فرهنگ مصادیق:حفظ نظام اسلامی -حفظ جهتگیری نظام-حفظ انقلاب اسلامی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حفظ نظام اسلامی -حفظ جهت گیری نظام-حفظ انقلاب اسلامی

حفظ نظام اسلامی

این معنای مهم امر به معروف و نهی از منکر را نباید به مسائل زیر نصاب اهمیت منحصر کرد؛ بعضی تصور می‌کنند امر به معروف و نهی از منکر منحصر می‌شود به اینکه انسان به فلان زن یا فلان مردی که یک فرع دینی را رعایت نمی‌کند تذکر بدهد؛ البته اینها امر به معروف و نهی از منکر است اما مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر نیست. مهم‌ترین قلم امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از امر به بزرگ‌ترین معروفها و نهی از بزرگ‌ترین منکرها. بزرگ‌ترین معروفها در درجهٔ اول عبارت است از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ این امر به معروف است. معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم؛ هر کسی که در این راه تلاش کند، آمر به معروف است؛ حفظ عزت و آبروی ملت ایران، بزرگ‌ترین معروف است. معروفها اینها هستند: اعتلای فرهنگ، سلامت محیط اخلاقی، سلامت محیط خانوادگی، تکثیر نسل و تربیت نسل جوان آمادهٔ برای اعتلای کشور، رونق دادن به اقتصاد و تولید، همگانی کردن اخلاق اسلامی، گسترش علم و فناوری، استقرار عدالت قضائی و عدالت اقتصادی، مجاهدت برای اقتدار ملت ایران و ورای آن و فراتر از آن، اقتدار امت اسلامی و تلاش و مجاهدت برای وحدت اسلامی؛ مهم‌ترین معروفها اینها است و همه موظفند در راه این معروفها تلاش کنند؛ امر کنند. نقطهٔ مقابل اینها هم عبارت است از منکرها. ابتذال اخلاقی منکر است، کمک به دشمنان اسلام منکر است، تضعیف نظام اسلامی منکر است، تضعیف فرهنگ اسلامی منکر است، تضعیف اقتصاد جامعه و تضعیف علم و فناوری منکر است؛ از این منکرها باید نهی کرد.اولین آمر به معروف هم خود ذات مقدس پروردگار است که می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ؛[۱] خدا آمر به معروف و ناهی از منکر است؛ معروفها هم مشخص شده است، منکرها هم معلوم شده است. وجود مقدس پیامبر معظم اسلام (صلی الله علیه و آله) از برترین آمران به معروف و ناهیان از منکر است؛ آیهٔ قرآن [می‌فرماید] «يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ»؛[۲] ائمه (علیهم السلام) بزرگ‌ترین آمران به معروف و ناهیان از منکرند؛ در زیارت می‌خوانید: اَشهَدُ اَنَکَ قَد اَقَمتَ الصَلاةَ وَ آتَیتَ الزَکاةَ وَ اَمَرتَ بِالمَعروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ المُنکَر؛(۸) مؤمنین و مؤمنات در هر نقطه‌ای از جهان اسلام آمران به معروفند که فرمود: وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ؛[۳] اینها چهار پایهٔ اصلی برای نظام سازی است که از هرکدام از اینها، شاخه‌هایی منشعب می‌شود. نظام اسلامی متکی است به اقامهٔ صلات، ایتاء زکات، امر به معروف، و نهی از منکر؛ یعنی انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم در نظام اسلامی[۴]
بزرگ‌ترین معروفها در درجهٔ اول عبارت است از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی؛ این امر به معروف است.[۵]
معروفی بالاتر از ایجاد نظام اسلامی و حفظ نظام اسلامی نداریم؛ هر کسی که در این راه تلاش کند، آمر به معروف است؛ حفظ عزت و آبروی ملت ایران، بزرگ‌ترین معروف است.[۶]
امام هم بسیج را درست کرد، هم جهت را نشان داد. امام فقط نگفت حرکت کنید، راه بیفتید، احساس مسئولیت کنید، بسیجی باشید؛ نه، گفت که چه کار کنید. به ما گفت هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید. این یعنی جهت دادن؛ یعنی یاد دادن که چه کار کنید، کدام طرف بروید، کجا را نشانه بگیرید؛ این را به ما یاد داد.
در دوران جنگ، در هشت سال دفاع مقدس، مکرر گفت: جنگ در رأس امور است. ماها مسئول بودیم در کشور - بنده رئیس جمهور بودم، یکی دیگر مسئول دیگری بود - هزار جور کار داشتیم. مأمور و مسئول وقتی که این همه کارهای اجرایی دوروبرش هست، گاهی غفلت می‌کند، [اما] امام راه را نشان داد به همه - به مسئولین، به مردم، به جوانها - [که ] جنگ در رأس امور است. همین هم بود. جهت داد به همه که بروید سراغ این کار؛ این مهم است.
در قضیهٔ حرکت به سوریه برای جنگیدن با رژیم اشغالگر قدس که خوشحال بودند جوانهای ما - دو نفرشان هم پیش من آمدند که هر دو الان جزو شهدای عالی مقام ما هستند - که می‌خواهند بروند بجنگند. امام مطلع نبودند؛ بعد که مطلع شدند، گفتند که راه مبارزهٔ با اسرائیل از عراق می‌گذرد؛ جلوی آن را گرفتند. و آنهایی که رفته بودند برگشتند. ببینید؛ این، فهمیدن اولویتها است، شناختن اولویتها است. امام راه را، جهت را نشان می‌داد.
فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات یا اوجب واجبات است؛ یعنی همهٔ مسائل بعدی، فرع این مسئله است. این جهت را به ما نشان داد. ممکن است جنابعالی با رفیقت سرِ یک قضیه‌ای کوچک یا بزرگ اختلافِ نظر داشته باشید اما در حفظ نظام، هردو به قدرِ هم مسئولید.
آنهایی که نفهمیدند این حرف امام را، در یک جاهایی خطاهای فاحش کردند. امام، جهت را نشان می‌داد. این مرد بزرگ، این جوری حرکت می‌کرد.[۷]
امام فرمود حفظ نظام از اوجب واجبات یا اوجب واجبات است؛ یعنی همهی مسائل بعدی، فرع این مسئله است.[۸]
امروز نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام، به عنوان یک حکومت، به عنوان یک مجموعهٔ سیاسی با سی سال قبل از لحاظ استحکام قابل مقایسه نیست.[۹]
نظام اسلامی با مبارزه به وجود آمد، بدون مبارزه این نظام تحقق پذیر نبود؛ همهٔ آرزوهای بزرگ در دنیا همین جور است. حفظ نظام و پایداری نظام هم با مبارزه به وجود آمد؛ اگر مبارزهٔ مردم نبود، اگر مبارزهٔ امام نبود، اگر مبارزهٔ مسئولان در میدانهای مختلف نبود، این نظام باقی نمی‌ماند و از بین می‌رفت. همچنان که می‌بینید در یک نقاطی از دنیا - که از ما دور هم نیستند - حادثه‌ای پیش می‌آید، فرصتی پدید می‌آید، لکن این فرصت را صاحبان فرصت نمی‌توانند نگه دارند، آن را از دست می‌دهند؛ ببینید در شمال آفریقا و در بعضی جاهای دیگر چه خبر است. عیناً این سرنوشت می‌توانست برای جمهوری اسلامی پیش بیاید که دری به تخته بخورد و حرکتی به وجود بیاید و نظامی اسلامی با شعارهای رنگین و براق به وجود بیاید، بعد هم بعد از اندکی بکلی اوضاع دگرگون بشود و از بین برود. آنچه نگذاشت این اتفاق بیفتد، مبارزه بود؛ مبارزهٔ صمیمی و جدی و خردمندانه؛ این را ما فراموش نکنیم.[۱۰]
یک چالش بزرگی همواره بر سر راه حفظ هویت این نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از این هم خواهد بود. آن چالش عبارت است از چالش بین وفاداری و حفظ خطوط اصلی - یعنی اصول و مبانی نظام - از یک طرف، و دستاوردهای پیشرفت مادی و معنوی برای نظام از طرف دیگر. این فکر گاهی اوقات پیش می‌آید؛ البته دلیل هم دارد که این فکر پیش می‌آید؛ چون آن هدفهای مترتب بر آن مبانی، اینجور نیست که هدفهای زودرسی باشد، که حالا در ظرف ده سال و بیست سال حتماً این هدفها تأمین شود؛ گاهی اوقات باید نسلها بگذرد تا این اهدافی که بر مبنای آن اصول ترسیم شده است، تحقق پیدا کند. وقتی که این اهداف در میان مدت یا در کوتاه مدت تحقق پیدا نکرد، این وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان می‌آید که نکند پایبندی ما به این اصول است که مانع می‌شود ما به این اهداف دست پیدا کنیم. این یک چالش بسیار مهمی است.
من مدتها قبل در یک صحبتی اشاره کردم که یکی از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در این قضیه. البته دوران ایشان، دوران کوتاهی بود - ده سال بیشتر طول نکشید - اما در همین دوران، ایشان پایه‌ها را محکم چید. یکی از کارهای امام این بود که به خاطر مشکلاتی که احیاناً پیش می‌آمد - چه در زمینهٔ مسائل داخلی، چه در زمینهٔ چالشهای بین المللی - ایشان از مبانی و اصول کوتاه نیامد؛ یعنی صبر کرد. من تعبیر کردم به صبر امام. صبر ایشان به این معنا بود که تحمل کرد. در برابر فشارهائی که می‌آمد، که آقا اگر چنانچه این حکم را نکنید، اگر قضیهٔ سلمان رشدی را مطرح نکنید، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممکن است ما به این موفقیتها دست پیدا کنیم، ایشان تسلیم نشد؛ ایشان پافشاری کرد. این چالش تا امروز هم وجود دارد.
