جوانان و علل بی میلی به نماز
نویسنده : مجید بیابانگرد
محتویات
- ۱ چکیده مطالب
- ۲ مقدمه
- ۳ دوران کودکی
- ۴ انواع بلوغ
- ۵ خطرات انواع بلوغ
- ۶ رشد دینی در نوجوانی و جوانی
- ۷ رشد باورهای مذهبی در نوجوانی و جوانی
- ۸ رابطه فضای زندگی و مناسبات درون خانواده با باورهای مذهبی
- ۹ تأثیر مدرسه در رشد دینی و اجتماعی نوجوان
- ۱۰ ارزشهای دینی و مذهبی
- ۱۱ چگونگی آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی به نوجوانان و جوانان
- ۱۲ عوامل بی رغبتی به نماز
- ۱۳ گناه و آلودگی
- ۱۴ عدم شناخت و بی مهری به خداوند
- ۱۵ ناآشنایی با فلسفه و معانی عبادت و نماز
- ۱۶ پیشگیری از وقوع مشکلات جوانان از دیدگاه اسلام
- ۱۷ ایجاد اسوه و الگوی مناسب برای جوانان
- ۱۸ انتخاب دوستان مناسب
- ۱۹ تشویق جوانان به بهره وری از دوران نوجوانی
- ۲۰ فلسفه عبادت و نماز در قرآن
- ۲۱ ناآشنایی با نیازهای خود
- ۲۲ اقامه نماز ، نه نماز خواندن یا برگزار کردن نماز
- ۲۳ نتیجه گیری
- ۲۴ فهرست منابع
- ۲۵ پانویس
چکیده مطالب
همانطور که میدانیم دوران بلوغ حساسترین دوران زندگی یک نوجوان است که اگر پدر و مادر و فعالان عرصه فرهنگی و کسانی که با نوجوانان در ارتباط هستند، از ویژگیهای این دوران شناخت کافی نداشته باشند و نتوانند شرایط نوجوانان را درک کنند، قادر به هدایت و راهنمایی آنان در مسیر رشد و تعالی نخواهند بود. در این تحقیق علل دین گریزی و بی میلی نسبت به نماز بررسی شده است، که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
۱گناه و آلودگی به آن.
۲عدم شناخت خداوند و بی مهری نسبت به او.
۳ناآشنایی با فلسفه و مفهوم عبادت و نماز.
۴ناآشنایی با نیازهای خود.
۵الگوپذیری نامناسب.
۶انتخاب دوستان نامناسب.
پس از بررسی هر یک از عوامل مذکور، راهکارهایی برای مقابله و رفع آنها بیان شده است.
در پایان نیز با استناد به آمارها و نتایجی که از تحقیق میدانی بدست آمده است، روی برخی از عوامل فوق، بررسی و تحلیل انجام گرفته است و نتایج آن قابل تأمل است که ان شاا... به آن میپردازیم.
مقدمه
چرا بعضی از افراد جامعه با وجود پذیرش دین اسلام و مسلمان بودن از انجام درست تکالیف دینی و پرهیز از محرمات و انجام واجبات دین خودداری میکنند؟چرا انسانی که ذاتا مشتاق دین است و فطرت او با عناصر دینی ارتباط تکوینی و ماهوی دارد،به دین گریزی روی آورده و در خواندن نماز بی میل است؟و چرا این موضوع در میان جوانان شیوع بیشتری دارد؟این پدیده یکی از مشکلات اساسی امروز جامعه ماست که همواره دغدغههایی را برای رهبران دینی و خانوادهها ایجاد کرده است و تهدیدی جدی برای نسل جوان محسوب میشود.
اما بدون تردید در ذات دین هیچ عنصر دین ستیزی وجود ندارد و اگر انسانها به دریافت درستی از دین دست یابند در هیچ رتبهای از آن نمیگریزند.علاوه بر این عقل و عشق که دو رکن اساسی در حیات انسان محسوب میشوند و همه جاذبهها و دافعهها بر اساس این دو معیار رخ میدهد، هر دو در دین وجود دارد و دین با هر دو گروه باقی مانده است.
بنابراین پدیده دین گریزی وبی میلی نسبت به نماز به عنوان یک پدیده اجتماعی،عینی و رفتاری معلول ماهیت خود دین نیست.بلکه علل آن را باید در خارج از قلمرو دین بررسی کرد.
حال میخواهیم عواملی که موجب دین گریزی و بی میلی نسبت به نماز در عمل و رفتار میشود را مورد بحث و بررسی قرار دهیم و سپس این موضوعات را در جوانان بررسی کنیم تا سؤالاتی را که در فوق مطرح شد پاسخ دهیم.
دوران کودکی
کودکی دوران تکوین است و نوجوانی دوران انتقال که در نهایت به جوانی منجر میشود.این دوران ،دوران مهم و به گفته بسیاری از روانشناسان دوران سربه مهر زندگی است.بلوغ در این مرحله از عمر اتفاق میافتد و فرد از مرحله طفولیت و وابستگی وارد دنیای استقلال،مرحله پختگی،یافتن توان تصمیم گیری و تحقق خواستههای خود میشود.با ورود کودک به دنیای نوجوانی و بلوغ،ولادتی تازه و مرحلهای ویژه و مستقل از دورههای قبل و بعد پدید می آیدکه آن را مرحله انتقال، مرحله نجات از کودکی،دوران تحولات همراه با دگرگونیهای سریع و غافلگیر کننده، مرحله طوفانی حیات و مرحله نجات از طفیلی گری نیز مینامند.
دوره بلوغ،دورانی مبهم از نظر شناخت خصایص و دوران تمایلات متضاد است.فرزندان ما وارد دنیای خاص مردانه و زنانه میشوند و این ورود در مواردی همراه با ناشی گریها و اضطراباتی است که برخی از افراد در آن احساس گیجی و دستپاچگی دارند.افراد در این دوران احیاناً با ترس و بیمهایی مواجه میگردند که رفع و تعدیل آن نیازمند حمایت والدین و مربیان از آنهاست.
دوران نوجوانی به ویژه مرحله بلوغ، سن خواستن، سن طرد و تمکین، سن حمله و سرکوب، سن نفی و انکار، سن به شگفت آمدن و به شگفت آوردن، سن بروز احساسات گرم وآتشین، سن خودنمایی و غرور، سن خواب و خیال و رویا، سن بی قراری و اضطراب، سن استقلال طلبی، سن در خواست آزادیهای بی حد و مرز، سن طغیان و عصیان، سن بی باکی ، سن تحریک پذیری، سن تقلید از الگوهای جدید و مدرن،سن آشفتگی و فشار، سن آمادگی برای بروز و پایه گذاری انحرافات و لغزشها و در عین حال سن آمادگی برای تربیت پذیری است.
