به بیماری شدید و سختی گرفتارند، آخرین راه را عمل جراحی میداند، در اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیز از برنامهها و راههای گوناگون استفاده میشود.
اسلام شناسان برای مبارزه با زشتی ه، سه مرحله را یادآور شدهاند:
۱ ـ انکار قلبی; ۲ ـ اقدام زبانی; ۳ ـ اقدام عملی.
استاد مطهری(ره) در توضیح هر یک از مراتب فوق توضیحاتی دارد که با هم مرور میکنیم:
الف) انکار قلبی
فقها و دانشمندان گفتهاند: (اولین درجه و مرتبه نهی از منکر، هَجر و اعراض است; یعنی وقتی شما فرد یا افرادی را میبینید که مرتکب کارهای زشتی میشوند، برای این که او را از کار زشتش باز دارید، از او اعراض میکنید; یعنی با او قطع رابطه میکنید; به عنوان مثال شخصی رفیق و دوست شماست، با یکدیگر صمیمی و محشور و معاشر هستید، روابطتان با یکدیگر دوستانه است، رفت و آمد دارید، با هم گرم میگیرید، مسافرت میروید، اما یک وقت اطلاع پیدا میکنید که همین رفیق و دوست صمیمی شما دچار فلان عمل زشت شده است، یکی از درجات و مراتب امر به معروف و نهی از منکر و در واقع یکی از اقسام تنبیه که باید در مواردی اجرا شود این است که شما بهاو سردی نشان دهید، بی اعتنایی کنید و آن صمیمیتی را که سابقاً به او نشان میدادید بعد از این نشان ندهید; این خود، نوعی تنبیه است. )[۱۷] امیر مؤمنان علی(ع) میفرماید: (پیامبر خدا به ما دستور داد تا در مقابل گناه کاران با چهرههای در هم کشیده و اخمو روبرو شویم. )[۱۸]
ب) اقدام زبانی
شهید مطهری(ره) میفرماید: (درجه دومی که ذکر کردهاند، مرحله زبان است; یعنی گاهی شخصی که عمل زشتی را مرتکب میشود، به دلیل جهالت و نادانی اوست، تحت تأثیر یک سلسله تبلیغات قرار گرفته است، احتیاجبه مربی دارد، احتیاج به هادی و راهنما و معلم دارد تا آگاه شود و باز گردد. این مرحله نیز، یک درجه از نهی از منکر است; به این معنا که با زبانمان او را به ترک آن عمل قانع کنیم. )[۱۹]
ج) اقدام عملی
استاد مطهری(ره) میفرماید: (مرحله سوم، مرحله عمل است. گاهی شخص خطاکار به گونهای است که نه اِعراض و هجران (قطع رابطه) ما بر او تأثیر میگذارد و نه میتوانیم با منطق و بیان و تشریح مطلب، او را از منکر باز داریم; بلکه باید وارد عمل شویم. معنای وارد عمل شدن، تنها زور گفتن و کتک زدن و مجروح کردن نیست;[۲۰]این کارها در آخرین مرحله انجام میشود. حضرت علی(ع) میفرماید: (آخر الدواء الکی;[۲۱]داغ کردن و به جنگ و ستیز متوسل شدن، آخرین مرحله درمان است. )
هر کار خوبی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم برای اصلاح رفتار خطا کار و ریشه کنی فساد انجام میپذیرد; مانندبه خود پرداختن، خود را الگوی او قرار دادن، نشان دادن نمونههای خوب از معروفها و یا اقدامات جدّی مانند آنچه برای خارج ساختن دملهای چرکین از بدن صورت میگیرد، در ردیف اقدامات عملی قرار دارد.
نکته: در اجرای امر به معروف و نهی از منکر باید مراحل آن دقیقاً رعایت شود، بنابر این در جایی که بهره گیری از مرتبه اول (انکار قلبی) ما را به هدف برساند و طرف مقابل را از کار زشت باز دارد، نوبت به مراتب بعد و استفاده از زبان و زور نمیرسد. همچنین ممکن است هر یک از مراتب سه گانه، خود مراتب و مراحلی داشته باشند; مانند انکار قلبی که میتوان آن را از راههای مختلفی همچون: چشم بر هم گذاشتن، چهره در هم کشیدن، برگرداندن صورت، پشت کردن، قهر کردن و ترک دوستی انجام داد.
امام خمینی(ره) در مورد استفاده از مرتبه سوم (اقدام عملی) میفرماید: (در این صورت باید این قبیل اقدامات با اجازه امام معصوم (ع) یا جانشین او; یعنی فقیه جامع الشرایط، انجام گیرد ).[۲۲]این نکته مهمی است که باید به آن توجه داشت.
آداب و شیوهها در امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر به طور مستقیم با دین و دنیا و آبروی افراد در ارتباط است و لذا از حساسیت ویژهای برخوردار میباشد. همان گونه که رها کردن این واجب الهی، هلاکت بار و خطر آفرین است، اجرای آن نیز بدون رعایت حدود و توجه به شرایط و مراتب و روحیات و ظرفیت افراد، زیان بار خواهد بود.
