جلسه چهلم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
***

خلاصه جلسه قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

درباره مسائل مربوط به شرط احتمال تأثیر در وجوب امر و نهی، بحث می‌کردیم.

مسئله دهمی که امام(ره) در این رابطه مطرح می‌کنند، این است: «لو علم أن أمر شخص خاص مؤثر في الطرف دون أمره وجب أمره بالأمر إذا تواكل فيه مع اجتماع الشرائط عنده»

امام(ره) در این مسئله می‌فرماید که شخصی می‌خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند، ولی اگر خودش بگوید، در این فرد اثر نمی‌کند و می‌داند اگر فلان شخص بگوید، اثر می‌کند و آن شخص هم در محل حاضر است. یعنی هم این مکلف آن منکر را می‌بیند و هم او آن منکر را می‌بیند و شرایط هم برای هر دو یکسان است. بنابراین امر به معروف بر هر دو واجب شده است. منتهی این می‌داند که اگر بگوید، در این فرد هیچ اثری ندارد، ولی اگر او بگوید، در این فرد اثر دارد. ولی آن دیگری سستی می‌کند و نمی‌گوید. در اینجا ایشان می‌فرماید که بر این مکلف واجب است که به آن شخصی که می‌داند کلامش نافذ است، بگوید شخصی را که مرتکب منکر شده و یا معروفی را ترک کرده است امر به معروف و نهی از منکر کند.

«لو علم أن أمر شخص خاص مؤثر في الطرف دون أمره وجب أمره بالأمر إذا تواكل فيه مع اجتماع الشرائط عنده» امر این فرد مؤثر است، اما امر مکلف اول مؤثر نیست. وقتی او سستی می‌کند(تواكل یعنی سستی کردن) واجب است به این فرد بگوید که برو و امر و نهی کن. حالا سؤال این است که دلیل این که واجب است به او بگوید چیست؟

وجوب امر به امر به معروف

یک معروف توسط فلان شخص ترک می‌شود و نماز نمی‌خواند. اگر من به او بگویم که نماز بخوان، گوش نمی‌کند، ولی مؤمن دیگری هم اینجا ایستاده است که می‌بیند که این فرد نماز نمی‌خواند، بر او هم واجب است که امر به معروف کند، ولی نمی‌گوید. بر من واجب است که به او بگویم برو بگو؛ چون می‌دانم امر من اثر بر آن شخص ندارد، پس امر و نهی آن شخص، بر من واجب نیست. زیرا در امر به معروف، احتمال اثر را شرط کردیم و من یقین دارم که امر من اثر ندارد، پس امر او، بر من، واجب نیست.

سوال دیگر این است که امر کردن من به این مومن که بگویم برو فلان شخص را امر و نهی کن، چرا واجب است؟ برای اینکه این مومن که نمی‌گوید و گفتنش هم اثر دارد، خود عمل این فرد، ترک معروف است؛ پس امر این فرد، بر من واجب است.

امام(ره) در این عبارت، واژه «تواكل» آورد. این «تواكل» را در برابر این آورد که این سستی نمی‌کند و او هم مانند من یقین دارد که اگر بگوید اثر ندارد. حضرت امام(ره) فرمود که اگر می‌دانی، بگویی اثر ندارد و اگر این فرد بگوید اثر دارد، واجب است به او بگویی که فلان شخص را امر و نهی کن. دلیل این که واجب است ما به این فرد بگوییم فلان شخص را امر و نهی کن، همان ادله امر به معروف است؛ چون خود این امر، امر به معروف است.

مثال دیگر

در حقیقت آن چیزی که بر گردن شما هم بود، توسط اقدام اول انجام می‌شود. مثل اینکه بر من واجب است که برای نماز وضو بگیرم. فرد تشنه لبی هم اینجا هست و نمی‌تواند آب برای خوردن تهیه کند و در حال مرگ است. بر من واجب است که برای این فرد، آب بیاورم. برای خودم هم واجب است آب بیاورم و وضو بگیرم. من برای تهیه آب به منظور وضوی خودم رفتم و آب آوردم، که هم این فرد خورد و هم من وضو گرفتم. با یک اقدام هر دو حاصل شد.