در دوران نوجوانی استعداد تحلیل منطقی و توان برهان آوری و استدلال در نوجوان رشد مییابد به طوری که میتواند معنویت ارزشها و خیر اندیشیها را درک کند و خود را با الگوهای معرفی شده همانند سازد.در این دوران،عواطف و احساسات در جهت رشد و اوج گیری هستند و هوش و استعداد در خط رشد و کمال. تماس و ارتباط مداوم نوجوان با افراد خردمند و بزرگسال میتواند زمینه را برای خیر و سعادت او فراهم کرده و در عین حال از سقوط او به دام لغزشها و انحرافات جلوگیری نماید.[۱]
انواع بلوغ
آدمی را در عرصه حیات بلوغهای متعددی است که بسیاری از آنها تابع شرایط سنی نیستند.
بلوغ در ابعاد وجودی
۱- بلوغ زیستی- جسمانی: غرض از آن بلوغی است که در آن آدمی به آخرین حد رشد خود دست یافته باشد و این خود تابع قوانین رشد است و هم برای زن و مرد و هم برای نژادهای گوناگون متفاوت است و آب و هوا، شرایط غذایی و جغرافیایی در آن موثر است.اوج کمال این رشد در اندام را در حدود ۲۵-۲۳ سالگی دانستهاند.
۲- بلوغ جنسی: همان رشد و بیداری غدد است و تظاهر آن قاعدگی در دختران و احتلام در پسران است که در واقع نوعی اعلام آمادگی برای همسری،پدری و مادری میباشد.برای بلوغ جنسی سن ویژهای را نمیتوان ذکر نمود اما معمولا در دختران از ۱۸-۱۰ سالگی و در پسران از ۱۸-۱۱ سالگی است.گرچه درصدی خارج از این سن به صورت موارد استثنایی و غیر قابل ذکر در آمار وجود دارد.
۳- بلوغ عاطفی: عبارت است از خروج کودک از انگیزههای کودکانه و نشان دادن عواطف خود به شکل بزرگترها،آن چنان که عاطفه اش جهت دار و در خط تعدیل و کنترل باشد. همچنین بلوغ عاطفی زمانی است که فرد بتواند خود ودیگران را به شکلی مناسب دوست داشته باشد و واکنشهای معقولی را جایگزین واکنشهای هیجانی نماید.
۴- بلوغ ذهنی: زمانی است که در آن رسائی و کمال در هوش،عقل،حافظه،تصور و تخیل و ... و توان برهان پذیری و برهان آوری(استدلال) شکل میگیرد.نوجوان باید در شرایطی قرار گیرد که بتواند برای گفتهها و اعمال و رفتار خود دلایلی قانع کننده عرضه نماید و یا برای اقدام به امری بیندیشد. صاحب نظران سنین ۱۶-۱۴ سالگی را سنین کمال هوش دانستهاند.
۵- بلوغ روانی: که در آن مساله رشد ادراک و هویت یابی مطرح است و فرد میتواند بدون اتکا به دیگران به خود متکی باشد و از آزادی و استقلال به گونهای مشروع و مشروط استفاده کند.
زیبا دوستی،حقیقت طلبی و معنی خواهی در زندگی او جایگاهی داشته باشد وبتواند خود را از تعلقهای شدید و وابستگیهای گوناگون آزاد نماید.
بلوغ شرعی
شکل دیگری از بلوغ آدمی، بلوغ شرعی است که در ارتباط با انجام واجبات و رعایت تکالیف دینی برای پسران و دختران مطرح میگردد و این امر برای دختران پس از گذشت ۹سال قمری و ورود به ۱۰ سالگی است و برای پسران بروز حالت احتلام یا گذشت ۱۵سال قمری است.بدین ترتیب هر کدام از این دو حالت که زودتر بروز کند پسر بالغ و مکلف خواهد شد.البته در زمینه بلوغ شرعی نظریات دیگری نیز از سوی فقها ابراز شده است.به عنوان مثال در روایتی آمده است که پسر پس از ورود به سن ۱۴سالگی مکلف است چه محتلم شده باشد و چه نشده باشد.حسنه و سیئه برای او ثبت میشود و برای او حق تصرف در امور پدید میآید،مگر آنکه سفیه یا ضعیف باشد.بر اساس تحقیقی که در مورد بلوغ دختران صورت گرفته است [۲] ،بالغ بر ۲۰۰ روایت وجود دارد که در اکثر آنها سن بلوغ شرعی دختران ۹سال تمام ذکر شده است والبته برخی از آنها سنین بالاتری چون ۱۰ و ۱۳ سالگی را نیز ذکر میکنند.شرط رفع یتیمی از دختر، رشدی است که منجر به امکان ازدواج و زناشویی باشد و آن در سن کمتر از ۹سال تمام نیست.در این صورت خرید و فروش برای او مجاز و حدود الهی دربارهاش قابل اقامه است.[۳].
خطرات انواع بلوغ
دوران نوجوانی و بلوغ دوران خطر است.تحولات سریع و غافلگیرکننده ممکن است برای نوجوان آسیب آور و گرفتارکننده باشد.دامنه این خطرزایی نیز وسیع است:
- خطر انحراف و لغزش در زمینههای غریزی و جنسی مثل روابط ناصواب،به خود مشغول شدن.
- خطر اقتصادی مثل دزدی و مصرف بیهوده مال آن هم در راه اقناع هوس.
- خطر اجتماعی مثل تشکیل باند و گروه و معاشرتهای ناصواب و انحراف آمیز.
- خطر فرهنگی در مورد تغییر افکار و آداب،استفاده از ادبیات رسوا و انحراف در هنر.
- خطر بروز بیماریهایی چون اضطراب،وسواس،افسردگی و بیماریهای زیستی.
- خطر خجلت و کم حیایی به ویژه برای دختران که این خود زمینه ساز لغزشهای متعدد است.
- خطر وقاهت و بی باکی،سبقت جویی،غرور،خودشیفتگی و... که هر کدام صدمات و آسیبهایی را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.
- خطر مذهبی مثل تردید در مذهب،تردید در فراگرفتههای اعتقادی و بی اعتنایی به انجام تکالیف شرعی.[۴]
رشد دینی در نوجوانی و جوانی
در تمام ادیان الهی،دوره نوجوانی به عنوان دوره آغاز عمل به آداب و شعائر دینی و دوره آموزش عملی دینداری به حساب میآید.در این دوره است که عبادت مستمر در خانه و مسجد و کنشت و کلیسا و سایر اماکن مذهبی به نوجوانان تکلیف میشود و آنان نیز،اگر از پیش در خانوادهای با باورهای مذهبی رشد یافته باشند و حرمت نهادن به اصول و بنیادهای دینی را آموخته باشند،با علاقه مندی به دین روی میآورند و هویت مذهبی خود را شکل میدهند.هم در جوامع اسلامی و هم در جوامع زرتشتیان و مسیحیان و سایر ادیان الهی،نوجوانی از نظر دینی دوره ورود به زندگی مذهبی بزرگسالی و دوره تجربه کردن دینداری و استحکام بخشیدن به باورها و احساسات مذهبی است.