در قرآن کریم و سیره عملی بزرگان دین و سخنان آنان، نکات بسیار مهم و ارزش مندی وجود دارد که میتوان از آنها برای انتخاب روشهای صحیح امر به معروف و نهی از منکر مدد گرفت. در این قسمت به برخی از این نکات اشاره میکنیم.
۱ ـ توجه به ظرفیتها
یکی از شیعیان میگوید: در حضور امام صادق (ع) در باره عدهای سخن به میان آمد. من به امام عرض کردم: ما از آنان بیزاریم، زیرا آنان به آنچه ما قائلیم، قائل نیستند. امام فرمود: با این که آنان دوستدار ما هستند اما به آنچه شما قائل هستید، قائل نیستند، شما از آنان بیزارید؟! گفتم: آری. امام فرمود: اگر چنین است ما نیز از مزایایی برخورداریم که شما از آنها بی بهرهاید، در این صورت آیا ما هم باید از شما بیزاری بجوییم!؟ با آنها دوستی کنید و از آنها بیزاری مجویید، زیرا بعضی از مسلمانان از اسلام یک سهم و بعضی دو سهم… و بعضی هفت سهم دارند… سزاوار نیست بر دوش آن که از اسلام یک سهم دارد به اندازه آن که دو سهم دارد، بار بگذاریم… . [۲۳]
از این داستان، دو نکته مهم به دست میآید:
۱ ـ ما نمیتوانیم فردی را به دلیل پایین بودن درجه ایمانش در انزوا قرار دهیم و با او معاشرت نکنیم.
۲ ـ از هر کسی باید متناسب با درجه ایمانش انتظار داشته باشیم و بیشتر از آن بر او تحمیل نکنیم.
علاوه بر ایمان، توجه به روحیات، قدرت تحمل و میزان شوق و ذوق و حوصله افراد، در دعوت به خوبیها و یا دور کردن از زشتیها مهم است. ممکن است افراد سالخورده قدرت تحمل یک یا دو ساعت سخنرانی یا پند و اندرز را داشته باشند، اما نوجوانان چنین تحملی را ندارند. در روایتی آمده است: مردی به پیامبر اکرم(ص) عرض کرد: ای رسول خدا! امام جماعت ما آن قدر نماز را طول میدهد که به سختی میتوانم نماز را بخوانم. پیامبر(ص) آن روز با حالتی عصبانی در موعظهای فرمود: ای مردم! شم، دیگر مردمان را فراری میدهید. هر کس با مردم نماز میخواند باید نماز را مختصر برگزار کند که در میان آنان مریض و ناتوان و کسی هست که به دنبال کاری است. [۲۴]
۲ ـ بهره گیری از روشهای غیر مستقیم
بعضی افراد تحمل شنیدن اندرزها و یا انتقادهای مستقیم را ندارند، از این رو باید برای اصلاح رفتار آنان از روش غیر مستقیم استفاده کرد.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در این باره میفرماید: (برای روش غیر مستقیم، حدیث معروفی را برای شما ذکر میکنم، ببینید این روش چقدر مؤثر است. امام حسن و امام حسین^ در حالی که هر دو طفل بودند، به پیر مردی که در حال وضو گرفتن بود، برخورد میکنند، متوجه میشوند که وضوی او باطل است. این دو آقازاده که به رسم اسلام و رسوم روان شناسی آگاه بودند، فوراً متوجه شدند که از یک طرف باید پیرمرد را آگاه کنند که وضویش باطل است و از طرف دیگر اگر مستقیماً به او بگویند آقا وضوی تو باطل است، شخصیتش جریحه دار میشود، ناراحت میشود، اولین عکس العملی که نشان میدهد این است که میگوید: نخیر، همین طور درست است، هر چه بگویی گوش نمیکند، بنابر این جلو رفتند و گفتند: ما هر دو میخواهیم در حضور شما وضو بگیریم، ببینید کدام یک از مابهتر وضو میگیریم… .