خب، عده‌ای ممکن است به این فکر بیفتند که پایبندی ما به اصول موجب شده است که ما به این اهداف دست پیدا نکنیم؛ ناکامی هائی در سطح ادارهٔ داخلی یا در سطح مسائل بین المللی، ما را دچار مشکل کند. این چالش مهمی است؛ با این چالش باید هوشیارانه برخورد کرد. نه، درست، عبارت است از اینکه ما هر دو هدف را به موازات یکدیگر دنبال کنیم و بدانیم که این دو هدف با یکدیگر سازگار است؛ یعنی حفظ اصول و مبانی نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یک طرف، و از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافی که نظام تعریف کرده است؛ چه اهداف مادی و پیشرفتهای مادی و علمی و معیشتی و تمدنی و امثال اینها، و چه اهداف معنوی مثل استقرار عدالت و از این قبیل چیزها. باید بدانیم اینها سازگار است. و ما نمی‌توانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینکه به این اصول پابند باشیم. یعنی به خاطر اینکه مشکلاتی در رسیدن به آن هدفها پیش می‌آید، از اصول دست برنداریم، حالت قناعتِ حداقلی پیدا نکنیم؛ و بدانیم که اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتی هویت نظام که از بین خواهد رفت، به آن هدفها هم نمی‌رسیم. ما در همین انقلابهای گوناگون، نظائرش را دیدیم. البته اصول آنها، اصول باطلی بود؛ اما تنازلهای آنها به هیچ وجه به آنها کمک نکرد.
اینکه ما بیائیم مسئلهٔ عقلانیت را مطرح کنیم و بگوئیم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمی‌رساند. من یادم هست آن سالهای اول انقلاب، از جملهٔ حرفهائی که زده می‌شد، این بود که بایستی ما انقلاب را سر عقل بیاوریم! یعنی عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانی و پایه‌های اصلی صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد. «و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل اللَه ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون». نبایستی اصول را پامال کرد. البته این کار مهمی است؛ پیچیدگی هائی دارد، سختی هائی دارد و گاهی در موارد گوناگون، برای نخبگان و زبدگان تردیدهائی پیش می‌آید. به عنوان یک اصل قطعیِ موضوعی، باید این را مسلم گرفت که پایبندی به اصول و حفظ خطوط اصلی نظام اسلامی، اصل است.[۱۱]
امروز مهمترین مسئله در باب انقلاب ما، وقتی به این سی و دو سال نگاه می‌کنیم، عبارت است از ثبات و استقامت. یعنی ما سر حرف خودمان ایستاده‌ایم. ایستادن بر سر اصول، برای یک ملت، برای یک مجموعه، افتخار است. اصول، چیزهائی است که باید بر سر آن ایستاد. ارزشها را بایستی نگاهبانی کرد، پاسداری کرد. مهمترین ارزشی هم که برای ملت ما وجود داشت و امروز هم وجود دارد و تا آخر هم همین خواهد بود، عبارت است از اسلام. استقلال در اسلام است، آزادی در اسلام است، پیشرفت مادی در اسلام است، وحدت ملی در اسلام است، شکوفائی استعدادها در اسلام است؛ همهٔ اینها در اسلام مندمج و مندرج است. علت اینکه امام روی کلمهٔ «جمهوری اسلامی» تکیه کردند، همین است. تأکید بر جمهوری، به خاطر این است که نکتهٔ مهم، اتکاء به مردم است. اگر اسلام باید در جامعه حاکمیت پیدا کند، بدون ایمان عمومی امکان پذیر نیست. پس حضور مردم، رأی مردم، خواست مردم، دخالت مردم، شد یک نقطهٔ اساسی؛ پس شد جمهوری اسلامی. این را باید حفظ کنیم، این را باید زنده نگه داریم، این پرچم بایستی برافراشته بماند. اگر توانستیم خودمان را به عمق و ژرفای این کلمهٔ پرمغز - جمهوری اسلامی - هرچه بیشتر نزدیک کنیم، موفقیتها روزبه روز افزایش خواهد یافت؛ و این احتیاج دارد به همت بلند، همت مضاعف و کار مضاعف.[۱۲]
لحظه‌ها را باید شناخت. اگر چنانچه انسان وقت شناس نباشد، نداند کدام کار را در کجا باید انجام داد، ممکن است خطاهای بزرگی از انسان سر بزند. خوب، جوانان بسیجی ما - از پسرها و دخترها - در بخشهای مختلف مشغول تلاش هستند؛ تلاش فکری، تلاش علمی، تلاش سیاسی، تلاش اجتماعی؛ همهٔ اینها وقتی برای خدا و برای انجام وظیفه باشد، مجاهدت و جهاد فی سبیل اللَه است. بسیجی آن کسی است که این کارها را انجام می‌دهد. در همهٔ اینها باید آن خط روشن و صحیح را در نظر گرفت؛ یعنی خط انقلاب، خط حفظ نظام، خط احیای دین. اگر بخواهیم این سه عنصر را تأمین کنیم، باید در درون خودمان با خودمان مجاهدت کنیم؛ یعنی جهاد اکبر. جهاد با نفس تلاشی است که امروز همهٔ ما به آن احتیاج داریم.[۱۳]
امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خوردهٔ به سرنوشت نظام اسلامی است.[۱۴]
مسئلهٔ حفظ نظام مطرح شد. به نظر ما - همین طور که گفتیم - حفظ نظام واجب است و اوجب از همهٔ امور است. نظام هم یک مرزهای مشخصی دارد که یکی از این مرزها، مرزهای اخلاقی و فرهنگی است و شکی نیست که باید حفظ شود.[۱۵]
امروز دربارهٔ امام بزرگوار در خطبهٔ اول عرایضی را عرض می‌کنم؛ نگاه به امام از منظر یک شاخص. این نگاه از این جهت اهمیت پیدا می‌کند که چالش اصلی همهٔ تحولات بزرگ اجتماعی - از جمله انقلابها - صیانت از جهتگیری‌های اصلی این انقلاب یا این تحول است. این مهمترین چالش هر تحول عظیم اجتماعی است که هدفهائی دارد و به سمت آن هدفها حرکت و دعوت می‌کند. این جهتگیری باید حفظ شود. اگر جهتگیری به سمت هدفها در یک انقلاب، در یک حرکت اجتماعی صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد؛ در جهت عکس اهداف خود عمل خواهد کرد. لذا شما در قرآن ملاحظه می‌کنید که در سورهٔ مبارکهٔ هود، خدای متعال به پیغمبرش می‌فرماید: «فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا انه بما تعملون بصیر». پیغمبر را امر می‌فرماید به استقامت. استقامت، یعنی پایداری؛ راه را مستقیم ادامه دادن؛ در جهت درست حرکت کردن. نقطهٔ مقابل این حرکت مستقیم در این آیهٔ شریفه، طغیان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغیان، یعنی سرکشی؛ منحرف شدن. به پیغمبر می‌فرماید: هم تو - شخصاً - هم کسانی که همراه تو و با تو هستند، این راه را درست ادامه بدهید و منحرف نشوید؛ «انه بما تعملون بصیر»[۱۶]
چالش اصلی همهٔ تحولات بزرگ اجتماعی - از جمله انقلابها - صیانت از جهتگیری‌های اصلی این انقلاب یا این تحول است[۱۷]
مسائل جزئی داخل جامعه را می‌شود اصلاح کرد. جزئی که عرض می‌کنیم، نه اینکه بی اهمیت است - دارای اهمیت است - لیکن مسائل فردی و شخصی و جزئی و مربوط به اشخاص است؛ اینها را می‌شود اصلاح کرد. اساس این است که انسان بتواند نظام را حفظ کند. چالش اصلی نظام اسلامی از روز اول تا امروز این بوده است؛ یعنی حفظ نظام اسلامی و حفظ این اساس و حفظ آن مرزها و شاخصهائی که این نظام را از بقیهٔ نظامهای دنیا جدا می‌کند.
ما یک شباهتهائی به دیگران داریم، مشترکاتی داریم؛ لیکن آن چیزی که هویت اصلی این نظام را تشکیل می‌دهد - که آن، اطاعت از خدای متعال و سیر بر مسیر الهی است - بایستی محفوظ بماند. چالش واقعی و اصلی نظام ما از اول هم همین بوده است؛ یعنی مخالفان، نظام را، این حرکتِ بر اساس حکم الهی و دین الهی را برنمیتابند. چرا برنمیتابند؟ حالا بعضی با یک نگاه عمیق و نافذشان می‌فهمند که این یک تحدی بر علیه نظامهای مادی است، لذا از این جهت با آن مواجهه می‌کنند؛ بعضی هم نگاه می‌کنند، آثار مترتب بر این نظام را در دنیا می‌بینند: همان طور که امام فرمودند هسته‌های حزب اللَه باید در همهٔ دنیای اسلام تشکیل شود، می‌بینند تشکیل شده است. می‌بینند دلها به سمت اسلام گرایش پیدا کرده است. می‌بینند احساس هویت اسلامی در تک تک مسلمانها در بسیاری از نقاط جهان اسلام به وجود آمده است؛ و این، منافع مادی آنها را تهدید می‌کند. به هر حال می‌فهمند منشأ، اینجاست؛ لذا مقابله می‌کنند، معارضه می‌کنند. واقعاً ما هیچ نظامی را سراغ نداریم که تا این حد معارضه‌ها با او شدید و جبههٔ استکبار در مقابل او همدست و متحد باشد. از اول انقلاب تا حالا این معنا وجود دارد.
