فرهنگ مصادیق:جهاد در قرآن مجید. انواع آثار و فواید

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جهاد در قرآن مجید. انواع آثار و فواید

محتویات

بخش اول خلاصه و چکیده مطالب

جهاد

جهاد از ماده جهد به معنای مشقت و رنج است در کاربردهای شرعی به هر گونه تلاش و بذل جان، مال و توان خویش در راه اعتلای کلمه اسلام و اقامه و برپایی شعایر ایمان اطلاق می‌شود. جهاد بر خلاف جنگ بر اساس انگیزه‌های مادی و مالی انجام نمی‌شود چنانکه هدف از آن کشتن انسان دیگری نیست، بلکه بخشیدن حیات به جامعه‌ای است که به هر طریقی گرفتار علل و عوامل ضد کمالی شده و مجاهدان با تیغ تیز شمشیر، غده‌ها و بخشهای بیمار را از جامعه می‌زدایند و می‌کوشند تا فرصت تازه‌ای به دیگر افراد جامعه بخشند تا در یک فضای مناسب، با بهره مندی از آزادی فکری و آموزه‌های وحیانی و عقلانی و عقلایی، مسیر کمالی خود را بیابند و در یک گفتمان مثبت و سازنده قرار گرفته و رشد و نمو کنند؛

معنای مجاهدت در راه خداوند وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا

معنای(جاهدوا) این است که جهادشان همواره در راه ما است و کنایه از این است که جهادشان همواره در اموری است که متعلق به خداوند است، چه جهاد در راه عقیده باشد و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خداست، هیچ عاملی ایشان را از ایمان به خدا و اطاعت او باز نمی‌دارد. لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ;اینجا خداوند برای خود راه‌هایی نشان می‌دهد و راه‌ها هر چه باشد، سرانجام به درگاه او منتهی می‌شود. زیرا به سوی صاحب راه منتهی می‌شود و آن صاحب راه، منظور اصلی از راه است. مثلا وقتی می‌گویند: این راه سعادت است؛ یعنی این راه به سوی سعادت منتهی می‌شود، پس راه‌های خدا طریقه‌هایی است که آدمی را به او نزدیک کند.

فلسفه جنگ و جهاد

وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ # ...وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ .#و قاتلوهم حتی لا تکون فتنة در این آیات به سه نکته اشاره شده که منطق اسلام را در بارهٔ جنگ کاملا تبیین می‌کند. با جملهٔ در راه خدا نبرد کنید، هدف اصلی جنگ‌های اسلامی را روشن می‌سازد که جنگ به دلیل انتقام جویی، جاه طلبی و ریاست و کشور گشایی از نظر اسلام محکوم است، جنگ تنها باید در راه خدا باشد
در مورد این که با چه کسانی باید جنگید، جملهٔ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ؛ با آن‌ها که با شما مقاتله می‌کنند، صراحت دارد که تا طرف مقابل دست به اسلحه نبرده و به مقاتله نپرداخته، مسلمانان نباید بجنگند. ابعاد جنگ نیز با جملهٔ و لا تعتدوا؛ از حد تجاوز نکنید، مشخص شده، چه این که جنگ در اسلام برای خدا و در راه خداست و در راه خدا نباید هیچ گونه تعدی و تجاوز باشد. در آیه دوم محدودیت مکانی و در آیهٔ سوم محدودیت زمانی جنگ را نیز بیان کرده است .

اهداف مختلف در جنگ و جهاد

انسان‌ها برای هدف‌های متفاوت جنگ می‌کنند. بعضی برای دنیا می‌جنگند و بعضی برای آخرت می‌جنگند. آیه مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ در باره شکست مسلمانان در جنگ احد نازل شده که عده‌ای به دلیل جمع غنایم، باعث شکست مسلمانان شدند.

حرکت به سوی جهاد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ خداوند در آیهٔ فوق از مؤ منان سؤ ال می‌کند که چرا به سوی میدان جهاد در راه خدا حرکت نمی‌کنید و سنگینی به خرج می‌دهید؟ علی ع می‌فرماید: به سوی میدان جهاد برای کشتن دشمن خود حرکت کنید، خدا شما را رحمت کند و سنگینی به خرج ندهید تا در عاقبت تن به ذلّت و خواری دهید. زیرا مبارز جنگجو همیشه بیدار است و اگر کسی در جنگ بخوابد، بداند که دشمن او هرگز نمی‌خوابد؛

انواع جهاد

جهاد بر سه قسم است :

جهاد اصغر

مقاتله و جنگ در جبهه رزم با دشمنان اسلام است فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ

جهاد کبیر

جهاد علمی و فرهنگی است که به وسیلهٔ معارف قرآن کریم با کژی‌ها و انحرافات در جامعه مبارزه می‌شود. قرآن کریم در این زمینه به پیامبر اکرم ص می‌فرماید فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا ۵۲فرقان پس تو هرگز از کافران فرمان مبر و در راه حق و عدالت و خشنودی خدای یکتا، به وسیله این کتاب پرشکوه با آنان به جهادی بزرگ بپرداز و روشنگری کن. برترین و پرشکوه‌ترین جهادها و تلاش‌ها در پیشگاه خدا، جهاد علمی و فکری و فرهنگی است؛ جهاد کسانی است که با روشنگری خویش بافته‌ها و ساخته‌ها و شبهات بداندیشان و گمراه گران را از اذهان و افکار می‌زدایند و مردم را با روح و جان دین خدا و هدف‌های بلند آن آشنا می‌سازند. زیرا جهادی است که گفتمان درست فکری و فرهنگی را به جامعه ارایه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان باطل مستبدانه با سرکوب افکار و فرهنگ‌های عقلانی و عقلایی دیگر بر جامعه مسلط شود.
در روایات جوهر سیاه قلم عالم از خون سرخ شهید برتر دانسته شده مداد العلماء افضل من دماء الشهدا این تفضیل از آن روست که جهادهای مالی و جانی، زمینه سازی فرصتی برای گفتمان علمی و فرهنگی در جوامع بشری و رهایی بشر از گفتمان ستمگرانی است که با استبداد رای و خودکامگی، هرگونه اندیشه‌های رقیب را سرکوب کرده و ضد ارزش‌ها را جایگزین ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری می‌کنند. تلاشی که انسان در جهاد کبیر می‌کند، رهایی خود و دیگران از تسلط فکری و فرهنگی است و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان باطل، بینش و نگرش او را سامان دهد و رفتارش را تحت کنترل درآورد و او را بنده فکری و فرهنگی خود سازد. در جهاداکبر، انسان به خودش اجازه نمی‌دهد تا هواهای نفسانی بر او چیره شود.

جهاد اکبر

جهاد با نفس است که در حدیث معروف نبوی آمده : آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند که منظور جهاد با دشمن ظاهری است و بر عهدهٔ آن‌ها جهاد اکبر؛ یعنی مجاهدت با نفس باقی مانده است .

تفاوت جهاد اصغر با جهاد اکبر

منظور از جهاد اصغر، جنگ ظاهری بین دو گروه است و مقصود از جهاد اکبر مبارزه و مجاهدت با نفس استوَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ و میان این دو جنگ و جهاد تفاوت‌هایی به شرح ذیل وجود دارد:
۱ در جهاد اصغر دشمن ظاهر است؛ قاتلوا الّذین یقاتلونکم، در جهاد اکبر مخفی و پنهان است. امام کاظم ع می‌فرماید: أخفاهم لک شخصا مع دنّوه منه ۲ در جهاد اصغر مدت کوتاه است، در جهاد اکبر مدت طولانی، بلکه همیشگی است .
۳ در جهاد اصغر مرگ یک بار است، آن هم احتمالا، ولی در جهاد اکبر و مبارزه با نفس، در هر کاری انسان با مرگ معنویت خود مواجه می‌شود؛ فی حدیث المعراج فی صفة اهل الخیر و الاخرة یموت النّاس مرّة و یموت احدهم فی کلّ یوم سبعین مرّة من مجاهدة انفسهم و مخالفة اهوائهم ۴ در جهاد اصغر و جنگ ظاهری، زمان و مکان مشخص است، در جهاد اکبر چون نفس انسان خارج از منطقه جغرافیایی است، هیچ مکان و زمان و سنگر و دژ کارسازی نیست، حتی در شب تاریک و در حال اشک و سجده، نفس، انسان را رها نمی‌کند.
۵ در جنگ ظاهری و جهاد اصغر، شکست از دشمنان زود نمودار می‌شود، ولی در جهاد اکبر گاهی انسان هشتاد سال از نفس و هوس خود شکست می‌خورد، ولی توجه ندارد.
۶ در جهاد اصغر، هجوم دشمن ظاهری زمان و برنامه و بودجه لازم دارد، لیکن در جهاد اکبر وسوسه نفس فوری و مجّانی صورت می‌گیرد.
۷ در جهاد اصغر از دشمن ظاهری فرار ممکن است، ولی در جهاد اکبر از دشمن باطنی (نفس) فرار ممکن نیست .
۸ در جهاد اصغر صلح و سازش با دشمن ممکن است، ولی در جهاد اکبر صلح و سازش با دشمن درون ممکن نیست ۹ در جهاد اصغر، مریض و لنگ و کور و زن و پیرمرد معاف هستند، ولی در جهاد اکبر هیچ کدام معاف نیستند.
۱۰ هر کس در جهاد اکبر بر دشمن نفس پیروز شود، در جهاد اصغر نیز شرکت می‌کند، لیکن هرکس در جهاد اصغر شرکت کرد، معلوم نیست در جهاد اکبر پیروز شود.
۱۱ حفظ و تداوم جهاد اصغر به وسیلهٔ جهاد اکبر است، هم قبل از جهاد اصغر و هم بعد از آن، هم در حین جهاد اصغر، جهاد اکبر لازم است؛ اما حفظ و تداوم جهاد اکبر وابسته به جهاد اصغر نیست .
۱۲ در جهاد اکبر، درگیری و مبارزه با خود شیطان است، در جهاد اصغر با پیروان شیطان .
۱۳ در جهاد اکبر مباشرت لازم است، ولی در جهاد اصغر با مال هم می‌توان جبهه را کمک کرد.
۱۴ پیروزی در جهاد اصغر نیاز به تجهیزات مادی دارد؛ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ پیروزی در جهاد اکبر نیاز به اشک و ناله در درگاه الهی دارد؛ و سلاحه البکاء و و أعنّی بالبکاء علی نفسی
۱۵ در جهاد اصغر، همهٔ مردم موظف به شرکت نیستند؛ و ما کان المؤ منون لینفروا کافّة در جهاد اکبر همهٔ مردم شرکت دارند.