امام حسن(ع) یک وضوی کامل در حضور او گرفت، بعد هم امام حسین(ع). تازه پیر مرد متوجه شد که وضوی خودش نادرست بوده. بعد گفت: وضوی هر دوی شما درست است، وضوی من خراب بود. این طور از طرف اعتراف میگیرند. حالا اگر در این جا فوراً [ و به طور مستقیم ] میگفتند: پیرمرد! خجالت نمیکشی با این ریش سفیدت هنوز وضو گرفتن را بلد نیستی؟! مرده شور ترکیبت را ببرد، او از نماز خواندن هم بیزار میشد. )[۲۵]
ایشان در چگونگی بهره گیری از این روش میفرماید: (اگر میخواهید به شکل غیر مستقیم امر به معروف بکنید، یکی از راههای آن این است که خودتان صالح و با تقوا باشید، خودتان اهل عمل و تقوا باشید. )[۲۶]
(این یک غفلت عظیم و اشتباه بزرگی است امروز در اجتماع ما که برای گفتن و نوشتن و خطابه و مقاله و خلاصه برای زبان و مظاهر زبان، بیش از اندازه انتظار داریم… و میخواهیم تنها با زبان و گوش همه کارها را انجام دهیم و انجام نمیشود، ناراحت میشویم و ناله و فغان میکنیم و میگوییم:
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است;
این شعر برای ما در همه زمانها صادق بوده و هست. فکر نمیکنیم که ما اشتباه میکنیم، ما بیش از اندازه از این گوش و زبان بیچاره انتظار داریم… ما با دست خود و عمل خود خوب رفتار کنیم تا آنها با چشم خودشان ببینند، یک مقداری هم به این گوش و زبان بیچاره استراحت بدهیم. )[۲۷]سعدی میگوید:
تـرک دنیـا به مردم آمـوزنـد
خویشتن سیم و غله اندوزند
عالم آن کس بود کـه بد نکند
نه بگوید به خلق و خود نکند
البته بهره گیری از روش غیر مستقیم شکل دیگری نیز دارد و آن این که با بهره گیری از امکانات و ابزار فرهنگی جدید، از جمله نرم افزارهای آموزشی برای همه گروههای سنی، به فرهنگ سازی بپردازیم و جامعه را به سوی افکار و اخلاق پسندیده سوق دهیم که باید در جای خود از آن بحث کرد.
۳ ـ ریشه یابی و درمان
هر خطا و اشتباهی که از دیگران سر میزند، ریشه و عاملی دارد; به عنوان مثال گاهی عامل گناه، ریشه روانی دارد; مانند کمبود محبت، و گاهی عامل گناه، به مسائل اجتماعی برمی گردد; مانند: بیکاری. در این صورت، مبارزه اساسی با انحرافات ناشی از این گونه عوامل، در گرو مبارزه با ریشه هاست; یعنی تأمین محبت و نیاز عاطفی برای عامل روانی، یا ایجاد اشتغال برای عامل اجتماعی.
یکی از اصحاب پیامبر(ص) میگوید: (ما و پیامبر اکرم (ص) در مسجد بودیم که یک اعرابی (فرد ناآشنا به دستورات دین) داخل مسجد شد و مشغول ادرار گردید. اصحاب پیامبر(ص) بر آشفتند و او را از این کار منع کردند. پیامبر(ص) فرمود: با او کاری نداشته باشید. آنان او را رها کردند. آن گاه پیامبر(ص) او را نزد خود خواند و فرمود: مساجد نه محل ادرار است و نه محل کثافات دیگر; بلکه جایگاه ذکر خداوند بزرگ و نماز و قرائت قرآن است. )[۲۸]
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) به نقل از روزنامهای مینویسد:
(در چندین سال پیش، در یکی از شهرهای کوچک، واقع در ایالت فیلادلفی( آمریکا) زنها مبتلا به قمار بازی شده بودند. ابتدا کشیشها و روزنامه نویسها و خطبا و فصحا تا میتوانستند راجع به بدی قمار خصوصاً برای زنها گفتند و نوشتند، ولی مثل همین حرفهای خودمانی مانند گردو روی گنبد، سُر خورد و پایین افتاد و به جایی نرسید. تا آن که شهردار محل به فکر افتاد یکی دو تا باشگاه و نمایشگاه هنری زنانه دایر کند و سرگرمیهای مناسب در آن جا فراهم نماید; از قبیل نمایش بچههای چاق و تندرست و جایزه دادن به مادران کاردان و از قبیل کارهای دستی و غیره که هر کدام برنامه و ترتیب خاصی داشت و مردم را سر ذوق میآورد، دو سه سالی از این جریان گذشت که زنهای آن شهر به کلی قمار را فراموش کردند. )[۲۹]
۴ ـ بهره گیری از فرصت
ممکن است برخی افراد به راحتی زیر بار حرف حق نروند و به اصلاح رفتار خود نپردازند. برخورد مناسب با چنین افرادی، بهره گیری از فرصتهای طلایی است.
قرآن مجید داستان باغ پر میوه و زیبایی را نقل میکند که در اختیار پیرمرد مؤمنی بود. او به قدر نیاز از آن برمی گرفت و بقیه را به نیازمندان میداد. هنگامی که چشم از دنیا پوشید، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول این باغ سزاوارتریم و مستمندان را محروم ساختند. در بین آنها برادر مؤمنی بود که برادران دیگر را از بخل ورزیدن و چنین کار زشتی باز میداشت، اما کسی به حرفش گوش نمیداد.
پس از این تصمیم، شب هنگام که همه آنها در خواب بودند، بلایی فراگیر از ناحیه پروردگار بر باغ فرود آمد و آتش سوزان، آن باغ خرم و سرسبز را به مشتی خاکستر تبدیل کرد. صبحگاهان به یکدیگر گفتند: اگر میخواهید میوه بچینید، به سوی باغ حرکت کنید، مبادا کسی سخنشان را بشنود و از تصمیمشان با خبر شود.