خوب، ما بایستی به تحکیم و حفظ نظام اهتمام بورزیم. پایه‌های نظام، مشخص و معلوم است؛ همه باید بر اساس آن حرکت کنند؛ در جهت تحکیم این پایه‌ها بایستی تلاش کنند، حرکت کنند، اقدام کنند، ابتکار کنند.
ما امروز مواجه هستیم با یک جبههٔ دشمنیِ بزرگ در سراسر دنیای قدرتمندان؛ این جبهه‌ای است که شکل گرفته است در مراکز قدرت بین المللی، قدرتهای مالی و اقتصادی، که غالباً هم در مشت صهیونیستها و سرمایه دارهای بزرگ است. این جبهه در مقابل نظام اسلامی از همهٔ وسائل استفاده می‌کند و در داخل هم متأسفانه کسانی به اینها جواب می‌دهند؛ کسانی می‌شوند طرف مورد اعتماد آنها، حرف آنها را تکرار می‌کنند، به آنها پاس می‌دهند، برای اینکه آنها بتوانند به نظام جمهوری اسلامی ضربه بزنند! یک چنین حالتی متأسفانه وجود دارد. لیکن در مقابل آن، بیداری مردم، آگاهی مردم، انگیزهٔ مردم، حضور مردم، دینداری مردم، علاقه مندی مردم به مبانی نظام و پایه‌های نظام وجود دارد. اینها حقائقی است که در جمهوری اسلامی وجود دارد. و ما پیش رفتیم. ما در طول این سالهای متمادی، خدا را شکر می‌کنیم که پیش رفتیم.
آنچه که وظیفهٔ امروز ماست، حفظ این هندسهٔ عظیم است؛ این را باید حفظ کرد. باید در حفظ این هندسه، مرزبندی کرد. این مرزبندی ای که من عرض می‌کنم، اینجاست؛ والا در مسائل مادون این - حالا چه مسائلی که در درجهٔ دوم اهمیت است، چه در مراتب پائین تر - ممکن است اختلاف نظرهائی باشد؛ این اختلاف نظرها به جامعه ضربه نمی‌زند. اختلاف نظر موجب پیشرفت می‌شود.
آنها می‌خواهند نظام اسلامی، نظام دینی، نظام مبتنی بر اطاعت از خدا و رسول وجود نداشته باشد. هر آن چیزی که تضمین کنندهٔ اطاعت عمومی این نظام است، برای آنها دشمن محسوب می‌شود؛ علیه اش اقدام می‌کنند، علیه اش فعالیت می‌کنند، همهٔ تلاش خودشان را برای زدن آن متمرکز می‌کنند. این طرف قضیه بایستی تلاش و سعی خودش را بکند، برای اینکه همین ارکان اصلی را، این مبانی و مبادی اصلی را حفظ کند. مسئلهٔ اصلی را نبایستی مغفولٌ عنه قرار داد.
صریح و روشن هم بایستی خطوط را مشخص کرد. یعنی آن کسانی که پایبند به نظام اسلامی و پایبند به حضور مردم - با همین انگیزه و ایمانی که مردم دارند - هستند، باید مرزشان با کسانی که دلشان نمی‌خواهد این حرکت به این شکل، اسلامی ادامه پیدا کند، مشخص شود. با قانون معارضه می‌کنند، با قانون مخالفت می‌کنند. باید این مرز هم، مرز روشن و واضحی باشد تا مردم دچار خطا و اشتباه نشوند. مردم به ماها نگاه می‌کنند؛ ما بایستی بدانیم که خط چه جوری است. این، اصل قضیه است. هر چیزی که مادون این است، قابل اغماض است، قابل حل است. ولو اختلاف نظری هم وجود داشته باشد، این اختلاف نظر نباید به معارضه و مجادله و مخاصمه بینجامد؛ که از این مخاصمات، دشمن سود می‌برد. حرف ما این است.
آن کسانی که این نقشهٔ کلی را که متبلور است در قانون اساسی و حکمیت قانون و داوری قانون، قبول دارند، جزو مجموعهٔ نظام اسلامی هستند. آن کسانی که اینها را رد می‌کنند، کسانی اند که خودشان به دست خودشان صلاحیت حضور در نظام اسلامی را دارند از دست می‌دهند و صلاحیت ندارند. کسانی که حاضر نیستند قانون را تحمل کنند، کسانی که حاضر نیستند اکثریت را قبول کنند، کسانی که آن انتخابات عظیم چهل میلیونیِ مایهٔ افتخار را زیر سؤال می‌برند، یک نقطهٔ قوت را برای نظام می‌خواهند تبدیل کنند به یک نقطهٔ ضعف، اینها در واقع دارند خودشان، خودشان را از این کشتی نجات - که نظام اسلامی است - بیرون می‌اندازند؛ والا هیچ کس نمی‌خواهد کسی را از کشتی نجات بیرون بیندازد.
حضرت نوح نبی اللَه (علی نبینا و علیه السلام) به فرزندش فرمود: «یا بنی ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین». نظام اسلامی هم تأسیاً به حضرت نوح، به همه می‌گوید: بیائید با ما باشید، بیائید وارد این کشتی نجات شوید، «و لا تکن مع الکافرین». هدف و مبنا این است. ما هیچ کس را از نظام بیرون نمی‌کنیم؛ اما کسانی هستند که خودشان، خودشان را از نظام بیرون می‌کنند؛ خودشان را از نظام خارج می‌کنند.
امیدواریم که خدای متعال به ما توفیق بدهد تا بتوانیم نظام اسلامی را با همین کلیت و با همین جهتگیریِ درست که بحمداللَه تا امروز آمده‌ایم، حفظ کنیم و بتوانیم به این نظام و به این مردم خدمت کنیم.[۱۸]
چالش اصلی نظام اسلامی از روز اول تا امروز حفظ نظام اسلامی و حفظ این اساس و حفظ آن مرزها و شاخصهائی که این نظام را از بقیهٔ نظامهای دنیا جدا می‌کند بوده است؛[۱۹]
این ملت عظیم از قشرهای مختلف در سراسر کشور نگاه می‌کنند به صحنه، می‌شناسند صحنه را؛ خیلی چیز بزرگ و مهمی است. اینی که من عرض می‌کنم روز نُه دی در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است که کشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است که انقلابتان را حفظ کرده است؛ همین است که جرأت سران استکبار را از آنها گرفته است که بخواهند به ملت ایران حمله کنند؛ می‌ترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بکر را می‌کشند جلو، بمباران تبلیغاتی می‌کنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگری است. دشمن حقیقی آنها ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها همین غیرت دینی جوانهاست که می‌جوشد. یک وقتی هم دندان روی جگر می‌گذارند، صبر هم می‌کنند، باید هم بکنند؛ اما یک وقت هم آنجائی که وقت حضور در صحنه است، می آیند توی صحنه.[۲۰]
جمهوری اسلامی - که از انقلاب اسلامی برخاسته است - یک واحدی است که داری دو بعد است: اسلامی بودن و مردمی بودن؛ هم اسلامی است، هم مردمی است. و مردمی است، چون اسلامی است؛ چون اسلام دین جامعه است. دین مسئولیت همگانی است؛ اسلام دین تک تک افراد و اشخاص به حیث خودشان فقط نیست؛ آن هم هست، اما افراد به حیث اجتماعشان هم مورد خطاب اسلامند. اسلام یک دین مردمی است؛ یک دینِ مسئولیت عمومی است؛ بنابراین مردمی بودن از خود اسلامی بودن برمی آید. اسلامی هم هست؛ چون خدای متعال منت گذاشته است: «بل اللَه یمن علیکم أن هداکم للإیمان»؛ منت گذاشته بر ما، هدایت کرده ما را به این ایمان؛ پروردگار به مردم ما، به خود ما منت گذاشته، ما را به این دین هدایت کرده؛ لذا جمهورِ ما اسلام را می‌خواهند و این دین الهی را بحمداللَه خدای متعال به ما داده است. بنابراین «جمهوری اسلامی» است؛ یک منظومه است، یک مجموعه است، یا بگوئیم واحدِ دارای ابعادی است که این ابعاد باید با همدیگر مورد ملاحظه قرار بگیرد و با هم باشد؛ این درهم تنیدگی باید حفظ بشود. هر کدام از این جهات تضعیف بشود، کل و مجموعه تضعیف شده است.