مجهّز بودن در برابر دشمن ظاهری و باطنی

از نظر قرآن هر انسان باایمانی در برابر دشمن ظاهری و باطنی قرار دارد که این دو تلاش می‌کنند تا انسان را از طریق سعادت باز دارند. پس، برای نجات از این دو دشمن لازم است مجهّز به سلاح مناسب باشد تا پیروزی نصیب انسان شود. در جنگ ظاهری، دشمنان همواره می‌کوشند تا شما را از دین الهی برگردانند وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا در اینجا وظیفهٔ مؤ منان آن است که در حدّ استطاعت در برابر آن‌ها مجهّز و مسلّح به سلاح ظاهری شوند؛ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ در جنگ باطنی نیز، نفس هر انسانی او را به زشتی و کار ناپسند دعوت می‌کند إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ در اینجا نیز وظیفهٔ مؤ منان آن است که در حدّ استطاعت به سلاح مناسب مجهّز شوند و این دشمن را از پای درآورند؛ و فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ و سلاح مناسب در این نبرد، گریه و ناله به درگاه الهی است؛ و سلاحه البکاء چنان که تقوا و پرهیزکاری سلاح مناسب در این نبرد است. حضرت علی ع می‌فرماید: انّما هی نفسی أروضها بالتقوی

تشویق بر جهاد

- ای کـسـانـی که ایمان آورده‌اید.آیا شما را به تجارتی راهنمایی نمایم که شما را از عذاب دردناک رهـایـی بخشد, به اللّه و فرستاده اش ایمان بیاورید و در راه اللّه با مالها و جانهایتان جهادکنید, این بـرای شـما از هرچیزی بهتر است اگر بدانید, تا اللّه گناهانتان را بیامرزد, و شما را در بوستانهایی کـه نـهـرهـا از زیردرختانش روان است و در سراهایی پاکیزه در بهشتهای جاویدان در آورد و این رسـتـگـاری بـزرگی است. موهبت دیگری که آن را دوست دارید و آن یاری و پیروزی نزدیکی از جانب اللّه است [۱] و مومنان را (بدان) مژده ده. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
بگو : اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و مالهایی که به دست آورده ایـد و تـجـارتـی کـه از کـسادش بیمناکید و خانه‌هایی که به آنها دل بسته‌اید نزد شما از اللّه فـرستاده اش و جهاد در راه او دوست داشتنی تر است, منتظر باشید تا اللّه فرمان خویش بیارد و اللّه تباهکاران را هدایت ننماید. چه سبکبار و چه سنگین بار روانه شوید, با مالها و جانهایتان در راه اللّه جهاد نمایید, این برای شما بهتر است اگر بدانید.

لزوم احتیاط در جنگ

خداوند دستور به احتیاط در جنگ می‌دهد که مسلمانان مبادا در جنگ از دشمن غفلت کنند و لیاءخذوا حذرهم و اسلحتهم همان گونه که موظفند در میدان جنگ مسلح باشند، لازم است احتیاط را از دست ندهند، از این رو حذر که به معنای احتیاط است ، مانند سلاح ابزار دفاعی به شمار آمده و همان کلمهٔ اخذ که به اسلحه نسبت داده شده ، عینا بهحذر نسبت داده شده است .

سیمای جهادگران واقعی

قرآن کریم پس از بیان معاملهٔ سودمند با خداوند و خریدن جان آنان در برابر بهشت ، جهادگران واقعی را با نُه صفت می‌ستاید؛ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ ... # التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ۱ توبه کنندگان . ۲ عبادت پیشگان . ۳ ستایشگران . ۴ تلاشگران . ۵ رکوع کنندگان . ۶ ساجدان . ۷ آمران به معروف . ۸ ناهیان از منکر. ۹ حافظان حدود الهی یکی از عابدان ناآگاه ، به امام سجاد ع گفت : ترکت الجهاد و صعوبته و اقبلت إلی الحج و لینته ؟ تحمل سختی جهاد را رها کرده، به آسانی انجام دادن حج روی آورده‌ای؟ آیا این آیه را نخوانده‌ایإِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.... حضرت فرمود: آیا آیهٔ بعدی آن را نخوانده‌ای التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ... یعنی اگر یاران ما دارای این اوصاف نه گانه بودند، ما نیز جهاد با دشمنان اسلام را بر انجام دادن حج مقدم می‌دانستیم

دستور جامع در بارهٔ جهاد

قرآن کریم شش دستور در زمینهٔ جنگ و جهاد می‌دهد:
۱ هنگامی که با گروهی از دشمنان مواجه شدید، ثابت قدم باشید؛ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا
۲ خداوند را فراوان یاد کنید تا پیروز شوید؛ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
۳ از خدا و پیامبر اطاعت کنید؛ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ
۴ نزاع و کشمکش نکنید مبادا سست شوید و قدرت و هیبت شما از میان برود وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ
۵ صبر و استقامت کنید که خداوند با صابران است وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
۶ مانند کسانی نباشید که از سرزمین خود از روی غرور و هوا پرستی و خودنمایی خارج شدند وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ
مجموع این امور شش گانه ، دستور جامعی است که همهٔ امور نظامی را در بر می‌گیرد و اگر انسان در بارهٔ جنگ‌های اسلامی که در زمان رسول خدا ص اتفاق افتاد، از قبیل جنگ بدر و احد و خندق و حنین و غیر آن کاملا دقت کند، این معنا برایش روشن می‌گردد که سرّ غلبه و پیروزی مسلمین، در آنجا که غالب شدند، رعایت موادّ این دستورات بوده، و رمز شکست خوردنشان هر جا که شکست خوردند، رعایت نکردن و سهل انگاری در آن‌ها بوده است .
در هنگامی که شرایط و مقتضیات فوق فراهم گشته بود، دربارة جهاد این آیه نازل شد أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًابه کسانی که (کفار) با آنان جنگ می‌کنند، اجازه داده شده ]که از حق خود دفاع کنند[ به آن جهت که مورد ستم قرار گرفته‌اند و همانا خداوند مسلماً بر یاری کردن آنان تواناست؛ آن کسانی که بنا حق از وطن خود آواره شده‌اند ]و گناهی ندارند[ جز این که می‌گویند پروردگار ما خدا ]ی یکتا[ است و اگر خداوند (خطر و فساد) گروهی را بوسیلة گروه دیگر برطرف نکند، همانا دیرها و کلیساها و معابد یهود و مساجدی که در آن پیوسته نام خدا برده می‌شود، ویران می‌گشت. سپس این آیه نازل شد و وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ با کفار بجنگید تا آشوبی نماند و به طور کلی دین از آن خدا باشد. این آیات غرض و هدف جهاد و شهادت را برای ما روشن می‌سازد؛ آیه‌های اول دلالت دارد بر این که پیکار و فداکاری در اسلام به منظور بر طرف کردن ستم و دفاع از عبادت و مراکز عبادت و روی کار آمدن مردم شایسته و با ایمان است و آیة اخیر هدف پیکار و تلاش در راه خدا را رفع فتنه و همگانی شدن دین خدا معرفی کرده است.