در دوره نوجوانی است که نوجوانان هم از نظر احساس نیاز به پرستش کمال مطلق و هم از بابت تفکر انتزاعی برای روی آوردن به دین و درک مفاهیم پیچیده دینی،آمادگیهای مقدماتی احساسی و ذهنی لازم را بدست میآورند و خانواده، مدرسه و مراکز دینی فرصت مناسبی در اختیار دارند که باور و رفتار دینی را نیز به آنان بیاموزند.آمادگیهای انگیزشی و احساسی و عقلانی دینی از درون فرد جوانه میزند و محیط تربیتی بیرونی است که اگر جاذبههای مناسب و روشهای درستی را به کار گیرد میتواند ایمان مذهبی نوجوانان را تقویت کند و عالیترین تکیه گاه روح انسان، یعنی ایمان به خداوند را در دل و جان او بنشاند.[۵]
رشد باورهای مذهبی در نوجوانی و جوانی
انتقال باورهای مذهبی به کودکان،نوجوانان و جوانان اساساً توسط خانواده صورت میگیرد و مدرسه و اماکن مذهبی نیز نقش ثانوی خود را در این انتقال ایفا میکنند.باورهای مذهبی هم در نحوه تفکر فرد دربارهٔ هستی،هم در احساسات و عواطف او نسبت به خود و دیگران وهم در رفتار او در برخورد با مسائلی که با آنها روبرو است تأثیر غیرقابل انکاری دارد.
در مطالعاتی که در مورد رابطه میان مذهبی بودن پدر و مادر و مذهبی شدن فرزندان صورت گرفت، این نتیجه بدست آمد که نقش مادر در مذهبی شدن دختر و نقش پدر در مذهبی شدن پسر بیشتر است و در صورتی که بین پدر و مادر اتفاق نظر و عمل مذهبی وجود داشته باشد این تأثیر هم روی دختران و هم روی پسران بیشتر خواهد بود. وقتی که اتفاق نظر مذهبی بین پدر و مادر وجود نداشته باشد،تأثیر پدر بر تربیت مذهبی فرزندان بیشتر است.[۶]
رابطه فضای زندگی و مناسبات درون خانواده با باورهای مذهبی
تحقیقات نشان میدهد که نوع مناسبات در خانواده باعث ایجاد فضایی از زندگی میشود که تأثیر مهمی در افزایش یا کاهش باورهای دینی فرزندان نوجوان و جوان به جای میگذارد.آن دسته از والدین که هم از فرزندان حمایت میکنند و هم روی آنها کنترل دارند فرزندانی را تربیت میکنند که ارزشهای دینی و اخلاقی مشابه والدین خود خواهند داشت. اما والدینی که فرزندان خود را کاملاً حمایت میکنند ولی کنترلی روی آنها ندارند و نیز والدینی که نه حمایت چندانی از فرزندان خود میکنند و نه روی آنها کنترل دارند، فرزندانی تربیت خواهند کرد که باورها و ارزشهای اخلاقی آنها شباهت چندانی به باورها و ارزشهای اخلاقی پدر و مادرشان نخواهد داشت.
وجود تعارض در خانوادهها و در بین والدین و فرزندان مانع از انتقال ارزشهای دینی به فرزندان نوجوان میشود.
تقریباً در همه کشورها،نوجوانان و جوانان عموماً به مذهب علاقه و توجه نشان میدهند و والدین و بزرگسالان نیز با کمک به ایجاد و توسعه مراکز مذهبی و با شرکت در مراسمهای گوناگون مذهبی زمینه مساعدی را برای پاسخگویی به نیازهای دینی آنان و انتقال سنن مذهبی فراهم میآورند.[۷]
تأثیر مدرسه در رشد دینی و اجتماعی نوجوان
مدرسه نهادی اجتماعی و نمایانگر فرهنگی است که به نوجوان عادات و رسوم و مهارتهاو دانش خاصی را منتقل میکند.
مدرسه نظام اجتماعی کوچکی است که نوجوان در آن قواعد اخلاقی،عرف اجتماعی،نگرشها و شیوههای برقراری ارتباط با دیگران را میآموزد. مدرسه غالبا شبکهای از گروه همسالان برای
نوجوان مهیا میکند.تأثیری که مدرسه در اجتماعی شدن بچهها دارد هم به دلیل وجود شاگردان دیگر و هم به دلیل وجود معلمان و برنامههای درسی،بیشتر از محیط خانه است و بیش از آن تابع دگرگونیهای جامعه بوده و اختلاف زیادی با محیط خانه دارد. وظیفه مدرسه است که با ایجاد وتشکیل فعالیتهای اجتماعی گوناگون نوجوان را در مسیر رشد وکمال یاری نماید.همچنین مدرسه است که او را با همسالانش جمع میکند و سبب میشود بعضی را دوست داشته و از عده دیگر متنفر شود و مقام و موقعیت تحقیقاتی و اجتماعی خود را با آنها مقایسه کند.از طرز تفکر آنان متأثر شود و به همکاری و کار دسته جمعی عادت کند و بدین ترتیب راه و رسم رقابت صحیح را بشناسد و یاد بگیرد.[۸].
اخلاق و ارزشهای دینی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم در مدرسه آموزش داده میشود:
آموزش مستقیم اخلاقی و دینی به معنای ادغام دروس دینی و اخلاقی در برنامههای رسمی مدرسه و تأکید بر ارزشها و ویژگیهای معین اخلاقی در احساس و اندیشه و رفتار و گفتار شاگردان است.
آموزش غیرمستقیم اخلاقی و دینی ارتباط مربیان با شاگردان در فعالیتهای فوق برنامه یا حتی در برنامههای روزمره برای تشویق شاگردان به گفتگو دربارهٔ باورها و ارزشهای دینی و اخلاقی خود و دیگران و کمک به آنان برای دستیابی به نگرشها و بروز رفتارهایی است که با ارزشهای اخلاقی و دینی آنان همخوانی داشته باشد.
رشد آگاهی اخلاقی نوجوانان و جوانان در جریان تجارب آنان با محیط طبیعی زندگی اجتماعی- فرهنگی خود آنان شکل میگیرد. بنابراین برای بهبود بخشیدن امور اخلاقی(نظیر عدالت، شجاعت، مروت، صداقت، مسؤلیت، مهربانی و اطاعت) در آنان باید از راهنمایی و ارشاد و تشویق و ترغیب استفاده کرد و به شیوههای تنبیهی و اعمال قدرت نیازی نیست.[۹].