مسئلهٔ ولایت هم پایبندی به همین مجموعه است؛ چه ولایت معصومین (علیهم السلام)، چه ولایت فقیه که دنبالهٔ ولایت معصومین و ادامهٔ او هست. مسئلهٔ پایبندی به این مجموعه و رعایت حفظ این مجموعه در کشور و در نظام است، که زاویه‌ای پیدا نکند، مشکلی برایش به وجود نیاید، در او تنقیصی و تبعیضی حاصل نشود، با همین جامعیت حرکت کند و پیش برود. و این اسلام ناب هم که در فرمایش امام بود، ناظر به همین است؛ چون امام اسلام ناب فرمودند، در مقابل اسلام آمریکائی. اسلام آمریکائی فقط آن نیست که آمریکاپسند باشد؛ هر چیزی که خارج از این اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتی هم همین جور است، اسلام التقاطی هم همین جور است، اسلام سرمایه داری هم همین جور است، اسلام سوسیالیستی هم همین جور است، اسلامهائی که با شکلها و رنگهای مختلفی عرضه بشود و آن عناصر اصلی در او وجود نداشته باشد، همه اش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام آمریکائی است. انسان مشاهده می‌کند در این معارضه هائی که با نظام در طول این سی سال انجام گرفته، این اسلامهای گوناگون حضور داشته‌اند؛ هم اسلام التقاطی وجود داشته، هم اسلام سلطنتی وجود داشته، هم اسلام سوسیالیستی وجود داشته؛ انواع و اقسام این اسلامها در مواجههٔ با نظام جمهوری اسلامی وجود داشته‌اند. خوب، در این نگاه به اسلام و درک و فهم از اسلام، فرد و جامعه با هم ملاحظه می‌شوند، معنویت و عدالت با هم ملاحظه می‌شوند، شریعت و عقلانیت با یکدیگر ملاحظه می‌شوند، عاطفه و قاطعیت در کنار هم دیده می‌شوند؛ اینها همه باید باشد. قاطعیت در جای خود، عواطف در جای خود، شریعت در جای خود، عقلانیت - که آن هم خارج از شریعت البته نیست - در جای خود؛ همه در کنار هم بایستی مورد استفاده قرار بگیرند؛ انحراف از این منظومهٔ مستحکم، موجب انحراف از نظام اسلامی خواهد بود.[۲۱]
ما بایستی از اسلام برای عمل خودمان، برای رفتارهای خودمان، برای موضع گیری‌های خودمان درس بگیریم و بدانیم بقای نظام اسلامی، برکات الهی، تفضلات و رحمت الهی تا وقتی است که ما پایبند و مقید باشیم.[۲۲]
یکی از وظایف مهم مجلس خبرگان، حفظ و تقویت مبانی، شعارهای بنیادین و جهت گیریهای اصلی نظام است.
این شکل قانونی شامل بخشهای مختلف رسمی و قانونی نظام است و حداقلِ شرطِ حفظِ نظام اسلامی ، حفظ این شکل قانونی است اما این مسئله شرطِ لازم، ولی غیر کافی است.
شرطِ کافی حفظِ نظام اسلامی را حفظ و تقویت محتوا و اصول اساسی نظام اسلامی است. اگر به محتوا و اصول توجه نشود ممکن است در زیر پوستِ شکلِ رسمی نظام، تغییرات تدریجی و بی سر و صدایی اتفاق بیفتد و نظام اسلامی را به سمتِ انحراف بکشاند که در برخی مواقع، خواص هم متوجه این انحراف تدریجی نمی‌شوند.
بخشهای نرم افزاری نظام اسلامی که در واقع همان جهت گیری‌های فکری، شاخص‌های اصلی و شعارهای بنیادین انقلاب است، مهمترین مسئله برای حفظ نظام است.
عدالتخواهی ، استقلال و آزادی به معنای حقیقی کلمه ، استکبار ستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن ، مردم گرایی ، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم ، و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی گری جزو مبانی انقلاب اسلامی هستند که به هیچ وجه نباید تغییر کنند.[۲۳]
طبقهٔ جوان، نسلهای پی درپی نسبت واحدی با انقلاب دارند؛ همه در انقلاب و در تکلیف حفظ امانت این انقلابن سهیم اند.[۲۴]
دشمن تصور می‌کرد بعد از رحلت امام خمینی (ره) به عنوان یکی از ستون‌های اصلی حفظ نظام، می‌تواند با یک برنامه ریزی دقیق، پایه‌های فرهنگی و اعتقادی مردم را سست کند و با تغییر ذهنیت مردم نسبت به انقلاب اسلامی، زمینهٔ بازگشت مجدد استبداد و سلطه پذیری را فراهم کند.[۲۵]
باید راه را باور داشته باشیم: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ»؛[۲۶] یعنی آحاد مؤمنینِ به این راه، دست به دست هم بدهند و ایستادگی کنند؛ ایستادگی نشان بدهند. این راه پیشرفت و پیروزی است. اگر این کار را بکنند، پیروزی قطعی است. ما این را در طول این سال‌ها تجربه کرده‌ایم. در میدان‌های گوناگون، آن جایی که حرف خودمان را باور داشته‌ایم و پای آن حرف ایستاده‌ایم، آن جا پیش رفته‌ایم. در دفاع مقدس همین پیش آمد؛ در حفظ اساس این نظام مقدس، همین پیش آمده؛ در پیشرفت روزبه روز، بلکه ساعت به ساعتِ کشور در زمینه‌های مختلف، همین پیش آمده است. امروز شاخص‌های پیشرفت و توسعه را که ما در کشورمان نگاه کنیم و با اول انقلاب مقایسه کنیم، اصلاً قابل مقایسه نیست. آن روز حدس هم نمی‌شد زد که با وجود آن مشکلاتی که سر راه هست، بشود به این نقطه رسید؛ اما به توفیق الهی رسیدیم. این بر اثر ایستادگی همراه با باور بود؛ و راهش همین است. اگر مسؤولان کوتاهی کنند، این جزو گناهانی است که تأثیرش نه فقط برای اشخاص خودشان، بلکه برای ملت، تأثیر مخربی خواهد بود.[۲۷]
قانون اساسی ما بسیار خوب و پیشرفته است. قانون اساسی از جملهٔ همان چیزهایی است که دشمنان ما آن را آماج حملات خود قرار داده‌اند؛ چون این قانون اساسی با این خصوصیات و با این تقسیم قدرت می‌تواند کشور را به سامان برساند و جامعه را پیش ببرد. این قانون اساسی می‌تواند ضامن حفظ نظام اسلامی باشد؛ نظامی که پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسان هاست. این قانون اساسی می‌تواند ذهن‌ها را اشباع و اقناع کند و جسم‌ها را به رفاه مادی برساند؛ می‌تواند دنیا و آخرت مردم را آباد کند. بر اساس این قانون اساسی، امروز کشور در حال حرکت و پیشرفت است. نه این که نقص و ضعف وجود ندارد - بلاشک ضعف‌ها وجود دارد - منتها شما اگر وضعیت کشور و موقعیت استثناییِ نظام جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید، خواهید دید که از اول انقلاب پیشرفت ما در همهٔ زمینه‌ها، پیشرفت خوب، در بعضی جاها عالی، و در برخی از بخش‌ها قابل قبول بوده است.
اقتداری که ما می‌توانیم در داخل به وجود بیاوریم، با بمب اتمی و سلاح هسته یی و تقویت نیروی نظامی نیست. البته تقویت نیروی نظامی در حد متعارف لازم است؛ اما آنچه می‌تواند ما را در مقابل تهاجم همه جانبهٔ دشمنان در سطوح مختلف حفظ کند، همین فهرستی است که عرض کردم: تقویت ایمان، تقویت علم، تقویت فناوری، تسلط بر فنون روز، پیشاهنگ شدن در تولید علم، شکوفایی استعدادهای آحاد ملت و جوانان در رشته‌های مختلف - چه علوم انسانی، چه علوم طبیعی، چه انواع گوناگون علوم تجربی - همبستگی ملی و تقویت همدلی در میان مردم؛ اینهاست که می‌تواند یک ملت را تقویت کند؛ می‌تواند هم دنیای خودشان را آباد کند، هم آنها را از آسیب دشمنان محفوظ نگه دارد. اینها وسیله یی است برای حفظ و صیانت؛ ما باید اینها را دنبال کنیم و خود را متعهد به انجام آن بدانیم.[۲۸]
قانون اساسی می‌تواند ضامن حفظ نظام اسلامی باشد؛ نظامی که پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسان هاست.[۲۹]
عده یی سعی می‌کنند ولایت فقیه را به معنای حکومت مطلقهٔ فردی معرفی کنند؛ این دروغ است. ولایت فقیه - طبق قانون اساسی ما - نافی مسؤولیت‌های ارکان مسؤول کشور نیست. مسؤولیت دستگاه‌های مختلف و ارکان کشور غیرقابل سلب است. ولایت فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی‌ترین و محوری‌ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است. بنابراین ولایت فقیه نه یک امر نمادین و تشریفاتی محض و احیاناً نصیحت کننده است - آن طوری که بعضی از اول انقلاب این را می‌خواستند و ترویج می‌کردند - نه نقش حاکمیت اجرایی در ارکان حکومت دارد؛ چون کشور مسؤولان اجرایی، قضایی و تقنینی دارد و همه باید بر اساس مسؤولیتِ خود کارهایشان را انجام دهند و پاسخگوی مسؤولیتهای خود باشند. نقش ولایت فقیه این است که در این مجموعهٔ پیچیده و در هم تنیدهٔ تلاشهای گوناگون نباید حرکت نظام، انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نباید به چپ و راست انحراف پیدا شود. پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدفهای آرمانی و عالی اش، مهمترین و اساسی‌ترین نقش ولایت فقیه است. امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد؛ همچنان که در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان کردند. البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نکردند، اما این را جزو مسلمات فقه اسلام شناختند و دانستند؛ و همین طور هم هست.[۳۰]
ما شما را دعا می‌کنیم؛ دشواری کار شما را هم می‌دانیم. این طور کارها که رنگی از قضاوت دارد، همیشه مورد تهاجم است؛ بالاخره یکی از دو نفر در قضاوت، انسان را مورد طعن و دق قرار می‌دهند؛ این مسأله قهری است و انسان بایستی خودش را برای این طور مسائل آماده کند. هرچه این فشارها بیشتر باشد، اجر شما پیش خدای متعال بیشتر است؛ از اینها خیلی ابایی نداشته باشید؛ بالاخره هست. در راه حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی و برای اقامه این بنای رفیع و مستحکم که امید آینده امت اسلامی است و امروز هم مایه امید امت اسلامی است، باید مبارزه و مجاهدت کرد؛ باید سختیها را تحمل نمود. انواع و اقسام سختیها وجود دارد و این هم یکی از سختیهاست، که البته فقط هم این نیست. ان شاءاللَه این سختیها را تحمل کنید، خدای متعال اجر خواهد داد.[۳۱]
امروز مسالهٔ اصلی ، حفظ هویت جمهوری اسلامی و هویت اسلامی این کشور است.[۳۲]
تنها چیزی که می‌تواند کشور ایران و نظام اسلامی را حفظ کند، استحکام داخلی و عزم جزم بر دفاع مشروع و منطقی است.[۳۳]
وظیفهٔ عمدهٔ همه در درجهٔ اول، دفاع از نظام اسلامی است.[۳۴]
دفاع از انقلاب اسلامی, حفظ نظام اسلامی, وظیفه ملی
حضرت امام حجة ابن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف, دفاع از انقلاب اسلامی, آمادگی برابر دشمن, تهدید نظام اسلامی, تهدید نظامی نظام اسلامی, حفظ نظام اسلامی کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آمادهٔ دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشتهٔ اسلام است، می‌تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت.[۳۵]
حضرت امام حجة ابن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف, دفاع از انقلاب اسلامی, آمادگی برابر دشمن, تهدید نظام اسلامی, تهدید نظامی نظام اسلامی, حفظ نظام اسلامی
نقاط کلیدی که باید مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد، اینهاست: حفظ قانون اساسی و خط امام - که در وصیت نامه آن بزرگوار مجسم و متبلور است - و شعارهای اساسی و سیاستهای کلی کشور. اینها چیزهایی است که باید با همه وجود از آنها پاسداری کرد و آنها را گرامی داشت.