اهداف جهاد با دشمن و دفاع

خداوند در آیه۷۵ نساء یکی از مهم‌ترین اهدافرا رهایی مستضعفان جسمی و فکری از چنگال ظالمان و جوامعی می‌شمارد که فرصتی به مردم نمی‌دهند تا خود به اختیار و اراده، راه خویش را برگزینند و در مسیر کمالی قرارگیرند. وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات] مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی‌جنگید همانان که می‌گویند پروردگارا ما را از این شهری که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از نزد خویش یاوری برای ما تعیین فرما در برخی از جوامع، فشار فیزیکی و روانی گفتمان‌های کفر و فجور و نابهنجاری اجتماعی چنان است که توده‌های مردم قادر نیستند تا راه دیگر را پیدا کنند و در میان هیاهوی افکار پوچ و باطل، فرصت تفکر از آنان سلب می‌شود. در برخی دیگر از جوامع نیز مردان پیر و زنان و کودکان، مورد هجوم بی امان هستند و اجازه رهایی نمی‌یابند اگر مردی به حقیقتی دست یافت می‌تواند از جامعه باطل و فاجر بیرون رود ولی زنان و کودکان و پیرمردان ناتوان جسمی نمی‌توانند از آن جامعه مهاجرت کنند و به جای دیگر بروند تا در آسایش، مسیر کمالی را طی کنند. بر این اساس مجاهدت برای رهایی این جوامع به عنوان یک وظیفه در آموزه‌های اسلامی مطرح می‌شود تا در مقام امر به معروف و نهی از منکر، جوامع دیگر بتوانند در شرایط مطلوب قرارگیرند و اجازه انتخاب پیدا کنند در حقیقت جهاد در اسلام شاخه‌ای از شاخه‌های امر به معروف و نهی از منکر است؛ زیرا هر انسانی در زیان است تا زمانی که ایمان به حقیقت پیدا کرده و کارهای نیک انجام دهد و دیگران را به سوی خیر و حق دعوت و امر کند و از تباهی و فساد نهی نماید. اگر این دعوت دیگران در جامعه مؤمن باشد از آن به امر به معروف یاد می‌شود و اگر در جوامع دیگر باشد از آن به جهاد تعبیر می‌شود تا به این وسیله فرصت‌های برابر و آزاد برای همگان برای تعالی و رشد فراهم آید.
جهاد با کافران و ظالمان، در حقیقت مسئولیت انسان در برابر انسان دیگر است تا در مقام عبودیت ربوبی، دیگری را برای رسیدن به انتخاب احسن و کمال، یاری رساند و فرصت‌های برابر برای او فراهم آورد.
اگر در آیاتی چون ۱۹۱ و ۲۴۶ بقره و یا أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ چرا با گروهی که سوگندهای خود را شکستند و بر آن شدند که فرستاده [خدا] را بیرون کنند و آنان بودند که نخستین‌بار [جنگ را] با شما آغاز کردند نمی‌جنگید[۲] از اهداف جهاد، آزادی وطن و سرزمین‌های اشغالی دانسته شده، از آن روست که در جامعه‌ای که از سوی دشمن اشغال شده، فرصت ابراز عقیده و انتخاب آزادی وجود ندارد و متجاوزان، به سبب خلق و خوی تجاوزگری خویش اجازه نمی‌دهند تا ملتی عرض اندام کند و بخواهد خود راه خویش را انتخاب کند.
به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا که مورد ظلم قرار گرفته‌اند و البته خدا بر پیروزی آنان سخت تواناست.
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿۳۹﴾
همان کسانی که بناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند [آنها گناهی نداشتند] جز اینکه می‌گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضی از مردم را با بعض دیگر دفع نمی‌کرد صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده می‌شود سخت ویران می‌شد و قطعا خدا به کسی که [دین] او را یاری می‌کند یاری می‌دهد چرا که خدا سخت نیرومند شکست‌ناپذیر است
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿۴۰﴾ [۳]
قرآن اخراج دشمنان متجاوز از خاک و سرزمین‌های اشغالی را به عنوان یک هدف جهادی مطرح می‌کند؛ زیرا با اخراج دشمن، انسان‌ها در آزادی عمل و انتخاب بیش تر قرار می‌گیرند. به هر حال مهم‌ترین و اساسی‌ترین و اصلی‌ترین هدف جهاد در نگرش قرآنی، اعتلا و احیای دین و آموزه‌های وحیانی برای انتخاب راه کمال [۴] و برپایی حق [۵] می‌باشد تا مردم بتوانند به کمال انسانی و عبودیت ربوبی و خلافت انسانی دست یابند.
بر این اساس اگر در آیات قرآنی از اهدافی چون حفظ مساجد و معابد[۶]، مبارزه با ظلم[۷]، نابودی باطل [۸]، عبرت و پندگیری کافران از قدرت اسلام و دفع آنان[۹]، دفع فساد و تجاوز از جوامع بشری [۱۰] و رفع فتنه‌های دشمنان و کافران[۱۱] سخن گفته شده در حقیقت به منظور فراهم آوری زمینه‌های مناسب برای دست یابی مردم به اسلام و حقیقت آن[۱۲] و رسیدن به مقامات کمالی انسان است. خلاصه اینکه : در قرآن برای جهاد با دشمنان اسلام اهداف مختلفی ذکر شده که به برخی از آن اشاره می‌شود:
۱- ترساندن دشمنان خداوند و دشمنان مسلمان ها؛ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ
۲- حفظ مراکز عبادی و مساجد الهی؛ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ
۳- از میان رفتن فساد در زمین وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ
۴- خواری و رسوایی دشمنان ؛ قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
۵- نابود ساختن شرک و بت پرستی و حاکمیت بخشیدن به دین الهی ؛ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ
۶- اقدام علیه پیشوایان کفر و ریشه کن کردن آنان فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ
۷- رفع کید و خدعة شیطان صفتان و توجه دادن به این که اولیای شیاطین نمی‌توانند در مقابل مسلمین استقامت ورزند فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا
۸- مبارزه با پیمان شکنی و کسانی که با زور و قلدری رفتار می‌کنند و به پیشوای مسلمین ستم روا می‌دارند أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ
۹- مردم را وادار کردن به مراعات حُرُمات و حدود الهی و ایمان به خدا و اجرای عدالت و برقراری نظم در اجتماعات بشری و برطرف ساختن بی دینی قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ….
۱۰- بسیج عمومی برای مبارزه با شرک و بت پرستی و اشاعة توحید وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً.
۱۱- حفاظت از دین از نظر قرآن کریم مسئلهٔ حفاظت از دین و مکتب، از ناحیهٔ خداوند امری مسلّم و قطعی است ؛ افرادی را می‌آورد که محبّ و محبوب او باشند و دین او را به وسیلهٔ جهاد در راه خدا نگهداری کنند؛ مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
مشابه همین معنا را در آیات دیگری بیان می‌کند و می‌فرماید: اگر شما به میدان جنگ و جهاد حرکت نکنید، مشمول عذاب الهی می‌شوید و خداوند گروه دیگری غیر از شما را برای حفاظت از دین خود می‌آورد؛ إلاّ تنفروا یعذبکم عذابا الیما و یستبدل قوما غیرکم بنابراین، اگر خداوند دین خود را یاری می‌کند، چه بهتر که ما وسیلهٔ یاری دین او باشیم تا سعادت ابدی را برای خویش تامین کنیم. بدین جهت در ادعیه آمده خداوندا! ما را یاور دین خود قرار بده و دیگران را به جای من قرار مده و اجعلنی ممّن تنتصر به لدینک و لا تستبدل بی غیری
خداوند خریدار جان مؤ منان إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ خداوند در این آیه، مقام والای مجاهدان را با یک مثال جالبی بیان کرده هر معامله‌ای، در حقیقت پنج رکن اساسی دارد:

خریدار، فروشنده، متاع، قیمت و بها، سند معامله

خداوند متعال نیز در این آیه به تمام این ارکان اشاره کرده : خودش خریدار، مؤ منان فروشنده، جان‌ها و اموال متاع، بهشت را ثمن و کتب آسمانی را سند این معامله قرار داده است. در معاملات متعارف، مشتری غیر از فروشنده است و چیزی را می‌خرد که مالک نباشد؛ اما در این تجارت، مشتری و فروشنده یکی است و خداوند چیزهایی را از بندگان خود می‌خرد که خودش مالک و آفرینندهٔ آن هاست پس، تعبیر به بیع، برای تشویق به جهاد در راه اوست. هر کسی معامله می‌کند، تمام شادی او به این است که ثمنی را از مشتری دریافت می‌کند، اما در این معامله نفرمود: به ثمنی که دریافت کردید، شادی کنید، بلکه می‌فرماید:به بیع و معامله‌ای که با من کردید شادی کنید. این آیهٔ شریفه مشتمل بر ده تاکید است :
۱ کلمهٔ انّ مفید تاکید است
۲ تعبیر از پاداش الهی به بیع و شراء.
۳ کلمهٔ وعدا افادهٔ تاکید می‌کند، زیرا خداوند به وعدهٔ خویش وفا می‌کند.
۴ کلمهٔ علیه دلالت بر لزوم دارد. ۵ کلمهٔ حقّا ثبوت این معنا را می‌رساند.
۶ سند معامله را که گواهی کتب آسمانی است، ذکر کرده است
۷ جملهٔ و من اوفی بعهده نهایت تاکید است
۸ بشارت به این معامله نیز تاءکید دیگری است .
۹ این معامله را فوز و رستگاری دانسته است
۱۰ این رستگاری را به عظمت توصیف کرده است.
جهاد قانون طبیعت:
جهاد قانون خلقت و طبیعت است، و بدون آن زندگی ممکن نیست. بیماری ایدز که از بلاهای عصر ماست، و یکی از عمده‌ترین علل آن انحرافات جنسی است، بر اثر توقّف جهاد در کشور تن انسان بوجود می‌آید. سربازان سفید پوش و سرخپوش بدن انسان (گلبولهای سفید و قرمز) شجاعانه و بدون استراحت در مقابل ویروسها و میکروبها، که از طریق آب، غذا، هوا و جراحتهای سطح بدن، وارد بدن انسان می‌شوند، مبارزه و مقابله می‌کنند
اگر این سربازان فداکار دست از جهاد و تلاش بردارند، و بر اثر بیماری خاصّی توان دفاعی خود را از دست بدهند، کشور تن در مقابل سربازهای دشمن بی دفاع مانده، و ظرف مدّت کوتاهی مغلوب می‌شود. بنابراین، قانون جهاد صرفاً یک قانون تشریعی نیست، بلکه یک قانون تکوینی است. جهاد قانون خلقت و طبیعت است. و در معارف دینی و مخصوصاً قرآن مجید جایگاه رفیع و ویژه‌ای دارد.

جهاد دفاعی!

علاوه بر این، آنچه در معارف اسلامی پیرامون جهاد مطرح شده، در مورد جهاد دفاعی است. شاهد این مطلب آیه ۶۰ انفال وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها ]دشمنان[، آماده سازید! و اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا بوسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‌شناسید و خدا آنها را می‌شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‌شود و به شما ستم نخواهد شد!
طبق این آیه شریفه مسلمانان باید تمام توان و امکانات خود را بکار گرفته تا از هر جهت در آمادگی کامل باشند. امّا نه برای جنگ و خونریزی، بلکه برای اینکه فکر جنگ و کشتار را از سر دشمنان بیرون کنند
قرآن به ما می‌آموزد که ابزار و آلات جنگی، آمادگی رزمی، سیاسی، اجتماعی، نظامی، همه و همه، برای جلوگیری از جنگ است، نه اقدام به جنگ و درگیری. آیه بعد [۱۳]اگر دشمن خیره سری کرد، و علیرغم توان نظامی لشکریان اسلام، دست به حمله زد و پس از شروع جنگ با دفاع دلیرانه سربازان رشید و سلحشور اسلام (آنها که برای معامله با خداوند متعال گوی سبقت را از یکدیگر ربوده، و جان خود را بر کف گرفته، و بی محابا بر قلب دشمن یورش می‌برند) روبرو شد و به اشتباه خود در جنگ با سربازان اسلام پی برد، و تمایل به صلح نشان داد، با آتش بس موافقت کنید وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح در آی و بر خدا توکّل کن، که او شنوا و داناست. بنابراین اسلام جهاد را به عنوان نیروی باز دارنده دشمن از نبرد و خونریزی قرار داده، و چنانچه بر اثر خیره سری دشمن مسلمانان مجبور شوند دست به اسلحه ببرند، این کار تنها در حدّ ضرورت جایز است. و هر زمان دشمن از کار خود پشیمان گردید و واقعاً طالب صلح بود باید دست از جهاد کشید و صلح کرد
نتیجه اینکه جهاد از منظر اسلام خشونت و خونریزی و کشتار و ویرانی و قتل و غارت نیست، بلکه در حقیقت سیستم دفاعی قوی و مستحکمی است که همچون سیستم دفاعی طبیعی نهادینه شده در بدن تمام موجودات، زندگی بدون آن امکان پذیر نیست و باعث جلوگیری از درگیریهای نظامی و خشونت دشمن می‌گردد. و چنین جهادی آن قدر ارزشمند و پربهاست که خداوند نه تنها به رزمندگان جان بر کف آن و مرکبهایی که رزمندگان را حمل می‌کند، بلکه به جرقّه حاصل از برخورد سمّ اسبان رزمندگان با سنگهای روی زمین سوگند یاد می‌کند!

بخش دوم مشروح مطالب

علوّ همّت در مبارزه و جهاد

قرآن کریم وقتی سخن از مبارزه با کافران را مطرح می‌کند، نمی‌گوید با کفار مبارزه کنید، بلکه با رؤسا و پیشوایانشان به جهاد برخیزید فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ . اشاره به این که تودهٔ مردم پیرو رؤ سا و زعمای خود هستند و آن‌ها هستند که مردم را به اعمال زشت و باطل دعوت می‌کنند. هدف گیری شما باید همیشه آن‌ها باشند. باید سرچشمه‌های گمراهی و ضلالت و ظلم و فساد را ببندید و ریشه‌ها را بسوزانید و تا آن‌ها هستند، مبارزه با پیروانشان سودی ندارد. افزون بر آن ، چنین دستوری نوعی بلندنگری و علوّ همت و تشجیع برای مسلمانان به شمار می‌رود که طرف اصلی شما،آن‌ها هستند، خود را آمادهٔ مبارزه با آنان کنید.

اسلام و ارزش‌های انسانی ؛ آداب در جنگ

در دین اسلام، اصل بر مدارا و رحمت و صلح و آرامش است. طبق تعالیم اسلام مسلمین حتی الامکان باید از خشونت و جنگ پرهیز کرده و امور و مشکلات را بر اساس گفتگو و مدارا حل و فصل نمایند؛ البته سیره نبی مکرم اسلام (ص) و امیر المومنین (ع) نیز بر این ادعا صحه می‌گذارد. از سوی دیگر، اسلام با تمام تاکیدات بر صلح و ممنوعیت کامل هر نوع تجاوز و سلطه طلبی، در جنگ‌هایی که ناگزیر رخ می‌دهند. بر رعایت ارزش‌های انسانی و حفظ حرمت، انسان تاکید دارد . مقصود از ارزش‌های انسانی، عبارت است از اصول و قواعد اخلاقی که تمامی انسان‌ها با هر عقیده و مسلکی که دارند، در جنگ به آن پایبندند و می‌توان گفت این اصول، از فطرت الهی تمامی انسان‌ها ناشی می‌شود . آیین مقدس اسلام نیز این اصول و قواعد را محترم می‌داند و در جنگ به آن پایبند است. برای نمونه می‌توان به مواردی در این زمینه اشاره کرد:
دعوت به اسلام قبل از جنگ: از آنجا که هدف از جهاد مقدس اسلامی دعوت همه انسان‌ها به توحید است، لذا در جهاد باید ابتدا مشرکان را به اسلام دعوت کرد و اگر مسلمان شدند جنگی در نخواهد گرفت. در روایتی، امیر مومنان علی(ع)، از پیامبر (ص) نقل کرده که پیامبر اسلام (ص) در هنگام اعزام ایشان به یمن به ایشان سفارش کرده‌اند که تا زمانی که کسی را به اسلام دعوت نکرده با او جنگ نکند و اگر خداوند به وسیله وی، یک نفر را هدایت کند برای ایشان از تمام آنچه خورشید بر آن تابیده و غروب کرده (یعنی تمام دنیا) بهتر است. پس مشاهده می‌شود که دعوت و گفتگو از نظر اسلام، مقدم بر جنگ است.
پذیرش تقاضای پناهندگی : اگر کافری از مسلمانان یا از حاکم اسلامی، تقاضای پناهندگی یا امان کرد، مورد قبول قرار می‌گیرد، در این زمینه، فرد فرد مسلمانان و البته با محدودیت‌های خاص خود حق امان دادن دارند و هیچ کس حق ندارد در مدت امان، فرد پناهنده را اسیر کرده یا بکشد.
مصونیت پیران، کودکان، زنان و مجانین در جنگ: مصونیت گروه‌های مذکور، از جمله نمونه‌های احترام به ارزش‌های انسانی است و سپاه اسلام حق ندارد متعرض گروه‌های انسانی مذکور شود.
ممنوعیت پیمان شکنی : اسلام دستور می‌دهد که اگر با دشمن قراردادی بستید تا هنگامی که او خیانت نکرده است، باید وفادار به پیمان باشید. پیامبر (ص) و علی (ع)سخت به این اصل وفادار بودند.
ممنوعیت اعمال ضد انسانی : اسلام از مثله کردن دشمن (یعنی بریدن گوش و بینی و ... ) منع کرده است و پیامبر (ص) همواره قبل از اعزام نیرو به جهاد، این سفارش را به مسلمانان می‌کردند. اسلام بدین نحو هر گونه دست زدن به اعمال غیر انسانی را در جنگ ،ممنوع اعلام کرده است. برخورد انسانی با اسیران : هدف از اسیر گرفتن، تضعیف نیروی انسانی دشمن و آشنا کردن اسرا با اسلام است. اسلام ضمن دستور به برخورد انسانی با اسرا، راه‌هایی برای آزادی آنان، پیش بینی کرده است.[۱۴]