به علت احساس احتیاج،نوجوان به موقعیت ومفهوم مطلق ،تمایل پیدا می کندکه پا را از محدوده خویش فراتر نهد. ارزشهای معنوی هم از این قانون زندگی فکری او خارج نیستند.او به طور غریزی به سمت بالاترین ارزشها کشانده میشود.برای او اخلاق وسیلهای است که به کمک آن میتواند نیروی اراده خود را مورد آزمایش قرار دهد. در برابر آرمان زیبایی شناسی که نوجوان دارد آرمان اخلاقی هم وجود دارد.برای نوجوان اخلاق عبارت است از تعهد و قید کامل و نه بیان چند اصل مهم و وظیفه.منظور از اخلاق اطاعت کامل و یا پیروی از اخلاق اجتماعی نیست،بلکه کوششی است برای برای بالا رفتن تمامی وجود.لذا عقل و خرد مورد تنفر نوجوان است و آن را بی مقدار و مناسب حال اشخاص سالخورده میپندارد.
ارزشهای زندگی اخلاقی نوجوانان،یعنی فضیلتهای آن،که از فضیلتهای سن بلوغ مشخص هستند در صورتی که در هر دو دوره نام این فضایل یکی است،مانند تعاون،سخاوت،ترحم و بردباری،فداکاری و ... ،ارزشهایی وجود دارند که عموما نوجوانان آنها را ترجیح میدهند.مثلا به شرافت به عنوان نقطه درخشانی از مناعت شخصی و به شجاعت تا اندازهای که انسان خود را برای هدفی که دوست دارد فدا کند،عقیده زیادی دارند.باید تذکر دادکه این صفات به شکوفایی کامل تواناییهای فردی کمک مینمایند.[۱۰]
ارزشهای دینی و مذهبی
به نظر استانلی هال،بالاترین میزان حساسیت مذهبی در ۱۶سالگی دیده میشود.در رابطه با تحول مذهبی،( بوره) معتقد است که عشق به خدا در کودکی که روابط بسیار نزدیکی با محبت نسبت به والدین دارد شدیدتر شده و از آن جدا میشود.این عشق به صورت یک نوع رابطه ذهنی درآمده و بیشتر اوقات در دختران نوجوان با جهشهای عارفانه همراه است و در این هنگام است که تمایلات مذهبی روشن و مشخص میشوند.هنگامی که ارزشهای تازه کشف شده با هم در تضاد باشند،ایمان نوجوان با چند بحران مواجه میشود.این وضع زمانی اتفاق میافتد که ارزشهای معنوی و الهی با بعضی از ارزشهای اجتماعی که برای عزت نفس خوشایند است،برخورد کند. گاهی هم هوسهای شهوانی و جسمانی بر ضد قواعد اخلاق و مذهب طغیان می کنندو در این صورت ممکن است ایمان تحت تأثیر شهوات سرکش قرار گرفته،شکست خورده و سقوط کند.از نظر فکری نوجوان کوشش میکند بین اعتقادات و معلومات خود،توافقی برقرار سازد.در بیشتر موارد در سنین ۱۸-۱۷ سالگی . اصول دینی با برخی از واقعیات علمی تناقض پیدا میکند و نوجوان را با بحرانهای جدیدی روبرو میکند. وجود چنین بحرانهایی در دوران بلوغ و مواجه شدن نوجوان با آنها،پیشرفتهای زیادی را در زمینه شخصیت به دنبال دارد. میتوان گفت به دنبال این بحرانهاست که وجدان فردی جای خاص خویش را در شخصیت نوجوان پیدا میکند،نوجوان شخصیت اجتماعی پیدا میکند و در نهایت موجب میشود که نوجوان جایگاه خود را نسبت به ارزشهای زندگی بیابد.بین دو مقطع زمانی که نوجوان از ارزشهای شخصی خود آگاه میشود و زمانی که ارزشهای اجتماعی او را احاطه میکنند فاصلهای وجود دارد باید آن را حفظ کرده و از آن استفاده نمود.[۱۱]
چگونگی آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی به نوجوانان و جوانان
چگونگی آموزش ارزشهای اخلاقی و دینی به نوجوانان و جوانان در همه جای جهان چه در کشورهای پیشرفته صنعتی و چه در کشورهای در حال توسعه،موضوع بحثهای مهمی قرار گرفته است و ما نیز در کشور خود نیاز جدی داریم که آن را به گفتگوهای اساسی و مبتنی بر یافتههای علمی بکشانیم.
بسیارند پدر و مادرهایی که نگران بی اعتنایی یا کم اعتنایی نوجوانان و جوانان به ارزشهای معنوی هستند.پدر و مادرهای دیگری نیز هستند که چگونگی آموزشهای اخلاقی و دینی را در مراکز آموزشی نادرست یا همراه با خطاهای فاحش میدانند. مسلماً کسانی نیز هستند،خاصه متولیان آموزشهای اخلاقی و دینی در مراکز آموزشی رسمی که وضع موجود را نزدیک به وضع مطلوب تلقی میکنند و در مقابل انتقاداتی که از اهداف و محتواو روشهای آموزشی آنان به عمل میآید، به شدت ناراحت و برآشفته میشوند.
آموزش پنهان یا ضمنی همیشه و در هر نوع آموزشی وجود دارد،اما همگان آن را نمیبینند.
آموزش پنهان یا ضمنی عبارت از فضای اخلاقی و دینی رایج در مراکز آموزشی است. آموزش پنهان یا ضمنی را ۷۰ سال پیش جان دیوئی۱۹۳۳ برای اولین بار مطرح کرد و اظهار داشت که جدا از برنامههای آشکار و رسمی آموزشی در مورد آموزش اخلاقی و دینی، هر محیط آموزشی سرشار از برنامههای پنهان اخلاقی و دینی است که بر فضای آموزشی مسلط است.این فضا در مقررات محیط آموزشی و کلاس درس در رفتار و نگرشهای مدیر، معلم و سایر کارکنان مرکز،در طرز برخورد آنان در برخورد آنان با فعالیتهای درسی و فوق برنامه و در محتوای کتابهای درسی و سایر مواد آموزشی مشاهده میشود.