هنگامی که به باغ رسیدند، چنان وضعی بود که گفتند: این باغ ما نیست، ما راه را گم کردهایم. در این میان آن برادر مؤمن با قدی سرفراز و زبانی گشوده و منطقی قوی، آنان را زیر رگبار ملامت قرار داده و گفت: آیا به شما نگفتم خدا را به عظمت یاد کنید و از مخالفت او بپرهیزید، شکر نعمت او را به جا آورید و نیازمندان را از اموال خود بهره مند سازید.[۳۰]
۵ ـ اقدام همگانی
کار فردی در امر به معروف و نهی از منکر، چندان مفید نیست. همان طور که اگر آب تصفیه شده و پاک را بار دیگر در جویباران رها کنیم، آلوده میشود، محیط اجتماع نیز اگر نورانی نباشد و در برابر آلودگیها عکس العمل نشان ندهد و یا افراد آلوده و فاسد مورد تشویق قرار گیرند، مبارزه با بی بند و باریها بسیار مشکل خواهد بود.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) میفرماید:
باید به این نکته توجه کنیم که عمل فردی، چندان مفید نیست، آن هم در دنیای فعلی. مشکلی که امروزه در زندگی اجتماعی ما هست این است که افراد اهل عمل توجهی به عمل اجتماعی ندارند و به اصطلاح، (تک رو) هستند; در حالی که از عمل فردی کاری ساخته نیست، از فکر فردی کاری ساخته نیست، از تصمیم فردی کاری ساخته نیست، همکاری و همفکری و مشارکت لازم است. [۳۱]
۶ ـ برخورد دور از تبعیض
نکته مهمی که باید در اجرای امر به معروف و نهی از منکر مورد توجه قرار گیرد، برخورد عادلانه و به دور از تبعیض، با فسادها و خلاف کاری هاست. در عرصه مبارزه با متخلّف، زد و بنده، ملاحظات سیاسی، قومی و منطقهای، این که فلانی دوست من است یا فلانی وابسته به فلان شخصیت است و نباید با او برخورد کرد و نظایر آن، عامل بی اعتمادی، جری شدن خلاف کاران و در نتیجه دور شدن از هدفهای عالی امر به معروف و نهی از منکر است.
۷ ـ نرم خویی و مهرورزی امر به معروف و نهی از منکر، موضوعی بسیار حساس است و باید با مهر و عطوفت و انتخاب بهترین روشهای اخلاقی همراه گردد. خدای بزرگ به حضرت موسی(ع) و هارون میگوید: (نزد فرعون [که ادعای خدایی کرده است ] بروید و با او به نرمی سخن گویید، شاید پند گیرد یا بترسد. )[۳۲]
همچنین خطاب به پیامبر اکرم(ص) میفرماید: (ای پیامبر به خاطر برخورداری از رحمت خداوند، در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند. )[۳۳]
داد و فریاد راه انداختن، بد زبانی کردن، کتک زدن و تند خویی نمودن در برابر گناه کار با چنین وظیفهای که از روی عشق به انسانیت و زندگی انجام میگیرد، سازگار نیست و جز نفرت و عکس العمل شدید طرف مقابل نتیجهای نخواهد داشت.
۸ ـ امر به معروف و نهی از منکر با رعایت حقوق
هر چند امر به معروف و نهی از منکر بسیار مهم است، اما نباید در مراحل مختلف آن، حقوق مسلمانان را نادیده گرفت و شخصیت و آبرویشان را مخدوش ساخت و لذا اجازه تجسّس و پرده دری و پی جویی گناهان پنهان که در خلوت انجام میشود، به بهانه امر به معروف و نهی از منکر به کسی داده نشده است.
در تاریخ آوردهاند: شبی از شبها خلیفه دوم مشغول گشت زنی در کوچهها و گذرها بود، به خانهای رسید که صدای آواز از آن شنیده میشد. چون در بسته بود، خود را از دیوار بالا کشید و وارد خانه شد. گفت: ای دشمن خدا! پنداشتی خداوند چنین گناهی را بر تو میپوشاند؟ آن مرد گفت: تند مرو، اگر من گناهی کردهام، تو مرتکب سه گناه شدهای! پرسید: کدام گناه؟
گفت: اول آن که، خداوند متعال میفرماید: (تجسس نکنید)[۳۴]و تو کردهای; دوم آن که، خداوند میفرماید: (از درها وارد خانهها شوید)[۳۵]و تو از پشت بام وارد شدهای ; سوم آن که، میفرماید: (ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خانههایی جز خانه خود وارد نشوید، مگر این که آشنایی دهید و اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام کنید)[۳۶]و تو بی اجازه و بی سلام وارد خانه دیگران شدهای. [۳۷]
خلیفه گفت: اگر از تو بگذرم، راه خیری هست؟ گفت: آری. سپس خلیفه او را بخشید و از خانه خارج شد و او را بهحال خود رها کرد.