آثار و فواید جهاد در راه خدا

جهاد یکی از مهم‌ترین وظایف و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی هر مسلمان است؛ به ویژه که کارکردهای متعدد و آثار دنیوی و اخروی و مادی و معنوی بسیار بر آن بار می‌شود؛ زیرا اگر حتی جهاد به مفهوم نظامی آن تنها معیار سنجش و داوری باشد به سبب آن که نمادی از خلوص و اخلاص مجاهد است، گامی بلند برای دست یابی به همه مفهوم عبودیت ربوبی است؛ وجوب نماز شب و تهجد شبانه از مجاهدان برداشته شده[۱۵] بازخوانی کارکردها و آثار جهاد می‌توان افزون بر بیان نقش و اهمیت آن در زندگی فردی و اجتماعی، انسان را برای کسب مقام مجاهدان و شهیدان ترغیب کند.

آثارفردی جهاد

جهاد در حوزه امر به معروف و نهی از منکر یکی از علل رهایی انسان از خسران و زیانی است که همه انسان‌ها در دوره زندگی خویش در دنیا گرفتار آن هستند، زیرا چنان که سوره عصر تبیین می‌کند، تنها کسانی از خسران و زیان ابدی رهایی می‌یابند که خود اهل ایمان و عمل صالح بوده و دیگران را نیز بدان دعوت کنند.بر این اساس می‌توان گفت که از آثار جهاد، رهایی انسان از خسران و زیان است. دست یابی به مقامات انسانی از جمله آثاری است که در آیات مختلف قرآنی بدان اشاره شده است.
از جمله آثاری که برای جهاد در آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ آل عمران و ۱۲۰توبه و ۶۹ عنکبوت بیان شده، قرار گرفتن در مقام محسنان است که قرآن برای آنان ارزش و اعتبار بسیاری قایل شده است. قرار گرفتن در مقام متقین[۱۶] و صابران [۱۷] از جمله این مقامات است. پرداختن به هر یک از این مقامات نوشتار جداگانه‌ای می‌طلبد و امکان طرح آن در این مقاله کوتاه نیست. از دیگر آثاری که برای اهل جهاد بیان شده، دست یابی به تزکیه نفس و تصفیه قلب است که یکی از مهم‌ترین آرزوهای هر مسلمان و راه رسیدن به بسیاری از مقامات انسانی و کمالات وجودی چون مقام عبودیت ربوبی و خلافت الهی است.[۱۸]

جهاد،راه میان بر رستگاری

جهاد یکی از کوتاه‌ترین راه‌های دست یابی به مقامعبودیت ربوبی است. بر این اساس خداوند در آیه ۲۰ مزمل، وجوب نماز شب را ازمجاهدان برداشته و گفته است که اگر کسی به جهاد رود می‌تواند نماز شب را ترککند.این بدان معناست که همان آثاری که نماز شب برای انسان پدید می‌آورد از راهجهاد می‌توان به دست آورد و عبودیت محض و بیداری و تهجد شبانه دو سوم یا نصف ویا یک سوم، یکی از راه هاست و جهاد راه جایگزین برای دست یابی به مقام عبودیتربوبی می‌باشد.
قرآندر آیه ۶۶ نساء جهاد را راه جایگزینی برای راه‌های دیگر برمی شمارد که شخص می‌خواهد با پیمودن آن راه‌ها به مقام بصیرت دست یابد. دست یابی به مقام بصیرت وچشم باطنی و دیدن ملکوت چیزها اگر به راه‌های سخت دیگری شدنی است، راه کوتاه تر،حضور در جبهات نبرد با کافران و دشمنان و متجاوزان و دفاع از دین خداست. از اینرو بسیاری از مجاهدان به سرعت به مقام شهود می‌رسند در حالی که عالمان وپارسایان به سال‌ها مجاهدت و ریاضت و تهجدهای شبانه بدان دست یافته‌اند.
اینگونه است که شخص باجهاد خویش به رستگاری جاودانه دست می‌یابد [۱۹]و فرجام نیک پیروزی یا شهادت[۲۰] را به عنوان یکی از دو حسنات جهاد درآغوش می‌گیرد.[۲۱] و از مغفرت الهی[۲۲] و نیز رحمت خاص الهی[۲۳] بهره مند می‌شود و از روزی خاص و ویژه و رزق ارجمند و کریمانه خداوندی می‌خورد [۲۴]و از هرگونه اندوه و خوف از آینده و عذاب دردناک الهی رهایی می‌یابد[۲۵]
زیرا در مقام محبوب خداوند قرار می‌گیرد و از مقام حبی بهره مند می‌شود و محبت خاص الهی او را دربرمی گیرد[۲۶] این آثار به خوبی نشان می‌دهد که مجاهدان و شهیدان راهی را که دیگران به هزارمصیبت و بلا و ابتلا طی می‌کنند و به عمری جان کندن به مقامی دست می‌یابند اینانبه مجاهدت و شهادت خویش به دست می‌آورند اینها جلوه‌ها و نمادهایی از آثار وبرکات مجاهدت برای اشخاص مجاهد است .

آثارو کارکردهای اجتماعی جهاد

دست یابی جوامع به حیات واقعی و طیب و پاک است که خداوند در آیات چندی چون ۲۴انفال بدان اشاره می‌کند. زندگیدینی و جامعه سالم از ظلم و بی دینی، همان جامعه طیب و حیات معنوی و واقعی است. در آیه : به دعوت پیامبر(ص) پاسخ مثبت دهید تا شما را به جهادیبخواند که جامعه و خودتان را زنده می‌کند و حیاتی دوباره می‌بخشد.[۲۷] از این رو خداوند در آیات ۲۱۶ بقره و ۶۶ نساء، جهاد در راه خدا رامایهخیر و برکت می‌شمارد هرچند که در ظاهر چیزی جز مرگ و ناخوشی نیست
خداوند جهاد را مایه عزت مؤمنان وجامعهمی شمارد و ذلت و خواری دشمنان را در گرو آن قرار می‌دهد.[۲۸]بسیاری ازگرفتاری‌های بشر و جوامع انسانی به سبب گناهان و خطاهایی است که مرتکب می‌شوند،از این رو برای رهایی از آن و دفع بلا می‌بایست استغفار را در پیش گرفت و جهادرا به عنوان یکی از علل و موجبات تکفیر و پوشش گناهان مدنظر قرار داد.[۲۹]در این صورت است که جامعه از هرگونه گرفتاری و بلا و تجاوزات دشمن می‌توانددرامنیت و مصونیت قرار گیرد.[۳۰]
دستیابی به آرامش و سرور اجتماعی و شادی عمومی تنها از راه جهاد و دفع تجاوزاتدشمن، شدنی است [۳۱]؛ زیرا با کیفر دادن دشمنان و متجاوزان، پیروزی برآنان[۳۲] و تحقق اراده الهی و رضایت و خشنودی او، سرور به جامعه باز می‌گردد و آرامش فراگیر می‌شود.[۳۳] آیات دیگر قرآن، هدایتخاص الهی [۳۴] هلاکت دشمنان و نابودی کافران و رهایی از ترس از تجاوزات و دشمنی‌های آنان [۳۵] و دست یابی به ولایت عمومی[۳۶] را در گرو جهاد می‌شمارد

البته این زمانی تحقق می‌یابد که همه مردم در کنار هم دیگر باشندو با اتحاد[۳۷] و احسان و نیکی[۳۸]واخلاص[۳۹] و توکل بر خدا[۴۰] همراه با نظم و انضباطو اطاعت از فرماندهی[۴۱] با ذکر خدا[۴۲] و پرهیز از غرور [۴۳] بااطاعت از ولی الامر و پرهیز از سستی[۴۴] در جهادمشارکت کنند

ضرورت جهاد از نگاه علی(ع)