الگوهای اخلاقی و دینی که مدیر و معلمان و کارکنان مراکز آموزشی به شاگردان ارائه میدهند، تأثیر عمیقی بر باورها و رفتارهای اخلاقی و دینی شاگردان به جای میگذارد که ممکن است از تأثیر آموزشهای رسمی و برنامه ریزی شده اخلاقی و دینی در مدرسه نیز بیشتر باشد.این الگوها در واقع یک نظام از باورها و رفتار اخلاقی و دینی( مثلا در مورد خوبی و بدی، شیوه برخورد با دیگران، فاصله حرف و عمل،ویژگیها و عمق رفتارهای دینی) را به شاگردان ارائه میدهد.[۱۲]
عوامل بی رغبتی به نماز
انسانی که به خوردن غذا یا میوه سالم تمایل ندارد حتماً از سلامت جسمی محروم است و یا آنکه ویتامین وخاصیت غذا برای او ناشناخته است و یا عوامل جانبی او را از خوردن غذا باز میدارد. نیایش و نماز غذای سالم روح است. پس چرا بعضی نسبت به آن بی رغبت و بی تفاوتند؟ و چه عواملی مانع کشش و جذب به آن هستند؟
گناه و آلودگی
یکی از میراثهای ارزشمند در فرهنگ اسلامی دعاها و مناجاتهایی است که از ائمه معصومین علیهم السلام به یادگار مانده است که در آن معارف اسلامی به زبان دعا بیان شده است.در دعای ابوحمزه ثمالی، امام سجاد(ع) به بررسی عوامل بی رغبتی نسبت به نماز و مناجات پرداخته و به خداوند تبارک و تعالی عرض میکند:"خدایا چه شده است که هرگاه با خود میگویم که آماده نماز شوم و مناجاتی با تو داشته باشم،کسالت را در هنگام نماز بر من مسلط مینمایی؟و لذت مناجات را از من سلب میکنی... شاید مرا بی اعتنا به ربوبیت خود یافتی و از خود دور نمودهای... شاید به جرم و گناهم مرا مجازات نمودهای؟ شاید مرا مأنوس با اهل بطالت می دانی و انس با نماز را از من سلب کردی؟”آری بدینسان امام علیه السلام،گناه و آلودگی را از عوامل مهم بی رغبتی به نماز معرفی میفرماید.
عدم شناخت و بی مهری به خداوند
شخصیتی که ناشناخته و توصیف نشده باشد،جاذبه و حریم نخواهد داشت. در سوره مبارکه حمد خداوند سبحان، نخست خود را برای جهانیان توصیف میکند که رابطه اش با آنان رابطه مالک و مربی است و او نسبت به مملوکین و مربوبین خویش، سراپا محبت و لطف است و این ارتباط با ختم پرونده انسانها در نشا اولی و دار دنیا قطع نمیگردد و درجهان آخرت، مرکز همه توجهات و قدرتها اوست و لاغیر.پس از آنکه انسان خدای خویش را شناخت و در پرتو این شناخت احساس محبت و عشق پیدا کرد،آنگاه از قول انسان میفرماید:"ایّاک نعبد و ایّاک نستعین". آن کس که در برابر دریای بیکران رحمت و لطف الهی سر تعظیم فرو نمیآورد و نسبت به او احساس محبتی ندارد. در یک روایت قدسی خداوند متعال رغبت و عشق به نماز را ناشی از شناخت و محبت به خداوند میداند و میفرماید:"یَابنَ عِمران لَو رَأَیتَ الّذینَ یُصَلّون لی فی الدّجی وَ قَد مَثُلتُ نَفسی بَینَ اَعیُنِهم وَ هُم یُخاطِبونی... یَابنَ عِمران کَذِبَ مَن زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُنی فَاِذا جَنَّه اللَّیلُ نامَ عَنّی اَلَیسَ کُلُّ مُحِبٍّ یّحِبُّ خَلوَهَ حَبیبهِ.”[۱۳] یعنی: ای موسی، اگر ببینی آنان را که درون شب برای من نماز میخوانند گویا من درپیش چشمان آنانم و با من به گفتگو نشستهاند... ای فرزند عمران،خطا میکند و دروغ میگوید آن کس که میپندارد مرا دوست دارد اما همینکه شب فرا میرسد می خوابد.آیا هر محبی سخن گفتن در خلوت با محبوب خود را دوست نمیدارد؟[۱۴].
آمار1.
اولین طعم شیرین راز ونیاز با خدا را در چند سالگی چشیدهاید؟
در مقطع راهنمایی از ۱۴۶ نفر دانش آموز دختر،۰۶/۴۱٪ بیان کردهاند قبل از تکلیف نمازشان را شروع،۰۷/۵۴٪ از زمان تکلیف و ۸۸/۴٪ بعد از تکلیف نمازشان را شروع کردهاند.
در مقطع متوسطه از ۱۷۴ نفر دانش آموز پسر،۹۹/۷۲٪ قبل از تکلیف مشغول به نماز خواندن شدهاند،۲۹/۲۵٪ از زمان تکلیف و ۷۲/۱٪ بعد از تکلیف نماز خواندن را آغاز نمودهاند.
این اطلاعات نشان میدهد اگر نوجوان آشنایی به مهر خدا را در کودکی توسط خانواده یا دوستان ویا مربیان تجربه کند،چه درصد جالبی از آنها در نماز جماعت شرکت میکنند.
ناآشنایی با فلسفه و معانی عبادت و نماز
نماز تجسم باوری از نیازهای درونی انسان است.بنابراین بپا داشتن آن مبتنی بر درک صحیح از اسرار و فلسفه آن است. انسانی که نمیداند چرا باید نماز بخواند و چه اثری برآن مترتب است و چه مضامینی در این گفتگوهای مکرر مورد بازگوئی قرار میگیرد، طبعا نسبت به این عبادت فاقد انگیزه و رغبت است.
نه تنها نماز، بلکه انسان صرفاً در برابر اعمالی تمکین میکند که اگرچه به ناروا و غلط،تصویر و باور قانع کنندهای از آن داشته باشد و جسم یا روان خود را محتاج به آن بداند. نیاز، مدار همه کنشها و محور تمامی تلاشهای انسان است. حتی خوردن و خوابیدن اگر مفید تشخیص داده نشوند، ترک میگردند و گرسنگی و بیخوابی برای درک منفعت برتر، به نفس تحمیل میشود.
در میان اینهمه نیازهای شناسایی شده اگر نماز یا هرگونه عبادت و پرستشی ناشناخته بماند،چه چیزی میتواند توجیه کننده رغبت و تمایل به آن باشد؟ و چگونه انسان میتواند به جای کار یا استراحت ویا تماشای تلویزیون، اولویت را به این روایت ناآشنا اختصاص دهد؟
درمان بیماری بی رغبتی به نماز در گرو شناخت نماز و معانی و اسرار آن است.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند:
لَو تَعلَم مالَکَ فی صَلاتِکَ وَ مَن تُناجی ما سَئِمتَ و مَا التَفَتَّ.[۱۵].
یعنی: اگر بدانی نماز چیست و با چه کسی نجوا و گفتگو میکنی خسته نمیشوی و نماز را به پایان نمیبری[۱۶].