نهی، از منکری که بعدا انجام خواهد شد

مسئله یازدهم، این است: «لو علم أن فلانا همّ بارتكاب حرام و احتمل تأثير نهيه عنه، وجب» فهمیدم که فلانی تصمیم گرفته شراب بخورد، ولی هنوز هیچ اقدامی نکرده و فقط تصمیم گرفته است که امشب سر سفره غذایش، شراب بیاورد و بخورد و من احتمال می‌دهم که اگر الآن به او بگویم و او را نهی از منکر کنم، او شب کار را او نمی‌کند. آیا الآن که نه شراب خریده است و نه سر سفره گذاشته است و نه در دستش گرفته است که بخورد و فقط تصمیم بر این کار دارد و من می‌دانم یا احتمال می‌دهم اگر الآن به او بگویم، این فرد نمی‌رود شراب بخرد و بخورد، آیا این گفتن بر من واجب است یا واجب نیست؟ ایشان می‌فرمایند که باید بگوید. دلیلش چیست که اگر کسی تصمیم دارد انجام دهد و هنوز انجام نداده است، بر ما واجب است نهی‌اش کنیم؟

در امر به معروف و نهی از منکر، شارع به دنبال این است که نماز ترک نشود، شراب خورده نشود و... . پس اگر بخواهد این اغراض انجام شود، قبل از فعل فاعل باید اقدام کند. شارع محترم می‌خواهد نماز ترک نشود. چه موقع ترک الصلاة صدق می‌کند؟ زمانی که از وقت نماز گذشته باشد. پس قبل از گذشتن وقت نماز، هنوز این فرد وقت دارد؛ هنوز تارک محسوب نمی‌شود؛ وقتی تارک محسوب می‌شود که وقت نماز گذشته باشد.

لزوم امر به معروف و نهی از منکر حین المقدمات

اگر قرار شود زمانی امر به معروف بر من واجب باشد که ترک ‌المعروف صدق کند، دیگر موردی ندارد که بگویم نماز بخوان. چون دیگر وقت نماز گذشته و شارع می‌خواست که این نماز، ترک نشود. پس غرض امر به معروف این است که صلاة ترک نشود. غرض از نهی از منکر این است که منکر واقع نشود. پس همیشه امر و نهی باید حین المقدمات باشد و نه حین الفعل. حین الفعل کار تمام می‌شود. وقتی آن فرد شراب را خورد، دیگر نهی معنا ندارد.

اگر منکری درون اجتماع تحقق پیدا کرد، دیگر نهی از آن معنا ندارد. شما نهی از منکر می‌کنید که تحقق پیدا نکند. به عنوان مثال، زمانی که یک شرابی توسط شخصی خورده شد، در آن شرایط، دیگر «لاتشرب الخمر» مفهومی ندارد. اگر یقین داشتید که این دفعه اول است و دیگر هم نمی‌خورد، نسبت به او دیگر این لاتشرب الخمر معنا ندارد. اما می‌دانید مانند او، اشخاص دیگری هم هستند که تصمیم دارند شراب بخورند و شما اگر به او بگویید، بر آن‌ها احتمال اثر دارد، این نهی از منکر از آن‌ها می‌شود؛ اما در قالب این فرد است.

پس بنابراین خود ذات امر به معروف و نهی از منکر، حین تحقق المقدمات، وجوب پیدا می‌کند. منتهی بعضی‌ها گفته‌اند غیر از آن وجوب ذاتی، وجود مقدمی هم کمک می‌کند؛ یعنی اگر کسی تصمیم گرفت شراب بخورد، اگر مقدمه حرام را حرام بدانید، این تصمیم حرام می‌شود. پس این شخصی که تصمیم به خوردن شراب گرفته، در حال انجام کار حرام است. وقتی الآن کار حرام انجام می‌دهد، همین الآن من باید از این تصمیم نهی از منکر کنم، چون این تصمیم حرام است.

بر این اساس ما برای این مسئله دو مبنا داریم؛ یک مبنا علی القول است و یک مبنا ذاتی است. مبنای ذاتی این شد که اصلاً ادله امر به معروف و نهی از منکر، حین المقدمه، فعلی می‌شود. همین که فرد وارد مقدمات شد، شارع به ما گفت که او را نهی کنید. این هیچ نیازی ندارد که ما مقدمه واجب را واجب بدانیم یا واجب ندانیم. مقدمه حرام را حرام بدانیم یا حرام ندانیم.