امیرمؤمنان علی(ع) در نامه سرگشاده که در آن عموم مردم را مخاطب خویش می‌سازد می‌فرماید برای تأمین امنیت شخصی و عدم تجاوز به عرض و مال و ناموس خویش می‌بایست از خانه و شهرها بیرون رفت و به مقابله با دشمن در بیرون مرزها برخاست؛ زیرا هر قومی که دست از اسلحه بشوید و جامه رزم بر کناری نهد و در خانه خویش سکونت یابد مورد تجاوز قرار می‌گیرد و هستی اش بر باد می‌رود. زیرا دشمن در هنگام حمله، به جداسازی نمی‌پردازد و با حملات کورکورانه همگان را به تیغ می‌کشد و جان و مال را می‌برد
آن حضرت(ع)در نامه‌ای می‌نویسد: گزارش‌ها نشان می‌دهد که دشمنان وارد خانه زنان مسلمان و زنان اهل کتاب و هم پیمان وارد شده و خلخال از پا و گوشواره از گوش کنده و بی هیچ مزاحمتی رفته‌اند حضرت در همان نامه در جایی دیگر می‌نویسد: ملتی در خانه هایشان مورد هجوم دشمن قرار نگرفتند مگر آن که خوار و ذیل شدند
به نظر امام(ع) اگر ملتی برای مقابله با هجوم و یورش‌های دشمنان، خود یورش پیشگیرانه نداشته باشد، دشمنان خود را از مرزها می‌گذرانند و به داخل شهرها و خانه‌های شما می‌آیند و با غارت و تجاوز و تعدی، شما را خوار و ذلیل می‌کنند و کشور را اشغال کرده و مالک جان و مال و عرض شما می‌شوند. در حقیقت امام(ع) به این مهم توجه می‌دهد که امنیت و آرامش شخصی در خانه و کاشانه زمانی تأمین می‌شود که امنیت ملی و جمعی تأمین شده باشد.بنابراین هیچ کسی نمی‌تواند خود را از تعرضات مصون بداند، چه این شخص طرفدار این گروه باشد یا آن گروه، چه از اهل ایمان و اسلام باشد یا اهل پیمان و اهل کتاب، همه در هنگام یورش‌های دشمن به شهرها و درون کشور از امنیت بی بهره خواهند بود و آثار و تبعات آن گریبانگیر همه خواهد شد.
مولای متقیان حضرت علی(ع) در انگیزش یاران به پیکار با دشمن ضمن خطبه ۱۲۴ فرموده‌اند: زره پوشان را در صفوف مقدم جای دهید و پس پشتشان دیگر نیروها را پشتیبان سازید، دندانها را به هم بفشارید تا مقاومت جمجمه‌ها را در برابر شمشیر فزونی بخشد و در برابر نیزه‌ها پیچ و خم به خود دهید زیرا با این کار سرنیزه‌های دشمن می‌لغزد و کمتر کارگر می‌شود. چشمها را فرو بندید که ایستادگی در مقابل سختی‌ها را افزون می‌کند و قلب را استواری می‌بخشد. دم فرو بندید و صداها را بمیرانید که در طرد سستی تاثیری بسزا دارد
سراسر رهنمود فوق تدبیر و درایت مدیریتی و نظامی یک رهبر را نشان می‌دهد و بیان کننده تاکتیک‌های نظامی ضروری زمان خویش است. در بخش دیگر خطبه فوق مضمون خطبه۱۲۳ را به صورتی دیگر تکرار شده می‌یابیم: هر کسی هماورد خود را پاسخگو باشد و برادر همرزمش را با دیده مواسات بنگرد و مباد که حریف را به برادر خود وانهد و او را تنها به دو هماورد بسپارد". منظور از برادر در کلام فوق و خطبه ۱۲۳برادر ایمانی می‌باشد زیرا به فرموده کتاب مبین اسلام إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ [۴۵] همه با هم برادرند .
در مطب فوق سه مبحث مهم به چشم می‌خورد که اندکی هر یک را شرح می‌دهیم:
۱- فرمانده قوای نظامی نقش الگو را برای سربازان بازی می‌کند. در صورتی که فرمانده با شجاعت و درایت ، سربازان را به جنگ با دشمن دعوت نماید سربازان به پشتوانه فرماندهی دلیر دلگرمی پیدا کرده و بردشمن فائق می‌آید. اما گر فرمانده به خود ترس راه دهد و آثار این ترس برای سربازان آشکار شود نه تنها نمی‌تواند با تدابیر برتر سپاه را هماهنگ و از پراکندگی باز دارد بلکه ترس بر کل سپاه حاکم شده و مانع از پیروزی آنها و نبرد شجاعانه و استقامت در برابر دشمنان می‌شود. همچنین نقطه دلگرمی دیگر برای سپاه این است که فرمانده خود را در بین خود در میدان نبرد حی و حاضر ببینند. از این روست که حضرت علی (ع) به فرمانده سپاه خویش دستور داده است که به هنگام رویارویی با دشمن در میان یاران خویش قرار گیرد.
۲- خصومت شخصی نباید عامل نبرد ملت‌ها با هم شود. هرگز نباید خصومت و عداوت شخصی حاکمان و رهبران و یا فرماندهان لشکریان ملتی را به نبرد با ملت دیگر برانگیزد بلکه نبرد تنها دفاع از آرمان‌های ملی و امنیت ملتهاست در برابر تعرضات دشمنی متجاوز و نباید جان هزاران نفر و اموال عمومی را برای کشورگشایی و یا کینه توزی‌های شخصی قربانی کرد.
۳- در جنگ طرفین نبرد هر دو متحمل خسارتهای سنگینی می‌شوند که اثرات این خسارت‌ها تا چندین نسل نیز زیانبار می‌ماند. بنابراین تا آنجا که ممکن است باید از جنگ و نبرد پرهیز و اجتناب نمود و قبل از شروع جنگ وقتی که ملتی مورد تجاوز قرار می‌گیرد باید دشمن را به راه حق فراخواند و او را به صلح و توقف تجاوزگری نسبت به ملت خویش و حل مسالمت آمیز مسئله‌ای که باعث تجاوز شده دعوت نمود و در واقع حجت را بر او تمام کرد اگر دشمن باز راه حق و صلح را نپذیرفت و از عصیانگری و تجاوز دست برنداشت در این صورت واجب می‌گردد که با تمام توان و نیروها در مقابل متجاوز ایستادگی نمود و او را به سختی سرکوب کرد. حضرت علی (ع) در بخشی از نامه خویش به مالک اشتر فرموده‌اند: از آشتی با دشمن وقتی او تو را به آن فراخواند و خشنودی خدای در آن باشد روی مپیچ که سپاهیان تو را مایه آسایش است و اندوه تو را وسیله آرامش و شهرهای تو را پایه ایمنی. اما بهوش باش که از دشمن پس از آشتی برحذر باشی چه بسا که دشمن به فریب و مکر به تو نزدیک گردد تا تو را غافلگیر کند حالیا شیوه احتیاط و دور اندیشی از دست مگذار و به دشمن گمان نیکو مبر.

آیا جهاد نوعی خشونت نیست؟

دشمن هنگامی که در مقابله مستقیم با ارزشهای اسلامی توفیقی بدست نمی‌آورد، سعی دارد با لکّه دار کردن ارزش‌های مورد نظر، آن را از کارآیی لازم بیندازد. و از آنجا که در مسأله جهاد موفّق به حذف آن از قلب و دل مسلمانان نشده، سعی دارد چهره زیبای جهاد را زشت جلوه دهد. بدین جهت آن را نوعی خشونت معرّفی کرده است، در حالی که چنین نیست. دستور جهاد در آیه ۱۹۰ بقره آمدهوَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ و در راه خدا با کسانی که با شما می‌جنگند نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید، که خدا تعدّی کنندگان را دوست ندارد یعنی اگر اسرائیل حمله کرد، و کشورهای اسلامی را اشغال نمود، و قبله اوّل مسلمین را گرفت، و مردم را از شهر و دیارشان آواره کرد، و خانه‌های آنها را بر سرشان ویران نمود، مسلمانان باید با چنین دشمن خون آشامی بجنگند، و از حقّ خود دفاع کنند، ولی در عین حال از حدّ خود تجاوز ننمایند، با اُسرا ملایمت کنند، در میدان جنگ آب آشامیدنی دشمن را آلوده نکنند، درختها را آتش نزنند، متعرّض زنان و کودکان و بیماران و پیران نشوند. آیا این گونه جهاد کردن خشونت است؟ اگر در نظام آفرینش دقّت کنیم، خواهیم دید که جهاد یک قانون طبیعی است. چرا که تمام موجودات زنده در سراسر عالم از خود دفاع می‌کنند، و براحتی تسلیم نمی‌شوند.
درختانی که در معرض طوفانهای شدید هستند، با تقویت ریشه‌های خویش به مبارزه با طوفانها می‌پردازند. اگر دقّت کنیم برگ معدود درختانی که در دل کویر خشک و سوزان قامت بر افراشته، نسبت به درختانی که در کنار نهرها و رودخانه‌ها وجود دارد پهن تر، و لایه‌ای از کرک روی آن را گرفته است. این، عامل دفاعی این درخت در برابر کم آبی، و گرمای طاقت فرسای کویر است، تا بتواند مدّت بیشتری مختصر آبی که در طول سال نصیبش می‌شود را حفظ کند. بنابراین، چنین درختی نیز در مقابل بی آبی مبارزه می‌کند. تمام جانداران نوعی سلاح طبیعی دفاعی در اختیار دارند; یکی مثل آهو قدرت بالایی برای فرار دارد، دیگری همچون گرگ دندانهای تیزی جهت دفاع دارد، برخی با شاخهای خود به مبارزه می‌پردازند، جوجه تیغی با تیغ‌های موجود بر سطح بدنش از خود دفاع می‌کند، برخی با نیش زهردار و دردآور محافظ خود هستند، و خلاصه هر حیوانی وسیله دفاعی مناسبی در اختیار دارد.