پیشگیری از وقوع مشکلات جوانان از دیدگاه اسلام
اسلام بیشترین توجه خود را به پیشگیری از وقوع مشکلات معطوف داشته و قدمهای مهمی را در این طریق برداشته است:
اصلاح روابط خانوادگی
خانواده مهمترین پناهگاه برای جوانان است.اساس خانواده از نظر اسلام بر مبنای دوستی و مرحمت است.قرآن مجید در این باره میفرماید:"وَجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَه وَ رَحَمَه"(۲۱ روم)،خداوند بین اعضای خانواده دوستی و شفقت قرار داد.رابطه خانوادگی باید بر مبنای عطوفت وتفاهم باشد و همانگونه که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:"فلیعطف کبیرکم علی صغیرکم و لیوقر صغیرکم کبیرکم"، باید بزرگترها نسبت به کوچکترها مهربان باشند و کوچکترها احترام بزرگترها را نگه دارند.
اصولاً تشکیل خانواده برای تفاهم و تبادل همه جانبه و ایجاد فضای دوستی است . مطلوب هر کس این است که خانواده و فرزندانش باعث چشم روشنی او باشند.همه این خواسته را دارند که "ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین"، خدایا خانواده و فرزندان ما را سبب چشم روشنی ما قرار ده.
اعضای خانواده همدیگر را تکمیل میکنند و مایه دلگرمی یکدیگرند.
امام علی(ع) فرمودند:با خانواده ات به گرمی و خوبی رفتار کن زیرا آنان بال و پری هستند که به وسیله آن میپری و اصل و بنا و مقصدی هستند که به سمت آن میروی و دستی هستند که با آن حمله میکنی.
خلاصه خانواده محل امن، جای دلگرمی، فضای تبادل و تفاهم و محیط صفا و صمیمیت است.[۱۷].
آمار2.
آیا به نظر شما اختلافات خانوادگی و طلاق تأثیر در بی اهمیتی به نماز دارد؟
در پاسخ دانش آموزان به این سؤال نتایج زیر بدست آمد:
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۴۲ نفر دانش آموز دختر،۱۳/۵۴٪ پاسخ خیر و ۸۷/۴۵٪ پاسخ بلی دادهاند واکثر کسانی هم که جوابشان خیر بوده است،گفتهاند باید آنقدر از نظر اعتقادی قوی باشیم که با این گونه مشکلات از خدا دور نشویم و حتی بعضی گفتهاند کسانی را میشناسیم که بعد از چنین اتفاقاتی به خدا نزدیکتر شده و بیشتر اهل نماز و عبادت شدهاند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۶۶ نفر دانش آموز پسر،۷۵/۳۶٪ پاسخ خیر و ۲۵/۶۳٪ پاسخ بلی دادهاند. کسانی که پاسخ بلی دادهاند بر این باورند که در اثر چنین اتفاقاتی یک بی انگیزگی یا یک بی هدفی در زندگی پیش میآید که باعث میشود از خدا دور شده و به نماز پشت کنند.
تحقیقـات نشان مـی دهد که تعداد کمتری از دانـش آموزان اختـلافـات خانوادگـی را بـی تأثیر نمیدانند و اذعان دارند که اگر راهی برای حل مشکلات نبود،حداقل راهی برای ادامه عبودیت آنها هست و آن تقویت باورهای اعتقادی میباشد .
آمار3.
آیا به نظر شما اگر کسی یکی از اعضای خانواده اش را از دست بدهد،میتواند عامل سهل انگاری در نماز باشد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۳۸ نفر دانش آموز دختر،۸۵/۲۱٪ جواب مثبت و ۱۵/۷۸٪ جواب منفی دادهاند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۶۶ نفر دانش آموز پسر،۳۳/۳۱٪ جواب مثبت و ۶۷/۶۸٪ جواب منفی دادهاند.
نکته قابل توجه اینکه با ارتقاء سطح تحصیلی از راهنمایی به متوسطه، متوجه میشویم میزان کسانی که عامل مشکلات خانوادگی را مؤثر میدانند،بیشتر شده است و شاید بتوان گفت وقتی انسان به سن نوجوانی میرسد بیشتر نقش خانواده را احساس میکند و مشکلات خانوادگی را عامل بی انگیزگی به عبادت تلقی میکند.
ایجاد اسوه و الگوی مناسب برای جوانان
وجود الگو و سرمشق مناسب به یادگیری رفتار صحیح میانجامد.اگر رفتار والدین مناسب نباشد و سرمشق خوبی برای فرزندان نباشند،مدل رفتاری خوبی نخواهند داشت.باید مدلها و الگوها درست رفتار کنند تا نوجوانان سرمشق رفتاری خوبی داشته باشند و رفتار مناسبی نشان دهند.[۱۸]
آمار۴
آیا رسانهها میتوانند باعث دور کردن جوانان از نماز بشوند؟کدام رسانه؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۳۳ نفر دانش آموز دختر،۰۷/۵۱٪ پاسخ خیر و ۹۳/۴۸٪ پاسخ بلی دادهاند.اکثر کسانی که جواب بله دادهاند از رسانههای بیگانه نام بردهاند وحتی به بعضی از برنامههای خاص آن هم اشاره کردهاند که نشان دهنده این است که این دانش آموزان کم بیش از این رسانهها استفاده میکنند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۷۰ نفر دانش آموز پسر،۸۲/۶۸٪جواب مثبت دادهاند و ۱۸/۳۱٪جواب منفی. در این مقطع دانش آموزان به رسانههای بیگانه و شبهاتی که در این رسانهها در مورد دین اسلام مطرح میشود،اشاره نمودهاند.
انتخاب دوستان مناسب
دوستان نقش مهمی در شکل گیری رفتار اجتماعی نوجوانان دارند.چه بسیار نوجوانانی که در اثر همنشینی با دوستان ناباب به انحراف کشیده شدهاند و پس از خطا کاری و اشتباه خود میگویند:"یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا”[۱۹] وای بر من،ای کاش فلان شخص را دوست خود نگرفته بودم.البته این تأسف نتیجهای ندارد.اسلام به مسأله دوستی توجه خاصی نموده و حتی معیار سنجش فرد را دوست او دانسته است.
پیامبر(ص) میفرماید: افراد تابع عقیده دوست خود هستند،پس مواظب باشید که با چه کسی دوست میشوید.[۲۰] دستهای از جوانان استدلال میکنند که تحت تأثیر دوست قرار نمیگیرند،اما اینگونه نیست و بنابر گفته امام صادق(ع) آنکه با دوست ناباب مصاحبت میکند به سلامت نمیماند و حتماً آلوده میشود. بر این اساس اسلام جوانان را از دوستان ناباب بر حذر میدارد و حتی الفاظی که حاکی از تحذیر و ممانعت است به کار میبرد. امام علی(ع) فرمودند:از همنشینی با کسی که تو را اغفال میکند و فریب میدهد دوری کن،زیرا چنین کسی تو را خوار میکند و به هلاکت میاندازد. [۲۱]
آمار5.
دوستان شما مشوق نماز جماعت در مدرسه هستند؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۴۳ نفر دانش آموز دختر،۷۹/۶۳٪ پاسخ بلی و ۲۱/۳۶٪ پاسخ خیر دادند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۷۴ نفر دانش آموز پسر،۲/۵۹٪ پاسخ مثبت و ۸/۴۰٪ پاسخ منفی دادند.