نهی از عملی کردن تصمیم به ارتکاب حرام

در باب تصمیم در موضوع امر به معروف و نهی از منکر، جای هیچ گونه خدشه‌ای وجود ندارد. وقتی کسی تصمیم می‌گیرد، ما او را از ذات‌ التصمیم، نهی نمی‌کنیم؛ بلکه ما او را از اجرایی کردن تصمیم نهی می‌کنیم. بعضی‌ها می‌گویند که اصلاً تصمیم، ارادی نیست و از امر غیر ارادی نمی‌شود نهی کرد. ما هم نمی‌خواهیم از ذات‌التصمیم نهی کنیم؛ ما از عملی ساختن این تصمیم نهی می‌کنیم و آن در اختیار انسان است. بنابراین مسئله این شد: «لو علم أن فلانا همّ بارتكاب حرام و احتمل تأثير نهيه عنه، وجب.»

الزام به نهی از اولین مقدمه انجام حرام

می‌دانیم که برای یک فعل، مقدماتی وجود دارد. ما در امر و نهی گفتیم که عند المقدمات واجب شده است تا به فعل یا ترک نرسد. سؤالی این‌جا مطرح می‌شود که در چه نوع مقدماتی واجب می‌شود؟ مقدمات البعیده و یا مقدمات القریبه؟ جواب این است که در اول المقدمات باید گفته شود؛ یعنی شما احتمال می‌دهید، اگر در حین اول المقدمه نهی نکردید و ناگهان از دنیا رفتید، می‌گویند چرا این فرد را نهی نکردید؟ این رفت و شراب خورد. چون ما گفتیم که از هنگام احتمال‌الاثر، امر به معروف و نهی از منکر، حین المقدمه فعلی می‌شود. پس امر و نهی در اول المقدمات، فعلی می‌شود. وقتی فعلی شد،‌ اگر تأخیر انداختید و فوت شد، مجازات می‌شوید. پس همان موقع واجب شده است.

گفتیم که امر و نهی، با هدف جلوگیری از تحقق است، نه با هدف جلوگیری از استمرار. بنابراین اگر نخواهید فتوا هم بدهید، باید بگویید احتیاط واجب این است که با اولین مقدمات، باید امر به معروف نهی از منکر صورت بگیرد. پس در اولین مقدمه‌ احتمال اثر بدهی، باید بروی و بگویی. علت این‌که ایشان احتمال الاثر را آورد، این است که اصلاً در مرحله تصمیم گیری گوش نمی‌کند؛ ولی در زمانی که رفت بخرد و گفتی، اثر می‌کند. لذا آن زمان وظیفه می‌شود.

این بحث را دقت کنید، این از ریزه کاری‌های مباحث اجتهادی و فقهی است و آن اینکه اگر ما مقدمات را واجب دانستیم و وجوب را هم ثابت کردیم که وجوب شرعی است، نه وجوب عقلی، در این صورت امر و نهی دیگر ربطی به ذی‌المقدمه ندارد. خود این مقدمه، امر و نهی دارد. یعنی اگر ما گفتیم که تصمیم بر شراب خواری به عنوان مقدمه حرام، حرام است، پس خود این تصمیم، حرام است و ربطی به شراب خوردن اصلی ندارد. بنابراین وقتی که شخص وارد اقدام می‌شود، باید بگویی.

سقوط امر و نهی با عدم موفقیت مرتکب فعل حرام

سوال: وقتی کسی که تصمیم گرفته‌ شراب بخورد، ولی اتفاقی می‌افتد -مثلاً می‌میرد- و مانع از خوردن او می‌شود و در تصمیم خود باقی می‌ماند، در حالی‌که ما هم او را نهی نکرده‌ایم، اینجا به گردن ما هست و یا چون به عمل نرسیده، بر گردن ما نیست؟

اینجا تجری می‌شود. باید ببینیم که ما تجری را حرام می‌دانیم و یا حرام نمی‌دانیم. مثل کسی می‌ماند که به نیت اینکه شراب بخورد، یک لیوان آب می‌خورد، بعد می‌فهمد که آب بوده است. او کار حرامی انجام داده است یا نه؟