ما در کشور این همه مشکل داریم؛ پرداختن به این مسائل کوچک چه اهمیتی دارد؟ در جریان همکاری قوا با همدیگر، از این گونه مواردِ اختلاف بارها پیش می‌آید. آیا باید روزنامه‌ها و افراد سیاسی کار این را به مشغله عمده ذهنی جوانان تبدیل کنند؟! شما تسلیم نشوید و این چیزها را مشغله عمده خود ندانید. مشغله عمده‌ای که باید جوان را به خود متوجه کند، همینهایی است که گفتم: عدالت طلبی، حفظ نظام اسلامی، دشمن شناسی، اهمیت دادن به استقلال کشور، اهمیت دادن به پیوند و ارتباط بین مسؤولان و مردم. البته چیزهایی هم هست که مخصوص جوانان عزیز ماست؛ بخصوص جوانانی که مشغول تحصیل علم هستند؛ و آن پرداختن به خود است.[۳۶]
نعمت الهی, نظام جمهوری اسلامی ایران, امر به معروف و نهی از منکر, حفظ نظام اسلامی, دفاع از انقلاب اسلامی
بزرگترین نعمت خدا وجود این نظام است و بزرگترین معروف، دفاع از این نظام است.[۳۷]
دین در آغاز، یک جهان بینی است. شناخت جهان به معنای این که این مهندسی عظیم، با دست صنع و قدرت لایزال الهی به وجود آمده است و انسان به عنوان یکه سواری است که می‌تواند در این محدوده عظیم، تلاش فکری کند؛ خرد را به کار اندازد؛ مناطق ناگشوده را فتح کند. به عنوان کسی است که می‌تواند تکامل حقیقی خودش و رسیدنش به مرتبه قرب را در این دنیا به دست آورد؛ و نگاه کردن به اشیای عالم، به عنوان ابزارهایی است که در دست انسان است برای این تکامل. این پایه است. بعد بر اساس این، یک مجموعه بنای زندگی به وجود می‌آید؛ زندگی فرد، زندگی جمع. البته در زندگی فرد، تکلیف هست؛ در زندگی جمع هم تکلیف هست. تکلیف، از «کُلفَت» است؛ یعنی سختی. هر تکلیفی، نوعی سختی دارد. انسان می‌تواند سختی ورزش را بر تن خودش هموار نکند. بسیاری از این ورزشکارها سختیهایی را تحمل می‌کنند. رفتن به قله سبلان، کوهنوردی، یا کُشتی، یا بقیه رشته‌های ورزش، همه سختیهایی را دارد. یک نفر هم این سختی را بر خودش هموار نمی‌کند؛ اما محصول آن ورزش هم دیگر گیرش نمی‌آید؛ آن قدرت جسمی، آن توانایی عصبی، آن زیبایی اندام و بقیه چیزهایی که ممکن است از ورزش حاصل شود. تکالیف دینی نیز همین طور است: انسان ممکن است نماز نخواند، روزه هم نگیرد، صدقه هم ندهد، تلاش هم نکند؛ راحت تر خواهد بود؛ این کُلفَت را نخواهد داشت؛ اما آن محصولهایی را هم که برای زندگی و سرنوشت انسان لازم است، نخواهد داشت. نظام اسلامی، نظامی است که اساس آن بر تأمین خواستهای جسمی، روحی، مادی و معنوی انسان است. وقتی این برداشت را از نظام اسلامی داریم، آن وقت برای ایجاد این نظام و برای حفظ این نظام، بزرگترین ارزش را در همهٔ کارهای دینی قائل می‌شویم. لذا امام فرمودند: «حفظ نظام اسلامی از واجب‌ترین واجبات است»؛ حقیقت نیز همین است.[۳۸]
رهبری مسؤولیت دارد. مسؤولیت رهبری حفظ نظام و انقلاب است.[۳۹]
عده‌ای سعی می‌کنند اهمیت عامل پیوند مستحکم دلهای ملت ایران - یعنی ایمان اسلامی - را کم کنند؛ نه، کشور و ملت یکپارچه است؛ البته یکپارچگی اش به خاطر تاریخ و جغرافیا و سنتها و فرهنگ است؛ اما عمدتاً به خاطر دین و مسأله رهبری است که اجزای این ملت را به هم وصل کرده و همه احساس یکپارچگی می‌کنند.
رهبری مسؤولیت دارد. مسؤولیت رهبری حفظ نظام و انقلاب است. اداره کشور به عهده شما آقایان مسؤولان کشور است. هر کدام از شما در بخش خودتان کشور را اداره می‌کنید و وظیفه اصلی رهبری این است که مراقب باشد این بخشهای مختلف آهنگ ناساز با نظام و اسلام و انقلاب نزنند. هرجا چنین آهنگی به وجود بیاید، جای حضور رهبری است. رهبری هم یک شخص نیست. یک آدم، یک طلبه، یک علی خامنه‌ای، یا علی خامنه ای‌های فراوان دیگری که هستند، نیست. رهبری یک عنوان و یک شخصیت و یک حقیقت برگرفته از ایمان و محبت و عشق و عاطفه مردم و یک آبروست. صدها نفر مثل علی خامنه‌ای در راه این حقیقت جان و آبرویشان را می‌دهند؛ اهمیتی هم ندارد. بنده که چیزی نیستم؛ امام بزرگوار ما هم - که به معنای حقیقی کلمه برای این امت، امام دلها بود - همین طور بود. او حاضر بود برای حفظ نظام و حفظ رهبری نظام، آبرویش را بدهد. این حقیقت حضور دارد. با این حرفهایی که می‌زنند و با این کارهایی که می‌کنند، نتوانسته‌اند و نخواهند توانست این حضور را از بین ببرند. در دوران اختناق که رهبری این تجسم را نداشت، دلهای مردم متدین در قبضه رهبری بود؛ منتها رهبری ای که تشخص و هویت قابل اشاره در بیرون و جایگاه قانونی نداشت؛ به صورت مراجع تقلید و به صورت علمای بزرگ، تأثیر خودش را بارها نشان داده بود؛ لذا آن وقتی که به فلان قرارداد ننگین استعماری اشاره می‌کرد، قرارداد از بین می‌رفت؛ آن وقتی که به یک حادثه نامناسب اشاره می‌کرد، آن حادثه مورد تخاصم مردم قرار می‌گرفت. پانزده خردادی که بنابر آنچه نقل شده است، چند هزار نفر آدم در آن حادثه جان خود را فدا کردند و کشته شدند، آن وقتی بود که امام بزرگوار ما رهبر به معنای قانونی خودش نبود؛ یک روحانی برجسته بود. این را نمی‌توانند ندیده بگیرند؛ این در شوروی نبود؛ اگر بود، آن طوری نمی‌شد؛ اگر بود، آن وقتی که احساس می‌کرد یلتسینی وارد میدان شده تا به کار آینده حرکت شتابنده غیرمعقول و بی رویه‌ای بدهد، گوش او را می‌گرفت و از صحنه خارجش می‌کرد و مورد حمایت مردم هم قرار می‌گرفت؛ اما چنین چیزی نبود.
بنده از تمام نهادهای قانونی کشور به جد دفاع می‌کنم. آنچه که در مورد اشخاص و شخصیتها و نهادها برای من مهم است، دفاع از جایگاه و مسؤولیت آنها و کمک به حُسن انجام کارشان است. رئیس جمهور، رئیس قوه قضاییه، رئیس مجلس شورای اسلامی و بدنه اینها، دستگاه‌های قانونی گوناگون، از این جهت برای من در سطح واحدی قرار دارند و من از مسؤولیت همه آنها پشتیبانی و دفاع می‌کنم. البته این دفاع به خاطر این هم هست که بنده همه مسؤولان درجه بالا را از نزدیک می‌شناسم و خلوص و دین و پایبندی را در اینها مشاهده می‌کنم. البته این پشتیبانیها مطلق نیست. پیمان من با همه این برادران عزیز، پیمان دین و انقلاب است.