آمار6.
در مسأله نماز،آیا شما تأثیر پذیر هستید؟یا تأثیر گذار و یا هر دو مورد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۳۶ نفر دانش آموز دختر،۱۹/۲۱٪ تأثیر پذیر،۴۴/۱۱٪ تأثیر گذار و ۳۷/۶۷٪گزینه هر دو مورد را انتخاب نمودهاند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۵۶ نفر دانش آموز پسر،۲۵٪تأثیر پذیر،۵۴/۱۱٪ تأثیر گذار و۴۳/۶۳٪ گزینه هر دو مورد را انتخاب نمودهاند.
با توجه به دو سؤال فوق میزان تأثیر دوستان بر مسأله نماز و عبادت به خوبی مشخص میشود و نیز با توجه به تأثیرگذار بودن دانش آموزان بر یکدیگر،از این راه میتوان برای ترغیب و تشویق دانش آموزان به امر عبادت و نماز استفاده نمود.
تشویق جوانان به بهره وری از دوران نوجوانی
فرصتها سریع میگذرد و فرصت جوانی را باید غنیمت شمرد.بسیاری ازاحادیث اهمیت این دوره و استفاده از آن را گوشزد میکنند،تا جوانان به کاری سازنده دست بزنند و آینده بهتری را تدارک ببینند.
امام علی(ع) فرمودند:پیش از آنکه دوران پیری فرارسد از جوانی خود استفاده کن و آن را بیهوده صرف مکن. [۲۲]
در بحث نماز اگر کادر مدرسه در نماز جماعت حضور پیدا کنند،خود الگویی میشود که دانش آموزان را تشویق کند که از این فرصت خوب برای عبادت و راز و نیاز با خدا استفاده کرده و به سادگی آن را از دست ندهند.
آمار7.
به نظر شما حضور معلمان و کادر مدرسه در نماز جماعت چقدر باعث تشویق دانش آموزان در نماز میشود؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۳۸ نفر دانش آموز دختر،۲۵/۸۰٪ این حضور را مؤثر دانسته و ۷۵/۱۹٪ آن را بی تأثیر قلمداد کردهاند.
در مقطع متوسطه از مجموع ۱۶۶ نفر دانش آموز پسر،۱۱/۷۷٪ این حضور را مؤثر دانسته و ۸۹/۲۲٪ آن را بی تأثیر قلمداد کردهاند.
آمار8.
آیا امام جماعت در شرکت کردن دانش آموزان در نماز جماعت نقشی دارد ؟
در مقطع راهنمایی ازمجموع ۲۳۸ نفر دانش آموز دختر%۹۱/۶۸ جواب مثبت و% ۰۹/۳۱ جواب منفی دادهاند.
و در مقطع متوسطه از مجموع ۱۷۴ نفر دانش آموز پسر %۶۱/۸۱ جواب مثبت و %۳۹/۱۸ جواب منفی دادهاند.
در این آمار مشخص میشود که هر چه فهم دانش آموزان بالاتر برود نقش روحانیت را در مسائل دینی بیشتر حس میکنند.
آمار 9.
امام جماعت مدرسه شما نقشی در فعالیتهای فرهنگی دارد؟
در مقطع راهنمایی از مجموع ۲۳۵ دانش آموز دختر %۶/۷۶ جواب مثبت و%۴/۲۳جواب منفی دادهاند.
و در مقطع متوسطه از مجموع۱۵۸ دانش آموز پسر %۸۰/۵۳ جواب مثبت و %۲۰/۴۶ جواب منفی دادهاند.
چون اینجانب در این دو مدرسه اقامه نماز ظهر وعصر داشتهام ،علت اینکه در آمار ۹ ،دانش آموزان مقطع راهنمایی درصد جواب مثبت شان بالاتر است این است که در مقطع راهنمایی ، نماز اول وقت برگزار میشد و زمان بیشتری در اختیارم بودبنابراین برنامههای متنوعی برای آنها اجرا میکردم ودر ضمن برنامه، جوایزی هم به دانش آموزان فعال در برنامه داده میشد. اما در مقطع متوسطه زمان محدودی در اختیار داشتم آن هم فقط یک روز در هفته ، به مدت ۵دقیقه . و روزهای دیگر فقط نماز جماعت اقامه میشد .
پس اگر روحانی در برنامههای فرهنگی مدرسه فعال باشد دانش آموزان آن را حس میکنند و عکس العمل نشان میدهند.
فلسفه عبادت و نماز در قرآن
قرآن فلسفه نماز را یاد خدا میداند:"اقم الصلوه لذکری”[۲۳].
و ذکر خود را مایه آرامش دلها: "الا بذکر ا... تطمئن القلوب”[۲۴].
و نتیجه آرامش دل را پرواز به ملکوت ذکر مینماید:"یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک”[۲۵].
قرآن در موارد دیگری،دلیل عبادت را تشکر از خداوند میداند:"اعبدوا ربکم الذی خلقکم”[۲۶] پرستش کنید پروردگارتان را که شما را آفرید.
"فلیعبدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف”[۲۷].
پس پروردگار این خانه (کعبه) را پرستش کنید که آنان را از گرسنگی و ناامنی نجات داد.
در بعضی ازآیات به نقش تربیتی نماز اشاره شده است:"ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر”[۲۸]همانا نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز میدارد.
زیرا نمازگزار ناچار است به خاطر صحت نماز یا قبول شدن آن یک سری دستورات دینی را مراعات کند،که رعایت آنها خود زمینهای برای دوری از گناه و زشتی است.
آری کسی که لباس سفید بپوشد طبیعی است که روی فرش یا زمین آلوده نمینشیند.
قرآن به دنبال سفارش به نماز میفرماید:"ان الحسنات یذهبن السیئات”[۲۹]همانا کارهای شایسته (مانند نماز) گناهان را از بین میبرند.
پس نماز یک توبه عملی از گناهان گذشته است و خداوند با این آیه به گناهکار امید میدهد که اگر به کارهای شایسته همچون نماز و عبادت روی بیاورد،بدیهایش محو میشود. [۳۰].
ناآشنایی با نیازهای خود
عدم برآورد صحیح نیازها موجب غفلت از ضرورتها میگردد. اگر انسان نیاز خود را به معبود درک کند و بداند که به ثمر رسیدن هر تلاش و کوششی در گرو اراده خداوند است،از هماهنگی و پیوند با او در تمامی مقاطع فعالیتها و برنامههای روزمره دریغ نمیکند.او نمیداند که تمامی گرههای او باید در نماز و ارتباط با خدا گشوده شود.در برابر چنین گمراهی و نادانی خداوند متعال به ملائکه خود خطاب میکند: به این بنده من نگاه کنید چقدر در اشتباه است،او میپندارد که نیازهای او بدست غیر من برآورده می شودو نمیداند که من حوائج او را برمی آورم. [۳۱].
