خاطرات شهید علی ماهانی
تذکر عملی
یکی از هم رزمان شهید علی ماهانی درباره روش این بزرگوار در تذکر دادن به اطرافیان برای اجرای احکام الهی میگوید: «فضای منطقه طوری بود که بعضی افراد کمتر به نماز جماعت صبح و جلسات قرائت قرآن اهمیت میدادند و به صورت منظم و دایمی و باانگیزه در این گونه مراسمها شرکت نمیکردند. این شهید بزرگوار هیچ وقت به کسی مستقیم نگفت: بیایید نماز جماعت یا کلاس قرآن. ایشان وقت نماز که میشد، خودش وضو میگرفت و به طرف مسجد میرفت و بعد از نماز هم شروع به قرائت قرآن میکرد. به گونهای شده بود که بچهها به محض اینکه میدیدند علی آقا وضو میگیرد، میفهمیدند وقت نماز است و آنها نیز بدون تذکردادن وضو میگرفتند و به طرف مسجد میرفتند. این حرکت شهید به اندازهای در نیروها تأثیر کرده بود که همه قبل از اذان در مسجد مینشستند»[۱].
حرمت موی سفید
یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی سوادی ما را به رخمان بکشد.
هر وقت وارد اتاق می شدم، نیم خیز هم که شده، از جاش بلند می شد.
اگر بیست بار هم می رفتم و می آمدم، بلند می شد.
می گفتم: علی جان، مگه من غریبه هستم؟ چرا به خودت زحمت می دی؟
می گفت: « احترام به والدین، دستور خداست».
پانویس
- ↑ اصغر فکوری، روز تیغ، ص 111.