همان طور که گفتم، هدف و هویت و مسؤولیت اساسی رهبری، دفاع از کلیت نظام و حفظ نظام است. چیزی هم بنده ندارم؛ جان و آبرو متاع کمی است برای این که در این راه بذل شود؛ و من کاملاً آماده‌ام این دو عنصری را که دارم، بذل کنم. دوره جوانی ما - که دوره لذت بردن از زندگی است - در این راه گذشته است. امروز هم در دوره پیری هستیم. بنده امروز در سنینی هستم که زندگی برایم این قدر لذتی ندارد. لذایذ زندگی برای ما، امروز دیگر لذایذ نیست. در آخر عمر، در فصل انحطاط عمر، در فصل ضعف قوای جسمانی و بقیه قوای موجود بشری، دلبستگی ای به حیات نیست. آنچه بنده دارم - جان و آبرو - مال این راه است؛ مال هم که الحمدللَه ندارم.
بنده به این مسؤولیت کنونی هم هیچ دلبستگی ای ندارم. ممکن است بسیاری از شما این را ندانید، اما در این جمع خیلیها هستند که می‌دانند. بنده به این مسؤولیت فعلی هیچ دلبستگی ای ندارم، جز به عنوان انجام وظیفه. الان هم که مشغولم، فقط به خاطر انجام وظیفه است؛ از روز اول هم همین طور بود. از آن روزِ مجلس خبرگان، آقایان که رأی دادند، با مقاومت و امتناع و مخالفت جدی و پیگیر خود بنده مواجه بودند؛ منتها وقتی مسؤولیت آمد، گفتم: «خذها بقوة». آدمی نیستم که اگر مسؤولیت بر دوش من گذاشته شد، بخواهم دربارهٔ انجام این مسؤولیت، ضعف نشان بدهم؛ نه، این وظیفه من است و این وظیفه را به فضل الهی و به توفیق و هدایت او انجام خواهم داد.[۴۰]
مردم, نظام جمهوری اسلامی ایران, اتکای نظام اسلامی به مردم, مردمسالاری دینی, حضور مردم در صحنه, حفظ نظام اسلامی, تحقق نظام اسلامی, حکومت اسلامی
بدون آراءِ مردم، حضور مردم و بدون تحقق خواست مردم، خیمهٔ نظام اسلامی، سرِ پا نمی‌شود و نمی‌ماند.[۴۱]
مردم, نظام جمهوری اسلامی ایران, اتکای نظام اسلامی به مردم, مردمسالاری دینی, حضور مردم در صحنه, حفظ نظام اسلامی, تحقق نظام اسلامی, حکومتý اسلامی همه مسؤولان کشور، یک مسؤولیت برعهده دارند. حفظ نظام الهی و اداره این کشور، اداره این مردم و رسیدن به مشکلات مردم، وظیفه اصلی اینهاست. باید با هم همکاری کنند و با هم همکاری می‌کنند. این که یک عده به رئیس جمهور اهانت کنند، یک عده به مجلس اهانت کنند، یک عده به قوه قضاییه اهانت کنند، این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد؛ این همان حالتی است که دشمن دنبال ایجاد آن است.[۴۲]
انقلاب، امروز در شکل نظام متجلی است. تمامیت نظام، باید حفظ شود.[۴۳]
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، از روز اول تا به حال روی آن تأکید می‌کند و می‌گوید حج، برای آشنایی مسلمانان بایکدیگر، اتحاد و تأمین منافع مشترک مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترک، یعنی «برائت از مشرکین» است. این جا چون مرکز اسلام است و لُب روح و حقیقت اسلام، توحید است و خانه خدا، مرکز اقامه و مظهر و نماد و رمز توحید است، لذا شعار، شعار توحیدی است و برائت هم برائت از شرک است. این امر واضحی است. حالا می‌گویند: آقا! در کتاب مسأله، کجا نوشته‌اند که برائت از مشرکین، جزو واجبات حج است؟ خوب؛ کجا نوشته‌اند که حفظ نظام اسلامی، از اوجب واجبات است و اگر کسی این را منکر باشد، اسلام را نفهمیده است؟
چیزهایی هست که نوشتن ندارد. هر جا که شما به اثری از دین نگاه کنید، این را به وضوح می‌بینید. البته انسان باید بصیرت، فهم، معرفت و قدرت درک داشته باشد.[۴۴]
دشمن و نهادهای دشمن، بر اثر تجربه فهمیده‌اند که انسان، آسیب پذیر است. می‌گویند: «هر انسانی، قابل فاسد شدن است. هر کس باشد، می‌توان فاسدش کرد.» البته راست می‌گویند؛ با یک استثنا: «الاالمتقین». متقین را نمی‌توان فاسد کرد. آنها این را؛ یعنی معنای تقوا را دیگر نمی‌فهمند. بله؛ انسانها را می‌توان فاسد کرد و می‌توان زیباییهای دنیا را از طرق نامشروع در جلوِ چشم آنها به رژه در آورد و دلهایشان را بُرد؛ طوری که همه ارزشها را دور بریزند و در مقابل جلوه‌های مادی قربانی کنند. اما اگر تقوا نباشد: «الاالمتقین». تقوا در قیامت هم اثر می‌کند، در دنیا هم اثر می‌کند، در سیاست هم اثر می‌کند، در حفظ نظام هم اثر می‌کند، در جنگ هم اثر می‌کند. و این را خودِ شما، درک و لمس کردید و دیدید.
عزیزان من! می‌خواهم عرض کنم که، بارِ سنگینِ حفظِ این امانتِ الهی - یعنی جمهوری اسلامی - بر دوش شماست. البته بدانید: من آدمی هستم که طبقات مختلف جامعه را می‌شناسم و با آنها ارتباط دارم. بنده الان خدا را شکر می‌کنم که این دیوارها و حجابها، نتوانسته است رابطه مرا با قشرهای مختلفِ مردم قطع کند. بنده خیلی خوشبینم. می‌بینم که دشمن، از صد تلاش در نود تلاش ناکام است. داخلِ مجامع و اجتماعات پاسداران را هم بحمداللَه می‌شناسم. آن قدر چیزهای زیبا وجود دارد و انسان در بین شما جوانان عزیز، آن قدر کارهای بزرگ، همتهای بلند و گذشتهای افسانه وار مشاهده می‌کند که من بارها خدای بزرگ را به خاطر وجود چنین همتهای بلند و روحیه‌های عظیم و شخصیتهای بزرگ و بی سرو صدا، شکر کرده‌ام و - به شما عرض می‌کنم که - خودِ من، احساس شرمندگی کرده‌ام. خودم را با این جوان مقایسه کرده‌ام، دیده‌ام که ما کجا و این جوان کجا! از این قبیل، خیلی هستند. بنده اینها را می‌دانم و می‌دانم که دشمنْ واقعاً نتوانسته است یک دهم از کارهای خود را، در وضع کشور، نافذ کند. اما همان ده درصد و یک دهم، بنده را نگران می‌کند.
من می‌خواهم به شما جوانان عزیز، به شما پاسداران عزیز، به شما سازمانِ با عظمت و پرشکوه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به شما بسیجیها، به شما ارتشیهای مؤمن و دلسوز و ساخته و پرداخته انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، به شما جوانان قشرهای مختلف این کشور و به خانواده‌های گوناگون، از متوسطها، پایین تر از متوسطها و بالاتر از متوسطها، عرض کنم که عزیزان من! بارِ سنگینِ حفظِ این امانتِ الهی که امانت پیغمبران است، بر دوش شماست. جمهوری اسلامی، امانتِ تاریخیِ انبیای عظام الهی است. آرزوی موسی و عیسی و آرزوی همه اولیا و ائمه بزرگوار ماست که امروز تحقق پیدا کرده است؛ ولو ناقص. (کاملش هم، ان شاءاللَه، در دوران حکومت کبری و ولایت عظمای حضرت بقیةاللَه فی الارضین، ارواحنالتراب مقدمه الفداه، ظاهر و آشکار خواهد شد.) این، بارِ خیلی سنگین و محموله پر ارزشی است. این را شما باید حفظ کنید و این میسر نیست مگر با حفظ نفس. متاع دنیا، لذت خیر، پول، ثروت و تجمل دنیا - آن هم در حدودی که امثال من و شما ممکن است در زندگی خود داشته باشیم - خیلی کمتر و بی ارزشتر و حقیرتر از آن است که انسان به خاطر آنها بنیه معنوی خود را ضعیف کند و حملِ این بار را به خطر بیندازد. مراقب باشید و دشمن را ناکام کنید.[۴۵]
نظام اسلامی، ایمانها، با همتهای بلند، مطرح شدن آرمانها و با اهمیت دادن و زنده نگه داشتن شعارها به وجود می‌آید حفظ می‌شود و پیش می‌رود.[۴۶]
تحقق آرزوهای اسلامی، کار ده سال و بیست سال نیست؛ تحقق آرزوهای اسلامی، کار بلندمدت است و باید بتدریج انجام بگیرد و همهٔ عوامل دست به دست هم بدهند. معلوم است که آرزوهای اسلامی در مدت کوتاه تحقق پیدا نمی‌کند؛ معلوم است که در این جا و آن جا تخلفی پیدا می‌شود؛ معلوم است که همهٔ دستگاه‌ها هنوز با نوای اسلامی حرکت نمی‌کنند؛ در این تردیدی نیست؛ غیر از این هم انتظاری نیست. اگر شما به صدر اسلام هم نگاه کنید، می‌بینید حتی زمانی که نَفَس مطهر پیامبر هم به مردم می‌خورد، این طور نبود که همهٔ مردم یکشبه مسلمان بشوند و همهٔ کارها در مدت کوتاهی اصلاح بشود. اصلاح کلی و عمومی، حرکت بلندمدت لازم دارد، که آن هم به عهدهٔ همه است؛ و از جملهٔ این همه، ما معممان و روحانیون هستیم که بیشترین تکلیف به عهدهٔ ماست. پس وظیفهٔ اول، حفظ نظام است. هیچ کس نمی‌تواند به اتکای این که فلان جا فلان تخلف شده، حرکتی انجام بدهد یا حرفی بزند که این نظام اسلامی را تضعیف کند. البته برای اصلاح مفاسد، همه باید از طرق معقول خودش کار کنند. امر به معروف و نهی از منکر یک واجب اسلامی است و باید در میان مردم رایج بشود.[۴۷]
امروز نظام جمهوری اسلامی، بر دیرباورترین تحلیلگران عالم ثابت کرده است که یک نظامِ ماندنی است. نمی‌خواهیم پیشگویی کنیم - منظور من پیشگویی نیست - هرچند پیشگویی هم می‌شود کرد. طبیعت این نظام، طبیعت زوال پذیری نیست. بعضی از نظامها بِزور سر کار می‌آیند؛ مثل مرده یی که زیر بغلش چند تا چوب زده باشند و اِپل درست کرده باشند و آن جا نگهش داشته باشند؛ خیلی از نظامها این طوری است...