البته در این جا باید یاد آور شویم کارهای خلافی که باندهای خلاف کار در مخفی گاهها و لانههای فساد برای انحراف جوانان و به دام انداختن افراد ساده و ضعیف و مبارزه با حکومت حق انجام میدهند، جرمی است اجتماعی و نه شخصی; از این رو حق برخورد قانونی با رعایت مقررات برای دستگاههای قضایی محفوظ است.
در اجرای هر چه بهتر امر به معروف و نهی از منکر، نکات مهم دیگری وجود دارد; مانند:
بازگو کردن خوبیهای افراد در هنگام نهی از منکر یا تشویق عاملان به معروف، مخفیانه بودن امر و نهی، بهره گیری از روش سکوت و نادیده گرفتن لغزشها در بعضی اوقات، خودداری از نهی از منکر به هنگام خشم و … که برای پرهیز از طولانی شدن بحث، به همین مقدار بسنده میکنیم.
آثار امر به معروف و نهی از منکر
عزّت و سربلندی
جامعهای که خود را نسبت به تغییر و تحولات درونی مسئول دانسته و در مقابل ضعفها و کاستیها از خود عکس العمل نشان میدهد و برای آن چاره جویی میکند، جامعهای زنده و پر تحرک خواهد بود. چنین جامعهای برای انجام کارهای فرهنگی و از بین بردن جهل و نادانی و یا آفت زدایی و خشکاندن گندابهای فساد، مردانه به میدان میآید و از دل و جان از ارزشهای خود پاسداری میکند و بدین وسیله، خود را عزیز و سربلند نگاه میدارد. اجرای امر به معروف و نهی از منکر نیز در همین راستا بررسی میشود; به عبارت دیگر در جامعهای که این فریضه الهی اجرا میشود، ضمن تقویت و نفوذناپذیر کردن بنیه دفاعی جامعه، افراد آن را نیز از گزند دشمن محفوظ و همواره عزیز و سربلند میدارد.
قرآن کریم میفرماید: (شما به این دلیل با ارزشترین امتها هستید که امر به معروف و نهی از منکر میکنید. )[۳۸]
پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرماید: (باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، در غیر این صورت بَدان بر شما مسلط میشوند و آن گاه خوبانتان دعا میکنند (و خواستههای خود را مطرح میکنند)، اما جوابی داده نمیشود. )[۳۹]
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در توضیح معنای سخن پیامبر(ص) میفرماید: معنای حدیث (این نیست که خدا را میخوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمیکند، معنایش این است: وقتی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، آن قدر پست میشوند، آن قدر رعبشان، مهابتشان (شوکت و عظمتشان)، عزتشان و کرامتشان از بین میرود که وقتی به درگاه همان ظلمه [ستم کاران ] میروند، هر چه ندا میکنند، به آنها اعتنا نمیشود [ یعنی حضرت میفرماید] اگر میخواهید عزت داشته باشید و دیگران روی شما حساب کنند، امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشید، اولین خاصیّت آن ضعف شماست، پستی و ذلت شماست، دشمن هم روی شما حساب نمیکند.)[۴۰]
استواری پایههای دین
امام باقر(ع) در حدیثی به مهمترین آثار امر به معروف و نهی از منکر اشاره کرده و میفرمایند: (امر به معروف و نهی از منکر، راه پیامبران و شیوه صالحان است. واجب بزرگی است که با آن، فریضههای دیگر برپا میشود و راهها امن و کسب و کارها حلال میگردد. آنچه به ستم ستانده شده، به صاحبان آن بازگردانده میشود. زمینها آباد، از دشمنان انتقام گرفته و امور پا بر جا میشود). [۴۱]به فرموده آن حضرت، پایه و استوانه نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زکات و سایر دستورات دین، امر به معروف و نهی از منکر است.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در این باره میفرماید: (امر به معروف و نهی از منکر، یگانه اصلی است که ضامن بقای اسلام است… اصلاً اگر این اصل نباشد، اسلامی نیست… آیا یک کارخانه بدون بازرسی و رسیدگی دائمی مهندسین متخصص که ببینند چه وضعی دارد، قابل بقاست؟ اصلاً آیا ممکن است یک سازمان همین طور به حال خود باشد، هیچ در باره اش فکر نکنیم و در عین حال به کار خود ادامه دهد؟ ابداً. جامعه هم، چنین است. )[۴۲]
امام حسین(ع) نیز در کلامی زیبا به همین نکته اشاره میکند و میفرماید: (اگر امر به معروف و نهی از منکر اجرا گردد، همه واجبات، چه آسان و چه سخت، پا بر جا خواهد بود. )[۴۳]
بی توجهی به این مسئولیت اجتماعی، باعث رنگ باختن معنویات و چیرگی هواهای نفسانی در فرد و جامعه میشود و در نتیجه، زمینه برای حاکمیت هواپرستان و ستمگران فراهم خواهد شد. در این هنگام است که به فرموده امام حسین (ع) باید فاتحه اسلام را خواند: (فعلی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید; با اسلام باید خداحافظی کرد هنگامی که کسی مثل یزید، زمامدار مردم گردد. )[۴۴]
امنیت
امنیت، یکی از نیازهای اساسی افراد و اجتماعات است که از راه امر به معروف و نهی از منکر تأمین میشود.