این تجری می‌شود. ما تجری را حرام نمی‌دانیم. آن کسانی که می‌گویند مقدمه حرام، حرام است و خودش حرمت شرعی دارد، مقدمات موصله را هم حرام نمی‌دانند. مطلق المقدمات را حرام می‌دانند. در این صورت او به خاطر تصمیمش مجازات می‌شود و من هم به خاطر اینکه به او نگفتم، مجازات می‌شوم. کسی که به دزدی می‌رود. مقدمات دزدی حرام نیست. دزدی حرام است. بنابراین نردبان ساز و نردبان آور، کار حرامی انجام نداده‌اند. اگر حرام تحقق پیدا کرد، از باب اعانه بر گناه این‌ها مجازات می‌شوند. اگر کسی برای دزد نردبان ساخت و نردبان را گذاشت و رفت، ولی این فرد دزدی نکرد، آن‌ها که اعانه به گناه کرده‌اند مجازات می‌شوند. چون اعانه بر گناه تحقق پیدا کرده است؛ ولو اینکه خود گناه، تحقق پیدا نکرده باشد.

توقف اثر امر به معروف و نهی از منکر بر انجام کار حرام

مسئله دوازده، این است «لو توقف تأثير الأمر أو النهي على ارتكاب محرم أو ترك واجب لا يجوز ذلك، وسقط الوجوب، إلا إذا كان المورد من الأهمية بمكان لا يرضى المولى بتخلفه كيف ما كان كقتل النفس المحترمة و لم يكن الموقوف عليه بهذه المثابة، فلو توقف دفع ذلك على الدخول في الدار المغصوبة ونحو ذلك وجب.»

مسئله، مسئله روشنی است. می‌فرماید مکلف یک جایی می‌خواهد امر به معروف کند، اثر نمی‌کند، مگر اینکه یک کار حرامی را انجام دهد. می‌خواهد یک فرد را نهی از منکر کند، لازمه‌اش این است که این فرد، مثلا در پارتی‌ها شرکت ‌کند. این کار برای او حرام است. نهی از منکر او متوقف بر این شده که خودش منکر را انجام دهد. ایشان فرمود در اینجا واجب نیست.

این مسئله را ایشان قبلاً بیان کرده‌اند. مسئله این بود اگر انجام امر و نهی، متوقف بر حرام است، قبلاً فرمودند که نباید انجام دهید. اینجا تأثیرش متوقف بر حرام است. می‌گوید اگر من فلان لباس را نپوشم، حرف من اثر نمی‌کند. پس مسئله دیگر، مقدمه اقدام نیست. قبلاً ما گفتیم مقدمه اقدام است. مثالی هم که ایشان زده‌اند، مقدمه اقدام آورده‌اند. مثل اینکه اگر شما می‌خواهید کسی را از کشتن کسی منع کنید، مجبور هستید که وارد خانه غصبی شوید، این برای اقدام است.

اما اینجا صحبت ما بر سر اثر است. می‌گوید اگر من به این شکل بگویم، احتمال اثر دارد؛ ولی اگر به این شکل بگویم، احتمال اثر ندارد. در هر دو صورت می‌توانم بگویم، ولی شکل‌ها فرق دارد. اینجا مربوط به اثر است. می‌فرماید اگر شما بخواهید اقدامت اثردار باشد، لازمه‌اش این است که گناهی را انجام دهید. مثل اینکه بعضی از روضه خوان‌های ما غنا می‌خوانند. می‌گویند چرا غنا می‌خوانی؟ می‌گوید اگر من غنا نخوانم، این افرادی که پای صحبت من می‌آیند، همه این‌ها می‌روند و فاسد می‌شوند. من با این شکل خواندن، این‌ها را از گناه نجات می‌دهم. می‌گوید اگر این طور نخوانم، اثر نمی‌کند. امام(ره) می‌فرماید جایز نیست.

این مسئله را ما قبلاً بحث کرده‌ایم که اینجا موارد تزاحم است. آن دلیل می‌گوید غنا حرام است، این دلیل می‌گوید نهی از منکر، واجب است. در اینجا این فعل را اگر این‌گونه انجام دهد، نهی از منکر است، پس واجب است؛ لکن اگر این‌گونه انجام دهد، غنا است پس حرام می‌شود. دلیل حرام می‌ماند یا دلیل وجوب؟ ما قبلاً گفتیم که در موارد اجتماع امر و نهی، اگر اهم ثابت شد، اهم مقدم است. اما اگر اهم ثابت نشد، دلیل حرمت نمی‌گذارد آن دلیل وجوب عمل کند.

بازگشت به دروس خارج