ما در آن سالهای حاکمیت طاغوت دیده بودیم که وقتی شاه به مشهد می‌آمد، کسی به استقبالش نمی‌رفت؛ و چون می‌خواستند به مسیری که او عبور می‌کرد و درخت و گلکاری هم نداشت، سر و صورتی بدهند، من دیده بودم که شهرداران بی عُرضه و استاندارانِ بخوربخورِ آن چنانی در آن سالها، درخت سبز می‌آوردند و روی همین خاکهای اطراف آن خیابانی که مسیر او بود، آن را می‌کاشتند! اگر بد می‌آوردند و او آمدنش چهار روز عقب می‌افتاد، همهٔ درختها خشک شده بود.
قرآن می‌فرماید: «و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار» کلمهٔ خبیثه، مانند درخت خبیثه است که روی زمین می‌روید و ریشه ندارد؛ اما «مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء. تؤتی اکلها کل حین بأذن ربها».درخت طیبه، همیشه دارد میوه می‌دهد؛ بهار و تابستان و پاییز و زمستان هم نمی‌شناسد؛ این برگها و شاخه‌ها دایم در حال شکوفه کردن و میوه دادن است. وقتی ما دیدیم که نظام، نظام ریشه داری است و دارد میوه می‌دهد، پس کلمهٔ طیبه است؛ زوال پذیر نیست. اما اگر خود ماها بیاییم بلایی سر درخت بیاوریم؛ فرضاً مثل بعضی از حیوانات، برگهای درخت را کَلَف بزنیم؛ یا بر تنهٔ درخت با تبر و اره ضربه بزنیم - نه این که نشود نابود کرد - درخت خواهد خشکید. دست گناهکار انسان می‌تواند همین شجرهٔ طیبه را هم خشک بکند. اگر ما بد عمل کنیم، همین شجرهٔ طیبه و این کار الهی و بافت الهی و رزق الهی را می‌شود خرابش کرد. قدرت ویرانگری انسان، از این حرفها بیشتر است. همچنان که قدرت سازندگی انسان نهایت ندارد، قدرت ویرانگریش هم نهایت ندارد.
این درخت، به طور طبیعی سرپاست؛ امروز دنیا این را فهمیده است.[۴۸]
به یکایک بسیجیان این کشور و آحاد مخلص و مبارز امت حزب اللَه، که شوق اول و هدف والای آنها، حفظ نظام اسلامی و جلب رضایت الهی است، عرض سلام می‌کنم.[۴۹]
برادران! نظام را باید برپایهٔ تقوا حفظ کرد؛ راه تقوا هم ذکر خداست. آقایان وزرا، آقایان نمایندگان، آقایان مدیران گوناگون کشور، مسؤولان قضایی کشور، خودشان را بی نیاز از دعا و نافله و ذکر و توجه و توسل و گریه و انابه به پروردگار ندانند؛ نگویند حالا ما که مشغول خدمت به مردم هستیم؛ دعا را کسی بخواند که خیلی کار ندارد! نه، اصل کار این است. اگر این نباشد، آن جا بی پشتوانه‌ایم. آن جایی که وسوسه‌ها در مقابل ما صف می‌کشند و منِ ضعیفِ تربیت نشدهٔ حریصِ به دنیا در مقابل این وسوسه‌ها قرار می‌گیرم، چه چیزی من را نگاه خواهد داشت؟ «قل ما یعبؤا بکم ربی لولا دعاؤکم».
دعا کنید، نافله بخوانید، توجه پیدا کنید، متذکر باشید؛ در شبانه روز، یک ساعت را برای خودتان و خدای خودتان قرار بدهید؛ از کارها و اشتغالات گوناگون، خودتان را بیرون بکشید؛ با خدا و با اولیای خدا و با ولی عصر(عجل اللَه تعالی فرجه و ارواحنافداه) مأنوس بشوید؛ با قرآن مأنوس باشید و در آن تدبر بکنید.[۵۰]
گاهی اوقات، به خاطر این که در جاهایی اهداف بزرگ وجود دارد، اهداف دیگر تحت الشعاع قرار می‌گیرد. مثلاً حفظ نظام ایجاب می‌کند که در جهاد، اگر کفار متترس به مسلمین شدند - یعنی اسرا یا شهروندان مسلمان را جلوی خودشان گذاشتند، تا ما نتوانیم به آنها حمله کنیم - گمان می‌کنم بین علما خلافی نباشد، لااقل خیلیها از شیعه و سنی گفته‌اند که کشتن این مسلمانان ایرادی ندارد و دیه هم پرداخت نمی‌شود؛ با این که قتل نفس حرام است.[۵۱]
جمهوری اسلامی که با پیدایش خود، راه نوینی در مقابله با زورگویان طراز اول عالم باز کرد و به ملتهای مستضعف - مخصوصاً مسلمانان - امیدی تازه بخشیده و در مدت ده سال واندی رهبریِ امام راحل عظیم، بارها قلدران زمان را عملاً تحقیر کرده و دروغ شکست ناپذیری آنان را باطل ساخته است، باید هم بیشترین اهتمام امت اسلام و ملت ستم کشیدهٔ ما را به خود جلب کند؛ همچنان که آن پیشوای صالحان نیز همیشه بیشترین همت خود را به همین دو مسأله می‌گماشت: پاسداری از جمهوری اسلامی و مراقبت از جهت گیری راست و درست آن. و آن فقیه عظیم القدر و اسلام شناس بی بدیل، حفظ جمهوری اسلامی را برتر و با اهمیت تر از هر واجبی می‌دانست.[۵۲]
ملت ایران باید بدانند که حفظ انقلاب و برپانگاهداشتن پرچم عزت و شرف و ادامهٔ راه پُرافتخاری که مجاهدات این ملت شریف در برابر ملتهای جهان، مخصوصاً مسلمانان گشود و به عنوان تنها راه غلبه بر فشار و ظلم قلدران شناخته شد، و تنها باطل السحر توطئه‌های دشمنان برعلیه انقلاب و جمهوری اسلامی، همانا حراست از اصول بنیانیِ انقلاب و پاسداری از ارزشهای انقلاب است[۵۳]
بازماندگان شهدا باید به شهدا افتخار کنند؛ ولی به این کار اکتفا نکنند. باید راه شهدا را که راه دین و فداکاری برای اسلام و سربازی برای انقلاب و تقویت نظام اسلامی بود، دنبال کنید. بازماندگان شهدا، باید احترام به اسلام و استحکام بخشیدن به نظام و سربازی انقلاب را، بیشتر از بقیهٔ مردم شعار خود قرار بدهند و در این راه حرکت کنند. بعضی خیال می‌کنند چون خانواده‌های شهدا مورد احترام و عطوفت دستگاه‌های دولتی و مردم هستند، دیگر وظیفه یی برعهده ندارند و با دادن شهید، از آنها سلب وظیفه شده است. این، اشتباه است. هر که برای این نظام بیشتر سرمایه گذاری کرده، بیشتر موظف به حفظ نظام است و هرکه در شرکتی، سهم بیشتری داشته باشد، نسبت به منافع آن شرکت حساسیت بیشتری دارد. خانواده‌های شهدا چون با دادن عزیزشان، سرمایه گذاری بیشتری برای بقای نظام کرده‌اند، باید بیش از تمام مردم برای حفظ نظام اسلامی و حیثیت آن حساس باشند؛ که بحمداللَه این گونه هم هست و خوشبختانه بازماندگان شهدای ما به نحوی هستند که ان شاءاللَه کارشان موجب رضای روح مطهر شهدای ماست.[۵۴]
آنچه که درحقیقت این حصار را الان نگهداشته، ایمان و روحیهٔ مردم است. ایمان و روحیه را چه کسی برای مردم حفظ می‌کند؟ به نظر من، یکی از مهمترین عوامل حفظ ایمان و روحیه در مردم، همین نمازهای جمعه و خطبه‌های جمعه و حضور معنوی مردم در صحنهٔ نمازجمعه است و این که یک نفر انسان امین، با زبان صادقی که مردم او را قبول دارند، هر جمعه از اوضاع کشور برای مردم می‌گوید و آنها را نصیحت، و جهتگیریشان را تصحیح می‌کند.