جهاد کبیر، گفتمان سازی سالم فکری و فرهنگی و رفتاری

هدف از جهاد کبیر، ایجاد فضای مناسبی است تا بشر در چارچوب عقلانیت و وحیانیت و فطرت سالم، بینش و نگرش درستی به دست آورد و رفتارهای هنجاری و ارزشی را در جامعه در پیش گیرد. جهاد علمی و فرهنگی در حوزه‌های بینشی و نگرشی فضایی را برای افراد جامعه فراهم می‌آورد تا انسان‌ها در یک فضای سالم، گفتمان‌های رقیب را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند و بتوانند خود با انتخاب آزاد، راهی را برگزیند. اگر چنین فضایی برای همه افراد بشر و اعضای جامعه فراهم شود، آن گاه به طور طبیعی اکثریت مردم، به سبب کمال خواهی و کمال جویی و نقص گریزی، به سوی خدا و خدایی شدن گام بر می‌دارند و اصول فطرت و عقلانیت را به کار می‌گیرند و از رفتارهای زشت و نابهنجار عقلانی و عقلایی پرهیز کرده و در پی فرهنگ سالم و ارزشی می‌روند
خداوند در آیه ۱۵ سوره لقمان یادآور می‌شود که جهاد علمی و فرهنگی از سوی حق و باطل، عقل و جهل همواره در جهان وجود داشته و خواهد داشت. همان اندازه که عاقلان و عالمان تلاش می‌کنند تا فکر و فرهنگ عقلانی و سالم بر جامعه و فکر و ذهن بشر حاکم شود، همان اندازه جاهلان و سفیهان تلاش می‌کنند تا فکر و فرهنگ باطل ایشان بر جامعه مسلط شود. انسان عاقل کسی است که براساس علم و دانش عمل می‌کند و از یاوه گویی و افکار و اندیشه‌های خرافی و جاهلانه پیروی و اطاعت نمی‌کند. در آیات سوره لقمان، به مسئله تهاجم و جنگ فرهنگی و علمی توجه خاصی مبذول شده است. از این آیات فهمیده می‌شود که دشمن در اندیشه تسلط فکری و فرهنگی بر انسان و جامعه است و از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند.
در مقابل، انسان‌های خردورز و مومن در جهاد علمی و فرهنگی با توجه به آموزه‌های عقلانی و وحیانی تلاش می‌کنند، تا افکار و رفتار انسان‌ها را در چارچوب عقلانیت و وحیانیت سامان دهند و اصول اخلاقی و هنجاری را که مورد پسند عقل و عقلاء است بر جامعه حاکم گردانند. در این آیات به صراحت از تفکرها و رفتارهای متضاد خلاف عقل وعقلانیت سخن به میان آمده و در مقابل به انسان‌های خردورز فرمان می‌دهد که فکر و فرهنگ هنجاری و معروف را بشناسند و در پی آن بروند.
از آن جایی که گفتمان اسلامی گفتمانی عقلانی با خاستگاه عقل و فطرت سالم است، نیازی نمی‌بیند که استبداد ورزد، اما گفتمان‌های علمی و فکری و فرهنگی کافران چون از چنین خاستگاهی برخوردار نیست و بیشتر مبتنی بر آمیزه‌ای از حق و باطل، شبهات و خرافات و گمانها است، دچار استبداد رای است و در سرکوب اندیشه رقیب تلاش می‌کند و اجازه نمی‌دهد تا گفتمان دیگری جز گفتمان باطل کفری شکل گیرد. این گونه است که فضای جامعه چنان آلوده می‌شود که کودکان با خاستگاه طبیعی و فطری کمال گرای خویش، دیگر از چنین خاستگاهی برخوردار نمی‌شوند و تربیت کودکان بر فکر کفر و رفتار فجورآمیز صورت می‌گیرد.[۴۶]
خداوند گزارش می‌کند که مستکبران جهان این گونه عمل می‌کنند. از این رو فرعون هر گونه پذیرش فکر و رفتار و آیین دیگری را اجازه نمی‌دهد و پذیرش هر فکر و آیینی را منوط به اذن خود می‌داند به گونه‌ای که در صورت تخطی، افراد را به سبب پذیرش فکر و رفتار و آیینی دیگر با شکنجه‌های سخت به قتل می‌رساند. [۴۷] از نظر فرعون، گفتمان استبدادی و استکبار او بهترین سبک زندگی است. بنابراین هرگونه گفتمان و فکر و رفتار و آیینی دیگر، باطل و نادرست بوده و به شدت مدعیان و پیروان آن مجازات وکشته و شکنجه می‌شوند.[۴۸]

ابزارهای جهاد کبیر

از آن جایی که جهاد کبیر، جهاد علمی و فکری و فرهنگی است، برخلاف جهادهای فیزیکی و سخت، ابزارهای نرمی لازم است که مورد استفاده قرار گیرد. در جنگ نرم، ابزارهای سخت چون قتل و شکنجه کارایی ندارد و حتی نتیجه عکس می‌دهد و به جای اینکه موجب تسلط فکری و فرهنگی گفتمانی شود، موجب نابودی و تزلزل آن می‌شود. از آن جایی که هدف در جهاد کبیر، تسلط بر اذهان و قلوب است، لازم است تا از ابزارهایی استفاده شود که موجبات تسلط بر قلوب می‌شود. جهادگر در جهاد کبیر و جنگ نرم نمی‌خواهد تا جانی را بستاند و مالی را به غارت برد و یا کسی را برده کند، بلکه در این فکر است که کسی یا جامعه‌ای بنده خود کند تا بنده با همه وجودش در خدمت رب و یا ارباب باشد
جهادگران فرهنگی در گفتمان باطل برای تسلط و ولایت یابی بر ذهن و قلب بشر از هر ابزار باطل و حقی استفاده می‌کنند؛ زیرا هدف وسیله را برای آنان توجیه می‌کند. آنان از ابزارهای ضد اخلاقی و ضد انسانی چون تمسخر و استهزاء و تهمت و افترا و نیز متشابهات و خرافات بهره می‌گیرند تا ذهن و قلب بشر را در اختیار گیرند. اما از آن جایی که مؤمنان در جهاد کبیر در اندیشه تسلط خوبی‌ها و هنجارها و افکار و اندیشه‌های عقلانی و عقلایی هستند، تنها مجاز می‌باشند تا از این ابزارها استفاده کنند و مجاز نیستند از امور خرافی و باطل یا رفتارهای ضداخلاقی و هنجاری برای تبیین و تسلط بر ذهن و قلب استفاده کنند لذا با محدودیت‌های ابزاری مواجه هستند
در جهاد فرهنگی و علمی، لازم است تا باتوجه به استعداد و قابلیت‌های مخاطبان، از برهان عقلانی و موعظه‌ها و پندهای عقلایی استفاده کرد و با جدال احسن و گفتمان مناسب خردپسند ومقبول عقلایی، دیگران را نسبت به حقایق آگاه کرد و ایشان را از بندگی ارباب به بندگی خداوند یکتا و یگانه خواند.[۴۹] هدف از جهاد فکری و علمی و فرهنگی آن است که مؤمنان را از تهاجم فکری و فرهنگی دشمن حفظ کرد و با پاسخ گویی به شبهات و روشنگری و بصیرت زایی یا بصیرت افزایی، اجازه نداد تا رفتارهای نابهنجار آنان به شکل فرهنگ بر جامعه مسلط شود و با تخریب حقایق و هنجارهای ارزشی و فکری و فرهنگی، جامعه را دچار تردید کند.
پس از کادر سازی و تقویت مبانی فکری و فرهنگی و اخلاقی جامعه ایمانی با بهره گیری از عالمان و اندیشمندان، می‌بایست نسبت به افکار و اندیشه‌ها و رفتارهای ضد بشری و اخلاقی کافران و دشمنان واکنش نشان داد و با برهان و استدلال و جدال احسن دشمن را خلع سلاح کرد. بهره گیری از گفتمان سالم در همه حال [۵۰] مراعات اعتدال و میانه روی در ارتباط با مردم و هدایت و راهنمایی آنان [۵۱] تأکید بر امور فطری و فطریات از جمله منفعت طلبی و ضرر گریزی [۵۲]، بهره گیری از برهان و دلیل عقلانی و عقلایی [۵۳]، بیان فلسفه زندگی و احکام [۵۴]، صراحت گویی [۵۵] و مانند آن از ابزارها و روش‌هایی است که می‌بایست در جهاد نرم و جهاد کبیر فکری و فرهنگی و عملی به کار گرفت.