رونق کسب و کار و تجارت و سامان یابی امور مختلفِ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در هر جامعهای، به امنیت ارتباط دارد. اگر محیط خانه، مدرسه، دانشگاه، کارخانه، بازار، شهر و جاده ایمن نباشد و اموال و نوامیس مردم هر لحظه از سوی دزدان، زیاده خواهان و اراذل و اوباش تهدید شود، ترس و اضطراب و آشفتگی بر همگان سایه خواهد انداخت و آرامش و آسایش عمومی از بین خواهد رفت و جرأت هر کاری از مردم گرفته خواهد شد.
اجرای مقررات دینی و قوانین اجتماعی و نظارت دائمی دستگاههای مربوط; مانند نیروهای انتظامی و نیز مراقبتهای عمومی صالحان و نیکان، از زیاده خواهیها و تجاوز فرصت طلبان و سوء استفاده کنندگان جلوگیری خواهد کرد و امنیت و آرامش عمومی را به ارمغان خواهد آورد. امام باقر(ع) میفرماید (…و تأمن السبل;[۴۵]اجرای امر به معروف و نهی از منکر، راهها را امن خواهد کرد. )
کسب حلال
بعضی افراد برای پیدا کردن پول به هر کاری متوسل میشوند. اینان به علت ناآگاهی و یا تربیت نادرست، به دنبال کسب حلال نیستند و تنها در این فکرند از راههایی مانند تقلّب، رشوه، احتکار، قاچاق، گران فروشی یا کم فروشی و غیر آن، بر درآمدهای خود بیفزایند. بی توجهی به این دست از خلاف کاری ه، سبب رواج درآمدهای نامشروع در بین مردم و رخنه لقمههای حرام در زندگی افراد میشود که زیانها و آسیبهای جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. بنابر این باید از راه امر به معروف و نهی از منکر، ناآگاهان را به شغلهای حلال و درآمدهای مشروع آگاه ساخت و آنان را از کارهای خلاف باز داشت.
اجرای این وظیفه الهی به حدی ثمربخش است که گاهی چنین افرادی وقتی میبینند جامعه به عنوان یک منکر بهشغل آنان نگاه میکند، خود به خود به دنبال کسب و کارهای حلال و درآمدهای مشروع خواهند رفت. از این رو امام باقر(ع) میفرماید: (…و تحل ّ المکاسب;[۴۶]یکی دیگر از فواید امر به معروف و نهی از منکر این است که کسب و کارها حلال میشود. )
آبادانی کشور، باز پس گرفتن حقوق پایمال شده افراد، مبارزه با تبغیضها و بسیاری از اصلاحات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، از پیامدهای مهم اجرای امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود که به علت محدودیت صفحات، از شرح آن خودداری میکنیم.
موانع امر به معروف و نهی از منکر
متأسفانه با وجود اهمیت و آثار و برکاتی که امر به معروف و نهی از منکر دارد، حتی در این زمان که به برکت جمهوری اسلامی این همه امکانات فرهنگی ـ تبلیغی در دسترس است، باز آن گونه که باید به این واجب الهی توجه نمیشود. در بررسی علل این بی مهری، به سه عامل اساسی برمی خوریم که به طور فشرده یادآور میشویم:
۱ ـ ترس
عده زیادی به دلیل ترس از به خطر افتادن جان و مال و پست و مقام خود، شانه از زیر بار این مسؤلیت خالی میکنند و از ترس این که مبادا حقوق و مزایا و میز ریاست را از دست بدهند، در برابر بی عدالتی ه، هرزگی ه، و فسادهایی که در اجتماع و یا در ادارات و مؤسسات دیده میشود، اعتراضی نمیکنند و از امر به معروف و نهی از منکر دوری مینمایند. امام حسین(ع) در تفسیر آیه ۸۱ از سوره مائده، در باره گروهی از بنی اسرائیل که گرفتار عذاب شدند، میفرماید: (آنان با این که فساد و زشتیهای ستمگران را میدیدند، اما به دلیل [ ترس از پست و مقام و ثروت ] و آنچه برخوردار میشدند، آنان را نهی نمیکردند. )[۴۷]
این قبیل خصلتهای ناپسند، ناشی از ضعف ایمان به خداست، چرا که انسانهای مؤمن به جز خد، از کسی نمیترسند و اندوهگین نمیشوند. آنان بر اساس پیامهای خداوند که فرمود: (به هر کس هر آنچه را بخواهد میبخشد)[۴۸]و (به هر کس بخواهد سودی رساند، کسی را یارای باز داشتن آن نیست)، [۴۹]همه چیز را به دست خدا میدانند و معتقدند همان طور که امام علی(ع) فرمود: (امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگی را نزدیک میکند و نه رزق و روزی انسانی را کاهش میدهد. )[۵۰]
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای
نبرد رگی تا نخواهد خدای
۲ ـ طمع
عدهای به دلیل طمع و زیاده خواهی، امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند. با این که حق و حقیقت و حق گو و حق جو را میشناسند، در عین حال در مقابل آن جبهه گیری میکنند و با باطل و ستم کار برای رسیدن به ثروتی بیشتر یا مقامی بالاتر، همراه میشوند.