به اعتقاد من، این مهم یکی از پایه‌های اساسی حفظ نظام اجتماعی ماست؛ در تاریخ هم همین طور بوده است. هم ائمهٔ عدل - مثل رسول مکرم اسلام(ص) - و هم خلفای جور در دوران بنی امیه و بنی عباس و امرای آنها در اقطار بلاد اسلامی، از نمازجمعه برای تحکیم پایه‌های حکومت استفاده می‌کردند. اینها که نظام باطلی داشتند، بر مبنای ظلم و تبعیض و عمل فاسقانه کار می‌کردند - مثل حجاج بن یوسف ثقفی - و نمازجمعه شان حقیقی نبود و دعوت به تقوایی که می‌کردند، به خاطر عمل غیرپرهیزکارانهٔ خودشان، اثر حقیقی را نداشت، اما درعین حال این حرفها تأثیر زیادی می‌گذاشت؛ چون حساسیت و اهمیت این تریبون زیاد است.
در حال حاضر، دستگاه حقی بر مبنای امامت و ولایت حق به وجود آمده است و کسانی که امروز متصدی امر امامت جمعه‌اند، حقیقتاً انسانهای مؤمن و متقی و صادق و معنوی و روحانی و بی طمع هستند و قصد اقتدار و قدرتمندی ندارند و این منصب را مقام و موقعیت دنیایی نمی‌دانند. تأثیر و نقش این تریبون در چنین شرایطی، فوق العاده و طراز اول خواهد بود و قوام معنوی و حصار ایمانی جامعه را حفظ خواهد کرد. اگر ما این تریبون را نمی‌داشتیم، معلوم نبود وضع انقلاب و روحیهٔ مردم چگونه بود. این، یکی از برکات انقلاب بود و امام(ره) به این نکته توجه داشتند.[۵۵]
حفظ موجودیت انقلاب، کار اول ماست که در استمرار نظام جمهوری اسلامی تجسم یافته است. به همین خاطر، امام(ره) مکرر می‌فرمودند: حفظ نظام اسلامی، واجبترین فریضه است. انقلاب، از نظام جمهوری اسلامی جدا نیست. نباید کسی خیال کند که این دو از هم جدا هستند. تجسم انقلاب، نظام جمهوری اسلامی است که همهٔ قلدرهای دنیا دست به دست هم داده بودند، تا او را ریشه کن کنند.[۵۶]

پانویس

  1. سوره نحل؛ آیه 90
  2. سوره اعراف؛ آیه 157
  3. سوره توبه؛ آیه 71
  4. ۱۳۹۴/۰۱/۰۱ بیانات در حرم مطهر رضوی
  5. ۱۳۹۴/۰۱/۰۱بیانات در حرم مطهر رضوی امر به معروف و نهی از منکر, حفظ نظام اسلامی, نظام اسلامی
  6. ۱۳۹۴/۰۱/۰۱بیانات در حرم مطهر رضوی امر به معروف و نهی از منکر, حفظ نظام اسلامی, نظام اسلامی, آبروی نظام, آبروی ملی, عزت ملت ایران
  7. ۱۳۹۳/۰۹/۰۶بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین
  8. ۱۳۹۳/۰۹/۰۶بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین حفظ نظام اسلامی, اصلی ـ فرعی کردن امور
  9. ۱۳۹۳/۰۴/۱۶بیانات در دیدار مسئولان نظام حفظ نظام اسلامی
  10. ۱۳۹۳/۰۳/۰۴بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی حفظ نظام اسلامی, سرنوشت انقلاب اسلامی
  11. ۱۳۹۰/۰۶/۱۷بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری حفظ نظام اسلامی
  12. ۱۳۸۹/۱۱/۱۹بیانات دردیدار فرماندهان وخلبانان نیروی هوایی ارتش حفظ نظام اسلامی
  13. ۱۳۸۹/۰۸/۰۲بیانات در دیدار بسیجیان استان قم حفظ نظام اسلامی
  14. ۱۳۸۹/۰۷/۲۹بیانات در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم
  15. ۱۳۸۹/۰۵/۳۱بیانات در دیدار دانشجویان در یازدهمین روز ماه رمضان حفظ نظام اسلامی
  16. ۱۳۸۹/۰۳/۱۴خطبه‌های نماز جمعهٔ تهران در حرم امام خمینی (ره)
    حفظ نظام اسلامی
  17. .۱۳۸۹/۰۳/۱۴خطبه‌های نماز جمعهٔ تهران در حرم امام خمینی (ره)
  18. ۱۳۸۸/۱۲/۰۶بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری حفظ نظام اسلامی
  19. ۱۳۸۸/۱۲/۰۶بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری حفظ نظام اسلامی, چالش اصلی نظام اسلامی, شاخص نظام اسلامی
  20. ۱۳۸۸/۱۰/۱۹بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی حفظ نظام اسلامی
  21. ۱۳۸۸/۰۷/۰۲بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری حفظ نظام اسلامی
  22. ۱۳۸۷/۰۸/۱۵بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج پایبندی به اسلام, حفظ نظام اسلامی, کارگزاران نظام
  23. ۱۳۸۷/۰۶/۰۷دیدار اعضای مجلس خبرگان با رهبر انقلاب حفظ نظام اسلامی
  24. ۱۳۸۷/۰۳/۱۴بیانات در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره)
  25. ۱۳۸۶/۱۰/۱۶دیدار مسئولان اجرایی و جمعی از اقشار مختلف مردم استان یزد با رهبر انقلاب حفظ نظام اسلامی
  26. سوره بقره؛ آیه 285
  27. ۱۳۸۵/۰۷/۱۸بیانات در دیدار کارگزاران نظام حفظ نظام اسلامی
  28. ۱۳۸۴/۰۲/۲۱قدردانی دفتر رهبر معظم انقلاب از استقبال کم نظیر مردم استان کرمان حفظ نظام اسلامی
  29. ۱۳۸۴/۰۲/۱۱بیانات در دیدار جمعی از روحانیون استان کرمان
  30. ۱۳۸۳/۰۳/۱۴بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)
  31. ۱۳۸۲/۱۰/۲۴بیانات در دیدار اعضای شورای نگهبان حفظ نظام اسلامی
  32. ۱۳۸۲/۰۷/۰۲بیانات در دیدار کارگزاران نظام
  33. ۱۳۸۲/۰۵/۱۵بیانات در دیدار کارگزاران نظام
  34. ۱۳۸۱/۰۹/۰۷بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان
  35. ۱۳۸۱/۰۷/۳۰بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید نیمه شعبان
  36. ۱۳۸۰/۰۸/۱۲بیانات در دیدار جوانان استان اصفهان حفظ نظام اسلامی
  37. ۱۳۸۰/۰۶/۱۵بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان
  38. ۱۳۷۹/۰۵/۰۵بیانات در دیدار جمعی از جوانان استان اردبیل حفظ نظام اسلامی
  39. ۱۳۷۹/۰۴/۱۹بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران
  40. ۱۳۷۹/۰۴/۱۹بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران حفظ نظام اسلامی
  41. ۱۳۷۸/۰۳/۱۴بیانات در خطبه‌های نمازجمعه
  42. ۱۳۷۷/۰۹/۲۳بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حفظ نظام اسلامی
  43. ۱۳۷۷/۰۶/۲۴بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه
  44. ۱۳۷۴/۰۱/۱۶بیانات در دیدار کارگزاران حج
  45. ۱۳۷۳/۱۰/۱۵بیانات در دیدار جمعی از پاسداران حفظ نظام اسلامی
  46. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲بیانات در دیدار فرماندهان گردان‌های عاشورا
  47. ۱۳۷۰/۱۲/۱۴بیانات در دیدار جمعی از روحانیون حفظ نظام اسلامی
  48. ۱۳۷۰/۱۰/۱۲بیانات در دیدار مدیران و مسئولان استان بوشهر
  49. ۱۳۷۰/۰۵/۲۸بیانات در دیدار جمعی از آزادگان حفظ نظام اسلامی
  50. ۱۳۷۰/۰۵/۲۳بیانات در دیدار کارگزاران نظام حفظ نظام اسلامی
  51. ۱۳۶۹/۰۸/۱۳بیانات در دیدار مسئولان دادگاه و دادسرای ویژهٔ روحانیت حفظ نظام اسلامی
  52. ۱۳۶۹/۰۳/۱۰پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)
  53. ۱۳۶۹/۰۳/۱۰پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)
  54. ۱۳۶۸/۰۵/۲۵بیانات در دیدار فرزندان ممتاز شهدا، مسؤولان امور فرهنگی بنیاد شهید و جمعی از دانشجویان امامیهٔ پاکستان حفظ نظام اسلامی
  55. ۱۳۶۸/۰۴/۱۲بیانات در مراسم بیعت ائمهٔ جمعه حفظ نظام اسلامی
  56. ۱۳۶۸/۰۴/۰۶بیانات در مراسم بیعت بسیجیان نمونهٔ کشور
بازگشت به حفظ نظام