جنگ از منظر آیات قرآن

مذهب اسلام ، به عنوان یک دین کامل و جامع الهی، با پدیدهٔ جنگ و صلح به نحوی برخورد کرده که ارجحیت نظریات و دیدگاه‌های وی بر سایر نظرات، هویدا است. سخن حق در این باب از آن اسلام است و ما پیروان این دین آسمانی، باید با شناخت صحیح احکام اسلامی در مورد جنگ و صلح، برنامه‌های جامع اسلامی را تنظیم و هدایت کنیم. از آیه‌های قرآن استفاده می‌شود که جنگهای پیامبر بزرگوار اسلام به سه منظور انجام شد : دفاع ، رفع ستم و برانداختن فتنه. اولین انگیزهٔ جنگهای اسلام علیه کفر، دفاع از حقوق مسلمانان و کیان جامعهٔ اسلامی بود
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا....... وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا ........ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ اسلام ، ریشه جنگ و منازعه در جامعهٔ بشری را ناشی از فزون طلبی، استکبار، تجاوز و تعدی انسانها به حقوق یکدیگر می‌داند. افراد، دولتها و کشورهایی که از حق خود فراتر رفته و می‌خواهند حقوق دیگران را از آن خود کنن ، زمینه‌های نزاع و جنگ را فراهم می‌کنند. با اینکه جنگ و خونریزی در دین مبین اسلام به هر طریقی نهی شده، اما در صورت بروز جنگ، بایستی از سرزمین و کیان نظام مقدس اسلامی در بلاد اسلامی دفاع نمود.

توبه ۳۶

با مشرکان همگی کارزار کنید همچنان که آنان هم با شما همگی کارزار می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است. در مجمع البیان آمده است: یعنی همگی شما در حالی که با هم مؤتلف باشید و اختلافی نداشته باشید، کارزار کنید، چنان که آن‌ها نیز همگی با شما کارزار کنند. و به نقل از «اصم» آورده است: معنای آیه، این است که پشت در پشت و نسلاً بعد نسل با آن‌ها کارزار کنید چنان که آن‌ها با شما این گونه کارزار کنند».

بقره ۲۱۶

بر شما جهاد مقرر شده است و آن برای شما ناخوشایند است و چه بسا چیزی را ناخوش داشته باشید و آن به سود شما باشد و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید و آن به زیان شما باشد و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید. به نوشته مجمع البیان، آیه بر وجوب جهاد کفایی دلالت دارد. نیز در خلاصه المنهج می‌خوانیم: «این آیه، دلالت بر وجوب جهاد و فرض بودن آن می‌کند.» در المیزان آمده است که آیه دلالت بر فرض قتال بر همه مؤمنان دارد؛ به خاطر این که خطاب متوجه به آن‌ها است.

توبه ۷۳

ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و با آنان درشتی کن. در کنزالعرفان، ذیل تفسیر این آیه به نقل از ابن عباس آورده است: جهاد کفار با سیف و شمشیر است و جهاد منافقان با زبان است که اقامه حجت بر آنان باشد و موعظه شوند». سپس ادامه داده است که امر جهاد با کفار دو قسم است:
۱. با کفار اهل کتاب یا آن‌ها که شبهه کتاب داشتن دارند، کارزار می‌شود تا اسلام آورند یا به شرایط ذمه ملتزم گردند.
۲. با کفار غیر اهل کتاب کارزار می‌شود تا اسلام بیاورند یا کشته شوند. در المیزان، جهاد با آنان را صرف نهایت تلاش در مبارزه با آنان می‌داند که با زبان و دست است تا در نهایت به قتال برسد.

توبه ۱۲۳

ای مؤمنان با کسانی از کفار که نزدیک شما هستند؛ کارزار کنید و باید که در شما درشتی ببینند. صاحب کنزالعرفان در تفسیر این آیه آورده است که یعنی با همه کفار کارزار کنید و ابتدا از نزدیک تر آغاز کنید. و در تفسیر نمونه آمده است: درست است که با تمام تاکتیک و روش مبارزه، بدون شک نخست باید از دشمنان نزدیک تر شروع کرد؛ چرا که خطر دشمنان نزدیک تر بیشتر است. همان گونه که هنگام دعوت به سوی اسلام و هدایت مردم به آئین حق باید از نزدیک تر شروع کرد ...
تعبیر و لیجدوا فیکم غلظه بیان گر آن است که باید آمادگی و سرسختی خود را به دشمن نشان بدهید تا آن‌ها بدانند در شما چنین روحیه‌ای هست و همان، سبب عقب نشینی و شکست روحیه آنان گردد و به تعبیر دیگر، وجود قدرت کافی نیست بلکه باید در برابر دشمن نمایش قدرت داد. در المیزان این آیه را امر به جهاد عام دانسته است که توسعه اسلام در آن است تا آن که در دنیا شایع شود.

انفال ۶۵

ای پیامبر! مؤمنان را به جهاد برانگیز. خداوند در این آیه خطاب به پیامبر خود فرموده است که مؤمنان به دین را به کارزار تشویق و تحریض کن.

توبه ۱۱۱

خداوند جان و مال مؤمنان را در ازای بهشت از آنان خریده است، همان کسانی که در راه خدا کارزار می‌کنند و می‌کشند و کشته می‌شوند. این وعده به راستی و درستی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده او است. در این آیه از جهاد در راه خدا قدردانی شده و خدا را خریدار جان و مال جهادگران دانسته است. با استفاده از دلایل قرآنی که پاره‌ای از آن ذکر شد؛ می‌توان استناد کردو ثابت نمود که در اسلام علاوه بر اینکه اصل بر صلح است ؛ اما جنگ نیز مهمی است که به آن تأکید شده است.
با توجه به مطالب بیان شده در خصوص وجود جنگ در اسلام و وجود آیات متعدد در قرآن کریم ، دال بر این موضوع، شرایط و ویژگی‌هایی نیز در رابطه با جنگ و شروع جنگ ، شیوه‌های پیکار در تعالیم اسلام آمده است.

پانویس

  1. صف۱۲.
  2. 13 توبه.
  3. سوره حج .
  4. بقره 190و 193و 218 و 244 و 246 و آل عمران 13و 146و 167.
  5. انفال 7و8.
  6. حج 39 و 40.
  7. حج 39.
  8. انفال 7و8.
  9. انفال55و57.
  10. بقره251.
  11. بقره 190تا193.
  12. توبه5.
  13. 61 انفال.
  14. ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، مطهری، جهاد،. شلتوت محمود، جنگ و صلح در اسلام، ترجمه شریف رحمانی.
  15. مزمل20.
  16. بقره 177.
  17. آل عمران 146.
  18. آل عمران 140 تا 154.
  19. مائده35 و انفال45.
  20. توبه52.
  21. مجمع البیان ج5و6 ص58.
  22. بقره218 آل عمران152 نساء 95 و96.
  23. بقره 218 و نساء 95 و 96.
  24. انفال 74.
  25. صف 10 و 11.
  26. مائده 54 و صف 4.
  27. مجمع البیان ج3و4 ص820.
  28. توبه14.
  29. آل عمران195.
  30. نساء84 فتح20 و 24.
  31. توبه 14 و 15.
  32. صف10 و13.
  33. توبه 14 و 25 و 26 و 52.
  34. عنکبوت69.
  35. آل عمران 140 و 141 و انفال 7.
  36. انفال 72.
  37. آل عمران 152 انفال 45 و 46.
  38. بقره195.
  39. آل عمران 173 و 174.
  40. توبه51.
  41. صف4.
  42. توبه51.
  43. انفال47.
  44. نساء 104 و انفال 45 و 46 و 24.
  45. حجرات10.
  46. نوح 27.
  47. اعراف123؛ طه 71.
  48. غافر 29.
  49. نحل125.
  50. نساء63 و نحل125.
  51. اعراف 199 انبیاء 109.
  52. مائده76 انعام71.
  53. آل عمران86 محمد14.
  54. نحل125.
  55. حجر94، مائده92و 99.
منبع: وبلاگ تاریخی فرهنگی قرآنی ۱ - تاریخ برداشت: 95/03/05
بازگشت به جهاد