دین داری با طمع ورزی، سازش ندارد. امام حسین(ع) در وصیت خود چنین نوشت: (انگیزه قیام من، هوا و هوس و زیاده خواهی و تمایلات بشری نیست، من نمیخواهم فساد به پا کنم و یا ستمگر باشم; بلکه هدف من، اصلاح امت جدم است و میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. )[۵۱]
موحّد چه در پای ریزی زرش
چه شمشیر هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد زکس
بر این است بنیاد توحید و بس[۵۲]
۳ ـ بهانه جویی و عذر آوردن
گاهی افراد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتهای اجتماعی، به توجیه گناه یا حق به جانب نشان دادن گناه کار میپردازند. قرآن کریم در باره عدهای که از شرکت در جنگ احزاب خودداری کردند و بهانه آوردند که خانههای ما حفاظ ندارد و ما از ناموسمان در امان نیستیم، میفرماید: (و گروهی از آنها از پیامبر رخصت طلبیدند، گفتند: خانههای ما را حفاظی نیست، خانه هایشان بی حفاظ نبود، میخواستند بگریزند. )[۵۳]
متأسفانه بهانه جویی و عذر تراشی به شکلهای گوناگون در همه اجتماعات بوده و هست. امروزه افراد زیادی را میبینیم که با روشهای نامربوط سعی دارند سکوت خود را در برابر منکرات توجیه کنند; مانند این که میگویند: (هر کس را در گوری میگذارند، جوان است بگذار خوش باشد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو، سری که درد نمیکند دستمال نمیبندند، دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد / سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد، و نظایر آن.
باید توجه داشت که سر باز زدن از این واجب الهی، جنگ با خداست. امام صادق(ع) میفرماید: (کسی که منکری را ببیند و با آن مبارزه نکند، در حالی که قدرت دارد، او دوست میدارد که خدا نافرمانی شود و کسی که نافرمانی خدا را دوست داشته باشد، در مقابل خدا به دشمنی و ستیز برخاسته است. [۵۴]
پرسشها
۱ ـ با توجه به متن، معاشرت با افرادی که ایمانشان ضعیف است، چگونه میباشد؟
الف) به فرموده امام باقر(ع) جایز نیست.
ب) اشکال ندارد.
ج) درصورتی جایز است که ایمان ما با ایمان آنان هم سطح باشد.
۲ ـ با توجه به متن، بهره گیری از (عمل) در راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر چه نام دارد؟
الف) روش مستقیم.
ب) ریشه یابی گناه.
ج) روش غیر مستقیم.
۳ ـ استاد شهید مرتضی مطهری(ره) کدام گزینه را برای موفقیت در راه اجرای امر به معروف و نهی از منکر سفارش میکند؟
الف) تک روی.
ب) همکاری و مشارکت.
ج) همکاری و تصمیم فردی.
۴ ـ تکلیف نماز و امر به معروف و نهی از منکر، از انسان جاهل:
الف) به دلیل نا آشنایی و در صورتی که تأثیر نداشته باشد، برداشته شده است.
ب) ساقط نیست.
ج) ساقط است.
۵ ـ اگر احتمال کمی بدهیم که امر به معروف و نهی از منکر در جایی اثر دارد:
الف) وجوب آن برداشته نمیشود.
ب) وجوب آن برداشته میشود.
ج) انجام آن بیهوده است.
۶ ـ این جمله از کیست؟ (در راه خدا و اجرای این وظیفه الهی، در موارد بسیار مهم و حیاتی باید به استقبال خطر و سختیها رفت. )
الف) امام خمینی(ره).
ب) شهید مطهری(ره).
ج) نویسنده مقاله.
۷ ـ با توجه به متن، (محتسب) کیست؟
الف) مسؤل حسابرسی اموال دولتی.
ب) کسی که مأمور مبارزه با فساد و دعوت به کارهای خیر است.
ج) اداره آگاهی.
۸ ـ (مبارزه با متجاوز) از موارد کدام گزینه است؟
الف) امر به معروف.
ب) نهی از منکر.
ج) هر دو.
۹ـ کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) حق نظارت عمومی، یکی از عطایای خداوند است.
ب) از دیدگاه علی(ع) امر به معروف و نهی از منکر نسبت به همه کارهای نیک همانند دمیدنی است به دریای پهناور.
ج) امر به معروف و نهی از منکر در مورد حیوانات نیز مطرح است.
۱۰ ـ در صورتی که شخصی بر انجام گناه اصرار نورزد:
الف) باید او را هدایت کرد.
ب) امر به معروف و نهی از منکر در باره او ساقط نیست.
ج) نیازی به امر و نهی ندارد.