آری قهر با خدا و فراموشی یاد او تنها از جهالت ناشی میشود، جهل نسبت به خدا،جهل نسبت به نماز و جهل نسبت به نیازها و فقر خویش و لذا از هر فرصتی برای فرار استفاده میکند.
اقامه نماز ، نه نماز خواندن یا برگزار کردن نماز
البته هر انسان مؤمن و مکلفی باید نماز بخواند،اما اقامه نماز امر دیگری است. در مقابل اضاعه صلوه داریم:”و خلف من بعدهم حلف اضاعوا الصّلوه و اتبعوا الشّهواه.”اضاعه نماز در مقابل اقامه نماز است. بدترین وضع اضاعه نماز این است که روح نماز، نباشد چه شکل آن باشد چه نباشد. ما باید جامعه را به روح نماز فرابخوانیم.سوق دادن جامعه به باطن نماز در آنجاست که اشتیاق کارساز است نه اجبار. با اجبار نه میشود کسی را نمازگزار واقعی کرد و نه نمازی که با زور و اجبار بر کسی تحمیل شده است. آن نمازی واقعی است که نمازگزار بهترین و بالاترین لذتها را در نماز ببیند،عشق پیدا کند و با اشتیاق برود.
ما باید اقامه نماز کنیم.زمینه اشتیاق و شوق به نماز را با نشان دادن باطن نماز در اعمال و رفتارمان که مورد توجه و الگو برداری جامعه هستیم،نشان بدهیم.
در قرآن "وای بر تارکان نماز”گفته نشده است، ولی "وَیلٌ لِلمُصَلّین(۴ ماعون)”گفته شده است. وای بر نمازگزارانی که ریا میکنند، یعنی دین را وسیله بدست آوردن و خریدن دنیای خویش کردند. آن را دستمایه برخورداری از زندگیهای اعتباری دنیا کردند.
"وَالَّذینَ هُم یَرآؤن وَ یَمنَعُونَ الماعون(۶و۷ ماعون)”درد جامعه ندارند. نماز میخوانند اما نسبت به بدبختیهای موجود در جامعه، بدبختیهایی که انسان و بشریت با آن روبرو است،حساس نیستند.وای بر این نمازگزاران.نمازی که شما را به خلوص و صفا نرساند،نمازی که درد دیگران را در جان شما شعله ور نکند.اگر هم نماز بگزارید مخاطب “وَیلٌ لِلمُصَلّین(۴ ماعون)“در قرآن هستید.ممکن است ما که مدعی دین و ارزشها هستیم، کاری کنیم که مردم و به خصوص جوانان عزیز به جای گرایش به نماز،از نماز زده بشوند.[۳۲].
نتیجه گیری
در پایان به عنوان نتیجه گیری این تحقیق کتابخانهای و میدانی میتوان گفت:
همه انسانها بر فطرت پاک خلق شدهاند و اگر دچار لغزش شده و مسیری را به اشتباه میروند، به دلیل عدم آگاهی آنها از وظایف خود و نیز عدم وجود یک راهنما و مشاور در هر مقطع از زندگی در کنار آنهاست که بتواند نیازها و چگونگی رفع آنها و برخورد با مشکلات زندگی را به آنان بیاموزد.
بنابراین.
۱.اگر بتوانیم در خانوادهها، مدارس و جامعه، نوجوانان و نیازهای آنها را خوب درک کرده و شناسایی کنیم،.
۲.به شیوهای مناسب با آنها برخورد کنیم و.
۳. بتوانیم دین اسلام را با تمامی زیباییهای آن به آنها معرفی کنیم، بی شک تمامی آنها علاقمند به مفاهیم دینی و مشتاق ارتباط با خدای متعال خواهند شد که لازمه این کار،افزایش بودجههای فرهنگی در این زمینه و تربیت افراد متخصص در امور نوجو انان میباشد.
امید است که با همت اعضاء خانواده و مسؤلین فرهنگی،گامهای بلندی جهت ارتقاء سطح مذهبی نوجوانان و جوانان برداشته شود.
ان شاا... با ظهور حضرت مهدی(عج) ،آیین نماز که در قرآن به عنوان یکی از راهکارهای عملی مهدویت شمرده شده است جهانی گردد.
فهرست منابع
۱- قرآن مجید.
۲- وسائل الشیعه حرعاملی.
۳- ارشاد القلوب.
۴- بحار الانوار علامه مجلسی.
۵- دنیای بلوغ، تألیف دکتر علی قاسمی، نشر امید.
۶- رشد اخلاقی،ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی،تألیف دکتر حسین لطف آبادی، نشر نسل سوم.
۷- نگرش نو به تربیت نوجوان، تألیف لیدا کاکیا، نشر آفاق.
۸- روانشناسی رشد در دوره نوجوانی، تألیف دکتر محمد قشلاقی، نشر مولانا.
۹- پرستش آگاهانه، تألیف محسن قرائتی، نشر ستاد اقامه نماز.
۱۰- نیایش، تألیف پژوهشهای گروهی از فضلاء، نشر ستاد اقامه نماز.
۱۱- تفسیر نماز، تألیف محسن قرائتی، نشر ستاد اقامه نماز.
۱۲- روانشناسی نوجوانان و جوانان، تألیف دکتر احمدی، نشر مشعل.
پانویس
- ↑ دنیای بلوغ،ص23
- ↑ وسائل الشیعه،ج13،ص431
- ↑ دنیای بلوغ،ص33
- ↑ دنیای بلوغ،ص42
- ↑ رشد اخلاقی،ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی،ص74
- ↑ رشد اخلاقی،ارزشی و دینی در نوجوانی و جوانی،ص91
- ↑ همان
- ↑ نگرش نو به تربیت نوجوان،ص34
- ↑ دنیای بلوغ،ص116
- ↑ روانشناسی رشد در دوره نوجوانی،ص81
- ↑ همان،ص66
- ↑ همان،ص114
- ↑ ارشاد القلوب-از امام صادق(ع)-بحارالانوار87/139
- ↑ پرستش آگاهانه،ص203و204
- ↑ بحارالانوار،82/234
- ↑ پرستش آگاهانه،ص205
- ↑ روانشناسی نوجوانان و جوانان،ص229
- ↑ همان
- ↑ فرقان/28
- ↑ مستدرک،ج2،ص63
- ↑ غررالحکم،ص152
- ↑ همان،ص340
- ↑ طه/14
- ↑ رعد/28
- ↑ فجر/28
- ↑ نساء/1
- ↑ قریش/2
- ↑ عنکبوت/45
- ↑ هود/14
- ↑ تفسیر نماز،ص22
- ↑ وسائل الشیعه،ج3،ص24
- ↑ نیایش،ص22