۱۱ ـ صمیمی نبودن و سردی نشان دادن به خطا کار، جزء کدام یک از مراتب امر به معروف و نهی از منکر است؟
الف) مرتبه اول.
ب) مرتبه دوم.
ج) مرتبه سوم.
۱۲ ـ پیام آیه (۱۳) از سوره احزاب چیست؟
الف) بهانه جو بودن کسانی که از شرکت در جنگ احزاب خودداری کردند.
ب) طمع کار بودن افرادی که امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند.
ج) امر به معروف و نهی از منکر، نه مرگ را نزدیک میکند و نه روزی را کاهش میدهد.
۱۳ ـ از دیدگاه قرآن کریم، عامل نفوذ پیامبر اکرم(ص) در بین مردم چه بود؟
الف) کمکهای بشر دوستانه آن حضرت.
ب) امانت داری.
ج) نرم خویی.
۱۴ ـ کدام گزینه بیان کننده برخی از آثار امر به معروف و نهی از منکر است؟
الف) عزت و سربلندی، استواری پایههای دین، امنیت.
ب) کسب حلال، امنیّت، ریشه یابی، عزت و سربلندی.
ج) استواری پایههای دین، بهره گیری از فرصت، امنیت.
۱۵ ـ در اجرای کدام مرتبه از مراتب امر به معروف و نهی از منکر، اجازه امام یا جانشین ایشان شرط است؟
الف) مرتبه دوم و سوم.
ب) مرتبه دوم.
ج) مرتبه سوم.
پانویس
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۵، ح ۶.
- ↑ مجمع البحرین، واژه معروف و منکر.
- ↑ المفردات فی الفاظ القرآن، واژه معروف و منکر.
- ↑ توبه(۹) آیه ۷۱.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، ص ۴۲۹، قصار ۳۷۴.
- ↑ صحیح بخاری، ج ۲، ص ۸۸۲.
- ↑ بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۸۸.
- ↑ همان، ج ۹۷، ص ۸۱.
- ↑ در تحریر الوسیله امام(ره)، ج ۱، ص ۴۷۵ ـ ۴۷۶، همه شرایط آورده شده است.
- ↑ حماسه حسینی، ج ۲، ص ۸۲ ـ ۸۳.
- ↑ تحریر الوسیله، ج ۱، ص ۴۶۷، مسئله ۱.
- ↑ آیة الله حسین نوری همدانی، امر به معروف و نهی از منکر، ص ۱۵۳ـ۱۵۵.
- ↑ حماسه حسینی، همان، ص ۱۳۱ـ۱۳۲.
- ↑ تحریر الوسیله، همان، ص ۴۷۲ـ۴۷۳.
- ↑ همان
- ↑ حماسه حسینی، همان، ص ۱۲۹ـ ۱۳۰، با اندکی تغییر.
- ↑ همان، ص ۹۴ـ ۹۵، با اندکی تغییر.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۱۳.
- ↑ حماسه حسینی، همان، ص ۹۹، با اندکی تغییر.
- ↑ همان
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۱۶۸.
- ↑ همان، ص ۴۸۱.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۲۷.
- ↑ صحیح بخاری، ج ۱، ص ۳۱.
- ↑ حماسه حسینی، همان، ص ۹۹ ـ۱۰۰.
- ↑ همان، ص ۱۰۶.
- ↑ مرتضی مطهری، ده گفتار، ص ۶۷ـ۶۸.
- ↑ صحیح مسلم، ج ۱، ص ۱۶۳.
- ↑ ده گفتار، ص ۶۹.
- ↑ داستان این واقعه در آیات ۱۷ تا ۳۳ سوره (قلم) و تفسیر نمونه، ج ۲۴ آورده شده است.
- ↑ برگرفته از: ده گفتار، ص ۶۸.
- ↑ طه(۲۰) آیه ۴۴.
- ↑ آل عمران(۳) آیه ۱۵۹.
- ↑ حجرات (۴۹) آیه ۱۲.
- ↑ بقره (۲) آیه ۱۵۹.
- ↑ نور(۲۴) آیه ۲۷.
- ↑ کنزل العمال، ج ۳، ص ۸۰۸، حدیث ۸۸۲۷.
- ↑ آل عمران(۳) آیه ۱۱۰.
- ↑ فروع کافی، ج ۴، ص ۵۶.
- ↑ حماسه حسینی، همان، ص ۴۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۵، ح ۶.
- ↑ جامعه و تاریخ، ص ۲۳۶.
- ↑ تحف العقول، ص ۲۳۷.
- ↑ بحا رالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۶.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۹۵.
- ↑ همان
- ↑ تحف العقول، ص ۲۳۷.
- ↑ ذاریات (۵۱) آیه ۲۲.
- ↑ یونس (۱۰) آیه ۱۰۷.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، خطبه ۱۵۶.
- ↑ تاریخ طبری، ج ۶، ص ۱۹۷.
- ↑ گلستان سعدی، باب هشتم.
- ↑ احزاب(۳۳) آیه ۱۳.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۱۷۷.







